النتائج 1 إلى 5 من 5

الموضوع: دعوت امام مهدی ناصرمحمد یمانی از رهبر القاعده درعراق ابوبکر بغدادی

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. دعوت امام مهدی ناصرمحمد یمانی از رهبر القاعده درعراق ابوبکر بغدادی

    مصدر المشاركة
    -1-
    دعوت امام مهدی ناصرمحمد یمانی از رهبر القاعده درعراق ابوبکر بغدادی


    10 - 09 - 1435 هـ
    07 - 07 - 2014 مـ
    1393-04-16ه.ش
    09:58 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ




    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين وأنصارهم السابقين من قبل الفتح وبعده إلى يوم الدين، أمّا بعد..

    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، شیخ محترم ابوبکر بغدادی ، از اطراف و اکناف زمین از ما خواسته اند تا درباره شما فتوا بدهیم ، ما از کسانی نیستیم که قبل از گفتگو و شنیدن سخنان و منطق ودلایل علمی داعيه ( دعوت كننده) و تا روشن شدن اینکه آیا به حق و از جانب خداوند سخن می گوید و هدایت کننده به راه راست است و یا اینکه آشکارا در گمراهی به سر می برد ؛ درباره کسی قضاوت کنیم .لذا تا با كسي گفتگو نکنیم درباره اش ات قضاوت نمی کنیم تا با حکم کردن بر اساس ظن و گمان در حق او ظلم نکرده باشیم که ظن و گمان فرد را از حق بی نیاز نمی کند( نمی تواند جایگزین حق شود) . برای همین من امام مهدی ناصر محمد یمانی از شیخ محترم ابوبکر بغدادی دعوت می کنم تا در پایگاه اینترنتی امام مهدی ناصر محمد یمانی با یکدیگر گفتگو نماییم تا ببینیم توانایی علمی شما چه اندازه بوده و برهان خلافت شما چیست. اگر دیدیم شما از امام ناصر محمد یمانی عالمترهستید ؛ بر امام ناصر محمد واجب است تا درصورتی که دریابد دانشی که خداوند به شما عطا فرموده بیش از او و تمام علمای امت است ، در برابر شما خضوع کرده و از امرتان پیروی نموده و کاملا تسلیم شود. در این صورت بر تمام مسلمانان واجب می شود که امر شما را اطاعت کرده و زیر پرچم شما گرد آمده و به شما ملحق شوند .این درصورتی است که دریابیم خداوند واقعا با برهان خلافت و امامت ترا یاری نموده و از نظر علمی شما را بر دیگران برتری داده است و توانمندی علمی به شما از جانب خداوند الهام شده است بدون اینکه نزد کسی آموزش دیده باشید. شرط ما این است که ببینیم شما قادرید بین فرقه های گوناگونی که در دینشان پراکنده و متفرق شده اند داوری کنید گروه هایی که هریک به داشته های خود که باعث تفرقه امت واز بین رفتن شوکتشان شده اند دلخوشند . شرط این است که خداوند به شما برهان علمی عنایت کرده باشد تا بتوانید درمورد تمام موارد مورد اختلاف گروه های مختلف داوری نموده و حکم بدهید تا با این کار قادر شوید مسلمانان را از پراکندگی نجات داده و علماء و امت را تحت لوای یک پرچم متحد سازید. پس مسلمانان جویای حق در انتظار نتیجه گفتگو بین شما و امام ناصر محمد یمانی خواهند بود.اگر انصار امام دریافتند که امامشان در 99% موارد بر ابو بکر بغدادی غلبه کرد و تنها در یک مسئله ابوبکر بغدادی پیروز شد؛ تمام انصار ناصر محمد در هرجایی از زمین که باشند باید از پیروی از ناصر محمد یمانی دست بردارند و بر امام ناصر محمد است که از اعتقاد خود مبنی بر اینکه امام مهدی است بازگردد. شیخ محترم ابوبکر بغدادی ، پس اگر نتوانستی حتی در یک مسئله بر امام ناصر محمد غلبه کنی ؛ حقیقت روشن شده و بر تو واجب است از امر خلیفه ی حقی که از جانب خداوند برگزیده شده است اطاعت نمایی چرا که این خداوند است که خلیفه خود را برمی گزیند نه مردم . گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [القصص].

    {پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند}

    و شنیده ام تو خود را به عنوان خلیفه مسلمانان انتخاب کرده ای ویا اطرافیانت ترا به عنوان خلیفه مسلمین برگزیده اند! حتی فرشتگان مقرب درگاه خداوند نیز شایستگی ندارند به جای او خلیفه ای را انتخاب کنند و کوچکترین اختیاری در این امر ندارند وگواه آن فرموده خداوند تعالی است که :

    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨﴾ وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿٦٩﴾ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿٧٠)} صدق الله العظيم [القصص].

    {پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند! (۶۸) و پروردگار تو می‌داند آنچه را که سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند! (۶۹) و او خدایی است که معبودی جز او نیست؛ ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر؛ حکم از آن اوست؛ و همه شما به سوی او بازگردانده می‌شوید! (۷۰)}
    اما تعیین کننده برهان امامت و خلافت خداونداست و خداوند کسی را برمی گزیند که دانش و علم بیشتری نسبت به دیگران به او عطا نموده باشد؛ ( زيرا كه خداوند برهان خلافت و امامت براي خليفه برگزيده شده را برتري علمي او قرار داده است ). برای همین است که می بینید خلیفه خداوند "آدم" چیزهایی را به ملائکه آموخت که نمی دانستند و بعد از آن که "آدم" ثابت کرد؛ خداوند به او بیش از فرشتگان علم عطا نموده است (الله زاده بسطةً في العلم )،از جانب خداوند به فرشتگان فرمان داده شد تا دربرابر آدم سجده کنند و خداوند تعالی می فرماید:

    {وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ(30) وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(31) قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ(32) قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ(33) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ(34)} صدق الله العظيم [البقرة].

    {هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روی زمین، جانشینی (خلیفه ای)قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا!» آیا کسی را در آن قرار می‌دهی که فساد و خونریزی کند؟! ما تسبیح و حمد تو را بجا می‌آوریم، و تو را تقدیس می‌کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقی را می‌دانم که شما نمی‌دانید.» (۳۰) سپس علم اسماء (خلفای خداوند) را همگی به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!» (۳۱) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی.» (۳۲) فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی شان آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد (اسامي خلفاي خداوند را به ملائكه آموخت ) ، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار می کنید، و آنچه را پنهان می داشتید!» (۳۳) و هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «برای آدم سجده و خضوع کنید!» همگی سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، واز کافران شد. (۳۴)}
    ببینید خداوند چه انتقادی از فرشتگان می نماید:
    {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(31) اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!} صدق الله العظيم. به این معنی که اگر راست می گویید و شما از خداوند اعلم تر هستید ، بجای او خلیفه اش را هم انتخاب کنید .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیندآنان اختیاری ندارند} صدق الله العظيم. اینجا بود که فرشتگان دریافتند از حد خود فراتر رفته و پای در محدوده ای گذاشته اند که جای آنها نیست و تنها به خداوند اختصاص دارد و منظور خداوند از این که می فرماید: {أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَـؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(31) اگر راست می‌گویید، اسامی اینها را به من خبر دهید!} صدق الله العظيم را دانستند. یعنیخودتان را از خداوند داناتر می بینید تا به جای او خلیفه او را انتخاب کنید. پس فرشتگان به درگاه خداوند انابه کرده و اعتراف نمودند که پروردگارشان از آنها عالم تر است و آنها بجز دانشی که از خداوند عزیز و حکیم آموخته اند ؛ چیزی نمی دانند . برای همین گفتند: {قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ(32) فرشتگان عرض کردند: «منزهی تو! ما چیزی جز آنچه به ما تعلیم داده‌ای، نمی‌دانیم؛ تو دانا و حکیمی. } صدق الله العظيم.

    سپس خداوند به "آدم" امر نمود تا در برابر آنها حجت خود را اقامه نماید و ثابت کند که گستره دانشی که خداوند به او عطا نموده بیش از تمامی آنهاست (الله زاده بسطةً في العلم).برای همین خداوند تعالی می فرماید:

    {قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ(33)} صدق الله العظيم.

    {فرمود: «ای آدم! آنان را از اسامی آنها (خلفای خداوند در زمین) آگاه کن.» هنگامی که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!»}
    پس از آنکه "آدم" برتري علمی خود بر تمامی آنها را ثابت کرد ؛ خداوند به تمام فرشتگان فرمان داد تا دربرابر "آدم" سجده کنند و برای همین خداوند تعالی می فرماید:

    {قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ(33) وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ(34)} صدق الله العظيم.
    علت اینکه ابلیس گرفتار فتنه شد این بود که خود را از "آدم" بهتر می دانست.برای همین هم عصبانی شد و گفت: {قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ} صدق الله العظيم [الأعراف:12].

    { فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم، چه چیز تو را مانع شد که سجده کنی؟ گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده‌ای و او را از گل!}

    ببین علت خودداری ابلیس از سجده در برابر"آدم" چه بود؛ او خودش را برای خلیفه شدن ارجح می دانست چرا که خود را ازآدم و
    آدم که صلوات و سلام بر او خاندان پاکش باد بهتر می دید.

    و بنابر اين من ناصر محمد یمانی شیخ محترم ابوبکر بغدادی را به گفتگو دعوت می کنم تا برایمان روشن شود که خداوند حقا کدام یک از ما را به عنوان خلیفه خود در زمین برگزیده و امام مردم قرار داده است؛ آیا خليفه حق ابوبکر بغدادی است یا ناصر محمد یمانی ؟ و بعد از آن که شیخ محترم ابوبکر دعوت به گفتگوي قبل از ظهور را بپذیرد؛ این امر برای جویندگان حق روشن می شود؛ چون یکی از ما یا هر دوی ما خلیفه منتخب خداوند نیستیم بلکه شرط خلافت تنها پیروزی یکی از ما بر دیگری نیست بلکه خلیفه ای که منتخب خداوند است باید بتواند بر تمام علمای مسلمین و مسیحیان و یهودیان غلبه نماید و چنانچه دعوت به پذیرش احکام خداوند و پروردگار جهان را اجابت نمایند ؛ برامام منتخب خداوند بر مردم است که حکم خداوند را تنها از محکمات قرآن عظیم استنباط نماید چون حکم تنها با خداوند سبحان است وگواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ} صدق الله العظيم [الشورى:10].

    { در هر چیز اختلاف کنید، داوریش با خداست؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توکّل کرده‌ام و به سوی او بازمی‌گردم}
    من امام ناصر محمد یمانی در پیشگاه خداوند و تمام مسلمانان شهادت می دهم و شهادت پروردگار كافي است ؛ اگر دریافتم شیخ فاضل ابوبکر بغدادی با استدلال های علمی از محکمات قرآن عظیم برما غلبه کرد ؛ مرا تسلیم خود خواهد یافت و ما گوش سپردن و اطاعت کردن خود را به او اعلان خواهیم کرد چون هرکس که به علت غرورش به گناه کشانده شود مانند ابلیس که دچار لعنت و غضب خداوند گردید؛ مورد لعنت و غضب پروردگار قرار خواهد گرفت .اما اگر شیخ ابوبکر بغدادی تنها در یک مسئله بتواند بر ناصر محمد غلبه کند؛ سزاوار نیست امام ناصر محمد یمانی تکبر ورزیده ویا غرور او را به گناه کشانده و بگوید من از ابوبکر بغدادی بهترهستم و از ولایت و اطاعت او خودداری نماید. این حکمی است که ما از قبل و تنها برای خودمان مقرر داشته ایم که ولو اینکه ناصر محمد یمانی در 99 % مسائل بر بغدادی غلبه کند اما ابوبکر بغدادی بتواند تنها در یک مسئله بر ناصر محمد یمانی برتری یابد ؛ برناصر محمد یمانی واجب است که اعلان نماید از ادعای اینکه امام مهدی منتظر است عدول کرده و انصار نیز باید پیروی از مرا کنار بگذارند.. هیهات هیهات ؛ قسم به پروردگار زمین و آسمان ها ؛ هیچ یک از علمای مسلمین و مسیحی و یهودی ولو اینکه به یاری یکدیگر نیز بیایند و از هم پشتیبانی کنند، قادر نیستند حتی در یک مسئله بر امام مهدی ناصر محمد یمانی غلبه کنند.آیا می دانید چرا پیشاپیش نتیجه گفتگو را اعلان کردم؟ چون می دانم من درباره شخصیت امام مهدی ناصر محمد به خداوند دروغ نبسته ام . بلکه خداوند مرا برگزیده وانتخاب کرده است و دانش مرا در بیان حق قرآن عظیم بر تمام علمای امت فزونی بخشیده است تا آنان از قضاوتی حقی که بر اساس قرآن عظیم بینشان می شود احساس ناراحتی نکنند وبه کلی تسلیم شوند.اگر چنین نکنم؛ امام مهدی منتظر ناصر محمد نیستم.
    ممکن است کسی این سؤال را مطرح کند:" ناصر محمد ؛ می بینم که می گویی اگر یکی از علمای مسلمین حتی در یک مسئله بر تو غلبه کند؛ اعلان خواهی کرد مهدی منتظر ناصر محمد نیستی.سؤالی که دربرابرت قرار می دهم این است آیا مه
    دی منتظرناصر محمد است؟" پس امام مهدی ناصر محمد درجواب پرسشگران می گوید: آیا شما به فرموده خداوند ایمان ندارید که : {مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَٰكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (40)} صدق الله العظيم [الأحزاب]؟

    { محمّد پدر هيچ يك از مردان شما نيست. اما او رسول خدا و خاتم پيامبران است. و خدابه همه چیز آگاه است}
    جواب علمای مسلمین معلوم
    است همگی خواهند گفت: چه کسی است که به این آیه محکم و روشنی که درمحکمات قرآن عظیم آمده است مؤمن نباشد؟ این سخنی است که فتوای خداوند سبحان را دربردارد که محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- خاتم الأنبياء والمرسلين است.پس به حق در برابرتان حجت می آوریم و می گوییم: پس عقیده ای جز این ندارید که خداوند امام مهدی منتظر را ناصر (ياري كننده ) محمد عليه الصلاة والسلام وآله (ناصر محمد) بر می انگیزد؛ یعنی ناصر و یاری دهنده محمدٍ رسول الله عليه الصلاة والسلام وآله الطيبين . چون خداوند امام مهدی منتظر را به عنوان نبی یا رسول جدیدی که به او وحی جدیدی بفرستد، بر نمی انگیزد .بلکه او نصرت رساننده به محمدٍ رسول الله عليه الصلاة والسلام وآله و سلّم است .برای همین حکمت "تواطؤ" در این حدیث حق برایتان روشن می شود. از محمدٍ رسول الله عليه الصلاة والسلام وآله سلّم نقل می شود که فرموده است:
    [لا تنْقَضِي الدُّنيَا حَتَّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسمه اسْمِي
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    دنیا به پایان نمی رسد مگر مردی از اهل بیت من که نام او نام م
    را همراهی و هم پوشانی می کند فرمانروایی را بدست گیرد]
    يعني تا ز
    مانی که مردی از اهل بیت رسول با قدرت فرمانروایی را در دست نگیرد؛ عمر این دنیا تمام نمی شود.سپس می فرماید نام من نامش را همراهی (همپوشانی) می کند.
    شاید یکی از علمای اهل سنت بگوید:" به خدا که همین طور است در این حدیث بین شیعه و سنی اختلافی وجود ندارد؛ اما نام تو ناصر محمد است و با اسم نبی خداوند محمد بن عبدالله مطابقت ندارد." پس من امام ناصر برای برادران خود از علمای اهل سنت حجت می آوردم و می گویم: خدا را به شهادت می گیرم و او برای شهادت کافی است که قادر نیستید از نظر لغوی و اصطلاحی ثابت کنید مقصود از "تواطؤ" تطابق لغوی و اصطلاح است .اگر توانستید –که نمی توانید- من امام مهدی منتظر نیستم.هیهات هیهات، به پروردگار زمین و آسمان ها قسم؛ شما می دانید معنی لغوی اصطلاحی "تواطؤ" تطابق نیست بلکه اشتراک وهمراهی و هم پوشانی است
    . پس برایتان روشن شد مقصود از "تواطؤ" همراهی با نام محمد در نام امام مهدی ناصر محمد است.
    ممکن است یکی از علمای شیعه اثنی عشری بگوید:" ناصر محمد ما نیز اعتقاد داریم اسم امام مهدی مطابق نام نبی خداوند محمد بن عبدالله نیست بلکه همراه و همپوشان آن است؛ برای همین ما معتقدیم نام امام مهدی محمد بن الحسن العسکری است." پس برای شیعیان اثنی عشری حجت می آوریم که : آیا
    محمدٌ -رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم- فرموده است:[يواطئ اسمي اسمه نام من نام او را همراهی می کند]؟ جواب شیعیان اثنی عشری معلوم است که خواهند گفت:" ای کسی که به زعم خود مهدی منتظری؛ موضع حق حدیث را تحریف نکن. محمدٌ -رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم- فرموده است:
    [لا تنْقَضِي الدُّنيَا حَتَّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يُوَاطِئُ اسمه اسمي دنیا به پایان نمی رسد مگر مردی از اهل بیت من که نام او نام مرا
    همراهی و هم پوشانی می کند فرمانروایی را بدست گیرد] صدق عليه الصلاة والسلام
    و هم چنین نَّبيّ عليه الصلاة والسلام وعلى آله الطيبين فرموده است:
    [لا تَذْهَبُ أَوْ لا تَنْقَضِي الدُّنْيَا، حَتَّى يَمْلِكَ الْعَرَبَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يُوَاطِئُ اسمه اسمي دنیا نمی گذرد و به پایان نمی رسد مگر بر اعراب مردی از اهل بیت من فرمانروایی کند که نام او نام مراهمراهی و هم پوشانی می کند].
    ونَّبيّ عليه الصلاة والسلام وعلى آله الطيبين فرموده است:
    [لا تَقُومُ السَّاعَةُ، حَتَّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يُوَاطِئُ اسمه اسمي، يَمْلأُ الأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً، كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْراً قیامت فرا نمی رسد مگر مردی از اهل بیت من فرمانروا شود که نام او نام مرا همراهی می کند و زمین را از عدل و قسط پرخواهد کرد همانگونه که لبریز از ظلم و جور شده است].
    ونَّبيّ عليه الصلاة والسلام وعلى آله الطيبين فرموده است:
    [لا يَذْهَبُ اللَّيَالِي وَالأَيَّامُ، حَتَّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يُوَاطِئُ اسمه اسمي روزها و شب ها بسر نمی رسند مگر مردی از اهل بیت من فرمانروا شود که نام او نام مرا همراهی می کند]
    ونَّبيّ عليه الصلاة والسلام وعلى آله الطيبين فرموده است:
    [لا يَذْهَبُ الدُّنـَيَا، حَتَّى يَلِي رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً، كَمَا مُلِئَتْ ظُلْمًا وَجَوْراً، يُوَاطِئُ اسمه اسمي ؛روزها و شبها بسر نمي رسد تا آنکه خدا مردي از اهل بيت بیاید که پر کند زمين را از عدل و قسط همچنانکه از ظلم و ستم پر شده. ونام او نام مراهمراهی می کند].
    و هم چنین ازعَبْدَانُ بْنُ أَحْمَدَ ثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ عُمَرَ بْنِ أَبَانَ ثَنَا يُوسُفُ بْنِ حَوْشَبٍ ثَنَا وَاسِطُ بْنُ الْحَارِثِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ أَبِي النَّجُودِ عَنْ زِرِّ بْنِ حُبَيْشٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ برای ما نقل شده که رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرموده اند: [لا يَذْهَبُ الدُّنـَيَا، حَتَّى يَمْلِكَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، يُوَافِقُ اسمه اسمي، يَمْلأُ الأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً، كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً دنیا نمی رود مگر مردی از اهل بیت من که نام او نام مراهمراهی می کند فرمانروایی را بدست گیرد] صدق عليه الصلاة والسلام".
    پس مهدی منتظر برای تمام علمای شیعه اثنی عشری حجت می آورد و می گوید:در تمام این احادیث یک سخن مشترک وجود دارد :" يواطئ اسمه اسمي" نام او نام من را همراهي مي كند (می پوشاند ) و این مضمون حدیث است. سؤالی که مطرح می شود این است: مقصود ایشان که صلوات و سلام بر او باد از [يواطئ اسمه] اسم چه کسی است؟ سؤال را دوباره تکرار می کنیم صلوات و سلام بر ایشان باد مقصودشان از[يوافق اسمه] کیست؟ سؤال را برای بار سوم تکرار می کنیم مقصود ایشان که صلوات و سلام بر او باد از [[[[يواطئ اسمه]]]] چه کسی است؟
    آیا غیر از این است که از نام اول امام مهدی سخن می گوید؟و سپس می گوید : [[اسمي = اسم من]]؛ آیا منظور نام دوم امام مهدی نیست؟ پس می آموزیم که در این حدیثی که بارها نبی بیان نموده است حکمت بزرگی وجود دارد؛ به این معنی که خداوند امام مهدی را بعنوان نبی یا رسول جدید برنمی انگیزد ؛ بلکه یاری دهنده محمد(ناصر محمد) و یاری دهنده به آنچه که با محمد صلی الله علیه و آله و سلم آمده است خواهد بود.

    ببینیم این حکمت در مورد کدام یک از این اسامی صدق می کند آیا محمد بن عبدالله است ؟ آیا محمد بن حسن عسگری است؟ یا ((((ناصر محمد))))؟ شما را چه می شود؛ چگونه حکم می کنید؟ حال ؛ حت
    ی اگر100% هم قانع شديد که نام امام مهدی ناصر محمد است؛ آیا این دلیل کافی است که ناصر محمد یمانی مهدی منتظرحق است؟ هیهات! به خداوند قسم که هیچ چیز جای دلیل قاطع علمی را نمی گیرد.شما می توانید در بین مسلمانان میلیونها نفر را پیدا کنید که نامشان ناصر محمد است.پس باید خداوند به امام مهدی ناصر محمد علمی عطا کرده باشد که فراتر از دانش تمام علمای مسلمین باشد تا کسی از آنها نباشد که با قرآن عظیم به مجادله با امام مهدی برخیزد مگر آنکه امام مهدی ناصر محمد با دلایل علمی از محکمات قرآن عظیم بر او غلبه کند تا درمیان مؤمنان از داوری و حکمیتی که بین آنان شده است ناراحتی و دلتنگی احساس نشود وهمگی تسلیم شوند.
    عزیز من شیخ محترم"ابراهیم بن عواد بن ابراهیم" و ملقب به ابوبکر بغدادی؛ رهبر حزب داعش یا آنگونه که گفته می شود رهبر القاعده عراق، به خداوندی که جز او خدایی نیست؛ هیچ یک از اطرافیانت اختیار ندارند ترا به عنوان خلیفه مسلمانان انتخاب کنند تا رهبری آنها را در جهاد فی سبیل الله بر عهده بگیری.ای عزیز من؛ به خداوند قسم که حتی انبیاء حق ندارند بجای خداوند برای مردم خلیفه ای را انتخاب کنند؛ بدون اینکه بدانند خداوند او را برگزیده است. به نبی بنی اسراییل نگاه کنید، آیا او امام طالوت عليه الصلاة والسلام را به عنوان خلیفه بنی اسراییل انتخاب کرد؟ یا خداوند است که برمی گزیند و انتخاب می کند؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا ۖ قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (246) وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (247)}
    صدق الله العظيم [البقرة].
    {
    آیا نمی بینی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه‌ها و فرزندانمان رانده شده‌ایم، اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. (۲۴۶) و پیامبرشان به ایشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروایی شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خدا گشایشگری داناست‌ (۲۴۷)}
    به اعتراض بنی اسراییل و جواب حق نبی نظر کنید.خداوند تعالی می فرماید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم
    {و و پیامبرشان به ایشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروایی شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خدا گشایشگری داناست‌ (۲۴۷).}

    در ابتدای امر بنی اسراییل تصور کردند ؛ انتخاب امام طالوت نظر شخصی نبی شان بوده است و برای همین بنی اسراییل گفتند:
    {قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ المال گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد
    و از نبی خود درخواست کردند که
    یکی از آنها را به فرمانروایی انتخاب کند چون آنها بیش از دیگران برای فرمانروایی شایسته اند؛ به همین ترتیب می دیدند که طالوت از ثروتمندان نیست بر اساس نظر آنها امامت بر حسب نسب و وجاهت و ثروت بود؛ پس نبی در پاسخ ایشان گفت چیزی به دست او نیست و او نیست که طالوت را انتخاب کرده است .بلکه اوبرگزیده خداوند است و گفت: {قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (247)} صدق الله العظيم. {گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می‌دارد و خدا گشایشگری داناست}
    و این گواهی برای فرموده خداوند تعالی است که :
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    { و پروردگارت آنچه بخواهد می‌آفریند و بر می‌گزیند، اختیاری برای آنان نیست، خداوند پاک و فراتر از شرکی است که می‌ورزند}

    شنیده ایم که می گویی اطرافیانت ترا به عنوان خلیفه مسلمانان انتخاب کرده اند و مردم را برای بیعت دعوت می کنید تا دین همه دین خدا باشد.ای مرد آیا مردم را وادار می کنی که با تهدید واکراه ایمان بیاورند؟ آیا خداوند تعالی نفرموده است:

    {لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم [البقرة:256]؟
    { در قبول دین، اکراهی نیست راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست}
    شاید شیخ محترم بغدادی بخواهد بگوید:" ناصر محمد مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلّه فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39) وَإِن تَوَلَّوْاْ فَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَوْلاَكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (40)} صدق الله العظيم [الأنفال]؟
    { و با آنها پیکار کنید، تا فتنه برچیده شود، و دین همه مخصوص خدا باشد! و اگر دست بردارند، خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست. (۳۹) و اگر سرپیچی کنند، بدانید خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی! (۴۰)}
    ا
    مام مهدی ناصر درپاسخ پرسشگران می گوید: سزاوار خداوند نیست تا آنگونه که شما تصور می کنید ؛ با خود تناقضی داشته باشد خداوند منزه و بسیار بلند و والامرتبه است. آیا منظور خداوند در این آیه این است که به شما فرمان می دهد تا مردم را با تهدید و اکراه وادار کنید که به خداوند رحمن ایمان بیاورند؛ خداوند منزه و بالاتر از آن است که با خود تناقض داشته باشد! چگونه می فرماید{لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ} بعد به شما فرمان می دهد با مردم آنقدر بجنگید تا مؤمن شوند؟ پس بیایید تا برایتان روشن کنم اشکالتان در کجاست و درک غلط شما از این آیات را تصحیح نمایم در این آیات خداوند به شما فرمان می دهد با کسانی که بخاطر دین خداوند با شما می جنگند و می خواهند با شمشیرهایشان نور الهی را خاموش سازند مبارزه کنید؛ به شما امر شده با آنان بجنگید تا از جنگ با شما وبه فتنه کشاندن کسانی که به دعوت شما ایمان آورده اند؛ دست بکشند .گواه آن فرموده خداوند تعالی است که : {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ وَالَّذِينَ كَفَرُوا إِلَى جَهَنَّمَ يُحْشَرُونَ (36) لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَيَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلَى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعًا فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (37) قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَنْتَهُوا يُغْفَرْ لَهُمْ مَا قَدْ سَلَفَ وَإِنْ يَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِينَ (38) وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39) وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (40)} صدق الله العظيم [الأنفال].
    {آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‌کنند؛ آنان این اموال را مصرف می‌کنند، امّا مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد؛ و سپس شکست خواهند خورد؛ و کافران همگی به سوی دوزخ گردآوری خواهند شد. (۳۶) بخاطر آن است که خداوند ناپاک را از پاک جدا سازد، و ناپاکها را روی هم بگذارد، و همه را متراکم سازد، و یکجا در دوزخ قرار دهد؛ و اینها هستند زیانکاران! (۳۷) به آنها که کافر شدند بگو: «چنانچه از مخالفت باز ایستند، (و ایمان آورند،) گذشته آنها بخشوده خواهد شد؛ و اگر به اعمال سابق بازگردند، سنّت خداوند در گذشتگان، درباره آنها جاری می‌شود (۳۸) و با آنها پیکار کنید، تا فتنه برچیده شود، و دین همه مخصوص خدا باشد! و اگر دست بردارند، خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست. (۳۹) و اگر سرپیچی کنند، بدانید خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی! (۴۰)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:
    {إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ فَسَيُنْفِقُونَهَا ثُمَّ تَكُونُ عَلَيْهِمْ حَسْرَةً ثُمَّ يُغْلَبُونَ} صدق الله العظيم.
    {آنها که کافر شدند، اموالشان را برای بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج می‌کنند؛ آنان این اموال را مصرف می‌کنند، امّا مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد}

    یعنی آنها
    اول علیه مؤمنان اعلان جنگ کرده و در بین کسانی که به خداوند ایمان آورده اند فتنه بپا کنند ؛ برای همین خداوند فرمان جنگ با آنها را می دهد تا از جنگ بر علیه شما دست برداشته و کسانی که دعوت شما را پذیرفته و ایمان آورده اند را به فتنه وگمراهی نکشانند ودعوت از تمامی مردم تا آنجایی ادامه یابد که دین همه برای خداوند باشد.چون اگر دعوت شما استمرار یابد تعداد مؤمنان رو به افزایش گذاشته و با پیوستن هرروزه مردم به مؤمنان از تعداد کافران کاسته می شود تا دین فقط دین خداوند باشد ومردم از ته دل و خالصانه قانع می شوند.ولی اگرادامه داده و در راه دعوت به خداوند مانع ایجاد کرده و با مؤمنان جنگیده و کسانی که به خدا ایمان آورده اند را دچارفتنه و گمراهی کنند؛ در اینجاست که خداوند شما را مکلف نموده است که سبکبار و یا مجهز(خفافاً و ثقالاً) به جنگ بپردازید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39) وَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَوْلَاكُمْ نِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (40)}
    صدق الله العظيم.
    {و با آنها پیکار کنید، تا فتنه برچیده شود، و دین همه مخصوص خدا باشد! و اگر دست بردارند، خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست. (۳۹) و اگر سرپیچی کنند، بدانید خداوند سرپرست شماست! چه سرپرست خوبی! و چه یاور خوبی! (۴۰)}
    به فرموده خداوند تعالی نظر کنید:
    {فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (39) و اگر دست بردارند، خدا به آنچه انجام می‌دهند بیناست.}یعنی اگر از جنگیدن با شما فتنه درمیان مؤمنان دست برداشتند؛ دیگر به جنگ ادامه ندهید تا وادارشان کنید که مؤمن شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است: {{{{{{{{{وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلّهِ فَإِنِ انتَهَواْ فَلاَ عُدْوَانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمِينَ (193)}}}}}}}}} صدق الله العظيم[البقرة]
    { و با آنها جهاد کنید تا فتنه از روی زمین برطرف شود و دین خدا حاکم باشد و بس، و اگر دست کشیدند (با آنها عدالت کنید که) تعرض جز بر ستمکاران روا نیست
    .}
    یعنی اگر از جنگ با شما دست کشیدند؛ با آنها نجنگید .تنها تعرض به ظالمان مجاز است؛ یعنی کسانی که با شما جنگیده و مردمی را که به دعوت شما ایمان آورده اند به فتنه می اندازند.اساس جنگ در راه خداوند ؛ مبارزه و جنگ با کسانی است که به جنگ دین شما می آیند و بناحق به شما تعدی می کنند در اینجا خداوند به شما فرمان جنگ داده است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (190)} صدق الله العظيم[البقرة]
    {
    و در راه خدا، با کسانی که با شما می‌جنگند، نبرد کنید! و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی‌کنندگان را دوست نمی‌دارد!}
    یعنی اینکه به کسانی که به جنگ شما نیامده اند ویا کسانی که دست از جنگ کشیده و به شما می گویند:"دین شما برای شما و دین ما برای خودمان
    (لكم دينكم ولي دين ) " تعدی نکنید .در اینجا بر شما واجب است که از آنها روبرتابید(و کاری به آنها نداشته باشید)چراکه خداوند به هیچ یک از رسولان امر ننموده است تا مردم را با تهدید واکراه وادار کنند تا به خداوند رحمن ایمان آورده و با اکراه درحالی که ذلیل وخوارشده اند؛ پروردگارشان را عبادت کنند ! به خدا که چنین نیست، ببینید خداوند در کتاب خود به تمام رسولانش فرمان می دهد که ابلاغ دعوت وظیفه آنها و حساب رسی با خداوند است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شَاءَ اللَّـهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَٰلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ
    فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    {مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند}

    به همین ترتیب خداوند به محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- نیز امر نفرموده است که با تهدید و اکراه مردم را مؤمن کند وگواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ} صدق الله العظيم [البقرة:256] چرا که خداوند ایمان مردمی را که با اکراه به او رو بیاورند و او را بواسطه تهدید و با اکراه عبادت نمایند نمی پذیرد؛ ولو اینکه نماز بپاداشته و زکات بدهند. و اما نمازشان ؛ حتی اگر در خانه های خداوند اقامه شود چون از ترس رسولان خداوند است مورد پذیرش قرار نمی گیرد.خداوند عبادتی که از ترس مردم باشد را نمی پذیرد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلَاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ}
    صدق الله العظيم [التوبة:18].
    {مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند.}
    خداوند برای پذیرش عبادت بندگانش در محکمات کتاب خود شرطی قائل شده است و آن فرموده خداوند تعالی است که :
    {وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّهَ ۖ فَعَسَىٰ أُولَٰئِكَ أَنْ يَكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدِينَ و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند } صدق الله العظيم.برای همین خداوند به رسولان خود امر نموده که مردم را بخاطر دین تحت فشار قرار ندهند. به آنها آزادی عقیده داده و درکنارش با دلایل علمی و عقلی برایشان حجت بیاورند که این تنها خداوند است که شایسته عبادت است و به مردم درباره عذاب خداوند هشدار بدهند.اگر سرباز زدند؛ دین آنها برای خودشان و پیروانشان باشد و دین نبی برای خودش و پیروانش.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ (1) لَا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ (2) وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (3) وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَا عَبَدْتُمْ (4) وَلَا أَنْتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ (5) لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ (6)}
    صدق الله العظيم [الكافرون].
    {بگو: ای کافران! (۱) آنچه را شما عبادت می کنید من عبادت نمی کنم! (۲) و نه شما آنچه را من عبادت می کنم شما می‌پرستید، (۳) و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده‌اید عبادت می کنم (۴) و نه شما آنچه را که من عبادت می کنم عبادت می‌کنید؛ (۵) (حال که چنین است) آیین شما برای خودتان، و آیین من برای خودم! (۶))

    پس رسولان و پیروانشان به کافران اجازه می دهند که در عقیده و دین خود آزاد باشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَمِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذَلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُواْ الْأَلْبَابِ (18) أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ(19)}
    صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «من مأمورم که خدا را عبادت کنم در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم، (۱۱) و مأمورم که نخستین مسلمان باشم! (۱۲) بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ (قیامت) می‌ترسم!» (۱۳) بگو: «من تنها خدا را عبادت می کنم؛ در حالی که دینم را برای او خالص می‌کنم. (۱۴) شما هر چه را جز او می‌خواهید بپرستید!» بگو: «زیانکاران واقعی آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!» (۱۵) برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را می‌ترساند! ای بندگان من! از نافرمانی من بپرهیزید! (۱۶) و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸) آیا تو می‌توانی کسی را که فرمان عذاب درباره او قطعی شده رهایی بخشی؟! آیا تو میتوانی کسی را که در درون آتش است برگیری و نجات دهی؟! (۱۹)}
    چراکه خداوند به رسول خود فرمان نداده است تا با تهدید مردم را وادارد که مؤمن شوند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ لَآَمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعًا أَفَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ}
    صدق الله العظيم [يونس:99].
    {
    و اگر پروردگار تو می‌خواست، تمام کسانی که روی زمین هستند، همگی به (اجبار) ایمان می‌آوردند؛ آیا تو می‌خواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟!}
    چراکه خداوند به رسولان خود فرمان داده است کافران را از نظر عقیدتی و عبادی آزاد بگذارد و به درستی که وظیفه آنها ابلاغ-رسالت- بوده و حساب رسی با خداوند است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقُلِ الحقّ منْ ربِّكم فَمَنْ شَاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَمَنْ شَاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا وَإِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا}
    صدق الله العظيم [الكهف:29].
    { بگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سراپرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان میاورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}

    وظیفه رسول تنها رساندن پیام است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاَغُ وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ}
    صدق الله العظيم [المائدة:99].
    {پیامبر وظیفه‌ای جز رسانیدن پیام (الهی) ندارد؛ و خداوند آنچه را آشکار، و آنچه را پنهان می‌دارید می‌داند.}
    و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَاحْذَرُواْ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلاَغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [المائدة:92].
    {اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید! و بترسید! و اگر روی برگردانید، بدانید بر پیامبر ما، جز ابلاغ آشکار، چیز دیگری نیست}
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النحل:35].
    {مشرکان گفتند: «اگر خدا می‌خواست، نه ما و نه پدران ما، غیر او را پرستش نمی‌کردیم؛ و چیزی را بدون اجازه او حرام نمی‌ساختیم!» کسانی که پیش از ایشان بودند نیز همین کارها را انجام دادند؛ ولی آیا پیامبران وظیفه‌ای جز ابلاغ آشکار دارند؟!}
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النحل:82].
    { اگر روی برتابند، تو فقط وظیفه ابلاغ آشکار داری. }
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [النور:54].
    {
    بگو: «خدا را اطاعت کنید، و از پیامبرش فرمان برید! و اگر سرپیچی نمایید، پیامبر مسؤول اعمال خویش است و شما مسؤول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت کنید، هدایت خواهید شد؛ و بر پیامبر چیزی جز رساندن آشکار نیست!»}
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    : {وَإِن تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِّن قَبْلِكُمْ وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [العنكبوت:18].
    {اگر شما تکذیب کنید امتهایی پیش از شما نیز تکذیب کردند؛ وظیفه رسول جز ابلاغ آشکار نیست»}
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وأَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّمَا عَلَى رَسُولِنَا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ} صدق الله العظيم [التغابن:12].
    { اطاعت کنید خدا را، و اطاعت کنید رسول را؛ و اگر روی‌گردان شوید، رسول ما جز ابلاغ آشکار وظیفه‌ای ندارد}
    گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (25) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (27) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ربّ العالمين (29)} صدق الله العظيم [التكوير].
    { این (قرآن) گفته شیطان رجیم نیست! (۲۵) پس به کجا می‌روید؟! (۲۶) این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸) و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد! (۲۹)}

    اما افسوس بر علمای مسلمین و امتشان ؛ آنها که کورکورانه و بدون اندیشیدن عمل می کنند! و تمامی این آیات محکم و روشن پروردگارشان را رها کرده و متفقانه از سخن شیطان رجیم که به دورغ به نبی نسبت داده است پیروی می کنند :
    : [أمرت أن أقاتل الناس حتى يشهدوا أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله و يقيموا الصلاة و يؤتوا الزكاة فإذا فعلوا ذلك عصموا مني دمائهم وأموالهم إلا بحق الإسلام و حسابهم على الله تعالى
    به من فرمان داده شده است با مردم بجنگم تا شهادت دهند خدایی جز خداوند نیست و محمد رسول الله است؛ نماز بپادارند و زکات دهند.اگر چنین کردند خون و فرزندانشان از من د رامان است مگر به حق اسلام و حسابشان با خداوند تعالی است]

    پایان حدیث شیطانی.
    این از جانب خداوند و رسول او نیست, اما با کمال تعجب همگی راویان بر روی آن اتفاق نظر دا
    رند! این دیگر چه گمراهی است که بر خداوند و رسولش و اصحاب گرامی اش صلوات الله عليهم وأسلم تسليماً به دروغ نسبت داده شود ؟
    ای علمای مسلمین؛من شما را به چالش می کشم که اگر مؤمن هستید به دعوت به پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دهید و نگویید قرآن معانی مختلفی دارد تا قرآن را به همین بهانه پشت سر انداخته و به دنبال باطل بیفتی
    د! .خداوند شما را روسياه كند ، اگر که به دعوت قران پاسخ ندهيد .
    وامام مهدی ناصر محمد یمانی وظیفه ای جز این ندارد که احکام خداوند را از آیات روشن قرآن برایتان بیان کند؛ شرط ما این است که حکم از آیات محکم که اساس کتابند و برای علمای و عامه مسلمانان روشن و واضح هستند گرفته شود. ما تمام اعتقادات باطل شما را با محکمات قرآن عظیم درهم کوبیده و پراکنده می سازیم و به رضایت شما هم اهمیتی نمی دهیم.
    ای علمای مسلمین و ای پیروان آنها،شایسته امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی نیست که خداوند او رابرانگیزد و او از خواسته ها و امیال شما پیروی کند، بلکه او به حق سخن گفته و شما را به راه نبوت اولیه و کتاب خداوند و سنت حق رسول که با محکمات قرآن در تضاد نباشد بازمی گرداند.
    آیا نمی بینید چقدر از راه راست –صراط مستقیم- دور شده اید وتصور می کنید درمسیر هدایتید؟ چقدر این خسران عظیم و بزرگ است! پس همگی به سوی امام مهدی بیایید تا در موارد اختلافتان بین شما داوری کرده و حکم بدهیم تا به این ترتیب صفوف علما و امتتان را در برابر مسیح کذاب و سپاهیانش از یأجوج و مأجوج گرفته و شیاطین جن و انس متحد سازیم.
    ای مردم، مسیح کذاب به شما نخواهد گفت که او مسیح کذاب است، بلکه خود را مسیح عیسی بن مریم معرفی خواهد کرد و می گوید او خداوند و پروردگار عالم است؛ اما سزاوار مسیح عیسی بن مریم علیة الصلاة و السلام نیست که بناحق سخن بگوید. این مدعی دروغگو است به همین دلیل به اومسیح کذاب گفته می شود .اوشیطان رجیم ابلیس است و لشکر خود را از جنت خداوند که در داخل و باطن
    زمین است به سویتان خارج خواهد کرد؛ همان جنتی که آدم و حواء در آن بودند . خداوند تعالی نفرموده است که آدم را در جنت المأوی به خلیفه گری می گمارد.بلکه از زمین و جنتی که زیر آن در باطن زمین است سخن می گوید.
    ای مردم قسم به خداوند عظیم؛ پروردگار آسمان ها و زمین و مابین آنها وقسم به او که استخوان های پوسیده و پراکنده را زنده می کند؛ من امام مهدی منتظر ناصر محمد هستم که به حق از جانب پروردگارتان آمده ام و دروغ نمی گویم.هرکس که به خداوند افترا ببندد محروم و نومید می شود و لعنت خداوند بردروغ گویان باد. خداوند اسم و قسم من را دلیل قرار نداده است، بلکه اگر مومن باشید تسلط علمی دلیل من دربرابر شماست . دعوت به پذیرش حکمیت قرآن عظیم را بپذیرید و تورات و انجیل و احادیث سنت نبوی را به قرآن عرضه کنید. هرچه را که برخلاف قرآن عظیم یافتیم از جانب پروردگار نیست، بلکه از طرف شیطان رجیم و اولیاء اوست که منافقانه تظاهر به ایمان کرده و در باطن کفر و مکر خود را پنهان می کردند تا راه پیروی از قرآن عظیم را منحرف سازند. بدانید قرآن از جانب خداوند است ؛ احادیث سنت بیان نیز از جانب خداوند هستند مگر احادیثی که بر خلاف قرآن باشند .در آن صورت بدانید از جانب خداوند صادر نشده اند. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اختلافاً كَثِيراً (82)}
    صدق الله العظيم [النساء].
    {هر كه از پيامبر اطاعت كند، از خدا اطاعت كرده است. و آنان كه سرباز زنند، ما تو را به نگهبانى آنها نفرستاده‌ايم. (۸۰)و [آنان در محضر تو] می گویند: ما مطیع و فرمانبرداریم، ولی هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، گروهی از آنان بر خلاف آنچه تو می گویی، را در نزد خود مخفی می کنند. خدا آنچه را که مخفی می کنند می نویسد. بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا [نسبت به امور بندگان] کافی است. (۸۱)آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) }
    ای علمای مسلمین و مسیحی و یهودی؛ به من اجازه دهید تا نتیجه را اعلام
    کنم.اگر علمای امت دعوت به "گفتگو دردوران قبل از ظهور" را بپذیرند؛ همان آن مسلمانان درخواهند یافت که ناصر محمد یمانی بر همه آنها غلبه دارد و اگر سرباز زنند؛ جز این نیست که همان گونه که خداوند در آیات محکم قرآن به من فرمان داده است ؛ باید منتظر فرا رسیدن نشانه و آیت خداوند "دود آشکار"( الدّخان المبين) باشم تا تمام مردم ایمان آورند. آن زمان هرکسی که روی زمین باشد مؤمن شده و همگی می گویند خدایا ما مؤمنیم عذاب را از ما بردار.امام مهدی ناصر محمد یمانی را مجبور نکنید که منتظر نشانه "دود آشکار"( الدّخان المبين) باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {فَارْتَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُبِينٍ (10) يَغْشَى النَّاسَ هَذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ (11) رَبَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ (12) أَنَّى لَهُمُ الذِّكْرَى وَقَدْ جَاءَهُمْ رَسُولٌ مُبِينٌ (13) ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَقَالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ (14) إِنَّا كَاشِفُو الْعَذَابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عَائِدُونَ (15) يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ (16)}
    صدق الله العظيم [الدخان].
    { پس منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد... (۱۰) که همه مردم را فرامی‌گیرد؛ این عذاب دردناکی است! (۱۱) پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می‌آوریم. (۱۲) و از کجا متذکر می‌شوند با اینکه رسول روشنگر (با معجزات و منطق روشن) به سراغشان آمد! (۱۳) سپس از او روی گردان شدند و گفتند: «او تعلیم یافته‌ای دیوانه است!» (۱۴) ما عذاب را کمی برطرف می‌سازیم، ولی باز به کارهای خود بازمی‌گردید! (۱۵) در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت؛ آری ما انتقام گیرنده‌ایم! (۱۶)}
    آن گرفتن سخت(
    الْبَطْشَةَ الْكُبْرَى) که به شما وعده داده شده است چیست؟ جواب:آن "ساعة"(قیامت) است و به درستی که نشانه "دود آشکار" یکی از نشانه های بزرگ ساعت است و برانگیخته شدن امام مهدی نیز یکی از نشانه های بزرگ ساعت است. آیا مسلمان و تسلیم خداوند و پروردگارعالم هستید و به او ایمان دارید و او را به یگانگی و بدون شریک عبادت می کنید؟ پس به دعوت پذیرش حکمیت قرآن عظیم پاسخ دهید.
    ده سال از عمر دعوت امام مهدی ناصر محمد در "دوران گفتگوی پیش از ظهور" گذشته است و من علمای مسلمین و مسیحی و یهودی را به پذیرش حکمیت قرآن عظیم فراخوانده ام و همگی آنها روبرگردانده اند ،مگر کسانی از خردمندان (
    أولي الألباب ) که خداوند به آنها رحم کرده است. شیخ ابراهیم ابوبکر بغدادی محترم از خردمندان باش و برای تو شأن بزرگی خواهد بود اگر که در دوران "گفتگوی پیش از ظهور" از راه اینترنت؛ به دعوت جهانی مهدوی یاری برسانی. به خداوند عظیم قسم که انتخاب این وسیله از طرف من نبوده است و امر در اول و آخر با خداست. پس به دعوت حقی که از جانب خداوند آمده است پاسخ بده.هیچ عالم بزرگ و مفتی نیست که در اینترنت جهان پایگاه مشهوری نداشته باشد و ما این پایگاه را میز گفتگوی آزاد قرار داده ایم پس به دعوت به گفتگو پیش از ظهور پاسخ دهید. پایگاه ما این است:
    ( موقع الإمام ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلامية )

    و رابط لینک آن نیز

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    أخوكم الإمام المهديّ المنتظَر في عصر الحوار من قبل الظهور ناصر محمد اليماني




  2. مصدر المشاركة
    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - 10 - 1435 هـ
    09 - 08 - 2014 مـ


    1393-05-18 ه.ش.
    09:56 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    از امام مهدی ناصر محمد یمانی به پیشوایان کفر و مفسدین فی الأرض و سفاکان خونریز داعش، ابوبکر بغدادی و گروهش...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله صلّى الله عليه وجميع المسلمين من سلم الناس من شرِّ أيديهم وألسنتهم إلا بالحقّ في كل زمانٍ ومكانٍ وأسلّمُ تسليماً، أمّا بعد..

    ای ابوبکر بغدادی پیش از این امام مهدی ناصر محمد یمانی ؛ بیانیه ای صادر کرده و در آن با کلماتی محترمانه منطقی و نیکو شما را به گفتگو –قبل از ظهور- دعوت کرده بود، اما تو به دعوت ما وقعی نگذاشتی و با اینکه از آن باخبر شدی به این دعوت به گفتگو پاسخ ندادی، چرا که دیدی نمی توانی با دلیل علمی به گفتگو با امام مهدی ناصر محمد یمانی بپردازی چون می دانی که حق این است که در دین اسلام، اجبار و اکراه وجود ندارد (لا اکراه فی الدین ) و می دانی که بر خلاف آیات محکم کتاب خداوندعمل کرده ای.

    به خداوند قسم آنچه که می بینم این است که تو و حزبت از شیاطین بشر هستید وبا تظاهر به ایمان؛ کفرتان را مخفی می کنید تا چهره دین اسلام را که رحمت خداوند بر عالمیان است تشویه کرده و زشت نشان دهید .شما می خواهید تمام مردم از دین اسلام متنفر شوند. اما امام مهدی ناصر محمد یمانی در کمین شما نشسته است و برای مسلمانان روشن خواهد کرد شما گروهی مجرم هستید که خون مسلمان و کافر را بر زمین می ریزید و اهمیتی برای دین قائل نیستید. شما اسرای مسلمان را می کشید؛ آنها را در یک صف قرار داده و به سرشان شلیک می کنید و می گویید:[ خدایا از ما بپذیر]!!! سبحان الله چگونه ممکن است خداوند ریختن خون مسلمانان را بپذیرد؟ لعنت خداوند بر مجرمان و مفسدین فی الأرض باد ؛ لعنتی بزرگ ...

    ابوبکر (بغدادی)به خداوند سوگند می خورم ؛ اگرخداوند قبل از آنکه تو توبه کنی فرمانروایی زمین را به من بسپارد (به من تمکین دهد )؛ به حق حد خداوند را درمورد تو جاری خواهم ساخت و گردنت را قطع خواهم نمود و این حکم برای تو ظالمانه نیست ؛ مگر آنکه در "دوران گفتگو قبل از ظهور" توبه کنی ، چگونه خود را خلیفه زمین می خوانی و سپس خون مسلمانان و کافرانی که به جنگ دین شما نیامده اند بر زمین می ریزی؟ بیا تا از محکمات کتاب خداوند برایت دلیل و حجت بیاورم که خداوند کشتن اسرای کافر را حرام کرده است؛ ترا چه می شود که اسرای مسلمان را می کشی؟


    ابوبکر بغدادی، محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- برای مشورت درباره اسرای نبردی که از جانب خداوند نبرد روز "فرقان"نامیده شده است، صحابه خود را فرا خواند. این همان اولین جنگ بین حق و باطل ونبرد بدر است که در جریان آن -خداوند مقرر داشت- حق و باطل جدا شده و هر کس که زنده ماند با دلیلی روشن زنده بماند و هرکس که هلاک شد با دلیلی روشن به هلاکت رسیده باشد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {إِن كُنتُمْ آمَنتُم بِاللَّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (41) إِذْ أَنتُم بِالْعُدْوَةِ الدُّنْيَا وَهُم بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوَىٰ وَالرَّكْبُ أَسْفَلَ مِنكُمْ ۚ وَلَوْ تَوَاعَدتُّمْ لَاخْتَلَفْتُمْ فِي الْمِيعَادِ ۙ وَلَٰكِن لِّيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْرًا كَانَ مَفْعُولًا لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ وَيَحْيَىٰ مَنْ حَيَّ عَن بَيِّنَةٍ ۗ وَإِنَّ اللَّهَ لَسَمِيعٌ عَلِيمٌ (42)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    { و اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز فرقان كه دو گروه به هم رسيدند نازل كرده‌ايم ايمان آورده‌ايد، بدانيد كه هرگاه چيزى به غنيمت گرفتيد خمس آن از آن خدا و پيامبر و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان است. و خدا به هر چيز تواناست. (۴۱) شما در كرانه نزديك‌تر بيابان بوديد و آنها در كرانه دورتر بودند و آن قافله در مكانى فروتر از شما بود. اگر شما با يكديگر زمان جنگ را تعيين مى‌كرديد باز هم از آن تخلف مى‌ورزيديد تا خدا کاری را که انجام‌شدنی بود به انجام رساند تا کسی که هلاک شد با دلیلی روشن هلاک گردد و کسی که زنده گشت، با دلیلی روشن زنده گردد. و خداست که به‌راستی بسیار شنوای بس داناست. (۴۲)}

    بعد از پیروزی قاطع بر پیشوایان کفر که از سرکشان ستمگر قریش بودند، محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- بزرگان صحابه را فراخواند تا درباره کافران اسیر شده که به مسلمانان تعدی کرده و درحق آنها ظلم کرده بودند ؛ تصمیم گرفته شود. محمد رسول الله وصحابه ایشان صلّى الله عليهم وأسلم تسليماً توافق کردند تا اسیران مرد خادمین وغلامان نبی باشند در حالیکه واجب بود صبر کنند تا خداوند در مورد آنها حکم نماید.بعد این تصمیم ، جبریل فوراً از جانب خداوند فرستاده شد و کلام خداوند تعالی را با خود فرود آورد:

    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (67) لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم [الأنفال].

    {نبی حق ندارد اسیری بگیرد تا در زمین قدرتمند شود؛ شما متاع دنیوی می‌خواهید و خداوند آخرت را [برای شما] می‌خواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است‌ (۶۷) اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است] ، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)}

    ای امت اسلام، ببینید وقتی نبی و صحابه قبل از آمدن فتوا از جانب پروردگارشان وارد قضیه اسرا شدند؛ در نفس خداوند چه رخ داد.خداوند تعالی می فرماید: {لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68) اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمت خداوند که بر خود نوشته است] ، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)} ] صدق الله العظيم .اگر خداوند رحمت بر مؤمنان را بر خود فرض نکرده بود بخاطرامری که وارد آن شده بودند همگی دچار عذاب دردناکی می گردیدند.سبحان الله! چقدر خداوند رحیم است! آنها تصمیم نگرفته بودند که کافران اسیر را به قتل برسانند، بلکه فقط می خواستند از آنها به عنوان خدم وحشم نبی و صحابه بزرگ که قادر به تامین معیشتشان بودند استفاده کنند ولی نبی اجازه ندارد برای قدرتمند شدن در زمین اسرا را به خدمت خود در آورد و این ظلم بر انسان است. پس به حکم خداوند که درباره اسیران کافر نازل شده است نظر کنید:

    {فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً} صدق الله العظيم [محمد:4].

    { و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، تا بر آنها غلبه کنید و تسلط یابید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛}

    این یعنی خداوند اجازه داده است تاازکافران ثروتمندی که اسیر شده اند، فدیه گرفته و رهایشان کنید.اما به مؤمنان امر نموده است بر اسیران کافری که فقیر هستند منت گذاشته و بخاطر خداوند آنها را رها ساخته و با ایشان با نیکویی و کرامت سخن گویند. ای امت اسلام به حکم خداوند درباره کافرانی که در طی تهاجم به مسلمانان اسیر شده اند توجه کنید .با وجود اینکه آنها به مسلمانان و دین شان تعدی کرده اند ، ولی خداوند فرمان قتل اسرای کافر به دست مؤمنان را صادر نکرده است؛ پس حکم خداوند درباره مسلمانانی که در بند ابوبکر بغدادی و گروهش هستند و در حالی که اسیرند به دست آنها به قتل می رسند چیست؟ خداوند با او(بغدادی ) بجنگد که او جنایتکار جنگی است

    هرکس به گروه ابوبکر بغدادی بپیوندد؛گرفتار لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم خواهد شد ؛ چون حزب داعش چیزی جز یک حزب شیطانی نیست که چهره دین اسلام؛ دینی که رحمت برای عالمیان است را زشت و واژگونه نشان می دهد. لعنت بر ابوبکر بغدادی ؛ لعنت شدید بر او باد اگر که توبه نکند و به سوی خداوند بازنگردد؛ یا لعنت بر ناصر محمد یمانی اگر او مهدی منتظر و خلیفه حق خداوند در زمین نباشد.

    ای انصار پیشگام و برگزیده به شما امر می کنیم این بیان را ازهر راه و با تمام وسایل ممکن و امن(بی خطر برای انصار ) منتشر سازید تا مردم دور و نزدیک بدانند اسلام و مسلمانان؛ اهل سنت و شیعیان و و تمام مذاهب اسلامی از اعمالی که ابوبکر بغدادی و حزبش مرتکب می شوند بری هستند داعشیان مجرم جنگی هستند که با ستمگری خون مسلمانان و مسیحیان را می ریزند؛ خون کافرانی که به جنگ مسلمانان و دینشان نیامده اند را نیز با ستمگری می ریزند چراکه از سیاست یهودیان برای تخریب چهره اسلام تبعیت می کنند و هر کس که با آنها دوستی کند از آنهاست.

    از تمام نظام ها و ملتهای عربی و دعوت می کنیم همگی در یک صف واحد دربرابر ابوبکر بغدادی و حزبش قرار گیرند. ای مردم عرب درباره این گروه حسن نظر نداشته باشید که هیچ خیری در آنها نیست.به خداوند که جرم آنان(داعش ) بسیارسنگین تر از رهبران غافل نظام های عربی است که به زندگی دنیا راضی شده اند.ضرر نظام های عربی کمتر از داعش است چون این قوم به معنای واقعی کلمه بدترین مجرمان هستند و خطرناک تر از آن خراب کردن چهره دین اسلام در نزد بشریت است.

    چه کسی نسبت به این بیان و فتوایی که با دلیل کوبنده علمی از محکمات قرآن عظیم و بدون ظلم در حق ابوبکر بغدادی و حزب او داده ام اعتراض دارد؟به خداوند قسم اگر به یاری هم نیز برخاسته و به هم کمک کنند قادر نیستند با دلایل علمی بر امام مهدی غلبه کنند. حسبي الله لا إله إلا هو عليه توكلت وهو ربّ العرش العظيم.
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده؛ الرحمة للعالمين الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


  3. مصدر المشاركة
    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 02 - 1436 هـ
    04 - 12 - 2014 مـ
    1393-09-11ه.ش.
    07:35 صباحاً
    ــــــــــــــــــ



    پاسخ امام مهدی به سرباز دولت داعش..
    .




    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله وآلهم الأطهار وجميع المؤمنين في كلّ زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أما بعد..



    سلام الله عليكم ورحمته وبركاته برادر گرامی"جندی الدولة".امام مهدی با روی باز به شما خوشامد می گوید واز گفتگو بر اساس دلایل علمی از آیات محکم قرآن عظیم استقبال می کند.عزیز من قسمتی از نوشته شما را در زیر می آوریم:
    أولا وبسم الله الرحمان الرحيم والصلاة والسلام على اشرف المرسلين
    خداوند تعالی می فرماید :
    لَّا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَـٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَـٰئِكَ حِزْبُ اللَّـهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّـهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٢٢﴾} صدق الله
    العظيم.
    ای کسی که نامت ناصر محمد یمانی است؛ ما برای مضحکه یا بازی به اینجا نیامده ایم .حضورمان تنها بخاطر دعوت شما برای گفتگو است.پس اهل آن باش و چیزی را حذف نکن و از گفتگو عقب نکش...از کاری که نکرده ای صحبت نکن . من با دلایل علمی بر تو غلبه خواهيم کرد ؛ یعنی همان چیزی است که تو ادعایش را می کنی . اول اینکه کلمه"زعیم القاعده" لغتی کوچه بازاری است و به هیچ وجه نمی توان امیر امؤمنین را با آن نامید. سید فاضل؛ کلمه "زعیم" هم لغت زشتی است انگار كه ايشان رهبر يگ گروه غير شرعي است در حالی که تو درباره ولی امری که با صفت امیر مؤمنان توصیف می شود؛ صحبت می کنی.
    ـــــــــــــــــــــــ
    پایان نقل قول
    امام مهدی ناصر محمد یمانی درجوابت می گوید:ما به اذن خداوند با دلایل علمی و قاطعی که از محکمات قرآن عظیم استنباط می کنیم بر هر اهل علمی غالب خواهیم شد.عزیزمن گوش کن چه می گویم؛ من قبل از آغاز گفتگو با شما ؛ نتیجه آن را اعلام می کنم و از همین حالا می گویم؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی حتماً با دلایل علمی قاطعی که از محکمات قرآن می آورد بر "جند الدلة" غلبه خواهد کرد.
    اما درباره مجادله ات با ما در مورد فرموده خداوند تعالی :
    {لَّا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ ۚ أُولَـٰئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ ۖ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ رَضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ۚ أُولَـٰئِكَ حِزْبُ اللَّـهِ ۚ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّـهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [المجادلة].
    {هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابی که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند، هر چند پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشاوندانشان باشند؛ آنان کسانی هستند که خدا ایمان را بر صفحه دلهایشان نوشته و با روحی از ناحیه خودش آنها را تقویت فرموده، و آنها را در باغهایی از بهشت وارد می‌کند که نهرها از زیر جاری است، جاودانه در آن می‌مانند؛ خدا از آنها خشنود است، و آنان نیز از خدا خشنودند؛ آنها «حزب اللّه» اند؛ بدانید «حزب اللّه» پیروزان و رستگارانند.}
    می گوییم: به خداوند قسم که چنین است،هیچ قومی را که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی‌یابیم که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند،چون کسی که با خداوند و رسولش محاربه نماید اصلا با خداوند و رسولش نبوده و از مؤمنان واقعی و حق نیست.سؤالی که مطرح می شود این است که آیا حکومت عراق با دشمنان خداوند و رسولش دوستی می کنند؟ممکن است "جندالدولة" چنین پاسخی بدهد که: "البته که همینطوراست حکومت عراق به همراه امریکایی ها با ما می جنگد امریکا و هم پیمانان شیطانی اش؛ و هر کس با آنها دوستی کند از آنهاست". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخت عادلانه حکم داده و بدون شوخی ؛ با قاطعیت می گوید: ولایت و دوستی؛ ولایت عقیدتی است واگر گروهی با دشمنان اسلام و مسلمانان دوستی کنند؛ این حکم بر ایشان منطبق می شود که هر که در جنگ بر علیه اسلام و مسلمانان با آنها همراهی کند؛ از آنهاست.اما این حکم درمورد حکومت عراق صادق نیست.چون دولت و ارتش عراق برای جنگیدن با اسلام و مسلمانان درکنار امریکایی ها قرار نگرفته اند.بلکه ارتش و عشایر عراق برای دفاع از خود با داعش می جنگند و این شما بودید که جنگ با عشایر عراق را آغاز کرده و به شهرهایشان هجوم آوردید؛ و بر آنها واجب است از خود دفاع نمایند.
    اما درباره آمریکا و هم پیمانانش؛ امنیت مسلمانان برای آنها مهم نیست و ریخته شدن خود مسلمانان کوچکترین اهمیتی برایشان ندارد.بلکه از اینکه مسلمانان خون یکدیگر را بریزند خوشحالند.جنگ امریکا و هم پیمانانش با شما برای دفاع از امنیت مردم عراق نیست؛ بلکه برای دفاع از امنیت امریکا و هم پیمانانش است؛ چرا که احساس می کنند حرکت داعش برای آنها و هم پیمانانش در پيمان اتلانتيك شمالي خطرناک است و هدفشان برقراری امنیت برای خودشان است و هیچ ارزشی برای امنیت عراق و کشورهای عربی و اسلامی قائل نیستند؛ آنها تنها نگران مصالح خودشان هستند.اما حکومت و ارتش عراق برای دفاع از خودشان با شما می جنگند.بنابراین ما درباره آنها به حق چنین فتوا می دهیم:
    جنگ حکومت عراق با داعش دوستی با امریکا و هم پیمانانش برای جنگ با داعش نیست؛ این دفاع از خود است و کشورهای عربی که در این جنگ وارد شده و همراه امریکا و هم پیمانانش می جنگند نیز تنها هدفشان حفظ امنیت كشورهاي خاورمیانه از خطر دولت داعش است.
    "جند الدولة" به حق در مورد شما فتوا می دهم: شما ظالمید و برای همین هم خداوند ظالم تر از شما یعنی امریکا و هم پیمانانش را برانگیخته است که در حق شما مراعات کوچکترین نزدیکی و خویشاوندی را نیز نمی کنند . خداوند تعالی می فرماید: {وَكَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:129].
    {ما این‌گونه بعضی از ستمگران را به بعضی دیگر وامی‌گذاریم به سبب اعمالی که انجام می‌دادند.}
    با اینکه سربازان دولت داعشی ؛ تصور می کنند که برای تحقق دولت جهانی اسلامی جهاد می کنند؛اما با کمال تأسف باعث تشویش افکار جهانیان نسبت به اسلام و مسلمین شده اند؛ علت هم عدم پیروی از بصیرت حق (قرآن عظیم)برای تحقق دولت جهانی اسلامی است.ای مرد به خداوندی که جز او خدایی نیست سوگند؛ دولت عدل جهانی اسلام جز با امامت امام عادلی که علم کتاب از جانب خداوند به او عطا شده است و از محکمات و متشابهات آن آگاهی دارد؛ ممکن نیست؛ تا با دانشی که خداوند به او داده دچار اشتباه نشود و چهره دولت اسلامی را زشت نشان ندهد. واين هم امام بزرگوار شما ، که به علت نداشتن بصیرت در مورد احکام آیات محکم کتاب خداوند دچار خطای بسیار فاحشی شده است ؛ امیر شما ابوبکر بغدادی فرمان کشتن اسرا را به شما داده که برخلاف احکام خداوند در ایات محکم کتابش است؛ خداوند کشتن اسرای کافر را منع نموده است؛ چه برسد به شما که اسرای مؤمن را به قتل می رسانید! با اینکه در اولین بیان خود از آیات محکم کتاب برایتان حجت آورده و ثابت کردیم قتل اسیران کافر حرام است؛ اما ببینید که شما با اسیران مسلمان چه می کنید. جند الدولة" داعشی !تو اين فتوا را نپذیرفته و از آن روگردانیده ای؛ چون قادر نیستی حجتی بیاوری که بتواند فتوای امام مهدی در مورد تحریم قتل اسرا را رد کند. ما مجدداً، دوباره فتوا را آورده و می گوییم:
    ای "جندالدولة" آیا می دانی که اگر خداوند رحمت را از قبل بر خود فرض ننموده بود؛ مؤمنانی که انصار محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وعليهم وأسلم تسليماً بودند گرفتار عذاب بزرگی می شدند؟علت آن هم تصمیمی بود که در جنگ بزرگ بدر گرفته شد.نبی علیه الصلاة و السلام درباره کافران به اسارت گرفته شده با صحابه مشورت نمود.توصیه آنها به ایشان این بود که رسول و صحابه ثروتمند ، آنها را به عنوان خدمه و برده بکار گیرند. سپس رسول الله جبریل علیه الصلاة و السلام با فرموده خداوند تعالی نازل شد که :
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (67) لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68)} صدق الله العظيم [الأنفال].
    {نبی حق ندارد اسیربگیرد تا در زمین قدرتمند شود؛ شما متاع دنیوی می‌خواهید و خداوند آخرت را [برای شما] می‌خواهد، و خداوند پیروزمند فرزانه است(67)اگر فرمان و حکم لازمی که از سوی خدا گذشته است [رحمتي كه خداوند بر خود نوشته است] ، نبود مسلماً شما را به سبب آنچه گرفتید، عذابی بزرگ می رسید (۶۸)}
    و خداوند در باره کافران اسیر چنین حکم داد که تا زمانی که سختی های جنگ فرونشیند؛ اسرا را ببندند و به مؤمنان فرمان داد با آنان به خوبی سخن گفته و کلام خداوند را به گوش آنان برسانند.اگر هدایت یافتند که برایشان بهتر خواهد بود و اگر تظاهر کنند که ایمان آورده و به نبی حقه بزنند؛ خداوند برای او کافی است.اگر هم حاضر نشوند مسلمان شوند؛ آنگاه امر خداوند این است که از اسیران ثروتمند فدیه گرفته و رهایشان سازند.اما در مورد اسیران فقیر؛ خداوند به مسلمانان فرمان داد دکه بر آنها منت گذارده و بخاطر خداوند آنها را رها سازند.این حکم خداوند درباره اسراست که در آیات محکم قرآن عظیم نازل شده است:
    {الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (1) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الحقّ مِن رَّبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (2) ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الحقّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ (3) فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ ۗ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ (4)} صدق الله العظيم [محمد].
    {کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، (خداوند) اعمالشان را نابود می‌کند! (۱) و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد نازل شده نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند! (۲) این بخاطر آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حقّی که از سوی پروردگارشان بود تبعیّت نمودند؛ این‌گونه خداوند برای مردم مثَلهای آنان را بیان می‌کند! (۳) و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه بگیرید؛ تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، (آری) برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد! (۴)}
    "جندالدولة" داعشی، ببین خداوند برای کافرانی که به اسلام و مسلمانان تجاوز کرده بودند، چنین حکم می کند و تمام علمای امت و عامه مسلمانان آن را درک کرده و می فهمند.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً}

    صدق الله العظيم.
    و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه بگیرید؛
    }
    سؤالی که مطرح می شود این است که چرا امیر شما ابوبکر بغدادی به شما دستور داده اسیرانی را که مسلمان هستند به قتل برسانيد ؟ با همین ناآگاهی و جهالت او نسبت به احکام خداوند که درآیات محکم قرآن عظیم آمده اند؛ امامت از او ساقط است؛ چون امیر شما فرمان قتل اسرای جنگی را صادر نموده است و بین شما و آنها که عهد و میثاقی بسته نشده بود که آنها با شکستن عهد و میثاق خداوند ؛ به شما خیانت کرده و پیمان شکنی کرده باشند؛ که حکم قتلشان را می دهید وآنچنان که شما ادعا می کنید؛ با دشمنان شما نیز هم پیمان نشده اند، آنها دارند از خودشان دفاع می کنند . اما امریکا آمده است تا خطر شما را از سر خود کم کند و امنیت مسلمانان برایش هیچ اهمیتی ندارد. حتی اگر اسیران ؛ کافران تعدی کننده هم باشند؛ حکم خداوند درمورد اسرای کافر را برايتان آورديم پس چه برسد به اسرای مسلمان؟
    سرباز دولت برتوست که بدانی امام از سوی خداوند بر گزيده می شود و وانتخابي نیست. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (68) وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ (69) وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (70)} صدق الله العظيم [القصص].
    {پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند! (۶۸) و پروردگار تو می‌داند آنچه را که سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند! (۶۹) و او خدایی است که معبودی جز او نیست؛ ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر؛ حاکمیت (نیز) از آن اوست؛ و همه شما به سوی او بازگردانده می‌شوید! (۷۰)}
    عزیز من بر توست كه بداني و كسي كه نمي داند بايد ياد بگيرد هنگامی که خداوند کسی را برای امامت مردم برمی گزیند؛ از نظر علمی او را بر تمام علمای هم عصرش غالب می گرداند تا بتواند با تطبیق حدود الهی ؛ با جهاد حق مانع ظلم انسان بر برادر انسانش گردد. نگاه کن که نبی-بنی اسرییل- چگونه درمورد امامت طالوت به حق فتوا می دهد و می گوید که انتخاب امام برای بنی اسراییل کار او نیست.بلکه این خداوند است که امامی را برای بنی اسراییل برگزیده و او را از نظر علمی وجسمی بر آنها برتری داده است. چون جسم امام برگزیده خداوند بعد از مرگ تبدیل به یک جسد متعفن و استخوان های پراکنده نمی شود؛ بعد از مرگش ؛ همین امر نیز نشانه ای برای امت هایی بعدی باشد که به علم بجا مانده از وی تمسک جویند؛ اجساد انبیاء هم بعد مرگ به جسد متعفن و اسکلتی پراکنده تبدیل نمی شود. به جسد نبی خداوند سلیمان علیه الصلاة و السلام نگاه کن.جسد او بعد از اینکه به دستور خداوند از دنیا رفت؛ تغییر نکرد.او به پشت بر روی صندلی سه پایه ای تکیه کرده بود و کسی متوجه مرگ او نشد تا اینکه موريانه پایه جلویی عرش را خورد در اینجا بود که جسد سلیمان خم شد و به زمین افتاد و جن و انسی که درپیرامون او بودند از مرگ او -که سلام و صلوات بر او باد- آگاه شدند.
    به هرحال به دلیل مربوط به برگزیده شدن امام توسط پروردگار و برتری علمی و جسمی او بازگردیم. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُّقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلَّا تُقَاتِلُوا ۖ قَالُوا وَمَا لَنَا أَلَّا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا ۖ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلَّا قَلِيلًا مِّنْهُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (246) وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصطفاه عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (247)} صدق الله العظيم [البقرة]
    {آیا نمی بینی جمعی از بنی اسرائیل را بعد از موسی، که به پیامبر خود گفتند: «زمامدار (و فرماندهی) برای ما انتخاب کن! تا در راه خدا پیکار کنیم. پیامبر آنها گفت: «شاید اگر دستور پیکار به شما داده شود، در راه خدا، جهاد و پیکار نکنید!» گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا پیکار نکنیم، در حالی که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم، اما هنگامی که دستور پیکار به آنها داده شد، جز عدّه کمی از آنان، همه سرپیچی کردند. و خداوند از ستمکاران، آگاه است. (۲۴۶) و پیامبرشان به ایشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروایی شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می دارد و خدا گشایشگری داناست (۲۴۷)}
    ای سرباز دولت داعش ببين که چگونه نبی بنی اسراییل به مردم فتوا می دهد که انتخاب طالوت به امامت کار او نیست؛ بلکه خداوند است که امام را برگزیده و وی را از نظر علمی و جسمی توانمندتر از سایرین می سازد.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
    {قَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا ۚ قَالُوا أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ ۚ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصطفاه عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ ۖ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَن يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (247)} صدق الله العظيم
    { پیامبرشان به ایشان گفت خداوند طالوت را به فرمانروایی شما برگماشته است، گفتند چگونه بر ما فرمانروایی کند، حال آنکه ما از او به فرمانروایی سزاوارتریم، و مال و منال چندانی نیز ندارد، گفت خداوند او را بر شما برگزیده است و به او دانایی و توانایی بسیار بخشیده است و خدا فرمانرواییش را به هرکس که بخواهد ارزانی می دارد و خدا گشایش گری داناست (۲۴۷)}
    از کار شیعیان اثنی عشری تعجب می کنم که می دانند امام از جانب پروردگار برگزیده می شود و بشر در این امر اختیاری ندارد، سپس با امر خداوند مخالفت کرده و خودشان امام مهدی منتظر محمد بن حسن عسکری را به امامت برمی گزینند در حالی که خداوند علم کتاب را به او نداده است تا با دلایل علمی قاطع از محکمات کتاب برایشان حجت بیاورد(تا نشانه امامت او باشد)!
    "جندی الدولة" حکمت ربانی برای برگزیدن امام و عطای توانمندی علمی نسبت به تمام علمای امت معاصرش؛ در این است که قادر باشد در موارد اختلاف بین علمای امت حکم نماید؛ صفوفشان را یکی کرده و بعد از پراکندگی که گرفتار آن شده اند، متحدشان سازد و آنها را به مسیر اولیه نبوت بازگرداند؛ و این مأموریت امامی است که از جانب پروردگار عالمیان برگزیده می شود.
    شاسیته امام مهدی ناصر محمد یمانی نیست تا علمی را که خداوند به او داده پنهان نماید یا در راه خداوند از سرزنش احدی بهراسد؛ من به حق فتوا می دهم که شیعیان ، اهل سنت و تمام مذاهب اسلامی آشکارا گمراه هستند . به حق فتوا می دهم که همگی آنها از مسیر اولیه نبوت خارج شده اند.به حق فتوا می دهم آنها نه تنها به کتاب خداوند و سنت حق رسولش باز نگشته اند بلکه حق و باطل را با هم درآمیخته اند.خداوند را به شهادت می گیرم و شاهد بودن خداوند کافی است که من امام مهدی منتظر حق یاور محمد(ناصر لمحمد)هستم و خداوند مرا برای نصرت و یاری به محمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم برانگیخته است. من ازمسلمانان فرقه های مختلف دینی دعوت می نمایم به مسیر اولیه نبوت ؛ کتاب خداوند و سنت حق رسولش بازگردند و به خداوند شهادت می دهم و شاهد بودن خداوند کافی است که سنت نبوی نیز مانند قرآن از جانب خداوند آمده است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    وخداوند را شاهد مي گيرم و شاهد بودن خداوند کافی است که احادیث سنت نبوی از دستکاری و تحریف محفوظ نمانده اند و برای همین نیز خداوند به شما فرمان می دهد که احادیث سنت نبوی را در معرض قضاوت آیات محکم قرآن عظیم قرار دهید.خداوند به شما آموخته است که هرگاه حدیثی بر خلاف محکمات قرآن عظیم بود ، از جانب غیر خداست، یعنی از جانب خداوند و رسولش نیست و فراموش نکنید که بر خداوند است که قرآن را خوانده و سپس در سنت نبوی ایات آن را بیان نماید.ولی وقتی حدیثی آمد که برخلاف آیات محکم کتاب بود؛ حدیثی دروغین و جعلی است که از جانب کسی غیر از خداوند و رسولش وارد سنت نبوی شده است.چون درمیان مسلمانان و صحابه حق نبی؛ منافقینی بودند که تظاهر می کردند ایمان دارند ولی کفر خود را پنهان می نمودند تا با احادیث مخالف با آیات محکم قرآن عظیم؛ مردم را از پیروی قرآن دور نمایند. برای همین نیز خداوند به شما امر نموده است که هر حدیثی با محکمات قرآن اختلاف داشت بدانید از جانب خداوند نیست و از آن برحذر باشید . خداوند تعالی می فرماید:
    {مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ وَمَن تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً (80) وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُواْ مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَآئِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ وَاللّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ وَكَفَى بِاللّهِ وَكِيلاً (81) أَفَلاَ يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ اللّهِ لَوَجَدُواْ فِيهِ اخْتِلاَفاً كَثِيراً (82)} صدق الله العظيم [النساء].
    {کسی که از پیامبر اطاعت کند در حقیقت خدا را اطاعت کرده است، و کسی که سرباز زند، تو را برایشان نگهبان (و مراقب) نفرستادیم.(80)و آنان (در حضور تو) می گویند: «فرمانبرداریم» و چون از نزد تو بیرون روند؛ گروهی از آنان غیر از آنچه شما (پیامبر)گفته اید رانزد خود پنهان می کنند. خداوند آنچه را که پنهان کرده اند رامی نویسد. پس از آنان روی بگردان، و بر خدا توکل کن، و او یار و مدافع تو باشد کافی است.(81)آیا در قرآن نمی اندیشند؟ اگر از سوی غیر خدا بود(احادیث)، قطعاً اختلاف بسیار(با قرآن) در آن می یافتند.(82) }
    یعنی اگر حدیثی از جانب خداوند نباشد؛ با آیات قرآن عظیم تفاوت زیادی خواهد داشت،چرا که حق و باطل یکدیگر را نقض کرده و نمی توانند همراه هم باشند و فراموش نکنيد که احادیث سنت بیان نیز از جانب خداوند رحمن آمده اند.گواه آن نیز فرموده خداوند تعالی است:
    {فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ (19)} صدق الله العظيم [القيامة].
    {پس هر گاه آن را خواندیم، از خواندن آن پیروی کن! (۱۸) سپس بیان و (توضیح) آن (نیز) بر عهده ماست! (۱۹)}
    لذا برای همگان حدیث حق نبيّ صلى الله عليه وآله وسلم:
    [تركت فيكم ما أن تمسكتم به فلن تضلّوا بعدي أبداً كتاب الله وسنتي
    در میان شما چیزی بجا گذاشته ام که اگر به انها تمسک جویید هرگز گمراه نمی شوید؛کتاب خداوند و سنت من]
    .
    روشن شد.اما منظور ایشان احادیث حق سنت بیان است. شما به سنت باطل بیان متمسک شده اید .
    شما ، شیعیان و اهل سنت و تمام فرقه های اسلامی؛نه در مسیر کتاب خداوند هستيد ونه بر سنت رسولش ، و همگی شما از بسیاری از احکام دین حنیف اسلام دور شده و گمراه شده اید.

    خداوند را شاهد مي گيرم که خداوند خبر و نشانه مأموریتم را در نام من یعنی " ناصر محمد"قرار داده است. نام من خبر از ماموريتم مي دهدو در آن این حقیقت نهاده شده که برانگیخته شدن من برای یاری به محمد است (ناصر محمد) تا از شما دعوت کنم از آنچه که بر محمدٍ رسول الله خاتم الأنبياء والمرسلين نازل شده است؛ پیروی نمایید. چون خداوند مهدی منتظر را به عنوان رسول یا نبی نفرستاده است؛ بلکه او یاور و نصرت دهنده به محمد است یعنی " ناصراً لمحمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم" و این نام از زمانی که درگهواره بودم؛برایم گزیده شده است . البته خداوند نه نام مرا ونه رؤیا رابرای شما حجت قرار نداده است ؛ بلکه حجت من احاطه علمی و قاطع بر محکمات قران عظیم است و خداوند را شاهد می گیرم . شهادت او کافی است؛ هر عالمی که با قرآن با من گفتگو کند 100% بر او غالب می شوم و اگر نتوانستم و کسی قادر شد تنها در یک مورد؛ بیانی هدایت گرتر، دلیلی قاطع ترو تفسیری بهتراز من از قرآن عظیم بیاورد ؛ من از اعتقاد به اینکه مهدی منتظر ناصر محمد هستم دست برمی دارم و همه انصار من در سرتاسر جهان باید از پیروی من بازگردند.
    سؤالی در اینجا مطرح می شود:آیا روزی خواهد رسید که یکی از علمای مسلمین قادر باشد در برابر ناصر محمد حجت اقامه کند و برای ایه ای از قرآن تفسیری بیاورد که از بیان امام ناصر محمد یمانی بهتر باشد؟ ما همچنان چیزی را می گوییم که دربسیاری از بیانات قبلی بیان نموده ایم: به پروردگار آسمان ها و زمین سوگند؛ هیچ یک از علمای مسلمین و راهبان مسیحی و احبار یهودی قادر نخواهند بود در مقابل ناصر محمد از ایات محکم قرآن عظیم؛ حجت اقامه نمایند ولو اینکه به یکدیگر کمک کنند.می دانی علت این اطمینان مطلق چیست؟ چون من می دانم که درمورد مهدی منتظر بودن خود به خداوند دروغ نبسته ام وستمکارتر از کسی که به خداوند نسبت دروغ بدهد؛ کیست، و پناه بر خداوند که از جاهلان باشم.پس ای علمای اهل سنت و شیعی و تمام مذاهب اسلامی ! به دعوت کسی که شما را به پذیرش حکمیت قرآن عظیم فرا می خواند؛ پاسخ مثبت دهید و نسبت به تعدد حزبی در دین خداوند ( اسلام) به کلی کافر گردید. از تعدد احزاب سیاسی نیز تبری جویید چون تعدد مذهبی و تفرقه احزاب سیاسی باعث تفرقه و جنگ بین مسلمانان می شود و شوکتتان از بین می رود؛ هم چنان که اکنون؛ حال و روزتان همین است.
    از تمام علمای مسلمین و راهبان و کشیشان مسیحی و احبار یهودی دعوت می کنم؛ حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را که بر تورات و انجیل و احادیث سنت بیان لمحمدٍ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، رجحان و غلبه دارد؛ بپذیرند. مسلمانان و مسیحیان و یهودیان از شما می خواهم ، به فراخوانِ پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ مثبت دهید؛ و اگر ابا کنید به شما بشارت عذابی را می دهم که به علت عبور سیاره عذاب ؛ سیاره "سقر"در روزی بی فرجام(یوم عقیم) به شما خواهد رسید، همان سیاره ای که بصورت دوره ای به سوی بشر می آید(اللواحة للبشر). سیاره عذاب از سمت قطب جنوب به سوی زمین می اید و لعنت خداوند بر کسی باد که به خداوند نسبت دروغ بدهد که دروغ گویان هیچگاه رستگار نخواهند شد.
    سیاره عذاب با زمین بشر برخورد نمی کند؛ بلکه از کنار آن می گذرد و باران سنگهای آتشین خود را بر سر آن می باراند و باعث می شود خورشید از مغرب طلوع نماید و شب از روز پیش گیرد؛ پس ای خردمندان از خداوند پروا کنید.
    شاید کسی سؤال کند که " ناصر محمد؛ چگونه خورشید به ماه می رسد(ادراک)؟"در پاسخ به همه پرسشگران می گوییم:مگر محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم به شما نگفته است که یکی از نشانه های بزرگ ساعت؛ بزرگ شدن هلال ماه است(انتفاخ اهله)؟ أبي هريرة رضي الله گفته است: رسول الله صلى الله عليه وسلم فرمودند: [من اقتراب الساعة انتفاخ الأهلة، وأن يرى الهلال لليلة فيقال هو بن ليلتيناز نشانه های نزديكي قيامت ؛ بزرگ شدن هلال ماه است(انتفاخ اهله) و زمانی که هلال شب اول را ببینید می گویید این هلال شب دوم است] صدق محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وصدق أبا هريرة بالحقِّ.
    پس ای مردم؛ این یعنی هلال ماه جدید یک منزل جلوتر بوده و به علت ادراک ماه توسط خورشید؛ کسی از زمینیان قادر به دیدن آن نشده و زمانی که اولین بار هلال دیده می شود به اندازه هلال شب دوم است.حق زمانی برایتان روشن می شود که به بدر کامل اول در نیمه توجه کنید؛ خواهید دید با وجود اینکه هنوز 13 روز بیشتر از آغاز ماه نگذشته است؛ اما ماه بدر در شب چهاردهم وبعد از غروب آفتاب روز سیزدهم طلوع می کند؛ یعنی قبل از آنکه شب پانزدهم(که نیمه ماه است) فرا برسد.این همان چیزی است که در این ماه یعنی ماه صفر اتفاق افتاد و در ابتدای آن خورشید به ماه رسید.لذا شاهد بودید که شب جمعه اولین شبی بود که بدر ماه کامل شد و می دانید شب شنبه بعد از غروب آفتاب روز جمعه آغاز می گردد.این یعنی آغاز ماه صفر اصلاً از شب شنبه بوده است ولی ماه درحالت ادراک قرار داشته و کسی از مردم در روی زمین قادر به مشاهده هلال ماه نو نگردیده است. چون زمانی که شب شنبه اغاز شد ؛ ماه در شب اول در حالت ادراک قرار داشته و خورشید به ماه رسیده بود لذا کسی نتوانست هلال اول ماه صفر را ببیند و برای همین یکشنبه اول صفر علام گردید.
    اما حال حق اشکار خواهد شد و برایتان روشن مي گردد که اولین شب کامل شدن بدر ماه صفر؛ شب شنبه و بعد از غروب آفتاب روز جمعه بود.چون شب شنبه بر اساس تاریخ ادراک شب نیمه ماه صفر بود؛ هنوز حتی تمام انصار پیشگام برگزیده نیز از راز ادراك آگاهی ندارند و همچنان تنها مهدی منتظر است که از این راز آگاه است تا هربار دربرابر علمای فلک حجت بیاوریم؛ تا روزی برسد که تسلیم حق شوند؛ و اگر ادراک ماه توسط خورشید را انکار نمایند؛ ایه و نشانه دیگر فرا می رسد که پیشی گرفتن شب از روز است.بله ؛ نباید خورشید در ابتدای ماه به ماه رسیده و از آن جلو بیفتد؛ و نباید شب از روز پیشی گیرد و خورشید از مغرب طلوع کند؛ ؛ زيرا شب به دنبال روز است این نظام دقیق کیهانی از زابتدای خلقت تا کنون مختل نمی شود؛مگر زمانی که بشریت وارد عصر نشانه های بزرگ ساعت شوند.در این زمان در ابتدای ماه قمری هربار و تا هر وقت که خداوند اراده نماید ؛خورشید به ماه می رسد.سپس با طلوع افتاب از مغرب؛ شب از روز پیش می افتد؛ و برانگیخته شدن مهدی منتظر نیز یکی از نشانه های بزرگ ساعت است.
    ای علمای امت؛ ای امت؛ قسم به خداوندی که انسان را از گل سفال گونه و جنیان را از شراره های آتش آفریده است؛ خداوندی که روز را وارد شب کرده و شب را وارد روز می نماید؛ قسم به خداوند واحد قهار؛ من مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هستم و لعنت خداوند بر کسی باد که به خداوند نسبت دروغ می دهد.از خداوند پروا کرده و بپذیرید که خورشید به ماه رسیده است. پیش از آنکه شب از روز پیشی گیرد؛به دعوتی که شما را به پذیرش حکمیت آیات محکم ذکر-قرآن عظیم- فرا می خواند؛ پاسخ مثبت دهید.این حادثه در همین امت روی خواهد داد و خداوند شاهد و وکیل این سخن است.مراقب باشید که خداوند سوگند به نام پروردگار بزرگ ویا خواب را برهانی برای تصدیق قرار نداده است؛ بلکه برهان حق خداوند در این است که علم بیان قرآن به من عنایت شده و کسی نیست که از قرآن با من گفتگو کند ومن بر او پیروز نگردم.
    "جندی الدولة" داعشی، دعوت ما ازشیخ گرامی ابوبکر بغدادی برای حضور بر سر میز گفتگوی جهانی مهدی منتظر در "عصر گفتگو قبل از ظهور"را به اطلاع وی برسان تا در پایگاه (الإمام المهدي ناصر محمد اليماني منتديات البشرى الإسلاميّة)، حاضر شود.مسلمانان از ریختن خون یکدیگر دست بردارند؛ ظلم را از سر خود دور کنید؛ ای علمای مسلمین در موراد اختلافتان بپذیرید که کتاب خداوند قرآن عظیم درمیانتان حکمیت نماید؛ تا به این ترتیب صفوفتان را متحد نموده و به پراکندگی تان خاتمه دهیم و خون مسلمانان را حفظ کنیم و مجد و عزتتان را بازگردانده و شوکتتان را قوی نماییم و اگر نتوانستم در موارد اختلافتان با حکم قاطع از محکمات قرآن عظیم،به حق میانتان حکمیت نمایم؛ مهدی منتظر حق پروردگارتان نیستم. به این ترتیب درخواهید یافت که ناصر محمد یمانی مغرور نیست، بلکه مهدی منتظر و حق است و بازگشت امور به خداوند است که از نگاه های خاینانه و پنهان و رازهای نهفته در سینه ها آگاه است.
    وسلام على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الذليل على المؤمنين العزيز على من عاداهم في دينهم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.





  4. مصدر المشاركة
    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 02 - 1436 هـ
    17 - 12 - 2014 مـ

    1393-09-26ه.ش.
    08:35 صباحاً
    ــــــــــــــــــ


    پاسخ محکم و کوبنده علمی به سرباز دولت اسلامی (جندي الدولة) که میهمان میز گفتگوی جهانی است.به شما خوش آمد می گوییم...


    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله من أوّلهم إلى خاتمهم محمد رسول الله صلّى الله عليهم جميعاً وأسلم تسليماً وعلى جميع المؤمنين في كل زمانٍ ومكانٍ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    سلام الله عليكم ورحمة الله وبركاته عزیز من "جندي الدولة".براستی که امام مهدی ناصر محمد یمانی به شما شخص گرامی، مجدد خیر مقدم می گوید و چه مرد خوبی است آن که برای دفاع از اعتقاداتش ، با آوردن حجت دربرابر حجت به اینجا آمده است.عزیز من ما همچنان به حق فتوا می دهیم که امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق در برابرت حجت خواهد آورد. من مانند تو وامثال تو نیستم که آیاتی از قرآن را که با خواسته هایتان موافق باشد درنظر گرفته و باقی آیات را که مخالف امیال تان است کنار بگذارم.تو از آیاتی که امام مهدی ناصر محمد یمانی به عنوان حجت برایت آورده و به تحریم قتل اسرای جنگی ولو اینکه کافر باشند، فتوا می داد؛ روبرگرداندی.آیاتی که شما آورده ای؛ مختص کسانی است که به جنگ خدا و رسولش بیایند و رعایت حرام بودن تعدی به مردم -که دستور خداوند و رسولش است- را نکنند. بلکه حدود الهی را زیرپاگذاشته و با فساد در زمین به مردم ظلم نمایند؛ راهزنی کرده و خون مردم را به زمین ریخته و آنها را به قتل رسانده و اموالشان را به غارت برند؛ جزای این گروه جنگ و قتل است. سپس؛ بعد از آنکه بر آنها تسلط یافتید باید ببینید چه کرده اند؛ اگر به ظلم وبا دشمنی کسی را کشته باشند؛ حد خداوند درمورد آنها باید اجرا شود یعنی قتل نفس دربرابر نفس.اگر راهزنی کرده و به آبروی مردم تعدی کرده باشند؛ برای مثال به همسر یا یکی از محارمش تجاوز نموده باشند؛ حد زنای توافقی اجرا نمی شود، بلکه به دست و پاها باید از جهت مخالف تازیانه زده شود واگر تنها با راهزنی أموال مردم را به غارت برده باشند، به اندازه جرمشان حد اجرا شده و سپس با زندانی کردن از روی زمین تبعید
    می شوند( يُنْفَوا من الأرض إلى السجون) وهریک بر اساس جرم و فسادی که مرتکب شده اند؛ مجازات می گردند.
    یا اینکه تو نمی دانی آن مقتول بنی اسراییل-که ذکرش در کتاب آمده است-توسط برادرش که بر سر راه او کمین کرده کشته شد .قاتل ؛او را با اینکه برادرش بود درنزدیکی منزل کسانی که با برادرش اختلاف تجاری داشتند؛ به قتل رسانید! با مرگ برادرش می خواست تنها وارث برادر ثروتمندش باشد،لذا قبل از آنکه دارای فرزندی شود که از پدر ارث ببرد؛ او را به قتل رسانید. سپس این مرد گناه قتل را به گردن طائفه ای انداخت که با برادرش اختلاف تجاری داشتند. آنها به دفاع از خود پرداخته و همگی قتل آن مرد را انکار کردند.پس به سراغ نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام آمدند تا برایشان روشن کند؛چه کسی مرتکب این ظلم و فساد شده و آن مرد را به قتل رسانده است.آنگاه بود که خداوند به موسی علیه الصلاة و السلام امر نمود تا گاوی را ذبح نماید ، هر گاوی که باشد . اما بنی اسراییل از پیش خودشان درمورد اوصاف گاوی که باید ذبح شود سخت گرفتند که آیا گاوی باشد که مزرعه را شخم می زند ؛ حامله باشد یا نباشد ؛چه رنگی داشته باشد؟ به هر حال به علت بهانه گیری آنها درمورد اوصاف گاو؛ خداوند مشخصات گاو یکی از بنی اسراییل را به آنها داد که او حاضر نشد گاو را بفروشد مگر با قیمت بیشتر؛ بالاخره گاو را ذبح کردند و نزدیک بود این فرمان را اجرا نکنند.خداوند به نبی خود موسی امر نمود؛ بعد از ذبح کردن گاو، تکه ای از گوشت آن را بردارد و با آن به مقتول بنی اسراییلی ضربه ای بزند؛ پس خدا او را زنده کرد.موسی از او پرسید قاتلش کیست؟ پاسخ داد که برادرم مرا کشت تا قبل ازآنکه فرزندی بدنیا بیاید که وارث من باشد؛ مال مرا به ارث برد.پس نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام؛ حد قتل را در حق وی جاری نمود یعنی قتل نفس دربرابر نفس چراکه او مرتکب فساد در زمین شده و نفسی را بناحق کشته بود.لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {مِنْ أَجْلِ ذَٰلِكَ كَتَبْنَا عَلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا ۚ وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَٰلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (32) إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ يُنفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (33)} صدق الله العظيم [المائدة].
    {به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدّی و اسراف کردند. (۳۲) کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند،این است که کشته شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا به کف دست و پای آنها، به عکس یکدیگر(دست چپ و پای راست)، تازیانه زده شود؛ و یا از زمین تبعید گردند(مجازات زندان) . این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند. (۳۳)}
    ای مرد، کلام خداوند را از موضع مورد نظرش
    تحریف مکن؛آن چه که برای ما آوردی ؛ حد کسانی است که به فساد روی زمین بپردازند و با وجود آنکه خداوند و رسولش ظلم انسان به برادر انسانش را حرام نموده اند ؛ این حرمت را زیر پا بگذارند؛اما درجنگ بین مؤمنان و یا جنگ بین مؤمنان و کافران؛خداوند به شما اجازه نمی دهد اسرای جنگ را به قتل برسانید.اگر می خواهید مردم را به سوی راه خود بکشانید، با اسرا به نیکی رفتار کرده و آنها را تکریم و موعظه نمایید وبا آنها با لحنی بلیغ سخن بگویید.

    حال به سراغ بیان دومین حجتی که از سخنان خداوند آورده ای؛ می رویم.خداوند تعالی می فرماید:
    {سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا ۚ فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ۚ وَأُولَـٰئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ﴿٩١﴾}صدق الله العظيم [النساء].
    { بزودی جمعیّت دیگری را می‌یابید که می‌خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان هر زمان آنان را به سوی فتنه بازگردانند، با سر در آن فرو می‌روند! هرگاه که راه فتنه‌گری بر آنها باز شود به کفر خود بازگردند. اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلّط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‌ایم.}

    امام مهدی ناصر محمد یمانی با بیان حق این آیه درمقابلت حجت می آورد: آن خائنین؛دوستان کافرانهستند که می خواهند هم از شرّ کفار در امان باشند و هم از شرّ مسلمانان.خداوند تعالی می فرماید:
    {سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَن يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا}
    { بزودی جمعیّت دیگری را می‌یابید که می‌خواهند هم از ناحیه شما در امان باشند، و هم از ناحیه قوم خودشان هرگاه که راه فتنه‌گری بر آنها باز شود به کفر خود بازگردند.!}

    مسلمانان را گول زده و درحالی که با آنها نیستند؛ خود را از آنان نشان می دهند؛ولی –در اصل- جاسوسی مسلمانان را کرده و اخبار جنگی آنان را به قوم خود می رسانند و جنگ آنان با مسلمانان از چشم همه پنهان است؛ پس اگر خیانتشان کشف شد؛ خداوند دست شما را باز گذاشته است تا هرجا که آنان را یافتید، بکشید چرا که دشمن مؤمنانند و با مکر و خیانت اقدام به جنگ و کشتن مؤمنان می نمایند.خداوند تعالی می فرماید:
    {فَإِن لَّمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ۚ وَأُولَـٰئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُّبِينًا ﴿٩١﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {اگر از درگیری با شما کنار نرفتند و پیشنهاد صلح نکردند و دست از شما نکشیدند، آنها را هر جا یافتید اسیر کنید و (یا) به قتل برسانید! آنها کسانی هستند که ما برای شما، تسلّط آشکاری نسبت به آنان قرار داده‌ایم.}
    این حد شامل اسرای کافر که کفرشان آشکار است نمی شود؛بلکه حد قتل برای کسانی اعمال می شود که از پشت پرده به مؤمنان خیانت کرده باشند و یا عهدی که دربرابر خداوند بسته اند را پاس نداشته و بشکنند و دست آزار به سوی ملمانان دراز نمایند.اما خداوند به رسول خود امر می نماید با کافرانی که اسیر شده اند به خوبی رفتار نماید و آنها را موعظه نموده
    و با زبانی خوش و گفتاری بلیغ با ایشان سخن بگوید؛ اگر کسی از آنان به خداوند و رسولش ایمان آورد؛ بین مؤمنان پذیرفته شود و اگر نپذیرفت؛ اجباری در دین نیست؛ بلکه فرمان خداوند به رسولش این است که اگر ثروتمند باشد او را در مقابل گرفتن فدیه رها سازند و یا اگر خانواده اش ثروتمند است از خانواده اش در برابر رها کردن او فدیه بگیرند.اما اگر خود یا خانواده اش فقیرند؛ فرمان داده شده تا بخاطر خداوند آنها را رها سازند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّهِ أَضَلَّ أَعْمَالَهُمْ (1) وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَآمَنُوا بِمَا نُزِّلَ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ ۙ كَفَّرَ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَأَصْلَحَ بَالَهُمْ (2) ذَٰلِكَ بِأَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا اتَّبَعُوا الْبَاطِلَ وَأَنَّ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّبَعُوا الحقّ مِن رَّبِّهِمْ ۚ كَذَٰلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ لِلنَّاسِ أَمْثَالَهُمْ (3) فَإِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقَابِ حَتَّىٰ إِذَا أَثْخَنتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّىٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ۚ ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّهُ لَانتَصَرَ مِنْهُمْ وَلَٰكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ ۗ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ(4)}
    صدق الله العظيم [محمد].

    {کسانی که کافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند، اعمالشان را نابود می‌کند! (۱) و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند و به آنچه بر محمد نازل شده و همه حقّ است و از سوی پروردگارشان ؛نیز ایمان آوردند، خداوند گناهانشان را می‌بخشد و کارشان را اصلاح می‌کند! (۲) این بخاطر آن است که کافران از باطل پیروی کردند، و مؤمنان از حقّی که از سوی پروردگارشان بود تبعیّت نمودند؛ این‌گونه خداوند برای مردم مثَلهای آنان را بیان می‌کند! (۳) و هنگامی که با کافران در میدان جنگ روبه‌رو شدید گردنهایشان را بزنید، تا به اندازه کافی دشمن را در هم بکوبید؛ در این هنگام اسیران را محکم ببندید؛ سپس یا بر آنان منّت گذارید (و آزادشان کنید) یا در برابر آزادی از آنان فدیه [= غرامت‌] بگیرید؛ تا جنگ بار سنگین خود را بر زمین نهد، برنامه این است! و اگر خدا می‌خواست خودش آنها را مجازات می‌کرد، اما می‌خواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید؛ و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را از بین نمی‌برد! (۴)}
    ولی اگر یکی از اسرا به ظاهر ایمان بیاورد ولی از در مکر و حیله با رسول یا احدی از مؤمنان در آید؛ خداوند مکر او را آشکار خواهد ساخت؛ اگر مکر او روشن شد؛ به قتل رسانده می شود؛چون خائن است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللَّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (67) لَوْلَا كِتَابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (68) فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (69) يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِمَنْ فِي أَيْدِيكُمْ مِنَ الْأَسْرَى إِنْ يَعْلَمِ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمْ خَيْرًا يُؤْتِكُمْ خَيْرًا مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (70) وَإِنْ يُرِيدُوا خِيَانَتَكَ فَقَدْ خَانُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْكَنَ مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (71)}
    صدق الله العظيم [الأنفال].

    {هیچ پیامبری حق ندارد اسیران را نگه دارد تا در زمین قدرت گیرد شما متاع ناپایدار دنیا را می‌خواهید؛ ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می‌خواهد؛ و خداوند قادر و حکیم است! (۶۷) اگر فرمان سابق خدا نبود (که بدون ابلاغ، هیچ امّتی را کیفر ندهد)، بخاطر چیزی [= اسیرانی‌] که گرفتید، مجازات بزرگی به شما می‌رسید. (۶۸) از آنچه به غنیمت گرفته‌اید، حلال و پاکیزه بخورید؛ و از خدا بپرهیزید؛ خداوند آمرزنده و مهربان است! (۶۹)ای پیامبر! به اسیرانی که در دست شما هستند بگو: «اگر خداوند، خیری در دلهای شما بداند، بهتر از آنچه از شما گرفته شده به شما می‌دهد؛ و شما را می‌بخشد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است!» (۷۰) امّا اگر بخواهند با تو خیانت کنند، (تازگی ندارد) آنها پیش از این (نیز) به خدا خیانت کردند؛ و خداوند (شما را) بر آنها پیروز کرد؛ خداوند دانا و حکیم است! (۷۱)}
    حال به سراغ بیان سومین دلیلی می رویم که تو از آیات خداوند آورده ای ؛ دلیل آورده ای که خداوند تعالی می فرماید:
    {أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿١٩﴾ الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللَّـهِ ۚ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿٢٠﴾}
    صدق الله العظيم [التوبة].
    { آیا سیراب کردن حجاج، و آباد ساختن مسجد الحرام را، همانند (عمل) کسی قرار دادید که به خدا و روز قیامت ایمان آورده، و در راه او جهاد کرده است؟! (این دو،) نزد خدا مساوی نیستند! و خداوند گروه ظالمان را هدایت نمی‌کند! (۱۹) آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند! (۲۰)}

    در اینجا خداوند از جهاد در راه خود که بر اساس حق آغاز شده باشد سخن می گوید و این می تواند به صورت دفاع از مؤمنان و زمین و آبرو و دینشان باشد. این جهادی است که قبل از تمکین( قدرت گرفتن در زمین) و در صورت تعدی کافران به مؤمنان ؛ واجب شده است.هم چنین جهاد می تواند به صورت جهاد فی سبیل الله برای برقراری حدود اجباری خداوند و برای رفع ظلم انسان به برادر انسانش باشد تا با اقامه حدود خداوند از فساد در زمین و ریختن بناحق خون انسان جلوگیری کند و ظلم انسان به برادر انسانش را مرتفع سازد.این نوع از جهاد بعد از قدرت گرفتن در زمین است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ}
    صدق الله العظيم [الحج:41].
    { همان کسانی که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را برپا می‌دارند، و زکات می‌دهند، و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و پایان همه کارها از آن خداست! (۴۱)}

    ای سرباز دولت اسلامی؛ می بینم ما را سرزنش می کنی چون امام ناصر محمد یمانی، قبل ازآغاز گفتگو بین تو و خود نتیجه آن را اعلام نموده وفتوا داده است که با برهان محکم و قاطع علمی بر سرباز دولت اسلامی داعش چیره خواهد شد؛. می دانی چرا ناصر محمد یمانی پیش از گفتگو؛ نتیجه آن را اعلان کرده است؟ چون من می دانم که امام مهدی منتظر؛ ناصر محمد یمانی هستم و امکان ندارد کسی از آیات محکم ذکر؛ قرآن عظیم با من مجادله کند و من به حق بر اوغلبه نکنم. بین تو وامثال تو با امام مهدی ناصر محمد یمانی تفاوت بسیاری است.چون تو از کسانی هستی که از قرآن آنچه را که بر طبق امیالشان است می گیرند و هرچه که مخالف خواسته هایشان باشد رها می سازند.گواه آن نیز حدیثی از محمد رسول الله است که درباره تو و امثال تو آمده است.او که سلام و صلوات بر ایشان باد می فرمایند:
    [مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَعْمَلُونَ بِالْقُرْآنِ مَا وَافَقَ أَهْوَاءَهُمْ ، وَمَا خَالَفَ أَهْوَاءهُمْ تَرَكُوهُ ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَيَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ]
    قوامی را چه می شود که بر طبق امیالشان به قرآن عمل می کنند و هرچه مخالف میلشان باشد رها می سازند؛ دراین صورت به بخشی از کتاب ایمان آورده و نسبت به بخش های دیگر کافر می شوند]
    صدق محمدٌ رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم.
    تو از کسانی هستی که آیاتی از قرآن را که هنوز تفصیل نشده اند و ظاهرشان با امیالشان موافق است، می گیرند. می بینیم آیاتی را که ناصر محمد یمانی از محکمات قرآن به عنوان حجت برایت آورده است رها می کنی و با آیاتی به سراغمان می آیی که از پیش خود و بر طبق هوا و میل خود تأویلشان کرده ای.آنها را ازپیش خود تفصیل کرده و تصور می کنی برامام ناصر محمد یمانی غلبه کرده ای وهیچ شکی هم دراین نداری! اما امام مهدی ناصر محمد یمانی مانند تو و یا علمای مسلمین عمل نمی کند؛ قسم به پروردگار آسمان ها و زمین که هر کس با سلاح قرآن به سراغ ما بیاید و با قرآن با ما مجادله می کند؛ نمی تواند حتی در یک مسئله بر امام مهدی ناصر محمد یمانی غلبه نماید ؛ می دانی چرا؟چون من مانند شما نیستم که به قسمتی از قرآن ایمان داشته و قسمت های دیگر آن را رها کنم.لذا شاهد خواهید بود که سلاحتان را از دستتان خارج می سازم؛ نشانه اش همین آیاتی است که با آنها برایمان حجت آوردی؛ ومن با آیات محکم قرآن عظیم آنها را تشریح و تفصیل کرده و خلع سلاح تان کردم و-بدانید که من- از راست گویانم.برای همین است که می بینی مدام نتیجه گفتگو را قبل از آغاز آن اعلان می نمایم چون می دانم من در مورد مهدی منتظر بودن خود که علم کتاب به او عنایت شده؛به خداوند دروغ نبسته ام. برای همین شما را به چالش می کشم تا بدون هیچ قید و شرط از قرآن بامن مجادله کنید و ما برای برهان شما ؛بیان حق و تفسیر بهتری خواهیم آورد وهرکس دروغ بگوید رسوا شود.

    می دانیم که بعضی از جوابهای شما گاهی باعث تزلزل برخی از انصار که هنوز به حقیقت نعیم اعظم نائل نشده اند؛می شود.اما وقتی امام مهدی ناصر محمد یمانی چنان شیر جلو آمده و با دلایل محکم و قاطع علمی بر شما غلبه می کند؛ انصار ثابت قدم تر می شوند و این نیز از فضل بسیار بزرگ خداوند بر آنان است.

    ای علمای مسلمین؛ راهبان مسیحی و احبار یهود؛ گوش کنید! به خداوند واحد قهار که مهدی منتظر حق را برانگیخته است قسم ؛ شما قادر نخواهید بود حتی دریک مسئله از آیات محکم ذکر-قرآن- بر مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ غلبه کنبد .ما با آیات محکم قرآن همگی شما را ساکت کرده و همین حالا نتیجه گفتگوبا علمای مسلمین و یهود و نصارا را اعلان می کنیم.حق جویان شاهد آن خواهند بود که مهدی منتظر ناصر محمد یمانی با علم خود، به حق و قدرتمندانه همگی را وادار به سکوت خواهد کرد. داعشی،این مبارزه طلبی آنگونه که تو به من نسبت داده ای؛از روی غرور یا کبر نیست
    . آن چه را که داری رو کن و از هرجای قرآن از ابتدا تا انتها و از محکم و متشابه آن هرچه می خواهی بیاور؛ والله والله والله که تمامی علمای مسلمین و مسیحی و یهود حتی در یک مسئله قادر نیستند بر ناصر محمد یمانی غلبه نمایند ولو به کمک و یاری یکدیگر بیایند؛ پس از شاهدان باش.اگر در ترلیون ترلیون مسئله بر شما چیره شدم و شما تنها در یک مسئله از قرآن عظیم، بر ناصر محمد یمانی غلبه کردید؛ بر من است که پاپس کشیده و از عقیده خود مبنی بر امام مهدی بودنم عقب بکشم و تمام انصار من در سراسر جهان نیز باید از پیروی از من دست بردارند. و ای علمای مسلمین اگر نتوانستید؛ که نمی توانید؛ از خداوند واحد قهار بترسید و به دعوت برای گردن نهادن به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم پاسخ دهید؛ تا بر اساس آن در موارد اختلاف بین تان داوری نمایم.
    هیچ می دانید چه چیزی باعث شد که اجداد شما در دین دچار تفرقه شده و دسته دسته شوند؟ علت این بود که نسبت هایی به خداوند می دادند که نمی دانستند به حق از جانب پروردگارشان نازل شده یاخیر. هریک قسمتی از قرآن را که با میلشان همخوانی داشت می گرفتند و هر قسمتی از قرآن که بر خلاف میلشان بود رها می کردند؛ گویا که اصلاً این ایات مخالف، در قرآن وجود ندارند. اما امام مهدی ناصر محمد مانند کسانی نیست که به بخش هایی از قرآن ایمان دارند و نسبت به بخش های دیگر کافرند؛
    همانند کسانی که خداوند ایشان را در قرآن چنین وصف نموده است:

    {وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لَا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلَا تُخْرِجُونَ أَنفُسَكُم مِّن دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ (84) ثُمَّ أَنتُمْ هَٰؤُلَاءِ تَقْتُلُونَ أَنفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِّنكُم مِّن دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِم بِالْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن يَأْتُوكُمْ أُسَارَىٰ تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ ۚ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ ۚ فَمَا جَزَاءُ مَن يَفْعَلُ ذَٰلِكَ مِنكُمْ إِلَّا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَىٰ أَشَدِّ الْعَذَابِ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85) أُولَٰئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالْآخِرَةِ ۖ فَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ (86)} صدق الله العظيم [البقرة].
    {و هنگامی را که از شما پیمان گرفتیم که خون هم را نریزید؛ و یکدیگر را از سرزمین خود، بیرون نکنید. سپس شما اقرار کردید؛ (و بر این پیمان) گواه بودید. (۸۴) اما این شما هستید که یکدیگر را می‌کشید و جمعی از خودتان را از سرزمینشان بیرون می‌کنید؛ و در این گناه و تجاوز، به یکدیگر کمک می‌نمایید؛ و اگر اسیر شوند دربرابر، فدیه آنان را آزاد می‌سازید! با اینکه بیرون ساختن آنان بر شما حرام بود. آیا به بعضی از دستورات کتاب آسمانی ایمان می‌آورید، و به بعضی کافر می‌شوید؟! برای کسی از شما که این عمل را انجام دهد، جز رسوایی در این جهان، چیزی نخواهد بود، و روز رستاخیز به شدیدترین عذابها گرفتار می‌شوند. و خداوند از آنچه انجام می‌دهید غافل نیست. (۸۵}
    بر شما نیز بیرون راندن برادران مسلمانتان از خانه هایشان و ریختن خون و غارت اموالشان حرام شده است؛ مردم زیادی به بهانه تشکیل دولت اسلامی به زور و با ظلم مجبور شده اند شهرها و آبادی هایشان را ترک نمایند! ولی حکام دنیاپرست مسلمین ظلمی بر ظلم مردم اضافه کرده اند و خیری در حاکمان مسلمین نیست مگر کسی که به عدالت فرمان دهد و امر به معروف و نهی از منکر نماید و ظلم را بر خود حرام نماید؛ و همان طور که خداوند ظلم را حرام نموده ظلم در بین مردم را هم حرام نماید.اما حکام کشورهای عربی تنها امنیت خودشان و ماندن بر مسند قدرت برایشان مهم است و رحمی به مردمشان ندارند.آنان نه برای خودشان خیری دارند و نه برای امتشان مگر کسانی که خداوند به آنان رحم نماید.
    و اما درمورد آمریکا ک
    ه با تعدد احزاب به دنبال حمایت از دمکراسی در میان ملت های مسلمان و تقسیم آنها به احزاب گوناگون است؛ هدف آنها این است که درمیان مسلمانان تفرقه و اختلاف ایجاد کرده و آنان رابه جنگ با یکدیگر بر سر قدرت بکشانند و تا ضعیف شده و شوکتشان از بین برود؛ کما اینکه چنین نیز شده و حال و روزتان چنین است.

    و اما در مورد ممالک (شاه نشین ها ) و امیر نشین ها؛ آنها نیز ظالمند ولی امن تر از سایر نقاطند و خونریزی در ممالک (شاه نشین ها ) و امیر نشین ها کمتر است چون در آنها تعدد حزبی که منجر به ضعف می شود وجود ندارد و ظلم و بی عدالتی در آنها کمتر از ممالکملتهای دارای دمکراسی است.
    پس بیایید از کتاب خداوند به حق نظام حکومتی اسلامی را برایتان بیان کنم و شایسته نیست جز حق به خداوند نسبت دهم:

    اولاً خداوند به حاکم اسلامی فرمان داده است که مجلس شورای اسلامی را برپا نماید ؛ فرقی ندارد حاکم پادشاه باشد یا رییس جمهور یا نبی یا امام وحاکم اسلامی حق ندارد بدون مشورت با مجلس شورا درباره اموری که دررابطه با منافع عمومی مسلمانان است؛ تصمیم گیری کند. حاکم اگر نبی و رسول فرستاده شده از جانب پروردگار عالمیان هم باشد؛ حق ندارد قبل از مشورت با مجلس شورا در امور مربوط به منافع عمومی تصمیمی بگیرد. بعد از شنیدن آراء مجلس شورا؛ تصمیمی را که فکر می کند مناسب است و عقلش با آن قانع می شود اتخاذ می کند.این تصمیم براساس رأی گیری نیست وخداوند آن را دراختیار حاکم قرار داده است.اما تصمیم گیری پیش از مشورت با مجلس شورا بر وی حرام است.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ﴿١٥٩﴾}
    صدق الله العظيم [آل عمران].
    {
    و در کارها، با آنان مشورت کن! اما هنگامی که تصمیم گرفتی،بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد. }
    و اما بیان حق این فرمایش خداوند تعالی:
    {فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ إِنَّ اللَّـهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ ﴿١٥٩﴾ هنگامی که تصمیم گرفتی،بر خدا توکل کن! زیرا خداوند متوکلان را دوست دارد } صدق الله العظيم؛ یعنی هنگامی که بعد از مشورت تصمیم مناسب را اتخاذ کردی به خداوند توکل کن وآن را اجرا نما؛ چراکه خداوند اتخاذ تصمیم را در اختیار یک نفر که همان حاکم است قرار داده است.
    اما حاکم چگونه مجلس شورای اسلامی را تشکیل دهد؛ بر او واجب است زمینه انتخابات آزاد را برای مردم فراهم کند تا اعضای مجلس شورا را انتخاب نمایند. اما این انتخابات بر اساس تعدد احزاب ملت
    نباید باشد.بلکه باید زمینه ای را فراهم نماید تا افرادی که نامزدهای عضویت درمجلس هستند معرفی شوند ومردم اعضای مجلس مشورتی را برای حاکم تعیین نمایند. اما هرکسی اجازه نامزد شدن ندارد.هیهات هیهات؛ بلکه تنها افرادی که دارای مدارج علمی هستند نامزد می شوند چون مجلس شورا باید دارای مجموعه های تخصصی باشد؛ یک گروه متخصصان اقتصادی؛ گروهی دیگر متخصص امور صنعتی؛ گروهی دیگر متخصص امور کشاورزی وآبرسانی و سدسازی و گروهی متخصص امور پزشکی و گروهی نیز متخصص عمران و شهرسازی و به همین ترتیب در ديگر امور......
    حکمت آن هم در این است که وقتی حاکم قصد دارد تصمیمی بگیرد که برای مثال درباره امور اقتصادی و تجاری است؛ از اعضای مجلس شورا؛ تنها متخصصان اقتصاد و تجارت را برای مشورت فرا مي خواند و درباره امور اقتصادی و تجاری و تقویت خزانه عمومی که بیت المال مسلمانان است با آنها مشورت نماید.و زمانی که قصد دارد درباره ساختن شهرو خیابان و جاده تصمیم گیری کند، گروهی از متخصصان مجلس شورا را که در امور شهرسازی و راه سازی و معماری تخصص دارند فرا خواند.

    این نظام درست شورای اسلامی است نه آن سوء تداب
    یری که در مجلس نواب (نمايندگان ) یمن و یا مجالس مشابه درسایر کشورهای اسلامی درجریان است. بلكه مجلس شوراي اسلامي منظمي تاسيس مي شود و حاکم به هنگام مشورت ؛ تنها با متخصصان مربوطه مشورت می نماید. خداوند را گواه می گیرم که این روش در کشورهای کافر نیز جواب می دهد.اگر این نظام برپا گردد، به اوج موفقیت می رسد چنان که در یمن در زمان حکمرانی ملکه سبا موفق بود .او و مردمش با این روش در تمامی امور خواه صنعت یا تجارت یا کشاورزی و غیره پیشرفت کردند.می دانید راز موفقیت او چه بود؟ چون با وجود اینکه کافر بود؛ ولی برای اداره امور به درستی از شورا استفاده می نمود .او مجلس بسیار بزرگی داشت که بصورت گروه های تخصصی در عرصه های مختلف بودند و ملکه در موارد عمومی؛ هرگز بدون مشورت با اعضای مجلس شورا تصمیم گیری نمی کرد.ببینید با مجلس شورا چگونه سخن می گفت.خداوند تعالی می فرماید: {قَالَتْ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِي فِي أَمْرِي مَا كُنتُ قَاطِعَةً أَمْرًا حَتَّىٰ تَشْهَدُونِ (32)} صدق الله العظيم [النمل] { زن گفت: اى بزرگان، در كار من رأى بدهيد، که من هیچ کار مهمّی را بدون حضور (و مشورت) شما انجام نداده‌ام!} یعنی او در هیچ یک از امور عمومی کشور بدون مشورت با مجلس تصمیمی نمی گرفت برای همین قادر به هرکاری بود؛ یعنی در هر عرصه ای موفق عمل می کرد.اما متأسفانه مسلمانان به روش حکومت بر اساس شورای اسلامی آگاهی ندارند.

    ما هنوز در مورد نحوه انتقال حکومت بعد از مرگ حاکم و یا زمانی که حاکم ظالم باشد، سخنانی مفصل داریم.اما اگر حاکم عادلی پیدا شد که بین مردم با عدالت حکم و رفتار کرد و باعث پیشرفت همه جانبه کشور شد و ازبیکاری و فقر جلوگیری کرد؛امنیت برقرار نمود واز فساد جلوگیری کرده و باعث پیشرفت اقتصادی شد؛ به چه حقي بايد عوض شود آيا تعقل نمي كنيد ؟آیا بعد از حق چیزی جز گمراهی وجود دارد؟
    به هرحال، ای اهالی دولت اسلامی داعش؛ من امام مهدی منتظرخلیفه خداوند در زمین هستم و پروردگار مرا به عنوان رحمتی برای عالمیان برانگیخته است واین فضل بسیار بزرگی برای مسلمانان است تا چیزهایی را که نمی دانند به آنها بیاموزیم.من به شما یاد دادم که باید مردم را با حکمت و موعظه پسندیده به سوی دین خداوند فرا خواند؛ هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس که می خواهد کافر شود، خداوند به شما فرمان نداده است تا مردم را به زور و اجبار وادار کنید که ایمان بیاورند.بلکه هرکس که می خواهد خداوند را عبادت نماید برحق است و به او یاد می دهیم چگونه وبه حق خداوندش را عبادت نماید.و کسی که می خواهد جز خداوند،چیز دیگری را عبادت کند؛ با او جنگ نمی کنیم تا به زوروادار شود که خداوند را به یکتایی بپرستد.وظیفه ما ابلاغ است و حساب مردمان با خداوند است چرا که خداوند بهشت را برای شکرگذاران و آتش را برای کافران تدارک دیده است.
    و اما مهدی منتظر ناصر محمد یمانی؛ تمام بشریت را به عبادت خداوند یکتا و بی شریک فرا می خواند و آنها را مجبور به این امر نمی کند. بلکه ما مردم را در مورد عبادت آزاد می گذاریم چون حساب آنها با من نیست؛ بلکه آنها به سوی پروردگارشان می روند و حسابشان نیز با اوست.هرکس می خواهد ایمان آورد و هرکس می خواهد کافر شود.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَقُلِ الحقّ مِن رَّبِّكُمْ ۖ فَمَن شَاءَ فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْيَكْفُرْ ۚ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظَّالِمِينَ نَارًا أَحَاطَ بِهِمْ سُرَادِقُهَا ۚ وَإِن يَسْتَغِيثُوا يُغَاثُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ ۚ بِئْسَ الشَّرَابُ وَسَاءَتْ مُرْتَفَقًا (29)} صدق الله العظيم [الكهف].
    { وبگو: «این حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس می‌خواهد ایمان بیاورد ، و هر کس میخواهد کافر گردد!» ما برای ستمگران آتشی آماده کردیم که سرا پرده‌اش آنان را از هر سو احاطه کرده است! و اگر تقاضای آب کنند، آبی برای آنان می آورند که همچون فلز گداخته صورتها را بریان می‌کند! چه بد نوشیدنی، و چه بد محل اجتماعی است!}
    و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ (25) فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ (27) لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ (28) وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ ربّ الْعَالَمِينَ (29)} صدق الله العظيم [التكوير].
    { این (قرآن) گفته شیطان رجیم نیست! (۲۵) پس به کجا می‌روید؟! (۲۶) این قرآن چیزی جز تذکّری برای جهانیان نیست، (۲۷) برای کسی از شما که بخواهد راه مستقیم در پیش گیرد! (۲۸) و شما اراده نمی‌کنید مگر اینکه خداوند -پروردگار جهانیان- اراده کند و بخواهد! (۲۹)}
    و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (11) وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (12) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (13) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي (14) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ ۗ قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ أَلَا ذَٰلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ (15) لَهُم مِّن فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِّنَ النَّارِ وَمِن تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ۚ ذَٰلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبَادَهُ ۚ يَا عِبَادِ فَاتَّقُونِ (16) وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ (17) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18) أَفَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذَابِ أَفَأَنتَ تُنقِذُ مَن فِي النَّارِ (19) لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ۖ وَعْدَ اللَّهِ ۖ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ (20)} صدق الله العظيم [الزمر].
    {بگو: «من مأمورم که خدا را پرستش کنم در حالی که دینم را برای او خالص کرده باشم، (۱۱) و مأمورم که نخستین مسلمان باشم! (۱۲) بگو: «من اگر نافرمانی پروردگارم کنم، از عذاب روز بزرگ می‌ترسم!» (۱۳) بگو: «من تنها خدا را می‌پرستم در حالی که دینم را برای او خالص می‌کنم. (۱۴) شما هر چه را جز او می‌خواهید بپرستید!» بگو: «زیانکاران واقعی آنانند که سرمایه وجود خویش و بستگانشان را در روز قیامت از دست داده‌اند! آگاه باشید زیان آشکار همین است!» (۱۵) برای آنان از بالای سرشان سایبانهایی از آتش، و در زیر پایشان نیز سایبانهایی از آتش است؛ این چیزی است که خداوند با آن بندگانش را می‌ترساند! ای بندگان من! از نافرمانی من بپرهیزید! (۱۶) و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸) آیا تو می‌توانی کسی را که فرمان عذاب درباره او قطعی شده رهایی بخشی؟! آیا تو میتوانی کسی را که در درون آتش است برگیری و نجات دهی؟! (۱۹) ولی آنها که تقوای الهی پیشه کردند، غرفه‌هایی در بهشت دارند که بر فراز آنها غرفه‌های دیگری بنا شده و از زیر آنها نهرها جاری است این وعده الهی است، و خداوند در وعده خود تخلّف نمی‌کند! (۲۰)}
    ای جماعت داعشیان؛ آیا می دانید چرا خداوند امر نفرموده اند که مردم را به زور وادار کنیم ایمان بیاورند و با اکراه و ذلت و خواری او را عبادت نمایند؟ چون پروردگار عبادت را تا خالصانه نباشد؛ به هیچ وجه از آنان نمی پذیرد.عبادت باید از ترس و خشیت خداوند باشد نه از ترس بندگان پروردگار شرط این است که آنها در زمان عبادت جز از خداوند از کسی هراس نداشته باشند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَى أُوْلَئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ ﴿18﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {مساجد خدا را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد، و زکات را بپردازد، و جز از خدا نترسد؛ امید است چنین گروهی از هدایت‌یافتگان باشند
    .}

    اعضای تشکیلات القاعده در دولت اسلامی در عراق بدانید که نمی توانید خلافت اسلامی را با خونریزی برای تسلط یافتن بر مردم، و به زور به آنان تحمیل نمایید.اما امام مهدی منتظر حق که از جانب پروردگارتان آمده است؛ با نور بیان حق قرآن عظیم؛ قلب هایمسلمانان را زنده می کند تا هیچ مسلمان عاقلی نباشد که در بیانات امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی تدبر و تفکر کند و قلبش راضی نشده و آرام نگیرد و مطمئن نشود که خداوند ناصر محمد یمانی را خلیفه خود در زمین قرار داده است چرا که بیاناتش بصیرت می دهد تا بتواند حق را دیده و بگوید:" این امام حق است که به عدل حکم می کند و حرف آخر را زده و بیهوده گویی نمی نماید؛ چون بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست.واو رحمت خداوند بر عالمیان است".جز این نیست که خداوند امام مهدی را رحمت بر عالمیان قرار داده است وعلت این است که او از همان بصیرتی که محمدٌ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلم از آن پیروی می نمود؛ یعنی قرآن عظیم پیروی می نماید.
    عزیزان من؛ سربازان دولت اسلامی به دعوت خداوند و امام مهدی پاسخ مثبت دهید تا قلبهایتان را زنده کند؛ همانگونه که قلب کسانی که پیش از این به دعوت خداوند و رسولش پاسخ داده بودند باآیات قرآن عظیم زنده شد.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (24) وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (25)} صدق الله العظيم [الأنفال].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید! (۲۴) و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (۲۵)}
    و اگر حاضر نشوید در موارد اختلاف در برابر حکمیت بیان حق قرآن عظیم سر فرود آورید؛ بدانید که کیفر خداوند شدید است و عذاب را از زیر پاها یا از بالای سرتان فرو می فرستد و یا گروهی از شما را گرفتار گروهی قدرتمند تر می کند، از فتنه ای بترسید که تنها گریبان گیر ظالمانتان نخواهد شد و بدانید کیفر خداوند بسیار شدید است.
    عزیزان من؛ به خداوند بزرگ که استخوان های پوسیده و پراکنده را زنده می کند و به پروردگار آسمان ها و زمین و هر آنچه بین آنهاست قسم؛ من مهدی منتظر ناصر محمد هستم و بدانید حجت من بر شما نه در قسم من است و نه در نامم؛ بلکه خداوند احاطه علمی و بی بدیل من در استنباط احکام از قرآن عظیم را برایتان حجت قرار داده است. بدانید خداوند مرا امام مردمان قرار داده و بیش از تمامی علمای امت به من علم عنایت نموده تا قادر باشم در موارد اختلاف؛ میانشان حکم کنم و صفوفشان رامتحد کرده و پراکندگی امت را به وحدت بر مسیر درست-صراط مستقیم- تبدیل گردانم و آنها را به مسیر اولیه نبوت بازگردانم تا از کتاب خداوند و سنت حق رسول که با آیات محکم قرآن مغایرت نداشته باشد پیروی کنند که کتاب خداوند و سنت حق رسول نور علی نورند.

    خداوند را به شهادت می گیرم و شهادت خداوند کافی است که من مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ؛ اعلان می کنم نسبت به تعدد مذاهب در دین خداوند اسلام ؛کافرم. من کفر مطلق خود نسبت به تعدد احزاب سیاسی در میان مردم را اعلان کرده و ثابت می کنم طبق الگوی حق کتاب خداوند و سنت حق رسول؛ این امر حرام است .خداوند تعدد احزاب را بر شما حرام نموده است تا متفرق نشده و مانند وضعی که امروز دچار آن هستید؛ شوکتتان از بین نرود. ما با نعمت قرآن عظیم شما را با یکدیگر برادر می نماییم تا قلب هایتان در راه دوستی خداوند یکی شود.ای جماعت مسلمین والله والله که تا احکام خداوند را که درآیات محکم قرآن عظیم نازل شده برپا نکنید؛ برحق نیستید و چیزی در دستتان نیست.به ریسمان الهی چنگ زنید و پراکنده نشوید وبایکدیگر برادر باشید که این نعمت خداوند بر شمایان است. و اگر إبا کنید؛ هر حیله و کیدی که دارید بر ضد ما بکار گیرید و به من امان ندهید. بدانید من بدون نقاب در خیابان های عمومی راه می روم و در راه خداوند از سرزنش احدی نمی هراسم؛ مگر آن کس که خدا با اوست از احدی می ترسد؟ نِعْمَ المولى ونعم النصير.
    عزيزان من علما و امت مسلمين دعوت جهاني مهدوي وارد ماه هاي اول سال يازدهم شده و من شب و روز شما را به قبول حكميت قران عظيم دعوت مي كنم تا در همه موارد اختلافات ديني در بين شما حكم نمايم تا صفوف شما را متحد سازم ، چرا دعوت پذيرش حكميت خداوند را اجابت نمي كنيد تا دربين شما حكم نمايد ؟ چه كسي از حكميت خداوند بهتر است ؟ آيا چيزي جز استنباط احكام حق خداوند بر عهده مهدي منتظر ناصر محمد يماني است ؟
    ای علمای عزیز مسلمین؛ آیا شما منتظرید مهدی منتظریکه ازجانب خداوند برانگیخته شده ،تابع امیال و خواسته های شما باشد؟اما شما فرقه فرقه شده اید؛ اگر گروهی را راضی کنم؛ گروهی دیگر را خشمگین کرده ام..هیهات که امام مهدی ناصر محمد یمانی تا لحظه ای که زنده است؛از امیال شما پیروی نماید.بلکه من به حق سخن می گویم؛ هرکس می خواهد ایمان بیاورد و هرکس که می خواهد کافر شود وحکم با خداوند است که او بهترین جداکننده حق از باطل است.من بدون کوچکترین ظلم و به حق فتوا می دهم که تمام مذاهب مسلمین و طائفه های آنان ؛آشکارا در گمراهی اند و گروه نجات یافتگان،کسانی هستند که با قلبی سلیم و عاری از شرک به حضور پروردگارشان بروند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (87) يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (88) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (89)}صدق الله العظيم [الشعراء].
    { و در آن روز که مردم برانگیخته می‌شوند، مرا شرمنده و رسوا مکن! (۸۷) در آن روز که مال و فرزندان سودی نمی‌بخشد، (۸۸) مگر کسی که با قلب سلیم به پیشگاه خدا آید!» (۸۹)}

    این گروه نجات یافته اند( الطائفة الناجیة) و درمیان تمامی امت ها می توان آنها را یافت؛ آنها مؤمنانی هستند که ایمان خود را به ظلم شرک به خداوند آلوده نکرده اند .گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلَا تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللَّـهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿٨١﴾ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُولَـٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {وچگونه من از همتایانی که شما برای خدا قرار داده اید بترسم؟! در حالی که شما از این نمی‌ترسید که برای خدا، همتایی قرار داده‌اید که هیچ گونه دلیلی درباره آن، بر شما نازل نکرده است! کدام یک از این دو دسته شایسته‌تر ند که در امان باشند. اگر می‌دانید؟! (۸۱)آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‌یافتگانند!» (۸۲)}
    ممکن است تمام علمای مسلمین یک صدا بگویند:"بر طبق فتوای تو ما و تمام امت مان در بهشت خواهیم بود؛ چون ما برای خداوند شریک قائل نشدیم". امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخشان می گوید: اینطور نیست شما به خداوند شرک آورده اید. شما بندگان مقرب خداوند را با او شریک کرده و ومی گویید اینها در نزد خداوند شفاعت ما را خواهند کرد.اما خداوند بنده ای را سراغ ندارد که جرأت کند در برابر اوشفاعت بندگان را بنماید و شما دروغ می گویید.فرمایش خداوند تعالی را به خاطر داشته باشید :

    {وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَضُرُّهُمْ وَلاَ يَنفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ يَعْلَمُ فِي السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِي الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ (18) وَمَا كَانَ النَّاسُ إِلاَّ أُمَّةً وَاحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيمَا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (19) وَيَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُنتَظِرِينَ (20)}
    صدق الله العظيم [يونس].
    { آنها غیر از خدا، چیزهایی را می‌پرستند که نه به آنان زیان می‌رساند، و نه سودی می‌بخشد؛ و می‌گویند: «اینها شفیعان ما نزد خدا هستند!» بگو: «آیا خدا را به چیزی خبر می‌دهید که در آسمانها و زمین سراغ ندارد؟!» منزه است او، و برتر است از آن همتایانی که قرار می‌دهند! (
    ۱۸) همه مردم امّت واحدی بودند؛ سپس اختلاف کردند؛ و اگر فرمانی از طرف پروردگارت از قبل صادر نشده بود، در میان آنها در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌شد (. (۱۹) می‌گویند: «چرا معجزه‌ای از پروردگارش بر او نازل نمی‌شود؟!» بگو: «غیب (و معجزات) تنها برای خدا (است! شما در انتظار باشید، من هم با شما در انتظارم! (۲۰)}
    شاید یکی از علمای امت بخواهد بگوید:"منظور خداوند بت ها هستند".امام مهدی ناصر محمد درجواب می گوید:آیا می دانی راز عبادت بت ها چیست؟ بت ها مجسمه بندگان مقرب خداوندند که امت های اولیه به آنها افترا زده و بعد از مرگ انبیا آنها را ساخته و عبادت کرده اند. کسانی هم که پیرو اجدادشان شدند؛ توسط شیطان فریب خورده و با مبالغه درحق بندگان مقرب خداوند برای نزدیکی به پروردگار؛ آنهارا عبادت کرده اند . خداوند تعالی می فرماید:

    {أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ (3)}
    صدق الله العظيم [الزمر].

    {آگاه باشید که دین خالص از آن خداست، و آنها که غیر خدا را اولیای خود قرار دادند و دلیلشان این بود که: «اینها را نمی‌پرستیم مگر بخاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند»، خداوند روز قیامت میان آنان در آنچه اختلاف داشتند داوری می‌کند؛ خداوند آن کس را که دروغگو و کفران‌کننده است هرگز هدایت نمی‌کند!}
    ای علمای مسلمین؛ شما با عقیده به شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار و معبود از راه راست-صراط مستیم- خارج و گمراه شده اید؛ آیا خداوند نفرموده است کسی جرأت ندارد در پیشگاه او برای بنده ای شفاعت کند؟ خداوند تعالی می فرماید:
    {هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا (109)}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { شما همانها هستید که در زندگی این جهان، از آنان دفاع کردید! اما کیست که در برابر خداوند، در روز رستاخیز از آنها دفاع کند؟! یا چه کسی است که وکیل و حامی آنها باشد؟!}

    خدا را به شهادت می گیرم که من امام مهدی درباره عقیده شفاعت بنده درپیشگاه پروردگار معبود به شما هشدار داده ام.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأَنذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَن يُحْشَرُوا إِلَىٰ رَبِّهِمْ ۙ لَيْسَ لَهُم مِّن دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَّعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ}
    صدق الله العظيم [الأنعام:51].
    {و به وسیله آن (قرآن)، کسانی را که از روز حشر و رستاخیز می‌ترسند، بیم ده! یاور و سرپرست و شفاعت‌کننده‌ای جز او ندارند؛ شاید پرهیزگاری پیشه کنند!}

    آیا فکر می کنید این آیه نیاز به تفصیل و تشریح بیشتری دارد؟ این آیه از آیات محکم و بینه واز آیات بنیادین کتاب است که عقیده شفاعت بندگان مقرب درپیشگاه خداوند را رد می کند:
    {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ} صدق الله العظيم [البقرة:254].
    {
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از آنچه به شما روزی داده‌ایم، انفاق کنید! پیش از آنکه روزی فرا رسد که در آن، نه خرید و فروش است و نه دوستی ، و نه شفاعتی؛ و کافران (به اين امر ) ، خود ستمگرند؛}
    و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {وَذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِمَا كَسَبَتْ لَيْسَ لَهَا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيٌّ وَلا شَفِيعٌ وَإِنْ تَعْدِلْ كُلَّ عَدْلٍ لا يُؤْخَذْ مِنْهَا} صدق الله العظيم [الأنعام:70].
    { و رها کن کسانی را که آیین خود را به بازی و سرگرمی گرفتند، و زندگی دنیا، آنها را مغرور ساخته، و با این ؛به آنها یادآوری نما، تا گرفتار اعمال خود نشوند! (و در قیامت) جز خدا، نه یاوری دارند، و نه شفاعت‌کننده‌ای! و هر گونه عوضی بپردازد، از او پذیرفته نخواهد شد}
    و گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَكُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِيٍّ وَلا شَفِيعٍ أَفَلا تَتَذَكَّرُونَ} صدق الله العظيم [السجدة:4]
    {
    خداوند کسی است که آسمانها و زمین و آنچه را میان این دو است در شش روز آفرید، سپس برسپس بر عرش (آفرینش) چیره شد ؛ هیچ سرپرست و شفاعت کننده‌ای برای شما جز او نیست؛ آیا متذکّر نمی‌شوید}

    این آیات محکم و روشن و از آیات بنیادی کتابند که شفاعت بنده درپیشگاه خداوند را نفی می کنند.
    شاید یکی از علمای امت که قلبش از –شنیدن-حق تنگ است و از کسانی است که به دنبال متشابهات قرآن در زمینه شفاعت هستند و محکمات را پشت سر می اندازند؛ بگوید:" صبرکن ناصر محمد یمانی؛ مگر خداوند تعالی نمی فرماید:
    {اللَّهُ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ}صدق الله العظيم [البقرة:255]
    {هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرانمی‌گیرد؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟!}؟"
    درپاسخ او به حق می گوییم: مقصود این است که خداوند به هرکسی از بندگانش که بخواهد اجازه می دهد برای تحقق شفاعت در نفس خداوند سخن بگوید و از خداوند درخواست کند تا رحمتش در برابرعذابش بندگان را شفاعت نماید.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {يَوْمَئِذٍ لَّا تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلاً}
    صدق الله العظيم [طه:109]
    {
    در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، واز گفتار او راضی است.}
    یعنی از سخن صوابی که وی خطاب به پروردگارش و برای تحقق شفاعت درنفس خداوند؛ برزبان خواهد آورد راضی است.شفاعت از جانب خداوند است و بعد از آنکه بندگان گمراه طعم تلخ کار خود راچشیدند؛ بخاطر سخن صوابی که گفته می شود؛ رحمت خداوند در برابرعذابش؛ بندگان را شفاعت می کند وکسی غیر از رحمت خدا دربرابر عذابش شفیع شما نیست.گواه آن فرموده خداوند تعالی است:
    {قُل لِّلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَّهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ}
    صدق الله العظيم [الزمر:44].
    بگو: «تمام شفاعت از آن خداست، حاکمیّت آسمانها و زمین از آن اوست و سپس همه شما را به سوی او بازمی‌گردانند!»}
    اما شما معتقدید با وجود خداوند ارحم الراحمین؛ بنده درپیشگاه او شفاعت بندگان را می کند!

    سپاهیان دولت اسلامی؛ علما و جناب شیخ البغدادی، به ندای کسی که شما را به سوی پذیرش حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم دعوت می کند، پاسخ دهید تا روشن گردد آیا امام مهدی ناصر محمد یمانی راست می گوید یا دروغگوست؟اگر با علم فراگیر و جامع خود از آیات محکم قرآن بر شما چیره شد راست می گوید واگر شما بر او چیره شدید؛ دروغگوست و حکم با خداوند است که بهترین جدا کننده حق از باطل است.

    شهادت می دهم که شما مزدور نیستید؛ ولی روش جهادتان خطاست و به بیراهه رفته اید و برای دولتهای کافر دستاویزی فراهم نموده اید که به کشورهای مسلمان حمله نمایند. از خدا پروا کنید و هم شما و هم تمام علمای مسلمین وهم حوثی ها ؛ به حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم گردن نهید تا قلبتان را با بیان حق قرآن عظیم زنده کنیم. اگر به انابه از خداوند بخواهید تا حق را به شما نشان دهد؛ نسبت به آن بصیرت یافته و درمی یابید دعوت امام ناصر محمد یمانی و بیان قرآن با قرآن او حق است.و اگر به درگاه پروردگار انابه نکنید تا قلبتان را هدایت نموده و دریابید این بیانات حق قرآن عظیم است؛ بیانات از دیدتان پنهان شده و گوشهایتان از شنیدن آن ناتوان شده و آنها را نمی فهمید و بر قلبتان پرده کشیده می شود و قادر به دیدن آنها نخواهید بود.
    راه حل انابه به درگاه پروردگار است. یکی از شما بگوید:
    "پروردگارا تو فرمودي و فرموده شما حق است (و پروردگار شما فرمود : بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را .) بنده ات به تو انابت مي كند و مي گويم اگر ناصر محمد يماني به حق مهدي منتظر باشد. پروردگارا؛ برانگیخته شدن او را مایه حسرت بنده ات مکن.خدایا به من بصیرت دیدن حق و پیروی از آن را عنایت فرما، و خدایا اگر ناصر محمد یمانی به دروغ ادعا می کند مهدی منتظر است، به من بصیرت عطا کن که دریابم او باطل است و دلیلی محکم وعلمی دربرابر او به من عنایت فرما که تو آگاه و شنوایی. خداوندا اگر ناصر محمد یمانی مهدی منتظر حق است؛ حق پیروز است و پایمال نمی شود(فالحق يَعلو ولا يُعلى عليه ) پس به او هرچه زودتر و بدون تأخیر در زمین قدرت و تمکین عنایت فرما و یک شبه او را بر تمام کسانی که مستکبرانه رو گردانده و می خواهند نور خداوند خاموش شود؛ درحالی که مقهور و خوار شده اند؛ چیره فرما خداوند چیزی جز کامل شدن نورش نمی خواهد ولو اینکه مجرمان از ظهور آن ناخشنود باشند.
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    خليفة الله وعبده الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ





  5. مصدر المشاركة
    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    10 - 03 - 1436 هـ
    01 - 01 - 2015 مـ
    05:35 صباحاً
    ـــــــــــــــــ

    سومین پاسخ امام مهدی به سرباز محترم داعش"جندی الدولة".

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء والمرسلين محمد رسول الله وجميع المؤمنين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، أمّا بعد..

    عزیز من سرباز محترم داعش؛ مشکل شما و گذشتگان شما وعلمای معاصر در این است که به خود جرأت داده اند؛ آیات قرآن عظیم را بر اساس ظن و گمان شخصی؛ تفسیر نمایند. به بیان این فرمایش خداوند تعالی نظر کن:
    {إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ۚ ذَٰلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿٣٣﴾ إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ۖ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿٣٤﴾} صدق الله العظيم [المائدة]
    {کیفر آنها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی‌خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می‌کنند،این است که کشته شوند؛ یا به دار آویخته گردند؛ یا به کف دست و پای آنها، به عکس یکدیگر(دست چپ و پای راست)، تازیانه زده شود؛ و یا از زمین تبعید گردند(مجازات زندان) . این رسوایی آنها در دنیاست؛ و در آخرت، مجازات عظیمی دارند. (۳۳) مگر آنها که پیش از دست یافتن شما بر آنان، توبه کنند؛ پس بدانید خداوند آمرزنده و مهربان است. (۳۴)}
    در این آیات مجازات مفسدین فی الارض آمده است.کسانی که حدود خداوند را زیرپا می گذارند و با راهزنی ، اموال مردم را به تاراج می برند و یا آنها را کشته و اموالشان را غارت کرده و
    یا به ناموس آنها دست اندازی می کنند. در هر حال منظور گروهی از مفسدان فی الارض است ؛ از راهزنان سخن گفته می شود که بر سر راه مردم کمین و به آنها حمله می کنند.خداوند به حاکم فرمان می دهد که آنها را دستگیر وحد الهی که مستحق آن هستند را ،بر اساس نوع جرمی که مرتکب شده اند درموردشان اجرا نماید واگر مقاومت کردند باید با آنها جنگید تا جایی که اگر جانات به خطر بیفتد؛ (در دفاع از خود ) اجازه کشتن آنها را دارید و اگر زنده دستگیرشان کردید؛ باید حدی را که مستحق آنند درموردشان اجرا شود.از این مجازات ها یکی نفی از زمین است یعنی حاکم آنها را به مدت معینی به زندان بیندازد و مدت نیز بسته به نوع جرم و تصمیم قاضی محکمه دارد. برخی مفسدان باید کشته شوند یا به دار آویخته شوند یا دست و پایشان برعکس هم قطع شود و عده ای هم هستند که بر اساس تصمیم قاضی محکمه که باید عادلانه و بدور از ظلم حکم صادر نماید؛ محکوم به زندان می شوند.اما شما این احکام را برای اسرای جنگی درنظر گرفته اید! از خدا بترسید.والله والله که این تحریف کلام خداوند است .شما از پیش خود بیاناتی را عنوان می نمایید که جابجا کردن کلام خداوند از مقصود مد نظر اوست.

    و اما درباره "پاک و بی عیب شمردن" (تزکیه ای ) که حرام شده است، تزکیه حرام عبارتست از: شهادت بر این که فردی حق است بدون اینکه این شهادت بر پایه علم و هدایت و کتاب روشن خداوند باشد؛ یا زمانی که گروهی از گروه دیگر تعریف کرده و آنها را پاک و بی عیب جلوه می دهند، مانند مشرکانی که یکدیگر را پاک و منزه می دانند و یا مانند مشرکان اهل کتاب که مشرکان ملحد( مشرکانی که خداوند را به یگانگی عبادت نمی کنند) را پاک و بی عیب خوانده و به مردم فتوا می دهند که آنان را از کسانی که ایمان آورده اند هدایت تر هستند شده می خوانند .این آن تزکیه حرام است.خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم ۚ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا (49) انظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ۖ وَكَفَىٰ بِهِ إِثْمًا مُّبِينًا (50) أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا (51)} صدق الله العظيم [النساء].
    { آيا آنان را نديده‌اى كه خويشتن را پاك و بى‌عيب جلوه مى‌دهند؟ آرى خداست كه هر كه را كه خواهد از عيب پاك گرداند. و به هيچ كس حتى به قدر رشته‌اى كه در شكاف هسته خرماست ستم نشود. (۴۹) بنگر كه چگونه به خدا دروغ مى‌بندند و همين دروغ گناهى آشكار را بسنده است. (۵۰) آيا كسانى را كه نصيبى از كتاب داده شده‌اند نديده‌اى كه به جبت و طاغوت ايمان مى‌آورند و در باره كافران مى‌گويند كه راه اينان از راه مؤمنان به هدايت نزديك‌تر است؟ (۵۱)}
    وبیان حق این فرموده خداوند تعالی: { أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُم }، مقصود مشرکان که یکدیگر را بر حق می خواندن در حالی که این دروغی بود که به خداوند نسبت داده می شد .دروغی که آنان از خودشان درآورده بودند و خداوند هیچ دلیلی برای درستی آن نازل نفرموده بود.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِّنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا (51)} صدق الله العظيم.
    { آيا كسانى را كه نصيبى از كتاب داده شده‌اند نديده‌اى كه به جبت و طاغوت ايمان مى‌آورند و در باره كافران مى‌گويند كه راه اينان از راه مؤمنان به هدايت نزديك ‌تراست؟}
    آیا تو می خواهی این آیه را به امام مهدی ناصر محمد یمانی نسبت دهی که خداوند با عطای دانش و برهان های قاطع قرآنی او را پاک و تزکیه نموده است؟ خداوند هر کس را که بخواهد با حق تزکیه و گزینشمی نماید و با دانش و برهان قاطع علمی به او یاری می رساند و او مانند کسانی که به خداوند نسبت دروغ می دهند نیست؛ ایا حق و باطل با هم یکسانند؛ شما را چه می شود؛ چگونه حکم می کنید؟ کلام خداوند را از موضع مورد نظر او جابجا و تحریف مکن؛ "جندی الدولة" محترم؛ خداوند بهتر می داند چه کسی با تقواست؛ احکام و دستورات قرآن را با هم مخلوط نکنید و از موضع مورد نظر جابجا ننمایید؛ عزیز من اگر چنین کنی؛ ظلم بسیار بزرگی مرتکب شده ای.
    و اما درمورد اسیران ارتش عراق؛اگر شما آنها را بعد از دستگیری به زندان هایتان می انداختید و به آنها غذا و آب می دادید؛ تا زمانی برسد که اگر بر حق بودید خداوند؛ فرمانروایی زمین را به شما بسپارد؛ سپس آنها را از زندان آزاد می کردید؛ آنها بعد از اینکه شما در زمین تمکین و قدرت می یافتید؛ سربازان مخلص ارتش دولت اسلامی می شدند.اما شما مانند گوسفند؛ آنها را ذبح می کنید؛ چه کسی شما را از عذاب خداوند پناه خواهد داد؟

    ای مرد؛ ارتشیان برای جنگیدن با شما به استخدام سپاه ارتش دولت در نیامده اند؛ آنها حقوق می خواهند تا فرزندانشان را بزرگ کنند؛ و برای مادر و پدرشان خرج نمایند. آنها نه هوادارحکومت عراقند و نه هوادار آمریکا. ای مرد؛ خداوند زمانی به شما اجازه کشتن می دهد که فرد خائن بوده و از نظر عقیدتی و در جنگ با اسلام و مسلمین هم پیمان کافران شده باشد. این مقصود خداوند از "ولاء" است که در فرموده خداوند تعالی آمده است:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصَارَىٰ أَوْلِيَاءَ ۘ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ ۚ وَمَن يَتَوَلَّهُم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (51) فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَارِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشَىٰ أَن تُصِيبَنَا دَائِرَةٌ ۚ فَعَسَى اللَّهُ أَن يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ (52) وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ۙ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ ۚ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ (53)} صدق الله العظيم [المائدة]،
    {اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، يهود و نصارا را به دوستى برمگزينيد. آنان خود دوستان يكديگرند. هر كس از شما كه ايشان را به دوستى گزيند در زمره آنهاست. و خدا ستمكاران را هدايت نمى كند. (۵۱) آنهايى را كه در دل مرضى دارند مى‌بينى كه به صحبتشان مى‌شتابند، مى‌گويند: مى‌ترسيم كه به ما آسيبى رسد. اما باشد كه خدا فتحى پديد آرد يا كارى كند، آنگاه از آنچه در دل نهان داشته بودند پشيمان شوند. (۵۲) آنها كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: آيا اينان همان كسانند كه به خدا سوگندهاى سخت مى‌خوردند كه با شما خواهند بود؟ اعمالشان باطل گرديد و خود در زمره زيانكاران درآمدند. (۵۳)}
    به خیانتشان بنگر؛ آنها با نهایت تأکید سوگند می خوردند که در صف مؤمنانند ولی خائن بودند.برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ ۙ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ ۚ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ (53)}
    صدق الله العظيم.
    { آنها كه ايمان آورده‌اند مى‌گويند: آيا اينان همان كسانند كه به خدا سوگندهاى سخت مى‌خوردند كه با شما خواهند بود؟ اعمالشان باطل گرديد و خود در زمره زيانكاران درآمدند. (۵۳)}

    در هر صورت ما فتوا نمی دهیم که حکومت عراق بر حق است؛ فتوای برحق بودن دولت داعشی را نیز نمی دهیم؛ فتوای حق بودن هیچ دولت عربی و اسلامی را نیز نمی دهیم؛ بلکه هیچ یک از شما تا زمانی که به حق این قرآن عظیم که خداوند آن را به حق نازل نموده است، اقتدا نکنید( و احکام آن را جاری نسازید)آیین درستی ندارید.
    ای مرد؛ ناصر محمد یمانی نام شما را خراب نکرده است؛ بلکه خود شمایید که با سر بریدن اسرای جنگی؛ باعث نفرت مسلمانان و کافران از دولت اسلامیتان شده اید؛ شبح زمانه جناب شیخ ابابکر بغدادی، حکیمانه این بود که اسرای خود را به زندان بیفکنید تا ببینیم خداوند قدرت و تمکن در زمین را به شما می دهد و یا با یاری دادن به دشمنان تان آنها را از زندان رها می سازد.
    انصار عزیزم؛ به شما اجازه نمی دهیم؛ داعشیان را عمال یهود بخوانید؛ آنها گروهی از مسلمانان هستند که در حالیکه تصور می کنند هدایت شده اند؛ اما تلاششان در دنیا به هدر رفته است . ما انکار نمی کنیم که
    آنان شیر مردان میدان جنگ هستند ولی چقدر برایشان افسوس خورده و غمگینم؛ چون آنها به هدر خواهند رفت و چقدر امام مهدی در جنگ با سپاه مسیح کذاب به آنها نیاز داشت.امیدواریم خداوند شیخ ابابکر بغدادی و تمام سربازان دولت اسلامی را به سوی تبعیت از امام مهدی حق هدایت نماید.

    عزیز من "جندالدولة" والله والله آنچه که شما و برادران مسلمانتان بر سرهم می آورید؛ برای من بسیار دردناک است.آنچه که دشمنان اسلام و مسلمین
    از پیمان آتلانتیک شمالی ناتو بر سر مسلمانان می آورند نیزبرایم بسیار دردناک است.امام ناصر محمد یمانی برای تمام مسلمانان متحسر است و نجات و هدایت شدن آنها را می خواهد.به اقای خود شیخ ابوبکر بغدادی بگو که امام ناصر محمد یمانی او را به گفتگو فرا می خواند. اگر من با آوردن دلایل قاطع از محکمات قرآن بر او غلبه کردم؛ براو و سپاهش است که به حق از من پیروی نمایند و اگر او بر من غلبه کرد ؛ من وانصارم باید تابع او شویم؛ واین حق است که باید از آن پیروی نمود.خداوند؛ هریک از ما را که برگزیده باشد؛ دانش او را نسبت به محکمات قرآن عظیم بیشتر خواهد کرد؛ فزون تر بودن علم؛ دانش علمای تفسیری که از روی ظن و گمان قرآن را تفسیر می کنند نیست؛ آنان که ندانسته به خداوند نسبت داده و تفسیرهای مختلف و متناقضی که از خود در می آورند؛ تنها باعث تحیر و سرگردانی حق جویانی می شود که نمی دانند از کدام یک پیروی نمایند.

    ای مسلمانان عزیزم که در شرق و غرب عالمید
    ، چقدر برانگیخته شدن مهدی منتظر حق برایتان ضرورت دارد؛ آیا شکر نمی گذارید؟ راه نجاتتان چیست؟ چگونه می شود شما را نسبت به بیان حق قرآن عظیم؛ بصیر کرد؟ بیان حق قرآن از چشمتان پوشیده مانده ؛چون خود را با دانشی که در نزدتان است از هر چیز دیگر مستغنی می دانید در حالی که همه آنها باطل و دروغ است.تصور می کنید ایین حق درنزدتان است؛ اما همه شما برخطایید مگر به قرآن عظیم عمل کنید و دست از تحریف آن برداشته و کلام خداوند را از موضع و مقصودش جابجا نکنید.از خدا بترسید و ندانسته به پروردگار نسبت ندهید تا خداوند به شما بصیرت داده و حق را به شما بیاموزد و بدانید که اگر خداوند برای کسی نور قرار ندهد؛ هیچ روشنایی و نوری برایش نخواهد بود و تا زمانی که نسبت به حق بصیرت پیدا نکنید خداوند نوری در اختیارتان نمی گذارد که بتوانید در پرتو آن حق و باطل را از هم تشخیص دهید و خداوند نور خود را به شما عطا نخواهد کرد مگر آنکه انابه کنان رو به او کنید تا راه درست را به شما نشان دهد.

    عزیز من "جندی الدولة" داعشی، آیا می دانی ناصر محمد یمانی مهدی منتظر حق خداوند و خلیفه او در زمین است؟ آیا می دانی بشر وارد دورانی شده که نشانه های بزرگ ساعت در حال وقوعند؛ از جمله اینکه درماه های زیادی؛ خورشید به ماه رسیده و ادراک رخ داده است؟در همین ماه ربیع الاول امسال(1436) هلال ماه قبل از اقتران متولد شده است و خورشید در حالی با ماه در یک راستا قرار گرفته که ماه از قبل به شکل هلال در آمده بوده است؟ برای همین خواهید دید ماه در ربیع الاول امسال(1436) در حالی بدر می شود که تنها دوازده روز از آغاز ربیع الاول گذشته است!آیا این باعث آن خواهد شد که پند بگیرید و بدانید که خورشید به ماه رسیده و پیش از آنکه شب از روز پیشی گیرد و خورشید از مغرب طلوع کند؛ پیرو حقی شوید که از جانب پروردگارتان آمده است؟ ایا نمی خواهید تقوا پیشه کنید؛ نزول عذاب روز بی فرجام(یوم عقیم) که موعد آن قبل از رسیدن قیامت است ؛ نزدیک می شود.آن روزی است که عذاب "دود آشکار" دخان المبین در آسمان ظاهر خواهد شد. روزی که عذاب بسیار دردناکی بر سر بشر نازل می شود وشما خواهید گفت پروردگارا عذاب را از ما بگردان ؛ ما ایمان می آوریم.( اشاره به آیات کریمه:فَارْ‌تَقِبْ يَوْمَ تَأْتِي السَّمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِينٍ ﴿١٠﴾ يَغْشَى النَّاسَ ۖ هَـٰذَا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿١١﴾ رَّ‌بَّنَا اكْشِفْ عَنَّا الْعَذَابَ إِنَّا مُؤْمِنُونَ ﴿١٢﴾ سوره دخان). امیدوارم پروردگارم؛ پیش از آنکه عذاب "دخان المبین" بر سر مردم نازل شود؛ تمام مسلمانان را با بیان حق قرآن عظیم هدایت فرماید که این عذاب نشانه ای از نشانه های بزرگ ساعت است...
    ممکن است "جندی الدولة" بخواهد بگوید:" ناصر محمد؛ سرباز دولت (داعش ) را به علم فلک چکار؟ من نمی دانم منظور تو از اینکه خورشید به ماه رسیده چیست؟" مهدی منتظر در پاسخ تمام پرسشگران می گوید: مگر محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم به شما خبر نداده است که یکی از نشانه های بزرگ ساعت "انتفاخ الاهله"است( بزرگ بودن هلال ماه است )او که سلام و صلوات بر ایشان باد فرموده اند:
    [من اقتراب الساعة انتفاخ الأهلة، وأن يُرى الهلال لليلة فيقال هو ابن ليلتين] [
    از نشانه های نزدیکی قیامت انتفاخ اهله است و وقتی هلال را در شب اول می بینید؛ می گویید این هلال شب دوم است]صدق عليه الصلاة والسلام.

    آیا می دانی علت اینکه در ابتدای ماه اولین هلال مشاهده شده توسط بشر بزرگتر از اندازه ای است که باید باشد؟چون قبل از این که هلال رؤیت شود از منزل اول یا دوم خود(در ابتدای ماه )عبور کرده است و برای همین با اینکه اولین بار است که هلال آن ماه رؤیت می شود اما اندازه اش بزرگ تر از حد معمول می باشد. به هر حال خداوند مثال آن را در همین ماه ربیع الاول نشان خواهد داد. بشر شاهد این خواهد بود که بدر ماه در شب یکشنبه و در حالی که تنها دوازده روز از آغاز ربیع الاول – بر حسب رریت هلال-گذشته است؛ کامل می شود. ای مسلمانان! شما را چه می شود .چرا نمی خواهید این سخن را بفهمید و به راه درست هدایت شوید! از خداوند بترسید و از من پیروی نمایید. به فراخوانی که شما را به سوی پیروی از کتاب خداوند و سنت حق رسولش که مغایرتی با آیات محکم قرآن نداشته باشد؛دعوت می کند؛ پاسخ دهید و بدانید که کتاب خداوند و سنت نبی او نور علی نورند و سنت نبوی حق نمی تواند با قرآن عظیم اختلاف داشته باشد. اللهم قد بلغت اللهم فاشهد،
    وسلام على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 28-02-2017, 10:57 AM
  2. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 08-07-2016, 03:16 AM
  3. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 30-08-2015, 03:59 AM
  4. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 17-08-2014, 04:55 PM
  5. مشاركات: 0
    آخر مشاركة: 01-11-2013, 10:33 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •