صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 15

الموضوع: گفتاری مختصر پیرامون مسیح دجال

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    -1-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - جمادی الآخرة- 1428 هـ
    22 - 06 - 2007 مـ
    ۱-تیر-۱۳۸۶ه.ش.
    10:49 مساءً

    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــــ


    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جميع الأنبياء والمُرسلين من أولهم إلى خاتم مسكهم محمد صلى الله عليه وآله وسلم، وعلى من والاهم في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ..
    ای جماعت مسلمانان! سزاوار است که در بیان قرآن عظیم به جز حق به خداوند نسبت داده نشود؛ لذا آنچه را که نمی‌دانید به خداوند نسبت ندهید. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ‌ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿٤٣﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    {اگر نمی‌دانید، از عالمان به قرآن [اهل ذکر] بپرسید}
    ای مسلمانان! همانا که خداوند مرا برای نجات شما از فتنه مسیح کذاب برانگیخته‌است. احادیثی هستند که با باطل جلوه دادن حق و حق جلوه دادن باطل باعث گمراهی، آشوب و اختلاف [فتنه] می‌گردند. مسیح کذاب قصد دارد خود را عیسی مسیح پسر مریم معرفی کرده و سپس ادعا کند که رب العالمین است و از آنجایی که دروغ می‌گوید نام او مسیح کذاب گذاشته شده است، از فرزند مریم شایسته نیست که چنین ادعایی [ربوبیت] کند. خداوند در قرآن به شما آگاهی داده است که او همان شیطان رانده‌شده از درگاه خداوند است. ای مسلمانان بدانید که اگر فضل خداوند بر شما نبود که از زبان مهدی منتظر بیان حق قرآن عظیم را به سویتان بفرستد، جز اندکی همگی پبرو شیطان می‌شدید واین تأویل حق فرمایش خداوند تعالی است:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱) آیا [مسلمانان]
    در قرآن تدبر نمی‌کنند كه اگر [احادیث رسیده از پیامبر] از ناحيه غير خدا بود اختلافات فراوانی [با قرآن] درآن می‌يافتند.(۸۲) و هنگامی که [کلامی] از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می‌گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‌اند كه [مى‏‌توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‌ كرديد (۸۳)}
    این شما و تأویل درست این آیات، تأویلی که براساس گمان شخصی من و اجتهاد نیست. درباره حق، گمان کردن بی‌فایده بوده و کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند؛ برای بیان حق قرآن درمورد هر موضوعی،
    نمی‌توان از قیاس و اجتهاد استفاده کرد؛ بلکه باید از نص خود قرآن یاری جست، وحی جدیدی در کار نیست.ب ا اذن خداوند این شما و این تأویل حق [آیات] در جواب سؤالات فرضی:
    س۱- این گروه از مؤمنان که برای شنیدن احادیث رسول‌الله، صلى الله عليه وآله وسلم] در محضر رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم حاضر می‌شدند، ولی بعد از خروج از نزد وی چیزی غیر از آنچه ایشان عليه الصلاة والسلام فرموده بودند را در نزد خود پنهان می‌کردند، چه کسانی هستند؟
    ج۱- آنان گروهی منافق از شیاطین بشر و یهودیان بودند که به حضور محمد رسول‌الله صلى عليه وآله وسلم آمده و در برابر ایشان به یکتایی خداوند و رسالت محمد صلى عليه وآله وسلم شهادت می‌دادند تا در ظاهراز صحابه رسول‌الله صلى عليه وآله وسلم، به‌شمار آیند و مکر خود را پنهان می‌کردند. آنها می‌خواستند جزو کسانی باشند که بتوانند از محمد رسول‌الله صلى عليه وآله وسلم روایت نقل کنند تا احادیثی غیر از آنچه که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وسلم بیان کرده‌اند را برای برخی ازمؤمنان نقل کنند. به این ترتیب با استفاده از احادیث، باعث روی‌گرداندن و گمراه شدن مؤمنان از سبیل الله شوند، چرا که می‌دانستند از راه قرآن قادر به تحقق این خواسته نیستند و خداوند به مؤمنان وعده داده‌است که قرآن از تحریف مصون خواهد ماند. این گروه‌، همان‌هایی هستند که خداوند در سوره دیگری از آنها سخن به میان آورده و سوره‌ای در باره آنها و مکرشان نازل نموده‌است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند، گویند: «ما گواهی می‌دهیم که یقیناً تو فرستادة الله هستی» و الله می‌داند که بی‌گمان تو فرستاده او هستی، و الله گواهی می‌دهد که منافقان یقیناً دروغگو هستند.(۱)آنها سوگندهای خود را سپر قرار دادند، پس [مردم را] از راه الله باز داشته و منحرف کردند، به راستی کار بسیار بدی انجام می‌دهند.(۲) }
    روشی که برای دور کردن مردم از خداوند و پیامبرش استفاده می‌کردند این بود که مطالبی غیر از مطالب بیان شده توسط ایشان عليه الصلاة والسلام را نزد خود پنهان می‌کردند، اما در حضورش سخن حق می‌گفتند! و رسول خداوند سخنان آنان را تحسین می‌کرد؛ به این ترتیب وقتی صحابه واقعی می‌دیدند رسول‌الله از گفتار آنها شگفت زده شده‌اند؛ به آنها اعتماد کرده و مطالب را از آنان می‌گرفتند. [منافقین] بعد از خروج از محضر رسول‌الله مطالبی غیر از آنچه که ایشان عليه الصلاة والسلام فرموده بودند را در نزد خود پنهان می‌کردند تا باعث انحراف مؤمنان از حق [به خصوص] بعد از وفات محمد رسول‌الله صلى الله عليه و اله و سلم شوند.
    س۲- ولی خداوند در سوره المنافقون محمد رسول‌الله را از وضعیت آنها آگاه کرد؛ چرا ایشان این گروه را طرد نکردند؟
    ج۲- رسول‌الله آنهارا طرد نکرد، زیرا امر خداوند این بود که طرد نشوند و تنها از آنها روبرگرداند، ولی از آنها برحذر باشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾} صدق الله العظيم[النساء]
    {و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱)}
    س۳- چرا خداوند به رسولش فرمان داد که از آنها روبرگرداند و طردشان نکند؟
    ج۳- امر خداوند به رسولش درباره عدم طرد آنها برای این بود تا کسانی که بیان حق قرآن را باور کرده و به ریسمان الهی چنگ زده و پای‌بندند را از کسانی که با وجودی که تصور می‌کردند مؤمنند ولی از بیان حق قرآن روبرگردانده و به دنبال احادیثی می‌روند که به کلی مخالف حدیث خداوند [یعنی قرآن] است جدا کند. از آنجا که سنت از جانب کسی غیر از خداوند و رسولش نیست، پس مؤمنان اختلافات بزرگی را بین احادیث جعلی و دروغ با قرآن پیدا می‌کنند ، البته اگر در آیات محکم و واضح و روشن قرآن اندیشه کنند نه در آیات متشابه. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿۸۱﴾} صدق الله العظيم[النساء]
    {و می‌گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون می‌روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می‌کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه می‌دارند [برای بعد از فوت پیامبر] می‌نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و کافی است که او یار و مدافع تو باشد. (۸۱)}
    س۴- قضیه امر خداوند {مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ} چیست ؟
    ج۴- اما{أمر مِّنَ الْأَمْنِ} این کلام خداوند تعالی است که:
    {وَمَا آتَاكُمُ الرَّ‌سُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا ۚ}
    صدق الله العظيم [الحشر:۷]
    {آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید [و اجرا کنید]، و از آنچه نهی کرده خودداری نمایید}
    چرا که هرکسی که از خداوند و رسولش اطاعت کند در حیات دنیا و در روز قیامت در امان است.

    اما منظور این کلام { أَوِ الْخَوْفِ } مکر و فریب شیاطین بشر یهودی است که مسلمانان گمان کنند که این روایت از جانب رسول الله صلى الله عليه وسلم است .
    اما معنی کلام { أَذَاعُوا بِه}، این اختلاف علمای امت در باره صحت این حدیث است. گروهی آن را از جانب رسول‌الله ‌می‌دانند و گروهی رد می‌کنند و گروهی دیگر آن را ضعیف دانسته واز راوی ایراد می‌گیرند و لذا بین علمای امت اختلاف بروز می‌کند. درحالی‌که اگر آن را در معرض قضاوت قرآن عظیم قرار دهند، کسانی که صاحب امر و از ائمه و پیشوایان هستند، حقیقت را درخواهند یافت و درباره آن حدیث، حکم حق را استنباط کرده و با دلایلی از نصّ قرآن؛ ثابت می‌کنند روایت از جانب خدا و رسولش است و یا با دلایلی از نصّ قرآن دروغ بودن آن را نشان می‌دهند؛ چرا که اگر حدیث از جانب خدا و رسولش نباشد با حدیث خداوند [قرآن] اختلاف زیادی خواهد داشت.صاحبان امر [أولوا الأمر] و اهل ذکر زمانی متوجه می‌شوند که حدیث از جانب خدا و رسولش نیست که با حدیث خداوند اختلاف داشته باشد و چه کسی راستگوتر از خداوند است؟
    س۵- معنی این کلام در خود این آیه چیست:
    {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}؟
    ج۵- منظور مسلمانان است که اگر فضل و رحمت خدواند نبود، جز اندکی بقیه پیرو شیطان می‌شدند. از آنجا که یهودیان توانستند سنت رسول‌الله صلى الله عليه وسلم را با احادیث باطل آلوده سازند؛ به طوری که بر ضد مهدی منتظر باشد و منجر به تکذیب او از سوی مسلمانان و پیروی از دشمن او شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است، گردد. مهدی منتظر کتاب جدیدی را با خود نیاورده است؛ بلکه با بیان راستین و حق از قرآن و با مرجعیت قرار دادن بیان حق قرآن، حدیث حق را برایتان از حدیث باطل جدا می‌کند و به همین دلیل هم هست که مردم را با
    قرآن مورد خطاب قرار داده و توصیه می‌کند طبق فرمان خداوند با تدبر به آن بنگرند. یمانی منتظر همان مهدی منتظر است. او فضل و رحمت خداوند برشماست تا به اذن خداوند شما را نجات دهد؛ درغیر این‌ صورت ای مسلمانان [آگاه باشید] جز عده کمی، بقیه پیرو شیطان [مسیح کذاب] خواهید شد. به همین به مهدی منتظر منجی [منقذ] گفته می‌شود، نجات از چه ؟ از فتنه شیطان رانده شده که همان مسیح کذاب است. قبلاً برایتان روشن کردیم چرا به شیطان، مسیح کذاب گفته می‌شود؛ چون ادعا خواهد کرد که عیسی مسیح پسر مریم است و با سوءاستفاده از رستاخیز اولیه ( بعث اول) و بهره گرفتن از اعتقاد مسیحیان [درمورد ربوبیت مسیح] خود را خدا خواهد خواند، تا به مردم نشان دهد که «المغضوب علیهم» و «الضالین» بر حق‌اند و مسلمان که خدا بودن عیسی علیه السلام را انکار می‌کنند باطل هستند. به این دلیل است که خداوند تعالی تنها به مسلمانان می‌فرماید:
    {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾}صدق الله العظيم
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}
    حسین‌بن‌عمر، آیا برای تو و سایر مسلمانان روشن شد که مسیح کذاب همان ابلیس وشیطان رجیم است؟ لذا در این آیه از یهودیانی سخن گفته می‌شود که تظاهر به ایمان می‌کنند تا شما را با احادیث گمراه‌کننده و آشوب برانگیز [احادیث فتنه] آلوده ساخته و باعث شوند کسانی که در قلبشان نسبت به قرآن عظیم شک و تردید و انحرافی هست، این احادیث دروغ را باور کرده و نسل به نسل برای مسلمانان روایت کنند. آنها احادیثی غیر از آنچه که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وسلم فرموده بودند را پنهان کردند لذا می‌بینید که در همین آیه خداوند به مؤمنان امر می‌نماید احادیث را که مطالب خلاف بین آنها پخش ودر آنها وارد شده؛ با قرآن مقایسه کنند. سپس خداوند قاعده و حکم و قانون در باره مرجعیت اساسی [قرآن] را به شما می‌آموزد، یعنی هرچه که از جانب خداوند و رسولش نباشد بدون هیچ شک‌و‌تردیدی با قرآن اختلاف زیادی خواهد داشت. سپس در همین آیه از مهدی منتظر ومسیح کذاب ذکر به میان آمده است:
    {وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۸۳﴾}
    صدق الله العظيم.
    {و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عدّه کمی، همگی از شیطان پیروی می‌کردید}

    از من پیروی کنید تا شما را به راه راست [صراط مستقیم] هدایت کنم. از شیطان رانده شده [مسیح کذاب] تبعیت نکنید، لعنت خداوند تا روز برخاستن انسان در برابر خداوند و در لحظه لحظه حیات بر ابلیس باد...
    خداوندا من خبر دادم خداوندا شاهد باش . ای کسانی که به اینترنت دسترسی دارید خبر مرا منتشر کنید . نواب من برای تبلیغ باشید تا زمانی که خداوند اراده نماید تا بر عالمیان ظهور کنم. والسلام على من اتبع الهادي إلى الصراط المُستقيم..
    اليماني المهدي المنتظر خليفة الله على البشر والإمام الثاني عشر من أهل البيت المُطهر الإمام ناصرمحمد اليماني



  2. مصدر المشاركة

    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    15 - ربیع الثانی - 1430 هـ
    11 - 04 - 2009 مـ
    ۲۲-فروردین-۱۳۸۸ه.ش.
    02:35 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    بسم الله الرحمن الرحيم..
    آیا خداوند را مثل انسان فرض کرده و فرق خداوند با انسان را فقط در این است که خداوند یک چشم نیست؟ پاک و منزه است و شأن خداوند بسیار والاتر از این نسبت است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ} صدق الله العظيم [الشورى:۱۱]
    {چيزى همانند او نيست، و اوست شنوا و بينا.}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم [الواقعة].
    { آيا آبى را كه مى‌آشاميد ديده‌ايد؟ (۶۸) آيا شما آن را از ابر فرو آورده‌ايد يا ما فرو می‌فرستیم (۶۹)}
    در این آیه محکم، خداوند به صراحت فتوا می‌دهد این اوست که باعث باریدن باران از ابر می‌شود...پاک و منزه است او....به این معنی که باران از آیات خداوند است و کسی جز او قادر به نزول آن نیست. پس چگونه با آیتی که از دلایل وحدانیت او به‌شمار می‌رود، به یاری کسی بشتابد که ادعای ربوبیت کرده است؟ پاک و منزه است او.....اگر این موضوع درست باشد که دیگر خداوند حجتی برعلیه ما ندارد .اما خداوند سبحان بهانه‌ای به دست ما نمی‌دهد و این حجت خداوند است که از همه دلایل بالاتر و قاطع‌تر است. در کتاب خداوند از این افترای بزرگ چیزی نمی‌یابم؛ بلکه [آنچه که در قرآن آمده است] تحدی خداوند است که می‌فرماید یک ذره در آسمان و زمین نیست که از باطل اطاعت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ}
    صدق الله العظيم [سبأ:۲۲]
    { بگو: «کسانی را که غیر از خدا [معبود خود] می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین مالک نیستند، و نه در [خلقت و مالکیّت] آنها شریکند، و نه یاور او [در آفرینش] بودند. (۲۲)}
    زیرا اگر شما راست بگویید و وقتی مسیح دجال به آسمان بگوید ببار، آسمان ببارد یا به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند؛ دیگر خدا حجتی بر ما ندارد؛ اما از این آیه به صورت کاملاً واضح و مشهود میتوان تحدی و مبارزه‌طلبی خداوند را دریافت:
    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ}
    { بگو: «کسانی را که غیر از خدا [معبود خود] می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین مالک نیستند، و نه در [خلقت و مالکیّت] آنها شریکند، و نه یاور او [در آفرینش] بودند. (۲۲)}
    این یعنی از آنجا که باطل در آفرینش آسمان و زمین دخالت و شراکتی نداشته؛ حتی یک ذره در تمام آسمان‌ها و زمین نیست که از مسیح دجال فرمان برد.. لذا ذره‌ای در آسمان و زمین از مسیح دجال اطاعت نخواهد کرد؛ منشأ فرود باران ابرهایی هستند که در اطراف زمین پراکنده‌اند نه آسمان دنیا [آسمان اول] ؛ ولی نزول باران از آیات الهی است و اگر خداوند تعالی قصد یاری رساندن به مسیح دجال را داشته باشد؛ چرا در این آیه می‌فرماید:
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ} [الجاثية:۶].
    {اینها آیات خداوند است که ما آن را به‌حقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند}
    چرا که این آیاتی که به «حق برتو خوانده می‌شوند» از ادله وحدانیت خداوند است؛ از جمله:

    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾} صدق الله العظيم،
    { آيا آبى را كه مى‌آشاميد ديده‌ايد؟ (۶۸) آيا شما آن را از ابر فرو آورده‌ايد يا ما فرومی‌فرستیم؟ (۶۹)؟
    این آیات، گواه و برهان یگانگی و وحدانیت خداوندند، پس چگونه ممکن است خداوند با آنها به دشمن خودکمک نماید. آیا نمی‌اندیشید؟
    شما چگونه علمایی هستید! به خداوند عظیم سوگند؛ با تمام احترامی که برای علمای امت قائل هستم اما الاغی که تفکر نمی‌کند نیز، این بهتان و حرف دروغ را باور نمی‌کند! شما چگونه از افترایی که مخالف تمام آیات محکم قرآن عظیم است پیروی می‌کنید؛ اینها [آیات قرآن و این حدیث] اختلاف زیادی باهم دارند و عقل و منطق نیز به همین علت قادر به پذیرفتن آن نیست؛ آیا از خدا پروا نمی‌کنید؟
    ما بیش از هزار دلیل محکم از قرآن عظیم داریم که چنین باوری نسبت به فتنه دجال را رد می‌کنند؛ دشمنان خداوند می‌خواهند شما را از کتاب منحرف کنند و موفق شده‌اند مردم را از راه خدا دور کنند و چقدر کاری که می‌کنند زشت و ناپسند است. اما شما نمی‌توانید حتی یک دلیل از قرآن عظیم بیاورید که این [باور] را تأیید کند بلکه کاملاً برعکس، حکم خداوند حاکی از آیات وحدانیت اوست؛ که سزاوار هم نیست غیر آن آورده شود. به همین دلیل است که می‌بینید خداوند سبحان با تحدی و مبارزه‌طلبی، می‌فرماید:

    {قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللهِ لاَ يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ}

    { بگو: «کسانی را که غیر از خدا [معبود خود] می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمان‌ها و زمین مالک نیستند، و نه در [خلقت و مالکیّت] آنها شریکند، و نه یاور او [در آفرینش] بودند. (۲۲)}
    {أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾}
    { آيا آبى را كه مى‌آشاميد ديده‌ايد؟ (۶۸) آيا شما آن را از ابر فرو آورده‌ايد يا ما فرومی‌فرستیم (۶۹)}
    {تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ}
    {اینها آیات خداوند است که ما آن را به‌حقّ بر تو تلاوت می‌کنیم؛ اگر آنها به این آیات ایمان نیاورند، به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند}
    صدق الله العظيم
    اما شما درحالی‌که تصور می‌کنید در شاهراه هدایتید، نسبت به آیاتی که دال بر وحدانیت خدوند است، کافر شده‌ اید ومنافقان شما را بعد از آنکه ایمان آوردید به انحرافی کشانده‌اند که منجر به این گردید [که در اصل] به تمام آیات محکم قرآن عظیم کافر شوید. حکم با خداوندی است که از هر حسابرسی سریع‌تر است. از خداوند به‌سوی او بگریزید چرا که دشمنان خداوند شما را از راه مستقیم منحرف کرده‌اند وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    امام مهدی ناصر محمد یمانی



  3. مصدر المشاركة
    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - جمادى الأولى - 1430 هـ
    23 - 05 - 2009 مـ
    ۲-خرداد-۱۳۸۸ه.ش.
    02:46 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی‌شرم.
    [بیان خلیفه‌ای که بعد از آدم به خلافت رسید]

    بسم الله الرحمن الرحيم
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    همانا که هاروت یکی از نام‌هایی است که در کتاب به شیطان داده شده است. او خود ابلیس است که به دنبال [به دام کشیدن] ملک ماروت بود. ماروت جایگزین آدم و خلیفه خدا شد. خداوند با تبدیل او به انسان، شهوت را نیز در وی نهاد که باعث شد به سرعت دچار فتنه گردد. او از جمله ملائکه‌ای بود که تصور می‌کرد اگر خداوند او را به عنوان خلیفه انتخاب کند؛ به هیچ‌وجه در زمین فساد نخواهد کرد و از منتقدان سرسخت انتخاب آدم به مقام خلافت بود. او
    خود را شایسته‌تر از آدم می‌دانست چون فرشته‌ای بود که از نور آفریده شده بود. سپس به انسان تبدیل شد درحالی‌که از صنف ملائکه بود، اما به سرعت پیرو هوی وهوسش شد و متأسفانه از رحمت خداوند مأیوس گردید. شیطان به دنبال وی افتاد و او را به کفر و پیوستن به خود دعوت کرد. ماروت این دعوت را پذیرفت و به خداوند کافر گردید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿١٧٥وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ۚذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿١٧٦سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ ﴿١٧٧مَن يَهْدِ اللَّـهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ ﴿١٧٨وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿١٧٩} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی او آز آنها جدا شد و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! (۱۷۵) و اگر می‌خواستیم، او را با این آیات بالا می‌بردیم؛ ولی او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستان‌ها را [برای آنها] بازگو کن، شاید بیندیشند (۱۷۶) چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم می‌نمودند! (۱۷۷) آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته
    اوست؛ و کسانی را که گمراه سازد، زیانکاران آنها هستند! (۱۷۸) به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ گذاردیم؛ آنها دل‌ها [= عقل‌ها] یی دارند که با آن اندیشه نمی‌کنند و نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوش‌هایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراه‌تر! اینان همان غافلانند (۱۷۹)}

    هاروت و همتای اوماروت هر دو در آتش‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ ﴿١٧}صدق الله العظيم، [الحشر]
    {همچون شیطان است که به انسان [ماروت] گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از تو برائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶) سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
    یأجوج و مأجوج از نسل آنها هستند و گروه دیگری نیز در میانشان هستند که دورگه‌اند. مادرانشان از نسل ملک هاروت که همان شیطان است، می‌باشند و پدرانشان شیطانی از نسل بشر هستند. این دو در «زمین دارای دو مشرق» ساکن بوده و روی به گمراهی کشیدن جن و انس کار می‌کنند. از آنجا که جنّیان تا قبل از شنیدن قرآن، باور نمی‌کردند کسی نسبت دروغ به خدا بدهد، سخنان شیاطین را باور می‌کردند تا اینکه قرآن حقیقت آنها را عیان ساخت. آنها (جنیان) گفتند:
    {وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا ﴿٥} صدق الله العظيم، [الجن]
    { و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند!}
    بدین معنی که جنیان حرف گروه دیگر را که از شیاطین جن وشیاطین انس بودند، باور کردند. از آنجا که جن و انس گمان می‌کردند کسی جرأت نسبت دروغ دادن به خدا را ندارد؛ حرف‌های شیاطین را باور کردند..به همین ترتیب انسان‌هایی هم که از نسل ماروت بودند؛ سخنان آنها را باور کرده و به جای عبادت خداوند، به سوی پرستیدن شیاطین رفته و لذا گمراه‌تر شدند.
    مهم این است که در «زمین دارای دو مشرق» اقوام زیر حضور دارند:
    اول: عالَم شیاطین جن که پدرشان فرشته‌ای از گروه جنیان یعنی ملک هاروت است که همان ابلیس است .
    دوم: عالَم انسان‌ها که پدرشان از ملائکه بود که این ملک ماروت است که به انسان تبدیل شد و نسل او شیطان‌پرست شدند.
    سوم: عالَم آخر نسل شیاطین بشرند که مادرانشان شیاطین مؤنث ولی پدرانشان شیاطین بشری هستند و نسل شیاطین مؤنث از نسل و ذریه انسان‌ها زاد و ولد کرده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُم مِّنَ الْإِنسِ ۖوَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُم مِّنَ الْإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنَا ۚ قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلَّا مَا شَاءَ اللَّـهُ ۗ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ﴿١٢٨} [الأنعام].
    {و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان‌ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسان‌ها پاسخ دهند که پروردگارا ما از هم‌دیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، [خداوند] می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
    ملک ماروت همان انسانی است که شیطان به او گفت کافر شو و او پذیرفت و کافر شد. مقصود از انسان در این آیه «آدم» نیست، بلکه خلیفه‌ای است که بعد از آدم به خلافت رسید و خداوند او را به انسانی تبدیل کرد که دارای هوی و هوس بود. اول کار، این انسان تابع نفس خود گردید و سپس شیطان به دنبالش افتاده و او را به کفر دعوت کرد و با نیرنگ، به وی باوراند که مورد غفران خداوند قرار نمی‌گیرد. او هم از رحمت خداوند مأیوس شد، لذا این مقصود خداوند تعالی از این فرموده است:
    {كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ ﴿١٧}صدق الله العظيم، [الحشر]
    {همچون شیطان است که به انسان [ماروت] گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از تو برائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶) سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}

    لذا می‌بینید که آیه به دو گروه اشاره دارد [صیغه مثنی] یک گروه ملک هاروت و ماروت و نسلشان که یأجوج و مأجوج هستند و گروه دیگر که دو رگه بوده و
    مادرانشان، شیاطین مؤنث و پدرانشان از انسان‌های همین عالم هستند که می‌بینید چگونه در روی زمین هم فساد می‌کنند و در حق مؤمن نه مراعات خویشاوندی را می‌کنند و نه تعهدی دارند. مأجوج، از نسل ملک ماروت بوده و در «زمین دارای دو مشرق» زندگی می‌کنند و بشر هستند و این فرموده خداوند تعالی در باره آنان است:
    {وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا ﴿٧} صدق الله العظيم [الجن].
    {و آنان نیز
    همچنان که شما می‌پندارید، می‌پنداشتند که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
    و متأسفانه
    به جای خداوند، شیاطین را می‌پرستند، طبق فرمایش خداوند تعالی در مورد آنچه که جنیانی که به قرآن گوش فرا داده بودند، از اخبار «زمین دارای دو مشرق» گفته‌اند:
    {وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ﴿٦وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا ﴿٧} صدق الله العظيم [الجن].
    {و چنین بود که مردانی از انسان‌ها به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، و بر سرکشی آنان می‌افزودند (۶) و آنان نیز می‌پنداشتند همچنان که شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
    اولین مکرشان این بود که یکی خود را خداوند و دیگری خود را مسیح فرزند خداوند معرفی نماید. اما زمانی که جنّیان به قرآن گوش فرا دادند، این حقیقت آشکار شد و به همین دلیل است که می‌گویند:
    {وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا ﴿٣وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّـهِ شَطَطًا ﴿٤وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا ﴿٥} صدق الله العظيم [الجن].
    {
    و این که برتر و بلند است عظمت پروردگارمان، نه همسرى گرفته و نه فرزندى.(۳) و اینکه سفیه ما [ابلیس] درباره خداوند سخنان ناروا [داشتن همسر و فرزند] می‌گفت! (۴) و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند! (۵)}
    منظور جنیان از«سفیه‌شان»، شیطان است که ادعای خدایی کرده و همسر و فرزند نیز داشت. اما جنّیان از نبیّ خداوند مسيح عيسى‌بن‌مريم صلى الله عليه وآله وسلم اصلاً اطلاعی ندارند. شیطان و همتای او [ماروتّ خبر مسيح عيسى‌بن‌مريم صلى الله عليه وآله وسلم را کاملاً پنهان کرده‌اند تا در مورد فتنه مسیح کذاب فریبشان آشکار نشود. او ادعا می‌کند عیسی مسیح فرزند مریم است به همین علت هم به او مسیح کذاب گفته می‌شود. شیطان می‌خواهد خود را عیسی مسیح فرزند مریم خوانده و سپس ادعای خدایی کند؛ لذا خبر برانگیخته شدن مسيح عيسى‌بن‌مريم واقعی-صلى الله عليه وآله وسلم- کاملاً از زمین دارای دو مشرق پنهان شده‌است به طوری که جنّیان فکر می‌کنند
    بعد از نبیّ خداوند موسی، محمد رسول‌الله -صلى الله عليه وآله وسلم- برانگیخته شده‌است و نمی‌دانند بعثت محمد رسول‌الله، بعد از عیسی به وقوع پیوسته‌است و به همین دلیل خداوند تعالی سخنانی که جنّیان به قوم خود گفته‌اند را برایمان نقل می‌نماید که:
    {وَإِذْ صَرَفْنَا إِلَيْكَ نَفَرًا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قَالُوا أَنصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِينَ ﴿٢٩قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ} صدق الله العظيم [الأحقاف]
    {هنگامی که گروهی از جنّ را به سوی تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند؛ وقتی حضور یافتند به یکدیگر گفتند: «خاموش باشید و بشنوید!» و هنگامی که پایان گرفت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را بیم دادند! (۲۹) گفتند: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده}
    خبر خداوند در مورد ناآگاهی جنّیان از اینکه قرآن بعد از عیسی فرستاده شده‌، حکمتی دارد تا به اجازه خداوند از مکر شیطان رانده شده و برنامه‌های آتی او باخبر شده و به اذن خداوند همه این مکرها را خنثی سازیم؛ من از جانب خداوند چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید...
    و آگاه باشید که ساکنان زمینی که دو مشرق دارد، چند گروه‌اند گروهی از آنها انسان هستند که پدرشان از ملائکه بوده است و گروه دیگر دورگه هستند که مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشراند که دانسته با شیاطین مؤنث ارتباط برقرار کرده و با پیروی از امر شیطان سعی در تغییر آفرینش خداوند [و ایجاد یک نسل جدید] دارند و به جای خداوند، دختران ابلیس را می‌پرستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا﴿١١۶ إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِيدًا ﴿١١٧لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا ﴿١١٨} صدق الله العظيم [النساء].
    {هر کس به خدا شرک آورد، پس بدون شک به شدت در گمراهی افتاده است.(۱۱۶) به‌جای خدا، مؤنث‌ها [دختران ابلیس] را می‌خوانند و [در حقیقت] جز شیطان سرکش را نمی‌خوانند.(۱۱۷) خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(۱۱۸)}
    کسانی که به جای خداوند، آگاهانه طاغوت را می‌پرستند، سهم شیطانند و ذریّه آنها، ساکنان جن و انس «زمین دارای دو مشرق» را گمراه می‌نمایند و آگاهانه در حال دادن نسبت ناحق به خداوند هستند. از آنجا که جنّیان فکر نمی‌کردند کسی جرأت داشته باشد به خداوند نسبت دروغ بدهد؛ حرف‌هایشان را باور می‌کنند. همان‌گونه که پدران آنها در اینجا به شما دروغ گفته واز راه راست منحرفتان کردند و هم‌چنان در حال گمراه کردن شما هستند و آگاهانه به خدا نسبت دروغ می‌دهند..
    ای حق‌جوی محترم! آیا متوجه خبری که مهدی منتظر از ذکر[قرآن] بیان کرد، شدی؟ خداوند به قلبت نور داده و با دادن بصیرت نسبت به حق و مطهرکردنت [از شرک] در راه راست-صراط مستقیم- ثابت قدمت گرداند..
    می‌خواهم خبری به شما بدهم، اگر خداوند اراده نماید شما برای خلافت ملائکه در زمین قرار خواهد داد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُونَ } صدق الله العظيم، [الزخرف:۶۰]
    {ما اگر بخواهیم برخی از شما را در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین باشند. (۶۰)}
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    برادرتان امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی
    ـــــــــــــــــــــ

    الإمام ناصر محمد اليماني
    15 - ربيع الثاني - 1430 هـ
    11 - 04 - 2009 مـ
    ۲۲-فروردین-۱۳۸۸ه.ش.
    11:18 مساءً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ـــــــــــــــــ

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ }صدق الله العظيم، [الأعراف:۲۷]
    {چه اینکه او و همتایش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ }
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿١٦فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ ﴿١٧} صدق الله العظيم [الحشر].
    {همچون شیطان است که به انسان [ماروت] گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶) سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
    منظور از همتای شیطان [قبیله] ملک ماروت است و فرزندانشان [یأجوج و مأجوج] و دورگه‌های شیاطین بشر هستند که از هر پشتی زادو ولد می‌کنند اما اکثر انسان‌ها نمی‌دانند.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
    الإمام ناصر محمد اليماني



  4. مصدر المشاركة
    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - جمادى الاولی - 1430 هـ
    24 - 05 - 2009 مـ
    ۳-خرداد-۱۳۸۸ه.ش.
    01:43 صباحاً
    ــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

    أعوذُ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    ای دارس! آیا دلیل قاطعی داری که گروهی از جنیان در شب خاصی که در کتاب مسطور [لوح محفوظ] مقدر شده بود به حضور مردی [ یعنی محمد رسول‌الله صلی الله علیه و اله و سلم] رسیدند تا قرآن را برایشان بخواند؟ و آیا برهانی داری که ثابت کند او تمام قرآن را برایشان قرائت نموده است؟ حاشا لله... آنها قسمتی از قرآن را که رسول‌الله آن شب قرائت می‌کردند، شنیدند و وقتب قرائت ایشان تمام شد، برای دادن هشدار به سوی قوم خود بازگشتند. این در حالی بود که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم از حضور آنها آگاهی نداشتند و بعد از نازل شدن آیات دریافت که گروهی از جنّیان حین ادای نافله شب؛ آیات را شنیده‌اند.تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآناً عَجَباً} صدق الله العظيم [الجن:۱]
    {بگو: به من وحی شده است که جمعی از جنّ به سخنانم گوش فراداده‌اند، سپس گفته‌اند: «ما قرآن عجیبی شنیده‌ایم...}
    از آنجا که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم نمی‌دانست جنّیان به قرائت او گوش می‌دهند، تمام قرآن را برایشان نخواند. حتی اگر محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم از حضور آنان آگاهی هم داشت، نمی‌توانست تمام قرآن را یک شبه و به سرعت بخواند؛ چرا که خداوند به او فرمان داده بود که قرآن را با طمأنینه [ترتیل] قرائت نماید، تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِيمِ
    {يَا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ ﴿۱﴾ قُمِ اللَّيْلَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۲﴾ نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِيلًا ﴿۳﴾ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَرَ‌تِّلِ الْقُرْ‌آنَ تَرْ‌تِيلًا ﴿۴﴾ إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا ﴿۵﴾ إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿۶﴾ إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ‌ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿۷﴾ وَاذْكُرِ‌ اسْمَ رَ‌بِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا ﴿۸﴾ رَّ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿۹﴾ وَاصْبِرْ‌ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَاهْجُرْ‌هُمْ هَجْرً‌ا جَمِيلًا ﴿۱۰﴾ وَذَرْ‌نِي وَالْمُكَذِّبِينَ أُولِي النَّعْمَةِ وَمَهِّلْهُمْ قَلِيلًا ﴿۱۱﴾ إِنَّ لَدَيْنَا أَنكَالًا وَجَحِيمًا ﴿۱۲﴾ وَطَعَامًا ذَا غُصَّةٍ وَعَذَابًا أَلِيمًا ﴿۱۳﴾ يَوْمَ تَرْ‌جُفُ الْأَرْ‌ضُ وَالْجِبَالُ وَكَانَتِ الْجِبَالُ كَثِيبًا مَّهِيلًا ﴿۱۴﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا إِلَيْكُمْ رَ‌سُولًا شَاهِدًا عَلَيْكُمْ كَمَا أَرْ‌سَلْنَا إِلَىٰ فِرْ‌عَوْنَ رَ‌سُولًا ﴿۱۵﴾ فَعَصَىٰ فِرْ‌عَوْنُ الرَّ‌سُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا ﴿۱۶﴾ فَكَيْفَ تَتَّقُونَ إِن كَفَرْ‌تُمْ يَوْمًا يَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِيبًا ﴿۱۷﴾ السَّمَاءُ مُنفَطِرٌ‌ بِهِ ۚ كَانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا ﴿۱۸﴾ إِنَّ هَـٰذِهِ تَذْكِرَ‌ةٌ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَ‌بِّهِ سَبِيلًا ﴿۱۹﴾}صدق الله العظيم [المزمل]

    بسم الله الرحمن الرحيم
    {ای جامه به خود پیچیده! (۱) شب را، جز کمی، بپاخیز! (۲) نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن، (۳) یا بر نصف آن بیفزا، و قرآن را با دقّت و تأمّل بخوان؛ (۴) چرا که ما به زودی سخنی سنگین به تو القا خواهیم کرد! (۵) مسلّماً عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر و اقوال آن درست‌تر است(۶) و در روز برای تو فرصت تسبیح بسیار است(۷) و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند! (۸) همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن، (۹) و در برابر آنچه می‌گویند شکیبا باش و به طرزی شایسته از آنان دوری گزین! (۱۰) و مرا با تکذیب‌کنندگان صاحب نعمت واگذار، و آنها را کمی مهلت ده، (۱۱) که نزد ما غل و زنجیرها و دوزخ است، (۱۲) و غذایی گلوگیر، و عذابی دردناک، (۱۳) در آن روز که زمین و کوه‌ها سخت به لرزه درمی‌آید، و کوه‌ها به شکل توده‌هایی از شن نرم درمی‌آید! (۱۴) ما پیامبری به سوی شما فرستادیم که گواه بر شماست، همان گونه که به سوی فرعون رسولی فرستادیم! (۱۵) فرعون به مخالفت و نافرمانی آن رسول برخاست، و ما او را سخت مجازات کردیم! (۱۶) چگونه خود را بر کنار می‌دارید؟! در آن روز که کودکان را پیر می‌کند، (۱۷) و آسمان از هم شکافته می‌شود، و وعده او شدنی و حتمی است. (۱۸) این هشدار و تذکّری است، پس هر کس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برمی‌گزیند! (۱۹)}
    ایشان حتی اگر به سرعت نیز قرآن را قرائت می‌نمود [با هر سرعتی که باشد] ، قادر نبود در طول یک شب یعنی از زمان عشاء تا نصف شب یا کمتر ازآن [اشاره به آیه سوم همین سوره] و حتی تا صبح تمام قرآن را برای آنها بخواند. او قرآن را همان‌گونه که خداوند فرمان داده بود با طمأنینه و آرام قرائت می‌فرمود. این خداوند است که [مدت] شب و روز را تعیین فرموده‌است و ایشان حتی اگر سریع قرائت می‌نمود،قادر نبود قرآن را در یک شب به صورت کامل بخواند. متن قرآن بسیار است و نه محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم و نه کسانی که با وی بودند، قادر به قرائت تمام قرآن در طول یک شب نبودند به همین علت نیز خداوند از آنها درگذشت و از ایشان نخواست که همه قرآن را یک شبه تلاوت نمایند بلکه فرمود هرچقدر که برایشان میسر است قرائت شود. خداوند تعالی فرموده است:
    {إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَي اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴿۲۰﴾}صدق الله العظيم [المزمل]
    {پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می‌خیزند؛ خداوند شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند؛ او می‌داند که شما نمی‌توانید مقدار آن را [به دقّت] اندازه‌گیری کنید [برای عبادت کردن]، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید او می‌داند گروهی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی [و کسب روزی] به سفر می‌روند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند [و از تلاوت قرآن بازمی‌مانند]، پس به اندازه‌ای که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می‌فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است! (۲۰)}
    لذا دلیل خود برای اثبات اینکه محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم در طول یک شب تمام قرآن را برای آنها تلاوت نمود را بیاورید. درحالی‌که آنچه که [در قرآن] پیدا می‌کنی این است که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم و صحابه برگزیده که با ایشان بودند قادر به قرائت کامل قرآن در طول یک شب نبودند، لذا خداوند می‌فرماید «هرچقدر که برایشان میسر است تلاوت کنند» :

    {إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنَى مِنْ ثُلُثَي اللَّيْلِ وَنِصْفَهُ وَثُلُثَهُ وَطَائِفَةٌ مِنَ الَّذِينَ مَعَكَ وَاللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتَابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضَى وَآخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُوا مَا تَيَسَّرَ مِنْهُ وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا وَمَا تُقَدِّمُوا لأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْرًا وَأَعْظَمَ أَجْرًا وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴿۲۰﴾}صدق الله العظيم [المزمل]
    {پروردگارت می‌داند که تو و گروهی از آنها که با تو هستند نزدیک دو سوم از شب یا نصف یا ثلث آن را به پا می‌خیزند؛ خداوند شب و روز را اندازه‌گیری می‌کند؛ او می‌داند که شما نمی‌توانید مقدار آن را [به دقّت] اندازه‌گیری کنید [برای عبادت کردن]، پس شما را بخشید؛ اکنون آنچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید او می‌داند گروهی از شما بیمار می‌شوند، و گروهی دیگر برای به دست آوردن فضل الهی [و کسب روزی] به سفر می‌روند، و گروهی دیگر در راه خدا جهاد می‌کنند [و از تلاوت قرآن بازمی‌مانند]، پس به اندازه‌ای که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید و نماز را بر پا دارید و زکات بپردازید و به خدا «قرض الحسنه» دهید آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می‌فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگترین پاداش خواهید یافت؛ و از خدا آمرزش بطلبید که خداوند آمرزنده و مهربان است! (۲۰)}
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  5. بیان امام مهدی درمورد بهشتی که پدرمان آدم علیه الصلاة و السلام از آن اخراج شد...

    مصدر المشاركة
    - 6 -
    الإمام ناصر محمد الیمانی
    19 - ذوالحجة - 1429 هـ
    18 - 12 - 2008 مـ

    ۲۸-آذر-۱۳۸۷ه.ش.
    03:21 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    گفتاری مختصر درمورد مسیح کذاب بی‌شرم
    بیان امام مهدی درمورد بهشتی که پدرمان آدم علیه الصلاة و السلام از آن اخراج شد...

    بسم الله الرحمن الرحیم
    والصلاة والسلام على خاتم الأنبیاء والمُرسلین مُحمد رسول الله صلى الله علیه وآله وسلّم والتابعین للحق إلى یوم الدین، وبعد..
    این سؤال من است ای پرسشگر:
    آیا خداوند سبحان به ملائكه گفت كه خلیفه‌اش را در «جنة المأوى» نزد سدرة المنتهی جای می‌دهد و سپس او را خلق کرد و از كلمات قدرتش در او دمید و به آنان [ملائكه] دستور داد كه برای او سجده كنند؟ و جواب تو را می‌‌دانم، خواهی گفت كه خداوند می‌‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ یا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمی‌نَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّیطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖوَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمی‌عًا ۖ فَإِمَّا یأْتِینَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾ }صدق الله العظیم [البقرة]
    { هنگامی‌‌ که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [خلیفه‌ای] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار می‌‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را به‌جا می‌‌آوریم، و تو را تقدیس می‌‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید».(۳۰) سپس علم اسماء [اسامی خلیفه‌های خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌‌گویید، اسامی‌‌ اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی‌.»(۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی‌‌ این موجودات آگاه کن.» هنگامی‌‌که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می‌دانم؟! و نیز می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!(۳۳) هنگامی‌‌ که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید و از کافران شد(۳۴) و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت‌حبهشت باطن زمین] سکونت کن؛ و از [نعمت‌های] آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ [اما] نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.(۳۵) پس شیطان موجب لغزش آنها از آن شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و به آنها گفتیم: «همگی [به سطح زمین] فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.(۳۶) سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ [و با آنها توبه کرد] و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است(۳۷) گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند »(۳۸) و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود(۳۹).}
    پس جواب خداوند را ببین كه می‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً }صدق الله العظیم
    {هنگامی‌‌ که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [خلیفه‌ای‌] قرار خواهم داد.»}
    و هم چنین این فرموده خداوند تعالی :
    { وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجنَّة وَكُلَا مِنْهَا رَغَداً حَیثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمی‌نَ. فَأَزَلَّهُمَا الشّیطان عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ }صدق الله العظیم
    {و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت [بهشت باطن زمین] سکونت کن؛ و از[نعمت‌های] آن، از هر جا می‌خواهید، گوارا بخورید؛ [اما] نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد}.
    پس در همه آیاتی كه در این باره آمده است تدبر كنید تا از چیزی باخبر شوید که پیش از این نمی‌دانستید، در آیات محکم كتاب كه در این موضوع آمده است تدبر كنید و خواهید دانست، خداوند تعالی می‌فرماید :
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یفْسِدُ فِیهَا وَیسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿٣٠﴾ وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿٣١﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ ﴿٣٢﴾ قَالَ یا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٣٣﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِینَ ﴿٣٤﴾ وَقُلْنَا یا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلَا مِنْهَا رَغَدًا حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمینَ ﴿٣٥﴾ فَأَزَلَّهُمَا الشَّیطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِیهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖوَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٣٦﴾ فَتَلَقَّىٰ آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَیهِ ۚ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ ﴿٣٧﴾ قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمیعًا ۖ فَإِمَّا یأْتِینَّكُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَای فَلَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ﴿٣٨﴾ وَالَّذِینَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآیاتِنَا أُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿٣٩﴾ }صدق الله العظیم [البقرة]

    { هنگامی‌‌ که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی [خلیفه‌ای] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسی را در آن قرار می‌‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را به‌جا می‌‌آوریم، و تو را تقدیس می‌‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌‌دانم که شما نمی‌‌دانید».(۳۰) سپس علم اسماء [اسامی خلیفه‌های خداوند در زمین] را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌‌گویید، اسامی‌‌ اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی‌.»(۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی‌‌ این موجودات آگاه کن.» هنگامی‌‌که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می‌دانم؟! و نیز می‌دانم آنچه را شما آشکار می‌کنید، و آنچه را پنهان می‌داشتید!(۳۳) هنگامی‌‌ که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید و از کافران شد(۳۴) و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت‌حبهشت باطن زمین] سکونت کن؛ و از [نعمت‌های] آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ [اما] نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.(۳۵) پس شیطان موجب لغزش آنها از آن شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و به آنها گفتیم: «همگی [به سطح زمین] فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.(۳۶) سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ [و با آنها توبه کرد] و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است(۳۷) گفتیم: «همگی از آن، فرود آیید! هرگاه هدایتی از طرف من برای شما آمد، کسانی که از آن پیروی کنند، نه ترسی بر آنهاست، و نه غمگین شوند »(۳۸) و کسانی که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند؛ و همیشه در آن خواهند بود(۳۹).}
    خداوند تعالی می‌‌فرماید :
    { إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَیكُونُ } صدق الله العظیم [آل عمران:۵۹]
    {مثل عیسی در نزد خدا، همچون آدم است؛ که او را از خاک آفرید، و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فورا موجود شد.}
    خداوند تعالی می‌فرماید :
    { یا أَیهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی تَتَسَاءَلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَیكُمْ رَقِیباً (۱)}صدق الله العظیم [النساء]
    {ای مردم! از [مخالفت] پروردگارتان بپرهیزید! همان کسی که همه شما را از یک انسان آفرید؛ و همسر او را [نیز] از جنس او خلق کرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانی منتشر ساخت. و از خدایی بپرهیزید که هنگامی‌‌ که چیزی از یکدیگر می‌‌خواهید، نام او را می‌‌برید! و نزدیکان؛ زیرا خداوند، مراقب شماست.}
    هم چنین می‌‌فرماید :
    { یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ }صدق الله العظیم [الحجرات:۱۳]
    {ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ گرامی‌‌ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست؛ خداوند دانا و آگاه است}
    خداوند می‌‌فرماید :
    { هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیسْكُنَ إِلَیهَا }صدق الله العظیم [الأعراف:۱۸۹]
    {او خدایی است که [همه] شما را از یک فرد آفرید؛ و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید.}
    خداوند می‌‌فرماید :
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِینَ ﴿١٨﴾ وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمینَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطَانُ لِیبْدِی لَهُمَا مَا وُورِی عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَینِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِیهَا تَحْیوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾ }صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود. (۱۱) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۱۲) گفت: «از آن [بهشت باطن زمین] فرود آی! تو حقّ نداری در آن تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (۱۳) گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند مهلت ده (۱۴) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵) گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می‌کنم! (۱۶) سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷) فرمود: «از آن با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت [ بهشت باطن زمین] ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹) سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر به‌خاطر اینکه [اگر از آن بخورید،] فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱) و به این ترتیب، آنها را با فریب فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگ‌های [درختان] بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲) گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (۲۳) فرمود: «فرود آیید، درحالی‌که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴) فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و از آن خارج خواهید شد.» (۲۵)}
    هم چنین در آیه دیگری خداوند می‌‌فرماید :
    { مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِیهَا نُعِیدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى }صدق الله العظیم [طه:۵۵]
    {ما شما را از آن [= زمین‌] آفریدیم؛ و در آن بازمی‌‌گردانیم؛ و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌‌آوریم!}
    خداوند تعالی می‌‌فرماید :
    { وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٦﴾ وَالْجَانَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿٢٧﴾ وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٢٨﴾ فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِینَ ﴿٢٩﴾ فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ أَن یكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣١﴾ قَالَ یا إِبْلِیسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِینَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُن لِّأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِیمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَیكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ یوْمِ الدِّینِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ یوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَیتَنِی لَأُزَینَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَلَأُغْوِینَّهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَـٰذَا صِرَاطٌ عَلَی مُسْتَقِیمٌ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِی لَیسَ لَكَ عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِّكُلِّ بَابٍ مِّنْهُمْ جُزْءٌ مَّقْسُومٌ ﴿٤٤﴾ }صدق الله العظیم [الحجر]
    {ما انسان را از گل خشکیده‌ای [همچون سفال] که از گل بد بوی [تیره رنگی] گرفته شده بود آفریدیم!(۲۶) و جن را پیش از آن، از آتش گرم و سوزان خلق کردیم!(۲۷) و هنگامی‌‌که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشری را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده، می‌‌آفرینم.(۲۸) هنگامی‌‌که کار آن را به پایان رساندم، و در او از روح خود دمیدم، همگی برای او سجده کنید!»(۲۹) همه فرشتگان سجده کردند(۳۰)...جز ابلیس، که ابا کرد از اینکه با سجده‌کنندگان باشد.(۳۱) (خداوند) فرمود: «ای ابلیس! چرا با سجده‌کنندگان نیستی؟!» (۳۲)گفت: «من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده‌ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده‌ای، سجده نخواهم کرد!»(۳۳) فرمود: «از صف آنها بیرون رو، که رانده‌شده‌ای (۳۴) و لعنت تا روز قیامت بر تو خواهد بود!»(۳۵) گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخیز مهلت ده» (۳۶) فرمود: «تو از مهلت یافتگانی!(۳۷) تا روز وقت معینی.»(۳۸)گفت: «پروردگارا! چون مرا گمراه ساختی، من در زمین در نظر آنها زینت می‌‌دهم، و همگی را گمراه خواهم ساخت (۳۹)، مگر بندگان مخلصت را.»(۴۰) فرمود: «این راه مستقیمی‌‌ است که بر عهده و به‌سوی من است(۴۱) که بر بندگانم تسلط نخواهی یافت؛ مگر گمراهانی که از تو پیروی می‌‌کنند(۴۲) و دوزخ، میعادگاه همه آنهاست!(۴۳) هفت در دارد؛ و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده‌اند(۴۴)!}
    وخداوند می‌فرماید :
    {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا ﴿٦١﴾ قَالَ أَرَأَیتَكَ هَـٰذَا الَّذِی كَرَّمْتَ عَلَی لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ یوْمِ الْقِیامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّیتَهُ إِلَّا قَلِیلًا ﴿٦٢﴾ قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُكُمْ جَزَاءً مَّوْفُورًا ﴿٦٣﴾ وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُم بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَیهِم بِخَیلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِی الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا یعِدُهُمُ الشَّیطَانُ إِلَّا غُرُورًا ﴿٦٤﴾ إِنَّ عِبَادِی لَیسَ لَكَ عَلَیهِمْ سُلْطَانٌ ۚ وَكَفَىٰ بِرَبِّكَ وَكِیلًا ﴿٦٥﴾ } صدق الله العظیم [الإسراء]
    {زمانی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند، جز ابلیس که گفت: «آیا برای کسی سجده کنم که او را از خاک آفریده‌ای؟!»(۶۱) (سپس) گفت: «به من بگو، این کسی را که بر من برتری داده‌ای اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی‌، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت!(۶۲) فرمود: «برو! هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری است فراوان!(۶۳) هر کدام از آنها را می‌‌توانی با صدایت تحریک کن! و لشکر سواره و پیاده‌ات را بر آنها گسیل دار! و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی! و آنان را با وعده‌ها سرگرم کن! -ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده‌ای به آنها نمی‌‌دهد (۶۴) تو هرگز سلطه‌ای بر بندگان من، نخواهی یافت! همین قدر کافی است که پروردگارت حافظ آنها باشد.»(۶۵)}
    خداوند می‌‌فرماید :
    { وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّ إِبْلِیسَ كَانَ مِنْ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیتَهُ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمینَ بَدَلاً } صدق الله العظیم [الكهف:۵۰]
    {و زمانی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد آیا او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌‌کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران!}
    و خداوند تعالی فرمود:
    { وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ } صدق الله العظیم [طه]
    {پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!(۱۱۵) و هنگامی که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶)! پس گفتیم: «ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و [دشمن] همسر توست! مبادا شما را از بهشت [بهشت باطن زمین]، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگ‌های [درختان] بهشتی خود را پوشاندند! آدم پروردگارش را نافرمانی کرد،
    و به بیراهه رفت (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود(۱۲۲)}
    وبعد از تدبر، مطالبی را درمی‌یابید که پیش از این نمی‌دانستید. این موضوعات در ادامه می‌آیند:
    ۱- خداوند آدم را در جنت المأوی و در کنار سدرةالمنتهی جای نداد، بلکه او خلیفه خدا در زمین شد. این بدان معنی است که بدون شک و تردید خداوند در زمین بهشتی دارد و برای جنیان ساکن آن خلیفه‌ای تعیین کرده است، به همین جهت به ملائکه فرمان می‌دهد که از فرمان خلیفه پیروی و برای خداوند سجده کنند. از خلال این آیات می‌توان استنباط کرد که از همان آغاز خلافت برای زمین در نظر گرفته شده بود ودلیل آن فرموده خداوند تعالی است که:
    { وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً }صدق الله العظیم
    { و هنگامی که پروردگارت به ملائکه فرمود: « من در زمین خلیفه‌ای قرار می‌دهم» }
    ۲- پس از این، استنباط می‌‌كنیم كه این زمین [زمین ما] بهشتی از[بهشت‌های] خدا را در خود دارد و دلیل آن فرموده خداوند است :
    { وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الجنَّة فَكُلاَ مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلاَ تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنْ الظَّالِمینَ }صدق الله العظیم
    {و گفتیم: «ای آدم! تو با همسرت در بهشت [بهشت باطن زمین]، سکونت کن؛ و از [نعمت‌های] آن، از هر جا می‌‌خواهید، گوارا بخورید؛ [اما] نزدیک این درخت نشوید؛ که از ستمگران خواهید شد.}
    ۳- سپس استنباط می‌‌كنیم كه خداوند به ابلیس دستور داد كه از آن [بهشت زمینی] خارج شود، سپس ابلیس درخواست كرد تا خداوند به او مهلت دهد تا در همان جا كسی را كه خداوند بر او مكرم كرده [آدم] فریب دهد. شیطان از روی مبارزه طلبی این [مهلت] را درخواست كرد، و خداوند نیز درخواست او را اجابت كرد اما آدم را از او برحذر داشت و آدم [نیز] مبارزه طلبی ابلیس و اعلان دشمنی با آدم و همسرش و تمامی فرزندانشان را شنید و این از فرموده خداوند تعالی استنباط می‌‌شود كه می‌‌فرماید :
    {فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ﴿١١٩﴾فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ﴿١٢١﴾ ثُمَّ اجْتَبَاهُ رَبُّهُ فَتَابَ عَلَیهِ وَهَدَىٰ ﴿١٢٢﴾ }صدق الله العظیم [طه]

    پس گفتیم: «ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و [دشمن] همسر توست! مبادا شما را از بهشت [بهشت باطن زمین]، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگ‌های [درختان] بهشتی خود را پوشاندند! آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و به بیراهه رفت (۱۲۱) سپس پروردگارش او را برگزید، و توبه‌اش را پذیرفت، و هدایتش نمود(۱۲۲)}
    ولی خداوند به شیطان وعده داد كه او را با سرافكندگی و خواری و شكستی خفت بار از بهشت [داخل زمین] اخراج و وارد جهنم می‌‌كند و این چه بد عاقبتی است. خداوند تعالی می‌‌فرماید :
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یكُن مِّنَ السَّاجِدِینَ ﴿١١﴾ قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِی إِلَىٰ یوْمِ یبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِینَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِینَ ﴿١٨﴾ وَیا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَیثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمینَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیطَانُ لِیبْدِی لَهُمَا مَا وُورِی عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَینِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿٢٢﴾ قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِی الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِینٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِیهَا تَحْیوْنَ وَفِیهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ﴿٢٥﴾ }صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود. (۱۱) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۱۲) گفت: «از آن [بهشت باطن زمین] فرود آی! تو حقّ نداری در آن تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (۱۳) گفت: «مرا تا روزی که (مردم) برانگیخته می‌شوند مهلت ده (۱۴) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵) گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می‌کنم! (۱۶) سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷) فرمود: «از آن با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت [ بهشت باطن زمین] ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹) سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر به‌خاطر اینکه [اگر از آن بخورید،] فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱) و به این ترتیب، آنها را با فریب فرود آورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان [= عورتشان‌] بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگ‌های [درختان] بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲) گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود!» (۲۳) فرمود: «فرود آیید، درحالی‌که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴) فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و از آن خارج خواهید شد.» (۲۵)}
    ۴- پس برای شما آشكار می‌‌شود كه این خروج از زمین به زمین است یعنی از داخل زمین به خارج آن و آن همان تنزل [هبوط] از زندگی راحت و مرفه [نعیم] به معیشت سخت [حضیض] ودر حقیقت خروج از بهشت [داخل زمین] به بدبختی و مشقت و سختی است، یعنی همین جایی كه شما هم اكنون زندگی می‌‌كنید. زیرا كه خداوند به ابلیس مهلت داد تا در این بهشت بماند. درخواست ابلیس از روی مبارزه طلبی بود تا آدم و همسرش را به فتنه اندازد تا جایی که از فرمان خداوند سرپیچی کرده و تابع اوامر ابلیس گردند. سپس خداوند با درخواست ابلیس موافقت کرد و آدم و همسرش را از ابلیس برحذر داشت تا آنها را از عزت و رفاه خارج و به سوی شقاوت و بدبختی نکشاند و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید :
    { وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَىٰ آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِی وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا ﴿١١٥﴾ وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَىٰ ﴿١١٦﴾ فَقُلْنَا یا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا یخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِیهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِیهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾ فَوَسْوَسَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ قَالَ یا آدَمُ هَلْ أَدُلُّكَ عَلَىٰ شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْكٍ لَّا یبْلَىٰ ﴿١٢٠﴾ فَأَكَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یخْصِفَانِ عَلَیهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۚ وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ﴿١٢١﴾ }صدق الله العظیم [طه]
    { پیش از این، از آدم پیمان گرفته بودیم؛ اما او فراموش کرد؛ و عزم استواری برای او نیافتیم!(۱۱۵) و هنگامی‌‌را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سرباز زد (۱۱۶)!
    پس گفتیم: «ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و [دشمن] همسر توست! مبادا شما را از بهشت [بهشت باطن زمین]، بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد!(۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد(۱۱۸)؛ و در آن تشنه نمی‌‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌‌دهد!»(۱۱۹) ولی شیطان او را وسوسه کرد و گفت: «ای آدم! آیا می‌‌خواهی تو را به درخت زندگی جاوید، و ملکی بی‌زوال راهنمایی کنم؟!»(۱۲۰) سرانجام هر دو از آن خوردند، و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خود، از برگ‌های [درختان] بهشتی خود را پوشاندند! آدم پروردگارش را نافرمانی کرد، و به بیراهه رفت(۱۲۱) }
    ای مسلمانان و تمامی مردم! بدانید او همان شیطان است؛ او مسیح دجال است و هم چنان در بهشت خداوند در زمین و زیر خاک مانده و آن جا بهشت فتنه است. مسیح دجال آنجاست و می‌خواهد با آن شما را فریب دهد؛ ولی خداوند وعده [دست یابی به] آن را درهمین دنیا و قبل از بهشت آخرت به شما داده است. خداوند در آن زندگی خوبی برای شما تدارک دیده؛ در زمینی که [تاکنون] پای شما به آن نرسیده و خداوند شما را وارث این زمین و دیار قرار خواهد داد. خداوند به مسلمین وعده فرموده است که:
    { وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا }صدق الله العظیم [الأحزاب:۲۷]
    {و زمین‌ها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و [همچنین] زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست}
    و آن زمین همان زمینی است كه [تاکنون] هیچ مسلمانی از امت محمد صلی الله علیه و آله وسلم به آنجا گام ننهاده است. پس چنانچه از شیطان پیروی كنید و در برابر خلیفه خداوند امام مهدی نافرمانی كنید آن را از دست خواهید داد و شیطان جز دروغ، وعده‌ای به شما نمی‌‌دهد. چنان‌چه از مسیح دجال شیطان رجیم پیروی كنید آن را بدست نخواهید آورد. آن [زمین] در دست آدم و همسرش بود تا این كه از فرمان پروردگارشان سرپیچی و حرف شیطان را باور كردند پس، از آن مقام عزت و آسایش خارج شدند و شما نیز چنان‌چه از فرمان خداوند نافرمانی وعصیان كرده و وعده شیطان رجیم را باور كنید [از آن] محروم خواهید ماند. پس شیطان با آن باعث فتنه شما نشود همان‌طور كه والدین شما را از آن اخراج كرد كه خداوند تعالی شما را از فتنه او برحذر داشته و می‌‌فرماید :
    {یا بَنِی آدَمَ لَا یفْتِنَنَّكُمُ الشَّیطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیكُم مِّنَ الْجَنَّةِ ینزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیرِیهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ یرَاكُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾}صدق الله العظیم [الأعراف]
    {ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت [بهشت باطن زمین]، بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همتایش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند}
    و محمد رسول‌الله شما را از طول مدت روز در آن زمین كه شیطان ساكن آن است آگاه نموده و فرموده كه روز دجال مانند یك سال از سال‌های شماست ایشان فرموده است : [ یومه كسنة ] یعنی روز دجال مانند یك سال از سال‌های شماست .
    ای مردم من با علم حقیقی با شما صحبت می‌‌كنم و شما در همین زندگی دنیا آن را در واقعیت خواهید دید. من از خزعبلات شما كه عقل و منطق آن را نمی‌‌پذیرد، پیروی نمی‌‌كنم و ما بهشت فتنه را كه باعث فتنه آدم شد را برایتان شرح دادیم. آدم می‌‌خواست در آنجا بماند، ولی شیطان او را ترساند و به او گفت كه خداوند آنها را به این دلیل از خوردن از آن درخت منع كرده است كه آن دو [آدم و همسرش] در آن بهشت فرشته جاودان نمانند و آنها به طمع جاودانگی از آن درخت خوردند. پس شیطان همان‌طور كه والدینتان را از آن بهشت خارج كرد، شما را فریب ندهد و من ناصح امین شما هستم . این بهشت در زیر خاك قرار داشته [داخل زمین] وازآن خداوند است طبق فرموده خداوند تعالی:
    { لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَافِی الأَرْضِ وَمَا بَینَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى }صدق الله العظیم [طه:۶]
    {از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر خاک (پنهان) است!}
    و این زمین دارای دو مشرق از دو جهت مقابل است و همان زمین ذات المشرقین [دارای دو مشرق] است و مشرق‌های آن، همان دو مغرب آن است و پروردگار آن الله است نه دشمن خدا و دشمن شما مسیح دجال؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { رَبُّ المَشْرِقَینِ وَرَبُّ المَغْرِبَینِ }صدق الله العظیم [الرحمن:۱۷]
    {پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب}
    به این معنی كه آن زمین دارای دو دروازه است یكی در طرف جنوب و دیگری در منتهی الیه طرف شمال و بزرگترین فاصله بین دو نقطه بر روی زمین بین این دو دروازه است طبق فرموده خداوند تعالی :
    { حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ یا لَیتَ بَینِی وَبَینَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَینِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ }صدق الله العظیم [زخرف:۳۸]
    {تا زمانی که [در قیامت] نزد ما حاضر شود می‌‌گوید: ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق؛ چه بد همنشینی بودی!}
    زیرا كه طولانی‌ترین فاصله بین دو نقطه در این زمین؛ فاصله بین دو نقطه مشرق است زیرا در دو جهت متقابل قراردارند و خورشید از دروازه جنوبی بر آن طلوع می‌‌كند و اشعه خورشید از این زمین پوشیده [مفروش] رد شده و از دروازه شمالی خارج می‌‌شود زیرا كه خداوند این زمین را صاف و هموار نموده و با سبزه پوشانده است طبق فرموده خداوند تعالی :
    {وَالسَّمَاءَ بَنَینَاهَا بِأَیدٍ وَإِنَّا لَمُوسِعُونَ ﴿٤٧﴾ وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾}صدق الله العظیم [الذاریات]
    {و ما آسمان را با قدرت بنا کردیم، و البته ما گسترش دهنده [ى آن‌] هستيم (۴۷) و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!}
    به این معنی كه خداوند آن را صاف و هموار نموده به طوری كه اگر یكی از شما در یكی از دروازه‌ها باشد خورشید را در آسمان در مقابل دروازه دیگر خواهد دید طبق فرموده خداوند تعالی:
    { وَالْأَرْضَ فَرَشْنَاهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ }صدق الله العظیم.
    {و زمین را گستردیم، و چه خوب گستراننده‌ای هستیم!}
    آن زمینی است كه خداوند آن را برای استراحت قرار داده است و که در آن میوه‌ها و نخل‌های پرشکوفه است، و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگ‌اند، !! و گیاهان خوشبو طبق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿
    ١٠﴾فِیهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّیحَانُ ﴿١٢﴾فَبِأَی آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ﴿١٣﴾}صدق الله العظیم [الرحمن]
    {و زمین [مفروشه در باطن زمین] را برای خلایق آفرید(۱۰) که در آن میوه‌ها و نخل‌های پرشکوفه است(۱۱)،و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بصورت کاه درمی‌‌آید، و گیاهان خوشبو(۱۲)!پس کدامین نعمتهای پروردگارتان را تکذیب می‌‌کنید [شما ای گروه جن و انس] (۱۳)}؟!
    و این فرمایش خداوند را به شما یادآوری می‌‌كنم:
    { فَبِأَی آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ }صدق الله العظیم

    {پس کدامین نعمت‌های پروردگارتان را تکذیب می‌‌کنید}

    این زمینی است كه پای شما به آن جا نرسیده است. در این زمین تونلی در مقابل و پیشگاه شماست که از آیات خداوند و از آیات تصدیق به این قرآن عظیم است؛ قرآنی كه شما آن را مهجور و متروک قرار دادید پس كدامین نعمت خداوند را تكذیب می‌‌كنید ای جماعت كافر از انس و جن ؟
    وخداوند تعالی می‌‌فرماید :

    { فاذكروا آلاء الله لعلكم تفلحون }صدق الله العظیم.
    {پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید، شاید رستگار شوید!»}
    و می‌‌بینم كه جاهلان به این دلیل كه خود را به آنها نشان نمی‌دهم؛ مرا تكذیب می‌‌كنند با وجود این كه من از كتاب خداوند با آنها سخن می‌‌گویم و آنان به آن ایمان دارند، اما آن را مهجور و متروک رها کرده‌اند و حجتشان این است كه چرا علناً برای آنها ظاهر نمی‌‌شوم؟ آیا اگر در برابر آنان ظاهر شوم؛ سخن دیگری به آنان خواهم گفت؟ پس چه فرقی می‌‌كند مادامی ‌‌كه آنها به حقّ كه جلوی آنهاست ایمان نمی‌‌آورند. روی پیشانی من هم نوشته نشده است: امام مهدی منتظر. من بشری مثل شما هستم كه بیان حق قرآن را به شما یاد می‌‌دهم وآن را از خود قرآن استنباط می‌‌كنم. آیا شما زمینی را كه به شكل تونلی در داخل زمین است و آیات خداوند در آن نهاده شده است تصدیق نمی‌‌كنید؟ طبق فرموده خداوند تعالی :
    { فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِی نَفَقًا فِی الْأَرْ‌ضِ } [الأنعام:۳۵]
    {و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، چنین کن)
    و من می‌‌خواهم قبل از این كه مسیح دجال به جنگ ما بیاید به جنگ او بروم و منتظر نمی‌مانم او به جنگ ما بیاید، چون می‌ترسم با ملكوتی كه شما را از آنجا بیرون رانده شما را به فتنه انداخته و بتواند از مردم امت واحدی بر پایه كفر بسازد. ما بر آنها پیروزیم و خداوند می‌‌خواهد شما را امت واحدی بر پایه حق قرار دهد و چنان چه مسیح دجال شما را به كفر دعوت كند [با توجه به فتنه مُلكی كه در داخل این زمین است]، از او تبعیت خواهید كرد اما آن [تنها] زینت و زخرف و زرق‌وبرق زندگی دنیوی است و شیطان نمی‌‌خواهد كسی جز کسانی که به خدا كفر ورزیده و پیرو شیطان شده و نسبت به امام مهدی نافرمان هستند، وارد آن شوند. به پروردگار با عزت و جلال قسم كه او را با خواری و سرافكندگی از آنجا بیرون خواهم كرد او و همه سربازانش از نسل بشر از یهود را كه پدرا‌نشان بشر و مادرانشان از شیاطین مؤنث جن هستند. آنان با تغییر خلقت خدا با شیاطین مؤنث جماع می‌‌كنند و حاصل آن نزد مسیح دجال شیطان رجیم به دنیا می‌آید. و ما به اذن خداوند عزیز و حكیم بر آنها پیروزیم و خداوند من و یارانم را وارث زمین و دیار و اموال آنها درسرزمینی خواهد کرد كه در آن پای نگذاشته‌اید. تصدیق وعده حق خداوند تعالی كه می‌‌فرماید :
    {وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضاً لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیراً(۲۷)}
    صدق الله العظیم [الأحزاب]
    و زمین‌ها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و (همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست!}
    اما این فرموده خداوند تعالی:
    { وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِیارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ }

    {و زمین‌ها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت،}
    به محمد رسول‌الله -صلى الله علیه وآله وسلم- و یارانش اختصاص دارد
    اما فرموده خداوند تعالی :
    { وَأَرْضاً لَّمْ تَطَؤُوهَا وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیءٍ قَدِیراً }
    {و(همچنین) زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست!}
    مقصود خداوند امام مهدی و حزبش هستند و اینان همان حزب محمد رسول‌الله -صلى الله علیه وآله وسلم هستند و همه ما حزب خداوند هستیم و حزب خداوند پیروز است. خداوند ما را وارث ملكوت آن زمین و اموال خواهد كرد. آن زمینی است كه خداوند به شما وعده آن را داده و پای هیچ مسلمانی تاکنون به آن نرسیده است و آن بهشت فتنه است كه كاخ‌هایش از نقره است و در كاخ‌ها از طلا و زخرف و زرق و برق و آسانسورهایی که با آنها بالا می‌‌روند . مسیح دجال كه مردم را به كفر دعوت می‌‌كند و به ناحق ادعای خدایی می‌‌كند بر آن تسلط یافته است و به كفار این دیار كه سقف‌هایش از نقره و درب‌هایش طلاست وعده می‌‌دهد و می‌‌خواهد مردم را به امتی واحد بر پایه كفر مبدل سازد اما وعده شیطان چیزی جز دروغ و فریب نیست، و این همان بیان فرموده خداوند تعالی است كه می‌‌فرماید :
    { وَلَوْلَا أَن یكُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یكْفُرُ‌ بِالرَّ‌حْمَـٰنِ لِبُیوتِهِمْ سُقُفًا مِّن فِضَّةٍ وَمَعَارِ‌جَ عَلَیهَا یظْهَرُ‌ونَ ﴿٣٣﴾ وَلِبُیوتِهِمْ أَبْوَابًا وَسُرُ‌رً‌ا عَلَیهَا یتَّكِئُونَ ﴿٣٤﴾ وَزُخْرُ‌فًا ۚ وَإِن كُلُّ ذَٰلِكَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا ۚ وَالْآخِرَ‌ةُ عِندَ رَ‌بِّكَ لِلْمُتَّقِینَ ﴿٣٥﴾ } صدق الله العظیم [الزخرف]
    {اگر سبب نمی‌‌شد که همه مردم امت واحد [در مسیرگمراهی] شوند، ما برای کسانی که به [خداوند] رحمان کافر می‌‌شدند خانه‌هایی قرار می‌‌دادیم با سقف‌هایی از نقره و نردبان‌هایی که از آن بالا روند،(۳۳) و برای خانه‌هایشان درها و تخت‌هایی قرار می‌‌دادیم که بر آن تکیه کنند؛(۳۴) و انواع زیورها؛ ولی تمام اینها بهره زندگی دنیاست، و آخرت نزد پروردگارت از آن پرهیزگاران است!(۳۵)}
    و اگر خداوند با بعثت مهدی منتظر و بیان حق قرآن شما مسلمانان را شامل فضل خود نکرده بود شما نیز به جز عده قلیلی همراه مردم از شیطان تبعیت می‌‌كردید زیرا كه شیطان همان مسیح دجال است كه می‌‌خواهد مردم را به یک امت واحد کافر بدل کند و خداوند مرا بر ضد او مبعوث كرده تا ازمردم امتی واحد تشکیل دهم که در مسیر هدایت و در صراط مستقیم هستند.
    و چنان چه خداوند همه سربازانش از پشه و مافوق را در حضور بنده‌اش [مهدی] گرد آورد، حاصلی جز کفر و انکار بیشتر مسلمان امروز ندارد؛ چون آیات تصدیق در كتاب، در نزد مسلمانان تغییر یافته و آنان به خداوند دروغ بسته و معتقدند خداوند با آیات و نشانه‌های خود دعوت باطل را تایید می‌كند. آنها می‌گویند خداوند مسیح دجال را با آیاتش تایید می‌‌كند؛ چگونه خداوند باطل را با آیات تصدیقش تایید می‌‌كند آیا اندیشه نمی‌‌كنید ؟
    پس اگر خداوند لشکریان خود را از پشه گرفته تا مافوق آن و هم چنین تمام مخلوقات آسمان‌ها و زمین را بر ضد مسیح دجال و سپاهش و برای یاری امام مهدی بفرستد، مسلمانان خواهند گفت كه او همان مسیح دجال است با وجود این كه من ادعای ربوبیت نمی‌‌كنم و پناه می‌‌برم به خداوند. ولی آنها به دعوت حقم نگاه نخواهند كرد بلكه به زیادی آیات تصدیق از آسمان‌ها وزمین می‌نگرند؛ پس چنان چه خداوند سربازان مهدی را از همه آسمان‌ها و زمین بر آنها محشور سازد خواهند گفت كه این امام كه خداوند او را با همه این آیات تایید نموده مسیح دجال است كه محمد ما را از او برحذر داشته و گفته كه خداوند ملكوت همه چیز را به او خواهد داد
    .پس ای مسلمانان امروزی آیات تصدیق حاصلی جز بیشتر کردن کفر شما ندارد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی :
    { وَلَوْ أَنَّنَا نَزَّلْنَا إِلَیهِمُ الْمَلائِكَةَ وَكَلَّمَهُمُ الْمَوْتَى وَحَشَرْنَا عَلَیهِمْ كُلَّ شَیءٍ قُبُلًا مَا كَانُوا لِیؤْمِنُوا إِلَّا أَنْ یشَاءَ اللَّهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ یجْهَلُونَ(۱۱۱) } صدق الله العظیم، [الأنعام]
    {و اگر فرشتگان را بر آنها نازل می‌‌کردیم، و مردگان با آنان سخن می‌‌گفتند، و همه چیز را در برابر آنها جمع می‌‌نمودیم، هرگز ایمان نمی‌‌آوردند؛ مگر آنکه خدا بخواهد! ولی بیشتر آنها نمی‌‌دانند!}
    و علت این است که شما روش و قاعده حق کتاب را تغییر داده و باطل را تصدیق و حق را تکذیب نمودید و از باطل و دروغ تبعیت کردید و قسم به حقّ و سزاوار است که حق را بگویم: کسانی که معتقدند خداوند باطل را با آیاتش تایید می‌کند از سرسخت‌ترین کافران نسبت به حقّ در کتاب هستند؛ بلکه کفار امت‌های پیشین از آنها عاقل‌ترند. حتی فرعون از آن مسلمانی که عقیده دارد خداوند با آیاتش باطل را تایید کند عاقل‌تر است زیرا فرعون می‌داند که پروردگارِحقّ، با آیات تصدیق، دعوت حقّ اولیای خود را تایید می‌‌كند، پاسخ فرعون به رسول خدا موسی علیه السلام كه او را به پروردگار جهانیان دعوت می‌‌كند ببینید :
    { قَالَ فِرْ‌عَوْنُ وَمَا رَ‌بُّ الْعَالَمینَ ﴿٢٣﴾ قَالَ رَ‌بُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَمَا بَینَهُمَا ۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِینَ ﴿٢٤﴾ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿٢٥﴾ قَالَ رَ‌بُّكُمْ وَرَ‌بُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِینَ ﴿٢٦﴾ قَالَ إِنَّ رَ‌سُولَكُمُ الَّذِی أُرْ‌سِلَ إِلَیكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿٢٧﴾ قَالَ رَ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ وَمَا بَینَهُمَا ۖ إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿٢٨﴾ قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَـٰهًا غَیرِ‌ی لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ ﴿٢٩﴾ قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَیءٍ مُّبِینٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿٣١﴾ فَأَلْقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِی ثُعْبَانٌ مُّبِینٌ ﴿٣٢﴾ وَنَزَعَ یدَهُ فَإِذَا هِی بَیضَاءُ لِلنَّاظِرِ‌ینَ ﴿٣٣﴾ }صدق الله العظیم [الشعراء]
    فرعون گفت: «پروردگار عالمیان چیست؟!»(۲۳) [موسی] گفت: «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است، اگر اهل یقین هستید!».(۲۴) [فرعون] به اطرافیانش گفت: «آیا نمی‌‌شنوید !»(۲۵) [موسی] گفت: «او پروردگار شما و پروردگار نیاکان شماست!»(۲۶)
    [فرعون] گفت: «پیامبری که بسوی شما فرستاده شده مسلما دیوانه است»!(۲۷)[موسی] گفت: «او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه میان آن دو است می‌‌باشد، اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می‌‌گرفتید!»(۲۸) گفت: «اگر معبودی غیر از من برگزینی، تو را از زندانیان قرار خواهم داد!»(۲۹) گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم ؟!»(۳۰) گفت: «اگر راست می‌‌گویی آن را بیاور!»(۳۱)در این هنگام موسی عصای خود را افکند، و ناگهان مار عظیم و آشکاری شد؛(۳۲) و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد، و در برابر بینندگان سفید و روشن بود.(۳۳)}
    پاسخ فرعون به موسى را نگاه كنید:
    { قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَیءٍ مُّبِینٍ ﴿٣٠﴾ قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿٣١﴾ }
    {گفت: «حتی اگر نشانه آشکاری برای تو بیاورم ؟!»(۳۰) گفت: «اگر راست می‌‌گویی آن را بیاور!»(۳۱)}
    زیرا اگر خدای موسی پروردگار حقّ باشد، دعوت حقّ را با آیات [معجزه] تصدیق و تایید خواهد كرد و بنابراین فرعون حكم كرد كه چنان چه موسی آیات
    [معجزه] تصدیق از پروردگار حقی كه او را فرستاده بیاورد از راستگویان خواهد بود و بنابراین فرعون قبل از این كه موسی آیات رابه او نشان دهد؛ آیات [معجزه] را حكم‌‌ بین خود و موسی قرارداد.
    اما شما مسلمانان كه اعتقاد داريد خداوند آياتش را براي تصديق دعوت باطل و همچنين تصديق دعوت حق می‌فرستد چهارپايان هم ازاينان عاقل‌ترند بلكه اينان گمراه‌ترند .
    و ما این عقیده باطل را درهم کوبیدیم
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.




  6. {وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّـهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ} صدق الله العظيـــــم ..

    مصدر المشاركة
    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    20 - جمادى الأولی - 1431 هـ
    04 - 05 - 2010 مـ
    ۱۴-اردیبهشت-۱۳۸۹ه.ش.
    12:02
    ـــــــــــــــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.
    {وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّـهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـٰكِن شُبِّهَ لَهُمْ} صدق الله العظيـــــم ..

    سؤال در باره مسیح دجال: همان‌گونه که در قرآن کریم آمده است آقای ما عیسی مسیحِ حقیقی سر از تنش جدا نشد، بلکه کس دیگری که شبیه او بود به قتل رسید. به همین ترتیب گفته می‌شود مسیح دجالِ یک چشم و همان ابلیس است؛ آیا این به این معنی است که مسیح دجال از نظر چهره به مسیح حقیقی [در حین جدا شدن سر از بدن] شباهت دارد که اگر این‌طور است حکمت آن در چیست؟و اگر مسیح دجال می‌خواهد انسان‌ها را قانع کند که الله است، پس حکمت اینکه هم مسیح حقیقی مرده را زنده می‌کند و هم مسیح دجال چیست؟


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    و سلام خداوند و رحمت و برکاتش بر برادرگرامی باد که در جستجوی یافتن حقیقت، این سؤال را مطرح می‌کند. در مورد سؤال اول که می‌گویی:
    سؤال در باره مسیح دجال: همان‌گونه که در قرآن کریم آمده است آقای ما عیسی مسیحِ حقیقی سر از تنش جدا نشد، بلکه کس دیگری که شبیه او بود به قتل رسید. به همین ترتیب گفته می‌شود مسیح دجالِ یک چشم و همان ابلیس است؛ آیا این به این معنی است که مسیح دجال از نظر چهره به مسیح حقیقی [در حین جدا شدن سر از بدن] شباهت دارد که اگر این‌طور است حکمت آن در چیست؟و اگر مسیح دجال می‌خواهد انسان‌ها را قانع کند که الله است، پس حکمت اینکه هم مسیح حقیقی مرده را زنده می‌کند و هم مسیح دجال چیست؟

    اما جواب درست شما این است که، آنچه که سر از بدنش جدا شد[صلب] ، کالبد بدون روحی بود که روح القدس [جبرئیل] با اجازه خداوند، آن را شبیه مسیح عیسی‌بن‌مریم خلق کرد و در بستر مسیح عیسی‌بن‌مریم که سلام و صلوات بر او باد قرار داد. قوم یهود اقدام به قتل و جدا کردن سر [صلب] آن جسد کردند. خداوند عبد و نبیّ خود را نجات داد و روح القدس را که صلوات و سلام بر او باد، به یاری وی فرستاد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ﴿١١٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    { هنگامی که خداوند به عیسی‌بن‌مریم گفت: «یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم! زمانی که تو را با روح القدس تقویت کردم؛ که در گاهواره و به هنگام میانسالی، با مردم سخن می‌گفتی؛ و هنگامی که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم؛ و هنگامی که به فرمان من، از گل چیزی بصورت پرنده می‌ساختی، و در آن می‌دمیدی، و به فرمان من، پرنده‌ای می‌شد؛ و کور مادرزاد، و مبتلا به بیماری پیسی را به فرمان من، شفا می‌دادی؛ و مردگان را به فرمان من زنده می‌کردی؛ و هنگامی که بنی اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن برای آنها آوردی، ولی جمعی از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست!» (۱۱۰)}
    اما در مورد سؤال دیگرت که می‌گویی:
    آیا این به این معنی است که مسیح دجال از نظر چهره به مسیح حقیقی [در حین جدا شدن سر از بدن] شباهت دارد که اگر این‌طور است حکمت آن در چیست؟
    و پاسخ: ای پرسشگرگرامی! بدان که منظور از شباهت به مسیح عیسی‌بن‌مریم شباهت کامل [شخصیت و اعمال] نیست، بلکه فقط کالبدی شبیه به مسیح عیسی‌بن‌مریم خلق شد و یهودیان سر همین جسد را قطع کرده [صلب] و با شمشیر به قتل رساندند. این جسدی بود بدون روح که خداوند آن را در بستر مسیح عیسی‌بن‌مریم قرار داد. آنها [یهودیان] به همین جسد شمشیر زده و سپس سر آن را قطع کرده [صلب] و دفن نمودند. این فتنه‌ای بود که خداوند به علت مکر یهود، آنها را به آن دچار کرد تا تصور کنند مسیح عیسی‌بن‌مریم را به قتل رسانده‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ} صدق الله العظيم [النساء:۱۵۷]
    {و گفتارشان که: «ما، مسیح عیسی بن مریم، پیامبر خدا را کشتیم!» در حالی که نه او را کشتند، و نه سر از تنش جدا کردند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد)}
    زمانی که پیکری که شبیه به مسیح عیسی‌بن‌مریم بود کشته شد، کار آن پیکر تمام شد و حکمت خداوند از این کار، جز این نیست که کسانی که با مکر با فرزند مریم برخورد کردند را فریب دهد تا دشمنی بین انصار مسیح عیسی‌بن‌مریم و یهودیان تا روز قیامت باقی بماند، چرا که باور مسیحیان بر این است که مسیح عیسی‌بن‌مریم کشته شده است؛ علی‌رغم اینکه پیکری که شبیه مسیح عیسی بن مریم بود کشته و سرش از بدنش جدا شد [صلب] نه عیسی بن مریم حقیقی.
    اما در مورد این سؤال:
    همچنین گفته می‌شود مسیح دجالِ یک چشم و همان ابلیس است
    به حق به شما پاسخ می‌دهیم: بلی؛ مسیح کذاب همان ابلیس و شیطان رانده شده‌است که می‌گوید مسیح عیسی‌بن‌مریم بوده و ادعا می‌کند رب العالمین است. فرزند مریم سخن ناحق نمی‌گوید، بلکه کسی که این ادعا را می‌کند، مسیح کذاب است نه مسیح عیسی‌بن‌مریم.او همان شیطان رجیم است که از شخصیت مسیح عیسی‌بن‌مریم تقلید و سوء استفاده کرده و چون مسیح عیسی‌بن‌مریم واقعی نیست؛ به او لقب مسیح کذاب داده شده‌است. او مسيح عيسى‌بن‌مريم حقیقی که صلوات خداوند بر او ومادرش باد نیست.
    اما در مورد این گفته‌ات که مسیح کذاب یک چشم دارد، من او را یک چشم نمی‌دانم و نمی‌گویم روی پیشانی‌اش کلمه کافر نوشته شده‌است. این فریبی از جانب شیاطین بشری است که به دروغ به نبی خاتم صلى الله عليه وآله وسلمنسبت داده شده‌است تا مسلمانان را دچار فتنه کند. وقتی مسلمانان می‌بینند که مسیح کذاب یک چشم نبوده و بر پیشانی‌اش لفظ کافر نقش نبسته است، او را باور خواهند کرد. سبحان الله آیا خداوند به شکل یک انسان است !! و فرق دجال با خدا تنها در این است که او یک چشم دارد و خدای شما یک چشم نیست! آیا پروا نمی‌کنید؟ هیچ‌کس مثل خداوند سبحان نیست و هیچ یک از مخلوقاتش به ذات جل جلاله او شباهتی ندارند.
    اما در مورد این گفته که:
    مسیح دجال می خواهد انسان‌ها را قانع کند که الله است
    جواب درست و حق شما این است که شیطان می‌خواهد تمام بشریت را دچار فتنه کند لذا از عقیده ناحق و نادرست مسیحیان سوء استفاده کرده و قصد دارد مسیحیان و مسلمانان را از راه راست [صراط مستقیم] منحرف نماید. اما یهودیان می‌دانند که او شیطان رجیم است اما از آنجا که از رحمت خداوند ناامید شده‌اند، می‌خواهند مسیحیان و مسلمانان را نیز با خود به آتش جهنم بکشانند. به همین علت است که خداوند تعالی در مورد مکر یهودیان به مسیحیان هشدار می‌دهد و می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِن قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّ [و زیاده‌روی] نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوس‌های جمعیّتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!» (۷۷)}
    در این فرموده خطاب خداوند تعالی به مسیحیان است که:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ}
    {بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّ [و زیاده‌روی] نکنید! و غیر از حق نگویید!}
    و سپس به آنها هشدار می‌دهد تا از مبالغه و نسبت‌های دروغی که یهودیان در نوشته‌هایشان به مسیح عیسی‌بن‌مریم داده‌اند، پیروی نکنند. به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيراً وَضَلُّوا عَنْ سَوَاءِ السَّبِيلِ
    } صدق الله العظيم
    {و از هوس‌های جمعیّتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید}
    بخش‌های زیادی ازکتاب انجیل فعلی و تورات؛ دروغ‌هایی است که شیاطین بشراز قوم یهود برای انحراف و به گمراهی کشیدن مسیحیان از راه راست نوشته‌اند. به همین علت است که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لَا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعُوا أَهْوَاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِن قَبْلُ وَأَضَلُّوا كَثِيرًا وَضَلُّوا عَن سَوَاءِ السَّبِيلِ ﴿٧٧﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {بگو: «ای اهل کتاب! در دین خود، غلوّ [و زیاده‌روی] نکنید! و غیر از حق نگویید! و از هوس‌های جمعیّتی که پیشتر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید!» (۷۷)}

    اما در مورد این پرسش که:
    پس حکمت این که هم مسیح حقیقی مرده را زنده می کند و هم مسیح دجال چیست؟
    مهدی منتظر مستقیماً از آیات محکم ذکر [قرآن] پاسخ می‌دهد که:
    {قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿٤٨﴾ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    {بگو: پروردگار من حق راالقا می‌کند، که او دانای غیب‌ها [و اسرار نهان] است (۴۸) بگو : حق آمد، و باطل نه [آفرینش را] آغاز می‌کند، و نه [دوباره] باز می‌گرداند}
    آنچه که در قرآن پیدا می‌کنیم این است که خداوند اهل باطل و اولیاء او را به مبارزه می‌طلبد تا روح را بعد از مرگ به جسد مرده بازگردانند. خداوند تعالی می‌فرماید که علی‌رغم ادعای باطلشان، درصورتی که بتوانند این کار را بکنند؛ صحت شراکت با خدا را اثبات کرده‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْجِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]،
    {پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن [روح] را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    نگاه کنید خداوند چگونه اهل باطل و اولیای او را برای بازگرداندن روح به جسد به مبارزه می‌طلبد: {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ}
    صدق الله العظيم.
    {پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید}
    اما دروغ‌گویان می‌خواهند باورهای درست و حقِّ آیات محکم کتاب خداوند را کنار گذاشته و با دادن نسبت‌های دروغ به خداوند و مبارزه‌طلبی حقّ او؛ مسلمانان را دچار فتنه کنند. لذا می‌بیند مسلمانان مطلبی را که بر خلاف تحدی و مبارزه‌طلبی خداوند در قرآن است را باورکرده‌ و تصور می‌کنند «باطل» با اذن خداوند، روح را به جسد بازمی‌گرداند!
    به آنها می‌گویم : به خداوندی که جز او معبودی نیست سوگند، این دروغ را تنها کسانی باور می‌کنند که مانند چهارپایان هستند و دآیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم اندیشه و تدبر نمی‌کنند. علی‌رغم اینکه این دروغ با مبارزه‌طلبی خداوند در آیات محکم کتاب: {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم؛ در تضاد است اما کورکورانه پیرو آن شده تدبر نمی‌کنند تا دریابند آیا این روایت یا حدیث از جانب خداوند است یا مخالف کتاب خداست و با آن در معارضه است؟
    مسلمانان باور کرده‌اند که «باطل» روح را به جسد بازمی‌گرداند و اگر این‌گونه باشد ادعای اهالی باطل و اولیای او راست و گفته خداوند سبحان دروغ است که می‌فرماید: {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم
    خداوند راست می‌گوید و این شیاطین بشر هستند که دروغ گفته و علمای مسلمانان چون چهارپایان روایت و گفته‌های آنها را باور کرده و کلام خداوند تعالی در قرآن عظیم را تکذیب می‌کنند که می‌فرماید:
    {قُلْ إِنَّ رَ‌بِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿۴۸﴾قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿۴۹﴾}صدق الله العظيم [سبأ]
    {بگو: پروردگار من حق را القا می‌کند، که او دانای غیب‌ها [و اسرار نهان] است (۴۸) بگو : حق آمد، و باطل نه [آفرینش را] آغاز می‌کند، و نه[دوباره] باز می‌گرداند(۴۹)}
    اما در باره مسیح عیسی‌بن‌مریم حقیقی صلى الله عليه وآله وسلم، شهادت می‌دهم که خداوند او را با زنده کردن اموات تأیید می‌نماید .او از جانب خود این ادعا را نمی‌کند و شایسته هم نیست؛ بلکه این خداوند تعالی است که می‌فرماید:
    {لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {آنان که قائل به خدایی مسیح پسر مریم شدند محققاً کافر گشتند، درحالی‌که خود مسیح گفت: ای بنی اسرائیل، خدایی را که آفریننده من و شماست بپرستید، که هر کس به خدا شرک آرد خدا بهشت را بر او حرام گرداند و جایگاهش آتش دوزخ باشد، و ستمکاران را هیچ کس یاری نخواهد کرد. (۷۲}
    زنده کردن اموات تاییدی از جانب خداوند است تا صحت ادعای مسیح عیسی‌بن‌مریم صلى الله عليه وآل عمران وأسلمُ تسليماً را ثابت کند. سؤالی که مطرح می‌شود این است که چگونه ممکن است خداوند مسیح کذاب را که مردم را به سوی خود دعوت می‌کند [نه به سوی خداوند] ، با معجزه‌ای مثل زنده کردن مردگان یاری خواهد کرد؟ چگونه خداوند با ارسال معجزه از جانب خود او را تأیید و تصدیق می‌کند؟ چگونه است که خداوند سبحان برعلیه خود حجت آورده و مبارزه‌طلبی خود را به دست خود باطل می‌کند؟ سبحان الله، مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید: {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم؟
    چگونه خداوند با معجزه‌ای که از جانب خود اوست باطل را تأیید کرده و خود را تکذیب می‌کند؟ خداوند از چنین [عمل باطلی] پاک و منزه و برتر است. آیا عقل و منطق این را می‌پذیرد؟ خیر، عقل و منطق آن را نمی‌پذیرد و لذا می‌بینیم که در تضاد با فرموده خداوند تعالی است که می‌فرماید: {تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ} صدق الله العظيم؟
    چگونه ممکن است که آنها راست گفته و روح را به جسم بازگردانند؟ بلکه خداوند پاک و منزه و برتر است و این مسلمانان هستند که به قرآن عظیم کافر شده و پیرو احادیث و روایات باطل شیطان شده‌اند اما خود را هدایت‌شده می‌دانند. این هم به خاطر این است که فکر خود را به کار نمی‌گیرند مگرکسی که مورد رحمت خداوند قرارگرفته و با تعقل از امام مهدی که [مردم را] به‌سوی حق دعوت و به راه راست [صراط مستقیم] هدایت می‌کند؛ پیروی نماید.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    برادرتان امام مهدي ناصر محمد يماني.




  7. فرازی از سخنان امام ناصر محمد یمانی در باره : { الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ...

    مصدر المشاركة
    - 8 -الإمام ناصر محمد اليماني ــــــــــــــــــ سخنی مختصر در باب مسیح کذاب (این متن فرازی از سخنان امام است که متن کامل آن تحت عنوان «پاسخ امام ناصر محمد یمانی در باره :{ الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ ۖ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ }» ترجمه شده است ) پرسشگری سؤال می‌کند: منظور خداوند از این فرموده چیست؟{الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ} صدق الله العظيم
    و کسی که دارای علم کتاب است پاسخ می‌دهد: اما منظور ازخبیثات [زنان نابکار] ، زنانی هستند که در بهشت مسیح دجال ساکن بوده و مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشرند. هرکس از مسیح دجال پیروی کند؛ خبیثی نابکار و فاسد است که با یک خبیثه ازدواج می‌کند. حتی اگر این زن زیبا هم باشد، بازهم خبیثه است و جز شیاطین رجیم؛ فرزندی به دنیا نمی‌آورد....به همین ترتیب خبیثان مذکر، مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشر هستند. از آنجا که در جنت المأوی حورالعین‌ها به دو دسته تقسیم شده‌اند :حوریانی که همانند یاقوت و مرجانند و حوریانی که مانند لؤلؤ مکنون بوده و در زیبایی با یکدیگر تفاوت دارند؛ در اینجا [بهشت فتنه در باطن زمین] نیز جنس مؤنث به دو گروه تقسیم شده‌اند که زیباترینشان گروهی هستند که مادرانشان از جنس شیاطین مؤنث و پدرانشان شیاطین بشرند. گروه دوم که از نظر زیبایی در درجه پایین‌تری قرار دارند، زنان دیگری هستند که از پدران و مادران یأجوج و مأجوج به دنیا آمده‌اند. خداوند تمام این زنان پلید را عامل فتنه مردان پلیدی قرار داده که به دنبال مسیح دجال افتاده‌اند. اما خبیثونِ مذکر از مادرانی که از جنس شیاطین مؤنث و پدرانی که از جنس شیاطین بشر هستند به دنیا می‌آیند که خداوند آنها را برای زنان پلیدی [خبیثات] که پیرو مسیح دجال هستند قرار داده‌است. تصدیق فرموده خداوند تعالی است که:
    {الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ} صدق الله العظيم [النور:۲۶] {زنان ناپاک از آن مردان ناپاکند، و مردان ناپاک نیز به زنان ناپاک تعلّق دارند} کسی که درباره این فرموده خداوند تعالی با من بحث و مجادله زیادی می‌کند، می‌خواهد شما را دچار فتنه کند: {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِيراً وَنِسَاءا} {اى مردم! از پروردگارتان، كه شما را از يك تن آفريد و همسرش را از او آفريد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى را منتشر ساخت پروا كنيد} صدق الله العظيم [النساء:۱] او می‌خواهد زنان پلیدی [الخبیثات] که هیچ‌کدام باکره نیستند را به جای حورالعین به شما معرفی کند، در حالی که حتی قبل از رسیدن به سن بلوغ در بین آنها هیچ باکره‌ای پیدا نمی‌شود مگر در سنین کودکی. او می‌خواهد شما تصور کنید که آنها همسران فرزندان آدم هستند که بعد از اخراج آدم و همسر و فرزندانش [در بهشت] باقی مانده‌اند و همان حورالعین‌هایی هستند که خداوند به شما وعده داده‌است و وقتی ببینید که باکره نیستند، خواهند گفت که فرزندان آدم زمانی که در بهشت ساکن بودند، به آنها دست یافته‌اند. اما امام مهدی حق پروردگارتان در کمین شیطانی نشسته‌است که در وجود این مرد [کسی که با امام مجادله می‌کند] است. پس برایتان روشن نمودیم که اینها حورالعینی که خداوند به شما وعده داده‌است نیستند. خداوند وعده داده است که حورالعین فقط دوست‌دار همسرانشان و هم سن آنها خواهند بود «عرباً اترابا» و قبل از این، دست هیچ جن و انسی به آنها نرسیده‌است. اما حوریان دجال، عاشقان فراوانی از جن و انس داشته‌اند که قبلا به آنها دست یافته‌اند. در دین دجال، ابلیس لعین، این زنان چشم‌چران به همه تعلق دارند و یأجوج و مأجوج‌ فرزندان این زنان هستند که از هر پشتی تولید مثل کرده‌اند. به همین دلیل است که یأجوج و مأجوج از هر پشتی زادوولد می‌کنند: «من کل حدبٍ ینسلون» وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.. خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني. ـــــــــــــــــــــــــ

  8. ماهیت واقعی ساحران و پیشگویان و بندگان طاغوت

    مصدر المشاركة
    -9-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    ــــــــــــــــــ

    سخنی مختصر در باب مسیح کذاب
    ماهیت واقعی ساحران و پیشگویان و بندگان طاغوت
    (متن کامل این بیان تحت عنوان «خطاب یمانی منتظر به هیئت علمای بزرگ عربستان» ترجمه شده است)

    ای ساحران و پیشگوها و ای بندگان طاغوت؛ شما حقیقت آنچه که در این خطابه آمده‌است را می‌دانید. شما با معبودان مؤنثی که از جنس شیاطین جن هستند نکاح کرده و همان‌گونه از آنها بهره گرفته‌اید که از زنان بشر بهره‌مند می‌شوید، تا نسل انسانی به هلاکت کشیده شود...خداوند شما را بکشد! چگونه از حق منحرف می‌شوید؟ سحر را از شیاطین آموخته و با شیاطین مؤنث زنا می‌کنید تا مثل هاروت و ماروت، خلقت خداوند را تغییر دهید. شیاطین به شما گفته‌اند که ما فتنه هستیم [عمل ما فتنه‌گری در خفاست] پس در ظاهر کافر نباشید [خود را به مردم مسلمان نشان دهید] « نحن فتنةٌ فلا تكفر». ما می‌دانیم که شیاطین [مردم را] به‌سوی کفر دعوت می‌کنند. آنها به شما گفته‌اند که با وجود اینکه در باطن کافرید، اما تظاهر به ایمان کرده و به مساجد بروید تا جایی که مردم تصور کنند افراد صالحی هستید. شما از رفتن به مساجد هراسناکید، چرا که می‌دانید عملتان ریا است و می‌ترسید خداوند بر سر یکی از شما صاعقه بفرستد. شما ازنمازگزارانی هستید که از نماز خود غافل هستند [ اشاره به آیه کریمه سوره الماعون: الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﴿۵﴾]. آنهاخود را در حضور خداوند احساس نمی‌کنند و برای اینکه مردم آنها را از صالحان بدانند، با وجود جنب بودن، به مساجد خداوند می‌روند. از کوچک‌ترین کار خیری جلوگیری کرده وسعی در قطع کردن نسل انسان و اختلاف انداختن بین شوهر و همسرش می‌کنید،تا آنها نیز از آنچه که شما از آن کناره گرفته‌اید، دور شوند. شما قومی هستید که خداوند تعالی درباره آنان می‌فرماید:
    {وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّـهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿٢٠٤﴾ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّـهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾}
    [البقرة] صدق الله العظيم
    {و از مردم كسى است كه گفتار او در باره‌ى زندگى دنيا [و پارسايى‌] مايه اعجاب توست و خدا را بدانچه كه در دل دارد گواه مى‌گيرد، و حال آن كه او لجوج‌ترين دشمنان است (۲۰۴) و چون بازگردد بكوشد تا در زمين فساد كند و حرث [رحم] و نسل [فرزندان] را تباه نمايد، و خدا فساد را دوست ندارد (۲۰۵)}*
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


    ـــــــــــــــــــــــــ


    توضیح اضافی جهت اطلاع: حرث به معنای کشتزار و ماعون به معنای ظرف، هر دو به رحم زن اطلاق می‌شود: «یهلکون الحرث = کشتزار را نابود می‌کنند» و «یمنعون الماعون = ظرف را منع می‌کنند» یک معنی دارند و آن یعنی رحم را تباه می‌کنند. ساحران دو دسته هستند، آنهایی که تردستی و شعبده بازی می‌کنند یعنی «سحر تخییل» و هدف شیاطین از آموزش آنها این است که هر وقت پیامبری با معجزه از جانب خداوند تایید شود، مردم گمان کنند که او ساحر است و معجزه او نوعی شعبده‌بازی و تردستی است و برای همین است که مردم به هر پیامبری می‌گفتند که تو ساحری. اما دسته دوم ساحران که بسیار خطرناک‌تر هستند در این بیان مورد بحث هستند این ساحران حرث [رحم] و نسل را تباه می‌کنند، به این معنی که هر فرزندی از این رحم به دنیا بیاید فاسق خواهد بود و هیچ امکان اصلاح ندارد نمونه‌اش قوم حضرت نوح هستند. حضرت نوح از خداوند خواست که نسل این قوم را ریشه‌کن کند، زیرا از آنان جز فاسق به دنیا نخواهد آمد. دلیل آن هم تباه شدن حرث [رحم] زنان این قوم توسط دسته دوم ساحران است. روش این ساحران بدین گونه است که هنگامی که زنی به آنها مراجعه کند برای انجام خواسته‌های زن یک شرط می‌گذارند و آن اینکه با آن زن در هنگامی که عادت ماهیانه دارد آمیزش کنند. آنها در این عمل شیاطین جن را دعوت و آنها را با خود شریک می‌کنند. رحم این زن پس از این عمل تباه می‌شود و هنگامی که سحر ساحر را با خود می‌برد و از شوهر خود باردار می‌شود، شیاطین جن در عمل آمیزش با شوهر شریک خواهند بود و فرزندی که از شوهر زن به دنیا می‌آید فاسق خواهد بود و امکان اصلاح شدن ندارد. البته ناگفته نماند که فرزندان زنا که پدر و مادرانشان مرتکب خطا شده‌اند جزء این گروه نیستند و اگر پدرشان معلوم نباشد برادران دینی به حساب می‌آیند .




  9. توضیحات بیشتر درباره «ارض الراحة و الأنام»...

    مصدر المشاركة

    - 10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - رجب - 1428 هـ
    28 - 07 - 2007 مـ
    ۶-مرداد-۱۳۸۶ه.ش.
    10:46 مساءً
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    سخنی مختصر در باب مسیح کذاب و بی‌شرم:
    توضیحات بیشتر درباره «ارض الراحة و الأنام»...

    بسم الله الرحمن الرحيم، خداوندی که از او یاری می‌جوییم و فهم بیان حقّ اسرار قرآن عظیم را از او دریافت می‌کنم، و صلوات و سلام بر خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين و تمامی مسلمانان موحد نسبت به پروردگار عالمیان، أما بعد..
    به راستی که مقصود از «ارض الراحة و الأنام» همان زمین مفروشه [زمین آباد و سرسبز در باطن زمین] است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾} صدق الله العظيم [الرَّحْمَنُ].
    {و زمین [مفروشه در باطن زمین] را برای خلایق آفرید(۱۰) که در آن میوه‌ها و نخل‌های پرشکوفه است، (۱۱) و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که به‌صورت کاه درمی‌آید، و گیاهان خوشبو! (۱۲)}
    و ساکنان آن جنّیان بودند و خداوند پدر ما آدم را خلیفه عالَم جنّیان قرار داد و برای همین به فرشتگان امر نمود تا از امر خلیفه خداوند در زمین اطاعت کنند؛ اما ابلیس از خداوند خواست تا به او فرصت دهد چون مورد لعن خداوند قرار گرفته و از آنجا طرد شده بود. خداوند به خواسته او پاسخ مثبت داد تا بر میزان گناه او افزوده شود و به او وعده داد که با خواری و سرشکستگی از آنجا اخراج خواهد شد. این وعده الهی، در هنگامه جدال نهایی بین حقّ و باطل محقق خواهد شد و زمان مقدر شده آن در کتاب مسطور فرا رسيده است. خداوند تا روز رستاخیز اول؛ اخراج او را به تأخیر انداخته است:
    {قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾}
    [الحجر]
    {فرمود: «تو از مهلت یافتگانی! (۳۷) تا روز وقت معیّنی.» (۳۸) }
    اما این سخنان از روی تحدی و مبارزه‌طلبی بین خداوند و دشمنش ردوبدل گردید؛ چون شیطان برای جبران و طلب رحمت خداوند، چنین تقاضایی را مطرح نکرد؛ بلکه این از روی ستیزه‌جویی بود و خداوند نیز او را لعنت کرد و فرمود:
    {لَّعَنَهُ اللَّـهُ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُوضًا}
    صدق الله العظيم [النساء:١١٨].
    { خدا او را لعنت و از رحمت خویش دور ساخته؛ و او گفته است: «از بندگان تو، سهم معیّنی خواهم گرفت»}
    و سپس خداوند خواسته او را اجابت نمود و گفت از آن با سرشکستگی و خواری بیرون خواهی شد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مدْحُورًا لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:١٨].
    {فرمود: از آن، با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! }
    ولی اگر در متن قرآن را بیشتر پی بگیرید، خواهید دید خداوند بیرون راندن او را تا روز مشخصی به تأخیر انداخته است و آن زمان که رسید، با خواری و سرشکستگی بیرون رانده خواهد شد. دلیل به تأخیر افتادن خروج او امتحان کردن آدم و همسرش بود. خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾}
    صدق الله العلي العظيم [طه].
    { پس گفتیم: «ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت [بهشت باطن زمین] بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!» (۱۱۹)}
    مدت کوتاهی بعد، شیطان تظاهر کرد که از عصیان پروردگارش پشیمان و نادم است و با ظاهری خیرخواهانه به سراغ آدم رفته و خود را مطیع امر او خواند تا این تصور پیش بیاید که او به درگاه خداوند توبه کرده وحال به نصیحت کننده امین آنها تبدیل گردیده‌است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَلَقَدْ خَلَقْنَاكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاكُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُن مِّنَ السَّاجِدِينَ ﴿١١﴾قالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ ۖ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ ﴿١٢﴾ قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا يَكُونُ لَكَ أَن تَتَكَبَّرَ فِيهَا فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ ﴿١٣﴾ قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿١٤﴾ قَالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ ﴿١٥﴾ قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿١٦﴾ ثُمَّ لَآتِيَنَّهُم مِّن بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَيْمَانِهِمْ وَعَن شَمَائِلِهِمْ ۖ وَلَا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ ﴿١٧﴾ قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَّدْحُورًا ۖ لَّمَن تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿١٨﴾ وَيَا آدَمُ اسْكُنْ أَنتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ فَكُلَا مِنْ حَيْثُ شِئْتُمَا وَلَا تَقْرَبَا هَـٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾ فَدَلَّاهُمَا بِغُرُورٍ ۚ فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا يَخْصِفَانِ عَلَيْهِمَا مِن وَرَقِ الْجَنَّةِ ۖ وَنَادَاهُمَا رَبُّهُمَا أَلَمْ أَنْهَكُمَا عَن تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَأَقُل لَّكُمَا إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمَا عَدُوٌّ مُّبِينٌ ﴿٢٢﴾قَالَا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿٢٣﴾ قَالَ اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ ﴿٢٤﴾ قَالَ فِيهَا تَحْيَوْنَ وَفِيهَا تَمُوتُونَ وَمِنْهَا تُخْرَجُونَ ﴿٢٥﴾ يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا ۖ وَلِبَاسُ التَّقْوَىٰ ذَٰلِكَ خَيْرٌ ۚ ذَٰلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّـهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿٢٦﴾ يَا بَنِي آدَمَ لَا يَفْتِنَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ كَمَا أَخْرَجَ أَبَوَيْكُم مِّنَ الْجَنَّةِ يَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِيُرِيَهُمَا سَوْآتِهِمَا ۗ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّيَاطِينَ أَوْلِيَاءَ لِلَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ﴿٢٧﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {ما شما را آفریدیم؛ سپس صورت‌بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده خضوع کنید!» آنها همه سجده کردند؛ جز ابلیس که از سجده‌کنندگان نبود. (۱۱) فرمود: «در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!» (۱۲) گفت: «از آن فرود آی! تو حقّ نداری در آن تکبّر کنی! بیرون رو، که تو از افراد پست و کوچکی! (۱۳) گفت: «مرا تا روزی که برانگیخته می‌شوند مهلت ده» (۱۴) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی!» (۱۵) گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختی، من بر سر راه مستقیم تو، در برابر آنها کمین می‌کنم! (۱۶) سپس از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغشان می‌روم؛ و بیشتر آنها را شکرگزار نخواهی یافت!» (۱۷) فرمود: «از آن با ننگ و عار و خواری، بیرون رو! و سوگند یاد می‌کنم که هر کس از آنها از تو پیروی کند، جهنم را از شما همگی پر می‌کنم! (۱۸) و ای آدم! تو و همسرت در بهشت [بهشت باطن زمین] ساکن شوید! و از هر جا که خواستید، بخورید! امّا به این درخت نزدیک نشوید، که از ستمکاران خواهید بود!» (۱۹) سپس شیطان آن دو را وسوسه کرد، تا آنچه را از اندامشان پنهان بود، آشکار سازد؛ و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱) و به این ترتیب، آنها را با فریب فرودآورد. و هنگامی که از آن درخت چشیدند، اندامشان بر آنها آشکار شد؛ و شروع کردند به قرار دادن برگهای بهشتی بر خود، تا آن را بپوشانند. و پروردگارشان آنها را نداد داد که: «آیا شما را از آن درخت نهی نکردم؟! و نگفتم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟!» (۲۲) گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیان‌کاران خواهیم بود!» (۲۳) فرمود: فرود آیید، در حالی که بعضی از شما نسبت به بعض دیگر، دشمن خواهید بود! و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره‌گیری تا زمان معینی خواهد بود.» (۲۴) فرمود: «در آن [= زمین‌] زنده می‌شوید؛ و در آن می‌میرید؛ و از آن خارج خواهید شد.» (۲۵) ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه زینت شماست؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها از آیات خداست، تا متذکّر شوند! (۲۶) ای فرزندان آدم! شیطان شما را نفریبد، آن گونه که پدر و مادر شما را از بهشت [بهشت باطن زمین] بیرون کرد، و لباسشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد! چه اینکه او و همتایش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ ما شیاطین را اولیای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‌آورند! (۲۷)}
    ابن عمر! سؤال این است که اگر خداوند شیطان را اخراج كرده بود، او چگونه توانست به بهشت بازگردد و با آدم و همسرش سخن گفته و قسم بخورد که خیرخواه آنهاست؟ جوابت را از قرآن عظیم می‌آوریم، خداوند اجازه داد شیطان در بهشت و نزد آدم و همسرش بماند. خداوند تعالی می فرماید:
    {فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿١١٧﴾ إِنَّ لَكَ أَلَّا تَجُوعَ فِيهَا وَلَا تَعْرَىٰ ﴿١١٨﴾ وَأَنَّكَ لَا تَظْمَأُ فِيهَا وَلَا تَضْحَىٰ ﴿١١٩﴾}
    صدق الله العلي العظيم [طه].
    { پس گفتیم: «ای آدم! این [ابلیس] دشمن تو و همسر توست! مبادا شما را از بهشت [بهشت باطن زمین] بیرون کند؛ که به زحمت و رنج خواهی افتاد! (۱۱۷) برای تو این است که در آن گرسنه و برهنه نخواهی شد؛ (۱۱۸) و در آن تشنه نمی‌شوی، و حرارت آفتاب آزارت نمی‌دهد!» (۱۱۹)}
    يا تصور می‌کنی بلافاصله بعد از این، ابلیس آدم را مورد خطاب قرار داد و گفت:
    {مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَـٰذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَن تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ ﴿٢٠﴾ وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِنَ النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾}
    صدق الله العلي العظيم
    {«پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرده مگر بخاطر اینکه فرشته خواهید شد، یا جاودانه خواهید ماند!» (۲۰) و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم. (۲۱)}؟
    بلکه او این سخنان را بعد از گذشت مدتی به آدم و همسرش گفت. تظاهر کرد از عصیان پروردگار و سرپیچی از اطاعت از آدم پشیمان است، و خود را تابع و متیع و خیرخواه آنان نشان داد تا مکر او را باور نمایند. او بعد از آنکه اعتماد آنان را جلب کرد؛ حرف خود را زد. برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَقَاسَمَهُمَا إِنِّي لَكُمَا لَمِن النَّاصِحِينَ ﴿٢١﴾
    صدق الله العلي العظيم [الأعراف]
    و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم}
    این چنین بود که آنها را به گمراهی کشاند.علت اشتباه شما نیز در این است که تصور کرده‌اید بهشتی که در این داستان به آن اشاره می‌شود؛ جنت المأوایی است که در نزد سدرة المنتهی است. درحالی‌که در قرآن صحبتی از خلافت آدم در آن بهشت نمی‌شود، بلکه قرآن بارها تکرار می‌کند که آدم خلیفه خداوند در زمین است و بارها در قرآن به جنات زمینی اشاره می‌شود. برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    {فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ}
    [الشعراء:٥٧]،
    {و ما آنها را از باغ‌ها و چشمه‌ها بیرون راندیم}
    و مقصود آل فرعون است.
    و همینٔطور این فرموده خداوند تعالی:

    {إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ}
    [القلم:۱۷].
    { ما آنها را آزمودیم، همان‌گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم،}

    اما شما تصور کرده اید نام «الجنة» تنها به بهشت خداوند یعنی «جنة المأوی» اطلاق می‌گردد! خیر لفظ «الجنة» به هر زمینِ سرسبزِ پوشیده از درخت و میوه اطلاق می‌گردد و از جمله زمین «مفروشه» که مسطح نیست، بلکه به صورت یک‌دست مفروش شده و در آن میوه و نخل و انار و ریحان است. این زمین مفروشه در باطن زمین و بعد از آتشفشان‌ها قرار دارد. طبقه‌ای از زمین که آتشفشان‌ها در آن قرار دارند، از سطح زمین دور نیست و زمین مفروشه بعد از آن قرار دارد. یعنی طبقه آتشفشان‌ها نزدیک سطح زمین و طبقه مربوط به زمین مفروشه دورتر از سطح زمین قرار دارد. قرآن در یک آیه، از چندین عالم صحبت می‌کند، عالمی در آسمان، عالمی در زمین؛ عالمی پایین‌تر از آسمان و عالمی در داخل و بطن زمین:
    {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ}
    صدق الله العظيم [طه:٦].
    { از آن اوست آنچه در آسمان‌ها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در داخل زمین است!}
    و این همان زمینی است که خداوند در قرآن از آن یاد می‌فرماید:

    {وَالْأَرْضَ وَضَعَهَا لِلْأَنَامِ ﴿١٠﴾ فِيهَا فَاكِهَةٌ وَالنَّخْلُ ذَاتُ الْأَكْمَامِ ﴿١١﴾ وَالْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَالرَّيْحَانُ ﴿١٢﴾}
    صدق الله العظيم [الرحمن].
    {و زمین [مفروشه در باطن زمین] را برای خلایق آفرید (۱۰) که در آن میوه‌ها و نخل‌های پرشکوفه است، (۱۱) و دانه‌هایی که همراه با ساقه و برگی است که بّصورت کاه درمی‌آید، و گیاهان خوشبو! (۱۲)}
    ساکنان آن جنیانی هستند که خداوند آدم را به جای ابلیسی به خلافت برگزید که در آن خونریزی کرده و فساد بر پا می‌كند، برای همین ابلیس گفت:
    {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا}
    صدق الله العظيم [الإسراء:٦٢].
    { گفت این کسی را که بر من برتری داده‌ای می بینی؟ اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را، جز عده کمی، گمراه و ریشه‌کن خواهم ساخت}.
    و این زمین مفروشه، زمینی هموار و یکذدست است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالْأَرْضَ فَرَشْناهَا فَنِعْمَ الْمَاهِدُونَ ﴿٤٨﴾‏}
    صدق الله العظيم [الذاريات].
    {و زمين را گسترانديم چه نيكو گستراننده‌ ايم‏}.
    این زمین دو ورودی دارد، یکی در منتهی اليه شمالی کره زمین و دیگری در منتهی اليه جنوبی کره زمین و کره زمین کاملا گرد نیست بلکه شبه کروی است. این زمین مفروشه [که در باطن زمین ماست] ، دو ورودی دارد و دارای دو مشرق و دو مغرب است و وقتی خورشید در دروازه جنوبی غروب می‌کند، بار دیگر از دروازه شمالی بر آن طلوع می‌کند و وقتی در دروازه شمالی غروب می‌کند، بار دیگر از دروازه جنوبی طلوع می‌نماید. برای این زمین دو ورودی وجود دارد و بیشترین مسافت در زمین؛ فاصله بین این دو دروازه است. برای همین انسان به شیطان قرین و همراهش می‌گوید:
    {يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِ‌قَيْنِ} [الزخرف:۳۸]
    { ای کاش میان من و تو فاصله دو مشرق بود}
    چون طولانی‌ترین مسافت در زمین؛ فاصله بین این دو دروازه است. یک دروازه، شمالی است و در منتهی اليه شمالی کره زمین قرار دارد و دروازه دیگر جنوبی است و در منتهی اليه جنوبی کره زمین قرار گرفته‌است و سد ذوالقرنین، بین دو سدّ، یعنی در بین دو نیمه زمین قرار گرفته‌است و به آنها دو سد گفته می‌شود، چون هریک مانع رسیدن نور خورشید به دیگری می‌گردد و نیمی از آن روشن و نیمی از آن در تاریکی قرار می‌گیرد؛ البته در سطح زمین چنین است. اما سدّ [ذوالقرنین] در تنگه بین این دو، در بطن زمین ساخته شده است و به عنوان حد فاصلی بین آنهاست؛ یأجوج و مأجوج در یک طرف و عالم دیگر در طرف مقابل سد است. این زمین به خاطر این دو ورودی دارای دو مشرق و دو مغرب است. اما در سطح زمین [برای هر مكان] تنها یک مشرق و در برابر آن یک مغرب وجود دارد. اما زمین مفروشه دو مشرق و دو مغرب دارد؛ برای همین نیز خداوند تعالی می‌فرماید:
    {رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَرَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ}
    صدق الله العظيم [الرحمن:١٧].
    { پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب }
    اما در سطح ظاهر زمین تنها یک مشرق و یک مغرب دارد و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {رَّ‌بُّ الْمَشْرِ‌قِ وَالْمَغْرِ‌بِ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَكِيلًا ﴿٩﴾}
    صدق الله العظيم [المزمل]
    {همان پروردگار شرق و غرب که معبودی جز او نیست، او را نگاهبان و وکیل خود انتخاب کن}

    ای مردم شما درباره حقایق آیاتی بامن مجادله می‌کنید که در عالم واقعیات و حقیقت موجودند؛ اما شما از آنها آگاه نیستید. اگراز آنها باخبر می‌شدید؛ درمی‌یافتید که این تأویل حقیقی آیات خداوند است و ذوالقرنین در سفر خود به منتهی اليه شمالی و جنوبی کره زمین از آن باخبر شد. سپس وارد باطن زمین گردید و در آنجا مردمی را یافت. شما را به خدا پس بگویید یأجوج و مأجوج کجا هستند؟ آنها همان جایی هستند که سد ذوالقرنین ساخته شده است. سد ذوالقرنین کجاست؟ چرا ماهواره‌ها آن را پیدا نمی‌کنند؟ اگر در سطح زمین بود، فضانوردان آن را می‌دیدند. بلکه در داخل کره زمین و همان جایی است که یأجوج و مأجوج در آن هستند. آنها از هر پشتی زاد و ولد می‌نمایند و این شریعت زشت و منکر مسیح دجال است و زنان آنها فرزندان زیادی دارند که مخلوطی از شیاطین جن و انس هستند. آنها بطور مستمر این عمل زشت را مرتکب می‌شوند و مرتب فریاد می‌زنند چون شياطين آنها را
    شدیداً تحریک می‌كنند.
    دانشمندان روسی بعد از حفر چاهی در زمین که هزاران متر عمق داشت و برای یافتن معادن زمین حفر شده بود؛ صداهای آنها را شنیده‌اند. آنها از شنیده صداهایی که از عالم دیگر می‌آمد دهشت کردند. «الزندانی» درباره این قضیه، مقاله‌ای نوشته و از دانشمندان خواسته است به دنبال ماهیت این اصوات باشند
    و اصوات را به جهنمیان نسبت داده است. اما من با این سخن مخالفم و می‌گویم این ها از جانب یأجوج و مأجوج است. مقدار کمی از فریادها و ضجه‌ها به‌خاطر عمل زشت و منکری است که به‌طور مستمر انجام می‌دهند و اکثر صداها، صدای هیاهوی جیغ است که در باطن زمین انعکاس پیدا می‌کند. اما «الزندانی» تصور می‌کند این صداها متعلق به ساکنان جهنم است.ما پیش از این در بیانات خود درباره اينکه آتش کجاست سخن گفته‌ایم و عذاب داخل حفره قبر را رد کردیم. جهنمیان در قبر عذاب نمی‌شوند، بلکه روح آنان در آتش عذاب می‌شود و فرقی بین درک عذاب توسط روح و جسم نیست؛ حواس همگی متعلق به روح است و زمانی که از بدن خارج می‌شود، دیگر جسد چیزی احساس نمی‌کند حتی اگر سوزانده شده و خاکسترش به باد داده شود. پیش از این درمورد جایگاه آتش صحبت کرده‌ایم .این آتش بالای زمین و پایین‌تر از آسمان است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا ۚ وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿٥٥﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿٥٦﴾ هَـٰذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿٥٧﴾ وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿٥٨﴾ هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿٥٩﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿٦٠﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿٦١﴾وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿٦٢﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿٦٣﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿٦٤﴾ قُلْ إِنَّمَا أَنَا مُنذِرٌ ۖ وَمَا مِنْ إِلَـٰهٍ إِلَّا اللَّـهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿٦٥﴾ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ﴿٦٦﴾ قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿٦٧﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿٦٨﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    { این و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند؛ و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است [= دو مایع سوزان و تیره رنگ‌] که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوش‌آمد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱) آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم [در اینجا، در آتش دوزخ] نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشم‌ها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴) بگو: «من تنها یک بیم‌دهنده‌ام؛ و هیچ معبودی جز خداوند یگانه قهّار نیست! (۶۵) پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، پروردگار عزیز و غفّار!» (۶۶) بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از ملأ اعلی به هنگامی که [اهل دوزخ] مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰) }.
    کسی که در این آیات که به تخاصم اهالی آتش اشاره می‌شود تدبر کند و سپس به این آیه برسد که:
    {مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾}
    {من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم}
    برایش حقیقت معراج مُحمدٍ رسول‌الله صلّى الله عليه وآله وسلّم روشن می‌شود و اینکه آتش واقعیت داشته و پایین‌تر از آسمان و بالاتر از زمین قرار دارد و اهالی آتش نسبت به ساکنان زمین در ملأ اعلی قرار گرفته‌اند. در این آیه از تخاصم میان فرشتگان سخن گفته نمی‌شود؛ بلکه دعوا میان ساکنان آتش است و اگر قاری درست دقت کند سخن نهایی درباره عذاب روز قیامت و عذاب برزخی را در می‌یابد که در این فرموده خداوند تعالی آمده‌است:
    {وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ
    } صدق الله العظيم [ص:٥٨]،
    {و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! }
    و سپس به دعوای ساکنان آتش می‌رسد:

    {مَمَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿٦٩﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿٧٠﴾}
    صدق الله العظيم [ص]،
    {من از ملأ اعلی به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰) } .
    و رسول‌الله صلی الله علیه و آله و سلم به شما خبر داده‌بود که در شب معراج و الاسراء از کنار اهالی آتش عبور کرده و همه‌ی آنها را در آتش یافته‌بود نه به صورت پراکنده در قبرهایشان...

    از حق‌جویان می‌خواهم درباره «صداهای داخل زمین» تحقیق کنند، نوار صوتی را پیدا خواهند کرد که در آن صدای ضجه میلیونی از داخل زمین شنیده می‌شود که بی شک و تردید حقیقت است.فتوای من درباره آنان این است که صداها متعلق به یأجوج و مأجوج است و با فتوای شیخ عبدالمجید الزندانی مخالفم. آیه کاملا روشن و واضح است و می‌گوید ساکنان آتش نسبت به زمینیان در ملأ اعلی قرا دارند. قرآن سخنی از وجود آتش در باطن زمین نمی‌زند؛ بلکه صحبت از آتشی می‌کند که بالای زمین و پایین‌تر از آسمان است و مُحمد رسول‌الله در زمان معراج از کنار آنان عبور کرده‌است تا سخن خداوند تعالی مورد تصدیق قرار گیرد که می‌فرماید:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ} صدق الله العظيم [المؤمنون:٩٥].
    {و بی‌شک ما مى‌توانیم آنچه را به آنان وعده مى‌دهیم، به تو نشان دهیم. }
    در اینترنت به دنبال «صداهای باطن زمین» بگردید و آن را در عالم واقعیات پیدا خواهید کرد.
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.





  10. مصدر المشاركة
    - 11 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - رمضان- 1428 هـ
    07 - 10 - 2007 مـ
    ۱۵-مهر-۱۳۸۶ه.ش.
    04:00 صباحاً
    ــــــــــــــــــ

    گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی‌شرم
    رستاخیز اول


    بسم الله الرحمن الرحيم
    {إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا(۵۶)} صدق الله العظيم [الأحزاب]
    وصلوات و سلام بر آخرین رسول‌الله که به سوی تمام امت‌ها فرستاده شد و همچنین بر تمام انبیاء و رسولان پیش از ایشان و پیروان انبیا تا یوم الدین و میان رسولان خداوند تفاوتی قایل نشده و از مسلمانانم اما بعد :

    ای مردم! من مهدی منتظر آخرین خلیفه خداوند هستم که از سوی او برای هدایت مردم به راه راست، راه خداوند عزیز و حمید، به امامت برگزیده شده‌ام تا زندگان و مردگان کافر را از فتنه مسیح دجال نجات دهم. او خود را مسیح عیسی‌بن‌‌مریم معرفی کرده و ادعا می‌کند رب العالمین است، اما مسیح فرزند مریم نیست و به همین دلیل نیز نام مسیح کذاب به او داده شده‌است. او شیطان رجیم است و مراقب باشید همان‌گونه که پدرتان را از بهشت اخراج کرد؛ شما را دچار فتنه نکند. او وهمتایش از شیاطین دورگه‌ که از یأجوج و مأجوج هستند قادرند شما را از بهشت فتنه [که خداوند آن را در دل زمین نهاده است] ببینند در حالی که شما قادر به دیدن آنها نیستید و ما قبلاً درباره آنها با شما صحبت کرده‌ایم. زمانی که یأجوج و مأجوج [از بهشت فتنه] بیرون بیایند، شما قادر به دیدن آنها خواهید بود. اما شیاطین خالص که از نسل ابلیس هستند؛ ارواح خبیثه و پلیدی‌اند که اگر بعد فرود آمدن تاریکی بر یکی از شما وارد شوند، آنها را در راه خود می‌بینید و همان طور که خداوند به شما آموخته می‌گویید:
    {قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴿١﴾ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ﴿٢﴾ وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ﴿٣﴾ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِي الْعُقَدِ ﴿٤﴾ وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ ﴿٥﴾}صدق الله العظيم [الفلق]
    {بگو: پناه می‌برم به پروردگار سپیده صبح، (۱) از شرّ تمام آنچه آفریده است؛ (۲) و از شرّ هر موجود شرور هنگامی که شبانه وارد می‌شود؛ (۳) و از شرّ آنها که با افسون در گره‌ها می‌دمند (۴) و از شرّ هر حسودی هنگامی که حسد می‌ورزد! (۵)}

    او[ابلیس] از موضوع رستاخیز و برانگیختگی [بعث] اول که در همین دنیا رخ می‌دهد، آگاه است برای همین گفت:
    {قَالَ أَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴﴾ } صدق الله العظیم[الأعراف}
    {مرا تا روز برانگیخته شدن مهلت ده}

    و منظور او مهلت گرفتن در بهشت و ادامه حیاتش است و برای همین گفت:
    {قَالَ أَرَأَيْتَكَ هَـٰذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ﴿۶۲﴾ } صدق الله العظیم[الإسراء]
    { آیا این کسی را که بر من گرامی داشتی می‌بینی؟ اگر مرا تا روز قیامت مهلت دهی، فرزندانش را؛ جز عده‌ی کمی [گمراه و] ریشه کن خواهم کرد}
    و آدم و حوا در بهشت خداوند در [داخل] زمین ساکن بودند تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَىٰ ﴿۵۵﴾} صدق الله العظيم [طه]
    {شما را از آن آفریدیم، و در آن باز می‌گردانیم، و بار دیگر شما را از آن بیرون می‌آوریم.}
    قبل از این واقعیت بهشت خداوند در داخل باطن زمین را برایتان تبیین کرده بودیم. آدم و حوا در همین بهشت بودند و سپس شیطان با فریفتن‌شان، آنها را از بهترین منزلگاه برای زندگی و رزق به پایین‌ترین مکان راند. آیاتی که حقیقت آنها را در واقعیت می‌بینید، برایتان بیان کردیم. نگویید چنین نیست و آدم و حوا در جنت المأوی و در کنار سدرةالمنتهی بودند، بلکه این فرود و هبوط در زندگی و رزق، از بهترین منزلگاه به بدترین آن بوده است و در حقیقت به خروج از باطن زمین و به سطح آمدن اشاره می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { فَقُلْنَا يَا آدَمُ إِنَّ هَـٰذَا عَدُوٌّ لَّكَ وَلِزَوْجِكَ فَلَا يُخْرِجَنَّكُمَا مِنَ الْجَنَّةِ فَتَشْقَىٰ ﴿۱۱۷﴾} صدق الله العظيم [طه]
    { پس گفتیم: «ای آدم! بی گمان این [ابلیس] دشمن تو و [دشمن] همسرت است، پس مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به رنج [و مشقت] افتی.}
    و اما درمورد رستاخیز [بعث] اول، شامل کافرانی می‌شود که براساس اراده خداوند به زندگی باز گردانده می‌شوند. این کافران از امت‌هایی هستند که رسولان خود را تکذیب کرده و لذا خداوند آنها را به هلاکت رسانده بود. و روزی که زمان زنده شدن دوباره آنها فرا برسد؛ شیطان و سپاهیان یأجوج و مأجوجش [از بهشت فتنه] بیرون آمده و مرده و زنده را دچار فتنه می‌کنند. چرا که شیطان منتظر این روز است و به همین دلیل است که سرّ بازگشت به دنیا در جریان بعث اول در ارتباط با خروج یأجوج و مأجوج است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَحَرَامٌ عَلَىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٩٥﴾ حَتَّىٰ إِذَا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ} صدق الله العظيم [الأنبياء]
    {و [مردم] هر شهری را که [بر اثر کفر و گناه] آنان را هلاک کردیم، محال است که [به دنیا] بازگردند.(۹۵) تا وقتی که [سد] یأجوج و مأجوج گشوده شود}.

    و این وعده روز خروج است و مهلت [خداوند به ابلیس] در این روز تمام می‌شود : "تا روز برانگیختگی" و به همین دلیل است که ذوالقرنین در داستانی از داستان‌های قرآن عظیم می‌گوید:
    {قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي ۖ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ ۖ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا ﴿٩٨﴾وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ ۖ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا ﴿٩٩﴾ } صدق الله العظيم [الكهف]
    { گفت: این از رحمت پروردگار من است! امّا هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را در هم می‌کوبد؛ و وعده پروردگارم حق است! (۹۸) و در آن روز ما آنان را رها می‌کنیم که درهم موج می‌زنند*؛ و در صور [کالبدها] دمیده می‌شود؛ و ما همه را جمع می‌کنیم! (۹۹)}

    در اینجا مقصود بازگرداندن مجدد کافرانی است که خداوند اراده بازگشت آنها را نموده است تا هدف مهدی منتظر تحقق یابد، او رضوان خداوند در نفس خود را پرستش می‌کند و حقیقتِ نامِ اعظمِ خداوند و حقیقت راز نام اعظم خداوند در رضوان نفس اوست و صفت رضوان نفس خداوند تعالی نعیم اعظم خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿٧٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة]
    {خداوند به مردان مؤمن وزنان مؤمن، باغ‌هایی وعده داده که نهرها از زیر آن جاری است, جاودانه در آن خواهند ماند, وخانه های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاوید و رضوان خداوند [از همه اینها] بزرگتراست، این، همان کامیابی بزرگ است.}

    اما این نام به علت غضب خداوند نسبت به بندگان از نفس او رفته است. نعیم اعظم مادامی که خداوند در نفس خود راضی نباشد، تحقق نخواهد یافت و تا زمانی که همه چیز مشمول رحمت خداوند قرار نگیرد، رضایت در نفس خداوند جلوه‌گر نمی‌شود. این [تحقق رضوان خداوند درنفسش] پرچم و هدف نهایی من است ولی اکثر مردم از آن خبر ندارند. من از خداوند رحمان آگاهی دارم [خبیر بالرحمن]؛ باور کنید. من نعیم اعظم خداوند یعنی رضوان الله را وسیله‌ای برای رسیدن به بهشت کوچک او قرار نمی‌دهم. بلکه می‌خواهم خداوند در نفس خود راضی شده و برای بندگانش متحسر نباشد و بر آنها غضب ننماید. این باعث تعجب است چگونه کسانی که تصور می‌کنند خداوندشان را دوست دارند به زندگی گوارا در بهشت و با حورالعین راضی می‌شوند درحالی‌که خداوندشان در نفس خود راضی نبوده وشادمان و سعید نیست و این عدم سعادت به علت این است که خداوند الرحم الراحمین است.
    آیا تصور می‌کنید خداوند از اینکه بندگانش را عذاب می‌نماید شادمان است؟ درحالی‌که این خود بندگان هستند که در حق خود ظلم کرده‌اند نه خداوند؛ اما با وجود این خداوند ارحم الراحمین برای بندگانی که به علت تکذیب رسولان و آیات خداوند نابود وهلاک شده‌اند متحسرمی‌باشد و علی‌رغم اینکه آنها را هلاک کرده‌است در نزد خود چیزی را می‌فرماید که به گوش فرشتگان و بندگان مقرب نرسیده‌است:
    {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿٣٠﴾ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ﴿٣١﴾ } صدق الله العظيم [يس]
    {ای حسرت بر بندگان، هیچ پیامبری به سوی آنها نمی‌آمد مگر اینکه او را استهزاء می‌کردند(۳۰) آیا ندیدند که پیش از آنها چه بسیار نسل‌ها را نابود کردیم، که آنها هرگز به سوی ایشان باز نمی گردند(۳۱)}
    شما را به خدا، شدت حسرت مادر از دیدن فرزندش در آتش چقدر است؟ بدانید که حسرت خداوند بر بنده بسیار بیش از حسرت مادر بر پسرش است و این به خاطر آن است که خداوند ارحم الراحمین است. این آن چیزی بود که محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم از وجود آن در نفس خداوند آگاهی نداشت و از شدت حسرت خوردن بر مردم نزدیک بود جان خود را از دست بدهد، حال ببینید که شدت حسرت خداوند بر بندگانش چقدر است او که از محمد رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم نسبت به بندگانش مهربان‌تر است. حسرت محمد رسول‌الله بر مردم آن‌قدر [فکر] او را مشغول کرده بود که فرصت اندیشیدن به شدت حسرت خداوند، که از پیامبر بر مردم مهربان‌تر است را نداشت. لذا خداوند تعالی نبیّ خود را مورد خطاب قرار می‌دهد که: { فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ }[الأنعام:۳۵] یعنی جاهلانی که ارحم الراحمین بودن خداوند را درک نکرده‌اند. پیش از این، خداوند نبیّ خود را به خاطر اینکه بسیار بر مردم حسرت می‌خورد مورد عتاب قرار داده‌است. خداوند به نبیّ خود عتاب می‌نماید که:
    {فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ} صدق الله العظيم [فاطر: ٨]
    {پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود}

    و می‌فرماید:
    { طه ﴿١﴾ مَا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَىٰ ﴿٢﴾ إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشَىٰ ﴿٣﴾}
    صدق الله العظيم [طه]
    {طه‌ (۱) ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به رنج بیفکنی! (۲) آن را فقط برای یادآوری کسانی که [از خدا] می‌ترسند نازل ساختیم. (۳)}

    و می‌فرماید:
    { لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ} صدق الله العظيم [الشعراء: ٣]
    { گویی می‌خواهی جان خود را از شدّت اندوه از دست دهی به خاطر اینکه آنها ایمان نمی‌آورند}
    و می‌فرماید :
    {فَلَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ عَلَىٰ آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهَٰذَا الْحَدِيثِ أَسَفًا } صدق الله العظيم [الكهف: ٦]
    {گویی می‌خواهی بخاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند}
    ولی محمد رسول‌الله راز این امر را درک نکرد، اگر حال تو محمد رسول‌الله که خداوند تو را به عنوان رحمتی بر عالمیان فرستاده، این‌گونه است؛ پس شدت حسرت خداوند که از تو رحیم‌تر است چقدر است. اما محمد رسول‌الله صلی الله علیه و سلم از این امر آگاه نبود، لذا خداوند او را مورد عتاب قرار می‌دهد تا از جاهلانی که خدایشان را نشناخته‌اند نباشد. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُمْ بِآيَةٍ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿٣۵﴾ } صدق الله العظيم [الأنعام]
    {و اگر رويگردانى آنان بر تو گران می‌‏آيد، در صورتى كه می‏‌توانى نقبى در زمين يا نردبانى در آسمان بجويى و براى آنان معجزه‏‌اى بياورى [چنين كن‏] و اگر خداوند می‏‌خواست آنان را بر طريق هدايت فرا میآورد، پس از نادانان مباش}‏

    به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الرَّحْمَٰنُ فَاسْأَلْ بِهِ خَبِيرًا} صدق الله العظيم [الفرقان: ٥٩]
    {اوست خداوند رحمان پس از خبیردرباره او سوال کن}
    لذا محمد رسول‌الله صلى الله عليه و سلم دانست که در میان امت او کسی خواهد بود که آگاهی او نسبت به خداوند رحمان بیش از اوست. به همین دلیل است که رسول‌الله صلى الله عليه وآله و سلم فرمود:
    [الإيمان يمان والحكمة يمانية ]
    صدق رسول‌الله صلى الله عليه وآله وسلم

    ممکن است بسیاری از مسلمانان نسبت به ما خشمگین شوند؛ اما من در مورد جدّ خود صحبت می‌کنم، لذا بیش از آنها به رسول الله نزدیک‌تربوده و غیرت من در مورد نبیّ، به حقّ بیش از ایشان است. آیا شما بالاترین درجات علم را مختص به انبیا و رسولان می‌دانید ؛ آیا شما رحمت خداوند را تقسیم می‌کنید؟ آیا می‌دانید چرا نبیّ خداوند موسی نزد یکی از بندگان صالح خداوند دوره علمی گذراند؟ از آنجایی که خداوند با موسی صحبت کرده بود، او تصور کرد که از تمام مردم داناتراست، لذا خداوند او را نزد آن مرد صالح فرستاد [تا موسی دریابد از او داناتر نیز هست] ، تا مسلمانان علم را منحصر به انبیا و رسولانشان ندانند. ممکن است دانش مردی صالح بیش از نبیّ و رسول باشد و کسی که علم کتاب در نزد اوست فرمود:
    {قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ} [النمل:۴۰].
    { کسی که علمی از کتاب نزد او بود گفت من قبل از آنکه چشم بر هم بزنی آن را برای تو خواهم آورد}

    نصارا [مسیحیان] نیز از ما خشمگین شده و می‌گویند چگونه خود را امام رسول خدا مسیح عیسی‌بن‌مریم می‌دانی؟ و این سخن حق شاید باعث شود که بسیاری از مسیحیان دچار فتنه شده و تا زمانی که عذاب دردناک را مشاهده نکنند به آن ایمان نیاورند. ای نصارا و ای مسلمانان! مادرانتان به عزایتان بنشینند، تقوی الهی پیشه کرده و از خدا پروا کنید. به خداوند علی العظیم سوگند، مهدی منتظر، امام امت واحده است؛ خداوند من و شما یکی است پس او را به دور از شرک بپرستید که خداوند منزه از شریکانی است که برای او قائل می‌شوید و خداوند بسیار بالاتر از این برتری طلبی‌هاست. من از مردم نمی‌خواهم مرا به جای خداوند عبادت کنند، بلکه می‌گویم مردان ربانیّ باشید و الله را که خداوند من و شماست آن‌گونه که شایسته است، بپرستید؛ باشد که مورد رحمت قرار گیرید. ای مردم! خداوند مرا امام تمام امت‌ها قرار داده‌است تا از تمام مردم یک امت واحد تشکیل دهم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَفَلَمْ يَيْأَسِ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَمِيعًا} صدق الله العظيم [الرعد: ٣١]
    {آیا کسانی که ایمان آورده‌اند نمی‌دانند که اگر خداوند می‌خواست همه مردم را هدایت می‌کرد}

    و تصدیق فرموده خداوند تعالی است که :
    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً ۖ وَلَا يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿١١٨﴾ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ۚ وَلِذَٰلِكَ خَلَقَهُمْ } صدق الله العظيم [هود]
    {و اگر پروردگارت می‌خواست مردم را امت یگانه‌ای قرار می‌داد، ولی همچنان اختلاف می‌ورزند (۱۱۸) مگر کسی که خداوند به او رحم کرد، و برای همین آنان را آفریده است،}
    ولی خداوند هر کسی را که بخواهد هدایت می‌نماید. مردم نمی‌توانند در سرانجام و راز [هدف] عبادت من دخالت کنند. به همین علت است که برای تحقق رضوان در نفس خداوند؛ کفارامت‌های پیشین را به دنیا باز می‌گردند تا تمام آنها را به راه راست هدایت کرده و از تمام پیشینیان و پسینیان امت واحدی بسازم. اما مردم از ارزش من و رازم آگاه نیستند.
    یکی از اولیا به من گفته است که با مسلمانان با نرمی و گام به گامسخن بگویم و رفتار کنم، چرا که این کلام بسیار بزرگ و سنگینی است که عقل مسلمانان قادر نیست آن را به یکباره درک نماید؛ همان‌طور که اول به طفل، شیر داده می‌شود؛ سپس نان و سپس گوشت. لذا می‌گویم: ابن عمر! از ماه محرم سال ۱۴۲۶ این دعوت آغاز شده و ما اکنون در اواخر سال ۱۴۲۸ هستیم و طفل، بعد دو سال نان و گوشت می‌خورد. از زمان آغاز کار ما، بیش از دو سال گذشته است و من برای اثبات شأن و درجه خود در نزد خداوند از قرآن دلیل دارم. پس چرا اگرعلمای مسلمانان حرف باطلی در سخنان من پیدا کرده‌اند؛ من را در همین حد متوقف نکرده و با استفاده از قرآن عظیم مرا وادار به سکوت نمی‌نمایند... هیهات هیهات، این من هستم که تمام علمای ادیان آسمانی را با احادیث خداوند که در قرآن عظیم آمده‌است به مبارزه می طلبم.
    واما تفاوت جنّ و شیطان، ابلیس از جنس جنّیان بود که مورد تکریم خداوند قرار گرفت و او را فرشته‌ای از جنس جنّیان قرار داد؛ همان‌گونه که قادر است جبریل را که از فرشتگان است، به صورت بشر درآورد و اگر بخواهد می‌تواند از انسان‌ها فرشتگانی بسازد که در زمین خلیفه شوند. اما ابلیس بنده شکوری نبود و دچار تکبر و غرور شد و از فرمان خداوند مبنی بر سجده برای آدم سرپیچی نمود؛ چرا که خود را بهتر از آدم می‌دانست او فرشته‌ای بود که از آتش آفریده شده بود و آدم از گل خشک شده بد بو. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَسَجَدَ الْمَلَائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ﴿٣٠﴾ إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَىٰ أَنْ يَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣١﴾ قَالَ يَا إِبْلِيسُ مَا لَكَ أَلَّا تَكُونَ مَعَ السَّاجِدِينَ ﴿٣٢﴾ قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ ﴿٣٣﴾ قَالَ فَاخْرُجْ مِنْهَا فَإِنَّكَ رَجِيمٌ ﴿٣٤﴾ وَإِنَّ عَلَيْكَ اللَّعْنَةَ إِلَىٰ يَوْمِ الدِّينِ ﴿٣٥﴾ قَالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿٣٦﴾ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ ﴿٣٧﴾ إِلَىٰ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ﴿٣٨﴾ قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٣٩﴾ إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٤٠﴾ قَالَ هَٰذَا صِرَاطٌ عَلَيَّ مُسْتَقِيمٌ ﴿٤١﴾ إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ ﴿٤٢﴾ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٤٣﴾ لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ ﴿٤٤﴾} صدق الله العظيم [الحجر]
    {آن‌گاه فرشتگان همگی سجده بردند (۳۰) مگر ابلیس که از اینکه از سجده‌کنندگان باشد، سر باززد (۳۱) فرمود ای ابلیس تو را چه می‌شود که از سجده‌کنندگان نیستی؟ (۳۲) گفت من کسی نیستم که به انسانی که از گل خشک بازمانده از لجنی بویناکش آفریده‌ای، سجده برم‌ (۳۳) فرمود پس از آن [ بهشت باطن زمین] بیرون شو که تو مطرودی‌ (۳۴) و تا روز جزا بر تو لعنت باد (۳۵) گفت پروردگارا پس مرا تا روزی که برانگیخته شوند، مهلت ده‌ (۳۶) فرمود تو از مهلت یافتگانی‌ (۳۷) تا روز و هنگام معین‌ (۳۸) گفت پروردگارا از آنجا که مرا فریفتی، در روی زمین در نظر آنان [بدی را نیک‌] خواهم آراست، و همگی آنان را به گمراهی خواهم کشاند (۳۹) مگر آن بندگان اخلاص یافته‌ات را (۴۰) فرمود این راهی است که تا به پیشگاه من مستقیم است‌ (۴۱) بدان که بر بندگان [خالص‌] من دست نخواهی یافت، مگر کسانی از گمراهان که از تو پیروی کنند (۴۲) و بی‌گمان جهنم میعادگاه همگی آنان است‌ (۴۳) که هفت دروازه دارد و بخشی جدا کرده از آنان خاص هردروازه است‌ (۴۴)}
    به درستی که ابلیس و تمام شیاطین جنّ و انس دشمن تمام انسان‌ها و جنّیان هستند و ابلیس گفته است که تعدادی از بندگان خداوند نصیب او خواهند شد و ما به اذن خداوند اجازه نخواهیم داد که به جز کسانی که دانسته و آگاهانه شیطان رجیم را می‌پرستند؛ کسی نصیب او شود. این گروه گمراه [ ضالین] نیستند، بلکه می‌دانند که خداوند بر حق است ولی از حق کراهت داشته و اگر راه حق را ببینند علی‌رغم آگاهی از حق بودنش، آن را انتخاب نمی‌کنند و اگر ببینند راهی باطل و انحرافی بوده و با گمراهی آشکار همراه است، با علم به شیطانی بودنش، به سوی آن می‌روند. اینان نصیبی هستند که با اذن خداوند برای شیطان کنار گذاشته شده‌اند. مکر و حیله تنها به اهالی آن باز می‌گردد و ما بر آنان غلبه داشته و لشکر خداوند پیروزند. نه اجتماعشان به کارشان می‌آید و نه [انواع] مکرو فریبشان. از یأجوج و مأجوج که مادرانشان شیاطین مؤنث و پدرانشان شیاطین بشری هستند، لشکر بسیار زیادی تدرک دیده‌اند، اما تمام جنود خداوند در آسمان‌ها و زمین، لشکر مهدی منتظرند و ما برآنها غالبیم .این وعده خداوند است و خداوند خلف وعده نمی‌کند، اما اکثر مردم شاکر این لطف خداوند نیستند و ما از خداییم و به سوی او بازمی‌گردیم.

    أخو المسلمين الذليل عليهم تواضعا لله رب العالمين .
    الإمام الحقير الصغير بين يدي الله رب العالمين المهدي المنتظر الناصر لمحمد رسول الله والقرآن العظيم الإمام ناصر محمد اليماني
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پی نوشت:
    * منظور این است که شیاطین مؤنث از قانون تک همسری پیروی نمی‌کنند و آنقدر زاد و ولد کرده‌اند که فرزندانشان در هنگام خروج [بعد از ویران شدن سد ذی القرنین] در هم موج می‌زنند.

    بیانات مفصل درباره رستاخیز اول گروهی از کافران:
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?16077



صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •