النتائج 1 إلى 1 من 1

الموضوع: فتوای امام مهدی از کتاب درباره داستان داوود در محراب؛ او که خداوند فصاحت و فصل الخطاب را به وی عنایت کرده بود؛ تا ذکری باشد برای خردمندان..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. فتوای امام مهدی از کتاب درباره داستان داوود در محراب؛ او که خداوند فصاحت و فصل الخطاب را به وی عنایت کرده بود؛ تا ذکری باشد برای خردمندان..

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    22 - 11 - 1430 هـ
    10 - 11 - 2009 مـ
    11:31 مساءً
    ـــــــــــــــــــ



    فتوای امام مهدی از کتاب درباره داستان داوود در محراب؛ او که خداوند فصاحت و فصل الخطاب را به وی عنایت کرده بود؛ تا ذکری باشد برای خردمندان.


    نوشته اصلی توسط کوارک:
    السلام عليكم يا امامنا ورحمة الله وبركاته
    خواهش می کنم درباره داستان دو طرف دعوا که بر نبی الله داوود وارد شدند تا میان شان حکم کند توضیح دهید.یکی از آنان با وجود داشتن 99 میش؛اصرار داشت یک میش نفر دیگر را از او بگیرد.در اسرائیلیات آمده است نبی الله داوود 99 همسر داشت و به همسر یکی از رعایایش طمع بست.داوود برای چه توبه کرد و به سجده درآمد.گناهی که مرتکب شده بود چیست و آیا آن دو نفری که حکم را به نبی آموختند ملائکه بودند یا چه؟ چون
    همه تفاسیر از علت نزول این آیه عاجزمانده است
    والسلام عليكم ورحمة الله.


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله التّوابين المُتطهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدّين..
    خداوند تعالی می فرماید:
    { وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْ‌ثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ ﴿٧٨﴾ فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ } صدق الله العظيم [الأنبياء:78-79].

    { و داود و سليمان ؛ آنگاه كه درباره كشتزارى داورى كردند كه میشان آن قوم، شبانه در آنجا ‌چريدند. و ما شاهد داورى آنها بوديم. (۷۸) و اين شيوه داورى را به سليمان فهماندیم}
    این داستان دو برادر است؛ یکی از آن دو ثروتمند و دارای احشام بسیار و مزرعه بود؛ واما دیگری فقیر و تعداد احشامش تنها برابر یک درصد برادر ثروتمندش بود.فرزندان زیادی داشت و تعداد میش هایش کم و همان تعداد کم منبع معیشتی او و فرزندانش بود.او نزدیک وهمسایه برادرش بود و میش هایش وارد مزرعه برادر ثروتمند شدند و به آن ضرر زدند و لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ } صدق الله العظيم [الأنبياء:78].
    {كشتزارى كه میشان قوم، شبانه در آنجا ‌چريدند.}

    چون آن میش ها منبع رزق قوم، یعنی مرد فقیر و فرزندانش بودند .برادر ثروتمند که صاحب مزرعه بود ؛می دانست برادرش مالی ندارد تا به عوض بدهد؛لذا میش های او را گرفت و به وی گفت:" م
    ن ميش هايت را برداشتم چون دوبرابر قیمتشان به من ضرر زده اند".اما برادرش فقیر بود و بجز همین تعداد کمی میش،چیز دیگری نداشت و این تنها منبع رزق او و فرزندانش بود ولی برادرش با این حجت که کشتزارش تلف شده؛ میش های او را به گله خود ملحق کرد و از برادرش پول نیز خواست چون می گفت میش ها دو برابر قیمتشان به او ضرر زده اند.

    پس دعوای خود را به نزد داوود علیه الصلاة و السلام بردند تا همان گونه که مرد فقیر امید داشت، درمیان شان به حق حکم کند.مرد ثروتمند زبان فصیحی داشت ودر برابر حاکم داوود به خوبی سخن گفت وبا بلاغت در کلام در برابر حاکم داوود -عليه الصلاة والسلام- بر برادر فقیر خود غلبه کرد ودرخواست کرد پولی نیز علاوه بر میش ها دریافت دارد؛چون طبق اظهارات او دو برابر قیمت میشها ضرر کرده بود.اما برادرش خراب شدن کشتزار توسط میش های خود را انکار نکرد و لذا ساکت ماند و داوود گمان کرد سکوت او نشانه این است که به درستی سخنان مدعی اعتراف دارد و هیچ یک از ادعاهای برادرش را رد نمی کند.وقتی داوود مشاهده کرد که صاحب میش ها ساکت است و برای رد ادعا؛حرفی نمی زند، آن را به عنوان اعتراف از جانب صاحب میش ها پذیرفت و گمان کرد میش ها به حق کشتزار را ضایع کرده و واقعاً دو برابر قیمت شان را تلف کرده اند در حالي كه برادرش در دعوی دربرابر حاکم بر وی غلبه کرده است

    پس داوود حکم کرد و میشان مرد فقیر را در مقابل آن چه كه خورده بودند به مرد ثروتمند داد ؛ بدون اينكه اضافه بر آنها پولي به وی بدهد و او همسایه و نزدیک برادر بود.سلیمان علیه الصلاة و السلام در کنار پدرش بود و بعد از صدور حکم به صورت مرد فقیر نگاه کرد و دید که حالت خفقان داشته و بخاطر ظلم برادرش می خواهد گریه کند؛ او و فرزندانش بجز آن میش ها چیزی نداشتند و تنها منبع رزقشان همین میش ها بودند ولی برادرش ثروتمند بوده و احشام زیاد و مزرعه داشت.مرد مظلوم در نفس خود، به درگاه خداوند انابه کرده و از ظلم برادرش شکایت کرد که چگونه می خواهد اندک میش او را گرفته و به احشام خود اضافه کند .میش های او تنها یک درصد میش های برادرش بودند؛ اما او بازهم نسبت به برادر فقیر خود حسادت می ورزید چون مردم او را دوست داشتند.خداوند رحمان در دل های مردم نسبت به متقیان محبت می گذارد(اشاره به آیه شریفه:إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّ‌حْمَـٰنُ وُدًّا ﴿٩٦﴾ سوره مریم) واو از حال آن مرد باخبر بوده و می داند که این تنها منبع معیشت او و فرزندانش است.


    پس خداوند حکم حق را به سلیمان الهام کرد تا به پدرش بگوید که خودش همراه فردی خبره کشتزار را ارزیابی کنند تا روشن شود میش ها چقدر به مزرعه صدمه زده اند و سپس ارزيابي حق و درست خود را بدهند تا به کسی ظلم نشود.آنگاه برای داوود علیه الصلاة و السلام روشن شد که با ظن و گمان حکم داده است و ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند و برایش روشن شد که برادر ثروتمند با سخنانش بر مظلوم غلبه کرده است و تلفات کشت به اندازه ای که برادر ادعا می کند نیست.و برایش روشن شد برادر فرد مظلوم با سخنانش خود را محق قلمداد کرده و میزان خسارت به اندازه ای که برادرش ادعا می کند نیست و برایش روشن شد سخنوری مرد ثروتمند؛او را در دعوا پیروز کرده است. پس به اندازه حقش برای صاحب مزرعه حکم کرد و مقرر داشت تا به تدریج از بره ها و شیر و چربی و پشم میشان پرداخت شود.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    { وَدَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْ‌ثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ وَكُنَّا لِحُكْمِهِمْ شَاهِدِينَ ﴿٧٨﴾ فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ }

    صدق الله العظيم [الأنبياء:78-79].
    { و داود و سليمان ؛ آنگاه كه درباره كشتزارى داورى كردند كه میشان آن قوم، شبانه در آنجا ‌چريدند. و ما شاهد داورى آنها بوديم. (۷۸) و اين شيوه داورى را به سليمان فهماندیم}

    و برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا }
    صدق الله العظيم [الأنبياء:79].
    {و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم}
    اما در ابتدای امر؛ داوود با داوری بر اساس ظن و گمان در حق مرد فقیر ظلم کرد در حالی که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی سازد.چون برادر مرد فقیر در برابر داوود با کلامش او را مغلوب ساخت و داوود گمان کرد سکوت صاحب میشان نشانه تأیید و حق بودن سخنان برادرش است و ندید که ادعای برادر را رد کند ؛ لذا ناخواسته در حق مرد فقیر ظلم کرد ولی خداوند حکم حق را با وحی تفهیمی به سلیمان الهام نمود؛ داوود از حکم فرزندش سلیمان پیروی کرد و به حق داوری کرد.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْمًا وَعِلْمًا } صدق الله العظيم [الأنبياء:79].
    {
    و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم}
    این در نزد خداوند امر سهل وآسانی نبود و می خواست خلیفه اش داوود دیگر چنین نکند با اینکه این کار داوود به عمد نبود ولی او اجازه نداشت حکم بی اساس داده و از روی "هو
    ی" (ظن و گمان ) سخن بگوید.بلکه برای هر ادعایی،برهان و دلایل محکم لازم است و اگر دلایل کافی نبود؛ کسی که منکر دعوی است باید قسم بخورد.لذا خداوند دو فرشته را برانگیخت تا نه از در که ازسمت دیوار وارد محراب شوند و داوود علیه الصلاة و السلام که در حال انجام سجده آخر نمازش بود؛ بعد از سجده نشست و آنان را دید که مقابلش ایستاده اند.ترسید که چطور از در بسته وارد شده اند ! آنها اثر ترس را درچهره نبی الله داوود علیه الصلاة و السلام دیدند ؛پس به وی اطمینان داده و گفتند:
    { قَالُوا لا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالحقّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ }
    صدق الله العظيم [ص:22].
    { گفتند:مترس، ما دو مدعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است. ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن}
    داوود تصور کرد آنها از رعایایش هستند که بر علیه یکدیگر شکایت دارند و نمی دانست ملائکه اند و گفت: مشکل تان چیست؟ پس فرشته ای که درنقش صاحب میش ها بود شکایت خود را مطرح کرد و گفت:
    { إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقال أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ (23) }
    صدق الله العظيم [ص].

    {اين برادر من است. او را نَوَد و نُه ميش است و مرا يك ميش. مى‌گويد: آن را هم به من واگذار، و در سخن بر من غلبه يافته است.}

    و مقصودش برادر ثروتمند اوست که دارای احشام زیادی است در حالیکه او یک درصد او احشام دارد و منظورش کم بودن تعداد میش هایش است که آن را هم برادرش به احشام خود اضافه کرده است و درپیشگاه حاکم با سخنوری بر وی غلبه کرده است؛در حالیکه آنها فرشته بوده و احشام نداشتند.همانا که خداوند می خواهد ظلمی را که داوود -قبل از تفهیم حکم به سلیمان علیه الصلاة و السلام -در حق فرد فقیر کرده بود به وی یادآوری نماید. مهم این است که در اینجا داوود بر عکس بار اول درمورد کشتزار و میش ها حکم می کند و می گوید:

    { قال لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ } صدق الله العظيم [ص:24].

    {گفت: مسلّماً او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش، بر تو ستم نموده؛ و بسیاری از شریکان به یکدیگر ستم می‌کنند، مگر کسانی که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‌اند و اندکی بعد آن دو نبودند}
    وبعد از آنکه داوود بین آنان به حق حکم کرد و{ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ } [ص:24] {و اندکی بعد آن دو نبودند}؛آنان ناپدید شدند .آنگاه داوود علیه الصلاة و السلام به یقین دانست؛آنها نه بشر بلکه ملائکه بودند و سپس دانست آنها سمبل صاحب کشتزار و صاحب میش ها بوده و خدا می خواهد حکم اول او را به یادش بیاورد که در آن به فقیر ظلم کرده بود.داوود که هنوز بر سجاده نشسته بود خم شد و سرفرود آورد و در برابر خداوند برای ببخشش گناهش انابه نمود.خداوند تعالی می فرماید:
    { وَظنّ دَاوُودُ إنّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ (24) فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ (25) يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاس بِالحقّ وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ (26) } صدق الله العظيم [ص].

    {و داود دانست كه او را آزموده‌ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد. (۲۴) ما اين خطايش را بخشيديم. او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتى نيكو. (۲۵) اى داود، ما تو را خليفه روى زمين گردانيديم. در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هوی(ظن و گمان) مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند،به خاطر آنچه را كه فراموش كرده اند در روز حساب عذاب شديدي دارند(۲۶)}
    اما در این آیات کلمات متشابه وجود دارد؛مانند این فرموده خداوند تعالی:

    { فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاس بِالحقّ وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ (26) } صدق الله العظيم [ص].

    در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هوی(ظن و گمان) مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند،به خاطر آنچه را كه فراموش كرده اند در روز حساب عذاب شديدي دارند.}
    کلمه تشابه در این فرموده خداوند تعالی است:

    { وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ } صدق الله العظيم،
    {از پى هوی (ظن و گمان ) مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد}
    اما کسانی که نمی دانند؛ گمان کرده اند منظور از"هوی" فتنه زنان است و سپس منافقان برای ظاهر مشابه این آیه داستان درست کرده اند:

    { وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ }
    صدق الله العظيم،
    {از پى
    هوی مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد}
    و گفته اند داوود به همسر یکی از افسرانش علاقه مند شد .پس او را برای جهاد در راه خداوند فرستاد تا با همسرش ازدواج کند! خدا آنها را بکشد که چنین نسبت های دروغ می دهند! چگونه ممکن است نبی خداوند چنین کند او که کلمة الله را تعالی می بخشد نه اینکه بنده شهوتش باشد و مرد را به جهاد در راه خداوند بفرستد تا با زنش ازدواج کند؟ اما امام مهدی حق را بر سر دروغ باطل آنها می کوبد و به حق می گوییم:
    در اینجا مقصود از "الهوی"؛ "هوای عشق "نیست بلکه این از تشابه است و مقصود"هوای ظن"است که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند. برای مثال این فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ }
    صدق الله العظيم [النجم]؛

    {و سخن از روى هوى ( ظن و گمان ) نمى‌گويد. (۳) نيست اين سخن جز آنچه بدو وحى مى‌شود. (۴)}

    یعنی او از ظن پیروی نمی کند و از پیش خود چیزی را که نمی داند به خداوند نسبت نمی دهد تا خود و کسانی که با او هستند را از راه خداوند گمراه نماید.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    { إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ }
    صدق الله العظيم [النجم].
    { نيست اين سخن جز آنچه بدو وحى مى‌شود. (۴) او را آن کس که قدرت زیادی دارد تعليم داده است: (۵)}
    یعنی این سخنی از روی "هوی" و ظن نیست که ظن و گمان کسی ار ازحق بی نیاز نمی کند؛ بلکه این وحی است که "آن کس که قدرت زیادی دارد"(جبریل) به او می آموزد . لذا کسانی که حین حکمیت و داوری بین مردم دراختلافات؛ از روی "هوی" سخن می گویند؛ حال فرقی ندارد قضایای –عادی- بین مسلمانان باشد و یا اختلافات دینی، کسانی که از روی "هوی" (ظن و گمان ) که کسی را ازحق بی نیاز نمی کند؛حکم می دهند حتما هم به خود ظلم می کنند و هم امتشان را از راه حق خداوند گمراه می نمایند.برای همین خداوند تعالی به نبی خود داوود می فرماید:
    { فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاس بِالحقّ وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ }
    صدق الله العظيم [ص:26].

    {در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هوی(ظن و گمان) مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند،به خاطر آنچه را كه فراموش كرده اند در روز حساب عذاب شديدي دارند.}
    حال داستان برایتان به صورت مفصل بیان و قابل فهم شد.
    و خداوند تعالی می فرماید:

    { وَهَلْ أَتَاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ (21) إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا بِالحقّ وَلا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاءِ الصِّرَاطِ (22) إِنَّ هَذَا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَتِسْعُونَ نَعْجَةً وَلِيَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقال أَكْفِلْنِيهَا وَعَزَّنِي فِي الْخِطَابِ (23) قال لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَى نِعَاجِهِ وَإِنَّ كَثِيرًا مِنَ الْخُلَطَاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِيلٌ مَا هُمْ وَظنّ دَاوُودُ إنّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَخَرَّ رَاكِعًا وَأَنَابَ (24) فَغَفَرْنَا لَهُ ذَلِكَ وَإِنَّ لَهُ عِنْدَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ (25) يَا دَاوُودّ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاس بِالحقّ وَلا تَتَّبِعْ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ (26) }
    صدق الله العظيم [ص].
    {آيا خبر آن مدعيان را شنيده‌اى آنگاه كه از دیوار محراب وارد شدند؟ (۲۱) بر داود داخل شدند. داود از آنها ترسيد. گفتند: مترس، ما دو مدعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است. ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن. (۲۲) اين برادر من است. او را نَوَد و نُه ميش است و مرا يك ميش. مى‌گويد: آن را هم به من واگذار، و در دعوى بر من غلبه يافته است. (۲۳) داود گفت: او كه ميش تو را از تو مى‌خواهد تا به ميشهاى خويش بيفزايد بر تو ستم مى‌كند. و بسيارى از شريكان جز كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند بر يكديگر ستم مى‌كنند. و كمي بعد آن دو نبودند . و داود دانست كه او را آزموده‌ايم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد. (۲۴) ما اين خطايش را بخشيديم. او را به درگاه ما تقرب است و بازگشتى نيكو. (۲۵) در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هوی(ظن و گمان) مرو كه تو را از راه خدا منحرف سازد. آنان كه از راه خدا منحرف شوند،به خاطر آنچه را كه فراموش كرده اند در روز حساب عذاب شديدي دارند (۲۶)}

    ای علمای امت؛ از ظاهر آیات متشابه قرآن برحذر باشید؛ ظاهر آیات مخالف عقل و منطق می نمایاند و تأویل آنها غیر از ظاهرشان است.براستی که کلمات متشابه در آیات شما را فریب می دهد وآیات متشابه را مانند آیات محکم؛تأویل و تفسیر می کنید بخاطر همین هم به خطا می روید
    .چون ظاهر و باطن آيات متشابه یکی نیست و برای همین تأویل آن را جز خداوند کسی نمی داند و آن را با وحی تفهیمی-نه وسوسه شیطان رجیم- به هریک از بندگانش که بخواهد می آموزد و او نیز تأویل را با استدلال روشن و محکم از آیات محکم قرآن برایتان خواهد آورد تا پند و ذکری برای خردمندان باشد.اگر حق را می خواهید؛ من امام مهدی حق هستم و سزاوار نیست غیر از حق به خداوند نسبت دهم؛ و اگر دیدید از روی "هوی" و با ظن و گمان حرف می زنم؛ از آنجا که ظن بدون استدلال و دانش از جانب خداوند رحمن؛ کسی را از حق بی نیاز نمی کند ؛ لذا اگر با دانش و دلیل آشکارازآیات محکم کتاب بر شما غلبه نکردم؛از من پیروی نکنید.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الداعي إلى الصراط المُستقيم الإمام المهدي؛ ناصر محمد اليماني.










المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 16-09-2020, 10:53 AM
  2. مشاركات: 1
    آخر مشاركة: 26-03-2017, 03:21 PM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 24-06-2015, 10:57 AM
  4. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 17-07-2014, 01:42 AM
  5. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 16-07-2014, 04:39 PM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •