النتائج 1 إلى 1 من 1

الموضوع: فوری... { وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ } صدق الله العظيم. از امام مهدی به مردم یمن و أحزاب و گروه ها...

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. فوری... { وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ } صدق الله العظيم. از امام مهدی به مردم یمن و أحزاب و گروه ها...

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    15 - 06 - 1436
    هـ
    04 - 04 - 2015
    مـ
    1394-01-15ه.ش.
    08:18
    صباحاً
    ـــــــــــــــــ



    فوری... { وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ } صدق الله العظيم.
    از امام مهدی به مردم یمن و أحزاب و گروه ها...


    بسم الله وبالله وتوكلت على الله لا قوة إلا بالله والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله وآله الطيبين وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    ای أحزاب کشور یمن؛ ای مردم یمن؛ دعوت مهدوی وارد یازدهمین سال خود شده است و امام مهدی در میان شماست و شما را به سوی پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می کند تا درموارد اختلاف میان تان حکم کنیم و تعدد احزاب سیاسی و مذهبی در دین خداوند اسلام را نفی کرده و فتنه احزاب سیاسی و مذهبی را که ملت های مسلمان را گرفتار کرده ؛ خاموش سازیم و صف مسلمانان را متحد کنیم تا با نعمت خداوند با یکدیگر برادر شده ودر راه خداوند با یکدیگر مهربان و دوست شوید . بنا بر فرموده خداوند تعالی :
    {
    وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ} صدق الله العظيم [الشعراء:214].
    {و خاندان وخویشاوندت را هشدار ده‌}
    ما دوباره تمام أحزاب یمن و مردمش را مورد خطاب قرار داده و می گوییم: چه کسی در راه خداوند مرا یاری می دهد تا پشت دعوت به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را محکم کند تا برای نجات ملت وكشور یمن سعيد اقدام کنیم؟ ممکن است عبدالملک الحوثی و انصارش بخواهند بگویند:" ناصر محمد یمانی؛ ما انصار الله هستیم؛ به خدا ایمان داشته و شهادت می دهیم که مسلمانیم و برای همین نیز نام خود را انصارالله گذاشته ایم".امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: اگر شما واقعاً انصار الله هستید؛ پس به دعوتی که شما را به سوی پذیرش حکمیت بر أساس کتاب خداوند قرآن عظیم فرا می خواند؛ پاسخ مثبت دهید و در راه دعوت تمامی أحزاب و همچنین خودتان؛ به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم به امام مهدی یاری و از او پشتیبانی کنید تا به فوزی بسیار بزرگ دست یافته و خداوند همه شما را به راه راست-صراط مستقیم- هدایت نماید. و بدانید در جهان راهی برای حل قضیه مردم یمن وجود ندارد مگر اینکه أحزاب بپذیرند به فراخوان به سوی پذیرش حکمیت کتاب خداوند گردن نهند ؛ اگر شما از خردمندان باشید؛ از آنان که به اقوال و بیانات گوش داده و سپس بهترین آنها را انتخاب و از آن تبعیت می کنند؛ قبل از شنیدن سخنان امام مهدی ناصر محمد یمانی درموردش قضاوت نکنید بلکه به سخنانش گوش داده و در منطقش تدبركنيد که آیا به حق سخن می گوید و راه راست؛ راه خداوند عزیز و حمید را با نور بیان حق قرآن مجید نشان می دهد یا خیر؟
    و بدانید که امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ پیش از این موضع خود را در مورد احزاب یمنی اعلام کرده است. من برای اطاعت و اجرای فرمان خداوند، با هیچ یک از آنان کاری ندارم.خداوند در ایات محکم کتابش به تمام انبیاء و ائمه کتابش امر نموده است:
    {إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ} صدق الله العظيم {[الأنعام:159].
    {کسانی که دینشان را پاره پاره کردند و فرقه فرقه شدند، تو را کاری با آنان نیست}
    من امام مهدی ناصر محمد یمانی فتوا داده و اعلان می کنم تعدد احزاب مذهبی و سیاسی در دین خداوند اسلام حرام است.شما می دانیدکه خداوند در آیات محکم کتابش وعده داده است که اگر از امر خداوند تخلف کرده و به گروه ها و احزاب تقسیم شويد،خداوند شوکت تان را از بین برده و شما را عذاب کرده و طعم سختی و جنگ به دست یکدیگر را به شما می چشاند و همه شما در آتشید مگر کسی که در راه دفاع از زمین و شرفش – نه دفاع از حزب سیاسی یا مذهبی اش-کشته شود که اوشهید است. اما شما لباس احزاب مذهبی و سیاسی را برتن دین خود کرده و به این ترتیب در حق خود ظلم نموده اید و از هشداری که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم به مسلمانان داده است اعراض نموده اید.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ۗ وَمَن يَعْتَصِم بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (101) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ (102) وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (103) وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (104) وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105) يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُم بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْفُرُونَ (106) وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (107) تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۗ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ (108)} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {و چگونه ممکن است شما کافر شوید، با اینکه آیات خدا بر شما خوانده می‌شود، و پیامبر او در میان شماست؟! و هر کس به خدا تمسّک جوید، به راهی راست، هدایت شده است. (۱۰۱) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید! (۱۰۲) و همگی به ریسمان خدا [= قرآن]، چنگ زنید، و پراکنده نشوید! و نعمت (بزرگِ) خدا را بر خود، به یاد آرید که چگونه دشمن یکدیگر بودید، و او میان دلهای شما، الفت ایجاد کرد، و به برکتِ نعمتِ او، برادر شدید! و شما بر لبِ پرتگاهی از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد؛ این چنین، خداوند آیات خود را برای شما آشکار می‌سازد؛ شاید پذیرای هدایت شوید. (۱۰۳) باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند. (۱۰۴) و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند. (۱۰۵) روزی خواهد بود که چهره‌هائی سفید، و چهره‌هائی سیاه می‌گردد، اما آنها که صورتهایشان سیاه شده، آیا بعد از ایمان، کافر شدید؟! پس بچشید عذاب را، به سبب آنچه کفر می‌ورزیدید! (۱۰۶) و امّا آنها که چهره‌هایشان سفید شده، در رحمت خداوند خواهند بود؛ و جاودانه در آن می‌مانند. (۱۰۷) اینها آیات خداست؛ که بحق بر تو می‌خوانیم. و خداوند) ستمی برای جهانیان نمی‌خواهد. (۱۰۸)}
    توجه کنید که پروردگار عالمیان در این فرموده،چگونه تمام مسلمانان را در هر زمان و مکانی نهی می نماید :
    {
    وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (105)} صدق الله العظيم.
    {و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند؛ پس از آنکه نشانه‌های روشن به آنان رسید! و آنها عذاب عظیمی دارند}
    آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان بوده و به ریسمان الهی قرآن عظیم تمسک جسته باشید.جز این نیست که اعتصام به ریسمان الهی، تمسک به قرآن عظیم و کافر شدن به تمام چیزهایی است که با آیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم مخالفند ؛ فرقی ندارد در تورات باشد یا در انجیل و یا احادیث سنت نبوی.
    شاید برادر عبدالملک الحوثی بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ فرض کنیم ما دعوت تو برای پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم در میان احزاب مذهبی را استجابت کنیم تا در موارد اختلاف بین شان حکم کنی؛ به ما نشان بده چگونه می توانی بین شیعیان و سنیان حکمیت کنی.ما شیعیان به آنچه که از جانب ائمه آل بیت نبی به ما رسیده باور داشته و شیعه و طرفدار آنان هستیم و اهل سنت از آنچه که به صورت عام از سوی صحابه از نبی خداوند نقل شده باور دارند و بخاطر همین هم نام اهل سنت را بر خود نهاده اند".پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به تمام پرسشگران می گوید: براستی که شیعیان و اهل سنت همگی سني هستند که به احادیث حق وباطل تمسک جسته اید و کتاب خداوند قرآن عظیم را پشت سر انداخته اید و تنها آنچه را که موافق امیال تان است را گرفته و هر چه که مخالف خواسته هایتان است را رها کرده اید .ما بشارت عذابی بزرگ را به شما می دهیم .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:85].
    {آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست}
    و همچنین حدیثی از محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم :
    [
    مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَشْرُفُونَ الْمُتْرَفِينَ، وَيَسْتَخِفُّونَ بِالْعَابِدِينَ، وَيَعْمَلُونَ بِالْقُرْآنِ مَا وَافَقَ أَهْوَاءَهُمْ، وَمَا خَالَفَ أَهْوَاءهُمْ تَرَكُوهُ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَيَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ] صدق عليه الصلاة والسلام
    [ مردم را چه می شود که به مترفان احترام گذاشته و عابدان را تحقیر می کنند، به بخشی از قرآن که موافق امیال شان است عمل کرده و هرچه که مخالف خواسته های شان است را رها می کنند و در این زمان است که به بعضی دستورات کتاب ایمان آورده و نسبت به بعضی کافر می شوند]
    این حدیث با حذف مطالبی که به آن اضافه شده؛ حدیث حقی است و در آن نبی خداوند شما را از همان چیزی نهی می کند که خداوند در آیات محکم کتابش؛ نهی کرده است .یعنی شما از اینکه بعضی از دستورات کتاب خداوند را بگیرید و از بعضی دیگر روبرگردانید نهی شده اید؛چون چنین کاری از نظر خداوند در تورات و انجیل و قرآن عظیم؛ کفر است.گواه از فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ (84) ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ (86) وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِن بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ۖ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ (87) وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ ۚ بَل لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا مَّا يُؤْمِنُونَ (88)} صدق الله العظيم [البقرة].
    {{هنگامی که از شما عهد گرفتیم که خون یکدیگر را نریزید و یکدیگر را از خانه و دیار خود نرانید، پس بر آن عهد اقرار کرده و خود شما بر آن گواه می باشید. (۸۴) باز شما خون یکدیگر می ریزید و گروهی از خودتان را از دیارشان می رانید و در بدکرداری و ستم بر ضعیفان همدست و پشتیبان یکدیگرید، و چون اسیر شوند برای آزادی آنها فدیه می دهید، در صورتی که -به حکم تورات- اخراج کردن آنها بر شما حرام شده است! چرا به برخی از احکام ایمان آورده و به بعضی کافر می شوید؟ پس جزای چنین مردم بدکردار چیست به جز ذلّت و خواری در زندگانی این جهان و بازگشتن به سخت ترین عذاب در روز قیامت؟ و خدا غافل از کردار شما نیست. (۸۵)اینها همان کسانند که آخرت را به زندگی دنیا فروخته‌اند؛ از این رو عذاب آنها تخفیف داده نمی‌شود؛ و کسی آنها را یاری نخواهد کرد. (۸۶) ما به موسی کتاب (تورات) دادیم؛ و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم؛ و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم؛ و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم. آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید پس عده‌ای را تکذیب کرده، و جمعی را به قتل رساندید؟! (۸۷) و گفتند: دلهای ما در غلاف است! خداوند آنها را به خاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته، و کمتر ایمان می‌آورند. (۸۸)}
    و من امام مهدی ناصر محمد یمانی خداوند را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که من مسلمان و مؤمن به تورات وانجیل و قرآن عظیم هستم و به احادیث بیان در سنت نبوی محمدی نیز مؤمنم مگر آن چیزهایی که برخلاف آیات محکم قرآن عظیم باشند، فرقی ندارد که در تورات و انجیل باشد یا احادیث سنت نبوی؛ با وجود اينكه من امام مهدی ناصر محمد یمانی از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق رسولش پیروی می کنم چون آنچه که بر محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم بصیرت ما ائمه آل بیت است.گواه بر فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ ۚ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ۖ وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (108)} صدق الله العظيم [يوسف].
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم}
    ممکن است عبدالملک الحوثی بخواهد بگوید:"ناصر محمد، نشان مان بده که چگونه درمورد این حدیث حق بین شیعه و سنی حکمیت کنی .در این حدیث حق که از زبان ائمه آل بیت به ما رسیده است ، محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم فرموده است
    [إني تاركٌ فيكم ما إن تمسَّكتُم به لن تضلُّوا: كتاب الله، وعِترتي أهل بيتي؛ فإنَّهما لن يفترقَا حتى يرِدَا عليَّ الحوضَ]؟
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: ای شیعیان اثنی عشری؛ گوش فرا دهید.من مهدی منتظر دوازدهمین امام از آل بیت پاک و مطهر به حق برایتان فتوا می دهم که ائمه آل بیت از دنیا می روند و قرآن عظیم برایتان باقی می ماند و آن علومی که از ایشان برایتان مانده است؛ بجز قسمت کمی از آن باقی تحریف می شود.پس ای شیعیان اثنی عشری، گوش دهید و عقل خود را بکار گیرید؛ ما ائمه آل بیت در امر دین خداوند، سخنی غیر از آنچه که خداوند وخاتم الأنبياء والمرسلين جدمان محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم بیان نموده اند را بر زبان نمی آوریم و سزاوار ما نیست که مردم را به چیزی جز دعوت خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم دعوت نماییم.ما به کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت حق نبوی پای بندیم مگر احادیثی که مخالف آیات محکم قرآن باشند و چنانچه مسلمانان براي حكميت به ما مراجعه كنند (به حكميت ما گردن نهند) از قرآن برای نابود کردن احادیث دروغی که به نبی نسبت داده شده است استفاده می کنیم، هر گاه که خداوند در امتشان امامی از آل بیت از فرزندان پدرم امام علی بن ابی طالب و مادرمان فاطمه دختر محمد رسول الله صلّى الله عليهم وأسلم تسليماً برانگیزد؛ و خداوند هر زمان که بخواهد از ائمه آل بیت کسی را در میانشان برمی انگیزد تا در موارد اختلاف در سنت نبوی، میان شان حکم نماید و حکم خداوند را از ایات محکم قرآن عظیم برایشان استنباط نماید چراکه احادیث سنت نبوی در بیان قرآن مانند قرآن از جانب خداست و جد ما محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم. در دین خدا از روی هوی و میل سخن نمی گوید. گواه بر فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ﴿١٨﴾ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿١٩﴾} صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن بر عهده ماست! (۱۹)}
    وخداوند درآیات محکم قرآن به ما می آموزد که هر چه از -احادیث- بیان بر خلاف محکمات قرآن باشد،حدیثی است که به دروغ به نبی نسبت داده شده و از جانب خداوند نیست و حکم خداوند در میان تان را در این فرموده خداوند تعالی می یابید:
    {
    مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (۸۰) و آنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند(82)}
    بدانید که این خطاب خداوند به تمام علمای مسلمین است تا چگونگی حکمیت درموارد اختلاف را به ایشان بیاموزد؛ احادیثی از سنت نبوی که در آن اختلاف دارند را باید به قرآن عظیمی که از تحریف محفوظ است عرضه کنند.اگر حدیثی که از نبی روایت شده است از جانب خداوند نباشد، بین آن حدیث و محکمات قرآن عظیم به کلی اختلاف زیادی پیدا خواهید کرد.خداوند به شما آموخته است که با وجود اینکه احادیث سنت بیان نیز از جانب خداوند است؛اما از تحریف و دستکاری محفوظ نیست و برای همین قرآنی که از تحریف محفوظ است باید به عنوان مرجع حل اختلاف در احادیث سنت بیان بکار رود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و آنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند را می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند(82)}
    ممکن است کسی سؤال کند:" ناصر محمد یمانی؛ کسانی که با وجود آگاهی از حق آمده از جانب پروردگار،به نبی نسبت دروغ می دهند؛چه کسانی هستند؟" امام مهدی در پاسخ پرسشگران می گوید:"آنها منافقانی هستند که باتظاهر به ایمان ، کفر و مکر باطنی شان را پنهان می کردند و محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم برخی از آنان را نمی شناختند.گواه از فرموده خداوند تعالی:
    {وَمِمَّنْ حَوْلَكُمْ مِنَ الأعْرَابِ مُنَافِقُونَ وَمِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفَاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ سَنُعَذِّبُهُمْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ يُرَدُّونَ إِلَى عَذَابٍ عَظِيمٍ}صدق الله العظيم [التوبة:101].
    { و از اعراب که اطراف شما هستند، جمعی منافقند؛ و از اهل مدینه گروهی سخت به نفاق پای بندند. تو آنها را نمی‌شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم. بزودی آنها را دو بار مجازات می‌کنیم سپس بسوی مجازات بزرگی فرستاده می‌شوند.}
    و نبی خداوند برخی از آنان را نیز می شناختند؛اما خداوند به ایشان امر نموده بود که از آنها روبرگردانده ورهایشان کند تا راهی برای امتحان مؤمنان باشند وروشن گردد چه کسی به قرآن عظیم پای بند مانده و نسبت به احادیث دروغین نقل شده از جانب نبی که مخالف قرآن عظیم هستند کافر است. لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {
    وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و آنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند(82)}
    و از آنجا که خداوند به رسولش فرمان داده است که از منافقان روبرگرداند و آنها را طرد ننماید ؛وبرای تنفیذ امر خداوند که:{فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81)} صدق الله العظيم؛ . {پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است} ایشان چنین کردند- آنها به مکر خود ادامه داده و تعداد کثیری از مسلمانان را نسل بعد از نسل از راه خداوند منحرف کردند واین کار نه با شمشیر بلکه با تحریف و دستکاری در احادیث سنت نبوی انجام شد. خداوند و رسولش شما را از این مکر آگاه کرده و در قرآن عظیم سوره ای درمورد آنان نازل شده است که همانا سوره منافقون است.خداوند تعالی می فرماید:
    {
    إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ (1) اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (2) ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ (3) وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ (4)وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُءُوسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ (5) سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ (6) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنْفِقُوا عَلَىٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّىٰ يَنْفَضُّوا ۗ وَلِلَّهِ خَزَائِنُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَفْقَهُونَ (7) يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنَا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ ۚ وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَلَٰكِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَا يَعْلَمُونَ (8) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (9) وَأَنْفِقُوا مِنْ مَا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ(10) وَلَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَا ۚ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ (11)} صدق الله العظيم [المنافقون].
    {هنگامی که منافقان نزد تو آیند می گویند: «ما شهادت می دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگو هستند (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی کنند! (۳) هنگامی که آنها را می بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می دهی؛ اما گویی چوبهای خشکی هستند که به دیوار تکیه داده شده اند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می شوند؟! (۴)هنگامی که به آنان گفته شود: «بیایید تا رسول خدا برای شما استغفار کند!»، سرهای خود را تکان می‌دهند؛ و آنها را می‌بینی که از سخنان تو اعراض کرده و تکبر می‌ورزند! (۵) برای آنها تفاوت نمی‌کند، خواه استغفار برایشان کنی یا نکنی، هرگز خداوند آنان را نمی‌بخشد؛ زیرا خداوند قوم فاسق را هدایت نمی‌کند! (۶) آنها کسانی هستند که می‌گویند: «به افرادی که نزد رسول خدا هستند انفاق نکنید تا پراکنده شوند!» خزاین آسمانها و زمین از آن خداست، ولی منافقان نمی‌فهمند! (۷) آنها می‌گویند: «اگر به مدینه بازگردیم، عزیزان ذلیلان را بیرون می‌کنند!» در حالی که عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنان است؛ ولی منافقان نمی‌دانند! (۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانی که چنین کنند، زیانکارانند! (۹) از آنچه به شما روزی داده‌ایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا مرا مدت کمی به تأخیر نینداختی تا صدقه دهم و از صالحان باشم؟!» (۱۰) خداوند هرگز مرگ کسی را هنگامی که اجلش فرا رسد به تأخیر نمی‌اندازد، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. (۱۱) }
    فتوایی را به یاد داشته باشید که شیوه آنان در منحرف کردن مردم از راه خداوند را نشان می دهد؛ آنهاسوگند خود-شهادتین-را سپر می کنند تا مکرشان در دور کردن مردم از ذکر را پنهان کنند :
    {
    اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم
    { آنها سوگندهایشان را سپر ساخته اند تا مردم را از راه خدا باز دارند، و کارهای بسیار بدی انجام می دهند}.
    خداوند به شما خبر می دهد که روش آنها برای دورکردن مردم برای تبعیت از راه خداوند با شمشیر نیست؛ بلکه با تحریف و دستکاری سخنان نبی است.خداوند تعالی می فرماید:
    {
    وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و آنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند را می نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند(82)}
    ای شیعیان اثنی عشری؛ من خدا را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که حدیث حق نبی علیه الصلاة و السلام این است :
    [ تركت فيكم ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا، كتاب الله وسنتي ]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    و امام مهدی ناصر محمد یمانی نه سنی است و نه شیعه؛ مسلمان حنیف است و از مشرکان نیست و سزاوار امام مهدی حق پروردگار نیست که خداوند او را برانگیزد تا پیرو امیال و خواسته های شما باشد؛ بلکه ما عادلانه حکم کرده و سخن نهایی و جداکننده حق از باطل را بیان می کنیم و بیهوده گویی نمی کنیم.
    ممکن است یکی از علمای شیعیان اثنی عشری بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ تمام شیعیان اثنی عشری؛ دیدن آشکار روی خداوند در دنیا وآخرت را نفی می کنند؛ اما اهل سنت و فرقه های آن معتقدند در آخرت می توان چهره خداوند را آشکار دید؛ حکم خداوند در بین ما چیست، اگر راست می گویی؛حکم خداوند را برایمان از قرآن عظیم استنباط کن"امام مهدی در پاسخ پرسشگران می گوید: من امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق فتوا می دهم که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم فتوا داده است که هیچ چیز قادر به تحمل رؤیت ذات خداوند نیست مگر چیزی که در عظمت مساوی ذات خداوند باشد ؛حتی اگر آن شیئ کوه بزرگی باشد که بسیار بزرگ تر از شما آفریده شده است وچون هیچ چیز به عظمت ذات خداوند نیست؛ خداوند بر هرچیز تجلی نماید؛ قادر به تحمل آن نیست ولو اینکه کوهی عظیم باشد.برای همین خداوند برای نبی خود موسی و هفتاد نفر نقیب(برگزیده)بنی اسراییل که همراه او بودند این شرط را قائل می شود که بر کوه عظیم طور متجلی خواهد شد و اگر کوه توانست دربرابر عظمت ذات الهی تاب بیاورد؛ انسان ها هم قادر خواهند بود در دنیا و آخرت خدایشان را ببینند؛چون خداوند می تواند عظمت مخلوقاتش را به عظمت کوه عظیم و سخت طور قرار دهد.
    سؤالی که مطرح می شود این است که:آیا کوه تاب دیدن ذات الهی را آورد و برجای خود ماند یا اینکه عظمت خداوند؛کوه بزرگ را به خاکی تبدیل نمود که در معرض باد پراکنده می شود و عظمت ذات الهی کوه را خرد ومانند خاک زمین گرداند؟ جواب را درآیات محکم کتاب و دراین فرموده خداوند تعالی می یابید:
    {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ (142) وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم [الأعراف]
    {سى شب با موسى وعده نهاديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعده پروردگارش چهل شب كامل شد. و موسى به برادرش هارون گفت: بر قوم من جانشين من باش و راه صلاح پيش گير و به طريق مفسدان مرو. (۱۴۲) چون موسى به ميعادگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: اى پروردگار من، بنماى، تا در تو نظر كنم. گفت: هرگز مرا نخواهى ديد. به آن كوه بنگر، اگر بر جاى خود قرار يافت، تو نيز مرا خواهى ديد. چون پروردگارش بر كوه تجلى كرد، كوه را خرد كرد و موسى بيهوش بيفتاد. چون به هوش آمد گفت: تو منزهى، به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم. (۱۴۳)}
    بببینید ایا شرط رؤیت عظمت ذات خداوند محقق شد؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {
    قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ (143)} صدق الله العظيم.
    {گفت: اى پروردگار من، بنماى، تا در تو نظر كنم. گفت: هرگز مرا نخواهى ديد. به آن كوه بنگر، اگر بر جاى خود قرار يافت، تو نيز مرا خواهى ديد. چون پروردگارش بر كوه تجلى كرد، كوه را خرد كرد و موسى بيهوش بيفتاد. چون به هوش آمد گفت: تو منزهى، به تو بازگشتم و من نخستين مؤمنانم}
    و اما هفتاد نقیبی که انتخاب کرده بود تا شاهد باشند و ذات خداوند سبحان را رؤیت کنند؛ همگی مردند؛چون این بنی اسراییل بودند که خواستار مشاهده ذات الهی شدند و خداوند و موسی در مورد فتواي دیدن عظمت ذات الهی با آنان وعده کردند. موسی هفتاد نفر از سرپرستان بنی اسراییل را انتخاب کرد تا به میقات رؤیت خداوند بروند. حین تجلی خداوند بر کوه ؛ گرفتار صیحه شدند؛ خداوند کوه را خرد کرد و از هم پاشاند و این هفتاد نفر مردند و موسی ازهوش رفت و بر خاک افتاد؛چون موسی با آنان موافقت کرد تا از خداوند برای رؤیت ذات الهی درخواست نماید و به پروردگارش إصرار کرد تا شاید قومش یقین بیاورند.خداوند سی شب با آنان وعده کرد؛شاید فکر کرده و پند گیرند؛ میعاد فرا رسید و آنان همچنان مصر بودند؛ خداوند ده شب دیگر به آن افزود شاید از درخواست خود برای دیدن آشکار خداوند بازگردند و آنها و نبی خداوند موسی علیه الصلاة و السلام در پایان چهلمین شب برای دین آشکار روی خداوند آمدند.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ (155)} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زلزله آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی! (۱۵۵)}
    وزمانی که نبی خداوند موسی به هوش آمد؛ به کوه بزرگ نگاه کرد و دید که متلاشی شده و همسان زمین شده که باد آن را می برد.سپس به پشت سر خود نگاه کرد ودید آن هفتاد نفر؛همگی مرده اند!نبی الله موسی دانست آنچه که بر سر او وآنها آمده بخاطر إصرار بنی اسراییل برای دیدن آشکار خداوند بود و نبی الله موسی نیز آنها را اندرز نداد؛بلکه او هم می خواست روی خداوند را آشکار ببیند؛ این خواسته او مانند بنی اسراییل از روی کفر نبود بلکه از شدت شوق و محبتش به خداوند بود. اما نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام دانست که با موافقت با خواسته آنها برای دیدن روی آشکار خداوند مرتکب اشتباه شده است و لذا وقتی دید آن هفتاد نفر همگی هلاک شده اند گفت: اگر می خواستی می توانستی پیش از این آنها و مرا هلاک نمایی. خداوند تعالی می فرماید:
    {وَاخْتَارَ مُوسَىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلًا لِّمِيقَاتِنَا ۖ فَلَمَّا أَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ قَالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُم مِّن قَبْلُ وَإِيَّايَ ۖ أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ السُّفَهَاءُ مِنَّا ۖ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَاءُ وَتَهْدِي مَن تَشَاءُ ۖ أَنتَ وَلِيُّنَا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۖ وَأَنتَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ (155)} صدق الله العظيم [الأعراف].
    { موسی از قوم خود، هفتاد تن از مردان را برای میعادگاه ما برگزید؛ و هنگامی که زلزله آنها را فرا گرفت (و هلاک شدند)، گفت: «پروردگارا! اگر می‌خواستی، می توانستی آنها و مرا پیش از این نیز هلاک کنی! آیا ما را به آنچه سفیهانمان انجام داده‌اند، هلاک می‌کنی؟! این، جز آزمایش تو، چیز دیگر نیست؛ که هر کس را بخواهی به وسیله آن گمراه می‌سازی؛ و هر کس را بخواهی هدایت می‌کنی! تو ولیّ مایی، و ما را بیامرز، بر ما رحم کن، و تو بهترین آمرزندگانی! (۱۵۵)}
    نبی الله موسی به درگاه پروردگارش دعا کرد و برای خود و هفتاد نفری که خداوند پشت سر او هلاک نموده بود؛طلب عفو و غفران نمود.از پروردگارش درخواست کرد تا آنان رابه زندگی بازگرداند تا به حق شهادت دهند که حتی کوه بزرگ قادر به تحمل رؤیت عظمت ذات الهی نیست و تنها چیزی مانند خداوند قادر به تحمل آن است و هیچ چیز مانند او نیست و خداوند سمیع و بصیر است .سپس درخواست نبی خود موسی علیه الصلاة و السلام را اجابت نمود و آن هفتاد نفر را برانگیخت. بعد از آن خاکستر کوه طوررا نیز برانگیخت و برفراز سر آن هفتاد نفر و موسی علیه الصلاة و السلام قرار داد. خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ كَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَظَنُّوا أَنَّهُ وَاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُم بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (171)} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فراز آنها بلند کردیم، آنچنان که گمان کردند بر آنان فرود می‌آمد؛ آنچه را به شما داده‌ایم، با قوّت بگیرید! و آنچه در آن است، به یاد داشته باشید، تا پرهیزگار شوید}
    آن هفتاد نفر و موسی عليهم الصلاة والسلام گریان در برابر پروردگارشان به خاک افتاده و سجده کنان توبه کردند، سپس و بعد ازآنکه آن هفتاد نقیب (برگزیده)بنی اسراییل در حالی که به کوهی که چون سایبان بر فرازسرشان بود می نگریستند و تصورمی کردند بر سرشان فرود خواهد آمد ،به پروردگارشان وعده دادند که با جدیت تورات را گرفته و از آن پیروی خواهند کرد،خداوند کوه طور را به جایی که قبل از تجلی ذات الهی قرار داشت،بازگرداند.خداوند آنها را مورد مغفرت قرار داد و کوه بزرگ طور را از فراز سرشان به مکان قبلی خود پیش از آنکه خاکستر گردد- بازگرداند. خداوند کوه عظيم رادر همان مکانی که بود برافراشت و آنان رابه خاطر درخواست رؤیت آشکار خداوند؛ بخشید که خداوند غفور ورحیم است باشد که شکر او را بجا آورند وخداوند تعالی می فرماید:
    {
    وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:55].
    {هنگامی که گفتید: «ای موسی! ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد؛ مگر اینکه خدا را آشکارا ببینیم!» پس صاعقه شما را گرفت؛ در حالی که تماشا می‌کردید.}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {يَسْأَلُكَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ كِتَابًا مِنَ السَّمَاءِ ۚ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسَىٰ أَكْبَرَ مِنْ ذَٰلِكَ فَقَالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ۚ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ فَعَفَوْنَا عَنْ ذَٰلِكَ ۚ وَآتَيْنَا مُوسَىٰ سُلْطَانًا مُبِينًا} صدق الله العظيم [النساء:153].
    { اهل کتاب از تو می‌خواهند کتابی از آسمان بر آنها نازل کنی؛ آنها از موسی، بزرگتر از این را خواستند، و گفتند: «خدا را آشکارا به ما نشان ده!» و بخاطر این ظلم و ستم، صاعقه آنها را فرا گرفت. سپس گوساله را، پس از آن همه دلایل روشن که برای آنها آمد، انتخاب کردند، ولی ما از آن درگذشتیم و به موسی، برهان آشکاری دادیم.}
    پاک ومنزه است خداوندی که چشم ها را می بیند اما چشم ها قادر به درک او نیست! و براستی که در روز قیامت، خداوند از ورای حجابش ؛ سدرة المنتهی،با شما سخن خواهد گفت و از ورای سدرة نور وجه خداوند را خواهید دید و زمین از نور خداوند که از ورای سدرة می آید روشن می گردد؛ ای جماعت اهل سنت خداوند والاتر از این باورهای شماست! ای جماعت شیعیان؛خداوند از آنچه که شما شریک او قرار می دهید والاتر است! چون کسانی که از ائمه آل بیت می خواهند در نزد خداوند شفاعت آنان را کنند؛ به خداوند شرک آورده و ایمان خود را به ظلم شرک آلوده اند.البته ما اهل سنت را از شرک به خداوند تعالی،مبرا نمی کنیم چون آنها نیز با امید به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود؛ به خداوند شرک آورده اند؛ کسی که از خدا بترسد و ازعذاب او درهراس باشد ؛درپیشگاه خداوند نه به هیچ نبی و نه هیچ ولی؛امید نمی بندد تا در برابر پروردگارش شفاعت او را کنند.گواه آن فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و با این (قرآن) - کسانی را که بیم دارند سوی پروردگارشان محشور شوند- هشدار ده (چرا که) غیر از او برای آنها ولی و شفیعی نیست‌؛ شاید پروا کنند!}
    واین هشدار خداوند به مؤمنانی است که از خداوند می ترسند و امید به رحمت او داشته و از عذابش هراسانند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (51)} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و با این (قرآن) - کسانی را که بیم دارند سوی پروردگارشان محشور شوند- هشدار ده (چرا که) غیر از او برای آنها ولی و شفیعی نیست‌؛ شاید پروا کنند!}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {
    وَاتَّقُوا يَوْمًا لَّا تَجْزِي نَفْسٌ عَن نَّفْسٍ شَيْئًا وَلَا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلَا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ﴿٤٨﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و از آن روز بترسید که کسی مجازات دیگری را نمی‌پذیرد و نه از او شفاعت پذیرفته می‌شود؛ و نه غرامت از او قبول خواهد شد؛ و نه یاری می‌شوند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٢٥٤﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی ، و نه شفاعت و کافران (به اين سخن = نفي شفاعت بندگان )، خود ستمگرند؛}
    ممکن است یکی از علمای شیعه یا سنی بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ درمورد اعتقاد به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود؛علمای شیعه و سنی اتفاق نظر دارند و همگی به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود معتقدیم.هم شیعه و هم اهل سنت".پس امام مهدی ناصر محمد یمانی فتوا داده و می گوید:شما ایمان خود را به ظلم شرک به خداوند،آلوده کرده اید و از طایفه نجات یافتگان نیستید.به راستی که فرقه نجان یافتگان کسانی هستند که با قلبی پاک و عاری از ظلم شرک به درگاه خداوند می آیند؛ آنها در بین طوائف مختلف مذهبی پراکنده اند و هرکس از آنها که با قلبی سلیم وعاری ازظلم شرک به خداوند به پیشگاه او بیاید،از فرقه نجات یافته اند و از عذاب خداوند در امان هستند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    :{الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:82]
    . {آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند! }
    چون خداوند شرک را نمی بخشد و بجز این هرگناهی را که بخواهد ،مورد بخشش قرار می دهد.گواه ان فرموده خداوند تعالی است:
    {إِنَّ اللَّـهَ لَا يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا ﴿ ٤٨﴾}صدق الله العظيم [النساء].
    {خداوند شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس بخواهد می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است.}
    و در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید ؛هرکس از طوائف مختلف مذهبی،با قلبی سلیم و عاری از شرک درپیشگاه خداوند حاضر شود از فرقه نجات یافتگان است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿٨٨﴾ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّـهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿٨٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].
    {در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، (۸۸) مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (۸۹)}
    در زمان دعا کردن؛بین خود و خداوند واسطه ای قرار ندهید که در این صورت به خداوند شرک آورده اید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (18)} صدق الله العظيم [الجن].
    {پس هیچ کس را با خدا نخوانید!}
    ممکن است یکی از علمای مسلمین که نمی داند؛بخواهد سؤال کند:ترا چه می شود ناصر محمد یمانی؛چرا آیه خداوند را می بری و کوتاه می کنی؟ به متن کامل آیه نگاه کن؛ خداوند تنها به مساجد اشاره می کند وگواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا (18)} صدق الله العظيم [الجن]".
    {و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید!} .پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می گوید: آیا خداوند به شما اجازه داده است تا بیرون از مساجد کسی را با او بخوانید؟ براستی که حکم خداوند را درباره اینکه خواندن انبیاء و ائمه همراه خداوند -چه درمساجد و چه خارج آن -شرک است را از محکمات قرآن به حق برایتان استنباط می کنیم؛ یا اینکه خداوند به شما اجازه داده که خارج از مساجد آنها را به دعا بخوانید؟! شاید تک تک علمای شیعه و سنی بدون استثناء وبا زبانی واحد بخواهند بگویند:مگر خداوند نمی فرماید: {لَّا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَـٰنِ عَهْدًا ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [مريم] {آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد.}؟
    لذا انبیاء و اولیاء اجازه دارند درپیشگاه پروردگار و معبود؛ بندگان را شفاعت کنند" پس امام مهدی دربرابرشان به حق حجت آورده ومی گوید: براستی که اجازه شفاعت به دلیل وجود حقیقت اسم اعظم الهی در قلوب کسانی که خداوند به آنان اجازه سخن گفتن بدهد،چراکه می داند آنان سخن صواب خواهند گفت و درپیشگاه خداوند برای احدی شفاعت نخواهند کرد.بلکه آنان با خداوند رحمن عهد بسته اند که تا پروردگارشان راضی نشوند؛ به ملکوت او راضی نخواهند شد.چون می دانند که خداوند بیش از بندگان نسبت به بنده های خود رحیم است،پس رحمت اوست که دربرابر عذابش ؛شفاعت بندگانش را خواهد کرد ،چرا که تمام شفاعت متعلق به خداست و رحمتش در برابر عذابش شفاعت بندگانش را می کند.اما این به خاطر میهمانان مکرمش رخ می دهد،کسانی که خداوند به آنان اجازه سخن گفتن می دهد و آنها نیز سخن صواب بر زبان آورده و می گویند؛پروردگارا ما در حالی که هنوز در زندگی دنیوی هستیم در نزد تو عهد بسته ایم که راضی نشویم تا تو راضی شوی؛چرا که در نظر انان رضوان نفس خداوند از نعیم جنت بزرگ تر است(نعیم اعظم).گواه آن فرموده خداوند تعالی است: :{وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ} صدق الله العظيم [التوبة:72].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن های پاکیزه ای در بهشتهای جاودان و (خشنودی و) رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگتراست؛ و پیروزی بزرگ، همین است}
    و از آنجا که رضوان نفس خداوند محقق نمی شود،مگر آنکه بندگان گمراه خداوند نیز مشمول رحمت او گشته و راضی شود؛ اینجاست که شفاعت درنفس خداوند تحقق یافته و رحمت او در برابر ادامه عذابش برایشان شفاعت خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِي شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَى (26 )} صدق الله العظيم [النجم].
    {وبسیار فرشته در آسمانها هست که شفاعتشان سودمند نیست مگرپس از آنکه خداوند به آن کس که بخواهد اجازه –سخن گفتن- دهد و راضی شود}
    واگر رضوان نفس خداوند تحقق یابد؛ شفاعت محقق شده است چراکه همه شفاعت برای خداوند است و رحمت خداوند در نفسش ،شفاعت از عذابش را خواهد کرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا ۖ لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44)} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازگردانده می شوید}
    وای بندگان خداوند، قدر خداوند را آنگونه که شایسته اوست بشناسید و بدانید این خداوند است که ارحم الراحمین است.چگونه از بنده ای مانند خودتان که رحمتش کمتر از رحمت پروردگارتان است؛ امید شفاعت دارید و وعده خداوند حق است و او ارحم الراحمین است!آيا مي دانيد که به خاطر صفت رحمتی که درنفس پروردگارتعالی است ؛ او در ایات محکم کتابش از حال خود به شما خبر می دهد.براستی که او بخاطر تمام امت هایی که گمره شده اند و بعد از تکذیب رسولان شان؛ توسط خداوند به هلاکت رسیده اند در نفس خود حزین و متحسر است و این تحسر و حزن درنفس خداوند،بعد از آن است که می بیند آنها به خاطر کوتاهی هایی که درپیشگاه پروردگارشان کرده اند پشیمانند و هریک از آنان می گویند:
    {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
    {اى حسرتا بر من كه در كار خدا كوتاهى كردم، و از مسخره‌كنندگان بودم.}.
    بعد از این است که خداوند درنفس خود بربندگانش حسرت می خورد چراکه او ارحم الراحمین است. اگر مادری ببیند فرزندش که هزار سال عصیان او را کرده است در آتش فریاد کشیده و به خاطر کوتاهی که درنزد مادرش کرده پشیمان و متحسر است،تصور کنید این مادر چقدر در نفس خود برای فرزندش متحسر است! اگر حال او چنین است،پس حال خداوند ارحم الراحمین چگونه است؟ اما آنها از رحمت او مأیوسند! خداوند در ایات محکم کتابش از حال خود به شما خبر داده و می گوید که به خاطر بندگانی که عذاب می شوند واز کوتاهی های خود در نزد پروردگارشان نادم اند؛ متحسر و حزین است ولی آنها از رحمت پروردگارشان مأیوسند.خداوند تعالی می فرماید
    : {إنْ كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ (31) وَإِنْ كُلٌّ لَمَّا جَمِيعٌ لَدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)} صدق الله العظيم [يس].
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹)حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان باز نمی گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می شوند! (۳۲)}.
    اما خداوند آنها را مورد رحمت خود قرار نمی دهد؛ چون از رحمت او ناامیداند و از او طلب رحمت نمی کنند،یعنی با ناامیدی از رحمت خداوند بیشتر به خود ظلم می نمایند و از رحمت خداوند مأیوسند.خداوند تعالی می فرماید:
    {إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿٧٤﴾ لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ ﴿٧٥﴾ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَـٰكِن كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ﴿٧٦﴾} صدق الله العظيم [الزخرف].
    {مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه می‌مانند. (۷۴) هرگز عذاب آنان تخفیف نمی‌یابد، و در آنجا از همه چیز مأیوسند. (۷۵) ما به آنها ستم نکردیم، آنان خود ستمکار بودند! (۷۶)}
    ای علمای شیعه و سنی و تمام مذاهب و فرقه های یمن؛ بشتابید به سوی دعوت به پذیرش حکمیت قرآن عظیم تا هم خودتان را نجات دهید وهم امتتان را نجات دهید و هم یمن سعيد را که آن را به بدبختي كشانده ايد . از خدا بترسید و به خداوند و خلیفه اش پاسخ دهید که شما را به سوی چیزی فرا می خوانند که قلب تان را زنده کرده و نورتان را کامل می کند تا به نعمت خداوند برادر شوید و این بیان را برای اجرای فرمان خداوند به شما اختصاص دادیم که می فرماید:
    {وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ
    } صدق الله العظيم [الشعراء:214]
    {و خاندان وخویشاوندت را هشدار ده‌}
    براستی که دعوت مهدی منتظر؛دعوتی عام برای تمام مردم در تمام نقاط دور ونزدیک است.ما مردم را عذاب خداوند برحذر می داریم؛ عذابی که نام سیاره دهم را بر آن نهاده اید؛ سیاره سقر که در دوران های مختلف به سوی بشر می آید(اللواحة للبشر).والله والله والله که سیاره عذاب از کنار زمین بشر عبور خواهد کرد و از سمت جنوب خود را به زمينيان نشان خواهد داد و سنگ های آتشین را بر آن می باراند؛ ای کسانی که از بیان حق ذکر روگردانید؛ چه راه گریزی دارید؟ علی عبدالله صالح ؛ ای جماعت الحوثی ها از خدا بترسید و رهبری را به امام مهدی ناصر محمد یمانی تسلیم کنید واگر خودداری کنی؛ والله والله والله که خداوند تمام درهای نجات را به رویت خواهد بست،مگر در امام مهدی ناصر محمد یمانی ...و آینده این را نشان خواهد داد. این را به عنوان چالشی از سوی امام مهدی ناصر محمد یمانی به حساب بیاورکه به حق بیان می شود و به اذن خداوند خواهی دید که پروردگار امر خود را به انجام خواهد رساند ولی اکثر مردم نمی دانند.منظور این نیست که من بخاطر قدرت با شما وارد جنگ خواهم شد؛پناه برخدا که از جاهلان باشم.به خداوند بزرگ که استخوان های پوسیده و پراکنده را زنده می کند قسم، تمام ملکوت دنیا دربرابر مثقالی از رضوان پروردگارم اهمیتی ندارد.من از کرسی خلافت بیزارم و این هم و غم بزرگی در قلب من است؛ از کسانی تعجب می کنم که ارزوی رسیدن به کرسی قدرت را دارند!آیا به این فکر نمی کنید که دربرابر خداوند بخاطر امت هایشان مسؤلند؟آیا بهتر نیست مرد تنها درمورد خود و فرزندانش مورد سؤال واقع شود؟ يا می خواهد در پیشگاه پروردگارش برای تمام امت مورد بازخواست قرار گیرد؟ روزی که هرکس درپیشگاه خداوند واحد قهار حاضر می شود تا درمورد زیر دستانش مورد محاسبه قرار گیرد که ایا حاکم عادلی بوده است،در چه وضعی خواهید بود؟ از خدا نمی ترسید؟
    اللهم قد بلغت اللهم فاشهد، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    انصار پیشگام برگزیده درعصر گفتگو قبل از ظهور؛این بیان را به اطلاع تمامی احزاب درجمهوری یمن و در رأس آنها زعیم علی عبدالله صالح و عبدالملک الحوثی ؛قبل از اینکه به جنگ بایکدیگر برخیزند؛برسانید..



المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 01-11-2015, 09:12 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 29-10-2015, 06:22 PM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 04-04-2015, 11:01 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •