صفحة 4 من 4 الأولىالأولى ... 234
النتائج 31 إلى 34 من 34

الموضوع: سبب حقیقی شرک آوردن به خداوند و سرّ شفاعت....

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    - 32 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    17 - 05 - 1430 هـ
    12 - 05 - 2009 مـ
    09:00 مساءً
    ـــــــــــــــــــــــــ



    إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    خداوند تعالى می‌فرماید:

    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ}
    صدق الله العظيم [السجدة:4]
    { خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلا یافت؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید؟!}
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَتَبَارَكَ الَّذِي له مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (85) وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (86)}
    صدق الله العظيم [الزخرف]
    {پر برکت و پایدار است کسی که حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن اوست؛ و آگاهی از قیام قیامت نزد اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید! (۸۵) کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند! (۸۶)}
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بالحقّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:53]
    {آیا آنها جز انتظار تأویل آیات دارند؟ آن روز که تأویل آنها فرا رسد، کسانی که قبلاً آن را فراموش کرده بودند می‌گویند: «فرستادگان پروردگار ما، حق را آوردند؛ آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها وجود خود را از دست داده‌اندو آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:53]
    { آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» آنها وجود خود را از دست داده‌اندو آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم،

    { آنها وجود خود را از دست داده‌اند و آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    یعنی برای آنان جز خداوند ولی و شفیعی پیدا نمی‌شود که جرأت کنند در پیشگاه خدا برای آنان شفاعت نماید. اما متأسفانه تعداد کثیری از علمی چگونگی شفاعت را نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند در پیشگاه خداوند ارحم الراحمین امرشفاعت به چه ترتیب است. اگر در این فرموده خداوند تدبر کنید:

    {وَتَبَارَكَ الَّذِي له مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا وَعِندَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (85) وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (86)} صدق الله العظيم [الزخرف]

    {پر برکت و پایدار است کسی که حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آن دو است از آن اوست؛ و آگاهی از قیام قیامت نزد اوست و به سوی او بازگردانده می‌شوید! (۸۵) کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند! (۸۶)}

    اگر در استثنایی که در این آیه در مورد شفاعت آمده و معنی آن رانفهمیده‌اند تدبر کنید؛ راز این استثناء را می‌توانید در فرموده خداوند تعالی بیابید:

    {وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}
    صدق الله العظيم [الزخرف:86]


    {کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند!}

    مقصود چه کسی است؟ مقصود از کسانی که مالک شفاعت نیستند؛ بندگان مقرب خداوندند(الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ) و سپس استثنای حق می‌آید:
    {إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}
    صدق الله العظيم.

    { مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند!}

    مقصود خداوند سبحان از این فرموده چیست: {إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم؟
    { مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند!}

    مقصود این است مگر کسی که به حق شهادت می‌دهد که "خداوند بیش از این بنده‌ای که استثناً به او اجازه سخن گفتن با پروردگارش داده شده؛ نسبت به بندگانش رحم دارد" . به او اجازه داده شده سخن بگوید چون می‌داند او سخن صواب را خواهد گفت واز خدا برای هیچ احدی درخواست شفاعت نمی‌کند؛ در حد او نبوده و شایسته نیست چنین کند. بلکه درباره حقیقتی که در نفس خداست و او از آن باخبر است با پروردگارش محاجه می‌کند. هیچ یک از متقیان اجازه سخن گفتن ندارند مگر کسی که خداوند الرحمن به او اجازه دهد و او هم سخن صواب را خواهد گفت وسخن صواب این است. ولی کسانی که نمی‌دانند می‌گویند:

    {فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ}

    { آیا شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟}

    به جواب حقی که خداوند به آنان می‌دهد بنگرید:

    {قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:53]

    { آنها وجود خود را از دست داده‌اندو آنچه را به دروغ مى‌ساختند همگی از نظرشان گم می‌شوند.}
    همانا که خداوند محمد؛ عبد و رسولش را برانگیخت تا به مردم هشدار دهد جز پروردگارشان ولی و شفیعی ندارند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أعلم الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ أن أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ (50) وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أن يُحْشَرُواْ إِلَى ربّهم لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)} صدق الله العظيم [الأنعام]

    {بگو: «من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!» (۵۰) و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند! (۵۱)}
    حدیثی که در مورد شفاعت محمد عليه الصلاة والسلام آمده؛ دروغ و افتراست. هدف از این افترا هم این است که مسلمانان را گمراه کند تا تصور کنند محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - در پیشگاه خداوند شفاعت آنان را خواهد کرد و می‌گوید شفاعت از آن من است؛ از آن من است... امید به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار شرک بزرگی است حال چه آن بنده محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - باشد یا رسول الله مسيح عيسى بن مريم - صلّى الله عليه وآله وسلّم - يا نبيّ الله عُزير - صلّى الله عليه وآله وسلّم -. من به حق فتوا می‌دهم هرکس منتظر است تا بنده در پیشگاه رب المعبود- خداوند ارحم الراحمین- شفاعتش را کند؛ به خدا شرک آورده واین شهادت حق را نمی‌دهد که خداوند از تمام بندگان مقرب خود - از ملایکه تا انبیا ورسولان و صدیقین و شهداء و صالحان- رحیم تر است و با رحمت پروردگارش خود را از شفاعت کسانی که از خدای او رحم کمتری دارند؛ خود را بی‌نیاز نمی‌شمارد.

    ای مردم؛ من از شما دعوت می‌کنم تنها خداوند یکتا را عبادت کنید؛ حال چه کسی می‌خواهد بگوید من در گمراهی آشکار هستم؟ شفاعت را به خدا واگذار کنید تا آن گونه کی می‌خواهد و دوست دارد و راضی می‌شود انجامش دهد و به کسانی که درباره شفاعت در پیشگاه خدا با شما محاجه می‌کنند؛ جوابی را بدهید که خداوند امر نموده تا محمد بنده و رسولش به انان بدهد. این فرموده خداوند تعالی:

    {قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا له مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ} صدق الله العظيم [الزمر:44]
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست}
    یعنی این صفت رحمت در نفس خداست که در برابر عذابش شفاعتتان را می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {إِلَّا مَن شَهِدَ بالحقّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:86]،

    { مگر کسانی که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند!}
    یعنی مگر کسی که به حق شهادت می‌دهد که این خداوند أرحم الراحمين است ، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  2. مصدر المشاركة
    -33-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04- 06 - 1428 هـ
    20 - 06 - 2007 مـ
    12:17 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــــ


    یمانی منتظر مؤمنان را به خروج از عبادت بندگان و روکردن به عبادت پروردگار بندگان-رب العباد- دعوت می‌کند

    بسم الله الرحمن الرحيم ، و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللّهِ إلا وَهُم مشركونَ (106)}صدق الله العظيم [يوسف]

    {و بيشترشان به خدا ايمان نياورند مگر اینکه مشرکند (ایمان شان آلوده به شرک است)}
    از یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم؛ امام ناصر محمد یمانی به تمامی مسلمانان و همه مردم، و سلام بر کسانی که از مسیر هدایت به سوی راه راست-صراط مستقیم- پیروی می کنند.
    ای جماعت مسلمانان؛ احدی را همراه خداوند نخوانید و به راستی که من شما را از توسل جستن به بندگان مقرب خداوند نهی می کنم که این عمل شرک است, دعا نکنید تا آنها شفیع شما در نزد خداوند باشند که این امر شرک به خداوند است. بیایید تا با قرآن عظیم برایتان حکمیت کنیم تا روشن شود نتیجه و عاقبت امر کسانی که به جای خداوند بندگان مکرم او را می خوانند چه می شود و آیا این بندگان مکرم قادرند نفعی به دعا کنندگان برسانند یا اینکه از کسانی که به جای خداوند ؛ آنها را خوانده اند اعلان تبری می نمایند؟ همان طور که پیش از این برایتان توضیح داده و روشن نمودیم، علت بت پرستی مبالغه در حق بندگان مقرب و غلو به ناحق درمورد ایشان بوده است تا جایی که بعد از مرگ هر یک از کسانی که مستجاب الدعوه بوده و کراماتی داشته، توسط مردمی که بعد از آنها بوده اند، درحقشان مبالغه صورت گرفته است. در باره آنها هبه ناحق مبالغه شده و سپس مجسمه و تمثالی از هرکدام ساخته شده و به جای خداوند مورد دعا و درخواست قرار گرفته اند.این عبد مکرم از دنیا رفته است؛ اگر زنده و در میان مردم بود؛ آنها را از چنین کاری منع می کرد ولی شرک بعد از مرگ او رخ داده است.

    بیایید تا به گفتگو بین مؤمنانی که مشرک شده اند و با عبادت بندگان مکرم کارشان به شرک کشیده شده است و همینطور گفتگوی کافرانی که بدون دانستن سرّ عبادت بت ها و تنها بر پایه پیروی از پدرانشان و پدربزرگ هایشان پا در جای پای آنها گذاشته وبه بت پرستی می پرداختند نگاهی کنیم . خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (62) قَالَ الَّذِينَ حقّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (63)}صدق الله العظيم [القصص]
    {روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!» (۶۲)گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم؛ ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
    و حال تأویل حق این آیات را برایتان می آوریم و سزاوار نیست که با تأویل نادرست و ناحق و با گمان و ظن به خداوند نسبت بدهم و ظن و گمان کسی را از حق بی نیاز نمی کند. و اما تأویل حق این فرموده خداوند: {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (62)} مقصود خداوند این است که بندگان مقربی که به جای من از آنها درخواست می کردید کجایند؟ و کسانی که بت پرست بودند می گویند:خدایا اینها ما را اغوا کردند و منظورشان پدرانشان است چون آنها پدرانشان را بت پرست یافته یبودند و سرّ بت پرستی ایشان را نمی دانستند و پا جا پای آنها گذاشته بودند بدون آنکه از راز آن باخبر باشند در حالی که پدرانشان از سرّ عبدات بت ها آگاهی داشتند.حال به پاسخ پدرانشان نگاه کنید:
    { أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}
    منظورشان این است که آنها برای نزدیک شدن به خداوند، بندگان مقرب خداوند را عبادت کرده و باعث گمراهی و به بیراهه رفتن امت های بعد از خود شده اند. سپس خداوند حجاب بین آنها و بندگان مقرب را بر می دارد تا آنها را دیده همانگونه که در حیات دنیوی آنها را می شناختند؛آنهایی را که بعد از مرگ در حقشان مبالغه کرده بودند؛ باز بشناسند و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ (86)}
    صدق الله العظيم [النحل]

    {هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید!}
    خداوند حجابی که مانع دیدن یکدیگر می شد را برداشته و آنها قادر می شوند همدیگر را ببینند و لذا خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَـؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ (86)}
    صدق الله العظيم [النحل]

    {هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید!}
    و مقصود از زایل شدن (فَزَيَّلْنَا)درآیه این است که خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿٢٨}
    صدق الله العظيم [يونس]
    {روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس –حجاب میان - آنها را برمی‌داریم و کسانی که شریک گرفته بودند به آنان می‌گویند: «شما ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)}
    سپس بندگان مقرب می گویند:
    {تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (63)}صدق الله العظيم [القصص]

    {ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
    و این تأویل حق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كنتم تَزْعُمُونَ (62) قَالَ الَّذِينَ حقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ (63)}صدق الله العظيم [القصص]
    {روزی را که خداوند آنان را ندا میدهد و میگوید: «کجا هستند همتایانی که برای من می‌پنداشتید؟!» (۶۲)گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است میگویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم؛ ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم؛ ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند}
    ای مسلمانان به این ترتیب بندگان مقرب خداوند نسبت به عبادت شدن به جای خداوند توسط این بندگان ؛ کافرند .سیاق آیه و ضدیت آنها را با این عمل می بینید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزّاً (81) كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدّاً (82)}صدق الله العظيم [مريم]
    {و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی(معبودان) منکر عبادت آنان خواهند شد؛ (بلکه) بر ضدّشان قیام می‌کنند! (۸۲)}
    لذا ای شیعیانی که از ائمه اهل بیت طلب شفاعت می کنید؛ شما و تمام مذاهبی که از بندگان مقرب خداوند می خواهند شفیعشان باشند ؛ همگی به خداوند شرک آورده اید چرا که آنان ، مانند شما بنده خداوندند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً (56) أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ ربّك كَانَ مَحْذُوراً (57)}صدق الله العظيم [الإسراء]
    { بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید، بخوانید! آنها نه می‌توانند مشکلی را از شما برطرف سازند، و نه تغییری در آن ایجاد کنند.» (۵۶) کسانی را که آنان می‌خوانند، در طلب وسیله اند، تا کدامشان نزدیکتر(به خداوند) باشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    این در مورد مؤمنانی بود که با –باورشان نسبت به بندگان مقرب ؛ به خداوند شرک آورده اند اما اقوامی وجود دارند که به جای خداوند شیطان پرستند و شیاطین به حضورشان رسیده و خود را به عنوان فرشتگان مقرب خداوند معرفی می کنند؛ اینان نیز در برابرشان به خاک افتاده و سجده می کنند.وقتی از آنان سؤال شود معبودتان کیست می گویند فرشتگان مقرب.سپس از فرشتگان مقرب سؤال می شود که آیا اینها شما را عبادت می کردند،
    خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ يَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ أَهَؤُلَاء إِيَّاكُمْ كَانُوا يَعْبُدُونَ (40) قَالُوا سبحانكَ أَنتَ وَلِيُّنَا مِن دُونِهِم بَلْ كَانُوا يَعْبُدُونَ الجنّ أَكْثَرُهُم بِهِم مُّؤْمِنُونَ (41)}صدق الله العظيم [سبأ]
    {روزی را که خداوند همه آنان را بر می‌انگیزد، سپس به فرشتگان می‌گوید: «آیا اینها شما را پرستش می‌کردند؟!» (۴۰) آنها می‌گویند: «منزّهی (از اینکه همتایی داشته باشی)! تنها تو ولیّ مائی، نه آنها؛ بلکه جنّ را پرستش می‌نمودند؛ و اکثرشان به آنها ایمان داشتند!» (۴۱)}
    اینان توسط شیطان از راه راست منحرف شده اند در حالی که خود را مهتدی و هدایت یافته می پنداشتند. تمام این فرقه های ضاله و گمراه تصور می کنند هدایت شده اند و به آنها گمراهان یا بی راهه روندگان از حق _الضالین) اطلاق می شود .آنها از اینکه در گمراهی آشکار هستند بی خبرند و با وجوداینکه تصور می کنند اعمالشان نیک و پسندیده است ؛ تلاش شان در دنیا به هدر رفته است.

    اما فرقه دیگری هستند که گمراه از حق نیستند بلکه دید و بینشی قوی دارند؛ اما اگر راه حق را ببینند ؛ با وجود آگاهی از حق بودنش آن را بر نمی گزینند و با یافتن راه غلط و با علم به اینکه آن راه باطل است-عامدانه و آگاهانه- در آن گام می نهند.اینان شیاطین بشراند.آنها گمراه نیستند(الضالین) بلکه مغضوبان درگاه خداوندند و خداوند نسبت به آنها به شدت خشمگین و غضبناک است!چگونه است که اگر راه حق را ببیننداز آن دوری کرده و با دیدن راه غلط و باطل به سوی آن می شتابند؟! چگونه است که محمد رسول الله را مانند پسران خود می شناسند- یقین دارند او رسول خداونداست- ولی در برابر دعوت او به شدت ایستاده و مردم را از دعوت حق ایشان منحرف می سازند!؟ سر پیچی آنها از اوامر خداوند شدیدترین تمرد است، آنها بیش از هر کسی سزاوار وارد شدن به آتش جهنمند . با خداوند و اولیاء او محاربه کرده و با وجود اینکه می دانند حق است به شدت بر علیه آن مکر و دسیسه می کنند. به جای خداوند طاغوت را پرستش می کنند و می دانند معبودشان شیطان رانده شده است که دشمن خداوند و دوستان اولیاء اوست. برای همین شیاطین اولیائی غیر از خداوند برمی گزینند و با شیاطین مؤنث نزدیکی می نمایند تا خلقت خداوند را تغییر دهند و شیاطین جن از طریق نسل انسان تولید مثل کرده و جمعیت خود را افزایش می دهند.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيَوْمَ يِحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَآؤُهُم مِّنَ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِيَ أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النّار مَثْوَاكُمْ خَالدّين فِيهَا إلا مَا شَاء اللّهُ إِنَّ ربّك حَكِيمٌ عَليمٌ (128)}صدق الله العظيم [الأنعام]
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}آنها بدون حساب وارد آتش می شوند یعنی به جهنم رفتن آنها تا روز قیامت به تأخیر نمی افتد و بلافاصله بعد از مرگ وارد آتش می شوند.آنها شیاطین بشری هستند و در هر زمان و مکانی که باشند بعد از مرگ مستقیم وارد آتش می شوند.

    برعکس آنها بندگان مقرب خداوندند که با حساب وارد بهشت نمی شوند یعنی تا روز قیامت منتظر نمی شوند تا بعد ا ز محاسبه اعمال به بهشت بروند؛ بلکه بلافاصله بعد از مرگ وارد بهشت شده و تا زمانی که آسمان ها و زمین برقرار باشند در آن ساکنند و شیاطین بشر نیز تا زمان برپا بودن آسمان ها و زمین در آتش خواهند ماند.

    اما اصحاب یمین، ورود آنها به بهشت تا روز برانگیختگی و محاسبه به تأخیر می افتد؛ یعنی ورود آنها به بهشت بعد از برپایی قیامت خواهد بود و بعد از آنکه مورد محاسبه قرار گرفتند وارد بهشت شده و در آنجا از نعمتهای بی حساب خداوند برخوردار خواهند شد. در مورد گمراهان نیز چنین است و ورود آنها به آتش نیز تا روز قیامت به تأخیر می افتد و بعد از حساب رسی در قیامت ؛ وارد جهنم شده و بی حساب از "شجرة الزقوم" تغذیه خواهند شد ؛ طعام ناپاکی که درشکم مانند پاره ای ازآتش جهنم است.منظور از "حساب" این است که مورد محاسبه قرار می گیرند تا روشن شود خداوند در حق آنها هیچ ظلمی نکرده و ورود به آتش حاصل عملکرد وظلمی است که خود در حق خودشان کرده اند.

    اما شیاطین بشر در حالی که در همین دنیا زندگی می کنند آگاهند که به بیراهه رفته وآشکارا درگمراهیند.آنها دوبار وارد آتش می شوند؛ بار اول در زندگی برزخی وبلافاصله بعد از مرگشان وبار دیگر در روزی که مردم –برای رسیدگی به اعمال- در پیشگاه پروردگار عالمیان قرار می گیرند.

    ای مسلمانان؛ بیایید تا تفاوت بین اصحاب یمین و مقربین را برایتان روشن نمایم و تفاوت درجه آنها را برایتان بازگو کنم؛ براستی که فرق بین انجام اعمال واجب و انجام اعمال نافله که به قصد قربت انجام می شوند 690 درجه است ؛ اصحاب یمین به محبت خداوند دست نیافته اند بلکه تنها رضای او را کسب کرده اند؛ یعنی اینکه خداوند نسبت به آنها خشمگین نبوده واز آنها راضی است؛ چون آنها اعمال واجب شده از جانب خداوند را بجا آورده اند ولی به اعمال اختیاری نزدیک نشده اند؛ اعمالی که خداوند آنها را اجبار نکرده است ولی اگر کسی بخواهد به قصد قربت آنها را بجا می آورد . آنها این اعمال را انجام نداده اند بلکه فقط صدقه زکات واجب را پرداخته اند و با صدقات نافله قصد قربت بیشتر به خداوند را نکرده اند و؛ ای مؤمنان بدانید که فرق این دو بسیار بزرگ است.

    بیایید به این تفاوت نگاهی کنیم؛ و اما مقربان؛ صدقه ای را که خداوند بر آنها فرض نموده می پردازند و مانند اعمال نیکی که اصحاب یمین انجام می دهند در نزد خداوند این صدقات ده برابر می شود؛ سپس در راه خداوند بصورت نافله و برای بدست آوردن رضای خداوند و قربت به او صدقات بیشتری می دهند تا در ایمان خود نیز ثابت قدم تر گردند؛ این پرداخت ها مانند زکات اجباری نیست ؛ خوشان می خواهند پرداخت کنند و چون خداوند از آنها کریم تر است لذا بین اعمال واجب و نافله فرق بسیار زیاد 690 درجه ای قائل شده است وآنها را بیشتر دوست داشته و به خود نزدیک می کند. خداوند تعالی می فرماید:

    {مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا}صدق الله العظيم [الأنعام:160]
    {هر کس کار نیکی بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد}

    این همان اعمال حسنه ای است که بر انسان فرض شده و واجب است؛ نافله قبول نمی شود مگر اینکه وظایف واجب انجام شوند و سپس نوبت اعمال اختیاری و داوطلبانه می رسد؛ خداوند در قرآن عظیم به صراحت تفاوت بین اینها را آورده است؛ اعمال نیک واجب ده برابر پاداش داده می شوند ؛ اما اعمال نیک داوطلبانه که به قصد قربت الی الله انجام می گیرند پاداشی هفتصد برابر دارند ؛ پس 690 درجه با هم فرق دارند و هم چنین خداوند اگر بخواهد بیش از این نیز خواهد داد چرا که کرم خداوند سبحان حد ومرزی نمی شناسد

    ولی عمل نیک و بدی وجود دارد که میزان اجر یا جریمه آن برابراست و آن قتل نفسی است که در زمین فساد نکرده باشد؛ چنین قتلی مانند کشتن تمام انسان هاست و اگر کسی او را نجات دهد و قاتل را بخشیده و یا دیه را به اولیاء دم مقتول بپردازد تا قاتل را عفو کنند مانند آن است که تمام انسان ها را نجات داده باشد.

    پس ای مؤمنان همگی به سوی خداوند روکرده و توبه کنید؛ باشد که رستگار شوید و هر یک ببنید آیا از مقربین هستید یا از اصحاب یمین و یا از اهالی آتش؛ آیا کسی بجز انسان و خالقش از نیت و اعمال انسان آگاه است؟ به قلب خود رجوع کنید و ببینید آیا فرمان خداوند را اجرا کرده اید یا خیر و اگر انجام داده اید توجه کنید عمل خالصانه برای خداوند بوده است یا هدف و منظور دیگری داشته اید؛ ریا در برابر مردم و یا حاجتی دنیایی در نفستان عامل آن بوده است؟ و شما می دانید در نفستان چه می گذرد و خدایتان نیز آگاه است. پس به نیتی که پشت سر اعمالتان است نگاه کنید تا بدانید از مقربین هستید یا اصحاب یمین و یا اصحاب"شمال" –یعنی دوزخیان-.گواه آن فرموده خدواند تعالی است:
    {يَا أيّها الَّذِينَ آمنوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (18)}صدق الله العظيم [الحشر]
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا بپرهیزید؛ و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!}
    أخو المسلمين خليفة الله على البشر الإمام الثاني عشر من أهل البيت المطّهر اليماني المنتظر الإمام ناصر محمد اليماني..




  3. مصدر المشاركة
    - 34 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - 04 - 1431هـ
    01 - 04 -2010 مـ
    11:21 مساءً
    ________


    { هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ }

    بسم الله الرحمن الرحيم

    {هُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ عَلَى عَبْدِهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَإِنَّ اللَّهَ بِكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (9) وَمَا لَكُمْ أَلَّا تُنفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأرض لَا يَسْتَوِي مِنكُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِكَ أَعْظَم دَرَجَةً مِّنَ الَّذِينَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (10) مَن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ له وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ (11) يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ يَسْعَى نُورُهُم بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَبِأَيْمَانِهِم بُشْرَاكُمُ الْيَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالدّين فِيهَا ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(12) يَوْمَ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَرَاءكُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَيْنَهُم بِسُورٍ له بَابٌ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ (13) يُنَادُونَهُمْ أَلَمْ نَكُن مَّعَكُمْ قَالُوا بَلَى وَلَكِنَّكُمْ فَتَنتُمْ أَنفُسَكُمْ وَتَرَبَّصْتُمْ وَارْتَبْتُمْ وَغَرَّتْكُمُ الْأَمَانِيُّ حَتَّى جَاء أَمْرُ اللَّهِ وَغَرَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ (14)}
    صدق الله العظيم [الحديد]
    { او کسی است که آیات روشنی بر بنده‌اش [= محمد] نازل می‌کند تا شما را از تاریکیها به سوی نور برد؛ و خداوند نسبت به شما مهربان و رحیم است. (۹) چرا در راه خدا انفاق نکنید در حالی که میراث آسمانها و زمین همه از آن خداست! کسانی که قبل از پیروزی انفاق کردند و جنگیدند یکسان نیستند؛ آنها بلندمقامتر از کسانی هستند که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند؛ و خداوند به هر دو وعده نیک داده؛ و خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. (۱۰) کیست که به خدا وام نیکو دهد تا خداوند آن را برای او چندین برابر کند؟ و برای او پاداش پرارزشی است! (۱۱)در روزی است که مردان و زنان باایمان را می‌نگری که نورشان پیش‌رو و در سمت راستشان بسرعت حرکت می‌کند بشارت باد بر شما امروز به باغهایی از بهشت که نهرها زیر آن جاری است؛ جاودانه در آن خواهید ماند! و این همان رستگاری بزرگ است! (۱۲) روزی که مردان و زنان منافق به مؤمنان می‌گویند: «نظری به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوی برگیریم!» به آنها گفته می‌شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیواری میان آنها زده می‌شود که دری دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب! (۱۳) آنها را صدا می‌زنند: «مگر ما با شما نبودیم؟!» می‌گویند: «آری، ولی شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار کشیدید، و (در همه چیز) شکّ و تردید داشتید، و آرزوهای دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرا رسید، و شیطان فریبکار شما را در برابر (فرمان) خداوند فریب داد! (۱۴)}
    والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم و برتمام بندگانی که برای-حب و قرب بیشتردر نزد- رب المعبود رقابت می‌کنند؛ سلام علیکم ای تمام مسلمین؛ و هم‌چنان جدّم محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - در رؤیای حق به من وصیت می‌کند:
    [يا أيها المهديّ المنتظَر طهّر البشر من الشرك بالله بسلطان العلم المُحكم في الذكر لعلهم يتقون]
    [ ای مهدی منتظر؛ با برهان محکم قرآنی ـذکرـ مردم را از شرک پاک و مطهر کن]

    پایان رؤیای حق.
    این رؤیا حجت خداوند برای شما نیست؛ بلکه حجت خدا آیات محکم قرآن است؛ ایات بینه و محکمی که ام الکتابند وکسی جز فاسقان از آنها روی‌گردان نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلاَّ الْفَاسِقُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:99]
    { ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    دعوت مهدی منتظر وارد ششمین سال شده است و ما هم‌چنان با برهان علمی از آیات محکم ذکر-قرآن عظیم- برای مردم حجت می‌آوریم؛ کتابی که رساله خداوند به سوی تمام بشریت است تا هرکس که می‌خواهد؛ بتواند راه درست و راست را درپیش گیرد. اما متأسفانه مهدی منتظر می‌بیند که اولین کسانی که نسبت به دعوت به پیروی از ایات محکم قرآن کافر شده‌اند؛ کسانی هستند که به این کتاب ایمان دارند و می‌دانند که قرآن عظیم به حق از نزد پروردگار عالمیان آمده است؛ مگرتعداد اندکی از مسلمانان که دعوت مهدی منتظر را اجابت کرده و برای حب و قرب الهی رقابت می‌کنند؛ آنها دوست‌داران خدا و رسول خدا هستند و نمی‌گویند از میان مسلمانان، تنها محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - حبیب خداست؛ بلکه به بندگانی ملحق شده‌اند که در راه پروردگار و رب المعبود رقابت می‌کنند و خداوند را منحصر به انبیا و رسولان او نکرده و عبادت خود را برای خداوند خالص کرده‌اند و قلب‌هایشان به خاطر محبت به خدا به یک ‌دیگر نزدیک و با هم جمع شده است ؛ خدا آنان را دوست دارد و به مقام قرب خود رسانده و بر طبق وعده خود درآیات محکم قرآن؛آنها را از دوستان پروردگار الرحمن قرار داده است. حب آنها به پروردگارشان از طمع مادی پاک شده و پروردگارشان آنان را با تمام ملکوت خود راضی نخواهد کرد؛ تا این که نعیم اعظم را برایشان محقق نماید؛ نعیمی که از تمام ملکوت پروردگارشان عظیم‌تر است؛ این نعیم همان رضایت حبیبشان پروردگار الودود است: تا در نفسش متحسر و حزین نباشد؛ چقدر کرامتی که پروردگارشان به آنان وعده داده است، بزرگ است!!
    خداوند در ابتدای کار ایشان را نه دربهشت گرد می‌أورد و نه در آتش؛ بلکه آنها بر بالای منابر نور در پیشگاه پروردگارشان گرد خواهند آمد؛ از میان متقیان و تمام مخلوقات خدا این تکریم به آنها تعلق خواهد گرفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَنِ وَفْدًا} صدق الله العظيم [مريم: 85]
    {در آن روز که پرهیزگاران را دسته جمعی بسوی خداوند رحمان محشور می‌کنیم.}
    قومی که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - در حدیث حق خود وعده‌ی آنها را داده است از میان آنها هستند::
    [يَا أيُّها الناس، اسمعوا واعقلوا واعلموا أن لله عز وجل عباداً ليسوا بأنبياء ولا شهداء يغبطهم الأنبياء والشهداء على مجالسهم وقربّهم من الله، فجاء رجل من الأعراب من قاصية النّاس وألوى بيده إلى نبيّ الله صلّى الله عليه وسلم، فقال: يا نبيّ الله، ناس من النّاس ليسوا بأنبياء ولا شهداء يغبطهم الأنبياء والشهداء على مجالسهم وقربّهم من الله! انعتهم لنا – يعني صفّهم لنا، فسُرَّ وجه رسول الله صلّى الله عليه وسلم لسؤال الأعرابي، فقال رسول الله صلّى الله عليه وسلم: هم ناس من أفناء الناس، ونوازع القبائل، لم تصل بينهم أرحام متقاربة، تحابوا في الله وتصافوا، يضع الله لهم يوم القيامة منابر من نور فجلسهم عليها]
    [ای مردم بشنوید و بیندیشید و بدانید خداوند عزوجل بندگانی دارد که از انبیا و شهدا نیستند و انبیا و شهدا به منازل آنها و نزدیکی‌شان به پروردگار غبطه می‌خورند مردی عرب از دوردست‌ها دستش را برای رسول خداوند بلند کرد و گفت : یا رسول الله انسان‌هایی مؤمن که از انبیا و شهدا نیستند و شهدا و انبیا به مجالست و قرب آنان به خدا غبطه می‌خورند؟ از آنها برایمان بگو و توصیف‌شان کن. چهره نبی از سؤال عرب صحرانشیت مسرور شد و رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: آنان مردمی گمنام و از قبایل مختلف هستند، نسبت خویشاوندی سبب ارتباط ایشان با یکدیگر نیست، [بلکه] با خداوند عزوجل پیمان مستحکم دوستی بستند.روز قیامت [نیز]، خداوند عزوجل منبرهایی از نور برایشان قرار داده، ایشان را بر روی آن می نشاند]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    اینها دوستداران و حبیبان خدا از میان عالمیانند که به دعوت برای رقابت در راه حب وقرب الهی پاسخ داده و در حالی که در نقاط مختلف جهان پراکنده‌اند؛ محبت به خدا قلب‌هایشان را گرد هم آورده است؛ چون دعوت امام مهدی؛ دعوتی جهانی است که از راه شبکه جهانی اینترنت که نقاط مختلف جهان را به هم متصل می‌کند؛ منتشر می‌شود. پس به دعوت کسی که شما را به سوی حب خداوند می‌خواند پاسخ دهید تا طبق آیات محکم قرآن خالص‌ترین انسان‌ها و بهترین آفریده‌های خداوند شوید ؛ آن هم در زمانی که مسلمانان از پیروی از دین‌شان و آیات محکم قرآن عظیم روگردانده وبا مبالغه ناحق درمورد انبیا و رسولان الهی؛ خداوند را منحصر به آنان کرده‌اند.
    و این امام مهدی است که از تمام بندگان خدا دعوت می‌کند که برای حب و قرب بیشتر به پروردگار و رب المعبود با دیگر بندگان خدا رقابت کنند. و سخن مسلمانان جز این نبود که گفتند:"آیا می‌خواهی برای حب و قرب به خداوند با محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - رقابت کنیم؟ هیهات هیهات؛ تو شیطانی گستاخ هستی نه مهدی منتظر" پس مهدی منتظر در پاسخ آنان می‌گوید: ای امت اسلام؛ ای حاج بیت الله الحرام؛ هر دعوتی نیاز به برهان دارد و من امام مهدی از آیات محکم قرآن در مورد " دعوت به رقابت برای حب و قرب بیشتر به خداوند" فتوا داده و آن را از قرآن برایتان ثابت می‌کنم؛ اگر که خدا را عبادت می‌کنید... خداوند امام مهدی را با کتابی جدید برنیانگیخته است و برای همین هم تنها ازآیات محکم کتاب خدا و سنت حق رسولش؛ برایتان حجت می‌آورم. خداوند به حق در آیات محکم کتابش در مورد چگونگی عبادت رب المعبود توسط بندگان فتوا داده است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ} صدق الله العظيم [الإسراء:57]
    {وسیله را به سوی پروردگارشان میٰطلبند که کدام نزدیک‌تر باشند}
    وبرایتان روشن می‌شود خداوند فتوا نداده که کدام بنده بیش از همه‌ی بندگان او در تمام ملکوت؛ مورد محبت و مقرب درگاه اوست: بلکه آن بنده را مشخص نکرده ایت. برای همین هم می‌بینید بندگانی که چیزی را با خدا شریک نمی‌گیرند؛ برای تقرب بیشتر به خداوند به دنبال "وسیله"اند و هریک آرزو می‌کند خودش ان بنده محبوب و مقرب باشد. این رقابت تنها در میان آدمیان نیست؛ بلکه تمام بندگان خدا در ملکوتش را شامل می‌شود. برای همین محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فرمود:
    [سَلُوا اللَّهَ الْوَسِيلَةَ فَإِنَّهَا مَنْزِلَةٌ فِي الجنّة لا تَنْبَغِي إِلا لِعَبْدٍ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ وَأَرْجُو أن أَكُونَ أَنَا هُوَ]
    [ از خدا وسیله را طلب کنید که منزلی از منازل بهشت است که تنها به یکی از بندگان خدا تعلق خواهد گرفت و امیدوارم من آن بنده باشم]

    صدق محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم.
    چون مقر این درجه عالی بهشتی؛ نزدیک‌ترین مکان نسبت به عرش خداوند رحمن است؛ لذا خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ} صدق الله العظيم [الإسراء:57]
    {وسیله را به سوی پروردگارشان میٰطلبند که کدام نزدیک‌تر باشند}
    پس ای جماعت مسلمین؛ چرا به دنبال "وسیله" به سوی خداوند نبوده و از فرمان خدا در آیات محکم کتابش رومی‌گردانید؟
    {يَا أيُّها الَّذِينَ آَمَنُوا اتّقوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:35]
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را به سوی او بجویید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید}
    ولی متأسفانه شما ابا کرده و از فرمان خداوند در آیات محکم کتابش روگردانده و آن را رد کرده و می‌گویید که شایسته نیست بر سر مقام وسیله با محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم رقابت نمایید. پس مهدی منتظر در پاسخ‌تان می‌گوید: آیا رقابت برای مقام "وسیله" است؟ بلکه {اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} { از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را به سوی او بجویید} تا روشن شود کدام یک مورد حب و قرب بیشتر الهی هستید اگر که مؤمنید... ولی متأسفانه این آیه در مورد شما صدق می‌کند:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مشركونَ} صدق الله العظيم [يوسف:106]
    { اکثر آنها به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آلوده به شرک}
    ای جماعت مسلمین؛ از خدا بترسید؛ هدف از اعلان رقابت؛ رسیدن به مقام وسیله نیست؛ بلکه اگر خدا را عبادت می‌کنید {اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ}{ از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را به سوی او بجویید}و او را مانند بندگان مخلصی که هیچ چیز را با خدا شریک نمی‌گیرند؛ عبادت نمایید. خداوند در آیات محکم کتابش به شما خبر می‌دهد آنان چگونه پروردگارشان را عبادت می‌کنند:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أيّهم أَقْرَبُ} صدق الله العظيم [الإسراء:57]
    {وسیله را به سوی پروردگارشان میٰطلبند که کدام نزدیک‌تر باشند}
    و سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا شما هم در ذات خداوند سبحان مانند آنها حقی ندارید؟ یا آنها را فرزندان خداوند می‌دانید؟سبحان الله خداوند که همسر و فرزند اختیار نکرده است! بلکه آنها هم بندگانی مانند شما هستند ودرمورد خدا از همان حقی برخوردارند که شما دارید؛ نزد پروردگار معبود؛ بندگان هیچ فرقی ندارند مگر با تقوا و عملی که خالصانه برای خداوند کریم باشد؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟
    ای جماعت مسلمین؛ خداوند رسولانش را برنیانگیخته تا آنها را بزرگ داشته و رقابت به سوی خدا را منحصر به آنان کنید و صالحان را کنار بگذارید؛ حاشالله: {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ أن كنتم صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [النمل:64]
    { بگو برهان‌تان چیست اگر راست می‌گویید}
    بلکه می‌بینید دعوت تمام انبیا و رسولان الهی همان دعوت امام مهدی است:
    ای بندگان خدا تنها خدا را عبادت کنید و برایش شریکی نگیرید؛ خداوندی که شما را آفریده تا او را عبادت نمایید".
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56]
    { جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت من}
    همانا که قاعده و جوهر دعوت مهدی منتظر همان قاعده دعوت تمام رسولان خداست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أمّة واحدة وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الأنبياء:92]
    {این همه امّت واحدی بودند و من پروردگار شما هستم؛ پس مرا عبادت کنید!}
    تمام رسولان پروردگار عالمیان با همین قاعده برانگیخته شده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ إِلا رِجَالا نُوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ أن كنتم لا تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنبياء:7]
    {ما پیش از تو، جز مردانی که به آنان وحی می‌کردیم، نفرستادیم! اگر نمی‌دانید، ازاهل ذکر بپرسید.}
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدُونِ}
    صدق الله العظيم [الأنبياء:25]
    {ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که: «معبودی جز من نیست؛ پس تنها مرا عبادت کنید}

    ای امت اسلام، ای حجاج بیت الله الحرام؛ شما را چه شده؛ چه اتفافی برایتان افتاده است که به دعوت امام مهدی منتظر حق پروردگارتان پاسخ نمی‌دهید؟ او شما را به سوی عبادت خداوند فرامی‌خواند؛ عبادت عاری از شرک پروردگارتان. ایا دعوت او حق نیست؛ آیا بعد از حق جز گمراهی چیز دیگری هست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾‏} ‏صدق الله العظيم [يونس]
    {آن است خداوند، پروردگار حقّ شما با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا روی گردان می‌شوید}
    آیا منتظرید مهدی منتظر بیاید و بگوید به جای خدا مرا عبادت کنید و بگوید"انا ربکم الأعلی"؟ پناه بر خدا چیزی را که حق ندارم بگویم؛ نور و ظلمت که با هم جمع نمی‌شوند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَا كَانَ لِبَشَرٍ أن يُؤْتِيَهُ اللّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُواْ عِبَادًا لِّي مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن كُونُواْ رَبَّانِيِّينَ بِمَا كنتم تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كنتم تَدْرُسُونَ} صدق الله العظيم [آل عمران:79]
    { برای هیچ بشری سزاوار نیست که خداوند، کتاب آسمانی و حکم و نبوّت به او دهد سپس او به مردم بگوید: «غیر از خدا، مرا پرستش کنید!» بلکه مردمی ربانی باشید، آن‌گونه که کتاب خدا را می‌آموختید و درس می‌خواندید!}
    غیر از امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ منتظر کدام مهدی هستید؟ کدام دعوت می‌خواهد بیاید که از دعوت امام ناصر محمد یمانی هدایت‌گرتر باشد که شما را به سوی این فرا می‌خواند که:
    {فَذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾‏} [يونس]
    {آن است خداوند، پروردگار حقّ شما با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا روی گردان می‌شوید}
    {أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ الحقّ وَلَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ}[الحديد: 16]
    {آیا وقت آن نرسیده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حقّ نازل کرده است خاشع گردد؟! و مانند کسانی نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانی داده شد، سپس زمانی طولانی بر آنها گذشت و قلبهایشان قساوت پیدا کرد؛ و بسیاری از آنها گنهکارند!}
    {يَا أيُّها الَّذِينَ آمَنُوا اتّقوا اللَّهَ وَلْتَنظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إن اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}[الحشر: 18]
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا بپرهیزید؛ و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده؛ و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است!}
    {وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل له مَخْرَجاً} [الطلاق: 2]
    {و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند،}
    {وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل له مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً}[الطلاق: 4]
    {و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می‌سازد}
    {وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ له أَجْراً} [الطلاق: 5]
    صــــدق الله العظيــــم

    {هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد و پاداش او را بزرگ می‌دارد}

    ای مسلمانان؛ من شما را به سوی خدا می‌خوانم، پس چرا از دعوت حق پروردگارتان رومی‌گردانید؛ اگراهل تعقل و اندیشیدن هستید...؟ ای اولیای خدا؛ همانا که ما با آیات بینه خداوند برای شما حجت آورده و با نور قرآن عظیم که بر خاتم الأنبیاء و مرسلین نازل شده تا نور هدایت عالمیان باشد، راه را برایتان روشن می‌نماییم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ} صدق الله العظيم [التغابن:8]
    {به خدا و رسول او و نوری که نازل کرده‌ایم ایمان بیاورید؛ و بدانید خدا به آنچه انجام می‌دهید آگاه است}
    از نوری که بر رسول خدا نازل شده پیروی کنید باشد که هدایت گردید. تصدیق فرموده خداوند تعالى:
    {الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النّبي الأميّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِي التّوراة وَالإِنجِيلِ يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمنكر وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلالَ الَّتِي كانت عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:157]
    {همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می‌کنند؛ پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است، می‌یابند؛ آنها را به معروف دستور می‌دهد، و از منکر باز میدارد؛ اشیاء پاکیزه را برای آنها حلال می‌شمرد، و ناپاکیها را تحریم می کند؛ و بارهای سنگین، و زنجیرهایی را که بر آنها بود، بر می‌دارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ}
    صدق الله العظيم [يس:11]
    {و فقط کسی را انذار می‌کنی که از این ذکرپیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده}
    اگر به نور خداوند قرآن عظیم ایمان دارید؛ چرا از آن پیروی نمی‌کنید؟ خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ القرآن فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ} صدق الله العظيم [النمل:92]
    { اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيد}
    [ق:45]
    {پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز}
    {وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ مِنْ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ}[هود:17]
    {و هر کس از گروه‌های مختلف به او کافر شود، آتش وعده‌گاه اوست!}
    {يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِن مَّزِيدٍ ﴿٣٠﴾}[ق:30]
    {روزی را که به جهنّم می‌گوییم: «آیا پر شده‌ای؟» و او می‌گوید: «آیا افزون بر این هم هست؟!»}
    {كُلَّمَا أَرَادُوا أن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ} [الحج:22] صدق الله العظيم
    { هر گاه بخواهند از غم و اندوه‌های دوزخ خارج شوند، آنها را به آن بازمی‌گردانند؛ و بچشید عذاب سوزان را!}

    من می‌دانم چرا از دعوت ناصر محمد یمانی رومی‌گردانید. می‌ترسید ناصر محمد یمانی مهدی منتظر نباشد. پس ناصر محمد یمانی برای‌تان فتوا داده و می‌گوید:
    شما خدا را عبادت می‌کنید یا ناصر محمد یمانی را؟ چون تصورتان بر این است که اگر از دعوت ناصر محمد یمانی پیروی کردید و او مهدی منتظر نباشد، از راه راست منحرف شده‌اید! سبحان ربی... چطور ممکن است کسانی از راه راست منحرف باشند که به دعوت بشریت به سوی کلمه توحید: لا اله الا الله وحده لا شریک له -که در میان تمام عالمیان و تمام مخلوقات خدا یکی است-پاسخ داده‌اند؟ پس همگی بندگان خدا باشید و بر اساس بصیرت پروردگارتان قرآن عظیم او را عبادت نمایید؛ چطور فکر می‌کنید اگر از ناصر محمد یمانی- و دعوتش- پیروی کنید و او مهدی منتظر نباشد؛ از راه راست گمراه شده‌اید؟ اگر حجت شما برای روگرداندن از دعوت امام ناصر محمد یمانی؛ ترس از این است که او مهدی منتظر نباشد؛ عجب حجت بدی دارید؛ پس مهدی منتظری که در انتظارش هستید چه کسی باید باشد؟ آیا او نمی‌آید تا از شما دعوت کند بر اساس بصیرت‌ آمده از نزد پروردگارش، شمار ا به سوی عبادت خداوند یکتا دعوت کند؟ ایا شما خدا را عبادت می‌کنید یا مهدی منتظر را؟! و برای همین می‌ترسید اگر ناصر محمد یمانی؛ مهدی منتظر نباشد؛ گمراه شده‌اید آیا چیزی در دعوت ناصر محمد یمانی هست که از نظر شما گمراهی آشکار است؛ او با حدیث محفوظ از تحریف خداوند یعنی قرآن عظیم برای شما حجت می‌آورد؛ پس بعد از حدیث خداوند؛ به چه چیزی می‌خواهید ایمان بیاورید؟ چقدر مردمی که از دعوت ناصر محمد یمانی روگردانده و حاضر نمی‌شوند از او پیروی کرده و پشتیبانش باشند؛ مردم بدی هستند. و اما کسانی که تنها حجت‌شان برای رو گرداندن این است که ناصر محمد یمانی مهدی منتظر نباشد؛ مگر من شما را به عبادت کردن خودم دعوت کرده و می‌گویم : أنا ربكم الاعلى و برای همین می‌ترسید که اگر ناصر محمد یمانی پروردگارتان نباشد از راه راست منحرف شوید و چیزی جز پروردگارتان مهدی منتظر را عبادت کنید؟!!! آیا فکر نمی‌کنید؟ آیا منتظرید مهدی منتظر حق پروردگارتان چنین چیزی بگوید؟ در این صورت جواب من این است:
    {وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ}[هود:93]
    ی قوم! هر کاری از دستتان ساخته است، انجام دهید، من هم کار خود را خواهم کرد؛ و بزودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سراغش می‌آید، و چه کسی دروغگوست! شما انتظار بکشید، من هم در انتظارم}
    {‏فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ (10) يَغْشَى النّاس هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11) رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12)}صدق الله العظيم [الدخان]
    {پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲)}
    ای علمای اسلام و امت اسلامی؛ من تنها یک موعظه به شما می‌کنم: آیا فکر می‌کنید اگر از ناصر محمد یمانی پیروی کردید و او مهدی منتظر نبود؛ این در پیشگاه خدا حجتی ضد شماست؟ اما خداوند به شما خواهد گفت: ناصر محمد یمانی شما را به سوی چه چیزی دعوت می‌کرد؟ می گویید: از ما دعوت می‌کرد تو را بدون شریک و به یگانگی عبادت کنیم و این که برای حب و قرب و تحقق نعیم اعظم رضوانت رقابت نمایید. خداوند به شما خواهد فرمود: آیا فکر می‌کنید اگر از او پیروی کرده بودید گرفتار گمراهی آشکار می‌شدید؛ دعوت او این بود:
    {فَذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ ۖ فَمَاذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلَالُ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ ﴿٣٢﴾}؟
    {آن است خداوند، پروردگار حقّ شما با این حال، بعد از حق، چه چیزی جز گمراهی وجود دارد؟! پس چرا روی گردان می‌شوید}
    سپس خداوند می‌فرماید با ذلت وارد دروازه‌های جهنم شوید. این نتیجه روگرداندن از دعوت امام ناصر محمد یمانی از ترس این که مهدی منتظر حق پروردگارتان نباشد شماست و چقدر ترس شما ترس بدی است. آنان گروهی هستند که از چهارپایان هم گمراه ترند. مردمی هستند که اهل عقل و اندیشیدن نیستند؛ از کسانی که خداوند تعالی درموردشان می‌فرماید:
    {صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:171]
    {کر و لال و نابینا هستند؛ از این رو چیزی نمی‌فهمند}

    ای مردم شایسته نیست جز حق به خدا نسبت دهم؛ پس بیایید تا برایتان فتوا دهم که اگر به دعوت ناصر محمد یمانی که با آیات بینه پروردگارتان برای شما دلیلی و حجت می آورد؛پاسخ دادید؛ به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده‌اید و اگر هم ناصر محمد یمانی مهدی منتظر نباشد؛ گناه دروغش بر گردن خود اوست و اگر دروغ گفته باشد خد
    اوند به خاطرسرقت ( انتحال ) شخصیت مهدی منتظر او را مورد بازخواست قرار می‌دهد.
    می‌خواهم چیزی بگویم و شما شاهد سخنان من باشید: خداوندا؛ تو می‌دانی من در مورد مهدی منظر بودنم به تو افترا نزده‌ام. خدایا اگر می‌دانی من مهدی منتظر حق تو نیستم؛ لعنتی چندین برابر لعنتی که ابلیس شیطان رجیم شده بر من باد. خدایا و کسی که مرا در حالی که من مهدی منتظر و خلیفه برگزیده خداوندم تکذیب کند؛ به درگاهت ابتهال و درخواست می‌کنم تا به حق کتاب رحمتی که در کتاب منزل بر خود مقرر فرموده‌ای اورا مورد مغفرت خود قرار ده و به راه راست-صراط مستقیم هدایتش فرما که آنان نمی‌دانند من امام مهدی منتظری هستم که در انتظارش هستند. خدایا از تو خواهش می‌کنم به حق لا اله الا انت و به حق رحمتی که بر خود نوشته‌ای و به حق عظمت نعیم رضوان نفست؛ اگر صبرم تمام شد و دست دعا بر علیه آنان بالا بردم؛ دعای من را مستجاب نفرمایی و تو از بنده‌ات به آنان رحیم‌تری و وعده توحق است و تو ارحم الراحمینی؛ آنها نباید مرا از تحقق نعیم اعظم محروم کنند. خداوندا تو را به شهادت می‌گیرم که تصمیم گرفتم تا صبور باشم ولو این که تا روز قیام مردم در پیشگاه رب العالمین هم ایمان نیاورند؛ من بر علیه آنها دعا نمی‌کنم و امتناع من از روی رحمت به آنان نیست حاشالله؛ من بیش از تو نسبت به بندگانت رحم ندارم؛ بلکه می‌دانم که تو به حق ارحم الراحمینی و برای همین حسرت تو بر بندگانی که غفران و رضایت تو را نپذیرفته‌اند بیش از حسرت مادر نسبت به فرزندش است؛ با این که هیچ ظلمی به آنان نکرده‌ای. وقتی آنها از دعوت انبیا و رسولانت رومی‌گرداندند؛ رسولا الهی می‌گفتند:
    {رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بالحقّ وَأنت خَيْرُ الْفَاتِحِين}صدق الله العظيم [الأعراف:89]
    {پروردگارا! میان ما و قوم ما بحق داوری کن، که تو بهترین داورانی}
    و خداوند هم دعای رسولانش را اجابت می‌کرد و به وعده خود عمل می‌کرد که خداوند خلف وعده نمی‌کند و لذا دشمنانشان را هلاک می‌نمود:
    {إِنْ كانت إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ} صدق الله العظيم [يس:29]
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند}
    و مؤمنان به خاطر نصرت و یاری خدا؛ مسرور و شاد می‌شدند؛ این وعده خداست و خدا خلف وعده نمی‌کند ولی اکثر مردم نمی‌دانند. ولی ای کسانی که به خاطر نصرت خدا بر دشمنانتان و فرود صیحه و هلاکت دشمنان و خاموش شدنشان شاد و مسرورید؛ آیا نمی‌پرسید که در این لحظات سرور شما از این که خداوند به شما نصرت عطا نموده و با هلاکت دشمنان‌تان بعد از آنها شما را وارث زمین کرده؛ آیا پروردگارتان در نفس خود مسرور و خرسند است؟ اما من حبیبم را مسروس نمی‌یابم. بلکه خداوند به خاطر بندگانی که به خود ظلم کرده و رسولان پروردگارشان را تکذیب کردند؛ متحسراست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنْ كانت إِلاَّ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون (30)}صدق الله العظيم [يس]
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) }
    گمان‌تان درمورد قومی که {يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} چیست؟ آیا به نعیم مادی بهشت راضی می‌شوند؟ مگر چیزی جز قصر و حور است؛ آیا به این چیزها راضی خواهند شد در حالی که می‌دانند حبیب آنها درنفس خود به خاطر بندگانش متحسر و حزین است؟ هرگز به پروردگارم قسم هرگز؛ بلکه آنها با پروردگارشان محاجه می‌کنند و می‌گویند ای ارحم الراحمین؛‌آیا بهشت را برای ما آفریده‌ای یا ما را برای بهشت خلق نمودی؟ پاسخ حق پروردگارشان این است:
    {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالإِنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ} صدق الله العظيم [الذاريات:56]
    {جن و انس را نیافریدم مگر برای عبادت من}
    و سپس می‌گویند: ای خداوند ارحم الراحمین ما چگونه تو را عبادت کنیم؟ پروردگارشان در پاسخ می‌فرماید:
    {أفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِّنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ المَصِيرُ} صدق الله العظيم [آل عمران:162]
    { آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است}
    آنها می‌گویند ما راه رضوان تو را درپیش گرفتیم؛ اما نه به عنوان وسیله تحقق نعیم بهشت؛ اگر رضایت تو وسیله ما برای رسیدن به بهشت بود که با بهشت نعیمت راضی می‌شدیم. ولی رضوان پروردگار منتهای آمال و هدف ماست و تمام نعیم ما و اجر ما همین است و هیهات هیهات... راضی نخواهیم شد تا تو در نفست راضی شوی. چطور به جنت نعیم و حورها و قصرهای آن راضی شویم در حالی که خداوندی که دوستش داریم خداوند غفور و الودود به خاطر بندگانی که به بخود ظلم کرده‌اند متحسر و حزین است؟
    ای خداوند ارحم الراحمین؛ تو ظلم کردن را بر خود حرام کرده‌ای؛ ظلم کردن بندگان به یکدیگر را نیز حرام گردانیده‌ای. ما به خاطر ظلمی که به ما شده به چه کسی شکایت کنیم؟ ای حبیب ما، نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم که بتوانیم قبل از تحقق نعیمی که از نعیم بهشت توبسیار بزرگ‌تر است؛ یعنی نعیم رضوان تو در نفست راضی شویم. چطور ممکن است قوم {يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} نفس‌شان راضی و قلب‌شان مطمئن وچشم‌شان روشن باشد در حالی که حبیب‌شان به خاطر بندگانی که به خود ظلم کرده‌اند حزین و متحسر است؟ و علت تحسر او ارحم الراحمین بودن خداوند است و از کفر بندگان راضی نیست و شکرگزاری آنها مورد رضایت اوست.
    ای انصار پیشگام برگزیده؛ ای انصار مهدی منتظر؛ بر علیه بشریت دعا نکنید؛ به شما وصیت می‌کنم صبور باشید تا نصرت به صورت هدایت مردم به نحوی که خدا اراده کند از راه برسد. اگر خدا را عبادت می‌کنید؛ بدانید که مهم‌ترین امر هدایت آنهاست تا نعیم اعظم برای شما محقق گردد.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  4. مصدر المشاركة
    -35-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - 09 - 2011 مـ
    03 - 10 - 1432 هـ
    02:37 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ

    فوری؛ از مهدی منتظر به تمام انصار پیشگام برگزیده...

    بسم الله الواحد القهار، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار ما تعاقب الليل والنهار..
    ای جماعت انصار؛ مپندارید که محبت شما به خداوند بیش ازمحبت انبیا و رسولان نسبت به پروردگارشان است! به خداوند قسم که اگر مهدی منتظر خبیر به الرحمن در دوران آنان زندگی می‌کرد و به ایشان درمورد حال پروردگارشان فتوا می‌داد که حسرت و حزن او به خاطر بندگان گمراهش؛ بسیار عظیم‌تر از حسرت آنان برای مردم است؛ هیچ یک از انبیاء بر علیه مردمش دست دعا بلند نمی‌کردند و تمام انبیا و رسولان خدا بهشت را بر خود حرام می‌کردند تا پروردگارشان در نفس خود راضی شود و هدایت تمام مردم را برایشان محقق سازد. ولی خداوند سبحان هیچ یک از آنان را -ازاولین تا آخرین‌شان یعنی جدم محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم- از آن چه که درنفسش می‌گذرد اگاه نفرمود و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { الّذِي خَلَقَ السّمَاوَاتِ وَالأرض وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتّةِ أَيّامٍ ثُمّ اسْتَوَىَ عَلَى الْعَرْشِ الرّحْمَـَنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيراً } صدق الله العظيم [الفرقان:59]
    {آن كه آسمانها و زمين و هر چه را در ميان آنهاست به شش روز بيافريد، آنگاه به عرش پرداخت. اوست خداى رحمان و در باره او از خبیر سؤال کن }
    برای همین محمد رسول الله در رؤیای بشارت فرمود:
    [ فقد أطاع محمد رسول الله أمر ربَّه. وسأل الخبير بالرحمن عن حال الرحمن فقلت: يا حبيبي محمد رسول الله صلّى الله عليك وآلك الأخيار وسلم تسليماً، كيف وجدتَ تحسرك على عباد الله في قلبك؟ فقال يا حبيب الله ورسوله: قد أفتاكم الله عن حال عبده ورسوله محمد في قوله الحقّ { فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ } صدق الله العظيم، فقال الإمام المهدي: فما بالك يا حبيب الله وعبده بعظيم حسرة من هو أرحم بالناس من محمدٍ عبده ورسوله، الله أرحم الراحمين؟ ومن ثم تعجبتُ من نفسي ومن أنبياء الله أجمعين في الجنّ والإنس كيف لم نتفكر بحال الله وقد علمنا بعظيم حسرتنا في أنفسنا على عباده المعرضين عن اتّباع الهدى! إذاً فكيف عظيم حسرة من هو أرحم بعباده من عبيده جميعا ؟! الله أرحم الراحمين. ]
    [ محمد رسول الله فرمان پروردگارش را اطاعت نمود
    . و از خبیر بالرحمن از حال الرحمن سوال کرد ، گفتم :حبیب من محمد رسول الله صلّى الله عليك وآلك الأخيار وسلم تسليماً تحسر قلبی‌ات برای بندگان خدا چگونه است؟ فرمود ای حبیب خدا و رسولش : خداوند در سخن حق خود درمورد حال عبد و رسولش محمد به شما فتوا داده است { فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ } صدق الله العظيم {خودت را به خاطر حسرت بر آنان هلاک نکن } امام مهدی گفت: حبیب الله و بنده او؛ پس ببین خداوندارحم الراحمین که از محمد بنده و رسولش نسبت به مردم رحم بیشتری دارد در چه حالی است؟ سپس از خودم و تمام انبیا جن و انس خداوند تعجب کردم که چطور به حال خداوند فکر نکرده‌ایم و ما می‌دانیم چقدر برای بندگانی که از پیروی از مسیر هدایت رومی‌گردانند؛ متحسریم! پس حسرت خداوند ارحم الراحمین که بیش از ما نسبت به بندگانش رحیم است چگونه خواهد بود؟!] پایان .
    پس از شکرگزاران باشید. محبت شما به خداوند ؛ بیش از محبت رسولان و انبیای الهی نسبت به پروردگارشان نیست؛ آنها هم مانند شما درقلب‌شان خداوند را بیش از همه چیز دوست دارند:
    { وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ } صدق الله العظيم [البقرة:165]
    {آنان كه ايمان آورده‌اند خدا را بيشتر دوست مى‌دارند.}
    چون این برهان ایمان است؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبّاً لِّلّهِ }
    صدق الله العظيم [البقرة:165]
    {
    آنان كه ايمان آورده‌اند خدا را بيشتر دوست مى‌دارند.}
    هم چنین آنان می‌دانستند خداوند بیش از آنان نسبت به بندگانش رحیم است. اما به خاطر حسرت خداوند ارحم الراحمین بر بندگانش متحسر نبودند، چون خدا آنان را از حال خود باخبر نکرده بود و نمی‌دانستند پروردگار در نفس خود برای بندگان گمراهش متحسر است. برای همین هم بهشت را برخود حرام نکردند مگر این که خدا در نفسش راضی شود؛ با این که بهشت و حور العین را بیشتر از خدا دوست نداشتند...حاشالله بلکه بیش از همه مردم برای راضی کردن خدا عجله داشتند و برای همین موسی علیه الصلاة و السلام گفت:
    { وَعَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَى } صدق الله العظيم [طه:84]
    {پروردگار من، من به سوى تو شتافتم تا خشنود گردى.}
    ای ابوحمزه؛ آیا نمی‌بینی مکر تو برعکس آن چه که می‌خواهی نتیجه داد؟ تو و امثال تو شب وروز تلاش می‌کنید که انصار را گرفتار فتنه کنید و ما با علم گسترده‌ای که پروردگارم به من آموخته دانش بیشتری در اختیارداریم تا مؤمنان را بیشتر ثابت قدم کنیم.
    ای انسانهایی که در عصر حاضر زندگی می‌کنید؛ از این که خداوند شما را در دوران مهدی منتظر؛ الخبیر به الرحمن قرار داده شاکر باشید؛ خداوند رحمانی که بر عرش عظیم استیلا دارد؛ پروردگارم که ارحم الراحمین است؛ پس او را عبادت کنید که صراط مستقیم همین است. حسرت شما بر بندگان؛ شما را از تفکر درمورد حسرت خداوند ارحم الراحمینی که بیش از شما نسبت به بندگانش رحیم است ؛ باز ندارد. همانا که حسرتی که خدا در قلب انبیا قرار داده برای این است که بدانند؛ حسرت خداوند ارحم الراحمینی که بیش از آنان نسبت به بندگانش رحیم است چه عظمتی دارد.
    راز حسرت خداوند رحمن در نفسش بر آنان پوشیده ماند چون حسرتی که خودشان نسبت به بندگان احساس می‌کردند آنان را مشغول کرد و از تفکر درمورد شدت حسرت خداوند ارحم الراحمین که بیش از آنان نسبت به بندگانش رحمت دارد؛ باز ماندند. اگر دعوت آنها از مردم به سوی خدا نه از روی حسرت بر آنان بلکه بر اساس بصیرتی بود که از جانب پروردگارشان آمده؛ رسولان خدا موفق می‌شدند همه‌ی مردم را هدایت کنند. تحسر جدم رسول الله برای بندگان خدا سودی نداشت؛ برای همین خداوند نبی خود را مورد عتاب قرار داده و خطاب به او می‌فرماید:
    { وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَى فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ } صدق الله العظيم [الأنعام:35]
    {امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس هرگز از جاهلان مباش!}
    چون از خدا می‌خواست با آیات و معجزات بزرگ او را یاری نماید تا آنها هدایت شوند؛ چرا که در نفسش به شدت به خاطر روگرداندن آنان متحسر و حزین بود. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّـهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣﴾ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُ‌سُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُ‌وا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُ‌نَا وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّـهِ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمرسلين ﴿٣٤﴾ وَإِن كَانَ كَبُرَ‌ عَلَيْكَ إِعْرَ‌اضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الأرض أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٣٥﴾ } صدق الله العظيم [الأنعام]
    { ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند. (۳۳) پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند؛ و در برابر تکذیبها، صبر و استقامت کردند؛ و آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. و هیچ چیز نمی‌تواند سنت‌های خدا را تغییر دهد؛ و اخبار پیامبران به تو رسیده است. (۳۴) و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنان چه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری تا آیه برای آنها بیاوری! امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس هرگز از جاهلان مباش! (۳۵)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَ‌اتٍ إن اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿٨﴾ } صدق الله العظيم [فاطر]
    {پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود؛ خداوند به آنچه انجام می‌دهند داناست!}
    خداوند به خاطر حزن و تحسر بزرگ شما؛ آنان را هدایت نخواهد کرد؛ بلکه به حزن و تحسر خداوند ارحم الراحمین ی که بیش از شما نسبت به بندگانش رحمت دارد؛ فکر کنید و با این هدف اقدام به دعوت مردم به سوی خدا کنید که حسرت و حزن از نفس خدا برود؛ خداوندی که بیش از شما نسبت به بندگانش رحیم است؛ خداوند هم به خاطر هدفی که شما دارید، یعنی رضایت خداوند، ایشان را هدایت خواهد کرد و برای همین شما را آفریده است. راز موفقیت دعوت مهدی منتظر همین است. خداوند به خاطر او مردم را به امتی واحد که اختلافی نداشته باشند بدل خواهد کرد. همانا که خداوند از روی رحمت به او؛ مردم را هدایت خواهد کرد چون او برای مردم متحسر و حزین نیست؛ بلکه حسرت و حزن من به خاطر رفتن نعیم من در نفس پروردگارم است. من تا خدا راضی نشود: راضی نخواهم شد چون رضوان خدا غایت من است نه وسیله رسیدن به بهشت و خدا شما را برای همین هدف آفریده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ } صدق الله العظيم [هود:118-119]
    { اگر پروردگارت می‌خواست، همه مردم را یک امّت قرار می‌داد؛ حال آنکه پیوسته در اختلافند. (۱۱۸) مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین آنها را آفرید!}
    به سراغ بیان حق فرموده خداوند تعالی می آییم:
    { وَلَوْ شَاءَ ربّك لَجَعَلَ النّاس أُمَّةً وَاحِدَةً }.
    { اگر پروردگارت می‌خواست، همه مردم را یک امّت قرار می‌داد}
    بیان این آیه در این فرموده خداوند تعالی آمده است:
    { وَلَوْ شَاء ربّك لأمَنَ مَنْ فِي الأرض كُلُّهُمْ جَمِيعاً أَفَأنت تُكْرِهُ النّاس حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ } صدق الله العظيم [يونس:99]
    {اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    و بیان این فرموده خداند تعالی: { وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾ } صدق الله العظيم، {حال آنکه پیوسته در اختلافند.}مقصود در دوران انبیا و رسولان الهی است که همه مردم جهان هدایت نشدند و خداوند آنها را امتی واحد که در صراط مستقیم باشند قرار نداد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كلّ أُمَّةٍ رَسُولًا أن اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ } صدق الله العظيم [النحل:36]
    { به ميان هر ملتى پيامبرى مبعوث كرديم، كه خدا را بپرستيد و از طاغوت دورى جوييد. بعضى را خدا هدايت كرد و بر بعضى گمراهى مقرر گشت.}
    و سپس بیان این فرموده خداوند تعالی را می‌اوریم:
    { إِلا مَنْ رَحِمَ ربّك وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ } صدق الله العظيم،
    {مگر کسی را که پروردگارت رحم کند! و برای همین آنها را آفرید!}
    و این مهدی منتظر است که خداوند عصر و دوران او را مستثنی کرده و در عصر او اختلافات تمام می‌شود و خداوند با او همهٔ ی امت‌ها را هدایت نموده و به یک امت که در صراط مستقیم هستند مبدل می‌سازد تا هدف امام مهدی و انصارش محقق گردد چون انها رضوان خداوند را غایت خود قرار داده‌اند نه وسیله { وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ } صدق الله العظيم، {و برای همین آنها را آفرید!}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    برادرتان المهديّ المنتظَر درعصر گفتگو من قبل ظهور، خبیر و آگاه از حال خداوند رحمن؛ کسی که چیزهایی را به شما آموخت که نمی‌دانستید؛ عبد النّعيم الأعظم الإمام ناصر محمد اليماني.




صفحة 4 من 4 الأولىالأولى ... 234

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •