صفحة 1 من 6 123 ... الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 55

الموضوع: سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..

    مصدر المشاركة

    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف اونلاين..

    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    01 - محرم - 1432 هـ
    07 - 12 - 2010 مـ
    ۱۶-آذر-۱۳۸۹
    11:10 مساءً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصلية للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?t=2644
    ـــــــــــــــــــــ



    پاسخ به ابوحمزه مجمود المصری در پایگاه جهانی علمی هاشمی...

    بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    {إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا(۵۶)} صدق الله العظيم [الأحزاب]،
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.}
    والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورُسله وآلهم الأطهار من أولهم إلى خاتمهم جدّي محمد رسول الله إلى الناس كافة صلى الله عليهم وآلهم وجميع المُسلمين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين.
    سلام خداوند بر شما جناب اشراف ( اشراف = نسل امامین حسن و حسین علیهم السلام درمذهب اهل تسنن)؛ ما ازمیهمانان پایگاه مبارک شما هستیم و اگر ناصرمحمد یمانی سیدی از آل بیت باشد، نصیحت من به شما این است که گرفتار حمیت جاهلی پیش از اسلام نشوید، حمیت جاهلی پیش از اسلام چیست؟ یعنی غرور تعصب شما را به گناه بکشاند و اگر برایتان روشن شد حق با محمود است، در کنار امام ناصر محمد یمانی بمانید چون او فتوا می‌دهد که از آل بیت هاشمی قریشی است! به هیچ‌ وجه عزیزان من، به خداوند قسم من تنها چیزی که می‌خواهم این است که شما طرف حق باشید و به حق بین من و ابوحمزه محمود مصری که از سرسخت‌ترین دشمنان مهدی منتظرامام ناصرمحمد یمانی است؛ قضاوت کنید. بدانید که ابوحمزه مصری از کسانی است که تظاهر به داشتن ایمان می‌کند و کفر و مکر خود برضد مهدی منتظر را پنهان می‌کند تا نور خداوند برای عالمیان را خاموش سازد و خداوند جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل گرداند، ولو مجرمان از ظهور آن خشنود نباشند. به‌ درستی که ابوحمزه مصری بر ضد مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، اعلان جنگ کرده است و با هر وسیله وحیله‌ای تلاش می‌کند مردم را از پیروی از مهدی منتظر ناصرمحمد یمانی بازدارد؛ او که مسلمانان و مسیحیان و یهودیان را به پذیرش حکمیت براساس ذکر محفوظ از تحریف دعوت می‌کند؛ تا از آن پیروی کرده و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم ذکر باشد -فرقی ندارد در تورات یا انجیل یا سنت محمدی نبوی باشد- کافر گردند.
    همانا که هر بارابوحمزه مصری می‌بیند یکی از پایگاه‌های دینی، اقدام به انتشار دعوت مهدی منتظربرای گفتگو می‌کند؛ نامه‌ای به آن پایگاه نوشته و مطالبی را که امام ناصر محمد یمانی نگفته است به او نسبت می‌دهد و چهره ناصر محمد یمانی را زشت نشان داده و شب و روزبه سختی تلاش می‌کند تا مردم را از پیروی از ناصر محمد یمانی بازدارد تا جایی که مدیران پایگاه اسلامی را به فتنه اندازد و آنان که حرف این فاسق را که به مهدی منتظر نسبت دروغ می‌دهد را باورمی‌کنند؛ بیانات امام مهدی ناصرمحمد یمانی را که مردم را به راه راست -صراط مستقیم- دعوت می‌کند را حذف می‌نمایند! چه کسی آنان را ازعذاب روز عقیم نجات خواهد داد؟ ألا لعنت خدا بر ناصر محمد یمانی؛ اگر که مهدی منتظر نباشد و لعنت خدا بر ابوحمزه محمود مصری -لعنتی سخت و بزرگ- اگر از کسانی باشد که تظاهر به ایمان می‌کنند و کفر و مکر خود برای بازداشتن مردم از پیروی از ذکر حکیم را پنهان می‌کنند. پروردگارم از کید آنان باخبر است و ولیّ من خداوند است و ولیّ او شیطان رجیم، و حکم با خداوند خیرالحاکمین و اسرع الحاسبین است. حسبي الله لا إله إلا هو عليه توكلت وهو ربّ العرش العظيم.
    ای ابوحمزه محمود مصری، می‌بینم که می‌خواهی بگویی امام ناصر محمد یمانی درمورد پایگاه ″طریق الاسلام″ و پایگاه ″طریق القرآن″ دروغ می‌گوید! وسؤالی که مطرح می‌شود این است: ناصر محمد یمانی چه دروغی درمورد آنها گفته است؟ آیا به مردم گفته است که پایگاه ″طریق الاسلام″ و پایگاه ″طرق القرآن″ او را تصدیق و از او پیروی کرده و با ناصر محمد یمانی بیعت کرده‌اند؟ آیا از خدا نمی‌ترسی؟ کاری که ما کردیم، تشکر از آنان بود چرا که بیان مهدی امام ناصر محمد یمانی را در پایگاه خود گذاشتند و معنای کارشان این نیست که آنها از انصار ناصر محمد یمانی هستند، بلکه می‌خواهند دیگران به دعوت امام ناصر محمد یمانی برای گفتگو، پاسخ دهند تا برای ایشان و دیگران روشن شود که شأن امام مهدی ناصرمحمد یمانی چیست و او به‌حق مهدی منتظراست یا دروغ‌گویی گستاخ؟ معنی انتشاراین نیست که آنان قانع شده باشند او مهدی منتظر است یا او را تصدیق کرده یا با وی بیعت کرد‌ه‌اند، بلکه بیعت و تصدیق و بیعت را به تاخیر انداخته تا شأن امام مهدی ناصر محمد یمانی برایشان روشن شود ولی اگر ناصر محمد یمانی فتوا بدهد که اصحاب پایگاه ″طریق القرآن″ یا پایگاه ″طریق الاسلام″ ناصر محمد یمانی را باور و با او بیعت کرده‌اند؛ در این‌صورت محمود المصری راست گفته و امام ناصر محمد یمانی سخن دروغ بر زبان آورده‌ استِ اما الحمد لله که بیان هنوز موجود است و شاهد حقی برای این‌ که نشان دهد من درمورد تصدیق و بیعت، به آنها نسبت دروغ نداده‌ام و به راستی که من از آنها به خاطر مسدود نکردن بیان امام ناصر محمد یمانی و اعترافشان به حق گفتگو در دعوت به گفتگوی مهدی منتظر قبل از ظهور و هشدار درمورد سیاره سقر، از آنان تشکر کرده‌ام، آنان مانند کسی هستند که می‌گوید: ″اگر دروغ بگوید، گردن خودش است و اگر راست بگوید برخی از وعده‌هایی که می‌دهد ممکن است برسرتان بیاید″ و این احتیاط و برحذر بودن است و معنایش این نیست که آنها تصدیق و تبعیت و بیعت کرده باشند؛ من نگفتم که آنان از مهدی منتظر پیروی کرده‌اند؛ بلکه از آنان به‌ خاطر انتشار خبر و اقرار به دعوت به گفتگو؛ تشکر کردم. آنچه‌‌ که در ادامه می‌آید لینکی است که تشکر از آنان برای انتشار دعوت به گفتگو و هشدار درباره سیاره دهم در آن آمده‌است:
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?t=395
    ای برادران انجمن جهانی اشراف و تمام پایگاه‌های اسلامی، از فتنه ولیّ یهود ابو حمزه محمود، دشمن سرسخت امام موعود برحذر باشید و با محمود سرسختانه دشمن باشید؛ او مردم را از پیروی از قرآن مجید که امام مهدی به وسیله آن راه خداوند عزیز و حمید را نشان می‌دهد، باز می‌دارد. هرکس از محمود پیروی کند و از دعوت به پذیرش حکمیت ذکر محفوظ از تحریف خداوند قرآنسرباز زند؛ مانند کافرانی خواهد بود که از کتاب خداوند قرآن عظیم روگردانده‌اند. این کفر نسبت به ناصر محمد یمانی نیست و ناصر محمد یمانی تنها بنده‌ای از بندگان صالح خداوند است که ازمسلمانان ومسیحیان و یهودیان و تمام مردم دعوت می‌کند که از کتاب خداوند قرآن عظیم پیروی کرده و نسبت به آنچه‌‌ که مخالف آن است کافر شوند؛ چه در تورات و انجیل باشد یا در سنت نبوی؛ چون خداوند درمورد حفظ آنها از تحریف به شما وعده‌ای نداده است؛ بلکه خداوند تنها وعده حفظ قرآن از تحریف داده شده تا مهیمن و حکم‌دهنده در موارد اختلافی باشد که درتورات یا انجیل یا سنت نبوی میان شما پیش آمده است؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ و این تصدیق فرموده خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ} صدق الله العظيم [المائدة:۴۸].
    {اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم؛ تصديق‌كننده و حاكم بر كتاب‌هايى است كه پيش از آن بوده‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهش هاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذاری}
    محمود! آیا می‌دانی چرا خداوند کتاب خود قرآن عظیم را حکم و مهیمن قرار داده تا میان اختلافات یهود و مسیحی و مسلمان داوری کند؟ چون این کتابی است که خداوند وعده داده در طول قرن‌ها، از روز نزول تا زمان رستاخیز و گرد آمدن دوباره مردم آن را از تحریف و دست‌کاری حفظ خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ(۹)} صدق الله العظيم [الحج].
    {ما قرآن را خود نازل كرده‌ايم و خود نگهبانش هستيم}
    الحمدلله رب العالمین که بشریت بیان حق این آیه را درعالم واقعیات به صورت واقعی دردستشان می‌بینند؛ و شاهدند که قرآن عظیم به‌حق از تحریف و دست‌کاری محفوظ مانده است و در طول گذشت اعصار، تنها یک نسخه از آن در جهان وجود دارد و حتی یک کلمه از آن نیست که با نسخه‌ای دیگر تفاوت داشته باشد.
    اما کسانی که در ظاهر خود را مؤمن نشان داده و کفر و مکر خود برای بازداشتن مسلمانان و تمام مردم از پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم که به سوی محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده است را پنهان می‌نمایند؛ می‌گویند: شهادت می‌دهیم لا إله إلا الله مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم. ولی دروغ می‌گویند چون چیزی را بر زبان می‌آورند که در قلبشان نیست و از این امر برای بازداشتن مردم از پیروی از ذکرمحفوظ از تحریف استفاده می‌نمایند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿۱﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲﴾ }صدق الله العظيم [المنافقون]
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌‌گویند: «ما شهادت می‌‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌‌دهد که منافقان دروغ‌گو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند! (۲)}
    سپس خداوند به شما می‌آموزد که آنان چگونه مردم را از راه خداوند بازمی‌دارند؛ خداوند در آیات محکم کتاب خود طریق مکر آمیز آنها را برایتان روشن می‌نماید. از علت ایمان آوردن ظاهری آنها برایتان می‌گوید تا بتوانند از راویان احادیث نبوی گردیده و مسلمانان را از راه سنت نبوی -که خداوند وعده محفوظ ماندن آنها از تحریف را نداده است- از مسیر درست بازدارند. برای همین می‌گویند از خداوند و رسولش اطاعت می‌کنیم و در مجالس که احادیث سنت نبوی در بیان قرآن داير می‌شد شرکت می‌کردند تا از راویان حدیث به شمار آیند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿۸۲﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}
    در این آیات محکم ؛خداوند بیان حق را برایتان روشن می سازد:
    { اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ } صدق الله العظيم [المنافقون:۲]
    {آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌‌دهند!}
    و روش انحرافی آنها را به شما می‌آموزد:
    { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ } صدق الله العظيم
    {و آنان می‌گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید را نزد خود پنهان می‌کنند}
    خداوند در آیات محکم کتابش؛ رسول خود و مؤمنان را ازمکر کسانی که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکر خود را پنهان می‌کنند؛ آگاه می‌نماید و می‌فرماید:
    { وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ}
    {و مى‏‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد}
    اما به نبی خود فرمان پرده برداشتن از کار آنها و طردشان را نمی‌دهد بلکه به نبی خود فرمان می‌دهد و می‌فرماید:
    { فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا } صدق الله العظيم.
    {پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است}
    خداوند سپس حکمت طرد نکردنشان را روشن می‌سازد. این به خاطر آن است که مشخص شود چه کسانی به کلام خداوند تمسک می‌جویند و چه کسانی از کلام خداوند؛ قرآن عظیم محفوظ از تحریف روبرمی‌گردانند و آن را پشت سر انداخته و به دنبال سخن شیطان رجیم که با آیات محکم کتاب خداوند تفاوت بسیاری دارد؛ می‌روند. این چنین خداوند قاعده و ناموس کشف احادیث دروغ وارد شده به سنت نبوی را به شما می‌آموزد. خداوند شما را آگاه کرده است اگر درباره‌ی احادیث نبوی دچار اختلاف شدید باید به محکمات قرآن تکیه و بر اساس آن حکم نمایید؛ اگر این حدیث سنت نبوی از جانب غیرخدا آمده باشد بین آن و آیات محکم قرآن عظیم تفاوت زیادی خواهید یافت، چرا که حق و باطل همیشه مخالف و ناقض یک‌دیگرند.برای همین خداوند قرآن را مرجع قرار داده است تا در موارد اختلاف در سنت نبوی بر اساس آن حکم کنید. خداوند تعالی فرموده است:
    { مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ ۖ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿۸۰﴾ وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿۸۲﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)
    }
    اگر برای مؤمنان: {أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ} آمد؛ یعنی از جانب خداوند و رسولش بود؛ هرکس از خداوند و رسولش اطاعت کند از عذاب خداوند در دنیا درامان بوده و در روز قیامت نیز امنیت دارد، تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا ۗ أَفَمَن يُلْقَىٰ فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ ۖ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۴۰﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿۴۱﴾ لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿۴۲﴾ }صدق الله العظيم [فصلت]
    { کسانی که آیات ما را تحریف می‌‌کنند بر ما پوشیده نخواهند بود! آیا کسی که در آتش افکنده می‌‌شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می‌‌آید؟! هر کاری می‌‌خواهید بکنید، او به آنچه انجام می‌‌دهید بیناست! (۴۰) کسانی که به این ذکر [= قرآن‌‌] هنگامی که به سراغشان آمد کافر شدند (نیز بر ما مخفی نخواهد ماند)! و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر... (۴۱) که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! (۴۲)}
    اما منظور از
    { أَوِ الْخَوْفِ } یعنی چیزی که از جانب غیر خداست و کسی که از اموری اطاعت نماید که مخالف فرمان خداوند و رسولش است از عذاب خداوند در امان نخواهد بود.
    اما منظور از این فرموده { أَذَاعُوا بِهِ } علمای امت هستند که راوی حدیثند، گروهی می‌گویند این حدیث به حق از خداوند و رسولش است و گروه دیگر آن را انکار می‌کنند و حدیثی مخالف آن را می‌آورند. در اینجا امر خداوند این است که اگر رسول خداوند هنوز بین آنهاست برای حکمیت به او رو کنند و بعد از وفات ایشان چنین اموری را به صاحبان امر(ائمه آگاه از علم کتاب) ارجاع دهند؛ کسانی از آنان که پیشوای مسلمانان هستند و خداوند بیان قرآن عظیم را به آنان آموخته است؛ کسانی که خداوند فرمان داده است بعد از رسولش از آنان اطاعت شود تا آنها در موارد اختلافشان حکم خداوند را آورده و برایشان حکم را از کتاب خداوند استنباط کرده و روشن سازند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ } صدق الله العظيم [الشورى:۱۰]
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌‌ام و به سوی او بازمی‌‌گردم}
    بر صاحبان امر(اولی الأمر) جز این نیست که باید در موارد اختلاف ؛حکم خداوند را برایتان از آیات محکم کتابش استنباط کرده و برایتان روشن سازند.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً }صدق الله العظيم [الأنعام:۱۱۴]
    {یا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    حال این مهدی منتظر است که در زمان مقدر شده در کتاب مسطور خداوند حاضر شده است؛ در دورانی که علمای مسلمین دچار اختلاف شده و به دسته‌های متعدد تقسیم گردیده و هر یک به داشته‌های خود دلخوشند. و أشهدُ أن لا إله إلا الله و أشهدُ أن مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و أشهدُ إني المهدي المُنتظر ناصر محمد؛ من ازشما علمای مسلمین و مسیحی و یهودی دعوت می‌کنم تا در موارد اختلاف، تسلیم حکمیت کتاب خداوند گردید؛ خداوند قرآن عظیم را کتاب حاکم و مرجع حل اختلافاتتان قرار داده است. هر چه که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است؛ خواه در سنت نبوی باشد خواه در تورات یا انجیل، بدانید از جانب خدا نیست بلکه از سوی شیطان رجیم است؛ برای همین هم هست که اگر به قرآن عظیم باور داشته باشید در می یابید، بین باطل و آیات محکم کتاب – که نه در زمان نزول و نه بعد از آن باطل به آن راه نیافته است- اختلاف زیادی وجود دارد. ای مسلمانان و مسیحیان و یهودیان ! خداوند قرآن را مرجع حل اختلافات شما قرار داده است. مهدی منتظر نو آور نیست بلکه خداوند او را پیرو دعوت مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قرار داده است تا از شما مسلمانان امی؛ مسیحیان و یهودیان دعوت نماید در موارد اختلاف حکمیت کتاب خدا را بپذیرید و چنین است که نبیّ خداوند موسی و عیسی و تمام انبیا مردم را به سوی اسلام دعوت کرده‌اند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الإِسْلاَمُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآَيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ(۱۹)}صدق الله العظيم [آل عمران]
    {دین در نزد خدا، اسلام است. و کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده شد، اختلافی (در آن) ایجاد نکردند، مگر بعد از آگاهی و علم، آن هم به خاطر ظلم و ستم در میان خود؛ و هر کس به آیات خدا کفر ورزد، خداوند، سریع الحساب است.}
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّـهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ ﴿۸۳﴾قُلْ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَمَا أُنزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ﴿
    ۸۴﴾ وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۸۵﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
    { آیا آنها غیر از آیین خدا می‌‌طلبند؟! و تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، از روی اختیار یا از روی اجبار، در برابرِ (فرمان) او تسلیمند، و همه به سوی او بازگردانده می‌‌شوند. (۸۳) بگو: «به خدا ایمان آوردیم؛ و (همچنین) به آنچه بر ما و بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل گردیده؛ و آنچه به موسی و عیسی و (دیگر) پیامبران، از طرف پروردگارشان داده شده است؛ ما در میان هیچ یک از آنان فرقی نمی‌‌گذاریم؛ و در برابرِ او تسلیم هستیم.» (۸۴) و هر کس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است. (۸۵)}
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجاً وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الخَيْرَاتِ إِلَى الله مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ (۴۸)}
    صدق الله العظيم [المائدة]
    {این کتاب [= قرآن‌‌] را به حق بر تو نازل کردیم، و اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم تصديق‌‌كننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بوده‌‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهش‌هاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مى‌‌خواست همه شما را يك امت مى‌‌ساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مى‌‌كرديد آگاهتان سازد. (۴۸).}
    و برهان آن؛ دعوت نبی الله موسی از فرعون و بنی اسراییل است؛ او آنها را به سوی اسلام فرا می‌خواند و اولين کسانی از بنی اسراییل که از نبی الله موسی پیروی کردند؛ مسلمان نامیده شدند؛ چراکه نبی الله موسی مردم را به سوی اسلام دعوت می‌کرد و برای همین هم فرعون در زمانی که در آستانه غرق شدن بود گفت:
    { حَتَّى إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرَائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ }صدق الله العظيم [يونس:۹۰]
    {هنگامی که غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی، جز کسی که بنی اسرائیل به او ایمان آورده‌‌اند، وجود ندارد؛ و من از مسلمین هستم!}
    و چنین است که خداوند رسول خود موسى - صلى الله عليه وآله وسلم – را برمی‌انگیزد تا آل فرعون و بنی اسراییل را به دین حنیف اسلام فرا خواند؛ و به همین ترتیب رسولان خود داوود و سلیمان را نیز برانگیخت تا مردمان را به اسلام دعوت نمایند، برای همین هم در نامه نبیّ خداوند سلیمان به ملکه سبا و مردمش از این سخن به میان می‌آید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّهُ مِن سُلَيْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ ﴿۳۰﴾ أَلَّا تَعْلُوا عَلَيَّ وَأْتُونِي مُسْلِمِينَ ﴿۳۱﴾ }صدق الله العظيم [النمل]
    { این نامه از سلیمان است، و چنین می‌‌باشد: به نام خداوند بخشنده مهربان‌‌ (۳۰) توصیه من این است که نسبت به من برتری‌‌جویی نکنید، و بسوی من آیید در حالی که مسلمید (۳۱)}
    و هم چنین خداوند بنده و رسول خود مسيح عيسى ابن مريم - صلى الله عليه وعلى أمه وآل عمران المكرمين وسلم تسليماً كثيراً –را برمی‌انگیزد تا بنی اسرییل را به اسلام دعوت کند و برای همین پیروان نبی الله عیسی مسلمان خوانده می‌شوند و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُم بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۵۰﴾ إِنَّ اللَّـهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۗ هَـٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿۵۱﴾ فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَى اللَّـهِ ۖ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنصَارُ اللَّـهِ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ﴿۵۲﴾رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ ﴿۵۳﴾ }صدق الله العظيم [آل عمران]
    { و آنچه را پیش از من از تورات بوده، تصدیق می‌‌کنم؛ و (آمده‌‌ام) تا پاره‌‌ای از چیزهایی را که بر شما حرام شده، حلال کنم؛ و نشانه‌‌ای از طرف پروردگار شما، برایتان آورده‌‌ام؛ پس از خدا بترسید، و مرا اطاعت کنید! (۵۰) خداوند، پروردگار من و شماست؛ او را بپرستید این است راه راست!» (۵۱) هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا گردد؟» حواریان گفتند: «ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم؛ و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آورده‌‌ایم. (۵۲)پروردگارا! به آنچه نازل کرده‌‌ای، ایمان آوردیم و از فرستاده (تو) پیروی نمودیم؛ ما را در زمره گواهان بنویس!» (۵۳)}
    به خاطر آنکه من امام مهدی منتظر حق هستم که از جانب پروردگارتان آمدهام؛ آنچه که در دست دارم از تورات و انجیل و قرآن تصدیق کرده و دعوت من از شما همان دعوت نبی الله موسی و داوود و سلیمان و مسیح عیسی بن مریم و محمد رسول الله - صلى الله عليهم أجمعين وسلم تسليماً كثيراً – و هم شما را به دین حنیف اسلام فرا می‌خوانم و هرکس دینی بجز اسلام اختیار نماید از او پذیرفته نخواهد شد و در آخرت از زیان کاران خواهد بود؛ من شما را به سوی سخنی دعوت می‌کنم که بین ما و شما یکسان است : لا اله الا الله وحده لا شریک له و ما جز او کسی را عبادت نمی‌کنیم ؛ ما جای خداوند موسی و عزیر و مسیح عیسی بن مریم و محمد صلى الله عليهم وأوليای‌ وسلم تسليماً كثيراً نمی‌خوانیم و به شما همان چیزی را می‌گوییم که خداوند در آیات محکم قرآنش به ما فرمان داده است که بگوییم:
    { قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلَايَتَّخِذَبَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ(۶۴)} صدق الله العظيم [آل عمران]
    {بگو: «ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم؛ و بعضی از ما، بعضی دیگر را -غیر از خدای یگانه- به خدایی نپذیرد.» هرگاه سرباز زنند، بگویید: «گواه باشید که ما مسلمانیم!»}
    ای مسلمانان امی که پیرو مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم هستید؛ ای شیعیان و سنیان، چقدر خداوند به شما هشدار داده است تا از پیروی از احادیث و روایاتی که به دروغ به نبی او نسبت داده شده دوری کنید روایاتی که از جانب طاغوت و اززبان اولیاء منافقش که در بین صحابه رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم بوده و تظاهر به ایمان می‌کردند تا آنها را از صحابه بدانید نقل شده است؛ اما آنها نه صحابه رسول الله بلکه صحابه شیطان رجیم هستند که در بین صحابه حق رسول الله نفوذ کرده بودند و شما علمای شیعیه و سنی از بسیاری از دروغذهای آنها پیروی کرده‌اید! برای شما فتوا داده‌اند که این شمایید که خلیفه‌ی خدا را در زمان مقدر شده در کتاب مسطور خداوند انتخاب می‌کنید؛ شما و آنها سخن کذب بر زبان می‌آورید... فرشتگان مقرب خداوند رحمن حق نداشتند خلیفه‌ی خداوند در زمین را برگزینند؛ پس چگونه شما علمای شیعه و سنی چنین حقی می‌توانید داشته باشید؟! و اما شیعیان او را بیش از هزار سال قبل انتخاب کرده‌اند و حکم را به یک پسر بچه داده‌اند و اما اهل سنت، بر مهدی منتظر حرام کرده‌اند که هنگام حاضر شدنش به آنها بگوید که او مهدی منتظر خلیفه‌ای است که خداوند بر ایشان برگزیده و دانش بیشتری از علم کتاب را به او عطا نموده تا دراختلافاتشان؛ داور و حکم کننده بین آنان باشد وآنها را به حکمیت کتاب خداوند ذکری که محفوظ از تحریف است فرا بخواند.
    جواب شیعیان و اهالی سنتی که خداوند آنها را در میز گفتگو جهانی از شأن من آگاه کرده جز این نیست که می‌گویند: به راستی که دروغ‌گوی بی‌شرمی هستی؛ تو مهدی منتظر نیستی بلکه این ما هستیم که از بین مردم مهدی منتظر را انتخاب کرده و در حالی که خوار شده و راهی ندارد، او را وادار به بیعت می‌کنیم. پس مهدی منتظر حق پروردگارشان در جواب می‌گوید: به خداوند عظیم و رحمن که بر عرش چیره است؛ شما در دورانی هستید که در کتاب مسطور خداوند مقدر شده است که عصر گفتگوی با مهدی منتظر قبل از ظهور و قبل ازعبور کوکب سقر باشد، بگو اگر راست می‌گویید برهانتان کدام است[قل هاتوا بُرهانكم إن كنتم صادقين]...اگر راست می‌گویید مهدی منتظر حق پروردگارتان را انتخاب کنید به شرط آنکه علم ظاهر و باطن کتاب را به او بدهید تا بتواند در موارد اختلاف بینتان حکم کند و اگر با قرآن با شما مجادله کند همه شما را شکست بدهد ..اگر راست می‌گویید –چنین فردی را خود انتخاب کنید!-... و اگر نتوانید که نمی‌توانید؛ بدانید من مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم؛ مرا نه جبریل انتخاب کرده است و نه میکاییل و نه شیعیان و نه اهل سنت؛ بلکه خداوند مرا به عنوان خلیفه خود در زمین برگزیده است؛ هم او که آدم را به خلافت برگزید؛ به راستی که ملک از آن خداوند است و آن را به هر کس که بخواهد عطا می‌نماید؛ و شما شیعیان و سنیانی که با احادیث دروغ و روایات به شدت گمراه شده‌اید کسانی نیستید که رحمت خدا را تقسیم کنند. رواياتی که شما به آنها تمسک می‌جویید از جانب طاغوت است نه از جانب خداوند و کار شما مانند خانه‌ای است که عنکبوت انتخاب کرده است و سست‌ترین خانه، خانه عنکبوت است؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ در حالی که خداوند به شما فرمان داده است به ریسمان محکم الهی (عروة الوثقى) که محفوظ از تحریف است چنگ زنید و همانا که این ریسمان الهی قرآن عظیم است که به حق از جانب خداوند آمده و از شما دعوت شده است تا به حکمیت آن سرفرود آوريد ولی شما از حق اکراه دارید. ای اهل سنت و شیعیان چقدر شبیه یهودیان شده‌اید؛ آیا می‌خواهید به شما بگویم چه وقت‌هایی حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را خوش نمی‌دارید؛ این زمانی است که یک موضوع بر خلاف امیال شماست. اما اگر حق با خواست شما همخواني داشته باشد به سرعت درمقابل آن سرفرود می‌آورید و در مجادله‌ها از آن استفاده می‌کنید؛ ولی اگر در موضوعی دیگر حق با امیال شما همخواني نداشته نباشد؛ آن وقت روبرگردانده و می‌گویید تأویل آن را تنها خداوند می‌داند و برای ما آنچه که پیشینیان ما گفته‌اند کافی است. منظور شیعیان ائمه آل بیت و منظور اهل سنت و جماعت صحابه رسول الله هستند. لذا امام مهدی منتظر درپاسختان می‌گوید: ولی زمانی که در موضوعی حق با شما باشد و آیه‌ای بیاید که برهانی برای آن باشد؛ به سرعت دربرابر آن سرفرود آورده و نمی‌گویید تأویل آن را تنها خداوند می‌داند؟! اما اگر آیه‌ای محکم بیاید که ظاهر و باطن آن روشن و مخالف داشته‌های شما باشد از آن روبرگردانده و می‌گویید جز خداوند کسی از تأویل آن آگاه نیست!!
    پس با حق در برابرتان حجت می‌آورم ومی‌گویم ای اهالی سنت وشیعیان آیا این خصلت گروهی از صحابه یهود نیست؟ چرا شما از این ویژگی آنها پیروی می‌کنید؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { لَّقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ ۚ وَاللَّـهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۴۶﴾ وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا أُولَـٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿۴۷﴾ وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿۴۸﴾ وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ﴿۴۹﴾ أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۵۰﴾ إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵۱﴾ }صدق الله العظيم [النور]
    { ما آیات روشنگری نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌‌کند! (۴۶) آنها می‌‌گویند: «به خدا و پیامبر ایمان داریم و اطاعت می‌‌کنیم!» ولی بعد از این ادّعا، گروهی از آنان رویگردان می‌‌شوند؛ آنها (در حقیقت) مؤمن نیستند! (۴۷) و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و پیامبرش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می‌‌شوند! (۴۸) ولی اگر حق داشته باشند (و داوری به نفع آنان شود) با سرعت و تسلیم بسوی او می‌‌آیند! (۴۹) آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا می‌‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند! (۵۰) سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‌‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند. (۵۱)}
    ای شیعیان و اهالی سنت و سایر مذاهب اسلامی؛ آیا شما مسلمانان هستید یا از یهودیانی که از دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند روبرمی‌گردانند؟ چقدر از شما سؤال کردم چرا به دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند پاسخ مثبت نمی‌دهید و جوابی از شما نداشتیم! سپس برایتان به حق حجت می‌آوریم که مهدی منتظر حقی که از جانب پروردگارتان آمده است تابع و پیرو (رسول الله ) است نه یک نوآور؛ آیا محمد رسول الله اهل کتاب را که با یک‌دیگر اختلاف داشتند به پذیرش احکام کتاب خداوند قرآن عظیم فرا نمی‌خواند؟ آیا ناصر محمد یمانی برخلاف آنچه که تصور می‌کند که خداوند او را برای یاری( ناصر محمد) محمد رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم برانگیخته است نو آور است و از رسول الله پیروی نمی‌کند؟ اما من از راست گویانم. من از صادقانی هستم که از محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – پیروی می‌کنم و چیز جدیدی نیاورده‌ام. من ازآیات محکم قرآن عظیم برایتان دلیل می‌آورم .تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ}صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۱]
    {بگو: «اگر راست می‌‌گویید، دلیل خود را بیاورید!»}
    اگر اهل اندیشه‌اید پس بدانید برای هر ادعایی برهانی لازم است. پس سؤال دیگری برایتان دارم و می‌خواهم از احادیث حق سنت نبوی به آن جواب دهید؛ آیا مُحمد رسول الله؛ همان گونه که خداوند به او خبر داده بود، شما را از این امر باخبر نکرده است که شما نیز مانند اهل کتاب دچار اختلاف می‌شوید؟ جوابتان معلوم است و خواهید گفت:
    [افترقت اليهود على إحدى و سبعين فرقة، افترقت النصارى على اثنتي و سبعين فرقة وستفترق أمتي على ثلاث و سبعين فرقة كلهم في النار إلا واحدة]
    صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
    [مُحمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم –گفته است و او از روی هوی سخن نمی‌گوید: یهود به هفتاد و یک گروه تقسیم شدند و مسیحیان هفتاد و دو گروه شدند و امت من به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد و همه آنها جز یک گروه در آتش خواهند بود]
    پس به شما می‌گویم :آری تمام مسلمین پیرو تمام انبیا از اولین نبیّ تا آخرین آنها که نبیّ امیّ مُحمد صلى الله عليه وآله وسلم است گرفتار اختلاف شده‌اند؛ هر امتی از نبی خود پیروی کرده و به وسیله نبی خود به راه راست هدایت می‌شد و نبیّ در حالی آنها را ترک می‌کرد(از دنیا می‌رفت) که امت در راه راست-صراط مستقیم –بودند؛ اما خداوند برای هر نبیّ دشمنانی ازشیاطین جن و انس مقرر می‌داشت که بعد از نبی با نوشته‌هایی که از جانب شیطان بزرگ و طاغوت بود و با تزویر به دروغ به خداوند و رسولانش نسبت داده می‌شد باعث گمراهی امت می‌شدند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الْإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا ۚ وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ ۖ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ ﴿۱۱۲﴾ وَلِتَصْغَىٰ إِلَيْهِ أَفْئِدَةُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَلِيَرْضَوْهُ وَلِيَقْتَرِفُوا مَا هُم مُّقْتَرِفُونَ ﴿۱۱۳﴾ أَفَغَيْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا ۚ وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِّن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ ۖ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿۱۱۴﴾ وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلًا ۚ لَّا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ ۚ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۱۱۵﴾ وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿۱۱۶﴾ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَن يَضِلُّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۱۷﴾ }صدق الله العظيم [الأنعام]
    { این چنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری سخنان فریبنده و بی‌‌اساس به یکدیگر می‌‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌‌خواست، چنین نمی‌‌کردند؛ بنابر این، آنها و تهمت‌هایشان را به حال خود واگذار! (۱۱۲) نتیجه این خواهد شد که دلهای منکران قیامت، به آنها متمایل گردد؛ و به آن راضی شوند؛ و هر گناهی که بخواهند، انجام دهند! (۱۱۳) آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است؛ و کسانی که به آنها کتاب آسمانی داده‌‌ایم می‌‌دانند این کتاب، بحق از طرف پروردگارت نازل شده؛ بنابر این از تردیدکنندگان مباش! (۱۱۴) و کلام پروردگار تو، با صدق و عدل، به حدّ تمام رسید؛ هیچ کس نمی‌‌تواند کلمات او را دگرگون سازد؛ و او شنونده داناست. (۱۱۵) اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌‌زنند. (۱۱۶) پروردگارت به کسانی که از راه او گمراه گشته‌‌اند، آگاهتر است؛ و همچنین از کسانی که هدایت یافته‌‌اند. (۱۱۷)}
    مهدی منتظر سؤال دیگری مطرح می‌کند: درباره این چه فتوا می‌دهید؛ هرگاه بعد از بروز اختلاف و پراکندگی در میان امت یک نبیّ؛ خداوند نبیّ دیگری را برمی‌انگیخت؛ او مردم را به پذیرش حکمیت چه چیزی فرا می‌خواند؟ آیا آنها را به حکمیت طاغوت فرا می‌خواند یا از آنان دعوت می‌کرد تا به احکام خداوند یکتا سر فرود آورند؟ نبیّ برانگیخته از جانب خداوند وظیفه‌ای جز این نداشت که حکم حق خداوند را از آیات محکم کتابی که خداوند با او نازل کرده بود برای مردم استنباط نماید.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ(۲۱۳) }صدق الله العظيم [البقرة]
    {مردم یک دسته بودند؛ خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌‌کند.}
    این اختلاف بین پیروان رسولان ادامه داشت تا نوبت به اهل کتاب رسید؛ پیامبران اهل کتاب امت‌هایشان را در حالی که در راه راست بودند ترک نمودند. سپس شیاطین جن و انس بطور مستمر مکر خود را عملی می‌نمودند. طاغوت اکبر ابلیس به شیاطین جن وحی می‌کرد و اینها به اولیایشان از شیاطین انس وحی می‌رساندند و مطالبی را به دروغ به خداوند و رسولش نسبت می‌دادند که بر ضد موضوعات حقی بود که از جانب خداوند و از زبان رسولانش بیان شده بود. سپس اهل کتاب از مسیر حق منحرف و دچار تفرقه گردیدند؛ تورات و انجیل را پشت سر انداختند و به دنبال مطالب دروغی افتادند که نه از نزد خداوند بلکه ازجانب طاغوت و شیطان رجیم آمده بود. به این ترتیب شیاطین؛ مسلمانان اهل کتاب را از راه راست –صراط مستقیم- خارج کردند تا زمانی رسید که خداوند خاتم الأنبياء والمُرسلين النبي أمي وأمين نسبت به کتاب خداوند قرآن عظیم را برانگیخت که به مثابه دانشنامه و مرجع کتب انبیا و رسولان بود.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَذَا ذِكْرُ مَن مَّعِيَ وَذِكْرُ مَن قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُم مُّعْرِضُونَ(۲۴) }صدق الله العظيم [الأنبياء]
    {بگو: «دلیلتان را بیاورید! این ذکر کسانی است که با من هستند، و ذکرکسانی [= پیامبرانی‌‌] است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌‌دانند؛ و به همین دلیل (از آن) روی گردانند}
    سپس خداوند به نبیّ خود فرمان داد تا در موارد اختلاف قاعده‌ای را که خداوند برای صدور حکم مقرر فرموده است؛ عملی نماید. به نبیّ خود فرمان داد تا در موارد اختلاف؛ حکم حق را برایشان از آیات محکم کتاب استنباط نماید. پس
    مُحمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – قاعده و ناموس خداوند را عملی نمود واز کسانی که دچار اختلاف بودند دعوت کرد تا به حکم کتاب خداوند گردن نهند چرا که حکم بین آنها با خداوند است و انبیاء حکم حق خداوند را از محکمات کتابش استنباط می‌کردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (۲۱۳)}
    صدق الله العظيم [البقرة]
    {مردم یک دسته بودند؛ خداوند، پیامبران را برانگیخت؛ تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی، که به سوی حق دعوت می‌‌کرد، با آنها نازل نمود؛ تا در میان مردم، در آنچه اختلاف داشتند، داوری کند. تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند، و نشانه‌‌های روشن به آنها رسیده بود، به خاطر انحراف از حق و ستمگری، در آن اختلاف کردند. خداوند، آنهایی را که ایمان آورده بودند، به حقیقت آنچه مورد اختلاف بود، به فرمان خودش، رهبری نمود. و خدا، هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می‌‌کند.}
    پس برایتان روشن شد که حکم دهنده خداوند است و بر محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مهدی منتظر چیزی جز این نیست که حکم خداوند را در موارد اختلاف از ایات محکم کتابش استنباط کنند چون خداوند حاکم میان آنان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَفَغَيْرَ اللَّـهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلًا }صدق الله العظيم [الأنعام:۱۱۴]
    { آیا من غیر خدا حاکم و داوری بجویم و حال آنکه او خدایی است که کتابی که همه چیز در آن بیان شده به شما فرستاد؟}
    سپس محمد رسول الله قاعده‌ای که تمام انبیاء رعایت می‌کردند را عملی نمود و مهدی منتظر نیز بر همین اساس در موارد اختلاف؛ مخالفان را به پذیرش حکم کتاب خداوند فرا می‌خواند و هر کس که از پذیرش حکمیت کتاب خداوند روبرگرداند به آنچه که بر مُحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل شده؛ کافر گردیده است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوْتُواْ نَصِيباً مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَى كِتَابِ اللّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ(۲۳) }صدق الله العظيم [آل عمران]
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌‌ای از کتاب (آسمانی) داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‌‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ وَلاَ تَكُن لِّلْخَآئِنِينَ خَصِيماً }
    صدق الله العظيم [النساء:۱۰۵]
    {ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو نشان داده، در میان مردم قضاوت کنی؛ و از کسانی مباش که از خائنان حمایت نمایی!}
    و خداوند تعالی می فرماید:

    {يَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءَكُمْ رَسُولُنَا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَيَعْفُو عَن كَثِيرٍ ۚ قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿۱۵﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ﴿
    ۱۶﴾}صدق الله العظيم [المائدة]
    { اى اهل كتاب، پيامبر ما نزد شما آمد تا بسيارى از كتاب خدا را كه پنهان مى‌‌داشتيد برايتان بيان كند و از بسيارى درگذرد، و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار بر شما نازل شده است، (۱۵) تا خدا بَدان هر كس را كه در پى خشنودى و رضوان اوست به راه‌‌هاى سلامت هدايت كند و به فرمان خود از تاريكى به روشناييشان ببرد و آنان را به راه راست هدايت كند. (۱۶)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۴۸﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْهُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِيدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿
    ۴۹﴾ }صدق الله العظيم [المائدة]
    {واین کتاب [= قرآن‌‌] را به حق بر تو نازل کردیم، ؛ تصديق‌‌كننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بوده‌‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهش هاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مى‌‌خواست همه شما را يك امت مى‌‌ساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مى‌‌كرديد آگاهتان سازد. (۴۸) ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از خواهشهاشان پيروى مكن و از ايشان بپرهيز كه مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مى‌‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (۴۹)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿
    ۱۵۵﴾ أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿۱۵۶﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿۱۵۷﴾ }صدق الله العظيم [الأنعام]
    { اين كتابى است مبارك. آن را نازل كرده‌‌ايم. پس، از آن پيروى كنيد و پرهيزگار باشيد، باشد كه مورد رحمت قرار گيريد. (۱۵۵) تا نگوييد كه تنها بر دو طايفه‌‌اى كه پيش از ما بودند كتاب نازل شده و ما از آموختن آنها غافل بوده‌‌ايم. (۱۵۶) يا نگوييد كه اگر بر ما نيز كتاب نازل مى‌‌شد بهتر از آنان به راه هدايت مى‌‌رفتيم. بر شما نيز از جانب پروردگارتان دليل روشن و هدايت و رحمت فرا رسيد. پس چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه آيات خدا را دروغ پنداشت و از آنها رويگردان شد؟ به زودى كسانى را كه از آيات ما رويگردان شده‌‌اند به سبب اين اعراضشان به عذابى بد كيفر خواهيم داد. (۱۵۷)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { كِتَابٌ أُنزِلَ إِلَيْكَ فَلَا يَكُن فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِّنْهُ لِتُنذِرَ بِهِ وَذِكْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿
    ۲﴾ اتَّبِعُوا مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم }صدق الله العظيم [الأعراف]
    {كتابى است كه بر تو نازل شده، در دل تو از آن ترديدى نباشد، تا به آن بيم دهى و مؤمنان را پندى باشد. (۲) از آنچه از جانب پروردگارتان برايتان نازل شده است پيروى كنيد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ }
    صدق الله العظيم [الأعراف:۵۲]
    {ما کتابی برای آنها آوردیم که آن را با آگاهی شرح دادیم؛ (کتابی) که مایه هدایت و رحمت برای جمعیّتی است که ایمان می‌‌آورند..}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَالَّذِينَ يُمَسَّكُونَ بِالْكِتَابِ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ إِنَّا لاَ نُضِيعُ أَجْرَ الْمُصْلِحِينَ }صدق الله العظيم [الأعراف:۱۷۰]
    { آنها که به کتاب (خدا) تمسّک جویند، و نماز را برپا دارند، ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِوَكِيلٍ(۱۰۸) }
    صدق الله العظيم [يونس]
    {گو: «ای مردم! حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده؛ هر کس هدایت یابد، برای خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد، به زیان خود گمراه می‌‌گردد؛ و من مأمور (به اجبار) شما نیستم!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَاماً وَرَحْمَةً أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ(۱۷) }
    صدق الله العظيم [هود]
    { آیا کسی که حجت آشکاری از پروردگارش دارد و شاهدی- از اهل بیتش- بیان آن را تلاوت می کند و حال آنکه پیش از آن هم کتاب موسی رهنما و مایه رحمت بود، اینان به آن ایمان دارند و هر کس از گروه مشرکان که به آن کفر و انکار ورزد، آتش دوزخ وعده‌‌گاه اوست، پس از [حقیقت‌‌] آن در تردید مباش، که آن راست و درست از سوی پروردگار توست ولی بیشتر مردم باور نمی‌‌کنند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْماً عَرَبِيّاً وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍـ۳۷) }
    صدق الله العظيم [الرعد]
    {و بدین‌‌سان آن را به صورت کتابی حکمت‌‌آموز عربی نازل کرده‌‌ایم، و اگر پس از علمی که بر تو نازل شده است، از هوا و هوس آنان پیروی کنی، در برابر خداوند یاور و نگهدارنده‌‌ای نداری‌‌}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً(۹) }
    صدق الله العظيم [الإسراء]
    { این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌‌هاست، هدایت می‌‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌‌دهند، بشارت می‌‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    { وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿۹۲﴾ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلَّـهِ سَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَتَعْرِفُونَهَا ۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۹۳﴾ }صدق الله العظيم [النمل]
    {و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد (زیانش متوجّه خود اوست؛) بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!» (۹۲) بگو: «حمد و ستایش مخصوص ذات خداست؛ آیاتش را به شما نشان خواهد داد تا آن را بشناسید؛ و پروردگار تو از آنچه انجام می‌‌دهید غافل نیست! (۹۳)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادةً قُلِ اللّهِ شَهِيدٌ بِيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لأُنذِرَكُم بِهِ }
    صدق الله العظيم [الأنعام:۱۹]
    {بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و این قرآن بر من وحی شده،تا با آن به شما بیم دهم}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { كَذَٰلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿
    ۲۰۰﴾ لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿۲۰۱﴾ فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۲۰۲﴾ }صدق الله العظيم [الشعراء]
    {این گونه قرآن را در دلهای مجرمان وارد می‌‌کنیم! (۲۰۰) به آن ایمان نمی‌‌آورند تا عذاب دردناک را با چشم خود ببینند! (۲۰۱) ناگهان به سراغشان می‌‌آید، در حالی که توجّه ندارند! (۲۰۲)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا ۗ أَفَمَن يُلْقَىٰ فِي النَّارِ خَيْرٌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ ۖ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿
    ۴۰﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿۴۱﴾ لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿۴۲﴾ }صدق الله العظيم [فصلت]
    {کسانی که آیات ما را تحریف می‌‌کنند بر ما پوشیده نخواهند بود! آیا کسی که در آتش افکنده می‌‌شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می‌‌آید؟! هر کاری می‌‌خواهید بکنید، او به آنچه انجام می‌‌دهید بیناست! (۴۰) کسانی که به این ذکر هنگامی که به سراغشان آمد کافر شدند و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر... (۴۱) که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! (۴۲)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِنْ مَكَانٍ بَعِيدٍ }
    صدق الله العظيم [فصلت:۴۴]
    {بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌‌اند هدایت و درمان است؛ ولی کسانی که ایمان نمی‌‌آورند، در گوشهایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‌‌بینند؛ آنها از راه دور صدا زده می‌‌شوند!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿
    ۶﴾ وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿۷﴾ يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّـهِ تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ مُسْتَكْبِرًا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا ۖ فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۸﴾ وَإِذَا عَلِمَ مِنْ آيَاتِنَا شَيْئًا اتَّخَذَهَا هُزُوًا ۚ أُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۹﴾ مِّن وَرَائِهِمْ جَهَنَّمُ ۖ وَلَا يُغْنِي عَنْهُم مَّا كَسَبُوا شَيْئًا وَلَا مَا اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ أَوْلِيَاءَ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۰﴾ هَـٰذَا هُدًى ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَهُمْ عَذَابٌ مِّن رِّجْزٍ أَلِيمٌ ﴿۱۱﴾ }صدق الله العظيم [الجاثية]
    { اینها آیات خداوند است که ما آن را بحقّ بر تو تلاوت می‌‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌‌آورند؟! (۶) وای بر هر دروغگوی گنهکار... (۷) که پیوسته آیات خدا را می‌‌شنود که بر او تلاوت می‌‌شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد؛ گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است؛ چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده! (۸) و هرگاه از بعضی آیات ما آگاه شود، آن را به باد استهزا می‌‌گیرد؛ برای آنان عذاب خوارکننده‌‌ای است! (۹) و پشت سرشان دوزخ است؛ و هرگز آنچه را به دست آورده‌‌اند آنها را (از عذاب الهی) رهایی نمی‌‌بخشد، و نه اولیایی که غیر از خدا برای خود برگزیدند (مایه نجاتشان خواهند بود)؛ و عذاب بزرگی برای آنهاست! (۱۰) این (قرآن) مایه هدایت است، و کسانی که به آیات پروردگارشان کافر شدند، عذابی سخت و دردناک دارند! (۱۱)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَلَوْ أَنَّا أَهْلَكْنَاهُمْ بِعَذَابٍ مِنْ قَبْلِهِ لَقَالُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزَى }
    صدق الله العظيم [طه:۱۳۴]
    {اگر ما آنان را پیش از آن (که قرآن نازل شود) با عذابی هلاک می‌‌کردیم، (در قیامت) می‌‌گفتند: «پروردگارا! چرا پیامبری برای ما نفرستادی تا از آیات تو پیروی کنیم، پیش از آنکه ذلیل و رسوا شویم!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ }
    صدق الله العظيم [لقمان:۲۱]
    {و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید!»، می‌‌گویند: «نه، بلکه ما از چیزی پیروی می‌‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!» آیا حتّی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ }
    صدق الله العظيم [البقرة:۱۷۰]
    {و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‌‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌‌نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌‌فهمیدند و هدایت نیافتند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنزَلَ مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا }
    صدق الله العظيم [النساء:۱۳۶]
    {ای کسانی که ایمان آورده‌‌اید! به خدا و پیامبرش، و کتابی که بر او نازل کرده، و کتب (آسمانی) که پیش از این فرستاده است، ایمان بیاورید کسی که خدا و فرشتگان او و کتابها و پیامبرانش و روز واپسین را انکار کند، در گمراهی دور و درازی افتاده است.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَى مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ(۱۵۷) }
    صدق الله العظيم [الأنعام]
    { یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌‌شد، از آنها هدایت یافته‌‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { الْأَعْرَابُ أَشَدُّ كُفْرًا وَنِفَاقًا وَأَجْدَرُ أَلَّا يَعْلَمُوا حُدُودَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(۹۷) }
    صدق الله العظيم [التوبة:]
    {بادیه نشینان عرب، کفر و نفاقشان شدیدتر است؛ و به ناآگاهی از حدود و احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده، سزاوارترند؛ و خداوند دانا و حکیم است!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنْ الْمُنْتَظِرِينَ }
    صدق الله العظيم [يونس:۲۰]
    {می‌‌گویند: «چرا نشانه ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌‌شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها برای خدا است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ(۴) }
    صدق الله العظيم [الشعراء]
    { اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌‌ای نازل می‌‌کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿
    ۱۰﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۱﴾ رَّبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿۱۲﴾ }صدق الله العظيم [الدخان]
    { پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) (می‌‌گویند پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌‌آوریم. (۱۲)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿۱۵﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿۱۶﴾ }
    صدق الله العظيم [الدخان]
    { ما عذاب را کمی برطرف می‌‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌‌گردید! (۱۵) (ما از آنها انتقام می‌‌گیریم) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌‌ایم! (۱۶)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ (۵۸)}
    صدق الله العظيم [الروم]
    { ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌‌ای برای آنان بیاوری، کافران می‌‌گویند: شما اهل باطلید}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { تَنزِيلٌ مِّنَ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيمِ﴿۲﴾
    كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿۳﴾ بَشِيرًا وَنَذِيرًا فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لَا يَسْمَعُونَ ﴿۴﴾ }صدق الله العظيم [فصلت]
    { این کتابی است که از سوی خداوند رحمان و رحیم نازل شده است؛ (
    ۲) کتابی که آیاتش هر مطلبی را در جای خود بازگو کرده، در حالی که فصیح و گویاست برای جمعیّتی که آگاهند! (۳) قرآنی که بشارت دهنده و بیم دهنده است؛ ولی بیشتر آنان روی گردان شدند؛ از این رو چیزی نمی‌‌شنوند! (۴)}
    به خداوند قسم که ابوحمزه محمود مصری در برابر عذاب خداوند به کار شما نخواهد آمد و بدانید من تصور نمی‌کنم این ابو حمزه محمود مصری مشهوری باشد که ساکن لندن است؛ بلکه فکر می‌کنم این فرد دیگری است و ممکن است که به شخصیت ابو حمزه محمود مصری دروغ بسته باشد.
    درهرحال من امام مهدی منتظرناصر محمد یمانی خداوند را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند مرا کافی است که من علمای مسلمین ومسیحی و یهود را به پذیرش حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم و پیروی از آن فرامی‌خوانم و از ایشان دعوت می‌کنم نسبت به هرآنچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است حال چه در تورات باشد یا انجیل یا سنت نبوی و هر آنچه از مکتوبات بشر و روایات آن مخالف آیات قرآن عظیم باشد، کافر شوند. خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی آست که من نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ کافرم واگر جن و انس بر سر یک روایت دروغ و مفتری اجماع داشته باشند؛ چگونه می‌توانم آنان را تصدیق کرده وآیات خداوند را انکار نمایم، از خدا پروا نمی‌کنید؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ فَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمِنْ هَٰؤُلَاءِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الْكَافِرُونَ(۴۷)} صدق الله العظيم [العنكبوت].
    { و این گونه، کتاب را بر تو نازل کردیم، کسانی که کتاب به آنها داده‌ایم به این کتاب ایمان می‌آورند؛ و بعضی از این گروه نیز به آن مؤمن می‌شوند؛ و آیات ما را جز کافران انکار نمی‌کنند}
    و به هیچ‌ وجه شاهد نخواهید بود که اینان به دعوت به پذیرش حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دهند، چون مخالف افتراها و امیال آنان است از جمله ابو حمزه محمود که دشمن سرسختی است و مثل گروهی از یهودیان است که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنان را به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ(۷۶)} صدق الله العظيم [النمل].
    {این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند}
    برای همین هم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آنان را به سوی حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت نمود و آنان همانند ابوحمزه محمود مصری روگرداندند چون حکمیت براساس قرآن عظیم با مفتریاتی که در نزدشان بود و درتورات آن را به خداوند نسبت داده بودند، مخالف بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ(۲۳)} صدق الله العظيم [آل‌ عمران] .
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    آ‌نها هم مثل ابوحمزه مصری نمی‌خواهند از کتاب خداوند قرآن عظیم پیروی کنند مگر با آنچه که از تورات داشتند، توافق داشته باشد. اما زمانی که آیه‌ای نازل شود که با دروغ‌هایی که در تورات نسبت داده شده مخالف بود و دروغ آنان را برملا می‌کرد؛ از آن آیه محکم قرآن عظیم رومی‌گرداندند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ(۸۵)} صدق الله العظيم [البقرة]
    {آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست}
    و به راستی که حکم درباره اختلافات را در آیات مبینات ( روشنگر ) خود قرار داده است تا درموارد اختلاف بر اساس آن حکم شود و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ} صدق الله العظيم [النور:۳۴].
    { ما بر شما آیاتی فرستادیم که حقایق بسیاری را تبیین می‌کند، و اخباری از کسانی که پیش از شما بودند، و موعظه و اندرزی برای پرهیزگاران}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ} صدق الله العظيم [النور:34]، وقال الله تعالى: {لَّقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ ۚ وَاللَّـهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤٦وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا أُولَـٰئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿٤٧وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٤٨وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ﴿٤٩أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّـهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ ۚ بَلْ أُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٥٠إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّـهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٥١} صدق الله العظيم [النور]،
    {ما آیات روشنگری نازل کردیم؛ و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت می‌کند! (۴۶) آنها می‌گویند: «به خدا و پیامبر ایمان داریم و اطاعت می‌کنیم!» ولی بعد از این ادّعا، گروهی از آنان رویگردان می‌شوند؛ آنها مؤمن نیستند! (۴۷) و هنگامی که از آنان دعوت شود که بسوی خدا و پیامبرش بیایند تا در میانشان داوری کند، ناگهان گروهی از آنان رویگردان می‌شوند! (۴۸) ولی اگر حق داشته باشند با سرعت و تسلیم بسوی او می‌آیند! (۴۹) آیا در دلهای آنان بیماری است، یا شکّ و تردید دارند، یا می‌ترسند خدا و رسولش بر آنان ستم کنند؟! نه، بلکه آنها خودشان ستمگرند! (۵۰) سخن مؤمنان، هنگامی که بسوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند، تنها این است که می‌گویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم!» و اینها همان رستگاران واقعی هستند. (۵۱)}
    ولی می‌بینم این دشمن سرسخت می‌گوید ناصر محمد یمانی از کسانی است که بر ضد اسلام و مسلمین با بیان باطل مکر می‌کند؛ پس امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌گوید: سبحان ربی و پناه بر خدا که از جاهلان باشم.
    ای امت اسلام! آیا کسی که شما را به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق نبوی فرا می‌خواند وبه شما امر می‌نماید نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم کتاب قرآن عظیم -فرقی ندارد در تورات باشد یا انجیل یا سنت نبوی- کافر شوید؛ از نظر شما اهل باطل و از کسانی است که بر ضد اسلام و مسلمین مکر می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَّيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ﴿٥٨} صدق الله العظيم [الروم].
    {ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌ای برای آنان بیاوری، کافران می‌گویند: «شما اهل باطلید}
    لعنت خداوند بر اهل باطل؛ فرقی ندارد ابوحمزه مصری باشد یا مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ لعنت بزرگ خداوند در هر لحظه از زمان از روز اول حیات دنیا تا روز آخر، بر آنان باد. ای جماعت اشراف و میهمانان واعضای پایگاه جهانی هاشمی! شاهد باشید. با اینکه امام مهدی به جز در میز جهانی گفتگو واقع در "پایگاه امام مهدی ناصر محمد یمانی" درجای دیگری گفتگو نمی‌کند؛ اما من این پایگاه را برای گفتگو با ابوحمزه محمود مصری استثنا می‌کنم تا همگان به حق شاهد باشید که چه کسی مردم را از پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم بازمی‌دارد و کدام یک ازما دشمن سرسخت خداوند است ومی‌خواهد پیروی از قرآن عظیم را منحرف سازد؛ راهی که مردم را به صراط خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کند و کدام یک از ما مستحق لعنت خداوند و فرشتگان و تمام مردم است و شرط این است که دعوت به سوی حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم باشد. بدانید که ابوحمزه محمود مصری از آنانی است که در دوران مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ لعنت خداوند و فرشتگان و تمام مردم بر او خواهد بود چون این مرد از دشمنان سرسخت خداوند، رسول خداوند و مهدی منتظر است. چون این مرد از کسانی است که با تظاهر به ایمان؛ کفر و مکر خود برای بازداشتن مردم از پیروی از ذکر و انحراف جدی آنان را پنهان می‌کنند و وای بر آنان از عذاب روز عقیم- روز بی‌مانند از نظر شدت عذاب-.
    ای برادران مسلمان من! از گفتگو با امام ناصر محمد یمانی نترسید و نگویید او دیگران را به سختی لعنت می‌کند و مؤمن چنین نیست؛ پس ما به آنان می‌گوییم: امام مهدی ابداً کسی را لعنت نمی‌کند. به راستی که ما کسانی را لعنت می‌کنیم که در آیات محکم کتاب لعنت شده‌اند؛ کسانی که اگر راه حق را ببینند، آن را انتخاب نمی‌کنند و اگر مسیری بیراهه و باطل ببینند، آن را انتخاب می‌کنند و کسانی را به دوستی برمی‌گزینند که به خداوند افترا می‌زنند مثل ابوحمزه محمود مصری؛ اینان ملعون هستند و هر کجا که آنان را بیابید؛ ایشان را گرفته و به سختی با آنان بجنگید. آنان به جای خداوند شیطان را به دوستی گرفته‌اند در حالی که می‌دانند او شیطان رانده شده است. گمراهی آشکار آنان غیرعمد نیست بلکه می‌دانند که در مسیر گمراهی آشکار هستند و افراد بسیاری را گمراه می‌کنند. ای جماعت مسیحیان! خداوند شما را از پیروی ازشیاطین بشر که به ناحق در تورات و انجیل به خداوند افترا می‌زنند برحذر داشته است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِن قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٧٧} صدق الله العظيم [المائدة].
    {بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّنکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوسهای جمعیّتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید}
    آنان گروهی از مسلمانان را نیز گمراه کرده‌اند؛ کسانی که:
    {قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣ وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ ﴿٤} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده‌اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند!»، سرهای خود را تکان می‌دهند؛ و آنها را می‌بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می‌ورزند! (۵)}
    خداوند شما را ازحکمت خبیثانه آنان؛ آگاه نموده است و برایتان روشن نموده که چرا تظاهر می‌کنند ایمان دارند و کفر و مکر باطنی خود را پنهان می‌ساختند و برای بازداشتن مردم از پیروی از قرآن عظیم؛ با نسبت دروغ دادن به نبی؛ احادیثی را رواج می‌دادند که ایشان علیه الصلاة و السلام بیان نفرموده بودند و برای همین هم بین آن احادیث با آیات محکم قرآن عظیم؛ اختلاف زیادی پیدا می‌کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿۸۲﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویندو اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}
    ای امت اسلام؛ ای حجاج بیت الله الحرام؛ از خدا پروا کنید و به دعوت کننده به سوی حکمیت خداوند پاسخ دهید و برامام مهدی چیزی جز استنباط حکم خداوند ازآیات محکم قرآن عظیم درموارد اختلافات دینی‌تان نیست و این وعده راستین بر عهده ماست و اگر از جانب خود وبا ظن -که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- سخنی گفتیم، از آن پیروی نکنید و این شرط میان ما باشد. اگر دعوت به حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم را تکذیب کرده و نسبت به آن کافر شوید؛ محمد صلى الله عليه وآله وسلم وإمام مهدي ناصرَ محمد راتکذیب نکرده‌اید؛ بلکه آیات محکم خداوند را که در کتابش آمده است را تکذیب کرده‌اید؛ چون این نه سخن محمد رسول الله است و نه سخن ناصرمحمد؛ بلکه کلام خداوند در آیات محکم اوست و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّـهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيمصدق الله العظيم [الأنعام].
    {ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند.}
    و اما علت مکر شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکر خود بر ضد ذکر -قرآن- ومهدی منتظر ناصر محمد یمانی را پنهان می‌کنند؛ این است که ناصر محمد یمانی دروغ وافتراهایی که اجداد اولین آنها در تورات و انجیل و احادیث سنت نبوی به خداوند نسبت داده‌اند را کشف خواهد کرد و مسلمانان و پیروانشان را به مسیر اولین نبوت بازمی‌گرداند.
    ای امت اسلام و ای حجاج بیت الحرام؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ آنها احادیثی را در سنت نبوی به دروغ آورده‌اند که ظاهر آن در نظر کسانی که بی‌اطلاع هستند؛ حق می‌نماید در حالی که این روایات برای بازداشتن مسلمین و اسلام و زشت کردن چهره دین و مسلمین است تا مسلمانان را مفسدانی نشان ‌دهد که به دیگران تعدی می‌کنند و خون عالمیانی که از دین آنان تبعیت نکنند را بر زمین می‌ریزند و این مقصود آنان از دادن این نسبت دروغ به نبی است:
    ( وعن ابن عمر -رضي الله عنهما- أن رسول الله -صلى الله عليه وسلم- قال: أُمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله، وأنَّ محمدًا رسول الله، ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة، فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحق الإسلام، وحسابهم على الله -تعالى- رواه البخاري ومسلم ).

    (از ابن عمر-رضي الله عنهما- نقل شده که رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرموده‌اند: به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام حسابشان به خداوند تعالی است. راویان البخاری و مسلم)
    من درباره ابن عمر و البخاری و مسلم؛ جز خوبی چیزی نمی‌گویم، ولی خداوند را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی‌ است که این حدیث از سخنانی نیست که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آن را بیان نموده باشند. بیایید تا قاعده‌ای که درکتاب برای کشف احادیثی که در سنت بیان به دروغ به نبی علیه الصلاة و السلام داده شده‌اند را به کار گیریم که بر اساس این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿۸۲﴾ }صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)}

    حال می‌بینیم که به حق بین حق باطل اختلاف بسیاری وجود داشته و یکدیگر را نقض کرده و نمی‌توانند باهم جمع شوند. چگونه ممکن است محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بگوید:
    [ أُمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله، وأنَّ محمدًا رسول الله، ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة، فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم][[به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است ]
    ؟ چگونه می‌تواند بر خلاف فرموده خداوند تعالی چیزی بگوید:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [يونس].
    {اگر پروردگار تو بخواهد، همه كسانى كه در روى زمين‌اند ايمان مى‌آورند. آيا تو مردم را به اجبار وامى‌دارى كه ايمان بياورند؟}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} صدق الله العظيم [البقرة].
    {در دين هيچ اجبارى نيست. هدايت از گمراهى مشخص شده است. پس هر كس كه به طاغوت كفر ورزد و به خداى ايمان آورد، به چنان رشته استوارى چنگ زده كه گسستنی درآن نباشد. خدا شنوا و داناست.}
    {وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢} صدق الله العظيم [المائدة].
    {خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و پروا كنيد. اگر رويگردان شويد بدانيد كه وظيفه پيامبر ما رسانيدن پيام روشن خداوند است.}
    ودرمورد تمامی رسولان خداوند نیز چنین است و تنها وظیفه آنان ابلاغ آشکار است و خداوند آنان را وادار نکرده تا مردم را وادار به ایمان آوردن کنند.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨} صدق الله العظيم [العنكبوت].
    {اگر شما تكذيب مى‌كنيد، مردمانى هم كه پيش از شما بودند تكذيب مى‌كردند. و بر عهده پيامبر جز تبليغى روشنگر هيچ نيست}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ ۖ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ﴿٤٨} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {ما پيامبران را جز براى مژده‌دادن يا بيم‌كردن نمى‌فرستيم. پس هر كس كه ايمان آورد و كار شايسته كرد، بيمناك و محزون نمى‌شود}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {رَّبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ ۖ إِن يَشَأْ يَرْحَمْكُمْ أَوْ إِن يَشَأْ يُعَذِّبْكُمْ ۚ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا ﴿٥٤} صدق الله العظيم [الإسراء].

    {پروردگارتان به شما آگاه‌تر است. اگر بخواهد بر شما رحمت مى‌آورد و اگر بخواهد عذابتان مى‌كند، و ما تو را به كارگزاريشان نفرستاده‌ايم}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ(۴۹)}
    صدق الله العظيم [الحج].
    {بگو: اى مردم، من براى شما بيم‌دهنده‌اى آشكارم.}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ(۵۴)}
    صدق الله العظيم [النور].
    {بگو: از خدا اطاعت كنيد و از پيامبر اطاعت كنيد. پس اگر رويگردان شويد، بر پيامبر است آنچه بدو تكليف كرده‌اند، و بر شماست آنچه بر شما تكليف كرده‌اند. و اگر از او اطاعت كنيد هدايت يابيد. و بر پيامبر جز تبليغ آشكار هيچ نيست.}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ(۹۲)}
    صدق الله العظيم [النمل].
    {و قرآن را تلاوت كنم. پس هر كه هدايت يافت به سود خود هدايت يافته است و هر كه گمراه شد، بگو: جز اين نيست كه من بيم‌دهنده‌اى هستم.}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ(۶)}
    صدق الله العظيم [الشورى].
    {کسانی که غیر خدا را ولیّ خود انتخاب کردند، خداوند حساب همه اعمال آنها را نگه می‌دارد؛ و تو وکیل بر آنان نیستی}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ(۴۵)}
    صدق الله العظيم [ق].
    { ما به آنچه آنها می‌گویند آگاهتریم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ایمان) نیستی؛ پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٢} صدق الله العظيم [التغابن].

    {اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد}
    وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ} صدق الله العظيم [الشورى:48].

    {و اگر روی‌گردان شوند ما تو را حافظ آنان (و مأمور اجبارشان) قرار نداده‌ایم؛ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است!}

    پس چگونه ممکن است محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بگوید:
    [ أُمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله، وأنَّ محمدًا رسول الله، ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة، فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دماءهم وأموالهم

    [
    به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست و محمد رسول خداست و نماز بپا داشته و زکات بدهند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است ]؟
    ألا لعنة الله على المُفترين على الله ورسوله.
    ای مردم؛ آیا می‌دانید خداوند به نبی خود فرمان نمی‌دهد مردم را مجبور کند تا به خداوند ایمان آورده و برای پروردگارشان نماز گزارده و او را عبادت نمایند؟ چون مادامی که عبادت از ترس کسی غیر از پروردگار باشد؛ خداوند عبادت آنان را نمی‌پذیرد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّـهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّـهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَـٰئِكَ أَن يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة].
    {مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.}
    سبحان الله ای امت اسلام؛ به خداوند قسم که در میان شما علمایی هستند که اگر امام مهدی هزار دلیل از آیات محکم کتاب خداوند بیاورد که مخالف حدیث دروغینی که فتوای شیطان رجیم است، باشند از فتوای شیطان رجیم پیروی کرده و از فتوای خداوند که در آیات محکم کتابش آمده تبعیت نخواهند کرد و می‌گویند تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند؛ ولو این که آن آیه از آیات محکمی باشد که برای عالم و جاهلتان روشن باشد. از آن پیروی نکرده و نخواهند کرد بلکه طوری از آن رومی‌گردانند که گویی اصلاً آن را نشنیده‌اند و سپس از حدیثی تبعیت می‌کنند که از جانب شیطان رجیم و اولیای او آورده شده است. چگونه ممکن است کسی که هدایت را در چیزی جز کتاب خداوند قرآن عظیم می‌جوید و از مطالبی که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است پیروی می‌کند؛ از هدایت شدگان باشد؟ آنها از راه راست گمراه شده‌اند و هم خود و هم امت‌شان را گمراه کرده‌اند. آنان از گروهی هستند که عقل خود را به کار نمی‌گیرند؛ مگر کسانی که توبه کرده و بعد از تطبیق قاعده کتاب در کشف احادیث دروغ نسبت داده شده به نبیّ متوجه شده و با انابه رو به سوی خداوند نمایند و بگویند پناه بر خدا که غرور و تعصب ما را به گناه بکشاند. برای ما روشن شده که ما پیش از این آشکارا گمراه بودیم و از آیات محکم کتاب و سنت حق محمد رسول الله که مخالف ایات محکم کتاب خداوند نباشند؛پیروی می‌کنیم. اینان هدایت شده‌اند و صلوات و رحمت پروردگار بر آنان است؛ اینان هستند که رستگارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ ۚ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿٧٨فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ ﴿٧٩إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ﴿٨٣حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوا قَالَ أَكَذَّبْتُم بِآيَاتِي وَلَمْ تُحِيطُوا بِهَا عِلْمًا أَمَّاذَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٨٤وَوَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِم بِمَا ظَلَمُوا فَهُمْ لَا يَنطِقُونَ ﴿٨٥} صدق الله العظيم [النمل]..
    {و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸) پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (مسیح عیسی بن مریم) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲) روزی که ما از هر امّتی، گروهی را از کسانی که آیات ما را تکذیب می‌کردند محشور می‌کنیم؛ و آنها را نگه می‌داریم تا به یکدیگر ملحق شوند! (۸۳) تا زمانی که می‌آیند، می‌گوید: «آیا آیات مرا تکذیب کردید و در صدد تحقیق برنیامدید؟! شما چه اعمالی انجام می‌دادید؟!» (۸۴) در این هنگام، فرمان عذاب بخاطر ظلمشان بر آنها واقع می‌شود، و آنها سخنی ندارند که بگویند! (۸۵)}
    و اما ابوحمزه محمود مصری؛ ما از دوست او درمالزی باخبر شدیم و به او می‌گوییم هرقدر که می‌خواهی مکر کن و قسم به پروردگار عالمیان که مکر تو بر ضد خودت و به نفع امام مهدی ناصر محمد یمانی خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا يَمْكُرُونَ إِلَّا بِأَنْفُسِهِمْ وَمَا يَشْعُرُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:۱۲۳].
    {ولی تنها خودشان را فریب می‌دهند و نمی‌فهمند}
    در این باره برایت مثالی می‌آوریم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَتَوَلَّىٰ فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتَىٰ(۶۰)} صدق الله العظيم [طه].
    { فرعون آن مجلس را ترک گفت؛ و تمام مکر و فریب خود را جمع کرد؛ و سپس همه را آورد.}
    ولی فرعون با این مکر خود فرصت بزرگی برای نبی الله برای دعوت به سوی خداوند؛ فراهم نمود و در روز "زینت" ؛ ساحران ومردم زیادی ایمان آوردند و گفتند:
    {قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٢١رَبِّ مُوسَىٰ وَهَارُونَ ﴿١٢٢} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و گفتند: «ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم؛ (۱۲۱) پروردگار موسی و هارون!» (۱۲۲) }

    محمود ابوحمزه؛ از کجا می‌دانی؟ باشد که مکر تو باعث ایمان آوردن گروهی دیگر گردد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ ﴿٦٠} صدق الله العظيم [الروم].
    {صبر پیشه کن که وعده خدا حق است؛ و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند}


    آیا چیزی که برای عمو و پدر و خودت رخ داد برایت کافی نبود؟ یا می‌خواهی به انصار خود اجازه کشتن تو را بدهیم؟ چقدر بعد از این که آدرست را پیدا کردند؛ ازمن چنین اجازه‌ای را خواستند و من به آنان گفتم صبرجمیل پیشه کنند؛ یا فکر می‌کنی می‌توانی آنان را عاجز کنی؟ آیا نمی‌دانی که به اذن خداوند انصار من در تمام کشورهای زمین حضور دارند؟ ای کسی که تلاش می‌کنی نور خداوند را با هر حیله و وسیله‌ای خاموش سازی؛ آیا خود را از مکر خداوند در امان می‌دانی؟ ولی ابوحمزه محمود مصری؛ بیا تا به تو یاد دهم چگونه می‌توانی بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کنی-اگر بتوانی-.راهش این است که تأویلی از قرآن بیاوری تا از بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی بهتر و هدایت‌گرتر و درست‌تر باشد. هیهات هیهات؛ قسم به پروردگار زمین و آسمان‌ها که نمی‌توانی چنین کنی؛ چرا که امام مهدی با آیات محکم کتاب، آیات ام الکتاب که برای عالم و جاهل‌تان روشن و واضح است با شما مجادله می‌کند؛ یا مگر تصور می‌کنید که بیان امام مهدی تنها تفسیری مانند کسانی است که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند؟ بلکه بیان امام مهدی برای قرآن از خود قرآن عربی و روشن گرفته شده است که عالم و جاهل آن را می‌فهمد و چوپان بی‌سواد عرب اگر آن را بشنود، می‌فهمد. به خداوندی که خدایی جز او نیست کسی از دعوت امام مهدی برای حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم رونمی‌گرداند؛ مگر از مطالبی پیروی نماید که مخالف آیات محکم کتاب است و به احادیثی پایبند باشد که از جانب خداوند نیستند یعنی از جانب شیطان رجیم آمده‌اند..آنان به خداوند و رسولش نسبت دروغ داده‌اند وبه کثرت علم باطلی که نزد خود دارند دلشادند و نمی‌دانند اینها باطل و دروغ است و حق آمده از پروردگارشان را مورد استهزا قرار داده و به رسول خداوند نسبت جنون می‌دهند؛ همان‌طوری که تصور می‌کنند امام برگزیده پروردگارشان نیز مجنون است و باید به نزد روان‌پزشک برود و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٨٣} صدق الله العظيم [غافر].

    {چون پيامبرانشان با دلايل روشن به سويشان آمدند، به دانش خود دلخوش بودند تا آن چيزى كه مسخره‌اش مى‌كردند آنها را در ميان گرفت.}
    بعضی از آنان از دادن پاسخ به بیان امام مهدی ناتوان‌اند وآن را حذف می‌نمایند! آیا می‌دانند کلام خداوند را حذف کرده‌اند؟ چه کسی دربرابر خداوند و پروردگار عالمیان به دادشان می‌رسد؟ و بعضی از آنها بیانات او را از مردم عالم مخفی می‌کنند! آیا می‌دانند کلام خداوند را مخفی می‌نمایند؟ چه کسی دربرابر خداوند و پروردگار عالمیان به دادشان می‌رسد؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩} صدق الله العظيم [البقرة].

    {کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  2. مصدر المشاركة
    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..


    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - محرم - 1432
    هـ
    10 - 12 - 2010
    مـ
    ۱۹-آذر-۱۳۸۹ه.ش.

    12:16
    صباحاً
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?t=2657

    ــــــــــــــــــ
    پاسخ دیگر مهدی منتظر به ابوحمزه در پایگاه جهانی علمی هاشمی....

    بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید}
    اللهم صلَّ وسلم وبارك على كافة أنبيائك ورُسلك وآلهم الطيبين والتابعين للحقِّ في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين..
    ای ابوحمزه محمود مصری؛ تو هم چنان اصرار داری باطل را حق جلوه دهی و به مهدی منتظرناصرمحمد یمانی افترا بزنی و فتوا می‌دهی که امام ناصرمحمد یمانی به ناموس تمام انبیای الهی خرده می‌گیرد و حسبی الله علیک که حَکَم حق بین من و توست. همانا که امام ناصرمحمد یمانی درمورد همسر نوح که به شوهر خود خیانت کرد و پسری برای او آورد که از ذریه نوح نبود؛ فتوا داده است ولی نبی الله نوح همسران دیگری داشت که صالح و قانت بوده و فرزندانی صالح برایش آوردند و خداوند هیچ یک از ذریه نبی الله نوح علیه الصلات و السلام را غرق و هلاک نکرد. تصدیق فتوای خداوند در آیات محکم کتاب و در این فرموده‌اش:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾ وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾ وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾ وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿٧٨﴾}صدق الله العظيم [الصافات].
    { و نوح، ما را خواند؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷) و نام نیک او را در میان امّتهای بعد باقی نهادیم. (۷۸)}
    متذکر فتوای خداوند تعالی باش که می فرماید: {وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾ وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾}صدق الله العظيم [الصافات].
    {و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷)}
    و خداوند تعالی نفرمود "وجعلنا من ذريته" چون خداوند می‌دانست آن مرد از ذریه نوح نیست و برای همین نیز زمانی که از ذریه نوح سخن گفته می‌شود؛ درمورد کسانی که نجات یافتند تبعیضی قائل نمی‌شود؛ بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾ وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿٧٨﴾ سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿٧٩﴾ إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٠﴾ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾ ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [الصافات].

    {و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم،(۷۷) و نام نیک او را در میان امّت‌های بعد باقی نهادیم. (۷۸) سلام بر نوح در میان جهانیان باد! (۷۹) ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۸۰) چرا که او از بندگان باایمان ما بود! (۸۱) سپس دیگران را غرق کردیم! (۸۲)}
    به دلیلی که امام مهدی ازآیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم برایتان می‌آورد نظر کنید؛ مؤمنین درمی‌یابند که حکمی که امام مهدی برایشان از آیات ام الکتاب آورده است؛ روشن و برای عالم و جاهلتان قابل درک است اما برهانی که أبو حمزه از فرموده خداوند تعالی به آن استدلال می‌کند این است:
    {وَنَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ}صدق الله العظيم [هود:٤٢]،

    {نوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!»}
    ما می‌گوییم به خاطر این است که نوح تصور می‌کرد آن مرد از ذریه اوست و از خیانت همسرش خبر نداشت تا اینکه پروردگارش به او فتوا داد. و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَنَادَىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ ربّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {
    نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}

    ولی أبوحمزه می‌خواهد دقیقاً به این فرموده خداوند تعالی استدلال کند
    : {وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ} صدق الله العظيم، اما (نوح) به عنوان پدرخوانده به حساب می‌آمد و چون او را بزرگ کرده بود؛ نوح پدر خوانده می‌شد و نوح علیه الصلاة و السلام تصور می‌کرد او فرزندش است در حالی‌ که از ذریه مرد خبیث دیگری بود. در این مورد برایت مثالی می‌آوریم مثال پسری که مرد صالح در داستان سفر نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام و مرد صالح؛ او را به قتل رساند. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَنْ يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا ﴿٨٠﴾ فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿٨١﴾}صدق الله العظيم [الكهف].
    {و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد . (۸۰) از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جايش آن دهدشان كه به پاكى بهتر از او و از رحم خود آنها (ذریه شان ) باشد. (۸۱)}
    ولی در حقیقت او فرزند آن دو نفر نبود و آنها او را به فرزندی پذیرفته بودند و هنوز فرزندی نداشتند. پسری بر در خانه‌شان گذاشته شد و او از ذریه شیاطین بود؛ آنها او را یافته و به خاطر خداوند او را بزرگ کرده و به فرزندی پذیرفته و به شدت به او علاقه‌مند بودند. اما خداوند می‌خواست برای عمل خیر آنها به ایشان اجر دهد و از فتنه آن فرزند که از ذریه شیاطینی بود که جز فاجر و کافر به دنیا نمی‌آورند؛ حفظ نماید. خداوند اراده نمود که فرزندی از ذریه خودشان به آنان عنایت نمایدِ لذا آن زن صالح در همان سالی که غلام‌شان کشته شد؛ از همسر خود باربرداشت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا}صدق الله العظيم [الكهف:٨١].

    {از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جايش آن دهدشان كه به پاكى بهتر از او و از رحم خود آنها (ذریه آنان ) باشد}
    ابوحمزه به فرموده خداوند تعالی بنگر: {وَأَقْرَبَ رُحْماً} صدق الله العظيم، این یعنی از ذریه آنان؛ و معنایش این است که این غلام از نظر رَحِم به آنان نزدیک نبود چرا که از ذریه و فرزند خود آنان نبود. پس بی شک و تردید حق برایت روشن شد؛ چون تو با این فرموده خداوند تعالی حجت آوردی که: {وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ}صدق الله العظيم، و می‌خواهی چنین بپنداری که سزاوار نیست که خداوند بگوید: {وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ} صدق الله العظيم، مگر اینکه بداند او پسرش است! ولی اشتباه می‌کنی و همانا که مقصود خداوند از پسرش؛ فرزندخواندگی است چون او نبیّ خداوند نوح را پدر صدا می‌کرد و قضیه او مانند آن غلام است و مقصود خداوند این نیست که والدین صالح او واقعاً والدين او بودند؛ بلکه رابطه آنها به صورت فرزندخواندگی بود. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَاناً وَكُفْراً} صدق الله العظيم،

    {و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد .}
    ولی خداوند در همین آیه روشن می‌نماید که آنها او را به فرزندی پذیرفته بودند و لذا خداوند تعالی می‌فرماید
    :

    {
    فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْماً}صدق الله العظيم.

    {از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جايش آن دهدشان كه به پاكى بهتر از او واز رحم خود آنها (ذریه آنان ) باشد}
    محمود الآن حق آشکار شد و من تصور نمی‌کنم تا زمانی که تعصب و غرور تو را به گناه می‌کشاند؛ حاضر باشی به حق اعتراف کنی! امکان ندارد به سوی راه راست -صراط مستقیم- هدایت شوی مگر از خداوند پروا کنی وزمانی که فتوای حق پروردگارت برایت روشن شد؛ از مقام کبر و غرور خود پایین بیایی و اگر از صالحین باشی؛ خواهی گفت: "خداوندا من با نسبت دادن به تو بدون این‌ که برهانی داشته باشم که آن قول از جانب توست؛ درحق خود ظلم کردم. مرا مورد مغفرت قرار ده که تو غفور و رحیمی".اگر از کسانی باشی که وقتی حق را شناختند از آن پیروی می‌کنند، چنین خواهی کرد. اما کسانی که در قلب خود کبر دارند؛ حتی اگر حق آمده از پروردگارشان روشن شود؛ از حق آمده از پروردگارشان پیروی نمی‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الحقّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لَا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الْغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}صدق الله العظيم [الأعراف:١٤٦].
    {به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبّر می‌ورزند، از آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند! به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!}
    و اما برهان تو برای این فرموده خداوند تعالی:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ}صدق الله العظيم [النور:٢٦].
    { زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند! اینان از نسبتهای ناروایی که به آنان می‌دهند مبرّا هستند؛ و برای آنان آمرزش و روزی پرارزشی است!}
    آیا تصور می‌کنی همسران نبی الله نوح و نبی الله لوط علیهما الصلاة و السلام از پاکان "طیبات" هستند؟ اگر چنین است؛ پس چرا آنان را وارد آتش جهنم می‌نماید؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}صدق الله العظيم [التحريم:١٠]،

    {و به آن دو خيانت ورزيدند.و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    وهم چنین
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ}صدق الله العظيم [الأنفال:٣٧].
    {تا خدا، ناپاك را از پاك جدا كند، و ناپاك‌ها را روى يكديگر نهد و همه را متراكم كند؛ آنگاه در جهنم قرار دهد. اينان همان زيانكارانند. }
    ولی بیان حق این فرموده خداوند تعالی را برایت می‌آوریم که:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُولَٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ} صدق الله العظيم [النور:٢٦].

    { زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ و زنان پاک از آن مردان پاک، و مردان پاک از آن زنان پاکند! اینان از نسبتهای ناروایی که به آنان می‌دهند مبرّا هستند؛ و برای آنان آمرزش و روزی پرارزشی است!}
    و اما فرموده خداوند تعالی:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ}صدق الله العظيم
    {
    زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند؛ }
    و اینها از مادران شیاطین جن و انس هستند و اصل آنها از نسل شیطان رجیم ابلیس است و از ذریه او هستند. در میان انسان‌ها افسون‌گران شیادی هستند که از این قضیه آگاه‌اند و با این زنان نزدیکی می‌کنند و آنها بعد از باردار شدن به زمین دارای دو مشرق -زمین مفروشه در باطن زمین- می‌روند تا فرزند را در آنجا به دنیا بیاورند و فرزند و ذریه‌شان وقتی بزرگ شدند در زمره سپاهیان مسیح کذاب شیطان رجیم باشند. همچنین شیاطین جن و انس از زنان شیاطین جن و زنان شیاطین انس به صورت ازدواج اشتراکی بهره مند می‌شوند و نسل انسان(انس) در آنجا چنین ادامه یافته و شیاطین مؤنث از نسل انس زیاد می‌شوند و جزو لشکر یأجوج و مأجوج شده و نصیبی هستند که برای شیطان رجیم مقرر شده‌اند و برای همین خداوند به جنیان شیطانی خطاب می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٢٨].
    {و روزی که همه آنان را گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و اولیای آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) میگوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    و "استمتاع" یعنی شهوت جنسی از راهی غیر از ازدواج شرعی برای زیاد شدن ذریه انس. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٢٨].

    {و اولیای آنها از میان انسان‌ها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهرهمند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) میگوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهدپروردگار تو حکیم و داناست}
    بلکه آنها شیطان و زنان شیطان رجیم را می‌پرستند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا ﴿١١٧﴾ لَعَنَهُ اللَّهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا ﴿١١٨﴾}صدق الله العظيم [النساء]،

    {(مشرکان) مادون خدا مؤنث ها(دختران ابلیس) را می‌خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر‌کش را نمی‌خوانند.(۱۱۷)خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(۱۱۸)}
    و همچنین خداوند تعالی می‌فرماید
    :

    {و روزی که همه آنان را گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و اولیای آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) میگوید آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    و شیاطین جن و انس، زنان شیطانی را به همسری گرفته‌اند که از ذریه شیاطین جن و از ذریه شیاطین انس هستند و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ}صدق الله العظيم [النور:٢٦]؛
    {زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند}
    و مقصود از خبیثات زنان خبیث از جنس شیاطین جن برای مردان خبیث از جنس شیاطین انس و همچنین زنان خبیث از جنس شیاطین انس برای مردان خبیث از جنس شیاطین جن است. تصدیق فرموده خداوند تعالی
    :
    {
    الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ} صدق الله العظيم [النور:٢٦]،
    {زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند}
    همچنان که مسیح کذاب در جنت فتنه خود آنها را دارد و می‌خواهد وانمود کند آنها حورالعینی هستند که به متقیان وعده داده شده‌اند درحالی که حورالعین قبل از متقیان؛ با هیچ انس و جنی همبستر نشده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی
    :
    {
    لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ}صدق الله العظيم [الرحمن:٧٤}

    { هيچ انس و جنى پيش از ايشان با آنها نزديكي نكرده است}
    ولی حوریان شیطان در جنت فتنه؛ قبل از آن بارها توسط مردان انس و جن و به صورت مشترک مورد تمتع جویی قرار گرفته‌اند
    ...

    و سپس به سراغ این بخش می‌آییم: و مردان خبیث برای زنان خبیث و زنان خبیث برای مردان خبیث هستند و خداوند همگی آنها و همسرانشان را در آتش جهنم گرد می‌آورد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿٢٢﴾ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَىٰ صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿٢٣﴾}صدق الله العظيم [الصافات].
    {ظالمان و هم ردیفان‌شان و آنچه را می‌پرستیدند.جمع کنید.. (۲۲) ( آنچه را) جز خدا میپرستیدند و بسوی راه دوزخ هدایتشان کنید! (۲۳)}
    آنان برای سوختن درآتش جهنم سزاوارترند یعنی مردان و زنان خبیث از شیاطین جن و زنان و مردان خبیث از شیاطین انس و این جمع کردن آنها در زمان حشر عمومی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّيَاطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا ﴿٦٨﴾ ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَٰنِ عِتِيًّا ﴿٦٩﴾ ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَىٰ بِهَا صِلِيًّا ﴿٧٠﴾}صدق الله العظيم [مريم]،

    { به پروردگارت سوگند، آنها را با شيطانها گرد مى‌آوريم؛ آنگاه همه را در اطراف جهنم به زانو مى‌نشانيم. (۶۸) آنگاه از هر گروه كسانى را كه در برابر خداى رحمان بيشتر سركشى كرده‌اند جدا مى‌كنيم. (۶۹) و ما آنهايى را كه سزاوارتر به داخل شدن در آتش و سوختن در آن باشند، بهتر مى‌شناسيم. (۷۰)}
    چون اینان اگر راه حق را بیابند؛ در آن گام نمی‌گذارند چرا که از حق کراهت دارند، خداوند آنان را به خاطر کفرشان لعنت کرده ونسبت به آنان خشمگین بوده و عذاب بسیار دردناکی را به ایشان وعده داده و "مغضوب علیهم" هستند. و اما گمراهان "الضالین" خداوند از ایشان راضی نیست. آنان به هدایت نزدیک‌ترند ولی به شرط آنکه برای این به دنبال حق باشند که وقتی آن را یافتند؛ از آن پیروی نمایند و پس از این است که خداوند حق جویان گمراه را هدایت خواهد کرد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].

    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    راست این است که امام مهدی و انبیا و رسولان از گمراهان بودند ولی به دنبال حق می‌گشتند و درباره آن فکر می‌کردند؛ پس خدا نیز آنان را به سوی حق هدایت نمود. چون خداوند حق است و غیر از آن باطل؛ پس خداوند آنها را برگزید و از آنان گروهی را انبیا و رسول قرار داد چون قبل از هدایت شدن؛ در آرزو و تمنای این بودند که پروردگارشان؛ آنان را به سوی حق هدایت نماید و خداوند نیز آنان را هدایت نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    از زمره گمراهان(الضالین) خلیل الله ابراهیم بود که درمورد عبادت بت‌ها اندیشه می‌کرد و عقلش با عبادت آنها قانع نشد و خواست پروردگاری برای خود برگزیند که حداقل از بت‌ها بالاتر باشد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا قَالَ هَٰذَا ربّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَٰذَا ربّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي ربّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَٰذَا ربّي هَٰذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾} صدق الله العظيم [الأنعام]؛

    {هنگامی که (تاریکی) شب او را پوشانید، ستاره‌ای مشاهده کرد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم!» (۷۶) و هنگامی که ماه را دید که (سینه افق را) می‌شکافد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.» (۷۷) و هنگامی که خورشید را دید که (سینه افق را) می‌شکافت، گفت: «این خدای من است؟ این بزرگتر است!» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم من از شریکهایی که شما (برای خدا) می‌سازید، بیزارم! (۷۸)}
    این یعنی رسول الله ابراهیم عليه الصلاة والسلام از حق‌جویان بود وبا عبادت مخلوق به جای خداوند قانع نشد و لذا:
    {فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي ربّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}صدق الله العظيم [الأنعام:٧٧].
    {
    امّا هنگامی که (آن هم) غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود}
    وزمانی که قانع نشد حتی خورشیدی که آن قدرمفید است را عبادت کند؛ هدایت خداوند فرارسید و نور هدایت پروردگار به قلب او تابید و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَٰذَا ربّي هَٰذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٧٩﴾ وَحَاجَّهُ قَوْمُهُ قَالَ أَتُحَاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَقَدْ هَدَانِ} صدق الله العظيم [الأنعام]،

    { هنگامی که خورشید را دید که (سینه افق را) می‌شکافت، گفت: «این خدای من است؟ این بزرگتر است!» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم من از شریکهایی که شما (برای خدا) می‌سازید، بیزارم! (۷۸) من از روى اخلاص روى به سوى كسى آوردم كه آسمانها و زمين را آفريده است، و من از مشركان نيستم (۷۹)ولی قوم او [= ابراهیم‌]، با وی به گفتگو و ستیز پرداختند؛ گفت: «آیا درباره خدا با من گفتگو و ستیز می‌کنید؟! در حالی که خداوند، مرا با دلایل روشن هدایت کرده؛}
    واز آنجایی که حق‌جو بود؛ خداوند او را به سوی حق هدایت نمود و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    همچنین نبيّ الله موسى عليه الصلاة والسلام آن مرد را از روی فساد در زمین و به عمد به قتل نرساند؛ او تعصب کوری نسبت به یکی از مذاهب گمراه آن زمان داشت که پیرو يوسف عليه الصلاة والسلام بودند اما در دین خود دچار تفرقه و تشتت شده بودند. برای همین مردی که مذهب دیگری داشت به او گفت:
    {فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَنْ يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَهُمَا قَالَ يَا مُوسَىٰ أَتُرِيدُ أَنْ تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِيدُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ}صدق الله العظيم [القصص:١٩]،

    { چون خواست مردى را كه دشمن هر دو آنها بود بزند، گفت: اى موسى، آيا مى‌خواهى همچنان كه ديروز يكى را كشتى مرا نيز بكشى؟ تو مى‌خواهى كه در اين سرزمين جبارى باشى و نمى‌خواهى كه از مصلحان باشى.}
    و فرعون خواست تا با قتل نفسی که مرتکب شده بود برای او حجت آورده وبگوید چگونه ادعا می‌کند که پرورگار عالمیان او را به رسالت به سوی ایشان فرستاده است؟ و گفت: {قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿١٨﴾ وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿١٩﴾ قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿٢٠﴾ فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي ربّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿٢١﴾} صدق الله العظيم [الشعراء]،
    {گفت: «آیا ما تو را در کودکی در میان خود پرورش ندادیم، و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی؟! (۱۸) و سرانجام، آن کارت را (که نمی‌بایست انجام دهی) انجام دادی (و یک نفر را کشتی)، و تو از ناسپاسانی!» (۱۹)گفت: «من آن کار را انجام دادم در حالی که از گمراهان بودم! (۲۰) پس هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم؛ و پروردگارم به من حکمت و دانش بخشید، و مرا از پیامبران قرار داد! (۲۱)}
    لذا برای شما روشن شد که رسول الله موسى عليه الصلاة والسلام از گمراهان بوده و به دنبال حق بود و خداوند او را به سوی حق هدایت کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ} صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    همچنین مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم از گمراهان بود و نمی دانست کدام راه حق است، آیا حق با مسیحیان است که مادون خداوند مسیح و مادرش را می‌پرستند و یا با یهودیان و یا با قومش که مادون خدا، بت‌ها را می‌پرستیدند؟ لذا محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم درحیرت بود و می‌خواست از حق پیروی کند و برای همین در غار حرا در کوه با خود خلوت می‌کرد و در خلقت آسمان‌ها و زمین تفکر می‌نمود و از پروردگارش تمنا می‌کرد تا او را به راه درست هدایت نماید، چون از گمراهان بود و نمی‌دانست چه کسی درراه حق است تا از آن پیروی کند. سپس خداوند او را برگزید و انتخاب کرده و به راه راست هدایت نمود و وی را از رسولان قرار داد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}صدق الله العظيم [العنكبوت:٦٩].
    {كسانى را كه در راه ما مجاهدت كنند، به راه‌هاى خويش هدايتشان مى‌كنيم، و خدا با نيكوكاران است}
    و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الضحى]
    {و تو را سرگشته يافت، پس هدايت كرد}
    درجستجوی حق بود و خداوند دانست که او می‌خواهد حق را یافته و از آن پیروی نماید، اما کسانی که به خداوند شرک آورده و به ناحق درباره‌ی انبیا مبالغه می‌کنند؛ عصبانی خواهند شد و می‌گویند:" آیا نمی‌بینید امام ناصر محمد یمانی فتوا می‌دهد که انبیا گمراه بودند؟ آیا نمی‌بینید او مهدی منتظر نیست و دروغ‌گویی گستاخ است؟" پس مهدی منتظر درپاسخ می‌گوید: لعنت خداوند بر کسانی که اگر راه حق را بیابند؛ از آن پیروی نمی‌کنند. اما امام مهدی به حق فتوا می‌دهد:
    به راستی که انبیا در جستجوی حق بودند و آرزوی پیروی از آن را داشتند؛ پس خداوند آنان را برگزید و ایشان را به راه راست -صراط مستقیم- هدایت کرد چون به دنبال حق بوده و از نظر فکری حق جو بودند و آرزوی پیروی از آن را داشتند.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّـهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّـهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿٥٢}صدق الله العظيم [الحج]
    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد ( آرزوی پیروی از حق)، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است.}

    و بیان حق این فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ}صدق الله العظيم [الحج:٥٢]

    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد ( آرزوی پیروی از حق)}
    یعنی مگر اینکه آرزو می‌کرد که از حق پیروی نماید و با جستجوی فکری به دنبال آن بود تا خدا هم او را به سوی حق هدایت و او را انتخاب کرده و برگزیند. پس آنگاه در قلبش به این یقین می‌رسید که بعد از هدایت شدنش به سوی حق توسط خداوند؛ دیگر هرگز درمورد حق دچار شک نخواهد شد و فرد هدایت شده به سوی حق می‌پنداشت که بعد ازاین که خداوند حق را برایش روشن ساخته؛ دیگر به هیچ‌وجه از آن منحرف نخواهد شد. پس پروردگارش درمورد مسائل عقیدتی درسی به وی می‌آموزد تا بداند که خداوند بین مرد و قلبش حائل می‌شود و هدایت از جانب خداوند است و نور از نزد خدا می‌آید. پس {أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ} {شیطان القائاتی در آن خواسته می‌کرد} یعنی بعد از آنکه حق آمده از نزد پروردگار برایش روشن شد؛ شیطان شک به دلش می‌اندازد؛ همان‌گونه که برای نبیّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام رخ داد و بعد از آنکه خداوند او را هدایت کرد و انتخاب کرد و برگزید؛ برایش یقین شد که دیگر هیچ‌ گاه درباره حق دچار شک نخواهد شد و خداوند اراده نمود تا در مورد علم هدایت درسی به او بیاموزد: {أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ} {شیطان القائاتی در آن خواسته می‌کرد}شک درباره حقی که از نزد پروردگار است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ ربّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي}صدق الله العظيم [البقرة:٢٦٠].
    {وآنگاه كه ابراهيم گفت: «پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده مى‌كنى؟»فرمود: «مگر ايمان نياورده‌اى؟» گفت: «چرا، ولى تا دلم آرامش يابد.»}
    حال به سراغ بیان فرموده خداوند تعالی می‌آییم:
    {
    ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ}صدق الله العظيم [الحج:٥٢]،

    {سپس خداوند آیات خود را استحکام می‌بخشید؛ و خداوند علیم و حکیم است}
    چگونه خداوند آیاتش را برای نبی خود ابراهیم استوار می‌سازد تا قلبش اطمینان یابد که برحق است
    :

    {قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا}صدق الله العظيم [البقرة:٢٦٠].
    { گفت: چهار پرنده برگير و گوشت آنها را به هم بياميز، و هر جزئى از آنها را بر كوهى بنه. پس آنها را فراخوان. شتابان نزد تو مى‌آيند}
    و همین‌طور نبی الله موسی علیه الصلاة والسلام بعد از آنکه به دنبال حق بود و خداوند نیز او را هدایت کرده و برگزید و انتخاب نمود و با نشانه معجزاتش او را به رسالت به سوی فرعون فرستاد؛ نبی الله موسی علیه الصلاة والسلام در قلبش یقین یافت که بعد از هدایتش توسط خداوند دیگر نسبت به حق دچار شک و تردید نخواهد شد. شیطان با ریسمان ساحران در آرزوی او درباره حق شک ایجاد کرد و موسی در پیش خود ترسید و به خود گفت؛" آیا این معجزه مار که با من است و تبدیل عصا به ماری آشکار هم مانند همین عصا و ریسمان ساحران است؟" ولی خداوند آیات خود را برای نبی الله موسی علیه الصلاة والسلام استوار ساخت. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {
    قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَإِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقَىٰ ﴿٦٥﴾ قَالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذَا حِبَالُهُمْ وَعِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّهَا تَسْعَىٰ ﴿٦٦﴾ فَأَوْجَسَ فِي نَفْسِهِ خِيفَةً مُوسَىٰ ﴿٦٧﴾ قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّكَ أَنْتَ الْأَعْلَىٰ ﴿٦٨﴾ وَأَلْقِ مَا فِي يَمِينِكَ تَلْقَفْ مَا صَنَعُوا إِنَّمَا صَنَعُوا كَيْدُ سَاحِرٍ وَلَا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتَىٰ ﴿٦٩﴾ فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سُجَّدًا قَالُوا آمَنَّا بربّ هَارُونَ وَمُوسَىٰ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [طه].

    {گفتند: اى موسى، آيا تو مى‌افكنى يا ما نخست بيفكنيم؟ (۶۵) گفت: شما بيفكنيد. ناگهان از جادويى كه كردند چنان در نظرش آمد كه آن رسنها و عصاها به هر سو مى‌دوند. (۶۶)موسى خويشتن را ترسان يافت. (۶۷) گفتيم: مترس كه تو برتر هستى. (۶۸) آنچه در دست راست دارى بيفكن تا هر چه را كه ساخته‌اند ببلعد. آنان حيله جادوان ساخته‌اند و جادوگر هيچ گاه پيروز نمى‌شود. (۶۹) ساحران به سجده وادار شدند. گفتند: به پروردگار هارون و موسى ايمان آورديم. (۷۰)}
    و همین‌طور جدّ من محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بعد از آنکه متفکرانه و با جستجوی فکری در پی یافتن حق برآمد؛ خداوند او را به سوی حق هدایت نمود و سپس برگزید و وی را نبیّ و رسول خود به سوی مردم قرار داد. قومش گفتند:
    {إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ}صدق الله العظيم [هود:٥٤].

    {جز اين نگوييم كه بعضى از خدايان ما به تو آزارى رسانده‌اند. }
    و به او گفتند این کسی که با تو سخن می‌گوید فرشته خداوند رحمان نیست؛ بلکه شیطان است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿٢١٠﴾ وَمَا يَنْبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ(۲۱۱)} صدق الله العظيم [الشعراء].

    {و اين قرآن را شياطين نازل نكرده‌اند. (۲۱۰) آنان نه درخور اين كارند و نه توان آن دارند. (۲۱۱)}
    ولی در قلب محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم شک ایجاد شد؛ پس جبرئیل علیه الصلاة و السلام آمد و خداوند تعالی فرمود:
    {فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الحقّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿٩٤﴾ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    { و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (۹۴) و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (۹۵)}
    ولی خداوند نگذاشت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در باره شأن خود از اهل کتاب سؤال کند؛ چون آنان کسانی بودند که او را همانند پسران خود می‌شناخته و می‌دانستند او نبیّ خاتم است اما شأن او را پایین می‌آوردند. پس خداوند جبرئیل علیه الصلاة و السلام را به سویش فرستاد تا از او برای زیارت پروردگارش دعوت نماید و او را به نزد سدرة المنتهی بالا ببرد تا در مسیر خود نشانه‌های بزرگ پروردگارش را مشاهده کند؛ از جمله آتش و جنت المأوی را. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَنْ نُرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٩٥].
    {و ما اگر بخواهيم كه آنچه را به آنان وعده داده‌ايم، تو را بنمايانيم، مى توانيم}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى} صدق الله العظيم [النجم:١٨]،
    {او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید!}
    محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله تمام انبیا و رسولان خداوند را در جنت المأوی نزد سدرة المنتهی ملاقات کرد و خداوند به نبی خود فرمود:
    {
    وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:٤٥]،

    {از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم}
    و این بدان جهت بود که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ازهیچ‌ یک از اهل کتاب سؤال نکرد و درباره اینکه آیا او به حق رسول پروردگار عالمیان است؛ و اینکه کسی که به وی وحی می‌کند فرشته خداوند رحمان است نه شیطان؛ از ایشان فتوا نخواست و توضیحی برای این فرموده خداوند نیز از آنها نخواست :
    {فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جَاءَكَ الحقّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ﴿٩٤﴾ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    { و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (۹۴) و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (۹۵)}
    او از آنان سؤال نکرد چون از خلال این فرموده خداوند تعالی خطاب به نبی‌اش، دریافت كه در نفس خداوند چه می‌گذرد:
    {وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم،
    {
    و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود}
    ولی خداوند به نبی خود رحم نمود و
    قومی بهتر از اهل کتاب را برايش جانشین‌ كرد که حق آمده از پروردگار را کتمان نمی‌کردند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ}صدق الله العظيم [الزخرف:٤٥]،

    {از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم}
    در شب اسرا و معراج و قبل از ملاقات با ایشان ( رسولان قبلي ) ؛ به علت دیدن نشانه‌های بزرگ پروردگارش، قلبش اطمینان یافت و همانا که علت سؤال از ایشان تنفیذ فرمان پروردگارش بود. آنها نیز همه با صدایی واحد پاسخش دادند که: " سبحان الله العظیم خداوند ما را تنها برای این به سوی عالمیان گسیل داشت که مردم را از عبادت بندگان بازداشته وخارج کنیم و ایشان را به عبادت پروردگاری که خداوند بندگان است و شریکی ندارد و پروردگار عالمیان است بخوانیم.
    ای علمای عزیزمسلمین؛ امام مهدی را به خاطر طولانی کردن بیان حق قرآن ملامت نکنید. شما می‌خواهید مهدی منتظر بیان حق ذکر را به صورت خلاصه برایتان بیاورد. به خداوند قسم تا جایی که بتوانم آن را مختصر می‌کنم ولی مأمورم تا آیات قرآن را با قرآن برایتان روشن نمایم و از خود قرآن برایتان تفصیل بیاورم تا بدانید که خداوند کتاب خود را به صورت مفصل بیان کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ} صدق الله العظيم [هود:١]،
    {این کتابی است که آیاتش استحکام یافته؛ سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه است!}
    و به راستی که ما حکم مفصل خدا را برایتان استنباط می‌کنيم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَمًا وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً} صدق الله العظيم [الأنعام:١١٤].
    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است؛}
    عزیز من ابوحمزه مصری می بینم که از امام مهدی سؤال کرده و چنین می‌گویی:
    آیا ازآنجا که یمانی مرا مخالف خود می‌پندارد؛ درنفس خود از خدا می‌خواهد تا مرا لعنت کند یا خیر؟.. فقط برای ابوحمزه می‌خواهم...نه برای ابوحمزه نمی خواهم ...آیا خداوند برای هریک از ما که وارد آتش شود؛ متحسر و حزین خواهد بود یا نه؟
    پایان
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخت می‌گوید: به هیچ‌وجه چنین نیست به پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آنهاست قسم من اصلاً از خداوند درخواست لعنت تو را نمی‌کنم ای محمود؛ تو را می‌ترسانم بلکه تقوا پیشه کنی. امام مهدی پیش از این از پروردگارش خواسته است که دعای او برضد بندگانش را مستجاب نکند؛ چرا که می‌ترسم در زمانی که به حق خشمگین هستم؛ بر علیه کسی دعا کنم. لذا از قبل از پروردگارم درخواست کرده‌ام و این دعای خود را در یکی از بیانات آورده‌ام که دعای من بر ضد بندگانش را مستجاب نکند و تنها دعای من برای هدایتشان پذیرفته شود که پروردگارم غفور و رحیم است. ما همچنان تلاش می‌کنیم تا تو را نجات دهیم. ای محمود از خدا پروا کن تا خداوند تو را دوست بدارد و به قرب خود برساند و از تو راضی گردد که پروردگارم غفور ورحیم است.
    عزیز من محمود؛ فرمایش خداوند تعالی به جدم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را متذکرشو:
    {وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [يونس:٩٥]،
    {
    و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود}
    ای محمود خداوند به تو نیز می‌فرماید:
    {وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِ اللّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [يونس:٩٥]،
    {
    و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود}
    من ناصح امین تو هستم. به خداوند قسم که امام مهدی بیش از مادر و پدر محمود نسبت به او رحم دارد و خداوند از امام مهدی رحیم‌تر است و وعده او حق است و او ارحم الراحمین است. ای محمود؛ آیا زمانی که به شدت از دست فرزندانت عصبانی و خشمگین هستی می‌توانی با آنان با ملایمت سخن بگویی و در حالی که به شدت خشمگینی به آنها بگویی: "ای فرزندان من"؟

    اما خداوند ارحم الراحمین؛ علی‌رغم غضب شدید نسبت به بندگان مجرم و کافر و شیاطین؛ باز می بینی که بندگان خود از جن و انس را که شیاطین هم در بین آنها هستند مورد خطاب قرار می‌دهد، چون خطاب خداوند جمعی است و تمام بندگانی را که در حق خود اسراف و ظلم کرده‌ و به خاطر کثرت جرائم خود ازرحمت او مأیوس شده‌اند؛ دربرمی‌گیرد و با وجود این خداوند ارحم الراحمین خطاب می‌نماید و می‌فرماید:
    {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ} صدق الله العظيم [الزمر]
    {بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید،}
    چقدر رحمت خداوند عظیم است! ای بندگان خدا همگی رو به سوی او کنید تا قلب‌هایتان را هدایت نماید و هرقدر هم گناهکار باشید؛ از رحمت خداوند ناامید نشوید و به علت یأس از رحمت خداوند به اعمالی که وی را خشمگین می‌کند ادامه ندهید. فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید که:
    {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ من ربّكم مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    { بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
    ای کسانی که به خاطر خداوند در نزد من عزیزهستید؛ متذکرفرموده خداوند تعالی شوید:
    {أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}صدق الله العظيم،

    {یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!»}
    آری هدایت از جانب خداوند است ولی حجت خداوند بر بندگانی که پروردگار قلبشان را هدایت نکرده؛ چیست؟ فتوا را در این فرموده خداوند تعالی می‌یابید:
    {
    وَأَنِيبُوا إِلَى رَبِّكُمْ} صدق الله العظيم،
    {و به درگاه پروردگارتان بازگردید}

    برای همین است که به شما نصیحت می‌کنیم با انابه رو به پروردگار خود نمایید تا قلبتان را هدایت کند و از رحمت او ناامید نشوید که او وعده داده است تمام گناهان شما را هرچه که بوده و باشد مورد مغفرت خود قرار می‌دهد. خداوند از اینکه گناه ابلیس شیطان رجیم را بیامرزد ناتوان نیست چون او هم از بندگانی است که درحق خود اسراف کرده‌اند. ممکن است یکی از علمای امت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: "چگونه می‌خواهی خداوند ابلیس را -درصورت انابه و بازگشت به سوی او و درخواست بخشش گناهان و هدایت قلبش- مورد مغفرت خود قرار دهد؟ مگرخداوند و فرشتگان و تمام مردم او را لعنت نمی‌کنند؟ چگونه ممکن است خداوند کسی را که به خاطر کفر لعنت نموده؛ ببخشاید؟ خداوند هرگز شیاطین جن و انس را -هرچقدر هم انابه کرده و به سوی او توبه نمایند- نمی‌بخشد. خداوند ایشان را لعنت کرده و به فرشتگان و تمام مردم نیز اجازه داده تا ایشان را لعنت کنند". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید که خداوند تعالی می فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ البيّنات وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها كه توبه كردند و به صلاح آمدند و آنچه پنهان داشته بودند آشكار ساختند، من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰)}
    و این خطاب خداوند است که متوجه شیاطین بشر یهودی است؛ کسانی که حق را آگاهانه پنهان کرده و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را شناخته و می‌دانند او به حق نبیّ منتظر و خاتم أنبیا ومرسلین است؛ اما به خاطر حسادتی که در وجودشان است از حق اکراه دارند؛حقی که می‌دانند از جانب پروردگار است. با وجود این خداوند به آنها و امثال آنها می‌فرماید:
    {
    إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ البيّنات وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠﴾} صدق الله العظيم [البقرة]،
    {کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها كه توبه كردند و به صلاح آمدند و آنچه پنهان داشته بودند آشكار ساختند، من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کن:
    {إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم،
    {
    مگر آنها كه توبه كردند و به صلاح آمدند و آنچه پنهان داشته بودند آشكار ساختند، من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم.}
    و همچنین تصدیق این فرموده خدای تعالی:
    {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. (۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید،}
    ممکن است کس دیگری سخن مرا قطع کرده و بگوید: "ناصر محمد یمانی؛ اگر آنها توبه کرده و به درگاه خداوند انابه کنند تا قلبشان را هدایت نماید؛ خداوند ایشان را مورد مغفرت خود قرار خواهد داد؟ آیا خداوند با وجود اینکه لعنت خود و فرشتگان و تمام مردم بر آنان را مجاز نموده است؛ باز هم آنان را می‌بخشد؟"
    پس امام هدایت کننده به سوی رحمت خداوند ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ البيّنات وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٨٦﴾ أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿٨٧﴾ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [آل‌ عمران].
    {چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! (۸۶) کیفر آنها، این است که لعن خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. (۸۷) همواره در این لعن می‌مانند؛ مجازاتشان تخفیف نمی‌یابد؛ و به آنها مهلت داده نمی‌شود. (۸۸) مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند؛ زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (۸۹)}
    و شاید کس دیگری سخن مرا قطع کرده و بگوید: "ولی ناصر به این آیه از آیات خداوند توجه کن که می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ} صدق الله العظيم [آل‌ عمران:٩٠]
    { کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر افزودند، هیچ‌گاه توبه آنان، قبول نمی‌شود؛ و آنها گمراهان (واقعی) اند}".
    امام مهدی درپاسخ می‌گوید: درست بعد از این آیه برایت فتوا آمده است و خداوند به شما می‌فرماید مقصود او این است که توبه در زمان مرگ را نمی‌پذیرد؛ چون بعد ازاینکه مرگ به سراغشان آمد، یکی‌ از آنان می‌گوید الان توبه می‌کنم و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ ﴿٩٠﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَىٰ بِهِ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ ﴿٩١﴾} صدق الله العظيم [آل‌ عمران].
    { کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر افزودند، هیچ‌گاه توبه آنان، قبول نمی‌شود؛ و آنها گمراهان (واقعی) اند. (۹۰) کسانی که کافر شدند و در حال کفر از دنیا رفتند، اگر چه روی زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه بپردازند، هرگز از هیچ‌یک آنها قبول نخواهد شد؛ و برای آنان، مجازاتِ دردناک است؛ و یاورانی ندارند. (۹۱)}
    ای تمامی بندگان خدا از جن و انس و از هرجنس؛ از رحمت خداوند ناامید نشوید و ندای خداوند را که به صورت عام تمام بندگان جن و انس او از هر جنسی را دربرمی‌گیرد به یاد داشته باشید.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿٥٣﴾ وَأَنِيبُوا إِلَىٰ رَبِّكُمْ وَأَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ ثُمَّ لَا تُنْصَرُونَ ﴿٥٤﴾ وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ من ربّكم مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾ أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾ أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّهَ هَدَانِي لَكُنْتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾ أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾ بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنْتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‌اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‌آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.(۵۳) و به درگاه پروردگارتان بازگردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید! (۵۴) و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
    خداوندا من بیان حق کتاب را از خود کتاب بیان کردم...خدایا شاهد باشد. ای بندگان صالح خدا؛ خبر مرا به مردمان برسانید و با مردم به نیکی سخن گفته و با بهترین روشبا ایشان مجادله نمایید و به آنان بشارت دهید و کسی را نرانید و مگذارید مردم از رحمت خداوند ناامید شوند.
    کسانی که بدون علمی از جانب خداوند؛ مردم را از رحمت پروردگارشان ناامید می‌کنند؛ اینان مردم را از رحمت خداوند دور کرده و نهایت کارشان آتش است که بسیار بد جایگاهی است. ای انسان‌ها به دعوت کسی که شما را به سوی خداوند می‌خواند پاسخ دهید وخداوند همه شما را بخشیده و امتی واحد بر راه راست از شما می‌سازد که پروردگارم غفور ورحیم است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..


    أخو البشر في الدم من حواء وآدم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.






  3. مصدر المشاركة
    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاین
    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - محرم - 1432 هـ
    12 - 12 - 2010 مـ
    ۲۱-آذر-۱۳۸۹ه.ش.
    02:24 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    من امام مهدی جدّه خود عایشه را بریّ می‌دانم و بر او صلوات و سلام می‌فرستم؛ هر کس به آبروی او طعنه بزند؛ لعنت خداوند و ملایکه و تمام مردم بر اوست...

    بسم الله وبالله وتوكلتُ على الله المولى؛ نعم المولى ونعم النصيرو هرکس از آیات محکم خداوند در کتابش قرآن -ذکر حکیم- روگرداند از کافران به حساب می‌آید.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّـهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ﴿٤} صدق الله العظيم [غافر].
    {تنها کسانی در آیات خداوند مجادله می‌کنند که کافر شده‌اند؛ پس مبادا رفت و آمد آنان در شهرها تو را بفریبد}

    چقدر خداوند از تو ای محمود و کسانی که مانند تو بوده و بی‌آنکه پروردگارشان برهانی قوی به ایشان داده باشد؛ درآیات محکم خداوند مجادله می‌کنند خشمگین است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ ۖ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [غافر].

    {همانها که در آیات خدا بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی‌خیزند؛ (این کارشان) خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‌اند به بار می‌آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می‌نهد}
    خداوند تعالی می‌فرماید
    :

    {إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ ۙ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ ۚ فَاسْتَعِذْ بِاللَّـهِ ۖ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿٥٦} صدق الله العظيم [غافر].
    {کسانی که در آیات خداوند بدون دلیلی که برای آنها آمده باشد ستیزه‌جویی می‌کنند، در سینه‌هایشان فقط تکبّر (و غرور) است، و هرگز به خواسته خود نخواهند رسید، پس به خدا پناه بر که او شنوا و بیناست}

    محمود به ما افترا نزن و چیزی را که نگفته‌ایم به ما نسبت مده و از خداوند رب الوجود؛ پروا کن! آیا می‌خواهی این توهم را برای مردم ایجاد کنی که ناصر محمد یمانی از شیعیان است که گروهی از آنان - نه همه‌شان- به آبروی عائشه -که الصلاة و السلام بر او و بر همسرش برترین الصلاة السلام باد- طعنه می‌زند؟ اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی درباره او فتوای بدی داده است؛ اگر راست می‌گویی آنچه را که با دستمان نوشته‌ایم بیاور! یا اینکه مقصودت فتوای ناصر محمد یمانی درباره خیانت زن نوح و زن لوط به همسرانشان است؟ اما این فتوای خداوند است که در آیات محکم کتاب از خیانت ایشان به همسرانشان خبر می‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿١٠} صدق الله العظيم [التحريم].
    {خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    خداوند قلب‌های ایشان را منحرف نمود و شرف و عفت آنان را از حرام خداوند مصون نداشت و بی تردید به همسرانشان با زنا خیانت کردند و اما همسر نوح علیه الصلاة و السلام با برقراری رابطه با مردی ازشیاطین بشر که از فرزندان شیطان بود به همسرش خیانت کرد، همان کسانی که رسول خداوند نوح نهصد و پنجاه سال در میانشان به تبلیغ و رسالت مشغول بود؛ کسانی که تنها شیاطینی مانند خود فاجر و کافر به دنیا می‌آوردند. رسول الله نوح عليه الصلاة والسلام نسبت به پسرش رأفت داشت و گفت:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ ۖ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ ۖ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۖ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ
    ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    خداوند تعالی فرمود:
    {ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿١٠} صدق الله العظيم[التحريم]،

    {خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    متذکر فرموده خداوند تعالی باش:
    {فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} صدق الله العظيم.

    {و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    و اما ضرب‌المثلی که خداوند برای کافران زده است، برای رد شفاعت است چون مشرکان به پروردگار معتقدند که انبیا در پیشگاه خداوند برای آنان شفاعت می‌کنند! در حالی‌که می‌بینید که این دو، همسران انبیا هستند ولی دربرابر خداوند کاری از دست ایشان -رسولان خداوند نوح و لوط- برنمی‌آید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} صدق الله العظيم،

    {و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    یکی از آنان مرتکب زنا شده بود؛ یعنی همسر نوح که زنی جوان و یکی از همسران نوح عليه الصلاة والسلام بود و فرزندی جز این فرزند که حاصل عمل ناصالح بود به دنیا نیاورد و نوح همسران صالح نیز داشت. و اما دیگری همسر لوط بود که مرتکب زنا شد اما پیر و نازا بود لذا با وجود ارتکاب زنا باردار نشد چون پیر و نازا بود. لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٧٠﴾ إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٧١﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    { ما او و تمامی خاندانش را نجات دادیم، (۱۷۰) جز پیرزنی که در میان بازماندگان بود! (۱۷۱) }
    و این جزای همسر نبیّ خداوند است که به همسرش که رسول پروردگار عالمیان بود، خیانت کرد و گناه او بزرگتر از گناه زنای دیگر زنان مسلمان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّـهِ يَسِيرًا ﴿٣٠} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دو چندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است.}
    خداوند در مقابل شیعیان و سنیان مرا کافی است و اما برخی از شیعیان می‌خواهند ثابت کنند که زنان انبیا اگراز سوء ظن دور نمانند، در خطرفتنه عمل ناشایست (فتنة الفاحشة) هستند و از اسباب فتنه، با صدای ملایم با مردان سخن گفتن است و نباید زینت‌های خود را به مردان نشان دهند. با اینکه این فتوا حق است اما استفاده باطل از آن شده و این گناهی بسیار بزرگ است. آنها می‌خواهند با این فتوا به آبروی عائشه همسر نبی -که سلام و صلوات خداوند بر وی همسرش عائشه و تمام همسران نبی و خاندان پاک و مطهرش باد- خدشه وارد کنند و خداوند نسبت به کسی که به جدّه‌ی من عائشه تهمت بزند خشمگین است و وعده عذاب شدیدی را به تهمت زننده داده است، چطور در حالی‌ که خداوند او را از بالای آسمان‌های هفت‌گانه بی‌گناه دانسته استِ به او تهمت می‌زنند. و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ ۚ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم ۖ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ ۚ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ ۚ وَالَّذِي تَوَلَّىٰ كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿١١} صدق الله العظيم [النور].
    {مسلّماً کسانی که آن تهمت عظیم را عنوان کردند گروهی از شما بودند؛ امّا گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است؛ آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند؛ و از آنان کسی که بخش مهمّ آن را بر عهده داشت عذاب عظیمی برای اوست}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِينًا ﴿٥٨} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    {و آنان که مردان و زنان باایمان را به خاطر کاری که انجام نداده‌اند آزار می‌دهند؛ بار بهتان و گناه آشکاری را به دوش کشیده‌اند.}
    و اما اهل سنت به دنبال این رفتند که برهانی برای اثبات معصوم بودن همسران انبیا از گناه فاحش پیدا کرده و همگی آنان را معصوم جلوه دهند. این فتوای باطلی است که می‌خواهند از آن برهانی بر بی‌گناهی حق جدّه‌ام عائشه از گفته‌های شیعیان بیاورند. ولی من امام مهدی جدّه‌ام عائشه را بی‌گناه می‌دانم و بر او صلوات و سلام می‌فرستم و هرکس بعد از فتوای امام مهدی در مورد برائت او از سخنانی که جاهلان نسبت می‌دهند؛ به آبروی ایشان خرده گیرد و طعنه زند؛ لعنت خداوند و فرشتگان و تمام مردم بر اوست و غیر از خداوند ولی و نصیری نخواهد داشت. ولی من درمورد خیانت زن نوح و لوط فتوا داده و با برهان ثابت کردم یکی از آنان از زنا باردار شد که باعث خشم شدید خداوند نسبت به اوست چون او همسر نبیّ بوده و مانند دیگر زنان نیست؛ چون فرزند او فرزند نبیّ خواهد بود و خداوند به این زن کرامت کرده و او را همسر نبی قرار داده درحالی‌ که همسرنوح و همسر لوط شکر این نعمت را نکردند. لذا خداوند می‌فرماید:
    {
    كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}صدق الله العظيم [التحريم:١٠].

    {كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    و اما این مثال، فتوا برای رد شفاعت است چرا که آنها با وجود همسر نبیّ بودن، عذاب می‌شوند:
    {
    فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}صدق الله العظيم،

    {و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    چون خطای زنان انبیا، مانند خطای دیگرهیچ یک از زنان مسلمان نیست؛ چون این غشّ و دروغی به تمام امت است و تمام مردم تصور می‌کنند فلانی پسر فلان نبیّ است و چقدر جرم بزرگی است و برای همین جزای خیانت‌کاران آنها آتش جهنم است و همین‌ طور هرکس که مرتکب زنا شده و توبه نکرده بمیرد؛ چه زن و چه مرد او نیز از اصحاب جهنم است تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَلَا يَزْنُونَ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿٦٨﴾ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿٦٩﴾}صدق الله العظيم [الفرقان].

    { و زنا نمى‌كنند. و هر كه اين كارها كند، عقوبت گناه خود را مى‌بيند. (۶۸) عذابش در روز قيامت مضاعف مى‌شود و تا ابد به خوارى در آن عذاب خواهد بود. (۶۹)}
    و به‌ راستی که اگر همسران انبیا دچار این گناه بزرگ شوند، خداوند عذاب آنان را بیشتر می‌کند چون همسر رسول پروردگار عالمیان هستند. خداوند فتوایی دال بر معصوم بودن آنان از ارتکاب گناه و اجازه اختلاط و سخن گفتن ملایم با مردان وآشکار کردن زینت‌هایشان را به ایشان نداده است. خداوند چنین اجازه‌ای را به ایشان نداده است چون از گناه معصوم نیستند، لذا خداوند به آنان امر می‌کند تا حجاب داشته و زینت‌های خود را نشان نداده و با مردان با ملایمت سخن نگویند تا در معرض ارتکاب خطا و گناه قرار نگیرند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿٣٢} صدق الله العظيم [الأحزاب].

    {اى زنان پيامبر، شما همانند ديگر زنان نيستيد، اگر از خدا بترسيد. پس به نرمى سخن مگوييد تا آن مردى كه در قلب او مرضى هست به طمع افتد. و سخن پسنديده بگوييد.}
    چون آنها از خطا معصوم نیستند و خداوند می‌خواهد آنها را از شرّ نفس خود و نفس کسانی‌ که از شهوات پیروی می‌کنند درامان نگاه دارد. خداوند می‌خواهد گناه از ایشان دور شده و کاملاً پاک شوند چرا که در زمره هدایت‌شدگان قرار گرفته و به علت همسری با رسول الله، از آل‌ بیت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم شده‌اند و خداوند می‌خواهد گناه ازآل‌ بیت ایشان دور و همگی کاملاً تطهیر شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا ﴿٢٨﴾ وَإِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنْكُنَّ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿٢٩﴾ يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ﴿٣٠﴾ وَمَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا ﴿٣١﴾ يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ ۚ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا ﴿٣٢﴾ وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهليّة الْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ﴿٣٣﴾ وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَىٰ فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا ﴿٣٤﴾ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيرًا وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ﴿٣٥﴾}صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { ای پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگی دنیا و زرق و برق آن را می‌خواهید بیایید با هدیه‌ای شما را بهره‌مند سازم و شما را بطرز نیکویی رها سازم! (۲۸) و اگر شما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را می‌خواهید، خداوند برای نیکوکاران شما پاداش عظیمی آماده ساخته است.» (۲۹) ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است. (۳۰) و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم. (۳۱) ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای با نرمی سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید! (۳۲) و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید؛ خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد. (۳۳) آنچه را در خانه‌های شما از آیات خداوند و حکمت و دانش خوانده می‌شود یاد کنید؛ خداوند لطیف و خبیر است! (۳۴) به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه‌دار و زنان روزه‌دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانی که بسیار به یاد خدا هستند و زنانی که بسیار یاد خدا می‌کنند، خداوند برای همه آنان مغفرت و پاداش عظیمی فراهم ساخته است. (۳۵)}

    اما ابوحمزه محمود مصری می‌خواهد دیگران تصور کنند که امام مهدی به شرف عائشه -رضی الله عنها و إرضاها- طعنه می‌زند و این حیله‌ی او برای دور کردن مردم از پیروی از امام مهدی در تمام پایگاه‌های اسلامی است و اما کسانی که تعقل نمی‌کنند، سخنان این فاسق را قبول کرده و بیان حق امام مهدی را از پایگاه خود حذف می‌نمایند و با این عمل ظلم بزرگی در حق خود مرتکب می‌شوند. بهتر این بود که آن را درپایگاه می‌گذاشتند بماند و اگر مشاهده می‌کردند که در بیان امام ناصر محمد یمانی فتاوی گمراه کننده وجود دارد؛ به آن پاسخ می‌دادند تا اگرامام ناصر محمد یمانی را گمراه می‌یافتند مانع از این می‌شدند که مسلمانان را گمراه نماید. اما آنها در بیان امام ناصر محمد یمانی،چیزی جز حق نیافتند ولی سخن فاسقی چون محمود ابوحمزه -که خداوند او را لعنت کرده و وعده عذاب بسیار بزرگی را به وی داده- باور کردند؛ در حالی‌که در پیشگاه رب الوجود، محمود هیچ کاری برای آنان نمی‌تواند بکند و به خاطر نسبت‌هایی که می‌دهید، از خداوند یاری می‌جویم. وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    ای محمود برای تو بهتر است که مرا با لقبی که جدّم به من داده است، مورد خطاب قرار دهی و من لقب القردعی را نه انکار می‌کنم و نه تأیید تا در طغیان خود کور رها بمانی یا تصور می‌کنی اگراز لقب حق من سخن بگویی من از تو خواهم ترسید، اگر چنین است از خطاکارانی و هر کید و مکری که می‌خواهید درمورد من بکار گیرید و صبر نکنید و من می‌دانم تو برای این اینجا هستی تا افراد این پایگاه را از تصدیق و باورصاحبشان بازداری.
    اما من خداوند را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که من بی شک و تردید امام مهدی منتظرم و معنای موافقت آنان با ادامه گفتگو این نیست که این پایگاه مرا تصدیق و با من بیعت کرده است وبه راستی که هدف آنان روشن شدن حق از باطل است. به خداوند قسم چیزی از آنان به دست من نرسیده است و حتی نامه‌ای خصوصی هم نداشتم و نمی‌دانم در نفسشان چه می‌گذرد و پروردگارشان از حال ایشان باخبر است وهر كس که بخواهد در مسیرهدایت الهی و بر طبق کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق رسول گام بردارد، پیروی ازکتاب خداوند و سنت حق رسولش که مخالف آیات محکم کتاب نباشد خواسته همه ماست، مهم‌ترین چیز در سنت نبوی، عدم مخالفت آن با آیات محکم کتاب خداوند است و اگر حدیثی نه موافق کتاب بود و نه مخالف آن؛ در اینجا خداوند نعمت عقل و منطق را به ما عنایت فرموده است. مهم‌ترین نکته این است که حدیث یا روایت مخالف آیه محکم قرآن عظیم نباشد و این تصدیق قاعده کشف احادیث آلوده‌ای است که به دروغ از نبی نقل شده و به هیچ‌وجه از جانب ایشان نیست یعنی خواهیم دید که حدیث با آیات محکم قرآن اختلاف بسیاری دارد.
    و اما درمورد درجه علمی من، این محمود مصری نیست که رحمت خداوند را تقسیم می‌کند! آیا از خودت سؤال نمی‌کنی چرا خداوند مهدی منتظر را امام رسول خود مسیح عیسی بن مریم صلى الله عليه وعلى أمّه وآل عمران المكرمين وسلمُ تسليماً؛ قرار داده است؛ این تقدیری است که خداوند درکتاب مسطور خود آن را رقم زده است. اینکه برهانی برای درجه علمی من داشته باشیم در حال حاضر مهم نیست، بلکه این امر را به خداوند رحمان می‌سپاریم و نه من و نه تو و نه تمام انبیاء علیهم الصلاة و السلام در امور کاره‌ای نیستیم و همه چیز به خداوند بازمی‌گردد که از نگاه‌های دزدانه و خیانت‌کار و رازهای پنهان سینه‌ها آگاه است. پس به سوی کلامی روآورید که بین شما و مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی یکسان است: جز خداوند کسی را عبادت نکرده و برای او شریکی قایل نشویم و عقیده شفاعت درپیشگاه خداوند سبحان را رها کنیم؛ آخر چه کسی بیش از خداوند ارحم الراحمین به شما مهربان‌تر است؟ پس از خدا پروا کرده و هیچ‌ چیز را با او شریک نگیرید. آیا فرموده خداوند عزیز وتعالی درآیات محکم کتابش برایتان کافی نیست:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و به وسیله آن، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ هَٰؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ}صدق الله العظيم [يونس:١٨].
    {و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤} صدق الله العظيم [البقرة].

    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی ، و نه شفاعت؛ و کافران ( نسبت به نفی شفاعت توسط غیر خدا ) ، خود ستمگرند؛}
    پیروی از آیات متشابه درمورد شفاعت را کنار بگذارید که من ناصح امین شما هستم؛ چگونه از کسانی انتظار رحمت دارید که رحمتشان کمتر از خداوند ارحم الراحمین است، آیا تعقل نمی‌کنید؟ و به علت عقیده شفاعت، بسیاری از مسلمانان شرک آورده‌اند و ما به حق فتوا داده و به شدت بر این امر اصرار داشته و شفاعت بنده در پیشگاه رب المعبود را محال می‌دانیم. چه کسی از خداوند ارحم الراحمین به شما مهربان‌تر و رحیم‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤} صدق الله العظيم [الزمر].

    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!»}
    من به حق برایتان فتوا می‌دهم و خداوند مرا وکیل برشما قرارنداده است؛ هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس که می‌خواهد کافر شود و کسی که معتقد است حق ندارد برای حب و قرب خداوند با انبیا و رسولان رقابت کند، من خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که این فرد به دلیل مبالغه درباره انبیا و رسولان خداوند از مشرکان است چون آنها را طوری درنظر می‌گیرد که گویا از فرزندان خدا بوده و در زمره بندگان مسلمان خدا نیستند! چگونه آنان را خط قرمز بین بندگان و رب المعبود قرار می‌دهید، آیا پروا نمی‌کنید؟
    ای امت اسلام، به راستی که خداوند پروردگار شما و پروردگار مهدی منتظر و تمام رسولان؛ پروردگارعالمیان است؛ و ما تنها انسان‌هایی مانند شما هستیم؛ و شما نیزهمان حقی را درباره خداوند دارید که امام مهدی و تمام انبیا و رسولان دارند؛ فرقی بین انبیا و مهدی منتظر با شما نیست و این‌طور نیست که خداوند ما را فرزند خود قرار داده باشد و شما را فروتر؛ سبحان الله ما نیز بندگانی مانند شما هستیم و همان حقی که امام مهدی و تمام انبیا و رسولان در ذات خداوند دارند را شما نیز دارید، پس از خداوند پروا کرده و به بندگانی بپیوندید که برای تقرب خداوند و رب المعبود رقابت می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}صدق الله العظيم [الإسراء: ٥٧].
    {خودشان به سوی پروردگارشان،وسیله‌ را می‌جویند که کدام یک مقرب‌تر باشند ؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است}
    و این (آیه‌ی فوق) فتوایی از پروردگار عالمیان برای اعلان رقابت میان بندگان برای رسیدن به حب و قرب خداوند است. خداوند صاحب بالاترین درجه حب و قرب به خود را مجهول گذاشته است و معلوم نیست که صاحب این مقام از فرشتگان است یا جن یا انس؟ پس هویت این بنده همچنان مجهول است و حکمت آن نیز ادامه رقابت بین بندگان در آسمان‌ها و زمین بر سرنزدیکی به رب المعبود است تا روشن شود چه کسی نزدیک‌ترین بنده به عرش خداوند سبحان و تعالی و والامقام است و این هم برای این است که مردمان شرک به خدا را رها کرده و برای حب و قرب بیشتر به خداوند رقابت کرده و به رحمت او امیدوار و از عذاب او ترسانند. اینان هدایت شده‌اند و کسانی‌اند که عبادت بندگان را رها کرده و بنده پروردگاربندگان(رب العباد) شده و خداوند را بدون شریک عبادت می‌کنند.

    و اما مشرکان، آنان بندگان خداوند را مورد تعظیم قرار داده و آنها را مانند خط قرمزی بین خود و رب المعبود درنظر گرفته‌اند و معتقدند که سزاوار نیست که حتی فکر رقابت برای حب و قرب خداوند را داشته باشند؛ گویا که آنان درپیشگاه خدا اولویت دارند سُبحان الله وتعالى علوَّاً كبيراً! خداوند انبیا و رسولان خود را برنمی‌انگیزد تا شما را به مبالغه ناحق درموردشان فرا بخوانند، بلکه از شما دعوت می‌کنند که به دنبال رسیدن به وسیله بوده و از بندگانی باشند که برای قرب بیشتر به خداوند رقابت می‌کنند. اما محمود از کسانی است که خداوند درباره‌شان می‌فرماید:
    {وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۚ وَإِذَا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلَىٰ أَدْبَارِهِمْ نُفُورًا ﴿٤٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    { و بر دلهایشان پوشش‌هایی، تا آن را نفهمند؛ و در گوش‌هایشان سنگینی؛ و هنگامی که پروردگارت را در قرآن به یگانگی یاد می‌کنی، آنها پشت می‌کنند و از تو روی بر می‌گردانند.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَٰلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّـهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ ۖ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا ۚ فَالْحُكْمُ لِلَّـهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿١٢} صدق الله العظيم [غافر].
    { این بخاطر آن است که وقتی خداوند به یگانگی خوانده می‌شد انکار می‌کردید، و اگر برای او همتایی می‌پنداشتند ایمان می‌آوردید؛ اکنون داوری مخصوص خداوند بلندمرتبه و بزرگ است}

    دعوت امام مهدی از شما چیزی جز دعوت تمام انبیای و رسولان خداوند نیست، من شما را به سوی کلمه‌ای که بین ما و شما یکی است یعنی حق عبادت پروردگار و رقابت برای حب و قرب خداوند سبحان و تعالی و والامقام فرا می خوانم؛ پس آیا هدایت می‌شوید؟ و امکان ندارد که امام مهدی روزی برای تأمین رضایت شما تغییری در دعوت خود بدهد و به سوی باطل فراخوان دهد؛ من رضوان پروردگارم را طلب کرده وعبادت می‌نمایم و پناه برخداوند که از جاهلان باشم و امید دارم پروردگار مرا از شاکران قرار دهد.
    ای محمود، به راستی که علت گفتگوی ما با تو در این پایگاه این است که بین من و تو شاهد حق وجود داشته باشد؛ این پایگاه بی‌طرف بوده و راستگویی را در همه امور حتی در نامها ( دنبال ) جستجو می‌کند چون تو به ما افترا زده‌ای که ما حجت‌هایی که در بیانات تو مقابل ما اقامه شده را حذف و تنها چیزهایی که خودمان می‌خواهیم را می‌گذاریم! ولی این پایگاه بی‌طرف است و ما آن را به عنوان شاهد حق بین امام ناصر محمد یمانی و دشمن او محمود انتخاب کرده‌ایم او که علیه امام موعود اعلان جنگ کرده و با هر وسیله‌ای تلاش می‌کند تا مسلمانان را از پیروی از قرآن عظیم بازدارد .
    و این هم شهادت شاهد حقی است که یکی از میهمانان این پایگاه است، محمود، آیا نگفتم تو تنها به خودت مکرمی‌کنی؟ پس از غیضت بمیر و به راستی که خداوند مکر شما را رو می‌کند. ولی به آنان فتوا می‌دهم که اگر پایگاه اقدام به حذف بیانات امام مهدی ناصر محمد یمانی نکند؛ أبو حمزه محمود که دشمن سرسخت ماست، تلاش خواهد کرد به مدیریت پایگاه نفوذ نماید تا بیانات حق مهدی منتظر از ذکر را حذف نماید؛ چون محمود از سرسخت‌ترین دشمنان خداوند و رسول خدا و مهدی منتظر است؛ چون محمود از کسانی است که می‌خواهند با دهان خود نور خداوند را خاموش سازند و خداوند جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل نماید، ولو مجرمان از ظور آن کراهت داشته باشند.


    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  4. مصدر المشاركة
    سلسله گفتارهای امام در پایگاه أشراف أونلاین
    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - محرم - 1432 هـ
    14 - 12 - 2010 مـ
    ۲۳-آذر-۱۳۸۹ه.ش.
    02:24 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ

    بیان دیگر در پایگاه جهانی علمی هاشمی به تمام علمای امت در مورد درخواست گفتگو در پایگاه محاید..
    بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم باشید.}
    اللهم صلي وسلم وبارك على كافة أنبيائك ورُسلك وآلهم الطيبين والتابعين للحق في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين:
    از مهدی منتظر خطاب به تمام علما، منبریان و مفتیان در سراسر جهان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، من شما را به میز گفتگوی دیگری با مهدی منتظر دعوت می‌کنم که در پایگاه جهانی وعلمی خاندان هاشمی برقرار شده است. مهدی منتظر ناصر محمد یمانی میهمان آنهاست و اعضاء این پایگاه نه از انصار مهدی منتظرناصر محمد یمانی هستند و نه از مخالفانش و هنوز در تردیدند که آیا امام ناصر محمد یمانی واقعأ مهدی منتظر است یا دروغ‌گویی است بی شرم. به هر حال هرکدام از این دو حالت صحت داشته باشد؛ گردانندگان این پایگاه پیروزند چرا که میزبان گفتگو بین ناصر محمد یمانی و تمام علمای امت، منبریان و مفتیان هستند زیرا اکثرعلمای امت از مناظره و گفتگو در پایگاه امام مهدی ناصر محمد یمانی فراری هستند و علت آن هم تبلیغات منتشر شده توسط ابو حمزه مصری است. برای همین تصمیم دیگری اختیار کردیم تا ناصر محمد یمانی میهمان پایگاه جهانی علمی خاندان هاشمی باشد اما آنها را به خداوند عظیم، پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آنهاست و رب عرش عظیم سوگند می‌دهم تا به علت نسبتی که با امام ناصر محمد یمانی دارند؛ غرورشان آنها را گمراه نکند چراکه شایسته آل بیت نیست که گرفتار غیرت جاهلی بدوی شوند؛ بلکه به آنها می‌گویم ای آل بیت مُحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در سراسر جهان، به حق شاهد باشید، اگر دیدید یارتان امام مهدی ناصر محمد یمانی بر حق است و به سوی راه راست-صراط مستقیم – دعوت می‌کند، حق آن است که از حقیقت پیروی کنید و اگر دیدید امام مهدی ناصر یمانی به روشنی گمراه است، برشما واجب است که جلوی او را بگیرید تا باعث گمراهی مسلمانان نشده و آبروی آل بیت را نبرد، چرا که امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هم می‌تواند عامل عزت شما و مسلمانان باشد و هم می‌تواند باعث سرافکندگی شما شود زیرا اعلام نموده که از آل بیت هاشمی قریشی است. از آنجا که من بی هیچ شک و تردید امام مهدی منتظر حق خداوند هستم؛ اجازه دهید تا نتیجه مناظره و بحث را پیشاپیش اعلام کرده و با سوگند به خداوند آن را خالص‌تر و تزکیه کنم. قسم به خداوند بزرگ که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می‌کند، قسم به پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آنهاست و قسم به رب عرش العظیم که اگر تمام علمای دینی انس و جن در این پایگاه گرد آمده و تنها بر اساس قرآن عظیم با امام مهدی ناصر محمد یمانی به بحث بپردازند؛ شاهد خواهید بود که امام ناصر محمد یمانی با علم و دلایل قاطع برگرفته از آیات محکم قرآن بر تمام علمای ثقلین ( انس وجن) پیروز خواهد شد، بدانید که من راست می‌گویم. اما اگر کسی از علمای مسلمین یا نصاری یا یهود توانستند حتی در یک مسئله قرآنی با بیانی هدایت گر و درست‌تراز سخنان امام ناصر محمد یمانی بر اوغلبه کنند، بر امام ناصر محمد یمانی است که از باور خویش درباره مهدی منتظر بودن خود دست بردارد. اگر علمای امت یا مفتیان حتی در یک مسئله بر او غلبه کنند، بر تمام انصار پیشتاز برگزیده در سرتاسر جهان که در عصر گفتگوی پیش از ظهور به او پیوسته‌اند واجب است که از تبعیت او دست بردارند. اما...هیهات که چنین شود به خداوند آسمان ها و زمین سوگند که با آیات محکمی از کتاب که برای عالمان و جاهلانتان روشن است همه آنها را وادار به سکوت کرده و وادارشان می‌کنم یکی از این دو راه را انتخاب کنند؛ راه سومی در کار نیست: یا به ریسمان خداوند قرآن عظیم چنگ زده و به مطالب مخالف با آیات محکم ذکر- چه در تورات یا انجیل یا سنت نبوی محمدی- کافر شوند. امام مهدی به تورات و انجیل و هم چنین به سنت نبوی باور دارد، اما مهدی منتظر نسبت به هرچه که در آنها بر خلاف آیات محکم کتاب خداوند باشد کافر است چرا که قرآن تنها کتابی است که از تحریف مصون بوده و برای تمام بشریت فرستاده شده و مایه بشارت و رحمت مؤمنین است. خداوند این کتاب را برای تمامی مردم فرستاده و آن را از تحریف مصون نگه داشته است تا دیگر بهانه‌ای برای مردم در برابر خداوند باقی نماند. او کتاب خود قرآن عظیم را برای تذکر به جهانیانی که طالب رفتن به مسیر مستقیم باشند فرستاد، تا دیگر نگویند کتاب بر دو گروه قبل از ما یعنی یهودیان و مسیحیان فرستاده شده است و ما از تعلیمات آنها بی‌خبر بودیم و از آنجا که کتب آنها یعنی تورات و انجیل تحریف شده و اختلافاتی در آن هست، ما نمی‌دانیم کدام یک از آنها برحقند... هیهات هیهات که خداوند کتابی را فرو فرستاده است که مرجع تمام کتب انبیاء و رسولان جن و انسی است که به سوی عالم جن و انس گسیل شده اند، این کتاب برهان حق برای کسانی است که بخواهند از آن پیروی نمایند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ هَٰذَا ذِكْرُ مَنْ مَعِيَ وَذِكْرُ مَنْ قَبْلِي بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ }صدق الله العظيم . [الأنبياء: ٢٤]
    {بگو: «دلیلتان را بیاورید! این سخن کسانی است که با من هستند، و سخن کسانی است که پیش از من بودند!» امّا بیشتر آنها حق را نمی‌دانند؛ و به همین دلیل (از آن) روی گردانند.}
    خداوند این کتاب را حجت برای افرادی قرار داده است که از کتاب مصون از تحریف پیروی کنند و آنها را به رحمت خود رسانده و از عذاب خود رها می‌سازد. به همین ترتیب حجت خداوند برعلیه افرادی است که از پیروی از ذکری که محفوظ از تحریف است روبرگردانده‌اند و آنها را به عذاب بسیار شدیدی دچار خواهد کرد تا دیگر تا روزقیامت بهانه ای دربرابر پروردگار نداشته باشند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥﴾ أَنْ تَقُولُوا إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ ۚ فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾ هَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِيَهُمُ الْمَلَائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ ۗ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لَا يَنْفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا ۗ قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ ﴿١٥٨﴾ إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ۚ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿١٥٩﴾ }
    صدق الله العظيم . [الأنعام]
    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)آیا جز این انتظار دارند که فرشتگان به سراغشان آیند، یا خداوند به سوی آنها بیاید، یا بعضی از آیات(عذاب یا قیامت) پروردگارت ؟! اما آن روز که بعضی از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‌آوردن افرادی که قبلاً ایمان نیاورده‌اند، یا در ایمانشان عمل نیکی انجام نداده‌اند، سودی به حالشان نخواهد داشت! بگو: انتظار بکشید ما هم انتظار می‌کشیم!» (۱۵۸) کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند، و به دسته‌های گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسیم شدند، تو هیچ گونه رابطه‌ای با آنها نداری! سر و کار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام می‌دادند، با خبر می‌کند. (۱۵۹)}
    ای علمای امت و مفتیان کشورها و پیروانشان، بدانید که خداوند قرآن عظیم را به عنوان حجت شما در برابر خود قرار داده تا به شما رحمت نماید و گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
    {وَهَٰذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].

    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت قرار گیرید!}
    تا دربرابر پروردگارتان حجتی نداشته باشید و بگویید:
    {إِنَّمَا أُنْزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِنْ قَبْلِنَا وَإِنْ كُنَّا عَنْ دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾ أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ}
    {«کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»!}
    اما این حجت قاطع و رسای خداوند دربرابر شما و یهودیان و مسیحیان و تمام عالمیان است چرا که کتابی چون قرآن عظیم را بر شما و تمام بشریت نازل فرموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّـهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّـهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الْأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿١٥٨} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { بگو: «ای مردم! من فرستاده خدا به سوی همه شما هستم؛ همان خدایی که حکومت آسمانها و زمین، از آن اوست؛ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده‌اش، آن پیامبر درس نخوانده‌ای که به خدا و کلماتش ایمان دارد؛ و از او پیروی کنید تا هدایت یابید!» }
    محمد رسول الله تنها از همین قرآن عظیم پیروی کرده و گروه‌های مختلف را به پذیرش احکام آیات محکم قرآن بزرگ دعوت می‌نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَٰلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا ۚ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُم بَعْدَ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّـهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا وَاقٍ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [الرعد].
    {و همچنین ما قرآن را کتابی با فرمانی روشن و فصاحت عربی فرستادیم، و اگر با این علم و دانش که بر تو آمد باز پیرو میل جاهلانه آنها شدی دیگر مدد و نگهبانی از خدا نخواهی داشت.}
    اگراین تهدید و وعید خطاب به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است و خداوند به ایشان این گونه هشدار می‌دهد تا مبادا از مطالبی که مخالف آیات قرآن عظیم است- ازهر جا که باشند- پیروی نماید؛ پس چه برسد به شما امت محمد صلى الله عليه وآله وسلم؛ آیا هیچ به فکر خود هستید؟ آیا پروا نمی‌کنید. به خداوند یگانه‌ای که معبودی جز او نیست سوگند، ابو حمزه محمود مصری که مجدانه تلاش می کند تا مردم را از پیروی از دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی بازدارد –دربرابر خداوند-به کار شما نخواهد آمد. چرا که او شما را از راه امام مهدی ناصر محمد دور نمی‌کند؛ او شما را از پیروی از آیات محکمی از کتاب باز می‌دارد که برای عالم و جاهل روشن و واضح است. او نه امام مهدی ناصر محمد را تکذیب می‌کند و نه جّدش محمد صلی الله علیه و آله و سلم را ، چرا که این سخنان نه کلام امام مهدی ناصر محمد است و نه کلام جدّش محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛ بلکه این کلام الله است و چه حدیثی صادق تر از حدیث خداوند است؛ ای محمود چرا متذکر نمی‌شوی. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّـهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {ما به تحقیق می‌دانیم که کافران در تکذیب تو سخنانی می‌گویند که تو را افسرده و غمگین می‌سازد. که آن ستمکاران نه تو را تکذیب می‌کنند بلکه آیات خدا را انکار می‌کنند.}
    ای محمود از خدا پروا کن و راه پیروی از قرآن عظیم را منحرف نساز؛ با آیات محکم خداوند که اساس قرآن هستند تو را پند می‌دهم پس متذکر کلام خداوند تعالی شو که می‌فرماید:

    {فَقَدْ جَاءَكُمْ بَيِّنَةٌ من ربّكم وَهُدًى وَرَحْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٥٧].
    { اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿٥٧} صدق الله العظيم [الكهف].

    { و کیست ستمکارتر از آن کسی که متذکر آیات خدایش ساختند و بدانها پندش دادند و باز از آنها اعراض کرد و اعمالی که مرتکب شده بود به کلی فراموش کرد و ما بر دلهایشان پرده‌ها انداختیم تا دیگر آیات ما را فهم نکنند، و گوش آنها را سنگین ساختیم و اگر به هدایتشان بخوانی دیگر ابدا هدایت نخواهند یافت.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا ۚ إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ ﴿٢٢} صدق الله العظيم [السجدة].
    {
    و کدامین کس در عالم از آن کس که به آیات خدا پند و تذکّرش دادند و باز اعراض کرد ستمکارتر است؟ البته ما از بدکاران انتقام خواهیم کشید}
    امام مهدی ناصر محمد تنها پند دهنده‌ای است که با قرآن به تمام بندگانی که از وعده (عذاب ) خداوند در هراسند تذکرمی‌دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {نَّحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِجَبَّارٍ ۖ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَن يَخَافُ وَعِيدِ ﴿٤٥} صدق الله العظيم [ق].

    { ما به گفتار مردم داناتریم و تو بر آن مردم، مسلّط نیستی پس آن کس را که از وعده عذاب قیامت من ترسان است به آیات قرآن متذکر ساز.}
    به خداوند سوگند که تنها کسانی از آیات محکم کتاب خدا پیروی کرده و نسبت به آنچه که برخلاف آیات محکم ذکر (قرآن) محفوظ از تحریف کافرند که در نهان از خداوند ترسیده و از کلام حق او روگردان نباشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿١١} صدق الله العظيم [يس].

    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از ذکر(قرآن) پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!}
    ای علمای مسلمین؛ مسیحیان و یهودیان و ای کسانی که پیرو آنها هستید؛ ای مردم جهان از خداوند پروا کنید و از (خشم) او به سوی(رحمتش) بگریزید. من کسی هستم که با بیان حق کتاب خداوند قرآن عظیم، از جانب او به شما هشداری آشکار و روشن می‌دهم . من به سوی شما آمده‌ام تا از بیان حق و آیات محکم قرآن؛ از کلام حق پروردگار رحیم با شما سخن بگویم.از روی ظن و گمان،سخنی بر زبان نمی‌آورم که ظن و گمان در پیشگاه حق جایی ندارد. به همین دلیل است که قبل از آغاز گفتگو نتیجه آن را به اطلاعتان رساندم. چون من فتوایی نمی‌دهم که بعد از آن بگویم "خداوند آگاه است که حق کدام است، اگر اشتباه کرده باشم تقصیر نفس من و شیطان است..."پناه بر خدا از این که مانند کسانی باشم که با نا آگاهی به خدا نسبت داده و نام آن را اجتهاد گذاشته‌اند. آنها اشتباه می‌کنند. بر خلاف تصورشان با نا آگاهی به خدا نسبت دادن، اجتهاد نیست. نسبت دادن نا آگاهانه به خداوند بدون اینکه یقین داشته باشید آنچه که بیان می‌کنید واقعأ مطلب حقی است که از جانب رب العالمین فرستاده شده، فرمان شیطان است. پس دنباله رو شیطانی که دستور می‌دهد آنچه را که نمی‌دانید به خدا نسبت دهید نباشید . خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ ۚ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ ﴿١٦٨﴾ إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾ } صدق الله العظيم . [البقرة]
    {و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    از خداوند پروا کرده و از من اطاعت کنید شاید مورد رحمت او قرار گیرید. اگر امام ناصر محمد یمانی، برهان حق پروردگارتان را که از آیات محکم کتاب او استنباط کرده است برایتان نیاورد؛ تأییدش نکنید. اما درباره‌ی اجتهاد درست و حق؛ تمام انبیاء و رسولان و مهدی منتظر حین جستجوی حق مجتهد بودند تا اینکه خداوند آنها را هدایت کرده وحکم و علم را به آنها عطا کرد تا مردم را به آگاهی و بصیرتی که از جانب خداوندشان آمده است، دعوت نمایند. پس از راه و روش آنها در دین پیروی کرده و از روی ناآگاهی به خداوند نسبت ندهید. همین عامل گمراهی و تفرقه‌تان شده است چون چیزی را که دلیل و برهان حق از جانب رحمان ندارد را به او نسبت می دهید. شما با این حجت که احادیث و روایات از جانب افراد مورد وثوق نبیّ نقل شده‌اند به آنها اعتماد کرده و از آیات محکم کتاب روبرگردانیده‌اید، در حالی که خداوند –این کتاب را– به عنوان حکم حق نهایی و مرجع اختلافاتتان تعیین نموده است من در راست گویی معتمدانی که از صحابه‌ی حق محمد رسول الله صلى الله عليه وعليهم وسلم بودند تشکیک نمی‌کنم؛ بلکه این راویان کاذب هستند که به آنها و نبیّ خداوند دروغ می‌بندند؛ همان کسانی که با تظاهر به ایمان و پنهان داشتن کفر و مکر باطنیشان ؛ شما را ازپیروی از ذکر خداوند باز می‌دارند. آیا شما هدایت شده‌اید؟ پس چگونه است که از احادیث نقل شده از افرادی که به زعمتان معتمد هستند و با آیات محکمی از کتاب که برای عالم و جاهلتان روشن است مخالفت دارند پیروی می‌کنید؟ برای مثال " دیدن آشکار ذات اعظم الهی"، این سرکشی بزرگی در برابر خداوند سبحان و تعالی است . هیچ یک از آفریده‌های او هر چقدر هم بزرگ باشند تحمل دیدن آشکار ذات اعظم الهی را ندارند ولو کوه‌های بزرگ باشند. به همین دلیل است که خداوند کوه طوررا برای شما و نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام و بنی اسراییل و تمام مردم مثال می‌زند. خداوند حتی باور به دیدن ذات اعظم الهی را منوط به این می‌کند که کوهی عظیم بتواند تجلی ذات اعظم خداوند سبحان و تعالی را تاب آورد و چنین انتظاری، سرکشی بزرگی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣} صدق الله العظيم [الأعراف].

    { و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!}
    آیا کلام حقّی را که نبی الله موسی گفت را می‌دانید:
    { فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم . [الأعراف: ١٤٣]
    {چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}
    و این توبه از عقیده "دیدن آشکار ذات اعظم الهی" است و این باور سرکشی بزرگی نسبت به خداوند سبحان و تعالی است، چون این گونه نیست که خداوند با احدی از بندگانش سخن گوید مگر از ورای حجاب؛ چه فرشتگان باشند یا انس و جن؛ شایسته نیست که او آشکارا با آنها سخن گوید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الشورى].
    { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است}
    ممکن است یکی از برادران عالم اهل سنت حرف ما را قطع کرده و بگوید: "صبرکن ناصر محمد یمانی، برای ما روشن شد که تو مهدی منتظر نیستی بلکه یک دروغ‌گوی بی شرم و از شیعیان اثنی عشری هستی چرا که عقیده‌ی دیدن خداوند با چشم را انکار می‌کنی" و مهدی منتظر به آنها پاسخ می‌دهد، به خداوند قسم که بسیاری از شیعیان آرزو دارند مقصود خداوند در این فرموده مورد دلخواه آنها باشد:

    { إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى: ٥١]
    چرا که اوبلندمقام وحکیم است}
    آرزو دارند این خطاب درباره پدر من امام علی بن أبی طالب علیه الصلاة و السلام باشد .اما می‌دانند در اینجا منظور خداوند"علی" ذات اعظم و منزه و عالی خود خداوند است و گمان آنها (شیعیان)سرکشی بزرگی است. سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا خداوند در دنیا و آخرت { عَلِيٌّ حَكِيمٌ } است یا فقط در دنیا { عَلِيٌّ حَكِيمٌ } است؛ این چگونه حکمی است که می‌کنید؟! امام مهدی منتظر که به حق از جانب خداوند آمده است از خواسته‌های شیعیان یا اهل سنت و جماعت پیروی نمی‌کند؛ بلکه من مهدی منتظرم که از جانب خداوند برای داوری بین شما بر اساس بیان حق ذکر(قرآن) آمده‌ام .اگرعقیده شیعه اثنی عشری را مبنی بر عدم رؤیت آشکار خداوند با چشم در زمان بعث اول و قبل از بعث عمومی تأیید می‌کنم اما مواضع دیگر آنها را رد کرده و مواضع اهل سنت و جماعت را تأیید می‌کنم برای مثال درباره این حدیث حق از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [تركت فيكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله وسنتي]
    [در بین شما چیزی باقی گذاشتم که اگر به آنها پایبند باشید بعد از من گمراه نخواهید شد، کتاب خداوند و سنت من]صدق عليه الصلاة والسلام
    چرا که سنت نبوی همان بیان حق قرآن است که برای شرح و توضیح بیشتر آن آمده است. اما ما به احادیثی از سنت نبوی که بر خلاف آیات محکم قرآن هستند کافریم چون احادث سنت نبوی از تحریف و جعل در امان نیستند چرا که این روایات بعد از مرگ نبیّ صلى الله عليه وآله وسلم نوشته شدند که علت آن هم این بود که مردم کلام الله را با کلام رسول خداوند که در بیان و شرح قرآن آمده بود اشتباه نگیرند.از طرف دیگر رسول الله می‌دانستند که در بین مردم کسانی هستند که گر چه به ظاهر مؤمنند ولی در باطن کافر و مکاربوده و در تلاشند تا مردم را با نقل احادیثی که به کلی بر خلاف آیات محکم قرآن هستند، از پیروی ذکر(قرآن) منحرف سازند. لذا در ابتدای امر محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم اجازه نداند احادیث سنت نبوی ثبت گردند چرا که قرآن می‌بایست مرجع حل اختلافات در احادیث بیان شده در سنت نبوی باشد. حال باز می‌گردیم به حکم "دیدن آشکار خداوند" پرداخته و آن را کامل می‌کنیم. به این ترتیب روایات فتنه برانگیز و جعلی سنت نبوی را پیدا خواهیم کرد. در سنت نبوی ازقول نبی الله حدیثی آمده است تا ثابت کند خداوند را می‌توان آشکارا رؤیت نمود. از قول ایشان گفته‌اند:
    [انكم ترون ربكم يوم القيامة كما ترون القمر البدر لا تضامون في رؤيته]
    [شما پروردگارتان را در روز قيامت مي بينيد همانطور كه ماه شب بدر را بدون هيچ زحمتي مي بينيد]

    و این فرموده خداوند تعالی را برای اثبات آن می‌آورند :
    { وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾ }صدق الله العظيم . [القيامة: ٢٢]
    {در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) و به پروردگارش می‌نگرد!(معنای درست در بیان امام آمده است= در انتظار رحمت پرودگارشان هستند) (۲۳)}

    مهدی منتظر حق که از جانب خداوندشان آمده است پاسخ داده و به حق بینشان حکم کرده و می‌گوید: این حدیث فتنه برانگیز است و با مکر و نیرنگ خبیثانه وارد سنت نبوی گردیده است تا تصور کنید برای تأویل این فرموده خداوند تعالی آمده است که :
    { وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾ }صدق الله العظيم . [القيامة]
    ولی این آیه از آیات متشابه است و نکته متشابه دقیقأ در این - کلمه -فرموده خداوند تعالی نهفته است :
    { نَّاظرَةٌ }
    شما تصور کرده اید منظور از"ناظرة" دیدن با چشم است. اما منظور از آن، انتظار است نه دیدن با چشم . به همین دلیل خداوند تعالی می‌فرماید:

    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧} صدق الله العظيم [آل‌ عمران].
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که بخشی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و بخشی «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، فتنه‌انگیزی کرده و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را،جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند}
    بدانید که آیات متشابه کتاب بیشتر از ده درصد از کلمات کتاب نیستند، لذا به درستی به شما یاد می‌دهم تا بدانید چگونه می‌توانید آیه‌های متشابه را از آیات محکم که اساس کتاب هستند تمیزدهید. لذا برایتان مثالی می‌زنم، برای مثال در این فرموده خداوند تعالی :
    {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤} صدق الله العظيم [البقرة].
    {هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد!}
    از این جاست که اساس عقیده شیعیان اثنی عشری مبنی بر معصوم بودن مطلق انبیا و ائمه برگزیده به اشتباه پایه ریزی شد. اما امام مهدی به شیعیان اثنی عشری اعلان می‌نماید که این آیه از آیات متشابه است و نکته آن دقیقأ در این قسمت فرموده خداوند تعالی است:
    { لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ }
    صدق الله العظيم . [البقرة: ١٢٤]
    دقیق‌تر اینکه کلام متشابه در { الظَّالِمِينَ } نهفته است. شیعه تصور می‌کند منظور از ظلم " ظلم گناه کردن" است و لذا ازمتشابه فرموده خداوند پیروی می‌کنند که:
    { قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ } صدق الله العظيم . [البقرة: ١٢٤]
    سپس شیعیان عقیده پیدا کردند که انبیا و ائمه معصوم از گناه بوده و دارای عصمت مطلقند. آنچه که امام مهدی می‌خواهد به شیعیان و اهل سنت بیاموزد این است که چگونه می‌توانند به سهولت و سادگی آیات متشابه را از آیات محکم کتاب تمایز دهند و این کار بسیار ساده است؛ تا با تفاسیری که بر اساس گمان خود کرده‌اید باعث نشوید کتاب خداوند متناقض جلوه کند و به همین سبب نیز هلاک شوید. عقیده شیعیان مبنی بر عصمت انبیا و رسولان و ائمه برگزیده خداوند با این فرموده خداوند تعالی در تضاد است:
    { إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿١١﴾ }صدق الله العظيم . [النمل]
    {که رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    در اینجا منظور از ظلم، ارتکاب عمل سوء است برای مثال عمل رسول الله موسی علیه الصلاة و السلام در قتل به ناحق و توبه و بازگشت او به سوی خداوند:
    {قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦} صدق الله العظيم [القصص].
    {عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است}
    و این تأیید فرموده خداوند تعالی است:
    { إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿١١﴾ }صدق الله العظيم . [النمل]
    {که رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    لذا ای مردم بدانید که انبیا و رسولان و ائمه برگزیده خداوند؛ معصوم از ظلم خطا نبوده و عصمت مطلق ندارند، آنها تنها از دادن نسبت دروغ و به ناحق به خداوند معصوم هستند. اما در باره خطا؛ آنها نیزمانند دیگران در معرض خطا هستند. پس درباره آنها به ناحق مبالغه نکنید. تعظیم و مبالغه ناحق به شرک می‌انجامد و شرک انسان را به آتش می‌کشاند که بد قرارگاهی است. از خداوند پروا کرده و از بیان حق قرآن (ذکر) پیروی کنید.
    شاید یکی از علمای شیعه اثنی عشری حرف مرا قطع کرده و بگوید پس مقصود خداوند تعالی از این فرموده چیست که:

    {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة]؟
    { هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود. و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    ناصرمحمد یمانی! سؤال دقیقأ درباره این فرموده خداوند تعالی مطرح است که :
    { قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ }صدق الله العظيم
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ داده و می گوید که خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ }صدق الله العظيم . [لقمان: ١٣]
    {که شرک، ظلم بزرگی است.}
    منظور خداوند ظلم "شرک به پروردگار"است، پس نبی یا رسول و یا امام کریم، چگونه می‌توانند راهنما و هدایت‌گر مردم بوده و آنها را از تاریکی خارج کرده و به سوی نور ببرند،در حالی که خودشان در زمره کسانی باشند که در حق خود ظلم کرده و ایمانشان را به شرک آلوده کرده‌اند. لذا برای اینکه انبیا و رسولان و ائمه برگزیده خداوند بتوانند مردم را از تاریکی خارج و به سوی نور ببرند، از گناه شرک به خدا معصوم نگه داشته شده و پاک و مطهر شده‌اند. از خدا بترسید و تا زمانی که با حکم حق برگرفته از آیات محکم کتاب بر شما پیروزم، از من اطاعت نمایید که من ناصح امین شما هستم. درباره برهان اهل سنت و جماعت درباره رؤیت خداوند نیزبه فرموده خداوند تعالی استناد می‌کنند که می‌فرماید:
    { وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾ }
    صدق الله العظيم . [القيامة: ٢٢]
    {در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است، (۲۲) در انتظاررحمت پرودگارشان هستند (۲۳)}
    پس حق را می‌گویم تا به یقین بدانید که این آیه از آیات متشابه است یا از آیات محکم. پس درباره این موضوع به فتوای خداوند در مورد عقیده دیدن او (در صلب موضوع)مراجعه می کنیم تا اگر دیدیم عقیده دیدن آشکار خداوند در دنیا و آخرت را رد می‌کند، به درگاه خداوند استغفار کنید چرا که امکان ندارد در کتاب خداوند تناقضی وجود داشته باشد، پس بدانید این فرموده خداوند تعالی:
    { وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾ } صدق الله العظيم . [القيامة: ٢٢]
    از آیه‌های متشابه است. حال بیایید درباره حقیقت این آیه بررسی و بحث کنیم که آیا از آیات متشابه است یا محکم، شما باید به دنبال فتوای خداوند در صلب همین موضوع یعنی "عقیده دیدن ذات خداوند "باشید و ببینید آیا این ممکن است یا خیر و جواب در کلام خداوند تعالی در انتظارتان است که می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿١٤٣﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}
    پس هرکسی که به دیدن آشکار خداوند باور دارد باید سخنی همچون سخن نبی الله موسى عليه الصلاة والسلام بر زبان آورد. او عقیده داشت می‌توان خداوند را آشکار دید تا اینکه خداوند برای نبیّ خود مثالی آورد تا بداند هیچ یک از آفریدگان خداوند ولو اگر کوه بزرگی نیز باشد قادر به تحمل رؤیت عظمت الهی نیست .لذا نبیّ خداوند موسی استغفار کرده و با توبه و انابه می‌گوید:
    { سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ }
    صدق الله العظيم
    خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم}

    ممکن است یکی از علمای اهل سنت کلام مرا قطع کرده و بگوید:" ناصر محمد یمانی شاید منظور در این دنیاست". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان می‌گوید آیا شایسته است خداوند در آخرت همسر یا فرزندی اختیار نماید؟ جواب این عالم اهل سنت این خواهد بود که؛" سبحان الله العظيم، این از صفات ازلی خداوند است و پروردگار نه در دنیا و نه در آخرت ،همسر و فرزند اختیار نخواهد کرد". امام مهدی پاسخ می‌دهد حرف شما درست است ولی چرا " دیدن آشکار خداوند" را از صفات ازلی او جدا می‌کنید در حالی که فتوای عدم دیدن آشکار خداوند در حین بیان صفتهای ازلی پروردگار آمده است:
    { سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٠٠﴾ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُنْ لَهُ صَاحِبَةٌ ۖ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ ۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿١٠٣﴾ }صدق الله العظيم . [الأنعام]
    {منزّه است خدا، و برتر است از آنچه توصیف می‌کنند! (۱۰۰) او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}
    در فرموده خداوند تعالی دقت و اندیشه کنید:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ ۚ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾ لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم؛
    { این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳) }
    این بدان معناست که اگر کسی آشکار با شما سخن گفت و او را دیدید، (بدانید) او خداوند شما نیست. ای خردمندان از خدا بترسید، به پروردگار قسم که اگر از عقیده امام مهدی مبنی بر اینکه خداوند را نمی‌توان آشکار دید پیروی کنید؛ مسیح کذاب نمی‌تواند شما را به فتنه انداخته و فریب دهد
    ، چرا که باور دارید نمی‌توان ذات اعظم الهی را با چشم دید و این سرکشی بزرگی است که خداوند از آن منزه است، چون درزمان فرود، پروردگار بین خود و بندگانش حجاب قرار می‌دهد؛ تصدیق حدیث درست و حق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم درباره عدم رؤیت آشکار خداوند است :
    [يهبط وبينه وبين خلقه حجاب]
    [ فرود می آید و بین او و آفریدگانش حجاب قرار دارد]

    صدق محمد رسول الله عليه الصلاة والسلام
    و در فرموده خداوند تعالی نیز تصدیق شده است که :
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿٢١٠} صدق الله العظيم [البقرة].

    {آیا چیزی جز این انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از ابرها به سوی آنان بیایند کار یکسره شود.حال آنکه(سرانجام) کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.}
    این ابر حجاب خداوند است که آسمان با آن شکافته می‌شود و به همین دلیل محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
    [يهبط وبينه وبين خلقه حجاب]
    [ فرود می آید و بین او و آفریدگانش حجاب قرار دارد]

    صدق محمد رسول الله عليه الصلاة والسلام
    و به همین دلیل محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
    [لن يرى الله أحد في الدنيا ولا في الآخرة]
    [ هیچ کس در دنیا و آخرت خداوند را نمی بیند]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    اما بنا بر گفته محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم (خداوند)از ورای حجاب با آنها سخن خواهد گفت:
    [ما منكم من أحد إلا سيكلمه ربه ليس بينه وبينه ترجمان]
    [ کسی از شما نیست که خداوند بدون مترجم با او سخن نگوید]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    ممکن است یکی از علمای مذاهب دیگر(اسلامی) بخواهد با استفاده از قرآن به بحث با من بپردازد و بیان کند: "تو خود را مهدی منتظر می‌دانی (اما) نمی‌خواهی به ما معتقدان مذاهب دیگر(اسلامی) اعتنا کنی گویا که او فقط برای گفتگو با اهل سنت و شیعیان اثنی عشری فرستاده می‌شود. این حدیث باطل است چون از سخن گفتن خداوند با کافران می‌گوید. این حدیث به دروغ به نبیّ نسبت داده شده است که می‌گوید:

    ما منكم من أحد إلا سيكلمه ربه ليس بينه وبينه ترجمان]
    [ کسی از شما نیست که خداوند بدون مترجم با او سخن نگوید]
    تو ما را دعوت می‌کنی تا بر اساس قرآن حکم کنیم(به قرآن احتکام کنیم) اینجاست که من از آیه‌های محکم قرآن برایت حجت می‌آورم که خداوند با کافران سخن نخواهد گفت. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق الله العظيم . [البقرة: ١٧٤]
    {و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است}"
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان می‌گوید اما من مثل شما نیستم که به قسمتی از کتاب ایمان داشته و از بعضی قسمتها روبرگردانم ، (طوری عمل می کنید که ) گویا چیزی از آیاتی که مخالف نظرات باطلتان است نمی‌دانید. زمانی که خداوند از سخن گفتن با کافران جن و انس می‌گوید شما کجا هستید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الجنّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [الأنعام:١٢٨]؟

    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنْتُمْ بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾ قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾ قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿١٠٨﴾ إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ ﴿١٠٩﴾ فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّىٰ أَنْسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَكُونَ ﴿١١٠﴾ إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿١١١﴾ } صدق الله العظيم . [المؤمنون]
    {آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (و مستحق عذاب)!» (۱۰۷) (خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸) (فراموش کرده‌اید) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی! (۱۰۹) امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید! (۱۱۰) ولی من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پیروز و رستگارند!» (۱۱۱)}
    اینجاست که سؤال کننده سرگردان می‌ماند و می‌گوید از آنجایی که بین عقیده و بیان تو با قرآن تناقضی وجود ندارد درباره این فرموده خداوند تعالی به ما فتوا بده که می‌فرماید:
    { وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ }صدق الله العظيم . [البقرة: ١٧٤]
    {و خداوند، روز قیامت، با آنها سخن نمی‌گوید؛ و آنان را پاکیزه نمی‌کند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است}
    امام مهدی پاسخ می دهد که این فرموده خداوند تعالی:
    { وَلَا يُكَلِّمُهُمْ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ }

    از آیه‌های متشابه است چرا که مقصود این نیست که خداوند از ورای حجاب با آنان سخن نخواهد گفت، بلکه منظور (نازل نشدن) وحی تفهیمی از جانب خداوند به قلب است‌؛ مانند وحی خداوند به آدم و همسرش عليهم الصلاة والسلام:
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [البقرة:٣٧]
    {سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد.) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.}
    این آدم عليه الصلاة والسلام است که سخن می‌گوید. او و همسرش توبه کردند و اما کلماتی که خداوند با وحی تفهیمی به قلب فرستاد، این بود که بگویند:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [الأعراف].

    {«پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!}
    در روز قیامت خداوند با وحی به قلب کافران تفهیم نمی‌کند که بگویند:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {«پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!}
    اما آنچه که آنها از خداوند می‌خواهند این است که از آتش خارج شده و به دنیا بازگردند تا به روش دیگری عمل کنند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ۚ أَوَلَمْ نُعَمِّرْكُم مَّا يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَن تَذَكَّرَ وَجَاءَكُمُ النَّذِيرُ ۖ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [فاطر].
    { آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: «پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!» (در پاسخ به آنان گفته می‌شود: آیا شما را به اندازه‌ای که هر کس اهل تذکّر است در آن متذکّر می‌شود عمر ندادیم، و انذارکننده به سراغ شما نیامد؟! اکنون بچشید که برای ظالمان هیچ یاوری نیست!}
    تصور نمی‌کنند که خداوند به آنها اجازه دهد که بدون عمل صالح وارد بهشت شوند، چرا که از رحمت و کرم و عفو و حلم خداوند مأیوسند و قلب آنها به خاطر حجابی که بر آن کشیده شده قادر به دیدن صفات پروردگارشان نیست؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَن كَانَ فِي هَـٰذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَأَضَلُّ سَبِيلًا ﴿٧٢} صدق الله العظيم [الإسراء]
    { اما کسی که در این جهان نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است}
    منظور از نابینایی، نشناختن صفات بزرگ خداوند است. آنها نمی‌دانند که خداوند آنها چقدر رحیم، بخشنده و حلیم است، لذا می‌بینید درخواست می‌کنند به دنیا بازگردند تا مگر به روش دیگری عمل کنند. آنها تصور می‌کنند با عملشان می‌توانند وارد بهشت شوند و از رحمت خدا مأیوسند اما به خداوند قسم که هیچ کس ممکن نیست به بهشت برود مگر آنکه مورد رحمت خداوند قرار گیرد. چرا که کسی قادرنیست هر قدر که عمل صالح انجام دهد جواب احسان خداوند را بدهد. خداوند اعمال صالح را پذیرفته و با کرم خود آنها را چند برابر می‌کند، اما کافران نمی‌دانند و فکر می‌کنند اگر به دنیا بازگردند به سوی اعمالی که از آنها منع شده‌اند باز نمی‌گردند. از آنجایی که نمی‌دانند علم هدایت تنها از جانب پروردگار است؛ شک هم نمی‌کنند و مطمئن هستند که اگر به دنیا بازگردند، بی شک و تردید عمل صالح انجام خواهند داد.
    سبحان الله ...از کجا می‌دانند، در حالی که هدایت تنها از جانب خداوند است. آنها نمی‌دانند هدایت به دست خداست و از دست آنها دراین باره کاری برنمی‌آید مگر آنکه به درگاه پروردگار خود توبه و انابه کرده و از او طلب کنند تا قلبشان را هدایت نماید. کافران از این نکته آگاه نیستند، لذا خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ }
    صدق الله العظيم . [الأنعام: ٢٨]
    { و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغگویانند.}
    در اینجا سؤالی پیش می‌آید که عقل و منطق چگونه می‌تواند بپذیرد که اینها در قلبشان نیت کاذب داشته و می‌خواهند خداوند را فریب دهند، چگونه قلبشان در حالی که در آتش جهنم فریاد می‌کشند چنین قصدی دارد. خداوند تعالی می فرماید:

    { وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ }
    { آنها در دوزخ فریاد می‌زنند: پروردگارا! ما را خارج کن تا عمل صالحی انجام دهیم غیر از آنچه انجام می‌دادیم!}
    مقصود خداوند این نیست که بر زبان آنها چیزی جاری می‌شود که در قلبشان نیست، آنها در آتش جهنم فریاد می‌کشند، لذا می‌دانند که اگر خداوند آنها را از آتش جهنم خارج کرده و به دنیا بازگرداند و دوباره اعمال بد و ناپسند خود را تکرار کنند پروردگار نیز بازآ نها را به آتش جهنم می‌اندازد. پس مقصود خداوند از این فرموده :
    { وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ }
    {
    و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغگویانند.}
    این نیست که سخنی را بر زبان می‌آورند که در قلب خود به آن اعتقاد ندارند؛ بلکه مقصود خداوند عقاید غلط آنهاست که فکر می‌کنند هدایت شدن به دست آنهاست و به محض بازگشتن به دنیا، بدون تردید اعمال صالح انجام خواهند داد. آنها نمی‌دانند خداوند بین انسان و قلبش حائل می‌شود و کسی جز خداوند قادر به هدایت قلبشان نیست و برای هدایت قلبشان به سوی حق، باید به درگاه خداوند روکرده و انابه کنند. اما آنها همان طور که در دنیا نابینا بودند اینجا هم قادر به دیدن حق نیستند. در دنیا از انبیا درخواست می‌کردند برای اثبات درستی حرفشان آیات تصدیق کننده بیاورند و تصور می‌کردند به محض آنکه خداوند با این آیات تصدیق کننده که معجزه‌ای برای دعوت به سوی حق است، رسول خود را یاری نماید، آنها را باور کرده و به سوی حق هدایت خواهند شد و خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿١٠٩﴾ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١١٠﴾وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَىٰ وَحَشَرْنَا عَلَيْهِمْ كُلَّ شَيْءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِيُؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ يَجْهَلُونَ ﴿١١١﴾ } صدق الله العظيم . [الأنعام]
    { با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه‌ای [= معجزه‌ای‌] برای آنان بیاید، حتماً به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: «معجزات فقط از سوی خداست و شما از کجا می‌دانید که هرگاه معجزه‌ای بیاید (ایمان می‌آورند؟ خیر،) ایمان نمی‌آورند!» (۱۰۹) و ما دلها و چشمهای آنها را واژگونه می‌سازیم؛ (آری آنها ایمان نمی‌آورند) همان‌گونه که در آغاز، به آن ایمان نیاوردند! و آنان را در حال طغیان و سرکشی، به خود وامی‌گذاریم تا سرگردان شوند! (۱۱۰)(و حتّی) اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‌نمودیم، هرگز ایمان نمی‌آوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‌دانند! (۱۱۱)}
    ای علمای امت اسلامی، از خدا بترسید که شایسته نیست که امام مهدی حق پیرو خواسته های شما گردد. شما به بعضی ازبخش‌های کتاب ایمان داشته و ازبخش‌های دیگر روبرمی‌گردانید و فکر می‌کنید که هدایت شده‌اید(و نمی‌بینید) چقدر درعقایدتان تناقض وجود دارد، شما با پیروی از آیات متشابهی که تأویلشان را نمیدانید، کلام خداوند را متناقض نشان می‌دهید. آیات محکم کتاب را پشت سر انداخته‌اید گویا که از وجود آیات محکم و روشنی که بر خلاف عقاید باطلتان است آگاه نیستید. اما امام مهدی منتظر که به حق از جانب خداوندتان آمده از راسخان در علم کتاب است، او از آیات محکم خداوند آگاهی داشته و به آیات متشابه باور دارد و آنچه که از تأویل آنها می‌داند را خدا به او آموخته است و چی کسی بین شما می‌تواند بگوید که او قطعأ یک آیه از کتاب خداوند را به امام مهدی یاد داده است. به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم که به یاد دارم در کلاس پنجم ابتدایی بودم و معلم تربیت اسلامی داشتیم در زمان امتحان کتبی از معنی کلمات سوره ای(از قرآن) مورد سؤال قرار گرفتیم که در برنامه درسی تربیت اسلامی بود.از ما خواسته شده بود که دقیقاً مانند آنچه که در کتاب تربیت اسلامی آمده بود جواب بدهیم، اما من جوابی را می‌نوشتم که مدرس ما سعید جبریل از سودان را به حیرت می‌انداخت. به خدا قسم که اینکار تحدی (مبارزه طلبی ) نبود، اما من قادر نبودم معانی کلمات قرآنی را آن چنان که در کنار سوره نوشته بود به خاطر بسپارم، اگرچه تلاش می‌کردم تا حفظ کنم اما از فکر و خاطرم می‌رفت تا زمان امتحان درس تربیت اسلامی رسید من آخرین شاگردی بودم که از جلسه امتحان خارج شدم و نوشته‌ای بسیار طولانی درباره کتاب خداوند به دست استاد دادم که او را به حیرت انداخت. پرسید ای پسر، این را چه کسی به تو آموخته است. این بیانات برخلاف آن چیزی است که در کتاب درسی تربیت اسلامی برای بیان این سوره آمده است. این باعث تعجب من است به خداوند که این تفسیر با عقل بیشتر می‌خواند. اما تو هنوز کوچکی، آن را ازکجا یاد گرفته‌ای و من جوابی نداشتم که به او بدهم. به خداوند بزرگ سوگند که نمی‌دانستم از کجا آموخته‌ام و چه کسی آن را به من یاد داده است. به خداوند قسم که اگر می‌توانستم تفسیر سوره را بر اساس درس تربیت اسلامی حفظ کنم چرا باید در نوشتن آن تأخیر می‌کردم تا امتحانات را با موفقیت پشت سر بگذارم. اما نمی‌توانستم معانی کلمات را به صورتی که در کتاب در کنار سوره آمده بود حفظ کنم در حالی که در کنار سوره مربعی بود که در آن تنها معانی لغات سوره درج شده بود. به ما دستور داده شده بود که این سوره را حفظ کنیم و در هر سال یک یا دو سوره بیشتر نبود و من به راحتی آنها را به خاطر می‌سپردم .من حافظ درجه یکی بودم اما قادر به حفظ کلماتی که درباره معانی سوره آمده بود نبودم. به خدا قسم که آنها را به خوبی حفظ می‌کردم اما زمانی که نوبت امتحان رسید، همه آنها از ذهن و خاطرم می‌رفت. لذا شروع می‌کردم درباره معانی کلام خداوند در آن سوره فکر کردن و سپس بیان طویلی را نوشتم که باعث حیرت معلم‌مان سعید جبریل سودانی شد که اگر زنده باشد می‌تواند بر این امر شهادت دهد. این اتفاق مربوط به بیست و هفت سال قبل است و این فقط در امتحانات میانه یا اواخر سال اتفاق می‌افتاد. به یاد دارم که سعید جبریل سودانی چه گفت به خداوند بزرگ قسم که کلمات او را به یاد دارم که گفت:" ای پسر، مرا به حیرت انداخته ای" و گفت:" تفسیری که تو نوشته‌ای (نسبت به آنچه که در کتاب درسی آمده است)غلط است اما من جرأت نمی‌کنم علامت غلط روی آن بزنم چرا که می‌ترسم مرتکب گناه شوم، تفسیر تو بیشتر با عقل خوانده و قلب را مطمئن می‌کند. اما چه کسی آن را به تو آموخته است".اما پاسخ من سکوت بود. وقتی این سؤال را از من کرد من تنها سکوت کردم. استاد خندید و گفت:" به خدا که از ده نمره، ده به تو می‌دهم ولی کار تو عجیب و غریب است کلامت منطقی است چرا که با کمک آیات دیگری که در این سوره نیست آنها را تفسیر کرده‌ای. با اینکه غلط املایی داری اما من می‌دانم مقصودت کدام آیه است."
    پایان
    ای علمای امت اسلامی چه کسی در میان شما هست که بگوید بیان حق قرآن را به من آموخته است؟ به خداوند قسم که تنها خداوند آموزگار من است این وسوسه شیطان نیست بلکه وحی تفهیمی از جانب خداوند رحمان است .چراکه سه راه برای وحی وجود دارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الشورى].
    { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است! }
    اما این بیان حق در کلام خداوند تعالی که می‌فرماید:
    { وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً}
    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی}
    منظور این است که شایسته نیست خداوند بدون حجاب و آشکارا با انسان سخن بگوید مگر از راه وحی پروردگار به قلب. این وحی تفهیمی است و اما این بیان حق تعالی:
    { أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}
    {یا از پشت حجاب}
    این وحی با سخن گفتن و کلام همراه است و اما این فرموده خداوند تعالی :

    { أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم
    {یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است}
    منظوراین است که جبریل علیه الصلاة و السلام را به سوی بنده‌ای که می‌خواهد فرستاده و وحی خداوند را به او برساند. حال مثالی درباره وحی تفهیمی پروردگار به قلب برایتان می‌آورم: وحی خداوند به قلب رسول الله يوسف عليه الصلاة والسلام که خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ }صدق الله العظيم . [يوسف: ١٥]
    {و به او وحی فرستادیم که آنها را در آینده از این کارشان با خبر خواهی ساخت؛ در حالی که آنها نمی‌دانند}
    خداوند نه جبریل را بر او فرستاد و نه از ورای حجاب با او سخن گفت، بلکه وحی به قلب او نازل شد (وحی تفهیمی) و به او وحی نمود که خداوند اجازه نمی‌دهد گم شود و خداوند با اوست و خداوند کاری می‌کند تا مکر (برادران )به صلاح او تمام شود تا رویای او به حقیقت پیوسته و به رتبه بالایی از حکومت برسد و سپس در حالی که برادران او را نمی‌شناسند به آنها یاد آوری کند که درچاه با او چه کردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ }
    صدق الله العظيم . [يوسف: ١٥]
    {و به او وحی فرستادیم که آنها را در آینده از این کارشان با خبر خواهی ساخت؛ در حالی که آنها نمی‌دانند}
    یعنی آنها تا زمانی که یوسف عمل گذشته آنها را به یادشان نیاورده است او را نمی‌شناسند. او از آنها دور بوده و حال به عزت و حکومت رسیده است .خداوند تعالی می‌فرماید:

    { فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا ۖ إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ﴿٨٨﴾ قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ﴿٨٩﴾ قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا يُوسُفُ} صدق الله العظيم . [يوسف]
    { هنگامی که آنها بر او [= یوسف‌] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی با خود آورده‌ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می‌دهد!» (۸۸) گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!» (۸۹) گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: «(آری،) من یوسفم}
    و به همین دلیل خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَٰذَا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ }صدق الله العظيم . [يوسف: ١٥]
    {و به او وحی فرستادیم که آنها را در آینده از این کارشان با خبر خواهی ساخت؛ در حالی که آنها نمی‌دانند}
    یعنی آنها تا زمانی که یوسف خود به یادشان نیاورده که چه کرده‌اند او را نمی‌شناسند چرا که او دارای عزت و حکومت شده است. این وحی تفهیمی است که از جانب پروردگار به قلب نازل می‌شود اما برای وحی تفهیمی (اگر در مورد دین باشد) باید جانب خداوند الرحمن برهانی باشد که اگر نباشد وسوسه شیطان است و باید از آن برحذر بود پس نادانسته به خداوند نسبت ندهید که اگر یکی بگوید از جانب خداوند به قلب او وحی تفهیم می‌شود به او پاسخ می‌دهیم:

    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۱].
    {بگو برهانتان چیست اگر راست می گویید}
    ای عزیزانی که در جستجوی حق هستید، از این که سخن طولانی شد عذر می‌خواهم. تمام بیان به صورت یک مجموعه علمی آورده شده است. شما هر قسمتی را که می‌خواهید انتخاب کرده واگر می‌بینید من اشتباه کرده‌ام، درباره آن با من بحث کنید. از آنجایی که من موظفم قرآن را به حق و درستی برای شما بیان نمایم می‌بینید که درباره یک مسئله اول فتوا داده و سپس آن را بیشتر توضیح می‌دهم و بر دانشتان می‌افزایم تا چیزی گردنم نباشد و باز هنوز فقط بخش کمی از بیان قرآن را گفته‌ام این به جهت فخر فروشی علمی نیست. به خداوند قسم که چنین نیست. من می‌خواهم چیزهایی را که نمی‌دانید به شما بیاموزم تا شکرگذار خداوند باشید. خداوندی که امام مهدی را در میان شما برانگیخت. چقدر امت‌های قبلی در آرزوی فرستاده شدن او بودند و این خوشبختی نصیبشان نشد. آیا به خاطر نعمت و فضلی که خداوند به شما عنایت کرده است از او تشکر نمی‌کنید. خداوند شما و امام مهدی را نیز همراه شما مشمول غفران خود نماید که خداوند من غفور و رحیم است. اما محمود مصری، به او می‌گویم: خداوندا اگر می‌دانی امام ناصر محمد یمانی، شخصیت مهدی منتظر را برای خود جعل کرده و مهدی منتظر و خلیفه حق خداوند و از جانب تو نیست پس امام ناصر محمد یمانی را لعنت کن و اگر امام ناصر محمد یمانی بی شک و تردید همان مهدی منتظر است و ابو حمزه مصری او را تکذیب کرده و به سختی درمقابل او ایستاده است، هم ابو حمزه مصری و هم تمام علمای دین و مسلمین را مورد مغفرت خود قرار ده چرا که آنها نمی دانند من امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هستم و خدای من تو بیش از بنده‌ات نسبت به بندگانت رحیمی و وعده تو حق است و تو ارحم الراحمینی وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.
    أخوكم الذليل عليكم الذي يخفض لكم جناح الذل من الرحمة
    خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  5. مصدر المشاركة
    سلسله گفتارهای امام مهدی درپایگاه أشراف أونلاین
    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - محرم - 1432 هـ
    14 - 12 - 2010 مـ
    ۲۳-آذر-۱۳۸۹ه.ش.
    02:02 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ



    بیان امام مهدی خطاب به مفتیان و خطبای منابر درخانه های خداوند قهار(مساجد)...

    بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع الأنصار المُسلمين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين..
    سلام الله عليكم ورحمته وبركاته، برادر گرامی محمد الحسني
    ، مدیر پایگاه علمی و جهانی خاندان هاشمی، برکت خداوند برشما باد. باشد به اراده پروردگار من و شما با قرآن مجید به سوی راه خداوند حمید و عزیزهدایت شویم. برادر گرامی، می‌بینم بیان امام ناصر محمد یمانی که در آن از علمای امت و مفتیان دعوت کرده بود برای گفتگو به پایگاه شما بیایند را حذف کرده‌اید؛ گرچه امام مهدی پایگاه‌های زیادی دارد و مشهورترین آن (مُنتديات البشرى الإسلامية پایگاه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني) است و از آن به عنوان میزی برای گفتگوی جهانی بین علمای امت و مفتیان کشورها استفاده می‌کند و از همه آنها دعوت کرده تا برای روشن شدن شأن امام ناصر محمد یمانی، با او به مناظره و بحث بنشینند تا مشخص گردد آیا او به راستی همان مهدی منتظری است که ادعا می‌کند یا از کسانی است که با مسّ شیاطین ادعای مهدویت کرده و نسبت ناروا به خداوند می‌دهد . بنابراین به همه مهمانان میز گفتگو اجازه می‌دهیم تا اگر بتوانند از آیات محکم قرآن بر علیه ما حجت بیاورند و چنانچه او-ناصر محمد یمانی-از کسانی باشد که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند، کارت امام مهدی ناصر محمد یمانی را در خانه‌اش (وب سایتش )بسوزانند و یا امام مهدی ناصر محمد یمانی برای علمای امت حجت درست و حق آورده و ثابت می‌کند از نظر علم و آگاهی به قرآن عظیم بر همه آنها برتری دارد و عالمی نیست که از قرآن با او بحث کند، مگر اینکه امام ناصر محمد یمانی با دانش و علم محکمی که برگرفته از قرآن عظیم است او را شکست دهد. از آنجا که برای هر ادعایی باید دلیلی آورد، پس اگر امام ناصر محمد یمانی از افراد جاهل نباشد و به حق سخن گوید و با قرآن عظیم مردم را به سوی راه خداوند عزیز و حمید هدایت کند؛ رؤیای او به اراده خداوند در عالم واقعی به حقیقت می‌پیوندد، همان گونه که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در خواب به او فتوا داده است که:
    [وإنك أنت المهدي المنتظر فلا يحاجك عالم من القرآن إلا غلبته]
    ای مردم، سزاوار نیست که براساس رؤیایی در خواب، امام ناصر محمد یمانی را تصدیق کنید، چرا که اگر فتوا بر اساس رؤیا داده شود، شیطان می‌تواند با استفاده از خواب‌های آشفته دین خداوند را تغییر دهد. اما چنانچه دیدید که رؤیا در عالم واقعیت به خواست خداوند به حقیقت پیوست و عالمی نیست که از قرآن با امام ناصر محمد یمانی مناظره و بحث کند و امام با علم و برهان قاطع قرآنی بر او غلبه ننماید، آنگاه بر شماست که از ذکر –قرآن- مصون از تحریف تبعیت کنید و نسبت به آنچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است، کافر باشید. خواه مطالب مخالف قرآن در تورات یا انجیل باشد و یا در سنت نبوی. امام مهدی با تورات و انجیل یا سنت نبوی حق مخالف نیست مگر آنکه بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد و فرق هم نمی‌کند کدامشان باشد. اگر می‌خواهید بدانید حدیثی حق و درست است یا خیر باید ببینید آیا با حدیث خداوند در آیات محکم کتابش مخالفتی دارد یا خیر؟ و جواب این سؤال را خداوند تعالی در آیات محکم کتابش می‌دهد که :{تِلْكَ آيَاتُ اللَّـهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بالحقّ ۖ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ وَيْلٌ لِّكُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿٧﴾ يَسْمَعُ آيَاتِ اللَّـهِ تُتْلَىٰ عَلَيْهِ ثُمَّ يُصِرُّ‌ مُسْتَكْبِرً‌ا كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا ۖ فَبَشِّرْ‌هُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [الجاثية].
    { اینها آیات خداوند است که ما آن را به حقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟! (۶) وای بر هر دروغ‌گوی گنهکار... (۷) که پیوسته آیات خدا را می‌شنود که بر او تلاوت می‌شود، امّا از روی تکبّر اصرار بر مخالفت دارد؛ گویی اصلاً آن را هیچ نشنیده است؛ چنین کسی را به عذابی دردناک بشارت ده! (۸) }
    ای بندگان خدا از پروردگار پروا کنید و از ذکر خداوند، قرآن مجید محفوظ از تحریف روبرنگردانید تا با آن شما رابه راه راست، راه خداوند عزیز و حکیم هدایت نماییم و از ظلمت خارج نموده و به نور واردکنیم، همان گونه که جد من با آن تبعیت پیروانش را از تاریکی به نور هدایت نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ}
    [إبراهيم:۱]
    { کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا به فرمان پروردگارشان مردم را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی در آوری، به سوی راه خداوند عزیز و حمید.}
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا ۗ أَفَمَن يُلْقَىٰ فِي النَّارِ‌ خَيْرٌ‌ أَم مَّن يَأْتِي آمِنًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ ۖ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ‌ ﴿٤٠﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا بِالذِّكْرِ‌ لَمَّا جَاءَهُمْ ۖ وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ ﴿٤١﴾ لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ ۖ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ ﴿٤٢﴾ مَّا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّ‌سُلِ مِن قَبْلِكَ ۚ إِنَّ رَ‌بَّكَ لَذُو مَغْفِرَ‌ةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ ﴿٤٣﴾ وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْ‌آنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ ۖ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَ‌بِيٌّ ۗ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاءٌ ۖ وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ‌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى ۚ أُولَـٰئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [فصلت].
    {کسانی که آیات ما را به انحراف می‌برند بر ما پوشیده نخواهند بود! آیا کسی که در آتش افکنده می‌شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می‌آید؟! هر کاری می‌خواهید بکنید، او به آنچه انجام می‌دهید بیناست! (۴۰) کسانی که به این ذکر [= قرآن‌] هنگامی که به سراغشان آمد کافر شدند (نیز بر ما مخفی نخواهد ماند)! و این کتابی است قطعاً شکست ناپذیر... (۴۱) که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمی‌آید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است! (۴۲) آنچه به ناروا درباره تو می‌گویند همان است که درباره پیامبران قبل از تو نیز گفته شده؛ پروردگار تو دارای مغفرت و (هم) دارای مجازات دردناکی است! (۴۳) هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‌دادیم حتماً می‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟! قرآن عجمی از پیغمبری عربی؟!» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است؛ ولی کسانی که ایمان نمی‌آورند، در گوش‌هایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند واز آنها پوشیده شده است، از راه دور صدا زده می‌شوند!» (۴۴)}
    علمای عزیز امت، من به شدت از کار شما متعجبم، چرا با آنکه به قرآن ایمان دارید خداوند آن را از شما پوشیده نگه داشته است؟(نسبت به آن کورند یا از آنها پوشیده داشته شده است= علیهم عمی). آیا برایتان بگویم چرا از شما پوشیده داشته شده است؟ علت این است که شما به جای تدبر در کتاب خداوند قرآن عظیم، به دانش خود تکیه کرده و مغرورید. ای علمای عزیز امت ! آیا نمی‌دانید اگر علمی که به آن پای‌بندید با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم مغایرت داشته باشد، از جانب خداوند و رسولش نیست؟ این فتوا از جانب ناصر محمد یمانی نیست، بلکه فتوای خداوند علیّ و عظیم است که قاعده کشف احادیثی که به دروغ به نبی نسبت داده شده‌اند را به شما می‌فرماید. احادیثی که توسط شیاطین انس جعل شده‌اند که با تظاهر به ایمان، باطن کافر خود را پنهان کرده و قصد دارند شما را بعد ازایمان آوردنتان از پیروی از آیات محکم نازل شده در قرآن عظیم بازدارند. احادیث سنت نبوی نیز از جانب خداوند رحمن فرستاده شده‌اند تا شرح و تفصیل بیشتری بر قرآن باشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِذَا قَرَ‌أْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْ‌آنَهُ ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    به خاطر آن که احادیث نیز از جانب خداوند رحمن آمده‌اند؛ خداوند راه تشخیص احادیث جعلی موجود در سنت نبوی را به شما آموخته است. اگر حدیثی از جانب خداوند نباشد با آیات محکم قرآن تفاوت و تناقض آشکار خواهد داشت. بسیاری از احادیث دروغی که به نبیّ نسبت داده شده‌اند توسط شیطان و از زبان اولیای او که تظاهر به ایمان کرده اما در واقع کافر بودند نقل شده‌اند. به همین علت هم هست که خداوند آیات محکم قرآن را که از تحریف مصون است به عنوان مرجع حل اختلاف نظردرباره احادیث اعلام کرده است . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مىگويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمی‌انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)}
    یعنی اگر حدیث از جانب غیر خدا باشد، با قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت چون حق و باطل یکدیگر را نقض کرده و نمی‌توانند در یک جا جمع شوند. حدیث جعلی از جانب غیر خدا بیان شده است یعنی توسط شیطان و از زبان اولیایش بیان شده و به یارانشان القا می‌شود تا با احادیث جعلی موجود در سنت با شما بحث کنند، ولو اینکه این احادیث با آیات محکم قرآن مخالف باشند. اگر دنبال این احادیث بروید در حقیقت از شیطان پیروی کرده‌اید. این احادیث جعلی به جای آن که قرآن را بیشتر توضیح داده و روشن کنند، برخلاف آیات محکم و روشن قرآنند، آیات محکمی که برای عالم و جاهل روشن و واضحند. اگر از احادیث شیطان پیروی کنید، به خدای رحمن شرک آورده و به قرآن کافر شده‌اید و آیا جز خداوند رحمن ولی و یاوری خواهید داشت؟ ای علمای امت که از تبعیت از کتاب خداوند و سنت حقّ رسولش که برای بیان و شرح بیشتر قرآن بیان شده است روبرمی‌گردانید، بین قرآن و احادیث حق سنت نبوی تفاوتی وجود ندارد ( نورعلی نور). این دو هیچ تفاوتی با یک‌دیگر ندارند، بلکه احادیث برای تأیید این فتوای حق خداوند آمده‌اند که قرآن مرجع حل اختلافات در باره احادیث است.
    محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:

    [تكثر لكم الأحاديث بعدي فإذا روي لكم عني حديثا فاعرضوه على كتاب الله فما وافق فاقبلوه وما خالف فردوه]
    [ بعد از من احادیث زیادی از جانب من روایت خواهد شد، آنها را با کتاب خداوند مقایسه کنید؛ اگر منطبق بود از من است .آن را بپذیرید و اگر مخالف آن بود ردش کنید]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [اعرضوا حديثي على كتاب الله، فإن وافقَه فهو مني وأنا قلتُه]
    [ حدیث من را با کتاب خداوند مقایسه کنید، اگر منطبق بود از من است و من ان را گفته ام]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [إنها تكون بعدي رواة يروون عني الحديث، فاعرضوا حديثهم على القرآن، فما وافق القرآن فخذوا به، وما لم يوافق القرآن فلا تأخذوا به]
    [ بعد از من راویان، احادیثی را از جانب من نقل می کنند .احادیثشان را با قرآن مقایسه کنیداگر موافق قرآن بودند پذیرفته و اگر مخالف بودند به آنها عمل نکنید]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [أيما حديث بلغكم عني تعرفونه بكتاب الله فاقبلوه وأيما حديث بلغكم عني لا تجدون في القرآن موضعه ولا تعرفون موضعه فلا تقبلوه]

    [ اگر حدیثی که برایتان بیان شد را در کتاب خداوند یافتید، بپذیردو اگر درباره حدیث در قرآن چیزی نیافتید ونمی دانید درباره کدام قسمت از قرآن بیان شده است؛ رهایش کنید}

    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [اعرضوا الحديث إذا سمعتموه على القرآن فما كان من القرآن فهو عني وأنا قلته، ومالم يكن على القرآن فليس عني ولم أقله، وأنا بريءٌ منه]
    [هر حدیثی را که شنیدید با قرآن بسنجید، اگر با قرآن یکی بود از من است و من آنرا گفته ام، اما اگر بر اساس قرآن نبود، از جانب من نیست و من از آن بری هستم]

    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [سيكذب عليَّ كما كذب على الأنبياء من قبلي، فما أتاكم عني فاعرضوه على كتاب الله، فما وافق كتاب اللّه فهو مني وأنا قلته، وما خالف كتاب اللّه فليس مني ولم أقله]
    [به من نیز مانند رسولان پیش از من نسبت دروغ خواهند داد، هرچرا که از جانب من به شما گفتند با کتاب خداوند بسنجید. آنچه که با کتاب خداوند همخوانی دارد از من است و من آن را گفته ام؛ و هرچه که خلاف کتاب خدا باشد از من نیست و من نگفته ام]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:

    [إنّ على كلّ حقًّ حقيقةً وعلى كلّ صوابٍ نوراً، فما وافق كتاب الله فخذوه ، وما خالف كتاب الله فدعوه.]
    [همانا بر هر حقی حقبقتی است و بر هر صوابی نوری است آن چه را که موافق کتاب خداوند باشد بگیرید و آنچه را که مخالف کتاب خدا باشد رهایش کنید]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ، وَمَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ كِتَابَ اللَّهِ فَلَمْ أَقُلْهُ.]

    [ ای مردم هرچه که از جانب من برایتان گفته شد،اگر با قرآن منطبق بود،من آن را گفته ام و اگر مخالف کتاب خداوند بود من نگفته ام]

    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [إنها ستكون فتنة فقيل: فما المخرج منها ؟ قال: كتاب اللّه فيه حديث ما قبلكم، ونبأ ما بعدكم، وفصل ما بينكم من يتركه من جبار يقصمه اللّه، ومن يبتغ الهدى من غيره يضله اللّه، وهو حبل اللّه المتين، والذكر الحكيم، والصراط المستقيم]
    [ فتنه ای در انتظار شماست. پرسدند: راه خروج از آن چیست؟فرمود: کتاب خداوند که در آن از گذشته ، حال و آینده شما خبر آمده است. هر قدرتمندی که از آن جداشود، خداوند او را درهم می شکند، هرکه راه دیگری جز آن را برای هدایت برگزیند؛ خداوند او را گمراه خواهد کرد، (همانا که قرآن) ریسمان محکم الهی و ذکر حکیم و راه مستقیم است]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گفته است:
    [إذا حدثتم عني حديثاً فوافق الحق فأنا قلته]
    [اگر حدیثی از جانب من نقل شد و با حق مطابق بود ؛ من آن را گفته ام]
    صدق عليه الصلاة والسلام
    منظور ایشان ازمنطبق بودن با حق، منطبق بودن با قرآن عظیم است . خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَبِالْحَقِّ أَنزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ ۗ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿١٠٥} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { و ما قرآن را به حق نازل کردیم؛ و به حق نازل شد؛ و تو را، جز بعنوان بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده، نفرستادیم}
    به همین دلیل است که می‌بینید امام مهدی، علمای مسلمین و پیروانشان را به پذیرش حکم آیات کتاب خداوند دعوت می‌کند، آیاتی که برای عالم و جاهلتان روشن و واضح است. سؤالی که مهدی منتظر ازعلمای مسلمین دارد این است که اگر به آیه‌های محکم قرآن عظیم مؤمن هستید، چرا به دعوت کسی که شما را به سوی پذیرش احکام روشن کتاب دعوت می‌کند؛ پاسخ نمی‌دهید. چرا هنوز از روش برخی از اهل کتاب پیروی نموده و از پذیرش احکام کتاب خداوند قرآن عظیم روبرمی‌گردانید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    چرا که حکم خداوند درباره اختلافات دینی‌تان در آن- کتاب - آمده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءكَ مِنَ الْحَقِّ}صدق الله العظيم [المائدة:۴۸]
    { و این کتاب [= قرآن‌] را به حق بر تو نازل کردیم، در حالی که کتب پیشین را تصدیق می‌کند، و غالب بر آنهاست؛ پس بر طبق احکامی که خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن! از هوی و هوسهای آنان پیروی نکن}
    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦} صدق الله العظيم [النمل].
    { این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند}

    ولی آنها از داوری حکم کتاب خداوند روبرمی‌گردانند و خداوند تعالی می‌فرماید:{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم،[آل عمران]
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا مانند آنها از داوری کتاب خداوند روبرمی‌گردانید؟ چرا همان راهی را می‌روید که آنها رفته‌اند و از آیات کتابی که برای عالم و جاهل روشن است روبرمی‌گردانید؟ آیا راضی هستید که مانند فاسقینی باشید که به آیاتی از کتاب که برای عالم و جاهل روشن است پشت می‌کنند؟ فرموده خداوند تعالی را به یاد بیاورید که:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة]
    {ما آیات روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    چرا که این آیه‌ها از آیات اساسی و ام الکتاب هستند که پایه‌های آن را تشکیل می‌دهند و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ}
    صدق الله العظيم [آل عمران:۷]

    { او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» [= صریح و روشن‌] است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛}
    [أَلا وَإِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَحَدُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ مَنْ اتَّبَعَهُ كَانَ عَلَى الْهُدَى وَمَنْ تَرَكَهُ كَانَ عَلَى ضَلالَةٍ]
    [ بدانید من دو چیز بسیار وزین را برایتان جا می‌گذارم، یکی از آنها کتاب خداوند عزو جل و ریسمان الهی است هرکه از آن پیروی کند هدایت شده و هر که آن را واگذارد به گمراهی می‌افتد ]
    رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است:
    [إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ حَبْلُ اللَّهِ وَالنُّورُ الْمُبِينُ]
    [به درستی که این قرآن ریسمان الهی و نوری آشکار است]
    .
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤} صدق الله العظیم [النساء]
    {ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد. (۱۵) خداوند آن کسانی را که از رضوان او پیروی کنند، به راه‌های سلامت، هدایت می‌کند؛ و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید. (۱۶)}
    ای علمای اسلام این خبر بزرگی است که از آن رو برمی‌گردانید، به دعوت گفتگو و مناظره در میز جهانی پایگاه (منتديات البشرى الإسلامية پایگاه الإمام المهدي ناصر محمد اليماني) که جواب نمی‌دهید، میزبان امام مهدی در پایگاه‌های رسمی علمای امت هم نمی‌خواهید باشید، پس ای مردم چگونه باید شما را هدایت کرد؟ آیا می‌خواهید ناصر محمد یمانی از امیال شما پیروی کرده و به علمی که نزد شماست پای‌بند شود، تا از او تبعیت کنید؟ پاسخ امام ناصر محمد یمانی به شما این است که: من به علمی که در نزد شماست؛ مادامی که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم نباشد پای‌بندم، اما چگونه می‌توانم از مطالبی که خلاف محکمات کتاب خداوند است پیروی کنم؟ به خداوند قسم که اگر امام مهدی از امیال شما پیروی کند کسی در برابر خدا به کار او نخواهد آمد. به خداوند یکتا سوگند که اگر گفتگو با شما هزاران میلیون سال هم طول بکشد، امام مهدی برای آنکه شما راضی شوید از مطالبی که مخالف محکمات کتاب خداوند است پیروی نخواهد کرد؛ بلکه رضوان خداوند را برگزیده و به حدیثی از خداوند که محفوظ از تحریف است یعنی قرآن عظیم پای بند خواهد بود.
    من مهدی منتظرم و به تمام علمای مسلمین، مسیحی و یهودی اعلام می‌کنم که نسبت به هر علمی که در نزد شماست و برخلاف آیات محکم کتاب خداوند است به کلی کافرم، تفاوتی ندارد که در تورات و انجیل باشد یا در سنت نبوی، شما بر این امر شاهد باشید. شایسته امام مهدی که به حق از جانب خداوند به سویتان آمده نیست تا از امیال شما علمای مسلمین و مسیحی و یهودی پیروی کند؛ همان کسانی که از داوری ذکر محفوظ از تحریف ؛ کتاب خداوند قرآن عظیم روبرگردانند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان، (با علم و آگاهی،) روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند؟}
    لذا شیخ محترم؛ چرا دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی از تمام علمای امت و مفتیان را برای "گفتگو با امام ناصر محمد یمانی و پذیرش داوری کتاب خداوند "از پایگاه جهانی علمی خاندان هاشمی را حذف کردید، ما از قبل حکمی که امام ناصر محمد یمانی برای خود و انصارش مقرر کرده است را برایتان گفته بودیم: اگر کسی از علمای امت توانست ولو در یک مسئله از آیات محکم قرآن بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کند، بر امام ناصر محمد یمانی است که به درگاه خداوند از عقیده خود مبنی بر امام مهدی و خلیفه خداوند بودن توبه کند و انصارش موظفند اگر دیدند یکی از علمای امت با بیان و تأویلی بهتر؛ هدایت‌گرتر و درست‌تر از ناصر محمد یمانی بر او غلبه کند؛ دیگر از او پیروی نکنند ...اما هیهات؛هیهات.. به پروردگار زمین و آسمان‌ها قسم که اگر همه علمای جن و انس هم به یک‌دیگر یاری و کمک کنند قادر نخواهند بود از آیات محکم کتاب خداوند ذکر چیزی بیاورند که بر مهدی منتظر ناصر محمد یمانی غلبه کنند.
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا ناصر محمد یمانی به این امر اطمینان کامل و نامحدود دارد که هیچ یک از علمای مصمم جهان از هر فرقه و مذهبی که باشند نمی‌توانند بر او غلبه کنند؟ پاسخ امام مهدی ناصر محمد یمانی به شما این است که: از آن جا که من ادعا می‌کنم مهدی منتظر و خلیفه خداوند بر شما هستم و پروردگار مرا امام شما قرار داده است، و هر ادعایی دلیلی برای اثبات می‌خواهد، پس به دعوت من برای داوری بر اساس آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم -اگر به آن ایمان دارید-پاسخ دهید. به خداوند بزرگ، پرورگار آسمان‌ها و زمین و آنچه که مابین آنهاست و به خداوند عرش عظیم قسم، امام ناصر محمد یمانی شما را وادار می‌کند که یکی از این دو راه را انتخاب کنید: یا از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حقی که برای تشریح و بیان بیشتر آن آمده است پیروی کنید و یا از آن روبرگردانده و به دنبال احادیث شیطانی که برخلاف حدیث خداوند در آیات محکم قرآن و حدیث نبی او در سنت است بروید و سپس خداوند بین من و شما علمایی که از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق نبی او
    صلى الله عليه وآله وسلم روبرگردانده‌اید حکم می کند. هر کس از انس و جن که به خاطرغرورش به گناه کشیده شود یار شیطان است نه یار خداوند رحمن... و خداوند یاری‌رسان است. شایسته مهدی منتظری که به حق از جانب خداوندتان آمده نیست که از امیال شما پیروی کند. بلکه خداوند او را داور قرار داده است تا در اختلافاتتان بین شما به حق داوری کند و شما را به همان راه نخستین بازگرداند که محمد رسول الله و یاران یک دل او بر آن بودند، یعنی راه کتاب خداوند و سنت حقی که برای بیان قرآن آمده است. اما شما به سنت شیطان چسبیده و با وجود این فکر می‌کنید هدایت شده‌اید؟ چگونه است که به اعتماد به راویان موثق حدیث بسنده کرده‌اید و بر حسب فرمان خداوند و رسولش، احادیث نبوی را با آیات محکم کتاب نمی‌سنجید؛ ای کسانی که از پذیرش داوری کتاب خداوند روگردانید، چه کسی شما را از عذاب خداوند حفظ خواهد کرد؟ ای خردمندان از خدا پروا کنید، به خداوند قسم که ما هنوز به محمد الحسن؛ مدیر پایگاه خاندن هاشمی حسن ظن داریم، شاید او نمی‌خواهد دعوت از علمای امت و مفتیان را برعهده بگیرد، لذا عزیز من تو را در تنگنا قرار نمی‌دهیم، تمام انصار از مفتیان و خطبای منابردعوت کنند تا برای گفتگو با امام ناصر محمد یمانی در پایگاه علمی خاندان هاشمی حضور یابند و تنها چیزی که از شما- محمد الحسن- گرامی می‌خواهیم این است که بپذیرید علمای امت با امام ناصر محمد یمانی گفتگو کنند. این برای دفاع از حدود دین است تا مسلمانان را از فتنه امام ناصر محمد یمانی – اگر که در گمراهی آشکاری باشد – حفظ کنید. بر شما واجب است که با تمام توان علمی خود از حدود دینتان در برابر امام ناصر محمد یمانی دفاع کنید تا بر او غلبه نمایید تا اگر انصار او دیدند که علمای امت در پایگاه هاشمی براساس آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم بر او غلبه کردند؛ از او روبرگردانده و تنهایش گذارند؛هیهات، هیهات...به خداوند زمین و آسمان‌ها قسم با حق (قرآن عظیم)دهان همه را خواهم بست تا برایشان روشن شود که در حالی که فکر می‌کنند حق با آنهاست، از راه راست خداوند منحرف شده‌اند. کار شیعه و سنی مثل یهود و نصاری شده است که هریک فکر می‌کردند برحق هستند اما نه یهود چیزی در دست داشت و نه نصاری، وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۳]
    {یهود بر این دعویند که نصاری را (از حق) چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را (از حق )چیزی در دست نیست، }
    یهود درست می‌گوید که: {لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ} و نصاری هم درست می‌گوید که: {لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ} تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَى شَيْءٍ حَتَّى تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ}

    صدق الله العظيم [المائدة:۶۸]
    { ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید.}
    شیعیان حق دارند که می گویند "اهل سنت از حق چیزی در دستشان نیست و نصیبی ندارند" و اهل سنت نیز درست می گویند که" شیعیان از حق چیزی در دستشان نیست و نصیبی ندارند".
    و من می‌گویم ای شیعیان و ای اهل سنت –بدانید- تا زمانی که به کتاب خداوند قرآن عظیم عمل نکنید و به حکم آن گردن ننهید و نسبت به مطالبی که خلاف آن است کافر نشوید، هیچ یک نصیبی از حق ندارید.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمد ُلله رب العالمين..

    الحكم بالحق الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  6. مصدر المشاركة
    سلسله گفتارهای امام در پایگاه أشراف أونلاین
    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - محرم - 1432 هـ
    19 - 12 - 2010 مـ
    ۲۸-آذر-۱۳۸۹ه.ش.
    07:46 مساءً
    ــــــــــــــــــ


    از امام ناصر محمد يماني به برادر گرامی شريف محمد بن على الحسني مدير پایگاه علمی و جهانی خاندان هاشمي

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار والسابقين الأنصار من قبل التمكين والفتح المبين في الأولين وفي الآخرين وعلى جميع المُسلمين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين..
    از امام ناصر محمد يماني به برادر گرامی شريف محمد بن على الحسني مدير پایگاه علمی و جهانی خاندان هاشمی وگروه اداری گرامی آن، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد لله الصالحين، وبعد..
    عزیزان من؛ امام ناصر محمد یمانی میهمان محترم پایگاه شما شده تا از تمام مفتیان کشورها و خطبای منابر که علمای مسلمین هستند دعوت کند تا به گفتگو با امام ناصر محمد یمانی بپردازند؛ به این شرط که هر عالمی از علمای مسلمین، نام حق و اصلی خود را گذاشته و هویت وی تأیید شود. بعد از این کار گفتگو بین آنان و امام ناصر محمد یمانی انجام خواهد شد؛ تا برای علمای امت و تمامی مسلمانان روشن گردد که آیا امام ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است یا چیزی بیش از یک دورغ‌گوی گستاخ نیست که می‌خواهد مسلمانان را از دین و اعتقادات‌شان گمراه کند؛ چون ممکن است امام ناصر محمد یمانی به حق همان مهدی منتظر باشد و این امکان نیز وجود دارد که او از کسانی باشد که شیاطین هر از چند گاهی آنان را مجنون کرده و به عنوان مهدی جدید در برابرتان ظاهر می‌شوند واگر امام ناصر محمد یمانی مجنون باشد؛ پس به زودی
    جنون او برایشان روشن خواهد گشت؛ و اگر گمراه و گمراه کننده است، به زودي گمراهی او برایتان روشن خواهد شد و بر تمام علمای امت واجب است که از حدود دین دفاع نمایند تا ناصر محمد یمانی مسلمانان را گمراه نکند. چون ناصر محمد یمانی عقاید و احکامی را که با آیات محکم کتاب مغایر باشند درهم کوبیده و بر باد خواهد داد تا حق از باطل جدا شود خواه این افتراهای باطل در سنت نبوی باشند یا در تورات و یا انجیل. اگر دعوت او حق بوده و راه راست را نشان دهد؛ حتماً شاهد خواهید بود که با حجت‌های باطل‌کننده بر علمای امت غلبه و برتری خواهد یافت و برایتان حکم خداوند را از آیات محکم کتاب که برای عالم و جاهلتان روشن و بینه باشد، استنباط خواهد کرد تا برای علمای امت روشن گردد که ناصر محمد یمانی به حق همان مهدی منتظر است که خداوند خبر و پرچم امرش را در نامش نهاده است: "ناصر محمد"
    من فقط ابوحمزه مصری را به گفتگو دعوت نمی‌کنم؛ بلکه از تمام مفتیان کشورها و خطبای منابر می‌خواهم برای گفتگو حاضر شوند تا شما را بر سر دو انتخاب قرار دهم؛ یا از کتاب خداوند پیروی کرده و درموارد اختلاف به حکم حق آن گردن نهید و یا از کتاب خداوند روبرگردانید که در این صورت خداوند به حق بین من و شما حکم خواهد کرد و او أسرع الحاسبین است.

    از آنجایی‌ که من می‌دانم امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی‌ام و درمورد مهدی منتظر بودن خود بدون فتوا از جانب پروردگار،به خداوند نسبت دروغ نداده‌ام؛ پس اجازه دهید نتیجه گفتگو را اعلان کنم. شما خواهید دید که امام ناصر محمد یمانی به حق با علم و برهان قوی و کوبنده از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم غالب و برتر است؛ و اگر چنین نکردم و مرا با برهان‌های قوی علمی مهیمن و غالب نیافتید، مهدی منتظر نیستم و از عقیده خود مبنی بر اینکه مهدی منتظرم بازخواهم گشت و همین طور تمام انصار از پیروی از ناصر محمد یمانی دست برخواهند داشت و علمای امت، در صورت گمراه بودن امام ناصر محمد یمانی مردم را از گمراه شدن توسط او نجات خواهند داد و میز گفتگوی جهانی در پایگاه هاشمی درباره برهان‌های قوی علمی که به اذن خداوند علیم و حکیم دراینجا خواهیم آورد؛ برهان‌هایی که برای عالم و جاهل روشن باشد، حکم خواهد کرد. در ضمن از صاحبان پایگاه خواهش می‌کنیم عکس اول مرا که در پایگاه موجود است در بالای بیانم بگذارند تا نام وعکس‌ام و نام پدرم، نام مستعار نباشد؛ بلکه اسم حقی است که از زمانی که کودکی در مهد بودم بر من نهاده شده بود "ناصر محمد" باشد و درمورد علمای گرامی امت که میهمان ما می‌شوند نیز شایسته نیست که با اسم مستعار بیایند؛ بلکه باید از اسم حقیقی خود استفاده کرده و از کسی نترسند و در راه خدا از ملامت احدی باک نداشته باشند. کسی که بر حق باشد در راه خدا از ملامت احدی نمی‌هراسد. أبو حمزه نیز در زمره کسانی است که برای گفتگو با امام ناصر محمد یمانی در پایگاه علمی هاشمی حضور می‌یابد. ما شروع گفتگو را چند روزي به تاخير مي اندازيم، تا مدیرمحترم پایگاه علمی هاشمی فرصت داشته باشد نامه ما را برای تمام مفتیان کشورها و خطبای منابر که در میان مسلمانان از علمای مشهور باشند بفرستد تا بیانید و از حدود دین خداوند دفاع کرده و درباره حق بحث نمایند تا برای مسلمانان روشن شود که شأن امام ناصر محمد یمانی چیست و آیا او به حق مهدی منتظر است یا از گمراهان گمراه‌کننده؟ و باز گشت امور به سوی خداوند است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    اخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.





  7. مصدر المشاركة
    سلسله گفتارهای امام در پایگاه أشراف أونلاین
    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    16 - محرم - 1432 هـ
    23 - 12 - 2010 مـ
    ۲-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    01:25 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ


    یکی دیگر از پاسخ‌های امام مهدی در پایگاه علمی خاندان هاشمی...

    بسْم الْلَّه الْرَّحْمَن الْرَّحِيْم، وَالْصَّلَاة وَالْسَّلَام عَلَى جَدِّي مُحَمَّد رَسُوْل الْلَّه صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه الْأَطْهَار وَجَمِيِع الْمُسْلِمِيْن وَأُسَلِّم تَسْلِيْماً..

    برادر گرامی با شناسه‌ی ( من یخاف وعید) از حضور گرامی شما درخواست می‌کنم بیاناتی را که نقل نموده‌اید بازبینی کرده و کلماتی که به یکدیگر چسبیده‌اند راا ز هم جدا کنید تا کسانی که طالب حق هستند، مفهوم آنها را درست درک کنند؛ لازم نیست نسخه‌ای ازبیانات من در این پایگاه گذاشته شوند مبادا باعث تشتت فکر جویندگان حق شود. تا زمانی که امام ناصرمحمد یمانی میهمان این پایگاه است از علمای امت و مفتیان دعوت می‌کند که باهم به گفتگو بپردازند تا برای مسلمانان روشن شود آیا سخنان امام ناصر محمد یمانی به حق بوده و مردم را به راه راست–صراط مستقیم- دعوت می‌کند؟
    امام ناصر محمد یمانی ، به کسی که می‌گوید چرا ناصر محمد یمانی با علمایی چون عایض القرنی و دیگر علمای مسلمین گفتگو نمی‌کند پاسخ می‌دهد: حضور ما در این پایگاه جز برای دعوت علمای مسلمین از مذاهب و فرقه‌های مختلف به گفتگو نیست، با وجود اینکه در پایگاه
    مُنْتَدَيَات الْبُشْرَى الْإِسْلَامِيَّة پایگاه الْإِمَام نَاصِر مُحَمَّد الْيَمَانِي، هم میزی برای گفتگوی جهانی ایجاد کرده‌ایم و بسیاری از علما -ولو با نام مستعار-با من بحث کرده‌اند ، و من برای آنان که به بحث آمده‌اند از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم دلیل و حجت حق آورده‌ام؛ هم چنان که با بسیاری از جاهلان و حق جویان نیز بحث کرده و برای آنها نیز حجت حق آورده‌ام و برای کسانی که درباره آیات قرآن عظیم سؤالاتی داشتند نیز بیاناتی آورده‌ایم و منتظر تشریف فرمایی علمای مشهور برای گفتگو و مباحثه با امام ناصر محمد یمانی، به پایگاه بودیم، به میز گفتگوی جهانی که حضور همه علمای امت در آن آزاد است و ما شش سال است که منتظریم اما کسی از علمای مشهور امت جلو نیامد. دلیل آنها را می‌دانیم که می‌گویند چگونه با ناصر محمد یمانی در پایگاه خود او گفتگو کنیم، شاید از حضور ما سوء استفاده کرده و چیزهایی را که نگفته‌ایم به ما نسبت دهد و یا دلایل و حجت‌هایی را که در پاسخ به او بیان کرده‌ایم حذف نماید. امام ناصر محمد یمانی به آنها پاسخ می‌دهد که پناه بر خدا که از جاهلان باشم. چگونه ممکن است ادعا کنم امام مهدی یاری گر (ناصر) حق هستم و حقوق دیگران را محفوظ نگه ندارم؟ در برابر نسبت‌های شما از خداوند استمداد می‌طلبیم... شک شما به امام ناصر محمد یمانی ناحق است، خدا از شما بگذرد و اگر متقی هستید از شک و گمان زیاد که دلیلی برای آن وجود ندارد، اجتناب نمایید. آنها به همین بهانه در پایگاه امام ناصر محمد یمانی حاضر نشده‌اند و لذا ناصر محمد یمانی مجبور شده است که در پایگاه‌هایی حضور پیدا کند که نسبت به دعوت امام ناصر محمد یمانی به سوی پیروی از قرآن عظیم و سنت حق رسولش(که مخالف آیات محکم قرآن عظیم نیست) بی‌طرف بوده و نه جزو انصار او هستند و نه از مخالفینش و از علمای امت دعوت نماید که در این پایگاه‌ها به گفتگو با او بپردازند. آنها هنوز منتظرند تا صحت سخنان امام ناصر محمد یمانی را بیازمایند و منتظرند تا علمای امت دربرابر او حجت و دلیل بیاورند و این باعث شرف و سربلندی آنها خواهد بود که خداوند آنها را وسیله‌ای قرار داده است تا اگر امام ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار باشد، مسلمانان را از او حفظ نمایند. چرا که اگر علما بتوانند دلایل و برهان‌های قاطعی ازآیات محکم قرآن در برابر امام ناصر محمد یمانی بیاورند، انصار امام در نقاط مختلف جهان از دور او پراکنده می‌شوند و این برای پایگاه خاندان هاشمی افتخاری خواهد بود که بتوانند مسلمانان را از منحرف شدن از راه راست به دست امام ناصر محمد یمانی حفظ نمایند. از طرف دیگر برای اعضای این پایگاه فخر بزرگی خواهد بود که خداوند آنها را وسیله‌ای قرار داده است تا حقیقت دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی برای علمای مسلمین و پیروانشان روشن گردد، چرا که با بی‌طرفی میزبان امام ناصر محمد یمانی شده‌اند تا در پایگاهشان با علمای امت به بحث بپردازد و آنها به حق شاهد این مباحثات باشند. آنها هنوز منتظرند شخصیت‌های علمی امت برای بحث با امام ناصر محمد یمانی، میهمان پایگاهشان شوند تا جایگاه امام ناصر محمد یمانی برای آنها و علمای امت روشن شود که آیا او گمراهی است که مردم را از راه راست منحرف می‌سازد یا رهنمای حق و هدایت است و دعوت او به سوی قرآن مجید و راه خداوند عزیز و حمید است و مردم را از تاریکی‌ها خارج و به سوی نور می‌برد؟ ولی ازعزیزان خود؛ مدیران محترم پایگاه خاندان هاشمی سؤال می‌کنم اگر ناصر محمد یمانی در خانه یکی از شما میهمان باشد؛ آیا اجازه می‌دهید فرد جاهلی بیابد و به میهمان شما بی‌ادبی کرده و با فحاشی و سخنان زشت و ناحق؛او را بیازارد؟ شایسته نیست اجازه بدهید، نادانان و جاهلان؛ به افترا و زخم زدن خود ادامه داده و با نوشته‌های خود به امام ناصر محمد یمانی نسبت ناروا داده و مطالبی را که بیان نکرده به او نسبت دهند و او را مورد استهزاء قرار داده و مجنون و هذیان‌گو بخوانند. امام ناصر محمد یمانی جوابی را به نادانان می‌دهد که خداوند ما را به گفتن آن فرمان داده است:

    {لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿٥٥﴾} [القصص]
    {اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما؛ ما خواهان جاهلان نیستیم!}

    ما برای گفتگو با علمای مسلمین آمده‌ایم؛ بدگویی و بدنام کردن و افترا بی‌ارزش بوده و دربین مؤمنان جایی ندارد. نصیحت من به شما این است که بگذارید علمای مسلمین با امام ناصر محمد یمانی گفتگو کنند تا اگر در گمراهی است و حق با آنهاست، شرّ او از سرتان کوتاه شده و زبانش با دلایل و حجت‌های حق و علمی آنها بسته شود و اگر حق با او باشد، با دلایل و برهان‌های محکمی که از قرآن عظیم می‌آورد، بر علمای امت چیره شود و شایسته این است که از حقیقت پیروی شود. ای نادانان از خدا بترسید و بدون داشتن برهان از جانب خداوند رحمان در آیات قرآن به ناحق مجادله نکنید که خشم شدید خداوند و مؤمنان را به همراه خواهد داشت. کلام خداوند تعالی را بیاد داشته باشید که می‌فرماید:
    {الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ ۖ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [غافر].
    {آنان که در آیات خدا بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی‌خیزند؛ خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‌اند به بار می‌آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می‌نهد!»}
    ای مسلمانان عقل و منطق نمی‌پذیرد، قبل از اینکه هیئت علمای بزرگ مکه مکرمه مهدی منتظر را تصدیق کنند، او برای بیعت در کنار بیت عتیق حاضر شود. مهدی منتظر برای بیعت با علمای مسلمین در کنار بیت العتیق حاضر نخواهد شد مگر آنکه قبل ازآن علمای مسلمین او را تأیید کرده و اولیای مسجد الحرام –از حاکمان گرفته تا مفتیان- اجازه دهند در کنار بیت عتیق حاضر شود. آیا می‌دانید علت گمراهی جهیمان*(نام فردی است که به دروغ ادعای مهدویت کرده و وارد مسجد الحرام شده بود) پیروی از روایات دروغ است ، روایاتی که به دروغ می‌گویند مهدی منتظر قبل از تصدیق و تأیید ش برای بیعت (در مسجد الحرام) حاضر شده و به همین دلیل نیز لشکری به مقابله با او برمی‌خیزد که درراه رسیدن به مسجد الحرام به اراده خداوند در صحرا به زمین فرو می‌رود؟ چگونه ممکن است خداوند مردم را بدون آوردن حجت از جانب جهیمان عذاب نماید، بلکه بی‌مقدمه و بدون تصدیق شدن، در کنار بیت عتیق برای گرفتن بیعت حاضر شود؟
    اجازه از جانب اولیای مسجد الحرام لازم است چرا که کارِ نیک، این نیست که از پشتِ خانه‌ها وارد شوید؛ بلکه نیکی این است که پرهیزگار باشید! و از درِ خانه‌ها وارد شوید [ اشاره به بخشی از آیه کریمه سوره البقرة:
    وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَن تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِن ظُهُورِهَا وَلَـٰكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ ۗ وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (۱۸۹)] به همین علت مهدی منتظری که به حق از جانب خداوند آمده است تنها بعد از گفتگو و تأیید شدنش، برای بیعت درکنار بیت عتیق حاضر خواهد شد. بعد از این تصدیق است که مهدی منتظر جهت بیعت حاضر خواهد شد. آیا عقل خود را بکار نمی‌گیرید؟ در این صورت به ما خوش آمد گفته خواهد شد و باعث ریخته شدن قطره‌ای از خون مسلمانان در بیت الله الاعظم نخواهیم شد. جهیمان فرجام اشتباهاتش را دید و با تأسف علت گمراه شده او علمایی از امت بودند که از روایات جعلی در سنت نبوی پیروی می‌کنند، برای مثال این روایت جعلی درباره رسول و همسران مکرم ایشان :

    [عَن عَائِشَة وَحَفْصَة وَأُم سَلَمَة فَفِى صَحِيْح مُسْلِم عَن أُم سَلَمَة قَالَت قَال رَسُوْل الْلَّه: (يَعُوّذ عَائِذ بِالْبَيْت فَيُبْعَث إِلَيْه بَعْث فَإِذ كَانُوْا بِبَيْدَاء مِن الْأَرْض خُسِف بِهِم فَقُلْت يَا رَسُوْل الْلَّه فَكَيْف بِمَن كَان كَارِها قَال يُخْسَف بِه مَعَهُم وَلَكِنَّه يُبْعَث يَوْم الْقِيَامَة عَلَى نِيَّتِه.
    وَفِى الْصَّحِيْحَيْن عَن عَائِشَة قَالَت: (عَبَث رَسُوْل الْلَّه فِى مَنَامِه فَقُلْنَا يَا رَسُوْل الْلَّه صَنَعْت شَيْئا فِى مَنَامِك لَم تَكُن تَفْعَلُه فَقَال الْعَجَب أَن نَاسا مِن أُمَّتِى يَؤُمُّون هَذَا الْبَيْت بِرَجُل مِن قُرَيْش وَقَد لَجَأ إِلَى الْبَيْت حَتَّى إِذَا كَانُوْا بِالْبَيْدَاء خَسَفَت بِهِم فَقُلْنَا يَا رَسُوْل الْلَّه أَن الْطَّرِيْق قَد يَجْمَع الْنَّاس قَال نَعَم فِيْهِم الْمُسْتَنْصِر وَالْمَجْنُوْن وَإِبْن الْسَّبِيل فَيَهْلِكُون مَهْلَكا وَاحِدا وَيَصْدُرُوْن مَصَادِر شَتَّى يَبْعَثُهُم الْلَّه عَز وَجَل عَلَى نِيَّاتِهِم.
    وَفِى لَفْظ لِلْبُخَارِى عَن عَائِشَة قَالَت قَال رَسُوْل الْلَّه: ( يَغْزُو جَيْش الْكَعْبَة فَإِذَا كَانُوْا بِبَيْدَاء مِن الْأَرْض يُخْسَف بِأَوَّلِهِم وَآَخِرِهِم قَالَت قُلْت يَا رَسُوْل كَيْف يُخْسَف بِأَوَّلِهِم وَآَخِرِهِم وَفِيْهِم أَسْوَاقُهُم وَمَن لَيْس مِنْهُم قَال يُخْسَف بِأَوَّلِهِم وَآَخِرِهِم ثُم يُبْعَثُوْن عَلَى نَياتِهِم) ]. أنْتَهِى

    خلاصه ترجمه: از قول همسران حضرت رسول نقل شده است که ایشان یک شب از خواب می پرند و وقتی عایشه علت را از ایشان سؤال می کند می فرمایند عجب از مردمی از امتم که قصد مردی از قریش را می کنند که به خانه خدا پناه برده است ودر بیابان به زمین فرو می روند عایشه می گوید یا رسول الله این محل مسیر عبور بسیاری از مردم است و ایشان پاسخ می فرمایند بله همه هلاک خواهند شد و خداوند آنها را بر اساس نیتی که با آن عازم شده بودند برخواهد انگیخت.پایان روایت.
    به همین دلیل جهیمان منتظر بود خداوند ارتش سعودی را که برای بیرون راندن او از بیت الله المعظم می‌آمدند در زمین فرو برد؛ اما خداوند حق را بر باطل پیروز کرد و جهیمان کشته شده و پیروانش که بدون داشتن علمی از جانب خداوند گمراه شده و باعث ریخته شدن خون در بیت الله المحرم گردیدند، دستگیر شدند. سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا جهیمان به خانه خدا که فساد ( و خونریزی ) در آن حرام است پناهنده شد؟ این تنها به علت پیروی علمای مسلمین از روایات جعلی بود که نه تنها با عقل و منطق نمی‌خوانند، بلکه بر خلاف آیات محکم کتاب خداوند نیز هستند. چگونه ممکن است خداوند سپاهی را که عزم بر بیرون راندن کسی را دارند که قبل از تأیید شدنش می‌خواهد در کنار بیت عتیق بیعت بگیرد؛ در زمین فرو می‌برد؟ چگونه بدانند او مهدی منتظر است و چگونه خداوند آنها را قبل از این که برایشان دلیل و حجت قاطع و روشنی بیاورد؛ عذاب کند؟ آیا فکر نمی‌کنید؟
    پس بیایید تا برایتان بگویم خداوند چگونه خلیفه خود در زمین؛ مهدی منتظر را بر مردم چیره خواهد کرد، او مردم را دعوت می‌کند تا از ذکری (قرآن) که از تحریف مصون است پیروی کرده و در موارد اختلاف حکمیت آن را بپذیرند. تمام مردم قرآن عظیم را می‌شناسند و خداوند قرآن را قبل از برانگیختن مهدی منتظر حجت بر آنها قرار داده است و مهدی منتظر آنها را با کتاب خداوند، قرآن عظیم که ذکری برای تمام عالمیان است، اندرز می‌دهد تا هرکسی که بخواهد در راه راست قدم بردارد از آن پیروی کند. اگر از دعوت مهدی منتظر برای پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم روبرگردانند؛ اگرعلمای مسلمین و نصاری و یهود و پیروانش اعراض کرده و دنباله‌رو مطالبی از تورات و انجیل و روایات جعلی سنت نبوی شوند که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است؛ باعث خشم و غضب خداوند خواهند شد؛ هم چنان که در کتاب خود فرموده است:
    {حم ﴿١﴾ وَالْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿٢﴾ إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَ‌كَةٍ ۚ إِنَّا كُنَّا مُنذِرِ‌ينَ ﴿٣﴾ فِيهَا يُفْرَ‌قُ كُلُّ أَمْرٍ‌ حَكِيمٍ ﴿٤﴾ أَمْرً‌ا مِّنْ عِندِنَا ۚ إِنَّا كُنَّا مُرْ‌سِلِينَ ﴿٥﴾ رَ‌حْمَةً مِّن رَّ‌بِّكَ ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿٦﴾ ربّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿٧﴾ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۖ رَ‌بُّكُمْ وربّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٨﴾ بَلْ هُمْ فِي شكّ يَلْعَبُونَ ﴿٩﴾ فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    {بسم الله الرحمن الرحيم
    حم‌ (۱) سوگند به این کتاب روشنگر، (۲) که ما آن را در شبی پر برکت نازل کردیم؛ ما همواره انذارکننده بوده‌ایم! (۳) در آن شب هر امری بر اساس حکمت (الهی) تدبیر و جدا می‌گردد. (۴)فرمانی بود از سوی ما؛ ما فرستادیم! (۵) این رحمتی است از سوی پروردگارت، که شنونده و داناست! (۶) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست، اگر اهل یقین هستید! (۷) هیچ معبودی جز او نیست؛ زنده می‌کند و می‌میراند؛ او پروردگار شما و پروردگار پدران نخستین شماست! (۸) ولی آنها در شکند و بازی می‌کنند. (۹) پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه: و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
    خداوند در کتاب خود به کسانی که از دعوت به پذیرش احکام ذکر(قرآن) و کافر شدن به آنچه که مخالف آن است، روبرگردانند وعده داده است که گرفتار عذاب خواهند شد. نشانه و آیت "دخان مبین"( دود آشکار) از سوی سیاره عذاب و در تأیید این وعده می‌آید. خداوند به خاطر کتابش خشمگین شده و خلیفه خود را برای دعوت به آن ظاهر خواهد ساخت و او را با نشانه "دخان مبین" بر آنان پیروز خواهد کرد؛ عذابی که هر مسلمان و کافری را که از قرآن عظیم روبرگرداند دربر خواهد گرفت. سپس مردم می‌گویند:
    {رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ أَنَّىٰ لَهُمُ الذِّكْرَ‌ىٰ وَقَدْ جَاءَهُمْ رَ‌سُولٌ مُّبِينٌ ﴿١٣﴾ ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَّجْنُونٌ ﴿١٤﴾ إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا ۚ إِنَّكُمْ عَائِدُونَ ﴿١٥﴾ يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَ‌ىٰ إِنَّا مُنتَقِمُونَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم.
    {پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) چگونه و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
    و"بطشة الکبری" چیست؟ همانا که قیامت است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَىٰ وَأَمَرُّ ﴿٤٦} صدق الله العظيم [القمر].
    {رستاخیز موعد آنهاست، و مجازات قیامت هولناکتر و تلختر است!}
    به درستی که عذاب روز عقیم (روز بی‌نظیر از نظر شدت عذاب) قبل از زمان قیامت خواهد آمد و نشانه‌ای از نشانه‌های بزرگ ساعت است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّىٰ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿٥٥} صدق الله العظيم [الحج].

    { کافران همواره در باره قرآن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت به طور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم [= روزی که از نظر شدت عذاب بی نظیر و بی‌مانند است] به سراغشان آید}

    سؤال این است که آیا عذاب روز عقیم شرطی از شرط‌های قیامت است و قبل از وقوع قیامت اتفاق خواهد افتاد؟ و آیا تنها شهرهایی را دربرمی‌گیرد که مردمانشان به قرآن کافرند و یا عذاب و هلاک شامل حال تمام آبادی‌ها از کافر و مسلمان می‌شود ؟ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند پیدا می‌کنیم که می‌فرماید:

    {وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {و هیچ (آبادی و) قریه ای نیست؛ مگر اینکه پیش از (فرا رسیدن) روز قیامت، ما آنان را هلاک خواهیم کرد، یا به عذاب شدیدی عذابشان می کنیم، این در کتاب (قرآن) ثبت است (۵۸).و (هیچ چیز) ما را از فرستادن معجزات باز نداشت؛ جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند، و به (قوم) ثمود، ماده شتر که (معجزه ای) روشنگر بود ، دادیم، پس (آنها) به آن ستم کردند (و آن را کشتند) . و ما معجزات را جز برای ترسانیدن نمی‌فرستیم .(۵۹)}
    سؤال دیگر اینکه آیا این عذاب در کتاب خداوند ثبت شده است؟ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند پیدا می‌کنیم که می‌فرماید:{فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم .
    {پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲)}
    سؤال دیگر اینکه این عذاب تنها شامل حال کافران به قرآن می‌شود یا تمام جوامع بشری از مسلمان و کافر را در برمی‌گیرد، و جواب در قرآن عظیم آمده است که :{يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    {که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲)}
    آیا معنای آن این است که عذاب تمام جوامع بشری را چه مسلمان باشند و چه کافر دربرخواهد گرفت؟ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند پیدا می‌کنید که می‌فرماید:{وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾ وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {و هیچ (آبادی و) قریه ای نیست؛ مگر اینکه پیش از (فرا رسیدن) روز قیامت، ما آنان را هلاک خواهیم کرد، یا به عذاب شدیدی عذابشان می کنیم، این در کتاب (قرآن) ثبت است (۵۸).و (هیچ چیز) ما را از فرستادن معجزات باز نداشت؛ جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند، و به (قوم) ثمود، ماده شتر که (معجزه ای) روشنگر بود ، دادیم، پس (آنها) به آن ستم کردند (و آن را کشتند) . و ما معجزات را جز برای ترسانیدن نمی فرستیم .(۵۹)}
    سؤال دیگر اینکه آیا خداوند در قرآن عظیم فرموده است که اقوام مسلمان را نیز همراه کافران عذاب خواهد کرد؟ و جواب را در قرآن عظیم پیدا می‌کنید:
    {وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿١١٧} صدق الله العظیم [هود].
    {و چنین نبود که پروردگارت آبادیها را به ظلم و ستم نابود کند در حالی که اهلش در صدد اصلاح بوده باشند}

    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُوْن} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [القصص:۵۹]
    {و ما هرگز آبادیها و شهرها را هلاک نکردیم مگر آنکه اهلش ظالم بودند}
    این یعنی خداوند تا زمانی که زمین از جور و ستم لبریز نشده باشد؛ مهدی منتظر را نخواهد فرستاد. سپس خلیفه‌ی خدا آنان را به اصلاح امور و برقراری صلح بین تمام مردم عالم فرا می‌خواند تا مسلمان و کافر در آرامش و صلح زندگی کنند؛ اما انسان‌های مفسد فی الارض حاضر به پیروی از ذکر (قرآن ) نمی‌شوند؛ مسلمانان نیز نمی‌پذیرند تا از ذکری که از تحریف مصون مانده یعنی قرآن عظیم تبعیت کنند. لذا مثل کافرانی خواهند بود که از دعوت به ایمان به کتاب خداوند قرآن عظیم روی برگردانده‌اند و حتی مسلمانان و علمای آنها نیزحاضر نیستند احکام آن را پذیرفته و از آن پیروی کنند و نسبت به –مطالب- مخالف آن کافر گردند مگر عده کمی از خردمندان که خداوند به آنها رحم کرده است؛ آنها که از عقل خود استفاده کرده و در بیانات حق قرآن عظیم تدبر و اندیشه می‌کنند و متوجه می‌شوند او (مهدی منتظر) مردم را به راه حق و راست دعوت و هدایت می‌کند. اما برای کسانی که فکر نمی‌کنند؛ اگر امام مهدی هزار آیه و برهان محکم از قرآن بیاورد تا مگر ازآیات محکم کتاب پیروی کنند؛ اگر آیات بر خلاف یکی از روایاتشان باشد این آیات روشن را که در نفی حدیث جعلی آورده می‌شوند، هر چه که باشند، پشت سر انداخته و از آنها پیروی نمی‌کنند؛ گویا که این ایات را نه شنیده‌اند و نه از وجودشان خبری دارند و دنبال مطالبی می‌روند که با آیه‌های محکم کتاب مغایرت دارند و دلیلشان هم این است که این احادیث و روایات از افراد معتبر و موثق نقل شده‌اند ولو اینکه با آیات محکم کتابی که برای عالم و جاهل روشن و واضح هستند مغایرت داشته باشند. برای مثال این حدیث جعلی که به پیامبر و صحابه حق او نسبت داده شده است :
    عَن ابْن عُمَر رَضِي الْلَّه عَنْهُمَا ، أَن رَسُوْل الْلَّه صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَسَلَّم قَال : [أُمِرْت أَن أُقَاتِل الْنَّاس ، حَتَّى يَشْهَدُوَا أَن لَا إِلَه إِلَّا الْلَّه ، وَأَن مُحَمَّدا رَسُوْل الْلَّه ، وَيُقِيْمُوْا الصَّلَاة ، وَيُؤْتُوْا الْزَّكَاة ، فَإِذَا فَعَلُوْا ذَلِك عَّصَمُوْا مِنِّي دِمَاءَهُم وَأَمْوَالَهُم إِلَّا بِحَق الْإِسْلَام ، وَحِسَابُهُم عَلَى الْلَّه تَعَالَى] رَوَاه الْبُخَارِي و مُسْلِم .
    خلاصه ترجمه حدیث جعلی:از عمر رضی الله نقل شده است که از رسول الله صلی الله علیه و سلم نقل کرده است:[ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا زمانی که شهادت به یگانگی خداوند و رسالت محمد بدهند؛ نماز بپادارند و زکات بدهند.اگر چنین کردند خون و اموالشان از من درامان است مگر به حکم اسلام و حسابشان با خداست]
    اما خداوند به نبی خود فرمان نداده است تا مردم را به زور وادار کند که ایمان بیاورند. خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَوْ شَاءَ رَ‌بُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْ‌ضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِ‌هُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۹۹﴾} [يونس]
    { و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند}

    {لَا إِكْرَ‌اهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّ‌شْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ‌ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْ‌وَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۵۶﴾} [البقرة]
    { در قبول دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    {وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّ‌بِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ‌ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارً‌ا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَ‌ادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَ‌ابُ وَسَاءَتْ مُرْ‌تَفَقًا ﴿۲۹﴾} [الكهف]
    {بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است}
    {وَإِن مَّا نُرِ‌يَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ ﴿۴۰﴾}
    صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الرعد]
    {و اگر پاره‌ای از عذابی را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ}
    صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم
    {در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست}

    پس حال که چنین است رسولان خداوند تنها مأمورند که (پیام خداوند را) آشکارا ابلاغ نمایند . خدا آنها را مأمور نکرده است تا مردم را به زور وادار کنند که امان بیاورند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٢} [التغابن].
    { اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَطِيعُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا ۚ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَىٰ رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٩٢} صدق الله العظيم [المائدة].
    {اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    و این مأموریت تمام رسولان خداوند است که در کتاب آمده است؛ آنها تنها مأمورند که –پیام خداوند را- بصورت آشکار ابلاغ کنند. خداوند به آنها فرمان نداده است که با مردم بجنگند و با خونریزی مردم را مجبور کنند که زبونانه ایمان بیاورند. بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَا عَلَى الرَّ‌سُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [العنكبوت]
    { اگر شما (مرا) تکذیب کنید، امت‌هایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست}
    فرمان خداوند به تمام رسولانش از اولین آنها گرفته تا آخرینشان که مُحَمَّد رَسُوْل الْلَّه صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه وَسَلَّم است همین است؛ حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا برایتان روشن نشد که خداوند به رسولش فرمان جنگ و خونریزی و غصب اموال و تصاحب زنان مردم را برای اجبار زبونانه آنها به ایمان آوردن نداده است؟ بلکه این فتوای شیطان رجیم است تا باعث انزجار مردم از مسلمانان گردد و مردم ببینند که مسلمانان تشنه خونریزی و تصاحب اموال و زنان هستند و از اسلام و مسلمانان منزجر شوند. علت جعل این حدیث و نسبت دادن آن به رسول خدا و صحابه گرامی‌اش از سوی شیطان همین است.

    [عَن ابْن عُمَر رَضِي الْلَّه عَنْهُمَا، أَن رَسُوْل الْلَّه صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَسَلَّم قَال: ( أُمِرْت أَن أُقَاتِل الْنَّاس ، حَتَّى يَشْهَدُوَا أَن لَا إِلَه إِلَّا الْلَّه ، وَأَن مُحَمَّدا رَسُوْل الْلَّه، وَيُقِيْمُوْا الصَّلَاة، وَيُؤْتُوْا الْزَّكَاة، فَإِذَا فَعَلُوْا ذَلِك عَّصَمُوْا مِنِّي دِمَاءَهُم وَأَمْوَالَهُم إِلَّا بِحَق الْإِسْلَام، وَحِسَابُهُم عَلَى الْلَّه تَعَالَى) رَوَاه الْبُخَارِي و مُسْلِم ].
    از آنجایی که این حدیث به دروغ به نبی خداوند نسبت داده شده است؛ می‌بینید فرمانی که در این حدیث به رسول داده شده است با فرمانی که درآیات محکم کتاب خداوند به ایشان داده شده؛ تفاوت بسیاری دارد. بلکه دو امر کاملأ متناقض است چرا که حق و باطل و دروغ با یک‌دیگر موافق نیستند، آیا از خدا پروا نمی‌کنید؟ همچنان که ما این حدیث را از کتاب بخاری و مسلم غربال کردیم؛ تمام موارد باطل و جعلی را که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن باشند، در هر کتابی که آمده باشند خواه در تورات و انجیل باشد یا کتاب‌های حدیث و روایت سنت نبوی غربال کرده و کنار می‌زنیم. من نمی‌توانم مسلمانان و مردم عالم را مادامی که به دعوت به پذیرش حکم کتاب خداوند قرآن عظیم و کافر شدن به هرچه که مغایرت با آن است گردن ننهند هدایت کنم؛ چیز دیگری در اختیار من نیست؛ هرکه می‌خواهد ایمان بیاورد و هر که می‌خواهد کافر شود، شایسته نیست مهدی منتظری که به راستی از جانب پرورگارتان آمده است از امیال شما پیروی کند؛ اما مردم خود را به جهالت می‌زنند. اما در پاسخ به کسانی که سؤال می‌کنند امام ناصر محمد یمانی درنزد کدام یک از مشایخ علمی آموزش دیده است ؟ امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌گوید: به خدایی که جز او خداوندی نیست قسم، الحمد الله رب العالمین که من در تمام عمرم زیر دست هیچ یک از علمای دین و مفتیان آموزش ندیده ام که اگر درنزد علمای شما آموزش می‌دیدم از راه راست منحرف می‌شدم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿٥٦﴾ قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّ‌بِّي} صدق الله العظیم[الأنعام].
    {بگو: «من از هوی و هوس‌های شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!» (۵۶) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم}
    {قُل هَاتُوْا بُرْهَانَكُم إِن كُنْتُم صَادِقِين} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [البقرة:۱۱۱]
    {بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید!»}

    ای مردم چگونه امکان داشت اگر عده‌ای از علمای شما معلمان امام مهدی بوده باشند او بتواند در بین تمام علمای مسلمین درباره اختلافاتشان حکم کند؟ سؤالی که در برابر عقل و منطق مطرح می‌شود این است که اگر امام مهدی درنزد علمای سنت و جماعت دانش آموخته بود چگونه می‌توانست بر علمای شیعه پیروز شود چون با علمی که در اختیار علمای سنت بود قبل از اینکه مهدی منتظر برانگیخته شود، آنها می‌توانستند علمای شیعه را قانع کنند؛ اگر علم امام مهدی برابر دانش علمای سنت یا شیعه باشد اصلا چه ضرورتی داشت که برانگیخته شود؟ او نه می‌توانست علمای سنت را باعلمی که نزد عالمان شیعه آموخته بود قانع نماید و نه می‌توانست علمای شیعه را با دانشی که نزد علمای سنت آموخته اقناع کند. بلکه خداوند واحد قهار، امام مهدی منتظر را به عنوان خلیفه خود بر تمام عالمیان برگزیده و دانش او را در زمینه بیان حق قرآن بر دیگران فزونی داده است تا با بیان حق قرآن از خود قرآن بر تمام علمای اهل سنت و شیعه و تمام مذاهب و فرق دینی –که در امر دین متفرق شده و هریک به داشته خود دلخوشند-غلبه کند.
    به خداوند قسم محال است که تمام مسلمانان از مهدی منتظری که حقاً از جانب خداوند آمده است راضی باشند. اگر مهدی منتظر از خواسته‌های علمای اهل سنت پیروی کند؛ عالمان شیعه نسبت به آن کافر شده و او را به شدت مورد لعن قرار خواهند داد و اگر از خواسته‌های عالمان شیعه پیروی کند از جانب علمای اهل سنت مورد تکفیر و لعنت قرار خواهد گرفت و پناه بر خدا که مهدی منتظر از شیعیان، سنیان و یا هر یک از دیگر گروه‌های دینی باشد، بلکه من امام مهدی خداوند را به شهادت می‌گیرم و اعلام می‌کنم که نسبت به تعدد مذاهب بطور مطلق کافر هستم چرا که باعث تفرقه در بین مسلمانان شده و آنها را به گروه‌های مختلفی تقسیم کرده است که هریک به داشته‌های خود دلخوشند. شایسته امام مهدی حق نیست که از امیال شما پیروی کند؛ بلکه من مسلمان حنیف بوده و از مشرکان نیستم و مردم را با بصیرت بیان حق قرآن عظیم به سوی خداوند دعوت می‌کنم، همان بصیرتی که بر جد من مُحَمَّد رَسُوْل الْلَّه صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه وَسَلَّم آمده بود؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَـٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّـهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَ‌ةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّـهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظیم [يوسف].
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم!»}
    شایسته مهدی منتظر نیست که مردم را به سوی اسلام دعوت کند و سپس بگوید من از شیعیان اثنی عشری هستم وهمچنین شایسته او نیست که مردم را به اسلام دعوت کرده و سپس بگوید من از اهل سنت و جماعت هستم بلکه مردم را با بصیرتی که از جانب خداوند آمده دعوت می‌کند و نمی‌خواهد گروه‌بندی جدیدی در بین مسلمانان ایجاد کند و می‌گوید من از مسلمانان هستم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [فصلت].
    { چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم»؟!}
    خداوند تعالی نفرموده است که : بگو من از شیعیان یا ازاهل سنت و جماعت هستم، چگونه می‌توانید مردم را قانع کنید که به اسلام رو کنند، درحالی که خودتان در دین خدا متفرق و دسته دسته‌اید و عده‌ای از شما عده‌ی دیگر را تکفیر و برخی یک‌دیگر را مورد لعن قرار می‌دهید آیا پروا نمی‌کنید؟ ای علمای امت اسلامی در هر مذهب و فرقه‌ای که هستید از خدا بترسید؛ شما از فرمان او در آیات محکم کتابش سرپیچی کرده‌اید که می‌فرماید:
    {وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّ‌قُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَـٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۰۵﴾} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [آل عمران]
    { و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند.}
    آیا نمی‌دانید اختلاف و تفرقه‌ای که بین شماست باعث ضعف و از بین رفتن شوک‌ تان شده وشما را به امتی ذلیل و مستضعف تبدیل نموده است و تا زمانی که امت واحدی در راه راست خداوند و مسلمان حنیف نسبت به رب العالمین نباشید و هم چنان یک‌دیگر را شیعه و سنی و مالکی و یا صوفی بخوانید؛ شوکت و عزت و مجدتان بازنخواهد گشت؛ آیا پروا نمی کنید؟ آیا خداوند در آیات محکم کتابش شما را از این امر نهی نکرده است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {شَرَ‌عَ لَكُم مِّنَ الدِّينِ مَا وَصَّىٰ بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَ‌اهِيمَ وَمُوسَىٰ وَعِيسَىٰ ۖ أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلَا تَتَفَرَّ‌قُوا فِيهِ ۚ كَبُرَ‌ عَلَى الْمُشْرِ‌كِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ ۚ اللَّـهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ ﴿۱۳﴾} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الشورى]
    {آیینی را برای شما تشریع کرد که به نوح توصیه کرده بود؛ و آنچه را بر تو وحی فرستادیم و به ابراهیم و موسی و عیسی سفارش کردیم این بود که: دین را برپا دارید و در آن تفرقه ایجاد نکنید! و بر مشرکان گران است آنچه شما آنان را به سویش دعوت می کنید! خداوند هر کس را بخواهد برمی‌گزیند، و کسی را که به سوی او بازگردد هدایت می‌کند.}
    آیا نمی‌دانید اختلاف و تفرقه ای که مابین شماست باعث ضعف و از بین رفتن شوکت تان شده وشما را به امتی ذلیل و مستضعف تبدیل نموده است و تا زمانی که امت واحدی در راه راست خداوند ومسلمان حنیف نسبت به رب العالمین نباشید و هم چنان یکدیگر را شیعه و سنی و مالکی و یا صوفی بخوانید؛شوکت و عزت و مجدتان بازنخواهد گشت؛ آیا پروا نمی‌کنید؟آیا خداوند در آیات محکم کتابش شما را از این امر نهی نکرده است ؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّـهِ جَمِيعًا} [آل عمران:۱۰۳]
    { و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، }
    {وَأَنَّ هَـٰذَا صِرَ‌اطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّ‌قَ بِكُمْ عَن سَبِيلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ وَصَّاكُم بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۵۳﴾} [الأنعام]

    { این راه مستقیم من است، از آن پیروی کنید! و از راه‌های پراکنده (و انحرافی) پیروی نکنید، که شما را از طریق حق، دور می‌سازد! این چیزی است که خداوند شما را به آن سفارش می‌کند، شاید پرهیزگاری پیشه کنید!»}
    {مُنِيبِينَ إِلَيْهِ وَاتَّقُوهُ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ﴿٣١﴾ مِنَ الَّذِينَ فَرَّ‌قُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا ۖ كلّ حزبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِ‌حُونَ ﴿٣٢﴾} [الروم].
    {این باید در حالی باشد که شما بسوی او بازگشت می‌کنید و از (مخالفت فرمان) او بپرهیزید، نماز را برپا دارید و از مشرکان نباشید... (۳۱) از کسانی که دین خود را پراکنده ساختند و به دسته‌ها و گروه‌ها تقسیم شدند! و (عجب اینکه) هر گروهی به آنچه نزد آنهاست (دلبسته و) خوشحالند! (۳۲)}
    {وَلَا تَنَازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَتَذْهَبَ رِ‌يحُكُمْ ۖ} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الأنفال:۴۶]
    {و نزاع (و کشمکش) نکنید، تا سست نشوید، و قدرت (و شوکت) شما از میان نرود!}
    اما شما متفرق شده و دینتان را به فرقه‌های مختلف تقسیم کرده‌اید و هر گروهی به دانشی که در نزدشان است دلخوش است و همگی از پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم در موارد اختلافشان اعراض می‌کنید. حکم با خداست و تنها وظیفه‌ای که بر عهده مهدی منتظر است این است که حکم حق را از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم برایتان استنباط نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ} صَدَّق الْلَّه الْعَظِيْم [الشورى:۱۰]
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست}

    اگر به کتاب خداوند ایمان دارید پس چرا حاضر نیستید داوری کتاب خداوند قرآن عظیم دربین تان را بپذیرید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَحُكْمَ الْجاهليّة يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {آیا آنها حکم جاهلیّت را (از تو) می‌خواهند؟! و چه کسی بهتر از خدا، برای قومی که اهل یقین هستند، حکم می‌کند؟}

    علمای مسلمین و پیروانشان را مورد خطاب قرار می‌دهم از خداوند آنگونه که شایسته اوست، پروا کنید. برای خدا مسلمان بوده و در برابر حکم او تسلیم باشید و از دعوت به پذیرش حکمیت خداوند اعراض نکنید که شما را با عذابی از جانب خود نابود می‌سازد. طاغوت، شیطان رجیم قصد دارد با احادیث و روایاتی که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم هستند ،شما را به سختی گمراه سازد.
    ای علمای امت، قسم به خداوند عظیم، پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست و قسم به خداوند عرش عظیم که من مهدی منتظر حق هستم که از جانب خداوند به عنوان خلیفه شما برگزیده شده‌ام. من سر خود این انتخاب را انجام نداده‌ام بلکه خداوند در رویای صادق و از طریق رسول خود این فتوی را به من داده است که من مهدی منتظر هستم وعالمی از قرآن با من مجادله نخواهد کرد مگر آنکه مغلوب من شود و این –حجت- بین من و شماست که من با علم و دانش قاطع و روشنی که از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم دارم بر همه علما غلبه می‌کنم.
    ای علمای عزیز امت شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا عقل و منطق می‌پذیرد که امام مهدی منتظر حق از جانب خداوند برانگیخته شود و او علمای مسلمین و نصاری و یهودی را به پذیرش احکام کتاب البخاری و مسلم که در نزد اهل سنت و یا کتاب بحار الانوار که در نزد شیعیان است دعوت کند؟ به خداوند که اگر درست فکر کنید عقلتان آن را مطلقاً رد می‌کند و سپس عقلتان به شما می‌گوید منطق حکم می‌کند که اگر مهدی منتظر برای داوری بین آراء مختلف دینی فرستاده شده باشد باید همه را به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت کرده و این کتاب را مرجع حل اختلافاتی که در تورات؛ انجیل یا سنت نبوی وجود دارد سازد؛ چرا که برانگیخته شدن امام مهدی تنها برای دعوت مسلمانان نیست، بلکه دعوت او متوجه تمام علمای مسلمان و نصاری و یهود و تمام مردم است. او همگان را به سوی ذکری دعوت می‌کند که برای تمام عالمیان فرستاده شده است تا به احکام آن عمل کرده و از آن پیروی کنند و نسبت به هر چه که مخالف با آیات محکم آن است کافر شوند. اما شش سال بر من گذشته است و حتی علمای مسلمین به دعوت من برای پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ نداده و ناصر محمد یمانی را به جنون و هذیان گویی و ارتداد و گمراهی متهم می‌کنند جرم او چیست که بخشیده نمی‌شود؟ آیا گناه او این است که از شما دعوت می‌کند تا با بصیرتی که از جانب خداوند فرستاده شده به عبادت خداوندی رو آورید که جز او خدایی نیست و شریکی ندارد و این بصیرت یعنی قرآن عظیم همان بصیرتی است که به مُحَمَّد رَسُوْل الْلَّه داده شده است؟ ومُحَمَّد رَسُوْل الْلَّه -صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه وَسَلَّم- با وجود اینکه تورات و انجیل از جانب خداوند آمده بودند؛ اما با استناد به آنها با مردم بحث نمی‌نمود چرا که هردو مورد تحریف قرار گرفته‌اند؛ همچنان که احادیث و روایات سنت نبوی تحریف شده‌اند و شما از آن آگاه هستید. دیگر چه چیزی جز قرآن عظیم هست تا شما را به پذیرش احکام آن و کافر بودن به هرچه که برخلاف آیات محکم آن دعوت کنم؟ آیا فکر نمی‌کنید؟
    از انصار برگزیده پیشتاز و تمام جستجوگرانی که در پی حقیقت هستند می‌خواهم که گفتگو را به علمای امت و امام ناصر محمد یمانی واگذار کنند. در پایگاه هاشمی تنها کسانی به بحث با من بپردازند که از علمای مسلمین باشند تا اعضای این پایگاه در تنگنا قرار نگرفته و ما را از اینجا بیرون نکنند؛ امام مهدی ناصر یمانی برای بحث با علمای امت، کافی است و شما نمی‌توانید مانند امام مهدی ناصر یمانی دربرابر آنها حجت حق بیاورید. همچنین در مورد کسانی که بیانات مرا در پایگاه‌های اسلامی نشر می‌دهند، چه کسی شما را ازتصحیح املایی آنها منع کرده است؟ بلکه از نظر املایی آنها را تصحیح کنید. شما می‌دانید ناصر محمد یمانی هیچ‌گاه یکی از علمای مسلمین نبوده است و بیان حق قرآن را خداوند به او آموخته است و اما برهان بیان (حق قرآن) ، الحمدالله که ما آن را همان گونه که خداوند به ما الهام کرده است می‌نویسیم. اما من به علت حکمت خداوند در نحو و املا مهارت ندارم و علی‌رغم اینکه علمای امت همگی از نظر علم نحو و املا و تجوید بر امام ناصر محمد یمانی برتری دارند اما نمی‌توانند بیان و شرحی هدایت‌گرتر و برتر از بیان امام ناصر محمد یمانی ارائه دهند .
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که چه کسی بیان حق قرآن را به امام مهدی آموزش داده است؟ پاسخ امام مهدی این است که از خدا بترسید و چیزی را که نمی‌دانید به خداوند نسبت ندهید وسپس خداوند به شما می‌آموزد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّـهُ ۗ وَاللَّـهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۲۸۲﴾} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [البقرة]
    {از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست.}

    اما در مورد ْمَسِيْح عِيْسَى ابْن مَرْيَم -صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه وَسَلَّم- خداوند روح او را مانند روح اصحاب کهف قرار داد و او بعدها به آن جمع افزوده شد(رقیم). او در تابوت سکینه قرار دارد. خداوند روح مَسِيْح عِيْسَى ابْن مَرْيَم –صَلَّى الْلَّه عَلَيْه وَآلِه وَسَلَّم- را بالا برد و جسدش را مطهر و پاک نمود و کافران نتوانستند به آن( جسد عیسی علیه السلام) آسیبی برسانند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَ‌افِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُ‌كَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا(۵۵)}
    صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [آل عمران]
    {هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: «من تو را برمی‌گیرم و به سوی خود، بالا می‌برم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک می‌سازم}

    اما فرموده خداوند تعالی: {إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَ‌افِعُكَ إِلَيَّ} منظور روح مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و سلم است و اما این فرموده خداوند تعالی : {وَمُطَهِّرُ‌كَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا} منظور جسد مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و سلم است که از قصد سوء کافران پاک ماند آنها نه او را به قتل رساندند و نه سرش را از بدنش جدا کنند.
    بلکه روح القدس و فرشتگان او را در تابوت سکینه قرار دادند و او "رقیم " است که به اصحاب کهف افزوده شده است. مسیح عیسی بن مریم –صلی الله علیه و علی امه و اسلم تسلیما- باز خواهد گشت زیرا که مسیح کذاب ادعا می‌کند مسیح عیسی بن مریم است و سپس ادعای خدایی می‌کند. او عیسی مسیح حق فرزند مریم نیست بلکه دروغ گفته و شخصیت عیسی مسیح فرزند مریم را جعل می‌کند و به این دلیل مسیح کذاب نامیده می‌شود که مسیح عیسی بن مریم حق که بر او و مادرش سلام و صلوات باد نیست. هر کس می‌خواهد مسیح حق را بشناسد باید به حقایقی که در ده آیه‌ی اول سوره الکهف آمده است توجه کامل کند تا به دنبال مسیح کذاب نیفتد. این آیات حاوی واقعیات مربوط به مسیح حق هستند. آیا شما حقایق مربوط به مسیح عیسی بن مریم حق که درده آیه‌ی اول سوره کهف آمده است درنیافته‌اید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
    {الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِي أَنزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَل لَّهُ عِوَجًا ۜ ﴿١﴾ قَيِّمًا لِّيُنذِرَ‌ بَأْسًا شَدِيدًا مِّن لَّدُنْهُ وَيُبَشِّرَ‌ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرً‌ا حَسَنًا ﴿٢﴾ مَّاكِثِينَ فِيهِ أَبَدًا ﴿٣﴾ وَيُنذِرَ‌ الَّذِينَ قَالُوا اتَّخَذَ اللَّـهُ وَلَدًا ﴿٤﴾ مَّا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَلَا لِآبَائِهِمْ ۚ كَبُرَ‌تْ كَلِمَةً تَخْرُ‌جُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ ۚ إِن يَقُولُونَ إِلَّا كَذِبًا ﴿٥﴾ فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِ‌هِمْ إِن لَّمْ يُؤْمِنُوا بِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا ﴿٦﴾ إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْ‌ضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا ﴿٧﴾ وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَيْهَا صَعِيدًا جُرُ‌زًا ﴿٨﴾ أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّ‌قِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿٩﴾ إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَ‌بَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَ‌حْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِ‌نَا رَ‌شَدًا ﴿١٠﴾}
    صدق الله العظيم.

    {بسم الله الرحمن الرحيم

    {حمد مخصوص خدایی است که این کتاب (آسمانی) را بر بنده (برگزیده) اش نازل کرد، و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد... (۱) در حالی که ثابت و مستقیم و نگاهبان کتابهای (آسمانی) دیگر است؛ تا (بدکاران را) از عذاب شدید او بترساند؛ و مؤمنانی را که کارهای شایسته انجام می‌دهند، بشارت دهد که پاداش نیکویی برای آنهاست... (۲) که جاودانه در آن خواهند ماند! (۳) و (نیز) آنها را که گفتند: «خداوند، فرزندی (برای خود) انتخاب کرده است»، انذار کند. (۴)نه آنها از آن آگاهند و نه پدرانشان! سخن بزرگی از دهانشان خارج می‌شود! آنها فقط دروغ می‌گویند! (۵) ] گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند! (۶) ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می‌کنند! (۷) این زینت‌ها پایدار نیست، و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می‌دهیم! (۸) آیا گمان کردی اصحاب کهف و رقیم از آیات عجیب ما بودند؟! (۹) هنگامی که آن جوانان به غار پناه بردند، و گفتند: «پروردگارا! ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما فراهم ساز!» (۱۰)}
    برانگیخته شدن اصحاب کهف یکی از نشانه‌های بزرگ قیامت است؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْ‌نَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَ‌يْبَ فِيهَا} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الكهف:۲۱]
    {و اینچنین باعث شدیم مردم آنها را پیدا کنند، تا بدانند که وعده خداوند حقّ است؛ و در پایان جهان و قیام قیامت شکّی نیست}
    حکمت پیدا شدن آنها این بود که بنایی برای استتار آنها ساخته شود تا زمانی که حکمت خداوند از ماندنشان است فرارسد. چرا که مردم آنها را در حالی که در خواب بودند پیدا کردند. صدایشان کرده و تلاش کردند بیدارشان کنند اما نتوانستند و نمی‌دانستند داستان بقای آنها و حکمت آن در چیست لذا علم آن را به خداوند واگذار کرده و گفتند:
    {ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا ۖ رَّ‌بُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الكهف:۲۱]
    {بنایی بر آنان بسازید (تا برای همیشه از نظر پنهان شوند) پروردگارشان از وضع آنها آگاهتر است!}
    اما خداوند سبحان حکمت بقای آنها را برای ما بیان نموده است .خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ أَعْثَرْ‌نَا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّـهِ حَقٌّ وَأَنَّ السَّاعَةَ لَا رَ‌يْبَ فِيهَا} صَدَق الْلَّه الْعَظِيْم [الكهف:۲۱]
    {و اینچنین باعث شدیم مردم آنها را پیدا کنند، تا بدانند که وعده خداوند حقّ است؛ و در پایان جهان و قیام قیامت شکّی نیست}

    برانگیخته شدن مسیح عیسی بن مریم نیز از نشانه‌های بزرگ ساعت و قیامت است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُ‌نَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ ۚ هَـٰذَا صِرَ‌اطٌ مُّسْتَقِيمٌ ﴿۶۱﴾} صِدّق الْلَّه الْعَظِيْم [الزخرف]
    {و او [= مسيح‏] سبب آگاهى بر روز قيامت است. (زيرا نزول عيسى گواه نزديکى رستاخيز است)؛ هرگز در آن ترديد نکنيد؛ و از من پيروى کنيد که اين راه مستقيم است!}
    لذا به اصحاب کهف اضافه شده است تا از نشانه‌های بزرگ ساعت باشد و همچنین در میان اصحاب کهف باشد که خود نشانه‌ای شگفت از جانب خداوند برای مردم هستند.وَسَلَام عَلَى الْمُرْسَلِيْن وَالْحَمْد لِلَّه رَب الْعَالَمِيْن..
    أَخُوْكُم الْإِمَام الْمَهْدِي نَاصِر مُحَمَّد الیمانی
    ـــــــــــــــــــــ
    *جهیمان یکی از مدعیان مهدویت بود که درمحرم سال 1400 با اغفال مردم ساده و وارد کردن سلاح داخل تابوت مردگان اقدام به اشغال مسلحانه مسجد الحرام کرد که با دخالت نیروهای دولتی منجر به کشته شدن عده زیادی شد.




  8. مصدر المشاركة
    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..
    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - محرم - 1432 هـ
    26 - 12 - 2010 مـ
    ۵-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    03:34 صباحاً

    ـــــــــــــــــ


    دعوت به گفتگو

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة الأنبياء والمُرسلين وآلهم الطيبين من أولهم إلى خاتمهم جدّي محمد رسول الله إلى الناس كافة بالقرآن العظيم لمن شاء منهم أن يستقيم، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الاعلى إلى يوم الدين..
    ای جماعت علمای مسلمین؛ من مهدی منتظر از شما دعوت می‌کنم از آیات محکم خداوند که درکتابش آمده است؛ پیروی نمایید و نسبت به هرآنچه که مخالف آن باشد کافر شوید و راه تبعیت از آیات کتاب در قرآن عظیم را منحرف نسازید و بدانید که عذاب خداوند شدید است و غضب خداوند به خاطر کتابش نزدیک است و خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد!}
    ای میهمانان گفتگو با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در دوران "گفتگو قبل از ظهور" و تمکین با فتح المبین، من امام مهدی به تمام حق‌جویانی که به عنوان میهمانان محترم در پایگاه ما حاضر می‌شوند؛ خوش‌آمد می‌گویم و سزاوار و شایسته است که از حق پیروی شود و امام مهدی ناصر محمد یمانی تنها بنده‌ای از بندگان مسلمان خداوند است. خداوند مرا دانش‌آموخته در محضر هیچ‌ یک از علمای علم فقه و دین قرار نداده و من در نزد هیچ‌ یک از علمای مسلمین درس‌نخوانده‌ام. سؤالی که مطرح می‌شود این است که: از آنجا که هیچ‌یک از علمای مسلمین درمورد دانش‌آموختن من در نزد ایشان و معلمی امام ناصر محمد یمانی شهادت نداده‌اند؛ پس چه کسی امام ناصر محمد یمانی را تعلیم داده است، چون تمام طلبه‌هایی که در فقه تحصیل می‌کنند برای کسب علم به نزد علمای دینی می‌روند تا علوم دینی را نزد آنان آموخته و بعد از بازگشت مردم خود را انذار داده و حلال و حرام را برای آنان روشن سازند:
    {وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ﴿١٢٢} صدق الله العظيم [التوبة].
    {مقدور نیست مؤمنان همگی کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟! شاید بترسند، و خودداری کنند}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که وقتی امام ناصر محمد یمانی برای کسب علوم دینی و فقهی به نزد هیچ‌ یک از علمای مسلمین نرفته است؛ پس چه کسی به امام ناصر محمد یمانی علم آموخته است که قبل از آغاز گفتگو بین او علمای امت درباره نتیجه این گفتگو فتوا می‌دهد و می‌گوید: اجازه دهید نتیجه گفتگو را از قبل به شما خبر دهم؛ شما خواهید دید که امام ناصرمحمد یمانی با برهان قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم بر تمام علمای مسلمین از هر فرقه و مذهب غلبه خواهد کرد؛ بلکه فتوا می‌دهد که اگر تمام علمای امت بتوانند تنها در یک مسئله بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کنند؛ امام ناصر محمد یمانی مهدی منتظر نبوده و یک دروغ‌گوی گستاخ خواهد بود! می‌دانید چرا؟ چون امام ناصر محمد یمانی برای مسلمانان فتوا می‌دهد که این خداوند است که در مورد شأن او و اینکه او خلیفه خداوند مهدی منتظر است و با قرآن به مجادله با هیچ‌کس نمی‌پردازد مگر امام ناصر محمد یمانی بر وی غلبه نماید؛ فتوا داده است. این فتوا را جبرئیل علیه الصلاة و السلام
    نیاورده است بلکه از راه رؤیایی صالح از زبان محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بیان شده است.

    ولی امام مهدی خداوند را به حق به شهادت می‌گیرد؛ شهادتی به حق وبا یقین که این حجت خداوند بر علمای مسلمین و امت نیست؛ از کجا می‌دانند شاید ناصر محمد یمانی به خدا نسبت دروغ داده باشد و خداوند فتوا نداده باشد که او خلیفه خداوند مهدی منتظر است. سؤالی که برای حق‌جویان بازدید کننده از میز گفتگو مطرح می‌شود این است که: آنها چگونه بدانند که ناصر محمد یمانی درمورد انتخاب او به عنوان مهدی منتظر به خداوند نسبت دروغ نداده باشد و خداوند او را از میان بشریت انتخاب کرده و امام مردم قرار داده است؟ جواب را به عقل و منطق می‌سپاریم؛ هر انسان عاقلی می‌گوید این کاری آسان و راحت است؛ اگر خداوند ناصر محمد یمانی را انتخاب نکرده و امام مردم قرار نداده باشد؛ دروغ او را در واقعیت و عالم حقیقت کشف خواهیم کرد و شاهد این خواهیم بود که علمای مسلمین با برهان قوی علمی بر امام ناصر محمد یمانی غلبه خواهند کرد و برای مسلمانان روشن می‌شود که ناصر محمد یمانی از جاهلان و کسانی است که در هر عصر و دورانی ادعای مهدویت می‌کنند و یکی ازعلمای دین به
    زودی او را با برهان قوی علمی شکست می‌دهد. ولی اگر امام ناصر محمد یمانی باشد، حق‌جویانی از تمامی مسلمانان خواهند دید که حقاً کسی نیست که با قرآن با وی مجادله کند؛ مگر اینکه امام ناصر محمد یمانی با استنباط حکم از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم؛ از آیات محکم و بینه‌ای که ام الکتابند و هر کسی که عربی مبین را بداند،آن را درک می‌کند؛ مغلوب برهان قوی علمی و قانع کننده او نگردد. لذا ای عزیزان حق‌جو ممکن است ناصر محمد یمانی به حق سخن بگوید و ممکن است از جاهلانی باشد که با اعلان پیروزی در گفتگو پیش از آغاز آن؛ خود را به خاطرغرورش درموقعیت سختی گرفتار کرده است. اگر کسی از علمای امت بتواند با برهان قوی علمی که عقل و منطق را قانع کند و از آیات محکم قرآن عظیم گرفته شده باشد؛ بتواند ولو در یک مسئله بر او غلبه کند، وضعیت امام ناصر محمد یمانی در برابر انصارش چگونه خواهد بود؟ حتماً آنها از پیروی از ناصر محمد یمانی دست برداشته و از کسی که آنان را از گمراه شدن توسط ناصر محمد یمانی تشکر خواهند کرد واین تحلیلی منطقی است، اگر تفکر کنید.

    و از آنجا که من به یقین می‌دانم امام مهدی منتظرم و خداوند مرا امام جهانیان قرار داده است تا با قرآن مجید آنان را از ظلمات خارج و به نور برده و به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نمایم؛ برای همین است که می‌بینید نتیجه پیروزی خود با برهان قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم را اعلان کرده و با قسم به پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها و پرورگار عرش عظیم؛ آن را تزکیه می‌کنم که کسی از علمای مسلمین نمی‌تواند از قرآن عظیم با من مجادله کند؛مگر شاهد باشید که من به حق با برهان قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم بر تمام علمای امت از مذاهب و فرقه‌های مختلف برآنان غلبه نماید و من از صادقانم. هان که طناب دروغ کوتاه است.

    آنچه که می‌خواهیم به تمام حق‌جویان یادآوری کنیم این است که از پیروی از امام ناصر محمد یمانی و یا هریک از علمای امت و ائمه آنان پیروی نکنید مگر اینکه با برهانی قوی وعلمی برایتان حجتی اقامه کنند که هیچ نتوان در آن شک کرد، بلکه بی شک و تردید آن را حق آمده از جانب پروردگار ببینید و امام ناصر محمد یمانی با حجت خداوند از آیات محکم و بینه کتاب؛ حجت‌های باطل شما را بی شک و تردید درهم خواهد کوبید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَ‌يْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {آن کتاب با عظمتی است که شک در آن راه ندارد؛ و مایه هدایت پرهیزکاران است.}
    لذا ای حق‌جویان عزیز به شما نصیحت می‌کنم تا زمانی که فتوای مستقیم از آیات محکم کتاب خداوند یا حدیث حق از سنت نبوی حق نداشته باشید؛ از آن پیروی نکنید. خداوند برای شما این شرط را مقرر فرموده که از عقلی که به شما عطا شده؛ استفاده کنید و درباره حدیثی که از نبی علیه الصلاة و السلام نقل شده تفکر کنید و ببینید عقلتان آن را می‌پذیرد یا خیر؛ اگر عقلتان آن را پذیرفت و بعد از تفکری منطقی، در برابر آن سرفرود آورد؛ به یقین بدانید که آن حدیث بی شک و تردید از نبی است و تا زمانی که عقل آن را بپذیرد؛ به حتم و بی شک وتردید با آیات محکم کتاب خداوند هیچ مغایرتی نخواهد داشت. اما اگر عقل و منطق آن را رد کرد؛ بی شک وتردید آن را مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم خواهد بود.
    اما به خداوند بزرگ قسم؛ قادر به تشخیص حق از باطل و دروغ نخواهید بود، مگر با عقلی که خداوند نعمت آن را به شما عطا نموده به تفکر بپردازید؛ چون انسانی که از عقل خود استفاده می‌کند با بصیرت فکری می‌بیند و دیده عقل نمی‌تواند ازتشخیص حق از باطل ناتوان و کور شود و اگر فکر کند؛ خواهد دید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي آلصدور} صدق الله العظيم [الحج:۴۶].
    {
    چرا که دیده بصیرت نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود}
    لذا ای مردم؛ برشماست که از ناصرمحمد یمانی یا احدی از علمایتان کورکورانه پیروی نکنید؛ قبل از پیروی در حجت عالمی که طلبه قصد پیروی از او را دارد؛ تدبر و تفکر کنید و بدانید که اگر بدون بکار بردن حواس شنوایی و فکریتان و به صورت کورکورانه؛ ازعلمایتان یا ازطلاب علم پیروی نمایید؛ خداوند از عقلتان سؤال خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
    قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ اگر یکی از علمای امت که از دعوت امام ناصر محمد یمانی روگردانده و مردم را از پیروی از او بازمی‌دارند؛ برای خداوند به صورت فردی یا دونفری به‌ پاخاسته و در لب دعوت امام ناصر محمد یمانی تفکر کند؛ عقلش میان او و امام ناصر محمد یمانی حکم خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَرَجَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    { آنها به عقل خود بازگشتند؛ و (به خود) گفتند: «حقّا که شما ستمگرید!»}
    ممکن است یکی از علمای امت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: "صبرکن صبرکن ناصر محمد یمانی تو آیات کتاب را چنان می‌پیچانی که به نفع تو باشند و تأویلی برای کلام خداوند می‌آوری که مقصود مورد نظر خداوند نیست و من در اینجا برایت حجت می‌آورم و بیان حق این آیه را ارائه می‌نمایم. مقصود از این آیه تفکر با عقل و منطق نیست، بلکه مقصود قوم ابراهیم است که به خود رجوع کردند یعنی برخی از آنها به برخی دیگر رو کرده و با خود گفتند که به راستی که شما ظالمید. آنها یکدیگر را ملامت می‌کردند که از بت‌هایشان به خوبی مراقبت و نگهبانی نکرده‌اند و نبیّ خدا ابراهیم فرصت پیدا کرده تا آنها را منهدم سازد. پس برهان روشن تفسیراین آیه را از امام حافظ بن کثیر که درجزء پنجم آمده است را برایت می‌آوریم:مسأله: جزء پنجم تحلیل موضوعی
    {فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنكم أنتم الظالمون ( 64 ) ثم نكسوا على رءوسهم لقد علمت ما هؤلاء ينطقون ( 65 ) قال أفتعبدون من دون الله ما لا ينفعكم شيئا ولا يضركم ( 66 ) أف لكم ولما تعبدون من دون الله أفلا تعقلون ( 67 )}.
    خداوند تعالی از قوم ابراهيم خبر مي دهد، زمانی که چیزی که قوم ابراهیم گفتند (فرجعوا إلى أنفسهم) یعنی: ملامت برای عدم مراقبت و نگهبانی از خدایان‌شان، پس گفتند: ( إنكم أنتم الظالمون ) یعنی: آنها را بدون محافظ رها ساخته‌اند."
    سپس امام ناصر محمد یمانی درپاسخ می‌گوید: ای قوم بیایید تا ازعقل و منطق پیروی نماییم و با هم آن را بیازماییم و ببینیم آیا عقل و منطق با این تفسیر قانع می‌شود یا خیر. عقل خردمندان به آنها جواب می‌دهد که ابراهیم علیه الصلاة و السلام می خواهد با عقل و منطق برای مردمش حجت آورد و برای همین هم تمام بت‌های معبد را خراب می‌کند مگر بت بزرگ را تا شاید به آن رجوع کنند و اگر حجت عقلی و منطقی نزد ایشان است از او بپرسند تا خبر دهد چه کسی با بت‌هایشان چنین کرده است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَجَعَلَهُمْ جُذَاذًا إِلَّا كَبِيرً‌ا لَّهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْ‌جِعُونَ ﴿٥٨﴾ قَالُوا مَن فَعَلَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٥٩﴾}
    صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {آنها را خرد كرد. مگر بزرگ‌ترينشان را، تا مگر به آن رجوع كنند. (۵۸) گفتند: هر كس به خدايان ما چنين كرده است،هر آينه او از ستمكاران است. (۵۹)}
    می‌بینید که قوم ابراهیم در ابتدای کارعامل این کار را از ظالمین دانستند و برای همین گفتند:
    {قَالُوا مَن فَعَلَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٥٩﴾}
    ،{گفتند: هر كس به خدايان ما چنين كرده است،هر آينه او از ستمكاران است. (۵۹)}
    و حکم دادند هرکس بت‌هایشان را شکسته است از ظالمین است تا اینکه نبی الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام را آورده و به او گفتند:
    {قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَ‌اهِيمُ ﴿٦٢﴾ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُ‌هُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿٦٣﴾} [الأنبياء].
    {گفتند: «تو این کار را با خدایان ما کرده‌ای، ای ابراهیم؟!» (۶۲) گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‌گویند!» (۶۳)}
    نبی الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام می‌خواهد با عقل و منطق برایشان حجت بیاورد تا فکر کنند چگونه چیزی مانند بت را می‌پرستند که نه نفع و ضرری دارد و نه سخن می‌گوید و نه می‌تواند از خود دفاع نماید؟ و چگونه ممکن است خدایان آنها بتوانند شرّ را از سر آنان دور کنند؛ در حالی‌ که قادر به دورکردن شرّ از خودشان نبوده و نبی الله ابراهیم جز بت بزرگ باقی را نابود کرده است باشد که رو به آن کنند؟ برای همین نبی الله ابراهیم علیه الصلاة و السلام می‌گوید:
    {قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُ‌هُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿٦٣﴾} [الأنعام].
    {گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‌گویند!» (۶۳)}
    نبی الله ابراهیم می‌خواهد حجتی عقلانی و منطقی در نزدشان اقامه کند و ایشان را مجبور نماید تا با خود فکر کنند و هریک درنزد خود تفکر نماید تا پاسخی عقلانی و منطقی بیابد. ولی جوابی که عقل بعد از تفکر به آنها داد این بود که عقل‌هایشان گفت آنها ظالمند؛ چگونه چیزی را می‌پرستند که نفع و ضرری برایٔشان ندارد و خدایانشان حتی قادر به دفاع از خود نیستند؟ پس چگونه می‌توانند شرّ را از مردم دور سازند؟ پس او دربرابرشان حجتی عقلی و منطقی اقامه کرد و برای همین از دادن جوابی که عقل و منطق را اقناع کند، عاجز بودند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالُوا أَأَنتَ فَعَلْتَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا يَا إِبْرَ‌اهِيمُ ﴿٦٢﴾ قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُ‌هُمْ هَـٰذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ ﴿٦٣﴾ فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾ ثُمَّ نُكِسُوا عَلَىٰ رُ‌ءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ ﴿٦٥﴾ قَالَ أَفَتَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ مَا لَا يَنفَعُكُمْ شَيْئًا وَلَا يَضُرُّ‌كُمْ ﴿٦٦﴾ أُفٍّ لَّكُمْ وَلِمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٦٧﴾} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {گفتند: «تو این کار را با خدایان ما کرده‌ای، ای ابراهیم؟!» (۶۲) گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آنها بپرسید اگر سخن می‌گویند!» (۶۳) آنها به خویش بازگشتند؛ و (به خود) گفتند: «حقّا که شما ستمگرید!» (۶۴) سپس سرخود را پایین انداختند؛ تو می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند! (۶۵) (ابراهیم) گفت: «آیا جز خدا چیزی را می‌پرستید که نه کمترین سودی برای شما دارد، و نه زیانی به شما می‌رساند! (۶۶) اف بر شما و بر آنچه جز خدا می‌پرستید! آیا اندیشه نمی‌کنید ؟! (۶۷)}
    نگاه کنید قبل از اینکه نبی الله ابراهیم درنزدشان حاضر شود چه بود. آنان حکم دادند که هر کس با بت‌های‌شان چنین کرده از ظالمین است:
    {قَالُوا مَن فَعَلَ هَـٰذَا بِآلِهَتِنَا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿٥٩﴾}،
    {
    گفتند: هر كس به خدايان ما چنين كرده است،هر آينه او از ستمكاران است. (۵۹)}
    بعد ببینید عقل و منطقشان چه حکمی درحقشان صادر کرد:
    {فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾ ثُمَّ نُكِسُوا عَلَىٰ رُ‌ءُوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا هَـٰؤُلَاءِ يَنطِقُونَ ﴿٦٥﴾} صدق الله العظيم.
    {آنها به خویش بازگشتند؛ و (به خود) گفتند: «حقّا که شما ستمگرید!» (۶۴) سپس سرخود را پایین انداختند؛ تو می‌دانی که اینها سخن نمی‌گویند! (۶۵)}
    وهمانا که " تنكيس الرأس" یعنی سر خود را پایین آوردن، چون همه آنها در حالی‌ که به زمین نگاه می‌کردند پیش خود فکر می‌کردند تا شاید بتوانند حجتی در مقابل نبی الله ابراهیم بیاورند و ثابت کنند که این اوست که از ظالمین است. اما عقل و منطق از دیدن حق کور نمی‌شود و عقل آنها به ایشان گفت:
    {إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾
    صدق الله العظيم.
    {«حقّا که شما ستمگرید!»}

    نبيُّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام نمی‌دانست آنها به حق درنزد خود حکم قاطع داده‌اند که خودشان ظالمند؛ چون این حکم را درخفا و نزد خود داده بودند و به یکدیگر نیز چیزی نگفته و به نبيُّ الله إبراهيم عليه الصلاة والسلام هم چیزی نشان ندادند. عقل همگی آنها زمانی که با تفکر دنبال جوابی برای نبی الله ابراهیم می‌گشتند به آنان جواب داده بود که:
    {فَرَ‌جَعُوا إِلَىٰ أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٦٤﴾} صدق الله العظيم.
    {آنها به خویش بازگشتند؛ و (به خود) گفتند: «حقّا که شما ستمگرید!»}
    آیا نمی‌بینید بیان حق فرموده خداوند تعالی چیست که می‌فرماید:
    {فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي آلصدور} صدق الله العظيم [الحج:۴۶].
    {چرا که دیده بصیرت نابینا نمی‌شود، بلکه دلهایی که در سینه‌هاست کور می‌شود}
    چون زمانی که نبی الله ابراهیم قوم خود را تهدید کرد که بر ضد بت‌هایشان چاره‌ای خواهد کرد و گفت:
    {وَتَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنَامَكُم بَعْدَ أَن تُوَلُّوا مُدْبِرِينَ} [الأنبياء:۵۷].
    {و به خدا سوگند كه چون شما برويد، چاره اين بتانتان را خواهم كرد.}
    ابراهيم را از خدایانشان ترساندند كه بلایی بر سر او می‌آورند؛ ولی ابراهیم با عقل و منطق دربرابرشان حجت آورد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَ‌كْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَ‌كْتُم بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا ۚ فَأَيُّ الْفَرِ‌يقَيْنِ أحقّ بِالْأَمْنِ ۖ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨١﴾الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾ وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِ ۚ نَرْ‌فَعُ دَرَ‌جَاتٍ مَّن نَّشَاءُ ۗ إِنَّ رَ‌بَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٨٣﴾}
    صدق الله العظيم [الأنعام].
    {چگونه من از بتهای شما بترسم؟! در حالی که شما از این نمی‌ترسید که برای خدا، همتایی قرار داده‌اید که هیچ گونه دلیلی درباره آن، بر شما نازل نکرده است! کدام یک از این دو دسته شایسته‌تر به ایمنی هستند اگر می‌دانید؟! (۸۱)آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!» (۸۲) اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ پروردگار تو، حکیم و داناست. (۸۳)}
    و امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز به خداوند بزرگ قسم می‌خورد که اگر عقلتان را حَکَم بین روگردانان و امام ناصر محمد یمانی قرار دهید، عقل بین من و شما به حق حکم خواهد کرد و خواهید گفت به راستی که ظالمید، چون امام ناصر محمد یمانی از شما دعوت می‌کند از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم پیروی نمایید و آنچه از احادیث نبوی که مخالف آیات محکم و بینه‌ای که آیات ام الکتابند را عقلتان انکار می‌کند چون سزاوار نیست که احادیث حق محمد رسول الله با کلام خداوند که در آیات محکم کتابش آمده است، مخالفت داشته باشند. چگونه ممکن است خداوند سخنی را بگوید و نبی او چیز دیگری عنوان کند؟ این را عقل و منطق نمی‌پذیرد. از آنجا که قرآن از تحریف محفوظ است چون در تمام دنیا تنها یک نسخه از آن وجود دارد که در آن حتی یک کلمه اختلاف وجود ندارد، پس باید حدیث سنت نبوی که مخالف آن باشد؛ بی شک و تردید به دروغ به نبی نسبت داده شده است و از احادیثی که نبی علیه الصلاة و السلام فرموده‌اند نیست. اما از امام ناصر محمد یمانی سؤال کنید آیا حقاً خداوند وعده‌ای برای حفظ احادیث سنت نبوی از تحریف به شما نداده است؟ به همین ترتیب از او بخواهید برهانی روشن برایتان بیاورد؛ آیا خداوند به شما فرمان داده است که آیات محکم قرآن را مرجع احادیث بیان قرار دهید؟ و آیا خداوند در آیات محکم قرآن به شما خبر داده است که هرحدیث بیانی که مخالف آیات محکم قرآن اوست؛ دروغی است که به نبی نسبت داده شده چون این خداوند است که قرآن و بیان آن را به نبی آموخته است؟ پس امام ناصر محمد یمانی با برهان حقی که از جانب پروردگار عالمیان است؛ عقل‌های شما را خاموش کرده و می‌گویم که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)}
    به این ترتیب ای جماعت مسلمین؛ اگر فتوای عقلتان را نپذیرفته و از علمایی پیروی نمایید که غرورو تعصب آنها را به گناه کشانده است؛ به شما بشارت می‌دهم از کسانی هستید که از عقل خود استفاده نکرده و اهل جهنم‌اند؛ کسانی که از استفاده از عقل و منطق و پیروی ازآیات بینه خداوند سرباز می‌زنند و برای همین می‌گویند:
    {قَالُوا بَلَىٰ قَدْ جَاءَنَا نَذِيرٌ‌ فَكَذَّبْنَا وَقُلْنَا مَا نَزَّلَ اللَّـهُ مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ كَبِيرٍ‌ ﴿٩﴾ وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ‌ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الملك].
    {می‌گویند: «آری، بیم‌دهنده به سراغ ما آمد، ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هرگز چیزی نازل نکرده، و شما در گمراهی بزرگی هستید!» (۹) و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم!» (۱۰)}
    ای مردم؛تنها خردمندان هستند که از حق پیروی می‌کنند؛ آنان که بهترین مخلوقاتند ودر آیاتی از کتاب تدبر می‌کنند که داعی ( دعوت كننده ) با آنها برهان می‌آورد و درمی‌یابند که این آیات برای عالم و جاهل روشن و از نظر عقلی و منطقی؛ قانع کننده‌ است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٢٩} صدق الله العظيم [ص].
    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
    آیا کسانی که کورکورانه پیروی می‌کنند، غیر از این است که در برهان قوی علمی داعی تفکر نمی‌کنند که ببینند آیا به حق از نزد خداوند است یا از جانب شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را پنهان می‌دارند تا مردم را از پیروی از ذکر بازدارند؟ مگر خداوند درآیات محکم کتابش درباره آنان به شما هشدار نداده است که ایمان خود را پوششی برای خود قرار می‌دهند تا تصور کنید از مؤمنان به خداوند و نبی او هستند و سپس از راه احادیث نبوی و گفتن احادیثی غیر از آنچه که نبی علیه الصلاة و السلام فرموده‌اند؛ شما را از پیروی ازکتاب خداوند بازدارند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲)}
    سپس خداوند روش بازدارنده ایشان را به شما می‌آموزد و می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْآن ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾}
    صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲)}
    ولی شما مهدی منتظری را می‌خواهید که خداوند او را برانگیزد تا از خواسته‌ها و امیال شما پیروی نماید؛ اگر چنین باشد و او بیاید تا از امیال شما پیروی نماید، دیگر نیازی به برانگیخته شدن او نیست و اگر از خواسته‌های شما پیروی کند تنها بر گمراهی شما خواهد افزود؛ بلکه خداوند او را برمی‌انگیزد تا در موارد اختلافات دینی بین شما حکمیت کرده و با برهان قوی علمی از آیات محکم قرآن عظیم،که عقل و منطق را قانع می‌کند بر شما غلبه نماید..البته اگر به قرآن ایمان داشته باشید.
    و تمام کسانی که راه پیروی از امام ناصر محمد یمانی را منحرف می‌کنند بدانند که مردم را از پیروی از آیات محکم خداوند که در محکمات کتاب او آمده است بازمی‌دارند و نزدیک است که خداوند به ‌خاطر کتابش غضب نماید و اگر راست می‌گویید چه کسی می‌تواند عذاب او را از شما دور کند؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ مِّن رَّ‌بِّكُمْ وَهُدًى وَرَ‌حْمَةٌ ۚ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا ۗ سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض بی‌دلیلشان، مجازات شدید خواهیم کرد}
    لا قوة إلا بالله العلي العظيم و امام مهدی مانند یکی از انبیاء که صلوات و سلام بر ایشان باد می‌گوید:
    {يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَاتِ رَ‌بِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ ۖ فَكَيْفَ آسَىٰ عَلَىٰ قَوْمٍ كَافِرِ‌ينَ ﴿٩٣﴾} [الأعراف]،
    { ای قوم من! من رسالتهای پروردگارم را به شما ابلاغ کردم و برای شما خیرخواهی نمودم؛ با این حال، چگونه بر حال قوم بی‌ایمان تأسف بخورم}
    ای کسانی که از دعوت به حکمیت بر اساس کتاب خداوند روگردانده و به شدت تلاش می‌کنید تا مردم را از پیروی از آیات محکم و بینه کتاب بازدارید؛ چقدر شما مستحق عذاب خداوندید...
    ای علمای مسلمین و ای مفتیان کشورهایشان؛ امام مهدی همچنان به شما می‌گوید بیایید تا در دوران "گفتگو قبل از ظهور" و از طریق پایگاه جهانی من در(منتديات البشرى الإسلاميّة موقع الإمام المهدي ناصر محمد اليماني) با هم گفتگو کنیم و اگر سرباز زده و تکبر ورزیدید؛ و اگر نمی‌خواهید در پایگاهی جز پایگاه‌های یکی از علمای مشهور مسلمین یا مفتیان دیارشان گفتگو کنید؛ امام مهدی متواضعانه به سوی شما می‌آید و خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که من به پایگاهی که علمای مسلمین برای گفتگو انتخاب کنند؛خواهم رفت و به پروردگار عالمیان قسم که به حق دربرابر همگی شما حجت خواهم آورد و شاهد این نخواهید بود که کسی از آنان بتواند ولو در یک مسئله در برابر امام ناصر محمد یمانی حجت آورد ولو اینکه به کمک یکدیگر بیایند. ای انصارپیشگام برگزیده شاهد باشید.
    و اگر کسی ازعلمای امت دعوت کند تا گفتگو در پایگاه او باشد و علمای مسلمین و امام ناصر محمد یمانی با هم گفتگو نمایند؛ به تمام انصار فرمان می‌دهم تا بگذارند مهدی منتظر با برهان علمی از محکمات قرآن عظیم به تنهایی با تمام آنها جهادی عظیم نماید؛ همانند رزمنده‌ای که سوار بر اسب در میدان جنگ؛ مبارزه می‌کند و هربار یک مبارز جدید به مصاف او می‌آید و امام مهدی ناصر محمد یمانی نیز چنین خواهد کرد و به خداوندی که خدایی جز او نیست؛تمام علمای جن و انس نمی‌توانند با برهان قوی علمی بر او غلبه نمایند چراکه حق با امام ناصر محمد یمانی است و راه حق تنها یک راه است. از راه‌های متفرق پیروی نکنید که از راه حقی که رو به سوی پروردگار من و شماست؛ دور خواهید شد. ای علمای مسلمین به دعوت به گفتگو پاسخ دهید و از اولین کسانی که به دعوت به حکمیت براساس کتاب خداوند ذکر؛ کافر می‌شوند نباشید که خداوند شما را با سیاره دهم عذاب خواهد کرد و هشدار دهنده معذور است. خدایا من ابلاغ کردم.خدایا شاهد باش.
    انصار عزیزم این بیان مرا از راه پست الکترونیکی؛ برای مفتیان کشورها و علمای مشهور و پایگاه‌های آنها بفرستید و به آنها درمورد نزدیک شدن سیاره عذاب هشدار دهید تا به دعوت به پذیرش حکمیت براساس کتاب پاسخ دهند. نزدیک است که خداوند به خاطر کتابش غضبناک شود و ای روگردانان از پیروی از کتاب قرآن و حکمیت آن در اختلافات؛ از عذاب خداوند رحمان به کجا پناه می‌برید. پس از امر خداوند اطاعت کرده و پروا کنید؛ باشد که رستگار شوید و این خداوند است که به شما امر می‌کند براساس کتابش حکم نمایید و امام مهدی مکلف است حکم خداوند را از آیات محکم آن برای شما استنباط نماید از خدا پروا کرده وازعذابش بترسید.
    أخوكم عبد الله وخليفته؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.



  9. مصدر المشاركة
    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..
    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    21 - محرم - 1432 هـ
    27 - 12 - 2010 مـ
    ۶-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    02:18 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    مهدی منتظر از آیات محکم ذکر فتوا می‌دهد که کافران بعد از مرگ در آتش عذاب می‌شوند و عذاب قبر را نفی می‌کند؛ عذاب در قبر افترای شیاطین بشر است.....

    بسم الله الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    {إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النبيّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تسليماً} صدق الله العظيم.
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.}
    سؤالی فرضی از یکی از پرسش‌گران: ناصر محمد یمانی شأن تو چیست؟
    و جواب:
    من خلیفه خداوند بر مسلمانان و عالمیان هستم. خداوند مرا بر شما برگزیده و در علم بیان حق قرآن بر علمای مسلمین و مسیحی و یهود برتری و فزونی بخشیده است و با قرآن با من مجادله نمی‌کنند؛ مگر با برهان قوی علمی و روشن از آیات محکم قرآن عظیم بر ایشان غلبه نمایم با این شرط راستین که برهان از آیات محکم کتاب برای عالم و جاهلتان باشد تا در میان علمای مسلمین و اختلافاتی که با هم دارند؛ با حکم حق خداوند، حکمیت کنم تا بعد از اینکه در دین خدا دچار تفرقه و دسته‌بندی شده و هر یك به داشته خود دل خوشند؛ آنان را متحد سازم. اغلب علوم دینی که نزد آنهاست بر اساس ظن و گمان است و پیروی از علوم ظنی که احتمال صحت یا خطا درآن است؛ کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. آنگاه هر يك از آنان می‌گوید:" اگر درست گفته باشم از جانب خداست و اگر اشتباه کرده باشم از جانب من و شیطان است"! اما در دین خداوند علوم ظنی و به خداوند نسبت دادن بدون اینکه یقین داشته باشید مطلبی حقاً از جانب پروردگارتان است؛ حرام می‌باشد و خداوند علمای امت را از بیان مطلب برای امت بدون یقین از اینکه از نزد پروردگار است؛ نهی می‌کند. در حالی‌ که این شیطان است که فرمان می‌دهد مطلبی را که به حق یقین ندارند از نزد پروردگارشان است، به او نسبت دهند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩} صدق الله العظيم [البقرة]

    {او شما را فقط به بدی‌ها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید}
    فرمان شیطان همیشه برخلاف فرمان خداوند رحمان است که در آیات محکم کتابش آمده است و به طور کامل با آن درتناقض است و خداوند تعالی می فرماید:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و گناه و ستم به ناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید.»}
    سؤال دوم: ناصر محمد یمانی ولی این اجتهاد علمای امت است و عالمی را پیدا نمی‌کنی که به خداوند بزرگ قسم بخورد که جز حق نمی‌گوید؛ بلکه شاهدیم که اکثر آنها بعد از دادن فتوا برای مردم می‌گویند:" الله اعلم" چون به یقین اطمینان ندارند که فتوایشان حق است. ایشان با جستجو در برهان‌های علمی روایات و احادیث سنت نبوی که در طی نسل‌ها به ارث رسیده و در پرتو آنها و با استناد به آن اجتهاد کرده و فتواهای دینیشان را می‌دهند و سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا معنای اجتهاد این است؟
    و جواب: ای پرسش‌گران حق جو! بدانید که اجتهاد این نیست که مطالبی که به یقین نمی‌دانید حق آمده از نزد پروردگار است، به اونسبت دهید؛ چون خداوند به طلاب علوم امر نموده است که از علوم ظنی پیروی ننمایند چرا که ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌سازد زيرا علوم ظنی فاقد برهان علمی حقی هستند كه ثابت كند بدون شك و ترديد این علوم از جانب خداست و در موارد اختلاف برهان علمی قوی و حق خداوند رحمان را؛ در آیات محکم کتابش قرآن عظیم خواهند یافت البته اگرحقاً از کتاب خداوند و سنت حق رسولش پیروی می‌کنند. اما کسانی که به علوم حدیث و روایتی که نزد خود دارند مسرور بوده و از آیات محکم کتاب که برای عالم و جاهلتان روشن است رومی‌گردانند، کسی نمی‌تواند ازعذاب خداوند آنان را درامان نگاه دارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۹۳].
    {و اگر ببینی هنگامی که (این) ستمکاران در سکرات مرگ فرو رفته اند، و فرشتگان (قبض روح) دستها را گشوده (و به آنان می گویند) «جان‌هایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید».}
    و کسی که از آیات محکم خداوند حق برایش روشن شد و بعد، از مطالب مخالف آن که در احادیث و روایات آمده است، پیروی نمود؛ مانند کسی است که به قرآن عظیم کافر است. هان که گمراهی یک عالِم می‌تواند باعث گمراهی تمام عالَم شود و کسانی که بدون یقین قطعی نسبت به اینکه مطلبی به حق از نزد پروردگار است؛ آن را به خداوند نسبت می‌دهند، هم خود و هم امت خود را گمراه می‌کنند چون خطرناک‌ترین کار در امور دین این است که بدون یقین داشتن از آن که امری به حق و بی هیچ شک و تردید از نزد پروردگار است؛ آن را به خداوند نسبت دهند چراکه ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و عالِمی که ازعلوم ظنی پیروی می‌کند- که احتمال دارد غلط باشد یا درست- باعث گمراه شدن کامل یک امت خواهد شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِباً لِيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۴۴].
    {پس چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ می‌بندد، تا مردم را از روی جهل گمراه سازد؟! خداوند هیچ گاه ستمگران را هدایت نمی‌کند»}
    چون برهان قوی از جانب خداوند رحمان باید برای همگان روشن و بینه باشد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً}
    صدق الله العظيم [الكهف:۱۵].
    {چرا دلیل آشکاری نمی‌آورند؟! و چه کسی ظالم‌تر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}
    شاید یکی از علمای امت بخواهد بگوید:" ناصر تو را چه می‌شود که از آیه خداوند برای مصلحت دعوت خود استفاده می‌کنید؟ این آیه در باره کسانی نازل شده که بت پرست بوده ورسولان پروردگارشان به آنها می‌گفتند:
    {لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً}
    صدق الله العظيم،[الکهف:۱۵]
    {چرا دلیل آشکاری نمی‌آورند؟! و چه کسی ظالم‌تر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}
    یعنی چرا برای پرستیدن بت‌ها برهانی قوی و روشن از جانب پروردگاررحمان نمی‌آورند که نشان دهد خداوند به آنان اجازه داده است که بت‌ها را مادون او عبادت کنند". امام ناصر محمد یمانی در جواب می‌گوید: این را می‌دانم؛ من می‌خواهم از این آیه استنباط کنیم که برهان قوی وحق علمی می‌باید برای همگان روشن و بینه باشد و برای همین گفتند:

    {لَّوْلَا يَأْتُونَ عَلَيْهِم بِسُلْطَانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً}
    صدق الله العظيم [الكهف:۱۵].
    {چرا دلیل آشکاری نمی‌آورند؟! و چه کسی ظالم‌تر است از آن کس که بر خدا دروغ ببندد؟!»}

    ولی قوم انبیا حاضر به پیروی از انبیا و رسولانی نشدند که با آیات بینه و حق کتاب که از نزد پروردگارشان آمده بود؛ برایشان حجت می‌آوردند. آن مردمان از پیروی از آنچه که خداوند نازل کرده بود سرباز زده و اصرار داشتند که کورکورانه ازهمان چیزی پیروی کنند که پدران و گذشتگان خود را بر آن یافته بودند بدون این که از فکر خود استفاده کنند و ببینند که عقل و منطق آن را می‌پذیرد یا خیر؟ وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۗ أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ ﴿١٧٠} [البقرة].
    {و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید!» می‌گویند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی می‌نماییم.» آیا اگر پدران آنها، چیزی نمی‌فهمیدند و هدایت نیافتند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید :
    {وَإِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً قَالُوا وَجَدْنَا عَلَيْهَا آبَاءَنَا وَاللَّـهُ أَمَرَنَا بِهَا ۗ قُلْ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ ۖ أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و هنگامی که به آنها گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید!»، می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!»؛ آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و هدایت نیافته بودند}

    حجت آنان جز این نبود که می‌گفتند:
    {قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءَنَا كَذَٰلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿٧٤} صدق الله العظيم [الشعراء]،
    { گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‌کنند.»}
    و تصورمی‌کردند که پدران‌شان آگاهانه‌تر و درست‌ترازآنان حکم می‌کرده‌اند وآنچه که پدرانشان برآن بودند حکمت بالغه‌ای داشته است و لذا بدون استفاده از عقل کورکورانه از آنان پیروی کرده ومی‌گفتند:

    {إِنْ هَـٰذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ﴿١٣٧} صدق الله العظيم [الشعراء]،
    {این همان روش پیشینیان است!}
    و به رسول پروردگارشان می‌گفتند ما از شما پیروی نمی‌کنیم بلکه از پدرانمان تبعیت می‌کنیم؛ پس خودتان را خسته نکنید و می‌گفتند:
    {سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ} [الشعراء:۱۳۶]،
    { آنها گفتند: «برای ما تفاوت نمی‌کند، چه ما را انذار کنی یا نکنی؛}
    وبرای همین هم خداوند به حق به آنان پاسخ داده و می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٦} صدق الله العظيم [البقرة]،.
    {کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را بترسانی یا نترسانی؛ ایمان نخواهند آورد.}
    چون اصرار داشتند بدون این که در عقاید گذشتگانشان تفکر کنند، کورکورانه از روشی که آنها را بر آن یافته بودند پیروی نمایند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللَّـهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا ۚ أَوَلَوْ كَانَ الشَّيْطَانُ يَدْعُوهُمْ إِلَىٰ عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿٢١} صدق الله العظيم [لقمان].
    {و هنگامی که به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده پیروی کنید، می‌گویند: «نه، بلکه ما از چیزی پیروی می‌کنیم که پدران خود را بر آن یافتیم!» آیا حتّی اگر شیطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان کند}
    چون از پیروی از آیات روشن کتاب پروردگارشان سرباز زدند؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا رَجُلٌ يُرِيدُ أَن يَصُدَّكُمْ عَمَّا كَانَ يَعْبُدُ آبَاؤُكُمْ}
    صدق الله العظيم [سبأ:۴۳].
    { و هنگامی که آیات روشنگر ما بر آنان خوانده می‌شود، می‌گویند: «او فقط مردی است که می‌خواهد شما را از آنچه پدرانتان می‌پرستیدند بازدارد!»}
    و علت گمراهیشان این بود که پدران خود را گمراه یافتند و بدون استفاده از عقل‌هایشان ازهمان ضلالت پیروی نمودند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءَهُمْ ضَالِّينَ ﴿٦٩} [الصافات].
    {
    پدران خود را در گمراهی یافته‌اند (و به دنبال ایشان کورکورانه روان گشته‌اند).}
    و
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {بَلْ قَالُوا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّهْتَدُونَ ﴿٢٢} صدق الله العظيم [الزخرف]،
    { بلکه آنها می‌گویند: «ما نیاکان خود را بر آئینی یافتیم، و ما نیز به پیروی آنان هدایت یافته‌ایم.»}
    و برایتان روشن شد علت گمراهی تمام ملت‌ها پیروی کورکورانه از پیشینیان بوده است. انبیا خداوند ایشان را به استفاده از عقل و منطق فکری دعوت نمودند تا ببینند که فتوای عقل درباره عقاید پدران‌شان چیست. ولی ملت‌های گمراه؛ از دسته کسانی بودند که با حجت داناتر بودن و حكمت بهتر پدرانشان؛ تفکر درباره عقاید آنان را رد کردند و برای همین هم پیروی کورکورانه و عدم استفاده از عقل علت گمراهی ملت‌ها بوده است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِّن نَّذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَىٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَىٰ آثَارِهِم مُّقْتَدُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [الزخرف].

    {و این‌گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذارکننده‌ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور-مترفان- آن گفتند: «ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‌کنیم.»}
    و به همین ترتیب مسلمانانی که در دین خود فرقه فرقه شده‌اند؛ کورکورانه از علمایی پیروی می‌کنند که قبل از ایشان بوده‌اند؛ بدون اینکه به خود فرصت استفاده از عقلشان را بدهند و اگردرباره مطلبی که مخالف عقل و منطق است ازآیات محکم قرآن عظیم برایشان حجت بیاوری؛ می‌گویند تو بهترمی‌دانی یا محمد رسول الله وصحابه اش صلى الله عليهم جميعاً. همانا که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم قرآن را برای صحابه خود بیان نموده و بیان حق قرآن این‌ گونه به ما رسیده است چون تأویل قرآن را جز خداوند نمی‌داند. خداوند آن را به رسول خود صلی الله علیه و آله آموخته و ایشان نیز آن را به صحابه خود آموخته است. پس ما ازآنچه که پدران خود را بر آن یافتیم؛ تبعیت می‌کنیم و از روایات و احادیث نقل شده از رسول پیروی می‌کنیم، حال یا مانند شیعیان از راه ائمه آل‌بیت و یا مانند اهل سنت وجماعت، به صورت عام از صحابه. پس ما به حق دربرابر علمای شیعی و اهل سنت حجت آورده و می‌گوییم: ای جماعت شیعیان و سنیان! شما همگی از سنیان هستید چون شما تنها از احادیث و روایاتی که درسنت آمده‌اند؛ پیروی می‌کنید و مهم‌ترین چیز نزد شما این است که این روایات از جانب افراد مورد اعتماد (ثقات) روایت شده و هرچقدرکه مخالف آیات محکم کتاب باشند؛ تا زمانی که بر حسب گمانتان برایتان ثابت شده باشد از افراد موثق نقل شده‌اند؛ از آیات کتاب پیروی نخواهید کرد. پس اگر شما شیعیان و سنیان از احادیث و ورایاتی که مخالف آیات محکم کتاب باشند پیروی کنید؛ دیگر در مسیر کتاب خداوند و سنت حق رسولش نیستید؛ چون هر حدیثی از احادیث سنت نبوی؛ مخالف آیات محکم کتاب باشد، از جانب خداوند و رسولش نیست؛ آیا فکر نمی‌کنید؟ آیا می‌دانید که امام ناصر محمد یمانی به سنت محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ایمان دارد؛ چون آنها نیز مانند قرآن عظیم از نزد خدا آمده‌اند و به همین خاطر اگر به حدیث حقی ایراد بگیرم یعنی حتماً یکی از آیات کتاب را تکذیب کرده‌ام؛ چون آیات کتاب نیز همان فتوایی را می‌دهند که در حدیث حق آمده است. در این مورد برایتان مثالی می‌آورم. مثلاً خداوند برای علمای مسلمین که درامور دینی دچار اختلاف هستند، فتوا می‌دهد که حکم خداوند سبحان را درموارد اختلاف بکار گیرند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِن شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿١٠} صدق الله العظيم [الشورى]،
    {در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    و حکم خداوند در آیات محکم کتاب در انتظار آنان است چون خداوند با علم به اختلافات فی مابین، آن را نازل نموده است چرا که تفصیل کتاب در آیات همین کتاب گذاشته شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَغَيْرَ اللّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَهُوَ الَّذِي أَنَزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتَابَ مُفَصَّلاً} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۱۴].
    {آیا غیر خدا را به داوری طلبم؟! در حالی که اوست که این کتاب آسمانی را، که همه چیز در آن آمده، به سوی شما فرستاده است}
    و شاید یکی از علمای امت بخواهد سخنان مرا قطع کرده و بگوید:" ناصر محمد یمانی با ما مجادله کرده‌ای و این مجادله طولانی شده است. آیا حجت خود را برای ما نمی‌آوری که ما از کدام اعتقاد پدرانمان بدون استفاده از عقل؛ پیروی کرده‌ایم؟" پس امام ناصرمحمد یمانی برهان حق خود را از آنچه که تصورمی‌کنید به آن پایبند هستید یعنی سنت حق نبوی و آیات محکم ذکر -قرآن- آورده و به حق در برابرتان حجت می‌آورد: خداوند واحد قهار را به شهادت می‌گیرم که من مهدی منتظر فتوا می‌دهم که بعد از مرگ عذاب در آتش خواهد بود و عذاب برزخی در قبر را رد می‌نمایم. به راستی که عذاب قبر از افتراهای شیاطین بشر است که در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهند وکفر خود را برای انحراف بشر از اعتقاد به عذاب بعد از مرگ؛ پنهان می‌نمایند. چون شیاطین بشر می‌دانند انسان‌های کافر چیزی از عقیده مسلمانان درباره عذاب قبر؛ پیدا نخواهند کرد و اثری از این که قبر برای کافر آن‌ قدر تنگ شود که پهلویش را بشکند و یا اثری از آتشی که درقبر او را سوزانده باشد و یا او را از جای خود کوچک‌ترین حرکتی داده باشد؛ نمی‌یابند. بلکه او را در همان وضعیتی پیدا می‌کنند که اطرافیانش او را درقبر گذاشته بودند و تکانی نخورده است؛ چون اگرروح برای حساب و عذاب به جسم بازگشته باشد،باید از حالتی که به پهلوی راست یا چپ گذاشته شده بود؛تکان خورده وبه شکم ویا پشت برگشته باشد. عقل و منطق می‌گوید که اگر روح ولو برای یک دقيقه بازگشته باشد؛ باید چنین تغییری رخ دهد لذا -وقتی چنین اتفاقاتی نیفتاده باشند- دربرابر مسلمانان حجتی عقلانی و منطقی می‌آورند که از اعتقادات آنان درباره عذاب قبر بعد از مرگ نشانه‌ای نیافته‌اند .آن‌گاه تعداد کثیری از مردم به خاطر عقاید مسلمین درمورد عذاب قبرکه در عالم واقعیات؛ حقیقت آنها ثابت نمی‌شود؛ از دخول به دین اسلام رومی‌گردانند و نقشه شیاطین بشر که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را نهان ساخته وافترای عذاب قبر را -که از نزد خداوند برهانی برای آن در آیات محکم قرآن نازل نشده -مطرح کرده‌اند کارساز شده است. آیا جز این است که
    خداوند قرآن را برای هشدار دادن به بشر درباره عذاب خداوند واحد قهار نازل نموده است؟ اما خداوند سبحان تأکید نموده است که روح بشر-بدون جسد- بعد از مرگ مستقیم عذاب خواهد شد و خداوند درست در همان روزی که مجرمان را هلاک می‌نماید؛ آنها را به آتش می‌اندازد . تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُون} صدق الله العظيم [الأنعام:۹۳].
    {و اگر ببینی هنگامی که (این) ستمکاران در سکرات مرگ فرو رفته اند، و فرشتگان (قبض روح) دستها را گشوده (و به آنان می گویند) «جان‌هایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید».}
    و این دلیل آشکاری از محکمات قرآن عظیم است که عذاب بعد از مرگ بر نفس بدون جسد واقع خواهد شد و نفس بعد از جدا شدن از جسد به آتش جهنم افکنده می‌شود و جسد بدون روح، مرده است چون راز حیات و زندگی در نفس است و نفس شقی بعد از خروج از جسم در آتش جهنم افکنده می‌شود. چون فرشتگان خداوند رحمان با شدت به جسم مجرمین ضربات دردناکی می‌زنند اما طوری که از شدت ضربات خون از جسد خارج نشود و به کافران می‌گویند نفس خود را خارج کنید یعنی ازاجسادتان خارج شوید و عذاب خوارکننده را امروز بچشید؛
    چون عذاب روز مرگ بر روح بدون جسد واقع می‌گردد. فرشتگان خداوند رحمان به اصحاب آتش می‌گویند: {أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُون}
    صدق الله العظيم [الأنعام:۹۳].
    {جانهایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید».}
    و سؤالی که مطرح می‌شود این است: فرشتگان خداوند رحمان از کجا می‌دانند کسانی که زدن آنان را به عهده گرفته‌اند ( مضروب شدگان ) آنانی هستند که نسبت ناحق به خداوند داده و از کجا می‌دانند که آنها ازپذیرش آیات خداوند استکبار ورزیده‌اند؟ جواب را در آیات محکم کتاب می‌یابید:
    {وَهُوَ الْقَاهِرُ‌ فَوْقَ عِبَادِهِ وَيُرْ‌سِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُ‌سُلُنَا وَهُمْ لَا يُفَرِّ‌طُونَ ﴿٦١﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و او بر بندگانش چیره است و نگهبانانی ( از فرشتگان) بر شما می فرستد تا زمانی که یکی از شما را مرگ فرا رسد؛ فرستادگان ما جانش را می گیرند، و (از او) جدا نمی شوند}.
    پس بیان حق سخن فرشتگان برایتان روشن شد که می‌گویند:
    {أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُون} صدق الله العظيم [الأنعام:۹۳].
    {جانهایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید».}
    چون فرشتگان مرگ حَفَظَة یعنی همان نگهبانانی هستند که از اعمال شما باخبرند و می‌دانند در طول زندگی‌تان چه کرده‌اید و لحظه‌ای از آن غافل نبوده‌اند. فرشتگان مرگ همان ملک "عتید" و "رقیب" و فرستادگان پروردگار عالمیان هستند که مکلف شده‌اند از همان ابتدا همراه انسان باشند تا زمانی که تقدیر مقدر شده در کتاب مسطور فرا برسد وسپس به اذن خداوند او را بمیرانند و دراین امر کوچک‌ترین کوتاهی نمی‌کنند و بعد از مرگ نیز مأمور او هستند. اگر از اصحاب جهنم باشند؛ بعد از مرگ و خارج کردن روح از جسد، او را می‌برند و شما فریاد نفس را بعد از خارج شدن از جسد نمی‌شنوید. چون فرشتگان مرگ ضربات دردناکی به او وارد می‌کنند، نفس بعد از خروج از جسد فریاد می‌کشد که وای برمن؛ مرا کجا می‌برید؛ چرا که می‌داند که او را به آتش جهنم خواهند انداخت؛ چون سخن فرشتگان خداوند رحمان را درمورد اینکه بعد از خارج شدن نفس، به آتش جهنم افکنده خواهند شد را شنیده‌اند و مقصود فرشتگان خداوند رحمان در خطاب به اموات در حین مرگ همین است:
    {أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُون}
    صدق الله العظيم [الأنعام:۹۳].
    {جانهایتان را بیرون آورید! امروز عذاب خفت باری در برابر آنچه ناحق بر خدا می گفتید، و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، خواهید دید».}
    و می‌گویم ای علمای امت اسلام، آیا به من فتوا می‌دهید که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در شب اسرا و معراج از کنار اهل آتش گذشته و شاهد عذاب آنها در آتش جهنم بوده است؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإنّا عَلـى أنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرونَ}
    صدق الله العظيم [المؤمنون:۹۵].

    {و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم}
    چون خداوند در شب اسرا و معراج آیات بزرگ پروردگارش را به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نشان داد و از جمله آن آتش بزرگ و جنت المأوی در نزد سدرة المنتهی و عرش عظیم بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَ‌أَىٰ ﴿١١﴾ أَفَتُمَارُ‌ونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَ‌ىٰ ﴿١٢﴾ وَلَقَدْ رَ‌آهُ نَزْلَةً أُخْرَ‌ىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَ‌ةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَ‌ةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ‌ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾ لَقَدْ رَ‌أَىٰ مِنْ آيَاتِ رَ‌بِّهِ الْكُبْرَ‌ىٰ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    { قلب در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) و بار دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در نزد آن است (۱۵) در آن هنگام پوشش (نور خداوند) سدرة المنتهی آن را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}
    و از نشانه‌های بزرگی که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم شاهد آن بود؛ آتشی است که خداوند وعده آن را به کفار داده و همچنین بهشتی که به نیکان وعده داده است. تصدیق وعده حق خداوند در آیات محکم کتابش:
    {وَإنّا عَلـى أنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:۹۵].
    {و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم}
    پس ای علمای مسلمین؛ چرا از افتراهای شیاطینی که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را پنهان می‌کنند؛ تبعیت می‌کنید. آنها هستند که به شما فتوا داده‌اند که بعد از مرگ عذاب برزخی در قبر و حفره‌ای است که جسد در آن قرار داده می‌شود و در این دروغ حکمت خبیثانه و داهیانه‌ای نهفته است؛ در آن خبث و مکر به ناحقی نهفته است. البخاری و مسلم و امثال آن به این احادیث شک نکرده‌اند و چون ظاهر آن کافران را می‌ترساند و به وحشت می‌اندازد؛ تصور کردند که از رسول صلى الله عليه وآله وسلم است در حالی که از افتراهای شیاطین بشری است که تظاهر به ایمان کرده و کفر ومکر خود بر ضد خداوند و رسول و مؤمنان مخفی نگاه می‌دارند؛ چون شیاطین بشر می‌دانستند که ریسمان دروغ کوتاه است و کافران متوجه این دروغ شده وگاهی اقدام به نبش قبر مردگانشان بعد از مرگ می‌کنند و زمانی که اثری از اعتقاد مسلمانان پیدا نکردند؛ از پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم رومی‌گردانند چون گمان می‌کنند عذاب قبر بعد از مرگ فتوایی است که در قرآن عظیم آمده است؛ ولی علمای مسلمین می‌دانند که خداوند حرفی از اینکه عذاب بعد از مرگ در حفره بد قبر است در قرآن به میان نیاورده است حاشالله رب العالمین! بلکه خداوند در آیات محکم کتابش فتوا داده است که کافران تکذیب کننده پروردگار را بلافاصله بعد از مرگ مستقیم وارد آتش جهنم خواهد کرد؛ مانند قوم نوح و کسانی که بعد از آنان بود‌ّ‌ه‌اند.خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مِّمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِ‌قُوا فَأُدْخِلُوا نَارً‌ا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَنصَارً‌ا ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [نوح].
    {همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند}
    واین عذاب در آتش؛ عذابی دیگر و قبل از عذاب در آتش در روز حساب است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {هَـٰذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ‌ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ‌ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾} صدق الله العظيم [ص].
    {و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸)}
    و حال بیایید تا سیر حوادث عذاب برزخی کفار که بعد از هلاک مستقیم آنان را به آتش می‌افکند چگونه است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مِّمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِ‌قُوا فَأُدْخِلُوا نَارً‌ا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَنصَارً‌ا ﴿٢٥﴾}
    صدق الله العظيم [نوح].
    {همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند}
    و این عذاب برزخی درآتش است که از روز هلاک شدن تا برانگیخته شدن در آن خواهند ماند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ‌ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ‌ وَشَهِيقٌ ﴿١٠٦﴾ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْ‌ضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَ‌بُّكَ إِنَّ رَ‌بَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِ‌يدُ ﴿١٠٧﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {امّا آنها که بدبخت شدند، در آتشند؛ و برای آنان در آنجا، «زفیر» و «شهیق» است... (۱۰۶) جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می‌دهد! (۱۰۷)}
    ولی عزیزان من بیایید تا ببینیم سیر حوادث در آتش و عذاب در آن قبل از عذاب روز حساب چگونه است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ‌ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ‌ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْ‌حَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ‌ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْ‌حَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَ‌ارُ‌﴿٦٠﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    {و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است: (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند(ساکنان جهنم می‌گویند) خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها(تازه ‌واردان به جهنم) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) }
    ببینید که فرشتگان خداوند رحمان که نگهبان جهنم هستند درباره تازه‌ واردان که رسولان پروردگارشان را تکذیب کرده و موجب هلاکت خود توسط خداوند شده‌اند؛ به پدران آنها چه می‌گویند. نگاهبانان جهنم به آنان بشارت می‌دهند که فرزندانی که کورکورانه از شما تبعیت کرده و رسولان پروردگارشان را تکذیب کردند؛ فرشتگان مرگ بر ایشان وارد شده و آنان را از زمین به سوی شما آورده‌اند؛ به ایشان خوش‌آمد بگویید. پاسخ اصحاب آتش چنین است:
    {لَا مَرْ‌حَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ‌ ﴿٥٩﴾}
    [ص]
    { خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت!}

    و میهمانان جدید در پاسخ آنان می‌گویند:
    {قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْ‌حَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَ‌ارُ‌ ﴿٦٠﴾} صدق الله العظيم [ص].

    {آنها(تازه ‌واردان به جهنم) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) }
    و این بدان جهت است که ایشان از مردمان پیشین کورکورانه پیروی کرده و از بصیرت فکری که خداوند به انسان عطا نموده و او را از حیوان جدا کرده‌ است، استفاده نکرده‌اند. برای همین هم میهمانان جدید در آتش به چپ و راست نگاه می‌کنند تا شاید کسانی را که ازعبادت خدایانشان روگردانده و از رسولان پروردگار پیروی نموده و کشته شده بودند را ببینند. کسانی که به تصورشان از اشرار بوده و آنان را کشته بودند؛ ولی ایشان را همراه کافران پیش از خود در آتش نیافته بودند و سپس گفتند:
    {وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ ربّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
    {و گويند: چرا مردانى را كه از اشرار مى‌شمرديم اكنون نمى‌بينيم؟ (۶۲) آنان را به مسخره مى‌گرفتيم. آيا از نظرها دور مانده‌اند؟ (۶۳) اين جدال اهل جهنم با يكديگر چيزى است كه به حقيقت واقع شود. (۶۴) بگو: جز اين نيست كه من بيم‌دهنده‌اى هستم و هيچ خدايى جز خداى يكتاى قهار نيست. (۶۵) آن پيروزمند و آمرزنده، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست. (۶۶) بگو: اين خبرى بزرگ است، (۶۷) كه شما از آن اعراض مى‌كنيد. (۶۸) هنگامى كه با يكديگر جدال مى‌كردند من خبرى از ساكنان عالم بالا(جهنمیان) نداشتم. (۶۹)}
    ای خردمندان به کلام خداوند تعالی بنگرید که می‌فرماید:
    {إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾} [ص]
    {اين جدال اهل جهنم با يكديگر چيزى است كه به حقيقت واقع شود}.
    و شما از تخاصم آنان با خبر شدید. حال به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:
    {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم
    {هنگامى كه با يكديگر جدال مى‌كردند من خبرى از ساكنان (جهنمیان) عالم بالا نداشتم}
    چون آتش در فضای کیهانی؛ پایین‌تر از آسمان و بعد از زمین قرار دارد و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
    {بگو: اين خبرى بزرگ است، (۶۷) كه شما از آن اعراض مى‌كنيد. (۶۸) هنگامى كه با يكديگر جدال مى‌كردند من خبرى از ساكنان (جهنمیان) عالم بالا نداشتم. (۶۹)}
    لذا عذاب برزخی قبل از روز قیامت در آتش است نه در قبر حفره جسد؛ پس چرا با عدم تدبر در آیات کتاب و مهجور گذاشتن آن؛ خود و امت‌تان را گمراه می‌سازید و حجت‌تان هم این افترا به خداوند است که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند؟ خداوند در آیات محکم کتاب خود نفرموده‌ است که تأویل قرآن را کسی جز خداوند نمی‌ٔداند؛ بلکه شما می‌دانید مقصود خداوند آیات متشابه آن است که تأویل آن را جز خداوند نمی‌داند؛ نه آیات محکمی که برای عالم و جاهلتان بینه و روشن است.
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].

    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    واگر برحسب گمان شما؛ تأویل قرآن را جز خداوند کسی نمی‌داند؛ پس چرا فرمان تدبر در آیات محکم کتاب داده شده است؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ}
    صدق الله العظيم [ص:۲۹].
    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند}
    پس ای مردم هرگز نمی‌توانید از قران بر ناصر محمد یمانی پیروز شوید حتی اگر به یاری همدیگر بشتابید می‌دانید چرا ؟ چون امام مهدی از اولوالالباب است که خداوند در باره آنها فرموده است :
    {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:۲۹].
    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند}
    من مانند شما کتاب خداوند را مهجور رها نمی‌کنم شما به دنبال روایات احادیث خیر و شرّ بوده وحق و باطل در نزدتان یکی است.
    ای عجب از شما؛ چگونه نور و ظلمات در قلبتان با هم جمع می‌شوند؛ چون شما به داستان اسرا و معراج باور داشته و ایمان دارید که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم شاهد بود که کفار در آتش عذاب می‌شوند و می‌پرسد برادر جبرئیل اینان چه کسانی‌اند؟ او می‌گوید: اینها کسانی‌اند که چنین و چنان کرده‌اند. و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم}
    ولی امر عجیب این است که شما هم زمان به حق و باطل ایمان دارید؛ چون با ایمان به داستان اسرا و معراج معتقدید که کفار گرفتارعذاب برزخی در آتش جهنم می‌شوند و هم‌ زمان به این عقیده باطل و دروغ باور دارید که کفار در قبرهای‌شان دچار عذاب آتش می‌شوند! ای خردمندان این موضوع بسیار عجیب است! چگونه هم‌ زمان به حق و باطل دروغ باور دارید؟ چگونه نور و تاریکی با یک‌دیگر جمع می‌شوند؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟ شما می‌دانید که آتش شیء مرئی و محسوس است و اگر قبر با آتش مشتعل شود؛ سنگ‌هایی که قبل از ریختن خاک بر جسد، به عنوان سقف روی مردگان‌تان می‌گذارید؛ ذوب می‌شدند؛ چرا که آتشی که خداوند وعده آن را داده است؛ از شدت حرارت، سوختش از سنگ است و به راستی که شیاطین بشر؛ کسانی که تظاهرمی‌کنند ایمان دارند ولی کفر خود را پنهان می‌نمایند، می‌خواهند با دروغ عذاب قبر دلیلی عقلانی و منطقی در برابر شما به کفار بدهند تا یکی از آنان بگوید: ای مسلمانان بیایید تا قبر یکی از کسانی را که به شدت کافر بوده و با اسلام و مسلمین می‌جنگیدند را باز کنیم تا ببینیم واقعاً با آتش سوزانده شده است یا خیر؟ سپس مسلمانان و ملحدین و منکران عذاب بعد از مرگ را برای مشاهده این امر حاضر می‌کنند و از آنجا که اثری از باور مسلمانان پیدا نمی‌کنند؛ دربرابرشان حجت عقلانی و منطقی می‌آورند؛ آیا فکر نمی‌کنید؟ وپیش از این به شما خبر داده بودیم که بعضی از احادیث هستند که ابلهان کوچک‌ترین شکی در آن نمی‌کنند برای مثال این حدیث که به دروغ به نبی و صحابه نیکوکار او نسبت داده شده است:
    [أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ].

    [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز خوانده و زکات بدهند؛ اگر چنین کنند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداست]
    واما ابلهانی که هیچ فکر نمی‌کنند؛ به این حدیث هیچ شک نمی‌نمایند و خود و امتشان را گمراه کرده و کافران را با حجت کفرشان به قتل می‌رسانند در حالی‌ که خداوند خون و اموال آنان را حلال نکرده است. پس امام مهدی منتظر به خطبای منابری که مانند گاوهایی هستند که فکر نمی‌کنند؛ می گوید: شما درباره امر خداوند به رسولش در آیات محکم ذکر چه موضعی دارید؛ چون شاهدید که امر خداوند با این امر ظالمانه اختلاف دارد و شیاطین بشر می‌خواهند کفار در هر مکانی که هستند به دین شما تعدی کنند؛ چون اگر چنین نکرده و شوکت شما را درهم نشکنند؛ شما به بهانه کفر؛ به آنان حمله کرده و خونشان را به زمین ریخته و مالشان را به غارت برده و زنانشان را بی‌حرمت خواهید کرد. خدا شما را بکشد؛ ای کسانی که از امر شیطان پیروی می‌کنید که همراه اولیائش می‌خواهد بشر را از دین اسلام و مسلمین بیزار کند و آنها را به جنگ با اسلام و مسلمین بکشاند. ای کسانی که فرمان خداوند به نبی خود را فرو گذاشته‌اید از خدا پروا نمایید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٩٩} [يونس].
    {و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗوَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٥٦} [البقرة].
    { در قبول دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    {وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩} [الكهف].
    {بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}
    {وَقُلِ الحقّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ} [الكهف:۲۹].
    {بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!»}
    {إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ‌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿٢٧﴾ لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿٢٨﴾}
    [التكوير].
    {این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸)}
    {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} صدق الله العظيم [الرعد:۴۰].
    {در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست}
    چگونه ممکن است محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم با فرمان پروردگارش در آیات محکم کتاب مخالفت کرده و بگوید:
    [أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ].
    [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز خوانده و زکات بدهند؛ اگر چنین کنند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداست]؟

    ای مردم؛ آیا نمی‌بینید که حقیقت قاعده کشف احادیث دروغ ؛ همان‌گونه که خداوند به شما آموخته این است که بین آنها و آیات محکم قرآن عظیم؛ اهتلاف زیادی خواهید یافت؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲)}
    چگونه ممکن است خداوند در آیات محکم کتابش به نبی خود بگوید:
    {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} صدق الله العظيم،

    {
    در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست }

    و سپس نبی خداوند با امر پروردگارخود در آیات محکم کتابش مخالفت کند و بگوید:
    [أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ النَّاسَ حَتَّى يَشْهَدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللَّهِ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِكَ عَصَمُوا مِنِّي دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ إِلَّا بِحَقِّ الْإِسْلَامِ وَحِسَابُهُمْ عَلَى اللَّهِ].
    [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز خوانده و زکات بدهند؛ اگر چنین کنند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداست]؟
    ممکن است یکی از آن خطبای منابر که مانند گاو بوده و فکر نمی‌کنند و خود و امت خود را با تعالیمی که مخالف آیات محکم کتاب است -با تصور هدایت شده بودن- گمراه می‌کنند؛ حرف مرا قطع کرده و بگوید: "صبرکن صبرکن ناصر محمد یمانی مغرور، من از کتاب خداوند و سنت نبی او برایت حجت آورده و زبانت را به حق خاموش می‌سازم و می‌گویم: ناصر محمد یمانی توجه کن:
    - ۱ صحيح البخاريِ كتاب (الإيمان) باب (فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ ) برقم 24، عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْمُسْنَدِيُّ قگفت: أَبُو رَوْحٍ الْحَرَمِيُّ بْنُ عُمَارَةَ گفته است: شُعْبَةُ از وَاقِدِ بْنِ مُحَمَّدٍ نقل کرده که: شنیدم پدرم از ابْنِ عُمَرَ نقل کرد که رَسُولَ اللَّهِ فرموده است: [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز خوانده و زکات بدهند؛ اگر چنین کنند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداست]

    ۲- صحيح مسلمٍ كتاب (الإيمان) باب (الْأَمْرِ بِقِتَالِ النَّاسِ حَتَّى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ) برقم 30 وَ أَبُو الطَّاهِرِ وَحَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى وَأَحْمَدُ بْنُ عِيسَى نقل کردند:أَحْمَدُ به ما گفت و دیگران نیز از ابن وهب نقل کرده‌اند: يُونُسُ از ابْنِ شِهَابٍ نقل کرده که سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيَّبِ از أَبَا هُرَيْرَةَ نقل کرده که رَسُولَ اللَّهِ فرموده است: [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست؛ اگر چنین کنند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداست]
    و سپس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: اما شما با مهدی منتظری مجادله می‌کنید که مانند شما نیست که به بخشی از کتاب مؤمن و از بعضی از آیات آن روبرگرداند و بیان حق این بیان خداوند تعالی را برایتان می‌آورم:
    {فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوْا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ} صدق الله العظيم [التوبة:۵].
    { هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید}.
    شما به یقین می‌دانید که مقصود خداوند اسلام آوردن اهالی مکه از اهل کتاب و مشرکین و بعد از اعلام برائت است و هرکدام که نماز خوانده و زکات بدهند؛ راهش در مکه باز است ( آزاد است ) و از مسلمانان خواهد بود و مانند آنها حق رفتن به مسجد الحرام را دارد؛ چون کسی که اسلام آورده و نماز خوانده و زکات بدهد از آنان شده است و خداوند مکه را برای مشرکان و کفار حرام کرده است تا جز مسلمانان کسی به بیت الله الحرام نزدیک نشود وآنجا تنها متعلق به آنان باشد نه کافران. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلاَ يَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَـذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَيْلَةً فَسَوْفَ يُغْنِيكُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاء إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (۲۸)} صدق الله العظيم [التوبة].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! مشرکان ناپاکند؛ پس نباید بعد از امسال، نزدیک مسجد الحرام شوند! و اگر از فقر می‌ترسید، خداوند هرگاه بخواهد، شما را به کرمش بی‌نیاز می‌سازد؛ خداوند دانا و حکیم است.}
    چون خداوند از آنان برائت جسته و اجازه نمی‌دهد بعد از سالی که حجة الوداع در آن انجام شد؛ به خانه معظم او نزدیک شوند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَذَانٌ مِّنَ اللَّـهِ وَرَ‌سُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ‌ أَنَّ اللَّـهَ بَرِ‌يءٌ مِّنَ الْمُشْرِ‌كِينَ وَرَ‌سُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ‌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ غَيْرُ‌ مُعْجِزِي اللَّـهِ وَبَشِّرِ‌ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣﴾ إِلَّا الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِ‌كِينَ ثُمَّ لَمْ يَنقُصُوكُمْ شَيْئًا وَلَمْ يُظَاهِرُ‌وا عَلَيْكُمْ أَحَدًا فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ﴿٤﴾ فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ‌ الْحُرُ‌مُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِ‌كِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُ‌وهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْ‌صَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ﴿٥﴾ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِ‌كِينَ اسْتَجَارَ‌كَ فَأَجِرْ‌هُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {و این، اعلامی است از ناحیه خدا و پیامبرش به (عموم) مردم در روز حج اکبر که: خداوند و پیامبرش از مشرکان بیزارند! با این حال، اگر توبه کنید، برای شما بهتر است! و اگر سرپیچی نمایید، بدانید شما نمی‌توانید خدا را ناتوان سازید و کافران را به مجازات دردناک بشارت ده! (۳) مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید، و چیزی از آن را در حقّ شما فروگذار نکردند، و احدی را بر ضدّ شما تقویت ننمودند؛ پیمان آنها را تا پایان مدّتشان محترم بشمرید؛ زیرا خداوند پرهیزگاران را دوست دارد! (۴) وقتی ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا (در مکه ) یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمین‌گاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (۵) و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (۶)}
    ولی پاک و منزه است پروردگارم که چقدر رحیم است! با اینکه اگر کسی بعد از گذشت ماه‌های حرام ؛حاضر به خروج از مکه نشود و چون این مهلت گذشته و او خارج نشده؛ مسلمانان می‌روند تا به امر خدا او را بکشند ولو اگر به پرده کعبه آویخته باشد؛ اما خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد که اگر یکی از مشرکانی که از مکه خارج نشده‌ است به ایشان پناه ببرد که او را نکشند و او نیز از مکه خارج خواهد شد؛ خداوند به شما فرمان می‌دهد که به او پناه داده و با آیاتی محکم کتاب خداوند به او تذکر دهید و اگر از پیروی از کلام خداوند که درآیات محکم کتابش آمده است، سرباز زد؛ خداوند فرمان قتل او را نداده است. بلکه امر می‌کند او را به مکان امنش برسانند و یکی برای حراست همراه او شود تا از مکه خارج شده و به مأمنش برسد. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِذَا انسَلَخَ الْأَشْهُرُ‌ الْحُرُ‌مُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِ‌كِينَ حَيْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُ‌وهُمْ وَاقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْ‌صَدٍ فَإِن تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ﴿٥﴾ وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِ‌كِينَ اسْتَجَارَ‌كَ فَأَجِرْ‌هُ حَتَّىٰ يَسْمَعَ كَلَامَ اللَّـهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَعْلَمُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {وقتی ماه‌های حرام پایان گرفت، مشرکان را هر جا ( در مکه ) یافتید به قتل برسانید؛ و آنها را اسیر سازید؛ و محاصره کنید؛ و در هر کمین‌گاه، بر سر راه آنها بنشینید! هرگاه توبه کنند، و نماز را برپا دارند، و زکات را بپردازند، آنها را رها سازید؛ زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است! (۵) و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! (۶)}
    ی خدای آسمان‌ها چقدر تو رحیمی و چقدر حکمت تو عظیم است! چون آن مردی که به مؤمنان پناه برده و می‌خواهد او را نکشند تا از مکه برود؛ شاهد روش نیکوی برخورد آنها و رساندن کلام خداوند به گوشش است و درصورت سرباز زدن از پند گرفتن؛ می‌بیند به نیکی با او رفتار کرده و همراهی‌اش می‌کنند تا از مکه رفته و به مأمنش که دور از مکه است؛ برسد. پس این مرد مشرک به این مردم نگاه می‌کند که چگونه بعد از اینکه پناه خواست؛ او را پناه داده و نکشتند و کلام خداوند را به گوشش رسانیدند و با وجود اینکه ازدین‌شان پیروی نکرد؛ عهد خود را به بهانه اینکه به کلام خداوند گوش نسپرده؛ نشکسته و او را نکشتند؛ بلکه با او همراهی کرده و به عنوان نگاهبان از او مراقبت کردند تا کسی او را نکشند زیرا او از کسانی است که حاضر به رفتن از مکه نبودند؛ تا به مأمن خود که دور از مکه است برسد و سپس با او وداع کردند؛ پس او به این مردم نگریسته و خواهد گفت: "أشهدُ أن لا إله إلا الله وأشهدُ أن محمداً رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم من به دین شما ایمان آوردم. از حق پروردگارتان پیروی می‌کنم که به شما فرمان داده است عهد خود با دشمنانتان را نشکنید و هم‌ چنین امر نموده که اگر مشرکان به شما پناه آوردند؛ به ایشان پناه دهید و کلام خداوند را به گوش‌شان برسانند و اگر سرباز زدند؛ فرمان داده است که ایشان را به مأمن‌شان برسانید چون به شما پناه آورده‌اند و فرمان نداده که به بهانه این که مشرک کلام خدا را گوش نداده است؛ از کلام خود بازگردید. چه کسی از خداوند ارحم الراحمینی که این قرآن عظیم را نازل نموده است تا رحمتی برای عالمیان باشد رحیم تر است!"
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  10. مصدر المشاركة
    سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..
    -
    10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - محرم - 1432 هـ
    28 - 12 - 2010 مـ
    ۷-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    06:54 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ: دعوت به گفتگو...

    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأحزاب]،
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.}
    والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع المُسلمين إلى يوم الدين..
    سلام خداوند بر شما مسلمانان عزیزم؛ کسانی که به دنبال حق هستند و جز حق نمی‌خواهند و سزاوار است که تنها از حق تبعیت شود؛ و کسی که بخواهد از حق پیروی نماید و به دنبال حق باشد؛ برحضرت حق -خداوند- است تا او را به سوی حق هدایت نماید چون او "حق" است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ}
    صدق الله العظيم [العنكبوت:۶۹].
    {و آنها که در راه ما جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است}
    ای عزیزان من؛ ای علمای مسلمین و امت آنها! من خدا را به شهادت می‌گیرم و شهادت خداوند کافی است که اگر شما کورکورانه و به خاطر این که امام ناصر محمد یمانی به خداوند بزرگ قسم می‌خورد که مهدی منتظر است؛ از او تبعیت کنید و با باور کردن قسمش، پیرو او گردید؛ از جاهلانید و اگر شما قسم او درمورد رؤیایش را باور نکنید و از امام ناصر محمد یمانی روبرگردانید؛ دربرابر خداوند شهادت حق می‌دهم که خداوند شما را به خاطر عدم پیروی از ناصر محمد یمانی مورد محاسبه قرار نخواهد داد حتی اگر او به حق مهدی منتظر خلیفه پروردگار عالمیان در زمین باشد؛ مگر اینکه امام مهدی ناصر محمد یمانی با برهان‌های قوی علمی که بی شک و تردید از جانب پروردگار باشند؛ برای شما حجت اقامه نماید. و اگر بعد از آنکه او با برهان قوی علمی از آیات محکم کتاب که برای عالم و جاهل شما بینه هستند- برهان‌های برگرفته ازآیات محکم قرآن عظیم- برای‌تان حجت آورد و شما از پیروی از آیات کتاب سرباز زدید؛ بشارت عذابی دردناک از جانب پروردگار عالمیان را به شما می‌دهم. چون خداوند کتاب جدیدی همراه ناصرمحمد یمانی نفرستاده که مورد تأئید یا تکذیب شما قرار گیرد؛ به همین خاطر شما را به علت عدم تصدیق ناصر محمد یمانی مورد محاسبه قرار نخواهد داد؛ اما اگر برهان قوی علمی که امام ناصر محمد یمانی با آنها برایتان حجت می‌‌آورد را تکذیب کنید؛ مورد محاسبه قرار خواهید گرفت چون کلام ناصر محمد یمانی را تکذیب نکرده‌اید، بلکه کلام پروردگار عالمیان را تکذیب کرده‌اید ونسبت به آیات محکم و روشن خداوند که در محکمات کتاب آمده و برای عالم و جاهلتان واضح و بینه است؛ کافر شده‌اید، آیاتی که حجت خداوند برشما هستند و تنها فاسقان از آن چه که در کتاب خداوند آمده است؛ روگردانده یا نسبت به آن کافر می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ‌ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    { ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    ممکن است یکی از پرسش‌گران بخواهد سخن امام ناصر محمد یمانی را قطع کرده و بگوید: ناصر محمد یمانی؛ من از نظر علمی جاهل بوده و از علمای امت نیستم ولی تو می‌گویی با آیاتی از کتاب مجادله می‌کنی که برای عالم و جاهل؛ بینه و روشن هستند. از آن جا که تو عذاب قبر را انکار کرده و وجود عذاب در حفره گور در مقابر زمینی انسان‌ها را رد می‌کنی و می‌گویی عذاب بر نفس-روح- بدون جسد وارد می‌شود و کفار وارد آتشی می‌شوند که در فضای کیهانی و مابین آسمان و زمین و در سیاره آتش است؛ عذاب می‌شوند و چون من از جاهلان هستم از ناصر محمد یمانی می‌خواهم که اولاً حقیقت اسرا و معراج محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم را روشن کرده و ثابت کنی که آیا او در شب اسرا و معراج از وضعیت اهالی آتش و اهالی بهشت؛ مطلع شده است؟" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
    [اطلعت في الجنة فرأيت أكثر أهلها الفقراء، واطلعت في النار فرأيت أكثر أهلها النساء]
    [ بهشت را دیدم
    و اکثریت آنان از فقرا بودند و آتش جهنم را دیدم و اکثریت آنها زنان بودند].
    صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.

    این یعنی خداوند در شب اسرا و معراج؛ خداوند به رسول خود آگاهی داده و او را از وضعیت آنان مطلع نموده است. پس او از وضعیت اهالی آتش که امت‌های روگردان از دعوت حق پروردگار بودند؛ آگاه شده است. هم‌چنین از اهالی بهشت خبردار شده که مردمی بوده‌اند که از حق آمده از نزد پروردگارشان پیروی نموده‌اند و این حدیث درست و حق است. تصدیق وعده حق خداوند به رسولش که آتش و ساکنان آن را به او نشان می‌دهد که امت‌هایی بودند که حق آمده از نزد پروردگارشان را تکذیب کرده‌اند برای مثال قوم نوح علیه الصلاة و السلام و امت‌های بعد از آن. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مِّمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَنصَارًا ﴿٢٥} صدق الله العظيم [نوح].
    {همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند}
    و این عذاب برزخی برای کفار است که بعد از هلاک و قبل از برپایی "ساعت"(قیامت) گرفتار آن می‌شوند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَحَاقَ بِآلِ فِرْ‌عَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾ النَّارُ‌ يُعْرَ‌ضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْ‌عَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾}
    صدق الله العظيم [غافر].
    {و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد! (۴۵) عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید «آل فرعون را در سخت‌ترین عذاب‌ها وارد کنید!» (۴۶)}
    ومحمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم در شب اسراء با چشمان خود آنان را مشاهده کرد که در آتش جهنم؛عذاب می‌شدند؛ شبی که خداوند برای نشان دادن نشانه‌های بزرگ خود نبی را بالا برد وازجمله‌ی آن نشانه‌ها، آتش بزرگی است که خداوند وعده آن را به کافران داده است و همین‌طور بهشتی را که به شکرگذاران وعده داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿٩٥} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم}
    او آتش و کافرانی که وارد آن شده بودند وهم‌چنین بهشت و نیکانی که وارد آن شده بودند را مشاهده نمود. او تمام انبیا و رسولان خداوند -از نفر اول تا آخرین نفر یعنی رسول الله المسيح عيسى بن مريم- را در بهشت مشاهده نمود چون نفوس آنان -ارواح ایشان- در بهشت و نزد " مليكٍ مُقتدرٍ" بودند. محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم همگی ایشان را دید و در آغوش کشید و کسی که
    نبیّ را به آنان معرفی نمود؛ رسول خداوند جبريل عليهم الصلاة والسلام بود و سپس خداوند سبحان، از ورای حجاب خود رسولش را مورد خطاب قرار داد و آنچه را که پیش از آن رسولش جبريل عليهم الصلاة والسلام، برای ایشان گفته بود به ایشان ( پیامبر ) فرمود. خداوند تعالی از ورای حجاب به نبی خود فرمود یا محمد رسول الله:
    {لَقَدْ جَاءَكَ الحقّ مِن رَّ‌بِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِ‌ينَ ﴿٩٤﴾ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٩٥﴾ إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَ‌بِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٩٦﴾ وَلَوْ جَاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّىٰ يَرَ‌وُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٩٧﴾} [يونس].
    {به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (۹۴) و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (۹۵) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، ایمان نمی‌آورند، (۹۶) هر چند تمام آیات (و نشانه‌های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند (۹۷)}
    {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّ‌سُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّ‌حْمَـٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ﴿٤٥﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
    { از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم}
    محمد رسول الله صلى الله عليه وآله و سلم در شب معراج تمام رسولان خداوند را در جنة المأوى نزد "مليك مقتدر" ملاقات نمود و تصدیق فرموده خداوند در عالم واقعیت و به صورت حقیقی به وقوع پیوست. فرموده خداوند تعالی که:

    {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْ‌سَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّ‌سُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّ‌حْمَـٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ﴿٤٥﴾}
    صدق الله العظيم [الزخرف].

    { از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم}
    و آن‌ گاه بود که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم به خاطر شک کردن به حق شرمناک شد و با دیدن آیات بزرگ خداوند در برابر عرش عظیم برای خداوند سجده‌کنان به خاک افتاد و تمام انبیا و رسولان خداوند پشت سر او در پیشگاه پروردگار عالمیان، به سجده افتادند و پشت سر آنان تمام پیروان‌شان از مقربان درگاه خداوند در پیشگاه پروردگار عالمیان به سجده افتادند و پشت سر آنان تمام ملائکه مقرب خداوند رحمان در ملاء اعلی به سجده افتادند و سپس پشت سر آنان هشت فرشته‌ای که بزرگ‌ترین بندگان آفریده شده خداوند و حمل کنندگان عرش عظیم می‌باشند سرفرود آوردند و همگی خداوند را الی ما شاء الله تسبیح گفتند. آن گاه محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم سر خود را بلند کرد و به سمت سجده‌کنندگان چرخاند که سر خویش را بالا آورده بودند و برای تنفیذ امر پروردگارش از ایشان سؤال نمود: آیا خداوند رحمان جز خود معبودانی برای پرستش قرارداده است؟ و تمام رسولان پروردگار عالمیان به او پاسخ داده و گفتند: سُبحان الله العظيم و خداوند برای شهادت میان ما و مشرکین کافی است که ما چیزی جز آنچه را که خداوند به ما امر نموده بود به ایشان نگفتیم:
    {أَنِ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ} [النحل:۳۶].
    {خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید}
    {اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ} [الأعراف:۵۹].
    { (تنها) خداوند یگانه را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست!}
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
    {وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ}
    [آل عمران:۸۱].
    {و من نیز با شما از گواهانم.}
    ای جماعت مسلمانان سزاوار است که جز حق به خداوند نسبت ندهم و شایسته نیست که حق از امیال و خواسته‌های شما پیروی کند، چراکه شما از نشانه‌های بینه و حق پروردگارتان پیروی نمی‌کنید. من آنچه را که به امثال شما گفته شده است؛ می‌گویم:

    {قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿٥٦﴾ قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّ‌بِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ ۚ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّـهِ ۖ يَقُصُّ الحقّ وَهُوَ خَيْرُ‌ الْفَاصِلِينَ ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!» (۵۶) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید! آنچه شما در باره آن عجله دارید، به دستِ من نیست! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جداکننده است.» (۵۷)}
    آیا می‌دانید بیان حق فرموده خداوند تعالی چیست:
    {قُلْ إِنِّي عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ}
    {بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید!}؟
    و مقصود از بینه حق پروردگارتان؛ قرآن است ولی اکثر شما از حق کراهت دارید و تنها چیزی که می‌خواهید این است که از امیال خود پیروی نمایید وهر چه هم مخالف آیات محکم کتاب خداوند که برای عالم و جاهل‌تان رو
    شن است؛ بوده باشد ازآیات خداوند پیروی نمی‌کنند؛ بلکه تابع چیزی که مخالف آن واز افتراهای طاغوت است؛ می‌شوند و این تکذیب‌کنندگان آیات پروردگار‌اند که زیان‌کارند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٩٥﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود}
    وبرای مثال فتوای خداوند تعالی درباره عذاب درآتش که عذابی دیگر قبل از عذاب روز حساب است و در آیات محکم کتاب ودر این فرموده خداوند تعالی آمده است:
    {هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ‌ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ‌ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْ‌حَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ‌ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْ‌حَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَ‌ارُ‌ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَ‌بَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ‌ ﴿٦١﴾وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    {و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است: (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند(ساکنان جهنم می‌گویند) خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها(تازه ‌واردان به جهنم) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشمها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه اهالی آتش (۶۴) بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست! (۶۵) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفّار!» (۶۶) بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که (اهالی جهنم) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹)}
    ولی مفسرانی که به عذاب برزخی در قبر اعتقاد دارند؛ در بیان این فرموده خداوند دچار معضل بزرگی می‌شوند:
    {مَا كَانَ لِى مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَى إِذْ يَخْتَصِمُونَ} صدق الله العظيم،
    {
    من از ملأ اعلی به هنگامی که (اهالی جهنم) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم}
    چون این از آیات محکم کتاب است و از تخاصم اهالی آتش در طی عذابی که غیر از عذاب روز حساب است سخن می‌گوید و وقتی به مسلمانان می‌گویند:
    {إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ(۶۴)} صدق الله العظيم
    {این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه اهالی آتش}؛
    عامه مسلمانان به آنها می‌گویند مگر شما نبودید که به ما یاد دادید عذاب برزخی در قبر است؛ چگونه ممکن است قبر در ملاء اعلی باشد؟ پس عذابی که غیر از عذاب روز حساب است؛ در آتش است نه در قبری که شما ما را به آن معتقد کرده‌اید.

    آنگاه مفسرانی که تنها می‌خواهند از احادیث سنت پیروی نمایند؛ ولو اینکه مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد راهی
    جز تحریف کلام خداوند از مقصود مورد نظر او ندارند؛ ببینید وقتی در برابر آیه محکمی از آیات کتاب قرار می‌گیرند، چگونه آن را تحریف می‌کنند و با تفسیر باطل خود چطور این آیه محکم را تفسیر می‌کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ ذَلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ (۶۴)}.
    {این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه اهالی آتش}

    تفسیر آیه ۳۸:۶۹
    فرموده خداوند تعالی: " ما كان لي من علم بالملأ الأعلى إذ يختصمون ". مقصود از ملاء اعلی ملائکه هستند که بنابه گفته ابن عباس و السدی که درزمان خلقت آدم جدال می‌کردند که " قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها " [ البقرة : 30 ].و ابلیس گفت: " أنا خير منه " و در این بیان محمداً صلى الله عليه وسلم از قصه آدم و ... خبر می‌دهد و این بدون تأیید الهی قابل تصور نیست و برای تصدیق آن معجزه‌ای آمد پس تکلیفشان درباره تدبر در قرآن چه می‌شود تا صدق آن را دریابند؛ برای همین فرموده خود را به این سخن وصل می‌کند: " قل هو نبأ عظيم * أنتم عنه معرضون ". و نقل دوم از ابو الأشهب از حسن است که گفت: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمود: پروردگارم از من سؤال نمود که یا محمد ملاء اعلی درباره چه چیزی جدال می‌کردند.گفتم در کفاره ها و درجات ، خداوند گفت کفاره ها چیست ؟ گفتم با پای پیاده برای نمازهای جماعت رفتن و وضوی کامل در هنگام سختیها و سردی هوا گرفتن و بعد از اتمام نماز ( به علت اشتیاق ) برای نماز بعدی منتظر ماندن . گفت درجات چیست گفتم پیش قدم شدن در سلام و اطعام غذا به نیازمندان و نماز شب خواندن در حالی که مردم در خواب هستند
    الترمذي از ابن عباس به معنی نقل کرده ، و گفته که حديث غريبی است . همچنین از معاذ بن جبل و گفته که حديث صحيحی است حدیث را به طور کامل در كتاب الأسنى في شرح أسماء الله الحسنى آورده ایم و اشکال را تو ضیح دادیم و الحمد لله. و در < يس > در مورد پیاده روی به مساجد سخن گفته شده و گامها گناهان را پاک می کند و درجات را بالا می برد و گفته شده که الملأ الأعلى ملائكة هستند وضمير در < يختصمون > دو گروه است . يعني یک گروه گفتند که ملائكة دختران خدا هستند و گروهی گفتند که خدایانی که عبادت می شوند . وگفته شده که : الملأ الأعلى در اینجا قريش هستند ، يعني پنهانی بین خودشان جدال داشتند و خداوند پیامبرش را از جدال آنان آگاه نمود
    پایان تفسیر باطلی که می‌خواهد این آیه محکم را -که حقیقت دروغ بودن عذاب قبر را برملا ساخته و روشن می‌کند عذاب برزخی قبل از روز قیامت در آتش است نه در حفره قبر- تحریف کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ‌ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ‌ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْ‌حَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ‌ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْ‌حَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَ‌ارُ‌ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَ‌بَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ‌ ﴿٦١﴾وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَ‌ىٰ رِ‌جَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَ‌ارِ‌ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِ‌يًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ‌ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ‌ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ‌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ‌ ﴿٦٥﴾ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ‌ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِ‌ضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالملأ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [ص].
    {و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است: (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند(ساکنان جهنم می‌گویند) خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها(تازه ‌واردان به جهنم) می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشمها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه اهالی آتش (۶۴) بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست! (۶۵) پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفّار!» (۶۶) بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که (اهالی جهنم) مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹)}
    سبحان ربی؛ آیا نمی‌دانند که اگر از دروغ‌شان درباره عذاب قبر که این آیات آن را نفی کرده و تأکید می‌کنند که عذاب دیگر در آتش است نه در قبر؛ رهایی یابند؛ اگر این آیات محکم را رها کنند؛ با آیه‌های دیگری مواجه می‌شوند که عذاب دیگر-غیر از عذاب روز قیامت- را تأیید می‌کنند که بعد از مرگ و در آتش خواهد بود؟ این آیات در جایی که درمورد قوم نوح فتوا داده می‌شود می‌آیند؛ جایی که فتوا داده می‌شود قوم نوح بعد از اینکه خداوند غرق‌شان ساخت مستقیم به کجا می‌روند؟ جواب را در آیات محکم کتاب می‌یابید که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا}
    صدق الله العظيم [نوح:۲۵].
    {همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند}
    و همین‌ طور فتوا در مورد قوم فرعون؛ آنان بعد از غرق شدن توسط خداوند به کجا می‌روند؟ جواب را در آیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَحَاقَ بِآلِ فِرْ‌عَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾ النَّارُ‌ يُعْرَ‌ضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْ‌عَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾}
    صدق الله العظيم [غافر].
    {و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد! (۴۵) عذاب آنها آتش است که هر صبح و شام بر آن عرضه می‌شوند؛ و روزی که قیامت برپا شود (می‌فرماید «آل فرعون را در سخت‌ترین عذابها وارد کنید!» (۴۶)}
    در کتاب خداوند بعد از مرگ خانه‌ای جز بهشت و یا جهنم پیدا نمی‌کنیم و از عذاب آتش به خدا پناه می‌بریم و در آیات محکم ذکر؛اثری از پناه بردن به خداوند از عذاب قبرنمی‌یابیم و خداوند تعالی می‌فرماید: {رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ} صدق الله العظيم [البقرة:۲۰۱].
    {اى پروردگار ما، ما را، هم در دنيا خيرى بخش و هم در آخرت، و ما را از عذاب آتش نگه دار}
    ای علمای مسلمین و ای امت مسلمان؛ شما را به خدا؛ اگر فکر‌کنید آیا -نمی‌توانید-حق و باطلی که دروغ است را ببینید یا اینکه قادر به تشخیص تاریکی از نور نیستید؟ قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ فرق میان بیان امام مهدی منتظر از ذکر محفوظ از تحریف خداوند وتفاسیر باطلی که مخالف آن است و توسط کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند؛ مانند فرق بین نور و تاریکی است.
    ای علمای امت؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ که تا زمانی که تقوا پیشه نکرده و از امر شیطان سرباز نزنید و از امر خداوند رحمان پیروی ننمایید؛ خداوند نور برایتان مقرر نمی‌نماید تا بتوانید در پرتو آن حق و باطل را از هم تشخیص دهید و اگر تقوا کردید؛ خداوند نور برای شما مقرر می‌دارد تا حق و باطل را جدا سازید و اگر خداوند برای کسی نور قرار ندهد؛ نوری برای او نخواهد بود.
    ممکن است کسی از علمای امت سخن امام مهدی ناصر محمد یمانی را قطع کرده و بگوید: "ناصر محمد یمانی؛ احترام خودت را نگه‌ دار، چگونه به علمای امت نسبت پیروی از امر شیطان وعصیان دربرابر فرمان خداوند رحمان را می‌دهی؟" ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: و اما اینکه چطور شما از امر شیطان پیروی کردید؛ این از آن روست که بدون اینکه یقین داشته باشید حق آمده از نزد پروردگار است؛ آن را به خداوند نسبت می‌دهید و سپس هر یک از شما می‌گوید اگر درست گفته باشم از جانب خداوند است و اگر خطا کرده باشم از نفس من و شیطان است. پس ناصر محمد یمانی می‌گوید: ولی این فرمان شیطان است که ندانسته مطلبی را که یقین ندارید از جانب پروردگار است؛ به او نسبت دهید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا يَأْمُرُ‌كُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید.}
    ولی فرمان شیطان همیشه برخلاف فرمان خداوند رحمان است که در آیات محکم کتابش آمده و با آن تناقض دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمْ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ}
    [البقرة:۲۶۸].
    {شیطان، شما را وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و داناست}
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [الأعراف].

    {
    بگو: خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنین) گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید}

    لذا ای مردم بدانید که پروردگار ندانسته به وی نسبت دادن در دین خود را، بدون اینکه یقین داشته باشید مطلب حق آمده از نزد پروردگارتان است؛ بر شما حرام شده است؛ ای علمای دین این امر برای جلوگیری از گمراه کردن خود و امتتان است؛ چراکه دلیل علمی که از جانب خداوند برهان قوی علمی و روشن برای آن وجود نداشته باشد احتمال دارد درست یا غلط باشد و این همان ظن و گمان است که جای حق را نمی‌گیرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظنّ وَإِنَّ الظنّ لَا يُغْنِي مِنَ الحقّ شَيْئاً} [يونس:۳۶].
    {و بیشتر آنها، جز از گمان پیروی نمی‌کنند وگمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {
    وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦} صدق الله العظيم [الأنعام].

    { اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی ودروغ) می‌زنند}
    و از آنجا که امام ناصر محمد یمانی از ظن و گمان پیروی نمی‌نماید -گمانی که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- لذا می‌بینید که من اطمینان کامل دارم که با برهان قوی علمی به حق و بی شک و تردید با شما سخن می‌گویم و برای همین هم شاهد هستید که دائماً نتیجه گفتگو را قبل از آغاز آن اعلان می‌کنم؛ چون من به یقین می‌دانم که حق با من است؛ چرا که با برهان قوی علمی که ازآیات محکم کتاب خداوند آورده شده و برای عالم و جاهلتان روشن است با شما مجادله می‌کنم و تنها کسانی از برهان‌های قوی علمی امام مهدی ناصر محمد یمانی منحرف می‌شوند که قلبشان از حق منحرف و از آن تنگ است؛ چرا که امام مهدی با آیات محکم کتاب که از آیات ام الکتابند با شما مجادله کرده و حجت می‌آورد و تنها کسی از آن منحرف می‌شود که قلبش از حقی که در آن آمده منحرف و تنگ باشد؛ پس شاهد این امر باشید چون امام مهدی منتظر عقاید باطل و مخالف محکم ذکر -قرآن- را درهم کوبیده و برباد خواهد داد و سنت نبوی را از احادیث و روایات دروغ مطهر و پاک می‌کند تا شما را به منهاج و مسیر پیشین کتاب خدا وسنت حق رسولش که نور علی نور و شفایی برای سینه‌هاست؛ بازگرداند. پس تشریف بیاورید و در دوران "گفتگوقبل ازظهور" با مهدی منتظر به گفتگو بپردازید؛ یا اینکه انتظار دارید مهدی منتظر قبل از گفتگو برای بیعت در مسجد الحرام حاضر شود؛ پناه برخدا که مانند "جهیمان" از جاهلان و دروغ‌گویان باشم. بلکه باید قبل از ظهور از راه این وسیله جهانی گفتگو صورت گیرد و بعد از اعتراف و تصدیق؛ مهدی منتظر نزد بیت العتیق حاضر شود.
    فرض کنیم امام مهدی از امیال و خواسته‌های عقیدتی باطل شما تبعیت کرده و قبل ازگفتگو همراه انصارش در میعادگاه مسجد الحرام حاضر شود؛ در آن صورت چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ مطمئناً بین مهدی منتظر و نگهبانان مکه فتنه برخورد رخ داده و در خانه خداوند خونریزی بپا خواهد شد و پناه بر خدا که از خواسته‌های شما پیروان احادیث و روایات، پیروی کنم؛ روایاتی که اطمینان ندارند حق باشند و از نزد پروردگارشان آمده باشند و با آیات محکم کتاب خداوند و عقل و منطق همخوان نیستند. ای کسانی که دنباله‌رو احادیث هستید -بدون اینکه بدانید آنچه که در آنهاست به حق از نزد پروردگارست و درآیات محکم ذکر آمده است- آیا می‌دانید که خداوند ازعقل شما سؤال خواهد کرد؟ ای کسانی‌ که تفکر نکرده و کورکورانه به دنبال آن چیزی می‌روید که پدرانتان بر آن بودند؛
    آیا نمی‌دانید خداوند از عقل شما سؤال خواهد کرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    {
    از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}

    من برای گفتگو با ابوحمزه مصری به پایگاه علمی و جهانی هاشمی نیامده‌ام؛ بلکه می‌خواهیم با علمای با تقوای مسلمین که به خاطر حق از هیچ ملامتی نمی‌ترسند؛ گفتگو نماییم، کسانی که اگر حق آمده از پروردگارشان، برایشان روشن شد؛ غرور و تعصب ایشان را به گناه نمی‌کشاند. ولی کسانی که غرور آنها را به گناه می‌کشاند جهنم نصیبشان است که جایگاهی بسیاربد است. این استکبار ورزیدن از گفتگو با ابوحمزه مصری نیست؛ ولی عزیزان من این مرد، مهدی منتظر را بسیار آزار داده و دروغ و افتراهای سنگینی به او نسبت داده و به آبروی او طعنه زده و ادعا کرده است که مهدی منتظر ساحر است و بر روی کتاب قرآن عظیم ادرار می‌کند! و این فتوا را می‌توانید درپایگاهش پیدا کنید. او تظاهرمی‌کند از اهل سنت و جماعت است؛ اما به هیچ‌وجه از ایشان نیست. اگر از آنان بود چرا مهدی منتظر را اذیت کرده و تلاش می‌نماید پایگاه مهدی منتظر را که مملو از قرآن عظیم است نابود کند و به کلام خداوند که پایگاه امام ناصر محمد یمانی را پر کرده احترام نمی‌گذارد، حال چه ناصر محمد یمانی راست بگوید یا دروغ؛ چون اگر ناصر محمد یمانی دروغ‌گو باشد، گناه دروغش بر گردن خود اوست ولی ابوحمزه مصری با دور کردن مردم از تبعیت از آیات کتاب و تلاش سخت در این راه؛ با خدا و رسولش محاربه می‌کند. آیا فرموده خداوند تعالی را به یاد می‌آورد:
    {لَقَدْ جَاءَكَ الحقّ مِن رَّ‌بِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِ‌ينَ ﴿٩٤﴾ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّـهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخَاسِرِ‌ينَ ﴿٩٥﴾ إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَ‌بِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٩٦﴾ وَلَوْ جَاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّىٰ يَرَ‌وُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿٩٧﴾}
    صدق الله العظيم [يونس].
    {به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش! (۹۴) و از آنها مباش که آیات خدا را تکذیب کردند، که از زیانکاران خواهی بود! (۹۵) آنها که فرمان پروردگار تو بر آنان تحقق یافته، ایمان نمی‌آورند، (۹۶) هر چند تمام آیات (و نشانه‌های الهی) به آنان برسد، تا زمانی که عذاب دردناک را ببینند! (۹۷)}
    و اما چطور متوجه می‌شوید او از پیروی ازآیات محکم کتاب سرباز می‌زند؛ از اینجا که شاهد خواهید بود برهان علمی امام ناصر محمد یمانی را که با قرآن برایش حجت می‌آورد را نمی‌گیرد تا بیانی بهتر برای ‌آن بیاورد چراکه می‌داند نمی‌تواند. برهان علمی امام ناصر محمد یمانی از آیات محکم کتاب است که برای عالم و جاهلتان روشن‌اند؛ ولی خواهید دید که او از آنها رومی‌گرداند گویی که دربیانات ناصر محمد یمانی چیزی از آن نشنیده یا نخوانده است؛ سپس حدیثی دیگر که درست درباره همان موضوع است و یا آیه‌های متشابه که هنوز نیاز به تأویل دارند را برای جدال با ما می‌آورد و آیات محکم و بینه و روشن کتاب را که ام الکتابند رها می‌کند و از آنچه که در آنهاست منحرف شده و از متشابه پیروی می‌نماید؛ چرا که قلبش از حق محکم و بینه در کتاب خداوند تنگ است و انحراف دارد.

    پس می‌گوییم ای ابوحمزه مصری تو وقت زیادی از ما گرفته و به هدر دادی و اگر هم‌ چنان می‌خواهی راه پیروی از ذکر را منحرف کنی؛ بیا تا به تو یاد دهیم چطور می‌توانی بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کرده و عذاب قبر را ثابت کنی. باید تأویلی از آیات محکم کتاب بیاوری که دقیقاً و درست درباره همین فتوای عذاب برزخی دسته جمعی کفار در آتش و نه به صورت پراکنده در قبرها باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مِّمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّـهِ أَنصَارًا ﴿٢٥} صدق الله العظيم [نوح].

    {همگی بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا یاورانی برای خود نیافتند}
    وخداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَحَاقَ بِآلِ فِرْ‌عَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾ النَّارُ‌ يُعْرَ‌ضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْ‌عَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    {و عذاب شدید بر آل فرعون وارد شد! (۴۵) عذاب