صفحة 3 من 4 الأولىالأولى 1234 الأخيرةالأخيرة
النتائج 21 إلى 30 من 36

الموضوع: بیانات امام در باره احکام وضو، نماز و موعد آن

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. مصدر المشاركة
    - 23 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    07-16-2009
    03:29
    am
    ــــــــــــــــــ


    ههههههههه بارك الله به تو أبا وهبی؛ با وجود اندوهم؛ مرا به خنده انداختی..




    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته السلام علينا وعلى جميع عباد الله الصالحين، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..


    به خدا که علی‌رغم حزن و اندوهم مرا به خنده انداختی أبا وهبی؛ خداوند در روزی که مال و فرزند منفعتی نخواهد داشت و تنها قلب سلیم به کارخواهد آمد تو را خندان سازد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { فَالْيَوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ (34) عَلَى الْأَرَائِكِ يَنْظُرُونَ (35) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يَفْعَلُونَ (36) } صدق الله العظيم [المطففين]
    { ولی امروز مؤمنان به کفار می‌خندند، (۳۴)بر تختها تكيه زده‌اند و مى‌نگرند. (۳۵) آيا كافران برابر اعمالشان پاداش يافته‌اند؟ (۳۶)}


    اما خنده من از این گفته حبیب قلبم ابا وهبی است که : ولی از خدا می‌خواهم بیان را فهمیده و درک آن برایم آسان باشد ؛ (نه مثل ادراک خورشید به ماه) ههههههههه به تو بشارت می‌دهم که در زمان مقدر شده در کتاب مسطور؛ دعایت اجابت شده است. حبیب قلبم أبا وهبی؛ همانا که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به تو می‌گوید: به تو بشارت می‌دهم که خداوند بیان مهدی منتظردرمورد حکم نماز و تفصیل رکعت‌های هر نماز از آیات محکم قرآن عظیم را از آسان‌ترین بیانات مهدی منتظر قرار داده و همگان-عالم و جاهل- آن را به راحتی و سهولت می‌فهمند. خداوند بیان نماز را در قرآن به زبان عربی مبین و خیلی آسان قرار داده و به زبان عجمی نیاورده تا اعراب حجت نداشته باشند که بگویند: ما عرب هستیم چطور زبان عجم را بفهمیم! خداوند تعالی می‌فرماید:


    { وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآناً أَعْجَمِيّاً لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَأَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ } صدق الله العظيم [فصّلت: 44]
    { اگر قرآن را به زبان عجم مى‌فرستاديم، مى‌گفتند: چرا آياتش به روشنى بيان نشده است؟ كتابى به زبان عجم و پيامبرى عرب؟ بگو: اين كتاب براى آنها كه ايمان آورده‌اند هدايت و شفاست و آنها كه ايمان نياورده‌اند گوشهاشان سنگين است، و چشمانشان كور است، چنانند كه گويى آنها را از جايى دور ندا مى‌دهند.}

    وسلامُ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوك الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  2. مصدر المشاركة

    - 24 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - 07 - 1430 هـ
    19 - 07 - 2009 مـ
    12:56 صباحاً
    ــــــــــــــــــ




    ای علمای امت اسلام؛ بیدار شوید....


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    ای جماعت علمای اهل سنت و شیعه؛ ای علمای تمام فرقه‌ها و گروه‌های متفرق و گوناگون اسلامی؛ به خداوند بزرگ قسم می‌خورم؛ من به اذن خداوند و پروردگار عالمیان قادرم بیانی از ایات محکم قرآن عظیم بیاورم که درآن پنج نوبت نماز-روزانه- به تفصیل و با دقت کامل و بدون کمترین خطا تشریح شده باشدوازآیات محکم قرآن عظیم تعداد نمازهای روزانه را به شما بیاموزم و اینکه در هر نماز چند رکعت باید بجا آورده شود را نیز از ایات محکم قرآن عظیم بیان کنم؛ وباز از ایات محکم قرآن عظیم به شما بیاموزم در هر نماز چند تکبیر باید گفته شود. از ایات محکم قرآن عظیم به شما یاد دهم در رکوع چه باید گفته شود و باز از آیات محکم قرآن عظیم ذکر بعد از برخاستن از رکوع را به شما بیاموزم و هم چنین اینکه در سجده‌های‌تان چه باید بگویید را از آیات محکم قرآن عظیم برای‌تان بیاورم. وازآیات محکم قرآن عظیم به شما بیاموزم وقتی بعد از سجده نشستید چه باید بگویید و آنچه را که نمی‌دانید به شما بیاموزم؛ به این شرط که اگرهمه شما چه علمای اهل سنت و شیعه و چه علمای تمام مذاهب متفرقه را ساکت نکردم؛ مهدی منتظر نیستم و شما را بر سر دو راهی انتخابی بگذارم که راه سوم نداشته باشد. چاره‌ای نداشته باشید جز اینکه یا به کتاب خداوند قرآن عظیم ایمان بیاورید و یا به آن کافر شوید که در این صورت خداوند بین من و شما حکم خواهد کرد که او اسرع الحاسبین است.


    شاید یکی از انصار بگوید:" ای امام علیم؛ چرا به ما که انصار هستیم یاد نمی‌دهی که نماز را طبق آنچه که خداوند در قرآن عظیم به ما خبر داده بجا آوریم؟" امام مهدی منتظر حق پروردگار عالمیان در پاسخ می‌گوید: گوش کن نور چشم امام و حبیب قلب من؛ من مانند علمای دینی نیستم که دعوت‌شان؛مسلمانان را به تفرقه کشانده و با اختلافات دینی باعث پراکندگی آنان می‌شوند. برای همین اگر برای شما چگونگی نماز گذاردن حق را بیان نمایم و حکم آن را ازآیات محکم قرآن برای‌تان بیاورم؛ تمام انصار پیشگام برگزیده باید از صفوف نمازجماعت در خانه‌های خداوند جدا شوند؛ چون نمازشان با نمازاهل سنت و شیعیان تفاوت دارد و سپس آنها اقدام به ساختن مساجدی مخصوص به خود می‌کنند تا در آنجا برای پروردگارشان نماز اقامه کنند و فرقه جدیدی ایجاد می‌کنند. ولی من چنین نمی‌کنم ولو اینکه این امر مربوط به یکی از ارکان اسلام و بلکه مهم‌ترین رکن اسلام باشد؛ چون به شدت در تلاشم که مانع پراکندگی و ناتوانی مسلمانان شده و صفوف آنان را متحد سازم. همانا که به انصار گفته‌ام مانند اهل سنت و جماعت نماز بگذارند؛ چون حداقل درنماز اهل سنت به علت سجده نکردن بر خاک حسین؛ شرک به خدا وجود ندارد ولی اهل سنت و شیعیان برخی از ارکان نماز را
    ازدست داده وچیزهایی به آن اضافه کرده‌اند که امر خدا نیست و نه شیعه و نه سنی و نه تمام مذاهب اسلامی حق نماز را رعایت ننموده‌اند.

    ای علمای شیعه و سنی؛ و ای علمای تمام مذاهب و فرق؛ من امام مهدی حق پروردگارتان هستم و اگر شما در مسیر هدایت بودید؛ چرا باید زمان مقدر شده و دوران مهدی منتظر فرا رسد تا شما و همه مردم را به راه خداوند عزیز و حمید دعوت کند؛ پس بفرمایید در پایگاه آزادی که برای گفتگوی میان علمای دینی برپا کرده‌ایم با هم از روی علم وبرهان گفتگو کنیم.

    ای انصار پیشگام برگزیده؛ مبادا؛ مبادا اگر ناصر محمد یمانی به وعده خود عمل نکرد و نتوانست از آیات محکم قرآن عظیم برهان بیاورد و زبان علمای سنی و شیعه را در احکام حق نماز خاموش نساخت؛ به پیروی از او ادامه دهید. ما تعداد رکعت هرنماز و ذکری را که باید در مقام سلام بر زبان آورید را از آیات محکم قرآن عظیم می‌آوریم و به خداوند بزرگ قسم می‌خورم که شما مانند محمد رسول الله و صحابه‌ای که با دل و جان همراهش بودند - صلى الله عليهم وسلم تسليماَ - نماز نمی‌خوانید. کسانی که خداوند درباره آنان می‌فرماید:

    { مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّار ِرُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً } صدق الله العظيم [الفتح: 29]

    {محمّد فرستاده‌ی خدا است، و کسانی که با او هستند در برابر کافران تند و سرسخت، و نسبت به یکدیگر مهربان و دلسوزند. ایشان را در حال رکوع و سجود می‌بینی. آنان همواره فضل خدای را می‌جویند و رضای او را می‌طلبند. نشانه‌ی ایشان بر اثر سجده در پیشانی‌هایشان نمایان است. این، توصیف آنان در تورات است، و امّا توصیف ایشان در انجیل چنین است که همانند کشتزاری هستند که جوانه‌های (خوشه‌های) خود را بیرون زده، و آنها را نیرو داده و سخت نموده و بر ساقه‌های خویش راست ایستاده باشد، بگونه‌ای که برزگران را به شگفت می‌آورد. تا کافران را به سبب آنان خشمگین کند. خداوند به کسانی از ایشان که ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند آمرزش و پاداش بزرگی را وعده می‌دهد}

    اما کسانی که بعد از آنان آمدند؛ نمازها را تباه و ضایع کردند و پیرو شهوات شدند. از من پیروی کنید تا شما را به منهاج و مسیر اولیه نبوت بازگردانم. خداوند مرا امام علیم شما قرار داده است و به وعده خود و رسولش به شما عمل نموده و مهدی منتظر حق پروردگارتان را برانگیخته تا بعد از گمراهی و پراکندگی و تفرقه در صفوف‌تان، شما را هدایت نماید و صفوف‌تان را متحد ساخته و شوکت‌تان را تقویت کند تا در تمام عالم کلمه طیبه خداوند لا إله إلا الله وحده لا شريك له اعتلا یافته و بالاترین کلام گردد و کلام شرک به خداوند را چون شجره خبیثه‌ای که ریشه‌ای نداشته و ناپایدار است از روی زمین برکنیم. همانا که خداوند خلف وعده نمی‌کند. پس شکرگزار باشید تا خداوند به علم وآگاهی و حکمت شما بیفزاید و اگر کافر شدید، بدانید که همانا خداوند شدید العقاب است.


    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    أخو عُلماء الأمة الإسلامية وأتباعهم أجمعين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.






  3. مصدر المشاركة
    - 25 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    27 - 03 - 2010 مـ
    12:02 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــــــ


    همانا که نماز صبح به حق و بدون شک وتردید نماز وسطی است...
    خداوند در آیات محکم قرآن علم نجوم و افلاک را به تفصیل بیان نموده است...

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الانبياء والمُرسلين جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم والتابعين للحق إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    سلام خدا بر ابوفراس زهرانی از حافظان قرآن ؛ خدا تو را حفظ نموده وبه راه راست هدایت فرماید. و سؤالت از امام ناصر محمد یمانی که : آیا به علوم فلکی احاطه داری؟ امام مهدی ناصرمحمد یمانی درپاسخ می‌گوید: البته که چنین است. خداوند علم فلک را به من آموخته است ولی این دانش برگرفته ازکتاب‌های نوشته انسان نیست؛بلکه از آیات محکم ذکر و از محکمات قرآن عظیم برای‌تان برهان می‌آورم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً } صدق الله العظيم [الإسراء: 12]
    {ما شب و روز را دو نشانه خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    اگر دانشمندان علم فلک دچار اشتباه و خطا شوند؛ قادر به گمراه کردن امام مهدی نخواهند بود. من از امیال آنان پیروی نمی کنم بلکه با آیات محکم آنچه که درست باشد را تصدیق و آنچه را که باطل باشد باز هم با آیات محکم ذکر باطل می‌کنم. ابوفراس که از مردمان نیک هستی بر اساس فرموده حق خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُواْ عَدَدَ السِّنين والحساب وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلاً } صدق الله العظيم [الإسراء: 12]
    {ما شب و روز را دو نشانه قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    ابوفراس خردمند؛ درمورد حساب شبانه روز؛ آنچه که در کتاب پیدا می‌کنم این است که آغاز شبانه روز از لحظه پنهان شدن خورشید در پس حجاب و سپس گسترش تاریکی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظیم [يس].
    {شب برای آنها نشانه‌ای است که روز با آن پایان می‌یابد و منقضی می‌شود و ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد! (۳۷) و خورشید که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. (۳۸) و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، سرانجام به قرارگاه اولش (محاق تاریک)بازمی‌گردد.(۳۹)نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}

    و خداوند دراین آیات محکم برای شما آغازحساب را براساس حرکت زمین و خورشید و ماه روشن می‌نماید. خداوند به شما خبر می‌دهد که براساس حساب زمان دقیق آغاز شبانه روز؛ غروب خورشید و آغاز شبی است که متعلق به شبانه روز جدید است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    {شب برای آنان نشانه‌ای است که روز با آن پایان یافته و منقضی می‌شود و تاریکی آنان را فرا می‌گیرد.}
    لذا شب دقیقاً بعد از غروب آفتاب و پنهان شدن آن درپس حجاب آغاز می‌شود واز نظر"وقت "(نه از نظر حرکت ذاتی ؛ چون در حرکت ذاتی روز جلوتر از شب است که ان‌شاءالله آن را به تفصیل بیان خواهیم کرد) شبانه روز با آغاز شب؛ شروع می‌شود . برای اینکه مطالب را با هم قاطی نکنی بدان که در حال حاضرما درمورد حساب أوقات معین شده(حساب الموقوت) صحبت می‌کنیم و اینکه حساب شبانه روز از چه لحظه‌ای است و فرموده خداوند تعالی را برایت می‌آوریم:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    { شب برايشان نشانه‌ای است كه روز با آن پایان یافته ومنقضی می‌شود و تاریکی آنان را فرا می‌گیرد.}
    به این ترتیب از نظر حساب وقت در کتاب؛ شبانه روز دقیقاً با نماز مغرب آغاز می‌شود و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً } صدق الله العظيم [الأعراف: 142]
    {و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب (دیگر) تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش (با او)، چهل شب تمام شد.}
    پس از آیات محکم کتاب حق برایتان روشن شد و دانستید که حساب ایام با شب -یعنی غروب خورشید- آغاز می‌شود و تا غروب خورشید بعد ادامه می‌یابد و می‌شود یک شبانه روز؛ چون از نظر حساب؛ شبانه روز ۲۴ ساعت است و از نظر حساب در کتاب؛ شبانه روز با غروب آفتاب و پنهان شدن آن پشت حجاب آغاز می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآَيَةٌ لَهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُمْ مُظْلِمُونَ } صدق الله العظيم [يس: 37]
    {شب برایشان نشانه‌ای است روز با آن پیاین می‌یابد و منقضی می‌شود و تاريكى آنان را فرا می‌گیرد.}
    و از آنجا که نماز تکلیفی است که در زمانی معین باید انجام شود( کتاب موقوت)؛ حال برای شما سهل و آسان است که دریابید کدام نماز "نماز وسطی"است؛ همان نمازی که خداوند توصیه کرده از آن مراقبت کنید، چرا که پروردگار می‌دانست که بسیاری از مسلمانان آن را از دست می‌دهند. دقیقاً برایتان روشن شد آغاز شبانه روز و حساب ایام از چه لحظه‌ای است. شبانه روز جدید لحظه دخول شب و پنهان شدن خورشید پشت حجاب است پس برایتان روشن و واضح شد که این بیان حق است که اولین نماز در شبانه روز نماز مغرب است و سپس نماز عشاء و بعد نماز صبح و ظهر و عصر. وقت نماز عصر با پنهان شدن خورشید در حجاب تمام شده و زمان آغاز نماز درشبانه روز جدید فرا می‌رسد که با نماز مغرب شروع می‌شود و الی آخر...پس بیا تا ببینیم "نماز وسطی" بی شک و تردید کدام نماز است:
    ۱-مغرب
    ۲-عشاء
    ۳-صبح
    ۴-ظهر
    ۵-عصر
    پس برای ابوفراس که از مردمان نیک است روشن شد که همانا نماز صبح بی شک و تردید نماز وسطی است و همین نماز است که خداوند فرمان داده درآن برای دعای قنوت برخیزید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ } صدق الله العظيم [البقرة: 238]
    {بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و درحال قنوت برای خدا قیام کنید}
    واین "نماز مشهود" است چون درموعد انجام آن معقبات (ملائکه‌ای که مأمور روز و شب هستند)گرد آمده و فرشتگان شب؛ أمور را تحویل فرشتگان روز می‌دهند. این تحویل درست در موعد نماز وسطی که نماز صبح است صورت می‌گیرد . به همین دلیل این نماز "مشهود" است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا } صدق الله العظيم [الإاسراء: 78]
    {نماز را از زوال خورشید (زرد شدن رنگ خورشید) تا نهایت تاریکی شب برپا دار؛ و همچنین قرآن فجر [= نماز صبح‌] را؛ چرا که قرآن فجرمشهود است}
    ولی آنان که تصور کرده‌اند نماز وسطی؛ نماز عصر است، ندانسته به خداوندنسبت داده‌اند. خداوند آنها را عفو کرده و هدایت نماید؛ این سخنان از روی ظن است و می‌دانید ظن و گمان جای حق را نمی‌گیرد.اینها چون فکر می‌کنند نماز صبح اولین نمازاست؛ لذا گمان کرده‌اند نماز عصر نماز وسطی است :
    ۱-صبح
    ۲-ظهر
    ۳-عصر
    ۴-مغرب
    ۵-عشاء.
    اما آنها موعد نمازها را به هم ریخته‌اند چون سه نماز از نمازهای روزانه -یعنی نماز صبح و ظهر وعصر- را که مربوط به شبانه روز گذشته است و هم چنین دونماز را که مربوط به شبانه روز جدید است- یعنی نماز مغرب و عشأ- با هم اورده و به همین دلیل بر اساس محاسبات‌شان نماز عصر نماز وسطی می‌شود. این از روی اجتهاد ظنی است و خود می‌دانند ممکن است درست باشد یا غلط. اما ابو فراس شما می‌دانید خداوند فتوا داده که ظن شما را از حقیقت بی‌نیاز نمی‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلَّا ظَنًّا إِنَّ الظَّنَّ لَا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا } صدق الله العظيم [النجم: 28]
    {تنها از گمان بی‌پایه پیروی می‌کنند با اینکه «گمان» هرگز انسان را از حقّ بی‌نیاز نمی‌کند}
    اما من امام مهدی به حق فتوا می‌دهم که فتوای اجتهادی در دین خدا حرام است؛ این چنین فتواهایی می‌توانند درست باشند یا غلط. حال به شما یاد می‌دهم اجتهاد حقیقی کدام است: اجتهاد یعنی به دنبال علم حق بودن؛ تا اینکه خداوند فرد را به سوی برهان علمی منیری هدایت کند که بی شک و تردید از پروردگار عالمیان است. و راز اینکه امام مهدی با برهان علمی حق بر تمام علمای امت مهیمن می‌گردد نیز در همین امر نهفته است. ابوفراس تو نمی‌توانی با فتوایی مردم را قانع کنی که احتمال صحت یا خطا در آن است چون چنین فتواهایی یقینی نبوده و از روی ظن و گمان هستند چراکه برای آنها برهان علمی محکم نداری تا بتوانی با آن مجادله کنندگان را به حق خاموش سازی. لذا اجتهاد-حقیقی- یعنی به دنبال حق بگردی و زمانی که خداوند بداند شما حریص هستید تا جز حق به خداوند نسبت ندهید؛ به وعده حق خود در آیات محکم کتابش عمل کرده و فتوای حق را به شما نشان می‌دهد:

    { وَاتَّقُواْ اللّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ } صدق الله العظيم [البقرة: 282]
    {و از خدا بترسید و خداوند به شما می‌آموزد، و خداوند به آنچه می‌کنید آگاه است.}
    چون خداوند می‌بیند تو مجتهدانه به دنبال حق می‌گردی و چیزی جز حق نمی‌خواهی و اکراه داری به خداوند نسبت ناحق دهی؛ اینجاست که خداوند به وعده خود در آیات محکم کتابش عمل نموده و پژوهشگر حق جو را به راه حق و درسا هدایت می‌نماید:
    {وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا } صدق الله العظيم [العنكبوت: 69]
    {و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛}.
    یعنی اگرکسی که به دنبال حق باشد و جز حق چیزی نخواهد؛ برعهده‌ی حق است که آنها را به راه حق هدایت نماید ودانشی به ایشان عطا نماید که بی شک وتردید از نزد خداوند حکیم و علیم است. ولی ابوفراس علمای امت به این دلیل شتباه کرده و گمراه شده‌اند که قاعده و ناموس اجتهاد را نمی‌دانند. قاعده اجتهاد در کتاب این است که آن قدر به دنبال حق بگردی تا خداوند با علم و هدایت و کتاب منیر تو را به سوی حق راهنمایی کند و سپس تو مردم را براساس بصیرتی که از نزد پروردگارت آمده به سوی حق هدایت نمایی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ } صدق الله العظيم [يوسف: 108]
    {بگو: «این راه من است من و پیروانم، و با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنیم! منزّه است خدا! و من از مشرکان نیستم}
    ولی عزیز من ابوفراس؛ متأسفانه علمای امت مردم را به سوی چیزی دعوت می‌کنند که هنوز برای آن درحال اجتهاد بوده و به دلیلی علمی که گفتگوکنندگان را قانع کند؛ دست نیافته‌اند.چون دانش آنها از روی ظن و گمان است و امکان صحت یا خطا در آن هست. این بصیرت آمده از نزد پروردگار نیست چون علوم دینی باید یقینی باشند نه ظنی. چون علوم دینی برهان مبین دعوت شما به سوی خداوند است و باید این دعوت بر پایه بصیرتی باشد که بی شک و تردید از سوی خدا آمده باشد. نه اینکه شما برای مردم فتوا بدهید و بعد بگویید؛ الله اعلم؛ اگرخطا باشد؛ اشتباه از من است! هیهات هیهات....
    بلکه این شیطان است که فرمان می‌دهد چیزی را که نمی‌دانید آیا حق است و از جانب پروردگار عالمیان آمده؛ به خدا نسبت دهید. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169) } صدق الله العظيم [البقرة]
    { ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید! و از گامهای شیطان، پیروی نکنید! چه اینکه او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    چرا که اگر شما ندانسته و از روی ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- به خداوند نسبت دهید و بگویید این حلال است و این حرام؛ بدون اینکه علمی روشن و بینه از پروردگار عالمیان داشته باشید؛ این ظن است و ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. چرا که اگر چیزی را حرام کنید که خداوند حرام نکرده باشد و یا حرام خدا را حلال کنید؛ به خداوند نسبت دروغ داده و چیزی را گفته‌اید که خداوند نفرموده است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـذَا حَلاَلٌ وَهَـذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ } صدق الله العظيم [النحل: 116]
    {و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید، که آنان که بر خدا دروغ بندند هرگز روی رستگاری نخواهند دید}
    لذا درکتاب خدا از روی ظن و گمان فتوایی دادن بر شما حرام شده است فتوایی که احتمال دارد درست باشد یا غلط و برای آن برهان روشنی از نزد خدا وجود نداشته باشد. اینکه ندانسته و بدون یقین به خداوند نسبت دهید؛ فرمان الهی نیست. این فرمان شیطان است که امر می‌کند بدون اینکه اهمیتی بدهید؛ ندانسته به خداوند نسبت دهید؛ حال چه فتوا حق باشد یا خطا؛ چنین کاری فرمان شیطان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (168) إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (169) } صدق الله العظيم [البقرة]
    {او، دشمن آشکار شماست! (۱۶۸) او شما را فقط به بدیها و کار زشت فرمان می‌دهد؛ (و نیز دستور می‌دهد) آنچه را که نمی‌دانید، به خدا نسبت دهید. (۱۶۹)}
    ابوفراس؛ والله که اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی تابع امر شیطان بود و ندانسته به خدا نسبت می‌داد؛ چطور می توانست حتی یک عالم از علمای امت را شکست دهد؟ اما راز هیمنه‌ی امام ناصر محمد یمانی در این است که از فرمان خداوند رحمن پیروی کرده و ندانسته به خدا نسبت نمی‌دهد. برای همین هم نمی‌بینی که امام مهدی ناصرمحمد یمانی با علوم ظنی که احتمال دارد درست باشند یا غلط؛ برای مردم حجت آورده و بعد بگوید: والله اعلم؛ اگر خطا باشد؛ اشتباه از من بوده! اگر چنین بود؛ چگونه می‌توانستم در برابر علمای امت حجت اقامه کنم و چگونه می‌توانستم درموارد اختلافات با حکم حق آنان را قانع نمایم درحالی که حکم ظنی احتمال درست و غلط بودن دارد. پناه برخدا که از جاهلان باشم.
    ممکن است جناب شیخ ابوفراس زهرانی بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" برادرمن؛ علما از انبیا نیستند که خدا به آنها وحی کند؛ لذا آنان با اجتهاد فتوا می‌دهند و برای همین هم می‌بینی به فتوای خود یقین ندارند. برای همین قسم نمی‌خورند که جز حق نمی‌گویند؛ بلکه اعتراف می‌کنند که ممکن است فتوایشان درست باشد یا غلط؛ پس راه درست و حقی که باید از آن پیروی کرد و به خدا ندانسته نسبت نداد؛ کدام است؟" پس امام مهدی درمورد راه حق به او فتوا می‌دهد تا نه خودشان گمراه شوند و نه امت‌‌شان را گمراه نمایند. آنان حق ندارند کورکورانه از گذشتگان پیروی نمایند و هرکاری که آنها می‌کردند انجام دهند چون شاید اسلاف‌شان درمورد مسئله‌ای به خطا رفته باشند واینکه فرزندان‌شان نمی‌دانستند این راه درست نیست در پیشگاه پروردگار حجت نبوده و نفعی برای‌شان ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ } صدق الله العظيم [الأعراف: 173]
    {یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!»}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ (172) أَوْ تَقُولُواْ إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ (173) وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الآيَاتِ وَلَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ(174) } صدق الله العظيم [الأعراف]
    {وزمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی می‌دهیم!» (مبادا) روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (۱۷۲) یا بگویید: «پدرانمان پیش از ما مشرک بودند، ما هم فرزندانی بعد از آنها بودیم؛ آیا ما را به آنچه باطل‌گرایان انجام دادند مجازات می‌کنی؟!» (۱۷۳) این گونه، آیات را توضیح می‌دهیم؛ و شاید به سوی حق بازگردند (۱۷۴)}
    وبرای همین خداوند به کسانی که در طلب علم هستند فرمان می دهد از عقل خود استفاده کرده وقبل از پیروی؛ در مورد برهان فرد دعوت کننده، تدبر و تفکر نمایند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا } صدق الله العظيم [الإسراء: 36]
    {از آنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن، چرا که گوش و چشم و دل، همه مسؤولند}
    چرا که عقل ومنطق همیشه با حق موافق است و وقتی در مورد برهان علمی فرد دعوت کننده تدبر شود؛ اگر برهان‌ از جانب خدا باشد؛ حتماً عقل در برابرآن سرفرود آورده و کاملاً تسلیم می‌شود. برای همین هم خداوند به کسانی که ازقرآنی رومی‌گردانند که محمد رسول الله آورده و ذکری برای عالمیان است؛ می‌فرماید که اگر کسی از آنها بخواهد راه راست را درپیش گیرد:
    { قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا مَا بِصَاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلَّا نَذِيرٌ لَكُمْ بَيْنَ يَدَيْ عَذَابٍ شَدِيدٍ } صدق الله العظيم [سبأ: 46]
    {بگو: «شما را تنها به یک چیز اندرز می‌دهم، و آن اینکه: دو نفر دو نفر یا یک نفر یک نفر برای خدا قیام کنید، سپس بیندیشید این دوست و همنشین شما [= محمّد] هیچ گونه جنونی ندارد؛ او فقط بیم‌دهنده شما در برابر عذاب شدید (الهی) است}
    وبرای همین امت‌ها بعد از اینکه فرصت از دستشان رفت؛ می‌فهمند علت گمراه و دورشدن از مسیر هدایت پروردگارشان این بوده است که کورکورانه از پیشینیان پیروی کرده و درمورد حجت کسی که آنها را به سوی راه حق پروردگارشان دعوت می‌کرده؛ تدبر نکرده‌اند. برای همین فتوا می‌دهند علت گمراهی از حق این بوده که از عقل‌شان استفاده نکردند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَقَالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ } صدق الله العظيم [المًلك: 10]
    {و مى‌گويند: اگر ما گوش می‌کردیم يا عقل خود را به کار می‌گرفتیم، اهل اين آتش سوزنده نمى‌بوديم.}
    و برای همین اگر ابوفراس عقلش را بکار گیرد و در بیانات امام ناصر محمد یمانی از قرآن تدبر کند؛ درمی‌یابد که عقلش با بیان امام ناصر محمد یمانی از قرآن موافق است و آن را بهترین تأویل و هدایت کننده‌ترین مسیر می‌بیند و اینکه او به حق با برهان علمی از آیات محکم قرآن عظیم- که احتمال تشکیک و ایراد در آن نیست- مردم را به سوی حق دعوت می‌کند و راه راست را نشان می‌دهد؛ مگر کسی که نسبت به حکم قرآن عظیم کافر شود که در این صورت خداوند او را گرفتار عذاب دردناکی خواهد کرد.
    برادر گرامی ابوفراس؛ از مردمان خوب باش وعقل خود را تکذیب مکن؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی را تکذیب مکن؛ چون عقل تو در هیچ موردی با بیانات امام مهدی مخالف نیست؛ چرا که اگر از بصیرت استفاده شود؛ فرد هیچ وقت نابینا نخواهد شد و همانا که قلب‌هایی که در سینه‌هاست کور می‌شوند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { فَإِنَّهَا لاَ تَعْمَى الأَبْصَارُ وَلَكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ } صدق الله العظيم [الحج: 46]
    {پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
    و لذا می‌بینید در تمامی امت‌ها تنها کسانی مسیر هدایت را درپیش می‌گیرند که از عقل خود استفاده کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَبَشِّرْ‌ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّـهُ ۖ وَأُولَـٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الزمر]
    { به بندگان بشارت ده(۱۷)همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند.}
    و لذا امام مهدی منتظر به تمام بشریت اعلان می‌نماید که در دوران گفتگو قبل از ظهور؛ کسی مهدی منتظر را تصدیق نکرده و نخواهد کرد مگر خردمندان. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَفَمَن يَعْلَمُ أَنَّمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمَى إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ } صدق الله العظيم [الرعد: 19]
    {پس آیا کسی که می‌داند که آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است حق است همانند کسی خواهد بود که نابینا است؟! تنها خردمندان متذکر می‌شوند}
    امام مهدی عقل ابوفراس را بین امام مهدی و ابوفراس داور و حَکَم می‌کند. ابوفراس اگر دیدی عقل و منطق برهان علمی ناصر محمد یمانی را نمی‌پذیرد؛ بدان که ناصر محمد یمانی درگمراهی آشکار است. و اگر دیدی عقل و منطق برهان علمی امام ناصر محمد یمانی را می‌پذیرد؛ به یقین بدان که این حق آمده از نزد پروردگارت است. خداوند عقل را حجت بر انسان قرار داده و اگر عقل انسان برود؛ اعمالش ثبت نمی‌شود؛ پس چه راهی برای نجات تو ومسلمانان و تمام مردم از یوم عقیم هست ابوفراس؟ آیا به امام مهدی کمک نمی‌کنی تا تو و امت را از فتنه مسیح کذاب نجات دهد؟

    ممکن است ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" ای مرد؛ در مورد فتنه مسیح کذاب ؛همانطور که معروف است ؛محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم -درمورد فتنه مسیح کذاب چنین فتوا داده است که او می‌گوید: ای آسمان ببار و آسمان می‌بارد. ای زمین برویان و زمین می‌رویاند. و مردی را از وسط نصف کرده و بین دو نیمه بدن او راه می‌رود و سپس روح را به کالبد او برگردانده و زنده‌اش می‌کند". پس کسی که خداوند او را امام مردم قرار داده درپاسخ به ابوفراس می‌گوید: سبحان الله العظیم این برتری طلبی بزرگی است!! چگونه دروغ‌هایی را باور می‌کنید که تحدی خداوند در برابر باطل و اولیای او را که در آیات محکم قرآن عظیم آمده است نفی می‌کند؟ خداوند باطل و اولیای او را به چالش می‌کشد که روح را به بدن مرده بازگردانند و خداوند فرموده است اگر آنان چنین کنند -در حالی که به جای خداوند باطل را می‌خوانند- در دعوت خود به سوی باطل-به جای خداوند- درست گفته‌اند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ (83) وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ (84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيْرَ مَدِينِينَ(86) تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (87)صدق الله العظيم [الواقعة]
    { پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}
    به این ترتیب؛ افترا زنندگان؛ کاری کرده‌اند مسلمانان نسبت به تحدی خداوند در برابر اهل باطل درآیات محکم قرآن برای زنده کردن مرده؛ کافر شوند و به مراد خود هم رسیده‌اند. آنها می‌دانند چنین چیزی هرگز رخ نخواهد داد و می‌خواهند شما را بعد از ایمان آوردن؛ نسبت به آنچه که خداوند در آیات محکم قرآن عظیم که آیات محکم و بینه و ام الکتاب هستند، نازل نموده کافر کنند. باطل قادر به این کار نیست و به جای خداوند ادعای ربوبیت می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ } صدق الله العظيم [سبأ: 49]
    { بگو: «حق آمد! و باطل نه نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه قادر به بازگرداندن آن}
    ای ابوفراس که از انسانهای نیک هستی؛ به خداوندی که خدایی جز او نیست قسم؛ تا زمانی که به قاعده‌ای که در آیات محکم کتاب برای کشف احادیث و روایاتی که به دروغ به خدا ورسولش نسبت داده شده‌اند، آمده است، ایمان نیاورید؛ امام مهدی نمی‌تواند در موارد اختلاف، میان شما حکم کند.
    ولی شاید ابوفراس بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" برای نجات از فتنه‌ی احادیثی که به دروغ و با بهتان به نبی نسبت داده شده چه راهی وجود دارد؟"پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ می‌گوید: راه آن پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسول اوست؛ و اگر در سنت چیزی برخلاف آیات محکم کتاب بود؛ در این صورت به ریسمان الهی قرآن عظیم بیاویزید و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم قرآن عظیم است کافر شوی. که اگر چنین کنید؛ هدایت خواهید شد و اگر سرباز زنید؛ گمراه می‌شوید و وظیفه ما تنها ابلاغ بیان حق قرآن عظیم برای عالمیانی است که بخواهند به راه راست هدایت شود. چرا که بصیرت امام مهدی بی شک و تردید،همان بصیرتی است که جدش محمد رسول الله - صلى الله عليه وآله وسلم - از نزد پروردگار عالمیان آورده است. و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَأَنْ أَتْلُوَ الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَقُلْ إِنَّمَا أَنَا مِنَ الْمُنذِرِينَ } صدق الله العظيم [النمل: 92]
    { و اینکه قرآن را تلاوت کنم! هر کس هدایت شود بسود خود هدایت شده؛ و هر کس گمراه گردد ؛ بگو: «من فقط از انذارکنندگانم!»}
    چون آیات محکم قرآن عظیم؛ برهان آشکار برای دعوت تمامی مردم به سوی خداوند است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُورًا مُّبِينًا (174) فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا (175)} صدق الله العظيم [النساء]
    { ای مردم! دلیل روشن از طرف پروردگارتان برای شما آمد؛ و نور آشکاری به سوی شما نازل کردیم. (۱۷۴) امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راست، به سوی خودش هدایت می‌کند. (۱۷۵)}
    لذا ریسمانی که خداوند فرمان داده تا به آن پایبند مانده و نسبت به هرچه که مخالف آیات محکم آن است کافرشوید؛ قرآن عظیم است. فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید:
    { فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ بِاللَّهِ وَاعْتَصَمُواْ بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِّنْهُ وَفَضْلٍ وَيَهْدِيهِمْ إِلَيْهِ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا }صدق الله العظيم [النساء: 175]
    { امّا آنها که به خدا ایمان آوردند و به (آن کتاب آسمانی) چنگ زدند، بزودی همه را در رحمت و فضل خود، وارد خواهد ساخت؛ و در راه راست، به سوی خودش هدایت می‌کند}
    مقصود خداوند از التزام به قرآن؛ این نیست که تنها به قرآن پای‌بند بوده و سنت حق نبوی را رها کنید؛ سنت حق نبوی بیان و تشریح بیشتر قرآن است و اگر چنین کنید از فرموده خداوند تعالی سرباز زده‌اید که:
    { وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ } صدق الله العظيم [النحل: 44]
    {و ما این ذکر [= قرآن‌] را بر تو نازل کردیم، تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها روشن سازی؛ و شاید اندیشه کنند!}
    مقصود از بیان قرآن؛ سنت نبوی حق است که چیزی نیست جز بیان و توضیح بیشتر قرآن عظیم برای مردم. ولی افتراهایی که به نبي - صلى الله عليه وآله وسلم - نسبت داده می‌شود برخلاف آیات بینه و محکم - آیات ام الکتاب- هستند و بعد از تطبیق قاعده کشف احادیث دروغ ؛ به یقین خواهید دانست این حدیث در سنت نبوی از خدا ورسول او- صلى الله عليه وآله وسلم - نیست، بلکه این حدیث نبوی که برخلاف آیات محکم قرآن است از نزد خدا نیست.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَكَفَى بِاللَّهِ وَكِيلًا (81) أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآَنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا (82) وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا (83) } صدق الله العظيم [النساء]
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده؛ و کسی که سرباز زند، تو را نگهبان او نفرستادیم (80)و مى‏ گويند فرمانبرداريم ولى چون از نزد تو بيرون مى ‏روند جمعى از آنان مخفیانه جز آنچه تو گفتی را نزد خود پنهان می کنند و خدا آنچه را كه نزد خود نگه میدارند(برای بعد از فوت پیامبر)می نگارد پس از ايشان روى برتاب و بر خدا توكل كن و خدا بس كارساز است(81)آيا درباره قرآن نمي‏ انديشند (ایا مسلمانان در قرآن تدبر نمی کنند ) كه اگر (احادیث رسیده از پیامبر) از ناحيه غير خدا بود (با مقارنه آنها با قرآن )اختلافات فراواني (با قرآن ) درآن مي‏ يافتند.(82) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند قطعا از ميان آنان كسانى‏ اند كه [مى‏ توانند درست و نادرست] آن را دريابند و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود مسلما جز [شمار] اندكى از شيطان پيروى مى‏ كرديد(83)}
    برادر گرامی ابوفراس؛ اگر در این آیات بینه تدبر کنید به نکات زیر می‌رسید:
    ۱-قرآن و سنت بیان هردو از نزد خدا آمده‌اند.
    ۲- قرآن از تحربف محفوظ است ولی سنت بیان از تحریف مصون نیست.
    ۳-از آنجا که قرآن از تحریف محفوظ است؛ پس در مواردی که در سنت نبوی دچار اختلاف می‌شوید؛ حتما قرآن مرجع شماست.
    ۴- سپس خداوند به شما می‌آموزد قاعده کشف احادیث دروغ کدام است. حدیث دروغ با آیات بینه و محکم که آیات ام الکتاب بوده و برای عالم و جاهل شما روشن و واضح هستند؛ مغابرت دارد و برخلاف آنهاست. پس به قرآن عظیم،ریسمان الهی پای‌بند بمانید و نسبت به هرچه که برخلاف آیات محکم و ام الکتاب آن هستند کافر شوید حال چه در تورات یا انجیل باشد یا در سنت نبوی. چون خداوند قرآن عظیم را مرجع ، حکم و مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی داسنته است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    { وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
    { ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از خواهشهاشان پيروى مكن و از ايشان بپرهيز كه مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مى‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (۴۹) آيا حكم جاهليت را مى‌جويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است؟ (۵۰)}
    ای اهل بصیرت؛ تدبرکنید که آیا قرآن به دلیل محفوظ بودن ازتحریف مهیمن بر تورات و انجیل و سنت نبوی نیست در حالی که خداوند وعده‌ای برای حفظ تورات و انجیل و سنت نبوی از تحریف‌ شیاطین نداده است؟ خداوند تعالی می‌فرماید:

    { إِنَّا أَنزَلْنَا التَّوْرَ‌اةَ فِيهَا هُدًى وَنُورٌ‌ ۚ يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّونَ الَّذِينَ أَسْلَمُوا لِلَّذِينَ هَادُوا وَالرَّ‌بَّانِيُّونَ وَالْأَحْبَارُ‌ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِن كِتَابِ اللَّـهِ وَكَانُوا عَلَيْهِ شُهَدَاءَ ۚ فَلَا تَخْشَوُا النَّاسَ وَاخْشَوْنِ وَلَا تَشْتَرُ‌وا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلًا ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْكَافِرُ‌ونَ ﴿٤٤﴾ وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَالْأَنفَ بِالْأَنفِ وَالْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُ‌وحَ قِصَاصٌ ۚ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَ‌ةٌ لَّهُ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿٤٥﴾وَقَفَّيْنَا عَلَىٰ آثَارِ‌هِم بِعِيسَى ابْنِ مَرْ‌يَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَ‌اةِ ۖ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ‌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَ‌اةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿٤٦﴾ وَلْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنجِيلِ بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فِيهِ ۚ وَمَن لَّمْ يَحْكُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿٤٧﴾ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ ۖ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ ۖ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ ۚ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْ‌عَةً وَمِنْهَاجًا ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّـهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُمْ ۖ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَ‌اتِ ۚ إِلَى اللَّـهِ مَرْ‌جِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿٤٨﴾ وَأَنِ احْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّـهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ وَاحْذَرْ‌هُمْ أَن يَفْتِنُوكَ عَن بَعْضِ مَا أَنزَلَ اللَّـهُ إِلَيْكَ ۖ فَإِن تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمَا يُرِ‌يدُ اللَّـهُ أَن يُصِيبَهُم بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ ۗ وَإِنَّ كَثِيرً‌ا مِّنَ النَّاسِ لَفَاسِقُونَ ﴿٤٩﴾ أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ ۚ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّـهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ ﴿٥٠﴾ } صدق الله العظيم [المائدة]
    {ما تورات را كه در آن هدايت و روشنايى است، نازل كرديم. پيامبرانى كه تسليم فرمان بودند بنابر آن براى يهود حكم كردند و نيز خداشناسان و دانشمندان كه به حفظ كتاب خدا مأمور بودند و بر آن گواهى دادند، پس، از مردم مترسيد، از من بترسيد و آيات مرا به بهاى اندك مفروشيد. و هر كه بر وفق آياتى كه خدا نازل كرده است حكم نكند، كافر است. (۴۴) و در تورات بر آنان مقرر داشتيم كه نفس در برابر نفس و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان و هر زخمى را قصاصى است. و هر كه از قصاص درگذرد، گناهش را كفاره‌اى خواهد بود. و هر كه به آنچه خدا نازل كرده است حكم نكند، از ستمكاران است. (۴۵)و از پى آنها عيسى پسر مريم را فرستاديم كه تصديق‌كننده توراتى بود كه پيش از او فرستاده بوديم و انجيل را كه تصديق‌كننده تورات پيش از او بود به او داديم كه در آن هدايت و روشنايى بود و براى پرهيزگاران هدايت و موعظه‌اى. (۴۶) و بايد كه اهل انجيل بر وفق آنچه خدا در آن كتاب نازل كرده است داورى كنند. زيرا هر كس به آنچه خدا نازل كرده است داورى نكند، از نافرمانان است. (۴۷) و اين كتاب را به راستى بر تو نازل كرديم؛ تصديق‌كننده و حاكم بر كتابهايى است كه پيش از آن بوده‌اند. پس بر وفق آنچه خدا نازل كرده است در ميانشان حكم كن و از پى خواهشهاشان مرو تا آنچه را از حق بر تو نازل شده است واگذارى. براى هر گروهى از شما شريعت و روشى نهاديم. و اگر خدا مى‌خواست همه شما را يك امت مى‌ساخت. ولى خواست در آنچه به شما ارزانى داشته است بيازمايدتان. پس در خيرات بر يكديگر پيشى گيريد. همگى بازگشتتان به خداست تا از آنچه در آن اختلاف مى‌كرديد آگاهتان سازد. (۴۸) ميانشان بر وفق آنچه خدا نازل كرده است حكم كن و از خواهشهاشان پيروى مكن و از ايشان بپرهيز كه مبادا بفريبندت تا از بعضى از چيزهايى كه خدا بر تو نازل كرده است سرباز زنى. و اگر رويگردان شدند بدان كه خدا مى‌خواهد آنان را به پاداش برخى گناهانشان عقوبت كند، و هر آينه بسيارى از مردم نافرمانند. (۴۹) آيا حكم جاهليت را مى‌جويند؟ براى آن مردمى كه اهل يقين هستند چه حكمى از حكم خدا بهتر است؟ (۵۰)}
    و اما سؤال ابوفراس:" ناصر محمد یمانی چرا فتوا می‌دهی علمای امت گمراهند؛ در حالی که آنها درمورد تو حکم به گمراهی آشکار نداده‌اند؟"امام مهدی جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند می‌سپارد. خداوند به کسانی که با امر الهی مخالفت کرده و دین خود را فرقه فرقه و پراکنده کرده و به حبل الهی آیات محکم قرآن عظیم تمسک نجسته و نسبت به هرچه که مخالف ان است کافر نشده‌اند پاسخ داده است و ما جواب ابوفراس را مستقیم به خداوند می‌سپاریم:

    { وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُوْلَـئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ } صدق الله العظيم [ال عمران: 105]
    {همانند آن كسان مباشيد كه پس از آنكه آيات روشن خدا بر آنها آشكار شد، پراكنده گشتند و با يكديگر اختلاف ورزيدند، البته براى اينان عذابى بزرگ خواهد بود.}
    ای ابوفراس؛ ای مردم؛ از خداپروا کنید. شایسته نیست که امام مهدی شیعه یا سنی باشد؛ بلکه او مسلمان حنیف است و از مشرکان نیست و مردم را بر اساس بصیرت به سوی خداوند دعوت می‌کند.من نمی‌گویم شیعه هستم و مردم را به سوی مذهب آنها دعوت نمی‌نمایم. من نمی‌گویم اهل سنت و جماعت هستم و مردم را به سوی مذاهب آنان نمی‌خوانم. بلکه مردم را با بصیرتی که از نزد پروردگارم آمده است به سوی خدا دعوت می‌کنم و می‌گویم من از مسلمین هستم. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحاً وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ } صدق الله العظيم [فصلّت:33]
    {گفتار چه کسی بهتر از گفتار کسی است که مردمان را به سوی خدا می‌خواند و کارهای شایسته می‌کند و اعلام می‌دارد که من از زمره‌ی مسلمانان هستم؟}

    چطور در حالی که خود شما شیعیان و اهل سنت با هم اختلاف دارید؛ می‌توانید مردم را با دین خود قانع نمایید؟چگونه می‌خواهید مردم عالم را با دین خود قانع کنید درحالی که آنها می‌دانند گروهی از شما به گروهی دیگر لعنت فرستاده و یک دیگر را تکفیر می‌کنید؟ اختلاف و تفرقه را رها کنید و به ریسمان الهی قرآن عظیم آویخته و بر سر چیزی که برخلاف آیات محکم آن است با یک دیگر مخاصمه نکنید که خداوند شما را عذاب خواهد کرد؛ آیا پروا نمی‌کنید؟

    عزیز من ابوفراس که از مردمان نیک هستی؛ شاکر باش که خداوند امام مهدی را در دوران ابوفراس برانگیخته است؛ و شاکر باش که خداوند تو را از طریق این شبکه جهانی که نعمت بزرگ خداوند برای گفتگو میان مردم عالم است؛از دعوت مهدی منتظر در دوران گفتگو قبل از ظهور آگاه کرده است.

    ابوفراس نور و ظلمت در یک جا جمع نمی‌شوند و امام مهدی؛ کسی مانند دیگر علمای مسلمین است فقط معلم او خداست و دانش او را بیش از تمام علمای امت قرار داده تا دراختلافات حکم کند و مسلمانان را به سوی وحدت فراخوانده و با وحدت پراکندگی آنان را از بین ببرد و سخن انان را یکی کرده و جلوی تفرقه دینی را گرفته و صفوف آنان را یکی کرده و شوکت‌شان را تقویت نماید و قلب‌های آنان را از شرک پاک کند. سپس وعده برپایی خلافت جهانی اسلامی را عملی نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَعَدَ اللهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ } صدق الله العظيم [النور: 55]
    {خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا عبادت کرده و چیزی را شریک من نکنند و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.}
    وبرای همین تلاش می‌کنیم قلب مردم را از شرک پاک سازیم تا شرط خلافت به حق محقق گردد
    { يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً }
    صدق الله العظيم.
    { آنچنان که تنها مرا عبادت کرده و چیزی را شریک من نکنند}.
    ابوفراس؛ می‌بینم که می‌خواهی مهدی منتظر به اختصار به تو پاسخ دهد؛ مهدی منتظر به تو می‌گوید: آیا اعتقاد نداری که برانگیخته شدن امام مهدی خبری بزرگ از اخبار کتاب است و بر ما واجب است حق را به تفصیل بیان کنیم تا حجتی نداشته باشند و با اقامه حجت دربرابر آنان؛ نزد خود از اینکه به حق اعتراف کرده و تسلیم آن شوند؛ احساس ناراحتی نکنند و بگویند :سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير.

    با اینکه می‌بینید امام مهدی در برخی از بیانات به آنها سخت می‌گیرد ولی من نسبت به آنها رئوف و رحیم هستم و دلیل سخت گرفتن این است که آنها ازدعوت امام مهدی رو گردانده و حاضر نیستند به شأن خلیفه خدا در زمین اعتراف کنند و این باعث می‌شود هم خود وهم امت مسلمان و هم تمام آبادی‌های بشر گرفتار عذاب شده و خداوند خلیفه خود مهدی منتظر را در یک شب برجهانیان غالب گرداند در حالی که همگی خوار و ناتوان شده‌اند.

    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    الذليل على المؤمنين خليفة الله الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  4. مصدر المشاركة

    - 26 -

    الإمام ناصر محمد اليماني

    07-22-2009
    01:50
    am
    ــــــــــــــــ



    سؤال مهدی منتظر از تمام انصار..


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
    { سُبْحَانَ رَ‌بِّكَ رَ‌بِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿١٨٠﴾ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٨١﴾ وَالْحَمْدُ لِلَّـهِ رَ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿١٨٢﴾ }
    [الصافات]
    { منزّه است پروردگار تو، پروردگار عزّت (و قدرت) از آنچه آنان توصیف می‌کنند. (۱۸۰) و سلام بر رسولان! (۱۸۱) حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است! (۱۸۲)}
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    { حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾ } صدق الله العظيم [البقرة]
    {بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و درحال قنوت برای خدا قیام کنید}
    ای جماعت انصار پیشگام برگزیده؛ اگر مهدی منتظر از شما سؤال کرده و بگوید: طول شبانه روز بر اساس ساعاتی که به دست بسته‌اید، چقدر است؟همه شما و تمام مسلمانان -عالم و جاهل- پاسخ خواهید داد: شبانه روز ۲۴ ساعت است.
    حال مهدی منتظر سؤال دیگری مطرح می‌کند: در کتاب خدا چه لحظه‌ای را لحظه‌ی آغازشبانه روز می‌یابید؟ اهل علم خواهند گفت که خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَىٰ نِسَائِكُمْ ۚ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ ۗ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتَانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ ۖ فَالْآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ ۚ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ۖ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ } صدق الله العظيم [البقرة:187]
    { همبستر شدن با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد. آنها پوشش شمايند و شما پوشش آنهاييد. خدا مى‌دانست كه شما به خويشتن خيانت مى‌ورزيد، پس توبه شما را بپذيرفت و شما را عفو كرد. اكنون با آنها همبستر شويد و آنچه را كه خدا بر شما مقرر گردانيده است انجام دهيد، و بخوريد و بياشاميد تا خط روشن صبحدم از خط شب آشكار شود. و روزه را به شب برسانيد.}
    از خلال این آیات دانستیم که روز از غروب آفتاب و دخول شب ماه روزه آغاز و با غروب آفتاب تمام می‌شود. پس می‌گویم درست گفتید بارک الله؛ لذا اولین نماز هم در کتاب نماز مغرب است و آخرین نماز؛ نماز عصر است. حال ببینیم کدام نماز وسط است؟
    (( مغرب؛ عشاء؛ صبح؛ ظهر؛ عصر))
    { حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَىٰ وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ ﴿٢٣٨﴾ }
    صدق الله العظيم [البقرة]
    {بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و درحال قنوت برای خدا قیام کنید}


    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ..
    أخوكم الإمام ناصر مُحمد اليماني.





  5. مصدر المشاركة
    - 27 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    07-23-2009
    12:50
    am
    ـــــــــــــــــــــــــ ــ

    باغروب آفتاب؛ شبانه روز آغاز می‌شود و نماز وسطی؛ نماز صبح است....


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله رب العالمين.
    برادر گرامی؛ خداوند به شما آموخته که زمان آغاز حساب در کتاب و حرکت دهر(روزگار) و ماه چگونه است. خداوند در کتاب خود همه چیز را به تفصیل بیان نموده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ۚ يُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ﴿5﴾ }
    صدق الله العظيم [يونس]

    { اوست که خورشید را درخشنده-منبع نور- و ماه را تابان قرار داد و براى حرکتِ ماه منزلگاه‌هایى قرار داد تا شماره‌ى سال‌ها و حساب را بدانید.. خداوند این را جز به حق نیافریده؛ او آیات (خود را) برای گروهی که اهل دانشند، شرح می‌دهد}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿12﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء]
    {ما شب و روز را دو نشانه خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    { وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا } صدق الله العظيم [النساء:122]
    آیا نمی‌بینی خداوند برای شما روشن نموده که وقت و حساب شبانه روز از کی شروع شد و ماه کی آغاز می‌شود؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿٣٧﴾ وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ۚ ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿٣٨﴾ وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّىٰ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ ﴿٣٩﴾ لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ ۚ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ﴿٤٠﴾} صدق الله العظیم [يس].
    {شب برای آنها نشانه‌ای است که روز با آن پایان می‌یابد و منقضی می‌شود و ناگهان تاریکی آنان را فرا می‌گیرد! (۳۷) و خورشید که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است؛ این تقدیر خداوند قادر و داناست. (۳۸) و برای ماه منزلگاه‌هایی قرار دادیم، سرانجام به قرارگاه اولش (محاق تاریک)بازمی‌گردد.(۳۹)نه خورشید را سزاست که به ماه رسد، و نه شب بر روز پیشی می‌گیرد؛ و هر کدام در مسیر خود شناورند. (۴۰)}

    در این آیه به دقت روشن شده است که به وقت مرکز زمین وعالم وجود (کعبه) روزی که خداوند عالم را آفرید، زمان آغاز شبانه روز و ماه برای حساب دهر(روزگار- زمان) چگونه بوده است. این زمان دقیقا با آغاز حرکت زمین در حین غروب آفتاب و ظاهر شدن شفق بوده است. حرکت زمین به سمت شرق آغاز شده و شبانه روز با دخول در تاریکی-به علت غروب آفتاب- آغاز گردیده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَآيَةٌ لَّهُمُ اللَّيْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ ﴿37﴾ } صدق الله العظيم [يس]
    {شب برای آنها نشانه‌ای است که روز با آن پایان می‌یابد و منقضی می‌شود و تاریکی آنان را فرا می‌گیرد}
    و شب آن روز به علت حرکت زمین به سمت شرق آغازمی‌شود و به علت غروب خورشید؛ تاریکی فراگیر می‌شود و دوران زمین دور خودش بعد ۲۴از ساعت تمام شده و لذا یک شبانه روز حین غروب آفتاب خاتمه یافته و موعد نماز عصر هم با غروب خورشید به پایان می‌رسد.تصدیق فرموده خداوند تعالی درمورد نبی او سلیمان:
    { إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ ﴿31﴾ فَقَالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَن ذِكْرِ رَبِّي حَتَّىٰ تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ ﴿32﴾ } صدق الله العظيم [ص]
    {هنگامی را که عصرگاهان اسبان چابک تندرو را بر او عرضه داشتند، (۳۱) گفت: كه من به حب خیر( اسبهای آماده جنگ ) از ذكر پروردگارم مشغول شدم تا خورشید در پشت حجاب مخفی شد (غروب كرد )(32)}
    با غروب آفتاب روز تمام شده و موعد نماز مغرب فرا می‌رسد که اولین نماز از نمازهای واجب است که اولین نمازی است که با آغاز حرکت دهر و ماه مقرر گردیده است.طول روز ۲۴ ساعت است و اگر بخواهید بدانید ساعت وسطی چه ساعتی است؛ این میعاد وسط و زمان دقیق فجر است که در وسط ۲۴ ساعت قرار می‌گیرد. دوازده ساعت شب و دوازده ساعت روز است و ساعت وسط؛ ساعت فجر است.
    در کتاب خداوند چیزی مبنی بر اینکه طول شبانه روز دوازده ساعت است نیافتم؛ بلکه هر شبانه روز ۲۴ ساعت به طول می‌انجامد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا } صدق الله العظيم [مريم]
    { گفت نشانه تو این است که سه شبانه روز کامل سخن نگویی}
    و معنی فرموده خداوند { سَوِيًّا } یعنی شب آن دوازده ساعت و روز آن نیز دوازده ساعت است و لذا یک شبانه روز برابر ۲۴ ساعت می‌شود که از غروب آفتاب عصر(العشی) و با دخول شب آغاز می‌شود وبا فرا رسیدن وقت نماز صبح(ابکار) وآغاز روز پایان می‌یابد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً ۖ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿41﴾ } صدق الله العظيم [آل عمران]
    { گفت: اى پروردگار من، براى من نشانه‌اى قرار بده. گفت: نشان تو اين است كه سه روز با مردم سخن نگويى مگر به اشاره؛ و پروردگارت را فراوان ياد كن و به هنگام عصر ودر بامداد او را تسبیح گوی.}
    هم چنین در کتاب یافته‌ام: خداوند به یک شبانه روز کامل که طول آن ۲۴ ساعت است در کتاب نام "لیلة" و یا "یوم" داده است و "یوم" یک شب و روز است و زمان آغاز "یوم"-شبانه روز- از شفق غربی یعنی غروب آفتاب واز موعد بجا آوردن نماز مغرب است. به این دوره زمانی در کتاب "لیلة" هم گفته می‌شود و طول آن هم۲۴ ساعت است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً } صدق الله العظيم [الأعراف:142]
    { سى شب با موسى وعده نهاديم و ده شب ديگر بر آن افزوديم تا وعده پروردگارش چهل شب كامل شد.}
    یعنی ۴۰ شبانه روز و مقصود از "یوم" یک شب وروز است. شب آن۱۲ ساعت و روز آن هم ۱۲ ساعت است و لذا نماز صبح در وسط دوازده ساعت قبل و بعد خود قرار می‌گیرد.پس نماز وسطی به حق نماز صبح خواهد بود؛ هم از نظر وقت؛ هم از نظر عدد و هم از نظر رقم. عقل و منطق می‌گوید وقتی گفته می‌شود نماز وسطی؛ باید دو نماز قبل و دو نماز بعد از آن باشد. ازآنجا که بر اساس حساب کتاب؛ شبانه روز از زمان شفق آغاز می‌شود؛ اولین نماز درهر شبانه روز باید با آغاز شبانه روز بجا آورده شود و لذا نماز مغرب دقیقا اولین نماز است که در آغاز روز به جا آورده می‌شود و شک وتردیدی دراین نیست. حال شناختن نماز وسطی با حساب عادی برایتان آسان می‌شود.
    به حق روشن شد که اولین نماز؛ نماز مغرب است؛ سپس عشاء و بعد صبح و ظهر و عصر؛ آیا نمی‌بینید خداوند همه چیز را به طور مفصل شرح داده است؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَجَعَلْنَا اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ آيَتَيْنِ ۖ فَمَحَوْنَا آيَةَ اللَّيْلِ وَجَعَلْنَا آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُوا فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ وَلِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ وَكُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْنَاهُ تَفْصِيلًا ﴿12﴾ } صدق الله العظيم [الإسراء]
    {ما شب و روز را دو نشانه خود قرار دادیم؛ سپس نشانه شب را محو کرده، و نشانه روز را روشنی‌بخش ساختیم تا فضل پروردگارتان را بطلبید و عدد سالها و حساب را بدانید؛ و هر چیزی را بطور مشخّص و آشکار، بیان کردیم.}
    ای مردم از کسانی که چیزی نمی‌دانند پیروی نکنید:
    { وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا }
    صدق الله العظيم [النساء:122]
    {و چه سخنی راست‌تر از سخن خداوند است؟}
    سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ..
    أخوكم الإمام المُبين ناصر مُحمد اليماني.




  6. مصدر المشاركة
    - 28 -

    الإمام ناصر محمد اليماني
    08-
    24-2010
    07:42
    am
    ــــــــــــــــ


    همانا نماز‌های نافله ؛ نمازهایی هستند که فریضه و واجب نیستند..

    بسم الله الرحمن الرحيم وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    بارک الله برادر گرامی؛ در کتاب نامی از نماز"الضحی"(نمازی که بعد از طلوع آفتاب تا قبل از اذان ظهر بجا می‌آورند) نیامده؛ بلکه اینها نماز نافله هستند و وقت معینی ندارند. هر وقت که از نظر روحی آماده باشی و کاری نباشد که انجام آن بخواهد فکرت را مشغول کند؛ با فراغ بال خودت را آماده اقامه نماز نافله اختیاری می‌کنی؛ این بر اساس وقت فراغت توست و موعد معینی ندارد؛ بلکه اختیاری و برحسب وقت فراغت خودت است که تمایل پیدا می‌کنی رو به پروردگارت نمایی. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { فَإِذَا فَرَغْتَ فَانصَبْ ﴿7﴾ وَإِلَىٰ رَبِّكَ فَارْغَب ﴿8﴾ } صدق الله العظيم [الشرح]
    {چون از كار فارغ شوى، عزم کن. (۷) و به پروردگارت مشتاق شو. (۸)}
    اما نماز شب که بیشترین تأثیر را روی قلب انسان می‌گذارد. تو در حالی که در خلوت خود با پروردگارت هستی؛ با ذکر نام پروردگارت به درگاه او رو کن و از همه چیز ببر؛ تو در طول روز هم فرصت طولانی داری هروقت فرصت داشتی خداوندت را تسبیح گویی؛{اشاره به آیات کریمه سوره المزمل: إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِيلًا ﴿٦﴾ إِنَّ لَكَ فِي النَّهَارِ‌ سَبْحًا طَوِيلًا ﴿٧﴾ وَاذْكُرِ‌ اسْمَ رَ‌بِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا ﴿٨﴾} اما اینکه برای نافله زمان خاصی مقرر شده باشد؛ درآیات محکم کتاب خداوند قرآن عظیم چیزی در این مورد پیدا نمی‌کنم
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر مُحمد اليماني.




  7. مصدر المشاركة
    - 29 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    30 - 06 - 2009 مـ
    11:15 مساءً
    ـــــــــــــــــ


    حکم حق درمورد نماز ووضوء...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين..

    خداوند تعالی می‌فرماید:

    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ }صدق الله العظيم [المائدة: 6]
    {ای مؤمنان! هنگامی که برای نماز بپاخاستید (و وضو نداشتید)، صورتها و دستهای خود را همراه با آرنجها بشوئید، و سرهای خود را مسح کنید، و پاهای خود را تا قوزکهای آنها بشوئید. و اگر جُنب بوديد خود را پاك سازيد. و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاى قضاى حاجت آمده بوديد يا با زنان نزديكى كرده بوديد و آب نيافتيد با خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتيد، بلكه مى‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس گزاريد.}
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته و فتوای حق درمورد فرموده خداوند تعالی:
    { يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ }
    صدق الله العظيم.
    {ای مؤمنان! هنگامی که برای نماز بپاخاستید (و وضو نداشتید)، صورتها و دستهای خود را همراه با آرنجها بشوئید، و سرهای خود را مسح کنید، و پاهای خود را تاقوزکهای آنها بشوئید.}
    و سؤالت درمورد این فرموده خداوند تعالی است: { وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ }صدق الله العظيم
    و حکم حق درمورد مسئله "المسح":
    شایسته است که جز حق به خدا نسبت ندهم؛ همانا که طهارت و پاکی از شرایط نماز است؛ ای علمای امت و ای تمام مسلمانان؛ برشماست که از عقل‌تان استفاده کنید که دیده بصیرت کور نمی‌شود؛ چگونه ممکن است خداوند فرمان دهد صورت و دست‌هایتان را بشویید تا تطهیر و پاک شود؛ ولی گمان می‌کنید امر نفرموده که پاهای‌تان را بشویید؟ در حالی در میان اعضای بدن؛ پاها یکی از اعضایی است که زیاد کثیف می‌شود و در معرض نجاست است!اگر با آب ریختن و کشیدن دست‌ها به پا؛ تمیز و پاک نشوند؛ حتماً پای نمازگزاران تمام مواضع سجده در خانه‌های معظم خداوند را نجس و آلوده می‌کند؛ همان خانه‌هایی که خداوند فرمان داده تا برای رکوع و سجود؛ پاک نگه داشته شوند. برای همین خداوند فرمان داده تا دست‌های خود را به پایتان بکشید.
    حال مسح کشیدن دست بر روی پا تا قوزکها ( کعبین ) چیست؟ مقصود شستن پاها با استفاده از دو دست است. باید با دو دست ؛ پاها را مالید تا به خوبی از هرگونه نجاست و آلودگی پاک شوند؛ شما را چه می‌شود با پاهایی که پاک و طاهر نیست ؛ خانه‌های خدا را بدبو کرده ومواضع سجود نمازگزاران را لگد مال می‌کنید.
    ای علمای اهل سنت و شیعه که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهید؛از خدا نمی‌ترسید؟
    و اما شیعیان به طور مستمر روی پاها را مسح کرده و دست می‌کشند و اهل سنت مسح را موضع موضع وحتی از روی جوراب قبول دارند ولی امام مهدی منتظرحق نسبت به عقیده شما درباره مسح پاها با دست آغشته به آب، کافر است. مسح سر با مسح پاها فرق دارد؛ چگونه شما این دو را یکی می‌دانید! مگر شما روی سر و پایتان راه می‌روید تا بر حسب فتوایتان یک‌سان با آنها برخورد می‌کنید؟ و اما اگر روی موی سرغباری نشسته باشد، اگر با دست آغشته به آب سه بار روی آن بکشید؛ غبار می‌ورد. و اما درمسح پا؛باید با آب و با کمک دست‌ها پا را مالید وشست.
    و چرا خداوند تعالی فرموده است "تمسحوهم الی الکعبین"؟ چون پا تا قوزک که پایین‌ترین قسمت ساق است؛ بیش از همه قسمت‌های پا در معرض آلودگی و نجاست است؛ جدا از اینکه آلودگی پنهان در کفش‌ها باعث می‌شود پاها تا ناحیه مچ بوی بسیار بد و آزار دهنده‌ای بگیرند؛ برای همین خداوند فرمان می‌دهد با استفاده از آب وبا کشیدن دست‌ها آلودگی و نجاست ها را پاک کنید و اگر انگشتان پای فرد به هم خیلی نزدیک باشند باید بین انگشتان را هم با کمک انگشت‌های دست شست تا آلودگی‌هایی که بین انگشتان پا گیر کرده‌اند پاک شوند بخصوص بین انگشت کوچک پا و انگشت کناری آن باید از هر آلودگی و نجاست پاک شوند تا اماکن سجود شما در خانه‌های خدا با پاهای‌تان نجس و آلوده نشود؛ چرا که خداوند فرمان داده است خانه او را برای اعتکاف کنندگان و رکوع وسجود گزاران پاک نگه دارید. ای کسانی که ندانسته به خدا نسبت می‌دهید؛ آیا از خدا پرو ندارید؟
    هیچ یک از اعضایی که ذکر شد از وضوء کنار گذاشته نمی‌شوند مگر اینکه عضو گرفتارمرضی باشد که رساندن آب به آن ضرر داشته باشد. برای مثال اگر کسی یک پایش زخم باشد؛ وضو تنها از عضوی که زخم است و آب برایش ضرر دارد، برداشته می‌شود نه اینکه به کل وضو برای بیمار ضرورت نداشته باشد؛ خیر به هیچ وجه چنین نیست؛ بلکه وضو تنها ازعضوی که گرفتار مرض است برداشته می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ } صدق الله العظيم [المائدة:6]
    { و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاى قضاى حاجت آمده بوديد يا با زنان نزديكى كرده بوديد و آب نيافتيد با خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتيد، بلكه مى‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس گزاريد.}
    به "واو" عطف که به قبل از آن اشاره دارد بنگرید:
    {وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ لنِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا} صدق الله العظيم.
    {
    و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاى قضاى حاجت آمده بوديد يا با زنان نزديكى كرده بوديد و آب نيافتيد با خاكى پاك تيمم كنيد}

    و اینجاست که خداوند روشن می‌نماید که وضوبه کل از بیمار برداشته نمی‌شود و دلیل قاطع اینکه { فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً } یعنی اگر آب باشد؛ بیمار نمی‌تواند تیمم کند؛ بلکه باید وضو بگیرد و تنها از عضوی از اعضا که بیمار است وضو برداشته می‌شود؛ مگر در حال مسافرت ؛ چون مسافر تنها برای آشامیدن، آب با خود بر می‌دارد. خداوند نمی‌خواهد مسافر را در معرض خطر تشنگی قرار دهد و آبی که دارد برای وضوی نماز استفاده شود. تصدق فرموده خداوند تعالی:
    { فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ ليَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ } صدق الله العظيم [المائدة:6]
    { با خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتيد، بلكه مى‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس گزاريد.}
    برای همین خداوند اجازه تیمم داده است؛ ولی اگر آب پیدا کردید، فرموده خداوند تعالی را به یاد داشته باشید: { وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ} {ولی می‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد} تا با آب آلودگی شیطان از شما پاک گردد؛ وقتی آب باشد تیمم باطل است (حضر الطهور بَطل العفور) ولذا تنها زمانی بیمار حق تیمم دارد که اب در دسترس نباشد و وقتی آب پیدا شود؛ تنها عضوی که بیمار است وضو ندارد آن هم اگر بترسد آب برای آن ضرر داشته باشد. اما اگر تمام بدنش بیمار باشد مثلا آبله یا سرخک همه بدن را گرفته باشد که در این صورت روی صورت و دست و سر و پاهایش دانه و تاول دارد و وضو آزارش می‌دهد در اینجا تیمم برایش حلال است پس با خاکی پاک تیمم کند.
    و اما خدا به به شهادت می‌گیرم که من مسح روی پا با دست‌های خیس را به کل رد می‌کنم. همانا که مسح پا با هر دو دست یعنی اینکه دست‌هایتان را روی پاها مالیده و با آب پا را بشویید تا آلودگی و نجاست پاها تا ناحیه قوزک به طور کامل پاک شود و پا تا قوزک از مناطقی هستند که بیش از سایر مناطق در معرض آلودگی و نجاست هستند. برای مثال چکمه که پاها را تا ناحیه قوزک می‌پوشاند؛ بویی ایجاد می‌کند که تنها با ریختن آب بر روی پا ؛ از بین نمی‌رود و برای همین خداوند فرمان داده است تا پاهای‌تان را به کمک دست‌ها با آب بمالید و بشویید.
    خدایا من به حق پاسخ دادم و برای مسلمانان بیان حق درباره مقصود از مسح پا با دست را روشن کردم. ولی کسانی که نمی‌دانند آب را مانند روغن دانسته‌اند که روی پاها کشیده می‌شود چون اصلاً عقل خود را حاکم نمی‌کنند.
    ]وإنا لله وإنا إليه لراجعون، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين.
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.





  8. مصدر المشاركة
    -30 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    19 - 07 - 2009 مـ
    12:02 صباحاً
    ـــــــــــــــــ


    تا زمانی که وضوی شما نقض نشده باشد؛ وضودار به حساب می‌آیید...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الانبياء والمُرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    برادر گرامی "الأواب"
    و تمام اوابین و توابین به سوی پروردگار؛‌همانا که خداوند نسبت به اوابین غفور است؛ خداوند در آیات محکم قرآن عظیم ذکر نموده است که یک وضو برای تمام نمازهای صحیح است و برای همین هم اعمالی که باعث شکسته شدن وضو می‌شوند را برایتان ذکر می‌نماید و سپس می‌فرماید: اگر آب پیدا نکردید، با خاک پاک تیمم کنی . از اینجاست که به این حکم حق می‌رسیم که مادامی که وضو نقض نشده باشد؛ برای تمام نمازها کافی و صحیح است. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا ۚ وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيدًا طَيِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ ۚمَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَـٰكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {و اگر جُنب بوديد خود را پاك سازيد. و اگر بيمار يا در سفر بوديد يا از جاى قضاى حاجت آمده بوديد يا با زنان نزديكى كرده بوديد و آب نيافتيد با خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتيد، بلكه مى‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس گزاريد.}
    و چقدر از کار اهل سنت و شیعیان متعجبم؛ آنها بر سر بلند یا آهسته گفتن کلمه "آمین" مجادله می‌کنند در حالی که یکی از ارکان نماز که همان "فاتحة الکتاب المبین " است از دست داده‌اند؛ هرکس فاتحة الکتاب را نخواند؛ نماز نخوانده است. چقدر شما بار گناه مسلمانانی را بر دوش می‌کشید که به علت نداشتن علم و هدایت و -برهان- از کتاب منیر؛ با سخنان از روی ظن و گمانتان گمراه‌شان کرده‌اید. در حالی که گمان جای حق را نمی‌گیرد و کسی را ازآن بی‌نیاز نمی‌کند. ای علمای شیعه و سنی؛ ای علمای سنی و شیعه بفرمایید تا در موارد اختلاف در مورد نماز؛ میانتان حکم کنیم؛ نمازی که بعد از کلمه توحید؛از مهم‌ترین ارکان اسلام است و باید بین خود وخدای خود با نمازی که خداوند در آیات محکم کتابش به شما یاد داده؛ ارتباط و صله برقرار نمایید. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {حَافِظُواْ عَلَى الصَّلَوَاتِ والصَّلاَةِ الْوُسْطَى وَقُومُواْ لِلّهِ قَانِتِينَ (238) فَإنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً فَإِذَا أَمِنتُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَمَا عَلَّمَكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ (239)} صدق الله العظيم [البقرة].
    {بر نمازها مواظبت و توجه کامل داشته باشید و به خصوص نماز وسطی (صبح) و درحال قنوت برای خدا قیام کنید(۲۳۸) و اگر از دشمن بيمناك بوديد، پياده يا سواره نماز كنيد. و چون ايمن شديد خدا را ياد كنيد، زيرا به شما چيزهايى آموخت كه نمى‌دانستيد. (۲۳۹)}
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.



  9. مصدر المشاركة
    -31 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    15 - 07 - 1430 هـ
    08 - 07 - 2009 مـ
    08:37 مساءً
    ــــــــــــــــ


    ــــــــــــــــ

    فتوای امام در مورد دست زدن به گربه ومصافحه...

    بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين وآله الطيبين الطاهرين والتابعين للحق إلى يوم الدين..

    برادر گرامی؛ وضو با دست زدن به گربه باطل نمی‌شود؛ با لمس همسر یا زنان محرم هم وضو باطل نمی‌گردد؛ می‌بینم بعضی از علما ندانسته به خدا نسبت داده و می‌گویند اگر مردی که وضو دارد با یکی از زنانی که محرم او هستند دست بدهد، وضویش باطل می‌گردد؛ هم چنین می‌گویند اگر با دستش همسرش را لمس کرده با با او دست بدهد؛ وضوش باطل می‌گردد خداوند دست زدن و لمس همسر یا زنانی که محرم هستند را از نواقض وضو قرار نداده و مقصود خداوند از این فرموده:
    { أَوْ جَاء أَحَدٌ مَّنكُم مِّنَ الْغَائِطِ أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً }صدق الله العظيم [النساء: 43]
    { يا از مكان قضاى حاجت بازگشته‌ايد يا با زنان جماع كرده‌ايد و آب نيافتيد با خاك پاك تيمم كنيد}
    تماس با همسر از طریق هم بستر شدن است و وقتی جنب شد و آب پیدا نکرد ؛ نمازش را برای پیدا کردن آب به تأخیر نیندازد و با خاک پاک تیمم کند تا زمانی که به آب دسترسی یابد که در اینجا ملزم است خود را پاک نماید. بیان حق در کتاب این است که مقصود خداوند این نیست به صرف لمس کسانی که بر او حلال هستند و همچنین لمس محارم؛ وضو باطل شود؛ مقصود از لمس در این فرموده خداوند تعالی که در مورد اموری است که وضو را باطل می‌کنند؛ لمس حاصل از هم بسترشدن است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُواْ بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُم مِّنْهُ مَا يُرِيدُ اللّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُم مِّنْ حَرَجٍ وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهَّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (6) } صدق الله العظيم [المائدة]
    { يا با زنان نزديكى كرده بوديد و آب نيافتيد با خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را با آن مسح كنيد. خدا نمى‌خواهد شما در رنج افتيد، بلكه مى‌خواهد كه شما را پاكيزه سازد و نعمتش را بر شما تمام كند، باشد كه سپاس گزاريد.}
    و مقصود نزدیکی با همسران است. و دلیل اینکه مقصود از لمس همسر نزدیکی با اوست این فرموده خداوند تعالی است:

    { وَالَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَمَاسَّا }صدق الله العظيم [المجادلة: 3]
    { کسانی که همسران خود را «ظِهار» می‌کنند، سپس از گفته خود بازمی‌گردند، باید پیش همبستر شدن با هم، برده‌ای را آزاد کنند}
    اما لمس زنانی که جزو محارم نباشند؛ تنها ناقض وضو نیست؛ بلکه حرام است و گناهی است که لازم است از آن توبه شود؛ وقتی خداوند نگاه کردن به زنان نامحرم را حرام نموده؛ چگونه لمس و دست دادن-مصافحه- با آنها حرام نباشد. مگر موردی که ضرورت داشته باشد؛ مثل پزشک و یا نجات زنی از غرق شدن که اجر بزرگی دارد و گرفتن زن و نجات او از غرق شدن و یا آتش
    و یا پرتگاه گناه نیست.اما مصافحه با زنی که محرم نیست؛ مجاز نمی‌باشد. این تماس ناقض وضو است و باید قلب و بدنش را تطهیر کند. و اما قلب؛ خداوند آن را با تقوی تطهیر می نماید و اما بدن را خداوند با آب مطهر می‌کند. اگر کسی که وضو دارد وبرای نماز به مسجد می‌رود؛ به زنی بربخورد و او را نگاه کند و نگاهش را به تماشای زن بکشاند وبه محض اولین نگاه؛چشم خود را پایین نیندازد ؛ وضوی او نقض شده چون با فرمان پروردگارش مخالفت کرده:
    { قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ } صدق الله العظيم [النور:30]
    {مردان مؤمن را بگو تا چشمها را فرو دارند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی آنان اصلح است، و البته خدا به هر چه کنید کاملا آگاه است.}
    همانا که چشم دوختن به زنی که محرم نیست از گام‌های شیطان است؛ پس از گام‌های شیطان پیروی نکنید که شما را به عمل سؤ و فحشا و ندانسته به خدا نسبت دادن می‌کشاند. شاید یکی از علما بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید: "پس فرموده خداوند تعالی: { أَوْ لاَمَسْتُمُ النِّسَاء فَلَمْ تَجِدُواْ مَاء فَتَيَمَّمُواْ صَعِيداً طَيِّباً } صدق الله العظيم، بر فتوای تو تأکید دارد که این کار بر وضو دار حرام است و نباید به شکل عام هیچ زنی را لمس کرد؛ در جواب او به حق می‌گوییم: آیا اگر وضو نداشته باشد حلال است که زنان را عموماً لمس کند؟ حلال و حرام را قاطی نکن و چیزی را که خداوند نفرموده به او نسبت مده.
    وسلامُ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.




  10. مصدر المشاركة

    -32-
    الخلاصـــــــــــــــة..


    بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته..
    و جواب مختصراینکه: براساس کتاب خداوند تمام نمازها؛ چه نمازهای فریضه‌ی واجب وچه نمازهای اختیاری دو رکعت هستند؛ فرقی ندارد نماز واجب باشد یا نافله همگی دو رکعتی هستند و بعد دو رکعت نماز سلام داده می‌شود.
    هرچقدر که می‌خواهید به اختیار خود نماز نافله بخوانید؛ این نمازها هم دو رکعتی هستند. نمازهای نافله و نماز فریضه (یومیه) و نماز جمعه و یا نماز سنت (نماز بین اذان واقامه برای کسانی که در مسجد نماز می‌گذارند)همه دو رکعتی هستند؛ فرقی ندارد نماز شما واجب باشد مثل نماز جمعه و یا سنت یا نافله و مستحبی؛ تنها دو نماز یک رکعتی داریم؛ نماز شکسته(قصر) و نماز وتر.
    من هنوز فتوا نداده‌ام که بیان نماز کامل شده است؛ نماز وتر را که بعد از نماز شب خوانده می‌شود را هم نفی نمی‌کنم؛ صحبت ما نمازهای فریضه(یومیه ) و نمازهای نافله است؛ چه نماز واجب باشد چه نافله و داوطلبانه؛ همگی دورکعتی هستند. ما در این بیان درمورد نمازی که یک رکعتی است صحبت نکردیم و بر ما واجب است که درمورد نمازی که یک رکعت دارد توضیح بیشتری بدهیم. این نماز؛ نماز شکسته(قصر) است و همان طور که شرط بجا آوردن آن را از آیات محکم کتاب برایتان بیان کردیم؛ یک رکعتی بجا آورده می‌شود. نماز وتر هم که در پایان نماز شب بجا می‌آورید یک رکعتی است. شما می‌دانید که نماز وتر تنها یک رکعت است؛ یک رکعت.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين...
    الخلاصـــــــــــــــة..
    بسم الله الرحمن الرحيم السلام عليكم ورحمة الله وبركاته..
    والجواب المُختصر.. إن جميع الصلوات سواءً تكون صلاة فرض أم صلاة واجبة أم صلاة تطوع فجميعهم ركعتين في كتاب الله، سواء تكون فرضاً أو نافلةَ تطوعٍ، فهي ركعتين فقط ثم التسليم.
    ويصلي ما يشاء من صلوات التطوع النافلة، فهي كذلك ركعتين في كل نوافل الصلوات أو الفرض أو الجمعة أو السنن فهي جميعاً ركعتين في كل صلاة سواء تكون فرضاً أو واجبة كصلاة الجمعة أو سنة أو نافله مُستحبة فجميعهم ركعتين، إلّا صلاة القصر والوتر فهي ركعة. فقد ورد إلينا على الخاص سؤالٌ عن صلاة الوتر فوجب علينا تنزيل الإضافة بالمزيد من الإيضاح.
    ولم أفتكم بعد أنه اكتمل بيان الصلاة ولم ننفي صلاة الوتر من بعد ناشئة الليل وإنما تكلمنا عن الصلوات المفروضة والصلاة النافلة أنها ركعتين سواء تكون فرضاً أم نافلة َ الصلاة التطوعية، ولم نتكلم عن الصلاة ذات الركعة الواحدة في هذا البيان، ولذلك وجب علينا المزيد من التفصيل عن الصلاة ذات الركعة الواحدة، وهُنّ صلاة القصر كما علمناكم بشرطها المُحكم في كتاب الله وهي ركعة واحدة، فهي أقصر الصلوات صلاة القصر وصلاة الوتر التي تجعلوها آخر صلواتكم من بعد ناشئة الليل هي ركعة واحدة، وأنتم تعلمون أن صلاة الوتر ركعة واحدة واحدة.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..


صفحة 3 من 4 الأولىالأولى 1234 الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 6
    آخر مشاركة: 23-01-2020, 04:58 AM
  2. مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 22-12-2018, 08:34 PM
  3. مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 16-08-2014, 03:48 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •