صفحة 6 من 6 الأولىالأولى ... 456
النتائج 51 إلى 55 من 55

الموضوع: سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    - 51 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - ربیع الأول - 1432 هـ
    26 - 02 - 2011 مـ
    ۷-اسفند-۱۳۸۹ه.ش.
    07:26 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    { قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ }..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد وآله الأطهار وجميع الانصار للحقّ من ربّهم في الأولين وفي الآخرين..
    جناب محمودی؛ من می‌دانم تو از دروغ‌گویانی و نمی‌توانی از قرآن عظیم اسلحه کشتار جمعی یا اینترنت را بیان کرده و شرح دهی. تو از دروغگ‌ویانی هستی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند و من می‌دانم در قرآن عظیم درباره اینترنت و یا سلاح کشتار جمعی چیزی نازل نشده است. همانا که تو از دروغگ‌ویان هستی ولی همان چیزی را به تو می‌گوییم که خداوند فرمان داده تا به امثال تو بگوییم:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقره:۱۱۱].
    { برهان‌تان چیست اگر راست می‌گویید}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    عدو شياطين البشر؛ المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.



  2. مصدر المشاركة
    - 53 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - ربیع الأول - 1432 هـ
    01 - 03 - 2011 مـ
    ۱۰-اسفند-۱۳۸۹ه.ش.
    01:29 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ


    تطبیق قاعده‌ی قرآن عظیم برای شناسایی احادیث دروغ.....
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الطيبين وجميع المُسلمين التابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    و می‌گویم در برابر قومی که از آیات محکم و بینه کتاب روگردانند؛ خدا برای ما کافی است. همان کسانی که خداوند تعالی درباره ایشان می‌فرماید:
    {سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِي الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الحقّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلاً} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۴۶].
    { به زودی کسانی را که در روی زمین به ناحق تکبّر می‌ورزند، از آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند}
    چگونه است که من از شما دعوت می‌کنم به قرآن عظیم محفوظ از تحریف و دستکاری رجوع کرده و قاعده‌ی حق برای شناسایی احادیث دروغ را که در این فرموده خداوند تعالی آمده است به کار گیرید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿81﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا ﴿82﴾} صدق الله العظيم النساء].
    {و [آنان در محضر تو] فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آیا -مسلمانان- در قرآن تدبر نمی‌کنند كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) }
    یعنی اگر حدیثی نبوی که از نبیّ نقل شده دروغ باشد، حتما بین آن حدیث و آیات ام الکتاب، اختلاف زیادی پیدا خواهید کرد؛ چون در غیر این صورت فرمان خدا به رسولش در آیات محکم قرآن عظیم با فرمان خداوند به رسولش در احادیث نبوی اختلاف خواهد داشت. در این مورد برایتان حدیثی را مثال آوردیم که عده‌ی کثیری از علمای دینی و مسلمانان به آن شک نکرده‌اند و همین باعث گمراهی افراد زیادی شده است که چهره‌ی دین اسلام را که رحمت برای عالمیان است در نظر مردم زشت جلوه داده‌اند. آنها با پیروی از این حدیث، کسانی را که از اسلام پیروی نکنند یا می‌کشند و یا اموال و خون و زنانشان را حلال می‌شمارند؛ خدا شما را لعنت کند که چنین از حق رومی‌گردانید و به باطل می‌گرایید! به دنبال حق می‌گردید یا باطل؟ موضوع عجیب این است که نمی‌بینم کسانی که از حقّ آمده از نزد پروردگارشان روگردان هستند؛ حتی یک بار در مورد یک حدیث اعتراف کرده و بگویند:" ناصر محمد یمانی راست می‌گویی. ما در مورد صحت نقل شدن این حدیث از نبیّ هیچ شکی نداشتیم، تا این که قاعده‌ی قرآنی برای شناسایی احادیثی که به دروغ به نبیّ نسبت داده شده را به کار گرفتیم؛ بر اساس فتوای خداوند در محکمات کتابش باید در آیات محکم کتاب تدبر کرده و حدیث را با آیات محکم بسنجیم و خداوند به ما خبر داده که اگر بین حدیث و آیات محکم کتاب اختلاف زیادی بود؛ این نشانه دروغ بودن حدیث است. به این ترتیب برای ما روشن شد این حدیث نقل شده از نبی دروغ است:‌
    [حدثنا أبو الطاهر وحرملة بن يحيى وأحمد بن عيسى قال أحمد حدثنا وقال الآخران أخبرنا بن وهب قال أخبرني يونس عن بن شهاب قال حدثني سعيد بن المسيب أن أبا هريرة أخبره أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله فمن قال لا إله إلا الله عصم منى ماله ونفسه إلا بحقه وحسابه على الله].
    [أبو طاهر و حرمله بن یحیی و احمد بن عیسی نقل کرده‌اند که احمد و آن دو به ما خبر دادند که ابن وهب از یونس او هم از ابن شهاب و او هم از سعید بن مسیب به نقل از ابوهریره گفته است رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند: که به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حقش و حسابشان به خداوند تعالی است]
    پایان

    و برایمان روشن شد این حدیث به دروغ به نبیّ و ابوهریره عليهم الصلاة والسلام، نسبت داده شده است. چون امر خدا به رسولش در این حدیث با فرمان الهی به تمام رسولان خداوند در آیات محکم کتابش اختلاف دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴿١٨} [العنكبوت]. صــــدق الله العظيم
    { اگر شما (مرا) تکذیب کنید امت‌هایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست».}
    {فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ} [النحل:۳۵]. صــــدق الله العظيم
    { ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!}
    {فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ﴿٨٢} [النحل]. صــــدق الله العظيم
    { اگر روی برتابند، تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری.}
    {أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ} [يونس:۹۹]. صــــدق الله العظيم
    { آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تبيّن الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴿٢٥٦} [البقرة]. صــــدق الله العظيم
    {در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست}
    {نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَقُولُونَ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ﴿٤٥} [ق]. صــــدق الله العظيم
    { ما به آنچه آنها می‌گویند آگاهتریم، و تو مأمور به اجبار آنها (به ایمان) نیستی؛ پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز}
    {إِنَّ هَذِهِ تَذْكِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إلى ربّه سَبِيلًا﴿١٩} [المزمل]. صــــدق الله العظيم
    { این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند!}
    {وَقُلْ الحقّ من ربّكم فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩﴾} [الكهف]. صــــدق الله العظيم
    {بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}
    {إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ} [الرعد:۷]. صــــدق الله العظيم
    { تو فقط بیم دهنده‌ای! و برای هر گروهی هدایت کننده‌ای است}
    {فَذَكِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ يَخَافُ وَعِيدِ} [ق:۴۵]. صــــدق الله العظيم
    {پس بوسیله قرآن، کسانی را که از عذاب من می‌ترسند متذکّر ساز}
    {وَلَوْ شَاء اللّهُ مَا أَشْرَكُواْ وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَمَا أَنتَ عَلَيْهِم بِوَكِيلٍ﴿١٠٧﴾} [الأنعام]. صــــدق الله العظيم
    { اگر خدا می‌خواست، هیچ یک مشرک نمی‌شدند؛ و ما تو را مسؤول آنها قرار نداده‌ایم؛ و وظیفه نداری آنها را مجبور سازی!}
    {فَذَكِّرْ إِن نَّفَعَتِ الذِّكْرَىٰ ﴿٩سَيَذَّكَّرُ مَن يَخْشَىٰ ﴿١٠وَيَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى ﴿١١الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرَىٰ ﴿١٢ثُمَّ لَا يَمُوتُ فِيهَا وَلَا يَحْيَىٰ ﴿١٣} [الأعلى]. صــــدق الله العظيم
    {پس تذکّر ده اگر تذکّر مفید باشد! (۹) و بزودی کسی که از خدا می‌ترسد متذکّر می‌شود. (۱۰) امّا بدبخت‌ترین افراد از آن دوری می‌گزیند، (۱۱) همان کسی که در آتش بزرگ وارد می‌شود، (۱۲) سپس در آن آتش نه می‌میرد و نه زنده می‌شود! (۱۳)}
    {وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرّسُولَ فَإِن تَولّيْتُمْ فَإِنّمَا عَلَىَ رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ﴿١٢} [التغابن]. صــــدق الله العظيم
    { اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد!}
    {وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ﴿٩٢} [المائدة]. صــــدق الله العظيم
    { اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    {قلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴿٥٤} [النور]. صــــدق الله العظيم
    { بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست}
    {وَإِن مَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} [الرعد:۴۰].صـــــدق الله العظيم
    { و اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی و حساب (آنها) برماست.}
    به نام خداوند بزرگ از شما خردمندان که بهترین موجودات هستید سؤال می‌کنم؛ آیا این آیات از آیه‌های محکم و ام الکتاب نبوده و برای عالم و جاهلتان روشن نیستند و برایتان روشن نمی‌کنند قاعده خداوند در تمام کتاب‌های الهی این است که رسولان خدا مأمور ابلاغ هستند و محاسبه با خداوند است؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌

    {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ﴿١٨} [العنكبوت]
    { اگر شما (مرا) تکذیب کنید امت‌هایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست».}
    {فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} [الرعد:۴۰].صدق الله العظيم
    {در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
    ولی وقتی به فرمان خدا در این حدیث- که به دروغ به نبی نسبت داده شده- می‌رسیم، می‌بینیم با فرمان خدا به رسولش در آیات محکم کتاب؛ اختلاف زیادی دارد و دو فرمان کاملاً متضاد است. می‌بینید که در این حدیث دروغ آمده است:‌
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حقش و حسابشان به خداوند تعالی است]
    و سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا خداوند به رسولانش دستور نداده تا مردم را وادار کنند تا با خواری و چه بخواهند و چه نخواهند، با اکراه ایمان آورده و نماز خوانده و زکات بدهند؟ جواب را در آیات محکم کتاب خدا پیدا می‌کنید، خداوند ایمان مردم به پروردگارشان و نماز و زکات را نمی‌پذیرد مگر این که اقناع شده و با خلوص قلبی این اعمال را بجا آورند نه از ترس دیگران. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ﴿١٨} صدق الله العظيم [التوبة].
    { مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند
    .}
    حال حکمت خبیثانه این حدیث دروغ را می‌آوریم که برخلاف فرمان خدا به رسولش در آیات محکم کتاب خداست و برایتان روشن می‌شود که حکمت خبیثانه مکری که منافقان در این حدیث دروغ به کار گرفته‌اند در این است که کافران را وادار کند با شما بجنگند تا قبل از قدرت گرفتن مسلمانان؛ نور الهی را خاموش گردانند. چون اگر با دین اسلام و مسلمانان مبارزه نکنند، مسلمانان به جنگ آنان خواهند رفت تا شهادت دهند لا اله الا الله و پیرو دینشان گردند که اگر چنین نکنند خداوند خون و اموال و اسارت گرفتن زنانشان را برای مسلمانان حلال کرده است. منافقان، کفار را وادار خواهند کرد تا بر علیه ذکری که برای همه مردم عالم فرستاده شده و با تمام کسانی که پیرو آن هستند؛ بجنگند چون تصور می‌کنند اجبار دیگران برای مسلمان شدن در کتاب قرآن آمده است و خدا شهادت می‌دهد چنین فرمانی به رسول خود نداده است. اما گمراهان شما از احادیث شیطانی- که به دروغ به نبی نسبت داده شده‌اند- پیروی می‌کنند و فکر می‌کنند در مسیر هدایتند و به ناحق و به حجت کفر مردم را به قتل می‌رسانند. اما امام مهدی به حق و یقین خداوند را به شهادت می‌گیرد که: هرکس کافری را بدون این که به جنگ دین شما آمده باشد، به دلیل کفر به قتل برساند؛ گناه این عمل نزد خداوند مانند گناه کشتن تمام بشریت است؛ پس چه کسی شما را که به خیال خود هدایت شده‌اید ولی از احادیثی پیروی می‌کنید که به دروغ به رسول خدا نسبت داده شده؛ ازعذاب خدا حفظ خواهد کرد؟ شما می‌دانید خداوند فرمان جنگ با کفار را به شما نداده است؛ مگر آنها که به جنگ دین شما آمده باشند تا نور خداوند را خاموش سازند. خداوند در برابر این گروه آشکارا به شما اختیار داده و ریختن خون و گرفتن اموال و به اسارت گرفتن زنان و کودکانشان را برشما حلال نموده چون به جنگ خدا و رسولش آمده‌اند . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الْآَخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴿٣٣} صدق الله العظيم [المائدة].
    { کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند، این است که اعدام شوند؛ یا سرشان از بدن جدا شود؛ یا بر دست(چپ) و پای مقابل (راست) تازیانه زده شود؛ و یا از سرزمین خود تبعید گردند. این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که چرا جناب شیخ بن عبدالقادر ازآیات حق ذکر روگردانده و به حق اعتراف نمی‌کند؟ اگر حق را می‌خواهی بگو: فرمان خدا به رسولش در این حدیث برخلاف فرمان خدا به رسولش در کتاب است، پس برایمان روشن می‌شود که خدا به رسول و مسلمانان فرمان جنگ با کفار را نداده، مگر کسانی که به خاطر دین به جنگشان بیایند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَقَاتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبِّ الْمُعْتَدِينَ﴿١٩٠} صدق الله العظيم [البقرة]،
    { و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد!}
    یعنی به کفاری که به خاطر دین سرجنگ با شما ندارند، تعدی نکنید چون فرمان خدا این است که با آنان به نیکی و با قسط رفتار شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لا يَنْهَاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَلَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَتُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ﴿٨} صدق الله العظيم [الممتحنة].
    { خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در راه دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی‌کند؛ چرا که خداوند عدالت‌پیشگان را دوست دارد.}
    پس برایتان روشن شد این حدیث نقل شده از النّبيّ عليه الصلاة والسلام بی تردید دروغ است:
    [ به من فرمان داده شده است تا با مردم بجنگم تا شهادت بدهند خدای جز الله نیست اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حقش و حسابشان به خداوند تعالی است]
    و برایتان روشن شد این حدیث به دروغ به خدا و رسولش نسبت داده شده ونه خدا و نه رسولش چنین فرمانی به شما نداده‌اند.

    و سؤالی که در برابر برادر گرامی شیخ محمد عبدالقادر ادریس و شیخ محمودی مطرح می‌شود این است: چرا حاضر نیستید حتی به این اعتراف کنید که حدیث فوق الذکر که در صحیح البخاری و مسلم آمده بی شک و تردید به دروغ به نبی نسبت داده شده است؟ و بگویید ناصر محمد یمانی حق با توست و درست می‌گویی این حدیث دروغ است و برای ما روشن شد قاعده کشف احادیث دروغ که در آیات محکم کتاب آمده است؛ بی شک و تردید حق است و این که با تطبیق قاعده‌ی حق کشف احادیث دروغ برای ما روشن شد که حدیثی که به دروغ به نبیّ نسبت داده شده باشد؛ بی‌تردید مخالف آیات محکم کتاب خداست. اما احادیثی هستند که راویان آن را درست مانند آن چه که از پیامبر شنیده‌اند نقل نکردند و این از روی سهو و فراموشی بوده و بدون این که قصدی داشته باشند، کلمه‌ای را فراموش کرده یا اضافه کرده‌اند و خداوند از آن چه که در نفس آنان بوده آگاه‌تر است. مهم این است که آنها به عمد و آگاهانه به پیامبر نسبت دروغ نداده‌اند. در اینجا ممکن است حدیث برخلاف آیات محکم قرآن نباشد. ولی باید آن را به معرض قضاوت عقل ومنطق گذاشت تا مورد تحلیل قرار گیرد، چرا که دیده بصیرت انسان نسبت به حق کور نمی‌شود و اگر انسان در مورد منطق حدیث تدبر کند تا ببیند آیا به حق از نزد پروردگار عالمیان است؛ اگر چنین باشد عقل و منطق فکری بشر آن را می‌پذیرد. حتی در تفکر درمورد قرآن عظیم هم عقل و منطق به کار گرفته می‌شود، پس درباره آن چه که خداوند نازل فرموده تفکر می‌شود که آیا حقّ آمده از نزد پروردگار عالمیان است و عقل بشری آن را می‌پذیرد؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ﴿٤٦} [سبأ].صــــدق الله العظيم
    { بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما [= محمّد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا﴿٢٤} [محمد]. صــــدق الله العظيم
    { آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است؟!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿٦٨أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ ﴿٦٩أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ ۚ بَلْ جَاءَهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ ﴿٧٠وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ ۚ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ ﴿٧١} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزی برای آنان آمده که برای نیاکانشان نیامده است؟! (۶۸) یا اینکه پیامبرشان را نمی‌شناسند از این رو او را انکار می‌کنند؟! (۶۹) یا می‌گویند او دیوانه است؟! ولی او حق را برای آنان آورده؛ امّا بیشترشان از حق کراهت دارند (و گریزانند). (۷۰) و اگر حق از هوس‌های آنها پیروی کند، آسمان‌ها و زمین و همه کسانی که در آنها هستند تباه می‌شوند! ولی ما قرآنی به آنها دادیم که مایه یادآوری برای آنهاست، امّا آنان از ذکرشان رویگردانند! (۷۱)}
    اما کسانی که به پیروی کورکورانه اعتقاد دارند، مردم را از اندیشیدن درمورد روایات نبوی و این که آیا عقل و منطق آنهار ا قبول می‌کند یا خیر؛ منع می‌کنند. آنها فتوای امام مهدی را هم رد می‌کنند که می‌گوید اگر حدیثی باشد که نه موافق قرآن بود و نه مخالف آن؛ باید آن را با عقل و منطق سنجید و می‌گویند:" این شریعت جدیدی از نزد ناصر محمد یمانی است"! خدا شما را لعنت کند که مردم را از استفاده از عقل‌ درمورد احادیث نبوی منع کرده و اندیشیدن و تفکر منطقی را نفی می‌نمایید. اما امام مهدی ناصر محمد یمانی همان فرمانی را می‌دهد که خداوند در آیات محکم کتابش داده است؛ خداوند به شما فرمان داده از هیچ دعوتی کورکورانه پیروی نکنید و از عقلتان استفاده کنید تا ببینید عقل به برهان علمی آن دعوت اعتراف کرده و آن را از نزد خدا می‌بیند یا خیر؟ خداوند شما را از پیروی کورکورانه منع نموده است و اگر کورکورانه به دنبال کسی که شما را به سوی خدا می‌خواند راه بیفتید؛ گوش و چشم شما مورد سؤال واقع خواهد شد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُوْلَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند}
    در آیات محکم کتاب؛ بهترین موجودات خردمندانی هستند که در مورد برهان علمی فرد دعوت کننده تفکر می‌کنند که آیا به حق از نزد پروردگارشان است یا خیر؟ واگر برایشان روشن شود که به حق از نزد پروردگار آمده و با عقل و منطق تناقضی ندارد؛ از آن پیروی می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨}‏ صدق الله العظيم [الزمر].
    {به بندگان بشارت ده(۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.(۱۸) }
    برای همین هم خداوند همیشه و همه جا؛ از میان تمام انسان‌ها فقط خردمندانشان را هدایت می‌فرماید؛ چون آنها به سخنان فرد دعوت کننده گوش می‌سپارند و از عقل خود استفاده می‌کنند که آیا به حق از نزد پروردگارشان آمده است؟ اما کسانی که به سوی حق هدایت نمی‌شوند؛ کورکورانه از اعتقادات پدرانشان پیروی می‌کنند بدون این که از عقلشان کوچک‌ترین استفاده‌ای بکنند. اینها بدترین موجودات هستند چون با وجود این که خدا به ایشان عقل داده تا اگر بخواهند از آن استفاده کنند؛ اما هیچ از عقلشان استفاده نمی‌کنند چون مانند چهارپایان اهل تفکر نیستند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيل﴿٤٤} [الفرقان]. صــــدق الله العظيم
    { آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند!}
    آنان که عقلشان را به کار نمی‌گیرند از اهالی جهنم هستند چون هیچ از عقلشان استفاده نمی‌کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الجنّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ﴿١٧٩} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ آفریدیم؛ آنها دل‌هایی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند}
    و بعد برایشان روشن می‌شود که علت گمراهی و دورشدنشان از صراط مستقیم؛ پیروی کورکورانه از پیشینیان و استفاده نکردن از عقلشان است و برای همین می‌گویند:
    {وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ﴿١٠} صدق الله العظيم [الملك].
    { و می‌گویند: «اگر ما گوش شنوا داشتیم یا تعقّل می‌کردیم، در میان دوزخیان نبودیم}
    ابن عبدالقادر از خدا بترس و با مهدی منتظر دشمنی نکن
    و مردم را از دعوت حق او باز مدار. پیرو ابوحمزه محمود مصریِ شیطان نشو. او از شیاطین بشر است که تظاهر می‌کند ایمان دارد و کفر خود را پنهان می‌کند. او از کسانی است که اگر برایشان روشن شود ناصر محمد یمانی بی شک و تردید مهدی منتظر است و مسلمانان و مسیحیان و یهودیان را به حکمیت براساس ذکر-قرآن- دعوت می‌کند تا در موارد اختلاف بر اساس آن در میانشان حکم کند- از آن رومی‌گردانند- چون شیاطین بشر از حق بیزارند و کراهت دارند و برای همین هم می‌بینید ابوحمزه محمود مصری به شدت تلاش می‌کند مردم را از پیروی از ذکر باز دارد و پیش از این به حق فتوا داده بودیم که ابو حمزه به دعوت به مباهله با ناصر محمد یمانی در این پایگاه مبارک و بی‌طرف پاسخ نخواهد داد تا به درگاه خدا دعا و التماس کنیم و لعنت و غضب و خشم خدا بر دروغ‌گویان را خواستار شویم. چون او می‌داند از دروغ‌گویان است؛ برای همین می‌بینید از مباهله فرار کرده و از نزد خود برای آن شروطی قایل می‌شود که از جانب خداوند در آیات محکم قرآن نازل نشده است. چون مباهله التماس به درگاه خدا با دعا و تضرع است:
    {ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:۶۱]
    { آنگاه مباهله کنیم؛ و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}
    اما ابوحمزه محمود مصری می‌ترسد به خاطر کفر و تلاش برای بازداشتن مردم از پیروی از ذکر-قرآن- مورد لعنت خدا قرار گیرد و خدا او را عبرتی برای عبرت‌گیرندگان کند و نشانه‌ای شود از نشانه‌های تصدیق مهدی منتظر و خداوند واحد قهار اگر بخواهد او را به خوک تبدیل کرده و مورد لعن بزرگ خود قرار دهد. و-در نهایت- فریاد و واویلا سر داده و در آتش جهنم خواهد سوخت چون از دشمنان سرسخت خداوند و رسولش و مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی است. او از ذریّه‌ی همانانی است که از آنان دعوت شد به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم و حکمیت رسول خدا رو کنند تا بر اساس آن چه که خداوند در آیات محکم کتابش به سوی ایشان نازل نموده حکم کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ هَذَا الْقُرْآن يَقُصُّ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ﴿٧٦} صدق الله العظيم [النمل].
    { این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛}
    لذا محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- آنان را به سوی کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت نمود تا با حق آمده از نزد پروردگارشان در میان آنان حکم کند، ولی گروهی از شیاطین بشر از این دعوت روگرداندند؛ همانانی که تلاش می‌کردند مردم را از پیروی از ذکر و حکمیت بر اساس آن بازدارند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنانروی می‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟}
    ابوحمزه محمود مصری هم از ذریه‌ی آنان است و به سختی تلاش می‌کند تا مردم را از پیروی از مهدی منتظر بازدارد، چون مهدی منتظر از مردم دعوت می‌کند به حکمیت بر اساس آیات محکم ذکر-قرآن- رو آورده و نسبت به هرحدیثی که مخالف آن است کافر شوند؛ احادیثی که ساخته شیاطین بشراست که کفر و مکر خود را پنهان کرده و تظاهر می‌کنند ایمان دارند. در هر شبانه روزی که می‌گذرد؛ لعنت خداوند واحد قهار بر آنان باد. شیاطین انس و جن از هر جنس که به شدت تلاش می‌کنند مردم را از پیروی از ذکر محفوظ از تحریف خداوند و حکمیت بر اساس آن باز دارند و خداوند در آیات محکم کتابش درباره آنان می‌فرماید:

    {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿١٦٠} صدق الله العظيم [البقرة].
    {کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و اصلاح نمودند، من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰)}
    و اما جناب شیخ محمد عبدالقادر از کسانی است که می‌ترسد از ناصر محمد یمانی پیروی کند و او مهدی منتظر نباشد و از طرفی می‌ترسد از پیروی از امام ناصر محمد یمانی روگرداند و او مهدی منتظر حقّ پروردگارشان باشد. پس مهدی منتظر در پاسخ آنان می‌گوید: ابن عبدالقادر؛ از خداوند واحد قهار بترس و از ذکری که محمد رسول الله و مهدی منتظر حق، پروردگارتان امام ناصر محمد یمانی از آن پیروی می‌کنند؛ تبعیت کن. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ}صــــدق الله العظيم[إبراهيم:۱].
    { کتابی است که بر تو نازل کردیم، تا مردم را از به سوی روشنایی در آوری}
    {إنَّ هَذَا القُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ويُبَشِّرُ المُؤْمِنِينَ الَذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً كَبِيراً﴿٩}صــــدق الله العظيم [الإسراء].
    { این قرآن، به راهی که استوارترین راه‌هاست، هدایت می‌کند؛ و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام می‌دهند، بشارت می‌دهد که برای آنها پاداش بزرگی است.}
    {وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ﴿١٥٥} صدق الله العظیم[الأنعام].
    { و این کتابی است مبارک که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید}
    {إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ﴿١١}صــــدق الله العظيم[يس].
    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این ذکر پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!}
    {فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ}صدق الله العظيم [البقرة:۳۸]
    { کسانی که از هدایت من پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند}
    چون در روز قیامت حجت خدا بر شما قرآن عظیم است؛ چه به آن ایمان داشته ولی از آن پیروی نکنید و چه به آن کافر باشید و از آن پیروی نکنید؛ ای کسانی که از پیروی از قرآن روگردانید.... خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ﴿٦٦} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { در گذشته آیات من پیوسته بر شما خوانده می‌شد؛ امّا شما اعراض کرده به عقب بازمی‌گشتید؟!}
    و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآن فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنْذِرِينَ﴿٩٢} صدق الله العظيم [النمل]
    { و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود به سود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم}
    چون این کتاب ذکر محفوظ از تحریف است. تصديق فرموده خداوند تعالى:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴿٩}صــــدق الله العظيم[الحجر].
    { ما قرآن را نازل کردیم؛ و ما بطور قطع نگهدار آنیم!}
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْـئَلُونَ﴿٤٤} صــــدق الله العظيم[الزخرف].
    { و این مایه یادآوری تو و قوم تو است و بزودی سؤال خواهید شد.}
    {إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَن بِالْغَيْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ﴿١١}صــــدق الله العظيم[يس].
    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این ذکر پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده!}
    {وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا ۖ وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦} [طه].صــــدق الله العظيم
    { و هر کس از یاد (ذکر)من روی گردان شود، زندگی تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶)}
    خطیب منبر ابن عبدالقادراز خدا بترس؛ همانا که این شیطان است که تو را وسوسه می‌کند از ترس این که امام ناصر محمد یمانی؛ مهدی منتظر نباشد از او پیروی نکنی. آیا توخداوند واحد قهار را عبادت می‌کنی یا مهدی منتظر را؟ من شما را به پیروی از ذکر محفوظ از تحریف و حکمیت بر اساس آیات محکم آن و کافر شدن نسبت به هر حدیثی که مخالف محکمات ذکر است دعوت می‌کنم، احادیث شیاطین بشری که با تظاهر به ایمان؛ کفر خود را پنهان می‌کنند.
    و اما این که ناصر محمد یمانی همان مهدی منتظر است یا تجدید کننده دین؟ این چیزی است که فقط خود امام ناصر محمد یمانی درباره آن مورد محاسبه قرار خواهد گرفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وإن يَكُ كَاذِباً فَعلَيه كَذِبُهُ} صدق الله العظيم [غافر:۲۸].
    { اگر دروغ مى‌گويد، گناه دروغش بر گردن خود اوست}
    مهم‌ترین موضوع این است که شما از حقّ آمده از نزد پروردگارتان پیروی کنید و و براساس بیّنه‌ای که از نزد پرورگارتان آمده است، عمل نمایید؛ آیا فکر نمی‌کنید؟ چطور است که من شما را به سوی خداوند می‌خوانم تا او میانتان حکم کند و شما از حکمیّت خداوند واحد قهار رومی‌گردانید؟ آیا بر مهدی منتظر چیزی جز این است که حکم خدا را ازآیات محکم ذکر برای شما بیاورد؟ پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد کافر شود.
    بی‌تردید وظیفه‌ی ما ابلاغ کردن "حقّ" است، تا آن چه که خداوند در آیات محکم خود نازل نموده،روشن گردد و حساب با خداوند است. پس ای خردمندان از خدا بترسید و از عقل خود استفاده کنید؛ خواهید دید که عقلتان می‌گوید حق با مهدی منتظر است و شما را ظالم می‌خواند و می‌گوید امام ناصر محمد یمانی به حق سخن گفته و با بیّناتی که بی تردید از جانب پروردگار هستند؛ صراط مستقیم را نشان می‌دهد و از آیات محکم ذکر محفوظ از تحریف حکم می‌آورد و با آیات محکم و ام‌الکتاب با شما مجادله می‌کند و کسی از آیات محکم ذکر روگردان نمی‌شود، مگر این که قلبش از حق منحرف باشد که در این صورت گمراه شده و در آتش جهنم سقوط می‌کند و این عاقبت بسیار بدی است. من جز خدا برای شما ولیّ و نصیری نمی‌یابم؛ پس از عذاب خداوند واحد قهار به کجا می‌گریزید؟ سیاره سقر که آن را سیاره دهم می‌نامید؛ در شب کامل شدن ماه بر شما ظاهر شده و از کنار زمین عبور خواهد کرد و بارانی از سنگ‌های آتشین بر سرتان خواهد ریخت. و وای برشما از عذاب خداوند واحد قهار؛ اگر راست می‌گویید از عذاب خدا به کجا می‌گریزید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَا أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ ﴿١٦وَاللَّيْلِ وَمَا وَسَقَ ﴿١٧وَالْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ ﴿١٨لَتَرْكَبُنَّ طَبَقًا عَن طَبَقٍ ﴿١٩فَمَا لَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠وَإِذَا قُرِئَ عَلَيْهِمُ الْقُرْآنُ لَا يَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢١بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُكَذِّبُونَ ﴿٢٢وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِمَا يُوعُونَ ﴿٢٣فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٢٤إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ ﴿٢٥} صدق الله العظيم [الإنشقاق].
    { سوگند به شفق، (۱۶) و سوگند به شب و آنچه را فرو پوشد( و آنچه را که به پیش می راند؟) (۱۷) و سوگند به ماه آنگاه که بَدر کامل می‌شود، (۱۸)که سیاره عذاب بر سر شما قرار خواهد گرفت (مترجم: سیاره ای(کوکب عذاب) بر بالای سیاره دیگر(زمین) قرار می گیرد) (۱۹) پس چرا آنان ایمان نمی‌آورند؟! (۲۰) و هنگامی که قرآن بر آنها خوانده می‌شود سجده نمی‌کنند؟! (۲۱) بلکه کافران پیوسته آیات الهی را انکار می‌کنند! (۲۲) و خداوند آنچه را در دل پنهان می‌دارند بخوبی می‌داند! (۲۳) پس آنها را به عذابی دردناک بشارت ده! (۲۴) مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند، که برای آنان پاداشی است قطع‌نشدنی! (۲۵)}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.


  3. مصدر المشاركة
    - 54 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    ـــــــــــــــــ


    "وسیله"تلاش فرد برای رسیدن به نزدیک‌ترین درجه‌ی حب و قرب الهی است..
    { اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ }


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع الأنصار للحقّ من ربّهم وأصلي عليهم وأسلمُ تسليماً..
    برادر گرامی و حق‌جو رأفت سعید؛ آیا بیان حق قرآن مجید برایت روشن نشده است؟ آیا نمی‌دانی نام اعظم الهی؛ صفت رضوان نفس خداوند بر بندگانش است و آنها رضوان خدا نسبت به خودشان را بسیار بزرگ‌تراز نعیم بهشت خواهند یافت و برای همین نام اعظم الهی با صفت اعظم وصف می‌شود. مقصود این نیست که این نام از سایر اسامی خداوند سبحان بزرگ‌تر است؛ بلکه به عنوان نام اعظم الهی نامیده می‌شود چون بندگانش خواهند دید حقیقت نعیم رضوان پروردگارشان نسبت به آنها؛ بسیار بزرگ‌تر از بهشت نعیم خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿٧٢} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان ؛ و رضوان الله، (از همه اینها) بزرگ‌تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است! }
    آری؛ رضوان خداوند نعیمی بسیار بزرگ‌تر از بهشت الهی است و فوز عظیم این است. چون هدف آفرینش بندگان در آن نهاده شده و آنها آفریده شده‌اند تا رضوان پروردگارشان را عبادت نموده و از آن چه که مورد رضایت خداوند است پیروی و از آن چه که خشم خدا را در پی دارد دوری کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قَدْ جَاءَكُم مِّنَ اللَّـهِ نُورٌ‌ وَكِتَابٌ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِ‌ضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَيُخْرِ‌جُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ‌ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿١٦﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة].
    {و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار بر شما نازل شده است، (۱۵) تا خدا بَدان هر كس را كه در پى خشنودى اوست به راه‌هاى صلح هدايت كند و به فرمان خود از تاريكى به روشناييشان ببرد و آنان را به راه راست هدايت كند. (۱۶)}
    چون هدف از آفرینش بندگان خدا، عبادت کردنِ رضوان نفس خداوند است و هر کس مسیر رضوان خدا را درپیش گیرد؛ هدف خلقت خود را محقق نموده و کسی که نسبت به رضوان خدا کافر شود و از آن چه که خشم و غضب خداوند را برانگیخته و لعنت خدا را در پی دارد پیروی نماید؛ وعده عذاب بزرگی به او داده شده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّهَ وَكَرِهُوا رِضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ﴿٢٨} صدق الله العظيم [محمد].
    { این بخاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم می‌آورد پیروی کردند، و آنچه را موجب خشنودی اوست کراهت داشتند؛ از این رو (خداوند) اعمالشان را نابود کرد!}
    لذا هدف آفرینش خلق؛ محصور درعبادت رضوان خداوند بربندگانش است و برای همین آفریده شده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    { من جنّ و انس را نیافریدم جز برای عبادت}
    و حتماً درمورد تحقق یافتن هدف خلقتشان که عبادت رضوان خدا برآنان است؛ مورد سؤال قرار خواهند گرفت و در این مورد از آنان سؤال خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَلْهَاكُمُ التَّكَاثُرُ‌ ﴿١﴾ حَتَّىٰ زُرْ‌تُمُ الْمَقَابِرَ‌ ﴿٢﴾ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٣﴾ ثُمَّ كَلَّا سَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿٤﴾ كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ﴿٥﴾ لَتَرَ‌وُنَّ الْجَحِيمَ ﴿٦﴾ ثُمَّ لَتَرَ‌وُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ ﴿٧﴾ ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النّعيم ﴿٨﴾} صدق الله العظيم [التكاثر].
    {فزون طلبی (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است. (۱) تا آنجا که کارتان به گورستان رسید(اجلتان رسید)(۲) چنین نیست که می‌پندارید، به زودی خواهید دانست! (۳) باز چنان نیست که شما می‌پندارید؛ به زودی خواهید دانست! (۴) چنان نیست که شما خیال می‌کنید؛ اگر شما علم الیقین (به آخرت) داشتید (افزون طلبی شما را از خدا غافل نمی‌کرد)! (۵) قطعاً شما جهنّم را خواهید دید! (۶) سپس (با ورود در آن) آن را به عین الیقین خواهید دید. (۷) سپس در آن روز از نعیم (اعظم )پرسیده خواهید شد! (۸)}
    یعنی افزون طلبی در دنیا و لذت بردن از زینت‌های آن؛ مردم رابه خود مشغول کرد و آنان را از هدف آفرینشش توسط خداوند غافل کرد. خداوند آنها را آفریده است تا از نعیم رضوان الهی پیروی و از آن چه که باعث خشم او می‌گردد، دوری کنند و خواهند دیدید که نعیم رضوان خدا بر آنان بزرگ‌تر از نعیم دنیا و آخرت است و مورد پرسش قرار خواهند گرفت؛ چون حکمت آفرینش آنها در این است که نعیم رضوان خداوند بربندگانش را عبادت کنند و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ} صدق الله العظيم،
    {سپس در آن روز از نعیم (اعظم )پرسیده خواهید شد! (۸)}
    حال این چه نعیمی است که در مورد محقق شدن آن از بندگان سؤال خواهد شد؟ همانا که این نعیم پیروی از رضوان خدا است چون این نعیم از نیعم بهشت بزرگ‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم،
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان ؛ و رضوان الله، (از همه اینها) بزرگ‌تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است! }
    و این فتوای پروردگار عالمیان است که رضوان خدا در حقیقت نعیمی بسیار بزرگ‌تر از نعیم جنت خداست ولی این نعیم، نعیمی روحانی است در نفس بندگان. مقصود این نیست که خداوند سبحان به قلب بندگانش نازل می‌شود؛ بلکه خداوند با روح خود آنان را یاری می‌کند و این صفت رضوان نفس پروردگارشان بر آنان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].
    {و رَوح و ریحان و بهشت نعیم!}
    نعیم "روح و ریحان" چیست؟ این نعیمی است که از نعیم مادی بهشت بزرگ‌تر است؛ ولی کسی که خداوند از او راضی نیست؛ ابداً نمی‌تواند حقیقت نعیم رضوان خدا بر بنده را درک کند؛ این امر را کسانی می‌دانند که از رضوان خدا پیروی کرده و برای حب و قرب به خدا رقابت می‌کنند تا به او نزدیک‌تر شوند. پس خدا نیز از آنان راضی است و با روح خود آنان را یاری می‌نماید و این روح رضوان نفس خدا بربندگانش است؛ آنها ربانیون حزب الله هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴿٢٢} صدق الله العظيم [المجادلة].
    {هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغ‌هایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» رستگارانند.}
    این " روحِ" از نزد پروردگارشان چیست؟ به حق فتوا می‌دهیم که صفت رضوان خداوند رحمن بر جن و انس است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ وَجَنَّةُ نَعِيمٍ﴿٨٩} صدق الله العظيم [الواقعة].
    {و رَوح و ریحان و بهشت نعیم!}
    و در اینجا خداوند از دو نعیم یاد می‌کند؛ یکی
    {فَرَوْحٌ وَرَيْحَانٌ} و این نعیم رضوان نفس خداوند الرحمن بر بندگان است و اما نعیم کوچک‌تر از آن {وَجَنَّةُ نَعِيمٍ} است. ولی بندگان به حق خواهند دید نعیم رضوان خدا بر بندگانش از نعیم جنت او بسیار بزرگ‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة]،
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان ؛ و رضوان الله، (از همه اینها) بزرگ‌تر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است! }
    و برای همین هم اسم اعظم الهی به عنوان "اعظم" وصف می‌شود؛ همان طور که به شما گفتیم مقصود این نیست که این اسم از دیگر اسامی حسنای خداوند بزرگ‌تر است؛ بلکه "اعظم"‌خوانده می‌شود چون بندگانش درخواهند یافت که نعیم رضوان خدا از نعیم جنت او بسیار بزرگ‌تر است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ}،
    {و رضوان الله، (از همه اینها) بزرگ‌تر است}
    یعنی نعیمی بزرگ‌تر از نعیم جنت. حقیقت این فتوا را کسی درک می‌کند که خداوند را آن گونه که شایسته اوست شناخته باشد و گروه {يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ}، از این جمله‌اند و انصار مهدی منتظر که برای حب و قرب الهی رقابت می‌کنند تا به خداوند نزدیک‌تر باشند هم از این گروهند؛ آنها که رقابت برای حب و قرب الهی را برای انبیا و مهدی منتظر نمی‌گذارند؛ خیر به پروردگارم که چنین نیست؛ چون آنها از بندگانی هستند که خداوند ایشان را هدایت کرده:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
    صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷].
    {خودشان وسیله را (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، که کدام مقرب‌ترند}
    آنها فرمان پروردگار در آیات محکم کتابش را استجابت کرده‌اند:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم [المائدة:۳۵].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را برای تقرب به او بجوئید! }
    چون "وسیله به سوی خدا" همان رقابت برای حب و قرب بیشتر به خداوند است و خداوند این رقابت را مختص انبیا نکرده و صالحان را محروم نمی‌کند؛ بلکه در کتاب خدا این قاعده هدایت بندگانی است که خداوند آنان را هدایت فرموده است:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم.
    {خودشان وسیله را (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، که کدام مقرب‌ترند}
    برای همین خداوند روشن نفرموده بنده‌ای که بیش از همه‌ی بندگان به عرش خداوند الرحمن نزدیک‌تر خواهد بود؛ کیست. او بنده‌ای ناشناس از میان بندگان خداست. خداوند فتوا نداده است این بنده از ملایکه است یا از جن و انس. حکمت ناشناس بودن بنده‌ای که صاحب بالاترین درجه حب و قرب الهی می‌شود هم در این است که تمام بندگان به سوی رب المعبود رقابت کنند:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}، و هر بنده‌ای بخواهد آن بنده ناشناسی باشد که بیش از همه‌ی بندگان مقرب و محبوب خداوند است. ولی متأسفانه اکثر مردم ایمان نمی‌آورند مگر آن را به شرک آلوده کرده باشند و به خاطر تعظیم و مبالغه در بزرگداشت انبیا و رسولان خدا و همین طور مهدی منتظر به خدا شرک می‌آورند طوری که عده‌ی کثیری از مؤمنان به خدا شرک آورده‌اند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴿١٠٦} صدق الله العظيم [يوسف].
    { اکثرشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آلوده به شرک}
    خدا را به حق و یقین به شهادت می‌گیرم؛ هرکدام از انصارم که درمورد من مبالغه کرده و برای حب و قرب خداوند با من رقابت نکند چون خود را محق نمی‌داند و بگوید چطور با مهدی منتظر که خلیفه‌ خداوند است برای بالاترین درجه‌ی حب و قرب الهی رقابت کنم و امام مهدی در میان انصارش برای بالاترین مرتبه حب و قرب الهی اولی‌تر است؛ کسی که چنین اندیشه‌ای را داشته باشد به خداوند شرک آورده و به ناحق در مورد بزرگی مهدی منتظر مبالغه کرده است. مهدی منتظر که پسر خداوند نیست سبحان الله؛ تا وسیله را به او منحصر کنید... و جز خدا ولیّ و نصیری نخواهید داشت و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی نمی‌تواند در برابر خداوند کاری برای شما بکند.
    و خلاصه‌ این که به تمام جن و انس می‌گویم خلاصه‌ی بیان حق قرآن این است:
    {اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم [المائدة:۳۵].
    {از خدا بپرهیزید! و وسیله‌ را برای تقرب به او بجوئید! }
    همانا و بی‌تردید "وسیله"یعنی بنده تمنا داشته باشد به بالاترین مقام حب و قرب الهی نایل گردد.
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾ وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ عَلَىٰ قَوْمِهِ نَرْ‌فَعُ دَرَ‌جَاتٍ مَّن نَّشَاءُ إِنَّ رَ‌بَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿٨٣﴾ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلًّا هَدَيْنَا وَنُوحًا هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّ‌يَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَىٰ وَهَارُ‌ونَ وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٤﴾ وَزَكَرِ‌يَّا وَيَحْيَىٰ وَعِيسَىٰ وَإِلْيَاسَ كُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿٨٥﴾ وَإِسْمَاعِيلَ وَالْيَسَعَ وَيُونُسَ وَلُوطًا وَكُلًّا فَضَّلْنَا عَلَى الْعَالَمِينَ ﴿٨٦﴾ وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّ‌يَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَ‌كُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنبوّة فَإِن يَكْفُرْ‌ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِ‌ينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرً‌ا إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرَ‌ىٰ لِلْعَالَمِينَ ﴿٩٠﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!» (۸۲) اینها دلایل ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم! درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم؛ پروردگار تو، حکیم و داناست. (۸۳) و اسحاق و یعقوب را به او [= ابراهیم‌] بخشیدیم؛ و هر دو را هدایت کردیم؛ و نوح را (نیز) پیش از آن هدایت نمودیم؛ و از فرزندان او، داوود و سلیمان و ایّوب و یوسف و موسی و هارون را (هدایت کردیم)؛ این‌گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۸۴) و زکریّا و یحیی و عیسی و الیاس را؛ همه از صالحان بودند. (۸۵) و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را؛ و همه را بر جهانیان برتری دادیم. (۸۶) و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸) آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن! (و) بگو: «در برابر این پاداشی از شما نمی‌طلبم! این (رسالت)، چیزی جز یک ذکربرای جهانیان نیست! (۹۰)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّ‌يَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَ‌كُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنبوّة فَإِن يَكْفُرْ‌ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِ‌ينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ} صدق الله العظيم،
    { و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸) آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!}
    سؤال این است که مقصود از "اقتدا کردن" چیست؟ آیا مقصود این است که محمدٌ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- رقابت برای حب و قرب الهی را به آنها واگذار نماید؟ ولی خداوند به او فرمان می‌دهد در مسیر هدایت به آنان اقتدا نماید، نه این که در موردشان مبالغه کرده و مانند شما که رقابت برای بالاترین درجه‌ی حب و قرب الهی را به انبیا و رسولان خدا واگذار و صالحان را محروم می‌کنید؛ او هم رقابت برای حب و قرب الهی را به ایشان واگذار نماید. آیا در فرموده خداوند تعالی تفکر نمی‌کنید:
    {وَمِنْ آبَائِهِمْ وَذُرِّ‌يَّاتِهِمْ وَإِخْوَانِهِمْ وَاجْتَبَيْنَاهُمْ وَهَدَيْنَاهُمْ إِلَىٰ صِرَ‌اطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٨٧﴾ ذَٰلِكَ هُدَى اللَّـهِ يَهْدِي بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَلَوْ أَشْرَ‌كُوا لَحَبِطَ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٨٨﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنبوّة فَإِن يَكْفُرْ‌ بِهَا هَـٰؤُلَاءِ فَقَدْ وَكَّلْنَا بِهَا قَوْمًا لَّيْسُوا بِهَا بِكَافِرِ‌ينَ ﴿٨٩﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّـهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ} صدق الله العظيم؟
    { و از پدران و فرزندان و برادران آنها و برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم. (۸۷) این، هدایت خداست؛ که هر کس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمایی می‌کند! و اگر آنها مشرک شوند، اعمال (نیکی) که انجام داده‌اند، نابود می‌گردد (۸۸) آنها کسانی هستند که کتاب و حکم و نبوّت به آنان دادیم؛ و اگر نسبت به آن کفر ورزند، کسان دیگری را نگاهبان آن می‌سازیم که نسبت به آن، کافر نیستند. (۸۹) آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!}
    پس این اقتدا چگونه است؟ جواب را در آیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷].
    {خودشان وسیله را (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، که کدام مقرب‌ترند}
    برای همین محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم می‌فرماید:
    [سلوا الوسيلة فإنها منزلة في الجنة لا تنبغي إلا لعبدٍ من عباد الله، وأرجو أن أكون هو]. صدق عليه الصلاة والسلام
    [وسیله را از خدا بخواهید که منزلی در بهشت است که شایسته نیست به بیش از یک بنده از بندگان خداوند تعلق گیرد و امیدوارم من آن بنده باشم]
    هر بنده ای که خداوند او را هدایت کرده باشد، امیدوار است خودش به آن مقام برسد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ}
    {خودشان وسیله را (برای تقرب) به پروردگارشان می‌جویند، که کدام مقرب‌ترند}
    {أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهْ}

    صدق الله العظيم
    { آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده؛ پس به هدایت آنان اقتدا کن!}
    اللهم قد بلّغتُ اللهم فاشهد، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله عبد النّعيم الأعظم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  4. مصدر المشاركة
    - 55 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - ربیع الأول - 1432 هـ
    01 - 03 - 2011 مـ
    ۱۰-اسفند-۱۳۸۹ه.ش.
    04:09 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ

    مباهله‌ی مهديّ منتظَر ناصر محمد يماني با شیطانی از شیاطین بشر محمود ابو حمزه المصری...

    بسم الله الرحمن الرحيم
    {فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّه عَلَى الْكَاذِبِينَ}صـــــدق الله العظيم

    خداوندا من بنده‌ی تو امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به درگاه تو التماس و ابتهال می‌کنم؛ به حق تمام اسماء الحسنی و صفات العلی و به حق لا اله الا انت و به حق رحمتی که برخود فرض نمودی و به حق بزرگی نعیم رضوان نفست از تو درخواست می‌کنم اگر می‌دانی که بنده‌ات امام ناصر محمد یمانی به تو افترا زده که او را به عنوان مهدی منتظر برگزیده‌ای و او را امام مردم قرارنداده‌ای؛ پس لعنت خدا و ملایکه و تمام مردم تا یوم الدین بر او باد و اگر می‌دانی ابوحمزه مصری از شیاطین بشر است که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را پنهان می‌کنند تا بشریت را از پیروی از مهدی منتظر و تبعیت از ذکر بازدارند؛ همان ذکری که-قرآن- مهدی منتظر مردم را به پیروی از آن فرا می‌خواند تا در برخورد با احادیث شیاطین بشر که مخالف ذکر است بر اساس آن حکمیت کنند. اگر او-ابو حمزه- از ذریّه آنانی است که درباره آنان در آیات محکم کتاب فرموده‌ای:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْ‌تَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْ‌هُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾ خَتَمَ اللَّـهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَعَلَىٰ سَمْعِهِمْ وَعَلَىٰ أَبْصَارِ‌هِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿٧﴾ وَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّـهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ‌ وَمَا هُم بِمُؤْمِنِينَ ﴿٨﴾ يُخَادِعُونَ اللَّـهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿٩﴾ فِي قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ فَزَادَهُمُ اللَّـهُ مَرَ‌ضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ﴿١٠﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْ‌ضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ ﴿١١﴾ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـٰكِن لَّا يَشْعُرُ‌ونَ ﴿١٢﴾ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلَا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَـٰكِن لَّا يَعْلَمُونَ ﴿١٣﴾ وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَىٰ شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ ﴿١٤﴾ اللَّـهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿١٥﴾ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَ‌وُا الضَّلَالَةَ بِالْهُدَىٰ فَمَا رَ‌بِحَت تِّجَارَ‌تُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {کسانی که کافر شدند، برای آنان تفاوت نمی‌کند که آنان را هشدار دهی یا هشدار ندهی ؛ ایمان نخواهند آورد. (۶) خدا بر دل‌ها و گوش‌های آنان مهر نهاده؛ و بر چشم‌هایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست. (۷) گروهی از مردم کسانی هستند که می‌گویند: «به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده‌ایم.» در حالی که ایمان ندارند. (۸) می‌خواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند؛ در حالی که جز خودشان را فریب نمی‌دهند؛ (اما) نمی‌فهمند. (۹) در دل‌های آنان یک نوع بیماری است؛ خداوند بر بیماری آنان افزوده؛ و به خاطر دروغ‌هایی که میگفتند، عذاب دردناکی در انتظار آنهاست. (۱۰) و هنگامی که به آنان گفته شود: «در زمین فساد نکنید» می‌گویند: «ما فقط اصلاح‌کننده‌ایم»! (۱۱) آگاه باشید! اینها همان مفسدانند؛ ولی نمی‌فهمند. (۱۲) و هنگامی که به آنان گفته شود: «همانند مردم ایمان بیاورید!» می‌گویند: «آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟!» بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی‌دانند! (۱۳) و هنگامی که افراد باایمان را ملاقات می‌کنند، و می‌گویند: «ما ایمان آورده‌ایم!» (ولی) هنگامی که با شیاطین خود خلوت می‌کنند، می‌گویند: «ما با شمائیم! ما فقط مسخره می‌کنیم!» (۱۴) خداوند آنان را استهزا می‌کند؛ و آنها را در طغیانشان نگه می‌دارد، تا سرگردان شوند. (۱۵) آنان کسانی هستند که «هدایت» را به «گمراهی» فروخته‌اند؛ و (این) تجارت آنها سودی نداده؛ و هدایت نیافته‌اند. (۱۶)}
    خدایا تو از کید آنان آگاهی؛ خداوندا اگر ابوحمزه محمود مصری از آنان است که می‌دانند امام ناصر محمد یمانی، مهدی منتظر است و بعد از آن که برایش روشن شد او به حقّ از نزد پروردگارش آمده است؛ با تکذیب دعوت او می‌خواهد مردم را از صراط مستقیم بازدارد؛ خدایا اگر از شیاطین بشر است که تظاهر به ایمان کرده و کفر و مکر خود را پنهان نگاه می‌دارد تا مردم را از بیان حق ذکر باز دارد؛ خدایا او را لعنت کن؛ لعنتی کبیر و ابوحمزه را به خوک مسخ نما که بد سرانجامی است تا عبرتی باشد برای تمام مردمی که از ذکر رومی‌گردانند. و در دوران گفتگو قبل از ظهور او را از نشانه‌‌های تصدیق مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی قرار ده! ای کسی که از چشم‌های خیانت کار و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاهی و همانا که تو علیم و خبیری وهمه‌ی فرجام‌ها به سوی توست؛ مگر این که قبل از مرگش به درگاه تو واقعاً توبه کند و وعده‌ی تو حق است وتو ارحم الراحمینی.
    خداوندا اگر ابوحمزه محمود المصری از شیاطین بشر نیست که تظاهر به ایمان کرده و کفر خود را پنهان می‌کنند، بلکه از گمراهان و یا کسانی است که مسّ شیطان رجیم او را آشفته کرده و از راه راست بازداشته است و ابوحمزه نمی‌داند مسّ شیطان رجیم او را سرگردان کرده، خدایا تو غفور و رحیمی؛ او را مورد مغفرت خود قرار ده و از مسّ شیطان تطهیرش فرما و حق را به او حق نشان بده و پیروی از آن را روزیش فرما و باطل را به او باطل نشان بده و اجتناب از آن را روزیش کن. و تو از بنده‌ات رحیم‌تری و وعده‌ی تو حق است و ارحم الراحمینی.
    ابوحمزه محمود المصری! کار تو عجیب است، اگر امام ناصر محمد یمانی، مهدی منتظر است؛ پس هر فتوایی که به مردم می‌دهم حق است و از نزد خداوند واحد قهار آمده است. پس چرا مسایل دیگری را به میان کشیده و می‌خواهی گفتگوی جدیدی را آغاز کنیم؟ خاتمه گفتگوی من و تو با مباهله‌ی حقّ است. قلم زمین گذاشته و دفتر بسته شد و ما منتظر هستیم خدا هر وقت که اراده نماید، به حقّ میان ما حکم کند و چیزی به دست من وتو نیست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ} صدق الله العظيم [البقرة:۲۱۰].
    { و بازگشت أمور به سوی خداست}
    خداوندی که از خیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها باخبر است و می‌داند که او امام ناصر محمد یمانی را به حقّ به عنوان مهدی منتظر برگزیده و امام کریم مردم قرار داده تا با قرآن مجید، ایشان را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت کند. و اگر خداوند واحد قهار می‌داند که ناصر محمد یمانی را به عنوان مهدی منتظر برنگزیده و امام کریم مردم قرار نداده است؛ پس لعنت خدا و ملایکه و جن و انس بر او باد اگر دروغ می‌گوید و مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان نیست؛ و شما شاهد باشید. چطور اگر به دروغ وانمود می‌کردم مهدی منتظرم؛ حاضر می‌شدم خودم را لعنت کنم؟ همانا که من به یقین و از پروردگارعالمیان می‌دانم که مهدی منتظرم و خداوند مرا امام مردم قرار داده است...آیا تقوا نمی‌کنید؟
    اما من به درگاه خدا التماس و ابتهال می‌کنم تا به حق لا اله الا هو و به حق رحمتی که بر خود فرض نموده وبه حق بزرگی نعیم رضوان نفسش؛ گمراهان مسلمان و مسیحی و یهودی و تمام مردمی را که اگر بدانند امام ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است، پیرو او می‌گردند؛ لعنت نکند و این که حقّ را به آنان حق نشان دهد و پیروی از آن را روزیشان فرماید و باطل را در نظرشان باطل نشان داده و اجتناب از آن را روزیشان کند که رحمت پروردگارشان بر آنان بیش از بنده‌اش است و وعده او حق و ارحم الراحمین است. من درمورد هیچ یک از آنان ابداً کوتاهی نمی‌کنم. همانا که این ابتهال برای شیاطین جن و انس از هر جنس است که اگر یقین کنند ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر است و مردم را به پیروی از ذکر-قرآن- فرا می‌خواند، به شدت تلاش می‌کنند آنان را از پیروی از ذکر پروردگارشان باز دارند؛ آن هم بعد از این که برایشان آشکار شد او حق است؛ چرا که از حق بیزارند و از کسانی هستند که خداوند تعالی درمورد آنان در آیات محکم کتابش می‌فرماید:
    {أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّـهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَىٰ أَبْصَارَ‌هُمْ ﴿٢٣﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْآن أَمْ عَلَىٰ قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا ﴿٢٤﴾ إِنَّ الَّذِينَ ارْ‌تَدُّوا عَلَىٰ أَدْبَارِ‌هِم مِّن بَعْدِ مَا تبيّن لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَأَمْلَىٰ لَهُمْ ﴿٢٥﴾} [محمد].
    { آنها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده است! (۲۳) آیا آنها در قرآن تدبّر نمی‌کنند، یا بر دل‌هایشان قفل نهاده شده است؟! (۲۴) کسانی که بعد از روشن شدن هدایت برای آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهای طولانی فریفته است! (۲۵)}
    {ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا مَا أَسْخَطَ اللَّـهَ وَكَرِ‌هُوا رِ‌ضْوَانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمَالَهُمْ ﴿٢٨﴾ أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَ‌ضٌ أَن لَّن يُخْرِ‌جَ اللَّـهُ أَضْغَانَهُمْ ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [محمد].
    { این به خاطر آن است که آنها از آنچه خداوند را به خشم می‌آورد پیروی کردند، و آنچه را موجب خشنودی اوست کراهت داشتند؛ از این رو (خداوند) اعمالشان را نابود کرد! (۲۸) آیا کسانی که در دل‌هایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه‌هایشان را آشکار نمی‌کند؟! (۲۹)}
    آنها بیش از همه‌ی مردم در برابر خداوند طغیان کرده و به سقوط در آتش جهنم سزاوارترند چون دشمنان سرسخت پروردگارشان هستند و شدیدترین دشمنی و عداوت را با خداوند و پروردگار حقّشان دارند و شدیدترین دشمن تمام کسانی هستند که خداوند الرحمن را به ولایت می‌گیرند. چون به جای خداوند الرحمن؛ با آگاهی کامل شیطان رجیم را به ولایت گرفته‌اند و دشمنی آنها با مؤمنان تنها به خاطر ایمان مؤمنان به خداوند عزیز و حمید است. آنان با این که می‌دانند حقّ آمده از نزد پروردگارشان چیست؛ آن را کتمان می‌کنند. همانا که لعنت خدا و ملایکه و تمام مردم بر آنان است، مگر توبه کرده و قبل از مرگشان؛ به حقّ آمده از نزد پروردگارشان اعتراف نمایند و از رحمت خداوند مأیوس نشوند که خداوندشان را غفور و رحیم خواهند یافت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ البيّنات وَالْهُدَىٰ مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّـهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ﴿١٥٩﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَـٰئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٦٠﴾ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ‌ أُولَـٰئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّـهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿١٦١﴾ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿١٦٢﴾} صدق الله العظيم [البقرة]
    {کسانی که دلایل روشن، و وسیله هدایتی را که نازل کرده‌ایم، بعد از آنکه در کتاب برای مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت می‌کند؛ و همه لعن‌کنندگان نیز، آنها را لعن می‌کنند؛ (۱۵۹) مگر آنها که توبه و بازگشت کردند، و اصلاح نمودند، من توبه آنها را می‌پذیرم؛ که من توّاب و رحیمم. (۱۶۰) کسانی که کافر شدند، و در حالِ کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود! (۱۶۱) همیشه در آن باقی می‌مانند؛ نه در عذاب آنان تخفیف داده می‌شود، و نه مهلتی خواهند داشت! (۱۶۲)}
    مانند امثال ابوحمزه محمود مصری که تلاش می‌کند با تعظیم و بزرگداشت انبیا و رسولان خدا شما را به فتنه بیندازد؛ سبحان ربی! آیا می‌دانید علت این که علی‌ رغم ترس شدیدش از مباهله، دست به خطر زده چیست؟ برای این است که درمورد راست‌گویی ناصر محمد یمانی شک ایجاد کند،چون ناصر محمد یمانی گفته بود: ابوحمزه جرأت نمی‌کند با امام ناصر محمد یمانی مباهله کند و سپس بگوید دیدید که من با او مباهله کردم؛ آیا این به معنای آن نیست که ناصر محمد یمانی به خدا افترا می‌زند؟ چون ناصر محمد یمانی گفته بود ابوحمزه مصری با او مباهله نخواهد کرد و می‌بینید که من مباهله کردم. آیا این برهان آن نیست که او به خداوند الرحمن افترا می‌زند؟ امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: ابو حمزه محمود مصری تو در دام افتادی و با امام مهدی ناصر محمد یمانی مباهله کردی؛ امام ناصر محمد یمانی نگفته بود که خداوند به او وحی کرده که ابوحمزه محمود مصری مباهله نخواهد کرد؛ بلکه علت این بود که تو هر بار از مباهله فرار می‌کردی ولی آخر گرفتارش شدی. با این که می‌دانی ریسک بزرگی است؛ اما این خطر کردن تو مانند خطرکردن شیاطین برای استراق سمع از ملاء اعلی است. با این که استراق سمع برای شیاطین خطری جدی است، چون با شهاب آنها را از هر سو می‌زنند؛ ولی به این خطر تن می‌دهند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿٦﴾ وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِ‌دٍ ﴿٧﴾ لَّا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿٨﴾ دُحُورً‌ا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿٩﴾ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { ما آسمان نزدیک [= پایین‌] را با ستارگان آراستیم، (۶) تا آن را از هر شیطان خبیثی حفظ کنیم! (۷) آنها نمی‌توانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، از هر سو هدف قرارمی‌گیرند! (۸) آنها به شدّت به عقب رانده می‌شوند؛ و برای آنان مجازاتی دائم است! (۹) مگر آنها که در لحظه‌ای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب می‌کند! (۱۰)}
    اما آیا می‌دانید با وجود خطر زیاد چرا دست به چنین ماجراجویی‌هایی زده و خود را در ورطه هلاکت می‌افکنند؟ این به خاطر شدت اخلاصشان برای جنگ با خدا و انبیا اوست و شنیده‌های دزدکی خود را به اطلاع شیاطین بشر که از دوستان و اولیایشان هستند، می‌رسانند تا مردم خبرهایی که خداوند اراده کرده و ازعالم غیب به برخی از انبیا می‌دهد را باور نکنند و اگر پیامبری از امری غیبی سخن گفت و آن امر رخ داد؛ مردم به پیامبر پروردگارشان بگویند تو کاهنی و کاهنان و پیشگویان هم به ما اخباری را می‌دادند که اتفاق می‌افتاد و سپس به انبیا الهی بگویند که از پیشگویان و منجمین غیبگو هستند و علت چنین سخنانی؛ مکر شیاطین جن و انس است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نبيّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ} صدق الله العظیم[الأنعام:۱۱۲].
    {این چنین در برابر هر پیامبری، دشمنی از شیاطین انس و جنّ قرار دادیم؛ آنها بطور سری سخنان فریبنده و بی‌اساس به یکدیگر می‌گفتند؛ و اگر پروردگارت می‌خواست، چنین نمی‌کردند؛ بنابر این، آنها و تهمت‌هایشان را به حال خود واگذار!}
    و خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿٢١٠﴾ وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿٢١١﴾ إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿٢١٢﴾} صدق الله العظیم.[الشعراء].
    { و اين قرآن را شياطين نازل نكرده‌اند. (۲۱۰) آنان نه درخور اين كارند و نه توان آن دارند. (۲۱۱) شياطين را از شنيدن وحى معزول داشته‌اند. (۲۱۲)}
    وخداوند تعالى می‌فرماید:
    {هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَىٰ مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿٢٢١﴾ تَنَزَّلُ عَلَىٰ كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿٢٢٢﴾ يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُ‌هُمْ كَاذِبُونَ ﴿٢٢٣﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {آیا می‌خواهید من شما را آگاه سازم که شیاطین بر چه کسان نازل می‌شوند؟ (۲۲۱) شیاطین بر هر شخص بسیار دروغگوی بدکار نازل می‌شوند. (۲۲۲) گوش فرا می‌دهند و اکثرشان دروغ می‌گویند (۲۲۳)}
    لذا علت ماجراجویی و خطر کردن شیاطین برای استراق سمع از ملاء الأعلی برایتان روشن شد. این به خاطر شدت اخلاص آنها به ابلیس و برای خاموش ساختن نور خداوند است تا مردم انبیا و رسولان خدا را تصدیق نکنند و با این که استراق سمع از ملاء الأعلی به واسطه شهاب‌هایی که از هر جانب به سویشان پرتاب می‌شود؛ کار بسیارخطرناکی است -ولی به آن تن می‌دهند-. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿٨﴾ دُحُورً‌ا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿٩﴾ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿١٠﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    {آنها نمی‌توانند به فرشتگان عالم بالا گوش فرادهند، از هر سو هدف قرارمی‌گیرند! (۸) آنها به شدّت به عقب رانده می‌شوند؛ و برای آنان مجازاتی دائم است! (۹) مگر آنها که در لحظه‌ای کوتاه برای استراق سمع به آسمان نزدیک شوند، که «شهاب ثاقب» آنها را تعقیب می‌کند! (۱۰)}
    با وجود این می‌بینید شیاطین برای استراق سمع دست به خطر می‌زنند. خطر کردن ابوحمزه مصری برای مباهله با امام مهدی ناصر محمد یمانی هم به همین دلیل است. چون نمی‌تواند در برابر امام ناصر محمد یمانی، برهان علمی بیاورد؛ شیطان او را به دام انداخته تا با خودش بگوید:" محمود چرا با ناصر محمد یمانی مباهله نمی‌کنی؛ تا انصارش به ناصر محمد یمانی شک کنند که گفته بود محمود مباهله نخواهد کرد... مباهله کن...." محمود هم از نصیحت شیطان پیروی کرد تا مانند شیاطین مورد لعن خداوند قرار گیرد. محمود فراموش کرده بود که ناصر محمد یمانی نگفته که خداوند تعالی فرموده است أبو حمزه با من مباهله نمی‌کند و هم چنین نگفته که محمد رسول الله فرموده که ابوحمزه مباهله نمی‌کند؛ بلکه امام ناصر محمد یمانی گفت: ابوحمزه مباهله نخواهد کرد چون هربار از مباهله فرار کرده و از پیش خود برای آن شرط مقرر می‌داشت ولی شیطان بالاخره او را به دام انداخت و بعد شیطان از محمود اعلان برائت می‌کند و می‌گوید:

    {إِنِّيَ أَخَافُ اللّهَ وَاللّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ} [الأنفال:۴۸].
    {من از خدا می‌ترسم، خداوند شدیدالعقاب است}
    محمود؛ شیطان تو را گرفتار این مباهله کرده است وبه خداوند بزرگ قسم که پروردگار تو را لعنت کرده و از تو خشمگین است و وعده عذاب بزرگی را به تو می‌دهد. اما من به تو نصیحت می‌کنم به درگاه پروردگار توبه و انابه کنی و از رحمت خداوند مأیوس نشوی و تصور نکنی بعد از این که مورد لعنت و خشم خدا واقع شدی؛ تو را نمی‌بخشد. فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باش:
    {كَيْفَ يَهْدِي اللَّـهُ قَوْمًا كَفَرُ‌وا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّ‌سُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ البيّنات وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿٨٦﴾ أُولَـٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّـهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿٨٧﴾ خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنظَرُ‌ونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّـهَ غَفُورٌ‌ رَّ‌حِيمٌ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    { چگونه خداوند جمعیّتی را هدایت می‌کند که بعد از ایمان و گواهی به حقّانیّت رسول و آمدن نشانه‌های روشن برای آنها، کافر شدند؟! و خدا، جمعیّت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد! (۸۶) کیفر آنها، این است که لعن خداوند و فرشتگان و مردم همگی بر آنهاست. (۸۷) همواره در این لعن می‌مانند؛ مجازاتشان تخفیف نمی‌یابد؛ و به آنها مهلت داده نمی‌شود. (۸۸) مگر کسانی که پس از آن، توبه کنند و اصلاح نمایند؛ زیرا خداوند، آمرزنده و بخشنده است. (۸۹)}
    و این نصیحت امام مهدی به دشمن سرسختش محمود ابوحمزه مصری است؛ با این که او به ناحق با ما دشمنی شدیدی دارد.
    اما نصیحت شیطان به ابوحمزه این است و به او خواهد گفت:" محمود؛ اکنون خدا تو را لعنت کرده، همان طور که شیاطین را لعنت کرده و بر تو غضب کرده، همان طور که بر آنان غضب کرده است؛ راهی نداری جز این که به ما ملحق شوی تا نور خدا را خاموش ساخته و مردم را گمراه کنیم تا از حق آمده از نزد پروردگارشان پیروی نکنند تا مانند ما از اهالی آتش و جهنم گردند"
    ولی امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌گوید: ای محمود؛ از شیاطین پیروی نکن من ناصح امین توام. ای محمود گفتگوها بین مهدی منتظرناصر محمد یمانی و ابوحمزه محمود مصری تمام شده است و حکم با خداست و اگر توبه و انابه به سوی پروردگار سبحان نکنی؛ و تا زمانی که به جنگ با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ادامه داده و تلاش کنی مردم را از پیروی از بیان حق ذکر-قرآن- و حکمیت بر اساس آیات محکم کتاب باز داری؛حتما گرفتار لعن و خشم خدا خواهی شد و جز خدا ولیّ و نصیری برایت نمی‌یابم و حکم با خداوند خیرالفاصلین است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    گفتگو میان مهدی منتظر و ابوحمزه محمود مصری تمام شد و گفتگوی مهدی منتظر با مسلمانان و تمام مردم حق‌جویان عالم ادامه دارد.....
    ای جماعت مسلمین! درمورد امام مهدی منتظر که خداوند او را امام کریم رسول الله مسيح عيسى ابن مريم عليه وعلى أمّه الصلاة والسلام قرار داده چه گمانی دارید؟ شما از درجه علمی مسیح عیسی بن مریم در آیات محکم کتاب باخبرید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ} صدق الله العظيم [آل عمران:۴۸].
    {و به او، کتاب و دانش و تورات و انجیل، می‌آموزد}
    با وجود این، خداوند خلیفه‌ی خود مهدی منتظر را امام مسيح عيسى ابن مريم -صلى الله عليهم وسلم وعلى جميع المُسلمين- قرار داده است؛ آیا اندیشه نمی‌کنید؟ ابوحمزه مصری شما را گرفتار فتنه نکند؛ به خداوند که مسایلی را که مطرح می‌کند از روی حرص او برای به فتنه انداختن شماست. و شایسته نیست درشئون خداوند الغفور الودود ذو العرش المجيد دخالت کرد؛ خداوندی که آن چه که بخواهد انجام داده و درمورد اعمالش مورد سؤال واقع نمی‌شود و جز او همه‌ بندگان مورد سؤال واقع خواهند شد. رحمت خدا را شما تقسیم نمی‌کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُم مَّعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ} صدق الله العظيم [الزخرف:۳۲].
    { آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم می‌کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضی را بر بعضی برتری دادیم}
    هنوزاعلان نشده که داناترین و مکرم‌ترین بنده خدا در تمام ملکوت چه کسی است، با این که نصاری- مسیحیان- مسيح عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام و مسلمانان محمّد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، را برگزیده‌اند. به خداوند قسم اگر خداوند امام مهدی و مسيح عيسى ابن مريم ومحمد رسول الله- صلى الله عليهم جميعاً- را برانگیزد و به مسلمانان بگویند خداوند امام مهدی را امام انبیاء قرار داده چون درمیان تمام ملایکه و جن و انس؛ علم وآگاهی نسبت به نام اعظم الهی به او اختصاص یافته؛ کسانی که بیشتر از همه کافر می‌شوند آنانی هستند که فضل و تکریم را منحصر به انبیا و رسولان خدا دانسته و رقابت برای حب و قرب خدا را به آنان واگذار کرده‌اند به این خیال که آنها در یوم الدین شفاعتشان را خواهند کرد؛ اینها مؤمنان مشرک هستند!! کسانی که ایمان خود را به ظلم آلوده کرده‌اند و هیچ کدام با قلبی سلیم در درگاه پروردگارشان حاضر نمی‌شوند چون درمورد انبیا ور سولان الهی مبالغه کرده و"وسیله به سوی پروردگار" را منحصر به آنان کردند و باورشان این است که اجازه ندارند برای رسیدن به حب و قرب الهی از روش انبیا پیروی و با آنان رقابت کنند و این چنین حکمت ناشناس ماندن بنده‌ای که در تمام ملکوت داناتر و پیش از همه محبوب و مقرب پروردگار است را فروگذاشته‌اند. امام مهدی ناصر محمد یمانی فتوا نداده است که او محبوب‌ترین ومقرب‌ترین بنده پروردگاراست؛ ولی من شما و خدا را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است که من عبد خداوند هستم و جز او را عبادت نکرده و پروردگاری جز او ندارم وإعلان می‌کنم برای حب و قرب خداوند با تمام انبیا و رسولان و تمام ملایکه و جن و انس وتمام بندگان خدا در تمام ملکوت عالم وجود رقابت می‌نمایم. چون خداوند در ملکوت فرزندی ندارد تا برای حب و قرب الهی به دیگران اولویت داشته باشد، بلکه همه موجودات ملکوت؛ بنده خدا هستند و در مورد پروردگار از حق برابربرخوردارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَقَالُوا اتَّخَذَ الرَّ‌حْمَـٰنُ وَلَدًا ﴿٨٨﴾ لَّقَدْ جِئْتُمْ شَيْئًا إِدًّا ﴿٨٩﴾ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْ‌نَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْ‌ضُ وَتَخِرُّ‌ الْجِبَالُ هَدًّا ﴿٩٠﴾ أَن دَعَوْا لِلرَّ‌حْمَـٰنِ وَلَدًا ﴿٩١﴾ وَمَا يَنبَغِي لِلرَّ‌حْمَـٰنِ أَن يَتَّخِذَ وَلَدًا ﴿٩٢﴾ إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ إِلَّا آتِي الرَّ‌حْمَـٰنِ عَبْدًا ﴿٩٣﴾ لَّقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا ﴿٩٤﴾ وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْ‌دًا ﴿٩٥﴾إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّ‌حْمَـٰنُ وُدًّا ﴿٩٦﴾ فَإِنَّمَا يَسَّرْ‌نَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ‌ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ‌ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا ﴿٩٧﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    { و گفتند: «خداوند رحمان فرزندی برای خود برگزیده است». (۸۸)به راستی مطلب زشت و زننده‌ای گفتید! (۸۹) نزدیک است به خاطر این سخن آسمانها از هم متلاشی گردد، و زمین شکافته شود، و کوه‌ها بشدّت فرو ریزد... (۹۰) از این رو که برای خداوند رحمان فرزندی قائل شدند! (۹۱) در حالی که هرگز برای خداوند رحمان سزاوار نیست که فرزندی برگزیند! (۹۲) تمام کسانی که در آسمانها و زمین هستند، بنده اویند! (۹۳) خداوند همه آنها را احصا کرده، و به دقّت شمرده است! (۹۴) و همگی روز رستاخیز، تک و تنها نزد او حاضر می‌شوند! (۹۵)مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد! (۹۶) و ما آن [= قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهی، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنی. (۹۷)}
    ای جماعت جن و انس؛ از خدا پروا کرده و آن گونه که باید حق شناخت پروردگار را بجا آورید. خداوند ملایکه و جن و انس را جز برای این نیافریده که او را به یگانگی و بدون شریک عبادت کنند ودر جستجوی وسیله باشند تا به بالاترین مقام قرب الهی دست یابند؛ چون خداوند محبوب‌ترین و مقرب‌ترین بنده از بین بندگان خود را ناشناس گذارده و نه خدا و نه رسول خدا به شما فتوا نداده‌اند این بنده یکی از انبیای الهی است، بلکه محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
    [قال رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم: ‏ ‏سلوا الله الوسيلة. قالوا: يا رسول الله وما الوسيلة؟ قال: أعلى درجة في الجنة لا ينالها إلا عبد من عبيد الله وأرجو أن أكون أنا هو].
    [رسول الله ‏ ‏صلى الله عليه وسلم فرمودند: از خدا وسیله را بخواهید. گفتند: یا رسول الله وسیله چیست؟ فرمود: بالاترین درجه‌ی بهشت است که تنها یکی از بندگان خدا به آن نایل می‌گردد و امیدوارم من آن بنده باشم] صدق عليه الصلاة والسلام.
    اما تمام کسانی که خدا آنان را هدایت نموده است؛ آرزو دارند خودشان صاحب آن درجه عالی و رفیع گردند و محبوب‌ترین ومقرب‌ترین بنده درگاه خدا باشند و برای همین هم می‌بینید بندگانی که خداوند آنان را هدایت نموده است در تلاشند که:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷].
    {برای تقرب به پروردگارشان وسیله را می‌جویند، که کدام یک نزدیک‌ترند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می‌ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است! }
    خداوند "وسیله" به سوی پروردگار برای رقابت در راه حب و قربش را منحصر به انبیا و رسولان نکرده، بلکه "وسیله به سوی پروردگار" برای تمام بندگان خدا در کل ملکوت است؛ کسانی که امر خداوند در آیات محکم کتابش را استجابت کرده‌اند. خداوند درآیات محکم کتابش به مؤمنان فرمان داده تا "وسیله" را به سوی پروردگار جستجو کرده و برای رسیدن به بالاترین مقام حب و قرب الهی رقابت کنند:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴿٣٥} صدق الله العظيم [المائدة].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید! و وسیله را برای تقرب به او بجوئید! و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار شوید!}
    به خدا قسم کسی که "وسیله" را تنها منحصر به انبیا و رسولان الهی بداند نه صالحان؛ ابداً رستگار نخواهد شد.و از کسانی است که خداوند تعالی درمورد ایشان فرموده است:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴿١٠٦} صدق الله العظيم [يوسف]،
    { اکثرشان به خدا ایمان نمی‌آورند مگر آلوده به شرک}
    واین به دلیل مبالغه درمورد انبیا و رسولان الهی است؛ ای عجب از علمای مسلمین در " اسلام وب" چگونه فتوایی می‌دهند که خدا ورسولش نداده‌اند و وسیله را متعلق به محمدٍ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم می‌دانند. نقل قول زیر از فتوای آنهاست که می‌گویند:
    وسیله" راهی برای رسیدن به مقصود است و هم چنین "وسیله" بالاترین درجه‌ی بهشت است و منزل و خانه رسول الله صلى الله عليه وسلم در بهشت. این نزدیک‌ ترین مکان بهشت نسبت به عرش است.
    پایان
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـذَا أَتقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ} صدق الله العظيم [يونس:۶۸].
    { شما هیچ‌گونه دلیلی بر این ادعا ندارید! آیا به خدا نسبتی می‌دهید که نمی‌دانید؟!}
    چطور؟ شما که می‌دانید محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- برایتان فتوا نداده است که خود ایشان صاحب آن مقام است؛ همانا که ایشان علیه الصلاة و السلام فرموده‌اند:
    [وأرجو أن أكون أنا هو]
    [و امیدوارم من آن بنده باشم] .
    هم چنین محمد رسول الله -صلى الله عليه وسلم- به شما فتوا نداده‌اند که این درجه تنها شایسته یکی از انبیا و رسولان الهی است بلکه ایشان علیه الصلاة و السلام فرمودند:
    [قالوا: يا رسول الله وما الوسيلة؟ قال: أعلى درجة في الجنة لا ينالها إلا عبد من عبيد الله].
    [گفتند: با رسول الله وسیله چیست؟ فرمود: بالاترین درجه‌ی بهشت است که تنها یکی از بندگان خدا به آن نایل می‌گردد]
    یعنی خداوند مشخص نفرموده کدام بنده از میان بندگان صاحب این درجه است؛ آیا تصور می‌کنید فقط انسان‌ها بنده خدا هستند! خیر بندگان خدا؛ تمام موجودات ملکوت او، از ملایکه و جن و انس و از هر جنسی هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِن كُلُّ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ إِلَّا آتِي الرَّ‌حْمَـٰنِ عَبْدًا ﴿٩٣﴾ لَّقَدْ أَحْصَاهُمْ وَعَدَّهُمْ عَدًّا ﴿٩٤﴾ وَكُلُّهُمْ آتِيهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَرْ‌دًا ﴿٩٥﴾ إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّ‌حْمَـٰنُ وُدًّا ﴿٩٦﴾ فَإِنَّمَا يَسَّرْ‌نَاهُ بِلِسَانِكَ لِتُبَشِّرَ‌ بِهِ الْمُتَّقِينَ وَتُنذِرَ‌ بِهِ قَوْمًا لُّدًّا ﴿٩٧﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    { تمام کسانی که در آسمان‌ها و زمین هستند، بنده اویند! (۹۳) خداوند همه آنها را احصا کرده، و به دقّت شمرده است! (۹۴) و همگی روز رستاخیز، تک و تنها نزد او حاضر می‌شوند! (۹۵)مسلّماً کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دلها قرار می‌دهد! (۹۶) و ما آن [= قرآن‌] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بوسیله آن بشارت دهی، و دشمنان سرسخت را با آنان انذار کنی. (۹۷)}
    چطور؟ مگر شما رحمت خدا را تقسیم می‌کنید؟ سزاوار شما نیست و کاری هم به دست شما نیست. آیا می‌دانید به خاطر این فتوایی که ندانسته به خدا نسبت داده‌اید؛ حکمت ربانی از ناشناس ماندن بنده‌ای که ازمیان تمام بندگان ملکوت خدا به آن مقام عالی و رفیع می‌رسد را به زمین گذاشته‌اید؟ همانا که حکمت این کار پروردگار و مجهول ماندن بنده‌ای که از میان بندگان خدا به مقرب‌ترین مکان نسبت به عرش دست می‌یابد این است که تمام بندگان خدا در ملکوت، به سوی رب المعبود شتافته و برای این که به عرش خدا نزدیک‌تر باشند رقابت کنند. برای همین هم می‌بینید بندگانی که خدا هدایتشان نموده، برای رقابت به سوی ذات خداوند سبحان، کسی را بر دیگری افضل نمی‌دانند؛ چون سزاوار نیست کسی را بیش از خداوند دوست داشته باشند. آنها خداوند را بیش از هرچیزدیگری دوست دارند و برای همین راه هدایت آنها به سوی پروردگار این است:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷].
    {برای تقرب به پروردگارشان وسیله را می‌جویند، که کدام یک نزدیکترند؛}
    اما کسانی که ایمان نمی‌آورند مگر آن را با شرک آلوده باشند؛ راضی نمی‌شوند با مسيح عيسى ابن مريم -صلى الله عليه وآله وسلم- رقابت کنند و راضی نمی‌شوند با محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم-رقابت کنند. نصاری-مسیحیان- خواهند گفت:" دیوانه شده‌ای ناصر محمد یمانی، چگونه ممکن است سزاوار ما باشد که با مسیح عیسی بن مریم فرزند خدا رقابت کنیم؟ بلکه او سزاوارتر است تا صاحب آن درجه عالی و رفیع باشد؛ آیا فرزند در پیشگاه پدر اولویت ندارد؟" و مسلمانان هم خواهند گفت:" دیوانه شده‌ای ناصر محمد یمانی، ای کسی که تصور می‌کند مهدی منتظری؛ ولی دروغ‌گویی گستاخی! چگونه می‌خواهی ما مسلمانان برای نزدیک‌ترین مقام حب و قرب الهی با محمد رسولَ الله -صلى الله عليه وآله وسلم- رقابت کنیم؛ محمدا رسولَ الله -صلى الله عليه وآله وسلم- عبد و رسول خداست و برای نزدیک‌ترین مقام حب و قرب الهی ارجحیت دارد". امام مهدی در پاسخشان می‌گوید: ای مسیحیان نصاری؛ ای مسلمانان امی؛ آیا برای حب خدا؛ از میان بندگانش شریک و همانندی قایل شده‌اید؟ اما کسانی که به پروردگارشان ایمان دارند و ایمان خود را به ظلم شرک نیالوده‌اند؛ خدا را بیش از هر چیزی که غیر او باشد، او دوست دارند. سُبحانه وتعالى علوّا كبيراً، آیا مسيح عيسى ابن مريم و محمد رسول الله صلى الله عليهم وآلهم وسلم را بیش از خدا دوست دارید؟ اما کسانی که ایمان داشته و ایمان خود را با ظلم شرک آلوده نکرده‌اند؛ خدا را بیش از هر چیز غیر او دوست دارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أشدّ حُبًّا لِله} صدق الله العظيم [البقرة:۱۶۵].
    {بعضی از مردم، معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می‌کنند؛ و آنها را همچون خدا دوست می‌دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشقشان به خدا، از هر چیز شدیدتر است}
    چون در قلبشان شدیدترین محبت نسبت به پروردگارشان است؛ برای همین می‌بینید:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى ربّهم الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ} صدق الله العظيم،
    {برای تقرب به پروردگارشان وسیله را می‌جویند}؛
    و در راه حب و قرب پروردگار۷ کسی را بر دیگری افضل نمی‌دانند و شایسته نیست چنین کنند سُبحانه وتعالى علواً کبیرا. اما اگر من به آن درجه‌ی عالی و رفیع نایل شوم؛ به خاطر خدا آن را به جدم محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- انفاق می‌کنم به طمع این که نعیمی محقق شود که از بهشت خداوند بسیار بزرگ‌تر است، یعنی خداوند در نفس خود راضی بوده و به خاطر بندگان گمراهی که درحق خود ظلم کرده‌اند متحسر نباشد. برای همین به این درجه‌ی عالی و رفیع هم چنان "وسیله" گفته می‌شود، چون هدف غایی آفرینش مخلوقات نیست؛ بلکه وسیله‌ای برای تحقق نعیمی است که بسیاراز این مقام بزرگ‌تر است یعنی {{{وَيَرْضَى}}} [النجم:۲۶]. با این که این مقام، بالاترین درجه‌ی نعیم بهشت خداوند است ولی آن بنده‌ی مجهول خدا و پیروانش؛ در پی تحقق نعیمی هستند که از آن درجه بسیار بزرگ‌تر است و آن رضوان خداوند الرحمن در نفسش و مشمول رحمت کردن بندگانش است و گمراهان به بندگان مقرب خدا می‌گویند:
    {مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}
    صدق الله العظيم [سبأ:۲۳].
    {می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ‌ مرتبه!»}
    چون خداوند تمام بندگان گمراهی که به خود ظلم کرده‌اند را مشمول رحمت خود می‌فرماید و آن وحشت بزرگ از قلبشان می‌رود. آن بنده و پیروانش برای آنان شفاعت نمی‌کنند سُبحان الله العظيم، هربار که آن درجه به یکی از کسانی که با جان و دل پیرو امام مهدی هستند، عطا می‌شود - چون این مقام تنها به یکی از بندگان خدا تعلق می‌گیرد-می‌گویند ما تحقق نعیم اعظم را می‌خواهیم تا جایی که انبیا و رسولان الهی از کار آنان دهشت می‌کنند! چطور است که هر بار که وسیله که عالی‌ترین و رفیع‌ترین مقام بهشت است به یکی از آنها عرضه می‌شود؛ از آن به عنوان وسیله‌ای برای تحقق نعیمی که از آن بزرگ‌تر است استفاده می‌کند و آن را به محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم انفاق می‌کند؟

    روزی که مردم در پیشگاه پروردگارعالمیان می‌ایستند
    کسی(از بین جمعیت می گوید): ای عجب از این قوم! کدام نعیم بزرگ‌تر از این درجه عالی و رفیع در بهشت نعیم است؛ درجه‌ای که همه‌ی انبیا ورسولان خدا برایش رقابت می‌کنند؟ پس جواب از پروردگار می‌آید: {{{وَيَرْضَى}}} و اعلان می‌کند که او در نفس خود راضی است و بندگانش را وارد بهشتش می‌کند و این واقعه‌ای بسیار بزرگ و غیرمنتظره است. کسانی که قلب‌هایشان پر از رعب و وحشت از آتش جهنم بود به بندگان مقرب خدا می‌گویند:
    {{مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الحقّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}}صدق الله العظيم [سبأ:۲۳].
    {می‌گویند: «پروردگارتان چه گفت؟ می‌گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ‌ مرتبه!»}
    و اینجا نعیمی محقق می‌شود که از بالاترین درجه در جنات النعیم بزرگ‌تر است" و خداوند در نفس خود راضی می‌شود" تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إلا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى﴿٢٦} صدق الله العظيم [النجم].
    {وبسیار فرشته در آسمان‌ها هست که شفاعتشان سودمند نیست مگرپس از آنکه خداوند به آن کس که بخواهد اجازه –سخن گفتن- دهد وراضی شود}
    و وقتی خداوند در نفس خود راضی باشد، یعنی دیگراز بندگان گمراهی که در حق خود ظلم کرده‌اند؛ خشمگین نبوده و متحسر نیست. همانا که رحمت خدا در نفسش، شفاعت بندگانش را می‌کند؛ چون شفاعت تماما از آن خداست و سزاوار نیست هیچ بنده‌ای از بندگان خدا در پیشگاه پروردگار برای احدی از بندگان درخواست شفاعت کند؛ چون کسی بیش از پروردگار نسبت به بندگان خدا رحم ندارد و او ارحم الراحمین است. همانا کسانی که " وسیله" یعنی آن درجه عالی و رفیع بهشت را وسیله تحقق نعیم اعظم قرار می‌دهند؛ وقتی این درجه به آنان عرضه می‌شود،تک تکشان آن را رد کرده و به محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- انفاق می‌کنند تا وسیله‌ای باشد برای این که خداوند نعیم اعظم خود را برای آنان محقق گرداند و{{{وَيَرْضَى}}} آنها همان قومی هستند که خداوند وعده داده بعد از این که عده کثیری از مؤمنان نسبت به دین خدا مرتد شدند؛ با آنها دین خود را یاری خواهد کرد:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم [المائدة:۵۴].
    {هان ای کسانی که ایمان آوردید! هرکس از شما از دین خود برگردد خدا - گروهی (دیگر) را می‌آورد که آنان را دوست می‌دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند.}
    آنها انصار مهدی منتظر ناصر محمد یمانی‌اند که امر خداوند برای رقابت در راه حب و قربش را استجابت کرده و طمع دارند رضوان نفس خدا بر بندگانش محقق شده و خداوند راضی شود: {{{وَيَرْضَى}}}. پس خدا آنان را دوست دارد و به قرب خود می‌رساند تا جایی که انبیا و رسولان و شهداء به آنان غبطه می‌خورند. تصدیق حدیث محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم:
    [إِنَّ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ لأُنَاسًا مَا هُمْ بِأَنْبِيَاءَ وَلاَ شُهَدَاءَ يَغْبِطُهُمُ الأَنْبِيَاءُ وَالشُّهَدَاءُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِمَكَانِهِمْ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى، قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ تُخْبِرُنَا مَنْ هُمْ؟ قَالَ: "هُمْ قَوْمٌ تَحَابُّوا بِرُوحِ اللَّهِ عَلَى غَيْرِ أَرْحَامٍ بَيْنَهُمْ وَلاَ أَمْوَالٍ يَتَعَاطَوْنَهَا، فَوَاللَّهِ إِنَّ وُجُوهَهُمْ لَنُورٌ وَإِنَّهُمْ عَلَى منابر من نُورٍ، لاَ يَخَافُونَ إِذَا خَافَ النَّاسُ وَلاَ يَحْزَنُونَ إِذَا حَزِنَ النَّاسُ"].
    [ از بندگان خدا کسانی هستند که نه از جمله پیامبران هستند و نه از شهدا هستند.پیامبران و شهدا به جایگاه شان نزد خداوند در روز قیامت غبطه میبرند.گفتند:ای رسول خدا به ما می گویید چه کسانی هستند؟فرمود:کسانی هستند که به خاطر ( در راه خدا ) خدا باهم دوست هستند.بدون هیچ صله رحم در بین شان و نه تجارت مالی.سوگند به خدا که چهره هایشان پر از نور است.و بر
    منابری از نور هستند.اگر دیگران بترسند؛ آنها بیمی از هیچ ندارند وناراحت نیستند در حالی که اگر دیگران ناراحت باشند]
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرمود:
    [يا أيها الناس، اسمعوا واعقلوا، واعلموا أن لله -عز وجل- عباداً ليسوا بأنبياء ولا شهداء، يغبطهم النبيون والشهداء على منازلهم، وقربّهم من الله ". فجثا رجل من الأعراب من قاصية الناس، وألوى بيده إلى النّبيّ -صلى الله عليه وسلم- فقال: يا رسول الله، ناس من المؤمنين ليسوا بأنبياء ولا شهداء، يغبطهم الأنبياء والشهداء على مجالسهم وقربّهم [من الله].؟ انعتهم لنا حلهم لنا -يعني صفهم لنا- شكلهم لنا، فسر وجه النّبيّ -صلى الله عليه وسلم- بسؤال الأعرابي، فقال رسول الله -صلى الله عليه وسلم-: " هم ناس من أفناء الناس، ونوازع القبائل، لم تصل بينهم أرحام متقاربة، تحابوا في الله وتصافوا، يضع الله لهم يوم القيامة منابر من نور، فيجلسهم عليها، فيجعل وجوههم نوراً، وثيابهم نوراً، يفزع الناس يوم القيامة ولا يفزعون]. صدق عليه الصلاة والسلام.
    [ ای مردم بشنوید و بیندیشید و بدانید خداوند عزوجل بندگانی دارد که از انبیا و شهدا نیستند و انبیا و شهدا به منازل آنها و نزدیکی‌شان به پروردگار غبطه می‌خورند مردی عرب از دوردست‌ها زانو زد و نّبيّ -صلى الله عليه وسلم- را بین دستش گرفت و گفت : یا رسول الله انسان‌هایی مؤمن که از انبیا و شهدا نیستند و شهدا و انبیا به مجالست و قرب آنان به خدا غبطه می‌خورند؟ از آنها برایمان بگو و توصیف‌شان کن. چهره نبی از سؤال عرب صحرانشیت مسرور شد و رسول الله -صلى الله عليه وسلم- فرمود: آنان مردمی گمنام و از گروه های ناشناخته اند، نسبت خویشاوندی سبب ارتباط ایشان با یکدیگر نیست، [بلکه] با خداوندعزوجل پیمان مستحکم دوستی بستند.روز قیامت [نیز]، خداوند عزوجل منبرهایی از نور برایشان قرار داده، ایشان را بر روی آن می نشاند و صورت هایشان را نور می گرداند. و لباسشان را نور می گرداند انسان ها در روز قیامت هراسناکند امّا آنان نمی هراسند. آنان اولیای خدا هستند که هیچ هراسی ندارند و اندوهناک نمی شوند.]
    [عن عمر بن الخطاب رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال: "إن من عباد الله لأناساً ما هم بأنبياء ولا شهداء، يغبطهم الأنبياء والشهداء يوم القيامة بمكانهم في الله" قالوا: يا رسول الله، تخبرنا من هم؟ قال: "هم قوم تحابوا بروح الله، على غير أرحام بينهم، ولا أموال يتعاطونها، فوالله إن وجوههم لنور، وإنهم على نور، لا يخافون إذا خاف الناس، ولا يحزنون إذا حزن الناس]. صدق عليهم الصلاة والسلام.
    [عمر بن الخطاب رضي الله عنه از رسول الله صلى الله عليه وسلم نقل کرد: از بندگان خدا کسانی هستند که نه از جمله پیامبران هستند و نه از شهدا هستند.پیامبران و شهدا به جایگاه شان نزد خداوند در روز قیامت غبطه میبرند.گفتند:ای رسول خدا به ما میگویید چه کسانی هستند؟فرمود:کسانی هستند که به خاطر خدا باهم دوست هستند.بدون هیچ صله رحم در بین شان و نه تجارت مالی.سوگند به خدا که چهره هاشون پر از نور است.وبر نور هستند.بیمی از هیچ ندارند در حالی که اگر دیگران بترسند.وناراحت نیستند در حالی که اگر دیگران ناراحت باشند]
    اینها قومی هستند که خداوند در آیات محکم کتابش وعده آمدنشان را داده است درزمانی که عده کثیری از مؤمنان از دین خدا برگشته‌اند:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿٥٤} صدق الله العظيم [المائدة].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.}
    آنها انصار مهدی منتظر در دوران گفتگو قبل از ظهور و از نقاط مختلف جهان هستند. بیابان‌ها و مسافتهای زیادی بین آنهاست؛ ولی قلب‌‌هایشان به خاطر محبت خدا و رقابت برای حب و قرب الهی به هم نزدیک شده است و طمع دارند رضوان نفس خدا بربندگانش محقق گردد. صله رحم آنها را جمع نکرده چون در مناطق پراکنده و دور عالم زندگی می‌کنند و دعوت کسی را تصدیق کرده‌اند که از راه اینترنت جهانی در دوران گفتگو قبل از ظهور مردم را به رقابت برای حب و قرب الهی و تحقق نعیم رضوان نفس خدا دعوت می‌کند. ولی کسانی که خداوند تعالی درمورد آنان فرموده است:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم،
    { اکثر آنها ایمان نمی‌اورند مگر آلوده به شرک}
    حتی اگر مؤمن باشند؛ کتاب خدا و احادیث حقّ سنت رسولش را تصدیق نمی‌کنند و ما سخن خداوند تعالی را می‌گوییم که می‌فرماید:
    {وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ إِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ﴿١١٥} صدق الله العظيم [التوبة].
    { چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد ؛گمراه کند؛ مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید زیرا خداوند به هر چیزی داناست!}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو المؤمنين الذليل على المُسلمين العزيز على الكافرين الذين يحاربوننا في الدين؛ خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  5. مصدر المشاركة
    - 56 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    1432 هـ
    2011 مـ
    ۱۳۸۹ه.ش.

    ـــــــــــــــــ

    مباهله بین مهدی منتظرامام ناصرمحمد یمانی و ابوحمزه محمود مصری انجام شد..
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الأطهار وسلم وجميع الأنصار لله الواحد القهار إلى اليوم الآخر.
    ای محمود به تو می‌گویم: قلم‌ها برزمین گذاشته و دفتربسته شد؛ بعد از ابتهال به درگاه خداوند کریم و متعال دیگر بین تو و مهدی منتظر گفتگویی درکار نیست؛ بلکه منتظر حکم خداوند ذوالجلال می‌مانیم تا به ابتهال پاسخ دهد و دروغ‌گوی گستاخ را یا به خوک مسخ نماید که فرجام بدی است و یا او را بمیراند و به آتش جهنم بیفکند و بازگشت امور به خداوند است که از خیانت چشم‌ها و رازهای پنهان در سینه‌ها آگاه است و هیچ کس درحکم؛ با او شریک نیست. چیزی به دست من و تو نیست و با انجام مباهله؛ قضیه بین تو و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تمام شده و اساس آن مباهله را بر این قرار دادیم که ابوحمزه محمود مصری قبول ندارد امام ناصر محمد یمانی مهدی منتظر برگزیده‌ی خداوند واحد قهار است. ولی ناصر محمد یمانی می‌گوید: ای مردم! من مهدی منتظر برگزیده‌ی خداوند واحد قهار و خلیفه‌ی خداوند در زمین هستم. خداوند واحد قهار به حق مرا برگزیده و در علم بیان حق ذکر- قرآن- به من دانش بیشتری عنایت نموده است و ابو حمزه می‌گوید: "ای ناصر محمد یمانی تو دروغ‌گویی گستاخ هستی. تو مهدی منتظری که محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بشارت او را داده‌اند، نیستی" و مباهله بین مهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی و ابوحمزه محمود مصری بر این اساس انجام شد.
    و اگر ناصر محمد یمانی دروغ‌ می‌گوید و مهدی منتظر نیست و حق با ابوحمزه محمود مصری است؛ لعنت خدا و ملایکه و تمام مردم تا یوم الدین بر او باد و اگرمهدی منتظر امام ناصر محمد یمانی راست می‌گوید و ابوحمزه محمود مصری دروغ‌گوست؛ لعنت خدا و ملایکه و تمام مردم تا یوم الدین بر او باد. اما أبو حمزه مکر خبیثانه‌ای را به کار گرفته و در بیان مباهله نکاتی را لحاظ کرده است و ما هدف خبیثانه‌ی او را می‌دانیم. همانا که قصد او به فتنه انداختن حق‌جویان است چون در همان صفحه امام ناصر محمد یمانی برهانی برای رد آن نکات نیاورده است. چون ابوحمزه می‌داند بعد از این که گفتگو به آخر رسید و تصمیم گرفته شد مباهله انجام شود، معقول نیست که امام ناصر محمد یمانی باب گفتگوی جدیدی را باز کند و در باره آن نکات با برهان علمی پاسخی بیاورد، چون با مقرر شدن مباهله بین او و ابوحمزه محمود مصری؛ دیگر گفتگو تمام شده است. أبو حمزه با آوردن آن نکات می‌خواهد کسانی را که در آینده از مباهله باخبر می‌شوند به فتنه بیندازد و با آوردن آن نکات که پیش از این درپایگاه "البشری الأسلامیه" در صدها صفحه، با برهان علمی از قرآن عظیم به آنها پاسخ داده شده است، آنها را گرفتار فتنه کند؛ اما خردمندان خواهند گفت: محمود حجت تو واهی است! لازم نیست این نکات در مباهله بیان شوند، چون ناصر محمد یمانی تنها یک عالم دینی نیست؛ بلکه می‌گوید مهدی منتظر است که خداوند و پروردگار عالمیان او را برگزیده و خلیفه او در زمین و امام رسول الله مسيح عيسى ابن مريم -صلى الله عليه وعلى أمّه وآل عمران وسلم- است.؛ آیا تو از آنانی هستی که به بخشی از کتاب ایمان دارند و نسبت به بخشی دیگر کافرند؟ اگر تصدیق می‌کنی که امام مهدی منتظر همان ناصر محمد یمانی است ولی با برخی از بیانات او مخالفی و آنها را در مباهله آورده‌ای؛ در این صورت از کسانی شده‌ای که به بخشی از کتاب ایمان دارند و نسبت به بخشی از آن کافرند و خداوند در آیات محکم کتابش درباره آنان می‌فرماید:
    {أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أشدّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:۸۵].
    { آیا به بخشی از کتاب ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید و کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذاب‌ها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست}
    پس محمود أبو حمزه! اگر ایمان داری امام مهدی منتظر همان امام ناصر محمد یمانی است؛ برتوست که او را به حق تصدیق کرده ونسبت به بعضی از بیانات او از قرآن کافر نشوی چون اگر او مهدی منتظر حق باشد؛ شایسته‌ی او نیست که از آیات محکم قرآن عظیم جز حق، فتوایی بدهد. اما تو أبو حمزه، این که امام ناصرمحمد یمانی مهدی منتظر برگزیده پروردگار عالمیان است را تکذیب می‌کنی! لذا مباهله براساس این است که اگر ناصر محمد یمانی راست گفته و مهدی منتظر برگزیده پروردگار است و ابوحمزه مصری، ناصر محمد یمانی را تکذیب کرده و می‌گوید ناصر محمد یمانی به خدا افترا می‌زند و خداوند او را به عنوان مهدی منتظر برنگزیده است؛ در این صورت لعنت خدا و ملایکه و تمام مردم بردروغ‌گو باد! چه ناصر محمد یمانی دروغ بگوید و چه ابوحمزه محمود مصری. بر این اساس مباهله‌ی حق بین مهدی منتظر برگزیده خداوند واحد قهار و عبد او امام ناصر محمد یمانی و أبو حمزه محمود مصری انجام شد و منتظر حکم حق خداوند می‌مانیم و خداوند خیرالفاصلین است و لعنت خدا بردروغ‌گویان باد. قلم‌ها زمین گذاشته و دفتر بسته شد محمود.... و حکم به خدا بازمی‌گردد و در روز موعود هریک از ما که دروغ گفته باشد مورد لعن قرار خواهد گرفت. گفتگو بین مهدی منتظر برگزیده‌ی خداوند واحد قهار امام ناصر محمد یمانی و ابوحمزه محمود مصری تمام شده است. برای آخرین بار قلم‌ها بر زمین گذاشته و دفاتر بسته شد.
    و گفتگو میان مهدی منتظر و تمام بشریت ادامه دارد جز ابوحمزه محمود مصری که حکم طرد شدن از رحمت خدا را، خودش برای خودش صادر کرد. بعد از مباهله بین او و مهدی منتظر ناصر محمد یمانی دیگر گفتگویی با او در کار نیست تا این که خداوند بین ما به حق حکم نماید و او خیر الحاکمین است. با این که ما می‌دانیم او خود را از مکر خدا در امان می‌پندارد و باز با نامی مستعار به میز گفتگو باز می‌گردد و با تظاهر به ایمان و پنهان کردن کفرش، تلاش می‌کند مردم را از بیان حق ذکر بازدارد و وقت ما ر
    ا بگیرد و این باعث می‌شود خداوند واحد قهار تعجیل کرده واز او انتقام گیرد که خداوند عزیز و ذوانتقام است.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين البشر؛ المهديّ المنتظَر من آل البيت المُطهر الإمام ناصر محمد اليماني.



صفحة 6 من 6 الأولىالأولى ... 456

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 13-09-2016, 06:14 PM
  2. مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 20-10-2015, 04:33 AM
  3. سلسله گفتگوهای امام مهدی با علی سالم
    بواسطة Admin في المنتدى فارسي
    مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 01-12-2014, 04:02 PM
  4. سلسلة حوارات الإمام في منتديات أشراف أونلاين..
    بواسطة Admin في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 55
    آخر مشاركة: 24-03-2012, 08:06 PM
  5. ردٌّ جديد في أشراف أونلاين
    بواسطة Admin في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 18-01-2011, 10:53 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •