النتائج 1 إلى 4 من 4

الموضوع: معجزه امام مهدی در بیان اسرار مخفی قرآن وبیان تفصیلی درباره ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. معجزه امام مهدی در بیان اسرار مخفی قرآن وبیان تفصیلی درباره ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر..

    مصدر المشاركة
    -1-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 02 - 1436 هـ
    11 - 12 - 2014 مـ

    1393-09-20ه.ش.
    06:39 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    معجزه امام مهدی در بیان اسرار مخفی قرآن وبیان تفصیلی درباره ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من الجنّ والإنس من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله، يا أيها الذين آمنوا صلّوا عليهم وسلّموا تسليماً لا نفرّق بين أحدٍ من رسله، وقولوا سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير، أمّا بعد..
    از امام مهدی به تمام علمای مسلمین و امتشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، وأشهد أنّ لا إله إلا الله وأشهد أنّ محمد رسول الله وأشهد أنّ امام مهدی منتظر یاری دهنده به محمد است(ناصر محمد) چرا که آخرین نبی و رسول خداوند، محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، است.براستی که خداوند امام مهدی منتظر را برمی انگیزد تا یاری دهنده محمد(ناصر محمد) باشد و موضوعات دینی که در آن دچار اختلاف شده اید را برایتان روشن سازد و با حکم حق ؛ از آیات محکم قرآن عظیم؛ سخن نهایی و فصل الخطاب را بیاورد تا بدین ترتیب شما را به مسیر اولیه نبوت ؛ کتاب خداوند و سنت حق بیان نبوی بازگرداند؛ همان که بر خاتم انبیاء و مرسلین محمد صلّى الله عليه وآله وسلّم،نازل شده بود.
    ای عجب از شما اهل سنت و شیعیان، شما می دانید مقصود از حدیث حق نبوی که به نام محمد اشاره می کند چیست؛ شما می دانید مقصود "همراهی" است و نه مطابقت نام محمد با نام امام مهدی!و این امام مهدی است که برای یاری محمد(ناصرمحمد) آمده است و شما می دانید که "تواطؤ" به معنای همراهی است؛ یعنی نام محمد همراه نام امام مهدی است: ناصر محمد؛ به همین دلیل نیز نبی عليه الصلاة والسلام در فرموده خود به شما فتوا داده است که : [يواطئ اسمه اسمي نام او نام مرا همراهی می کند]،به این معنی که نام محمد همراه اسم امام مهدی ناصر محمد است ؛ چون محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم خاتم الأنبیاء و مرسلین است. خداوند امام مهدی را برای یاری (ناصر) به محمد رسول الله برمی انگیزد و او از آنچه که بر محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم نازل شده است برایتان حجت می آورد یعنی قرآن عظیم که بصیرتی برای محمد رسول الله و همه کسانی است که تا فرا رسیدن روز قیامت(یوم الدین) از او پیروی می کنند . ما نه با وحی جدید؛ بلکه با بیان حق قرآن مجید، آنچه را که نمی دانید به شما می آموزیم و با آن قرآن به هرکس که از قیامت می ترسد اندرز می دهیم.
    ای علمای مسلمین؛ امام مهدی در ابتدای امر از فتوای شما درمورد نبی الله ابراهیم بن آزر و فرستاده شدن او به سوی پادشاهی به نام نمرود بن کنعان پیروی کرد ولی دریافت که شما اشتباه می کنید.همچنین امام مهدی از فتوای شما درباره نبی الله عزیر علیه الصلاة و السلام مبنی بر اینکه او دوبار زندگی کرده است پیروی می کرد؛ سپس دریافت که شما اشتباه کرده اید؛ اما من بعد اینکه ازفتاوی شما پیروی کردم ؛ متوجه خطایتان شدم. امام مهدی ناصر محمد یمانی چندین سال؛ با وجود اینکه خطای علمای مسلمین در این دو مورد را کشف کرده بود؛ از آن پیروی می کرد.اما علت این پیروی اولیه برای آن بود که انصار را به فتنه نیندازم تا زمان بیان آن فرا رسد. تا تعداد آنها زیاد شده و از حقیقت نعیم اعظم آگاه شوند و دانش شان درباره آن افزایش یابد؛ سپس بیان مفصلی برای نفی فتوای علمای مسلمین درباره نمرود بن کنعان بیاورم و فتوای حق را در زمان مقدر شده در کتاب مسطور؛ جایگزین آن نمایم. حال با بیان حق قرآن عظیم، اسرار پنهانی از قرآن عظیم را به تفصیل توضیح می دهیم که قبل از مهدی منتظر وتاکنون احدی از علمای مسلمین سخنی از آن نگفته اند.این اعلام مبارزه طلبی علنی است و با بیان حق از قرآن عظیم برتری خود برهمه شما را با آوردن دلایل قرآنی ثابت می کنیم وبا برهان های قاطع وعلمی از قرآن عظیم ؛ قرآن را با قرآن روشن می کنیم
    با آنکه من متوجه فتوای اشتباه شما شدم- البته بعد از آنکه درباره این دو مسئله از فتاوی شما پیروی کرده بودم- اما چند سال صبر نمودم تا برخی از انصار گرفتار فتنه نشوند و تعداد انصار زیاد شده و از حقیقت نعیم اعظم آگاه شوند .و بعد از آنکه مطمئن شدم دچار فتنه نمی شوند؛ تعدیل و تبدیل حق حکم را آوردم؛ چون برخی از آنها تصور خواهند کرد این امام ناصر محمد یمانی بوده است که فتوا داده ابراهیم بن آزر به سوی پادشاهی به نام نمرود بن کنعان فرستاده شده است؛ ولی تمام علمای مسلمین می دانند این فتوای آنان است نه فتوای امام ناصر محمد یمانی؛ از این روز به بعد ؛ تا مسئله ای را بر آیات محکم قرآن عرضه نکرده باشم ؛ از هیچ یک از احکام شما پیروی نکرده و نمی کنم
    ای علمای مسلمین و امتشان؛ بیایید تا تدبر حق در کتاب خداوند قرآن عظیم را به شما بیاموزیم.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29].
    { این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!}
    اما چگونه از اسرار پنهان قرآن عظیم آگاه شوید ؛برای مثال زمانی که ببینید بین دو آیه نفی و اثبات وجود دارد.برای مثال:
    {يس ﴿١﴾ وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ ﴿٢﴾ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿٣﴾ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿٤﴾ تَنزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿٥﴾ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [يس].
    {یس. (۱) سوگند به قرآن حکیم. (۲) که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی، (۳) بر راهی راست (قرار داری)؛ (۴) این قرآنی است که از سوی خداوند عزیز و رحیم نازل شده است‌ (۵) تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند! (۶)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کنید: {لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أُنذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم
    تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند
    ،
    در حالی که در آیه ای دیگر خداوند به شما آموخته است که برای پدرانشان؛ نبی و انذار کننده فرستاده است:

    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ (68) أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69) أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ (70)}
    صدق الله العظيم [المؤمنون]،
    { آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (۶۸) يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟ (۶۹) يا مى‌گويند كه ديوانه است؟ نه، پيامبرشان با دين حق بر آنها مبعوث شد، ولى بيشترينشان از حق كراهت دارند. (۷۰)}
    پس در می یابید خداوند در میان امت پدران پیشینشان از ذریه اسماعیل نبی فرستاده که است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ (68) أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69)} صدق الله العظيم.
    { آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (۶۸) يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟ (۶۹)}
    اما بیان حق این فرموده خداوند تعالی : {أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69)} صدق الله العظيم
    يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند

    یعنی: آیا قریش رسول خود را نشناخته اند وانکار می کنند که او یکی ازخود آنهاست ؛ همچنان که پدران و اقوام پیشینشان؛ نبی خداوند را که یکی از خود آنان بود و به سویشان فرستاده شده بود؛ انکار کردند.اما آنها- پیشینیان- خودی بودن او را انکار کردند؛ چون پیش از آن اصلا وی را نمی شناختند؛ چرا که او صد سال قبل از مکه عازم شام شده بود و از کنار قریه ای می گذشت که باران شرّ و بلا بر آن باریده شده بود؛ این یکی ازآبادی های قوم لوط بود که قریش صبح و شب از کنار آن می گذشتند چون در مسیر بین شام و مکه قرار داشت و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ (133) إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (134) إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ (135) ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (136) وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ (137) وَبِاللَّيْلِ ۗ أَفَلَا تَعْقِلُونَ (138)} صدق الله العظيم [الصافات].
    {و لوط از رسولان است! (۱۳۳) زمانی را که او و خاندانش را همگی نجات دادیم، (۱۳۴) مگر پیرزنی که از بازماندگان بود (و به سرنوشت آنان گرفتار شد)! (۱۳۵) سپس بقیه را نابود کردیم! (۱۳۶) و شما پیوسته صبحگاهان از کنار (ویرانه‌های شهرهای) آنها می‌گذرید... (۱۳۷) و (همچنین) شبانگاه؛ آیا نمی‌اندیشید؟! (۱۳۸)}
    و گواهی از فرموده خداوند تعالی: {وَلَقَدْ أَتَوْا۟ عَلَى ٱلْقَرْيَةِ ٱلَّتِىٓ أُمْطِرَتْ مَطَرَ ٱلسَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا۟ يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا۟ لَا يَرْجُونَ نُشُورًۭا} صدق الله العظيم [الفرقان:40].
    {و بر قريه‌اى كه بر آن باران شرّو بلا باريده بوديم گذر مى‌كردند. آيا آن را نمى‌ديدند؟ آرى، به قيامت اميد نداشتند.}
    اهالی مکه نیز حین مسافرت بین مکه و شام از کنار این آبادی می گذشتند.آن مرد از اهالی مکه که به شام می رفت؛ از کنار این آبادی گذشت و خداوند تعالی می فرماید:
    {أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:259].
    {یا همانند کسی که از کنار یک آبادی عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن، به روی سقفها فرو ریخته بود، گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‌کند؟!» خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چه‌قدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خود هیچ‌گونه تغییر نیافته است! ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده) برای اینکه تو را نشانه‌ای برای مردم قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‌دهیم، و گوشت بر آن می‌پوشانیم!» هنگامی که بر او آشکار شد، گفت: «می‌دانم خدا بر هر کاری توانا است».}
    و خداوند او را بعد از گذشت صد سال از زمان خروج وی از مکه ؛ برانگیخت و زنده کرد و بعد از او اوضاع تغییر کرده بود؛ حکومت پادشاه قوم "تبع حمیری یمانی"بر جزیرة العرب حکمفرما شده بود .خداوند ابتدا نبی خود ابراهیم بن اسماعیل را به سوی قوم خودش یعنی اهالی مکه فرستاد؛ ابراهیم بن اسماعیل به آنان گفت که از اهالی مکه و از خود آنان است؛ اما از آنجا که مردم از قبل او را نمی شناختند؛ انکار کردند وبرای همین خداوند تعالی ( به قریش هم عصرمحمد رسول الله )می فرماید:
    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ (68) أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69)} صدق الله العظيم. [المؤمنون].
    { آيا در اين سخن نمى‌انديشند يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (۶۸) يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟ (۶۹)}
    پدرانشان ؛ نبی مبعوث خداوند را که از قوم خودشان بود؛ انکار کرده بودند؛ چرا که خداوند او را به مدت صدسال میرانده بود و بعد از برانگیخته شدنش، کسی از اهالی مکه او را نمی شناخت . لذا می بینید که خداوند کفار قریش را توبیخ می کند که مانند گروهی از پدرانشان که کافر بودند؛ عمل نکنند.برای همین هم خداوند تعالی می فرماید: {أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ (68) أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69)} صدق الله العظيم. { يا براى آنها چيزى نازل شده كه براى نياكانشان نازل نشده بود؟ (۶۸) يا آنكه پيامبرشان را نشناخته‌اند كه انكارش مى‌كنند؟ (۶۹)} در حالیکه وضعیت کافران قریش مانند پدرانشان نبود که نبی خود را نشناختند و لذا وی را انکار کردند؛ بلکه آنان رسول خداوند را می شناختند چون قبل از برانگیخته شدن -به رسالت-سال ها در میانشان زندگی کرده بود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قُل لَّوْ شَاء اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ} صدق الله العظيم [يونس:16].
    {بگو: «اگر خدا می‌خواست، من این آیات را بر شما نمی‌خواندم؛ و خداوند از آن آگاهتان نمی‌کرد؛ چه اینکه مدّتها پیش از این، در میان شما زندگی نمودم؛ آیا نمی‌فهمید؟!»}

    در حالی که نبی که در میان پدرانشان برانگیخته شده بود را نشناخته و انکارش کردند؛ چون هیچ کس او را نمی شناخت و به اراده خداوند صد سال مرده بود و سپس برانگیخته شده وخداوند او را "ذوالقرنین" نامید یعنی کسی که دوبار به او عمرداده شده است چون او در دو دوره زمانی (متفاوت )زندگی کرد و اینکه مقصود از "قرون" نسل (امت ) وحیات مردم است را از خلال این فرموده خداوند تعالی درمی یابید:
    {أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَىٰ (128)} صدق الله العظيم [طه].
    {یا برای هدایت آنان کافی نیست که بسیاری از نسلهای پیشین را هلاک نمودیم، و اینها در مسکنهای (ویران شده) آنان راه می‌روند! مسلّماً در این امر، نشانه‌های روشنی برای خردمندان است.}
    مقصود این است که چقدرامت هایی که نسل هایی از ایشان هلاک شده اند.از اینجاست که درمی یابید علت دادن نام ذی القرنین به نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل چیست؛ یعنی کسی که دوبار زندگی کرده است چون یکبار به دنیا آمده و عمر کرده سپس خداوند او را میرانده و بعد از صد سال او را زنده کرده است. این نبی عرب ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم پدر سوم اعراب است و برای همین در کتاب به اعراب " آل ابراهیم" گفته می شود و گروهی از بنی اسراییل بن اسحاق به آل ابراهیم که فرزند اسماعیل و عرب بودند حسادت می کردند. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا (51) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ ۖ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا (52)أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا (53) أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۖ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا (54)فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ۚ وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا (55)} صدق الله العظيم [النساء].
    { آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنان داده شده، به «جبت» و «طاغوت» ایمان می‌آورند، و درباره کافران می‌گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت یافته‌ترند»؟! (۵۱)آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است؛ و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت. (۵۲) آیا آنها سهمی در ملک دارند در حالی که اگر چنین بود، و کمترین حق را به مردم نمی‌دادند. (۵۳) یا اینکه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم، (کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها قرار دادیم. (۵۴) ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند؛ و جمعی راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، برای آنها کافی است! (۵۵)}
    در زمان پادشاه قوم "تبّع" ؛خداوند ملک روی زمین را به فرزندان آل ابراهیم عطا نموده بود وآن پادشاهی که از جانب خداوند حکومت به وی عطا شده بود ( تبّع ) درباره پروردگار با ابراهیم مجادله می کرد؛ نبی خداوند ابراهیم(بن اسماعیل) گفت خداوند او را بعد از مرگ حیاتی دوباره بخشیده است و این خداوند است که زنده می کند و می میراند . شاه تبّع یمانی گفت:" منم که حیات بخشیده یا می میرانم".دو نفر را احضار کرد و گفت:" این یکی خواهد مرد و دیگری را رها می کنم تا زنده بماند" اما مقصود نبی خداوند ابراهیم(بن اسماعیل) این نبود و از طرفی از ترس اینکه جدال او با شاه بر سر این امر باعث به قتل رسیدن یکی از دو زندانی شود که شاه احضار کرده بود؛ خواست با نشانه های دیگر در برابرش حجت آورد . و خداوند تعالی می فرماید:

    {قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنْ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنْ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ} صدق الله العظيم [البقرة:258].
    {ابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور!» آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد.}
    تا اینکه گروهی از مؤمنان از ابراهیم (بن اسماعیل) پیروی کردند و شاه تبّع یمانی؛ خندق بزرگی کند و دستور داد آن را پر از آتش نمایند و هرکس را که از دین ابراهیم باز نگردد در آن بیندازند. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُ‌وجِ ﴿١﴾ وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ ﴿٢﴾ وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ ﴿٣﴾ قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ﴿٤﴾ النَّارِ‌ ذَاتِ الْوَقُودِ ﴿٥﴾ إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ ﴿٦﴾ وَهُمْ عَلَىٰ مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ ﴿٧﴾ وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّـهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ﴿٨﴾ الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ ۚ وَاللَّـهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿٩﴾} صدق الله العظيم [البروج].
    {سوگند به آسمان آکنده از برج، (۱) و سوگند به روز موعود، (۲) و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! (۳) مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال (آتش)، (۴) آتشی عظیم و شعله‌ور! (۵) هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، (۶) و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند تماشا می‌کردند! (۷) آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛ (۸) همان کسی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست و خداوند بر همه چیز گواه است! (۹) }
    پس خداوند باران بسیار شدیدی فرو فرستاد که آتش را خاموش ساخت و پادشاه تبع و سپاهیانش-که هزاران نفر بودند- ناچار شدند به خانه هایشان بگریزند تا از شدت باران کاسته شود. آنگاه بود که خداوند پایه های خانه را خراب و سقف را بر سرشان فرود آورد : "أصحاب البروج المشيدة "یعنی ساکنان برج های استوار . گروهی دیگر که در خانه های یک طبقه زندگی می کردند توانستند به محض شروع زلزله از خانه بگریزند؛ خداوند در حین بارندگی؛ صاعقه بر سر این گروه فرود آورد و همگی را هلاک نمود؛ سپس بعد از مرگ آنها را برانگیخت .این سپاهیان تبع که خداوند با صاعقه آنها را نابود کرد ؛ هزاران نفر بودند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:243].
    {آیا ندیدی آنهایی را که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند که هزارها تن بودند، خدا فرمود که تمام بمیرید (همه مردند) سپس آنها را زنده کرد، زیرا خدا را در حق بندگان فضل و کرم بسیار است، و لیکن بیشتر مردم سپاسگزار نیستند..}
    سؤالی که مطرح می شود این است که: چرا هزاران نفر از ترس مرگ از خانه هایشان گریختند؟ جواب این است که آنها زمین لرزه را احساس کرده و از خانه هایشان گریختند تا سقف بر سرشان فرو نیاید و بمیرند. سقف بر سر عده ای فرو ریخت و عده ای دیگر توانستند بگریزند . خداوند این گروه را با فرود آوردن صاعقه در حین بارندگی هلاک نمود؛ سپس این هزاران نفر سپاهیان تبع را بعد از مرگ، زنده کرد و آنها را سربازان نبی الله ابراهیم بن اسماعیل قرار داد؛ چون ابراهیم(بن اسماعیل)برای پروردگارش حجت آورد و گفت:"پروردگارا؛ تو آنها را هلاک نمودی و بنده و عبد تو بر علیه آنها دعایی نکرد".سپس خداوند آنها را برانگیخت چون علت هلاکت آنان دعای مؤمنان قوم بود که از نبی الله ابراهیم(بن اسماعیل) پیروی کرده بودند. او همان پیامبری است که خداوند اورا در بین امت عرب وسط (امت وسط ) پیشین که قبل از قریش زندگی می کردند؛ برانگیخت و خداوند آن امت را با زلزله و صاعقه هلاک نمود. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لَا يَشْعُرُونَ (26)} صدق الله العظيم [النحل].
    { آنانی که پیش از اینان بودند نیز مکرها اندیشیدند لیکن خدا بنای آنها را از پایه ویران کرد و سقف بر سرشان فرو ریخت و عذاب خدا از جایی که نمی‌فهمیدند آنها را فرا رسید}
    کسانی که قبل از آنان (قبل از قریش ) با نزول صاعقه و زلزله از سوی خداوند به هلاکت رسیده اند" چه کسانی هستند؟ آنها قوم تبّع یمانی بودند کسانی که زمین را بیش از امت وسط(امت وسط دنیا از نظر مکانی ) معاصر نبی الله محمد صلی الله علیه و آله و سلم؛ آباد کردند و خداوند بخاطر تکذیب کردن ابراهیم بن اسماعیل ؛ آنان را هلاک نمود.خداوند تعالی می فرماید:
    {أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَأَثَارُوا الْأَرْضَ وَعَمَرُوهَا أَكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَجَاءَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ ۖ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَٰكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (9)} صدق الله العظيم [الروم].
    {آیا در زمین گردش نکردند تا ببینند عاقبت کسانی که قبل از آنان بودند چگونه بود؟! آنها نیرومندتر از اینان بودند، و زمین را بیش از اینان دگرگون ساختند و آباد کردند، و پیامبرانشان با دلایل روشن به سراغشان آمدند ؛ خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، آنها به خودشان ستم می‌کردند!}
    سؤالی که مطرح می شود این است: این کسانی که قویتر بوده و بیش از امت وسط عرب؛ جزیرة العرب را آبادان کردند چه کسانی هستند؟ جواب را در آیات محکم کتاب و در این فرموده خداوند تعالی می یابید که:
    {إِنَّ هَٰؤُلَاءِ لَيَقُولُونَ (34) إِنْ هِيَ إِلَّا مَوْتَتُنَا الْأُولَىٰ وَمَا نَحْنُ بِمُنشَرِينَ (35) فَأْتُوا بِآبَائِنَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (36) أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّعٍ وَالَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ ۚ أَهْلَكْنَاهُمْ ۖ إِنَّهُمْ كَانُوا مُجْرِمِينَ (37)} صدق الله العظيم [الدخان].
    {اینها می‌گویند: (۳۴) «مرگ ما جز همان مرگ اول نیست و هرگز برانگیخته نخواهیم شد! (۳۵) اگر راست می‌گویید پدران ما را بیاورید (۳۶) آیا آنان بهترند یا قوم «تبّع» و کسانی که پیش از آنها بودند؟! ما آنان را هلاک کردیم، چرا که مجرم بودند! (۳۷)}
    به هر حال؛ خداوند به آل ابراهیم حکومت تبّع را عنایت کرد که در روی زمین بود و سپس ملک عظیمی که در باطن زمین بود را نیز به آنان عطا نمود. این همان ملک عظیمی است که خداوند به ذوالقرنین نبی الله ابراهیم بن اسماعیل عطا نمود و همین ملک ابراهیم است که خداوند در جنت بابل به امام مهدی عنایت خواهد کرد و این
    بخشی از ملک در حیات دنیوی است.مردم در زمان برانگیخته شدن خاتم الأنبیاء ومرسلین محمد صلی الله علیه و آله و سلم، تنها دنیایی که در ظاهر و سطح زمین بود را می شناختند واز وجود حیات دنیوی دیگر (در درون زمین ) غافل بودند. لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْـحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ} صدق الله العظيم [الروم:7].
    { آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند، و از دیگری غافلند!}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کنید: { مِّنَ الْـحَيَاةِ الدُّنْيَا }یعنی جزئی از حیات دنیا وجود دارد که آنها از آن آگاه نیستند.برای همین خداوند تعالی می فرماید: { مِّنَ الْـحَيَاةِ الدُّنْيَا }چون در دنیا دو حیات وجود دارد؛ یکی در سطح زمین و دیگری در باطن آن. لذا خداوند تعالی می فرماید: {يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِّنَ الْـحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ} صدق الله العظيم . حیات باطنی؛ زندگی است که در باطن زمین و زیر سطح آن در جریان است.در باطن زمین ملک بسیار بزرگی وجود دارد.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَىٰ (6)} صدق الله العظيم [طه].
    {از آن اوست آنچه در آسمانها، و آنچه در زمین، و آنچه میان آن دو، و آنچه در زیر آن پنهان است!}
    خداوند در زمان نبی الله ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل ؛ ملک بزرگی (ملک قوم تبّع ) به آل ابراهیم عطا نمود همچنین خداوند ملکی به آنان عطا فرمود که هیچ کس از ذریه ابراهیم که درامت وسط (از نظر مکانی ) و در عهد محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم زندگی می کردند؛ پایشان به آنجا نرسیده است.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {وَرَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنَالُوا خَيْرًا ۚ وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتَالَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزًا (25) وَأَنزَلَ الَّذِينَ ظَاهَرُوهُم مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن صَيَاصِيهِمْ وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا (26) وَأَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُمْ وَدِيَارَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ وَأَرْضًا لَّمْ تَطَئُوهَا ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرًا (27)} صدق الله العظيم [الأحزاب].
    {خدا کافران را با دلی پر از خشم بازگرداند بی‌آنکه نتیجه‌ای از کار خود گرفته باشند؛ و خداوند مؤمنان را از جنگ بی‌نیاز ساخت و خدا قوّی و شکست‌ناپذیر است! (۲۵) و خداوند گروهی از اهل کتاب را که از آنان حمایت کردند از قلعه‌های محکمشان پایین کشید و در دلهایشان رعب افکند؛ گروهی را به قتل می‌رساندید و گروهی را اسیر می‌کردید! (۲۶) و زمینها و خانه‌ها و اموالشان را در اختیار شما گذاشت، و زمینی را که هرگز در آن گام ننهاده بودید؛ و خداوند بر هر چیز تواناست! (۲۷)}
    سؤالی که مطرح می شود این است که : منظور از زمینی که به آل ابراهیم عرب عنایت شده ولی پای امت میانی(وسط ) از آل ابراهیم به آن نرسیده است؛ کدام است؟ پاسخ این است که: این زمینی است که به امت های پیشین
    آل ابراهیم عرب عطا شده بود؛ خداوند نیمی از جنت بابل را به آنها داد که در باطن زمین است . پدرشان ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل سدی بنا نهاد و آل ابراهیم و انسان های دیگری که با آنها هم سفر بودند به جنوب آن سد نقل مکان نمودند. قبائلی از جنیان که ساکن آنجا بودند؛ پادشاهی آل ابراهیم را پذیرفتند چراکه ذوالقرنین با بنا کردن سدی بزرگ، ساکنان منطقه را از فساد یأجوج و مأجوج نجات داده بود. آل ابراهیم زبان و لغت عربی فصیح را به قبائل جنیان آموختند و برای همین زمانی که خداوند گروهی از جنیان را به سوی شنیدن قرآن فرستاد؛ کلام قرآن عظیم را درک نمودند چون زبانشان همان زبان قرآن عظیم بود.پادشاهان عرب از آل ابراهیم؛ زبان عربی را به جنیان آموخته و این زبان نسل اندر نسل؛ زبان رسمی امت هایی شد که درجنوب سد ذوالقرنین زندگی می کردند.
    در آنجا امتهائی از انس نیز وجود دارد از آن جمله ذریة عرب آل ابراهیم . بعد از آنکه ذوالقرنین عمر دوم خود را گذراند و از دنیا رفت، دین آن امت ها، نسل ان‌در نسل و به تدریج رو به اضمحلال رفت تا اینکه نوبت برانگیخته شدن محمد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم رسید و در آن زمان کسی نبود که به برانگیخته شدن بعد از مرگ ایمان داشته باشد.برای همین جنیان گفتند: {وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا} صدق الله العظيم [الجن:7].{ همچنان كه شما مى‌پنداشتيد آنها هم مى‌پنداشتند كه خدا هيچ كس را دوباره زنده نمى‌سازد.}آنها ازعقیده گروهی ازانسان ها که با آنها زندگی می کردند به شما خبر می دهند.آنها که همراه با جنیان در زمین آنان زندگی کرده و مانند شما انسان هایی که در سطح زمین زندگی می کنید؛ تصور می کردند که خداوند کسی را بعد از مرگ بر نمی انگیزد اما گروهی از جنیان پیام قرآن عظیم را به آنها رسانده و ابلاغ کردند.آنها نیز آن را دریافته و آموختند و به نسل های بعدی انتقال دادند.
    به هر حال؛ کسی نیست که درباره پدر سوم اعراب؛ ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر با من مجادله کند و با دلایل علمی قاطعانه شکست نخورد. این ذوالقرنین است که بعد از گذشتن سیاره عذاب و به هلاکت رسیدن اهالی آبادی لوط و ابراهیم (جد ) علیهم الصلاة و السلام ؛ به زمین بابل سفر نمود. عبور سیاره عذاب باعث ذوب شدن آب دریاهای اطراف زمین(قطب ها) شد و تا صدها سال چنین بود.با عبور سیاره عذاب سرعت حرکت زمین کم شد و همین کاهش سرعت باعث شد که در عرض صدها سال بعد؛ قطب ها منجمد شوند.
    به هرحال به تمام شما علمای امت فرموده خداوند تعالی را یادآور می شوم که:
    {أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ مِن ذُرِّيَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم [مريم:58].
    { آنها پیامبرانی بودند که خداوند مشمول نعمتشان قرار داده بود، از فرزندان آدم، و از کسانی که با نوح بر کشتی سوار کردیم، و از دودمان ابراهیم و اسراییل}
    سؤالی که مطرح می شود این است که مقصود خداوند ازاین فرموده چیست: {وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم؟ و پاسخ حق این است: منظور از "ذریة ابراهیم" آل ابراهیم بن اسماعیل است و "ذریة اسراییل" فرزندان اسراییل (یعقوب ) هستند. شاید یکی ازآنان که بدون آگاهی از چیزی که نمی دانند سخن می گویند بخواهد بگوید:" خیر مقصود فرزندان ابراهیم بن آزر" است. در پاسخ او به حق می گوییم: مگر اسراییل از فرزندان ابراهیم بن آزر نیست .پس چگونه تصور می کنی منظور جدّ اول یعنی ابراهیم بن آزر است؟ آیا اسراییل از ذریه او نیستند؟ اما خداوند تعالی می فرماید: {وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم، و مقصود خداوند فرزندان ابراهیم بن اسماعیل و فرزندان اسراییل بن اسحاق می باشد و شما می دانید که اسراییل همان یعقوب است.
    خداوند را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که من امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ تمام علمای مسلمین در مشارق و مغارب زمین را به مبارزه می طلبم تا درباره حقیقت نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر با ما به مجادله برخیزند ؛ و عالمی نیست که چنین کند واز آیات محکم ذکر برایش حجت اقامه نکنم. امام مهدی از امروز از هیچ یک از امیال شما پیروی نخواهد کرد و به هیچ یک از فتاوی شما اعتماد نمی کند؛ چون من به فتوای شما که می گفتید این عزیر بوده است که خداوند او را میرانده و بعد از صد سال زنده کرده است؛ اطمینان کردم.هیهات هیهات؛ بلکه غلط بودن فتوایتان را کشف نمودم. ولی چون این بعد از آن بود که از فتوای شما پیروی کرده بودم؛ می ترسیدم برخی از انصار گرفتار فتنه شوند چون عده ای از آنان می گفتند:" مگر امام مهدی ناصر محمد پیش از این فتوا نداده بود عزیر است که خداوند او را میرانده و بعد از صد سال دوباره برانگیخته است؟"امام مهدی ناصر محمد یمانی درپاسخ چنین کسانی می گوید: از تو می خواهم که بیانی را بیاوری که من در آن چنین فتوایی داده باشم. بلکه این فتوایی است که من شما و علمای امت‌تان را بر آن یافتم و این اعتقاد شما و علمایتان است که آن کسی که خداوند او را میراند و بعد از صد سال زنده نمود؛ نبی الله عزیر است. اما اعتراف می کنم که من درمورد مرگ و برانگیخته شدن عزیر علیه الصلاة و السلام ازعقیده شما پیروی کرده بودم. البته من انکار نمی کنم که عزیر نبی خداوند در میان بنی اسراییل بوده است ولی اینکه خداوند عزیر را میرانده و بعد ازصد سال برانگیخته؛ باشد رد می کنم. این فرد نبی بنی اسراییل عزیرعلیه الصلاة و السلام نیست بلکه نبی عرب ابراهیم بن اسماعیل ذوالقرنین است که دو بار در این جهان زندگی کرده است.
    خدا را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که من با بیان حق قرآن عظیم؛ همه را به چالش می شکم و هریک از علمای امت که فتوای من درمورد نبی عرب خداوند یعنی ابراهیم بن اسماعیل که علما درباره وی چیزی نمی دانند را باطل می داند ؛ شجاعت به خرج دهد وبا عکس و نام واقعی خود قدم پیش بگذارد. ما با کسی که شهامت نداشته باشد که عکس و نام واقعی خود را بگذارد تا درباره نبی الله ابراهیم بن اسماعیل گفتگو کنیم؛ کاری نداشته و وزنی برایش قائل نیستیم.
    ای انصار پیشگام و برگزیده عزیزم؛ این بیان را با هر وسیله و امکانی در پایگاه های علما و خطبای منابر قرار دهید ومن امام مهدی از آنان دعوت می کنم تا برای اثبات حقیقت نبی عرب آل ابراهیم به گفتگو ادامه دهیم؛ این ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر علیه الصلاة و السلام است و شما او را با نام ذوالقرنین می شناسید و او واقعا دوبار عمر کرده و ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم است.
    و اما سیاره عذاب، در زمان نبی الله ابراهیم و نبی الله لوط از کنار زمین گذشته است و شهرهای آنها در سطح زمین قرار داشته اند. من وجود پادشاهی به نام نمرود بن کنعان را در زمان ابراهیم بن آزر رد می کنم . بلکه این پادشاه تبّع یمانی است که در زمان ابراهیم بن اسماعیل زندگی کرده و هم اوست که صاحب خندق آتش( الأخدود ) است.
    انصار عزیزم؛ شما حق ندارید باعث فتنه یکدیگر شوید.اگر گاهی یکی از شما در مورد مسأله ای دچار تردید و شک می شوید؛ آن را به صورت خصوصی برای من بنویسید تا با بیانی کامل و فراگیر آن را برای تمام مردم روشن نماییم کسی که جز به حق سخن نمی گوید از چیزی نمی هراسد و به حق مبارزه طلبی می نمایم؛وکسانی که به دنبال حق هستند بدانند که ما بجز حق به خداوند نسبتی نمی دهیم وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  2. مصدر المشاركة

    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - 02 - 1436
    هـ
    13 - 12 - 2014
    مـ
    1393-09-22ه.ش

    08:03
    صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    پاسخ به سؤالات پرسشگران و موعظه برای متقیان وپند برای رهگذران و نور برای مبصران و حسرت برای کافران .

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وأئمةالكتاب من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الطيبين وجميع المؤمنين، أما بعد..
    وآنچه که درپی می آید پاسخ به پرسش گران است:
    اول به سؤال علاء الدین نورالدین عزیزم جواب می دهم که پرسیده است:
    " شکی که شیطان در نفس نبی الله ابراهیم بن اسماعیل عليه الصلاة والسلام القا کرد چه بود؟"

    علاء الدین نورالدین ؛امام مهدی می داند که منظور تو
    از این سؤال چیست.تو در ادامه همان آیات در سوره بقره ذکری از ابراهیم وزنده شدن پرندگان را دیده ای و از ترس به فتنه افتادن انصار ، نمی خواهی باامامت مجادله کنی.پس به تو وهمه کسانی که به حق سؤال می کنند،حکمت بالغه آمدن داستان ابراهیم بزرگ(جد) بعد از ابراهیم پسر( نوه ابراهیم بزرگ) رابیان می کنیم.ما آیات را به دنبال هم آورده و سپس بیان آنها را بیان خواهیم آورد.خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْتَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (258) أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖفَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖقَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِائَةَعَامٍ فَانظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانظُرْإِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِّلنَّاسِ ۖ وَانظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّاتَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (259)وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖقَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖقَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (260)}صدق الله العظيم [البقرة].
    { آیا ندیدی کسی که با ابراهیم در باره پروردگارش محاجه و گفتگو کرد؟ زیراخداوند به او حکومت داده بود؛هنگامی که ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانمابراهیم گفت: «خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛خورشید را از مغرب بیاور!» آن مرد کافر، مبهوت و وامانده شد. و خداوند، قوم ستمگر را هدایت نمی‌کند. (۲۵۸) یاکسی که از کنار یک آبادی (ویران شده) عبور کرد، در حالی که دیوارهای آن،به روی سقفها فرو ریخته بود،گفت: «چگونه خدا اینها را پس از مرگ، زنده می‌کند؟!» خدا او را یکصد سال میراند؛ سپس زنده کرد؛ و به او گفت: «چه‌قدردرنگ کردی؟» گفت: «یک روز؛ یا بخشی از یک روز.» فرمود: «نه، بلکه یکصد سال درنگ کردی! نگاه کن به غذا و نوشیدنی خودهیچ‌گونه تغییر نیافته است! ولی به الاغ خود نگاه کن (که چگونه از هم متلاشی شده) برای اینکه تو رانشانه‌ای برای مردم قرار دهیم. (اکنون) به استخوانها ی مرکب سواری خود نگاه کن که چگونه آنها را برداشته، به هم پیوند می‌دهیم، و گوشت بر آن می‌پوشانیم!» هنگامی که بر او آشکار شد، گفت: «می‌دانم خدا بر هر کاری توانا است». (۲۵۹)وهنگامی که ابراهیم گفت: «خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.» فرمود: «در این صورت، چهار نوع از مرغان را انتخاب کن! وآنها را قطعه قطعه کن سپس بر هر کوهی، قسمتی از آن را قرار بده، بعد آنهارا بخوان، به سرعت به سوی تو می‌آیند! و بدان خداوند قادر و حکیم است (۲۶۰)}
    عزیزان من؛ قومی که محبوب خدایید و محب او( یحبهم الله و یحبونه) بیایید تا حکمت پشت سر هم آمدن این دو قصه ی زنده شدن مردگان بعد از قصه کسی که بر سرپروردگارش با ابراهیم مجادله می کرد و این فرموده خداوند که قبل از آن ذکرش آمد که خداوند است که می میراند و زنده می کند را به شما بیاموزم.علت اینکه این دو قصه بعد از داستانی آمده است که در آن کسی با ادعای اینکه این منم که زنده می کنم و می میرانم؛ با ابراهیم بر سر پروردگارش مجادله میکرد ،این است:بعد از آنکه آن فرد(پادشاه تبع) گفت منم که زنده می کنم و می میرانم؛ابراهیم از ادامه جدال با پادشاه بر سر این مسئله دست برداشت .چون پادشاه بعد از اینکه ادعا کرد این منم که زنده می کنم و می میرانم؛ دو زندانی راآورد و به ابراهیم گفت:"یکی از این دو را می توانم همین حالا بکشم و دیگری را رها سازم تا زنده بماند".ابراهیم ترسید –اگر در همین زمینه گفتگو راادامه دهد- پادشاه تبع عناد بورزد و بگوید:این منم که زنده می کنم و میمیرانم و سراغ یکی از آنها رفته و گردنش را با شمشیر بزند و به دیگری بگوید برو آزادی. برای همین می بینید که نبی خداوند ابراهیم ازادامه جدال وچالش برسر زنده کردن اموات دست برمی دارد و پیرامون طلوع خورشید با اومجادله کرده و می گوید خداوند خورشید را از مشرق بالا می آورد؛ تو از مغرب بیاور؛ و با این چالش او را عاجز می کند.

    سؤالی که مطرح می شود این است که آیا پادشاه تبع توانست دربرابر ابراهیم حجت أقامه کرده و مرده ای را زنده نماید؟ جواب این است که : خیر؛ راست این است که ابراهیم مجبور شد در برابر پادشاه تبع سکوت نماید تا از جان یکی ازدو نفری که پادشاه آورده بود محافظت نماید،اواز این در هراس بود که پادشاه تبع برای اثبات حرف خود؛ یکی از آنان را بکشد . اما مقصود نبی خداوند این نبود؛ لذا خداوند بلافاصله برای روشن کردن مقصود اینگونه فتوا می دهد که" مانند کسی است که ازکنارآبادی-ویران شده ای-گذشت و پرسید چگونه خداوند اهل این آبادی را بعد از مرگ زنده می کند؟ و خداوند او را برای صد سال میراند وسپس زنده کرد." مقصود خداوند از زنده کردن مردگان این است و این اتفاقی است که برای نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل رخ داده بود ویا مانند پرندگانی که نبی الله ابراهیم بزرگ(جد) به اذن خداوند بعد از مرگ آنها را زنده کرد.برای همین دو داستان بلافاصله بعد از قصه اول می آید تا منظور از این چالش-یعنی زنده کردن اموات-را روشن سازد. علاءالدین عزیزم تصور می کرد؛ابراهیم بن اسماعیل است که چهار مرغ را زنده کرد تا قلبش بعد از شکی که برایش پیش آمده بود,مطمئن گردد.پس ما به حق به او می گوییم:خیر؛ علاءالدین نورالدین العلیمی، چگونه ممکن است کسی که خود صد سال مرده و سپس زنده شده درباره زنده شدن مردگان در قلبش دچار تردید شود! نورچشم من؛ اینطور نیست .بلکه به حق به شما خبر دادیم چرا این قصه ها درباره زنده شدن مردگان بلافاصله بعد از جدال پادشاه تبع با ابراهیم پسر(ابراهیم بن اسماعیل)آمده است یعنی برای روشن کردن مقصود خداوند از مبارزه طلبی و روشن شدن اینکه "منظور از زنده شدن مردگان چیست"، داستان کسی می آید که از کنار آبادی ویران شده ای می گذرد و می گوید چگونه خداوند این مردگان را زنده می کند؟ پس خدااو را میرانده و بعد صد سال زنده می نماید. از آنجا که این حادثه برای نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل رخ داده بود و مجادله بین پادشاه تبع و نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل نیز بر سر این بود که ابراهیم به او گفت پروردگارش او را صد سال میرانده و سپس زنده کرده است. و در مقابل پادشاه تبع که ادعای ربوبیت می کرد گفت: من زنده می کنم و می میرانم و ماجرایی که برای نبی الله ابراهیم بن اسماعیل رخ داده بود باعث مجادله بین آنها گردید.
    ای عزیزان من؛آیا بیان حق این فرموده خداوند را می دانید؟خداوند تعالی می فرماید: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ}؟یعنی آیا می بینی آن کس را که با ابراهیم بر سر پروردگارش که او را صدسال میرانده و سپس زنده کرده بود؛ مجادله می کرد؟ و این پاسخ کسی است که ادعای خدایی کرده و گفت: {قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}.عزیز من علاءالدین نورالدین؛ متوجه خبر شدی؟
    حال جواب سؤال عزیز دیگر"الی الرحمن وفدا" را می آوریم. او یکی از بیانات قدیم امام مهدی ناصر محمد یمانی را آورده که در آن آیه برانگیخته شدن کسانی آمده است که از ترس مرگ از دیارشان گریخته بودند.ما درجواب او به حق میگوییم: عزیز من،برتوست که دوباره به بیانی که نقل قول را از آن آورده ای،مراجعه کنی. خواهی دید که من در آن بیان به درگاه خداوند دعا کرده ام که برانگیخته شدن مردگان در عصر امام مهدی نیز مثل برانگیخته شدن مردم در این آیه باشد.پس دعای قبل از آیه را درست همان گونه که در آن بیان قدیمی هست برایتان نقل می کنیم:
    و همچنین امیدوارم پروردگارم برانگیخته شدن اول را فضل و رحمتی از جانب خود قرار دهد مانند این فرموده خداوند تعالی که : { أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌحَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّاللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النّاس وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النّاس لايَشْكُرُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:243].
    {آیاندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان،هزارها نفر بودند خداوند به آنها گفت: بمیرید! سپس خدا آنها را زنده کرد؛خداوند نسبت به بندگان خودفضل واحسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر بجانمی‌آورند.}
    اما زمان بیان آن فرا نرسیده بود؛ برای همین از خداوند خواستم که برانگیخته شدن در عصر امام مهدی مانند برانگیخته شدن قوم دیگر باشد.
    و اما این آیه را درهمان بیان درجایی دیگر نیز آوردیم؛ چون این ماجرا در زمان امام مهدی نیز رخ خواهد داد و خداوند قومی را که ازترس زلزله ناشی ازسیاره عذاب از خانه هایشان می گریزند با سنگهایی که از آن سیاره سقوط می کنند می کشد و سپس آنها را برمی انگیزد. من می دانم آنها چه گروهی از مردم هستند چون سیاره عذاب عده ای را هلاک می کند و عده دیگری را عذاب می نماید و این دسته می گویند:
    "ربنا اكشف عنا العذاب إنا مؤمنون".
    { پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم}[ الدخان:12]
    به هرحال عزیزان من؛ بدانید که بیانات امام مهدی از قرآن همچون اجزای یک ساختمان با یکدیگردرارتباط(مرتبط و پیوسته )هستند و یکدیگر را محکم می کننددانش انصار درباره بیان حق قرآن عظیم بایدعمیق تر شود. منظور از عمیق تر شدن (رسوخ انصار در بیانات )این است که باید در هر فرصتی که پیدا می کنند بصورت کلی به بیانات قبلی بازگردند تا علم بیان حق قرآن را درک و از راسخان در علم باشند ( مترجم: بیانات یکدیگر را تکمیل می کنند پس باید به بیانات قبلی بازگشت تا باآموختن مطالبی که در بیانات جدید می آید؛ بیانات قبلی بهتردرک شوند).ما ازشما نمی خواهیم بیانات را حفظ کنید؛ بلکه آنها را بفهمید چراکه" نور کتاب" و "بصیرت " برای خردمندان در فهم قرآن است .چون اصل؛ فهمیدن آیات قرآن است ومقصود از تنزیل قرآن عظیم تدبر و فهمیدن آن می باشد.اما با کمال تأسف یکی از انصار عزیز "الباحث" که بر سر اهالی اعراف با امام مهدی جدال می کند؛ میگوید اهالی اعراف آنانی که امام مهدی فتوا داده اند -یعنی کفاری که رسولی برایشان نیامده و حجت بر آنان اقامه نشده - نیستند.با کمال تأسف این انصاری"الباحث" می خواهد انصار را دچار این توهم کند که امام مهدی ناصرمحمد یمانی از فتوای خود درباره قریشیان کافر که قبل از برانگیخته شدن محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم از دنیا رفته اند برگشته است.الباحث تصور می کند ناصر محمد یمانی فرستاده شدن نذیر در میان آنان راثابت کرده و خداوند برای ایشان(کافران قبل از بعثت پیامبر ) حجت آورده است.پس امام مهدی ناصر محمد یمانی درپاسخ می گوید: ای انصاری گوش کن چه می گویم ودرباره آن فکر کن؛ بعد از آنکه امام مهدی ناصر محمد یمانی،فتوایی را بابرهان برگرفته از آیات محکم کتاب صادر کرد؛ تا زمانی که زنده است چه دردوران گفتگو و چه بعد از ظهور از آن برنمی گردد و تو از شاهدان این امر باش . چنین چیزی هیچ وقت اتفاق نمی افتد و نباید هم رخ دهد چون تنها زمانی بیان امام مهدی دچار تناقض می شود که در قرآن عظیم تناقضی باشد !! وپروردگار من منزه از آن است(که در کلامش تناقضی باشد) و چه کسی راستگو تراز خداوند است.
    عزیزمن انصاری"الباحث"، بیان را از موضع خودش تحریف نکن . ما ثابت نکردیم که خداوند برای پدران کافر قریش که قبل از آنان زندگی می کردند؛ رسول فرستاده است.بلکه از فتوای خداوند پیروی کردیم که می فرماید برای پدران اولیه ( اجداد دورتر) نذیر فرستاده شده است نه برای پدرانی که از نظر زمانی به آنهانزدیک بودند. پس با دقت به درستی داستان قرآن عظیم درباره این دو آیه توجه کن.خداوند تعالی می فرماید:
    {يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (4) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنْذِرَقَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6)}صدق الله العظيم [يس].
    {یس. (۱) سوگند به قرآن حکیم. (۲) که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی، (۳) بر راهی راست (۴) این قرآنی است که از سوی خداوند عزیز و رحیم نازل شده است‌ (۵) تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند! (۶)}
    دراینجا مقصود خداوند پدرانی است که از نظر زمانی به آنها نزدیک هستند ومنظور آباء و اجداد دورتر و اولیه که نذیر برایشان فرستاده شده نیست.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءَهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ (68)}صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {آیا آنها در این گفتار نیندیشیدند، یا اینکه چیزی برای آنان آمده که برای پدران پیشین آنها نیامده است؟!}
    حکمت ربانی ازاینکه آنها را به عنوان "الأولین" مشخص می کند چیست؟ این برای آن است که افترا زنندگان نگویند قرآن دارای تناقض است و چگونه در یک آیه می گوید برای پدرانشان انذار کننده فرستاده نشده ودرآیه ای دیگر تأکید می نماید که برای پدرانشان انذار کننده فرستاده شده است.برای همین خداوند تعالی می فرماید: {آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِينَ پدران پیشین }،اینها امت های اولیه و پیشین عرب هستند که از فرزندان نبی الله اسماعیل بن ابراهیم بودند و آنها"آبَاءَهُمُ الْأَوَّلِونَ"اند. اما برای امت میانی که بین دو امتند؛ رسولی فرستاده نشده است ومنظور از دو امت ؛ امت هم عصرمحمداً رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم و امتهای اولیه اند. خداوندبرای امتی که در فاصله زمانی این دو امت زندگی کردند؛ انذارکننده ای نفرستاده است. اینها اجدادی هستند که از نظر زمانی نزدیک به معاصران محمدرسول الله صلى الله عليه وآله وسلم زندگی می کردند نه اجداد اولین و دور . برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (4) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنْذِرَقَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6)}صدق الله العظيم [يس].
    {یس. (۱) سوگند به قرآن حکیم. (۲) که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی، (۳) بر راهی راست (۴) این قرآنی است که از سوی خداوند عزیز و رحیم نازل شده است‌ (۵) تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند! (۶)}
    وضعیت امت هم عصرمحمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم نیز چنین است و پیش از ایشان منذری برایشان نیامده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (46)}صدق الله العظيم [القصص].
    {تا قومی را که بر آنان پیامبر منذری پیش از تو نیامده بترسانی، باشد که متذکر شوند}
    عزیزمن "الباحث" والله والله والله اگرامام مهدی از عقیده باطل تو پیروی کند؛عقیده باطل تو کتاب خداوند را متناقض و پر از اختلاف نشان می دهد وپناه بر خداوند که از جاهلان باشم. عزیز من تو قرآن را از پیش خود تفسیر میکنی و برای همین هم مرتب و پشت سرهم دچار اشتباه می شوی واصلا به حق نمی رسی؛مانند سایر مفسرانی که جرأت می کنند قرآن را از پیش خود تفسیر کنند، شما هم مانند آنها هستی .
    ای مرد؛ آیا نمی دانی تفسیر چیست؟ تفسیر؛ روشن نمودن مقصود کلام خداوند است وبلکه مقصود اصلی و اساسی از نزول کتاب است.وقتی چیزی را به خداوند نسبت میدهی که خداوند آن را نفرموده و مقصودش نبوده دربرابر خداوند چه وضعی خواهی داشت چون با فتوایت هم خود و هم امتت را گمراه کرده ای؟ای نور چشم امام، بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی خود قرآن است ؛منظور من متن بیان نیست بلکه مقصودم برهانی است که ازمحکمات قرآن برای بیانات آورده می شود . زمانی که برایتان فتوا می دهم أصحاب اعراف کافرانی هستند که حجت برایشان آورده نشده و جزو عذاب شوندگان نیستند؛ و نه در بهشتند و نه در آتش؛ این فتوا را با ظن واز فکر و نزد خودم نیاورده ام چرا که ظن کسی را از حق بی نیاز نمی کند.بلکه مبنای آن فتوای پروردگارم است که در آیات محکم کتابش آمده است.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا ﴿١٥﴾}صدق الله العظيم [الإسراء]
    {ما تا رسول نفرستیم (و بر خلق اتمام حجّت نکنیم) هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد.}
    این آیات از آیات محکم و اساسی کتاب اند که برای علمای امت و عامه مسلمانان کاملاً روشن و واضح است و نشان می دهد خداوند غافلانی را که علت غفلتشان ازحق ،فرستاده نشدن منذر از جانب خداوند است؛ حتی اگر ظالم هم باشند،عذاب نمی نماید.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ (131)}صدق الله العظيم [الأنعام].
    { این (فرستادن رسل) برای این است که خدا اهل دیاری را تا (اتمام حجت نکرده و) آنها غافل و جاهل باشند به ستم هلاک نگرداند.}
    وقتی خداوند کافرانی که زنده اند به دلیل نفرستادن منذر و اقامه حجت بر آنان؛با عذاب هلاک نمیکند؛ چطور ممکن است مردگانی را عذاب نماید که قبل ازبرانگیختن منذر در میانشان از دنیا برده باشد! ای مرد خداوند ظالم نیست اومنزه و بسیار والاتر از این گمان هاست . نه تنها چنین نیست بلکه می بینی که اعتراف می نماید که اگر بعد از مرگ ؛کسانی را عذاب کند که منذر در میانشان نفرستاده است؛ دربرابر او حجت خواهند داشت چون رسولی برایشان فرستاده نشده که حجت برایشان اقامه کند.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {رُّسُلًامُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (165)}صدق الله العظيم [النساء].
    { پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران،حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است..}
    عزیزمن؛ آیاتی که شما با آنها با من مجادله می کنی، اختصاص به اقوامی دارد که با تنزیل کتاب؛ حجت برای ایشان اقامه شده است؛ پس شاکر باش و اگرنپذیری و اصرار داشته باشی که اهالی اعراف؛ کافرانی نیستند که برایشان حجت اقامه نشده است؛ امام مهدی برایت حجت می آورد و به حق می گوید: پس بیا و بیان حق این فرموده خداوند را بیاور که می فرماید:
    {وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّىٰ نَبْعَثَ رَسُولًا (15)}صدق الله العظيم.
    {ما تا رسول نفرستیم (و بر خلق اتمام حجّت نکنیم) هرگز کسی را عذاب نخواهیم کرد.}
    وبیان حق این فرموده خداوندتعالى: {ذَٰلِكَ أَن لَّمْ يَكُن رَّبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَىٰ بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا غَافِلُونَ (131)}صدق الله العظيم.
    { این (فرستادن رسل) برای این است که خدا اهل دیاری را تا (اتمام حجت نکرده و) آنها غافل و جاهل باشند به ستم هلاک نگرداند.}
    وبیان حق این فرموده خداوندتعالى: {يس (1) وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ (2) إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (3) عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (4) تَنْزِيلَ الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (5) لِتُنْذِرَقَوْمًا مَا أُنْذِرَ آبَاؤُهُمْ فَهُمْ غَافِلُونَ (6)}صدق الله العظيم.
    {یس. (۱) سوگند به قرآن حکیم. (۲) که تو قطعاً از رسولان (خداوند) هستی، (۳) بر راهی راست (۴) این قرآنی است که از سوی خداوند عزیز و رحیم نازل شده است‌ (۵) تا قومی را بیم دهی که پدرانشان انذار نشدند، از این رو آنان غافلند! (۶)}
    جز این نیست که پدرمحمدٍرسول الله عبد الله بن عبد المطلب ومادرش آمنة بنت وهب از کافران غافل بودند؛ از کسانی که با برانگیخته شدن منذر برایشان حجت آورده نشده بود وبرای همین نیز آنها از اهالی اعرافند و در روز قیامت نه در بهشت هستند و نه در آتش.و اما در حال حاضر چیزی از حیات برزخی درک نمی کنند؛ مانند آنکه درخواب باشند و بخاطر همین ؛ روزی که خداوند آنها را بعد ازمرگ برمی انگیزد؛می گویند: {يا وَيْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا} [ياسين:52]،{ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاه مان برانگیخت؟!}ببین چه سؤالی می کنند: {مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا}.سپس کافرانی که با فرستادن رسول برایشان حجت اقامه شده به آنها جواب می دهند:
    {هـٰذَا مَا وَعَدَ الرَّحْمَـٰنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ﴿٥٢﴾} [ياسين].
    {
    این همان است که خداوند رحمان وعده داده، و فرستادگان (او) راست گفتند}


    عزیزمن؛ بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی از قرآن؛ مانند بنایی پایدار ( بنیان المرصوص) است و بیان ها باعث استواری یکدیگر شده و با دقت و به درستی آورده می شوند . به اذن خداوند، درستی وصدق بیان حق قرآن به همان درستی وصدق خود قرآن و دقیق بودن آن از نظر نداشتن کوچکترین تناقض و اختلاف است.برای همین است که می بینید،امام مهدی ناصر محمد یمانی؛ تمام علمای مسلمین را به مبارزه فرا می خواند تا اگر می توانند تنها دریک مسئله از قرآن درمقابل او حجت بیاورند وبگویند:" ناصر محمد یمانی؛ بیان تو برای فلان آیه حق نیست".و سپس بیان حق آن را آورده و تفسیری بهتر از بیان ناصر محمد یمانی ارائه دهند. هیهات هیهات؛ به پروردگار زمین و آسمان ها سوگند که نمی توانند،حتی اگر تا اینکه کوه(جبل) از سوراخ سوزن رد شود . عزیز من دیانا؛ تو کلمه ای از این بیان را تعدیل کرده و می نویسی شتر(جمل) ولی من گفتم کوه(جبل) که بزرگتر از شتراست؛ آیا می توانید کوه را از ته سوزن رد کنید؟ این مبارزه طلبی از روی غرور نیست؛ بلکه تحدی امام ناصر محمد یمانی ازاین جهت است که سزاوار است برخدا جز حق نگویم(حقيقٌ لا أقول على الله إلا الحقّ.الأعراف:105 )
    حال جواب سؤال الحسینی عزیز یا عمربن خطاب را می آوریم؛ دقیق به یاد ندارم کدام یک این سؤال را مطرح کرده اند!اما سؤال را به خاطر دارم که :"مگرخداوند نفرموده است:
    {
    وَلَوْ رُدُّوا لَعَادُوا لِمَا نُهُوا عَنْهُ } [الأنعام:28]،
    {و اگر بازگردند، به همان اعمالى که از آن نهى شده بودند بازمی گردند؛ آنها دروغگويانند}
    چراخداوند سپاهیان تبع را بعد از مرگ هدایت نمود و به یاری نبی خود ذوالقرنین فرستاد؟" در پاسخ عزیز پرسشگر می گویم: آنها اعتقاد نداشتند که اگر خداوندآنها را برانگیزد؛ به سوی حق هدایت می شوند و بی آنکه تردید کنند؛ راه پیروی از آیات پروردگارشان را درپی می گیرند در حالی که کافرانی که در آتش هستند اعتقاد دارند که اگر خداوند آنها را به حیات دنیوی بازگرداند؛ بی شک وتردید به سوی –آیات-حق پروردگارهدایت خواهند شد.آنها پیش خود از این امراطمینان کامل داشته و فراموش کرده اند که قلب هایشان در دست خداوند است وآن را به هرحالی که بخواهد درمی آورد؛ و هدایت به دست آنان نیست که درباره خودشان فتوا بدهند که بدون کمترین شکی؛ از حق آمده از جانب پروردگار پیروی خواهند کرد.بلکه هدایت به دست خداوند است ولی اکثر مردم نمی دانند.خداوندکسانی را که رو به سوی او کرده و انابه کنان هدایت شدن را بطلبند؛ راهنمایی خواهد کرد که خداوند نسبت به بندگانش رئوف است.
    این بیان حق را با فرموده خداوند به پایان می بریم.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَإِبْرَاهِيمَ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاتَّقُوهُ ۖ ذَٰلِكُمْ خَيْرٌلَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (16) إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَتَخْلُقُونَ إِفْكًا ۚ إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَاللَّهِ الرِّزْقَ وَاعْبُدُوهُ وَاشْكُرُوا لَهُ ۖ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (17) وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ ۖ وَمَاعَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ (18) أَوَلَمْ يَرَوْاكَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ ۚ إِنَّ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (19) قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ بَدَأَالْخَلْقَ ۚ ثُمَّ اللَّهُ يُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (20) يُعَذِّبُ مَن يَشَاءُوَيَرْحَمُ مَن يَشَاءُ ۖ وَإِلَيْهِ تُقْلَبُونَ (21) وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ ۖ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللَّهِ مِن وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ (22) وَالَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَلِقَائِهِ أُولَٰئِكَ يَئِسُوا مِن رَّحْمَتِي وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (23)فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (24) وَقَالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا مَّوَدَّةَبَيْنِكُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُم بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُم بَعْضًا وَمَأْوَاكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ (25) ۞ فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ ۘوَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَىٰ رَبِّي ۖ إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُالْحَكِيمُ (26) وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ وَآتَيْنَاهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيَا ۖ وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (27) وَلُوطًاإِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّنَ الْعَالَمِينَ (28) أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ ۖ فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَابِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (29) قَالَ رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ (30)وَلَمَّا جَاءَتْ رُسُلُنَاإِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَىٰ قَالُوا إِنَّا مُهْلِكُو أَهْلِ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ ۖ إِنَّ أَهْلَهَا كَانُوا ظَالِمِينَ (31) قَالَ إِنَّ فِيهَالُوطًا ۚ قَالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَن فِيهَا ۖ لَنُنَجِّيَنَّهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ (32) وَلَمَّاأَن جَاءَتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًاوَقَالُوا لَا تَخَفْ وَلَا تَحْزَنْ ۖ إِنَّا مُنَجُّوكَ وَأَهْلَكَ إِلَّا امْرَأَتَكَ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ (33) إِنَّا مُنزِلُونَ عَلَىٰ أَهْلِ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوايَفْسُقُونَ (34) وَلَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا آيَةً بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (35)} صدق الله العظيم [العنكبوت].
    { ما ابراهیم را فرستادیم، هنگامی که به قومش گفت: «خدا را پرستش کنید و از او بپرهیزید که این برای شما بهتر است اگر بدانید! (۱۶) شماغیر از خدا فقط بتهایی را می‌پرستید و دروغی به هم می‌بافید؛ آنهایی را که غیر از خدا پرستش می‌کنید، مالک هیچ رزقی برای شما نیستند؛ روزی را تنهانزد خدا بطلبید و او را پرستش کنید و شکر او را بجا آورید که بسوی اوبازگشت داده می‌شوید! (۱۷) اگر شما تکذیب کنید امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست». (۱۸) آیا آنان ندیدند چگونه خداوند آفرینش را آغاز می‌کند، سپس بازمی‌گرداند؟! این کار برای خدا آسان است! (۱۹) بگو: «در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است؟ سپس خداوند جهان آخرت را ایجاد می‌کند؛ یقیناً خدا بر هر چیز توانا است! (۲۰) هر کس را بخواهدمجازات می‌کند، و هر کس را بخواهد مورد رحمت قرارمی‌دهد؛ و شما را به سوی او بازمی‌گردانند. (۲۱) شما هرگز نمی‌توانید بر اراده خدا چیره شوید و از حوزه قدرت او در زمین و آسمان بگریزید؛ و برای شما جز خدا، ولی و یاوری نیست!» (۲۲) کسانی که به آیات خدا و دیدار او کافر شدند، از رحمت من مأیوسند؛ و برای آنها عذاب دردناکی است! (۲۳)اماجواب قوم او جز این نبود که گفتند: «او را بکشید یا بسوزانید!» ولی خداونداو را از آتش رهایی بخشید؛ در این ماجرا نشانه‌هایی است برای کسانی که ایمان می‌آورند. (۲۴) گفت: «شما غیر از خدا بتهایی برای خود انتخاب کرده‌اید که مایه دوستی و محبت میان شما در زندگی دنیا باشد؛ سپس روز قیامت از یکدیگر بیزاری می‌جویید و یکدیگر را لعن می‌کنید؛ و جایگاه شما آتش است و هیچ یار و یاوری برای شما نخواهد بود!» (۲۵) و لوط به او ایمان آورد، و (ابراهیم) گفت: «من بسوی پروردگارم هجرت می‌کنم که او صاحب قدرت و حکیم است!» (۲۶) و اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و نبوت و کتاب آسمانی را دردودمانش قرار دادیم و پاداش او را در دنیا دادیم و او در آخرت از صالحان است! (۲۷) و لوط را فرستادیم هنگامی که به قوم خود گفت: «شما عمل بسیارزشتی انجام می‌دهید که هیچ یک از مردم جهان پیش از شما آن را انجام نداده است! (۲۸) آیا شما به سراغ مردان می‌روید و راه (تداوم نسل انسان) را قطع می‌کنید و در مجلستان اعمال ناپسند انجام می‌دهید؟! «اما پاسخ قومش جز این نبود که گفتند:» اگر راست می‌گویی عذاب الهی را برای ما بیاور! (۲۹) (لوط) عرض کرد: «پروردگارا! مرا در برابر این قوم تبهکار یاری فرما!» (۳۰)وهنگامی که فرستادگان ما بشارت (تولد فرزند) برای ابراهیم آوردند، گفتند: «ما اهل این شهر و آبادی را هلاک خواهیم کرد، چرا که اهل آن ستمگرند!» (۳۱) (ابراهیم) گفت: «در این آبادی لوط است!» گفتند: «ما به کسانی که در آن هستند آگاهتریم! او و خانواده‌اش را نجات می‌دهیم؛ جز همسرش که در میان قوم باقی خواهد ماند.» (۳۲) هنگامی که فرستادگان ما نزد لوط آمدند، از دیدن آنها بدحال و دلتنگ شد؛ گفتند: «نترس و غمگین مباش، ما تو و خانواده‌ات رانجات خواهیم داد، جز همسرت که در میان قوم باقی می‌ماند. (۳۳) ما بر اهل این شهر و آبادی به خاطر گناهانشان، عذابی از آسمان فرو خواهیم ریخت!» (۳۴) و از این آبادی نشانه روشنی برای کسانی که می‌اندیشند باقی گذاردیم! (۳۵) }
    ای علمای امت ؛ براستی که با تدبر در این آیات می بینید که قصه نبی الله ابراهیم و لوط از اول تا آخر درآن آورده شده است.می بینید که آن دو بخاطرعبادت بت ها به جای خداوند و بخاطرعمل زشت قوم لوط؛ با مردم مجادله کرده وبرایشان حجت می آورند.در اینجا خبری از مجادله إبراهيم (جَدّ )عليه الصلاة والسلام با کسی که ادعای ربوبیت می کرد نمی یابید. بین داستان ابراهیم بزرگ(جد) وابراهیم پسرعلیهم الصلاة و السلام اختلاف زیادی وجود دارد؛ پس چرا داستانهای قرآن را از پیش خودتان با هم مخلوط می کنید؟ وچرا چیزی را که نمی دانید به خداوند نسبت می دهید؟ یا مگر شما نمی دانید که خداوند به فرزندان اسماعیل نیز، مانند فرزندان إسحاق نبوت و کتاب عطا نمود؟ ولی تعداد انبیاء ورسولان ذریه اسماعیل با ذریه إسحاق مساوی نبود.یا اینکه مگر شما نمی‌دانید جد شما نبی خداوند اسماعیل علیه الصلاة و السلام؛ همانی است که با صفت "الغلام العليم الحليم" وصف شده است؟ یا مگر نمی دانید جد دوم اعراب یعنی نبی خداوند إسماعيل بن إبراهيم بود که به پدرش گفت برای اجرای امری که خداوند درخواب به پدرش کرده؛ او را ذبح کند؟اما شما می توانید بفهمید که به حق این نبی خداوند اسماعیل بوده است نه إسحاق و این را از خلال این فرموده خداوند تعالی استنباط می نمایید که می فرماید:
    {فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿101﴾ فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَابُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَاتَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿102﴾ فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿103﴾وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿104﴾ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَاإِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿105﴾ إِنَّ هَذَا لَهُوَالْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿106﴾ وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿107﴾وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿108﴾ سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ﴿109﴾ كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿110﴾ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَاالْمُؤْمِنِينَ ﴿111﴾ وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿112﴾ وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِنذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿113﴾}صدق الله العظيم [الصافات].
    {ما او [= ابراهیم جد‌] را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم! (۱۰۱) هنگامی که با او به مقام سعی و کوشش رسید، گفت: «پسرم! من در خواب دیدم که تو راذبح می‌کنم، نظر تو چیست؟» گفت «پدرم! هر چه دستور داری اجرا کن، به خواست خدا مرا از صابران خواهی یافت!» (۱۰۲)هنگامیکه هر دو تسلیم شدند و ابراهیم جبین او را بر خاک نهاد... (۱۰۳) او را ندادادیم که: «ای ابراهیم! (۱۰۴) آن رؤیا را تحقق بخشیدی (و به مأموریت خودعمل کردی)!» ما این گونه، نیکوکاران را جزا می‌دهیم! (۱۰۵) این مسلّماًهمان امتحان آشکار است! (۱۰۶) ما ذبح عظیمی را فدای او کردیم، (۱۰۷) و نامنیک او را در امّتهای بعد باقی نهادیم! (۱۰۸) سلام بر ابراهیم! (۱۰۹) اینگونه نیکوکاران را پاداش می‌دهیم! (۱۱۰) او از بندگان باایمان ما است! (۱۱۱) ما او را به اسحاق -پیامبری از شایستگان- بشارت دادیم! (۱۱۲) ما به او(اسماعیل ) و اسحاق برکت دادیم؛ و از دودمان آن دو، افرادی بودند نیکوکار و افرادی آشکارا به خود ستم کردند! (۱۱۳)}
    ممکن است کسی این سؤال را مطرح نماید :" کدام کلمه است که به نبی خداوند اسماعیل اشاره می کند؟"امام مهدی درپاسخ پرسشگران می گوید: {وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿113﴾} صدق الله العظيم یعنی ما به اسماعیل و إسحاق برکت داده و کتاب و نبوت را به دودمان آنان عنایت نمودیم؛ برخی از فرزندان آنها نیکوکاربودند و برخی آشکارا به خود ظلم کردند.و علت آنکه او از اسماعیل واسحاق سخن می گوید این است که خداوند تعالی می فرماید: { ذُرِّيَّتِهِمَا دودمان آن دو }.خداونددودمان ابراهیم را به دو گروه تقسیم می کند؛ فرزندان پسرش اسماعیل وفرزندان پسر دیگرش إسحاق که بر آنان و پدرشان سلام و صلوات باد.
    ای علمای امت،والله والله والله قسم حق به خداوند که امام ناصر محمد یمانی برای اثبات نبوت پدر اعراب، ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر برایتان حجت اقامه می کند.ممکن است یکی از علمای امت که از خواندن و تدبر درقرآن کسل می شود بخواهد بگوید:" ناصر محمد یمانی؛ بیانات تو طولانی و پر ازمطالب پراکنده و متفرقه است؛ چرا خلاصه اش نمی کنی؟"امام مهدی ناصر محمددرپاسخ این علمای کسل و بی حال مسلمین می گوید: به خداوند قسم،اگر به حق طالب علم بودی، در قلبت إحساس شعف کرده و بی تابانه می پرسیدی:آیا بیش ازاین هست؟ ولو اینکه طول بیان هزار متر هم باشد ؛ طلبه حقیقی علم خسته نمی‌شود.
    ای علمای مسلمین که حوصله تدبر و تفکر در بیانات حقی که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی درباره ذکر می آورد؛ ندارید؛ بیایید تا کلام را برایتان مختصر کرده و بگوییم خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمِن ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَاإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيّاً (58)} صدق الله العظيم [مريم].
    {واز دودمان ابراهیم و اسراییل، و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‌شد به خاکمی‌افتادند، در حالی که سجده می‌کردند و گریان بودند.}
    نمیتوانید بگویید منظور ابراهیم بزرگ(جد) است.بازهم تکرار کرده و می گوییم نمی توانید برهانی آشکار بیاورید که نشان دهد در این آیات مقصود از نبی الله ابراهیم؛ نبی خداوند ابراهیم بن آزر است.چراکه مقصود خداوند ابراهیم پسر است نه ابراهیم بزرگ(جد) یعنی از ابراهیم بن اسماعیل سخن گفته میشود.خداوند و تمام انصار پیشگام وبرگزیده و تمام حق جویانی که بر سر میزگفتگو حاضرند و تمام لشکر خداوند واحد و قهار را که در آسمان ها و زمین هستند به شهادت می گیرم؛ اگر در بیان این آیه بر ناصر محمد یمانی غلبه کنیدو ثابت نمایید منظور ابراهیم بزرگ(جد) است نه ابراهیمی که پسر اسماعیل است؛ بر من است که از ادعای خود درمورد مهدی منتظر بودنم بازگردم و تمام انصار من در سراسر جهان نیز باید از پیروی از من دست بردارند.تکرار کرده ومی گوییم: والله والله که نمی توانید بیانی هدایت گر تر از بیان امام مهدی ناصر محمد یمانی برای این آیه بیاورید.بفرمایید و شانس خود را امتحان کرده وبر سر میز آزاد گفتگوی جهانی حاضر شوید. غرور ناشی از علوم باطلی که درنزد خود دارید را کنار بگذارید. والله والله که مطالب باطلی که در نزدشماست را با بیان حق قرآن عظیم خاکستر می کنیم.حق را برسر باطل کوبیده وچون خاکستر در روزی توفانی آن را به باد می دهیم.
    این امام مهدی است که به شما از وجود نبی در کتاب خبر می دهد که ایمان به او بر شما واجب است.چون اگر به کتاب ایمان دارید؛ نباید بین رسولان خداوند فرقی قائل شوید(ولاتفرّقوا بين أحدٍ من رسله)اگر پدر سوم اعراب نبی الله ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر را انکار کرده و نپذیرید؛ به حق درمقابلتان حجت می آورم وجدال در کتاب را مختصر کرده و به این آیه محکم و روشن که بی شک و تردید به او اشاره می کند بسنده می نمایم و می گویم،خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمِن ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَاإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَن خَرُّوا سُجَّداً وَبُكِيّاً (58)} صدق الله العظيم [مريم].
    {واز دودمان ابراهیم و اسراییل، و از کسانی که هدایت کردیم و برگزیدیم. آنهاکسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می‌شد به خاک می‌افتادند، در حالی که سجده می‌کردند و گریان بودند.}
    ای علمای مسلمین؛ اگر بگویید منظور ابراهیم بزرگ(جد) یعنی ابراهیم بن آزراست؛ به حق برایتان حجت آورده و می گوییم: مگر اسراییل از فرزندان ابراهیم بن آزر نیست؟اما در اینجا از دو دودمان صحبت می شود که از ابراهیم بن آزرجدا می شوند: فرزندان نبی الله اسماعیل و فرزندان نبی الله إسحاق علیهماالصلاة والسلام. ذریه اسماعیل؛ نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل است و ذریه نبی خداوند إسحاق؛ اسراییل علیهم الصلاة والسلام است .برای همین خداوندتعالی می فرماید:
    {{{{{{{{{{ وَمِن ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ }}}}}}}}}} صدق الله العظيم.
    چون این دو نسل از فرزندان ابراهیم بزرگ(جد) ایجاد شده اند وامکان ندارد بتوانید بگویید مقصود خداوند ابراهیم بزرگ(جد) است و در کتاب نبی دیگری بجز ابراهیم بن آزرعليه الصلاة والسلام وجود ندارد. شما را به حق به چالش می کشیم و تکرار کرده و می گوییم: والله که جاهل ترین عرب نیز این آیه را می فهمد، چه برسد به افراد باهوش و علمای امت؛ چون امکان ندارد مقصود خداوند ابراهیم بزرگ(جد) باشد.چرا؟ چون شما میدانید که نبی الله اسراییل خود نوه نبی الله ابراهیم بن آزر است و چگونهممکن است خداوند آنها را دو ذریه جدا دانسته و بگوید: {وَمِن ذريّة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ }؟ولی اگرحق همان باشد که شما قبل از برانگیخته شدن امام مهدی اعتقاد داشتیدکه ابراهیم در این آیه همان ابرهیم بن آزر باشد؛ پس بگویید منظوراز ذریه ابراهیم -که جداگانه ذکر شده-کیست؛ چون اسراییل که خود ذریه ابراهیماست.اما و بخاطر اینکه مقصود ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم است به همین ترتیب از اسراییل ذری هإسحاق بن ابراهیم نیز سخن گفته می شود.چون این دو سلسله از فرزندان ابراهیم بزرگ(جد) نشأت گرفته اند و آغاز هر یک از آنهابا نبی الله اسماعیل و نبی الله إسحاق عليهما الصلاة والسلام است. نبی خداوند ابراهیم پسر فرزنداسماعیل است و نبی الله اسراییل فرزند نبی خداوند إسحاق است.
    ای علمای امت؛ تا کی از دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی روبرمی گردانید؟ آیاعلم مرا باطل می دانید؟ پس بیایید درمقابل من حجت بیاورید و از حدود دین دفاع کنید؛ اگر راست می گویید.تا کی شیطان مانع آن می شود که به بهانه وترس از این که او مهدی منتظر حق نباشد؛ او را تصدیق نکنید؟ شما مهدی منتظررا عبادت می کنید یا خداوند واحد و قهار را؟آیا فکر نمی کنید؟! بگذار ناصرمحمد یمانی مهدی منتظر باشد و یا یک تجدید کننده دینی یا یک محقق اسلامی،هرطور که می خواهید و میلتان است حساب کنید؛مهم ترین چیز نزد خداوند ایناست که از حق آمده درآیات محکم کتاب پیروی کنید که حجت خداوند برشما همین است واگر نسبت به آن کافر گردید؛ به علت روگردانی از آیات محکم و روشن کتاب، خداوند شما را عذاب خواهد کرد.و اما اینکه آیا ناصر محمد یمانی مهدی منتظر است؛ این خود ناصر محمد یمانی است درباره آن مورد حساب قرار میگیرد.و اگر من دروغ بگویم؛ دروغم بر من است ولی خداوند شما را بر اساس پیروی ازآیات روشن پروردگارتان مورد محاسبه قرار می دهد.
    ای عجب، چطور از کتابی که به آن ایمان دارید پیروی نمی کنید! آیا می بینید ناصر محمد ازچیزی غیر از آن چه که برمحمدٍصلى الله عليه وآله وسلم نازل شده با شما مجادله کرده و حجت می آورد؟ آیافکر نمی کنید! شما را چه می شود که هرگاه که امام مهدی ناصر محمد یمانی نکته ای جدید برایتان می آورد؛ سکوت می کنید؟ آیا می خواهید دربرابر فتوای وجود نبی جدید درکتاب ؛ یعنی پدر سوم اعراب نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر عليه الصلاة والسلام هم سکوت کنید ؟ ای علمای مسلمین این سکوت تا کی ادامه پیدا می کند؟ به خداوند که امام مهدی ناصر محمد یمانی همان شکایتی را نزد پروردگارش می برد که جدم محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آورد و فرمود:
    {
    يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا} صدق الله العظيم [الفرقان:30].
    {
    پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند»}
    عزیزان من؛ ای علمای مسلمین و امت مسلمان چگونه می توان شما را هدایت کرد؟منتظریدکه امام مهدی بعد از برانگیخته شدن از جانب خداوند از چه چیزی برایتان حجت بیاورد؛ آیا منتظرید مهدی بیاید که به خداوند دروغ بسته و کتاب جدیدی غیراز آنچه که برمحمدٍخاتم الأنبياء والمرسلين با خود بیاورد؟ هیهات هیهات؛ بفرمایید؛ما درابتدای سال یازدهم دعوت مهدی منتظر ناصر محمد یمانی-در دوران "گفتگو قبل ازظهور" –هستیم و از اعتصام به حبل الهی دورنمی شویم؛شما هم به هر تار عنکبوتی که می خواهید بیاویزید؛ آیا فکر می کنید؛ تارهای عنکبوت می توانند مانع افتادن‌تان در مکانی دور در آتش جهنم می شوند؟ وچه کسی راستگو تر از خداوند است!من چیزی بجز قرآن در نزد خود ندارم و از شمادعوت می کنم تا در موراد اختلافتان -بر اساس آن-حکمیت نمایم؛مگر اینکه نتوانم با برهان های قاطع علمی به حق بر شما چیره شوم.شایسته امام مهدی منتظر حق نیست که از جانب خداوند برانگیخته شود و سپس از امیال شما پیروی کرده و یا ازیکی از طائفه های شما جانب داری نماید.بلکه خداوند را به شهادت می گیرم و شهادت پروردگار کافی است که امام مهدی ناصر محمد یمانی اعلان میکند نسبت به تعدد أحزاب مذهبی در دین اسلام مطلقاً کافر است.من تمام این فرقه های مذهبی را زیر پا له می کنم و اهمیتی هم نمی دهم. من نسبت به تعدداحزاب سیاسی درمیان مسلمانان هم کافرم و آنها را زیر پا له کرده و اهمیتی هم نمی دهم.من همه بشریت را به پیروی از کتاب خداوند قرآن عظیم و سنت نبوی ومحمدی حق که مخالف آیات محکم قرآن نباشد؛ فرا می خوانم و مسلمانان و تمام حق جویان را به مسیر اولیه وحق نبوت بازمی گردانم چون این حق است که شایسته پیروی است.

    تکرارکرده و می گوییم: ما در پایان ماه صفر سال 1436 هستیم ودر ابتدای سال یازدهم از عمر دعوت مهدی منتظر در دوران"گفتگو قبل از ظهور" هستیم و ما همچنان از علمای مسلمین دعوت می کنیم که اگر می خواهند در راه راست قرار گیرند؛حکمیت ذکر محفوظ از تحریف ؛ قرآن عظیم را بپذیرند.به ریسمان الهی قرآن عظیم درآویزید که این برهان حق پروردگارتان است و هرکس بدان بیاویزد و نسبت به حکم مخالف آن کافر شود؛ به راه راست-صراط مستقیم- هدایت شده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {
    يَاأَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَاإِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا ﴿174﴾ فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا ﴿175﴾}صدق الله العظيم [النساء].
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّاآنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راستی، به سوی خودش هدایتمی‌کند. (۱۷۵)}
    .
    این ریسمان خداوند قرآن عظیم است وهر کس به آن بیاویزد به راه راست –صراط مستقیم- هدایت خواهد شد.
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا}صدق الله العظيم [آل عمران:103]
    { همگی به ریسمان خداوند چنگ زنید، و پراکنده نشوید!}
    دسته دسته و گروه گروه نشوید و هریک به داشته خود شاد؛تا با نعمتی که از جانب خداوند به شما عطا می شود؛ همگی برادر یکدیگر شویدو در راه خداوند یکدیگر را دوست بدارید.والله والله که از بزرگ ترین نعمتهای خداوند بر بندگانش؛ برانگیخته شدن مهدی منتظر است که شما را به سویح قیقت نام اعظم الهی هدایت می نماید؛ اگر می دانستیدحقیقت نام اعظم خداوند چیست؛ درمی یافتید که تمام ملکوت خداوند در برابر آن برابر مثقالی نیست وخداوند شاهد و وکیل این سخن است.محبوبان و محبان خداوند از حقیقت این فتوا آگاهند و تا زمانی که پروردگارشان راضی نشود به ملکوت بهشتی که به اندازه آسمان ها و زمین است راضی نمی شوند؛ می دانید چرا؟ چون آنها همین حالا و در حالی در حیات دنیای هستند می دانند که رضوان خداوند بر بندگانش؛نعیمی است که از بهشت او بسیار بزرگ تر است(نعیم اعظم)و حقیقت این فتوای که نعیم رضوان خداوند بر بندگانش به حق بزرگ تر از بهشت اوست را درک کرده اند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَعَدَاللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَاالْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُالْعَظِيمُ (72)} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوندبه مردان و زنان باایمان، باغهایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیردرختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند؛ و مسکن‌های پاکیزه‌ای دربهشتهای جاودان و رضوان خدا، (از همه اینها) بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    وقسم به پروردگار بندگان؛ همو که ثمود و عاد را هلاک نمود و فرعونیان قدرتمند را غرق کرد؛ در میان این امت قومی هستند که محبوب خدایند و محب او(یحبهم الله و یحبونه) و با جان و دل از انصار امام مهدی دردوران"گفتگوقبل از ظهور " هستند و تا زمانی که پروردگارشان درنفس خود راضی نشود به ملکوت جنت رضایت نخواهند داد.چون می دانند که خداوند در نفس خود بخاطربندگانی که مورد عذاب قرار گرفته و پشیمانند و بر کوتاهی خود درپیشگاه خداوند حسرت می خورند؛ حزین و متحسر است.تک تک این نادمان می گویند:
    {يَا حَسْرَتَىٰ عَلَىٰ مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّـهِ وَإِن كُنتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ ﴿٥٦﴾} صدق الله العظيم [الزمر].
    {افسوس بر من از کوتاهی هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم! }
    اماخداوند نسبت به بندگانش رئوف است و ظلمی که آنها در حق خود کرده اند او راحزین می کند و در نفس خود بر ایشان تحسر می خورد.اما تحسر درنفس خداوندتعالی تا زمانی که خود بندگان از کوتاهی های خود در پیشگاه خداوند متحسرنباشند ؛ روی نمی دهد و با کمال تأسف این حسرت در وجود بندگان روی نمی دهدمگر بعد از آنکه به خاطر کفر نسبت به دعوت رسولان هلاک شوند.آن زمان است که بر کوتاهی های خود درنزد خداوند حسرت می خورند و سپس خداوند بر آنان حسرتمی خورد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَاحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوابِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)}صدق الله العظيم [يس].
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}
    ممکن است یکی از محبوبان ومحبان جدید خداوند سؤال کند:" ناصر محمد؛ آیا هدایت یا گمراهی بندگان درنفس‌شان؛ انعکاس و تأثیری در نفس خداوند دارد و باعث سرور یا حزن او می شود؟"امام مهدی ناصر محمد فتوا رامستقیماً به جدش محمد رسول الله صلى عليه وآله وسلم واگذار می کند. محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده است:
    [لَلَّهُ أَشَدُّ فَرَحًا بِتَوْبَةِ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَجُلٍ فِي أَرْضٍ دَوِيَّةٍ مَهْلَكَةٍ ، مَعَهُ رَاحِلَتُهُ عَلَيْهَا طَعَامُهُ وَشَرَابُهُ ، فَنَامَ فَاسْتَيْقَظَ وَقَدْ ذَهَبَتْ ، فَقَامَيَ طْلُبُهَا حَتَّى أَدْرَكَهُ الْعَطَشُ ، ثُمَّ قَالَ : أَرْجِعُ إِلَى مَكَانِي الَّذِي كُنْتُ فِيهِ حَتَّى أَمُوتَ ، قَالَ : فَوَضَعَ رَأْسَهُعَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى يَمُوَتَ ، فَاسْتَيْقَظَ وَعِنْدَهُ رَاحِلَتُهُ عَلَيْهَا زَادُهُ وَطَعَامُهُ وَشَرَابُهُ ، فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحًابِتَوْبَةِ عَبْدِهِ مِنْ هَذَا بِرَاحِلَتِهِ] صدق عليه الصلاة والسلام.
    [هماناهنگامي که بنده مؤمن به درگاه خداوند توبه کند، شادی خداوند از توبۀ اوبیش از يکي از شما است که در بيابان همراه شترش بوده،و طعام و آبش بر بالاي شتر باشد و بخوابد و زمانی که بیدار شود ببیند شترش فرار کرده و آنقدر به دنبالش بگردد که بسیار تشنه شود؛ سپس بگوید: به همان جایی که بودی بازگردتا مرگت فرا برسد .سپس سرش را بر بازویش می گذارد تا مرگش فرا رسد. سربلندمی کند و متوجه مي شود که شترش در کنارش ايستاده است، و طعام و توشه و آبش برپشت اوست؛ شادمانی خداوند از توبه بنده؛ بیش از شادمانی این فرد بخاطرپیدا شدن شترش است]
    عزیزان من وقتی خداوند از توبه بنده اش چنین مسرور می گردد؛ پس عظمت حزنش نسبت به کسانی که مورد عذاب واقع شده اند و ازکوتاهی های خود در نزد پروردگارنادمند؛چقدر باید باشد؟ تأکید می کنم که خداوند سبحان برای آنان متحسراست.این پروردگار عالمیان است که از حال خود بعد ازنادم شدن هلاک شدگان خبرمی دهد:
    {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ (29) يَاحَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوابِهِ يَسْتَهْزِئُونَ (30) أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ (31) وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ (32)}صدق الله العظيم [يس].
    {فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)}

    پس گروهی که مانند محبوبان و محبان خداوند فکر می کنند؛ به آنها پیوسته و می‌گویند:" آه که چقدر ما غافل و نا آگاه بودیم! چگونه می خواهیم در بهشت شادباشیم و محبوب ترین چیز نزد ما متحسر و حزین باشد؟ هیهات هیهات؛ به پروردگار زمین و آسمان ها قسم؛ راضی نمی شوم مگر پروردگار و محبوب قلبم راضی شود و متحسر و حزین نباشد"
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الذليل على المؤمنين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني
    .



  3. مصدر المشاركة
    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 02 - 1436 هـ
    15 - 12 - 2014 مـ

    1393-09-24ه.ش
    09:27 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    امام مهدی منتظراز علمای مسلمین و تمامی بشریت دعوت می کند تا به حکمیت ذکر قرآن عظیم، رساله خداوند برای تمام مردم گردن نهند....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم ومن اتّبعهم واعتصم بالكتاب المُنزّل عليهم في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد.

    انصاري عزیز من "الباحث" چیزی که می گویم حق است و سزاوار نیست که بجز حق به خداوند نسبت دهم؛ خداوند تمام مردم قوم تبّع را به علت ظلمی که به خود کردند؛ هلاک نمود؛ و براستی که خداوند در حق مردم کوچکترین ظلمی نمی کند و این مردمند که به خود ظلم می کنند. و به همین ترتیب چیزی جز این نیافته ام که خداوند تنها کسانی از آنان را برانگیخت که از ترس مرگ از خانه های خود گریختند. آنها به علت زمین لرزه از خانه ها فرار کردند چون سقف ها بر سرشان فرو می ریخت.اما فتوا نداده ام که اصحاب و ساکنان بناهای سربه فلک کشیده و استوار بعد از آنکه خداوند با نابود کردن برج های بلند بر سرشان هلاکشان نمود؛ دوباره آنها را برانگیخت و درابتدای امر درمورد برانگیخته شدن گروهی که خداوند اراده نموده است سکوت کردم چون نمی توانم جز درمورد هزاران نفری که از ترس مرگ از خانه گریخته و سپس دچار بلای صاعقه در روز بارانی شدند فتوا بدهم ؛ همان ماجرایی که در بیان قبلی برایتان شرح داده شد. گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
    {كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (242) ۞ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِن دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ (243) وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (244) مَّن ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً ۚ وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (245)} صدق الله العظيم [البقرة].
    { این چنین، خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد؛ شاید اندیشه کنید! (۲۴۲) آیا ندیدی جمعیتی را که از ترس مرگ، از خانه‌های خود فرار کردند؟ و آنان، هزارها نفر بودند خداوند به آنها گفت: بمیرید! سپس خدا آنها را زنده کرد؛ خداوند نسبت به بندگان خود احسان می‌کند؛ ولی بیشتر مردم، شکر (او را) بجا نمی‌آورند. (۲۴۳) و در راه خدا، پیکار کنید! و بدانید خداوند، شنوا و داناست. (۲۴۴) کیست که به خدا «قرض الحسنه‌ای» دهد، تا آن را برای او، چندین برابر کند؟ و خداوند است محدود یا گسترده می‌سازد. و به سوی او باز می‌گردید (۲۴۵)}
    مهم این است که ما فتوا دادیم که همه آنها هلاک شده و طعم کیفر اعمال‌شان را چشیدند.درمورد اینکه چه کسانی به اراده خداوند برانگیخته شدند سکوت کردیم تا زمان بیان درباره نبی خداوند ذوالقرنین فرا رسد.این نبی الله ابراهیم بن اسماعیل است که ذوالقرنین خوانده می شود و علت آن نیز دوبار زندگی کردن است . او دوبار در دنیا زندگی کرده و به همین علت ذوالقرنین نامیده می شود یعنی"دارای دو عمر" و مقصود خداوند از "قرون" که در کتابش آمده است عمر امتهاست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ هَلْ تُحِسُّ مِنْهُم مِّنْ أَحَدٍ أَوْ تَسْمَعُ لَهُمْ رِكْزاً (98)}
    صدق الله العظيم [مريم].
    {و چه بسيار نسلها كه پيش از آنان هلاك كرديم. آيا كسى از آنان را مى‌يابى يا صدايى از ايشان مى‌شنوى؟}
    به فرموده خداوند تعالی توجه کنید:
    {وَكَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّن قَرْنٍ و چه بسيار نسلها كه پيش از آنان هلاك كرديم }مقصود خداوند این است که نسلهای قبلی امت را هلاک کردیم و از اینجاست که استنباط می کنیم مقصود از {قَرْنٍ} عمر مردم است.لذا در می یابیم مقصود خداوند از ذواقرنین کسی است که دوبار عمر کرده است و داستان او به تفصیل در بیان قبلی آورده شد تا بدانید او همان مردی است که از کنار آبادی ویران (قريه قوم لوط ) گذشت وازخودش پرسید:چگونه خداوند اهالی این آبادی را بعد از مرگشان زنده می کند؟سپس دلیل آشکاری که نشان می دهد آن مرد ذوالقرنین است را برایتان آوردیم.هم چنین برایتان روشن کردیم که او از انبیاء بنی اسراییل نیست بلکه بدون هیچ شک و تردیدی، پدر سوم اعراب نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر است

    عزیز من "الباحث" ما برای علمای امت دامی نهاده ایم که شاید تو نتوانسته ای آن را پیدا کنی؛ اگر آن را پیدا کرده بودی کوتاهی نمي كردي و با ما مجادله مي كردي اگر بخواهی می توانی درباره آیات دیگر نیز با ما مجادله کنی. برانگیخته شدن نبی خداوند ابراهیم بن اسماعیل از فرزندان ابراهیم بن آزر را مانند انکارت درباره اهل اعراف ، رد کن تا برایت به حق حجت بیاوریم.
    ممکن است یکی از انصار پیشگام برگزیده بخواهد بگوید:" ای امام من؛ ما از دام هایی که برای علمای مسلمان پهن می کنی تا تصور کنند می توانند در برابرت حجت اقامه کنند و لذا برای گفتگو و اقامه حجت مقابل شما حاضر شوند؛ می ترسیم.ما می ترسیم که ما انصار در آن دام بیفتیم؛ آیا به ما یاد می دهی چگونه این دامها را کار می گذاری؟"پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ انصار عزیزم که هنوز به درک حقیقت نام اعظم الهی نرسیده اند می گوییم: گاهی می بینید من روی یک آیه تمرکز می کنم وعلما را به چالش می کشم که اگر در مورد این ایه بر من غلبه کردید؛ بر کل دعوت مهدویت پیروز شده اید. این برای آن است که می دانم آنها آیانی درکتاب پبدا می کنند که می توانند با آن آیات با من مجادله نمایند و تصور می کنند برهان آشکار و محکم بر علیه بیان ناصر محمد یمانی در دست دارند و از آنها برای مجادله با ما استفاده خواهند کرد.برای مثال وقتی می بینید من با اصرارعلمای مشهورامت را به چالش می کشم که حجت مرا درمورد این فرموده خداوند تعالی رد کنند:
    {وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا (54) وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ وَكَانَ عِندَ رَبِّهِ مَرْضِيًّا (55) وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا (56) وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا (57) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّنَ النَّبِيِّينَ مِن ذُرِّيَة آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا ۩ (58) ۞ فَخَلَفَ مِن بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ ۖ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيًّا (59) إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ شيئاً (60) جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمَٰنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا (61) لَّا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا إِلَّا سَلَامًا ۖ وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا (62) تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيًّا (63) وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ۖ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَٰلِكَ ۚ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا (64)} صدق الله العظيم [مريم].
    {و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن، زيرا كه او درست‌وعده و فرستاده‌اى پيامبر بود. (۵۴) و خاندان خود را به نماز و زكات فرمان مى‌داد و همواره نزد پروردگارش پسنديده‌[رفتار] بود. (۵۵) و در اين كتاب از ادريس ياد كن كه او راستگويى پيامبر بود. (۵۶) و او را در جایگاهی بلند قرار داديم. (۵۷) آنان كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح سوار كرديم؛ و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه هدايت نموديم و برگزيديم؛ [و] هر گاه آيات [خداى‌] رحمان بر ايشان خوانده مى‌شد، سجده‌كنان و گريان به خاك مى‌افتادند. (۵۸) آنگاه، پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند، و به زودى [سزاى‌] گمراهى [خود] را خواهند ديد. (۵۹) مگر آنان كه توبه كرده و ايمان آورده و كار شايسته انجام دادند، كه آنان به بهشت درمى‌آيند و ستمى بر ايشان نخواهد رفت. (۶۰) باغهاى جاودانى كه [خداى‌] رحمان به بندگانش در جهان ناپيدا وعده داده است. در حقيقت، وعده او انجام‌شدنى است. (۶۱) در آنجا سخن بيهوده‌اى نمى‌شنوند، جز درود. و روزى‌شان صبح و شام در آنجا [آماده‌] است. (۶۲) اين همان بهشتى است كه به هر يك از بندگان ما كه پرهيزگار باشند به ميراث مى‌دهيم. (۶۳) و [ما فرشتگان‌] جز به فرمان پروردگارت نازل نمى‌شويم. آنچه پيش روى ما و آنچه پشت سر ما و آنچه ميان اين دو است، به او اختصاص دارد، و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده است. (۶۴)}
    سپس یکی از علمای امت جرأت كرده و عکس و نام واقعی خود را گذاشته و می گوید:"ناصر محمد یمانی تو کار را مختصر کردی و خواستی حجت ترا به زمین کوبیده در باره این فرموده خداوند تعالی،برهانی مانند برهان تو بیاوریم:
    {وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ وَمِمَّنْ هَدَيْنَا وَاجْتَبَيْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُ الرَّحْمَٰنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَبُكِيًّا ۩ (58)}صدق الله العظيم [مريم]
    {آنان كسانى از پيامبران بودند كه خداوند بر ايشان نعمت ارزانى داشت: از فرزندان آدم بودند و از كسانى كه همراه نوح سوار كرديم؛ و از فرزندان ابراهيم و اسرائيل و از كسانى كه هدايت نموديم و برگزيديم؛ [و] هر گاه آيات [خداى‌] رحمان بر ايشان خوانده مى‌شد، سجده‌كنان و گريان به خاك مى‌افتادند. }
    سپس بگویند:" ناصر محمد تو تصور می کنی مقصود نبی الله ابراهیم بن آزر نیست بلکه گفتی مقصود نبی الله ابراهیم بن اسماعیل است.اما ناصر محمد ما تنها یک نبی با نام ابراهیم می شناسیم و او ابراهیم بن آزر است؛ اما چون تو برای فتوایت دقیقا بر این فرموده خداوند تعالی استناد کردی که
    {وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم؛ پس بیا تا مثالی دیگری از فرمایش خداوند را برایت بیاوریم.خداوند تعالی می فرماید:

    {لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ۖ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (25) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ ۖ فَمِنْهُم مُّهْتَدٍ ۖ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ (26) ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا ۖ فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ ۖ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ (27) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَآمِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَّحْمَتِهِ وَيَجْعَل لَّكُمْ نُورًا تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (28) لِّئَلَّا يَعْلَمَ أَهْلُ الْكِتَابِ أَلَّا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِّن فَضْلِ اللَّهِ ۙ وَأَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (29)} صدق الله العظيم [الحديد].
    {ما پيامبرانمان را با دليلهاى روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ترازو را نيز نازل كرديم تا مردم به عدالت عمل كنند. و آهن را كه در آن نيرويى سخت و منافعى براى مردم است فروفرستاديم، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی‌آنکه او را ببینند؛ خداوند قوّی و شکست‌ناپذیر است. (۲۵) ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و كتاب نهاديم. بعضيشان هدايت‌يافتگان بودند ولى بيشترينشان نافرمانان. (۲۶) سپس پيامبرانمان را پس از ايشان فرستاديم. و عيسى بن مريم را از پى آنها روانه كرديم و به او انجيل را داديم، و در دل پيروانش رأفت و رحمت نهاديم. و رهبانيتى كه به بدعت آورده‌اند ما بر آنها مقرر نكرده‌ايم، اما در آن خشنودى خدا مى‌جستند، ولى حق آن را بسزا نگزاردند. ما از آن ميان به كسانى كه ايمان آورده بودند، پاداش داديم ولى بيشترينشان نافرمان بودند. (۲۷) اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا بترسيد و به پيامبرش ايمان بياوريد تا شما را از رحمت خويش دو بار مزد بدهد. و شما را نورى عطا كند كه در روشنايى آن راه بجوييد و بيامرزدتان كه خدا آمرزنده مهربان است. (۲۸) تا اهل کتاب بدانند که قادر بر چیزی از فضل خدا نیستند، و تمام فضل (و رحمت) به دست اوست، به هر کس بخواهد آن را می‌بخشد؛ و خداوند دارای فضل عظیم است!}
    سپس همین کسی که عکس ونام خود را گذاشته است بگوید:"ناصر محمد نگاه کن که چطور برهانی مانند برهان تو می آوریم.خداوند تعالی
    می فرماید:
    وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ} صدق الله العظيم [الحديد:26].
    ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و كتاب نهاديم.

    ناصر محمد از تو سؤال می کنیم مگر ابراهیم از ذر
    یه نوح عليه الصلاة والسلام نیست و با وجود این خداوند تعالى می فرماید:
    {وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا وَإِبْرَاهِيمَ وَجَعَلْنَا فِي ذُرِّيَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَالْكِتَابَ
    } صدق الله العظيم؟
    ما نوح و ابراهيم را به رسالت فرستاديم و در ميان فرزندانشان نبوت و كتاب نهاديم.

    ناصر محمد آیا این آیه از آیات محکم کتاب نیست؟" امام ناصر محمد یمانی درپاسخ می گوید: خداوند را به شهادت می گیرم که این آیه از آیات محکم و روشن وازآیات بنیادین کتاب است و ابراهیم بن آزر از ذریه نوح است ونسل آنها بعد از مرور هزاران سال به یکدیگر می رسد؛ اما بین این دو هزاران سال فاصله است و لذا خداوند از نبیه خود ابراهیم بن آزر بعد از نبی نوح عليه الصلاة والسلام یاد می کند چون هزاران سال میان انان فاصله است.و شهادت می دهم این فرموده خداوند تعالی :
    {وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ از فرزندان ابراهیم و اسراییل} صدق الله العظيم نیز از آیات محکم کتاب است.
    ای علمای امت ؛ ای کسانی که از دعوت ما آگاه شده اید،شما را چه می شود؛ چرا آن قدر بزدل هستید ،چرا یکی از شما جرأت نمی کند عکس و نام واقعی خود را بگذارد و با ما درباره ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر مجادله نماید؟ با اینکه ما آیات محکمی از کتاب خداوند را دربیان اصلی نیاورده و برای شما گذاشته ایم تا با مثال آوردن از آنها با من مجادله کنید.من نیز مانند جدم محمد رسول الله که به امثال شما پاسخ می دادند؛ تفسیر حقی که بهتر از تفاسیر شماست را خواهم آورد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقَالَ الرَّسُولُ يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً (30) وَكَذلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نبيّ عَدُوّاً مِنَ الْمُجْرِمِينَ وَكَفَى‏ بِرَبِّكَ هَادِياً وَنَصِيراً (31) وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْلاَ نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَكَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلاً (32) وَلاَ يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْنَاكَ بالحقّ وَأَحْسَنَ تَفْسِيراً (33) الَّذِينَ يُحْشَرُونَ عَلَى‏ وُجُوهِهِمْ إِلَى‏ جَهَنَّمَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكَاناً وَأَضَلُّ سَبِيلاً (34)} صدق الله العظيم [الفرقان].
    { و پیامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند». (۳۰) این گونه برای هر پیامبری دشمنی از مجرمان قرار دادیم؛ امّا همین بس که پروردگارت هادی و یاور (تو) باشد! (۳۱) و کافران گفتند: «چرا قرآن یکجا بر او نازل نمی‌شود؟!» این بخاطر آن است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم، و (از این رو) آن را به تدریج بر تو خواندیم. (۳۲)آنان هیچ مثلی برای تو نمی‌آورند مگر اینکه ما حق را برای تو می‌آوریم، و تفسیری بهتر (۳۳) آنان که بر صورتهایشان بسوی جهنم محشور می‌شوند، بدترین محل را دارند و گمراه‌ترین افرادند! (۳۴)}
    به هرحال؛ ای علمای عزیز مسلمین؛ برشما واجب است تا اگر ناصر محمد یمانی فتوای باطلی می دهد که چون ریسمان محکم الهی نیست و مانند گره هاي خانه عنکبوت سست است از حدود دین تان دفاع نمایید، در حالی که شما چنین فتواهای سستي داده اید و امام مهدی حق آن گره هاي سست را تغییر داده با ایات محکم قرآن عظیم آن را به ریسمان و دستاویزی محکم الهی تبدیل نموده است که انفصالی در آن نیست با وجود این شما ساکتید! شما را چه می شود که صامت ایستاده و کلامی بر زبان نمی آورید؟ مانند بت های قوم ابراهیم بن آزر علیه الصلاة و السلام نباشید. شما را چه می شود ؛ چه تان شده است ، از خودتان نمی پرسید چرا خداوند اعراب را آل ابراهیم و اهل کتاب را بنی اسراییل می خواند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ}صدق الله العظيم [البقرة:105].
    {کافران اهل کتاب، و (همچنین) مشرکان، دوست ندارند که از سوی خداوند، خیر و برکتی بر شما نازل گردد؛ در حالی که خداوند، رحمت خود را به هر کس بخواهد، اختصاص می‌دهد؛ و خداوند، صاحب فضل بزرگ است}
    و این فرموده خداوند تعالی : {وَدَّ كَثِيرٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُم مِّن بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِّنْ عِندِ أَنفُسِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الحقّ ۖ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:109].
    {بسیاری از اهل کتاب، از روی حسد -که در وجود آنها ریشه دوانده- آرزو می‌کردند شما را بعد از اسلام و ایمان، به حال کفر باز گردانند؛ با اینکه حق برای آنها کاملا روشن شده است. شما آنها را عفو کنید و گذشت نمایید؛ تا خداوند فرمان خودش را بفرستد؛ خداوند بر هر چیزی تواناست.}
    یا شما نمی دانید مقصود خداوند این است که حسودانی از اهل کتاب نسبت به عرب حسادت می ورزند.و فتوای آن را در این فرموده خداوند تعالی می یابید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَيُرِيدُونَ أَن تَضِلُّواْ السَّبِيلَ (44) وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ وَكَفَى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَى بِاللَّهِ نَصِيرًا (45) مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَّهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَكِن لَّعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلاَ يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَلِيلاً (46) يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ آمِنُواْ بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِّمَا مَعَكُم مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً (47) إِنَّ اللَّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاء وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَى إِثْمًا عَظِيمًا (48) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاء وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً (49) انظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَكَفَى بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا (50) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُواْ نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ هَؤُلاء أَهْدَى مِنَ الَّذِينَ آمَنُواْ سَبِيلاً (51) أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَن يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا (52) أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لاَّ يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا (53) أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا (54) فَمِنْهُم مَّنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا (55) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا (56)} صدق الله العظيم [النساء].
    {آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب (خدا) به آنها داده شده بود، گمراهی می‌خرند، و می‌خواهند شما نیز گمراه شوید؟ (۴۴)خدا به دشمنان شما آگاهتر است؛ و کافی است که خدا ولیِّ شما باشد؛ و کافی است که خدا یاور شما باشد. (۴۵) بعضی از یهود، سخنان را از جای خود، تحریف می‌کنند؛ و می‌گویند: «شنیدیم و مخالفت کردیم! وبشنو! که هرگز نشنوی! و (از روی تمسخر می‌گویند: ) راعنا تا با زبان خود، حقایق را بگردانند و در آیین خدا، طعنه زنند. ولی اگر آنها می‌گفتند: «شنیدیم و اطاعت کردیم؛ و سخنان ما را بشنو و به ما مهلت ده ، برای آنان بهتر، و با واقعیت سازگارتر بود. ولی خداوند، آنها را بخاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته است؛ از این رو جز عدّه کمی ایمان نمی‌آورند. (۴۶) ای کسانی که کتاب (خدا) به شما داده شده! به آنچه نازل کردیم ایمان بیاورید، پیش از آنکه صورتهایی را محو کنیم، سپس به گذشته خود بازگردانیم، یا آنها را از رحمت خود دور سازیم، همان گونه که «اصحاب سبت» را دور ساختیم؛ و فرمان خدا، در هر حال انجام شدنی است! (۴۷) خداوند شرک را نمی‌بخشد! و پایین‌تر از آن را برای هر کس می‌بخشد. و آن کسی که برای خدا، شریکی قرار دهد، گناه بزرگی مرتکب شده است. (۴۸) آیا ندیدی کسانی را که خودستایی می‌کنند؟! بلکه خدا هر کس را بخواهد، ستایش می‌کند؛ و کمترین ستمی به آنها نخواهد شد. (۴۹) ببین چگونه بر خدا دروغ می‌بندند! و همین گناه آشکار، کافی است. (۵۰) آیا ندیدی کسانی را که بهره‌ای از کتاب به آنان داده شده به «جبت» و «طاغوت» ایمان می‌آورند، و درباره کافران می‌گویند: «آنها، از کسانی که ایمان آورده‌اند، هدایت یافته‌ترند»؟! (۵۱)آنها کسانی هستند که خداوند، ایشان را از رحمت خود، دور ساخته است؛ و هر کس را خدا از رحمتش دور سازد، یاوری برای او نخواهی یافت. (۵۲) آیا آنها سهمی از ملک دارند در حالی که اگر چنین بود کمترین حق را به مردم نمی‌دادند. (۵۳) یا اینکه نسبت به مردم و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ ما به آل ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها قرار دادیم. (۵۴) ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند؛ و جمعی راه بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، برای آنها کافی است! (۵۵) کسانی که به آیات ما کافر شدند، بزودی آنها را در آتشی وارد می‌کنیم که هرگاه پوستهای تنشان بریان گردد (و بسوزد)، پوستهای دیگری به جای آن قرار می‌دهیم، تا کیفر (الهی) را بچشند. خداوند، توانا و حکیم است (۵۶)}
    مقصود خداوند از آل ابراهیمی که کفار بنی اسراییل نسبت به آنها حسادت می کردند چیست؟ ایا فکر نمی کنید؟ اگر درست فکر کنید درنمی یابید در کتاب خداوند به حق نبی دیگری به نام ابراهیم وجود دارد که غیر از جد اولش ابراهیم بن آزراست؟ مقصود خداوند در این ایه سومین پدر اعراب یعنی ابراهیم بن اسماعیل علیه الصلاة و السلام است و او از رسولانی است که خداوند داستان او را برای نبی خود محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم نقل نکرده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    { إِنَّا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ كَمَا أَوْحَيْنَا إِلَىٰ نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِن بَعْدِهِ ۚ وَأَوْحَيْنَا إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِيسَىٰ وَأَيُّوبَ وَيُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَيْمَانَ ۚ وَآتَيْنَا دَاوُودَ زَبُورًا (163) وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ۚ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا (164) رُّسُلًا مُّبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا (165) لَّٰكِنِ اللَّهُ يَشْهَدُ بِمَا أَنزَلَ إِلَيْكَ ۖ أَنزَلَهُ بِعِلْمِهِ ۖ وَالْمَلَائِكَةُ يَشْهَدُونَ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا (166) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا ضَلَالًا بَعِيدًا (167) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَظَلَمُوا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ طَرِيقًا (168) إِلَّا طَرِيقَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۚ وَكَانَ ذَٰلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا (169) يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الرَّسُولُ بالحقّ مِن رَّبِّكُمْ فَآمِنُوا خَيْرًا لَّكُمْ ۚ وَإِن تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا (170)} صدق الله العظيم [النساء].
    {ما به تو وحی فرستادیم؛ همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحی فرستادیم؛ و به ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایّوب و یونس و هارون و سلیمان وحی نمودیم؛ و به داوود زبور دادیم. (۱۶۳) و پیامبرانی که سرگذشت آنها را پیش از این، برای تو باز گفته‌ایم؛ و پیامبرانی که سرگذشت آنها را بیان نکرده‌ایم؛ و خداوند با موسی سخن گفت. (۱۶۴) پیامبرانی که بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده بودند، تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خدا باقی نماند، و خداوند، توانا و حکیم است. (۱۶۵) ولی خداوند گواهی می‌دهد به آنچه بر تو نازل کرده؛ که از روی علمش نازل کرده است، و فرشتگان گواهی می‌دهند؛ هر چند گواهی خدا کافی است. (۱۶۶) کسانی که کافر شدند، و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، در گمراهی دوری گرفتار شده‌اند. (۱۶۷) کسانی که کافر شدند، و ستم کردند، هرگز خدا آنها را نخواهد بخشید، و آنان را به هیچ راهی هدایت نخواهد کرد، (۱۶۸) مگر به راه دوزخ! که جاودانه در آن خواهند ماند؛ و این کار برای خدا آسان است! (۱۶۹) ای مردم! پیامبر حق را از جانب پروردگارتان آورد؛ به او ایمان بیاورید که برای شما بهتر است! و اگر کافر شوید، آنچه در آسمانها و زمین است از آن خداست، و خداوند، دانا و حکیم است. (۱۷۰)}
    ولی ذکر آنها به صورت پنهان در اسرار کتاب آمده تا خداوند بیان حق قرآن عظیم را معجزه کسی قرار دهد که علم کتاب به او عنایت گردیده است.
    به همین ترتیب، اسراییل جد سوم بنی اسراییل می باشد؛ چون جد آنها اسراییل بن اسحاق بن ابراهیم است او همان جد سوم بنی اسراییل یعنی یعقوب است.جد سوم اعراب نیز به همین ترتیب ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم است و برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ}
    صدق الله العظيم.
    ولی خداوند به نبی خود ابراهیم بن اسماعیل ملک بسیار بزرگی عطا نموده است؛ پس باید خداوند او را به سوی پادشاهی فرستاده باشد که دارای حکومت (ملك ) بزرگی بوده و بعد از هلاکت؛ ملک او را به ارث به آل ابراهیم عطا نموده باشد؛ همچنان که بنی اسراییل را وارث ملک فرعون نمود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ (52) فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ (53) إِنَّ هَؤُلَاءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ (54) وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ (55) وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ (56) فَأَخْرَجْنَاهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ (57) وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ (58) كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ (59)} صدق الله العظيم [الشعراء].
    { و به موسی وحی کردیم که شبانه بندگانم را کوچ ده، زیرا شما مورد تعقیب هستید!» (۵۲) فرعون مأموران بسیج نیرو را به شهرها فرستاد، (۵۳) (و گفت) اینها مسلّماً گروهی اندکند؛ (۵۴) و اینها ما را به خشم آورده‌اند؛ (۵۵) و ما همگی آماده پیکاریم!» (۵۶) و ما آنها را از باغها و چشمه‌ها بیرون راندیم، (۵۷) و از گنجها و قصرهای مجلّل! (۵۸) اینچنین کردیم! و بنی اسرائیل را وارث آنها ساختیم! (۵۹)}
    به همین ترتیب خداوند به آل ابراهیم نیز ملک بزرگی عطا نمود که از ملک فرعون بزرگ تر بود؛ این ملک پادشاه تبّع یمانی است که حکومت خود را به تمام جزیرة العرب گسترش داده بود و حتی از فرعون نیز قدرتمندتر و یاغی
    تر بود.او نیز مانند فرعون؛ ادعای ربوبیت کرد و اگر فرعون دست و پای کسانی که از نبی خداوند موسی پیروی کردند را قطع کرد؛ تبع از او ظالم تر بود چون پیروان ابراهیم را در خندقی پر از آتش افکند. خداوند تعالی می فرماید:
    {وَالسَّمَاء ذَاتِ الْبُرُوجِ (1) وَالْيَوْمِ الْمَوْعُودِ (2) وَشَاهِدٍ وَمَشْهُودٍ (3) قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6) وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِينَ شُهُودٌ (7) وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ (8) الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ (9)} صدق الله العظيم [البروج].
    {سوگند به آسمان دارای برج (۱) و سوگند به آن روز موعود، (۲) و سوگند به «شاهد» و «مشهود»! (۳) مرگ بر شکنجه‌گران صاحب گودال (آتش)، (۴) آتشی عظیم و شعله‌ور! (۵) هنگامی که در کنار آن نشسته بودند، (۶) و آنچه را با مؤمنان انجام می‌دادند تماشا می‌کردند! (۷) آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند؛ (۸) همان کسی که حکومت آسمانها و زمین از آن اوست و خداوند بر همه چیز گواه است! (۹)}
    پادشاه تبّع الیمانی قدرتمند تر بود و گنج ها و سپاهیان بیشتری در اختیار داشت که صدها هزار نفر می رسیدند وبرای همین خداوند تعالی می فرماید: {أَهُمْ خَيْرٌ أَمْ قَوْمُ تُبَّع} [الدخان:37] { آيا اينها بهترند يا قوم تُبّع} .خداوند قوم تبع را مثال می آورد چون آنها در قدرت و ایجاد آثار مهمّ در زمین از اینها برتر بودند(اشاره به آیه کریمه: {أَوَلَمْ يَسِيرُ‌وا فِي الْأَرْ‌ضِ فَيَنظُرُ‌وا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ ۚ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارً‌ا } سوره غافر :21)؛خداوند پادشاه تبّع یمانی را هلاک کرد و ملک او را اولین نسلهای ابراهیم عرب به ارث بردند.همین پادشاه بود که وقتی ابراهیم علیه الصلاة و السلام به او خبر داد که خداوند او را میرانده و زنده کرده است با ابراهیم بن اسماعیل درمورد پروردگارش مجادله کرده و گفت منم که میمیرانم و زنده می کنم؛ اما اکثر شما این را نمی دانید.یا مگر شما نمی دانید که خداوند ذوالقرنین را بر زمین حاکم نموده (اشاره به ایه کریمه: إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الْأَرْ‌ضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا ﴿٨٤﴾ سوره الکهف}و ملک پادشاه تبّع الیمانی را به او عنایت کرد؟ یا تصور شما تحریف کنندگان تاریخ این است که کلیب بن مره پادشاه تبع یمانی را کشته است؟ یا اینکه خداوند الزیر سالم ابولیلی المهلهل را به سوی پادشاه تبّع الیمانی فرستاده و بخاطر تکذیب او بوده که خداوند پادشاه تبّع را هلاک نموده است؟ ایا خداوند به شما فتوا نداده است که تبع بخاطر تکذیب نبی الله ابراهیم بن اسماعیل هلاک شده است؟ آیا می خواهید امام مهدی منتظراز جانب خداوند برانگیخته شود تا از امیال شما پیروی کند و آنگاه شما از وی اطاعت کرده و باورش کنید؟ پناه برخداوند که از امیال و خرافات و افسانه های کتب شما پیروی نمایم که مخالف آن چیزی است که خداوند در قرآن عظیم نازل نموده است.
    ای علمای عزیز امت؛ همچنان دلایل بسیار زیادی برای درهم کوبیدن باطل در نزد ماست؛ هر یک از علمای مشهور امت که می خواهد بفرماید و با عکس و نام خود قدم پیش بگذارد! چون ما از این قضیه هدفی داشته و اینکارمان حکمتی بالغه دارد.آیا دانستن تاریخ قدیم عرب واجداد اولیه تان برایتان اهمیت ندارد ؟ یا برایتان مهم نیست که بدانید دعوت امام ناصر محمد یمانی حق است و یا او نیز مانند سایر کسانی است که با مس شیطان سرگردان شده و ادعای مهدویت می کنند ؟ شاید ناصر محمد یمانی یکی از آنان باشد اگر که نتواند با آیات محکم و بینه کتاب که آیات بنیادی آن هستند زبان تردیدکنندگان را بریده و همه را خاموش سازد. ما از شما نخواستیم که قبل از تدبر و قانع شدن ما را تصدیق کنید؛ به همين ترتیب به شما هم اجازه نمی دهیم تا بر دلایل علمی و برهان های او فکر نکرده اید؛ حکم برباطل بودن وی بدهید.اگر قبل از شنیدن برهان های علمی او حکم کنید؛ خودتان ثابت کرده اید از خردمندان نیستید.چراکه صاحبان خرد ؛ قبل از حکم کردن به سخنان گوش داده و سپس اگر برایشان روشن شد که به حق سخن گفته و راه راست-صراط مستقیم- را نشان می دهد از بهترین آن پیروی می کنند.من با قرآن عظیم شما را به چالش می کشم و از آیات محکم و آیات تفصیل کننده کتاب برایتان حجت می آورم. یا شما نمی دانید که در کتاب خداوند آیاتی هستند که آیه های محکم را تفصیل و تشریح می کنند؟ گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
    {الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ (1)} صدق الله العظيم [هود].
    {الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته؛ سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه (نازل گردیده) است!}

    آیا تصور می کنید ناصر محمد یمانی تکیه اش تنها بر این آیه محکم کتاب است که در آن خداوند تعالی می فرماید:{وَمِن ذُرِّيَة إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم؟بلکه این ایه به تنهایی کافی نیست اگر تفصیل آن را از محکمات تنزیل-قرآن عظیم- نیاوریم. ولي من از کسانی که عربی را به خوبی می دانند تعجب می کنم که چطور جد اعراب را که در محکمات قرآن عظیم آمده وهمان آل ابراهیم بن اسماعیل است با بنی اسراییل بن اسحاق یکی می دانند! حتی از خود سؤال نمی کنید این آل ابراهیمی که بنی اسراییل به آنها حسادت می کردند چه کسانی می توانند باشند! و بازهم از خودتان نمی پرسید خداوند از چه زمانی آن ملک عظیم را به آنان عطا نموده است! ای خردمندان، شما را چه می شود که در کتاب تدبر نمی کنید؟ فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید که می فرماید: {كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} صدق الله العظيم [ص:29]. { این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند!} و بدانید نسبت بنی اسراییل و نسبت اعراب همگی به آل ابراهیم بن آزر بازمی گردد و تصور نکنید امام مهدی ناصر محمد از جاهلان است.یا شاید بر نبی خداوند اسماعیل حرام کرده اید که نام پدرش ابراهیم را روی فرزندش بگذارد و سلام و صلوات خداوندم بر همه آنها باد.
    علمای عزیز مسلمین چه چیزشما را در برابر بیان قرآن با قرآن توسط ناصر محمد یمانی مغرور ساخته است ؟ آیا گفته ای درست تر و تفسیری بهتر و هدایتگر تر از آن دارید.ما شما را با کلامی که خداوند دربرابر امثال شما می فرماید به چالش می کشیم.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَقَالُوا لَن يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَن كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ ۗ تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (111) بَلَىٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِندَ رَبِّهِ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ (112)} صدق الله العظيم [البقرة].
    { آنها گفتند: «هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.» این آرزوی آنهاست! بگو: «اگر راست می‌گویید، دلیل خود را بیاورید!» (۱۱۱) آری، کسی که روی خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش ثابت است؛ نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می‌شوند. (۱۱۲)}.

    عزیز من انصاری "الباحث" ای نور چشم امام؛ از شکرگذاران باش و با این نیت به دنبال حق باش که از آن پیروی و تبعیت کنی؛ دراین صورت خداوند ترا به سوی حق هدایت خواهد نمود.با نیت آوردن حجت به دنبال روزنه نگرد؛ چون خداوند بر ندیدنت می افزاید و به دام هایی گرفتار می شوی که ما آنها را برای کشاندن علمای بزرگ امت به گفتگو کار گذاشته ایم. چون آنها به محض اینکه روزنه ای پیدا کنند می گویند خوب حال زمان آن است که به سراغ زمین زدن دعوت امام ناصر محمد یمانی برویم و با تفسیر آیه ای که او به خطا تفسیر نموده بر وی غلبه نماییم و سپس می گویند تفسیری که حق تر و بهتر از تفسیر ناصر محمد است می آوریم و جرأت می کنند که وارد گفتگو شوند.انصار مراقب باشید که گرفتار این تله ها نشوید.از فتنه شیاطین بشری که خود را مخفی نموده اند، برحذر باشید . انها در خفا برایتان پیام خصوصی می دهند و می گویند:" به فرموده خداوند تعالی که چنین و چنان می فرماید توجه کنید" و ایه ای برایتان می آورند که ظاهر آن با بیان ناصر محمد یمانی اختلاف دارد و درمیان شما کسانی هستند که به آنها گوش می دهند( اشاره به آیه کریمه : لَوْ خَرَ‌جُوا فِيكُم مَّا زَادُوكُمْ إِلَّا خَبَالًا وَلَأَوْضَعُوا خِلَالَكُمْ يَبْغُونَكُمُ الْفِتْنَةَ وَفِيكُمْ سَمَّاعُونَ لَهُمْ ۗ وَاللَّـهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ سوره التوبه :47)پس برحذر باشید! در میان شما مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده‌اند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود نمی دهند( اشاره به آیه کریمه:مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِ‌جَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّـهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ‌ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ﴿٢٣﴾ سوره الأحزاب).از "الآواب تواب" و کسانی که مانند او هستند تشکر می کنم که خبرشیاطین بشر که از پشت پرده وپنهانی دربرابرانصار مکر می کنند را به ما می رسانند. پس ما به آنها می گوییم"" انصاری که به فتنه شیاطین بشر که از پشت پرده فتنه گری می کنندگوش فرا می دهید؛ به انان بگویید برای گفتگو بر سر میز عمومی حاضر شوند.حجت ان نیست که درخفا برای کسی اقامه شود بلکه در پایگاه امام ناصر محمد یمانی و در برابر همه حجت اقامه کنید و اگر تنها در یک مسئله از قرآن –فرقی ندارد از محکمات باشد یا متشابهات-درمقابلش حجت بیاورید؛ کار او تمام است" هرچه می خواهید انتخاب کنید؛ ما به اذن خداوند برای آن آماده ایم.
    بدانید در انجیل تنها نامی از نبی خداوند ذی القرنین آن هم بدون هیچ تفصیلی آمده است. با اینکه در انجیل یادی از او شده اما بنی اسراییل نفهمیدند ذوالقرنین کیست و برای همین به سراغ محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم آمدند و از ایشان سؤال نمودند. خداوند تعالی می فرماید: {وَيَسْأَلُونَكَ عَن ذِي الْقَرْنَيْنِ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُم مِّنْهُ ذِكْرًا (83)إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ فِي الأَرْضِ وَآتَيْنَاهُ مِن كُلِّ شَيْءٍ سَبَبًا (84)} صدق الله العظيم [الكهف].
    { و از تو درباره «ذو القرنین» می‌پرسند؛ بگو: «بزودی بخشی از سرگذشت او را برای شما بازگو خواهم کرد.» (۸۳)ما به او در روی زمین، قدرت و حکومت دادیم؛ و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم. (۸۴)}.
    ولی تنها ذکری از او شده وداستان کامل آن نیامده است؛و این امام مهدی است که با آنچه که پروردگارم ازاسرار پنهان کتاب به من آموخته از این داستان به شما خبر می دهد.من ازجانب خداوند چیزی می دانم که شما نمی دانید
    ای علمای مسلمین؛ راهبان مسیحی و احبار یهود؛ بدانید که خداوند با کسی که علم کتاب را به او عطا نموده شما را به چالش می کشد تا وی بر اساس قرآن عظیم در موارد اختلاف بین تان حکم کرده و حرف آخر را بزند.این سخنان شوخی و از روی غرور نیست و بازگشت امور به سوی خداوند است.ای جماعت امییان؛ مسیحیان و یهودیان؛ شکر گذار باشید که خداوند امام مهدی منتظر را در این امت و در این عصر درمیانتان بر انگیخته است تا مطالبی را که نمی دانستید به شما یاد دهد و در اختلافات بین تان به حق حکم نماید و با رساله خداوند قرآن مجید که برای دو گروه بزرگ جن و انس(ثقلین) فرستاده شده؛ شما را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت نماید؛ چقدر شما از شأن و قدر من نا آگاهید و از رازم اطلاعی ندارید!یا اینکه شما نمی دانید چرا حتی در عصر انبیاء آنان از مهدی منتظر با همین نام مهدی منتظر یاد می کردند؟پس برایتان فتوا می دهیم که این همان مهدی منتظر است که بشر درانتظار او بود تا حقیقت اسم اعظم الهی را به آنها بیاموزد؛ چون حقیقت اسم اعظم؛ همان حکمت خلقت آنهاست و برای همین آفریده شده اند او صفوفشان رامتحد می سازد و به واسطه او خداوند تمام مردم زمین را هدایت کرده و همگی را به صورتی امتی واحد در راه راست-صراط مستقیم-قرار خواهد داد.چقدر دراین دوران شما نیاز به برانگیخته شدن امام مهدی منتظر دارید؛اینک خداوند بیش از ده سال است که وی را میان شما برانگیخته است و دعوت خود را از راه شبکه جهانی اینترنت به عنوان وسیله گفتگو قبل از ظهور، ابلاغ کرده است. ای انصار پیشگام برگزیده در "دوران گفتگو قبل از ظهور"؛ آرام نگیرید و بی تحرک نباشید؛ شما رحمت برای بشریت هستید و مشتاقید که نه خون مسلمانان و نه خون کفار ريخته نشود؛ می خواهید مانع ظلم انسان بر برادر انسانش شوید؛ مردم را به زور وادار به ایمان آوردن نکنید؛ هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هر کس می خواهد کافر شود(اشاره به آیه کریمه:وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّ‌بِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ‌ سوره الکهف:29) بر شما و امام شما چیزی بیشتر از آنکه بر عهده رسولان خداوند و پیروانشان بوده نیست و آن ابلاغ روشن کتاب است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النحل:35].
    {شرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند}
    {فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ} صدق الله العظيم [آل عمران:20].
    { اگر با تو، به گفتگو و مجادله برخیزند، بگو: «من و پیروانم، در برابر خداوند تسلیم شده‌ایم.» و به آنها که اهل کتاب هستند و امییان بگو: «آیا شما هم تسلیم شده‌اید؟» اگر در برابر فرمان و منطق حق، تسلیم شوند، هدایت می‌یابند؛ و اگر سرپیچی کنند، بر تو، تنها ابلاغ (رسالت) است؛ و خدا نسبت به بندگان، بیناست}
    {وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَاحْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [المائدة:92].
    {اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    {مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ} صدق الله العظيم [المائدة:99].
    {پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد؛ و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می‌دارید می‌داند}
    {وَإِنْ مَا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ وَعَلَيْنَا الْحِسَابُ} صدق الله العظيم [الرعد:40].
    { و اگر پاره‌ای از مجازاتها را که به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم، یا تو را بمیرانیم، در هر حال تو فقط مأمور ابلاغ هستی؛ و حساب (آنها) برماست.}
    {فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النحل:82].
    {اگر روی برتابند، تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری}
    {قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النور:54].
    {بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»}
    {وَإِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [العنكبوت:18].
    {اگر شما (مرا) تکذیب کنید امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه فرستاده (خدا) جز ابلاغ آشکار نیست».}
    {فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ} صدق الله العظيم [الشورى:48].
    { و اگر روی‌گردان شوند ما تو را حافظ آنان قرار نداده‌ایم؛ وظیفه تو تنها ابلاغ رسالت است}
    {وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِين}
    صدق الله العظيم [التغابن:12].
    {اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید پیامبر را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد!}

    شاید تمام علمای مسلمین بخواهند یک صدا بگویند:" صبر کن ناصر محمد یمانی بلکه محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم فرموده و ابن عمر رضي الله عنهما از رسول الله صلى الله عليه وسلم نقل نموده:
    [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إلاه إلا الله وأن محمدا رسول الله ويقيموا الصلاة ويؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دمائهم وأموالهم إلا بحق الإسلام وحسابهم على الله تعالى]
    [ به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خداوند یکی است و محمد رسول اوست و نماز بخوانند و زکات بپردازند؛ اگر چنین کردند خون و اموالشان از من در امان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداوند تعالی است].
    امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخشان می گوید: همه شما که در مورد این امر باطل متفق و یک قولید؛ دروغ می گویید؛ با اینکه همگی بر این حدیث توافق دارند؛ اما ما با آیات محکم قرآن عظیم آن را نابود کرده و آن را مانند خاکستری که در روزی توفانی به باد می رود؛ پراکنده می سازیم؛ این حدیث از جانب شیطان رانده شده آمده است.حکمت نسبت دادن این حدیث دروغ در متحد کردن مردم بر علیه مسلمانان است؛ چون شیطان می داند وقتی بشر چنین حدیثی را بشنود؛ حتماً خواهند گفت:" تا زمانی که مسلمانان می خواهند ولو با اکراه ما را به دین خود در آورند؛درغیر اینصورت چون نبی شان ریختن خون و به غارت بردن اموال و زنان ما را بر اساس این حدیث بر آنان حلال کرده است؛ لذا باید قبل از اینکه در روی زمین حاکم شوند؛ آنها را ریشه کن کنیم" .ما می گوییم:" ای مردم صبر کنید؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست؛ محمدٍ رسول الله چنین چیزی نگفته است او رحمت برای عالمیان است، اما این حدیث از جانب خداوند و رسولش برای مسلمانان آورده نشده؛ بلکه این کار شیطان رانده شده است تا صفوف بشریت را متحد سازد و قبل از قدرت گرفتن مسلمانان در زمین، بر علیه آنها وارد جنگ شوند تا به زور مردم را به دین خود در نیاورند. اما آنچه که در قرآن آمده است؛ مخالف این سخن شیطان است؛ چون این حدیث به مسلمانان دستور می دهد با مردم بجنگند تا با زور ایمان بیاورند .ولی این حدیث مخالف امر خداوند در این فرموده است.خداوند تعالی می فرماید:
    {لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدْ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:256].
    {در قبول دین، اکراهی نیست. راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.}
    به راستی که خداوند به ما فرمان داده است تا برای رفع ظلم انسان بر برادر انسانش جهاد کنیم و این تنها با اجرای دستوراتی است که به عنوان حدود الهی آورده شده اند برای مثال حد قتل بناحق انسان-که در حقیقت قتل برادر انسان است-و یا حد برای کسی که به ناحق مال انسان برادرش را به غارت برد و یا حد برای کسی که به آبروی برادر انسانش تعدی نماید و حدودی مانند اینها؛ که هدف آن رفع ظلم انسان بر برادر انسانش است. اما در مورد ایمان؛ خداوند به مسلمانان دستور نداده است که مردم را به زور وادار کنند که ایمان بیاورند. هرچه که می خواهند به جای خداوند بپرستند؛ وظیفه ما ابلاغ است و حساب بر خداوند است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ۚ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ ۚ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18) أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ (19) لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَعْدَ اللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ (20)} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «من مأمورم که خدا را پرستش کنم در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم، (۱۱) و مأمورم که نخستین مسلمان باشم! (۱۲) بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ می‌ترسم!» (۱۳) بگو: «من تنها خدا را می‌پرستم در حالی که دینم را برای او خالص می‌کنم. (۱۴) شما هر چه را جز او می‌خواهید بپرستید!» بگو: «زیانکاران واقعی آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!» (۱۵) برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را می‌ترساند! ای بندگان من! از نافرمانی من بپرهیزید! (۱۶) و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸) آیا تو می‌توانی کسی را که فرمان عذاب درباره او قطعی شده رهایی بخشی؟! آیا تو میتوانی کسی را که در درون آتش است برگیری و نجات دهی؟! (۱۹) ولی آنها که تقوای الهی پیشه کردند، غرفه‌هایی در بهشت دارند که بر فراز آنها غرفه‌های دیگری بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است این وعده الهی است، و خداوند در وعده خود تخلّف نمی‌کند! (۲۰)}
    خداوند آتش را برای کافران و بهشت را برای شاکران قرار داده است.پس به مهدی منتظر که شما را به سوی پذیرش حکمیت رسالت خداوند بر تمام بشریت فرا می خواند، پاسخ دهید. ای مردمانی که در این دوران زندگی می کنید؛خداوند را شکر کنید که مقدر نموده تا در زمان امت مهدی منتظر زندگی نمایید. براستی که خداوند با برانگیختن مهدی منتظر در میانتان فضل بسیار بزرگی را نصیب شما ساخته است تا به شما بیاموزد دین اسلام بی تردید وحقیقتاً دین رحمت پروردگار است نه دین ترور و هراس.ای کسانی که چهره دین اسلام را هم نوا با دشمنان اسلام زشت نشان می دهید؛ از خدا بترسید. آنها به مردم می گویند:" آیا می بینید که این تروریستها چگونه مردم را به خاطر کافر بودن با چاقو ذبح می کند؟" و این باعث تنفر مردم از دین رحمت الهی اسلام می گردد.
    ای مردم؛ اگر می خواهید حقیقت دین خداوند اسلام حق را بدانید؛ حقیقت بیان این دین را در بیانات مهدی منتظر از قرآن و به وسیله قرآن پیدا خواهید کرد و خواهید دانست که درباره خداوند و دین اسلام چقدر ظن بدی داشته اید.
    خداوند را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که من امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در بسیاری از موارد با عقاید مسلمانان و مسیحیان و یهودیان مخالفم و به هیچ وجه از امیال و خواسته های آنان پیروی نمی کنم؛ که اگر چنین کنم؛ گمراه خواهم شد.اگر من از امیال آنان پیروی کنم از هدایت شدگان نخواهم بود.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُوا أَهَٰؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا ۗ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ (53) وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ (54) وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ (55) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ ۚ قُل لَّا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ ۙ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ (56) قُلْ إِنِّي عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَكَذَّبْتُم بِهِ ۚ مَا عِندِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ ۚ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۖ يَقُصُّ الحقّ ۖ وَهُوَ خَيْرُ الْفَاصِلِينَ (57)} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {و این چنین بعضی از آنها را با بعض دیگر آزمودیم ؛ تا بگویند: «آیا اینها هستند که خداوند از میان ما بر آنها منّت گذارده (و نعمت ایمان بخشیده است؟!» آیا خداوند، شاکران را بهتر نمی‌شناسد؟! (۵۳) هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو آیند، به آنها بگو: «سلام بر شما پروردگارتان، رحمت را بر خود فرض کرده؛ هر کس از شما کار بدی از روی نادانی کند، سپس توبه و اصلاح نماید، او آمرزنده مهربان است.» (۵۴) و این چنین آیات را برمیشمریم، و راه گناهکاران آشکار گردد. (۵۵) بگو: «من از پرستش کسانی که غیر از خدا می‌خوانید، نهی شده‌ام!» بگو: «من از هوی و هوسهای شما، پیروی نمی‌کنم؛ اگر چنین کنم، گمراه شده‌ام؛ و از هدایت‌یافتگان نخواهم بود!» (۵۶) بگو: «من دلیل روشنی از پروردگارم دارم؛ و شما آن را تکذیب کرده‌اید! آنچه شما در باره آن عجله دارید، به دستِ من نیست! حکم و فرمان، تنها از آنِ خداست! حق را از باطل جدا می‌کند، و او بهترین جداکننده (حق از باطل) است.» (۵۷)}
    پروردگارا شاهد باش که من ابلاغ کردم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخو البشر في الدم من حواء وآدم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    [SIZE=5]



  4. مصدر المشاركة

    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    24 - 02 - 1436 هـ
    16 - 12 - 2014 مـ

    1393-09-25ه.ش.
    07:07 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    یاد دادن چگونگی اقامه حجت در مقابل کسانی که درباره نبی الله ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم با انصارمجادله می کنند....

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على محمدٍ رسول الله من آل إبراهيم وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين، أمّا بعد..
    سلام الله عليكم ورحمة الله وبركاته اصار پیشگام برگزیده عزیزم که بهترین مردمان و نیکوترین مخلوقات خداوند در این امت هستند، عزیز من انصاری ولید بن احمد همنشین انصاری محمد الصحبی، و چقدر همنشین تو درعالم؛ همنشین نیکویی است، ای نور چشم امامت؛ آیاتی ازآیات محکم کتاب ؛ نیاز به تفصیل دارند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {الر ۚ كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ (1)}
    صدق الله العظيم [هود].
    { الر، این کتابی است که آیاتش استحکام یافته؛ سپس از نزد خداوند حکیم و آگاه تشریح شده است! (۱) }
    برخی از آیات کتاب نیاز به تأویل ىارند و این آیات متشابه هستند وآیاتی هم در کتاب هستند که محکم و روشنند(آیات الکتاب محکمات بینات ) و نه نیاز به تأویل دارند و نه نیاز به تفصیل.
    درهر حال، گاهی در زمان مجادله با علمای امت و محققان اسلامی از آیات محکمی حجت می آورید که نیاز به تفصیل دارند؛ چون آنها از دسته آیاتی محكمي هستند كه نیاز به تفصیل بیشتری با استفاده از آیات دیگر دارند چون از" آیات محکم بینه" نیستند بلکه آیات محکمند که باید با آیات دیگر محکم کتاب تفصیل گردند.
    درهر حال؛ انصار پیشگام برگزیده عزیزم ؛ به شما یاد خواهم داد چگونه برای کسانی که درمورد نبی ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن آزر با شما مجادله می کنند؛ حجت بیاورید. اول از این فرموده خداوند تعالی شروع کنید که:
    {وَمِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ} صدق الله العظيم [مريم:58] این از آیات محکمی است که نیاز به تأویل دارد؛ چون خداوند از جد سوم اعراب و جد سوم بین اسراییل یاد می کند.جد سوم اعراب ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم عليهم الصلاة والسلام و جد سوم بنی اسراییل، إسرائيل بن إسحاق بن إبراهيم عليهم الصلاة والسلام، است ولی اگرتفصیل این ایه نیاید می توانند با شما مجادله کنند که منظور ابراهیم بن آزر است.شما در پاسخ بگویید:"خیر مقصود ابراهیم بن اسماعیل سومین جد اعراب است" . خواهند گفت:"اگر راست می گویید برهانتان چیست؟" آنگاه شما حجت حق را برایشان أقامه کرده و می گویید:" بدانید که کافران بنی اسراییل به نژاد عرب آل ابراهیم حسادت می کردند چون خداوند محمد رسول الله خاتم الأنبياء والمرسلين را که برای هدایت همگی مردم آمده و حامل رسالت قرآن عظیم برای هر دو گروه بزرگ جن و انس بود ، از میان اعراب آل ابراهیم برگزید. این حسودان؛ شیاطین یهود و مسیحیان مشرک بودند که بخاطر این بزرگداشت و تکریم عظیم به آل ابراهیم عرب حسادت می ورزیدند.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنفُسِهِمْ} صدق الله العظيم [البقرة:109].
    { بسیاری از اهل کتاب آرزو دارند که شما را از ایمان به کفر برگردانند به سبب رشک و حسدی که در نفس خود بر شما برند}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ} صدق الله العظيم [البقرة:105].
    { هرگز کافران اهل کتاب و مشرکان مایل نیستند که بر شما خیری از جانب خدایتان نازل شود، لیکن خدا هر که را بخواهد به فضل و رحمت خویش مخصوص گرداند، و خدا صاحب فضل عظیم است}
    این یعنی بنی اسراییل بخاطر آنچه که خداوند به اعراب آل ابراهیم عطا نموده بود؛ نسبت به آنان حسد می ورزیدند و خداوند تعالی می فرماید:
    {أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا (54) فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا (55)} صدق الله العظيم،[النساء]
    {بلکه حسد می‌ورزند با مردم چون آنها را خدا به فضل خود برخوردار نمود. که البته ما به آل ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملک و سلطنتی بزرگ عطا کردیم.}
    در اينجا دهان كسي كه در باره پيامبر خدا ابراهيم بن اسماعيل با شما مجادله بسته مي شود و خواهند دانست كه حتما ابراهيم ديگري وجود دارد و او حتما از نسل پيامبر خداوند اسماعيل است . زيرا براي سوال كنندگان روشن گرديد كه او بي شك و ترديد پدر عرب بعد از اسماعيل است . گواهي آن فرموده خداوند تعالي است:
    {أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا (54) فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَكَفَى بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا (55)} صدق الله العظيم،[النساء]
    {یا اینکه نسبت به مردم ، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشیده، حسد می‌ورزند؟ البته که ما به آل ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم؛ و حکومت عظیمی در اختیار آنها قرار دادیم. (۵۴)ولی جمعی از آنها به آن ایمان آوردند؛ و جمعی راه (مردم را) بر آن بستند. و شعله فروزانِ آتش دوزخ، برای آنها کافی است! (۵۵)}
    سپس پرسشگران از شما سؤال می کنند:" ای انصار ناصر محمد یمانی؛ پس حال که چنین است اگر راست می گویید؛به ما فتوا دهید خداوند نبی الله
    ابراهيم بن اسماعیل را به سوی چه کسانی فرستاد؟ چون در اینجا ما می بینیم که خداوند او را وارث ملکی عظیم قرارداده است؛ پس باید به سوی یکی از پادشاهان جبار زمین فرستاده شده باشد و سپس بخاطر تکذیب کردن ابراهیم ؛ خداوند پادشاه کافر را هلاک نموده و ملک او را به نبی خود ابراهیم بن اسماعیل داده باشد".آنگاه برایشان از ملک نبی الله ابراهیم ؛برهان روشن بیاورید . برهانتان این فرموده خداوند تعالی است:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِـي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِـي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ} صدق الله العظيم [البقرة:258].
    {آیا ندیدی که پادشاه زمان ابراهیم که خدا حکومتی به او داده بود درباره خدا با ابراهیم به جدل برخاست؟ چون ابراهیم گفت: خدای من آن است که زنده گرداند و بمیراند، او گفت: من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم. ابراهیم گفت که خداوند خورشید را از طرف مشرق برآورد، تو اگر توانی از مغرب بیرون آر؛ آن کافر در جواب عاجز ماند؛ و خدا راهنمای ستمکاران نخواهد بود.}
    ما پیش از این از کتاب ثابت کردیم که خداوند ملک پادشاه تبّع الیمانی را که در نظر بشر؛ ملک عظیمی بود به ابراهیم بن اسماعیل عليهما الصلاة والسلام عطا نمود؛ و ملک بزرگ تری نیز بدانان عنایت کرد که همانا نصفی از جنت بابل بود؛ زمینی که در جنوب سد ذی القرنین در زمین دارای دومشرق قرار داشت وقبل از آن، پای آنها (اعراب ) به آنجا نرسیده بود. به همان ترتیب ؛خداوند به امام مهدی عربی ناصر محمد یمانی زمینی را عنایت خواهد کرد که پای شما به آنجا نرسیده است؛ یعنی زمینی را که در باطن زمین دارای دومشرق قرار دارد و نیمی از آن را قبلاً به ذوالقرنین ابراهیم بن اسماعیل بن ابرهیم و کسانی از آل ابراهیم علیهم الصلاة و والسلام که با وی بودند؛ عطا نمود ؛ زمینی که پای شما به آن نرسیده است. تأکید می کنیم خداوند آنرا به امام مهدی عربی ناصر محمد یمانی خواهد داد و خداوند خلف میعاد نمی کند؛ گواه آن وعده حقی است که به کسانی داده شده که برای خداوند شریک نگیرند و خدواند تعالی می فرماید:
    {وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَىٰ لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا ۚ يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شيئاً ۚ وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (55) وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ (56) لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ ۖ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ (57)} صدق الله العظيم [النور].
    {خدا به کسانی از شما بندگان که ایمان آرند و نیکوکار گردند وعده فرمود که در زمین خلافتشان دهد چنانکه امم صالح پیامبران سلف را جانشین پیشینیان آنها نمود، و دین پسندیده آنان را تمکین و تسلط عطا کند و به همه آنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی، بی هیچ شائبه، شرک و ریا پرستش کنند، و بعد از آن هر که کافر شود پس آنان به حقیقت همان فاسقان تبهکارند. (۵۵) و نماز را به پا دارید و زکات بدهید و رسول ما را اطاعت کنید، باشد که مورد لطف و رحمت شوید. (۵۶) هرگز مپندار که کافران در زمین معجز و قدرتی خواهند یافت، و جایگاهشان دوزخ است که بسیار منزلگاه بدی است. (۵۷)
    ای اباهبة، آیا بازهم می خواهی با هر حیله و وسیله ای که شده ؛ شب و روز تلاش کنی تا راه پیروی از حق را منحرف سازی؟ پای خود را ازگلیمت درازتر نکن و وادارم نکن کمرت را شکسته و عمرت را کوتاه نمایم؛ چون من تو را از شیاطین سرکش می بینم.برحذر باش و مرا مجبور نکن که این برایت بهتر است؛ دست ازاینکه با باطل مردم را ازحق دور کنی ؛ بردار.

    و اما در مورد برانگیخته شدن قوم تبّع ؛ ما گفتیم که خداوند به نا حق تبع یمانی
    جبار ومتکبر را بر نیانگیخت و همچنین کسانی که درحکومت جابرانه با وی همدست بودند وبا تصمیم او برای به آتش انداختن مؤمنان به خداوند عزیز و حمید مخالفت نکردند نیز برانگیخته نشدند .ما تنها گفتیم: خداوند سپاه تبع را بعد از آنکه جزای کار خود را دیدند برانگیخت.ما صحبتی از برانگیخته شدن پادشاه تبع وهمدستان بدکارش که در این حکم با او همراهی کردند؛ نکردیم؛ بلکه خداوند همه آنها را هلاک کرده و وارد آتش شدندو بجز خداوند یاوری نداشتند همچون تمام ظالمانی که چون ایشان هستند.به این ترتیب پادشاه تبع و همدستان بدکارش که در دولت بزرگ او و در حکمش با وی همراه بودند ؛ تا هم اكنون در آتشند و طعم اعمال خود را می چشندو سپس خداوند در زمان مهدی منتظر آنها را درجریان بعث اول بر می انگیزد، وامیدواریم خداوند این برانگیخته شدن را مایه رحمت قرار دهد؛ همچنان که برای اصحابشان چنین بود؛ براستی که فضل خداوند بربندگانش بسیاراست اما اکثر مردم شکرگذار نیستند.
    اباهبة ، پیش از این به تو گفتیم که برو به جهنم ؛ تو شایسته تکریم نیستی؛ ما بعد از بستن در گفتگو درباره نبی الله ذوالقرنین،بین من و تو دیگر در انتظار گفتگو با تو نیستیم، ما منتظر علمایی از امت هستیم که غرور آنها را به گناه نکشاند.اما تو اباهبه می بینم که مانند شیطان رانده شده دچار کبر و غرور و خبث و حسد و لئامتی و بیان حق قرآن تنها باعث بیشتر شدن پلیدیت می گردد، می دانی چرا؟چون به دنبال حق نیستي؛ بلکه دنبال منفذی ولو به اندازه سر سوزن می گردی تا بتوانی در برابر ناصر محمد یمانی حجت بیاوری.گوش کن چه می گویم:تا زمانی که چنین نیت خبیثانه ای داشته باشی؛والله والله والله؛ اگر امام مهدی تمام آنچه که خداوند در لوح محفوظ خود کتابت کرده است را برایت روشن نماید، بازهم تنها حاصل آن برای تو اضافه شدن پليدی است و خداوند ترا نسبت به تمام آن حقایقکور می نماید تا چیزی از حق را نتوانی ببینی و حتی اگر خداوند به تو بصیرت دیدن آنها را بدهد ؛ قلبت را منحرف می کند تا از هیچ یک از آنها پیروی نکنی؛ این ظلم ازطرف خداوند نیست، این ظلمی است که تو در حق خود می کنی؛ چون به دنبال یافتن و پیروی ازحق نیستی؛ بلکه تنها به دنبال آوردن حجت در برابر امام ناصر محمد یمانی هستی که خداوند او را چون سرنیزه ای درقلب اباهبة قرار داده است.پس از خشمت بمیر که خداوند خلیفه خود را علیرغم میل تو برخواهد انگیخت. برو به جهنم ، که گفتگو با تو هدر دادن وقت است .می دانیم تلاش می کنی تا پنهانی و از پشت پرده؛ انصار را به فتنه بیندازی.بدان که گناه فتنه در نزد خداوند بیش از گناه قتل عمد است و اگر احدی از آنان را گمراه کنی مانند این است که همه مردم را به گمراهی کشانده باشی. پس اگر کسی از علمای امت برای گفتگو؛میهمان ما شد پیگیر گفتگوی بین امام ناصر محمد یمانی و میهمانان گرامی او از علمای امت باش.با اینکه بیانات امام ناصر محمد یمانی توسط هزاران نفر از علمای مسلمین پیگیری می شود واکثرشان نیز او را تکذیب نکرده اند اما هنوز برایشان یقین کامل حاصل نشده که ناصر محمد یمانی بی تردید همان مهدی منتظر باشد. راز تردیدشان نیز همین است و نمی توانند انکار یا اعتراف کنند؛ با اینکه امام ناصر محمد یمانی در بعضی از بیانات نسبت به علمای امت سخت گیری مي كند ؛ اما خداوند هیبت امام ناصر محمد یمانی را به قلب کسانی که از امر او آگاه شده و دربیانات حق قرآن تدبر می کنند، می اندازد.اما کسانی که قبل از شنیدن بیانات درباره آن قضاوت می کنند از خردمندان نبوده و نه برای خود و نه برای امتشان فایده ای ندارند.
    به پروردگار واحد قهار قسم که اگر ببینیم سعی می کنی باز از پشت پرده و به صورت خصوصی انصار را به فتنه بیندازی، شب و روز به درگاه پروردگارم با اصرار درخواست می کنم و با دعایی که نه نابودت کند و نه رهایت سازد ترا درهم می شکنم، یعنی نه مرگ برایت بماند و نه زندگی! به عذاب دردناکی گرفتار شوی ونه مرده باشی و نه زنده! مرا مجبور نکن که کمرت را درهم شکنم به خداوند قسم که دوست ندارم برعلیه احدی دعا کنم؛ مگر اینکه خداوند مرا آگاه نماید که آن فرد بعد از آنکه حق برایش روشن گردید؛شب و روز درتلاش است تا مردم را از پیروی از ذکر و دعوت مهدی منتظر دور نماید.تو باعث شدی که ما حقیقت نبی خداوند ذوالقرنین را برای انصار بازگو نماییم؛ این برای آن بود که ازخشمت بمیری.می دانم که قلبت آکنده از غیض و حقد نامحدود نسبت به امام مهدی ناصر محمد یمانی است و درصورتی که بازنگردی (وتوبه نكني ) خداوند ترا برای اطرافیانت مایه عبرت خواهد کرد.امور به خداوند بازمی گردد که از چشم های خیانت کار ورازهای پنهان درسینه ها آگاه است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




المواضيع المتشابهه

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •