صفحة 3 من 6 الأولىالأولى 12345 ... الأخيرةالأخيرة
النتائج 21 إلى 30 من 55

الموضوع: سلسله گفتگوهای امام در پایگاه أشراف أونلاين..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    - 21 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - صفر - 1432 هـ
    16 - 01 - 2011 مـ
    ۲۶-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    06:40 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ



    { وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا } صدق الله العظيم ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    ای مغربی ؛ آنچه که باعث تردید و نگرانی‌ات می‌شود رها کن و به سراغ چیزی که قلبت را مطمئن کرده و در آن تردید نداری برو (دع ما يريبك إلى ما لا يريبك). ما آیات بینه و محکمی آوردیم و با برهانی روشن و مبین؛ اثبات کردیم که کافران بعد از مرگ و قبل از فرا رسیدن رستاخیز؛ وارد آتش می‌شوند و هم‌چنین فتوا دادیم که این عذاب- قبل از قیامت- بر روح وارد می‌شود نه جسد؛ ولی شما می‌خواهید درباره روح و کیفیت آن گفتگو کنید؟ ای برادر؛ روح نسخه ای از روی جسم است و چشم و قلب و دهان داشته و می‌شنود و می‌بیند و پوست دارد ولی شما از آن آگاهی ندارید. انسان؛ یعنی روح و بدون آن جسم مساوی چیزی نیست و شما با روحتان انسان هستید نه با جسمتان.مگر نمی‌بینی که اگر روح از جسد خارج گردد؛ دیگر نه دردی احساس می‌کنی و نه چیزی شنیده و می‌بینی و نه قادر به سخن گفتن هستی؟ و جناب مغربی روح امر پروردگارم است؛ پس از کسانی که ندانسته به خداوند نسبت داده و از ظن پیروی می‌کنند مباش که ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. مگر نمی‌بینی که در خواب می‌توانی بدون اینکه از چشم‌هایت استفاده کرده باشی؛ ببینی و بدون استفاده از گوش‌هایت می‌شنوی و اگر ببینی می‌سوزی احساس درد می‌کنی؛ با اینکه آتش پوستت را لمس نکرده است؟ برای انسان کافی است که در خواب موعظه شود.
    و محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:

    [كفى بالمرءِ أن يوعظ في منامه]
    [
    برای انسان کافی است که در خواب موعظه شود].
    ای مرد آیا در احوال اهالی بهشت از جمله شهدا تفکرنمی‌کنی؛ آنها زنده بوده و در نزد پروردگارشان رزق می‌خورند؛ یعنی همین الان می‌خورند و می‌نوشند جناب مغربی؛ و روح از امر پروردگارم است و اهالی آتش نیز چنین هستند. من نمی‌خواهم درمورد روح با شما مجادله کنم و به این فرموده خداوند تعالی اکتفا می‌کنم:
    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٥﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    { و از تو درباره «روح» سؤال می‌کنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است؛ و جز اندکی از دانش، به شما داده نشده است!»}
    تو با روح خود انسانی نه با جسمت؛ و اگر روح از جسدت برود؛ تمام حواس و سمع و بصر و طعم و درد و عشق و نفرت و تمام حیات با آن می‌رود؛ شما را چه می‌شود که اینها را وابسته به جسم می‌دانید، گویی این روح است که به جسد نیاز دارد؟ بلکه برعکس است و این جسد است که با رفتن روح می‌میرد چون حیات همان روح است و هرگز نمی‌میرد . همانا که جسد با جدا شدن روح می‌میرد ولی اکثر مردم نمی‌دانند. وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.
    و ملاحظه: سرپرستان عزیز این پایگاه جهانی؛ به خداوند که من به سختی قادر به ورود به پایگاهتان هستم و این از مکر دشمنان خداوند است که با هر حیله و وسیله‌ای تلاش می‌کنند مانع ورود من به پایگاه شما شوند و من هربار این ممانعت را رفع می‌کنم. خداوند در برابر آنها برای من کافی است؛ آنان که می‌خواهند نور خداوند را با دهانشان خاموش کنند ولی خداوند می‌خواهد نور کامل شود ولو اینکه مجرمان از ظهور آن تنفر داشته باشند.
    وحسبنا الله ونعم الوكيل.
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.




  2. مصدر المشاركة
    - 22 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - صفر - 1432 هـ
    17 - 01 - 2011 مـ
    ۲۷-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    03:08 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ

    بیان روشن و واضح كلمــــــــه محصنــــــــــــــة..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله المُهتدين وسلم تسليماً والصلاة والسلام على جميع أنبياء الله ورُسله وآلهم الطيبين وجميع المُسلمين في الأولين وفي الآخرين إلى يوم الدين..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠﴾وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النمل]
    { مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد ، جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲)}
    انصار پیشگام برگزیده عزیزم در عصر گفتگو قبل از ظهور؛ امام مهدی همچنان به شما وصیت می‌کند که مشتاق و حریص باشید تا از حق پیروی کنید، چون شما به جز حق هیچ چیز نمی‌خواهید و سزاوار است از حق تبعیت شود و تعصب کورکورانه را حرام می‌کنیم؛ به خدا قسم که اگر دیدید یکی از علمای امت به حق در یکی از موضوعات دینی بر امام مهدی ناصر محمد یمانی چیره شد و بیانی مفصل منحصراً از قرآن درآن باره آورد که از بیان امام ناصر محمد یمانی بهتر بوده و تأویل بهتری ارائه نمود و شما نسبت به امام ناصر محمد یمانی تعصب ورزیده و در حق مغلطه کنید و اگر برایتان روشن شد حق در نزد کسی جز امام ناصر محمد یمانی است ولی از حق آمده از پروردگارتان پیروی نکنید؛ خداوند شیطانی را بر شما می‌گمارد که قرینتان شود تا شما را از راه حق بازدارد و تصور می‌کنید هدایت شده‌اید؛ اگر برایتان روشن گردد حق با کسی غیر از امام ناصر محمد یمانی است؛ اما از آن فرد پیروی نکنید؛ این اتفاق برایتان رخ خواهد داد؛ اما هیهات هیهات...قسم به پروردگار زمین و آسمان‌ها تمام علمای جن و انس قادر نیستند بر خلیفه خداوند و بنده او امام مهدی ناصر محمد یمانی چیره شوند حتی اگر به یاری هم برخیزند؛ چون امام ناصر محمد یمانی با آیات محکم و بینه کتاب خداوند که آیات بنیادی و ام الکتابند و برای عالم و جاهلتان و هر کسی که زبان عربی مبین را بداند؛ روشن هستند برایتان حجت می‌آورد. از آنجا که ناصر محمد یمانی با کلام خداوند و پروردگار عالمیان مجادله می‌کند؛ برای همین با حد خداوند درباره زنای کنیز متأهل و زن آزاد متأهل که در آیات محکم کتابش معین گردیده با شما مجادله نموده و می‌گوید خداوند تعالی فرموده است:
    {وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم ۚ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۚ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ۚ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ ۚ وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٢٥} صدق الله العظيم [النساء].
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از ملک یمین که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه» باشند (شوهر دار)و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد شوهردار را خواهند داشت. این برای کسانی از شماست که بترسند به زحمت بیفتند؛ و اگر صبرکنید برای شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است}
    از اینجا حد زنا برای زن آزاد متأهل و کنیز متأهل را استنباط می‌کنیم و این حد محکم را در این کلام خداوند تعالی می‌یابیم که می‌فرماید:
    {فإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم {و در صورتی که «محصنه» باشند (شوهر دار)و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد شوهردار را خواهند داشت.}
    یکی از برادران عالم من می‌گوید: " مقصود این است که کنیز را نصف زن پاک‌دامن آزاد تازیانه می‌زنیم" پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان می‌گوید: برادر گرامی خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـٰذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٨﴾قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {بر این قول خود هیچ دلیلی ندارید، آیا بی‌دلیل و از روی جهالت نسبت به خدا چنین دروغ سخن می‌گویید؟! (۶۸) بگو: هرگز آنان که به خدا نسبت دروغ دهند نجات و رستگاری ندارند. (۶۹)}
    برای من از کتاب خداوند درباره حد پاکدامنان برهان روشن و مبینی بیاورید. او می‌گوید: ناصر محمد یمانی این هم فتوای روشن و مبین آیات محکم کتاب خداوند در باره حد زن پاکدامن؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ} صدق الله العظيم [النور:۲]،
    {
    باید هر یک از زنان و مردان زنا کار را به صد تازیانه مجازات و تنبیه کنید}
    ناصر محمد یمانی؛ این حد زن پاکدامن است که در آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم آمده است" . امام ناصر محمد یمانی در پاسخ وی می‌گوید: از کی تا به حال خداوند برای زنان مؤمنی که دامن خود را پاک نگاه داشته و توصیه می‌نماید با آنان ازدواج کنیم؛ حد مقرر فرموده است؛ خداوند در این آیات به ما توصیه می‌نماید با آنان ازدواج کنیم:
    {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ}
    صدق الله العظيم [النساء:۲۵].
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از ملک یمین که در اختیار دارید ازدواج کنند}

    چون زنی که دامان خود را پاک نگه می‌دارد؛ دین‌دار است ؛ پس در امر ازدواج به سوی دین‌داران بشتابید؛ چگونه شما از پیش خود برای آنان در کتاب خداوند حد معین می‌کنید؟ او می‌گوید: " صبرکن صبرکن ناصر محمد یمانی؛ مقصود خداوند از " المحصنات" زنان آزاد مسلمان است" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: آیا شما برای زن مؤمنی که دامان خود را پاک نگاه می‌دارد؛ در کتاب خداوند حد مقرر می‌کنید؟" او با عصبانیت سخن مرا قطع کرده و می‌گوید:" آیا تو که خود را امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌خوانی ؛ موضوع را نمی‌فهمی؟ مقصود از محصنه یعنی زن مسلمان". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: برادر گرامی من؛ آیا دلیل و برهانی داری که نشان دهد کلمه محصنه به معنای زن مسلمان است؛ من همچنان فرموده خداوند تعالی را به تو یادآوری می‌کنم که:
    {إِنْ عِندَكُم مِّن سُلْطَانٍ بِهَـٰذَا أَتَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٦٨﴾قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {
    بر این قول خود هیچ دلیلی ندارید، آیا بی‌دلیل و از روی جهالت نسبت به خدا چنین دروغ سخن می‌گویید؟! (۶۸) بگو: هرگز آنان که به خدا نسبت دروغ دهند نجات و رستگاری ندارند. (۶۹)}
    پس اگر توانستی از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم برهان روشنی بیاوری که مقصود از کلمه محصنه؛ زن مسلمان است، امام مهدی ناصر محمد یمانی دروغ‌گویی بی‌شرم خواهد بود نه مهدی منتظر و اگر گفتی :"صبر کن ناصرمحمد یمانی این اجتهاد من است و مقصود خداوند از کلمه محصنه زن مؤمن آزاد است؛‌نمی بینی خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ}
    صدق الله العظيم،
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند }

    اگر درست اجتهاد کرده باشم از خداوند است و اگر اشتباه کرده باشم از من و شیطان است". پس امام ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: آیا اینکه در این مسئله خطیر از روی ظن سخنی را مطرح کنی از نظرت امری سهل و آسان است؛ چون این امر منجر به قتل ناحق نفس می‌گردد؟ آیا نمی‌دانی کشتن به ناحق یک نفس مانند کشتن تمام مردم است؟ اما درباره برهانی که از این فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} صدق الله العظيم ؛
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند }
    می‌آوری و با آن به مجادله با من می‌پردازی؛ مقصود خداوند از محصنات در این آیه، زنان مؤمنی است که دامان خود را پاک نگاه می‌دارند و خداوند به ما توصیه می‌کند با آنان ازدواج کنیم پس به سوی زنان دین‌دار بشتاب.. چطور برای چنین زنی در کتاب خداوند حد معین می‌کنید؛ آیا این جزای کسی است که مانند مریم دختر عمران علیها الصلاة و السلم؛ دامان خود را از زنا پاک نگاه داشته است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ ﴿١٢} صدق الله العظيم [التحريم].
    {و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم؛ او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود}

    بیایید تا در دریای کتاب خداوند سیر کرده و به دنبال بیان حق کلمه محصنات بگردیم؛ در کتاب خداوند برای این کلمه تنها دو معنی پیدا می‌کنید و معنای سومی ندارد؛ و این را از خلال موضوعی که کلمه محصنه در آن آمده است درمی‌یابید. و اما فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} صدق الله العظيم،
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند }
    مقصود زنان مؤمن پاک‌دامن است.

    و اما زنان پاک‌دامنی که ازدواج با ایشان حرام است در این فرموده خداوند تعالی مشخص گردیده‌اند:
    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ} صدق الله العظيم [النساء].
    { حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانتان که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنهایی را که ملک یمین هستند؛}
    و درمی‌یابید که مقصود از محصناتی که ازدواج با آنان حرام است؛ زنان متأهل هستند مگر زنانی که ملک یمین شما هستند و آنها زنان مؤمنی هستند که در عقد کافران بودند؛ خداوند ازدواج با آنان را حلال نموده است ولو اینکه متأهل بوده باشند چون دیگر بر شوهر کافرشان حلال نیستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُمْ مَا أَنفَقُوا وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:۱۰].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}
    جناب شیخ سودانی مؤدب و محترم و تمام کسانی که هم‌فکر او هستید؛ آیا می‌توانید از آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم؛ برهانی روشن بیاورید که معنای سومی برای محصنات قایل شده باشد؟ اگر توانستید تنها یک مورد پیدا کنید که در کتاب خداوند مقصود از محصنات چیزی جز متأهل و یا پاکدامن باشد و اگر توانستید بیان سومی برای کلمه محصنات بیاورید امام ناصر محمد یمانی دروغ‌گویی گستاخ خواهد بود نه مهدی منتظر و بر تمام انصار در نقاط مختلف کره زمین واجب می‌شود از پیروی از ناصر محمد یمانی دست بردارند. ما همان چیزی را به شما می‌گوییم که خداوند فرمان داده تا به تردید کنندگان بگوییم:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۱].
    {بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید!}
    اما درمورد سخن از روی گمان، گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و سخن گفتن از روی ظن و گمان احتمال دارد صحیح باشد یا غلط و این عمل در آیات محکم کتاب بر شما و بر امام ناصر محمد یمانی حرام شده است؛ من می‌بینم شما چیزی که نمی‌دانید از جانب پروردگار است یا نه به او نسبت می‌دهید و برشما حرام است که چیزی که نمی‌دانید از جانب پروردگارتان است یا نه به او نسبت ‌دهید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَن تُشْرِكُوا بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٣} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {بگو: «خداوند، تنها اعمال زشت را، چه آشکار باشد چه پنهان، حرام کرده است؛ و (همچنین) گناه و ستم بناحق را؛ و اینکه چیزی را که خداوند دلیلی برای آن نازل نکرده، شریک او قرار دهید؛ و به خدا مطلبی نسبت دهید که نمی‌دانید}
    ولی شما همیشه می‌بینید که بین امر شیطان و امر خداوند اختلاف کثیری وجود دارد و در حقیقت کاملا در تناقض باهم هستند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا يَأْمُرُكُم بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَن تَقُولُوا عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿١٦٩} صدق الله العظيم
    {او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید.}
    پس چرا از فرمان شیطان پیروی کرده و چیزی که نمی‌دانید آیا واقعا حق آمده از نزد پروردگارتان است؛ به او نسبت می‌دهید؟ ممکن است یکی از علمای مسلمین بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ ما چیز که نمی‌دانیم را به خداوند نسبت نمی‌دهیم؛ اما مشکل تو این است که سنت نبوی را انکار می‌کنی" امام مهدی در پاسخ آنها می‌گوید: به خداوند قسم که من امام مهدی منتظرم که از کتاب خداوند و سنت حق رسولش پیروی می‌کند؛ به خداوند قسم که اگر من امام ناصر محمد یمانی حدیث حقی از محمد رسول الله صلى الله عليه و سلم را انکار کنم؛ قرآن عظیم را انکار کرده‌ام چون سنت همان بیان بیشتر قرآن است که برای توضیح بیشتر برای مردمان عنوان شده است. همانا که من آنچه را که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است را انکار می‌کنم؛ شما را چه می‌شود که اینگونه حکم می‌دهید؟ موردی را نمی‌یابید که امام ناصر محمد یمانی حدیثی از احادیث سنت نبوی را انکار کند؛ مگر آنکه مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم باشد و این تطبیق امر خداوند است که در آیات محکم کتابش به نبی خود و شما می‌فرماید:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿١٨﴾ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸)
    سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    و خداوند به شما آموخته که اگر حدیثی از احادیث سنت بیان نبوی از خداوند نباشد؛ بین آن و آیات محکم قرآنش اختلاف زیادی پیدا می‌کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا ﴿٨٢﴾وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستادهايم. (۸۰) و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می‌گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانىاند كه [مى‏‌توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}
    یا مقصود خداوند تعالی از این فرموده‌اش را نمی‌دانید که:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم
    { و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) }
    یعنی اگر حدیثی از احادیث حق سنت بیان نباشد و لذا از جانب خداوند رحمان نیامده باشد بین‌ آن حدیث و آیات محکم قرآن اختلاف زیادی می‌یابید؛ همانا که اختلاف؛ تناقض کامل است و برای همین مهدی منتظر از علمای مسلمین و یهود و مسیحی دعوت می‌کند که به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم پرداخته و قاعده کشف دروغ و افتراهایی که از جانب شیطان و از زبان اولیای او به خداوند نسبت داده شده را به کار گیرند؛ فرقی ندارد این افتراها در انجیلی باشد که از تحریف محفوظ نیست و یا در توراتی که ‌آن هم از تحریف محفوظ نیست و با در سنت نبوی باشد که آن هم از تحریف محفوظ نیست. هرچیزی که از نزد خداوند نباشد با قرآن عظیمی که محفوظ از تحریف است؛ اختلاف زیادی خواهد داشت.
    پس ای مردم؛ خداوند قرآن عظیم را مرجع دین اسلام قرار داده؛ دینی که نبی الله موسی وعیسی و محمد علیهم الصلاة و السلام آن را آورده‌اند؛ پس ای یهودیان به سوی تورات بشتابید؛ ای مسیحیان به سوی انجیل بروید و ای مسلمانان به سوی احادیث سنت نبوی بروید و همه آنها را به آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم عرضه نموده و در معرض قضاوت آن قرار دهید؛ هرچیزی که در آنها از جانب خداوند نباشد؛ حتما متوجه می‌شوید که به کلی با آیات محکم قرآن عظیم اختلاف خواهد داشت؛ چون حق و باطل نقیض یک‌دیگر بوده و ابداً باهم توافق ندارند؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟ و امام مهدی نمی‌تواند از امیال و خواست‌های شما پیروی کند که در این صورت گمراه بوده و از هدایت شدگان نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُل لاَّ أَتَّبِعُ أَهْوَاءكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۵۶].
    {بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود}
    من مانند شما که گمان می‌کنید حق با اکثریت است؛از اکثریت پیروی نمی‌کنم؛ هیهات هیهات؛ پیروی از حق بر اساس اکثریت نیست بر اساس برهان علمی است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِن يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ ﴿١١٦} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {اگر از بیشتر کسانی که در روی زمین هستند اطاعت کنی، تو را از راه خدا گمراه می کنند؛ (زیرا) آنها تنها از گمان پیروی می‌نمایند، و تخمین و حدس (واهی) می‌زنند}
    ای عزیزان من ؛ ای علمای مسلمین؛ به خداوند قسم که هر چه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ از جانب شیطان به شما رسیده است؛ پس چگونه حبل الهی قرآن عظیم را پشت سر می‌اندازید؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟ یا مگرنمی‌دانید ،حبلی که خداوند به شما امر نموده تا به محکمات آن اعتصام و تمسک جسته و نسبت به هرچه که برخلاف آن است، کافر شوید؛ چیست؟ به خداوند قسم که این حبل قرآن عظیم است. خداوند تعالی می‌فرماید: {وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعاً وَلاَ تَفَرَّقُواْ} صدق الله العظيم [آل عمران:۱۰۳].
    {و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید!}
    آیا نمی‌دانید نور قرآن عظیم که از تحریف محفوظ است؛ برهان صدقی است که از نزد پروردگار عالمیان آمده است؟ ای مردم! اگر به قرآن عظیم ایمان دارید، پس به این حبل الهی آویخته و پای‌بند باشید و نسبت به هرچه که مخالف محکمات آن است کافر گردید؛ فرقی ندارد آن احکام در تورات و انجیل باشند یا در سنت نبوی. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ من ربّكم وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿١٧٤﴾فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَاعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿١٧٥﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    این بی شک و تردید، برهان صدق پروردگارتان است چرا که از تحریف محفوظ است و برای همین امام ناصر محمد یمانی همانی را به شما می‌گوید که به کسانی گفته شده که پیش از شما از قرآن عظیم رومی‌گرداندند:‌
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۱].
    { بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید}
    از خدا بترسید و با صادقان باشید؛ کسانی که در برابرهرکسی که ازکتاب خداوند قرآن عظیم با آنها مجادله می‌کرد؛ به حق از آیات محکم کتاب خداوند برایش حجت اقامه می‌کردند؛ آنان ائمه شما هستند که از جانب پروردگارتان برگزیده شده‌اند؛ پس با آنان باشید، نه با کسانی که دشمن آنان بودند؛ من ناصح امین شما هستم.
    شیخ فاضل و محترم جناب سودانی و کسانی که هم‌کیش او هستند؛ آیا می‌خواهید راهی را به شما نشان دهم تا بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کنید؟ به خداوند که قادر به چنین کاری نخواهید بود مگر برهان خود برای محاجه با امام ناصر محمد را از قرآن بگیرید و سپس بیانی درباره آن بیاورید که از بیان ناصر محمد یمانی درست‌تر و بهتر باشد و هیهات هیهات... به پروردگار آسمان‌ها و زمین قسم که تمام شما علمای مسلمین و یهود و مسیحی نمی‌توانید کاری کنید؛ می‌دانید چرا؟ چون امام مهدی با آیات محکم و بینه کتاب که برای عالم و جاهل روشن است با شما مجادله می‌کند و تنها فاسقان از این آیات روگردانده و از آنچه که برخلاف آن است پیروی می‌کنند؛ چون این آیات برای عالم و جاهل‌تان روشن و حجت خداوند بر شما هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    و از جمله آنها این فرموده خداوند تعالی است که:
    {الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ ۖ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢} صدق الله العظيم [النور].

    { هر یک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دو شما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! و باید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند!}
    و برای آنکه بدانید صد ضربه تازیانه شامل حال متأهل و مجرد می‌شود؛ حد زنا در جایی دیگر دوباره می‌آید و یادآوری می‌شود که حد کنیز متأهل و زن شوهر دار آزاد چیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّـهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم ۚ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۚ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلَا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ ۚ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ۚ ذَٰلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنكُمْ ۚ وَأَن تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَّكُمْ ۗ وَاللَّـهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٢٥} صدق الله العظيم [النساء].
    { و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانی که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که «محصنه» باشند (شوهر دار)و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد شوهردار را خواهند داشت. این برای کسانی از شماست که به زحمت بیفتند؛ و برای شما بهتر است که صبر کنید. خداوند، آمرزنده و مهربان است}
    خلاصه بیان این که اگرموضوعی در سنت بیان آمده باشد که مخالف آیات محکم قرآن عظیم باشد؛ از نزد شیطان آمده است؛ پس چگونه است که سودانی می‌گوید به سراغش برو و اگر اعتراف کرد زنا مرتکب شده؛ او را سنگسار کنید؟ سبحان الله! آیا یک زن؛ فقط مثل یک گربه است که می‌گویی به سراغش بروید و اگر اعتراف کرد، سنگسارش کنید! مگر شهر قانون ندارد که هرکس هرکار بخواهد بکند؟ مگر نباید موضوع را به نزد قاضی و محاکم شرعی برد و این حاکم است که بر اساس بصیرت حدود الهی را جاری می‌نماید نه هرکسی که از راه برسد! آیا فکر نمی‌کنید؟
    به هرحال خلاصه این بیان را برایتان می‌گویم: اگر توانستید برای محصنه بیانی جز زن شوهردار و زنی که دامان خود را پاک نگاه می‌دارد، از قرآن بیان دیگری بیاورید؛ حکمی که امام مهدی ناصر محمد یمانی برای خود مقرر کرده جاری خواهد شد. او مقرر کرده اگر کسی بتواند از قرآن بیان سومی برای کلمه محصنه بیاورد، دیگر مهدی منتظر نیست و تمام انصار او در اقصی نقاط عالم باید از کمک و یاری رساندن به او برای دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب محفوظ از تحریف خداوند دست بردارند؛ این قرار بین من و شماست.
    سبحان الله العظیم! چگونه از چیزی پیروی می‌کنید که مخالف آیات کتاب است و خود را هدایت شده می‌پندارید؟
    و اما در مورد سنت حق نبوی؛ من همان قدر که به قرآن عظیم ایمان دارم، به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وآله نیز ایمان دارم؛ موضوع این است که ما شما را به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم فرا می‌خوانیم چون این کتاب از تحریف و دست‌کاری محفوظ است و سزاوار نیست مهدی منتظر از علمای مسلمین و یهود و مسیحی بخواهد به کتاب البخاری و مسلم که نزد اهل سنت است و یا کتاب بحارالأنوار شیعیان دوازده امامی استناد و بر اساس اینها حکم کنند؛ بلکه من مهدی منتظر یاری دهنده‌ی محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - هستم؛ امام ناصر محمد شما را به سوی همانی دعوت می‌کند که محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - شما را به سوی آن می‌خواند؛ یعنی حکمیت بر اساس قرآن عظیم؛ و اگر شما مانند اهل کتاب از دعوت به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم روبرگردانید؛ از حق آمده از نزد پروردگارتان روگردانده‌اید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان روی می‌گردانند، در حالی که اعراض دارند}
    همانا که محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - آنها را به حکمیت بر اساس قرآن عظیم دعوت کرد چرا که حکم قطعی و فیصله دهنده را در موارد اختلاف دینی آنها را دربرداشت. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآن يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾}
    صدق الله العظيم [النمل].
    {این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷)}
    ولی گروهی از آنان ازاین دعوت که کتاب خداوند قرآن عظیم درموارد اختلاف میان‌شان حکم کند؛ سرباز زدند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّـهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِّنْهُمْ وَهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [آل عمران].

    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب داشتند، به سوی کتاب الهی دعوت شدند تا در میان آنها داوری کند، سپس گروهی از آنان،روی می‌گردانند، در حالی که (از قبول حق) اعراض دارند؟}
    پس خداوند ایشان را غضب و لعنت کرد و وعده‌ی عذاب بسیار بزرگی را به ایشان داد، چون علت روگرداندن آنان این بود که گفتند تنها از چیزی که موافق توراتشان باشد پیروی خواهند کرد و گفتند از موضوعاتی از قرآن که مخالف تورات است پیروی نخواند کرد؛ خداوند در پاسخ ایشان فرموده است:
    {أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أشدّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقره:۸۵]
    { آیا به بعضی ازدستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست }
    ای روگردانان از حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم؛ چقدر این روزگار شبیه گذشته است؛ آیا شما از گروهی از اهل کتاب پیروی کرده‌اید که تظاهر می‌کنند ایمان دارند اما کفر و مکر باطنی خود را برای باز داشتن مردم از پیروی از ذکربه وسیله احادیث آمده از شیطان رجیم مخفی می‌نمایند؟خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ } صدق الله العظيم [منافقون]
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲)}
    آنها با شمشیر مردم را -از مسیر درست- بازنمی‌داشتند بلکه خطر آنها از شمشیر بیشتر بود چرا که نسبت دروغ به نبی داده و احادیثی را که محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - نفرموده بودند از زبان ایشان نقل می‌کردند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    { و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) }
    آیا نمی‌بینید خداوند به نبی خود فرمان طرد و فاش کردن نیات آنها را نمی‌دهد بلکه می‌فرماید:
    {فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا} صدق الله العظيم؛
    {پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز و کافی است}
    پس چرا فرمان فاش کردن نیّت‌ها و اخراج ایشان را نمی‌دهد؟ جواب را در آیات محکم کتاب می‌یابید؛ تا روشن شود چه کسانی از کلام خداوند در آیات محکم کتابش پیروی می‌کند و چه کسی از محکمات کلام خدا روگردانده و از چیزی که مخالف آیات محکم کتاب اوست؛ پیروی می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {ولى چون از نزد تو بيرون مى‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند (برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(۸۱) آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن ) اختلافات فراوانی (با قرآن ) درآن می‌يافتند.(۸۲) }
    لذا ای مردم؛ به خداوند قسم که مهدی منتظر نمی‌تواند تا زمانی که به دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ نداده‌اید؛ شما را هدایت نماید؛ چرا که رجوع به آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم؛ قاعده حق کشف افتراهای شیطاطین بشر است؛ چه این افتراها در تورات و انجیل باشند یا در سنت نبوی.
    ای کسانی که به امام مهدی ناصر محمد یمانی ناسزا می‌گویید؛ می‌گویم: خداوند از همه شما درگذرد؛ شما نمی‌دانید من امام مهدی منتظر حق پروردگارتان هستم؛ و خواهید دانست که شما به امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ناسزا می‌گفتید.
    برادران من؛ چرا به موضوع اولیه گفتگو پای‌بند نمی‌مانید؟ ای قوم،چرا می‌خواهید مرا از موضوع انتخاب شده برای گفتگو خارج کرده و به موضوعات دیگر بکشانید؟ شما به دنبال حق هستید یا باطل؟ با خداوند و با خود صادق باشید؛ شما از نفس خود آگاه‌ترید.
    ای قوم؛ این بازی شطرنج نیست که من پیروز شوم یا تو پیروز شوی؛ این امری بسیار بزرگ است و کسی که چیزی را به خداوند نسبت دهد که نداند واقعا حق آمده از نزد پروردگار است؛ بار گناه خود و تمام کسانی که تا روز قیامت از او پیروی می‌کنند را بر گردن خواهد داشت؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ چگونه به کسی که شما را به پذیرش حکمیت براساس کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کند؛ نسبت گمراه بودن می‌دهید؟ ولی ای مردم؛ من از شما دعوت می‌کنم تا حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرید تا آیات آن را برای‌تان بیان کنم چون می‌دانم در روز قیامت این کتاب حجت خداوند در برابر شما و حجت عالم در برابر دانشجوخواهد بود؛ پس بیایید به حجت خداوند در روز قیامت نظر کنیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ ﴿١٢٤﴾قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمَىٰ وَقَدْ كُنتُ بَصِيرًا ﴿١٢٥﴾قَالَ كَذَٰلِكَ أَتَتْكَ آيَاتُنَا فَنَسِيتَهَا وَكَذَٰلِكَ الْيَوْمَ تُنسَىٰ ﴿١٢٦﴾} صدق الله العظيم [طه].
    { و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می‌کنیم!» (۱۲۴) می‌گوید: «پروردگارا! چرا نابینا محشورم کردی؟! من که بینا بودم!» (۱۲۵)می‌فرماید: «آن گونه که آیات من برای تو آمد، و تو آنها را فراموش کردی؛ امروز نیز تو فراموش خواهی شد!» (۱۲۶)}
    و خداوند تعالى می‌فرماید:
    {أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷)}
    ولی ببینید خداوند به کسانی که به سوی حق آمده از پروردگارشان هدایت نشده باشند چه پاسخی می‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩} صدق الله العظيم [الزمر].
    {آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی!}
    و آیات خداوند که در محکمات کتابش آمده است؛ حجت خداوند برای تمام مردم است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢} صدق الله العظيم [النمل].

    { و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»}
    لذا ای مردم؛ کسی هدایت می‌شود که پیرو ذکر بوده و نسبت به هرچه که برخلاف مکحکات آن باشد کافر گردد؛ فرقی ندارد در تورات باشد یا انجیل و یا سنت نبوی. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿١١} صدق الله العظيم [يس].
    { تو فقط کسی را انذار می‌کنی که از این یادآوری پیروی کند و از خداوند رحمان در نهان بترسد؛ چنین کسی را به آمرزش و پاداشی پرارزش بشارت ده}
    به خداوند قسم من می‌توانم برای تمام موارد مورد مجادله؛ دربرابر شما حجت اقامه کنم؛ ولی با شما شرط کردیم که تا به نتیجه نهایی نرسیده باشیم از موضوع گفتگو خارج نشویم و موضوعات را یک به یک پیگیری کنیم تا در تمام مواضع دینی به نتیجه برسیم؛ البته اگر راه حق و تبیان حق را می‌خواهید؛ نمی‌خواهیم باچیزی که شما را از آن نهی کردیم یعنی خارج شدن از موضوع گفتگو؛ مخالفت کنیم. موضوعاتی را انتخاب خواهیم کرد که از نظر دینی به دردتان بخورد و راه نجات شما از گمراهی آشکار باشد و امام ناصر محمد یمانی است که موضوعات گفتگو را انتخاب می‌کند تا مأموریتی که از جانب پروردگارم مکلف به انجام آن شده‌ام یعنی جدا کردن حق از باطل برای شما؛ به حق عمل کرده باشم. اما ماموریت شما دفاع از حدود دین خداوند با استفاده از برهان علمی از قرآن عظیم و سنت حق نبوی است چراکه ناصر محمد یمانی ممکن است مهدی منتظر باشد؛ ممکن هم هست از کسانی باشد که گرفتار مس شیطان شده و ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند.
    و لذا بر شما واجب است که از ناصر محمد یمانی یا دیگران روبرنگردانید و نگویید ما با او گفتگو نمی‌کنیم تا مشهور نشود؛ پس چیزی که به شما می‌گویم این است که همین حکمت احمقانه شماست که باعث شده گروه‌های دینی جدید ظهور کرده و خون مسلمانان ریخته شود چون بدون تعقل به دنبال آنها راه افتاده‌اند و شما از زعمای آن گروه‌ها هم روگردانیده‌اید و حجت شما تنها همین حکمت خبیثانه است که می‌گویید از آنها رومی‌گردانیم تا مشهورشان نکنیم ؛ و کار به اینجا کشید که مسلمانان به فرقه‌های مختلف تقسیم شده و قتل مؤمنان مستحب شمرده شد و این به علت حکت احمقانه شماست. بلکه بر شما واجب است با برهان علمی از حدود دین دفاع کنید؛ آیا نمی‌دانید که اگر کسی از علمای امت پیدا شود که در این پایگاه بتواند با برهان علمی بر ناصر محمد یمانی چیره شود و برای انصارش روشن گردد که سخن او هدایت‌گرتر و درست‌تر است و امام ناصر محمد یمانی را به سختی شکست داده است؛ انصار مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در تمام دنیا از پیروی از او بازگشته و در صورتی که ناصر محمد یمانی در گمراهی آشکار باشد؛از این پایگاه متشکرهم خواهند بود.
    ولی هیهات هیهات به پروردگار زمین و آسمان قسم که نمی‌توانید چون من با آیات محکم کتاب با شما مجادله می‌کنم و تنها فاسقان از آن روگردانده و نسبت به آن کافر می‌شوند چون این ایات بینه هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ ۖ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    {و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد بگو: «من فقط از انذارکنندگانم}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    پس ای مردم چرا نمی‌خواهید از حق آمده از نزد پروردگارتان پیروی نمایید؟ همانا که ما شما را به پذیرش حکمیت خداوند فرامی‌خوانیم؛ آیا به حکم حق خداوند راضی نیستید؟ آیا امام ناصر محمد یمانی وظیفه‌ای جز استنباط حکم خداوند از آیات محکم کتابش برعهده دارد؟ پس این میان ما باشد؛ آیا شما تسلیم این قرآن عظیم هستید یا نسبت به آن کافرید؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ هَـٰذَا الْقُرْآن يَقُصُّ عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿٧٦﴾وَإِنَّهُ لَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ ﴿٧٧﴾إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُم بِحُكْمِهِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْعَلِيمُ ﴿٧٨﴾فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّكَ عَلَى الحقّ الْمُبِينِ ﴿٧٩﴾إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ﴿٨٠﴾وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ ﴿٨١﴾ وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    { این قرآن اکثر چیزهایی را که بنی اسرائیل در آن اختلاف دارند برای آنان بیان می‌کند؛ (۷۶)و مایه هدایت و رحمت برای مؤمنان است! (۷۷) پروردگار تو میان آنها در قیامت به حکم خود داوری می‌کند؛ و اوست قادر دانا. (۷۸) پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹)مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط میتوانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱) و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد ، جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (عیسی بن مریم علیه الصلاة و السلام) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند. (۸۲)}
    وسلام ٌعلى المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ



  3. مصدر المشاركة
    -23-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - صفر- 1432 هـ
    18 - 01 - 2011 م
    ۲۸-دی-۱۳۸۹ه.ش
    06:33 AM
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    روح چهره حقیقی انسان است...
    نفی شفاعت بنده درپیشگاه پروردگارو معبود


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الطيبين وجميع المُسلمين التابعين للحق إلى يوم الدين..
    به خاطر آن که سؤال درباره روح است آن را خارج از محدوده گفتگویی که انجام می‌شود به حساب نمی‌آوریم؛ چون صحبت از روح به عذاب بعد از مرگ باز می‌گردد و جدال شما بر سر چشم و عقل و گوش روح است، برما واجب است درباره گوش و چشم و قلب روح و حواس آن توضیحات و دلایلی بیشتری ارائه دهیم، روح وجه باطنی انسان به شمار می‌آید و دارای صفاتی مانند جسم ظاهری انسان است اما در علم قدرت ربانی. ما نمی‌توانیم کیفیت ذات روح را در طبیعت خلقتش بیان کنیم اما آن چه را که در کتاب خداوند یافتیم برای شما بیان کرده و درباره آن فتوا می‌دهیم : روح، وجه باطنی و صورت حقیقی انسان است و دارای حواسی چون عقل و چشم و گوش (دیدن و شنیدن ) و درد و محبت و تنفر است. بیایید تا در دریای –علم- کتاب خداوند تبحر کنیم و درباره حواس روح بدانیم؛ اما اگر گوش شنوا نداشته باشید، به حق گوش نداده و نخواهید داد و اگرچشم‌هایتان نابینا باشد، حق را ندیده و نخواهید دید و اگر قلب‌هایتان نیندیشد ؛ درباره مطالبی که بیان می‌گردد فکر نکرده و نخواهید کرد و اگر زبانتان لال باشد از حق سخن نگفته و نخواهید گفت. در اینجا منظور حواس ظاهری انسان نیست بلکه از چهره واقعی- باطنی- انسان صحبت می‌شود .خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ} صدق الله العظيم [الأعراف:۱۷۹]
    {و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ گذاشته‌ایم ؛ آن ها دل‌ها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آن ها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند}
    سؤالی که مطرح میذشود این است که آیا منظور از چشم و گوش ظاهری و زبان ظاهری انسان‌هاست که قادر به شنیدن و دیدن و سخن گفتن نیست؟ جواب را در آیات محکم کتاب خداوند می‌یابیم؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي آلصدور}صدق الله العظيم [الحج:۴۶]
    {پس بی گمان بصیرت نابینا نمی‌شود، ولی دل‌هایی که در سینه‌هاست؛ نابینا می‌شود.}
    خداوند برای شما مثال می‌زند: اگر کسی پشت سر فرد کر و لالی ایستاده و با بلندترین صدای ممکن او را صدا کند، آیا شخص کر و لال آن صدا را خواهد شنید؟ از آنجا که از پشت سر خود صدا را نمی‌شنود پس برای یافتن منبع صدا؛ به پشت سر خود نگاه نخواهد کرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۖ إِنَّكَ عَلَى الْحَقِّ الْمُبِينِ (۷۹) إِنَّكَ لَا تُسْمِعُ الْمَوْتَىٰ وَلَا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَاءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ(۸۰) وَمَا أَنتَ بِهَادِي الْعُمْيِ عَن ضَلَالَتِهِمْ ۖ إِن تُسْمِعُ إِلَّا مَن يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا فَهُم مُّسْلِمُونَ (۸۱)} صدق الله العظيم [النمل]
    { پس بر خدا توکّل کن، که تو بر حقّ آشکار هستی! (۷۹) مسلّماً تو نمی‌توانی سخنت را به گوش مردگان برسانی، و نمی‌توانی کران را هنگامی که روی برمی‌گردانند و پشت می‌کنند فراخوانی! (۸۰) و نیز نمی‌توانی کوران را از گمراهیشان برهانی؛ تو فقط می‌توانی سخن خود را به گوش کسانی برسانی که آماده پذیرش ایمان به آیات ما هستند و در برابر حق تسلیمند! (۸۱)}
    خداوند برای شما مثالی می‌زند اگر یکی از شما شخص کر و لالی را از پشت سرصدا کند؛ آن فرد کر و لال به عقب برنمی‌گردد ولو این که فاصله شما فقط یک متر باشد، چون قادر به شنیدن نیست. گوش روح هم -که وجه باطنی انسان است- اگر نشنود، به دعوت حق پاسخ نمی‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:۳۶]
    {تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند}
    به این ترتیب اگر گوش روح کر باشد؛ ندای حق را نخواهد شنید. به همین ترتیب اگر چشم روح کور باشد، حق را نخواهد دید و اگر زبان روح ناتوان از سخن گفتن باشد سخنی از حق بر زبان نخواهد آورد؛ چرا که خداوند بر گوش و چشم آنها مهر زده و گوش‌هایشان را ناشنوا کرده است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ}[البقرة:۷]
    { خدا بر دلها و گوشهای آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.}
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ} [الأنعام:۳۹]
    {آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لالهایی هستند که در تاریکی‌ها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد (و مستحق باشد،) گمراه می‌کند؛ و هر کس را بخواهد (و شایسته بداند،) بر راه راست قرار خواهد داد.}
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ
    تَتَفَكَّرُونَ}[الأنعام:۵۰]
    {بگو: «من نمی‌گویم خزاین خدا نزد من است؛ و من، (جز آنچه خدا به من بیاموزد،) از غیب آگاه نیستم! و به شما نمی‌گویم من فرشته‌ام؛ تنها از آن چه به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم.» بگو: «آیا نابینا و بینا مساویند؟! پس چرا نمی‌اندیشید؟!»}
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ} [الأنفال:۲۲]
    {بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند.}
    آیا منظوراز ناشنوا بودن؛ کربودن گوش ظاهری انسان است و یا مقصود از لال بودن؛ ناتوانی زبان ظاهری انسان از سخن گفتن است ؟ خیر بلکه مقصود حواس مربوط به جوهر باطن انسان می‌باشد که خداوند با قدرت ربانی خود از آن ها آگاه است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ عَلِمَ اللّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَّأسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّواْ وَّهُم مُّعْرِضُونَ} [الأنفال:۲۳]
    {و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‌رساند؛ ولی (با این حال که دارند،) اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ (۴۲) وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ (۴۳)} صدق الله العظيم [يونس]
    { گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرا می‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
    گروهی هستند که از آیات روشن خداوند پیروی می‌کنند و گروهی هستند که از این آیات روشن رو برگردانده و راه مخالف را درپیش می‌گیرند. آیا حکایت این دو گروه کور و بینا یکی است؟! یکی که می‌بیند، می‌شنود و سخن می‌گوید و دیگری که نمی‌شنود و نمی‌بیند و سخن حق نمی‌گوید؟ به این دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ}[هود:۲۴ ]
    {مثل اين دو گروه مثل كور و كر و بينا و شنواست، آيا در مثل يكسانند؟ پس آيا پند نمى‌گيريد}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ كَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا صُمٌّ وَبُكْمٌ فِي الظُّلُمَاتِ مَن يَشَإِ اللّهُ يُضْلِلْهُ وَمَن يَشَأْ يَجْعَلْهُ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}
    [الأنعام:۳۹]
    { آنها که آیات ما را تکذیب کردند، کرها و لال‌هایی هستند که در تاریکی‌ها قرار دارند. هر کس را خدا بخواهد، گمراه می‌کند؛ و هر کس را بخواهد، بر راه راست قرار خواهد داد.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ}
    [البقرة:۷]
    { خدا بر دل‌ها و گوش‌های آنان مهر نهاده؛ و بر چشم‌هایشان پرده‌ای افکنده شده؛ و عذاب بزرگی در انتظار آنهاست.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لاَ يَرْجِعُونَ}[البقرة:۱۸]
    { آنها کران، گنگها و کورانند؛ لذا (از راه خطا) بازنمی‌گردند!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّمَا يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ} [الأنعام:۳۶]
    {تنها کسانی (دعوت تو را) می‌پذیرند که گوش شنوا دارند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ (۴۲) وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ (۴۳)} [يونس]
    { گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرا می‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَن كَانَ فِي هَـذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:۷۲]
    {اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ} [الحج:۴۶]
    {آیا آنان در زمین سیر نکردند، تا دل‌هایی داشته باشند که حقیقت را با آن درک کنند؛ یا گوش‌های شنوایی که با آن (ندای حق را) بشنوند؟!
    پس بی گمان بصیرت نابینا نمی‌شود، ولیکن دل‌هایی که در سینه‌هاست؛ نابینا می‌شود.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلاً}[الفرقان:۴۴]
    {یا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراهترند!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً} [الفرقان:۷۳]
    { و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر و کور روی آن نمی افتند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ (۴۲) وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ ۚ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ(۴۳)}[يونس]
    { گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرا می‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳)}
    روح دست و چهره دارد خداوند تعالی می‌فرماید:
    وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ}صدق الله العظيم [المائدة:۶۴]
    { یهود گفتند: دست خدا بسته است! به واسطه این گفتار (دروغ) دست آنها بسته شده و به لعن خدا گرفتار گردیدند}
    یعنی دست باطنی آن ها برای انجام اعمال خیر بسته شده است چرا که دست باطنی است که دست ظاهری را برای انجام عمل خیر به حرکت درمی‌آورد وخداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلَالًا فَهِيَ إِلَى الْأَذْقَانِ فَهُم مُّقْمَحُونَ ﴿۸﴾وَجَعَلْنَا مِن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ ﴿۹﴾وَسَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰﴾إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَخَشِيَ الرَّحْمَـٰنَ بِالْغَيْبِ ۖ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَةٍ وَأَجْرٍ كَرِيمٍ ﴿۱۱﴾}صدق الله العظيم [يس]
    { ما هم بر گردن آنها تا زنخ زنجیرهای عذاب نهادیم در حالی که سر بلند کرده و چشم بر بسته‌اند. (۸) و از پیش و پس بر آنها سد کردیم و بر چشم (باطنی)شان هم پرده افکندیم پس هیچ (راه حق) نمی‌بینند. (۹) و تو آنها را بترسانی یا نترسانی یکسان است (چون دانسته با حق عناد می‌ورزند) هرگز ایمان نمی‌آورند. (۱۰) تو تنها کسی را بترسانی و اندرز کنی (و سودمند افتد) که پیرو آیات قرآن شده و از (قهر) خدای مهربان به خلوت و در پنهان می‌ترسد، اینان را به مغفرت خدا و پاداش با لطف و کرم او بشارت ده. (۱۱)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ} [فصلت:۴۴]
    {هرگاه آن را قرآنی عجمی قرار می‌دادیم حتماً می‌گفتند: «چرا آیاتش روشن نیست؟! قرآن عجمی از پیغمبری عربی؟!» بگو: «این (کتاب) برای کسانی که ایمان آورده‌اند هدایت و درمان است؛ ولی کسانی که ایمان نمی‌آورند، در گوش‌هایشان سنگینی است و گویی نابینا هستند و آن را نمی‌بینند؛ آنها (همچون کسانی هستند که گوئی) از راه دور صدا زده می‌شوند!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَن كَانَ فِي ضَلَالٍ مُّبِين} [الزخرف:۴۰]
    {یا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، یا کوران و کسانی را که در گمراهی آشکاری هستند هدایت کنی؟!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَى أَبْصَارَهُمْ} [محمد:۲۳]
    {آن ها کسانی هستند که خداوند از رحمت خویش دورشان ساخته، گوش‌هایشان را کر و چشم‌هایشان را کور کرده است!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَن كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الآخِرَةِ أَعْمَى وَأَضَلُّ سَبِيلاً} [الإسراء:۷۲]
    {اما کسی که در این جهان (از دیدن چهره حق) نابینا بوده است، در آخرت نیز نابینا و گمراهتر است!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَىٰ وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَبُكْمًا وَصُمًّا ۖ مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَاهُمْ سَعِيرًا ﴿۹۷﴾ذَٰلِكَ جَزَاؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا} صدق الله العظيم [الإسراء:۹۷-۹۸]
    {و آنان را در روز قیامت، نابینا و گنگ و ناشنوا، به رو در افتاده محشور گردانیم و سرایشان جهنم است که هر چه شعله‌اش فرو نشیند، بر ایشان افروخته می‌داریم‌ (۹۷) این جزای آنان است چرا که آیات ما را انکار کردند}
    نگاه کنید خداوند چه حجتی برای آنها می‌آورد:
    {ذَلِكَ جَزَآؤُهُم بِأَنَّهُمْ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا}صدق الله العظيم،
    {این جزای آنان است چرا که آیات ما را انکار کردند}
    و ایشان را می‌بینید که هم چنان قادر به دیدن و درک درست پروردگارشان نیستند و لذا حتی در روز قیامت نیز قدر و شأن خدایشان را نمی‌شناسند در حالی که خداوند هم در زمان هلاکتشان در دنیا و هم بعد از مرگشان که ارواحشان گرفتار آتش شده است، طعم عذاب خود را به آنها چشانده است. ولی با کمال تأسف هنوز می‌بینیم که کورند و در روز قیامت نیز قادر به دیدن (شناختن) درست خداوندشان نیستند. برای همین می‌بینید دنبال کسی می‌گردند تا درپیشگاه خداوند شفاعتشان را کند و می‌گویند:

    {فَهَل لّنَا مِن شُفَعَآءَ فَيَشْفَعُواْ لَنَآ أَوْ نُرَدّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الّذِي كُنّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُوَاْ أَنْفُسَهُمْ وَضَلّ عَنْهُمْ مّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}صدق الله العظيم [الأعراف:۵۳]
    {آیا (امروز) شفیعانی برای ما وجود دارند که برای ما شفاعت کنند؟ یا (به دنیا) بازگردیم، و اعمالی غیر از آنچه انجام می‌دادیم، انجام دهیم؟!» به راستی که آن کافران خود را در زیان سخت افکنده‌اند و آن چه به دروغ می‌بافتند(توان شفاعت) همه نابود شده و از دستشان رفته است..}
    به کلام خداوند تعالی توجه کنید:
    {قَدْ خَسِرُوَاْ أَنْفُسَهُمْ وَضَلّ عَنْهُمْ مّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ}
    {خود را در زیان سخت افکنده‌اند و آن چه به دروغ می‌بافتند(توان شفاعت) همه نابود شده و از دستشان رفته است}
    یعنی کسانی که در دنیا به دروغ نسبت شفاعت به آنها می‌دادند و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُواْ إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلاَ شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}صدق الله العظيم [الأنعام:۵۱]
    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    اما کسانی که به خداوند ایمان نمی‌آورند مگر این که بندگان مقرب را برای او شریک قرار دهند می‌گویند:" صبرکن ناصر محمد یمانی، شفاعت برای کافران نفی شده است. ولی برای مؤمنین حلال است". با کلام خداوند تعالی به آنها پاسخ می‌دهیم که :
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ}صدق الله العظيم [البقرة:۲۵۴]
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی و نه شفاعت}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا شَفِيعٍ أَفَلَا تَتَذَكَّرُونَ} [السجدة:۴]
    {خداوند کسی است که آسمان و زمین و مابین آنها را در شش روز آفرید، سپس بر عرش استیلاء یافت، شما را جز او نه سرپرست و ولیّ هست و نه شفیعی. آیا پند نمی‌گیرید}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُم لَعِباً وَلَهواً وَغَرَّتهُمُ الحَيَوةُ الدُّنيَا وَذَكِّر بِهِ أن تُبسَلَ نَفسُ بِمَا كَسَبَت لَيسَ لَهَا مِن دُونِ اللهِ وَليٌّ وَلا شَفِيعٌ}صدق الله العظيم [الأنعام:۷۰]
    { و رها کن کسانی را که دین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این (قرآن)، به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای!}
    اما کسانی که قلبشان منحرف است به کلام حقی که در آیات محکم کتاب به روشنی و وضوح برای عالم و جاهل بیان شده توجه نمی‌کنند و از فتواهای خداوند که در آیات محکم کتابش آمده است پیروی نمی‌کنند؛ بلکه آن ها را پشت سرمی‌اندازند، گویا که در زندگیشان ابدا چیزی از آن نشنیده‌اند و به دنبال ظاهر آیه‌های متشابهی درباب شفاعت می‌افتند که هم چنان نیاز به تأویل دارند. کسی که ایمان خود را به شرک آلوده کرده است، خواهد گفت: "صبرکن ناصر محمد یمانی - این گونه نیست-بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَـٰنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ﴿۱۰۹﴾}[طه]
    { در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که خداوند به او اجازه –سخن گفتن- بدهد و از گفتار او راضی شود}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَن شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ﴿۸۶﴾ }صدق الله العظيم [الزخرف]
    { کسانی را که غیر از او می‌خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آن ها که شهادت به حق داده‌اند و بخوبی آگاهند}
    پاسخ امام مهدی به او این است که خداوند اجازه شفاعت نداده است؛ بلکه خداوند اجازه تحقق یافتن شفاعت را داده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (۴۴)}صدق الله العظيم [الزمر]
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!»}
    خداوند به او اجازه سخن گفتن می‌دهد چرا که او درپیشگاه خداوندی که از او به بندگانش رحیم‌تر است، شفاعت کسی را نخواهد کرد و خداوند ارحم الراحمین از این برتری طلبی‌ها منزه است، بلکه سخن درست و صواب می‌گوید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا}صدق الله العظيم [النبأ:۳۸]
    { روزی که «روح» و «ملائکه» در یک صف می‌ایستند و هیچ یک، جز به اذن خداوند رحمان، سخن نمی‌گویند، و (آنگاه که می‌گویند) سخن صواب می‌گویند}
    منظور از سخن درست و صواب چیست؟ به خاطر آن که خداوند ارحم الراحمین است، جایز نیست که بنده‌ای بیش از خداوند ارحم الراحمین نسبت به بندگان رحیم باشد و تا جایی پیش برود که در پیشگاه خداوند الرحم الراحمین شفاعت بندگان را نماید. بلکه او تحقق یافتن نعیمی که بزرگتر از جنت نعیم است (نعیم اعظم) یعنی رضای خداوند را مصرانه درخواست می‌کند و ای مردم!-بدانید- زمانی که رضوان خداوند در نفس خود محقق شود شفاعت تحقق خواهد یافت.
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى }[النجم:۲۶]
    {وبسیار فرشته در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست مگرپس از آنکه خداوند به آن کس که بخواهد اجازه –سخن گفتن- دهد وراضی شود}
    آیا میدانید شرح و بیان حق این فرموده خداوند تعالی چیست:
    {إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}
    صدق الله العظيم؟
    این یعنی کسی که خداوند به او اجازه می‌دهد تا درباره تحقق شفاعت سخن بگوید؛
    شفاعت احدی را نخواهد کرد. حقیقت این است که او برای تحقق رضوان خداوند : "رضوان الله فی نفسه"اصرار خواهد کرد که اگر خداوند درنفس خود راضی شود شفاعت محقق خواهد شد و به همین دلیل خداوند می‌فرماید:
    {إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}
    صدق الله العظيم.
    مگرپس از آنکه خداوند به آن کس که بخواهد اجازه –سخن گفتن- دهد و راضی شود}
    اگر رضوان خداوند رحمان درنفس خود محقق گردد، رویداد بس شگفت انگیزی رخ خواهد داد. کسی که خداوند به او اجازه درخواست شفاعت را داده است از پروردگار مصرانه درخواست خواهد کرد تا رضوان نفس خداوند محقق شود، اگر خداوند در نفس خود راضی شود، شفاعت تحقق خواهد یافت. کسی که خداوند به او اجازه سخن گفتن داده است، برای بندگان شفاعت نمی کند؛ بلکه از خداوند نعیمی را درخواست خواهد کرد که از نعیم بهشت بزرگتر -نعیم اعظم- است و این نعیم اعظم همان رضوان خداوند در نفس خود است؛ اگر خداوند در نفس خود راضی شود، شفاعت تحقق خواهد یافت که رویداد بسیارعظیمی برای بندگان خواهد بود. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ}صدق الله العظيم [سبأ:۲۳]
    {و شفاعت نزد او سودی ندهد، مگر به کسی به او اجازه - سخن گفتن- بدهد، تا چون هراس از دل‌های ایشان برطرف شود، گویند پروردگارتان چه گفت؟ گویند حق، و او بلندمرتبه بزرگ است‌}
    به خداوند چشمانی را می‌بینم که به خاطر آگاه شدن از حق اشک از آنها جاری می‌شود...
    اما از روح چیز زیادی نمی‌دانید، و اطلاعات کمی در رابطه با آن به شما داده شده است، و اما درباره این که محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – در شب اسراء و معراج ساکنان آتش را دیده است، همانا کسی که او را به معراج برد تا بهشت و آتش را به او نشان دهد، قادر است فریاد کشیدن ارواح کافران را در آتش جهنم به او بنمایاند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإنّا عَلـى أنْ نُرِيَكَ ما نَعِدُهُمْ لَقادِرونَ} [المؤمنون:۹۵]
    { و ما توانای آن هستیم که آن چه به آنان وعده می‌دهیم به تو بنمایانیم‌}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ(۱۳) عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ (۱۴ )عندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ (۱۵) إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ (۱۶) مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ (۱۷) لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ (۱۸) } صدق الله العظيم [النجم]
    { و به راستی که بار دیگر هم او(جبریل) را دید (۱۳) در نزدیکی سدرةالمنتهی‌ (۱۴) که جنةالماوی هم نزدیک آن است‌ (۱۵) در آن هنگام که چیزی(نور خداوند) سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) دیده‌[اش‌] کژتابی و سرپیچی نکرد (۱۷) به راستی که نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید (۱۸)}
    ممکن است فرد ناآگاه و جاهلی بگوید:"او پروردگار خود را در شب معراج و اسراء دید" .پاسخ امام مهدی این است که : خیر ایشان ذات خداوند سبحان را ندید؛ آن چه که دید آیات بزرگ خداوندگارش بود، ممکن است دومرتبه حرف من را قطع کرده و بگوید:" مگر فرموده خداوند تعالی را نمی بینی که:
    {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ(۱۳) عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ (۱۴ )} صدق الله العظيم ؟
    پاسخ امام ناصر محمد یمانی این است که: زمانی که ایشان به زیر عرش عظیم در کنار سدرة المنتهی رسید به شکلی دیگر جبریل علیه الصلاة و السلام را دید که به صورت فرشته درآمده بود و در پیشگاه پروردگار عرش عظیم سجده می‌کرد چرا که او در برابر محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – به صورت یک انسان حاضر می‌شد. رسول الله به شکلی دیگر او را دید اما این بار جبریل در کنار سدرة المنتهی وبه شکل فرشته بود. ممکن است کس دیگری صحبت مرا قطع کرده و بپرسد: "آیا در فرمایش خداوند تعالی اندیشه نمی‌کنی که می‌فرماید:
    {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (۹) فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ (۱۰) مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ (۱۱)} صدق الله العظيم [النجم]
    { تا آن که فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در این جا خداوند آنچه را که به جبریل وحی کرده بود به بنده خود(محمد)وحی کرد. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱)}
    "
    و پاسخ امام مهدی ناصر محمد یمانی به او این است که : منظور از "شدیدالقوی" همان رسول خداوند جبريل عليه الصلاة والسلام، مُعلم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ ﴿١١﴾أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ﴿١٢﴾وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [النجم].
    {سوگند به ستاره (عذاب)هنگامی که به پایین می آید(۱) که هرگز صاحب شما [= محمّد «ص»] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [= جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی(انسان) در آمد(۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد... (۸) تا آنکه فاصله او (با پیامبر) به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود(محمد) وحی کرد آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلب (پاک او) در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه (با چشم خود) دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) وبه هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی»، (۱۴) که «جنت المأوی» در آنجاست! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [= نور خیره‌کننده‌ای‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد (آنچه دید واقعیّت بود)! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)
    ممکن است کسی دیگر حرف مرا قطع کرده و بگوید:" مگر نمی فرماید: {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ (۹) فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ (۱۰) "
    ا
    مام مهدی ناصر محمد یمانی پاسخ می‌دهد: این در مورد زمانی است که جبریل عليه الصلاة والسلام پایین آمده و تعلیم قرآن رابه محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم – آغاز نموده است. در این جا فاصله سینه محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - و سینه جبريل عليه الصلاة والسلام ثابت نبوده و به هنگام صحبت، جبريل عليه الصلاة والسلام او(محمد) را به سمت خود می‌کشید و رها می‌کرد. خداوند تعالی می‌فرماید: {فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ} صدق الله العظيم و این نشانه دقت و درستی کلام خداوند است که می‌فرماید به اندازه دو کمان یا کمتر، چرا که فاصله آنها ثابت نبوده و جبریل (محمد) را به سوی خود کشیده و رها می‌کرد. سپس خداوند تعالی می‌فرماید: {فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى}،یعنی آن چه که جبریل عليه الصلاة والسلام؛ به بنده خدا- محمد رسول الله- وحی می‌کرد از جانب خداوند آمده بود. لذا چیزی را که نمی‌دانید به خداوند نسبت ندهید.
    از علمای مسلمین و پیروانشان می‌خواهم که برای گفتگو به این پایگاه مبارک بیایند تا میزی برای گفتگوی جهانی در دوران "گفتگوی قبل از ظهور" باشد. چون این پایگاه (مؤسسه جهانی علمی خاندان هاشمی)، بی طرف است . آن ها از انصار امام مهدی ناصر محمد یمانی نبوده و مخالف او هم نیستند. آن ها هم چنان در پی یافتن حق هستند تا واقعیت امر امام ناصر محمد یمانی برایشان روشن شود که آیا حقیقتاً عالمی هست که امام با او گفتگو کرده ونتواند با دلایل قاطع علمی که از قرآن استنباط کرده است، بر او غلبه کند؛ یا از کسانی است که بدون داشتن حجت از جانب خداوند درباره آیات خداوند جدل می‌کند. اما ای علمای عزیز امت؛ شرطی برایتان دارم، امام مهدی موارد بحث را انتخاب می‌کند و تا عقاید ساختگی و نو آوری‌هایی که وارد دین شده است را با آیات محکم کتاب خداوند نابود و ویران کند، تا سنت محمد رسول الله صلى الله عليه و خاندان مطهرش را با استناد به آیات محکم ذکر کاملا(از جعلیات) پاک کند و شما را به راه اولیه نبوت بازگرداند و سپس شما را بر کتاب خداوند و سنت رسولش باقی خواهد گذاشت، درست برهمان راهی که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم گذشتگان شما راباقی گذاشت؛ اما دشمنان خداوند شما را از راه راست- صراط مستقیم-منحرف کردند...اگر شما هم چنان در شاهراه هدایت بودید، چرا باید خداوند امام مهدی ناصر محمد یمانی را برانگیزد تا شما را بر اساس کتاب خداوند و سنت حق رسولش به راه هدایت اولیه نبوت بازگرداند. ما تنها آن قسمتی از سنت را رد می‌کنیم که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است، در مورد قسمت‌هایی که با قرآن مغایرتی نداشته باشند به عقل و منطق رجوع می‌کنیم... اگر اهل اندیشه باشید.
    ای امت اسلامی و ای علمای امت، اگر به دنبال حق هستید، امام مهدی موارد گفتگو را برایتان انتخاب می‌کند و بدعت‌ها و نو آوری‌ها را با سلاح جدم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم یعنی قرآن عظیم با جهادی جدی و پیگیر نابود می‌کنم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا} صدق الله العظيم [الفرقان:۵۲]
    {بنابر این از کافران اطاعت مکن، و بوسیله آن [= قرآن‌] با آنان جهاد بزرگی بنما!}
    ای مردم منطقی نیست که خداوند خلیفه خود امام مهدی را برانگیزد تا با علمای مسلمین و نصاری و یهود با کتاب بخاری و مسلم یا بحار الأنوار مجادله کند و اگر من از خواسته شما پیروی کنم کسی دربرابر خداوند مرا یاری نخواهد کرد و سزاوارنیست امام مهدی حق که از جانب خداوند برانگیخته شده، از تمایلات شما پیروی کند؛ بلکه او از کتاب خداوند وقسمتی از سنت حق رسولش که برخلاف آیات محکم قرآن نیست، پیروی خواهد کرد. ولو این که تا ابد با شما گفتگو کنم ان شاء الله رب العالمین، سرمویی از کتاب خدا و سنت رسول را تغییر نخواهم داد و حقیقت را می‌گویم. اما کسانی که بدون این که از جانب خداوند دانشی کسب کرده باشند با امام جدال می‌کنند و امام مهدی و انصار او را دجال و منافق و گمراه می‌خوانند- بدانند- این بهتان در نزد خداوند بسیار گران است و ما به آنها می‌گوییم:
    {لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ} [القصص:۵۵]
    {اعمال ما از آن ماست و اعمال شما از آن خودتان؛ سلام بر شما ؛ ما خواهان جاهلان نیستیم}
    ای علمای امت اسلام این منطقی نیست که موضوعی را برای گفتگو درنظر بگیریم اما برخی از افراد جاهلی که در میان شما هستند؛ مصرانه بخواهند ما را از موضوعی که انتخاب کردیم، دور کنند. ما دلیل این کارشان را می دانیم، آنها قادر نیستند در باره آن موضوع خاص دلیلی درمقابل امام مهدی ارائه نمایند پس به سراغ موضوعات دیگر می‌روند تا مگر بتوانند نقطه ضعفی پیدا کرده و با امام ناصر محمد یمانی جدل کنند و باعث شوند انصار امام از پیروی از او دست بردارند. این افراد تا زمانی که به دنبال حق نباشند به هیچ وجه قلبشان از جانب خداوند هدایت نخواهد شد .آن ها به دنباله روزنه‌ای ولو به اندازه سرسوزن می‌گردند تا از آن بهره گرفته و به عنوان حجت برعلیه امام ناصر محمد یمانی بکار گیرند. این افراد توسط شیطان گمراه شده و از راه راست منحرف شده‌اند ؛اما تصور می‌کنند که در مسیر هدایتند. ازکجا می‌توانید بفهمید این افراد به دنبال حقیقت نیستند؟ زمانی که ببینید امام مهدی در مورد مسئله‌ای حجت قاطع می‌آورد اما غرورشان، آن ها را به گناه کشانده و حاضر به اعتراف و پذیرش حقی که از جانب خداوندشان آمده،نیستند؛ حتی اگراین حقایق آیات محکم کتاب خداوند باشد. اگر برایشان یقین شود آن مسئله حق بوده و بی تردید از جانب خداوندشان آمده است باز هم حاضر به پیروی از آن نیستند. آن ها از آیات محکم خداوند پیروی نمی‌کنند و حاضر نیستند حتی در یک مسئله اعتراف کنند که حق با امام ناصر محمد یمانی است. آن ها از پیروی از آیات خداوند استکبار می ورزند لذا خداوند قلب‌هایشان را از تبعیت از آیات خود منصرف می‌سازد. خداوند تعالی درآیات محکم کتاب خود درباره آنان می‌فرماید:
    {سَأَصْرِفُ عَنْ آيَاتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِهَا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَإِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}صدق الله العظيم [الأعراف:۱۴۶]
    { بزودی کسانی را که در روی زمین بناحق تکبّر می‌ورزند، از (ایمان به) آیات خود، منصرف می‌سازم! آنها چنانند که اگر هر آیه و نشانه‌ای را ببینند، به آن ایمان نمی‌آورند؛ اگر راه هدایت را ببینند، آن را راه خود انتخاب نمی‌کنند؛ و اگر طریق گمراهی را ببینند، آن را راه خود انتخاب می‌کنند! (همه اینها) به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!}
    ببینید علت این که قلبشان از دنبال کرده حق دور و منحرف می‌شود چیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَكَانُوا عَنْهَا غَافِلِينَ}
    صدق الله العظيم،
    {
    به خاطر آن است که آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند!}
    پس ای عزیزان من "سودانی" و "اسد السنة " از کسانی نباشید که علیه امام مهدی جنگ اعلام کرده و با هر وسیله و حیله‌ای با او می جنگند؛ که در این صورت چه کسی می‌تواند شما را از عذاب خداوند حفظ کند؟ به خداوند سوگند که من قادرم درباره تمام مسائلی که درموردشان تردید می‌کنید به حقّ و تنها با کتاب خداوند قرآن عظیم همه شما را وادار به سکوت کنم. من درباره تعداد اصحاب کهف و رقیم و آمدن سیاره عذاب راست می‌گویم، اما ای مردم! من از تعیین زمان آمدن سیاره عذاب منع شده‌ام چرا که هرچقدر هم از حقایق کتاب خداوند برایتان بگویم از آنها پیروی نکرده ومنتظر می‌شوید تا آمدن سیاره عذاب دردناک را ببینید، منتظر می‌شوید تا بیاید و ببینید آیا همان طوری که امام ناصر محمد یمانی می‌گفت، خداوند شما را عذاب می‌کند؟

    به خداوند یگانه سوگند که اگر ازکلمه اول تا کلمه آخر کتاب خداوند را برای آن دسته ازمسلمانان و فقهایشان که اهل تعقل نیستند، به تفضیل شرح بدهم و آیات محکم و متشابه آن را به صورت کامل بیان کنم و سپس زمان رسیدن سیاره عذاب را برایشان مشخص کنم؛ ایمان آوردن به حقّ و پیروی از آن را به تأخیر می‌اندازند ومنتظر روزی می‌شوند که امام ناصر محمد یمانی تعیین کرده؛ تا ببینند آیا عذاب را به چشم خواهند دید؟ جواب امام مهدی ناصر محمد یمانی به آن ها این است که خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنتُم بِهِ آلآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ}صدق الله العظيم [يونس:۵۱]
    { آیا بعد وقوع، به آن ایمان می‌آورید الان! در حالی که قبلا برای آن عجله داشتید}
    آیا اگر محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم- به آنها خبر می داد که تقریباً ۱۴۰۰ سال تا زمان آمدن سیاره عذاب باقی مانده است، در آن صورت کسانی که او را باور داشتند از او روبرنمی‌گرداندند، در حالی که در آن زمان مردم او برای رسیدن آن وعده بسیار عجله داشتند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (۳۸)لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلا عَن ظُهُورِهِمْ وَلا هُمْ يُنصَرُونَ(۳۹) بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلا هُمْ يُنظَرُونَ(۴۰)} [الأنبياء]
    { آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این وعده (عذاب) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشت‌های خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹) بطور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آنچنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُجْرِمِينَ ﴿٦٩﴾وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُن فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ﴿٧٠﴾ وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٧١﴾قُلْ عَسَىٰ أَن يَكُونَ رَدِفَ لَكُم بَعْضُ الَّذِي تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٧٢﴾وَإِنَّ رَبَّكَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَشْكُرُونَ ﴿٧٣﴾} [النمل].
    { بگو: در زمین سیر کنید تا بنگرید عاقبت کار بدکاران به کجا کشید (و چگونه همه هلاک شدند). (۶۹) و (ای رسول) تو بر (کفر و بدبختی) این کافران‌اند اندوهناک مشو و از مکر آنان نیز دلتنگ مباش. (۷۰) و کافران می‌گویند: پس این وعده اگر راست می‌گوید کی خواهد بود؟ (۷۱) بگو: بعضی از آن وعده که به وقوعش تعجیل دارید بدین زودی شاید در پی شما آید (۷۲) و همانا خدای تو درباره خلق دارای فضل و رحمت بسیار است و لیکن اکثر مردم شکر نعمتش بجا نیاورند. (۷۳)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٢٨﴾وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَن نُّؤْمِنَ بِهَـٰذَا الْقُرْآنِ وَلَا بِالَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِندَ ربّهم يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلَىٰ بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْلَا أَنتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنِينَ ﴿٣١﴾} [سبأ].
    { و ما تو را جز برای اینکه عموم بشر را (به رحمت خدا) بشارت دهی و (از عذابش) بترسانی نفرستادیم، و لیکن اکثر مردم (از این حقیقت) آگاه نیستند. (۲۸) و (کافران) می‌گویند: پس این وعده که شما پیغمبران می‌دهید اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟ (۲۹) بگو: وعده گاه شما روزی است که ساعتی از آن تقدیم و تأخیر نخواهید داشت. (۳۰) و کافران مشرک گفتند: ما هرگز به این قرآن و به کتاب‌هایی که پیش از این فرستاده‌اند ایمان نخواهیم آورد. (وای بر آنها) و اگر روزی که آن ستمکاران را در پیشگاه خدا باز داشته‌اند مشاهده کنی در حالی که با یکدیگر به خصومت و گفتگو برخاسته و ضعیفان تابع به رؤسای گردنکش خطاب کنند که اگر اغوای شما نبود ما البته ایمان می‌آوردیم! (۳۱)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّـهُ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنتُمْ إِلَّا فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿٤٧﴾وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَهُمْ يَخِصِّمُونَ ﴿٤٩﴾فَلَا يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَلَا إِلَىٰ أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ ﴿٥٠﴾} [يس].
    { و چون به آنها گویند که از آنچه خدا روزی شما قرار داده انفاق کنید، کافران به اهل ایمان جواب دهند آیا ما به کسی که اگر خدا می‌خواست به او هم روزی می‌داد اطعام و دستگیری کنیم؟ شما پیداست که سخت در غلط و گمراهی هستید (۴۷) و گویند: پس این وعده اگر راست می‌گویید کی خواهد بود؟ (۴۸ (امّا) جز این انتظار نمی‌کشند که یک صیحه عظیم آنها را فراگیرد، در حالی که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند. (۴۹) (چنان غافلگیر می‌شوند که حتّی) نمی‌توانند وصیّتی کنند یا به سوی خانواده خود بازگردند! (۵۰)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (۲۵) قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِندَ اللَّـهِ وَإِنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ (۲۶)} [الملك]
    {آنها می‌گویند: «اگر راست می‌گویید این وعده چه زمانی است؟!» (۲۵) بگو: «علم آن تنها نزد خداست؛ و من فقط بیم‌دهنده آشکاری هستم!» (۲۶)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ ۖ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّـهِ فَانتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ (۲۰) وَإِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِّن بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ إِذَا لَهُم مَّكْرٌ فِي آيَاتِنَا ۚ قُلِ اللَّـهُ أَسْرَعُ مَكْرًا ۚ إِنَّ رُسُلَنَا يَكْتُبُونَ مَا تَمْكُرُونَ (۲۱)} [يونس]
    { می‌گویند: «چرا آیه ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «غیب تنها برای خدا (و به فرمان او) است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (۲۰)هنگامی که به مردم، پس از ناراحتی که به آنها رسیده است، رحمتی بچشانیم، در آیات ما نیرنگ می‌کنند بگو: «خداوند سریعتر از شما مکر [= چاره‌جویی‌] می‌کند؛ و رسولان [= فرشتگان کاتب اعمال] ما، آنچه نیرنگ می‌کنید (و نقشه می‌کشید)، می‌نویسند!» (۲۱)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظنّ لَا يُغْنِي مِنَ الحقّ شيئاً إِنَّ اللَّـهَ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾وَمَا كَانَ هَـٰذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَىٰ مِن دُونِ اللَّـهِ وَلَـٰكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لَا رَيْبَ فِيهِ مِن ربّ العالمين ﴿٣٧﴾أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ﴿٣٨﴾بَلْ كَذَّبُوا بِمَا لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَٰلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿٣٩﴾وَمِنْهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لَّا يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ ﴿٤٠﴾ وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُم بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَا بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿٤١﴾وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كَانُوا لَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٢﴾وَمِنْهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُوا لَا يُبْصِرُونَ ﴿٤٣﴾إِنَّ اللَّـهَ لَا يَظْلِمُ النَّاسَ شيئاً وَلَـٰكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿٤٤﴾} [يونس]
    { و بیشتر آنها، جز از گمان (و پندارهای بی‌اساس)، پیروی نمی‌کنند؛ (در حالی که) گمان، هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌سازد (و به حق نمی‌رساند)! به یقین، خداوند از آنچه انجام می‌دهند، آگاه است! (۳۶) شایسته نبود که این قرآن، بدون وحی الهی به خدا نسبت داده شود؛ ولی تصدیقی است برای آنچه پیش از آن است (از کتب آسمانی)، و شرح و تفصیلی بر آنها است؛ شکّی در آن نیست، و از طرف پروردگار جهانیان است. (۳۷) آیا آنها می‌گویند: «او قرآن را بدروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست می گویید، یک سوره همانند آن بیاورید؛ و غیر از خدا، هر کس را می‌توانید (به یاری) طلبید!» (۳۸) بلکه چیزی را تکذیب کردند که آگاهی از آن نداشتند، و هنوز واقعیتش بر آنان روشن نشده است! پیشینیان آنها نیز همین گونه تکذیب کردند؛ پس بنگر عاقبت کار ظالمان چگونه بود! (۳۹) بعضی از آنها، به آن ایمان می‌آورند؛ و بعضی ایمان نمی‌آورند؛ و پروردگارت به مفسدان آگاهتر است (۴۰) و اگر تو را تکذیب کردند، بگو: «عمل من برای من، و عمل شما برای شماست! شما از آنچه من انجام می‌دهم بیزارید و من (نیز) از آنچه شماانجام می‌دهید بیزارم!» (۴۱) گروهی از آنان، بسوی تو گوش فرامی‌دهند آیا تو می‌توانی سخن خود را به گوش کران برسانی، هر چند نفهمند؟! (۴۲)و گروهی از آنان، به سوی تو می‌نگرند آیا تو می‌توانی نابینایان را هدایت کنی، هر چند نبینند؟! (۴۳) خداوند هیچ به مردم ستم نمی‌کند؛ ولی این مردمند که به خویشتن ستم می‌کند! (۴۴)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٤٨﴾قُل لَّا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَلَا نَفْعًا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَسْتَقْدِمُونَ ﴿٤٩﴾قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَتَاكُمْ عَذَابُهُ بَيَاتًا أَوْ نَهَارًا مَّاذَا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ﴿٥٠﴾أَثُمَّ إِذَا مَا وَقَعَ آمَنتُم بِهِ آلْآنَ وَقَدْ كُنتُم بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ﴿٥١﴾} [يونس].
    { و می‌گویند: «اگر راست می‌گوئی، این وعده کی خواهد بود؟» (۴۸) بگو: «من (حتّی) برای خودم زیان و سودی را مالک نیستم، مگر آنچه خدا بخواهد. (این مقدار می‌دانم که) برای هر قوم و ملّتی، سرآمدی است؛ هنگامی که اجل آنها فرا رسد، نه ساعتی تأخیر می‌کنند، و نه پیشی می‌گیرند! (۴۹) بگو: «اگر مجازات او، شب‌هنگام یا در روز به سراغ شما آید پس مجرمان برای چه عجله می‌کنند؟! (۵۰) یا اینکه آنگاه که واقع شد، به آن ایمان می‌آورید! حالا؟! در حالی که قبلاً برای آن عجله می‌کردید! (۵۱)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (۲۸) قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ (۲۹) فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ (۳۰)} [السجدة]
    { آنان می‌گویند: «اگر راست می‌گویید، این پیروزی شما کی خواهد بود؟!» (۲۸) بگو: «روز پیروزی، ایمان آوردن، سودی به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمی‌شود!» (۲۹) حال که چنین است، از آنها روی بگردان و منتظر باش؛ آنها نیز منتظرند! (۳۰)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ يَا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ}صدق الله العظيم [النمل:۴۶]
    {گفت: «ای قوم من! چرا برای بدی قبل از نیکی عجله می‌کنید (و عذاب الهی را می‌طلبید نه رحمت او را)؟! چرا از خداوند تقاضای آمرزش نمی‌کنید تا شاید مشمول رحمت (او) شوید؟!}
    ای خردمندان برای چه برای رسیدن عذاب عجله می‌کنید! ای مسلمانان به خداوند سوگند که من به درگاه پروردگارم دعا می‌کنم تا رسیدن آن بلا بر شما را عقب بیندازد و در مقابل شما صبر می‌کنم تا ایمان آورده و تصدیق کنید. اما می‌ترسم خداوند دعای مرا برای به تأخیر انداختن آن مستجاب نکند، زمان دقیق آن را برای شما مشخص نمی‌کنیم؛ زیرا نجات شما را می‌خواهیم نه هلاکتتان را؛ و ما دقیقاً این را پیش از این در بیانی که در پی می‌آید برای شما آورده‌ایم:

    مهدی منتظرناصر محمد یمانی زمان رسیدن آن را کی پیش بینی می کند پاسخ حق این سؤال این است که : از لحظه تولد هلال ذی القعده سال ۱۴۲۸ هجری(۱۳۸۶ه.ش.) ؛ معادل یک ساعت قدری وقت مانده است و یک ساعت قدری برابر هزار ساعت قمری بر حسب روز قمری و هزار ساعت بر حسب محاسبه قمری برابر ۳۰۰۰۰ ساعت زمینی (ساعتی که شما از آن استفاده می کنید ) است . این زمان که سپری شد و گذشت زمان رسیدن عذاب حتی یک لحظه جلو و عقب نخواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٢٩﴾قُل لَّكُم مِّيعَادُ يَوْمٍ لَّا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ سَاعَةً وَلَا تَسْتَقْدِمُونَ ﴿٣٠﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    {می ‏گويند: «اگر راست می ‏گوييد، اين وعده (عذاب) کى خواهد بود؟!»(۲۹) بگو: «وعده شما روزى خواهد بود که نه ساعتى از آن تأخير می ‏کنيد و نه (بر آن) پيشى خواهيد گرفت(۳۰)}
    وهر روز به سبب دعای بندگان دارای شأن وسرنوشتي خواهد بود وچنان چه خداوند بخواهد آن وعده را به تاخير خواهد انداخت همان طور كه خداوند می‌فرمايد:
    {قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامًا} صدق الله العظيم [الفرقان:۷۷].
    {بگوپروردگارم براى شما ارجى قائل نيست اگر دعاى شما نباشد؛ شما (آيات خدا و پيامبران را) تکذيب کرديد، و (عذاب) دامان شما را خواهد گرفت}.
    پس اگر تكذيب كرديد در ساعت معلوم دامان شما را خواهد گرفت وهمه امور به خدا باز می‌گردد ومن می‌خواهم شما نجات پیدا کنید نه این که هلاک شوید؛ پس تصديق بيان حق را تا ديدن سنگ‌هاي عذاب دردناك به تاخير نياندازيد

    پایان اقتباس از بیانی به نام Nibiru Planet X" کوکب سقر" از مهدی منتظر ناصر محمد یمانی
    قسم به خداوند بزرگی که استخوان‌های پوسیده را زنده می‌کند ؛ قسم به پروردگار آسمان‌ها و زمین و بین آنها و خداوند عرش بزرگ؛ من ازجانب خداوند مأمور شده‌ام تا شما را از سیاره عذاب بر حذر دارم، خداوند آن را در رویا به من نشان داده است: آتشی است که از طرف قطب‌ها به زمین نزدیک می‌شود، خداوند به من نشان داده است که در شب عبور سیاره عذاب؛ خورشید از مغرب طلوع خواهد کرد و این خبر بزرگی است که شما از آن روبرمی‌گردانید.... راه نجات علمای عزیز مسلمین و پیروانشان چیست؛ مگر امام مهدی شما را از خطر سیاره عذاب نترسانده است؟ آیا ما آیات محکمی از کتاب را که درباره سیاره عذاب است به تفصیل برایتان شرح نداده‌ایم؟ تصور می‌کنید منظور خداوند از فرمایش زیر چیست؟
    {وَيَقُولُونَ مَتَىٰ هَـٰذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٣٨﴾لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٣٩﴾بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ﴿٤٠﴾} [الأنبياء].
    { آنها می‌گویند: «اگر راست میگویید، این وعده (عذاب) کی فرا می‌رسد؟!» (۳۸) ولی اگر کافران می‌دانستند زمانی که (فرا می‌رسد) نمی‌توانند شعله‌های آتش را از صورت و از پشتهای خود دور کنند، و هیچ کس آنان را یاری نمی‌کند (۳۹)به طور ناگهانی به سراغشان می‌آید و مبهوتشان می‌کند؛ آن چنان که توانایی دفع آن را ندارند، و به آنها مهلت داده نمی‌شود! (۴۰)}
    و فرمایش خداوند تعالی که:
    {كَلَّا وَالْقَمَرِ ﴿٣٢﴾وَاللَّيْلِ إِذْ أَدْبَرَ ﴿٣٣﴾وَالصُّبْحِ إِذَا أَسْفَرَ ﴿٣٤﴾إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ ﴿٣٥﴾نَذِيرًا لِّلْبَشَرِ ﴿٣٦﴾لِمَن شَاءَ مِنكُمْ أَن يَتَقَدَّمَ أَوْ يَتَأَخَّرَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [المدثر].
    {این چنین نیست که آنها تصوّر می‌کنند سوگند به ماه، (۳۲) و به شب، هنگامی که (دامن برچیند و) پشت کند، (۳۳) و به صبح هنگامی که چهره بگشاید، (۳۴) که آن از نشانه‌های بزرگ ساعت است! (۳۵) هشدار و انذاری است برای همه انسان‌ها، (۳۶) برای کسانی از شما که می‌خواهند پیش افتند یا عقب بمانند [= بسوی هدایت و نیکی پیش روند یا نروند]! (۳۷)}
    راه نجات شما عزیزانم چیست؟ به خداوند به او متوسل شده و از او درخواست می‌کنم به حق رحمتی که برخود فرض نموده؛ که عذابتان نکند و دعا می‌کنم که :"خداوندا ازبرادران من ، علمای مسلمین و پیروانشان درگذر که آنها نمی‌دانند من واقعاً امام مهدی هستم که از جانب خداوند آمده‌ام، به راستی که تو غفور و رحیمی."
    اما در پاسخ به کسی که بر سر تعداد اصحاب کهف با من جدال می‌کند، می‌گویم : تو درباره چیزی با من جدال می‌کنی که می‌توانید در عالم واقعیت آن را در منطقه ذمار و در قریه أقمر پیدا کنید؛ و مسئولیت –رسیدن و نشان دادن – آن را در پیشگاه خداوند به حکومت یمن واگذار می‌کنیم . وظیفه من تنها این است که نشانی آن ها را به مردم بدهم تا پیدایشان کنند و مشخص شود تعداد و مدت اقامت آن ها توسط چه گروهی درست بیان شده است ... اما اکثر شما نادانی می‌کنید...

    ای عزیزان به راستی به شما قول می‌دهم که درباره تمام مسائل با شما گفتگو خواهم کرد و به اذن خداوندی که بیان حق قرآن را به انسان –امام- آموخته است ،آن چه را که نمی‌دانستید برایتان روشن می‌سازم .اما وقت ما واقعاً محدود است و علت آمدن من به این پایگاه این است که با استناد به آیات محکم کتاب خداوند ،حول مسائل اساسی دینی با علمای امت گفتگو نمایم، مسائلی که باید برای مؤمنان شرح داده شود تا از آن ها آگاه شوند. اما شما به سراغ مسائل دیگر رفته و ما را از موارد انتخاب شده که از مبانی دین هستند خارج می‌کنید. نمی‌بینید باعث شدید از موضوع نفی حد سنگسار خارج شویم؟ آیا این قضیه به نظرتان اهمیتی ندارد با این که امر بسیار مهم و خطیری است که باید با استناد به آیات محکم قرآن عظیم روشن گردد؟
    سایر مواردی را که انتخاب می‌کنیم نیز مانند این قضیه از اهمیت بسیار زیادی دارند، اما می بینم برخی افراد که به نظرمی‌آید یک فرد مشخص است می‌خواهد مردم را از پیروی از آیات کتاب بازدارد و از آن جایی که نمی‌تواند دربرابر ما حجتی بیاورد، تلاش می‌کند امام ناصر محمد یمانی را از آن موضوع دور کند. از کسانی که درپی دریافتن حقیقت هستند سؤال می‌کنم؛ شما را به خداوند بزرگ آیا چنین شخصی بدنبال حق است؟ خیر به پروردگار عالمیان که این طور نیست بلکه این فرد در تلاش است تا با هر وسیله و حیله‌ای که می‌تواند راه حق را –چنان که شاهد آن هستید- منحرف سازد... پس بردباری و صبوری پیشه می‌کنیم تا روشن شود این شخص از یهودیان است یا شیطان بر او مسلط شده و با وجود این که تصور می‌کند در مسیر هدایت است؛ اما مردم را ازراه حق دور می‌کند؟
    آن چه که به خلاصه در این جا می‌خواهم بگویم این است که، آیا به شما نگفتم ( فتوا ندادم) که برای لغت "محصنه" در قرآن معنی یا شرحی جز " زن پاکدامن" که از شرافت خود محافظت می‌کند یا زن محصنه با ازدواج( شوهر دار) پیدا نمی‌کنید؟ می‌بینید نمی‌توانید چیزی پیدا کنید! مرا به خنده انداخت آن صاحب قلعه‌های خیبر ( کسی که می‌خواست از فرمایش خداوند در مورد یهودیان متحصن در قلعه‌های خیبر معنی سومی برای کلمه محصنه بیابد ))!! آن آیه ربطی به کلمه "محصنه" در گفتگو درباره نفی حد زنا ندارد. ای مردم آیا می‌دانید اگر از آوردن معنای دیگری برای محصنه جز محصنه شوهر دار و محصنه پاک دامن عاجز باشید، به این معنی است که مقصود خداوند تعالی در این فرمایش :
    {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:۲۵]
    { پس چون ازدواج کردند، اگر مرتکب زنا شدند،پس مجازاتشان؛ نصف مجازات زنان آزاد است}
    این است که حد برای کنیزمتاهل نصف حد برای زن آزاد متاهل است و اگر بگویید منظور خداوند تعالی اشاره به "محصنات المؤمنات" (زنان پاکدامن)است که در اول آیات زیر آمده است :
    {وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلا مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}صدق الله العظيم [النساء:۲۵]
    {و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن از ملک یمین( زنانی که از کافران گریخته و به مسلمانان پناه آورده‌اند) که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ و همگی اعضای یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانی بگیرند. و در صورتی که ازدواج کرده و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.}
    و سپس بگویید: ناصر محمد یمانی به فرموده خداوند تعالی بنگر که:{وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} صدق الله العظيم.
    پاسخ امام مهدی ناصر محمد یمانی این است که : منظور خداوند از {الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ} زنان مؤمنی است که دامان خود را پاک نگه می‌دارند، نه این که اگر کسی از شما به زنی که آشکارا زنا کار است علاقه مند شد ، عزم ازدواج با او را بکند ، بلکه خداوند به شما توصیه می‌کند با زنان مؤمن پاک دامن و با شرافت (محصنات لفروجهن) ازدواج کنید. ای مردم چطور ممکن است در کتاب خداوند برای زن مؤمنی که دامان خود را پاک نگه می‌دارد حد زنا معین شده باشد تا شما بر اساس آن حد زنا برای کنیز زناکار متأهل را تعیین کرده و بگویید مجازات کنیز نصف مجازات زن پاکدامن است ؟! عقلتان کجا رفته ؟ مقصود خداوند تعالی در جایی که می‌فرماید:
    {فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}
    صدق الله العظيم ؛
    آن چه که شما تصور می‌کنید نیست. بلکه در این آیه حد زنا برای کنیز و زن آزادی که متأهل باشند بیان شده است. یعنی مجازات برای کنیز زناکار متأهل نصف زن زناکار متأهل است، با ظن و گمان درباره کلام خداوند سخن نگویید و منظور خداوند را تحریف نکنید، که ظن و گمان جای حق را نمی‌گیرد. سبحان الله العظیم ! آیا فکر می‌کنید با گمان درباره لغت محصنه صحبت کردن موضوع آسانی است ؟ آیا می‌دانید با وقتی با گمان خود معنای سومی برای کلمه محسنه قائل می‌شوید کسی را می‌کشید که خداوند اجازه کشتن او را نداده است؟ از خدا نمی‌ترسید؟ آ
    یا نمی‌دانید اگر کسی به ناحق کشته شود مانند این است که تمام مردم به قتل رسیده باشند؟ این کار درکتاب خداوند گناه به شمار آمده است، شما را چه شده که این گونه حکم می‌کنید؟ آیا فکرتان را بکار نمی‌اندازید؟!
    سبحان الله العظیم! شما تصور می‌کنید از شرافت دین خداوند دفاع کرده و مانع گمراهی مسلمانان می‌شوید، اما امام مهدی به شما می‌گوید: سبحان الله العظیم! مدافع واقعی حدود دین کیست؟ کسی که با کلام خداوند و با استناد به آیات محکم کتاب با مردم سخن گفته و به جدیت تلاش می‌کند-تا هدایت شوند-؟ یا کسی که با مجادلات باطل و غلط باعث لغزش از دین و انحراف آن می‌گردد؟ لذا ای مردم بدانید یکی از این ها از سخنان خداوند دفاع می‌کند و دیگری با دفاع از سخنان شیطان قصد تحریف کلام خداوند را دارد و این را تمام خردمندانی که به دنبال حقیقت باشند درک می‌نمایند و می‌فهمند چه کسی به حق سخن گفته و راه راست –صراط مستقیم – را نشان می‌دهد.
    گفتگو هم چنان حول دو محور است و در اینجا مسئله سوم را به آن دو اضافه می‌کنیم و آن رد شفاعت بنده در پیشگاه خداوند –رب المعبود- است. گفتگو بر سر سه موضوعی است که اهمیت زیادی دارند: تاکید بر این که بعد از مرگ؛ گناهکار مورد عذاب قرار می‌گیرد اما عذاب داخل قبر را نفی کرده و عذاب بعد از مرگ را که منحصراً در آتش است به تفصیل ازکتاب خداوند قرآن عظیم برایتان بیان کردیم؛ به همین ترتیب حکم سنگسار را نیز نفی کرده و حد زنا را از آیات محکم کتاب خداوند قرآن شرح دادیم و درباره نفی شفاعت بندگان و مختص بودن آن به خداوند نیز از کتاب خداوند برایتان سند آورده و چگونگی تحقق شفاعت را برایتان شرح دادیم. امام مهدی از شما درخواست می‌کند از این سه موضوع خارج نشوید تا برای شما حجت حق و قاطع بیاورد .سپس به سراغ موضوع دینی مهم دیگری خواهیم رفت و همین طور یک به یک پیش رفته و گفتگو درمورد دین خداوند را کامل می‌کنیم.
    ای مردم من هرگز به دلیل این که چیزی در کتاب خداوند نیامده است آن را رد نمی‌کنم، بلکه مطالبی که بر خلاف آیات محکم نازل شده درکتاب خداست را نفی می‌کنم. از نادانان نباشید و تصور نکنید که امام ناصر محمد یمانی با سنت حق نبوی مخالفت می‌کند، هرگز چنین نیست؛ من تنها سنت شیطان رجیم را رد می‌کنم که از جانب خداوند و رسول او نیامده است و هنوز برهان‌های بیشتری برای موارد تعیین شده در گفتگوها در اختیار دارم و منتظر حضور علمای مسلمین هستم. وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخو المُسلمين خليفة الله الذليل على المؤمنين عبد النعيم الأعظم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.



  4. مصدر المشاركة
    - 24 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - صفر - 1432 هـ
    19 - 01 - 2011 مـ
    ۲۹-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    12:45 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ

    بيان حقّ آيه كريمه {النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً}..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وصلى الله وسلم على حبيب قلبي جدّي محمد رسول الله خاتم الأنبياء والمُرسلين إلى الناس كافة وعلى آله الأطهار، وجميع الأنصار للحقّ إلى يوم الدين..
    سلامُ خدا بر شما علمای عزیز مسلمین و امتشان، سلام برما و بندگان صالح خداوند و سلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    شیخ فاضل جناب ابوفراس الزهرانی؛ آیا از اینکه خداوند تو را در امت امام مهدی قرار داده تا با قرآن مجید به راه خداوند عزیز و حمید هدایت شوی؛ شاکر نیستی؟ برادر گرامی آفرین بر تو (بارک الله فیک)؛ می‌بینم که با این فرموده خداوند تعالی با امام ناصر محمد یمانی محاجه می‌کنی :
    {النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦} صدق الله العظيم [غافر].
    { آتش صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى كه قيامت برپا شود ندا دهند كه خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذاب‌ها درآوريد.}
    سپس شیخ فاضل الزهرانی می‌گوید که این برهان مبین و دلیل واضح و خالصی است که مانند خورشید در آسمان ظهر می‌درخشد و نشان می‌دهد عذاب برزخی بعد از مرگ در حفره قبر است چون ذکر صبح و شب به میان آمده است که :
    {النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً} صدق الله العظيم.
    { آتش صبح و شام بر آن عرضه شوند}
    به زعم شیخ فاضل ابوفراس زهرانی این دلیلی آشکار و هویدا بر ضد عقیده امام ناصر محمد یمانی است که عذاب در آتش را در خود آتش جهنم می‌داند و این عذاب در حفره قبر و در همین زمین است و دلیل آن هم فرموده خداوند تعالی است:
    {النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا ۖ وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿٤٦} صدق الله العظيم [غافر].
    { آتش. صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى كه قيامت برپا شود ندا دهند كه خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذابها درآوريد.}
    بیان شیخ فاضل شیخ زهرانی در زیر با رنگ قرمز نقل می‌کنیم:
    ( می‌گوید چرا در باره این آیه اظهار نظر نمی کنی)(النار يعرضون عليها غدوا وعشيا ويوم تقوم الساعة أدخلوا آل فرعون أشد العذاب) ناصر می‌دانی چرا جوابت را به تأخیر انداختم؟ چون این تو هستی که باید عقیده‌ات را بروز دهی . من به تو گفتم که عقیده ما روشن و واضح است و به برهان نیاز ندارد و تو برای خواندن آن کاملا آزادی؛همکار یمانی آنچه به رنگ قرمز مشخص شده است؛ اوج دانش یا جهل است... آیا در بهشت و آتش "هر صبح و شام" وجود دارد .. و همین کافی است...
    پایان برهان الزهرانی
    جناب شیخ از زهران بخاطر این برهان که از آیات محکم قرآن آورده؛ به شدت شاد و مسرور است. امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: شیخ فاضل جناب ابوفراس زهرانی! اگر ناصر محمد یمانی بیان حق این آیه را برایت بیاورد و برایتان روشن و تأکید کند که عقیده امام ناصر محمد یمانی درباره عذاب بعد از مرگ درست و حق است و این عذاب بی شک و تردید درخود آتش است؛ آیا در خود می‌بینی که اعتراف کنی که در این موضوع واقعاً حق با امام ناصر محمد یمانی است و تو با وجود اینکه قرآن را از حفظ می‌دانی به بیان حق آن احاطه نداری؟
    برادر گرامی؛ امام مهدی حق پروردگارت به تو نصیحت می‌کند که بیان قرآن این نیست که یک آیه از قرآن آورده و سپس بیان آن را از خودت و با ظن بیاوری چون ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ مثل بیانی که برای این فرموده خداوند تعالی آورده‌ای:
    {النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أشدّ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم،
    {
    آتش. صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى كه قيامت برپا شود ندا دهند كه خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذاب‌ها درآوريد.}
    و سپس از پیش خود آن را بیان کرده و می‌گویی" این برهان روشن برای این است که عذاب برزخی در همان حفره جسد و در قبر و در همین زمین است چون از {غُدُوّاً وَعَشِيّاً} یاد شده است "! و این آیه را دلیل واضح برای عذاب در قبر دانسته‌ای. اما این بیان از پیش خودت و با گمان و ظن است در حالی که ظن و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ این فرق بزرگی است که بین بیان شما و بیان ناصر محمد یمانی از قرآن عظیم وجود دارد. شما آیه‌ای را آورده و به این اکتفا می‌کنید که از روی هوا و میل و بر اساس نظر و رأی خود آن را تفسیر کنید. ولی امام مهدی ناصر محمد یمانی آیه‌ای آورده و با آن برایتان حجت می‌آورد ولی به این اکتفا نکرده و بیان آن را از آیات محکم کتاب خداوند آورده و آن را به صورت مفصل تفسیر و تفصیل می‌کند تا نتوانی به بیان امام مهدی کوچک‌ترین ایرادی بگیرید. کسانی که حق را می‌خواهند برایشان روشن می‌شود حق با امام ناصر محمد یمانی است ولی کسانی که اگر راه درست و هدایت کننده را ببینند، آن را برنمی‌گزینند؛ از بیان ناصر محمد یمانی درباره آن آیه روگردانده و درباره موضوعی غیر از آن موضوع سخنانی بی معنی به زبان می‌آورند چون امام ناصر محمد یمانی برایشان حجت اقامه کرده و نمی‌توانند به بیان او درباره آن موضوع خرده بگیرند مگر اینکه نسبت به قرآن کافر شوند. حتی اگر تمام علمای جن و انس جمع شده و به یک‌دیگر کمک کنند هم نمی‌توانند به بیان امام ناصر محمد یمانی خرده بگیرند و می‌دانید چرا؟ چون بیان امام ناصر محمد یمانی تنها تفسیری از روی ظن و گمان نیست که احتمال درست و یا غلط بودن داشته باشد؛ بلکه بیان امام ناصر محمد قرآن است و از همین قرآن برای شما آورده شده است.
    حال بیان این فرموده خداوند تعالی را برای‌تان می‌آورم که می‌فرماید:
    {وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَاب(۴۵)لنَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أشدّ الْعَذَابِ(۴۶)} صدق الله العظيم،[غافر]
    {و آن عذاب ناگوار خاندان فرعون را در ميان گرفت. (۴۵) آتش صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى كه قيامت برپا شود ندا دهند كه خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذابها درآوريد. (۴۶)}
    از این کلام وآیه محکم خداوند تعالی: {يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً} صدق الله العظيم، استنباط می‌کنیم که این برهان آشکاری است برای اینکه خداوند کافران روگردان از حق پروردگار را بعد از هلاک شدن‌شان و بلافاصله بعد از مرگ‌ و در همان روز مرگ وارد آتش می‌کند. آنان هم‌چنان ودر همین روزگار حاضر در آتش عذاب می‌شوند و صبح و شام به آن عرضه می‌شوند تا در آن عذاب گردند. منظور این نیست که در آتش -جهنم- صبح و شامی وجود دارد؛ چون آتش مانند خورشید چراغی همواره روشن و حرارت‌بخش است؛ بلکه مقصود این است که به حساب روزهای زمین که صبح و شام دارد آنها صبح و شام در آتش می‌مانند تا روز رستاخیز برسد؛ برای کسانی که بعد از مرگ وارد بهشت می‌شوند نیز چنین است و آنان نیز در تمام طول ۲۴ساعت و بر اساس تقویم زمینی صبح و شام در آن بهشت ساکن هستند؛ خود بهشت که صبح و شام ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ لَا يَرَوْنَ فِيهَا شَمْساً وَلَا زَمْهَرِيراً ﴿١٣﴾ } صدق الله العظيم، [الإنسان]
    { در آنجا بر تختها تكيه زده‌اند نه هيچ آفتابى مى‌بينند و نه سرمايى.}
    همانا که ذکر کردن " صبح و شام" بر حسب روزها و ایام زمین به این معناست که آنها از روزی که می‌میرند وارد بهشت می‌شوند و تا امروز و همین ساعت در آنجا بوده و صبح وشام روزی می‌خورند؛ یعنی آنها همین الان صبح و شام در آنجا رزق و روزی دارند. تصدق فرموده خداوند تعالی:
    {فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا ﴿٥٩﴾إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَـٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شيئاً ﴿٦٠﴾جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا ﴿٦١﴾لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ﴿٦٢﴾تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    { امّا پس از آنان، فرزندان ناشایسته‌ای روی کار آمدند که نماز را تباه کردند، و از شهوات پیروی نمودند؛ و بزودی (مجازات) گمراهی خود را خواهند دید! (۵۹) مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانی داخل بهشت می‌شوند، و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد. (۶۰) وارد باغ‌هایی جاودانی می‌شوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است؛ هر چند آن را ندیده‌اند؛ مسلماً وعده خدا تحقق یافتنی است! (۶۱) در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند؛ و جز سلام در آن جا سخنی نیست؛ و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرّر است. (۶۲) این همان بهشتی است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث می‌دهیم. (۶۳)}
    و این یعنی اهالی آتش در خود آتش -جهنم- بوده و تا لحظه صدور این بیان صبح و شام در آن عذاب می‌شوند؛ و اهالی بهشت نیز تا همین ساعت ساکن بهشت بوده و صبح و شام روزی خورده و در بهشت نعیم حاضرند و این دلیل و برهان این است که کسانی که اهل بهشتند و مرده‌اند بر حسب ایام زمین؛ همین حالا ساکن بهشتند.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَـٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شيئاً ﴿٦٠﴾جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا﴿٦١﴾لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا﴿٦٢﴾تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا ﴿٦٣﴾} صدق الله العظيم،
    {مگر آنان که توبه کنند، و ایمان بیاورند، و کار شایسته انجام دهند؛ چنین کسانی داخل بهشت می‌شوند، و کمترین ستمی به آنان نخواهد شد. (۶۰) وارد باغ‌هایی جاودانی می‌شوند که خداوند رحمان بندگانش را به آن وعده داده است؛ هر چند آن را ندیده‌اند؛ مسلماً وعده خدا تحقق یافتنی است! (۶۱) در آن جا هرگز گفتار لغو و بیهوده‌ای نمی‌شنوند؛ و جز سلام در آن جا سخنی نیست؛ و هر صبح و شام، روزی آنان در بهشت مقرّر است. (۶۲) این همان بهشتی است که به بندگان پرهیزگار خود، به ارث می‌دهیم. (۶۳)}
    و دلیل اینکه اهالی آتش از زمان مرگ تا به امروز بر اساس ایام زمین در آتش هستند را در این فرموده خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿٤٥﴾النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أشدّ الْعَذَابِ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    {و آن عذاب ناگوار خاندان فرعون را در ميان گرفت. (۴۵) آتش. صبح و شام بر آن عرضه شوند و روزى كه قيامت برپا شود ندا دهند كه خاندان فرعون را به سخت‌ترين عذابها درآوريد. (۴۶)}
    و این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ﴿١٠٦﴾خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿١٠٧﴾ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { امّا آنها که بدبخت شدند، در آتشند؛ و برای آنان در آنجا، «زفیر» و «شهیق است...ناله‌اى زار و خروشى سخت (۱۰۶) جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست؛ مگر آنچه پروردگارت بخواهد! پروردگارت هر چه را بخواهد انجام می‌دهد! (۱۰۷) امّا آنها که خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمین برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششی است قطع نشدنی! (۱۰۸)}
    شیخ فاضل جناب الزهرانی به حق اعتراف کن که ولو در این موضوع حق با امام ناصر محمد یمانی است؛ و به خاطر داشته باش که خودت در بیانت پیش از این حکم دادی که بیان این موضوع کافی است تا روشن گردد حق با چه کسی است و حکمت را در ادامه می‌آوریم:
    و این اوج دانش یا جهل است... آیا "هر صبح و شام" در بهشت است یا آتش... و همین کافی است..
    حکمی که ابوفراس پیش از این داده بود تمام شد؛ او حکم داده بود که بیان همین آیه کافی است و اگر امام ناصر محمد یمانی در بیان این آیه او را خاموش ساخت همین بیان کافی برای جدا کردن اوج دانش از اوج جهل کافی است. معنی اعتراف تو به برتری این بیان ناصر محمد یمانی این نیست که او بی شک و تردید مهدی منتظر باشد؛ خیر به خدای من چنین نیست؛ اگر امام ناصر محمد یمانی به حق مهدی منتظر باشد سزاوار نیست که تمام علمای جن و انس بتوانند در گفتگویی که از قرآن عظیم باشد، ولو در یک نکته به او چیره شوند؛ چون امام ناصر محمد یمانی دلیلی که آنها از قرآن می‌آورند را گرفته و از خود قرآن به تفصیل آن را بیان می‌کند تا هیچ سلاحی در دست‌شان نماید. چون امام ناصر محمد یمانی با قرآن عظیم جهادی بزرگ با علمای امت می‌کند و سلاح او قرآن است و کسی نیست که با سلاح من به جنگ من بیاید و من به حق بر او چیره نشوم تا اگر حق را می‌خواهد تسلیم شود و اگر بخواهد از کتاب خداوند روگرداند، خداوند بین من و او حکم خواهد کرد که او خیرالفاصلین است.

    در فرستادن این بیان تعجیل می‌کنیم تا انصار ثابت قدم شوند و وسوسه و خیالی از جانب شیطان از آنان برطرف شود و بصیرت یابند؛ و به اذن خداوند برای کسانی که بخواهند منتظر بمانند؛ بیانی دیگر به دنبال آن خواهد آمد...
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــ



  5. مصدر المشاركة
    - 25 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - صفر - 1432 هـ
    19 - 01 - 2011 مـ
    ۲۹-دی-۱۳۸۹ه.ش.
    02:22 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    حــــد گناه زشت و قبیح زنا....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار، والتابعين للذِّكر الحقّ من ربهم إلى يوم الدين..

    سلام خداوند بر شما عزیزانم. این پاسخی فوری به عزیز من ضیاءالدین است؛ آفرین بر تو (بارک الله فیک) که نسبت به بیان حق ذکر بصیرت یافته‌ای؛ اما به چیزی که می‌گویم گوش کن: مراقب باش؛ عزیز من در بیان قرآن هیچ چیزی را از خودت نگو؛ چون کلمه " محصنه لفرجها" شامل متأهل و مجرد هر دو می‌شود؛ پاک‌دامنان را منحصر به زنانی که هنوز ازدواج نکرده‌اند نکن؛ بلکه پاک‌دامن یا " محصنه لفرجها" یعنی بانویی که دامن خود را زنا پاک نگاه می‌دارد و کسی که به او تهمت عمل قبیح و زشت زنا را بزند؛ به او بهتان زده و لازم است چهار شاهد برای آن بیاورد و اگر چنین نکند باید هشتاد ضربه تازیانه به او زد تا به ناحق آبروی مردم را نبرد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [النور].
    { کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر و مؤمن را متهم می‌سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست}
    مقصود خداوند از کلمه "غافلات" یا " بی‌خبر" چیست؟ مقصود این است که در برابر آن فرد صحبت نمی‌شود تا بتواند از خود دفاع کرده و بی‌گناهی خود را ثابت کند؛ بلکه درباره آبروی او در مقابل مردم سخن گفته می‌شود و با حرف و حدیث به آبروی او تعرض شده و خبردر بین مردم منتشر و برزبان آنها جاری می‌شود در حالی که آن بانو از این نسبت بری است و اینان هستند که مورد لعنت خداوند قرار می‌گیرند. خداوند درباره آنان می‌فرماید:
    {إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}.
    { کسانی که زنان پاکدامن و بی‌خبر و مؤمن را متهم می‌سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند و عذاب بزرگی برای آنهاست}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٤} صدق الله العظيم [النور].
    {و کسانی که زنان پاکدامن را متهمّ می‌کنند، سپس چهار شاهد نمی‌آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید؛ و آنها همان فاسقانند!}
    و مقصود از کلمه محصنه را از خلال موضوعی که در آن آمده است؛ استنباط خواهید کرد و درمی‌یابید آیا مقصود بانویی پاک‌دامن است یا بانویی متأهل؟ از آنجا که گفتگوی ما بر سر بیان حد زنا برای بانوان متأهل کنیز و آزاد است که در این فرموده خداوند تعالی آمده است:
    {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم [النساء:۲۵].
    { و اگر مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.}
    و این حد کنیز متأهلی است که مرتکب عمل قبیح و زشت زنا شده است؛ تنبیه او نصف مجازاتی است که برای بانوان متأهل غیر کنیز مقرر شده؛ یعنی بانوی زنا کاری که به واسطه ازدواج محصنه به حساب می‌آید و در اینجا برای‌تان بیان شده که حد معین شده برای او، صد ضربه تازیانه است که شامل حال بانوان متأهل هم هست و به کنیز متأهل نسبت به بانوی آزاد متأهل تخفیف داده شده و حد او پنجاه ضربه است. سزاوار نیست که مقصود خداوند تعالی این باشد که حد کنیز زناکار متأهل نصف بانوانی باشد که دامان خود را پاک نگاه می‌دارند و عقل و منطق این را نمی‌پذیرد؛ چون خداوند تعالی حد زنا برای بانوان متأهل کنیز و آزاد را بیان می‌فرماید. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم
    { و چنانچه مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم
    { و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت.}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا سزاوار است برای بانوانی که دامان خود را پاک نگه می‌دارند(محصنات لفروجهن) درکتاب خداوند حدی مقرر شود تا خداوند تعالی بفرماید: : {فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ} صدق الله العظيم
    {و مرتکب عمل منافی عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت}
    لذا بی شک و تردید مقصود خداوند زنا کار آزاد متأهل ( زانیة الحرة المحصنة) است و حد زناکار کنیز متأهل چنین حدی مقرر شده است:
    {نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ}،
    {نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت}
    وهمانا این تفصیل پروردگار عالمیان برای حد زنا که صد ضربه تازیانه است ؛ می‌باشد. برای کسانی که به گناه زنا نزدیک شوند؛ چه متأهل باشند چه مجرد و چه مرد و چه زن؛ حد زنا صد ضربه تازیانه است ؛ حد آنها یکسان است مگر برای کنیز و عبد که حد ایشان نصف عذاب زناکار آزاد است.
    برادران من اگر از عقل و منطق خود استفاده کنید؛ حق پروردگار را دیده و نسبت به آن بصیرت پیدا می‌کنید چون منطقی و عقلانی نیست که بانوی زناکار را سنگسار کنید تا بمیرد؛ در حالی که برای کنیز زناکاری مانند او حد را پنجاه ضربه تازیانه بدانید؛ لذا حد بانوی شوهردار زناکار بی شک و تردید صد ضربه تازیانه است؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟ هرکس نفسی را جز در برابر نفسی دیگر به قتل برساند؛ مانند این است که تمام مردم را کشته باشد؛ ای علمای امت چگونه درباره حد خداوند سرخود و از روی ظن و گمان حرف می‌زنید؟ از خدا پروا کرده و از من پیروی نمایید تا شما را به راه درست هدایت کنم. ما همچنان در این باره حرف داریم و به اذن خداوند امشب بیان دیگری صادر خواهد شد و این بیان را با عجله و به صورت فوری نوشتیم.
    انصار عزیزم؛ به آنچه که در بیان امام مهدی می‌آید پای‌بند بمانید تا به مردم برعلیه امام ناصر محمد یمانی بهانه و حجت ندهید؛ خداوند شما را دوست بدارد و شما را به قرب خود برساند. از شما راضی باشد و شما را راضی نماید.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  6. مصدر المشاركة
    - 26 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 -صفر- 1432
    هـ
    19 - 01 - 2011
    مـ
    ۲۹-دی-۱۳۸۹ه.ش.

    05:05
    صباحاً
    ــــــــــــــــــــ

    انصار به شما وصیت می‌کنم اگر از بندگان مخلص خداوند رحمان هستید؛ در گفتگوها به آداب و اخلاق عالیه پایبند باشید.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين النبيّ الأمي الأمين جدّي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله الأطهار وسلم تسليماً. والصلاة و السلام بر جناب شیخ کریم ابوفراس الزهرانی و تمام علمای امت والصلاة والسلام بر تمام مسلمانان و برای شما صلوات می‌فرستیم باشد که خداوند شما را از تاریکی خارج و به نور ببرد که خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا ﴿٤٣} صدق الله العظيم [الأحزاب]،
    {اوست كه خود و فرشتگانش بر شما درود مى‌فرستند تا شما را از تاريكى به روشنى برد، زيرا خداوند با مؤمنان مهربان است}

    و خداوند و فرشتگان او به نبی نیز درود و صلوات می‌فرستند و خداوند تعالی می‌فرماید
    :
    {إِنَّ اللَّـهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ۚ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا ﴿٥٦} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    {خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید،بر او درود فرستید و سلام گویید و کاملاً تسلیم (فرمان او) باشید.}
    عزیزمن جناب شیخ الزهرانی؛ از بهترین مردمان باش؛ از کسانی باش که وقتی حق آمده در قرآن عظیم برایشان روشن شد، غرور و تعصب آنان را به گناه نمی‌کشاند و شایسته است از حق پیروی گردد. برتوست که به درگاه خداوند انابت نموده ودر پیشگاه او تضرع کرده و بگویی:
    " خدایا، اگر امام ناصر محمد یمانی حقاً
    مهدی منتظر و خلیفه خداوند در زمین است؛ از تکذیب کردن خلیفه خداوند مهدی منتظر، به تو پناه می‌آورم. خداوندا؛ پاک و منزهی و ما چیزی جز آنچه که تو به ما آموخته‌ای نمی‌دانیم همانا که تو علیم و حکیمی؛ پروردگارا برانگیخته شدن مهدی منتظر را عامل حسرت برای ابوفراس قرار مده. خداوندا اگر امام ناصرمحمد یمانی؛ حقاً مهدی منتظر است؛ عبد تو بر ذمه توست؛ پس به رحمت خود مرا از انصار پیشگام برگزیده در دوران گفتگو قبل از ظهور قرار ده؛ ظهوری که در آیات محکم ذکرآمده است که با بزرگ‌ترین فتح روی خواهد داد؛ شب ظهورمهدی منتظر خلیفه خداوند برای تمام بشر در حالی که تمام روگردانان ازذکر خوار و زبون شده‌اند".
    ابوفراس؛ به خداوند قسم تو هم از اهداف امام هستی و ما در مورد تو کوتاهی نمی کنیم اگراز کسانی باشی که با روشن شدن حق، از آن پیروی می‌کنند؛ امیدواریم خداوند به خاطر اعمالت و آزاری که به ما می‌رسانی، تو را مورد مؤاخذه قرار ندهد و عزیز من تو را مورد مغفرت خویش قرار دهد که پروردگارم غفور و رحیم است؛ پس از شاکران باش.
    برادرگرامی؛ به خداوند بزرگی که به استخوان‌های پوسیده و پراکنده حیات می‌بخشد و پروردگار آسمان‌ها وزمین و مابین آنها و پروردگارعرش عظیم است سوگند که سیاره عذاب به همان ترتیبی که برایتان به تفصیل بیان نمودیم؛ حقیقتی است که درکتاب آمده است و من امام مهدی ناصر محمد یمانی هستم و این خداوند؛ پروردگار من و شماست که درباره شأن من فتوا داده و من نسبت دروغ به خداوند نداده‌ام؛ سبحان الله العظیم...آیا عقل و منطق می‌پذیرد که امام ناصر محمد یمانی شما را منع کند که از روی گمان چیزی درباره خداوند نگویید-چون گمان کسی را از حق بی‌نیازنمی‌کند- خود بدون اینکه مطمین باشد بگوید من مهدی منتظر خلیفه خداوند در زمین هستم؛ من درمورد شخصیت مهدی منتظر و اینکه بی شک و تردید مهدی منتظر هستم دروغ نگفته‌ام.
    برادرگرامی تصور نکن که اگر خداوند تو را عذاب کند؛ ناصر محمد یمانی خوشحال می‌شود؛ به خداوند قسم که چنین نیست؛ به راستی که من به خاطر تو بسیارمحزون هستم و امیدوارم خداوند تو را به خاطر کاری که با ما می‌کنی؛ عذاب نکند که پروردگارم غفور و رحیم است. می‌خواهم نصیحتی به تو بکنم ؛ با خداوند خلوت کرده و از صمیم قلب و با صداقت به او نجوا کن و از او بخواه که اگر ناصر محمد یمانی واقعاً خلیفه حق خداوند امام مهدی است؛ برانگیخته شدن او برای ابوفراس مایه حسرت نباشد مانند برخی از قریش که خداوند برانگیخته شدن محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را مایه حسرت آنان قرار داد. عزیز من شاکر باش که خداوند مقدر نموده در دوران برانگیخته شدن مهدی منتظرزندگی کنی تا او تو را با قرآن مجید به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نماید.
    عزیزان من؛ به من کمک کنید تا شما را نجات دهم؛ عزیزان من، به من کمک کنید تا امت
    شما را نجات دهم؛ کمکم کنید تا صفوف‌تان را متحد ساخته و پراکندگی‌تان رامرتفع سازم تا شوکت‌تان تقویت گردد و تفرق در دین اسلام را از بین ببرم . من مردم را به سوی اسلام دعوت می‌کنم نه به سوی شیعه و سنی و سایر فرق اسلامی. سخن خداوند تعالی را به خاطر داشته باشید که می‌فرماید:
    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴿٣٣﴾وَلَاتَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ﴿٣٤﴾وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَايُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [فصلت].
    { چه کسی خوش گفتارتر است از آن کس که دعوت به سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید
    : «من از مسلمانانم»؟! (۳۳) هرگزنیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّاجز کسانی که دارای صبر و استقامتند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره عظیمی دارند به آن نایل نمی‌گردند! (۳۵)}
    انصارپیشگام برگزیده‌ای که مردم را به سوی خداوند دعوت می‌کنید! دربرابر آزار مردم صبور باشید و به امام ناصر محمد یمانی اقتدا کرده و بدی را با نیکی پاسخ دهید؛ ما اخلاقیات زشت را به شما یاد نداده‌ایم؛ ناسزا گویی و سب و شتم را به شما آموزش نمی‌دهیم؛ بلکه به شما وصیت می‌کنیم تا برای تحقق هدایت مردم، صبر پیشه کنید. حق در میان مسلمانان غریب شده است؛ همان‌گونه که در ابتدای امر در میان کافران غریب بود. مسلمانان به عقایدی عادت کرده‌اند که مخالف آیات محکم کتاب است و نمی‌دانند با آیات محکمی که از نزد پروردگارشان نازل شده مخالفت می‌کنند؛ پس چگونه در برابر آنان صبر پیشه نکرده و برادران مسلمان‌تان را نمی‌بخشید؟ امام مهدی به خاطرخودش خشمگین نمی‌شود؛ بلکه زمانی که می‌بینید من غضب می‌کنم؛ علت آن سب و شتم خودم نیست که من در این موارد صبر جمیل در پیش می‌گیرم؛ عصبانیت و غضب من زمانی است که می‌بینم به حدود خداوند تعدی می‌کنند؛در اینجاست که هیچ صبری در برابر مسلمانان نمی‌کنم چون آنان به کتاب خداوند قرآن عظیم ایمان دارند و من با همین کتاب برای آنان حجت می‌آورم و حق را همان‌گونه که محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بیان می‌فرمود؛ برای ایشان روشن می‌نمایم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}صدق الله العظيم [النحل:۴۴].
    {و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!}
    من انسانی هستم که خداوند بیان حق را به اومی‌آموزد [اشاره به آیات کریمه سوره الرحمن: الرَّ‌حْمَـٰنُ﴿١﴾ عَلَّمَ الْقُرْ‌آنَ ﴿٢﴾ خَلَقَ الْإِنسَانَ ﴿٣﴾ عَلَّمَهُ الْبَيَانَ﴿٤﴾ ] ‌و سزاوار نیست چیزی جز حق به خداوند نسبت دهم؛ سزاوارنیست که از روی گمان و ظن به خداوند نسبت دهم که گمان کسی را از حق بی‌نیازنمی‌کند. موردی نخواهید یافت که من بیان محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را انکار ‌کنم؛ چون آنچه که حق باشد با آیات محکم کتاب خداوند در تعارض نبوده و عقل و منطق نیز آن را می‌پذیرد؛ ولی ما آنچه را که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم باشد؛ انکارمی‌کنیم. برای مثال مهدی منتظر عذاب در قبر را از آن رو که در آیات محکم ذکر به آن اشاره نشده، رد نمی‌کند؛ بلکه از آن جهت آن را رد می‌کند که مخالف آیاتی است که در محکمات کتاب درباره عذاب بعد از مرگ آمده است؛ چون پروردگار فتوا می‌دهد که عذاب برزخی در خود آتش جهنم است نه در قبر؛ انکار حد سنگسار برای زناکار متأهل نیز به سبب عدم وجود این حکم در آیات محکم ذکر نیست؛ بلکه مهدی منتظر آن را رد می‌کند چون سنگسار مخالف حد معین شده برای زنا در آیات محکم کتاب خداوند است.
    می‌بینم
    برخی از محققان می‌گویند:" ناصر محمد یمانی؛ چگونه برای مجرد و متأهل حد یکسان مقرر می‌کنی؛ این ظلم نیست؟." امام مهدی در پاسخ ایشان می‌گوید: آنچه که شما می‌کنید ظلم است؛ چگونه حد زنا برای کنیز متأهل را تنها پنجاه ضربه تازیانه می‌دانید؛ در حالی که او شوهر دارد ولی برای زنی که مانند او شوهردار ولی غیر کنیز است؛ حد سنگسار تا مرگ را معین می‌کنید؛ آیا فکرنمی‌کنید؟ یکی از شما می‌گوید: " ای مرد؛ تو هرچه که می‌خواهی می‌کنی و هرچه که دلت می‌خواهد می‌گویی؛ چگونه حد مجرد و متأهل یکی است؟ ناصر محمد عقل و منطق می‌گوید زن آزادی که مجرد است و شوهر ندارد ممکن است زنا کند؛ اما زن آزاد متأهل که بهانه‌ای برای زنا ندارد؛ چطور حد زنا را برای آنها یکی می‌دانی؟" امام مهدی ناصرمحمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: عزیز من مگر نمی‌دانی در آیات محکم کتاب حد زنا برای کنیز متأهل علی‌رغم اینکه شوهر دارد؛ پنجاه ضربه تازیانه مقررگردیده است؟ در حالی که می‌بینید حد زناکار مجردی که شوهر ندارد صد ضربه معین شده است؛ آیا نمی‌بینی نظریه تو غلط است؟ عدم ازدواج و مجرد بودن حجت و بهانه برای تعدی به آبروی مردم نیست! ازجاهلان نباش و از پیش خود به خداوند نسبت نده! خداوند می‌داند و شما نمی‌دانید؛ خداوند حد زنا را صد ضربه تازیانه مقرر فرموده؛ پس چرا شما زنا را به دو دسته‌ی زنای متأهلین و زنای مجردان تقسیم می‌کنید؟ زنا یعنی با زنی که حلال نیست، زنا کردن؛ فرقی ندارد مجرد باشد یا متأهل. این تعریف زنا در آیات محکم کتاب خداوند بوده و بر تمام مؤمنان حرام شده است. هرکس ازاین خط عبور کند؛ فرقی ندارد مجرد باشد یا متأهل؛ صد ضربه تازیانه برایش مقرر گردیده است. خداوند حد زنا را از حدودی قرار داده که به شدت واضح است و چنان آن را به فصاحت بیان نموده که برای عالم و جاهل قابل فهم ودرک باشد؛ آیات بینه‌ای که همگان آن را می‌فهمند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {
    سُورَةٌأَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿١﴾الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌفِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [النور]
    {
    سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هریک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دوشما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! وباید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)}
    یا شما معنای کلام خداوند تعالی را نمی‌دانید که می‌فرماید:
    {وَأَنزَلْنَافِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿١﴾الزَّانِيَةُوَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَاتَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّـهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌمِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢﴾}
    {سوره‌ای است که آن را فرو فرستادیم، و (عمل به آن را) واجب نمودیم، و در آن آیات روشنی نازل کردیم، شاید شما متذکّر شوید! (۱) هریک از زن و مرد زناکار را صد تازیانه بزنید؛ و نباید رأفت نسبت به آن دوشما را از اجرای حکم الهی مانع شود، اگر به خدا و روز جزا ایمان دارید! وباید گروهی از مؤمنان مجازاتشان را مشاهده کنند! (۲)}
    مقصود خداوند این است که این آیات بینه هستند؛ یعنی برای عالم و جاهل روشن و واضح می‌باشند.
    ای علمای امت؛ ما هم‌چنان موارد زیادی داریم که می‌خواهیم درباره آنها گفتگوکنیم؛ اما می‌بینم یکی از برادران من از علمای امت می‌گوید:" دیگر چیزی از سنت مانده که تو آن را درهم نکوبیده باشی؟" امام ناصر محمد یمانی در پاسخ ایشان می‌گوید: همانا که ما افتراهایی که شیاطین بشر وارد سنت نبوی کرده‌اند را درهم کوبیده و نابود می‌کنیم؛ موردی پیدا نمی‌کنید که ما جز آنچه که مخالف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم باشد را انکار کرده باشیم. اما هرآنچه از سنت نبوی که حق باشد؛ خواهید دید که با بیان امام ناصر محمد یمانی موافقت دارد؛ به خداوند قسم که من بسیاری از روایات و احادیث را نمی‌دانم؛ چون من تنها کمی از آنچه را که شما در کتب خود نگاشته‌اید خوانده‌ام و آنچه را که بر حسب تصادف با آن روبرو شده‌ام را به قرآن عرضه کردم؛ آنچه که مخفی مانده بسیار بیشتر است؛ چون هزاران حدیث وجود دارد که برخی از آنها حق است ولی اکثرشان باطل‌ و دروغند و آنها را مخالف آیات محکمی می‌یابید که در قرآن عظیم از سوی پروردگارتان نازل شده است.
    ای مردم؛ من به دلیل فتوای پروردگارم که فرمود:

    [وما جادلك عالم من القرآن غلبته]
    [عالمی نیست که از قرآن با تو مجادله کند و بروی چیره نشوی] ؛
    از جدال درباره‌ی سنت نبوی دوری می‌کنم؛ چون بر من واجب شده است که از قرآن عظیم برای شما حجت بیاورم؛ منطقی هم نیست که از علمای مسلمین و یهودی ومسیحی دعوت کنم تا بر اساس کتاب البخاری و مسلم که نزد اهل سنت است و یا کتاب بحارالأنوار شیعیان حکمیت کنند! بلکه من از علمای مسلمین و مسیحی ویهودی دعوت می‌کنم تا حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرند ومن با برهان قاطع علمی از قرآن عظیم بر همه آنها چیره می‌شوم و با قرآن مجید آنان را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌نمایم.همانا که امام مهدی آنچه را که در قرآن عظیم برای‌شان نازل شده؛ روشن می‌کنند؛ همان‌گونه که محمدرسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- برای مردم چنین می‌کردند؛ و برای همین می‌بینید که آنچه که از بیان محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- از قرآن در سنت نبوی باقی مانده متطابق با بیان امام مهدی از قرآن با خود قرآن است و هرچه که مخالف قرآن و سنت بیان آن باشد افترایی است که به خداوند و رسولش زده شده است؛ اگر می‌دانستید....
    آنچه که می‌خواهیم این است که در این بیان نظر انصار را به این امر جلب کرده وتذکر دهیمکه اگر از بندگان مخلص خداوند رحمان هستند؛ ضروری است درگفتگوها به آداب و اخلاق عالیه پای‌بند باشند و ما صفات این بندگان راکه در آیات محکم کتاب خداوند آمده است به ایشان یاد داده‌ایم؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعِبَادُالرَّحْمَٰنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَاخَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا ﴿٦٣﴾ وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِيَامًا ﴿٦٤﴾ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَااصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا ﴿٦٥﴾إِنَّهَا سَاءَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿٦٦﴾ وَالَّذِينَ إِذَاأَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَٰلِكَ قَوَامًا ﴿٦٧﴾ وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَوَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بالحقّ وَلَايَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَٰلِكَ يَلْقَ أَثَامًا ﴿٦٨﴾ يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا ﴿٦٩﴾ إِلَّا مَنتَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٧٠﴾ وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا ﴿٧١﴾وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّواكِرَامًا ﴿٧٢﴾ وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمًّا وَعُمْيَانًا ﴿٧٣﴾ وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍوَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿٧٤﴾ أُولَٰئِكَ يُجْزَوْنَا لْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَامًا﴿٧٥﴾ خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].
    {بندگان (خاص خداوند) رحمان، کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر زمین راه می‌روند؛ و هنگامی که جاهلان آنها را مخاطب کنند، به آنها سلام می‌گویند (۶۳) کسانی که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‌کنند؛ (۶۴) و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! عذاب جهنم را از ما برطرف گردان، که عذابش سخت و پر دوام است! (۶۵) مسلّماً آن (جهنم)، بد جایگاه و بد محلّ اقامتی است!» (۶۶) و کسانی که هرگاه انفاق کنند( معیشت و مخارج زندگی)، نه اسراف می‌نمایند و نه سخت‌گیری؛ بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی دارند. (۶۷)و کسانی که معبود دیگری را با خداوند نمی‌خوانند؛ و انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده، جز به حق نمی‌کشند؛ و زنا نمی‌کنند؛ و هر کس چنین کند، مجازات سختی خواهد دید! (۶۸) عذاب او در قیامت مضاعف می‌گردد، و همیشه باخواری در آن خواهد ماند! (۶۹) مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و عمل صالح انجام دهند، که خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل می‌کند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است! (۷۰) و کسی که توبه کند و عمل صالح انجام دهد، به سوی خدا بازگشت می‌کند (۷۱) و کسانی که شهادت به باطل نمی‌دهند ؛ و هنگامی که با لغو و بیهودگی برخورد کنند، بزرگوارانه از آن می‌گذرند. (۷۲) و کسانی که هرگاه آیات پروردگارشان به آنان گوشزد شود، کر وکور روی آن نمی‌افتند. (۷۳) و کسانی که می‌گویند: «پروردگارا! از همسران وفرزندانمان مایه روشنی چشم ما قرارده، و ما را برای پرهیزگاران پیشوا گردان!» (۷۴) آنها هستند که درجات عالی بهشت در برابر شکیباییشان به آنان پاداش داده می‌شود؛ و در آن، با تحیّت و سلام روبه‌رو می‌شوند. (۷۵) درحالی که جاودانه در آن خواهند ماند؛ چه قرارگاه و محلّ اقامت خوبی! (۷۶)}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  7. مصدر المشاركة
    - 27 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - صفر - 1432 هـ
    24 - 01 - 2011 مـ
    ۴-بهمن-۱۳۸۹ه.ش.
    05:13 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    با عقل و منطق درخواهید یافت بین کلام خداوند و کلام شیطان اختلاف زیادی وجود دارد....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار والسابقين الأنصار وجميع المُسلمين الذين لو تبين لهم الحقّ لاتَّبعوه إلى يوم الدين..
    سلام خداوند برگروهی از شما علمای امت که خداوند آنان را از دعوت امام ناصر محمد یمانی در دوران "گفتگو قبل از ظهور" آگاه کرده است و سلام خداوند بر حق جویان عالم....
    عزیزان من؛ شایسته است به خداوند جز حق نسبت داده نشود؛ ممکن است یکی از حق‌جویان بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ ممکن است به ما بگویی از کجا بدانیم که تو جز حق به خداوند نسبت نمی‌دهی؟"امام ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: برتوست که به حجتی که امام ناصر محمد یمانی برای مردم می‌آورد توجه کرده و دقت کنی برهان علمی او سخن چه کسی است؟ آیا از پیش خود سخن می‌گوید یا اینکه سخنان خداوند را از آیات محکم کتاب او می‌آورد؟ سپس تدبر کن سخنی که امام ناصر محمد یمانی به عنوان حجت مطرح می‌کند؛ از نظر عقلی برایت قانع کننده است یا خیر؟ به عقل و افکار مردم کاری نداشته باش،‌ ای حق‌جو بدان که حجت خداوند بر تو عقل مردم نیست بلکه حجت خداوند در برابر تو در وجود خودت نهفته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {بَلِ الْإِنسَانُ عَلَىٰ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ ﴿١٤وَلَوْ أَلْقَىٰ مَعَاذِيرَهُ ﴿١٥} صدق الله العظيم [القيامة].
    { بلکه انسان بر نفس خویش بیناست. (۱۴) هر چند بهانه‌ها بتراشد. (۱۵)}
    از چیزی که نمی‌دانی حق آمده از نزد خداوند است و عقل و منطقت آن را نمی‌پذیرد، پیروی مکن؛ چون عقل حجت خداوند برتوست واز آن مورد سؤال واقع خواهی شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
    به یقین بدان که اگر از عقل استفاده کرده و در مورد سخنان تفکر کنی؛ عقلت حق را گم نمی‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا}
    صدق الله العظيم [سبأ:۴۶].
    {بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید}
    و از آنجا که من امام مهدی منتظر با قرآن مجید شما را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کنم؛ هر انسان عاقلی را به چالش کشیده و اعلام می‌کنم اگر با تفکر و تدبر به برهان‌های علمی که امام ناصر محمد یمانی در گفتگوهای خود بیان می‌کند توجه کند؛ خواهد دید که عقلش در برابر حق تسلیم خواهد شد؛ اما عقل قدرتی علیه انسان ندارد ( مترجم:عقل یا بصیرت نمی تواند به انسان فرمان دهد، نفس حاكم براوست) و خداوند در روز ملاقات با خداوند از عقل انسان به عنوان شاهدی برعلیه او استفاده خواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا كُنتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَلَا أَبْصَارُكُمْ} صدق الله العظيم [فصلت:۲۲].
    {از اینکه (مبادا) گوشهایتان و چشمهایتان بر علیه شما گواهی دهند (گناهانتان را) پنهان نمی کردید.}
    سمع و بصر اولین شاهدان حق برعلیه انسان خواهند بود، چرا که اگر از عقل و منطق استفاده شود، دیده بصیرت از شناختن حق ناتوان نبوده و کور نیست،. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا ﴿٣٦} صدق الله العظيم [الإسراء].

    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند.}
    ای عزیزان من از خدا بترسید و به عقلی که باعث تمیز شما از حیوانات می‌شود که قادر به تفکر نیستند؛ پناه برید. به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ اگر در بیانات امام مهدی تدبر کنید؛ عقلتان جانب امام مهدی ناصر محمد یمانی را می‌گیرد و به شما می‌گوید حرف او حق است و راه راست -صراط مستقیم- را نشان می‌دهد. هر انسان عاقلی که
    از برهان‌های علمی که امام مهدی در برابرافراد مرددی مثل ابوحمزه و امثال او می‌آورد با خبر شده و آنها را پی می‌گیرد، از این تحدی حق باخبر است؛ همانا که ابوحمزه - که همان ابوفراس الزهرانی است- از جمله کسانی است که خداوند در مورد آنها فتوا داده حق را با باطل می‌پوشانند. اما چگونه حق را با باطل می‌پوشاند؟ اینکه فتوای حق را بی شک و تردید باطل وانمود می‌کند. مثل همین فتوایی که درباره امام ناصر محمد یمانی داده و گفته او همسران انبیا را متهم می‌کند که زناکارند! بیایید تا به حکمت خبیثانه‌ی ابوحمزه- ابوفراس الزهرانی در زدن چنین اتهامی به ناصر محمد یمانی توجه کنیم. علت کار او این است که برادران اهل سنت تصور کنند او به ناحق به عائشه بد می‌گوید؛ اینجاست که برای‌تان روشن می‌شود ابوفراس از آنانی است که حق را با باطل می‌پوشانند و با گفتن اینکه امام ناصر محمد یمانی همسر انبیا را متهم به زنا می‌کند؛ سعی دارد مانع بزرگی در مسیر دعوت امام ناصر محمد یمانی ایجاد نماید. اگر ابوفراس از کسانی نبود که حق را باطل جلوه می‌دهند می‌گفت ناصر محمد یمانی زن نبی الله نوح و زن نبی الله لوط را متهم به زنا کرده است؛ چون می داند امام ناصر محمد یمانی این فتوا را تنها در مورد یکی از همسران نوح علیه الصلاة و السلام و هم‌چنین همسر لوط علیه الصلاة و السلام داده است و جز این دو نفر به احدی از همسران انبیا-علیهم الصلاة و السلام- اشاره‌ای نکرده است.
    اما أبو فراس كه همان محموى المصری است می‌‌داند امام ناصر محمد یمانی به حق او را گیر انداخته است؛ چرا که خیانت همسران نبی الله نوح و نبی الله لوط فتوای امام ناصر محمد یمانی نیست؛ بلکه خداوند و پروردگار عالمیان که علام الغیوب است در این آیه چنین فتوایی را داده و فرموده است:
    {ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} صدق الله العظيم [التحريم:۱۰].
    {خداوند برای کسانی که کافر شده‌اند به همسر نوح و همسر لوط مثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند و این دو (پیامبر) براي رفع عذاب خداوند سودی به حالشان نداشت، و به آنها گفته شد: «وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می‌شوند!»}
    پس بیایید تا از آیات محکم کتاب خداوند به یقین بدانیم که زن نبی الله نوح به وی خیانت کرده است؛ در مناجات نوح یا پروردگارش و در پاسخ حقی که پروردگارش به او می‌‌دهد این نکته را پیدا می‌کنیم:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾ قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود]،
    {نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    به پاسخی که پروردگار عالیمان به نبی خود نوح علیه الصلاة والسلام می‌دهد بنگرید: {قَالَ يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِك}
    {فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست!}..،
    بار دیگرروی فتوای حق خداوند به نبی‌اش تدبر کنید:
    {قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}
    {فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست!}.
    .
    این فتوای خداوند به نبی‌اش است که می‌فرماید:
    {{{يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}}}..
    {فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست!}..
    خوب درمورد این پاسخ تفکر کنید:
    {{{{قَالَ يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ}}}}.
    {{{فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست!}}}..
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: آیا مقصود خداوند این است که پسر نوح از ذریه او نیست؟ و جواب را در آیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { و نوح، ما را خواند؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷)}
    عزیزان من؛ می‌بینید کسی که خود را با نام ابوفراس می‌نامد و همان ابوحمزه مصری است؛ چگونه حق را با باطل می‌پوشاند و می‌خواهد مردم را به شدت از حق دور کند؟ به خدا که مستحق این است که مورد لعنت خدا و ملائکه و تمام مردم قرار گیرد؛ اما ما صبری جمیل پیشه می‌کنیم. در هر حال شما دانستید مردی را که شب و روز با امام مهدی منتظر محاربه کرده و در تلاش است تا نور خداوند را با هر وسیله و از هر راهی که شده؛ خاموش نماید کیست. خود را از مکر خداوند در امان می‌داند و تنها قوم کافران هستند که خود را از مکر خداوند در امان می‌دانند؛ اما خداوند نمی‌گذارد تا اين كه سرانجام نور خود را كامل كند، هرچند كافران از ظهور آن خشنود نباشند.
    اما شیخ فاضل السودانی و دوستش؛ به خداوند قسم اگر به اقدامات خود برای دور کردن مردم از امام مهدی ناصر محمد یمانی ادامه دهید؛ خداوند برای هر یک از شما شیطانی سرکش می‌گمارد تا شما را از راه درست دور کنند در حالی که به تصور خود از هدایت‌شدگان هستید. اما این امر محقق نخواهد شد مگر بعد از اینکه خداوند دانست شما می‌دانید امام ناصر محمد یمانی در فلان مسئله به حق سخن می‌گوید ولی در آن مورد از حق اعراض می‌کنید و دانسته حقی را که در سخن اوست منکرید. اینجاست که گماشتن شیطان محقق می‌شود تا خداوند شما را از اصحاب جهنم قرار دهد ؛ همان کسانی که با وجود یقین کردن به "حق" حاضر به اعتراف و اقرار به "حق" نیستند سبحان الله!. شیخ السودانی تو مرا به سوی امری بسیار بد دعوت می‌کنی؛ توبه‌ای که تو مرا به سوی آن می‌خوانی توبه‌ای بسیار بد است؛ این تو هستی که حکمیت خداوند را نمی‌پذیری؛ بلکه می‌خواهی طاغوت، شیطان رجیم حکم کند. چون من از حکم خداوند در آیات محکم کتابش فتوا می‌دهم و ازشما دعوت می‌نمایم از کتاب خداوند قرآن عظیم پیروی کنید ولی جناب شیخ السودانی از من می‌خواهد از دعوت به سوی کتاب خداوند توبه نمایم!! چقدر تو عالم بدی هستی و الله العظیم... و چقدر نصیحت تو ناپسند است؛ چقدر توبه‌ای که تو مرا به سوی آن می‌خوانی بد است؛ اینکه از دعوت به پذیرش حکمیت بر اساس کتاب خداوند و تبعیت از آن توبه کنم! آیا از نظر تو این توبه حق است؟ چقدر نصیحت تو شبیه نصیحت مردی است که به قرین و هم نشین خود می‌گفت:
    {أَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ ﴿٥٢﴾أَإِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَإِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿٥٣﴾قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿٥٤﴾فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاءِ الْجَحِيمِ ﴿٥٥﴾قَالَ تَاللَّـهِ إِن كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿٥٦﴾وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿٥٧﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { تو از آنها هستى كه تصديق مى‌كنند؟ (۵۲) آيا آنگاه كه مُرديم و خاك و استخوان شديم، كيفرمان مى‌دهند؟ (۵۳) گويد: مى‌توانيد از بالا بنگريد؟ (۵۴) از بالا بنگرد و او را در ميان آتش دوزخ بيند. (۵۵) گويدش: به خدا سوگند، نزديك بود كه مرا به هلاكت افكنى. (۵۶) و اگر موهبت پروردگارم نبود، من نيز از احضارشدگان مى‌بودم. (۵۷)}
    و به همین ترتیب امام ناصر محمد یمانی می‌گوید جناب شیخ السودانی: اگر نعمت خداوند بر من نبود؛ و اگر به دعوت تو عمل کرده و از حکمیت بر اساس کتاب خداوند توبه کرده بودم و هم چنین از پیروی از کتاب خداوند توبه کرده بودم؛ من نیز از احضارشدگان-به دوزخ- می‌شدم. جناب شیخ السودانی پناه به پروردگار من و پروردگار تو از اینکه تا آسمان‌ها و زمین برجاست، به نصیحت تو عمل نمایم. چقدر بد نصیحتی است و چقدرعلم تو و هم فکران تو ناپسند و بد است.
    و اما محمود المصری ولی شیطان رجیم همان ابوفراس الزهرانی است. او نیست مگر از جمله شیاطین بشر و شیاطین خود را برای جنگ با امام مهدی ناصر محمد یمانی وقف کرده‌اند او که در راه خداوند از ملامت هیچ ملامت‌گری نمی‌هراسد چون امام ناصر محمد یمانی مسلمانان و یهود و نصارا را به پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کند و فتوا می‌دهد هرچیزی که در تورات و انجیل و سنت نبوی برخلاف آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم است ازجانب خدا نیست؛ یعنی از جانب طاغوت و شیطان رجیم است که از زبان اولیائش بیان شده‌ است تا برضد آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم باشد و اولیای طاغوت به آنها استناد کرده و با کسی که مردم را به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کند مجادله نمایند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُون}صدق الله العظيم [الأنعام:۱۲۱].
    {و شیاطین به دوستان خود مطالبی القا (وحي شيطاني ) می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود}
    چون افتراهایی که شیاطین بشر بر زبان می‌آورند از پیش خودشان نیست بلکه از شیطان اکبر ابلیس است که آن افتراها را به شیاطین بشر یاد می‌دهد؛ کسانی که با تظاهر به ایمان؛ کفر و مکر خود را برای دور کردن مردم از ذکر-قرآن- پنهان می‌کنند. لذا ای مردم با بکار بردن عقل و منطق می‌توانیم دریابیم بین کلام خداوند و کلام شیطان چه اختلاف بزرگی وجود دارد. در این امر شک و تردیدی نیست چرا که کلام شیطان باید با کلام خداوند که در آیات محکم کتابش آمده است متناقض بوده و به کلی برخلاف آن باشد. به همین دلیل است که خداوند راه کشف احادیث دروغی که در سنت نبوی جعل شده‌اند را می‌آموزد. اگرحدیثی از خداوند نباشد؛ بین آن حدیث و آیات محکم قرآن اختلاف بسیار زیادی خواهید یافت. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {مَّن يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّـهَ وَمَن تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ﴿٨٠﴾وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا ﴿٨٢﴾وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰) و مى‏‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا برایت کافی است(۸۱)آيا درباره قرآن نمی‌انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می‌گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‌اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(۸۳)}
    خداوند خبر کسانی را به شما می‌دهد که از اولیای طاغوت هستند و با تظاهر به ایمان؛ مکر بزرگ خود را برای بازداشتن شما از ذکر محفوظ از تحریف خداوند، پنهان می‌کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) }
    خداوند سپس به شما خبر می‌دهد که حکمت خبیثانه آنها چیست و چرا ایمان خود را سپرمی‌کنند؛ آنها با این استتار باعث می‌شوند شما تصور کنید که از صحابه محمد - رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم - و از راویان حدیث برای مردم هستند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآن وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اختلافاً كَثِيرًا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰) و مى‏‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر) می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا برایت کافی است(۸۱)آيا درباره قرآن نمی‌انديشند (آیا مسلمانان در قرآن تدبر نمی‌کنند ) كه اگر(احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود(با مقارنه آنها با قرآن) اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(۸۲) }
    بر اساس کلام خداوند درباره چگونگی کشف احادیث دروغ و مفتری؛ باید حدیث را به کتاب خداوند قرآن محفوظ از تحریف عرضه کرد؛ خداوند به شما آموخته که اگر محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- آن حدیث را نگفته باشند؛ بی شک و تردید بر خلاف حکم خداوند است که در آیات محکم کتابش آمده است و در این هیچ شک و تردیدی نیست. اما جناب شیخ السودانی از مهدی منتظر می‌خواهد از این دعوت حق توبه نماید! و يا سُبحان الله العظيم آیا از نظر تو توبه این است که مردم به پیروی از آنچه که مخالف آیات محکم کتاب خدا قرآن است و در سنت نبوی آمده دعوت شوند؟ هیهات هیهات... به پروردگار آسمان‌ها وزمین سوگند که امام مهدی تا زنده است از حق به سوی باطل توبه نخواهد کرد. اینکه بنده توبه کند و از پیروی حق به تبعیت از باطل بپردازد؛ توبه‌ی بسیار بدی است. پناه به خدا که تا زنده‌ام به نصیحت تو گوش کنم وامیدوارم خداوند ثبات به من عنایت نماید تا مرا نسبت به آنچه که خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم نازل نموده گرفتار فتنه نکنید. امام مهدی ناصر محمد یمانی با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم بر شما چیره و مهیمن شده و پژوهش‌گران این امر را درخواهند یافت. ما در برابر کسانی که با سخنان باطل تردید ایجاد می‌کنند به حق حجت آورده و افتراهایی که طاغوت وارد سنت نبوی کرده نابود و متلاشی می‌کنیم تا سنت جدم محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را از احادیث دروغ به کلی پاک‌سازی کنیم. و اما احادیث درست و حق، پناه برخدا که آنها را تکذیب کنم؛ بلکه به خداوند بزرگ قسم یقین من به احادیث حق نبوی درست به اندازه یقین من به قرآن عظیم است چون اگر حدیث حق نبی را انکار کنم یعنی آیات خداوند در قرآن عظیم را انکار نموده‌ام. در این مورد مثالی برای‌تان می‌آورم و در ادامه احادیثی را می‌آورم که بی شک وتردید از النبيّ عليه الصلاة والسلام است:
    رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند:
    [من كذب علي متعمداً فليتبوأ مقعده من النار].
    [کسی که عامدانه دروغ به من نسبت دهد در آتش می‌افتد]
    رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند:
    [إنكم ستختلفون من بعدي، فما جاءكم عني فاعرضوه على كتاب الله فما وافقه فمني وما خالفه فليس مني].
    [ بعد از من دچار اختلاف خواهید شد. چیزی که از من نقل شده را به کتاب خداوند عرضه کنید؛ اگر موافق آن بود از من است و اگر مخالف آن بود از من نیست]
    و رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند:
    [من حدث عني بحديث يرى أنه كذب فهو أحد الكاذبين].
    [ هرکس حدیثی را که می‌بیند دروغ است از من نقل کند در زمره دروغ‌گویان است]
    و رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده‌اند:
    [ما جاءكم عني فاعرضوه على كتاب الله فإن وافقه فأنا قلته وإن لم يوافقه فلم أقله].
    صدق عليه الصلاة والسلام..

    [آنچه که از من به شما رسیده به کتاب خداوند عرضه کنید؛ اگر موافق آن بود از من است و اگر مخالف آن بود از من نیست]
    لذا جناب شیخ السودانی؛ تا زمانی که از پذیرش حکمیت آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم سرباز زنید نه به کتاب خداوند پای‌بندید و نه به سنت حق رسولش تمسک جسته‌اید؛ اگر قرآن را تفسیر کنید؛ آن را با نظر و آرای خود تفسیر کرده‌اید ولی
    محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- فرموده‌اند:
    [من فسر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار]. صدق عليه الصلاة والسلام.
    [هرکس با نظر و رأی خود قرآن را تفسیر کند؛جایش در آتش است]
    و برای همین است که می‌بینی امام مهدی ناصر محمد یمانی قرآن را با آیاتی از خود قرآن که درست در همان موضوع آمده‌اند، تفسیر می‌کند و بیان حق را به صورت مفصل برای‌تان تشریح می‌نماید. از آنجا که من امام مهدی می‌دانم که غیر از حق به خداوند نسبت نمی‌دهم؛ به همین دلیل است که می‌بینید نتیجه گفتگو را قبل از آن اعلان می‌نمایم؛ هم چنان که در صفحات اول این گفتگو این عمل را انجام دادم. و حالا برای‌تان روشن شد که حق با امام ناصر محمد یمانی است؛ مگراینکه کسی از پیروی از عقل خود سرباز زند، چون عقل بی شک و تردید جانب امام ناصر محمد یمانی را می‌گیرد و برای صاحبش شهادت می‌دهد که این ناصر محمد یمانی است که حق را می‌گوید نه ابوحمزه الزهرانی یا السودانی و هزاران نفر از کسانی که این گفتگو را در اینجا یا پایگاه من دنبال می‌کنند به این امر شهادت می‌دهند. ما با آیات محکم قرآن عظیم به درهم کوبیدن و نابود کردن عقاید طاغوت ادامه خواهیم داد و خردمندان بی شک و تردید خواهند دید که برهان‌های حق علمی در نزد امام ناصر محمد یمانی است و
    از اداره ناظرین بر این گفتگوی مبارک خواهش می‌کنیم امانت دار بوده و عدالت را رعایت نمایند و هم چنان به بی طرفی خود ادامه دهند تا بتوانیم با آیات محکم کتاب تمامی عقاید باطل را نابود کرده و درهم بکوبیم. به انصار هم می‌گوییم که به خداوند قسم من می‌دانم چقدر از دست کسانی که بدون داشتن علم و دانش از سوی خداوند در آیات الهی مجادله می‌کنند، خشمگین هستید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّـهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ ۖ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّـهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا ۚ كَذَٰلِكَ يَطْبَعُ اللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿٣٥} صدق الله العظيم [غافر]،
    { همان‌ها که در آیات خدا بی‌آنکه دلیلی برایشان آمده باشد به مجادله برمی‌خیزند؛ خشم عظیمی نزد خداوند و نزد آنان که ایمان آورده‌اند به بار می‌آورد؛ این گونه خداوند بر دل هر متکبّر جبّاری مُهر می‌نهد}
    من از شدت خشمی که درقلب‌های‌تان نسبت به این مستکبران دارید آگاهم؛ کسانی که بدون داشتن برهان از نزد پروردگارشان؛ در مورد بیان حق آیات الهی مجادله می‌کنند. اما انصار عزیزم صبر پیشه کنید صبر... تا زمانی که امام مهدی منتظر آماده وحاضر است گفتگو را به امام مهدی ناصر محمد یمانی بسپارید که" با وجود آب تیمم باطل است". من به شما به راستی وعده می‌دهم که به اذن خداوند نه شما را شرمسار کنم و نه باعث شکستتان شوم. خواهید دید امام ناصر محمد یمانی به حق چیره و مهیمن است. ابوحمزه و امثال او هم‌چنان تلاش می‌کنند تا با حق جنگیده واگر بتوانند شما را از دین‌تان بازگردانند چون او از کسانی است که خداوند در آیات محکم کتابش درباره ایشان می‌فرماید:
    {وَلا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:۲۱۷].
    {و مشرکان، پیوسته با شما می‌جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آیین‌تان برگردانند؛ ولی کسی که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک او، در دنیا و آخرت، برباد می‌رود؛ و آنان اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود.}
    آیا نمی‌بینید ابوحمزه و امثال او امام ناصر و پیروانش را به عنوان "اهل باطل" توصیف می‌کنند؟ چون ابوفراس محمود المصری از کسانی است که خداوند در آیات محکم کتابش درباره ایشان فرموده است:
    {وَلَقَدْ ضَرَبْنَا لِلنَّاسِ فِي هَـٰذَا الْقُرْآنِ مِن كُلِّ مَثَلٍ ۚ وَلَئِن جِئْتَهُم بِآيَةٍ لَّيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ أَنتُمْ إِلَّا مُبْطِلُونَ ﴿٥٨} صدق الله العظيم [الروم].
    { ما برای مردم در این قرآن از هر گونه مثال و مطلبی بیان کردیم؛ و اگر آیه‌ای برای آنان بیاوری، کافران می‌گویند: «شما اهل باطلید}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  8. مصدر المشاركة
    - 28 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 - صفر- 1432 هـ
    24 - 01 - 2011 مـ
    ۸-بهمن-۱۳۸۹ه.ش.
    06:25 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ

    امام مهدی از هیچ گروهی طرف‌داری نمی‌کند؛ بلکه مسلمان حنیف است و از مشرکین نیست.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار والسابقين الأنصار وجميع المُسلمين الذين لو تبين لهم الحقّ لاتبعوه إلى يوم الدين..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّـهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَـٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّـهِ آلِهَةً أُخْرَىٰ قُل لَّا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَـٰهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿١٩﴾ الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ ۘ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿٢٠﴾ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا أَوْ كَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿٢١﴾ وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكَاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿٢٢﴾ ثُمَّ لَمْ تَكُن فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَن قَالُوا وَاللَّـهِ رَبِّنَا مَا كُنَّا مُشْرِكِينَ ﴿٢٣﴾ انظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَمِنْهُم مَّن يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَجَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا وَإِن يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَّا يُؤْمِنُوا بِهَا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوكَ يُجَادِلُونَكَ يَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٢٥﴾ وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِن يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ﴿٢٦﴾ وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَى النَّارِ فَقَالُوا يَا لَيْتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بِآيَاتِ رَبِّنَا وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿٢٧﴾ بَلْ بَدَا لَهُم مَّا كَانُوا يُخْفُونَ مِن قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿٢٨﴾ وَقَالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَيَاتُنَا الدُّنْيَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِينَ ﴿٢٩﴾ وَلَوْ تَرَىٰ إِذْ وُقِفُوا عَلَىٰ رَبِّهِمْ قَالَ أَلَيْسَ هَـٰذَا بالحقّ قَالُوا بَلَىٰ وَرَبِّنَا قَالَ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ ﴿٣٠﴾ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقَاءِ اللَّـهِ حَتَّىٰ إِذَا جَاءَتْهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً قَالُوا يَا حَسْرَتَنَا عَلَىٰ مَا فَرَّطْنَا فِيهَا وَهُمْ يَحْمِلُونَ أَوْزَارَهُمْ عَلَىٰ ظُهُورِهِمْ أَلَا سَاءَ مَا يَزِرُونَ ﴿٣١﴾ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿٣٢﴾ قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَـٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّـهِ يَجْحَدُونَ ﴿٣٣﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: «بالاترین گواهی، گواهی کیست؟» بگو: «خداوند، گواه میان من و شماست؛ و این قرآن بر من وحی شده، تا شما و تمام کسانی را که این قرآن به آنها می‌رسد، بیم دهم آیا براستی شما گواهی می‌دهید که معبودان دیگری با خداست؟!» بگو: «من هرگز چنین گواهی نمی‌دهم». بگو: «اوست تنها معبود یگانه؛ و من از آنچه برای او شریک قرارمی‌دهید، بیزارم!» (۱۹) آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده‌ایم، به خوبی او [= پیامبر] را می‌شناسند، همان‌گونه که فرزندان خود را می‌شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده‌اند، ایمان نمی‌آورند. (۲۰) چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ بسته و یا آیات او را تکذیب کرده است؟! مسلماً ظالمان، رستگار نخواهند شد! (۲۱) آن روز که همه آنها را محشور می‌کنیم؛ سپس به مشرکان می‌گوییم: «معبودهایتان، که همتای خدا می‌پنداشتید، کجایند؟» (۲۲) سپس پاسخ و عذر آنها، چیزی جز این نیست که می‌گویند: «به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبودیم!» (۲۳) ببین چگونه به خودشان دروغ می‌گویند، و آنچه را به دروغ همتای خدا می‌پنداشتند، از دست می‌دهند! (۲۴) پاره‌ای از آنها به تو، گوش فرامی‌دهند؛ ولی بر دلهای آنان پرده‌ها افکنده‌ایم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگینی قرار داده‌ایم. و اگر تمام نشانه‌های حق را ببینند، ایمان نمی‌آورند؛ تا آنجا که وقتی به سراغ تو می‌آیند که با تو پرخاشگری کنند، کافران می‌گویند: «اینها فقط افسانه‌های پیشینیان است!» (۲۵) آنها دیگران را از آن بازمی‌دارند؛ و خود نیز از آن دوری می‌کنند؛ آنها جز خود را هلاک نمی‌کنند، ولی نمی‌فهمند! (۲۶) و اگر هنگامی که در برابر آتش (دوزخ) ایستاده‌اند،ایشان را ببینی! می‌گویند: ای کاش بازگردانده می‌شدیم، و آیات پروردگارمان را تکذیب نمی‌کردیم، و از مؤمنان می‌بودیم! (۲۷)بلکه اعمال و نیّاتی را که قبلاً پنهان می‌کردند، در برابر آنها آشکار شده و اگر بازگردند، به همان اعمالی که از آن نهی شده بودند بازمی‌گردند؛ آنها دروغگویانند. (۲۸) آنها گفتند: «چیزی جز این زندگی دنیای ما نیست؛ و ما هرگز برانگیخته نخواهیم شد!» (۲۹) اگر آنها را به هنگامی که در پیشگاه پروردگارشان ایستاده‌اند، ببینی می‌گوید: «آیا این حق نیست؟» می‌گویند: «آری، قسم به پروردگارمان می‌گوید: «پس مجازات را بچشید به سزای آنچه انکار می‌کردید!» (۳۰) آنها که لقای پروردگار را تکذیب کردند، مسلماً زیان دیدند؛ تا هنگامی که ناگهان قیامت به سراغشان بیاید؛ می‌گویند: «ای افسوس بر ما که درباره آن، کوتاهی کردیم!» و آنها (بار سنگین) گناهانشان را بر دوش می‌کشند؛ چه بد باری بر دوش خواهند داشت! (۳۱) زندگی دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی نیست! و سرای آخرت، برای آنها که پرهیزگارند، بهتر است! آیا نمی‌اندیشید؟! (۳۲) ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند. (۳۳)}
    عزیزان من؛ ما هنوز برهان‌های علمی زیادی درباره آنچه که نگاشته‌ایم نزد خود داریم تا بر سر باطل بکوبیم ولی هم‌چنان منتظریم تا یکی از علمای مشهور امت در این پایگاه بی‌طرف برای گفتگو با امام مهدی ناصر محمد یمانی
    حاضر شود ولی اگر تأخیر کنند؛ ناچاریم عنوان‌های جدیدی را مطرح کنیم. چیزی که می‌خواهم بگویم این است که: حق‌جویان عزیزم؛ تصور نکنید خداوند امام مهدی را برانگیخته تا نسبت به یک گروه از گروه‌های دینی تعصب داشته و یا طائفه‌ای جدید تشکیل دهد؛ ای برادر کریمی که می‌خواهی نام کسانی که با امام مهدی هستند را "گروه یمانی‌ها" بگذاری؛ از خدا پروا کن. به خدا پناه می‌بریم که از جاهلان باشیم.
    خداوند امام مهدی برنمی‌انگیزد تا فرقه جدیدی به فرقه‌های شما اضافه کند؛ بلکه او برای از بین بردن تشتت و وحدت امت در راه راست -صراط مستقیم- آمده است تا در میان تمام ملت‌های جهان صلح برقرار نماید. به همین دلیل من تمام انصار را از ساختن نام طائفه‌ای جدید برای امام مهدی و پیروانش باز می‌دارم؛ چون همین نام‌گذاری‌های طایفه‌ای باعث شد که مسلمانان دچار اختلاف و تفرقه شوند و شوکتشان بدل به ضعف شده و توانایی‌شان از بین برود و به این حال و روز که هستند بیفتند. ما نه از شیعیانیم و نه از اهل سنت؛ چون شیعه و سنی هر دو اهل سنت هستند و از قرآن عظیم پیروی نمی‌کنند. آنها از احادیث و روایاتی که دارند تبعیت می‌کنند و بر حسب فتوایشان تأویل قرآن را کسی جز خداوند نمی‌داند. اینان هستند که از سنت پیروی کرده و تبعیت از قرآن را رها کرده و گمراه شده‌اند. ما از قرآنیون هم نیستیم که تنها پیرو قرآنند و سنت بیان نبوی را رها کرده‌اند و پناه بر خدا که از جاهلان باشیم . بلکه من امام مهدی ناصر محمد یمانی از مردم عالم دعوت می‌کنم پیرو کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق نبوی باشند سنتی که با محکمات کتاب خداوند قرآن عظیم مغایرت نداشته باشد و ما نه از سنیان هستیم و نه از قرآنیون؛ بلکه مردم را به سوی کتاب خدا و سنت حق رسول او که برخلاف ایات محکم قرآن نیست؛ فرا می‌خوانیم؛ پس هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد کافر شود واموربه خداوند بازمی‌گردد. وقتی می‌بینید من عقیده یک گروه را تصدیق می‌کنم؛ تصور نکنید امام ناصر محمد یمانی از آنان است. عزیزان من سزاوار نیست و او نباید از گروهی هواداری کند؛ آنان که دین خود را پراکنده کرده و دسته دسته شدند و هریک به آنچه نزد آنهاست دل‌خوشند. پناه برخدا که از جاهلان باشم. من مسلمانی حنیفم و از مشرکان نیستم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  9. مصدر المشاركة
    - 29 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - صفر - 1432 هـ
    27 - 01 - 2011 مـ
    ۷-بهمن-۱۳۸۹ه.ش.
    01:45 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ


    بیان حق و نفی شفاعت درفرموده خداوند تعالی:{ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}صدق الله العظيـــــــــــم..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدّي محمد رسول الله وآله الأطهار وجميع الأنصار الأبرار في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿١٠} صدق الله العظيم
    { خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    اما کسانی که نمی‌دانند کلام را از موضع آن تحریف می‌کنند؛ پس به بیان حق کلام خداوند بپردازیم...
    سزاواراست که به خداوند جز حق نسبت داده نشود؛ برای مثال بیان مقصود از این آیه که برای کسانی است که تصور می‌کنند انبیاء در پیشگاه خداوند شفاعت می‌کنند، این آیه درنفی شفاعت است و برای همین خداوند همسر نبی الله نوح و همسر نبی الله لوط را مثال می‌آورد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} صدق الله العظيم
    {كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ} صدق الله العظيم
    {آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    با وجود اینکه آنها از انبیای الهی هستند اما برای همسران‌شان در برابر خداوند کاری نمی توانند بکنند و قادر به شفاعت برای جلوگیری از ورود ایشان به آتش نیستند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ}
    صدق الله العظيم
    {آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    لذا ای کسانی که باور دارید بنده می‌تواند در پیشگاه رب المعبود که ارحم الراحمین است شفاعت کند؛ این مثال برای نفی شفاعت است، چگونه کسی که رحمتش کمتر از رحمت خداوند ارحم الراحمین است، در پیشگاه او شفاعت خواهد کرد؟ این منافی صفات پروردگاراست ولی اکثرشما نمی‌دانید.
    و اما حجت آوردن شما با این فرموده خداوند تعالی:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ۚ أُولَـٰئِكَ مُبَرَّءُونَ مِمَّا يَقُولُونَ ۖ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿٢٦} صدق الله العظيم [النور]،
    {زنان ناپاك براى مردان ناپاك و مردان ناپاك براى زنان ناپاك و زنان پاك براى مردان پاك و مردان پاك براى زنان پاك. آنها از آنچه در باره‌شان مى‌گويند منزهند. آمرزش و رزق نيكو براى آنهاست}
    أبو حمزه زهرانی با این فرموده خداوند حجت می‌آورد:
    {وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(۲۶)}
    {و زنان پاك براى مردان پاك و مردان پاك براى زنان پاك. آنها از آنچه در باره‌شان مى‌گويند منزهند. آمرزش و رزق نيكو براى آنهاست}
    ، پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: به قول أبو حنفیه رحمة الله، حال وقت آن است که امام مهدی پایش را دراز کند و نیازی به جواب ندارد ( تقریباً معادل این ضرب المثل فارسی است: تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد) آخر این سخن چقدر عجیب است! آیا همسر نبی الله نوح و همسر نبی الله لوط الصلاة و السلام که به همسران‌شان خیانت کردند از خبیثانی که وارد آتش می‌شوند نیستند؟ جواب را در آیات محکم کتاب در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید:
    {لِيَمِيزَ اللَّـهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَىٰ بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [الأنفال].
    {تا خدا ناپاك را از پاك بازنماياند و ناپاكان را برهم نهد. آنگاه همه را گرد كند و به جهنم افكند. اينان زيانكارانند}
    و اما خیانت همسر نوح و همسر لوط علیهم الصلاة و السلام را از آیات محکم کتاب استنباط خواهیم کرد. آیا می‌دانی اگر آن پسر از ذریه و خاندان نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام بود؛ خداوند ذکر می‌کرد که با اینکه از خاندان نوح است اما غرق خواهد شد؛ چنان که در مورد همسر لوط علیه الصلاة و السلام که از خانواده لوط بود یاد -و استثنأ- شد؟ به فرموده خداوند تعالی توجه کن:
    {وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٣﴾إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٣٥﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { و لوط از رسولان (ما) است! (۱۳۳) و زمانی که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵)}
    می‌بینید که همسر لوط از خانواده اوست چون زن او بوده و اهل او به شمار می‌آید. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٣٥﴾}
    {
    و زمانی که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵)}
    و چون پیر و نازا بود از خیانت زنا باردار نشد و گناه زشت زنا را در حین یائسگی مرتکب گردید. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    {إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٣٥﴾} صدق الله العظيم.
    {و زمانی که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵)}
    از آنجا که همسر نوح علیه الصلاة و السلام یا به علت اینکه نوح دریافت که او زنی ناصالح است و طلاقش داد و یا اینکه قبل از غرق شدن از دنیا رفته بود لذا در ذمه نوح نبود. مهم این است که در زمان غرق شدن آن زن در ذمه نوح نبود و برای همین هم ، خداوند او را مانند همسر لوط استثنا نکرده است:
    {إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٣٥﴾} صدق الله العظيم.
    {
    و زمانی که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵)}
    چون همسر نوح علیه الصلاة و السلام با خیانت به شوهرش از کسی دیگر باردار شد، فرزندی از او به جای ماند که حاصل گناه زشت زنا بود و از اهل خانواده نوح نبود و برای همین نمی‌بینی که خداوند او را استثنا کرده و بگوید بگوید: "به جز پسرش که از غرق‌شدگان بود" او را از میان خانواده نوح استثنا نکرد چون پسر او نبود و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿٧٨﴾سَلَامٌ عَلَىٰ نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿٧٩﴾إِنَّا كَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿٨٠﴾إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿٨١﴾ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿٨٢﴾}
    صدق الله العظيم [الصافات].
    { و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷) و نام نیک او را در میان امّتهای بعد باقی نهادیم. (۷۸) سلام بر نوح در میان جهانیان باد! (۷۹) ما این گونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۸۰) چرا که او از بندگان باایمان ما بود! (۸۱) سپس دیگران را غرق کردیم! (۸۲)}
    اگر این پسر از خاندان او بود استثنا می‌شد چنان که در این فرموده خداوند تعالی همسرلوط علیه الصلاة و السلام استثنا شد:
    {وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿١٣٣﴾إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿١٣٤﴾إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿١٣٥﴾}
    صدق الله العظيم [الصافات].
    { و لوط از رسولان (ما) است! (۱۳۳) و زمانی که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵)}
    و اما درمورد این فرموده خداوند تعالی:
    {وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَلا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ} صدق الله العظيم [هود:۴۲].
    {ونوح فرزندش را که در گوشه‌ای بود صدا زد: «پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش!}
    این برحسب گمان نوح علیه الصلاة و السلام است که او را پسر خود می‌دانست و هنوز خداوند به او فتوا نداده بود که او پسر تو نیست. او نمی‌دانست آن پسر از او نیست مگر بعد از اینکه از خداوند درخواست کرد او را نجات دهد و پاسخ گرفت که او فرزندش نیست. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {«پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)
    این هم فتوای دیگری از خداوند در مورد اینکه او اهل و خانواده نبی الله نوح را نجات داده است؛ تمام ذریه او نجات داده شده و هیچ یک را استثنا ننموده که غرق شده باشند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم.
    { و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷) }
    شما را چه می‌شود؛ چرا فتوای خداوند را که در آیات محکم کتاب و دقیقاً درباره همان موضوع آمده رها کرده و به سراغ آیات دیگری می‌روید که در باره آن موضوع خاص نیست تا آن را طبق میل و خواسته خود تفسیرکنیدِ آیا پروا نمی‌کنید؟ چقدر از کسانی که به خواست خداوند از این گفتگو آگاه شده‌اند تعجب می‌کنیم؛ تعداد زیادی از آنها را می‌بینم اما حاضر نیستند شهادت دهند این حق آمده از نزد پروردگارشان است! یا امثال أبو حمزه زهرانی و هم‌کیشان او هستند که خداوند آنها را از دیدن آیات بینه کتاب عاجز و کور کرده است و این نهایت همه آنانی است که غرور و تعصب آنها را به گناه می‌کشاند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا ﴿٥٧} صدق الله العظيم [الكهف].
    {چه کسی ستمکارتر است از آن کس که آیات پروردگارش به او تذکّر داده شده، و از آن روی گرداند، و آنچه را با دستهای خود پیش فرستاد فراموش کرد؟! ما بر دلهای اینها پرده‌هایی افکنده‌ایم تا نفهمند؛ و در گوش‌هایشان سنگینی قرار داده‌ایم (تا صدای حق را نشنوند)! و از این رو اگر آنها را به سوی هدایت بخوانی، هرگز هدایت نمی‌شوند!}
    چرا این جدال عقیم را انجام می‌دهید؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ آیا نمی‌بینید من از آیاتی از کتاب که برای عالم و جاهلتان روشن هستند و درست درباره موضوع مورد بحث آمده‌اند دلیل می‌آورم؛ آیاتی که تنها فاسقان از آن روگردانند؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].
    { ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است: آیا امام ناصر محمد یمانی با آیات بینه‌ای که درست و دقیقاً درهمان مورد هستند برای شما دلیل نمی‌آورد؟ ای حق‌جویان به نام خداوند بزرگ از شما سؤال می‌کنم؛ آیا این فرموده خداوند تعالی از آیات بینه نیستند:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ} صدق الله العظيم؛
    {«پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست}
    یعنی غمگین مشو؛ او از ذریه تو نیست . و هم‌چنین فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { و نوح، ما را خواند (و ما دعای او را اجابت کردیم)؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷) }
    لذا ای مردم؛ همسر نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام بی شک و تردید به شوهرش خیانت کرد و فرزندی برایش آورد که از ذریه او نبود و برای همین خداوند از خیانت او همسر لوط در این آیه سخن می‌گوید و می‌فرماید:
    {ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿١٠} صدق الله العظيم [التحريم].

    { خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    اما به حق روشن کردیم مثالی که آنها می‌آورند، برهان امام ناصر محمد یمانی برای نفی شفاعت بنده در پیشگاه پروردگار معبود است و با اینکه همسران نوح و لوط - که سلام و صلوات بر آن دو نبی باد- از اهالی آتش هستند ولی همسرانشان در برابر خداوند نمی‌توانند کاری برای آن دو انجام دهند و این مثالی برای کافران است که بدانند قوم وخویشان نمی‌توانند برای آنها در برابر خداوند کاری کنند و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ
    } صدق الله العظيم
    و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.
    شما را چه می‌شود که کلام خداوند را از موضع مورد نظر تحریف می‌کنید، چه می‌کنید؟ آیا از خدا پروا ندارید؟
    و اما در مورد یمانی؛ من فتوا نداده‌ام که در پیشگاه خداوند و رب المعبود شفاعت بندگان را خواهم کرد؛ پناه برخدا که از جاهلان باشم. بلکه من راز شفاعت را به شما یاد دادم و شفاعت آن‌گونه که شما تصور می‌کنید نیست که بنده‌ای در پیشگاه خداوند و پروردگار معبود برای احدی درخواست شفاعت کند! سبحان الله العظیم! بلکه بنده‌ای که شفاعت را محقق می‌سازد؛ با پروردگارش بر سر تحقق نعیمی محاجه می‌کند که از نعیم جنت خداوند بزرگ‌تر است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢} صدق الله العظيم [التوبة].

    { خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايى را وعده داده است كه جويها در آن جارى است، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه‌هايى نيكو در بهشت جاويد. ولى رضوان خدا از همه بزرگتر است كه پيروزى بزرگ، خشنودى خداوند است.}
    چون او رضوان خداوند را نهایت و غایت خود می‌داند نه وسیله‌ای برای رسیدن به بهشت کوچک؛ یعنی او می‌خواهد خداوند در نفس خود راضی باشد و این چگونه محقق خواهد شد؟ وقتی بندگان خداوند مشمول رحمت او گردند و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّـهُ لِمَن يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ ﴿٢٦} صدق الله العظيم [النجم].
    {و چه بسیار فرشتگان آسمان‌ها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود } ،
    پس بنده‌ای که خداوند به او اجازه سخن گفتن می‌دهد؛ از پروردگارش طلب شفاعت نمی‌کند چرا که شفاعت تنها در اختیار خداوند است و رحمت او در برابر غضبش شفاعت بندگان را می‌کند چون او ارحم الراحمین است، ای کسی که قدر خداوند را آن‌گونه که شایسته اوست ندانسته‌ای. همانا که آن بنده با پروردگارش صحبت می‌کند تا نعیمی که از نعیم جنت بزرگتر است محقق شود و برای راضی شدن او در نفسش سخن می‌گوید. اگر خداوند در نفس خود راضی شود؛ شفاعت بندگان توسط پروردگار معبود محقق شده است. و از آنجا که بنده‌ای که خداوند به او اجازه سخن گفتن داده تا سخن صواب را برزبان بیاورد، به پروردگارش خطاب کرده و از او تحقق نعیمی را می‌کند که از بهشت بزرگ‌تر است و راضی شود، لذا خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى}
    صدق الله العظيم،
    {و چه بسیار فرشتگان آسمان‌ها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد و راضی شود } ،
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید: {وَيَرْضَى}، لذا راز شفاعت محقق شدن اسم الله الأعظم است و خداوند اسمی ندارد که از بقیه اسامی‌اش بزرگ‌تر باشد؛ سبحان الله! بلکه به آن اسم اعظم گفته می‌شود چون نعیمي است که بزرگ‌تر از نعیم بهشت است. لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّـهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّـهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢} صدق الله العظيم [التوبة].

    { خدا به مردان مؤمن و زنان مؤمن بهشتهايى را وعده داده است كه جويها در آن جارى است، و بهشتيان همواره در آنجايند و نيز خانه‌هايى نيكو در بهشت جاويد. ولى رضوان خدا از همه بزرگتر است كه پيروزى بزرگ، خشنودى خداوند است.}
    به فرموده خداوند تعالی بازمی‌گردیم:
    {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى} صدق الله العظیم
    {و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی‌بخشد مگر پس از آنکه خدا به کسی که بخواهد اجازه دهد وراضی شود } ،

    متذکر فرموده خداوند تعالی شوید:
    {وَيَرْضَى}
    یعنی در نفس خود راضی شود؛
    و اینجاست که شفاعت از راه می‌رسد که تنها از نزد خداوند است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَلَا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ عِندَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ ۚ حَتَّىٰ إِذَا فُزِّعَ عَن قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ ۖ قَالُوا الْحَقَّ ۖ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [سبأ].

    {{نزد او هیچ شفاعتی نیست بجز اینکه به کسی اجازه داده می شود(تا سخن گوید)، تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد میگویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می گویند: «حقّ را ؛ و اوست بلند مقام و بزرگ مرتبه!»}}
    لذا ای مردم؛ شفاعت تنها برای خداوند است و شریکی ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يَمْلِكُونَ شَيْئًا وَلَا يَعْقِلُونَ ﴿٤٣﴾قُل لِّلَّـهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {آیا آنان غیر از خدا شفیعانی گرفته‌اند؟! به آنان بگو: «آیا (از آنها شفاعت می‌طلبید) هر چند مالک چیزی نباشند و راز شفاعت را نمی دانند (۴۳) بگو: «تمام شفاعت از آن خداست؛ حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!» (۴۴)}
    یعنی رحمت خداوند دربرابر غضبش شفاعت آنان را می‌کند؛ و بنده‌ای که خداوند به او اجازه سخن گفتن می‌دهد برای تحقق نعیم اعظم محاجه می‌کند؛ این هدف خلقت خلق توسط خداوند است: " اینکه رضوان خداوند بر بندگانش را عبادت کنند و خداوند آنها را برای همین آفریده تا رضوان خدا بر بندگانش را عبادت نمایند". تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا خَلَقْتُ الجنّ وَالإِنسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ}
    صدق الله العظيم [الذاريات:۵۶].
    { جن و انس را جز براى عبادت نيافريده‌ام.}
    لذا می‌بینید امام مهدی برای تحقق یافتن این هدف پیکار می‌کند تا مردم را امتی واحد گرداند که در صراط مستقیم قرار دارند و به این ترتیب نعیم اعظم محقق شود. در دوران برانگیخته شدن تمام انبیا، پیوسته امت‌ها دچار اختلاف بودند و خداوند امت واحدی از مردمان تشکیل نداد، ولی شما می‌دانید این هدف در دوران برانگیخته شدن مهدی منتظر محقق خواهد شد و شما از راز او آگاه نیستید؛ خداوند تمام مردم را هدایت خواهد کرد و از روی رحمت به بنده‌ای که رضوان خداوند را غایت خود قرارداده نه راهی برای رسیدن به بهشت نعیم و حورالعین؛ تمام آنها را به امتی واحد مبدل خواهد کرد. چگونه خداوند راضی می‌شود؟ تنها با هدایت تمام مردم و لذا هدایت تمام مردم توسط خداوند به واسطه امام مهدی و قرار گرفتن آنها در راه پروردگار عزیز و حمید، جزیی از این هدف است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أمّة واحدة وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾ إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿١١٩﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ؛ ولی آنها همچنان مختلفند؛ (۱۱۸) مگر آنهايى كه پروردگارت بر آنها رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است. و سخن پروردگار تو بر اين مقرر شده كه: جهنم را از همه جن و انس انباشته مى‌كنم. (۱۱۹)}
    حال به بیان حق فرموده خداوند تعالی می‌پردازیم و شایسته نیست جز حق به خداوند نسبت داده شود و اما بیان حق این فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً}،
    اگر خدا مى‌خواست، همه شما را يك امت كرده بود}
    بیان آن را دراین فرموده خداوند تعالی پیدا خواهید کرد:
    {وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۚ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿٩٣} صدق الله العظيم [النحل].
    { اگر خدا مى‌خواست، همه شما را يك امت كرده بود، ولى هر كه را بخواهد گمراه مى‌سازد و هر كه را بخواهد هدايت مى‌كند و از هر كارى كه مى‌كنيد بازخواست مى‌شويد. }
    یعنی اگر بخواهد تمام مردم را با قدرت خود هدایت نماید؛ انجام آن برای او مشکل نیست و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [يونس]
    {و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    و خداوند درخواست هدایت از پروردگار را مقرر داشته است و این بر بنده است که به سوی پروردگارش انابه کرده و بخواهد قلب او را به سوی حق هدایت نماید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۳].
    { و هر که را به درگاهش روی آورد، به سوى خویش هدایت مى‌کند.}
    ولی خداوند هریک از بندگانش را که خواهان هدایت باشد؛ هدایت خواهد کرد و هر کس را که به دنبال گمراهی باشد، گمراه خواهد کرد و در دوران برانگیختن مهدی منتظر، امت را با نشانه‌ی دود آشکاری- دخان المبین- که در آسمان پدیدار می‌شود و شما نام سیاره دهم را بر آن نهاده‌اید، هدایت خواهد کرد و از هراس آن نشانه؛ گردن همه در برابر خلیفه خداوند خاضع خواهد شد و تمام مردم ایمان خواهند آورد و این تصدیق وعده حق خداوند به خلیفه‌اش است که :‌

    {إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ٤} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {اگر ما اراده کنیم، از آسمان بر آنان آیه‌ای نازل می‌کنیم که گردن‌هایشان در برابر آن خاضع گردد!}
    این نشانه‌ای که خداوند وعده داده از آسمان می‌آید و باعث می‌شود همه به حق آمده از نزد پروردگار ایمان بیاورند و در برابر خلیفه او خاضع گردند؛ چیست؟ جواب آن را در فرموده خداوند تعالی می‌فرماید:‌
    {فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾يَغْشَى النَّاسَ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾رَّبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الدخان].
    {پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرا می ‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌ آوریم. (۱۲)}
    و اینجاست که با نشانه عذابی دردناک؛ هدایت تمام مردم محقق خواهد شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَن فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا ۚ أَفَأَنتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّىٰ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿٩٩﴾} صدق الله العظيم [يونس].
    {و اگر پروردگار تو خواسته بود، تمام کسانی که در زمین هستند ایمان می‌آ‌‌وردند؛پس آیا تو مردم را مجبور مى‌کنى تا ایمان آورند}
    ولی در زمان برانگیخته شدن تمام انبیا؛ مردم هم‌چنان در اختلاف هستند؛ خداوند در آن دوران مردم را به صورت امتی واحد درنیاورد؛ بلکه گروهی توسط خداوند هدایت شدند وجمعی گمراهی بر آنها مسلّم شد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَرِيقًا هَدَى وَفَرِيقًا حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاء مِن دُونِ اللَّهِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ﴿٣٠} صدق الله العظیم[الأعراف].
    {جمعی را هدایت کرده؛ و جمعی گمراهی بر آنها مسلّم شده است. آنها شیاطین را به جای خداوند، اولیای خود انتخاب کردند؛ و گمان می‌کنند هدایت یافته‌اند}
    و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم؛ [هود]
    { و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ؛ ولی آنها همچنان مختلفند...}
    پس در دوران انبیا؛ مردم هنوز دچار اختلاف بودند و عده‌ای هدایت شده و عده‌ای گمراهی بر آنان مسلم شد و خداوند تعالی می‌فرماید:‌

    {وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّـهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ ۚ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿٣٦} صدق الله العظيم [النحل].
    { ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید! خداوند گروهی را هدایت کرد؛ و گروهی گرفتار ضلالت و گمراهی شدند؛ پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب‌کنندگان چگونه بود}
    و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم؛
    { و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ؛ ولی آنها همچنان مختلفند...}
    یعنی خداوند جمعی را هدایت فرمود و جمعی دیگر مستحق گمراهی شدند. اما خداوند برانگیخته شدن امام مهدی را که برای تحقق هدف خلقت مردم پیکار می‌کند؛ استثنا نموده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أمّة واحدة وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ﴿١١٨﴾إِلَّا مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ} صدق الله العظيم [هود].
    { و اگر پروردگار تو خواسته بود، همه مردم را يك امت كرده بود، ؛ ولی آنها همچنان مختلفند(۱۱۸) مگر كس كه پروردگارت بر او رحمت آورده و آنها را براى همين بيافريده است..}
    یعنی در عصر او خداوند از روی رحمت به بنده‌اش که رضوان خداوند را به عنوان غایت خود انتخاب نموده همه مردم را به واسطه‌اش هدایت خواهد کرد و برای همین هم آنها را آفریده است{وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ} صدق الله العظيم؛ و این راز امام مهدی منتظر است که شما از قدر او آگاه نبوده و از رازش خبر ندارید.
    ای عجب از امتی که ایمان دارند خداوند امام مهدی منتظر را امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم علیهم الصلاة و السلام قرارداده است؛ بعد شأن امام مهدی منتظر را تحقیر کرده و معرفی کردن امرش را بر او حرام می‌کنید!
    امام مهدی رقابت در راه حب و قرب خداوند را بر شما حرام نمی‌کند؛ سبحان الله العظیم! او پروردگارمن و پروردگار شماست و من تنها بنده‌ای از بندگان صالح خداوندم که با بندگان خدا برای رسیدن به حب و قرب او رقابت می‌کنم، همانند تمام بندگانی که خداوند آنها را هدایت کرده و برای حب و قرب بیشتر به خداوند با هم رقابت می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا} صدق الله العظيم [الإسراء:۵۷].
    { وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}
    به خداوندی که خدایی جز او نیست، قسم که هر مسلمانی که به خداوند شرک داشته باشد؛ ابداً راضی نمی‌شود در راه حب و قرب خداوند با انبیا رقابت کند؛ بلکه مسیحیان می‌گویند:" چطور با پسر خداوند مسیح عیسی بن مریم رقابت کنیم؟" و مسلمانان می‌گویند:" چطور با محمد رسول الله برای حب و قرب خداوند رقابت کنیم؟ بلکه آنها برای مورد حب و قرب خدا بودن برما اولویت دارند! مگر نمی‌بینید ما در وقت نمازها از خداوند درخواست می‌کنیم وسیله را به او عنایت نماید و برای خود چنین درخواستی را مطرح نمی‌کنیم؟" امام مهدی در پاسخ به آنان می‌گوید: اما خداوند به شما فرمان داده تا وسیله را بجویید و برای حب و قربش تمام بندگان رقابت نمایند و این امر را منحصر به انبیا نکرده و شما کنار گذاشته نشده‌اید؛ سبحانه وتعالى علواً كبيراً. و خداوند تعالی می‌فرماید: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ} صدق الله العظيم [المائدة:۳۵].
    {اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا بترسيد و براي قرب او وسيله را بجوئيد }
    خداوند به شما می‌آموزد هدایت انبیا و کسانی که پیرو آنها هستند چگونه است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا}
    صدق الله العظيم،[الإسراء:۵۷]
    { وسیله را به سوی پروردگارشان می جویند، تا هر چه به او نزدیکترباشند؛ و به رحمت او امیدوارند؛ و از عذاب او می ترسند؛ چرا که عذاب پروردگارت، همواره در خور پرهیز و وحشت است!}
    پس اگر شما خدا را دوست دارید؛ چرا از محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم پیروی نمی‌کنید و برای حب و قرب خدا رقابت نمی‌نمایید؟ بلکه شما "وسیله" را به او واگذار کرده و خود را کنار می‌گذارید؛ پس ای جماعت مشرکان، چه کسی شما را از عذاب خداوند در امان نگه می‌دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴿١٠٦} صدق الله العظيم [يوسف]

    {
    و بیشتر ایشان به خداوند ایمان نمی‌آورند مگر آنکه [به نوعی‌] مشرکند}
    انبیای الهی به آنان فرمان نداده‌اند که "وسیله" را منحصر به آنان است و دیگران محرومند. در این صورت شما به جای خداوند انبیا را عبادت می‌کنید و تصور می‌کنید آنها در نزد خداوند شفیعان شما هستند. در روز قیامت خداوند انبیای خود را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّـهِ فَيَقُولُ أَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَـٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧﴾قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنبَغِي لَنَا أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَـٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿١٨﴾فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًا وَلَا نَصْرًا وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًا كَبِيرًا ﴿١٩﴾}
    صدق الله العظيم [الفرقان].
    { روزى كه آنان را با چيزهايى كه سواى خداى يكتا مى‌پرستيدند به محشر گرد آورد و سپس پرسد: آيا شما اين بندگان مرا گمراه مى‌كرديد، يا آنها خود راه را گم كرده بودند؟ (۱۷) گويند: منزهى تو. ما را سزاوار نبوده است كه جز تو كسى را به يارى گيريم. تو خود آنها و پدرانشان را برخوردار ساختى، چنان كه ياد تو را فراموش كردند و مردمى شدند به هلاكت افتاده. (۱۸) اينان آنچه را مى‌گفتيد دروغ مى‌خواندند و اكنون نتوانيد عذابى را از خود دور سازيد يا خويشتن را يارى دهيد. و هر كس از شما كه ستم كند عذابى بزرگش مى‌چشانيم. (۱۹)}
    امام مهدی منتظر به شما امر نمی‌کند او را مورد تعظیم قرار دهید. او نیز مانند شما بنده‌ای از بندگان خداوند است. خداوند همسر و فرزندی انتخاب نکرده است تا نسبت به ما اولویت داشته باشند؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ﴿٥٢} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {و همانا این امت شماست، امتی واحد، و من پروردگار شما هستم، از من پروا کنید}
    آیا شما انبیا را بیش از خداوند دوست دارید؟ اگر خداوند را دوست دارید، پس چرا برای حب و قرب او رقابت نمی‌کنید؟ چرا آنها را مورد تعظیم به ناحق قرار می‌دهید؟ خداوند به آنها فرمان نداده تا به شما امر کنند در راه خداوند آنان را مورد تعظیم قرار داده و خط قرمز شما باشند؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ بلکه خداوند به آنان فرمان داده تا همانند شما در زمره مسلمانان باشند و شما نیز همان حقی را درمورد خداوند دارید که انبیا و رسولان دارند؛ آیا نمی‌بینید خداوند چه فرمانی به نبی خود داده و خواسته تا از مسلمانان باشد و به شما نیز فرمان نداده که با تعظیم ایشان مقام وسیله را به او واگذار کنید و جایی برای شما نباشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُم مِّنْ أَجْرٍ ۖ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّـهِ ۖ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ﴿٧٢} صدق الله العظيم [يونس]؟
    {و اگر روی‌گردان شوید بدانید که من پاداشی از شما نخواسته‌ام، چرا که پاداشم تنها بر خداوند است، و دستور یافته‌ام که از مسلمین باشم}
    در مورد امام مهدی هم همین‌طور است. خداوند به شما فرمان نداده که به جای خداوند او را مورد تعظیم قرار دهید،
    سبحانه وتعالى علوا كبيراً. او فرزند خدا نیست بلکه بنده اوست و حقی که من در مورد خدا دارم، چیزی بیش از حق شما نیست چون او پروردگار من و شماست. پس او را عبادت کنید که راه راست -صراط مستقیم- همین است؛ آیا پروا نمی‌کنید؟ نه امام مهدی و نه تمام انبیا و رسولان الهی حق ندارند به شما امر کنند که مقام وسیله را منحصر به یکی از بندگان خدا کنید؛ بلکه فرمان همه‌ی ما به شما این است که ربانی و از جمله بندگانی باشید که به برای حب و قرب پروردگار معبود رقابت می‌کنند؛ نور و ظلمت یک جا جمع نمی‌شود. خداوند ما را برنمی‌انگیزد تا به شما فرمان دهیم به جای خداوند ما را مورد تعظیم قرار دهید و همگی ما به خدا پناه می‌بریم از اینکه مشرک باشیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنبوّة ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَادًا لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَكِنْ كُونُوا رَبَّانِيِّينَ بِمَا كُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ﴿٧٩} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {هیچ بشری را نرسد که خداوند به او کتاب و حکمت و نبوت داده باشد، سپس به مردمان بگوید به جای آنکه بندگان خداوند باشید، بندگان من باشید، بلکه [باید بگوید] شما که کتاب آسمانی را آموزش داده و آموزش یافته‌اید، عالمان ربانی باشید}
    راه هدایت شما مردم کدام است؟ از من پیروی کنید تا شما را به راه درست هدایت نمایم و دعوت امام مهدی چیزی جز دعوت تمام انبیا و رسولان خداوند نیست:
    خداوند را که پروردگار من و شماست عبادت نمایید و همگی در راه رسیدن به حب و قرب خداوند با یک‌دیگر رقابت کنید و هیچ بنده‌ای را بردیگران ارجح ندانسته و او راخط قرمز بین خود و خدای خود ندانید؛ آیا ایمان نمی‌آورید؟ اگر به خدا ایمان دارید، پس آيا نباید خداوند را بیش از هر چیز دیگر دوست داشته باشید؟
    انبیا و مهدی منتظر را به خاطر خدا دوست داشته باشيد و به این معنی نیست که ما را بیش از خدا دوست داشته و رقابت برای حب و قرب به او را به ما واگذار کنید؛ به خدا قسم هیچ یک از انبیا و همین‌طور مهدی منتظر جرأت نمی‌کند رقابت برای رسیدن به بالاترین درجه حب و قرب خداوند را بر شما حرام کند. آیا می‌دانید صحابه محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم برای حب و قرب خدا با او رقابت می‌کردند و برای همین خداوند به نبی خود فرمان می‌دهد در برابر آنان صبر پیشه کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ﴿٢٨} صدق الله العظيم [الكهف].
    { خودت را با کسانی که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند ، و تنها رضای او را می‌طلبند صبر بده ! و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان بیهوده و خسران است. (۲۸)}
    من می‌دانم این بیان کسانی را که خداوند در باره آنان در آیات محکم کتابش فرموده:
    {وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلا وَهُمْ مُشْرِكُونَ﴿١٠٦﴾} صدق الله العظيم [يوسف]،
    {
    و بیشتر ایشان به خداوند ایمان نمی‌آورند مگر آنکه [به نوعی‌] مشرکند}
    عصبانی خواهد کرد.
    ولی حرف من حق است؛ هرکس می‌خواهد ایمان بیاورد و هرکس می‌خواهد کافر شود و این همان فرمانی است که خداوند پیش از این به جد من داده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا ﴿٢٨﴾وَقُلِ الحقّ من ربّكم فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا ﴿٢٩﴾} صدق الله العظيم [الكهف].
    {خودت را با کسانی که پروردگار خود را صبح و عصر می‌خوانند، و تنها رضای او را می‌طلبند صبر بده ! و هرگز بخاطر زیورهای دنیا، چشمان خود را از آنها برمگیر! و از کسانی که قلبشان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همانها که از هوای نفس پیروی کردند، و کارهایشان بیهوده و خسران است. (۲۸) بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است! (۲۹)}
    اللهم قد بلغت، اللهم فاشهد.
    ای کسی که فتوا داده‌ای امام مهدی از "قرآنیون" است؛ به راستى كه تو آشكارا گمراهى{ اشاره به آیه کریمه سوره القصص: قال له موسي انك لغوی مبين(۱۸)}. خداوند مرا از قرآنییون که مانند شما قرآن را بر اساس خواسته و تمایل نفسی‌شان تفسیر می‌کنند قرار نداده است؛ هرکس نسبت به سنت حق محمد رسول الله کافر باشد، نسبت به قرآن عظیم کافر شده است؛ چون سنت برای بیان و توضیح بیشتر قرآن آمده است؛ آیا من شما را تنها از آن بخشی از سنت نهی نکردم که مخالف آیات محکم قرآن است؟ بدانید در احادیث سنت نبوی هرچه که برخلاف آیات محکم کتاب خداوند باشد؛ حدیثی است که به دروغ به خدا و رسولش نسبت داده شده است؛ آیا تعقل نمی‌کنید؟ به راستی که ما شما را به حکمیت بر اساس کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می‌کنیم؛ چون قرآن عظیم از تحریف و دست‌کاری محفوظ است و برای همین هم خداوند قرآن را مسلط و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی قرار داده و برای همین هم از ما از علمای مسلمین وعلمای یهودی و مسیحی دعوت می‌کنیم که حکمیت را به کتاب خداوند قرآن عظیم بسپارند و هر چه که در تورات و انجیل و سنت نبوی برخلاف آیات محکم آن باشد دروغ است و از سوی خداوند نیامده؛ اگر اهل اندیشه و تعقل باشید...آیا نمی‌بینید تنها قرآن عظیم است که در طول گذر از نسل‌ها ودوران‌ها از تحریف و دست‌کاری محفوظ مانده است و در تمام عالم تنها یک نسخه از آن وجود دارد؟ آیا انتظار دارید مهدی منتظر مردم را به پیروی از کتاب البخاری و مسلم اهل سنت و یا کتاب بحار الأنوار شیعیان دعوت کند؟ آخر چقدر کفر شما نسبت به این قرآن که رسالت خداوند برای تمام عالمیانی است که می‌خواهند راه راست را درپیش گیرند، شدید است....

    به خدا قسم تا زمانی که زنده‌ام از امیال شما پیروی نخواهم کرد و شما خود شاهد بر خود باشید؛ به راستی که خداوند امام مهدی را برای این فرستاده است تا در اختلافاتی که دارید به حق حکم دهد. اگر می‌بینید من قرآنییون را برای رد حد رجم تصدیق می‌کنم؛ اما در موضوعات دیگر با آنها مخالفم. این امر درمورد عقیده شیعیان مبین بر نفی مشاهده آشکار خداوند نیز صادق است ولی من با سایر مواضع آنان مخالفم. اهل سنت و جماعت نیز در برخی موضوعات درست می‌گویند ولی در امور دیگر من با ایشان مخالفم؛ البته - احادیث- افترا و دروغ در نزد اهل سنت بیش از شیعیان است ولی من شرک اهل سنت را کمتر از شیعیان می‌دانم که به جای خداوند ائمه را می‌خوانند؛ من هیچ یک از مسلمانان را از شرک بری نمی‌دانم مگر کسانی که از پروردگارشان پروا کرده و می‌دانند جز او ولی و شفیعی ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الأنعام].

    {و به وسیله آن کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! (روزی که در آن،) یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او [= خدا] ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند}
    اما شما منتظر ولی و شفیعی جز خداوند هستید؛ پس چگونه شما را به عنوان مشرک توصیف نکنم؟ اگر شما همچنان در مسیر هدایت بودید، چرا موعدی که در کتاب مسطور برای آمدن مهدی منتظر مقدر شده بود فرا رسیده است. من در این پایگاه بی‌طرف با شما گفتگو می‌کنم تا اگر به قرآن عظیم ایمان دارید، پس بر اساس آن حکمیت کنیم. اگر شما توانستید تنها در یک مورد بر اساس کتاب خداوند در مقابل امام مهدی حجت بیاورید؛ تمام انصار من در کشورهای مختلف باید از پیروی از مهدی منتظر دست بردارند..هیهات هیهات....قسم به خداوندی که خدایی جز او نیست که با کمک یک‌دیگر هم نمی‌توانید با آوردن حجت از قرآن عظیم بر مهدی منتظر غلبه کنید؛ و این ادعای من از روی غرور نیست؛ خواهید دید....متأسفانه هربار خداوند عذابی برای هشدار می‌فرستد؛ رو به او می‌کنید و وقتی بلا را از سرتان دور کرد، شاید شکر کرده و از حق آمده از سوی پروردگار پیروی کنید؛ باز در طغیان خود غوطه خورده و می‌گویید اینها حوادث طبیعی هستند؛ خدا شما را بکشد که چه دروغ‌هایی می‌گویید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ﴿٧٥﴾وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ ﴿٧٦﴾حَتَّىٰ إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَابًا ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {و اگر به آنان رحم کرده و گرفتاری‌ها و مشکلات‌شان را برطرف سازیم، در طغیان‌شان لجاجت می‌ورزند و سرگردان می‌مانند! (۷۵) ما آنها را به عذاب و بلا گرفتار ساختیم (تا بیدار شوند)، امّا آنان نه در برابر پروردگارشان تواضع کردند، و نه به درگاهش تضرّع می‌کنند! (۷۶) تا زمانی که دری از عذاب شدید به روی آنان بگشاییم، ناگهان بکلّی مأیوس گردند. (۷۷)}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    ـــــــــــــــــــ



  10. مصدر المشاركة
    - 30 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - صفر - 1432 هـ
    28 - 01 - 2011 مـ
    ۸-بهمن-۱۳۸۹ه.ش.
    04:49 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    بیان حق درباره: "إثبات خیانت همسر نوح ولوط عليهم الصلاة والسلام"
    وبه دنبال آن:
    "نفی دیدن آشکار خداوند حین سخن گفتن خدا با بندگان چه در دنیا و چه در آخرت"..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام بر جدم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم الأطهار، و تمامی انصار و تمام مسلمانان نیکوکاری که وقتی حق آمده از نزد پروردگارشان برای‌ آنان آشکار شد؛ غرور و تعصب آنها را به گناه نمی‌کشاند و با توبه و انابه به سوی او باز می‌گردند؛ آنان که در برابر مؤمنان فروتن و در مقابل کافرانی که به جنگ دین‌شان آمده‌اند قدرت‌مند و با عزت‌اند.
    شیخ گرامی جناب عبدالقادر؛ مهدی منتظر را وادار به مباهله نکن که از اصحاب آتش خواهی شد! از خداوند واحد قهار بترس و مردم را از پیروی از ذکر-قرآن عظیم- بازمدار. همان ذکری که مهدی منتظر با آن برای مردم حجت آورده و به بشریت درمورد عذاب خداوند یعنی سیاره آتش سقر، همان که نامش را سیاره دهم گذاشته‌ شده است؛ هشدار می‌دهد. شما حق بودن این بیانات را شبی درک خواهید کرد که در آن، شب از روز پیشی گیرد. امیدوارم پروردگارم کاری کند تا "حق" را "حق" دیده و پیروی از آن را روزیتان فرماید و همین طور باطل را "باطل" ببینید و اجتناب از آن را به شما ارزانی دارد.
    و اما در مورد مباهله؛ إمام مهديّ ناصر محمد اليماني-لعنت- آن را تنها برای خودش خواهد گذاشت؛ یعنی اگر او ظالم است و مهدی منتظر نیست؛ لعنت خدا، ملایکه و تمام مردم بر اوباد و اگرامام ناصر محمد یمانی به حق امام مهدی منتظر است؛ امیدوارم خداوند شیخ گرامی عبدالقادر ادریس و تمام علمای مسلمین و امتشان را مورد مغفرت خود قرار دهد و می‌گویم: خداوندا آنها را مورد مغفرت خود قرار ده چون نمی‌دانند من امام مهدی منتظر حق پروردگارشان هستم. برادر گرامی! شما هم جزو اهداف امام مهدی هستی و اگر من درمقابل تو کوتاهی کنم یعنی از تحقق هدفم که نعیم اعظم و راضی شدن خداوند درنفسش است عاجز شده‌ام . من تلاش می‌کنم تمام امت‌ها را هدایت کنم چون یکی شدن همه امت‌ها و قرار گرفتن در راه راست جزیی از تحقق رضوان خداوند درنفسش است. لذا من در مورد هیچ مسلمان و کافری کوتاهی نمی‌کنم؛ درباره شما هم چنین نمی‌کنم چرا که تو را از شیاطین بشر نمی‌دانم؛ بلکه شما از کسانی هستی که تصور می‌کنند بر اساس کتاب خدا و سنت حق رسولش عمل می‌کنند ولی تلاش‌شان در دنیا هدر رفته و تا زمانی که احکام خداوند را که در آیات محکم قرآن عظیم بر آنان نازل شده؛ اقامه نکنند؛ هیچ چیز عایدشان نمی‌شود.
    حکایت شیعیان و اهل سنت مانند یهودیان و مسیحیان است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ} صدق الله العظيم [البقرة:۱۱۳].
    {یهود بر این دعویند که نصاری را (از حق) چیزی در دست نیست، و نصاری بر این دعوی که یهود را (از حق )چیزی در دست نیست، }
    اما در حقیقت هیچ یک چیزی در دست ندارند( نه مسیحیان و نه یهودیان) چون از آن چه که خداوند در آیات محکم تورات و انجیل و قرآن عظیم بر آنان نازل شده است؛ پیروی نمی‌کنند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَسْتُمْ عَلَىٰ شَيْءٍ حَتَّىٰ تُقِيمُوا التَّوْرَاةَ وَالْإِنجِيلَ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ ۗ وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَكُفْرًا ۖ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ ﴿٦٨} صدق الله العظيم [المائدة].
    { ای اهل کتاب! شما هیچ آیین صحیحی ندارید، مگر اینکه تورات و انجیل و آنچه را از طرف پروردگارتان بر شما نازل شده است، برپا دارید. ولی آنچه بر تو از سوی پروردگارت نازل شده، بر طغیان و کفر بسیاری از آنها می‌افزاید. بنابر این، براین قوم کافر، غمگین مباش!}
    امام مهدی ناصر محمد یمانی هم می‌گوید: ای جماعت شیعیان و اهل سنت و تمام فرقه‌های دیگر اسلامی؛ شما هم تا زمانی که بر اساس احکام نازل شده از سوی خداوند در آیات محکم کتابش قرآن عظیم عمل نکنید؛ برحق نبوده و چیزی در اختیار ندارید. پس به حبل الهی قرآن عظیم محفوظ از تحریف تمسک جسته و نسبت به هرچه که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم باشد-چه در تورات و انجیل باشد و چه در سنت نبوی- کافر شوید. خدا را به شهادت می‌گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است هرچه که در تورات و انجیل و سنت نبوی آمده و بر خلاف آیات محکم قرآن عظیم است؛ از نزد خدا نیامده و کار شیطان رجیم -ابلیس- است که از زبان اولیایش نقل شده تا با حق مجادله کنند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيُوحُونَ إِلَى أَوْلِيَائِهِمْ لِيُجَادِلُوكُمْ وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۲۱].
    { و شیاطین به دوستان خود مطالبی القا می‌کنند، تا با شما به مجادله برخیزند؛ اگر از آنها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود}
    ای علمای اسلام و امت‌شان؛ این خبری بزرگ است که شما ازآن رومی‌گردانید -مبادا- کسانی که ندانسته به خدا نسبت می‌زنند؛ شما را از پیروی از حق آمده از پروردگارتان باز دارند.
    ای محمود ابوحمزه! اگرهمسر یکی از انبیا به شوهرش خیانت کند؛ مانند دیگر زنان مسلمان نیست چون فرزند او در ظاهر امر فرزند نبی خداست و اگر از ذریه شیاطین باشد؛ امت را بعد از پدرش به گمراهی می‌کشاند. برای همین همسر انبیا مثل هیچ یک از زنان مسلمان نیستند و هریک از آنها که در بستر به همسرش خیانت کند نهایت کارش آتش خواهد بود که جایگاهی بسیار بد است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا نِسَاءَ النبيّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّـهِ يَسِيرًا ﴿٣٠﴾ وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّـهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا ﴿٣١﴾يَا نِسَاءَ النبيّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ﴿٣٢﴾وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    { ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دو چندان خواهد بود؛ و این برای خدا آسان است. (۳۰) و هر کس از شما برای خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزی پرارزشی برای او آماده کرده‌ایم. (۳۱) ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس به گونه‌ای با نرمی سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید! (۳۲) و در خانه‌های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین ( بدون حجاب صورت ) ظاهر نشوید،}
    شاید محمود المصری بخواهد بگوید:" آیا نمی‌بینید امام ناصر محمد یمانی به زنان محمد رسول الله نسبت به زنا می‌دهد؟" امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: لعنت خدا بر کسانی باد که با این که می‌دانند این حق آمده از نزد پروردگار است؛ لباس باطل بر تن حق می‌کنند. همانا که ما می‌خواهیم این قاعده را برایتان روشن کنیم که در کتاب خدا همسران انبیا مانند هیچ یک از زنان نیستند؛ اگر یکی از آنها فرزندی را باردار شود که از ذریه همسرش که نبی و پیامبر خداوند است، نباشد؛ اگر از ذریه شیاطین باشد که تظاهر به ایمان می‌کنند و کفر خود را مخفی نگه می‌دارند و جز فاجر کافر به دنیا نمی‌آورند، دراین صورت خطربزرگی پیروان آن نبی را تهدید می‌کند و تمام امت را به گمراهی شدید خواهد کشاند. لذا به علت خیانت همسرنوح و همسر لوط؛ خداوند قلب آنها را منحرف کرد تا از اهالی آتش شوند چرا که به همسران خود خیانت کردند. امام ناصر محمد یمانی از تمام همسران انبیا به نیکی یاد می‌کند و به آنها صلوات و سلام می‌فرستد؛ بجز همسر نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام و همسر نبی الله لوط علیه الصلاة و السلام که درمورد این دو نفرمن همان فتوایی را می‌دهم که خداوند در آیات محکم کتابش درموردشان داده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    ضَرَبَ اللَّـهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ ۖ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّـهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ ﴿١٠‏} ‏ صدق الله العظيم [التحريم]..
    {خدا براى كافران مثَل زن نوح و زن لوط را مى‌آورد كه هر دو در نكاح دو تن از بندگان صالح ما بودند و به آن دو خيانت ورزيدند. و آنها نتوانستند از زنان خود دفع عذاب كنند و گفته شد: با ديگران به آتش درآييد.}
    کسی که در" ذکر" خدا -قرآن عظیم- تدبر می‌کند؛ در اینجا درنگ نموده و فکر می‌کند این خیانت دقیقاً چه بوده است؟ آیا می‌توان در این آیه که در آن از خیانت آنها در مورد موضوعی معین پرده برداشته شد و منجر به این گردید که خداوند قلب آنان را از پیروی از حق پروردگارشان بگرداند؛ به همین حد بسنده کرد؟ اما این خیانت دقیقاً چه نوع خیانتی بوده است آیا تنها خیانت زناشویی بوده است؟ عقل و منطق می‌گوید اگر مقصود خداوند خیانت زناشویی باشد؛ باید یکی از آنها باردار شده باشد تا خداوند نوع خیانت را درکتاب روشن کند. جواب را هم در فرموده خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَنَادَىٰ نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عملی غیر صالح است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    این یعنی او از خانواده و ذریه نبی نیست و سپس خداوند برایتان روشن می‌کند که او حقیقتاً از خانواده نبی و ذریه او نیست. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿٧٥﴾وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿٧٦﴾وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [الصافات].
    { و نوح، ما را خواند؛ و چه خوب اجابت کننده‌ای هستیم! (۷۵) و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهایی بخشیدیم، (۷۶)و فرزندانش را همان بازماندگان (روی زمین) قرار دادیم، (۷۷)}
    آیا نمی‌دانید تمام آنهایی را که خداوند غرق و هلاک نمود از ذریه شیاطین بودند که جز کافر و فاجر به دنیا نمی‌آورند؟ برای همین نبی الله نوح علیه الصلاة و السلام گفت:
    {إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا ﴿٢٧} صدق الله العظيم [نوح].
    {چرا که اگر آنها را باقی بگذاری، بندگانت را گمراه می‌کنند و جز نسلی فاجر و کافر به دنیا نمی‌آورند!}
    و سپس خدا به نبی خود وعده می‌دهد دعای او را اجابت کند به این شرط که در مورد -نجات- احدی از کافران با او سخنی نگوید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأُوحِيَ إِلَىٰ نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلَّا مَن قَدْ آمَنَ فَلَا تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ ﴿٣٦﴾وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [هود].
    {به نوح وحی شد که: «جز آنها که ایمان آورده‌اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد! پس، از کارهایی که می‌کردند، غمگین مباش! (۳۶) و در حضور ما و طبق وحی ما، کشتی بساز! و درباره آنها که ستم کردند با من سخن مگو، که آنها غرق شدنی هستند!» (۳۷)}
    وقتی زمان غرق شدن فرا رسید؛ محبت نبی الله نوح نسبت به فرزندش او را به فتنه انداخت و با این فرمان پروردگارش مخالفت کرد که :
    {وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الّذِينَ ظَلَمُوَاْ إِنّهُمْ مّغْرَقُونَ}
    ،
    { و درباره آنها که ستم کردند با من سخن مگو، که آنها غرق شدنی هستند}
    ولی وقتی زمان غرق شدن پسرش فرا رسید، گفت:

    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عملی غیر صالح است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    ولی در اینجا فکر کنیم چرا نبی خدا نوح درمورد پسرش با پروردگارش محاجه کرده و می‌گوید:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ}

    { «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» }؟
    و جواب این است که دلیل محاجه نوح با پروردگارش این بود که خداوند به او وعده داده بود که کسانی که در کشتی بودند، او و خانواده و کسانی را که ایمان آورده‌اند، نجات می‌دهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {حَتّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إلاّ قَليل} صدق الله العظيم [هود:۴۰].
    {تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت؛ گفتیم: «از هر جفتی از حیوانات یک زوج در آن حمل کن! همچنین خاندانت را؛ مگر آن که قبلاً وعده هلاکش داده شده و همچنین مؤمنان را!» اما جز عده کمی همراه او ایمان نیاوردند!}
    برای همین نبی الله نوح فکر می‌کرد خداوند پسرش را هدایت کرده و همراه او سوار بر کشتی خواهد کرد چون از خاندان اوست. خداوند به او وعده داده بود که او و خاندانش و کسانی که با او ایمان آورده‌اند را نجات دهد. ولی نبی الله نوح تلاش کرد تا پسرش با او سوار کشتی شود چون از خانواده او بود و خدا وعده نجات او و خاندانش را داده بود ولی به شرطی که فرزند پدر باشند. برای همین نبی الله با پروردگارش محاجه کرد و وعده قبلی خدا را مطرح نمود:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    به کلام نبی الله نوح بنگرید:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ} ،
    {«پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» }
    مقصودش چیست که می‌گوید:
    {وَعْدَكَ الْحَقُّ}
    {وعده تو حق است }؟
    چون خدا به او وعده داده بود خاندانش را نجات دهد:
    {احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ}،
    {از هر جفتی از حیوانات یک زوج در آن حمل کن! همچنین خاندانت را}
    برای همین نوح عليه الصلاة والسلام خطاب به پروردگارش گفت:
    {رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الحقّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿٤٥﴾قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم،
    { نوح به پروردگارش عرض کرد: «پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو حق است؛ و تو از همه حکم‌کنندگان برتری!» (۴۵)فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!» (۴۶)}
    با اینکه نبی الله نوح آن پسر را بزرگ کرده و او را از خاندان خود می‌دانست؛ ولی آن پسر فرزند او نبود بلکه حکم فرزند خوانده را داشت چون خداوند می‌دانست او فرزند خونی نبی الله نوح نیست چون حاصل عمل ناصالح همسرش بود. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلَا تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٤٦﴾} صدق الله العظيم،
    {فرمود: «ای نوح! او از اهل تو نیست! او حاصل عمل غیر صالحی است پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز می‌دهم تا از جاهلان نباشی!!»}
    أبو حمزه؛ تا کی می‌خواهی در زیر سایه‌ی بحث و جدل درمورد خیانت همسران نوح و لوط -که سلام و صلوان بر نوح و لوط باد- وقت ما را تلف کنی تا نتوانیم چیزهایی را برای مسلمانان روشن کنیم که به نفعشان بوده و آنها را از فتنه مسیح کذاب نجات می‌دهد؟ پس در این بیان نفی دیدن آشکار خداوند در حین تکلم با بندگان در دنیا و آخرت را بیان خواهیم کرد و من از صادقان هستم.
    ای مردم؛ برشماست که بدانید امام مهدی چگونه کتاب خداوند قرآن عظیم را تشریح و تفصیل می‌کند؛ تفسیر او مانند تفاسیر شما که از روی ظن و گمان آورده شده‌اند؛ نیست که ناقض یک‌دیگرند. بلکه بیان امام مهدی برای قرآن عظیم؛ بی شک و تردید تفصیل کتاب است؛ چون او آیات قرآن را با آیات همین قرآن تشریح می‌کند که درست درباره همان موضوع است. وقتی می‌بینید برایتان فتوا می‌دهم نمی‌توان خداوند را آشکارا دید؛ این بر اساس اعتماد و تکیه من به یک آیه و حجت آوردن با یک آیه نیست. خیر به خدا هرگز چنین نیست. بلکه من از آیات محکم کتاب که ذکری برای خردمندان است؛ حجت آورده و آن را تشریح می‌کنم. برای مثال این که امام مهدی فتوا می‌دهد امکان ندارد که بتوان خداوند را دید، از این روست که من در آیات محکم کتاب؛ عدم رؤیت خداوند را از صفات ازلی خدا یافته‌ام؛ چنان که در ضمن تعریف صفات ازلی پروردگار چنین آمده است:
    {بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَلَمْ تَكُن لَّهُ صَاحِبَةٌ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١٠١﴾ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿١٠٢﴾لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { او پدید آورنده آسمانها و زمین است؛ چگونه ممکن است فرزندی داشته باشد؟! حال آنکه همسری نداشته، و همه چیز را آفریده؛ و او به همه چیز داناست. (۱۰۱)این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}
    از آنجا که این تعریف صفات ازلی پروردگار است؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَٰلِكُمُ اللَّـهُ رَبُّكُمْ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ﴿١٠٢﴾لَّا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ﴿١٠٣﴾} صدق الله العظيم،
    {این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست؛ آفریدگار همه چیز است؛ او را بپرستید و او نگهبان و مدّبر همه موجودات است. (۱۰۲) چشمها او را نمی‌بینند؛ ولی او همه چشمها را می‌بیند؛ و او بخشنده و آگاه (از همه) چیز است. (۱۰۳)}
    یعنی چشم‌ها قادر به درک او نیستند و خداوند با احدی صحبت نمی‌کند مگر از ورای حجاب. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:۵۱]
    { و هيچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کندهمانا که او بلندمقام و حکیم است!}
    یعنی انسان را نرسد که خداوند آشکار با او سخن گفته و یا بتواند پروردگارش را ببیند؛ اما وحی تفهیم مستقیماً از سوی پروردگار به قلب است همان طور که خدا به قلب یوسف علیه الصلاة و السلام وحی نمود:
    {وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ} صدق الله العظيم [يوسف:۱۵].
    {به او وحى كرديم كه ايشان را از اين كارشان آگاه خواهى ساخت و در حالی که آنان نمی‌دانند.}
    خداوند با وحی تفهیمی به قلب یوسف او را از این امر آگاه نمود که مکر برادرانش باعث قدرت و عزت او خواهد شد و روزی در حالی او را خواهند یافت که در قدرت است و آنان ذلیلند و او آنها را از کاری که-با او-کردند باخبر خواهد کرد در حالی که آنها نمی‌دانند او برادرشان یوسف است، چون در جایگاه عزت و بلندی قرار دارد و این دقیقاً همان چیزی بود که رخ داد. برادرانش در حالی به سراغ یوسف آمدند که از او صدقه می‌خواستند. آنها در موضع ضعف و ذلت و یوسف در جایگاه عزت و والایی بود، برای همین متوجه نشدند او برادرشان یوسف است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّـهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ﴿٨٨﴾قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ ﴿٨٩﴾قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ} صدق الله العظيم [يوسف].
    { هنگامی که آنها بر او [= یوسف‌] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی با خود آورده‌ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می‌دهد!» (۸۸) گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!» (۸۹) گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: من یوسفم،}
    و این توضیح و تفصیل وحی تفهیمی از سوی پروردگار به قلب یوسف علیه الصلاة و السلام است که درسنین کودکی و قبل از آن که به عنوان رسول به سوی آل فرعون فرستاده شود به او وحی شد. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُم بِأَمْرِهِمْ هَـذَا وَهُمْ لاَ يَشْعُرُونَ} صدق الله العظيم ؛
    {به او وحى كرديم كه ايشان را از اين كارشان آگاه خواهى ساخت ودر حالی که آنان نمی‌دانند.}
    یعنی او رفتارشان را به ایشان یادآوری خواهد کرد در حالی که آنها نمی‌دانند او برادرشان یوسف است، چون خداوند به خاطر مکری که به ناحق در مورد یوسف کردند؛ او را به عزت و آنان را به ذلت خواهد کشاند. سپس تصدیق وحی حق تفهیمی در عالم واقعیات محقق شد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُّزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَتَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللَّـهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقِينَ ﴿٨٨﴾قَالَ هَلْ عَلِمْتُم مَّا فَعَلْتُم بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنتُمْ جَاهِلُونَ ﴿٨٩﴾قَالُوا أَإِنَّكَ لَأَنتَ يُوسُفُ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَـٰذَا أَخِي قَدْ مَنَّ اللَّـهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّـهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٩٠﴾قَالُوا تَاللَّـهِ لَقَدْ آثَرَكَ اللَّـهُ عَلَيْنَا وَإِن كُنَّا لَخَاطِئِينَ ﴿٩١﴾قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّـهُ لَكُمْ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿٩٢﴾} صدق الله العظيم [يوسف].
    { هنگامی که آنها بر او [= یوسف‌] وارد شدند، گفتند: «ای عزیز! ما و خاندان ما را ناراحتی فرا گرفته، و متاع کمی با خود آورده‌ایم؛ پیمانه را برای ما کامل کن؛ و بر ما تصدّق و بخشش نما، که خداوند بخشندگان را پاداش می‌دهد!» (۸۸) گفت: «آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که جاهل بودید؟!» (۸۹) گفتند: «آیا تو همان یوسفی؟!» گفت: من یوسفم،و این برادر من است! خداوند بر ما منّت گذارد؛ هر کس تقوا پیشه کند، و شکیبایی و استقامت نماید، چرا که خداوند پاداش نیکوکاران را ضایع نمی‌کند!» (۹۰) گفتند: «به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برتری بخشیده؛ و ما خطاکار بودیم!» (۹۱) (یوسف) گفت: «امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست! خداوند شما را می‌بخشد؛ و او مهربانترین مهربانان است! (۹۲)}
    این هم برهان وحی تفهیمی از پروردگار به قلب است که خداوند تعالی می‌فرماید:

    {فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ﴿٣٧} صدق الله العظيم [البقرة].
    {سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است.}
    همانا که آدم و همسرش کلمات دعایی را که به درگاه پروردگارشان کردند را در قلبشان دریافت کردند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!»}
    ولی خداوند در روز قیامت با وحی تفهیمی با کافران سخن نمی‌گوید تا به درگاه پروردگارشان دعا کنند تا آنها را مورد رحمت خود قراردهد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:۷۷]
    {و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست}

    مقصود این نیست که خداوند از ورای حجاب با وحی تکلیمی با آنها سخن نمی‌گوید؛ بلکه می‌بینید که خداوند با آنان سخن می‌گوید:
    {يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ ﴿١٣٠} [الأنعام].
    {ای گروه جنّ و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‌کردند، و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟! آنها می‌گویند: «بر ضدّ خودمان گواهی می‌دهیم؛ و زندگی دنیا آنها را فریب داد؛ و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿١٠٨﴾}
    صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (۱۰۷) (خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸)}
    لذا ای مردم مقصود خداوند از این کلام چیست:
    {وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}
    {و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد}؟
    مقصود این است که خداوند با وحی تفهیمی به قلبشان با آنان سخن نمی‌گوید تا دریابند باید به درگاه خدا دعا کنند تا مورد رحمتش قرار گیرند و برای همین هم -چون از خدا نخواسته‌اند- خداوند هم خود به آنها نمی‌نگرد. آنها از او درخواست رحمت نمی‌کنند بلکه از او می‌خواهند آنها را به دنیا بازگرداند تا اعمالی غیر از گذشته انجام دهند.

    پس چگونگی وحی تفهیمی از سوی پروردگار به قلب، برای‌تان روشن شد. این نوع وحی برای ناآگاهان، از خطرناک‌ترین أنواع وحی است. چون اگر شیطان در سینه‌شان وسوسه کند؛ تصور می‌کنند وحی تفهیمی است. لذا وحی تفهیمی باید برهان علمی از کتاب داشته باشد. اما این که بگوییم قلبم می‌گوید و برهانی از آن چه که خداوند آموخته به دنبالش نباشد، نزد ما پذیرفته نیست؛ چون حجت در برهان علمی است. اگر امام مهدی به شما فتوا می‌دهد بیان حق قرآن را با وحی تفهیمی مستقیم از سوی پروردگار به قلبش دریافت می‌کند؛ به دنبال آن می‌بینید که برای آن چه که پروردگارم به من الهام نموده؛ ازآیات محکم کتاب که ذکری برای خردمندان است، برای‌تان برهان علمی می‌آورم. چون امام مهدی قرآن را از حفظ نمی‌داند. در هر حال به فرموده خداوند تعالی بازمی‌گردیم:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّـهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ ﴿٥١} صدق الله العظيم [الشورى]،
    { و هيچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    و اما روش اول وحی تفهیمی به قلب است در این فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا}
    { و هيچ بشرى را نرسد که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی}
    که آن را به حق برایتان توضیح دادیم و این وحی تفهیمی است واما روش دوم، وحی تکلیمی از ورای حجاب است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}،
    {و یا از پشت حجاب،}

    و اما روش سوم فرستادن جبریل علیه الصلاة و السلام است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم.
    {یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم که خداوند مسیح کذاب را در خواب به من نشان داد. مسیح کذاب گفت:

    " من خدا هستم و بهشت و آتش نزد من است" و سپس با کینه و حقد شدید به امام ناصر محمد یمانی نگاه کرد و گفت:"و من هستم که قرآن را نازل کرده‌ام" من در پاسخ او گفتم تو قرآن را نازل کرده‌ای؟ گفت: "بله" پس با فرموده خداوند تعالی برایش حجت آوردم که: {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم، سپس به او نزدیک شدم تا جایی که بینی‌ام به بینی او نزدیک شد و به او گفتم: پس چطور رو در رو با من صحبت کرده و می‌توانیم تو را ببینیم؟ و به حق بر او غلبه کردم و می‌شنیدم که از غیظ دندان‌هایش را به هم می‌سایید و سپس گفت:" حرام و طلاق من خدا هستم"
    پایان رؤیا درمورد مسیح کذاب. من دربرابر او از آیات محکم کتاب حجت اقامه کردم؛ و اگر به کتاب خدا قرآن عظیم ایمان دارید شما هم با این آیه دربرابرش حجت بیاورید.
    ای مردم از خدا پروا کنید و از حق آمده از سوی پروردگارتان پیروی نمایید؛ پروردگار از برابر دیدگان در پس حجاب قرار نگرفته تا از روی غیب به او ایمان بیاورید؛ بلکه دلیل این است که تنها چیزی قادر به تحمل دیدن عظمت ذات خداوند سبحان است که از نظر عظمت ذاتی مانند او باشد ولی خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۱].
    {هیچ چیز همانند او نیست و او شنوا و بیناست!}
    خداوند درعالم واقعیات برای شما مثالی می‌آورد که چرا خداوند در برابر دیدگان تمام مخلوقاتش؛ تجلی نمی‌کند. چون دیدگان هیچ یک ازمخلوقات قادر به تحمل دیدن عظمت ذات خداوند سبحان و تعالی نیست. خداوند کوهی بزرگ را برای شما مثال می‌زند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَى لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ قَالَ لَنْ تَرَانِي وَلَكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَى صَعِقًا فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:143].
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}
    لذا ای مردم؛ این از صفات پروردگار است که در دنیا یا آخرت از ورای حجاب با بندگانش سخن می‌گوید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ تَشَقَّقُ السَّمَاءُ بِالْغَمَامِ وَنُزِّلَ الْمَلَائِكَةُ تَنزِيلًا ﴿٢٥} صدق الله العظيم [الفرقان].
    { وروزی را که آسمان با الغمام-حجاب پروردگار- شکافته می‌شود، و فرشتگان نازل می‌گردند.}
    این "الغمام" چیست؟ و جواب را در آیات محکم کتابش می‌یابید. این حجاب پروردگار سبحان است که میان بندگان و رب المعبود قرار دارد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّـهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّـهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ﴿٢١٠} صدق الله العظيم [البقرة].
    {یا انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایه‌هائی از الغمام-حجاب پروردگار- به سوی آنان بیایند (در این صورت)و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمی‌گردد.}
    اما کسانی که قلبشان از حق آمده از پروردگارشان منحرف است؛ همه این آیات محکمی را که برای عالم و جاهل روشن هستند رها می‌کنند انگار که اصلا آن را نشنیده‌اند و به سراغ آیات متشابه رفته وبرای اثبات دیده شدن آشکار خداوند با آنها برای امام مهدی دلیل آورده و می‌گویند:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم [القيامة].
    { در آن روز وجوهی -قلب‌هایی- شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر پروردگارش است (۲۳)}
    |آنان در دام متشابه گرفتار شده‌اند و همانا که این تشابه در این کلام خداوند تعالی است: {نَّاظرَةٌ}، و گمان کردند مقصود دیدن یا چشم است؛ در حالی که مقصود انتظار است؛ مثل گفته ملکه سباء:
    {فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ}[النمل:۳۵]
    {پس چشم می دارم (که) فرستادگان با چه (حالی) باز می‌گردند.}
    یعنی منتظر می‌مانیم و لذا فرموده خداوند تعالی:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾}،
    { در آن روز وجوهی-قلب‌هایی- شاداب و مسرور است، (
    ۲۲) و منتظر پروردگارش است (۲۳)}
    مقصود وجه باطنی است که خداوند با آن تعامل می‌کند؛ یعنی قلب‌ها. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {روزى كه نه مال سود مى‌دهد و نه فرزندان. (۸۸) مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد. (۸۹)}
    و این وجه مورد مقصود است؛ و خداوند در همین مورد برایتان روشن می‌کند که وجوهی-قلب‌هایی- منتظر رحمت خداوندند و و وجوهی-قلب‌هایی- دیگر منتظر واقعه‌ای کمرشکن هستند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿٢٤﴾ تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة]،
    { در آن روزوجوهی-قلب‌هایی- شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر پروردگارش است (۲۳)و در آن روز وجوهی عبوس و در هم کشیده است، (۲۴) زیرا می‌داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می‌شکند! (۲۵)}
    پس خداوند درمورد کسانی که منتظر رحمت او هستند و کسانی که منتظر عذاب او می‌باشند سخن می‌گوید؛ هریک بر اساس ظنی که به پروردگارشان دارند:
    {وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ ﴿٢٢﴾إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ ﴿٢٣﴾وَوُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ ﴿٢٤﴾ تَظُنُّ أَن يُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ ﴿٢٥﴾} صدق الله العظيم [القيامة]،
    { در آن روزوجوهی-قلب‌هایی- شاداب و مسرور است، (۲۲) و منتظر پروردگارش است (۲۳)و در آن روزوجوهی عبوس و در هم کشیده است، (۲۴) زیرا می‌داند عذابی در پیش دارد که پشت را در هم می‌شکند! (۲۵)}
    ای مردم؛ خداوند به شما فرمان نمی‌دهد از ظاهر آیات متشابه پیروی کنید؛ چون اگر از متشابهات قرآن که نیاز به تأویل دارند پیروی کرده و آیات محکم بینه و ام الکتابی که درست درمورد همان موضوع هستند؛ رها کنید؛ اگر آیات محکم را رها کرده و به دنبال آیات بروید که تأویل آنها غیر از ظاهر آن است؛ قلبتان از حق آمده در آیات محکم کتاب منحرف می‌شود؛ آیات ام الکتابی که برای عالم و جاهل شما بینه و روشن است . به این وسیله کسانی را که قلبشان از حق محکم آمده در آیات ام الکتاب منحرف است را می‌شناسید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أمّ الكتاب وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّـهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿٧﴾رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿٨﴾رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَّا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّـهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    { او کسی است که این کتاب را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» است؛ که اساس این کتاب می‌باشد؛ و قسمتی از آن، «متشابه» است اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‌انگیزی کنند و تفسیر برای آن می‌طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا نمی‌داند و راسخان در علم. می‌گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‌شوند (۷) «پروردگارا! دلهایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی، منحرف مگردان! و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده‌ای! (۸) پروردگارا! تو مردم را، برای روزی که تردیدی در آن نیست، جمع خواهی کرد؛ زیرا خداوند، از وعده خود، تخلّف نمی‌کند. (۹)}
    خداوندا شاهد باش که من ابلاغ کردم..
    و اگر در مورد عدم امکان دیدن آشکار خداوند حق با شیعیان باشد؛ ولی آنها عقاید دیگری دارند که به کل باطل است مثل عصمت مطلق انبیا و ائمه از ارتکاب گناه و می‌بینید با این فرموده خداوند تعالی برای مردم حجت می‌آورند:

    {وَإِذِ ابْتَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ﴿١٢٤} صدق الله العظيم [البقرة].
    {هنگامی که خداوند، ابراهیم را با کلمات آزمود. و او به خوبی از عهده این برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    در دام متشابه افتاده‌اند و تشابه دقیقاً در این فرموده خداوند تعالی است:

    {قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}،
    {عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    شیعیان تصور کردند مقصود ظلم( گناه کردن) است که می‌فرماید:
    {لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}،
    {پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    ولی مقصود خداوند ظلم شرک به خداست؛ چگونه کسی که در قلبش ظلم شرک به خدا وجود دارد می‌تواند مردم را از تاریکی خارج کرده و به نور ببرد و آنها را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نماید؟ اما ای جماعت شیعیان؛ اگر شما این آیه را که هنوز نیاز به تأویل دارد کنار گذاشته و از عقیده حقی که در آیات محکم کتاب مبنی بر عدم عصمت انبیا و رسولان از" ارتکاب گناه" پیروی کنید؛ ان گاه هرکس توبه کند؛ پروردگارم غفور و رحیم است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا مُوسَىٰ لَا تَخَفْ إِنِّي لَا يَخَافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ ﴿١٠﴾إِلَّا مَن ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْنًا بَعْدَ سُوءٍ فَإِنِّي غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿١١﴾} صدق الله العظيم [النمل].
    {ای موسی! نترس، که رسولان در نزد من نمی‌ترسند! (۱۰) مگر کسی که ستم کند؛ سپس بدی را به نیکی تبدیل نماید، که من غفور و رحیمم! (۱۱)}
    و می‌بینید که رسول الله موسی زمانی که با ارتکاب قتل به خود ظلم کرد و نفسی را به ناحق کشت؛ وقتی به پروردگارش رو کرد و توبه نمود، خداوند توبه او را پذیرفت. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَىٰ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿١٤﴾وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَـٰذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَـٰذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿١٦﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و هنگامی که (موسی) نیرومند و کامل شد، حکمت و دانش به او دادیم؛ و این گونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم! (۱۴)او به هنگامی که اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد؛ ناگهان دو مرد را دید که به جنگ و نزاع مشغولند؛ یکی از پیروان او بود ،و دیگری از دشمنانش، آن که از پیروان او بود در برابر دشمنش از وی تقاضای کمک نمود؛ موسی ضربه محکمی بر او زد و کار او را ساخت موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است(۱۵)عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است(۱۶)}
    به فرموده خداوند تعالى بنگرید: {فَوَكَزَهُ مُوسَىٰ فَقَضَىٰ عَلَيْهِ قَالَ هَـٰذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿١٥﴾قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴿١٦﴾}.
    {موسی ضربه محکمی بر او زد و کار او را ساخت موسی گفت: «این از عمل شیطان بود، که او دشمن و گمراه‌کننده آشکاری است(۱۵)عرض کرد: «پروردگارا! من به خویشتن ستم کردم؛ مرا ببخش!» خداوند او را بخشید، که او غفور و رحیم است(۱۶)}
    لذا ای شیعیان اثنی عشری؛ در بیان شما از قرآن تناقض بزرگی وجود دارد و علت شرک بسیاری از شما در امر مبالغه درمورد ائمه برگزیده خداوند؛ به علت پیروی از متشابهات در این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}،
    {هنگامی که خداوند، ابراهیم را با کلمات آزمود. و او به خوبی از عهده این برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    و گمان کردید مقصود ظلم " گناه کردن" است در حالی که مقصود خداوند، ظلم" شرک آوردن" است. چگونه امامی که قلبش از ظلم شرک به خدا پاک نیست(قلب سلیم) می‌تواند مردم را از تاریکی خارج سازد و به سوی نور و راه خداوند عزیز و حمید راهنمایی کند؟ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم.
    {هنگامی که خداوند، ابراهیم را با کلمات آزمود. و او به خوبی از عهده این برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من (نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمی‌رسد}
    ای جماعت شیعیان و اهل سنت و تمام کسانی که دینتان را فرقه فرقه کرده و هریک به داشته‌های خود خشنودید؛ همانا که خداوند امام مهدی را حکم و داور میان شما قرار داده تا در موارد اختلاف به حق میان شما حکم دهد؛ و شایسته‌ی حق نیست که از امیال شما پبروی کند؛ بلکه ما زمانی که حق را بگویید آن را تأیید کرده و هرجا که برخلاف حق بوده وعقیده باطل داشته باشید با شما مخالفت می‌کنیم؛ شایسته حق نیست که از امیال و خواسته‌های شما پیروی کند.
    ای حق‌جویان؛ اگر حق برایتان روشن شد ساکت ننشینید؛ حداقل ایمان این است که بگویید در فلان مسئله حق با امام ناصر محمد یمانی است. ولی این به معنای مهدی منتظر بودن او نیست مگر خداوند رؤیای او را درعالم واقعیات محقق گرداند تا او به حق در تمام موضوعات دینی و مواردی که درآن اختلاف داریم؛ به حق بر ما غلبه کند. نه این که به حساب دین با این و آن تعارف کند و شایسته امام مهدی حق نیست که در راه خداوند از هیچ ملامتی بهراسد واگر از پیروی از حق آمده از سوی خداوند عزیز و حکیم سرباز زنیم؛ خداوند چه ما بخواهیم چه نخواهیم او را با عذابی شدید چیره خواهد کرد.
    و اما کسی که در مورد این فرموده خداوند سؤال کرده است:
    {وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّىٰ يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿١١٥} صدق الله العظيم [التوبة].
    {چنان نبود که خداوند قومی را، پس از آن که آنها را هدایت کرد گمراه کند؛ مگر آنکه اموری را که باید از آن بپرهیزند، برای آنان بیان نماید (و آنها مخالفت کنند)؛ زیرا خداوند به هر چیزی داناست!}
    جواب را در فرموده خداوند تعالی می‌یابیم:
    {فَلَمَّا زَاغُوا أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ} صدق الله العظيم [الصف:۵]،
    {هنگامی که آنها از حق منحرف شدند، خداوند قلوبشان را منحرف ساخت؛ و خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند!}
    یعنی وقتی از پیروی از حق آمده از نزد پروردگار منحرف شدند؛ خداوند نیز آنها را گمراه و منحرف نمود:
    {أَزَاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ}
    {خداوند قلوبشان را منحرف ساخت؛ و خدا فاسقان را هدایت نمی‌کند!}

    ولی می‌بینم می‌خواهی بگویی:" مقصود از "حجت" انبیا ورسولانی هستند که به سوی مردم فرستاده شده‌اند و چون ناصر محمد یمانی نه نبی خداوند است و نه رسول او؛ پس اگر از او پیروی نکنیم، خدا ما را عذاب نکرده و نخواهد کرد چون او از انبیا و رسولان خدا نیست". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: همانا که تو حکیم و دانایی؛ خداوند حجت خود برای بندگان را در وجود خود انبیا قرار نداده است؛ بلکه حجت بر بندگان در کتابی است که انبیا و مهدی منتظر با آن برای مردم حجت می‌آورند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَهَـٰذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ فَاتَّبِعُوهُ وَاتَّقُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿١٥٥﴾أَن تَقُولُوا إِنَّمَا أُنزِلَ الْكِتَابُ عَلَىٰ طَائِفَتَيْنِ مِن قَبْلِنَا وَإِن كُنَّا عَن دِرَاسَتِهِمْ لَغَافِلِينَ ﴿١٥٦﴾أَوْ تَقُولُوا لَوْ أَنَّا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْكِتَابُ لَكُنَّا أَهْدَىٰ مِنْهُمْ فَقَدْ جَاءَكُم بَيِّنَةٌ من ربّكم وَهُدًى وَرَحْمَةٌ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن كَذَّبَ بِآيَاتِ اللَّـهِ وَصَدَفَ عَنْهَا سَنَجْزِي الَّذِينَ يَصْدِفُونَ عَنْ آيَاتِنَا سُوءَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُوا يَصْدِفُونَ ﴿١٥٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و این کتابی است پر برکت، که ما نازل کردیم؛ از آن پیروی کنید، و پرهیزگاری پیشه نمائید، باشد که مورد رحمت (خدا) قرار گیرید! (۱۵۵) تا نگویید: «کتاب آسمانی تنها بر دو طایفه پیش از ما [= یهود و نصاری‌] نازل شده بود؛ و ما از بحث و بررسی آنها بی خبر بودیم»! (۱۵۶) یا نگویید: «اگر کتاب آسمانی بر ما نازل می‌شد، از آنها هدایت یافته‌تر بودیم»! اینک آیات و دلایل روشن از جانب پروردگارتان، و هدایت و رحمت برای شما آمد! پس، چه کسی ستمکارتر است از کسی که آیات خدا را تکذیب کرده، و از آن روی گردانده است؟! اما بزودی کسانی را که از آیات ما روی می‌گردانند، بخاطر همین اعراض، مجازات شدید خواهیم کرد! (۱۵۷)}
    همانا که حجت بر بندگان در ذات خود انبیا یا مهدی منتظر نیست؛ بلکه حجت خداوند برای آنها آیات کتابی است که بر آنها خوانده می‌شود که اگر نسبت به آن کافر شوند، عذاب خواهند شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ أَلَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِّنكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آيَاتِي وَيُنذِرُونَكُمْ لِقَاءَ يَوْمِكُمْ هَـٰذَا ۚ قَالُوا شَهِدْنَا عَلَىٰ أَنفُسِنَا ۖ وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَشَهِدُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كَانُوا كَافِرِينَ ﴿١٣٠} [الأنعام].
    {ای گروه جنّ و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات مرا برایتان بازگو می‌کردند، و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟! آنها می‌گویند: «بر ضدّ خودمان گواهی می‌دهیم؛ و زندگی دنیا آنها را فریب داد؛ و به زیان خود گواهی می‌دهند که کافر بودند!}
    وخداوند تعالى می‌فرماید:
    {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ ﴿١٠٥﴾قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ ﴿١٠٦﴾رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ ﴿١٠٧﴾قَالَ اخْسَئُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ ﴿١٠٨﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم (۱۰۷) (خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸)}
    لذا چرا خداوند بندگانی که انبیای الهی را تکذیب کنند؛ عذاب خواهد کرد؟ به علت تکذیب انبیای الهی؟ خیر بلکه به علت تکذیب آیات کتابی است که انبیاء خداوند بر آنان می‌خواندند و کسانی که انبیای حق الهی را تکذیب کنند؛ به هیچ وجه انبیا را تکذیب نکرده‌اند بلکه آیات خدا را که انبیا برایشان تلاوت می‌کردند تکذیب کرده‌اند. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَلَكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۳۳].
    {آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند.}
    و در مورد امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هم همین طور است؛ کسی که دعوت او برای حکمیت کتاب خدا قر آن عظیم را تکذیب کند؛ ناصر محمد یمانی را تکذیب نکرده بلکه کتاب خداوند قرآن عظیم را تکذیب کرده است و جز خدا ولی و نصیری نمی‌یابد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاتَّبِعُوا أَحْسَنَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم من ربّكم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَكُمُ الْعَذَابُ بَغْتَةً وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ ﴿٥٥﴾أَن تَقُولَ نَفْسٌ يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ﴿٥٦﴾أَوْ تَقُولَ لَوْ أَنَّ اللَّـهَ هَدَانِي لَكُنتُ مِنَ الْمُتَّقِينَ ﴿٥٧﴾أَوْ تَقُولَ حِينَ تَرَى الْعَذَابَ لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ ﴿٥٨﴾بَلَىٰ قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {و از بهترین دستورهائی که از سوی پروردگارتان بر شما نازل شده پیروی کنید پیش از آنکه عذاب ناگهان به سراغ شما آید در حالی که از آن خبر ندارید!» (۵۵) مبادا کسی روز قیامت بگوید: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان (آیات او) بودم!» (۵۶)یا بگوید: «اگر خداوند مرا هدایت می‌کرد، از پرهیزگاران بودم!» (۵۷) یا هنگامی که عذاب را می‌بیند بگوید: «ای کاش بار دیگر (به دنیا) بازمی‌گشتم و از نیکوکاران بودم!» (۵۸) آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی! (۵۹)}
    به حجت خداوند دربرابر بندگانش در روز قیامت بنگرید:
    {بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ
    {آری، آیات من به سراغ تو آمد، امّا آن را تکذیب کردی و تکبّر نمودی و از کافران بودی!}
    ولی برادر گرامی؛ تو می‌خواهی از کتاب چنین استنباط کنی که خداوند بشریت را به علت تکذیب مهدی منتظر ناصر محمد یمانی عذاب نخواهد کرد چون مهدی منتظر رسول یا نبی خدا نیست. ولی مهدی منتظر می‌خواهد در پاسخ او به طور مختصر بگوید: خداوند بشریت را برای تکذیب مهدی منتظر ناصر محمد یمانی عذاب نخواهد کرد؛ بلکه به علت این عذاب می‌شوند که از پیروی از ذکری سرباز می‌زنند که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی آنها را به سوی آن دعوت می‌کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بالحقّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ} [الجاثية:۶6].
    {اینها آیات خداوند است که ما آن را به حقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ ۖ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ ﴿٩٩} صدق الله العظيم [البقرة].
    .
    { ما نشانه‌های روشنی برای تو فرستادیم؛ و جز فاسقان کسی به آنها کفر نمی‌ورزد.}
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني



صفحة 3 من 6 الأولىالأولى 12345 ... الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 13-09-2016, 06:14 PM
  2. مشاركات: 3
    آخر مشاركة: 20-10-2015, 04:33 AM
  3. سلسله گفتگوهای امام مهدی با علی سالم
    بواسطة Admin في المنتدى فارسي
    مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 01-12-2014, 04:02 PM
  4. سلسلة حوارات الإمام في منتديات أشراف أونلاين..
    بواسطة Admin في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 55
    آخر مشاركة: 24-03-2012, 08:06 PM
  5. ردٌّ جديد في أشراف أونلاين
    بواسطة Admin في المنتدى ۞ موسوعة بيانات الإمام المهدي المنتظر ۞
    مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 18-01-2011, 10:53 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •