صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 14

الموضوع: پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    26 - رجب - 1435 هـ
    25 - 05 - 2014 مـ
    ۴- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    04:45 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    ــــــــــــــــــــ

    پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی از اولین نفر تا آخرینشان، محمد رسول الله، ما بین هیچ یک از رسولان او فرقی قائل نشده و تسلیم او هستیم و اما بعد...
    «باحث عن البینه»! به راستی که خداوند از حال تو آگاه است و می‌داند تو تلاش می‌کنی مردم را از پیروی از راه راست خداوند بازداری و سخن را تحریف کرده و مقصود آن را تغییر دهی، ای کسی که خود را از مکر خداوندی در امان می‌دانی که به حق و بدون اینکه هیچ ظلمی کند، بهترین مکرکننده است و حکم با خداوند است که او بهترین جداکننده حق از باطل است.
    در وهله‌ی اول، این فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾ نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ...} صدق الله العظيم [البقرة].
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزديكی نكنيد] تا پاک گردند و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    این از آیات محکم کتاب خداوند است که در آن پروردگار جهانیان از رحم زن سخن می‌گوید، که آن را محلی برای رشد نسل بشر، آفرینشی به دنبال آفرینش دیگر، قرار داده است. خداوند به شما فرمان داده است در زمانی که رحم به علت خون در معرض آزار است، به آن نزدیک نشوید؛ چرا که نزدیکی با رحم زن در زمان عادت ماهیانه به علت ایجاد التهاب [و عفونت] باعث آزار و اذیت زن می‌شود و این التهاب و عفونت به مرد منتقل خواهد شد. به همین دلیل است که خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم،
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزدیکی نکنید] تا پاک گردند. و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد}
    به فرموده خداوند تعالی نگاه کنید:
    {وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ} صدق الله العظيم؛
    {پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزدیکی نکنید] تا پاک گردند. و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد}
    معنای آن این است که مرد حق نزدیکی با همسرش را ندارد جز از راهی که برای تولید نسل منظور داشته است و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلَا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمْ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ ﴿۲۲۲﴾ نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ...} صدق الله العظيم [البقرة].
    {تو را از حيض زنان مى‌پرسند. بگو: حيض رنجى است. پس در ايّام حيض از آنان دورى گزينيد و به آنها نزديک مشويد [نزديكی نكنيد] تا پاک گردند و چون پاک شدند از آنجا كه خدا فرمان داده است با ايشان نزديكى كنيد. هر آينه خدا توبه‌كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد. (۲۲۲) زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    بیان حق درفرموده خداوند تعالی:
    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم
    {زنانتان كشتزار شما هستند. قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد}
    ؛
    یعنی زنان شما مزرعه‌ای برای پرورش فرزندان شما هستند، چنان که زمین محل پرورش گیاهان است و خداوند رحم زن را محل رشد و پرورش نسل بشر قرار داده است.
    اما این فرموده خداوند تعالی:
    {فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ} صدق الله العظيم؛
    قبل از آميزش كشتزار خود را آماده كنيد، این توصیه خداوند مبنی بر عدم مباشرت با رحم زن است مگر بعد از نوازش و آماده کردن و برانگیخته شدن میل جنسی او، تا بدین ترتیب زمینه رشد نطفه انسانی در رحم زن فراهم گردد و لازمه آن این است که بعد از پاک شدن رحم از خون قاعدگی، مرد با همسرش آمیزش نماید. لذا قبل از برانگیخته شدن میل جنسی با زن نزدیکی نشود تا زمینه رشد نطفه انسان در رحم زن فراهم شده باشد. مهم این است که رحم، زمین پرورش نسل بشر است و به همین دلیل خداوند تعالی می فرماید: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ} یعنی مزرعه‌ای برای پرورش فرزندانتان. فرمایش خداوند را تکرار می‌کنم: {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ}، یعنی کشتزاری برای پرورش فرزندانتان. به همین دلیل است که محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- در رویای صادقه [به من] فرمودند: [كان مني حرثك وعليّ بذرك]. منظور ایشان ذریه آل بیت است که امام مهدی از آن ذريه است. «حرث» [یعنی مادر] از جانب محمد رسول الله -صلَّى الله عليه وآله وسلّم- است و منظور دختر ایشان، فاطمه عليها الصلاة والسلام، می‌باشد و مقصود از «علیّ بذرك»، یعنی ذریّه امام علی ابن ابی طالب عليه الصلاة والسلام. اما دشمن سرسخت خداوند از ذریه یهود، «الباحث عن البينه»، با تحریف کلام از محل خود قصد منحرف کردن معنای آن را دارد!
    حال به سراغ مورد دوم می‌آییم:
    برادر ناصر محمد یمانی می‌گوید که نبی صلى الله عليه وسلم در رویا فرموده است: «خداوند علم کتاب را به تو عطا خواهد كرد» و از بیانات برادر ناصر یمانی دانسته‌ایم که خداوند علم کتاب را به او عطا کرده است که مقصود ازاین آیه است:
    {قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ}
    جبریلِ امین علیه السلام، که بخشی از علم کتاب نزد اوست، عرش ملکه سبا را قبل از چشم برهم زدن نبی خداوند، سلیمان علیه السلام و الصلاة، در پیشگاه او حاضر کرده است:
    {قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ}
    سپس کسی که سخن را تحریف می‌کند، می‌گوید:
    «ناصر محمد اگر علم کتاب درنزد توست پس چرا معجزه نمی‌کنی؟»
    در جواب می‌گوییم: معجزات، نزد خداوند است و امر در گذشته و آینده [همواره] به دست اوست.
    پس در پاسخ به این فرد که لجوجانه با حق مخالفت می‌کند، می‌گوییم: منظور از داشتن علم کتاب این نیست که روح الله، فرشته جبریل علیه الصلاة و السلام، با دانستن نکته‌ای [بخشی] از کتاب خداوند، تخت را [در محضر سلیمان] حاضر کرده باشد؛ بلکه رفته و در کمتر از چشم برهم زدنی تخت را آورده است. هم اوست که در شب اسراء و معراج، با وجود میلیون‌ها سال فاصله‌ی نوری بین زمین و سدرة المنتهی، جدِّ من، محمد رسول الله صلَّى الله عليه و آله و سلّم، را از زمین خاکی به سدرة المنتهی برد و ما قبلاً درباره آن، بیانی آورده بودیم. لذا جبریل، علیه الصلاة و السلام، تخت ملکه سبا را، نه به خاطر اینکه بخشی از علم کتاب نزد اوست، بلکه به علت داشتن قدرت و سرعت ذاتی خود احضار کرده است. به صحبت یکی از جنیان توجه کنید:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿۳۹﴾} صدق الله العظيم [النمل]
    {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}

    اما جبریل علیه الصلاة و السلام از این عفریت جن قوی‌تر و سریع‌تر بود و خداوند تعالی قدرت او را چنین وصف می‌فرماید:
    {وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَىٰ ﴿١﴾ مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ ﴿٢﴾ وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٣﴾ إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَىٰ ﴿٤﴾ عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾ وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَىٰ ﴿٧﴾ ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّىٰ ﴿٨﴾ فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَىٰ ﴿٩﴾ فَأَوْحَىٰ إِلَىٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَىٰ ﴿١٠﴾ مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَىٰ ﴿١١﴾ أَفَتُمَارُونَهُ عَلَىٰ مَا يَرَىٰ ﴿١٢﴾ وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَىٰ ﴿١٦﴾ مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَىٰ ﴿١٧﴾ لَقَدْ رَأَىٰ مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَىٰ ﴿١٨﴾}
    صدق الله العظيم [النجم].
    {سوگند به ستاره [عذاب]هنگامی که به پایین می‌آید (۱) که هرگز صاحب شما [محمّد] منحرف نشده و مقصد را گم نکرده است، (۲) و هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید! (۳) آنچه می‌گوید چیزی جز وحی که بر او نازل شده نیست! (۴) آن کس که قدرت عظیمی دارد [جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی [انسان] در آمد (۶) در حالی که در اُفق اعلی قرار داشت! (۷) سپس نزدیک‌تر و نزدیک‌تر شد (۸) تا آنکه فاصله او [با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان یا کمتر بود؛ (۹) در اینجا خداوند به بنده خود [محمد] وحی کرد، آنچه را به جبریل وحی کرده بود. (۱۰) قلبش در آنچه دید هرگز دروغ نگفت. (۱۱) آیا با او درباره آنچه [با چشم خود] دیده مجادله می‌کنید؟! (۱۲) و به هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی» (۱۴) که «جنت المأوی» درنزد آن است! (۱۵) در آن هنگام که چیزی [نور خداوند‌] سدرة المنتهی را پوشانده بود، (۱۶) چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد [آنچه دید واقعیّت بود]! (۱۷) او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید! (۱۸)}
    معنای این فرموده خداوند تعالی :

    {عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَىٰ ﴿٥﴾ ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَىٰ ﴿٦﴾
    } صدق الله العظيم
    {آن کس که قدرت عظیمی دارد [جبرئیل امین‌] او را تعلیم داده است؛ (۵) همان کس که توانایی فوق العاده دارد؛ او به شکل همسانی [انسان] در آمد (۶)}
    این است که
    روح القدس، جبریل علیه الصلاة و السلام، همان کسی که توانایی فوق العاده‌ای دارد، درحالی‌که در افق اعلی بود، به شکل انسانی تمام عیار درآمد و بعد از آنکه به شکل انسانی تمام عیار درآمد، رو به‌ سوی نبیّ علیه الصلاة و السلام کرد؛ جبریل علیه الصلاة و السلام آنچه را وحی كرد كه خداوند به بنده خود وحی نموده بود. نبیّ خداوند، محمد رسول الله، بار دیگر و در نزدیکی سدرة المنتهی، نبیّ و فرشته خداوند، جبریل را درحالی دید که به هیئت [اصلی خود یعنی به شکل] فرشته درآمده بود. ایشان همیشه جبریل را به شکل انسانی تمام عیار می‌دید، اما این بار او را درحالی دید که به هیئت اول خود درآمده بود. فرشته‌ی خداوند با آن عظمت در آفرینش، وقتی به سدرة المنتهی رسید، در پیشگاه خداوند به شکل اصلی خود درآمد تا در برابر خدای خود به سجده بیفتد
    . از آنجا که پیامبر [همواره] او را به صورت انسانی عادی می‌دید ولی در نزدیک سدرة المنتهی به صورت فرشته او را مشاهده کرد، خداوند تعالی فرمود:
    {وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ ﴿١٣﴾ عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَىٰ ﴿١٤﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَىٰ ﴿١٥﴾}
    صدق الله العظيم.
    {و به هیئت دیگر نیز او را مشاهده کرد، (۱۳) نزد «سدرة المنتهی» (۱۴) که «جنت المأوی» درنزد آن است! (۱۵)}
    به هرحال، آورده شدن تخت [ملکه‌ی سبا] از وادی سبا به سرزمین شام، به علت داشتن علم کتاب نبود! کتاب خداوند حاوی کدهای [رمزدار] علمی نیست که جبریل به علت آگاهی از این کدها و اسم رمزها، عرش را جابجا کرده باشد! به خدا که چنین نیست بلکه آوردن عرش، به خاطر سرعت و قدرت زیاد اوست. همانا که خداوند به درجه علمی او اشاره می‌کند؛ چون جبریل، فردی عادی نیست و با عطای دانش گرامی داشته شده است. اما آوردن عرش، به خاطر سرعت ذاتی و حاصل قدرت اوست؛ چرا که جابه‌جا کردن آن تخت نیاز به قدرت داشت و برای همین عفریتی از جنیان گفت:
    {أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن تَقُومَ مِن مَّقَامِكَ ۖ وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ ﴿۳۹﴾}
    صدق الله العظيم [النمل].
    {من آن را نزد تو می‌آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به این امر، توانا و امینم}
    به گفته عفریت توجه کنید:

    {وَإِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ}

    یعنی قدرت این را دارد که آن را جابه‌جا کند و امانت دار نیز هست. اما تو و امثال تو که بین نام‌های نیکوی خداوند [اسماء الحسنی] تفاوت قائل می‌شوند، می گویند: «آن کسی که علم کتاب را دارد، از آنجا که نام اعظم خداوند را می‌داند، خدا را با آن نام می‌خواند تا تخت را جابجا کرده و به حضور بیاورد». سبحان الله العظیم! آیا نام «الله» از نام‌های نیکوی خداوند [اسماء الحسنی] نیست که تصورمی کنید اسم اعظم‌تری نسبت به «الله» وجود دارد که با خواندن آن، تخت ملکه را می‌توان حاضر کرد؟ چقدر کسانی که این چنین فکر می‌کنند نادان هستند! چنین نیست؛ بلکه خداوند دارای نام‌های نیکو [اسماء الحسنی] است، «الله» را بخوانید یا «الرحمن» را، هر کدام را که بخوانید نام‌های نیکوی [اسماء الحسنی] خداوندند و با هم فرقی ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمَٰنَ ۖ أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ } صدق الله العظيم [الإسراء:۱۱۰]
    {بگو: ««اللّه» را بخوانید یا «رحمان» را، هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نام‌هاست!»}
    به فرموده خداوند تعالی توجه کنید:
    {أَيًّا مَا تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ} صدق الله العظيم،
    {هر کدام را بخوانید، برای او بهترین نام‌هاست!»}
    یعنی برای خداوند، اسمی بزرگتر از اسم ديگر وجود ندارد، پاک و منزه است او! همانا که مقصود از اسم اعظم، این است که نعیمی وجود دارد که بزرگترین نعیم خداوند است، یعنی بزرگتر از نعیم بهشت و قبلاً به شما آموخته بودیم که «رضوان نفس خداوند نسبت به بندگانش»، بزرگترین نعیم خداوند و نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾ }
    صدق الله العظيم [التوبة]

    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، [از همه اینها] بزرگتر است و پیروزی بزرگ، همین است}
    اما گمراهان می گویند: «کسی که بخشی از علم کتاب نزد اوست، از آنجایی که اسم اعظم را می‌داند، تخت را از سرزمین سبا به سرزمین شام آورده است» .آنها دروغ گفته و چیزی را به خداوند نسبت می‌دهند که نمی‌دانند.
    حال سراغ موضوع دیگر می‌رویم و آن بیان این فرموده خداوند تعالی است که :
    {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿۸۲﴾} صدق الله العظيم [هود]
    {و زمان فرمان ما که فرا رسید، پایین‌ترین [سیاره] را در بالا قرار دادیم و بر آن [زمین] بارانى از سنگ‌هايى از سجّيل، پى‌درپى فرو باريديم (۸۲)}
    سپس می‌بینیم نادانان می‌گویند: «همانا که فرشته خداوند، جبریل، با بال خود قریه قوم لوط را بلند کرد و آن قدر بالا برد که ساکنان آسمان، صدای خروس و پارس سگان قوم لوط را شنیدند و سپس قریه را از آن بالا، در فضای کیهانی رها کرد»! در پاسخ می‌گوییم در این صورت نباید در روی زمین اثری از قوم لوط پیدا کنید چون طبق فتوای کسانی که [حقیقت را] نمی‌دانند، در فضای کیهانی رها [پخش] شده است. اما آنچه که در قرآن پیدا می‌کنیم این است که آن آبادی در زمان نزول قرآن در روی زمین بوده است و قبل از نزول قرآن، بارانی از سنگ از سياره عذاب بر روی آن باریده و آنان را نابود کرده است و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید مسافرانی که از سرزمین مکه به سوی شام سفر می‌کنند، آن را بر سر راه خود می‌بینند. خداوند تعالی فرموده است:
    {وَلَقَدْ أَتَوْا عَلَى الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا ۚ بَلْ كَانُوا لَا يَرْجُونَ نُشُورًا ﴿۴۰﴾ } صدق الله العظيم [الفرقان].
    {آنها از کنار شهری که باران شرّ [بارانی از سنگ‌های آسمانی‌] بر آن باریده بود [دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟! ولی به رستاخیز ایمان نداشتند! (۴۰)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:
    {الْقَرْيَةِ الَّتِي أُمْطِرَتْ مَطَرَ السَّوْءِ ۚ أَفَلَمْ يَكُونُوا يَرَوْنَهَا} صدق الله العظيم
    {آنها از کنار شهری که باران شرّ [بارانی از سنگ‌های آسمانی‌] بر آن باریده بود [دیار قوم لوط] گذشتند؛ آیا آن را نمی‌دیدند؟!}
    یعنی این قریه، روی سطح زمین قرار داشته و آن طور که بی‌خبران به خداوند نسبت می‌دهند، به فضا پرتاب نشده است. اما آن باران بد [سوء] که بر سر قوم لوط باریده بود، چیست؟ جواب را در کتاب خداوند پیدا می‌کنید:

    {فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿۸۲﴾} صدق الله العظيم [هود]
    {و زمان فرمان ما که فرا رسید، پایین‌ترین [سیاره] را در بالا قرار دادیم و بر آن [زمین] بارانى از سنگ‌هايى از سجّيل، پى‌درپى فرو باريديم (۸۲)}
    یعنی پایین‌ترین زمین که سياره عذاب است، بالاتر از کره زمین [زمینی که ما ساکن آن هستیم]
    قرار گرفت و باران سنگ‌های آتشین بر آن بارید و آنان را هلاک کرد. بله؛
    تمامِ جهت‌ها از زمین تا بالا، از نگاه ناظری که به آسمان نگاه می‌کند - از هر جرم آسمانی که می‌خواهد باشد، چه در فضای کیهانیِ بالا چه در پایین - در طرف بالا دیده می‌شود. ما پیش از این، در هنگام بیان سیاره آتش، در این باره فتوا داده بودیم که از نظر ساکنانِ زمین، سیاره عذاب در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد. از نظر اهالی آتش نیز زمین در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار گرفته است و از دید زمینیان نیز، سیاره آتش، در عالم بالا [ملاء اعلی] دیده می‌شود. از خدا امید دارم که تو را زنده نگه داشته و عمرت را طولانی کند تا سیاره عذاب را، هنگامی که سنگ‌های آتشین خود را بر زمین بشر می‌بارد، با چشمِ خودت ببینی و خداوند عذاب خود را بر سر هر کس که بخواهد، فرود آورده و از هر کس که بخواهد، بازمی‌دارد و بازگشت امور به سوی پروردگار است. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {ذَٰلِكَ جَزَيْنَاهُم بِمَا كَفَرُوا ۖ وَهَلْ نُجَازِي إِلَّا الْكَفُورَ﴿۱۷﴾} صدق الله العظيم [سبأ].
    {این [کیفر] را به سزاى آن که کافر شدند و ناسپاسى کردند، به آنان دادیم و آیا جز ناسپاس را کیفر مى‌دهیم؟}
    قبل از این فتوا داده بودیم که زمین‌های هفتگانه، حقیقتی کیهانی هستند و در عالم واقعیات، هفت زمین را پیدا می‌کنید که بر فراز یکدیگر قرار گرفته‌اند و زمینی که بشر ساکن آن است، جزو این هفت زمین نیست. بلکه هفت زمین دیگر، از زمین بشر جدا شده‌اند. آسمان‌های هفتگانه و تمام اجرام آس
    مانی [ستاره‌ها و قمرهای آنها] نیز از زمینی که بشر روی آن زندگی می‌کند، جدا شده‌اند [اشاره به آیه کریمه سوره الأنبیاء:أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا ۖ وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ ۖ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ﴿۳۰﴾]. هفت آسمان و هفت زمین از زمین مادری جدا شده‌اند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَأَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً ﴿۳۰﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].
    {خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را؛ فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می‌آید تا بدانید خداوند بر هر چیز تواناست و اینکه علم او به همه چیز احاطه دارد!}
    و اما آن امر که فرود می‌آید چیست؟ و جواب: منظور قرآن عظیم است که در زمین مادری بر بشریت نازل می‌شود و خداوند زمین مادری را جزء زمین‌های هفتگانه قرار نداده است؛ بلکه این زمین، زمین مادری است که هفت زمین و هفت آسمان از آن جدا شده‌اند. تمام هفت زمین دیگر، پایین‌تر و بعد از زمینی که بشر ساکن آن است، در فضای کیهانی قرار گرفته‌اند و بی‌ شک‌ و تردید، می توانید آنها را درعالم واقعیت پیدا کنید. از آنجا که این بیان، نیاز به حقیقتی کیهانی در عالم واقعیت دارد، پس باید بعد از زمینی که بشر روی آن زندگی می‌کند، هفت کوکب [سياره] دیگر پیدا کنید که بی هیچ شک و تردیدی وجود داشته و حقیقی باشند. پس بعد از زمین بشر، هفت زمین در کیهان پیدا می‌کنید و سیاره جهنم یکی از آنهاست که نسبت به زمین بشر در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد. برای اهالی آتش نیز زمین در عالم بالا [ملاء اعلی] قرار دارد و چقدر جهنم جایگاه بدی است.
    سراغ نکته چهارمی می‌رویم که این شخصِ تردیدافکن، به ناحق درباره آن با ما مجادله می‌کند:

    برادر ناصر یمانی می‌گوید اصحاب کهف انبیای خداوند، الیاس و ادریس و الیسع علیهم السلام هستند و کهف در بالاترین مکان شبه جزیره عربی قرار دارد و برای همین هم خداوند درباره نبی خود ادریس فرموده است:
    {وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا (56) وَرَفَعْنَاهُ مَكَانًا عَلِيًّا (57)}
    {یاد کن از ادریس که او بسیار راستگو و پیامبر بود (۵۶) او را به مكانى بلند فرا برديم. (۵۷)}
    و منظور از این، نشان دادن مکان کهف است!! پس چرا فقط ادریس؟ مگر برادرانش الیاس و الیسع با او در همان غار نیستند (المکان العلی)؟}
    به حق به او جواب می‌دهیم که: این از اسرار کتاب خداوند است و خداوند با ذکر نام ادریس به همراهان او اشاره کرده است. آیا می‌خواهید گفته شود:
    «رفعناهم مکانا علیا»،
    «همه آنها را در مکانی رفیع جای دادیم»؟
    اما
    چون خداوند در اينجا از ادریس صحبت می‌كرد، تنها از او یاد می‌شود. اگر جای او را بدانیم، جای برادرانش که با او هستند را نیز خواهیم یافت. خداوند در قرآن از بالا بردن جسد انبیا، به همراه ارواحشان بعد از مرگ، سخنی نگفته است؛ بلکه جسد آنها در زمین می‌ماند و تنها روحشان بالا برده می‌شود. این سنت خداوند برای مخلوقاتش است و جسد تمام انبیا روی زمین باقی می‌ماند. یا شما دلیلی دارید که ثابت کند خداوند جسم نبیّ خود ادریس را با همان گوشت و چربی به آسمان اعلی برده است؟ اگر چنین است دلیل خود را بیاورید.
    سراغ مورد پنجم می‌آییم. این شخص که در باطن، کفر و مکر خود را پنهان کرده ولی تظاهر به ایمان می‌کند تا مسیر پیروی از قرآن را کج کند، می‌گوید:
    برادرمان ناصر الیمانی می‌گوید: «و آنان اهل قریه از قرون اولیه بودند که قبل از ابراهیم و لوط و شعیب و بعد از نوح و ثمود زندگی می‌کردند و خداوند رسول خود، ادریس علیه الصلاة و السلام، را برای هشدار و انذار اصحاب الرس فرستاد و منظور از الرس، کوه و الرواسی به معنی کوه‌هاست و مفرد الرواسی، (الرس) به معنی کوه است»
    می‌بخشید برادر یمانی، رس مفرد رواسی نیست، مفرد کلمه رواسي «راسية» است که جمع آن راسیات و رواسي است، رواسي بر وزن ضواري که مفرد آن ضارية که جمع آن ضاریات و ضواري است که به معنی حیوانات درنده است. همچنین همه جمع‌ها بر وزن «فواعل» برای مونث است و مفرد آن، بر وزن «فاعلة» است مانند «صوارخ» و «بواكي» که مفرد آنها «صارخة» و «باكية» است . پس شما برادر یمانی، «الرس» مفرد «الرواسي» را از کجا آورده‌اید؟
    درجواب او به حق می‌گوییم: «الرس» از مفردات و به معنی کوه است، چه خوشت بیاید چه خوشت نیاید. «الرواسي» به معنی کوه‌هاست و الرس نیز به معنی کوه است. من از لغت‌نامه‌های شما پیروی نمی‌کنم و از آنها خبر ندارم، ولی از بیان حقِّ قصه اصحاب کهف این را دریافتم و آینده درستی آن را نشان خواهد داد. من مکلف به جستجویِ آنها نیستم، تلاش هایی از جانب من و برخی انصار برای یافتن آنها انجام شد اما خداوند می‌خواهد آنها تا رسیدن زمان برانگیخته شدنشان که بعد از عبور سیاره عذاب است، در جایگاه خود باقی بمانند و آنها تا فرا رسیدن موعد آن، در خواب خواهند بود.
    درباره «رقیم» که به اصحاب کهف ملحق و اضافه شده است، او نیز مانند اصحاب کهف، از آیات عجیب خداوند برای مردم است که باعث تعجب آنان خواهد شد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾}صدق الله العظيم [الكهف]
    {
    آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز و عجیب ما بوده‌اند}

    ببین که «رقیم» با اصحاب کهف به صورت جمع بیان شده است و لذا خداوند تعالی می‌فرماید:
    {كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا ﴿۹﴾}
    صدق الله العظيم
    {از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز و عجیب ما بوده‌اند}
    چه کسانی از آیات شگفت‌انگیز هستند؟ جوابش را در محکمات کتاب می‌یابید: {أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ}. «رقیم» چیست؟ رقمی است که به آنها اضافه شده است. ولو اینکه فرض کنیم این چیز عجیب، جسم جامدی هم باشد، به آیات عجیب خداوند اضافه شده است. چنان که می‌گوییم: «فلان و فلان»، اینجا از دو چیز یاد کرده‌ایم؛ درمورد اصحاب کهف و رقیم که از آیات عجیب هستند نیز چنین است.
    شما بعد از درک موضوع و سخن، آنها را تحریف می‌کنی و حکم در گذشته و آینده با خداست. اگر نیّت تو صادقانه است و به دنبال برهان و بینه هستی، خودت را نشان بده و نام واقعی و عکست را بگذار تا ماهیت واقعی‌ات روشن شده و معلوم شود آیا از علمای مسلمینی یا از علمای شیاطین یهود که در ظاهر خود را مؤمن نشان می‌دهند اما در باطن کافرند و مکر خود را برای منحرف کردن مردم از قرآن پنهان می‌کنند. این امام ناصر محمد یمانی است که عکس خود را در کنار بیاناتش گذاشته است و در ویدیوهای زنده و کانال‌های ماهواره‌ای در موارد دیگری غیر از بیان قرآن، خود را نشان داده است.
    اما درباره گفتگو، این امر هم‌چنان از راه قلم صامت انجام خواهد شد تا تو و امثال تو نتوانند سخنان را قطع کرده و تشویش ایجاد کنند و لذا برهان قاطع علمی درباره محکمات قرآن عظیم را همچنان به تحریر در می‌آوریم و تردیدکنندگان را وادار به سکوت می‌کنیم.
    این شیطان سرکش می‌گوید: «نمی‌شود گفت: سیقولون [خواهند گفت]، مگر اینکه به آینده نزدیک اشاره شود نه آینده دور»!! آیا برای کلمات عربی، ماده نگهدارنده گذاشته شده که تاریخ مصرفش سر می‌رسد؟ اما خداوند سبحان می‌فرماید:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا﴿۲۲﴾ } صدق الله العظيم [الكهف]
    {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود، تير به تاريكى مى‌افكنند؛ و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و [خداوند] شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند [خداوند عده آنها را قلیل، یعنی سه نفر می‌داند]. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    در اینجا ازسخن درستی که درآینده گفته خواهد شد، صحبت می‌شود و شرطی برای نزدیک یا دور بودن این آینده وجود ندارد. مهم این است که سخنی که در آینده مطرح خواهد شد یعنی: {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ} صحیح است و خداوند از این کلام به عنوان «تیر درتاریکی یا رجم بالغیب» یاد نمی‌کند: {ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ}، سه نفر و چهارمینشان سگشان. این نکته مربوط به اصحاب کهف است، همانانی که اهل کتاب درباره تعداد آنها مجادله داشتند و کسانی که می‌گفتند تعداد آنها چنین و چنان است، تیری در تاریکی رها کرده و از جانب خود تعداد آنها را حدس می‌زدند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَيَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا ﴿۲۲﴾ } صدق الله العظيم [الكهف].
    {خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان سگشان بود، تير به تاريكى مى‌افكنند؛ و مى‌گويند: هفت تن بودند و هشتميشان سگشان بود. بگو: پروردگار من به عدد آنها داناتر است و [خداوند] شمار ايشان را جز اندکی نمى‌داند [خداوند عده آنها را قلیل، یعنی سه نفر می‌داند]. پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}

    دقت کنید خداوند به نبی خود چه توصیه‌ای می‌کند:
    {فَلَا تُمَارِ فِيهِمْ إِلَّا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلَا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا}
    صدق الله العظيم
    {پس درباره آنان به ظاهر آنچه که به شما رسیده بسنده کن و از هيچ کس درباره آنها سؤال مکن}
    ؛
    یعنی
    درباره اصحاب کهف از اهل کتاب سؤال نکند؛ چرا که آنها تیری در تاریکی انداخته و سخنانی را که می‌گویند، از خودشان درآورده‌اند. خداوند هم تعداد آنها را به نبی خود نمی‌گوید تا در زمان برانگیخته شدن امام مهدی، بیان تعداد آنها، معجزه این قرآن عظیم باشد که محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم به حق آن را از جانب خداوند دریافت کرده است و اصحاب کهف و رقیم از نشانه‌های شگفت انگیز خداوند هستند. آینده، حقیقت را نشان خواهد داد و درباره آنها جز به ظاهر، بحث و مجادله نکن تا زمان برانگیخته شدن آنها فرارسد؛ بعد از دیدن عبور سیاره عذاب، نشانه‌هایی عجیب در میان خودتان به شما نشان داده خواهد شد، [اصحاب کهف آیاتی از خود انسان‌ها هستند]. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الحقّ} صدق الله العظيم [فصلت:۵۳].
    {آيات قدرت خود را در آفاق و در خودشان به آنها نشان خواهيم داد تا برايشان آشكار شود كه او حق است.}
    به همین ترتیب، این فرد [باحث عن البینه] که ادعا می‌کند به دنبال برهان می‌گردد، می‌خواهد صحت احادیث مربوط به عذاب قبر را ثابت کند و قبر را روضه‌ای از بهشت خداوند یا حفره‌ای پراز آتش بداند! حجت حقی که برای او می‌آوریم این است که: بیا و عکسی از قبر یک مؤمن را به ما نشان بده که می‌گویی روضه‌ای از بهشت خداوند است و یا قبر یک کافر را برایمان به تصویر بکش که می‌گویی حفره‌ای از حفرات آتشین جهنم است! ای دشمنان خداوند! احادیث مربوط به قبر، دروغ‌هایی است که شما به خداوند نسبت می‌دهید تا مردم با مشاهده دروغ بودن عذاب در حفره قبر، بهشت و جهنم را نیز باور نکنند. ما پیش از این به حق فتوا داده بودیم که بعد از مرگ، نفس در برزخ، دچار عذاب می‌شود؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَوْ تَرَىٰ إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلَائِكَةُ بَاسِطُو أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُوا أَنفُسَكُمُ ۖ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ غَيْرَ الحقّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ ﴿۹۳﴾ }
    صدق الله العظيم [الأنعام].

    {و اگر ببینی هنگامی که [این] ظالمان در شداید مرگ فرو رفته‌اند و فرشتگان دست‌ها را گشوده، به آنان می‌گویند: «جان خود را خارج سازید! امروز در برابر دروغ‌هایی که به خدا بستید و نسبت به آیات او تکبّر ورزیدید، مجازات خوارکننده‌ای خواهید دید»!}
    و همان طور که گفتیم اهالی آتش نسبت به زمینیان در عالم بالا [ملاء اعلی] قراردارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿۶۷﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿۶۸﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿۶۹﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۷۰﴾} صدق الله العظيم [ص]
    {بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از عالم بالا [ملأ اعلی] به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
    ممکن است کسی سؤال کند: «این کسانی که با یکدیگر مخاصمه می‌کنند چه کسانی هستند؟ چون خصومت آنها واضح است و از طرفی بیان می‌شود که در عالم بالا [ملاء اعلی] هستند» و به جوابی که مستقیم از جانب پروردگار آمده است اکتفا می‌کنیم، خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هَـٰذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ ۖ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ ۚ إِنَّهُمْ صَالُو النَّارِ ﴿۵۹﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ ۖ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا ۖ فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۶۰﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَـٰذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿۶۱﴾ وَقَالُوا مَا لَنَا لَا نَرَىٰ رِجَالًا كُنَّا نَعُدُّهُم مِّنَ الْأَشْرَارِ ﴿۶۲﴾ أَتَّخَذْنَاهُمْ سِخْرِيًّا أَمْ زَاغَتْ عَنْهُمُ الْأَبْصَارُ ﴿۶۳﴾ إِنَّ ذَٰلِكَ لَحَقٌّ تَخَاصُمُ أَهْلِ النَّارِ ﴿۶۴﴾}. صدق الله العظيم [ص].

    {این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند، خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)
    آنها می‌گویند: «چرا مردانی را که ما از اشرار می‌شمردیم [در اینجا، در آتش دوزخ] نمی‌بینیم؟! (۶۲) آیا ما آنان را به مسخره گرفتیم یا چشم‌ها آنها را نمی‌بیند؟! (۶۳) این یک واقعیت است گفتگوهای خصمانه دوزخیان! (۶۴)}

    به این سخن خداوند تعالی:

    {قُلْ هُوَ نَبَأٌ عَظِيمٌ ﴿۶۷﴾ أَنتُمْ عَنْهُ مُعْرِضُونَ ﴿۶۸﴾ مَا كَانَ لِيَ مِنْ عِلْمٍ بِالْمَلَإِ الْأَعْلَىٰ إِذْ يَخْتَصِمُونَ ﴿۶۹﴾ إِن يُوحَىٰ إِلَيَّ إِلَّا أَنَّمَا أَنَا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۷۰﴾}
    صدق الله العظيم [ص].
    {بگو: «این خبری بزرگ است، (۶۷) که شما از آن روی‌گردانید! (۶۸) من از عالم بالا [ملأ اعلی] به هنگامی که مخاصمه می‌کردند خبر ندارم! (۶۹) تنها چیزی که به من وحی می‌شود این است که من انذارکننده آشکاری هستم!» (۷۰)}
    زمان آن خبر بزرگ نزدیک شده است و شما از حق روگردانید و شما ای جماعت روگردانان! درخواهید یافت...
    این مرد از کسانی است که برانگیخته شدن مهدی منتظر را به کلی رد می‌کند، اما درباره نفی برانگیخته شدن مهدی منتظر بسیار با احتیاط فتوا می‌دهد تا وارد جنگ کلامی با اهل سنت و شیعیان نشود و تنها به این فتوا اکتفا نموده که در صحیحین [صحیح مسلم و بخاری]، از احادیث بعث مهدی منتظر ذکری به میان نیامده است.
    اما در جوابت می‌گوییم: احادیث مربوط به برانگیخته شدن مهدی منتظر در تعارض با محکمات قرآن عظیم نیست؛ بلکه توضیح و بیان بیشتر آنهاست. آنجا که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ ﴿۳۳﴾ }
    صدق الله العظيم [التوبة].
    {او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد، تا آن را بر همه آیین‌ها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند!}
    به راستی که خداوند، امام مهدی منتظر ناصر محمد را برای یاری به محمد رسول الله صلَّى الله عليه وآله وسلّم برانگیخته است. گوش کن! ما کار را برای تو که با لغت و علم نحو مباحثه می‌کنی بسیار آسان می‌کنیم: بر توست که ثابت کنی معنی لغوی «التواطؤ» تطابق است. اگر توانستی ثابت کنی معنی لغوی «التواطؤ» تطابق است، بر امام مهدی منتظر پیروز شده‌ای. ای کسی که زبان عربی خودت کج و معوج است اما می‌خواهی زبان عربی [مبین] را کژ نشان دهی، قادر به این کار نخواهی بود. او به خوبی می‌داند که امام مهدی ناصر محمد یمانی بی شک‌ و تردید، همان امام مهدی حق است که از جانب خداوند آمده است. چقدر دربیانات امام ناصر محمد یمانی جستجو کرده‌ای، اما چیزی پیدا نکردی و از خودت چیزهایی ساخته و به عمد کلام را تحریف می‌کنی؛ پس از عصبانیت، به اذن خداوند بمیر.
    هم‌چنین کسی که خود را «باحث عن البینه» می‌داند، می‌گوید:
    مهم‌تر از آن، ناصر یمانی می‌گوید که نبی خدا هارون است که به بنی اسرائیل گفت که خداوند طالوت را به فرمانروایی بنی اسرائیل [در جنگ] برانگیخته است درحالی‌که خداوند می گوید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ}

    چگونه است که متکلم هارون باشد و به قوم خود بگوید: {وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ} چگونه است که در مورد خود این‌گونه بگوید درحالی‌که او زنده و در میان آنهاست: {مِّمَّا تَرَكَ} ؟!! آیا با عقل جور در می‌آید، آن طور که یمانی می‌گوید، متکلم در آیه هارون باشد و هارون در مورد آنچه که خاندان هارون برجا گذاشته‌اند و نه آنچه که از خود او به‌جا مانده، صحبت کند، درحالی‌که خود او متکلمی است که به بنی اسرائیل خبر می دهد!؟ آیا این امر منطقی است که عقل سلیم آن را قبول می‌کند؟ آیا عقل سلیم این تناقض در تفسیر را به عنوان بیان حق قران قبول می‌کند؟
    درجواب او به حق می‌گوییم: آیا می‌خواهی بگوید «فيه بقية مما ترك آل موسى وأنا؟ یعنی در تابوت میراث‌ خاندان موسی و من قرار دارد»؟ دوباره سوال می‌کنم: آیا می‌خواهی هارون علیه الصلاة و السلام بگوید آنچه که از آل موسی و من باقی مانده در آن است؟ یا درست آن است که بگوید:
    {وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۲۴۸﴾} صدق الله العظيم [البقرة].

    {پيغمبرشان گفت كه نشان پادشاهى او اين است كه تابوتى كه سكينه‌ای از پروردگارتان و باقى ميراث خاندان موسى و خاندان هارون در آن است و فرشتگانش حمل مى‌كنند، نزد شما آيد. در این موضوع، نشانه‌ای برای شماست؛ اگر ایمان داشته باشید.}
    ای مرد! طالوت بعد از گذشت چهل سال از سرگردانی بنی اسراییل در بیابان، برای امامت بر آنها برانگیخته شد؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قَالُوا يَا مُوسَىٰ إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُوا فِيهَا ۖ فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿۲۴﴾ قَالَ رَبِّ إِنِّي لَا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَأَخِي ۖ فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۵﴾ قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ﴿۲۶﴾ } صدق الله العظيم [المائدة].
    {گفتند: اى موسى، تا وقتى كه جباران در آنجايند هرگز بدان شهر داخل نخواهيم شد. ما اينجا مى‌نشينيم، تو و پروردگارت برويد و نبرد كنيد. (۲۴) گفت: اى پروردگار من، من تنها مالک نفس خويش و برادرم هستم. ميان من و اين مردم نافرمان جدايى بينداز. (۲۵) خدا گفت: ورود به آن سرزمين به مدت چهل سال برايشان حرام شد و در آن بيابان سرگردان خواهند ماند. پس براى اين نافرمانان اندوهگين مباش. (۲۶)}
    درخلال این چهل سال، موسی که صاحب تابوت بود، درگذشت. آیا می‌دانستی که این تابوت، همان صندوقی است که مادر موسی او را در کودکی در آن گذاشت؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أنِ اقْذِفِيهِ فِي التَّابُوتِ فَاقْذِفِيهِ فِي الْيَمِّ فَلْيُلْقِهِ الْيَمُّ بِالسَّاحِلِ يَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِي وَعَدُوٌّ لَهُ} صدق الله العظيم [طه:۳۹].
    {که او را در صندوقى بيفكن، صندوق را به دريا افكن تا دريا به ساحلش اندازد و يكى از دشمنان من و دشمنان او صندوق را برگيرد.}
    آیا می‌دانی امام طالوت که بود؟ او فرزند والدین صالحی بود که «مرد صالح» فرزند خوانده‌ی آنها را کشت و خداوند به وعده خود عمل کرده و امام طالوت را به آنها عطا نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَمَّا الْغُلَامُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤْمِنَيْنِ فَخَشِينَا أَن يُرْهِقَهُمَا طُغْيَانًا وَكُفْرًا ﴿۸۰﴾ فَأَرَدْنَا أَن يُبْدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيْرًا مِّنْهُ زَكَاةً وَأَقْرَبَ رُحْمًا ﴿۸۱﴾}
    صدق الله العظيم [الكهف]

    {و اما آن نوجوان، پدر و مادرش مؤمن بودند، پس ترسيديم كه به سركشى و كفرش آنان را بیازارد. (۸۰) از اين رو خواستيم تا پروردگارشان به جای او، فرزندی پاک‌تر و از رحم خودشان [فرزند واقعیشان] به آن دو بدهد (۸۱)}
    لذا خداوند در عوض آن، فرزندی نزدیک‌تر [ از رحم خودشان] به آنها داد، فرزندی که از نسل خود آن والدین صالح باشد و او امام طالوت علیه الصلاة و السلام است ولی اکثر مردم این را نمی‌دانند.
    «باحث عن الباطل» بحث را با مطرح کردن این سؤال از انصار امام ناصر محمد یمانی تمام می‌کند و شما دانستید مقصودش چیست:
    یک سوال را به یاد داشته و از خود بپرسید: به خداوند که حتما او را ملاقات می‌کنیم، چه خواهیم گفت نه اینکه به مردم چه خواهیم گفت؟ خداوند شما را بر نفسهایتان یاری کند و من و شما را هدایت فرماید.
    ما در جواب می‌گوییم: آنها جواب خود به پروردگارشان را می‌دانند و می‌گویند:
    «سمعنا منادياً ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا» و ما از قبل مؤمن بودیم و آن منادی ما را به سوی عبادت خداوند بدون شریک فرا می‌خوانَد و ما را از توسل به شفیعان برحذر می‌دارد. ما چشم امیدی به شفاعت آنها در پیشگاه خداوند نداریم، چرا که خداوند بیش از بندگانش با ما مهربان است. ما تصدیق کرده و ایمان داریم که خداوند به حق ارحم الراحمین است. او ما را دعوت کرده است تا رضوان خداوند را هدف نهایی و غایی خود در دنیا و آخرت قرار دهیم و ما شنیدیم و اطاعت کردیم و حکم در گذشته و آینده با خداوند است.
    این سؤالت را به خاطر داشتم. اگر چیزی را فراموش کرده باشم، حق توست که آن را نوشته و جواب آن را بخواهی؛ با وجود اینکه به یقین می‌دانیم هرچقدر برایت حجت و دلیل بیاوریم، تو از کسانی هستی که هدایت نخواهی شد و برای تو راهنما و ولیّ نمی شناسیم؛ چرا که برای جستجوی برهان و دلیل به اینجا نیامده‌ای و خود از آنچه که در نفست هست باخبری و می‌دانی که ما کوچک‌ترین ظلمی درحق تو نکرده‌ایم که اگر ظلمی برتو کرده باشیم خداوند برای تو کافی است و او بین من و تو به حق حکم خواهد کرد. خدایا من ابلاغ کردم. خداوندا شاهد باش...
    مهدی منتظر که برای تحقق صلح جهانی دربین ملت‌ها تلاش می‌کند، امام ناصر محمد یمانی.


  2. خداوند، آن چیزی است که همه اشیا را آفریده است و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست. او از همه چیز بزرگ‌تر است و چیزی شبیه ذات او نیست و او شنوا و آگاه است و سرانجام همه به سوی اوست..

    مصدر المشاركة
    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - شعبان - 1435 هـ
    31 - 05 - 2014 مـ
    ۱۰- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    07:43 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=145319

    ـــــــــــــــ


    خداوند، آن چیزی است که همه اشیا را آفریده است و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست.

    او از همه چیز بزرگ‌تر است و چیزی شبیه ذات او نیست و او شنوا و آگاه است و سرانجام همه به سوی اوست..

    بسم الله الرحمن الرحيم، وصلوات و سلام بر تمام انبیای الهی و رسولان او و بر خاندان پاک آنان و تمام انصار برگزیده در تمام زمان‌ها و مکان‌ها تا آخرین روز [روز قیامت] و اما بعد...
    ای ملحدان! ای کسانی که می‌خواهید خداوند را هیچ دانسته و برای ذات او وجودی قائل نشوید. خداوند بزرگ، منزّه و برتر است، بسی برتر و والاتر!!! او اولین چیزی است که قبل از به وجود آمدن عالم هستی، وجود داشته و قبل او هیچ چیزی نبوده است. او اولین چیز و خالق عالم وجود و هستی است و به همین دلیل خداوند تعالی می‌فرماید:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿۳۵﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند}
    چه چیزی آنها را آفریده است؟ جواب: او اولین چیز است که قبل از او و جز او چیزی نبوده است و اوست که آفریننده همه چیز است و هیچ چیز در مخلوقاتش نیست که شبیه او باشد.
    من تمام شما ملحدان را به مبارزه فرا می‌خوانم، آیا انکار می‌کنید مقصود خداوند در این فرموده چیزی جز خودش است:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿۳۵﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند}

    یعنی هر فعل و عملی، فاعلی دارد؛ آیا این معقول است که آنها از هیچ آفریده شده باشند؟ یا آنها هستند که خود را آفریده‌اند؟ باید چیزی آنها را آفریده باشد و خالق آسمان‌ها و زمین و آنچه که بین آنهاست، آفریننده دانایی است که پروردگار عرش عظیم است. او اولین شیء است و قبل او چیزی نبوده و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیستند. مراقب باشید که ملحدان با قائل شدن این که خداوند شیء نیست [لا شیء]، وجود خداوند را نفی نکنند و شما را به فتنه نیندازند. سبحان الله! مقصود آنها این است که خداوند وجود ندارد و این عقیده ملحدان است و به همین دلیل خداوند آیاتی برای شما فرستاده است تا بتوانید با آنها مجادله کنید؛ از جمله این که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَذَكِّرْ‌ فَمَا أَنتَ بِنِعْمَتِ رَ‌بِّكَ بِكَاهِنٍ وَلَا مَجْنُونٍ ﴿٢٩﴾ أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ‌ نَّتَرَ‌بَّصُ بِهِ رَ‌يْبَ الْمَنُونِ ﴿٣٠﴾ قُلْ تَرَ‌بَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُم مِّنَ الْمُتَرَ‌بِّصِينَ ﴿٣١﴾ أَمْ تَأْمُرُ‌هُمْ أَحْلَامُهُم بِهَـٰذَا أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٣٢﴾ أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ بَل لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿٣٣﴾ فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِّثْلِهِ إِن كَانُوا صَادِقِينَ ﴿٣٤﴾ أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾ أَمْ عِندَهُمْ خَزَائِنُ رَ‌بِّكَ أَمْ هُمُ الْمُصَيْطِرُ‌ونَ ﴿٣٧﴾ أَمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعُونَ فِيهِ فَلْيَأْتِ مُسْتَمِعُهُم بِسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿٣٨﴾ أَمْ لَهُ الْبَنَاتُ وَلَكُمُ الْبَنُونَ ﴿٣٩﴾ أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرً‌ا فَهُم مِّن مَّغْرَ‌مٍ مُّثْقَلُونَ ﴿٤٠﴾ أَمْ عِندَهُمُ الْغَيْبُ فَهُمْ يَكْتُبُونَ ﴿٤١﴾ أَمْ يُرِ‌يدُونَ كَيْدًا فَالَّذِينَ كَفَرُ‌وا هُمُ الْمَكِيدُونَ ﴿٤٢﴾ أَمْ لَهُمْ إِلَـٰهٌ غَيْرُ‌ اللَّـهِ سُبْحَانَ اللَّـهِ عَمَّا يُشْرِ‌كُونَ ﴿٤٣﴾ وَإِن يَرَ‌وْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْ‌كُومٌ ﴿٤٤﴾ فَذَرْ‌هُمْ حَتَّىٰ يُلَاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ ﴿٤٥﴾ يَوْمَ لَا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئًا وَلَا هُمْ يُنصَرُ‌ونَ ﴿٤٦﴾ وَإِنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا عَذَابًا دُونَ ذَٰلِكَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَ‌هُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿٤٧﴾ وَاصْبِرْ‌ لِحُكْمِ رَ‌بِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَ‌بِّكَ حِينَ تَقُومُ ﴿٤٨﴾ وَمِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَإِدْبَارَ‌ النُّجُومِ ﴿٤٩﴾} صدق الله العظيم [الطور]
    {پس تذکّر ده، که به لطف پروردگارت تو کاهن و مجنون نیستی! (۲۹) بلکه آنها می‌گویند: «او شاعری است که ما انتظار مرگش را می‌کشیم!» (۳۰) بگو: «انتظار بکشید که من هم با شما انتظار می‌کشم » (۳۱) آیا عقل‌هایشان آنها را به این اعمال دستور می‌دهد، یا قومی طغیانگرند؟ (۳۲) یا می‌گویند: «قرآن را به خدا افترا بسته»، ولی آنان ایمان ندارند. (۳۳) اگر راست می‌گویند سخنی همانند آن بیاورند! (۳۴) آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶) آیا خزاین پروردگارت نزد آنهاست؟! یا بر همه چیز عالم سیطره دارند؟! (۳۷) آیا نردبانی دارند [که به آسمان بالا می‌روند] و به وسیله آن اسرار وحی را می‌شنوند؟! کسی که از آنها این ادّعا را دارد دلیل روشنی بیاورد! (۳۸) آیا سهم خدا دختران است و سهم شما پسران [که فرشتگان را دختران خدا می‌نامید]؟! (۳۹) آیا تو از آنها پاداشی می‌طلبی که در زیر بار گران آن قرار دارند؟! (۴۰) آیا اسرار غیب نزد آنهاست و از روی آن می‌نویسند؟! (۴۱) آیا می‌خواهند نقشه شیطانی برای تو بکشند؟! ولی بدانند خود کافران در دام این نقشه‌ها گرفتار می‌شوند! (۴۲) یا معبودی غیر خداوند دارند منزّه است خدا از آنچه همتای او قرارمی‌دهند! (۴۳) اگر ببینند قطعه ای [از یخ] از آسمان [برای عذابشان] سقوط می‌کند می‌گویند: «این ابر متراکمی است!» (۴۴) حال که چنین است آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند؛ (۴۵) روزی که نقشه‌های آنان سودی به حالشان نخواهد داشت و یاری نمی‌شوند! (۴۶) و برای ستمگران عذابی قبل از آن [کمتر از آن] است؛ ولی بیشترشان نمی‌دانند! (۴۷) در راه ابلاغ حکم پروردگارت صبر و استقامت کن، چرا که تو در حفاظت کامل ما قرار داری! و هنگامی که برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی! (۴۸) به هنگام شب او را تسبیح کن و به هنگام پشت کردن ستارگان [و طلوع صبح]! (۴۹)}
    ای جماعت ملحدان! که ملحد نیستید، بلکه شیاطین بشر هستید که مردم را در نهایت به سوی کفر و الحاد به خداوند دعوت می‌کنید و می‌خواهید بگویید خداوند «لا شیء» است به این معنی که وجود ندارد؛ این الحاد و نفی وجود خداوند است. دوباره تکرار کرده و می‌گوییم:
    آیا می‌توانید با دلیل ثابت کنید منظور خداوند در این آیات این نیست که او شیء است که همه چیز را خلق کرده است:

    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}

    مقصود خداوند سبحان این است که او چیزی [شیء] است که آسمان‌ها و زمین را آفریده است و او چیزی است که بر آسمان‌ها و زمین سیطره و استیلا دارد و اینکه همه چیز نابود می‌شود جز آن چیزی [شیء] که همه چیز را خلق کرده است و هیچ چیزی در بین مخلوقاتش مانند او نیست و اوست خداوند سبحان وعلی العظیم! چقدر شب و روز آگاهانه تلاش می‌کنید که لباس باطل بر تن حق کنید. هرطور که می‌خواهید مکر و حیله به کار برید، به اذن خداوند سبحان که بزرگتر از هر شیء است و کبیر و اکبر است و هیچ چیزی همانند او نیست، ما درکمین شماییم. درباره صفات خداوند فکر کنید، اما بر روی ذات او تفکر نکنید، چه بسا کافر شوید، چرا که خداوند سبحان شیئی است که در میان مخلوقاتش هیچ چیز شبیه او نیست، پس چگونه می‌توانید در ذات او تفکر کنید، درحالی‌که در تمام عالم وجود هیچ چیز مانند او نیست! پس از شاکران باشید..
    مراقب باشید شیاطین بشر که تظاهر به ایمان می‌کنند ولی درباطن کافرند، عقل شما را به بازی نگیرند. آنها از دید ما مخفی نیستند و آنها را از لحن کلامشان می‌شناسیم و خداوند در برابر تمام شیاطین جن و انس برای ما کافی است و به اذن الهی، ما بر آنان چیره و پیروزیم، به اذن همان خداوند و همان شیئی که آنها را آفریده است و آنها نسبت به نعمت‌های او کافرند و منکر ذات و وجود او هستند. خداوند بزرگ، منزّه از شرکایی است که برای او قائل هستند، او برتر است، بسی برتر و والاتر.
    شاید یکی از آنها بخواهد صحبت مرا قطع کرده و بگوید: «ناصر محمد! تو را چه می شود؛ به هرکس که با عقیده تو مخالف باشد نسبت شیطان بودن می‌دهی و او را از شیاطین بشری می‌خوانی که تظاهر به ایمان کرده و در باطن، کفر و مکر خود را برای انحراف مسیر قرآن به کار می‌گیرند؟»
    مهدی منتظر، امام ناصر محمد، در پاسخ می‌گوید: کسی که خود را درمعرض شبهه قرار می‌دهد، جز خودش کسی را نباید ملامت کند؛ چرا که می‌بینم تلاش می‌کنید وجود خداوند را نفی کنید و می‌گویید: «به راستی که خداوند شیئی که وجود داشته باشد نیست»؛ این یعنی پروردگار سبحان وجود ندارد.
    ما برایتان دلیل آشکاری آوردیم که نشان می‌دهد خداوند آن چیزی [شیء] است که شما و آسمان‌ها و زمین را آفریده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ بَل لَّا يُوقِنُونَ ﴿٣٦﴾} صدق الله العظيم [الطور]،
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}

    خداوند برای شما حجت آورده است؛ چون دانستید که شما شیئی هستید که وجود دارید پس باید شیئی باشد که شما را آفریده باشد و برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [الطور]،
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}

    این سؤال خداوند از ملحدان است، آیا این معقول است که آنها بی آنکه شیئی آنها را آفریده باشد، خلق شده باشند؟ لابد باید چیزی باشد که آنها را آفریده باشد و آن خداوند آفریننده و داناست؛ خداوند بزرگ، منزّه و برتر است، بسی برتر و والاتر!
    مگر به وجود خداوند سبحان باور ندارید؟ حکم از آن خداوند است که بین ما و شما به حق حکم می کند و سریع‌ترین حساب‌رسنده است.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراطٍ مستقيمٍ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




  3. به راستی که ذات خداوند بسیار عظیم است، ذات خداوند از هر چیز بزرگی، عظیم‌تر است و به همین دلیل است که کوه بزرگ نیز توانایی تحمل رویت ذات الهی را ندارد...

    مصدر المشاركة
    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - شعبان - 1435 هـ
    02 - 06 - 2014 مـ
    ۱۲- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    07:43 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=145556

    ـــــــــــــــ

    به راستی که ذات خداوند بسیار عظیم است، ذات خداوند از هر چیز بزرگی، عظیم‌تر است و به همین دلیل است که کوه بزرگ نیز توانایی تحمل رویت ذات الهی را ندارد...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمامی انبیا و خاندان پاکشان و تمام پیروان حق تا یوم الدین و اما بعد...
    ای کاظم که در حق خود ظلم می‌کنی! ما پیش از این پاسخ تو را دادیم، آن روزی که در حال زمینه‌چینی بودی و می‌خواستی بدانی امام ناصر محمد، به دعوت تو به‌ سوی الحاد به خداوند چه پاسخی خواهد داد. این مکر تو بود و داشتی آماده می‌شدی تا پاسخی بدهی که با آن حق را با باطل بپوشانی به هرصورت....فرقی نمی‌کند که کاظم باشی یا «باحث عن البینه»، مهم این است که می‌دانی ما تو را می‌شناسیم و امثال تو از ما مخفی نیستند و مهم‌ترین چیز اقامه حجت حق در برابر توست و به اذن خداوندی که ذاتش از هر چیزی بزرگتر است به حق سخن خواهیم گفت:
    هیچ چیزی تحمل دیدن ذات اعظم خداوند را ندارد، مگر مانند خود خداوند عظیم باشد و هیچ چیز در عالم مخلوقات خداوند، هرچقدر هم که عظیم باشد، مانند خداوند نیست.
    زمانی که خداوند در پاسخ به درخواست بنده و رسول خود، موسی علیه الصلاة و السلام، برای دیدن مستقیم و آشکار ذات خود، فتوا داد، به او فرمود: «لن ترانی»؛ یعنی «نمی‌توانی مرا ببینی». سؤالی که مطرح می‌شود این است: مقصود خداوند از اینکه قابل دیدن نیست این بود که خداوند، چیزی [شیء] درعالم وجود نیست و به همین دلیل قابل دیده شدن نیست؟ و جواب اینکه چرا موسی نمی‌تواند پروردگارش را ببیند، می‌توان در محکمات کتاب خداوند پیدا کرد؛ دلیل این است که نبی الله موسی علیه الصلاة و السلام توانایی تحمل دیدن عظمت ذات پروردگار سبحان را ندارد! خداوند به نبیّ خود می‌فرماید ذات خود را برای کوهی بزرگ متجلی خواهد کرد، اگر کوه عظیم بتواند در برابر دیدن ذات خداوند برجا بماند، اوهم خداوند را خواهد دید. باز تکرار می‌کنم: اگر کوه بزرگ، در برابر دیدن ذات خداوند پا برجا بماند، آن‌گاه موسی نبی الله نیز می‌تواند خداوند را ببیند؛ چون خداوند قادر است به بندگان خود عظمتی همانند عظمت کوه‌ها عطا کند تا بتوانند تحمل دیدن ذات عظیم پروردگار خود را داشته باشند؛ لذا خداوند به نبی خود موسی می فرماید:

    {قَالَ لَن تَرَانِي وَلَٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي} [الأعراف:۱۴۳].
    {گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!»}
    ولی اگر کوه بزرگ، تحمل دیدن عظمت ذات پروردگار را نداشته باشد، چگونه انسان ضعیف قادر است دیدن عظمت ذات پروردگار را تاب بیاورد؟! پس هیچ چیز نمی‌تواند عظمت ذات الهی را تحمل کند، مگر مانند خود او باشد و در میان تمام آفریده‌های او، چیزی همانند او نیست و او سمیع و بصیر است. لغت کاملاً روشن و واضح است، منظور خداوند از «تجلی»، ظهور است. تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الليل]
    {و روز آنگاه كه آشكار شود}
    یعنی «عیان و آشکار شدن»، از اینجا استنباط می‌کنیم که: مقصود از تجلی، ظاهر شدن [ظهور] شیء است؛ برای همین، می‌نگریم تا ببینیم نتیجه تجلی ذات پروردگار بر کوه بزرگ چه بود، چه شد؟ آیا برجای خود استوار ماند؟ و جواب خداوند تعالی:
    {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به‌سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!»}
    در فرموده خداوند تعالی تدبر و تفکر کن:
    {وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۱۴۲﴾ وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و ما با موسی، سی شب وعده گذاشتیم؛ سپس آن را با ده شب [دیگر] تکمیل نمودیم؛ به این ترتیب، میعاد پروردگارش [با او]، چهل شب تمام شد. و موسی به برادرش هارون گفت: «جانشین من در میان قومم باش. و [آنها] را اصلاح کن! و از روش مفسدان، پیروی منما!» (۱۴۲) و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو (از اینکه با چشم تو را ببینم)! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}
    همان‌طور که با محکمات کتاب ثابت کردیم، مقصود از «تجلی»، آشکار و عیان شدن است؛ برای مثال در این فرموده:
    {وَالنَّهَارِ‌ إِذَا تَجَلَّىٰ ﴿٢﴾} صدق الله العظيم [الليل]
    {و روز آنگاه كه آشكار شود}
    پس یه یقین می دانیم «تجلی»، ظهور شیء است؛ حال بر سر کوهی که بسیار عظیم هم بود چه آمد؟ اما عظمت ذات خداوند، آن چنان عظیم است که چیزی با آن قابل قیاس نبوده و حدودی ندارد! برای همین هم کوه بزرگ توانایی تحمل دیدن عظمت ذات الهی را ندارد، گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}
    و برایتان روشن شد، ذات عظیمِ خداوند، چیزی است که از هر شیء دیگری عظیم‌تر است و هیچ چیز تاب دیدن این عظمت را ندارد، مگر اینکه عظمتی مانند آن داشته باشد و خداوند منزه است [از اینکه همانندی داشته باشد]! و هیچ یک از مخلوقاتش مانند او نیست و قبل او چیزی وجود نداشته و هیچ خدایی جز او نیست و معبودی جز او وجود ندارد.
    پس به این نتیجه می‌رسیم که خداوند شیئی است که هیچ همانندی ندارد و هیچ یک از مخلوقاتش عظمت او را ندارند و برای همین کوه بزرگ تاب دیدن ذات عظیم خداوند سبحان را نیاورد! لذا خداوند تعالی می فرماید:
    {وَلَمَّا جَاءَ مُوسَىٰ لِمِيقَاتِنَا وَكَلَّمَهُ رَبُّهُ قَالَ رَبِّ أَرِنِي أَنظُرْ إِلَيْكَ ۚ قَالَ لَن تَرَانِي وَلَـٰكِنِ انظُرْ إِلَى الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَكَانَهُ فَسَوْفَ تَرَانِي ۚ فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَخَرَّ مُوسَىٰ صَعِقًا ۚ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ سُبْحَانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۴۳﴾} صدق الله العظيم [الأعراف]
    {و هنگامی که موسی به میعادگاه ما آمد، و پروردگارش با او سخن گفت، عرض کرد: «پروردگارا! خودت را به من نشان ده، تا تو را ببینم!» گفت: «هرگز مرا نخواهی دید! ولی به کوه بنگر، اگر در جای خود ثابت ماند، مرا خواهی دید!» اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد؛ و موسی مدهوش به زمین افتاد. چون به هوش آمد، عرض کرد: «خداوندا! منزهی تو! من به سوی تو بازگشتم! و من نخستین مؤمنانم!» (۱۴۳)}

    به فرموده خداوند تعالی بنگر:
    {فَلَمَّا تَجَلَّىٰ رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا
    } صدق الله العظيم
    {اما هنگامی که پروردگارش بر کوه جلوه کرد، آن را همسان خاک قرار داد}
    آیا متلاشی
    و نابود شدن کوه ناشی از هیچ چیز [لا شيء في الوجود] بود؟! یا اینکه خداوند با ذات عظیم خود بر کوه متجلی شد و باعث گردید از هم بپاشد؟ باز تکرار کرده و می‌گوییم: معنی لغوی و اصطلاحی «تجلی»، ظهور حق یا دیدن شیء است. مهم این است که بی هیچ تردیدی، تجلی به معنی ظاهر شدن شیء در برابر شیء دیگر است. ما بار دیگر برای تو حجت آوردیم و هنوز دلایل و حجت‌های علمی بیشتر و قاطعی داریم که از محکمات قرآن عظیم برایتان استنباط می‌کنیم؛ پس هر که می‌خواهد ایمان بیاورد و هر که می‌خواهد کافر شود. حکم از آن خداوند است و او از هر حساب‌رسی سریع‌تر است.
    و اما درباره زیارت قبور، اگر دیدار و زیارت قبر برای دعا و طلب رحمت و استغفار برای متوفی باشد، اشکالی ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تُصَلِّ عَلَىٰ أَحَدٍ مِّنْهُم مَّاتَ أَبَدًا وَلَا تَقُمْ عَلَىٰ قَبْرِهِ ۖ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ ﴿۸۴﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {هرگز بر مرده هیچ یک از آنان، نماز نخوان! و بر کنار قبرش، [برای دعا و طلب آمرزش] نایست! چرا که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و درحالی‌ از دنیا رفتند که فاسق بودند}
    از اینجا درمی‌یابیم، دعا برای اهل قبور مجاز است، به شرط آنکه از شیاطین بشری نباشند. اما زیارت با هدف توسل به صالحان و خواندن آنها به‌ جای خداوند، شرک به پروردگار است. آنها دعای شما را نمی‌شنوند؛ چرا که اجسادشان به علت خارج شدن روح از آن مرده است؛ اگر هم بشنوند پاسخی به شما نخواهند داد و روز قیامت نسبت به شرک شما کافرند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ‌ ﴿١٣﴾ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُ‌ونَ بِشِرْ‌كِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ‌ ﴿١٤﴾} صدق الله العظيم [فاطر]
    {و کسانی را که جز او می‌خوانید حتی مالک گرمی [قطمیری] نیستند! (۱۳) اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‌گویند و روز قیامت، شرک شما را منکر می‌شوند، و هیچ کس مانند خبیر تو را با خبر نمی‌سازد! (۱۴)}
    و تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾ أَمْوَاتٌ غَيْرُ أَحْيَاءٍ ۖ وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾} صدق الله العظيم [النحل]
    {معبودهایی را که غیر از خدا می‌خوانند، چیزی را خلق نمی‌کنند؛ بلکه خودشان هم مخلوقند! (۲۰) آنها مردگانی هستند که زنده نیستند و نمی‌دانند در چه زمانی محشور می‌شوند! (۲۱)}
    تو را از کسانی می‌بینم که کفار را به‌ سوی الحاد نسبت به وجود خداوند و مؤمنان را به شرک به او دعوت می‌کنند و خداوند در برابر کسانی که با آگاهی از حق، باز هم راه پیروی از ذات عزیز و حمید او را منحرف کرده و آن را کج نشان می‌دهند، برای من کافی است. برای آنان که راه مستقیم خداوند را منحرف می‌کنند عذاب عظیمی است و شما خواهید دانست و حکم از آن پروردگار جهان است.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربِّ العالمين..
    الداعي إلى صراط العزيز الحميد؛ خليفة الله وعبده الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


  4. پاسخ امام به کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند...

    مصدر المشاركة
    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - شعبان - 1435 هـ
    04 - 06 - 2014 مـ
    ۱۴- خرداد -۱۳۹۳ه.ش.
    06:05 صبح
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=145835

    ــــــــــــــــــــ

    پاسخ امام به کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاک آنان و تمام پیرویان حق تا یوم الدین و اما بعد...

    ای کسانی که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانید! ای کسانی که معتقدید خداوند چیزِ [شیءِ] موجودی نیست! خداوند از این نسبت‌ها منزه است و این برتری جویی بزرگی است! هیچ چیز همانند او نیست و او سمیع و بصیر است.
    اگر خداوند آن طور که شما باور دارید، چیزِ [شیءِ] موجودی نباشد، پس نیازی به وجود حجاب بین او بندگانش نیست؛ اما می‌بینیم خداوند بین خود و بندگانش حجاب قرار داده است که مانع دیده شدن او توسط بندگانش می‌شود تا بندگانش هلاک نشوند. خداوند تعالی فرموده است:
    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ ٱللَّهُ إِلاَّ وَحْياً أَوْ مِن وَرَآءِ حِجَابٍ}
    صدق الله العظيم [الشورى:۵۱]

    {و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب}
    از این آیات محکم پی می‌بریم که پروردگار عالمیان، دارای ماهیتی [ذات] وجودی است، و برای همین هم هست که خداوند بین خود و بندگانش حجابی قرار داده و از ورای آن حجاب، با بندگانش سخن می‌گوید. آیا نمی‌بینید خداوند حجابی را برای پوشاندن دیده بندگان و ممانعت از دیدن پروردگار و معبودشان خلق کرده است؟ اما شما از تردیدکنندگانی هستید که آگاهانه حق را با باطل می‌پوشانند.
    و اما درباره «حرث»، پیش از این به حق فتوا داده بودیم که زن به عنوان حرث [کشتزار] خوانده می‌شود، چرا که خداوند او را کشتزار پرورش نسل بشر قرار داده است. بذر در پشت مردان است و برای همین پیامبر فرمودند:
    [كان مني حرثك وعليّ بذرك]
    [حرث -مادر- تو از نسل من و بذر -نطفه- تو از علی است]

    ای مرد! مگر خداوند تعالی نمی‌فرماید:
    {نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَّكُمْ}
    صدق الله العظيم [البقرة:۳۲۲]
    {زنان شما، کشتزار شما هستند}؟
    یعنی کشتزار فرزندانتان، پس چرا اصرار داری که حق را با باطل بپوشانی؟ به خداوندی که جز او خدایی نیست قسم، تو می‌خواهی با هر وسیله ممکن، راه پیروی از حق را منحرف کنی.

    برای همین می‌بینیم که می‌گویید: «به راستی که دانش ناصر محمد قبل از این گفته شده است [سخنانش چیز جدیدی نیست]». پس ما به حق در برابرتان حجت آورده و می‌گوییم: به راستی که خداوند، امام مهدی ناصر محمد را برانگیخته تا بین عقاید مختلف حکم کند و بگوید فلانی! درباره فلان مسئله حق باتوست، اما درباره فلان مسئله
    حق با تو نیست و عقیده‌ات باطل است و حق با علمای مذهب فلان طائفه است و...

    شرط این نیست که حتما لازم باشد امام مهدی، علم جدیدی را بیان کند که پیش از او احدی از علمای امت آن را نگفته باشند. پیش از این هم فتوا داده بودیم که من از قرآنیون نیستم و حتی اگر ببینید من در یک یا دو مسئله با آنها موافقم، در ده مورد دیگر، به حق با آنان مخالف بوده و می‌گویم: در این مورد حق با علمای دیگر مذاهب است. مهم این است که من حکم را از محکمات کتاب خداوند، قرآن عظیم، استنباط می‌کنم و از بیشتر مطالبی که علمای مذهبی‌تان می‌گویند، چیزی نمی‌دانم. من از نوشته‌ها و کتاب‌های آنان برای شما حجت نمی‌آورم، بلکه با آیات محکم قرآن عظیم در برابرتان حجت اقامه می‌کنم.
    ای مرد! واقعیت این است که حق پراکنده شده و در بین مذاهب مختلف پاره پاره شده است و ما آن را جمع کرده و با محکمات قرآن عظیم، به تفصیل آن را بیان می کنیم و فتوا را به خداوندی نسبت می‌دهیم که قرآن عظیم را نازل کرده است و می‌گوییم: «خداوند تعالی می‌فرماید» و نمی‌گوییم غزالی یا شافعی گفته‌اند، بلکه خداوند تعالی فرموده‌است و برهان و حجت علمی را از قرآن عظیم برایتان می‌آوریم؛ پس شما بعد از حق به دنبال چه می‌گردید
    ؟ جز گمراهی آشکار؟!
    از خدا امید دارم بین من و شما به حق و آن‌گونه که دوست دارد و راضی می‌شود، حکم فرماید. ای کسانی که وقت خود را می‌گذارید تا مسیر حق را منحرف کرده و مردم را از آن بازدارید! آیا از کسی نمی‌ترسید که از نفس شما باخبر است؟‌ آیا از او تقوا نمی‌کنید؟ بلکه می‌بینم اصرار دارید تا مردم را از دعوت مهدوی دور کنید، پس به حق به شما جواب می‌دهیم که: ای جماعت شیاطین بشر که تظاهر می‌کنید ایمان دارید و کفر و مکر خود را برای منحرف کردن مسیر حق، پنهان نگه می‌دارید؟ از مکر خداوند واحد و قهار در امان نیستید و اگر می‌خواهید، شما را به مباهله دعوت می‌کنیم تا لعنت خداوند بر دروغگویان باشد. برایتان حجت‌های زیادی آوردیم و گفتگوی شما بیش از ۳۷ صفحه شده است، اما باز حق را با باطل پوشانده و آگاهانه کلام را از موضعش تحریف می‌کنید. گفتگو با شما هنوز ادامه دارد تا اینکه با مباهله بین من و شما به آن پایان دهیم، پس مباهله می‌کنیم و از خدا می‌خواهیم ظالمان را لعنت کند.
    وسلامٌ على المرسلين والحمد لله ربِّ العالمين.


  5. تفکر در ذات خداوند، مخالفت با فرمان خدا و رسولش است، تفکر باید در باره نعمت‌های پروردگار و نشانه‌های او باشد که دلالت بر وجود خداوند داشته و منجر به شناختن قدرت عظیم او می‌گردد

    مصدر المشاركة
    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - شعبان - 1435 هـ
    05 - 06 - 2014 مـ
    ۱۵-خرداد-۱۳۹۳ه.ش.
    05:01 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيـان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=145984


    ــــــــــــــــــــ

    تفکر در ذات خداوند، مخالفت با فرمان خدا و رسولش است، تفکر باید در باره نعمت‌های پروردگار و نشانه‌های او باشد که دلالت بر وجود خداوند داشته و منجر به شناختن قدرت عظیم او می‌گردد...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان و تمام پیروان دعوتِ حقِّ پروردگار در تمام زمان‌ها و مکان‌ها تا یوم الدین و اما بعد...
    ای «باحث عن البینه»! تو با مطرح کردن اینکه: «خداوند چیزِ [شیءِ] موجودی نیست»، ذات پروردگار را انکار می‌کنی. من تو را از یهودیان می‌بینم، چرا که با چنین مکری، قصد داری مسلمانان را وادار کنی درباره ذات خداوند فکر کنند. علت هم این است که می‌دانی اگر به ذات خداوند فکر کنند این امر می‌تواند به کافر نسبت به ذات خداوند بیانجامد. به راستی که تفکر در ذاتِ الهی، بر خلاف دستور خداوند و رسولش است که در حدیث حق آمده است. در حقیقت خداوند و رسولش فرمان داده‌اند که درباره نعمت های خداوند و آیاتی که بر وجود پروردگار دلالت داشته و باعث شناخت قدرت عظیم او می‌گردند، تفکر صورت گیرد، تا با یقین پیدا کردن نسبت به حقیقت وجود خداوند، از عذاب او درهراس باشند. محمد رسول‌الله شما را از تفکر درباره کیفیت و چگونگی ذات خداوند نهی نموده است، خداوند و رسولش از شما دعوت کرده‌اند تا پیرامون نعمت‌های پروردگار و آیات و نشانه‌های او در آسمان‌ها و زمین فکر کنید. محمدٌ رسول‌الله صلَّى الله عليه و آله و سلَّم می‌فرماید:
    [ تفكّروا في آلاء الله، و لا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]
    صدق عليه الصلاة والسلام.
    [پیرامون نعمت‌های خداوند فکر کنید، درباره ذات خداوند فکر نکنید که هلاک خواهید شد].
    درواقع، امر خداوند برای تفکر درباره هر چیزی که از نشانه‌های او در آسمان‌ها و زمین است، برای این است که ایمان آورده و به وجود ذات الله که «شیء اول» است، یقین پیدا کنند. او خالق تمام چیزهایی است که در محدوده ملکوت و ماواریِ ملکوت است. «شیء اولی» که چیزی پیش از او نبوده است و به شما فرمان داده است تا در آيات و نشانه‌هایش فکر کنید تا یقین پیدا کنید ذات او در ورای ملکوت خداوند سبحان و تعالی وجود دارد و غیر از این برتری طلبی بزرگی است! تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قُلِ انظُرُوا مَاذَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَمَا تُغْنِي الْآيَاتُ وَالنُّذُرُ عَن قَوْمٍ لَّا يُؤْمِنُونَ ﴿۱۰۱﴾} صدق الله العظيم [يونس]
    {بگو: «بنگرید که در آسمان‌ها و زمین چیست؟» اما این آیات و انذارها به حال کسانی که ایمان نمی‌آورند مفید نخواهد بود!}
    نشانه‌هایی که بالای سر و زیر پای شماست، دلایل وجود پروردگار سبحان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ لَآيَاتٍ لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿۱۹۰﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    { مسلماً در آفرینش آسمان‌ها و زمین و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌هایی برای خردمندان است.}
    به همین ترتیب، آفرینش شما هم حجت خداوند برشماست، آیا شما از هیچ چیز آفریده شده‌اید، یا خودتان خالق خود هستید! یا مگر آسمان‌ها و زمین را شما آفریده‌ايد یا این شما هستید که بر ملکوت آسمان‌ها و زمین مسلط‌ هستید [درحالی‌که]ذات پروردگار بر بالاي ملكوت قرار دارد؟ هیچ انسان وهیچ بنده‌ای در آسمان‌ها و زمین وجود ندارد که خداوند با او آشکار سخن بگويد، مگراز پس حجابی که مانع بین بنده وخالقی است که بزرگتر از تمام مخلوقاتش است. این خداوند شماست که از هر چیزی در عالم وجود بزرگ‌تر است، سبحان الله اگر ذاتی برای خداوند نبود؛ تکرار می‌کنیم اگر برای خداوند ذاتی نبود که بر عالم وجود احاطه داشته باشد و شما به هر سمتی که رو می‌کردید وجه خداوند نبود؛ پس برای چه پروردگار بین خود و بندگانش حجابی پوشاننده قرار داد تا آنها را از دیدن خداوند بپوشاند؟ آن حجاب برای پوشاندن خداوند سبحان نیست، خداوند بزرگتر از هر شیئی است که
    در عالم وجود دارد! به راستی که حجاب، ملکوت را می‌پوشاند تا پروردگار ملکوت دیده نشود. خداوند بر حجاب خود تجلی نمی‌کند، پاک و منزه است او؛ بلکه حجاب الهی نیز، به قدرت خداوند، از دیدن پروردگار محجوب است، همان‌گونه که برچشم نبیّ خداوند موسی -سلام و صلوات بر او- به قدرت خداوند حجاب کشیده شد. در زمانی که پروردگار بر کوه ظاهر شده و آن را متلاشی کرد و موسی از هراس آنچه که بر سر کوه آمده بود بیهوش شد با وجود اینکه موسی علی السلام و الصلاة در زمان تجلی خداوند بر کوه در آن مکان حضور داشت، خداوند بر نبی خود موسی و چیزهایی که اطراف موسی بود حجاب انداخت تا شاهد ذات خداوند نباشند. نبیّ خداوند موسی که سلام و صلوات بر او باد، ذات پروردگارش را ندید، چون دیدنِ ذات خداوند مشروط براین بود که کوه بعد از تجلی خداوند [که منحصربه کوه بود]، برجایش باقی مانده باشد، اما ذات عظیم کوه، تحمل عظمت ذات خداوند سبحان را نکرد و متلاشی شد.
    ای انصار پیشگام برگزیده! به فتوای حق ما درباره «الباحث عن البینه» گوش فرا داده و هوشيار باشيد، به خداوند شهادت می‌دهم، شهادتی که اگر در مورد فتوایی که درباره «باحث عن البینه» داده‌ام، از ظالمان باشم، در پیشگاه خداوند مورد محاسبه قرار خواهم گرفت و شاهد بودن خداوند کافی است: «باحث عن البینه» به دنبال آن است که مسلمانان را دچار فتنه کند تا با رو گرداندن از تفکر در مورد نشانه‌های خداوند، ذهنشان روی تفکر بر ذات خداوند متمرکز شده و به‌خاطر کفر به خداوند، هلاک شوند؛ چرا که با امر محمد رسول‌الله صلَّى الله عليه وآله وسلَّم مخالف کرده‌اند که می‌فرماید:
    [ تفكّروا في آلاء الله، ولا تفكروا في ذات الله فتهلكوا]

    صدق عليه الصلاة والسلام
    [پیرامون نعمت‌های خداوند فکر کنید، درباره ذات خداوند فکر نکنید که هلاک خواهید شد].
    به همین ترتیب، می‌بینم تحدیِ لغوی می‌کنی و سپس عامدانه مرتکب خطا شده و مقصود خداوند تعالی دربیانش:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ‌ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿٣٥﴾ أَمْ خَلَقُوا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بَل لاَّ يُوقِنُونَ ﴿٣۶﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌] هستند (۳۵) آیا آنها آسمان‌ها و زمین را آفریده‌اند؟! بلکه آنها جویای یقین نیستند! (۳۶)}
    را تحریف می کنی. این آیه محکم و روشن، از آیات اساسی و ام الکتاب است که در آن خداوند فتوا می‌دهد: باید برای هر فعل و عملی فاعلی باشد و باید چیزی آنها را آفریده باشد؛ چون آنها که خود را نیافریده‌اند و آفریننده آسمان‌ها و زمین نیز نیستند، پس باید چیزی انسان و آسمان‌ها و زمین و مابین آنها را آفریده باشد و او «اول» است که نه چیزی قبل از او بوده است و نه چیزی در بین مخلوقاتش همانند اوست. فکر می‌کنید، این «اوّل»، چه می‌تواند باشد؟ جواب را مستقیم به پروردگار وامی‌گذاریم:

    {ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿۶۲﴾ كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۶۳﴾ اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَاراً وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۴﴾} صدق الله العظيم [غافر].
    { این است خداوند، پروردگار شما که آفریننده همه چیز است؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ با این حال چگونه از راه حق منحرف می‌شوید؟! (۶۲) این چنین کسانی که آیات خدا را انکار می‌کردند، منحرف می‌شوند! (۶۳) خداوند کسى است که زمین را آسایشگاه و آسمان را سر پناه شما قرار داد. و شما را صورت‌گرى کرد، پس چهره‌هایتان را نیکو نگاشت. و از پاکیزه‌ها به شما روزى داد. این است خدایى که پروردگار شماست، پس پربرکت و بلندمرتبه است خدایى که پروردگار جهانیان است. (۶۴)}
    این جواب سؤالی است که در بیان اخیرت مطرح کرده‌ای. ما ثابت خواهیم کرد که تو از شیاطین بشر هستی که به ایمان تظاهر کرده و در باطن، کفر و مکر خود را پنهان می‌کنند و بشریت را به صورت غیر مستقیم به الحاد نسبت به الله دعوت می‌کنی و اگر نتوانی آنها را به فتنه اندازی، از آنها دعوت می‌کنی با خواندن بندگان مقرب به جای خدا؛ نسبت به پروردگار شرک بیاورند. ولی مکر شما را جز کسی که خداوند در قلبش فرقان [و توانایی جدا کردن حق از باطل] را نهاده باشد، کسی نمی‌تواند درک کند؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يِا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَاناً وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ﴿۲۹﴾ وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿۳۰﴾} صدق الله العظيم [الأنفال].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید، برای شما وسیله‌ای جهت جدا ساختن حق از باطل قرارمی‌دهد و گناهانتان را می‌پوشاند و شما را می‌ آمرزد و خداوند صاحب فضل و بخشش عظیم است! (۲۹) هنگامی را که کافران نقشه می‌کشیدند که تو را به زندان بیفکنند، یا به قتل برسانند، و یا (از مکّه) خارج سازند؛ آنها چاره می‌اندیشیدند و مکر می‌کردند و خداوند هم تدبیر می‌کرد و خدا بهترین چاره جویان و تدبیرکنندگان است! (۳۰)}.
    امام مهدی به تیزهوشی شیاطین جن و برای مشخص شدنِ افراد خبیث از افراد پاک در بین جن و انس، اذعان دارد و خداوند ثمره این تیزهوشی را در آتش جهنم با عذاب مضاعف به آنها می‌دهد. تیزهوشی آنها به‌کارشان نمی‌آید و خداوند [بدون اینکه ظلمی درحقشان کرده باشد] به‌خاطر کبر و غروری که در نفسشان است آنها را گمراه کرده و چشم بصیرتشان را از دیدن حق و پیروی از آن کور می‌کند. ولی خداوند، تیزهوشی شیاطین جن و انس را با تیزهوشی امام مهدی ناصر محمد به چالش می‌کشد و او را برانگیخته است تا مکر شیاطین جن و انس را از ابتدا تا انتها کشف نماید، با این فرموده خداوند تعالی برایتان مثال می‌آورم:

    {كَذَلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿۵۲﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿۵۳﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    {بدين سان بر كسانى كه پيش از آنها بودند هيچ پيامبرى نيامد جز اينكه گفتند: «ساحر يا ديوانه‌اى است.» (۵۲) يا همديگر را به اين [سخن‌] سفارش كرده بودند؟ [نه!] بلكه آنان مردمى سركش بودند.(۵۳)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: علت اینکه تمام امت‌ها همین پاسخ را به رسولان خداوند می‌دهند چیست؟ پیش از این امام مهدی دراین باره فتوا داده بود که در زیر رونوشت آن را می‌آوریم:

    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - ربيع الثاني - 1428 هـ
    11- 05 - 2007 مـ
    ۲۱-اردیبهشت-۱۳۸۶ه.ش.
    11:07 مساءً
    ــــــــ


    بیان مهدی منتظر در باره راز مکر شیاطین تا مردم قادر به تشخیص حق از باطل نباشند...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر آخرین نبیّ و رسول الهی محمد صدق امین و بر خاندان و صحابه پاک و مطهرش و تمام بندگاه صالح خداوند در میان گذشتگان و آیندگان و در عالم بالا تا یوم الدین و اما بعد...

    چرا علمایی که از خطابه‌های من آگاهی یافته‌اند، علی‌رغم اینکه برخی از آنها برایشان غریب است، همچنان سکوت خود را حفظ کرده‌اند؟ بر آنهاست تا درباره مطالب غریب آن با من گفتگو کنند تا در خصوص آن [مطالب غریب] دانش بیشتری در اختیارشان گذاشته و موضوع برای آنها و عموم مسلمانان روشن شود، مسلمانانی که ایمانشان نسبت به کار من منوط به ایمان علمای مذاهب دینی و اختلافاتشان درباره شأن مهدی منتظر شده است. پس برای شما درباره شأن مهدی منتظر فتوا خواهیم داد تا بدانید کسی که ادعای مهدویت می‌کند حقیقتاً مهدی منتظر است یا فردی است که با مسّ شیطان مریض شده است و این از مکر شیطان است که برخی از کسانی که دچار مسّ شیطان شده‌اند را وسوسه کرده و به‌ناحق در قلب آنها توهم ایجاد می‌کند. بعد از مدت کوتاهی برای دیگران روشن می‌شود که این فرد بیمار است و به‌خاطر این مکر شیطانی، مردم هر نبیّ و پیامبری را که خداوند برمی‌انگیزد، مجنون دانسته و می‌گویند یکی از خدایان ما او را دیوانه کرده است؛ اما شیاطین می‌دانند که خداوند به راستی نبیّ خود را با معجزه‌ای که خارج از قدرت و عادت بشر است یاری می‌کند و مردم باور خواهند کرد که این نبیّ به حق رسول خداوند است چرا که با این معجزه؛ خداوند به یاری او آمده است. پس شیاطین سحر تخیلی [چشم بندی] را اختراع کردند و به بعضی از انسان‌های غافل یاد داده و به آنها گفتند: «بگویید که ساحرید و در چشم مردمی که دور شما جمع شده‌اند، سحر کرده و آن آیات [نشانه‌های] سحر آمیز را به آنان نشان دهید»!
    اختراع این چنین دروغ‌هایی، زمان‌هایی بسیار قدیم انجام شد و شیاطین در زمینه دور کردن بشر از ایمان به خداوند و نشانه‌ها و آیات او، به موفقیت بزرگی دست یافتند. هر بار که خداوند برای امتی یک نبیّ فرستاد، اولین چیزی که می‌گویند این است: «او دیوانه و مجنون است، یکی از خدایان ما به او آسیب رسانده‌است». سپس رسولشان در جواب می‌گوید: «ای مردم من دیوانه نیستم بلکه رسولی از جانب پروردگار جهانم». مردم می‌گویند: « اگر راست می‌گویی از خدایت بخواه معجزه‌ای به تو بدهد». سپس خداوند برای یاری او، از نزد خود معجزه‌ای می‌فرستد که ناشی از سحر تخیلی و چشم بندی نیست، بلکه حقیقی و واقعی است. مردم می‌گویند: «امر تو برای ما روشن شد؛ تو دیوانه نیستی بلکه ساحری!» و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {كَذَٰلِكَ مَا أَتَى الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ﴿٥٢﴾ أَتَوَاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ ﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الذاريات].
    { این گونه است که هیچ پیامبری قبل از اینها به‌سوی قومی فرستاده نشد مگر اینکه گفتند: «او ساحر است یا دیوانه!» (۵۲) آیا یکدیگر را به آن سفارش می‌کردند؟! نه، بلکه آنها قومی طغیانگرند. (۵۳)}.
    ای علمای امت! من در قرآن درباره اینکه مردم به یکدیگر سفارش کرده باشند که همگی این جواب واحد را به رسولان خداوند بدهند، چیزی پیدا نمی‌کنم. اما از آنجا که انجام سحر در هیچ زمان و مکانی ممنوع نشده است، سحر تخیل باعث کافر شدن مردم نسبت به رسولان خداوند و نشانه‌های خارق العاده او شده‌است، چون مردم قادر به تشخیص بین سحر و معجزه نیستند. می‌گویم سحر تخیلی [چشم بندی] مانند سراب است که تشنه آن را آب واقعی می‌پندارد، درست مثل این است که با چشم آب را بدون شک و تردید می‌بیند تا اینکه به آن می‌رسد و چیزی پیدا نمی‌کند و هیچ واقعیت نداشته و حتی یک ذره نیز اثری از حقیقت در آن نیست، اما ترس مردم از ساحران مانع تشخیص آن می‌شود و مردم قادر به تشخیص و جدا کردن معجزه و سحر نیستند، چون ساحران با سحر بزرگی که در برابر مردمان به نمایش در می‌آورند آنها را به هراس می‌اندازند. اما آن سحر، در واقعیت هیچ اساسی ندارد و حقیقی نیست، درست مانند ساحران فرعون که در روز عید [یوم الزینة] مردم را به هراس انداختند. در آن روز مردم را جمع کردند تا ساحر بودن موسی را به مردم نشان دهند،.ساحران ریسمان‌ها و طناب‌های خود را افکندند و در چشم مردم، آنها را به صورت مارهایی که حرکت می‌کردند نشان دادند و با سحر عظیمی که د ربرابر مردم به نمایش در آوردند آنان را به هراس انداختند. حتی نبی خداوند، موسی، نیز ریسمان‌ها را همانند مارهایی دید که حرکت می‌کنند و نزد خود هراسان شد که نکند عصای او نیز مانند چوب‌های آنها باشد [و مار حقیقی نباشد]. پس خداوند به قلب او آرامش وسکینه نازل فرمود. موسی عصای خود را افکند و واقعاً به یک مار بزرگ تبدیل شد، نه اینکه در چشم مردمان مار به نظر بیاید. مارِ زنده، به چوب‌ها و ریسمان‌های ساحران حمله کرد و آنها را به دهان گرفت و بلعید و ساحران سجده‌کنان به زمین افتادند. آنان با توجه به سابقه‌ی ساحری، دریافتند نشانه موسی سحر نیست بلکه معجزه‌ای حقیقی و واقعی است که عصاها و ریسمان‌های آنها را بلعیده است. آنها تا آن زمان ماری به آن سترگی و قدرت ندیده بودند. اما فرعون گفت: «موسی، بزرگ شماست که سحر را به شما یاد دادهخ‌است»، چرا که فرعون قادر به تفکیک بین سحر و معجزه نبود.
    اگر من در میان آنها بودم حکم داده و می‌گفتم: ای فرعون! به ساحران و به موسی فرمان بده تا سر مارهای خود را بگیرند، سپس جلو برو و دست خود را به دم مارها بکش تا مار حقیقی را با لمس کردنش، بشناسی و زیر دستت احساس کنی. اگر دمش را با دست خود فشار دهی، تکان خواهد خورد، چرا که علی‌رغم اینکه [قبلاً] فقط یک عصا بود؛ حال مار واقعی و زنده است و بین لمس عصا و مار اختلاف زیادی هست. پس صفاتِ مار را در عصای موسی که با قدرت کن فیکون خداوند به ماری آشکار و حقیقی و واقعی تبدیل شده است پیدا خواهی کرد.

    اما چوب‌ها و ریسمان‌های ساحران تغییر نکرده و تنها در چشمِ خیال تبدیل [به مار] شده‌اند و با لمس آنها می‌توان دریافت که ماهیت آنها تغییر نکرده است. اگر در عالم واقعیت لمس شوند، باز هم چوب و عصا هستند و با دست زدن به آنها می‌فهمد آنها عصای خشک و جامدند و در عالم واقعیت مثل عصای موسی که صلوات و سلام بر او باد؛ تغییر نکرده‌اند. کفار قریش نیز چنین بودند، چون از سحر، آگاهی قبلی نداشتند؛ حتی اگر با دست خود معجزه را به صورت واقعی و حقیقی لمس می‌کردند باز هم منکر آن می‌شدند و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَلَوْ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ كِتَابًا فِي قِرْطَاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ لَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هَـٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿٧﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {اگر ما نامه‌ای روی صفحه‌ای [کتابی کاغذی] بر تو نازل کنیم و آن را با دست‌های خود لمس کنند، باز کافران می‌گویند: «این، چیزی جز یک سحر آشکار نیست}
    ای رهبران جهان! به راستی که سحر باعث هلاک مردمان گذشته شد، آنان آیات خداوند را سحر آشکار دانسته و نسبت به آنها کافر شدند و این موجب هلاکت آنها شد. من از تمام ساحرانی که در گوشه و کنار جهان و در هر شهر و روستایی که بشر در آن ساکن است، زندگی می‌کنند، دعوت می‌کنم پیش از آنکه به دست خداوند هلاک شوند به‌سوی او بازگشته و توبه کنند. حتی یک نفر از کسانی که سرپیچی و استکبار ورزد، جان به‌در نخواهد برد.

    ای علمای امت! شما را چه می‌شود؟ چرا از گفت‌وگو می‌گریزید؟ به خصوص کسانی از شما که از سخنان من مطلع شده‌اید، چرا بازهم سکوت اختیار می‌کنید؟ اگر می‌بینید من به حق مهدی منتظرم، پس برشماست که به حق شهادت دهید و با وجود دانستن واقعیت آن را پنهان نکنید و اگر درباره من اطمینان حاصل نکرده‌اید؛ بعد از گفت‌وگو با من، درخواهید یافت که به اذن الهی، دانش من از کتاب خداوند بیش از شماست؛ چه کسی بین شما هست که بتواند بگوید حتی یک حرف به من آموخته است؟ و عاقبت امور با خداست.
    ای علمای مسلمین! بدانید که مهدی منتظر واقعی در علم کتاب از شما داناتر و آگاه‌تر است. هیچ‌کس نیست که از کتاب خداوند با او بحث کند، مگر آن‌که او با حقی روشن و واضح از آیات قرآن حکیم بر او چیره شود؛ آیات محکمی که انحراف از آن باعث هلاکت است. ای علمای امت اسلامی که به قرآن عظیم مؤمنید! هرکس که مرا تکذیب می‌کند، امتحان کند. من کتاب جدیدی برایتان نیاورده‌ام؛ بلکه کتاب خداوند را که در دستانتان است برایتان تشریح و بیان می‌کنم. بدعت‌گذار نیستم، بلکه تابع آن چیزی هستم که بر آخرین رسول و نبیّ خداوند، محمد رسول الله- که افضل ترین سلام و صلوات بر او و خاندانش باد- و برای تمام مردم نازل شده است.
    این چنین است که شیاطین از طریق کسانی که بدون علم و هدایت و کتابی روشنگر ادعای مهدویت می‌کنند مکر نموده‌اند، ولی من مهدی هستم که مردم را با بصیرتی که از جانب پروردگارم به‌سوی من و هر کسی که از من پیروی کند آمده است، به‌سوی خداوند دعوت می‌کنم؛ پس چرا مرا تکذیب می‌کنید؟ اگر مرا گمراه می‌بینید و اگر راست می‌گویید، به من خبر داده و راهنماییم کنید تا به‌سوی حق هدایت شوم. اگر راست می‌گویید، برایم کتاب هدایتگرتر از کتاب خداوند، قرآن، بیاورید. اما ای علمای امت اعم از مسلمان و مسیحی و یهود! اگر چنین نکرده و باز هم به انکار امر من ادامه بدهید، شما را به مباهله دعوت خواهم کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ} صدق الله العظيم [آل عمران:۶۱].
    { هرگاه بعد از علم و دانشی که به تو رسیده، (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیز برخیزند، به آنها بگو: «بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.}

    المهديّ المنتظَر الإمام ناصر محمد اليماني





  6. حق برای هر کسی که قلبی آگاه یا گوشی شنوا داشته باشد، روشن شد و او گواه بر بیان حق قرآن مجید است....

    مصدر المشاركة
    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    08 - شعبان - 1435 هـ
    06 - 06 - 2014 مـ
    ۱۶-خرداد-۱۳۹۳ه.ش.
    04:35 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصلية للبيــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=146108

    ـــــــــــــــــــــ


    حق برای هر کسی که قلبی آگاه یا گوشی شنوا داشته باشد، روشن شد و او گواه بر بیان حق قرآن مجید است....


    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان و تمام پیروانِ دعوتِ حق پروردگار تا یوم الدین، ما بین هیچ‌یک از رسولان خداوند فرقی نگذاشته و بر تمامی آنان صلوات فرستاده و تسلیمشان هستیم و اما بعد...
    ای «باحث عن البینه»! همانا که تصمیم به فرار گرفته‌ای و این به‌خاطر هراس شما از این است که امام مهدی ناصر محمد تمام روش‌هایی را که برای بازداشتن مردم از راه راست به کار می‌گیرید، آشکار کند. اما در موردِ حکم تو، تو از کسانی هستی که کلام را از موضع مورد نظر خداوند تحریف می‌کنند و برهان آشکار آن، تحریف این کلام خداوند از جانب توست که می فرماید:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}
    صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}
    این از آیات محکم کتاب است که مفهوم آن برای علمای امت و عامه مسلمانان و هر عرب زبانی، روشن و واضح است و همه متوجه می‌شوند که
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}،

    چه معنایی دارد. مقصود این است که
    آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند. اما تو سخن خداوند را از موضعش جابه‌جا و تحریف می‌کنی تا حق را با باطل بپوشانی. این از روی جهل و نادانی نیست، بلکه به عمد این آیه را تحریف می‌کنی تا حجت خدا و رسول خدا و امام مهدی در برابر ملحدان، نادیده گرفته شود:
    {أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ﴿۳۵﴾}صدق الله العظيم [الطور]
    {آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند (۳۵)}
    .
    این پاسخ خداوند به فلسفه ملحدان است. خداوند در برابر ملحدان این پرسش را قرار داده و به آنها می‌گوید:
    آيا آنها از هيچ [و بى‌هيچ خالقى‌] خلق شده‌اند يا خود خالق [خويش‌]اند؟ چون وجود آنها نشانه این است که یا چیزی هست که آنها را آفریده است یا خودشان آفریننده‌اند. احتمال سومی وجود ندارد، یا چیزی هست که آنها را آفریده و یا خودشان آفریننده خویش هستند. آنها می‌دانند که نمی‌توانند خودشان را بیافرینند. اگر تمام مخلوقات جمع شوند هم نمی‌توانند حتی یک مگس بیافرینند.
    اما تو مقصود اصلی آیه را تحریف می‌کنی تا ذات خداوند سبحان را نفی کنی؛ اما ما مکر تو را آشکار کردیم و می‌بینی که ناصر محمد، به حق، حیله‌ای که روزها یا ماه‌ها تدارک آن را دیده‌ای، آشکار کرده است و ما می‌دانیم تو دنبال راه دیگری هستی تا مردم را از پیروی از راه مهدی منتظر ناصر محمد یمانی بازداری . حتماً با نام جدید و حیله‌ای جدید بازخواهی گشت اما هیهات، هیهات! ما در کمین تو هستیم.
    به خداوند قسم که من از همان بیان اولی که نوشتید، لحن و اسلوب سخنتان را می‌شناسم، اما برای دادن فتوا صبر می‌کنم تا کسانی که نمی‌دانند تصور نکنند علیه هر کسی که با ما مخالفت کند، اعلان جنگ کرده و می‌گوییم از شیاطین بشر است که با تظاهر به ایمان مکر و کفر خود را پنهان می‌کند تا مسیر پیروی از ذکر را منحرف سازد. پس برای اینکه کسی ما را ملامت نکند، درنگ می کنیم تا با دلیل قاطع و علمی در برابرتان حجت بیاوریم و برای همه روشن شود که شما از حق روبرگردانده و قصد دارید آن را دگرگون نشان دهید و مقصود اصلی کلام را تحریف نمایید. حمد خداوند را سزاست که می‌داند من در حق تو هیچ ظلمی نکرده‌ام، که اگر به تو ظلم کرده باشم خداوند برایت کافی است تا بین امام مهدی ناصر محمد یمانی و تو حکم نماید که او بهترین جداکننده [حق از باطل] است.
    اما درباره اینکه تعداد کسانی که مرا باور و تصدیق کرده‌اند کم است و این را حجت خود در برابر من قلمداد می‌کنی؛ جواب را مستقیم از جانب خداوند برایت می‌آورم که :
    {وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِي الشَّكُورُ}صدق الله العظيم [سبأ:۱۳]
    { عده کمی از بندگان من شاکرند}
    و الحمدلله که هر روز بر تعداد این انصار کم شمار، افزوده می‌شود. در ابتدای امر، قضیه برای مسلمانان غریب بود، چگونه ممکن است نام مهدی منتظر ناصر محمد باشد، درحالی‌که این نام در بین هیچ‌یک از فرق متعدد اسلامی وجود ندارد! تا اینکه برایشان حجت آوردیم که مقصود از «تواطؤ»، تطابق نیست، بلکه اصطلاحاً و از نظر لغوی معنای آن «توافق و همراهی» است. پس فکر کرده و به این نتیجه رسیدند که با وجود فصاحت زبان و آگاهی از زبان عربی و صرف و نحو آن، تفسیر آنها در مورد حدیث حق نبوی [يواطئ اسمه اسمي] ظالمانه بوده است و به خطا رفته،اند و خطای لغوی آنها را ناصر محمد که از نظرتسلط بر لغات عرب از آنها ضعیف‌تر است، کشف نموده‌است. ما در بسیاری از مسائل، چیزهایی را به شما یاد داده‌ایم که قبلاً نمی‌دانستید. حال حق برای کسی که قلبی آگاه و گوشی شنوا داشته باشد، روشن گردیده و او خود گواه آن است. ما با بیان حق قرآن مجید شما را به راه خداوند عزیز و حمید هدایت می‌کنیم و پروردگار من، با وحی تفهیمی که مستقیم به قلب فرستاده می‌شود، اینها را به من می‌آموزد و آیه‌ای [از قرآن] را که برهان روشن و قاطع برای تردیدکنندگان است، به من الهام می‌نماید . خداوند بیان حق قرآن عظیم را به من آموخته است، نه وحی جدیدی از جانب خداوند به قلب من الهام می‌شود و نه حتی یک کلام جدید در دین خداوند، اسلام، آورده می‌شود؛ بلکه ما برهان قاطع علمی‌ای که برای شما می‌آوریم برای آن است که بدانید بیان از آیات قرآن عظیم استنباط شده و یا از احادیثِ حقِّ بیان نبوی گرفته شده‌است. اما شما بهتان بزرگی به ما زدید و ما را متهم کردید که خداوند و رسول او را تکذیب می‌کنیم. خداوند دربرابر این دروغ و افترایی که ظالمانه به ما نسبت داده شده‌است، ما را یاری می‌کند.
    درهر حال از گفت‌وگوی بین من و شما و انصار، هزاران نفر مطلع شده‌اند، پس آنها را وامی گذاریم تا عقلشان حکم دهد کدام یک از ما، به حق سخن گفته و به اذن خداوند عزیز و حکیم راه راست را نشان می‌دهیم.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين الجنّ والإنس الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


  7. پاسخ محکم و مستدل علمی؛ حکم با خداوند است و امر گذشته و آینده با اوست که او بهترین جداکننده حق و باطل است...

    مصدر المشاركة
    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - شعبان - 1435 هـ
    09 - 06 - 2014 مـ
    ۱۹-خرداد-۱۳۹۳ه.ش.
    09:39 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=146513

    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ محکم و مستدل علمی؛ حکم با خداوند است و امر گذشته و آینده با اوست که او بهترین جداکننده حق و باطل است...


    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر محمد رسول‌الله و خاندانش و بر تمام مؤمنان در هر زمان و مکان تا یوم الدین و اما بعد...
    سلام و رحمت و برکات خداوند بر تمامی انصار پیشگام برگزیده و سلام بر تمام آنانی که با علم و برهانی روشنی‌بخش که از نزد خداوند «العلی العظیم» آمده است، در پی یافتن حقّ هستند و سلام بر ما و بندگان صالح خداوند...
    «الباحث عن البینه»! ما قبلاً پاسخ سؤال تو را دادیم، «الباحث عن البینه» در سؤال خود خواسته بود این فرموده خداوند تعالی تبیین شود:
    { اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ}
    صدق الله العظيم [الزمر:۶۲]
    {خداست كه آفريدگار هر چيزى است}.
    جواب این است که: البته که همین‌طور است و به راستی که الله، خالق تمام آن چیزهایی است که در ملکوت، وجود دارند و در این ملکوت چیزی وجود ندارد که آفریننده‌ای غیر از خدا داشته باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ﴿۱۱﴾} صدق الله العظيم [لقمان.
    {اين آفرينش خداست. پس به من بنمايانيد آنها كه غير او هستند چه آفريده‌اند. بلكه ظالمان در گمراهى آشكارى هستند.}
    برای اینکه خداوند تعالی آفریننده تمام چیزهایی است که در ملکوت هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلِ اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَهُوَ الوَاحِدُ القَهَّارُ} صدق الله العظيم [الرعد:۱۶].
    {بگو: اللّه آفريننده هر چيزى است و او يگانه‌ی قهار است.}
    مقصود خداوند، اشیائی است که در ملکوت خداوند وجود دارند و ملکوت ديگری جز آنچه که خداوند آفریده است وجود ندارد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّاسُ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ هَلْ مِنْ خَالِقٍ غَيْرُ اللَّهِ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لا إِلَهَ إِلا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ﴿۳﴾} صدق الله العظيم [فاطر]
    {اى مردم، نعمتى را كه خدا بر شما ارزانى داشته است ياد كنيد. آيا جز خدا آفريننده ديگرى هست كه شما را از آسمان و زمين روزى دهد ؟ خدايى جز او نيست، پس چگونه از حق منحرف می‌شويد؟}
    خداوند از اشیائی که آفریده است سخن می‌گوید و منظور الله این نیست که خود را جزو اشیائی بداند که آفریده است! خداوند منزه است! و برای همین پروردگار می فرماید:
    { اللهُ خالِقُ كلِّ شيءٍ }
    صدق الله العظيم
    {خداست كه آفريدگار هر چيزى است}.
    آیا مقصودش این است که او نیز جزو مخلوقاتش است؟ سبحان الله! بلکه هیچ چیز در میان مخلوقاتش مانند او نیست.

    الباحث! خداوند شاهد است که در قلب من و تو چه می‌گذرد و [می‌داند] کدام یک از ما حق را می‌خواهیم و کدام یک می‌خواهیم لباس باطل بر تن حق کنیم و شهادت خداوند کافی است، چون خداوند مطلقاً و بدون هیچ قید و شرطی، بزرگترین شاهد عالم وجود است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ﴿۱۹﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم. آيا شهادت مى‌دهيد كه با اللّه خدايان ديگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمى‌دهم. بگو: جز اين نيست كه او خدايى است يكتا و از آنچه با او شريک مى‌سازيد بيزارم.}
    یکی از انصار با این آیه محکم برای تو استدلال آورد، اما تو از این برهان روشن، رو برگرداندی؛ پس ما در برابرت سؤالی مطرح می‌کنیم: آیا تو منکر این هستی که خداوند، بزرگترین شاهد بین حق و باطل است؟ و خداوند برای شهادت کافی است.آیا خداوند تعالی نفرموده است:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَأُوحِيَ إِلَيَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنذِرَكُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَةً أُخْرَى قُلْ لا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ﴿۱۹﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما را و هر كس را كه به او برسد بيم دهم. آيا شهادت مى‌دهيد كه با اللّه خدايان ديگرى هم هستند؟ بگو: من شهادت نمى‌دهم. بگو: جز اين نيست كه او خدايى است يكتا و از آنچه با او شريک مى‌سازيد بيزارم.}
    آیا می‌توانی منکر شوی که مقصود خداوند در این فرموده، خودش است؟
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است }

    یعنی بزرگترین شهادت درعالم وجود، شهادت خداوند است
    و خداوند برای شهادت کافی است و هیچ‌چیز مانند او نیست و او سمیع و بصیر است! خداوند انکار نمی‌کند که شیء است او منزه است! بلکه او شیئی حقیقی است ولی هیچ شیئی در میان مخلوقاتش، مانند او نیست و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    { وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَٰهًا آخَرَ ۘ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ﴿۸۸﴾ } صدق الله العظيم [القصص].
    { با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان. هيچ خدايى جز او نيست. همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به‌سوی او بازگردانيده شويد.}
    و از آنجا که خداوند خود را اولین شیء می‌داند و جز خودش، تمام اشیا آفریده خدا هستند، همگی نابود خواهند شد مگر «شیء اول» که همانا خداوند واحد و احد است؛ این خدای شماست که خالق همه چیز است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}

    پس چرا یک شیء را از هلاک شدن مستثنی کرده و می‌فرماید:
    { كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}؟

    دلیل این است که این «اولین شیء» است که چیزی پیش از آن نبوده و تمام آنچه که در ملکوت است، آفریده اوست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ} صدق الله العظيم
    {همه چيز نابود شدنى است مگر ذات او}
    ولی شیئی را که خالق همه اشیاء است را استثنا می‌‌کند و برای همین است که می‌فرماید:
    { كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ۚ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
    } صدق الله العظيم.
    {همه چيز نابودشدنى است مگر ذات او. فرمان، فرمان اوست و همه به او بازگردانيده شويد}

    چرا می‌گوید: { إِلَّا }؟ دوباره سؤال می‌کنیم: چرا یک چیز را از نابودی استثنا می‌کند؟ و در جواب می‌گوییم: چون هیچ شیئی مانند او نیست و او زنده‌ای است که نمی‌میرد و منزه است او! همه چیز نابود می‌شود به‌جز زنده‌ای که هیچ وقت نمی‌میرد: «الحي الذي لايموت» و این خداوند و پروردگار جهان است. در کتاب خداوند چیزی درباره اینکه خداوند شیء بودن خود را رد کند، پیدا نمی‌کنیم و در کتاب، بزرگترین شهادت، شهادت، خداوند بزرگ است که شاهد بین حق و باطل است و خداوند برای شهادت کافی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ} صدق الله العظيم
    {بگو: شهادت چه چیزی [کسی] از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه است }

    و اما در مورد «تواطؤ»، چطور به حق اقرار و اعتراف می‌کنی که منظور از «تواطؤ»، همراهی است ولی با وجود این، نام امام مهدی را محمد می‌گذاری؟ چطور ممکن است چیزی خودش را همراهی کند! بلکه نام محمد به عنوان همراه در نام امام مهدی ناصر محمد می‌آید. اگر می‌توانی همراهی نام محمد در نام من، «ناصر محمد»، را انکار کن؛ باید نام محمد، همراه در نام پدر باشد، یعنی «ناصر محمد»، چون امام مهدی نبیّ و رسول جدیدی از جانب خداوند نیست؛ بلکه یاری دهنده و ناصر محمد رسول الله صلی علیه و آله و سلم است.
    از کار کسانی که سخنان تحریف و از از مقصود اصلی آن دورمی‌کنند در عجبم! و می‌گوییم: «الباحث عن البینه»! ما ایمان داریم خداوند شیئی است که هیچ چیز مانند او نیست، چرا که هیچ چیز قبل از او وجود نداشته است و او خالق همه اشیا است و بر هر چیزی تواناست و سرانجام همه، به سوی اوست. ای مرد! بر اساس علم بشری وجود داشتن یک شیء نقض کننده عدم وجود آن است، پس چگونه به وجود داشتن خداوند اقرار می‌کنی و سپس ذات خداوند منزه و بلندمرتبه و بزرگوار را انکار می‌نمایی؟ ما برخلاف تصورت، به تو افترا نمی‌زنیم، تو وجود ذات الهی را انکار می‌کنی، وقتی منکر وجود خداوند به عنوان یک شیء هستی؛ در واقع ذات خداوند را انکار کرده‌ای و با وجود این که می‌پنداری به خدا ایمان داری، اما مردم را به الحاد نسبت به ذات خداوند سبحان دعوت می‌کنی، چرا که وجود خداوند را به عنوان «شیئی در عالم وجود» رد می‌نمایی.
    اما کسانی که در مورد این فرموده خداوند تعالی مجادله می‌کنند :
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾} صدق الله العظيم [القصص]
    {گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»}
    می‌بینم که می‌گویی بیان ناصر محمد یمانی برای این آیه غلط و باطل است. ما شما و تمام اساتید لغت عربی را به مبارزه می‌طلبیم که اگر می‌توانیددر برابر ما حجت بیاورید که بیان این آیه آن‌گونه که ناصر محمد یمانی اظهار داشته نیست. هر امتی به علت گمراه شدن توسط نسل قبلی، چیزی غیر از خدا را عبادت می‌کنند تا دامنه بحث به اولین امتی می‌رسد که به‌خاطر مبالغه درحق بندگان مقرب خداوند، باعث گمراهی تمام امت‌های بعدی شده‌اند؛ لذا اقرار و اعتراف می‌کنند با مبالغه در حق بندگان مقرب، باعث گمراهی نسل‌های بعدی شده‌اند . برای همین می‌گویند:
    {أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}
    {از آن رو گمراهشان كرديم كه خود گمراه بوديم.}

    اینها اولین امت‌ هستند که بندگان مقربی را که درحقشان مبالغه کرده بودند، می‌شناسند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ ۖ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ﴿۸۶﴾}صدق الله العظيم.[النحل]
    {و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید»!}
    چرا که آنان، بندگان مقرب را بعد از مرگشان مورد پرستش قرار داده و در حقشان به‌ناحق مبالغه کردند تا جایی که به‌جای خداوند آنها را خواندند و به درگاهشان دعا کردند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَاؤُكُمْ ۚ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ ۖ وَقَالَ شُرَكَاؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿۲۸﴾ فَكَفَىٰ بِاللَّـهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿۲۹﴾ }
    [يونس] صدق الله العظيم.
    { روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب بین آنها را برمی‌داریم و معبودهایشان [به آنها] می‌گویند: «شما [هرگز] ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸)همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، که ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)}}

    یعنی بندگان مقرب نسبت به عبادت و مبالغه در حقشان توسط مردم کافر بوده و بر علیه آنان هستند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّـهِ آلِهَةً لِّيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا ﴿٨١﴾ كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبَادَتِهِمْ وَيَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا ﴿٨٢﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    { و آنان غیر از خدا، معبودانی را برای خود برگزیدند تا مایه عزّتشان باشد! (۸۱) هرگز چنین نیست! به زودی [معبودها] منکر عبادت آنان خواهند شد؛ [بلکه] بر ضدّشان خواهند بود(۸۲)}
    و این تأویل حق فرموده خداوند تعالی است:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾} صدق الله العظيم [القصص]
    {گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»}

    اگر راست می گویی و بیانی نزد توست که بهتر از این بیان مردم را هدایت می‌کند، آن را ارائه کن. الحمدلله که خداوند مرا از ارتکاب خطا در بیان حق قرآن معصوم نگه می‌دارد ولو اینکه خطای نحوی در نوشته‌ها باشد، اما در بیانی که با برهان علمی از قرآن برایتان می‌آورم، خطایی نیست. منظور من این نیست که شرح در نوشتن بیان از جانب خداوند است، بلکه دلیل علمی که با آن با شما مجادله می کنم از جانب خداوند است که نه بر من، بلکه بر جدّم، محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم، نازل شده‌است. به راستی که خداوند دلایل روشن علمی از قرآن را به من الهام می‌كند، تا آنها را از قرآن عظیم برایتان استنباط نمایم. شما را چه می‌شود که متوجه سخن نشده و به راه نمی‌آیید؟
    به هر حال، چقدر، کفر و مکر تو عظیم است و به یقین می‌دانم تو از شیاطین بشر هستی که تظاهر می‌کنند ایمان دارند ولی کفر و مکر باطنی خود را پنهان می‌کنند تا مردم را از ذکر باز دارند. برای ثابت کردن این موضوع، دوباره از تو دعوت می‌کنم مباهله خود را بنویسی و مباهله امام ناصر محمد یمانی در پی آن خواهد آمد و از خداوند درخواست می‌کنیم ظالمان را به شدت لعنت فرماید و همچنین به درگاه خداوند دعا می‌کنیم کسی که مردم را از راه حق بازداشته و آن را منحرف می‌کند، در هر زمانی که بخواهد، به خوک یا الاغ مسخ نماید که امر به دست ما نیست و امر تماماً با خداوند است. پس بی زحمت تشریف بیاورید برای مباهله. ما به حق و به دور از ظلم تو را به چالش کشیده و به حق درباره‌ات فتوا می‌دهیم که تو جرأت نداری مباهله کنی؛ چون خودت می‌دانی از شیطان سرکش هستی و می‌ترسی خداوند با حکم حق خود درباره کسی که مردم را از راه حق بازداشته و آن را منحرف می‌سازد فتوا داده و به او مهلت ندهد، خواه این فرد ناصر محمد یمانی باشد یا انسان ناشناسی که جرأت ندارد خود را نشان دهد و نام «الباحث عن البینه» را انتخاب کرده و حکم با خداست و او سریع‌ترین حسابرس است و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكَ مَثُوبَةً عِندَ اللّهِ مَن لَّعَنَهُ اللّهُ وَغَضِبَ عَلَيْهِ وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ وَعَبَدَ الطَّاغُوتَ أُوْلَـئِكَ شَرٌّ مَّكَاناً وَأَضَلُّ عَن سَوَاء السَّبِيلِ﴿۶۰﴾ } صدق الله العظيم [المائدة].
    { بگو: آيا شما را از كسانى كه در نزد خدا كيفرى بدتر از اين دارند خبر بدهم: كسانى كه خدايشان لعنت كرده و بر آنها خشم گرفته و بعضى را بوزينه و خوك گردانيده است و طاغوت را پرستيده‌اند ؟ اينان را بدترين جايگاه است و از راه راست گمگشته‌ترند.}
    عدو شياطين البشر المهديّ المنتظر ناصر محمد اليماني



  8. بیانی بسیار شگفت‌انگیز از آنچه که در قلب حبیبان خداوند می‌گذرد، گروهی که محبوب خداوندند و محب او که به‌خاطر محبت به خداوند از اقصی نقاط جهان به دور هم جمع شده‌اند...

    مصدر المشاركة
    - 8 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    13 - شعبان - 1435 هـ
    11 - 06 - 2014 مـ
    ۲۱-خرداد-۱۳۹۳ه.ش.
    06:43 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصلية للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=146769

    ــــــــــــــــــــ

    بیانی بسیار شگفت‌انگیز از آنچه که در قلب حبیبان خداوند می‌گذرد، گروهی که محبوب خداوندند و محب او [يحبّهم الله و يحبّونه] که به‌خاطر محبت به خداوند از اقصی نقاط جهان به دور هم جمع شده‌اند...

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان از اولین تا آخرین نبیّ، جدّم محمد رسول‌الله، ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او صلوات و سلام فرستاده و تسلیم او باشید، ما بین هیچ کدام از رسولان خداوند تفاوتی نمی‌گذاریم و تسلیم او هستیم و اما بعد...
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿۵۴﴾}
    صدق الله العظيم [المائدة].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد و [فضل] خدا وسیع و خداوند داناست.}
    به عجیب ترین فتوا در تاریخ بشریت گوش دهید، من این فتوا را با قسم به خداوند عظیم تزکیه [پاک و خالص] می‌کنم، قسم به پروردگار هستی، پروردگار و مالک همه چیز، خداوندی که یگانه است و شرکی ندارد، اگر تمام انبیا و رسولان و در پیشاپیش آنها مهدی منتظر ناصر محمد یمانی به سراغ این گروه از مردم که محبوب خدایند و محب او، آمده و تمام انبیا و رسولان و مهدی منتظر ناصر محمد به آنها بگویند: «رضوان الهی را وسیله‌ای برای ورود به بهشت و در امان بودن از آتش جهنم قرار دهید»، جواب می‌دهند: «گوش کن مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، تمام انبیا و رسولان! شما نیز به پاسخ حق ما گوش فرا دهید، به خداوند بزرگ برایتان قسم می‌خوریم، خداوندی که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده می کند، به پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها و خداوند عرش عظیم قسم، ما نعیم اعظم خداوند، یعنی رضوان او را، وسیله‌ای برای رسیدن به بهشت کوچک‌تر، یعنی جنت نعیم، قرار نمی‌دهیم. ما تا زمانی که خداوند راضی نباشد، راضی نمی شویم!». حتی اگر تمام انبیا و رسولان خداوند درجواب آنها بگویند: «ببینید این مهدی منتظر ناصر محمد یمانی است که حقیقت نعیم اعظم را برایتان بیان کرده است. او همراه ماست و با وجود اینکه خودِ او حقیقت نعیم اعظم را برایتان روشن کرده است، اما به شما می‌گوید: رضوان خداوند را وسیله قرار دهید تا خداوند شما را از آتش حفظ و وارد بهشت نماید». اما محبوبان و محبان خداوند در پاسخ به امام ناصر محمد یمانی و تمام انبیا و رسولان می‌گویند: «ما انصاری هستیم که در دوران گفتگوی قبل از ظهور، نه انبیا و رسولان خداوند را تکذیب می‌کنیم و نه بین رسولان پروردگار جهان فرقی قائل می‌شویم. ما به رسولان خداوند از اولین تا آخرینشان که محمد رسول الله است ایمان داریم و به مهدی منتظر ناصر محمد یمانی ایمان داریم و بر همه آنها صلوات و سلام می‌فرستیم و از اوامر انبیا و مهدی منتظر ناصر محمد اطاعت می‌کنیم. اما به پاسخی که به شما می‌دهیم گوش فرا دهید:
    «به خداوند بزرگ، پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها قسم، ما خدا را برای شما و مهدی منتظر نمی‌گذاریم که در راه حب و قرب او رقابت کنید؛ بلکه با شما در راه حب و قرب پروردگار به رقابت برمی‌خیزیم. هر یک از ما محبوبان و محبان پروردگار [قوم یحبهم الله و یحبونه]، آرزو دارد که بنده‌ای باشد که بیش از همه شما به پروردگار نزدیک‌تر باشد ولو اینکه شما انبیا و رسولان خداوند و مهدی منتظر باشید. شما مانند ما بشر و مانند ما بندگان خداوندهستید. شما فرزندانِ خدا نیستید که در حب و قرب او به ما ارجح باشید. خداوند منزه و برتر از آن است و همسر و فرزندی انتخاب نکرده‌است. شما بندگانی مانند ما هستید. ما هم مانند شما در ذات خداوند حقی داریم. ما با عبادت بندگان مقرب، به خدا شرک نمی‌آوریم و جز او ولیّ و شفیعی انتخاب نمی‌کنیم.
    برای شما رسولان و انبیا سوگند یاد می‌کنیم، حتی اگر امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، رضوان خداوند را وسیله رسیدن به بهشت قرار دهد، از او پیروی نکرده و رضوان الله را وسیله قرار نمی‌دهیم. حتی اگر بگوید فتوایی که برایتان دادم باطل است، خواهیم گفت خیر؛ تو به حق برای ما فتوا دادی و ما در قلب خود به حق بودن آن یقین داریم و می‌دانیم رضوان نفس خداوند نعیمی است که از نعیم جنت او بزرگتر است.
    ای انبیا! ای مهدی منتظر ناصر محمد! به سخن ما گوش فرا داده و هوشیار باشید! به خداوند واحد قهار، خداوندی که شب را داخل روز می‌کند و از آسمان پی‌درپی باران پربرکت می‌فرستد و باغ‌ها و رودخانه‌ها را آفریده است، خدایی که مردگان قبرها را برمی‌انگیزد و از نگاه‌های پنهان و رازهای نهفته در سینه‌ها آگاه است، سوگند می‌خوریم ما که محب خداییم و محبوب او [قوم یحبهم الله و یحبونه]، به تمام ملکوت بهشت راضی نمی‌شویم مگر حبیب ما، پروردگار جهان، راضی گردیده و در نفس خود متحسر و حزین نباشد. ما دریافتیم رضوان خداوند نسبت به بندگانش، نعیمی است که از بهشت خداوند بزرگتر است. حتی اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی از اینکه رضوان خداوند را غایت خود برگزیند، برگردد و حتی اگر انکار کند که نعیم رضوان خداوند بر بندگانش نعیمی بزرگتر از بهشت است، اعلام می‌کنیم ما محبوبان و محبان خداوند مطلقا اصرار داریم تا زمانی که خداوند رحمن و رحیم راضی نشده باشد، راضی نشوییم و به خداوند پناه می‌بریم، چرا که رضوان نفس خدا نسبت به بندگانش نعیمی بزرگتر از بهشت اوست. حتی اگر امام مهدی ناصر محمد یمانی بعد از ظهور و تسلط بر جهانیان، به ما امر کند که رضوان نفس خداوند را وسیله تحقق بهشت قرار دهیم، حتماً از او سرپیچی خواهیم کرد و اگر به ما سخت بگیرد و بخواهد ما را در تاریکی زندان هم بیندازد، حتماً امام مهدی منتظر ناصر محمد را به مباهله می‌خوانیم و از امر او برای وسیله قرار دادن رضوان الهی برای رسیدن به بهشت سرپیچی می‌کنیم. خداوند شاهد ماست و او برای شهادت کافی است، ما در برابر تمام مخلوقات از جن و انس و از هر گونه‌ای شهادت می‌دهیم تا زمانی که حبیب ما، پروردگار جهان، راضی نشود؛ به ملکوت بهشت که به اندازه آسمان‌ها و زمین است راضی نشویم و خداوند برای شهادت کافی است. پیروی ما از امام مهدی ناصر محمد یمانی و یاری رساندن ما به او، بعد از آن بود که به ما آموخت حقیقت اسم اعظم خداوند، رضوان نفس الله بر بندگانش است و به آن یقین کردیم. بعد از ظهور و نصرت خداوند و تسلط بر جهان، چیزی بر یقین ما نسبت به حقیقت اسم اعظم خداوند افزوده نشد و روزی هم که مردم دربرابر پروردگارشان قرار گیرند نیز چیزی به این یقین اضافه نخواهد شد، چرا که ما واقعا نعیم اعظمی را که بزرگتر از بهشت است، در قلب خود یافته‌ایم و حقیقت این فرموده خداوند را به یقین دانستیم :
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة]،
    { خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    ما بی تردید یقین داریم که رضوان نفس خداوند بر بندگانش نعیمی است که از بهشت خداوند بزرگتر است و اگر ناصر محمد یمانی از حرف خود بازگردد و نخواهد رضوان نفس الله را غایت و هدف خود بداند و یا بمیرد و یا به قتل برسد؛ ما از هدف خود برای تحقق نعیم اعظم بازنخواهیم گشت. چون ما ناصر محمد یمانی را که نمی‌پرستیم بلکه خداوند واحد و قهار معبود ماست. آیا اگر ناصر محمد یمانی بمیرد یا به قتل برسد، ما باید به گذشته خود بازگردیم؟ پناه برخدا از چنین امری و هرکس که به گذشته خود بازگردد، به خداوند کوچک‌ترین ضرری نمی‌رساند و خداوند اجر شاکران را خواهد داد و سلام بر رسولان خدا و الحمدلله رب العالمین. این پاسخ ما محبان و محبوبان خداوند به تمام انبیا و مهدی منتظر است و در راه خداوند سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌ترسیم. پایان»
    و این گفتگوی فرضی برای آگاهی شماست،
    سپس مهدی منتظرناصر محمد به تمام بشریت و «الباحث عن البینه» می‌گوید: به این ترتیب اگر این پاسخ، جواب حقیقی آنها باشد، برشماست که از به فتنه انداختن محبوبان و محبان خداوند مأیوس شوید. اگر این پاسخ آنها به تمام انبیا و مهدی منتظر است، پس قادر نیستید آنها را به فتنه بکشانید، چون قلب آنها از چیزی باخبر شده‌است که شما نمی‌دانید.

    شاید «الباحث عن البینه» بخواهد بگوید: «ناصر محمد! از کجا می‌دانی آنها چنین جوابی به انبیا و مهدی منتظر می‌دهند. آیا کار درست این نیست که از اوامر انبیا و مهدی منتظر اطاعت کنند؟». پاسخ می‌دهیم که: «الباحث عن البینه»! به خداوند قسم، اگر محمد رسول الله یا مهدی منتظَر به آنها دستور دهند خود را به آتش جهنم بیندازند، می‌اندازند. چرا که خداوند ما را انتخاب کرده و در راه اطاعت و حب خداوند باکی از آن ندارند. مگر اینکه به آنها دستور دهیم با مهدی منتظر و تمام انبیا و رسولان در مقام حب و قرب خداوند رقابت نکنند. در این صورت اطاعت نخواهند کرد، چرا که یقین دارند این عصیان، باعث خشم خداوند نخواهد شد، بلکه بدون آنکه ظلمی در حق انبیا و مهدی منتظر کرده باشد، از این عصیان خوشحال خواهد شد چون می‌دانند حق با این قوم است.
    همچنین اگر ما به آنها امر کنیم رضوان الهی را وسیله‌ای برای تحقق بهشت قرار دهند، ابداً در این امر از مهدی منتظر اطاعت نخواهند کرد و حتی اگر در دوران گفتگوی پیش از ظهور یک میلیون سال هم با آنها زندگی کنیم و من شب و روز از آنها بخواهم از این باور دست برداشته و رضوان خداوند را غایت خود ندانسته و آن را وسیله‌ای برای تحقق بهشت قرار دهند، ذره‌ای متزلزل نخواهند شد! پس چه خواهیم گفت: از به فتنه انداختن محبوبان و محبان خداوند مأیوس شوید.
    ممکن است باز «الباحث عن البینه» بگوید: «ناصر محمد! این گفتگوی فرضی شما بین انبیا و مهدی منتظر با کسانی که تو آنها را محبوب خدا و محب او می‌خوانی [و همه ما خدا را دوست داریم] همان‌طور که گفتی، فرضی است؛ تو از کجا جوابشان را می‌دانی؟ مگر اینکه قبلاً این بیان فرضی را بصورت خصوصی یا عمومی برایشان نوشته باشی و در نتیجه بدانی چه پاسخی خواهند داد». پاسخ امام مهدی به «الباحث عن البینه» این است: به خداوند بزرگ قسم که من این گفتگوی فرضی خاص بین آنها و انبیا و مهدی منتظر را از قبل نوشته باشم. دست راست و چپ من آن را ننوشته است و کلمه‌ای از آن را به آنها نگفته‌ام. اما به خداوند بزرگ قسم! کلامی را که گفتم عین سخنان آنها است و آن را در قلب خود می‌یابند و به یقین می‌دانند این پاسخ آنها خواهد بود و خود آنها بر صحت این امر شاهدند و می‌دانند بی شک‌وتردید پاسخشان، همین خواهد بود و در قلبشان، همین می‌گذرد با اینکه من ۹۹ درصد آنها را نمی‌شناسم و آنها خود شاهدند.
    خداوند مرا از حقیقت این مردمان که محبوب خداوندند و محب او آگاه ساخته است، کسانی که در اقصی نقاط جهان پراکنده‌اند و محبتشان نسبت به خداوند، آنها را به هم نزدیک ساخته است و برای همین راضی نمی‌شوند، مگر محبوب‌ترین چیز در نزدشان یعنی پروردگار جهان راضی باشد و انبیا و شهدا، از اینکه با وجود زیاد بودن گناهانشان، آن قدر به خداوند نزدیک هستند، به نزدیکی آنها به خداوند و منزلتشان در نزد او غبطه می‌خورند. چقدر خداوند آنها را گرامی می‌دارد، انگار که تمام ملکوت پروردگارشان را انفاق کرده‌اند، چون آنها ملکوت پروردگارشان را رد می‌کنند تا خداوند راضی باشد.
    شاید یکی از انصار عزیزم سؤال کند: «ای امام من! من حقیقت نعیم اعظم را در قلبم به یقین دریافته‌ام اما گاهی مرتکب گناه می‌شوم و به‌سوی خدااند بازگشته و توبه می‌کنم؛ آیا من هنوز از آنها هستم؟» امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ او می‌گوید: البته که از آنها هستی، شیطان تو را با ایجاد یأس و ناامیدی از رحمت خداوند، وسوسه نکند. از شاکرین باش.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.



  9. پاسخِ مستدلِ علمی و قاطع از محکمات قرآن عظیم به «الباحث عن البینه».

    مصدر المشاركة
    - 9 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    28 - شعبان - 1435 هـ
    26 - 06 - 2014 مـ
    ۵-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    08:40 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصليّة للبيــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=148925

    ــــــــــــــــــــ

    پاسخِ مستدلِ علمی و قاطع از محکمات قرآن عظیم به «الباحث عن البینه».

    بسم الله الرحمن الرحيم،
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}
    و سؤالی که مطرح می‌شود، این است: آیا فتوای محکم خداوند، مبنی بر اینکه رضوان نفس خداوند بر بندگانش نعیمی است که از نعیم بهشت بزرگتر است، در کتاب خداوند پیدا نمی‌کنی؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    سؤال را برای بار دوم در همین بیان تکرار کرده و می‌گوییم: آیا خداوند در آیات محکم کتاب خود فتوا نداده است که رضوان خداوند رحمان بر بندگانش از بهشت او بزرگتر است؟ برای بار سوم این سؤال را تکرار می‌کنیم: آیا خداوند دراین فرموده خود فتوا نداده است که رضوان خداوند رحمان بر بندگانش، نعیم بزرگتر او در مقایسه با نعیم بهشت است:
    {وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ ۚ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    {خداوند به مردان و زنان باایمان، باغ‌هایی از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جاری است، جاودانه در آن خواهند ماند و مسکن‌های پاکیزه‌ای در بهشت‌های جاودان و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}

    اگر ابا کرده و همچنان اصرار داشته باشی و رضوان خداوند واحد و قهار بر بندگانش را نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت او ندانی می‌گوییم: مگر خداوند درمحکم کتاب خود نفرموده است:
    { وَ رِضْوَانٌ مِّنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم

    {
    و رضوان خدا، از همه اینها بزرگتر است؛ و پیروزی بزرگ، همین است!}؟
    یعنی نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت، ناصر محمد از خودش این فتوا را نداده است؛ بلکه این فتوای خداوند برای بندگانش است که درمحکمات قرآن عظیم آمده است. از آنجا که انصار، حقیقت فتوای خداوند را درقلبشان پیدا کرده و دریافته‌اند که رضوان خداوند بر بندگانش حقیقتاً نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت است، برای همین هم می‌بینید به خداوند سوگند می‌خورند که راضی نمی‌شوند مگر پروردگار و حبیب قلبشان راضی شود. اما تو، حقیقت نعیم اعظم در قلب تو نیست و از کسانی شده‌ای که از رضوان خداوند کراهت داشته و اعمال خود را به هدر داده‌اند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿۲۸﴾} صدق الله العظيم [هود].
    { گفت: اى قوم من، چه مى‌گوييد اگر از پروردگارم حجتى به همراه داشته باشم و او مرا رحمت خويش ارزانى كرده باشد و شما از ديدن آن ناتوان باشيد. آيا درحالى‌كه خود نمى‌خواهيد، شما را به اكراه به قبول آن واداريم}
    همچنان بیان اين فرمايش خداوند تعالی را به تو وعده می‌دهيم که می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾ وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۶۵﴾ فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاءُ يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءَلُونَ ﴿۶۶﴾ فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَىٰ أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ﴿۶۷﴾ وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ ۗ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۶۸﴾ وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۶۹﴾ وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَىٰ وَالْآخِرَةِ ۖ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۷۰﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲) گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳) و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند، و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴) روزی را که خداوند آنان را ندا می‌دهد و می‌گوید: پيامبران را چگونه اجابت كرديد؟ (۶۵) در اين روز خبرها بر آنان پوشيده شود و از يكديگر نيز نتوانند پرسيد. (۶۶) اما کسی که توبه کند، و ایمان آورد و عمل صالحی انجام دهد، امید است از رستگاران باشد! (۶۷) پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند و برتر است از همتایانی که برای او قائل می‌شوند! (۶۸) و پروردگار تو می‌داند آنچه را که سینه‌هایشان پنهان می‌دارد و آنچه را آشکار می‌سازند! (۶۹) و او خدایی است که معبودی جز او نیست؛ ستایش برای اوست در این جهان و در جهان دیگر؛ حاکمیت از آن اوست؛ و همه شما به‌سوی او بازگردانده می‌شوید! (۷۰)}
    اگر صد در صد در برابرت حجت نیاورم؛ امام مهدی نیستم و خواهیم دانست کدامیک به حق سخن می‌گوییم و راه راست را نشان می دهیم

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    عدو شياطين البشر المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.


  10. برهان برای حقیقت غضب و رضوان در نفس خداوند رحمان برای اندیشمندان

    مصدر المشاركة
    - 10 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    29 - شعبان - 1435 هـ
    27 - 06 - 2014 مـ
    ۶-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    07:12 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيـان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=149033

    ــــــــــــــــــــ

    برهان برای حقیقت غضب و رضوان در نفس خداوند
    رحمان برای اندیشمندان

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیای الهی و رسولانش و انصار پیشگام آنان در دوران قبل از تمکین و تمام کسانی که در هر زمان و مکانی [تا یوم الدین] از حق پیروی کرده و خواهند کرد و أمّا بعد..
    « الباحث عن البینه»! می‌بینیم بعد از اینکه برایت حجت آوردیم، اعتراف کردی که رضوان خداوند نعیمی بزرگتر از نعیم بهشت اوست. بیان خودت را در اینجا نقل میٰکنیم:
    فقد قلْتَ أن رضوانَ اللهِ على عباده أكبرُ من كلِّ نعيمٍ سِواهُ فقُلنا لك : نعم وعلى العيْنِ والرأسِ ، أما أن تقول : فنحنُ نعبُدُ رِضوانَ اللهِ في ذاتِه، نقولُ لك : قِفْ .
    گفتی: «رضوان خداوند بر بندگانش از هر نعیمی بزرگتر است، حال آن نعیم هرچه که می‌خواهد باشد». میگوییم: بله، این امر را بر سر و چشم خود می‌گذاریم. اما اگر بگویی: «ما رضوان خداوند در ذاتش را می‌پرستیم»، در پاسخت می‌گوییم: توقف کن.
    می‌بینم می‌گویی: «توقف کن»، یعنی تو اینکه رضوان خدا همان رضایت نفس خداوند است را انکار می‌کنی؟ سبحان الله! آیا خداوند بندگان خود را از غضب نفسش برحذر نمی‌دارد ؟ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَهَا وَبَيْنَهُ أَمَدًا بَعِيدًا ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۳۰﴾ قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۱﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {روزی که هر کس، آنچه را از کار نیک انجام داده، حاضر می‌بیند و آرزو می‌کند میان او و آنچه از اعمال بد که انجام داده، فاصله زمانیِ زیادی باشد. خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.» (۳۰) بگو: «اگر خدا را دوست می‌دارید، از من پیروی کنید! تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است.» (۳۱)}
    «الباحث عن البینه»! آیا می‌دانی چرا خداوند در نفس خود نسبت به بندگانی که در پیشگاه خداوند کوتاهی کرده و از کوتاهی خود پشیمان هستند؛ متحسر است؟ علت آن، رأفت خداوند نسبت به بندگانش است ولی تعداد بسیار زیادی از بندگان از رحمت خداوند مأیوسند و به‌خاطر این یأس و ناامیدی از رحمت پروردگار نسبت به بندگان؛ هم چنان در حق خود ظلم می‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَاد
    } صدق الله العظيم
    {خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.}
    این رأفت در نفس خداوند است، رحمت نیز در نفس است، غضب نیز در نفس است؛ فرح و سرور نیز در نفس است و اسرار نیز در نفس است و برای همین نبیِّ خداوند، مسیح عیسی‌بن‌مریم که سلام و صلوات خداوند بر او باد، در حین جواب به پروردگارش؛ خطاب به او می‌گوید:
    {وَإِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ﴿۱۱۶﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    {و آن‌گاه که خداوند به عیسی‌بن‌مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه درنفس من است، آگاهی و من از آنچه درنفس توست، آگاه نیستم! به یقین تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبری}
    می‌بینم کلام ما که می‌گوییم: «رضوان نفس رحمان» را انکار می‌کنی! پس به حق در برابرت حجت آورده و می‌گوییم: به خداوند که همین طور است، ما به محقق شدن رضوان نفس خداوند تعالی امید بسته و از غضب در نفس خداوند سبحان برحذرهستیم! تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَاد} صدق الله العظيم
    {خداوند شما را از نفس خودش، برحذر می‌دارد و خدا نسبت به همه بندگان، مهربان است.}

    امام مهدی ناصر محمد و «باحث عن البینه» مانند هم نیستند، ناصر محمد یمانی از مردم دعوت می کند تا پیرو رضوان خداوند باشند و آن را نهایت آرزو و هدف حیات دنیایی و اُخروی خود قرار دهند؛ اما «الباحث عن البینه» مردم را از اینکه رضوان نفس خداوند را به عنوان هدف غایی خود برگزینند، باز می‌دارد؛ لذا به خداوند قسم که ما یکسان نیستیم. امام مهدی ناصر محمد و «الباحث عن البینه» یکی پیروی از رضوان خداوند رحمان را سفارش می‌کند و دیگری انتخابِ رضوان خداوند بر بندگان را به عنوان هدف غایی و نهایت آرزویشان، انکار کرده و راه پیروی از محکمات ذکر خداوند را منحرف ساخته و کج می‌کند.
    و در خاتمه می‌گوییم: خداوند تعالی می‌فرماید:
    {أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۶۲﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {آیا کسی که از رضای خدا پیروی کرده، همانند کسی است که به خشم و غضب خدا بازگشته؟! و جایگاه او جهنم، و پایان کار او بسیار بد است.}
    و اما پیروی از رضوان خداوند یعنی چه؟ اینکه کاری را که خداوند دوست داشته و نفس او از آن راضی است، انجام دهید و اما آنچه باعث خشم خداوند می‌شود انجام تمام اعمالی است که خداوند آنها را حرام کرده‌است و باعث خشم در نفس خداوند می‌شوند. تو را چه می‌شود که خداوند و نفسش را از هم جدا می‌دانی؟ منزه است خدا! او خدایی یکتاست که جز او خدایی نیست و رجوع همه به‌سوی اوست.
    در هر حال، فرار به کارت نمی‌آید و اگر بعد از اینکه تو را به سختی شکست، دادیم فرار کردی، از دست خداوند به کجا خواهی رفت؟
    و سلامٌ على المرسلين والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •