صفحة 2 من 2 الأولىالأولى 12
النتائج 11 إلى 14 من 14

الموضوع: پاسخ قاطع و علمی به «الباحث عن البینة» که در حقیقت «باحث عن الباطل» است

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. پاسخ مهدی منتظر به احمد جعفر از مصر، اوست که نام خود را «الباحث عن البینه» گذاشته است

    مصدر المشاركة
    - 11 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    04 - رمضان - 1435 هـ
    01 - 07 - 2014 مـ
    ۱۰-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    10:27 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=149526

    ــــــــــــــــــــ

    پاسخ مهدی منتظر به احمد جعفر از مصر، اوست که نام خود را «الباحث عن البینه» گذاشته است

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان الهی و خاندان پاکشان و تمام پیروان حق، تا یوم الدین و امّا بعد..
    احمد جعفر! بیا تا در بیان حق خداوند تعالی غور و اندیشه کنیم، آنجا که می‌فرماید:

    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾}
    صدق الله العظيم [القصص].
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲) گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳) و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴)}
    همانا که کلمه {أَغْوَيْنَا}، احمد جعفر را دچار فتنه کرده تا جایی که تا به ورطه سقوط افتاده و گمراه گردیده و مقصد را گم کرده‌است و مانند این است که آسمان سقوط کند و پرندگان [در وسط هوا] او را بربایند و یا تندباد او را به سحیق [سیاره عذاب] پرتاب کند![اشاره به آیه کریمه سوره الحجّ: وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿٣١} و بر ضد امام مهدی ناصر محمد یمانی اعلان جنگ کرده است. پس در برابر او به حق حجت آورده و می‌گوییم: احمد! کلمه{أَغْوَيْنَا} هم پایه {أَضْلَلْنَ} است و نبیّ خداوند، ابراهیم، می‌گوید:
    {رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ كثيراً من الناس} صدق الله العظيم [إبراهيم:۳۶]. {پروردگارا! آنها بسیاری از مردم را گمراه ساختند}
    مهم این است که هر ملتی، نسل قبل از خود را ملامت می‌کند، تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {قَالَ ادْخُلُوا فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِكُم مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ فِي النَّارِ ۖ كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعَنَتْ أُخْتَهَا ۖ حَتَّىٰ إِذَا ادَّارَكُوا فِيهَا جَمِيعًا قَالَتْ أُخْرَاهُمْ لِأُولَاهُمْ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ أَضَلُّونَا فَآتِهِمْ عَذَابًا ضِعْفًا مِّنَ النَّارِ ۖ قَالَ لِكُلٍّ ضِعْفٌ وَلَٰكِن لَّا تَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾ وَقَالَتْ أُولَاهُمْ لِأُخْرَاهُمْ فَمَا كَانَ لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنتُمْ تَكْسِبُونَ ﴿۳۹﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].
    {می‌گوید: «در صفّ گروه‌های مشابه خود از جنّ و انس در آتش وارد شوید!» هر زمان که گروهی وارد می‌شوند، گروه دیگر را لعن می‌کنند تا همگی با ذلّت در آن قرار گیرند. گروه پیروان درباره پیشینیان خود می‌گویند: «خداوندا! اینها بودند که ما را گمراه ساختند، پس کیفر آنها را از آتش دو برابر کن!» می‌فرماید: «برای هر کدام عذاب مضاعف است؛ ولی نمی‌دانید!» (۳۸) و پیشینیان آنها به پیروان خود می‌گویند: «شما امتیازی بر ما نداشتید؛ پس بچشید عذاب (الهی) را در برابر آنچه انجام می‌دادید! (۳۹)}
    اما احمد جعفر و همفکرانش که نادانسته به خداوند نسبت می‌دهند، این آیه را کاملاً غلط تفسیر کرده‌اند، چرا که می‌گویند کافران درباره همدیگر با خدا مجادله می‌کنند و خود را ملامت کرده و یکدیگر را بی گناه می‌خوانند و از کسانی که از آنها پیروی کرده‌اند، دفاع می‌نمایند و می‌گویند ما باعث گمراهی آنها شده‌ایم. اما این صحیح نیست، چرا که چنین تفسیری، بر خلاف این فرموده خداوند تعالی است:

    {يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ ﴿۱۱۱﴾} [النحل].
    {روزی را که هر کس به دفاع از خود برمی‌خیزد و نتیجه اعمال هر کسی، به او داده می‌شود و به آنها ظلم نخواهد شد!}
    و مخالف این فرموده خداوند تعالی است که:
    {إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبَابُ ﴿١٦٦﴾ وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا ۗ كَذَٰلِكَ يُرِيهِمُ اللَّـهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ ۖ وَمَا هُم بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ ﴿١٦٧﴾} صدق الله العظيم [البقرة].
    { در آن هنگام، رهبران از پیروانِ خود، برائت می‌جویند و کیفر خدا را مشاهده می‌کنند و دستشان از همه جا کوتاه می‌شود. (۱۶۶) و پیروان می‌گویند: «کاش بار دیگر به دنیا برمی‌گشتیم، تا از آنها برائت جوییم، آن چنان که آنان از ما برائت جستند! خداوند این چنین اعمال آنها را به صورت حسرت‌زایی به آنان نشان می‌دهد و هرگز از آتش خارج نخواهند شد! (۱۶۷)}
    و مخالف این فرموده خداوند تعالی است که:
    {هَذَا وَإِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ ﴿۵۵﴾ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَهَا فَبِئْسَ الْمِهَادُ ﴿۵۶﴾ هَذَا فَلْيَذُوقُوهُ حَمِيمٌ وَغَسَّاقٌ ﴿۵۷﴾ وَآخَرُ مِن شَكْلِهِ أَزْوَاجٌ ﴿۵۸﴾ هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَكُمْ لَا مَرْحَبًا بِهِمْ إِنَّهُمْ صَالُوا النَّارِ ﴿۵۹﴾ قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لَا مَرْحَبًا بِكُمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْسَ الْقَرَارُ ﴿۶۰﴾ قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَابًا ضِعْفًا فِي النَّارِ ﴿۶۱﴾} صدق الله العظيم [ص].

    {و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است (۵۵) دوزخ، که در آن وارد می‌شوند و چه بستر بدی است! (۵۶) این نوشابه «حمیم» و «غسّاق» است که باید از آن بچشند! (۵۷) و جز اینها کیفرهای دیگری همانند آن دارند! (۵۸) این گروهی است که همراه شما وارد دوزخ می‌شوند خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت! (۵۹) آنها می‌گویند: «بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید! چه بد قرارگاهی است اینجا!» (۶۰) می‌گویند: «پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا!» (۶۱)}
    در هیچ یک از آیات کتاب، نشانه‌ای از اینکه کافری به‌خاطر کافر دیگر جدل کرده و خود را مستحق سرزنش بداند، پیدا نمی‌کنم ولو آن فرد فرزند یا پدر و مادر یا برادرش باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ﴿٣٤﴾ وَأُمِّهِ وَأَبِيهِ ﴿٣٥﴾ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِيهِ﴿٣٦﴾ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ﴿٣٧﴾} صدق الله العظيم [عبس].
    {در آن روز که انسان از برادر خود می‌گریزد، (۳۴) و از مادر و پدرش، (۳۵) و زن و فرزندانش؛ (۳۶) در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملاً به خود مشغول می‌سازد! (۳۷)}
    دیگر خویشاوندی و نسبتی بین آنها نیست و از یکدیگر دفاع نمی‌کنند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءَلُونَ﴿١٠١﴾} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {هيچ خويشاوندى ميانشان نماند و هيچ از حال يكديگر نپرسند.}
    همچنین کافرانی که دوست یکدیگر بودند، در روز قیامت به دشمنان هم تبدیل می‌شوند و کافران از یکدیگر دفاع نمی‌کنند. تصدیق فرموده خدواند تعالی:
    {الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ} صدق الله العظيم [الزخرف:۶۷].
    {دوستان در آن روز دشمن یکدیگرند، مگر پرهیزگاران!.}
    این حقیقت است و ما درباره خداوند، جز حق، سخنی نمی‌گوییم و بیان حق فرمایش خداوند تعالی این است:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲) گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳) و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴)}

    می‌بینیم که خداوند در اینجا کسانی را مورد خطاب قرار می‌دهد که بندگان مقرب را شریک خداوند قرار داده بودند و به آنان می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾}
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲)}
    و همه [آن مشرکان] می‌دانند مقصود خداوند از این فرموده چیست:

    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾}
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲)}
    یعنی ای کسانی که در حق اولیای مقرب من مبالغه کردید، آیا آنها در اینجا می‌توانند کاری برای شما بکنند؟ اگر راست می‌گویید صدایشان کنید، پاسختان را نخواهند داد و خداوند تعالی می فرماید:
    {وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾}
    صدق الله العظيم.
    {و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴)}

    اما ملت‌هایی که کورکورانه از پدرانشان پیروی کردند، مردم قبل از خود را سرزنش می‌کنند و هر امتی، نسل قبلی را ملامت کرده و می‌گوید: «خدایا اینها ما را گمراه کردند یعنی باعث گمراهی ما از راه هدایت، اینان بودند»، و می‌گویند:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا}
    {گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»}

    و از آنجا که در برابر نسل‌های قبل، حجت آورده شده‌است، پس می‌گویند:
    {أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا}
    {«ما آنها را گمراه کردیم، همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»}
    اما اولین مبالغه‌کنندگان در حق بندگان مقرب، گناه را بر گردن اولیای مقرب خداوند می‌اندازند که به‌جای خداوند پرستیده بودند و آنها را سرزنش می‌کنند. برای همین هم اولیای خدا در پاسخشان می‌گویند:
    {تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾}
    صدق الله العظيم.
    {«ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳)}
    چرا که مشرکانی که بندگان مقرب را پرستیده بودند، اولیای مقرب خداوند را سرزنش می‌کنند، یعنی همان کسانی را که خداوند به آنها کراماتی اعطا نموده بود، ولی در مورد آنها به‌ناحق مبالغه شد تا جایی که مردم به‌جای خداوند، آنها را خواندند. مشرکان گفتند بندگان مقرب، آنان را از مبالغه به‌ناحق درباره خودشان نهی نکرده‌اند.

    خداوند بندگان مقرب را مورد سؤال قرار داده و می‌فرماید:
    { وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ ٱللَّهِ فَيَقُولُ ءَأَنتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِى هَٰٓؤُلَآءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا۟ ٱلسَّبِيلَ ﴿۱۷﴾ قَالُوا۟ سُبْحَٰنَكَ مَا كَانَ يَنۢبَغِى لَنَآ أَن نَّتَّخِذَ مِن دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَآءَ وَلَٰكِن مَّتَّعْتَهُمْ وَءَابَآءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا۟ ٱلذِّكْرَ وَكَانُوا۟ قَوْمًۢا بُورًۭا ﴿۱۸﴾ فَقَدْ كَذَّبُوكُم بِمَا تَقُولُونَ فَمَا تَسْتَطِيعُونَ صَرْفًۭا وَلَا نَصْرًۭا ۚ وَمَن يَظْلِم مِّنكُمْ نُذِقْهُ عَذَابًۭا كَبِيرًۭا﴿۱۹﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

    {روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمت‌ها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸)این معبودان، شما را در آنچه می‌گویید تکذیب کردند! اکنون نمی‌توانید عذاب الهی را برطرف بسازید، یا از کسی یاری بطلبید! و هر کس از شما ستم کند، عذاب شدیدی به او می‌چشانیم! (۱۹)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَإِذَا رَأَى الَّذِينَ أَشْرَكُوا شُرَكَاءَهُمْ قَالُوا رَبَّنَا هَؤُلَاءِ شُرَكَاؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُو مِنْ دُونِكَ فَأَلْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۸۶﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    { و هنگامی که مشرکان معبودهایی را که همتای خدا قرار دادند می‌بینند، می‌گویند: «پروردگارا! اینها همتایانی هستند که ما به جای تو، آنها را می‌خواندیم! «در این هنگام، معبودان به آنها می‌گویند: «شما دروغگو هستید!}

    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُواْ مَكَانَكُمْ أَنتُمْ وَشُرَكَآؤُكُمْ فَزَيَّلْنَا بَيْنَهُمْ وَقَالَ شُرَكَآؤُهُم مَّا كُنتُمْ إِيَّانَا تَعْبُدُونَ ﴿۲۸﴾ فَكَفَى بِاللّهِ شَهِيدًا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ إِن كُنَّا عَنْ عِبَادَتِكُمْ لَغَافِلِينَ ﴿۲۹﴾} صدق الله العظيم [يونس].

    {روزی را که همه آنها را جمع می‌کنیم، سپس به مشرکان می‌گوییم: «شما و معبودهایتان در جای خودتان باشید سپس حجاب میان آنان را برمی‌داریم و معبودهایشان [به آنها] می‌گویند: «شما ما را عبادت نمی‌کردید!» (۲۸) همین بس که خدا میان ما و شما گواه باشد، ما از عبادت شما غافل بودیم! (۲۹)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ ۖ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ ۚ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ ﴿۱۴﴾} صدق الله العظيم [فاطر].

    { اگر آنها را بخوانید صدای شما را نمی‌شنوند و اگر بشنوند به شما پاسخ نمی‌گویند و روز قیامت، نسبت به شرک شما کافر هستند و هیچ کس مانند خبیر تو را با خبر نمی‌سازد!}
    و این بیان حق و درست فرمایش حق خداوند است :

    {وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾ قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾ وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءَكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ ۚ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾} صدق الله العظيم [القصص].
    {و روزى كه آنان را ندا مى‌دهد و مى‌گويد: شريكانى را كه براى من مى‌پنداشته‌ايد كجا هستند؟ (۶۲) گروهی که فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده است می‌گویند: «پروردگارا! ما به واسطه اینها گمراه شدیم»؛[ پدران و اجدادشان در پاسخ می‌گویند] «ما آنها را گمراه کردیم همان‌گونه که خودمان گمراه شدیم»[و بندگان مکرمی که توسط مشرکان مورد پرستش قرار گرفته بودند، می‌گویند: ] «ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳) و به آنها گفته می‌شود: «معبودهایتان را که همتای خدا می‌پنداشتید بخوانید معبودهایشان را می‌خوانند، ولی جوابی به آنان نمی‌دهند! و عذاب الهی را می‌بینند و آرزو می‌کنند ای کاش هدایت یافته بودند! (۶۴)}.

    اما تمام مفسرانی که نادانسته به خداوند نسبت می‌دهند، تفسیر این آیات پروردگار را بر طبق مقصود حق خداوند، بیان نکرده‌اند و پاسخی را که از جانب انبیا و اولیای خداوند داده می‌شود، به عنوان پاسخی بیان کرده‌اند که شیاطین می‌دهند. آنان می‌گویند شیاطین هستند که درجواب می‌گویند:

    {تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾}صدق الله العظيم.
    {«ما از آنان به سوی تو بیزاری می‌جوییم؛ آنان در حقیقت ما را نمی‌پرستیدند»(۶۳)}
    اما امام مهدی ناصر محمد یمانی به حق فتوا می‌دهد که این، پاسخ انبیا و اولیای اوست، کسانی که پروردگارشان را بدون اینکه کوچکترین شرکی آورده باشند، تسبیح می‌کنند. آنان به مردم دستور نداده بودند در حق اولیا و انبیا مبالغه کنند و خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَأَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبَادِي هَٰؤُلَاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ﴿١٧﴾ قَالُوا سُبْحَانَكَ مَا كَانَ يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِيَاءَ وَلَٰكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَآبَاءَهُمْ حَتَّىٰ نَسُوا الذِّكْرَ وَكَانُوا قَوْمًا بُورًا ﴿١٨﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].

    {روزی را که همه آنان و معبودهایی را که غیر از خدا می‌پرستند جمع می‌کند، آنگاه به آنها می‌گوید: «آیا شما این بندگان مرا گمراه کردید یا خود آنان راه را گم کردند؟!» (۱۷) می‌گویند: «منزّهی تو! برای ما شایسته نبود که غیر از تو اولیایی برگزینیم، ولی آنان و پدرانشان را از نعمت‌ها برخوردار نمودی تا اینکه یاد تو را فراموش کردند و تباه و هلاک شدند.» (۱۸)}
    و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ اللَّـهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿٥﴾ وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ أَعْدَاءً وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ ﴿٦﴾} صدق الله العظيم [الأحقاف].

    { چه کسی گمراه‌تر است از آن کس که معبودی غیر خدا را می‌خواند که تا قیامت هم به او پاسخ نمی‌گوید و از خواندن آنها ً بی‌خبر است؟! (۵) و هنگامی که مردم محشور می‌شوند، آنها دشمنانشان خواهند بود؛ حتّی عبادت آنها را انکار می‌کنند! (۶)}
    احمد جعفر! من، مهدی منتظر ناصر محمد یمانی، شما و تمام کسانی را که همفکر شما هستند، به مبارزه‌ای بی حد و مرز فرا می‌خوانم و می‌دانم کسی جز امام مهدی منتظر حق که از جانب خداوندتان آمده‌است، قادر به بیان و تشریح این آیات نیست، چون تمام مفسران این آیات را مانند شما تفسیر می‌کنند:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ}
    صدق الله العظيم.
    هم تو و هم تمام آنان، دروغ می‌گویند و در تفسیر آن به حق سخن نگفته‌اند و لذا ندانسته به خداوند نسبت داده و باعث گمراهی خود و پیروانشان شده‌اند. خداوند شاهد است و شهادت او کافی است که اگر بتوانید در تفسیر این آیه بر امام ناصر محمد یمانی غلبه کنید؛ من مهدی منتظر و حق نیستم.
    اما تمام علمای جن و انس ولو اینکه به کمک هم بشتابند، در جایگاهی قرار ندارند که بتوانند در قرآن بر امام مهدی غلبه نمایند.

    من با برخی از قوانین دستور زبانی شما مخالفم چون با بیان حق قرآن مغایرت دارند. آنها برگرفته از مقررات دستورزبانی شما بوده و در آنها خطا وجود دارد. شما برخی از کلمات عربی را گم کرده‌اید و برخی لغات، در فرهنگ‌نامه‌های عربی از قلم افتاده‌ و تنها در قرآن عظیم باقی مانده‌اند. برای مثال شما در کتاب خداوند کلمه {لبَدًا} را می یابید و مقصود خداوند از {لبَدًا}، «همگی» است.
    به هرحال؛ ما کار را برای تمام کسانی که به جنگ امام ناصر محمد یمانی آمده‌اند، آسان می‌کنیم. همگی در تفسیر این فرموده خداوند تعالی:
    {قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَٰؤُلَاءِ الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا ۖ تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ ۖ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ} صدق الله العظيم، به مبارزه و بحث با امام ناصر محمد یمانی بیایید تا مگر بر او غلبه کنید.

    احمد جعفر! تو از دشمنان سرسخت مهدی منتظر ناصر محمد شده‌ای. تو از انصار بودی و تظاهر می‌کردی به امام مهدی ناصر ایمان آورده‌ای، درحالی‌که در باطن و مخفیانه نسبت به او کافر بودی. به راستی که تو، همان روشی را انتخاب کردی که شیاطین بشر قبلاً استفاده می‌کردند، کسانی که خداوند تعالی درباره آنها فرموده است:

    {وَقَالَت طَّائِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ﴿۷۲﴾} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {و جمعی از اهل کتاب گفتند: به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز، کافر شوید شاید آنها [از آیین خود] بازگردند!}
    ما در کمین تو هستیم، پس بیا و در برابر ما حجت بیاور تا ببینیم آیا از جانب خداوند، چیزی در چنته داری؟ گفت‌وگو را درباره تمام نکاتی که با ما مخالفی، نقطه به نقطه، ادامه خواهیم داد. اگر در برابر ما، به حق حجت آوردی، ولو اینکه تنها یک مورد باشد، برای تمام مردم روشن خواهد شد که ناصر محمد مهدی منتظر نیست. هیهات هیهات! به پروردگار زمین و آسمان‌ها قسم ، نمی‌توانید. ای شیاطین بشر! ای علمایِ گمراهی و ای تمام علمای مسلمین و یهود و مسیحی! نمی‌توانید در برابر امام ناصر محمد یمانی، از محکمات قرآن عظیم، دلیل و حجتی بیاورید. می‌دانید چرا نمی‌توانید؟ برای اینکه چه خوشتان بیاید و چه نیاید، من امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی هستم و شما می‌دانید من چگونه بر سرِ حق پایداری و پافشاری می‌کنم و می‌دانید تا زنده‌ام، بدان پایبند خواهم بود. پس هر حیله‌ای که می‌خواهید به‌کار بندید.

    احمد جعفر! اگر از برحق بودن خود اطمینان داری، با ناصر محمد یمانی مباهله کن تا لعنت خداوند بر دروغگویان باشد.
    و سلامٌ على المرسلين و الحمد لله ربّ العالمين ..

    عدو شياطين البشر المهديّ المنتظَر ناصر محمد اليماني.


  2. مصدر المشاركة
    - 12 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    05 - رمضان - 1435 هـ
    02 - 07 - 2014 مـ
    ۱۱-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    09:30 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركــة الأصليّة للبيــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=149690

    ــــــــــــــــــــ


    خداوند یاری دهنده ماست، احمد جعفر!

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمام انبیا و رسولان مکرم الهی و خاندان پاکشان و بر تمام انصار پیشگام در دعوت حق پروردگار و کسانی که بعدها به آنان ملحق می‌شوند تا یوم الدین و اما بعد...
    احمد جعفر! الان حق روشن شد و حکمتِ بیان «شهادت شاهدان نعیم اعظم» روشن گردید، ما تو را در میان آن شهادت‌دهندگان نیافتیم. ای مرد! ا گر زمانی که به‌ناحق در امر [دعوت امام مهدی ناصر محمد یمانی] دچار شک و تردید شده بودی، به‌سوی خداوند باز می‌گشتی، او نشانه‌های خود را برای تثبیت قلبت می‌فرستاد.
    تو را به‌خاطر شک کردن نمی‌توان سرزنش کرد؛ چون حتی در قلب رسولان خداوند نیز شک‌و‌تردید راه پیدا می‌کرد. بعد از آن که خداوند رسولان را هدایت می‌نمود، شیطان آنها را در باره خواسته‌هایشان دچار تردید می‌کرد. سپس پروردگار آیات خود را برایشان استوار ساخته و نورشان را کامل می‌گردانید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۵۶﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۵۷﴾ } صدق الله العظيم [الحجّ].
    { هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲) تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴) کافران همواره در باره قرآن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت به‌طور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵) حکومت و فرمانروایی در آن روز از آن خداست و میان آنها داوری می‌کند: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های پرنعمت بهشت هستند؛ (۵۶) و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکننده‌ای برای آنهاست! (۵۷)}
    احمد! بیا تا به تفاسیری نگاه کنیم که تو دانسته‌های خود را از آنها گرفته‌ای و ببینیم دراین تفسیرها؛ آیات فوق چگونه برای مردم بیان شده‌اند. تفاسیر از این قرارند:
    [ من الآية 52 الى الآية 57 ]
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۵۶﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۵۷﴾ }
    رسول الله در حال قرائت سوره نجم بودند تا به این آیه رسیدند: (أفرأيتم اللات والعزى ومناة الثالثة الأخرى ؟ ألكم الذكر وله الأنثى ؟) زمانی که خداوند از طاغوت‌ها سخن می‌گفت، شیطان این را بر زبان او جاری ساخت: «وإنهن لهن الغرانيق العلى، وإن شفاعتهن لهي التي ترتجی» به این معنی که این ها پرندگان زیبای بلند مقامی هستند و از آنها امید شفاعت است. این سجع سازی از جانب شیطان و برای ایجاد فتنه بود. این کلمات به قلب تمام مشرکان مکه نفوذ کرد و برزبانشان افتاد وگفتند: محمد به دین اول خود و دین مردمش [بت پرستی] بازگشته است...زمانی که رسول الله (ص) به آخر سوره نجم رسیدند به سجده افتادند و هرکس که در حضور ایشان بود، چه مسلمان و چه مشرک، سجده کردند جز ولید ابن المغیره که مردی کهنسال بود که دست خود را با خاکی که بر کف آن بود بالا برد و بر آن سجده کرد. هر دو گروه ازاینکه همگی همزمان با رسول الله سجده کردند متعجب شدند و مسلمانان تعجب کرده بودند که چطورمشرکان بدون داشتن ایمان و یقین، سر به سجده نهاده‌اند.
    مسلمانان چیزی را که شیطان درگوش مشرکان القا کرده بود نشنیده بودند. مشرکان پیش خود از آنچه که شیطان درتلاوت رسول الله(ص) القا کرده بود اطمینان داشتند و شیطان باعث شد تصور کنند رسول الله (ص) آن را قرائت و سپس در برابر خدایان آنها سجده نموده‌است. این کلمات بین مردم رواج یافت شیطان آن را گسترش داد تا خبر به حبشه رسید و برخی از مسلمانان از جمله عثمان بن مظعون و صحابه‌اش که در آنجا ساکن بودند و گفته شد اهالی مکه همگی ایمان آورده و با رسول الله نماز خوانده‌اند و خبر سجده ولیدبن المغیره بر کف دستش نیز به آنها رسید و اینکه مسلمانان در مکه درامان هستند. این قضیه به سرعت پذیرفته شد. پس خداوند آنچه را که شیطان القا کرده بود منسوخ کرده و آیات خود را استوار داشت و آن را از دروغ و بهتان حفظ نمود و فرمود: {وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبيّ إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته، فينسخ الله ما يلقي الشيطان . ثم يحكم الله آياته . والله عليم حكيم . ليجعل ما يلقي الشيطان فتنة للذين في قلوبهم مرض والقاسية قلوبهم . وإن الظالمين لفي شقاق بعيد} زمانی که خداوند حکم خود را روشن ساخت و آیات خود را از اضافات شیطان عاری ساخت؛ مشرکان مجدد به گمراهی و دشمنی خود با مسلمانان بازگشتند و بر آنها سخت گرفتند..."
    ابن کثیر می‌گوید: البغوی در تفسیر خود مجموعه‌ای از روایات را از قول ابن عباس و محمد بن کعب قرظی و دیگران نقل می‌کند که تقریبا بر همین سیاق هستند. سپس در اینجا سؤالی مطرح می‌کند: با عصمتی که خداوند برای رسول خود- صلوات الله وسلامه عليه – قرار داده‌است، چگونه ممکن است چنین چیزی رخ دهد. پس در جواب مردم می‌گوید شیطان آن سخنان را به گوش مشرکان القا کرد و آنها تصور کردند که این سخنان را رسول الله (ص) به زبان آورده است.اما قضیه این نبود بلکه این ساخته و پرداخته شیطان بود نه رسول خداوند الرحمن که سلام و صلوات بر او باد..و الله اعلم.
    و البخاری می‌گوید: ابن عباس می‌گوید: «فی امنیته» یعنی شیطان در کلام او القا کرد و خداوند القای شیطان را باطل نمود و آیات خود را استوار ساخت.
    و «مجاهد» می‌گوید: «اذا تمنی» یعنی «وقتی گفت» و معنی «امنیته» قرائت و خواندن است.
    والبغوی می‌گوید: اکثر مفسران می‌گویند معنی «تمنی» تلاوت و خواندن کتاب خداوند است و معنی «ألقى الشيطان في أمنيته» این است که حین تلاوت قرآن شیطان در این قرائت –شبه – القا کرد.
    و ابن جریر در تفسیرخود «تمنی» را به معنی «خواندن» می‌داند و می‌گوید این گفته به تأویل کلام نزدیک‌تر است!
    این خلاصه روایاتی است که به نام حدیث «الغرانیق» معروف هستند. این حدیث از نظر سند، اصالت ندارد. علمای حدیث می‌گویند این حدیث از جانب هیچ یک از کسانی که مورد وثوق هستند صادر نشده‌است وسندیت ندارد. ابوبکر بزاز می‌گوید: این حدیث با سندهای متصل به یکدیگر به نبی (ص) نمی‌رسد تا اجازه داشته باشیم آن را نقل کنیم واز طرفی با اصلی از اصول اعتقادی مبتنی بر عصمت نبی(ص) دربرابر نفوذ شیطان د رامر تبلیغ رسالت مغایرت دارد.
    شرق شناسان و منتقدان، به این حدیث علاقه داشته و با شاخ‌وبرگ آن را بیان می‌کنند. تمام آنچه که در آن آمده‌است را نمی‌توان با بحث ثابت کرد، بلکه اصلا درست نیست که درباره آن مناقشه و بحث شود.
    خود متن امکان اینکه علت نزول آیه چیزی باشد که برای پیامبر رخ داده است را از ذهن دور می‌کند چون اگر این حادثه تنها برای رسول(ص) رخ داده باشد، درخود متن اقرار می‌شود که این قاعده عمومی است و برای تمام رسولانی که بار رسالت را بر دوش دارند، رخ می‌دهد: {وما أرسلنا من قبلك من رسول ولا نبيّ إلا إذا تمنى ألقى الشيطان في أمنيته، فينسخ الله ما يلقي الشيطان، ثم يحكم الله آياته} پس لابد منظور امری عمومی و فطرتی مشترک در بین تمام رسولان است که همگی آنها انسان هستند و مخالف عصمتی که برای رسولان مقرر شده نیست. حال ما با یاری گرفتن از خداوند تلاش می‌کنیم آن را تشریح و بیان کنیم و خداوند از مقصود خود آگاه‌تر است. همانا که تفسیر ما از کلام خداوند بر اساس میزان درک بشری ماست ...
    زمانی که رسولان خداوند، بار رسالت را برعهده می‌گیرند، بیش از هر چیز دوست دارند که مردم را حول دعوتشان گرد آورند و درک کنند چه خیری از جانب خداوند برایشان آمده و از آن پیروی کنند...
    ولي موانع در راه دعوت پيامبران زياد است و پيامبران اجل محدودی دارند و خود اين را می‌دانند و آرزو می‌كنند كه مردم را به سريع‌ترين راه ممكن جذب دعوت كنند. دوست دارند برای هدايت مردم، در بعضي امور و مسائل و عادات موروثی، با مردم كنار آمده و در باره آنها به صورت موقت سكوت كنند، شايد مردم به دعوت گرايش پيدا نمایند و بتوانند بعداً به تدريج مردم را از عادات اشتباه موروثي منصرف كنند و برای مثال می‌خواهند در مسائل كوچكی كه مربوط به خواسته‌های نفسانی آنهاست، با آنها كنار بیایند تا كم كم آنها را به عقيده درست جذب كنند، به اين اميد كه در آينده آنها را به شكل درست تربيت كنند و اين خواسته‌های نفسانی از آنها طرد شود.
    پيامبران برای نشر دعوت می‌خواهند با آرزوها و خواهش‌های نفسانی مدارا كنند درحالی‌كه خداوند می‌خواهد دعوت با اصول كامل و موازين دقيق آن به پيش رود پس هر كه بخواهد ايمان بياورد و هركه بخواهد كافر شود. برد واقعی دعوت در تقدير كامل الهی كه از ضعف و تقدير بشری منزه است، اين است كه دعوت بر اصول و موازين الهي به پيش رود حتی اگر در ابتدای راه، كسانی را از دست بدهد، اما استقامت و پايبندی دقيق بر اصول و موازین دعوت باعث خواهد شد كه در پايان راه اين شخاص يا بهتر از آنها به‌سوی دعوت بگروند و ارزشهای دعوت، مستقيم و بدون كجی سالم بمانند ..
    شيطان در اين خواسته‌های بشری و در ترجمه آن به شكل گفته‌ها و يا كارها، فرصتی برای نيرنگ ومكر بر ضد دعوت و انحراف آن از اصول و قواعد و القای شبهات در نفس‌ها می‌يابد، ولی خداوند مانع حيله شيطان می‌شود و حكم جدا كننده در مورد آن گفته‌ها و كارها را تبيين می‌كند و پيامبران را مامور می‌نماید تا احكام جدا كننده و اشتباهات نظراتشان را برای مردم بيان كنند، همان گونه كه در برخی كارها و جهت گيری‌های پيامبر اتفاق افتاد و خداوند در قران آنها را بيان نمود ..
    به اين طريق خداوند مكر شيطان را باطل و آياتش را محكم می‌كند و شبه‌ای در روش صواب باقی نمی‌ماند و خداوند دانا و حكيم است.
    اما آنانی كه در قلب‌هايشان مريضی و انحراف از حق وجود دارد و سنگدلان كفار معاند در اين گونه امور موضوعی برای بحث و جدل و لجبازی مي يابند {و ظالمان در عداوت شديد دور از حق قرار گرفته‌اند}) اما آنان كه به علم و معرفت رسيده‌اند، قلب‌هايشان به بيان و حكم جدا كننده خداوند مطمئن می‌گردد و خداوند مومنان را به راه راست هدايت می‌كند ..
    و در زندگی پيامبر و در تاريخ دعوت اسلام، مثالهايی از اين دست می‌يابيم كه ما را از تاويل و تفسير سخنی كه ابن جرير رحمت الله عليه به آن اشاره نموده بی نياز می‌سازد.

    ولی امام مهدی ناصر محمد یمانی، بیان درست و حق این آیات را برایتان می‌آورد و آنها را به صورت مفصل تشریح می‌نماید چون مفسران، معلم من نیستند و من مانند تو نیستم، تو دانش خود را از آنها گرفته و بدون تدبر و تفکر از آنان تبعیت می‌کنی ولی من امام مهدی، اگر سخن حقی بگویند، آن را تأیید می‌کنم اما مهر بطلان بر سخنان باطل و دروغ آنها می‌زنم؛ چرا که خداوند تعالی معلم من است. پس از خدا پروا کنید و با ظن و گمان، از پیش خود چیزی به خداوند نسبت ندهید، چون خداوند است که به شما می‌آموزد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم [البقرة:۲۸۲].
    { از خدا بپرهیزید! و خداوند به شما تعلیم می‌دهد؛ خداوند به همه چیز داناست}
    بیا تا بیان درست و حق این فرموده خداوند را برایت روشن کنیم: {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ﴿۵۲﴾ ‎‏‏} صدق الله العظيم [الحجّ].
    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هرگاه آرزو می‌کرد[آرزوی پیروی از حق]، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نویسد سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲)}
    احمد تو و تمام کسانی که به دنبال حق هستند، بدانید کسانی که خداوند آنها را به عنوان انبیا انتخاب کرده و راه راست را به آنها نشان داده‌است، قبل از برگزیده شدن؛ به دنبال حق بوده و در آرزوی پیروی از حق بودند، چرا که از زمان کودکیشان با بت‌پرستی پدرانشان قانع نمی‌شدند. برای مثال نبی خداوند ابراهیم که سلام و صلوات بر او باد، عبادت بت‌ها قانعش نمی کرد و می‌خواست خداوندی را اختیار کند که از نظر او بالاتر و والاتر از بت‌ها باشد وخداوند تعالی می فرماید:
    { وَكَذَٰلِكَ نُرِي إِبْرَاهِيمَ مَلَكُوتَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ﴿٧٥﴾ فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأَىٰ كَوْكَبًا قَالَ هَـٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِينَ﴿٧٦﴾ فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَـٰذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِن لَّمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ ﴿٧٧﴾ فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَـٰذَا رَبِّي هَـٰذَا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    { و این چنین، ملکوت آسمان‌ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم تا یقین پیدا کند (۷۵) هنگامی که [تاریکی] شب او را پوشانید، ستاره‌ای مشاهده کرد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «غروب‌کنندگان را دوست ندارم!» (۷۶) و هنگامی که ماه را دید که [سینه افق را] می‌شکافد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.» (۷۷) و هنگامی که خورشید را دید که [سینه افق را] می‌شکافت، گفت: «این خدای من است؟ این [از همه] بزرگتر است!» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «ای قوم، من از شریک‌هایی که شما [برای خدا]) می‌سازید، بیزارم! (۷۸) من روی خود را به‌سوی خداوندی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم! (۷۹)}
    اینجاست که می‌بینیم نبی الله ابراهیم که سلام و صلوات بر او و خاندان مکرمش باد، به‌دنبال یافتن پروردگارِ حقِّ عالم است تا او را
    عبادت کند. او قبل از آنکه از جانب خداوند برای امامت و رسالت بر مردم برگزیده شود، در جستجوی یافتن حق بود و از پروردگار می‌خواست قلبش را به‌سوی حق هدایت نماید. دلیل آشکاری که نشان می‌دهد وی در پی حق بود را از این گفته نبی خداوند ابراهیم عليه الصلاة والسلام استنباط می‌کنیم:
    {فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}
    {و هنگامی که ماه را دید که [سینه افق را] می‌شکافد، گفت: «این خدای من است؟» امّا هنگامی که غروب کرد، گفت: «اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود.»}

    به سخن او که سلام و صلوات بر او باد توجه کنید:
    {لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ}
    {اگر پروردگارم مرا راهنمایی نکند، مسلّماً از گروه گمراهان خواهم بود}

    او به جستجوی خود و تفکر در ملکوت آسمان‌ها و زمین ادامه می‌دهد. سپس خورشید را به عنوان خداوند خود انتخاب می‌کند و بعد از آنکه خورشید غروب کرد هدایت فطری‌اش به سراغش می‌آید و می‌گوید:
    {قَالَ يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿٧٨﴾ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {گفت: «ای قوم، من از شریک‌هایی که شما [برای خدا]) می‌سازید، بیزارم! (۷۸) من روی خود را به‌سوی خداوندی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفریده؛ من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم! (۷۹)}

    این بعد از آن است که عقلش حکم می‌کند که تنها چیزی که شایسته است بدون شریک مورد پرستش و عبادت قرار گیرد، آفریننده آسمان‌ها و زمین و خورشید و ماه و کوکب و ستاره‌هاست. سپس خداوند او را به عنوان نبیّ و رسول خود برگزید و او را امام مردم گرداند. اما بعد از برگزیده شدن، شیطان در نفس او وسوسه ایجاد کرد تا به برانگیخته شدن انسان بعد از مرگ شک کند، همان امری که با آن به مردم هشدار می‌داد. نبیّ خداوند ابراهیم در مورد این شک با کسی صحبت نمی‌کند و خطاب به خداوند می‌گوید:
    {وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۶۰﴾}صدق الله العظيم [البقرة].
    {ابراهيم گفت: اى پروردگار من، به من بنماى كه مردگان را چگونه زنده مى‌سازى. گفت: آيا هنوز ايمان نياورده‌اى؟ گفت: بلى، ولی مى‌خواهم دلم آرام يابد. گفت: چهار پرنده برگير و گوشت آنها را به‌هم بياميز و هر جزئى از آنها را بر كوهى بنه. پس آنها را فراخوان. شتابان نزد تو مى‌آيند و بدان كه خدا پيروزمند و حكيم است }
    و اینجاست که خداوند آیات خود را برای او استوار می‌سازد تا به قلب او اطمینان دهد که او آشکارا بر حق است و می‌فرماید:
    {قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ﴿۲۶۰﴾} صدق الله العظيم [البقرة]
    {گفت: چهار پرنده برگير و گوشت آنها را به هم بياميز و هر جزئى از آنها را بر كوهى بنه. پس آنها را فراخوان. شتابان نزد تو مى‌آيند و بدان كه خدا پيروزمند و حكيم است}
    و این بیان فرموده خداوند تعالی است:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۵۶﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۵۷﴾ } صدق الله العظيم [الحجّ].
    { هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲) تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴) کافران همواره در باره قرآن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت به‌طور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵) حکومت و فرمانروایی در آن روز از آن خداست و میان آنها داوری می‌کند: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های پرنعمت بهشت هستند؛ (۵۶) و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکننده‌ای برای آنهاست! (۵۷)}
    در اینجا منظور از شیطان، نفس است نه ابلیس؛ نفس انسان او را وسوسه می‌کند که افکار باطل به سراغش آمده و به‌ناحق دچار وسوسه شود. تمام انبیا و رسولان خداوند که بر آنان سلام و صلوات باد، در مورد حقی که از جانب خداوندشان آمده بود، دچار شک‌وتردید می‌شدند و خداوند، آیات خود را برایشان استوار ساخته و نورشان را کامل می‌کرد. حتی نفس خود محمدٍ رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- درباره حقی که از جانب پروردگارش آمده بود به شک افتاد. اما از شک خود با کسی سخن نگفت و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‎﴿٩٤﴾‏} صدق الله العظيم [يونس].
    {و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش!}
    ولی خداوند آیاتش را برای نبیِّ خود استوار نمود و در شب اسرا و معراج نشانه‌های بزرگ خود را به او نشان داد تا قلبش مطمئن شود و بداند آشکارا بر حق است و خداوند تعالی می فرماید:
    {سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَىٰ بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا ۚ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴿۱﴾‏} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {منزه است آن خدايى كه بنده خود را شبى از مسجدالحرام به مسجدالاقصى كه گرداگردش را بركت داده‌ايم سير داد، تا بعضى از آيات خود را به او بنماييم، هر آينه او شنوا و بيناست.}
    بلی؛ خداوند نشانه های بزرگ خود از جمله بهشت و آتش را به او نمایاند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَات رَبّه الْكُبْرَى}
    {او پاره‌ای از آیات و نشانه‌های بزرگ پروردگارش را دید}
    و از جمله آن نشانه‌ها، بهشت و آتش است که گواهی برای وعده خداوند تعالی است:
    {وَإِنَّا عَلَىٰ أَن نُّرِيَكَ مَا نَعِدُهُمْ لَقَادِرُونَ ﴿۹۵﴾‏}
    صدق الله العظيم [المؤمنون].

    {و ما تواناییم که آنچه را به آنها وعده می‌دهیم به تو نشان دهیم!}
    احمد! آیا می‌دانی برای جبریل علیه الصلاة و السلام هم چنین نبیّ خداوند کدام یک از آیات کتاب خداوند از همه عجیب‌تر بود؟ این فرموده خداوند تعالی است:
    {فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‎﴿٤٣﴾‏ وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَلِقَوْمِكَ ۖ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ ‎﴿٤٤﴾‏ وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ‎﴿٤٥﴾‏} صدق الله العظيم [الزخرف].

    {آنچه را بر تو وحی شده محکم بگیر که تو بر صراط مستقیمی. (۴۳) و این مایه یادآوری تو و قوم تو است و از آن سؤال خواهید شد. (۴۴) از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟! (۴۵)}
    این کلام خداوند است که باعث تعجب آنها شد:
    {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ‎﴿٤٥﴾‏} صدق الله العظيم [الزخرف].
    {از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟! (۴۵)}
    نبیّ عليه الصلاة والسلام وعلى آله وسلم فرمود: برادر جبریل-که سلام و صلوات بر تو باد- چگونه از آنها سؤال کنم، آنها پیش از این از دنیا رفته اند! فرشته خداوند جبریل گفت: خداوند چنین فرموده است و پروردگارت بر هر چیزی قادر است! سپس زمان مقدر شده برای اسرا و معراج از زمین تا سدرة المنتهی فرا رسید و جبریل علیه الصلاة و السلام ایشان را به قدرت خداوند، به مسجد الاقصی و سپس به فضای کیهانی برد. از اهالی آتش گذشت و شاهد عذاب شدن آنان در آتش بود و سپس در آسمان‌های بالا ساکنان عالم بالا [ملاء اعلی] را دید و سپس به‌سوی بهشت بالا رفت و از آن گذشت تا به سدرة المنتهی رسید که پایان مسیر معراج و حجاب خداوند و پرودگار معبود است. معراج او به قدرت [امر] خداوند عملی شد، همان‌طور که جبریل و سایر فرشتگان نیز به امر خداوند فرود می‌آیند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ﴿۶۴﴾ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا فَاعْبُدْهُ وَاصْطَبِرْ لِعِبَادَتِهِ هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ﴿۶۵﴾} صدق الله العظيم [مريم]
    {ما جز با فرمان پروردگار تو، نازل نمی‌شویم؛ آنچه پیش روی ما و پشت سر ما و آنچه میان این دو می‌باشد، همه از آن اوست و پروردگارت هرگز فراموش‌کار نیست! (۶۴)همان پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد! او را پرستش کن و در راه عبادتش شکیبا باش! آيا همتا و همنامى براى او مى‌شناسى؟ (۶۵)}
    در آنجا بود که نبی، خداوند با سایر انبیا که پیش از این از دنیا رفته بودند، ملاقات کرد.آنها با یکدیگر سخن گفته وسوالاتی را از هم مطرح کردند و این تصدیق وعده حقّ خداوند بود که:
    {وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَٰنِ آلِهَةً يُعْبَدُونَ ‎﴿٤٥﴾‏} صدق الله العظيم [الزخرف].
    {از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس: آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم؟! (۴۵)}

    احمد جعفر آنچه که باعث شد مقداری از داستان معراج و اسرا را بیان کنیم؛ استوار شدن و اثبات آیات برای نبی خداوند بود که در امر نبوت و وحی دچار تردید شد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {فَإِن كُنتَ فِي شَكٍّ مِّمَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ فَاسْأَلِ الَّذِينَ يَقْرَءُونَ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكَ ۚ لَقَدْ جَاءَكَ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ‎﴿٩٤﴾‏} صدق الله العظيم [يونس].
    {و اگر در آنچه بر تو نازل کرده‌ایم تردیدی داری، از کسانی که پیش از تو کتاب آسمانی را می‌خواندند بپرس، به یقین، «حق» از طرف پروردگارت به تو رسیده است؛ بنابر این، هرگز از تردیدکنندگان مباش!}

    برای اولین انصار پیشتاز که قبل از پیروزی آشکار و تسلیم مردم به انبیاء گرویده بودند نیز همین‌طور است. برای همه آنها شک پیش آمده‌است. برای انصار مهدی منتظر نیز چنین است و بدون استثنا برای تک‌تک آنها شک پیش می‌آید؛ سپس خداوند نشانه‌های خود را برایشان استوار می‌سازد و امام مهدی را به‌سوی نوشتن بیانی هدایت می‌کند تا شک را از وجود آنها پاک سازد و آیات خود را حاکم و استوار گرداند. پس احمد! از آنان باش، نه از کسانی که خداوند تعالی درباره‌شان می‌فرماید:

    { لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾‏} صدق الله العظيم [الحجّ].
    {تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در دل‌هایشان بیماری است و برای سنگ‌دلان و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند}
    همان‌طور که گفتیم، ما تو را به‌خاطر شک کردن به حقی که از جانب خداوندت آمده است ملامت نمی‌کنیم، اما به سبب اینکه به‌سوی خدا بازنگشته و از او درخواست نکرده‌ای تا آیات خود را برایت استوار کرده و قلبت را مطمئن سازد درخور سرزنشی. شک حتی برای انبیا که صلوات و سلام بر آنها باد هم رخ می‌داد، اما آنها آن را پنهان می‌کردند تا حکم خداوند فرا رسد و با استوار ساختن آیاتش به قلبشان اطمینان دهد آنچه از وحی که به آنان می‌رسد، به حق از جانب پروردگارشان است. کلام خداوند تعالی را به یاد داشته و در آن تدبر کن که می‌فرماید:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نبيّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾ لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾ وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵﴾ الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۵۶﴾ وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۵۷﴾ } صدق الله العظيم [الحجّ].
    { هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را می‌نوشت ، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲) تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴) کافران همواره در باره قرآن در شکّ هستند، تا آنکه روز قیامت به‌طور ناگهانی فرارسد، یا عذاب روز عقیم به سراغشان آید! (۵۵) حکومت و فرمانروایی در آن روز از آن خداست و میان آنها داوری می‌کند: کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، در باغ‌های پرنعمت بهشت هستند؛ (۵۶) و کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، عذاب خوارکننده‌ای برای آنهاست! (۵۷)}
    اما درباره کمک مالی که کرده بودی، ما برای تو استثنا قائل می‌شویم و تو تنها کسی هستی که یاری و کمکی را که کرد بود، به او بازمی‌گردانیم. البته من از تومالی قرض نخواسته بودم که مجبور باشم امانت را به صاحبش بازگردانم؛ بلکه تو خود به خداوندت قرض داده و برای ما ده هزار پوند مصری فرستادی. ما به تو اجازه سوء استفاده از انصار را نمی‌دهیم که آن مال را از این و آن بخواهی و به آنها نیز اجازه نمی‌دهیم یک ریال به آن اضافه کنند و پاداش تو این نیست که به مالی که داده بودی چیزی اضافه شود.
    به انصار گرامی «رضوان الله اکبر» اجازه می‌دهیم کمک تو را که ده هزار پوند مصر بود، به تو بازگرداند؛ چون او اولین کسی بود که به‌صورت خصوصی و عمومی اعلام کرد داوطلب پس دادن این کمک است. انکار نمی‌کنیم که تعداد زیادی از انصار با فرستان نامه خصوصی داوطلب شده‌اند تا کمکی را که احمد جعفر کرده بود به او بازگردانند، انکار نمی‌کنیم که تلفن ما دایم اشغال بود و هر یک از آنها داوطلب بود تا کمک احمد جعفر را پس بدهد. کسانی را که علنی نامه داده و آمادگی خود برای برگرداندن کمک احمد جعفر را اعلام کردند را هم انکار نمی‌کنیم. احمد جعفر! ما را به مال تو نیازی نیست تا با آن بر ما منت گذاشته یا آزارمان دهی. مال تو، به تو برگردانده می‌شود.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا ﴿٥١﴾‏} صدق الله العظيم [الكهف].
    {و من هیچ‌گاه گمراه‌کنندگان را دستیار خود قرار نمی‌دهم!}
    اگر خداوند تو را بعد از ظهور زنده نگاه داشت، آن‌قدر به تو خواهیم داد تا شرمسار شوی و خداوند یاور ماست!حسابت غلط از آب در آمد احمد جعفر، و چقدر پشیمانی تو شدید خواهد بود! و نامِ تو تا روز قیامت در تاریخ خواهد ماند اما در صفحه سیاه آن.
    ای مرد به خدا قسم! حتی یهودیان از نبیّ نخواستند انفاقشان را پس بدهد، با وجود اینکه انفاق آنها با اکراه و برای پنهان کردن مقاصدشان بود و مورد پذیرش خداوند نیز قرار نگرفته بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِن قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّىٰ جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ ‎﴿٤٨﴾‏ وَمِنْهُم مَّن يَقُولُ ائْذَن لِّي وَلَا تَفْتِنِّي ۚ أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا ۗ وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ‎﴿٤٩﴾‏ إِن تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ۖ وَإِن تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِن قَبْلُ وَيَتَوَلَّوا وَّهُمْ فَرِحُونَ ‎﴿٥٠﴾‏ قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ‎﴿٥١﴾‏ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ ۖ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَن يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَيْدِينَا ۖ فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُم مُّتَرَبِّصُونَ ‎﴿٥٢﴾‏ قُلْ أَنفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَّن يُتَقَبَّلَ مِنكُمْ ۖ إِنَّكُمْ كُنتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ ‎﴿٥٣﴾‏ وَمَا مَنَعَهُمْ أَن تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يَأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَىٰ وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ ‎﴿٥٤﴾‏}صدق الله العظيم [التوبة].
    {پيش از اين هم فتنه‌گرى مى‌كردند و كارها را براى تو واژگونه جلوه مى‌دادند تا آن‌گاه كه حق فراز آمد و فرمان خداوند آشكار شد، درحالى‌كه از آن كراهت داشتند. (۴۸) بعضى از آنان مى‌گويند: مرا رخصت ده و به گناه مينداز. آگاه باش كه اينان خود در گناه افتاده‌اند و جهنم بر كافران احاطه دارد. (۴۹) اگر خيرى به تو رسد اندوهگينشان سازد، و اگر به تو مصيبتى رسد مى‌گويند: ما چاره كار خويش پيش از اين انديشيده‌ايم. آنگاه شادمان بازمى‌گردند. (۵۰) بگو: مصيبتى جز آنچه خدا براى ما مقرر كرده است به ما نخواهد رسيد. او مولاى ماست و مؤمنان بر خدا توكل كنند. (۵۱) بگو: آيا جز يكى از آن دو نيكى، انتظار چيز ديگرى را براى ما داريد؟ ولى ما منتظريم كه عذاب خدا، يا از جانب او يا به دست ما به شما برسد. پس شما منتظر باشيد ما نيز با شما منتظر مى‌مانيم. (۵۲) بگو: خدا از شما نمى‌پذيرد، چه از روى رضا انفاق كنيد چه از روى كراهت، زيرا مردمى نافرمان هستيد. (۵۳) هيچ چيز مانع قبول انفاق‌هايشان نشده مگر آنكه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده‌اند و جز با بى‌ميلى به نماز حاضر نمى‌شوند و جز به كراهت انفاق نمى‌كنند. (۵۴)}
    سؤالی که مطرح می‌شود این است که: چرا خداوند انفاق تو را نپذیرفت؟ جواب این سؤال را تو خود می‌دانی و پروردگار تو به حال تو آگاه‌تر است. اگر کسانی را که به حق تو را نصیحت می‌کنند دوست داشتی؛ نصیحتت می‌کردم که احمد جعفر! از رحمت خداوند مأیوس مشو و لعنت خداوند بر ناصر محمد یمانی باد اگر او مهدی منتظر حق خداوند نباشد. به شرمساری بزرگی فکر کن که در دنیا و آخرت گریبانت را خواهد گرفت. اگر مسلمان باشی و اگر از عذاب روز بی‌فرجام خداوند نجات یابی، حتما در میان مردم درحالی گام برخواهی داشت که از شدت شرمساری روی خود را می‌پوشانی تا مردم تورا نشناسند و بگویند: «این کسی است که از امام مهدی خواسته است کمک مالی‌اش را پس بدهد!»
    از تو نمی‌خواهم مرا از بازپرداخت آن معاف کنی چرا که من یک ریال آن را هم به تو پرداخت نمی‌کنم، بلکه تعداد زیادی از انصار از من خواسته و مرا به خداوند قسم داده‌اند که من خود آن را پس ندهم و بازپرداخت آن را به آنها واگذار کنم. اما از آنجایی که «رضوان الله اکبر» اولین داوطلب بود، اجازه نداریم او را کنار گذاشته و کسی جز او را انتخاب کنیم. لطفا در نامه‌ای خصوصی شماره حساب خود را به او بده تا پول را برایت بفرستد.

    درمورد مطالبی که دربیانت آورده و بهتان و بی‌احترامی‌هایی که کردی و تهمت‌هایی که به امام مهدی ناصر محمد یمانی زده بودی؛ خدا را شاهد می‌گیرم و خداوند برای شهادت کافی است که به‌خاطر پروردگار از تو گذشت می‌کنم و خداوند از من کریم‌تر است و امید دارم تو را بخشیده و بصیرتی پولادین به تو عنایت فرماید و با بیان حق قرآن مجید نورت را کامل گرداند. عزیز من از رحمت خداوند ناامید مشو.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ

    ملاحظه:

    درمورد اینکه در ابتدای کار احمد جعفر را از اعضای اداری پایگاه قرار دادیم، ما او را انتخاب نکردیم؛ او بود که از من خواست تا بیانات را از نظر لغوی و نحوی بازبینی کند و ما از روی حجب و حیا به او اجازه دادیم و کوچکترین شکی در حق او نکردیم .خداوند او را ببخشاید.


  3. ای جماعت انصار! با احمد جعفر با ملاطفت رفتار کرده و بر او سخت نگیرید، باشد که به‌سوی خدا بازگردد و قلبش هدایت شود.

    مصدر المشاركة
    -13-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    06 - رمضان - 1435 هـ
    03 - 07 - 2014 مـ
    ۱۲-تیر-۱۳۹۳ه.ش.
    10:31 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصليّة للبيــان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=149829

    ــــــــــــــــــــ

    ای جماعت انصار! با احمد جعفر با ملاطفت رفتار کرده و بر او سخت نگیرید، باشد که به‌سوی خدا بازگردد و قلبش هدایت شود.

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر تمامی انبیا و رسولان الهی و تمام انصار پیشگام برگزیده آنان قبل تمکین و بعد از فتح مبین تا یوم الدین. انصار پیشگام برگزیده عزیزم، سلام و رحمت و برکات خداوند بر شما باد.
    روزه و اعمال شما مورد پذیرش خداوند قرار گیرد.
    حال که
    برایمان روشن شد بی شک‌وتردید این خود احمد جعفراست، عزیزان من با احمد جعفر مدارا کرده و با او با ملاطفت برخورد کنید، شیطان باعث لغزش و گمراهی او شده‌است، پس با مهربانی با وی رفتار کنید، شاید به‌سوی پروردگارش بازگردد و خداوند قلبش را هدایت نموده و با بیان حق قرآن مجید دیده بصيرتش را تیزبین نماید و کلام خداوند تعالی را به یاد داشته باشید که می‌فرماید:
    {عَسَى اللَّهُ أَن يَجْعَلَ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَ الَّذِينَ عَادَيْتُم مِّنْهُم مَّوَدَّةً وَاللَّهُ قَدِيرٌ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿٧﴾‏} صدق الله العظيم [الممتحنة].
    {امید است خدا میان شما و کسانی که با شما دشمنی کردند، پیوند محبّت برقرار کند. خداوند تواناست و خداوند آمرزنده و مهربان است.}
    ای عزیزان من! از لغات زشت استفاده نکرده و از فحاشی پرهیز کنید و دشنام را با دشنام پاسخ ندهید. بلی؛ امام مهدی ناصر محمد گاهی در برابر معاندان، به حق با تندی پاسخ می‌دهد اما من در برابر شیاطین بشر سخت‌گیری کرده و با آنان تندی می‌کنم و اگر کسی خود را درشرایطی مشابه شرایط آنها [شیاطین بشر] قرار دهد و پاسخ تند و حق مرا بشنود، جز خودش کسی را ملامت نکند. اما این حکمت در مورد هر کس که با نظرات ما مخالف باشد، مطابقت نمی‌کند و حتی اگر بیاید و به‌ناحق بد بگوید و ما را بکوبد، چه بسا این رفتار، به‌خاطر غیرت دینی او باشد؛ چون تصور می‌کند بدون شک‌وتردید حق با اوست. در این حالت باید درباره او بر اساس فرمان خداوند رفتار شود که در مورد دعوت [مردم] به‌سوی راه خدا، چنین امر نموده‌است:
    {ادْعُ إِلَىٰ سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ ۖ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ‎﴿١٢٥﴾} صدق الله العظيم [النحل].
    { با حکمت و اندرز نیکو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آنها به روشی که نیکوتر است، استدلال و مناظره کن. پروردگارت، از هر کسی بهتر می‌داند چه کسی از راه او گمراه شده است و او به هدایت‌یافتگان داناتر است.}
    وقتی با حکمت با مردم صحبت کرده و به نیکی آنها را موعظه نمایید، کسانی که قلبشان عاری از غرور و کبر است و از مردمان نیک‌نهاد هستند و از کسانی هستند که اگر به شما اهانت کردند و شما به نیکی پاسخشان را داده و نسبت به آنها گذشت کردید، پیش خود خجالت کشیده و شما را بزرگوار دیده و خود را در برابرتان حقیر و کوچک می بینند. پس رابطه‌شان با شما به دوستیِ نزدیک، تبدیل شده و توسط خداوند به راه راست هدایت می‌شوند چرا که غرورشان باعث نمی‌شومد به گناه کشیده شوند. مؤمنان در موقعیتی که با هم درگیر مشاجره شده و دچار مشکل می‌گردند، باید این حکمت بالغه را به‌کار گیرند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّيْطَانَ كَانَ لِلْإِنسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا ‎﴿٥٣﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    به بندگانم بگو: «سخنی بگویند که بهترین باشد! چرا که شیطان ، میان آنها فتنه و فساد می‌کند؛ همیشه شیطان دشمن آشکاری برای انسان بوده است!}
    اگر مؤمنان این روش حکیمانه را بکار گیرند، دیگر چرا باید مؤمن در لحظه عصبانیت، برادر مؤمن خود را به قتل برساند؟ چون کسی که عصبانی شود، اگر غیض خود را فروننشاند، مرتکب قتل می‌شود، بدون اینکه در آن لحظاتی که به شدت عصبانی است، به عاقبت کار فکر کند، سپس با اینکه به شدت و عمیقاً از کرده خود پشیمان می‌شود، اما اگر اولیای دم راضی نشده و دیه را نپذیرند؛ جان خود را به هلاکت انداخته‌است. در آن لحظات شیطان او را وسوسه می‌کند که [اگر برخورد نکند] دیگران او را ترسو می‌پندارند؛ درحالی‌که چنین نیست. [اگر عصبانیت خود را کنترل کند] مردم خواهند گفت: «چقدر این مرد عاقل است و برای ما روشن شد که عقل او از عقل دشمنش بیشتر است». حین دعوت مردم به‌سوی خداوند نیز باید از چنین حکمت و روش درستی سود برد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ‎﴿٣٣﴾‏ وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ ‎﴿٣٤﴾‏ وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ‎﴿٣٥﴾‏ وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ‎﴿٣٦﴾‏} صدق الله العظيم [فصلت].
    {چه کسی خوش‌گفتارتر است از آن کس که دعوت به‌سوی خدا می‌کند و عمل صالح انجام می‌دهد و می‌گوید: «من از مسلمانانم»؟! (۳۳) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! (۳۴) امّا تنها کسانی که دارای صبر و استقامت هستند به این مقام می‌رسند، و بدان نمی‌رسنذ جز کسانی که بهره عظیمی دارند! (۳۵) و هرگاه وسوسه‌هایی از شیطان متوجّه تو گردد، از خدا پناه بخواه که او شنونده و داناست! (۳۶)}
    با این روش حکیمانه، می‌توانید گمراهان را از شیاطین بشر تشخیص دهید، چرا که گمراهان را می‌توان با این روش هدایت کرد. اما گذشت و بخشش، باعث تکبر و غرور بیشتر شیاطین بشر و بدتر شدنشان می‌شود.

    در هرحال امام مهدی ناصر محمد یمانی از تمام انصار خود در سرتاسر جهان دعوت می‌کند تا خوش‌خلق و خوش‌رفتار باشند و خوش‌خلقی باعث تمایز آنها از مردم شود، چرا که این امرکمک خواهد مرد تا مردم را هدایت کنند. با صداقت رفتار کنند تا در نزد خداوند و بندگانش از راستگویان و صادقان بشمار آیند و مردم با آنها همراهی کرده و از صداقت و اخلاقشان پیروی کنند.
    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {
    وَعَلَى الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّىٰ إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّوا أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‎﴿١١٨﴾‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ‎﴿١١٩﴾‏ مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا عَن رَّسُولِ اللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ لَا يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلَا نَصَبٌ وَلَا مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَطَئُونَ مَوْطِئًا يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلَا يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلًا إِلَّا كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‎﴿١٢٠﴾‏ وَلَا يُنفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً وَلَا يَقْطَعُونَ وَادِيًا إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‎﴿١٢١﴾‏ ۞ وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَافَّةً ۚ فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ ‎﴿١٢٢﴾} صدق الله العظيم [التوبة].
    { آن سه نفر که تخلّف جستند، تا آن حدّ که زمین با همه وسعتش بر آنها تنگ شد؛ [حتّی] در وجود خویش، جایی برای خود نمی‌یافتند؛ دانستند پناهگاهی از خدا جز به‌سوی او نیست؛ سپس خدا رحمتش را شامل حال آنها نمود، تا توبه کنند؛ خداوند بسیار توبه‌پذیر و مهربان است! (۱۱۸) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از خدا بپرهیزید و با صادقان باشید! (۱۱۹) سزاوار نیست که اهل مدینه و بادیه‌نشینانی که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جویند؛ و برای حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این به‌خاطر آن است که هیچ تشنگی و خستگی و گرسنگی در راه خدا به آنها نمی‌رسد و هیچ گامی که موجب خشم کافران می‌شود برنمی‌دارند و ضربه‌ای از دشمن نمی‌خورند، مگر اینکه به‌خاطر آن، عمل صالحی برای آنها نوشته می‌شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمی‌کند! (۱۲۰) و هیچ مال کوچک یا بزرگی را انفاق نمی‌کنند و هیچ سرزمینی را نمی‌پیمایند، مگر اینکه برای آنها نوشته می‌شود؛ تا خداوند آن را به‌عنوان بهترین اعمالشان، پاداش دهد. (۱۲۱) شایسته نیست مؤمنان همگی کوچ کنند؛ چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین آگاهی یابند و به هنگام بازگشت به‌سوی قوم خود، آنها را بیم دهند؟ شاید بترسند، و خودداری کنند (۱۲۲)}
    محمد رسول الله و کسانی که با جان و دل با او بودند، سرمشق نیکویی برای ما هستند، سلام و صلوات خداوند بر آنان و خاندانشان باد.
    ای عزیزان من، انصار پیشگام و برگزیده! زمانی که مردم باعث می‌شوندعصبانی شوید؛ به یاد هدف والایی که در نفس خداوند دارید بیفتید. چون شما در آرزوی آن هستید که رضوان نفس خداوند محقق گردد و خداوند نیز در نفس خود راضی نخواهد شد مگر اینکه تمام مردم یکپارچه در راه راست قرار بگیرند؛ به‌جز کسانی که با وجود آگاهی کامل از حق بودن مسیر، از پیروی از راه راست خداوند روی برگردانند؛ آنان که اگر راه حق را ببینند بازهم از آن تبعیت نکرده و با دیدن مسیر باطل و نادرست به‌سوی آن می‌شتابند. خداوند بر اینان حسرت نمی‌خورد تا فرجام کار خود را بچشند و همچنین تا زمانی که خداوند اراده نماید.
    ای انصار پیشگام برگزیده و عزیز من! همه انسان‌ها عصبانی می‌شوند، امام مهدی هم، مانند شما عصبانی می‌شود؛ گاهی آن را کنترل کرده و نمی‌گذارم عصبانیت کنترل مرا به دست بگیرد. گاهی اوقات نیز نمی‌توانم، چرا که از هر طرف فشار روانی زیادی روی امام مهدی وارد می‌شود و اکثراً کسی از شما از آن خبر ندارد
    . در هر حال شما و خودم را به صبر و کنترل نفس و فرونشاندن غیض سفارش می‌کنم به‌خصوص در حین دعوت به‌سوی خداوند؛ چون خواهید دید که جاهلان با زشت‌ترین الفاظ به امام مهدی فحاشی کرده و به او ناسزا می‌گویند واین باعث می‌شود در قلبتان غضب و عصبانیت بسیار شدیدی احساس کنید و این از شدت غیرت و محبت شما به امام مهدی ناصر محمد است. من می‌دانم شما آن قدر که از دست کسی که به امام مهدی ناصر محمد ناسزا بگوید عصبانی می‌شوید، به‌خاطر خودتان ناراحت نمی‌شوید؛ چون خداوند او را در نزد شما، از تمام نزدیکانتان که با آنها زندگی می‌کنید، محبوب‌تر ساخته است. این برهانی از جانب خداوند رحمان است که امام مهدی ناصر محمد از کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام می‌دهند و از ائمه مکرم کتاب است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّا ‎﴿٩٦﴾} صدق الله العظيم [مريم].
    { کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبّتی برای آنان در دل‌ها قرار می‌دهد!}
    اما خداوند چنین محبت عظیمی را تنها در قلب کسانی قرارمی‌دهد که دعوت حق پروردگارشان را تصدیق و از آن تبعیت کنند. جز این نیست که محبت قلبی تنها به دست خداست و به اختیار انسان نیست که هرکس را که بخواهد دوست داشته باشد و از هرکس که بخواهد بدش بیاید. بلکه خداوند است که این احساس را در قلب هر یک از بندگانش که بخواهد قرار می‌دهد! این محبت قلبی، درجاتی دارد و بالاترین میزان محبت در قلب انصار ناصر محمد، نسبت به خداوند و رسول او محمد و امام ناصر محمد است که صلوات خداوند بر آنها و تمام مؤمنین تا روز قیامت باد.
    با توجه به محبت عمیقی که در قلبتان نسبت به امام مهدی ناصر محمد دارید، می‌ترسم انصار من در لحظه عصبانیت شدید، مؤمنی را به قتل برسانند. اما خداوند را بر شما شاهد می‌گیرم و شهادت او کافی است، ما هر کسی را که در این دنیا به ما ظلم کرده‌است،
    هر چقدر هم به من ناسزا گفته و فحاشی کرده باشد، پیشاپیش بخشیده‌ایم. پس به‌خاطر داشته باشید، امامتان پیشاپیش همه کسانی را که در حق او ظلم کنند بخشیده‌است؛ پس غیض خود را فرونشانید و به کسی که به من فحاشی کرده یا ناسزا می‌دهد بگویید: «خداوند تو را ببخشد؛ امام ما قبل از اینکه تو به او فحاشی کنی، تو را بخشیده است» و سلام امام ناصر محمد را به او برسانید و کسی را که به شما و امامتان ناسزا می‌دهد، رها کنید و صبری جمیل و نیکو در پیش گیرید و پشت سرشان دست دعا برعلیه آنان بلند نکنید، تا مبادا خداوند دعایتان را مستجاب کرده و هلاکشان کند و حاصل آن، بیشتر شدن حسرت در نفس خداوند است، چون برای اجابت دعای شما، بنده‌ای که در حق خود ظلم کرده را هلاک نموده است. هدف بزرگ و والای خود را فراموش نکنید. به خداوند بزرگِ بخشنده و رحیم سوگند، در واقع هدف شما بزرگترین و والاترین هدفی است که در کتاب آمده است، چون رضوان خداوند را غایت خود قرار داده‌اید.
    چقدر خداوند منزه و والامرتبه است، خداوند به محض آنکه بنده‌ای در نفس خود احساس کند تا زمانی که خدا راضی نشود، به ملکوت پروردگار راضی نخواهد شد؛ او را به مقام بالاترین بندگان مقرب خود می‌رساند! و مانند آن است که او درهمان لحظه، تمام ملکوت خداوند را بخشیده و به مرتبه کسانی رسیده‌است که نزد فرمانروای توانا و مقتدر [عند ملیک مقتدر] دارای بالاترین درجات هستند.

    ای جماعت مسلمانان! به خداوند بزرگ سوگند می‌خورم، قومی که محبوب خدا هستند و محب او [يحبهم الله و يحبونه] در این امت زندگی می‌کنند و زمان تحقق این وعده خداوند، در آیات محکم کتابش، فرا رسیده است که:
    {يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكَافِرِينَ يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿۵۴﴾} صدق الله العظيم [المائدة].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان، او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسخت و نیرومند هستند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد؛ و [فضل] خدا وسیع، و خداوند داناست.}
    به خداوند یکتایی که خدایی جز او نیست قسم، بزرگترین فضل در کتاب، همین محبت عظیم خداوند به محبوبان و محبان خود و محبت عظیم آنها نسبت به پروردگارشان است و راز نهفته در آن هم این است که تا زمانی که حبیب قلبشان راضی نشود، راضی نخواهند شد. برای شما به حق فتوا داده و یادآور می‌شویم که این بزرگترین فضلی است که درکتاب آمده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {ذَلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ﴿۵۴﴾}
    صدق الله العظيم {این، فضل خداست که به هر کس بخواهد می‌دهد و [فضل] خدا وسیع، و خداوند داناست}
    منظور از این فضل چیست؟ پاسخ مستقیم پروردگار را چنین می‌یابید: {يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ} صدق الله العظيم.
    ای مسلمانان!
    بزرگی این تکریم باعث فتنه شما نشود و سخنانی را به انصار امام مهدی نگویید که جاهلان به انصار رسولان قبلی می‌گفتند: «آیا اینها هستند که خداوند از میان ما بر آنها منت گذاشته است؟ درحالی‌که ما از اعمال قبلی آنها باخبریم؟» و یکی از نادانان بگوید: «فلانی؛ یادت هست که من و تو چه می‌کردیم؟ آیا هر دو با زنان بدکار زنا نمی‌کردیم و در کازینوها شراب نمی‌خوردیم؟ پس چطور شد که خداوند عالمیان ناگهان تو را از مقربین خود قرار داد؟ خیر، تو آشکارا گمراهی». پاسخ را مستقیم به پروردگار می‌سپاریم . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَكَذَٰلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لِّيَقُولُوا أَهَٰؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِم مِّن بَيْنِنَا ۗ أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ ‎﴿٥٣﴾‏ وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ ۖ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‎﴿٥٤﴾‏ وَكَذَٰلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ ‎﴿٥٥﴾‏} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {همچنين بعضى را به بعضى آزموديم، تا بگويند: آيا اینان هستند که خداوند از ميان ما به آنها منت گذارده؟ آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست؟ (۵۳) چون ايمان آوردگان به آيات ما نزد تو آمدند، بگو: سلام بر شما، خدا بر خويش مقرر كرده كه شما را رحمت كند، زيرا هر كس از شما كه از روى نادانى كارى بد كند، سپس توبه كند و نيكوكار شود، بداند كه خدا آمرزنده و مهربان است. (۵۴) و اين چنين آيات را به تفصيل بيان مى‌كنيم، تا راه و رسم مجرمان آشكار گردد. (۵۵) }
    کافران این‌گونه در ابتدای کار، انصار رسولان خداوند و امام مهدی را تحقیر می‌کردند . متکبران به رسولان خداوند می‌گفتند:
    {مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿۲۷﴾}صدق الله العظيم [هود].
    {ما تو را جز بشری همچون خودمان نمی‌بینیم! و کسانی را که از تو پیروی کرده‌اند، جز گروهی اراذل ساده‌ لوح، مشاهده نمی‌کنیم و برای شما فضیلتی نسبت به خود نمی‌بینیم؛ بلکه شما را دروغگو تصور می‌کنیم.}
    در هر صورت، ای انصار گرامی! تنها کسانی شما را مسخره می‌کنند که به‌خاطر غرور و کبر نهفته در قلبشان، بصیرتشان را از دست داده‌اند و درمورد برادر احمد جعفر، پروردگارش از قلب او آگاه‌تر است و اگر توبه کرده و به‌سوی او بازگردد؛ خداوند را غفور و رحیم خواهد یافت. قلب امام مهدی را نیز رئوف و رحیم خواهد یافت، فقط اینکه یاری و کمک احمد جعفر را قبول نمی‌کند و خود را از پذیرفتن آن منع می‌نماید. حتی اگر توبه و انابه کرده و خداوند قلبش را هدایت نماید، ما کمک او را به او باز می‌گردانیم تا هر طور که می‌خواهد در راه خداوند انفاق نماید. پس آن را برای او خواهیم فرستاد و خداوند و انصار پیشگام و برگزیده را به شهادت می‌گیریم که امام مهدی ناصر محمد یمانی از برادر گرامی احمد جعفر خواسته است تا شماره حساب خود و یا اسم کسی را که بتوان از راه وسترن یونیون مبلغ را برایش به مصر فرستاد برایمان ارسال نماید . حتی آن را به هر استانی از مصر که می‌خواهد می‌فرستیم تا مجبور نباشد شهری که در آن ساکن است به ما بگوید. از راه وسترن یونیون می‌توان آن را از هر شهری در مصر دریافت کرد. پس در نامه‌ای خصوصی نام کسی را که می‌خواهد پول برای او فرستاده شود، برایمان بنویسد. شرط باز پس فرستادن پول این نیست که احمد جعفر نام کامل خود را که در کارت شناسایی‌اش آمده‌است، برایمان بفرستد، بلکه تنها در نامه خصوصی که برایمان می‌فرستد نام کسی را که باید پول برایش فرستاده شود بنویسد؛ کسی که به او اعتماد داشته باشد.
    انصار گرامي «رضوان الله اکبر» به وعده خود وفا کرد و کمک را امروز پنجشنبه برایمان می‌فرستد ومبلغی را نیز در عوض آن اضافه می‌فرستد با اینکه من کمک احمد جعفر را پس ندادم تا کسی از انصار بخواهد آن را جایگزین کند. به همین ترتیب یکی از بانوان انصار نیز کمک مالی احمد جعفر را به حساب من واریز کرده است و من خبر نداشتم تا اینکه اطلاع داد که کمک مالی احمد جعفر را فرستاده و می‌خواهد کمک او جایگزین کمک احمد جعفر شود. یکی دیگر از انصار گرامی نیز گفت روز جمعه آينده مبلغ 1500 دلار را خواهد فرستاد. به او گفتیم «رضوان الله اکبر» برای بازگرداندن کمک احمد جعفر از تو جلو افتاده است و درجواب گفت: «من آن را برایتان می‌فرستم و شما برای احمد جعفر بفرست و یا در نزدتان باقی بماند و جای آن را بگیرد». گفتم منزه است پروردگار من! احمد جعفر، به‌واسطه درخواست تو برای بازپس دادن کمکت؛ خداوند بیش از مبلغی که تو کمک کرده بودی، برای مهدی منتظر روزی مقدر ساخت. بسیاری از انصار با من تماس گرفتند و یا نامه خصوصی فرستاده و با اصرار درخواست کردند که پول احمد جعفر را بازگردانند. به همه آنها گفتیم من پیش از این به برادر انصارم «رضوان الله اکبر» وعده داده و قبول کردم او مبلغ را پس بدهد؛ چون او اولین کسی بود که هم علنی و هم خصوصی از من خواست تا بازگردندن این مبلغ را بر عهده بگیرد و از جانب خود مقدار بیشتری را نیز برای کمک به ما بفرستد. پس دکتر احمد جعفر از شما تشکر می‌کنم که باعث شدی مبلغی بیش از کمک مالی که تو کرده بودی، در اختیار مهدی منتظر ناصر محمد قرار بگیرد؛ باز هم از تو تشکر می‌کنیم.
    از بین انصار، تنها کمک احمد جعفر به او بازگردانیده می‌شود، چون این کمک‌ها به عنوان قرض برای امام مهدی ناصر فرستاده نمی‌شوند تا وظیفه داشته باشد امانت را به صاحب آن بازگرداند. بلکه این کمک‌ها قرض به خدا و فی سبیل الله است و مال به خداوند تعلق دارد و من ملزم به بازگرداندن کمک کسانی که پشیمان شده و به گذشته خود بازگردند، نیستم. قبل از این انصار امتحان شده بودند و هیچ یک حاضر نشدند که کمکشان را به آنها بازگردانیم و تنها بر ایمان و ثباتشان افزوده شد. احمد جعفر، خداوند می‌داند که امام مهدی ناصرمحمد قبل از اینکه تو درخواست بازگرداندن کمکت را بکنی در مضیقه مالی بود، اما مکر و درخواست تو برای بازگرداندن کمکت؛ برای ما موجب گشایش شد و مضیقه مالی مرتفع گردید! برای بار سوم از شما تشکر می‌کنم.
    پروردگارا؛ بنده ات به حق لا اله الا انت و به حق رحمت عظیمی که بر خود فرض نموده‌ای و به حق نعیم رضوان نفست، تو را می‌خواند تا به انصار من از هر دری، بدون حساب روزی عنابت فرمایی که تو عزیز و وهابی و به هرکس که بخواهی بی‌ حساب روزی عطا می‌نمایی. خداوندا درجات و مقامات آنها را نزد «فرمانروای مقتدر و توانا» فزونی بخش؛ پروردگارا آنها را به هر چه که برایشان دوست داری و راضی هستی موفق بدار. خدایا همگی آنها را حفظ نما، گرامیشان دار و با چشمی که هیچ‌گاه بخواب نمی‌رود آنها را در نظر داشته باش؛ بارخدایا به بیمارانشان شفا عطا نموده و مبتلایان و گرفتارانشان را با کلمات تامه خود عافیت عنایت فرما. خدایا از آنان راضی باش و آنها را به نعیم رضوان خود راضی فرما که تو از آنچه که در نفوس آنهاست آگاهی و بنده‌ات [امام مهدي] را آگاه نمودی، آنها تا تو راضی نشوی به ملکوت پروردگار راضی نخواهند شد و تو این را نشانه‌ای در قلب قومی قرار داده‌ای که محبوب توهستند و محب تو [قوم يحبهم الله و يحبونه]. آنها در نفس خود می‌دانند تا خداوندی که بیش از هر چیز او را دوست دارند راضی نشود؛ راضی نخواهند شد. خدایا با آنها صادق باش و آنان را صادق و راستگو قرار ده.
    آنان که محبوب خداوندند و محب او، زمانی که به پروردگارشان فکر می‌کنند که در نفس خود بر بندگانی که از کوتاهی خود پشیمانند حسرت می خورد؛ چشم‌هایشان پر از اشک می‌شود و سپس هر یک از آنان به خداوند بزرگ قسم می‌خورند و در نزد پروردگار رحمت عهد می‌بندند تا او راضی نشود به ملکوت پروردگارشان هم راضی نشوند.
    ای مسلمانان! چقدر ملکوت خداوند بیکران و عظیم است! اما من برایتان به خداوند بزرگ سوگند می‌خورم، در نزد ایشان، تمام این ملکوت، برابر ذره‌ای از رضوان پروردگارشان نیست و خودشان بر این امر شاهد هستند و خداوند از قلب‌هایشان آگاه است و به راستی که سخن امام مهدی بنده نعیم اعظم ناصر محمد یمانی درباره آنها جز حقیقت نیست و شما قسم و عهدهای محکم آنان را در بخش
    «شاهدان نعیم اعظم» دیدید. آنان کسانی‌اند که در پیشگاه پروردگار، حق دارند سخن بگویند، چرا که خداوند از سخن صواب آنها راضی است؛ چون در نزد خداوند رحمن عهد بسته‌اند تا حبیب قلبشان، خداوند بزرگ، راضی نشود، راضی نشوند. ما این را انکار نمی‌کنیم که محبت انبیا خداوند و پیروانشان نسبت به پروردگار، مانند محبت این قومی است که محبوب و محب خداوندهستند، اما انصار امام مهدی از حال خداوندی که بر عرش عظیم تسلط دارد آگاهند و می‌دانند او از رويگردانان خشمگین است، اما نسبت به هلاک‌شدگانی که از کوتاهی خود در پیشگاه خداوند پشیمانند متحسر است. به همین دلیل جنت النعیم بزرگ خداوند برای قومی که محبوب خداوند هستند و محب او، کوچک و حقیر است و تا زمانی که خداوندشان حزین و متحسر باشد، این ملکوت، در نگاهشان هیچ است.
    ممکن است یکی از کسانی که خود را عالمی بزرگ می‌داند سؤال کند: «ناصر محمد یمانی! پا را فراتر از اين مگذار و خداوند سبحان را به چیزی که در شأن او نیست توصیف منما. چگونه به خداوند چنین نسبتی داده و می‌گویی او برای بندگانی که از کوتاهی خود در پیشگاه خداوند نادم هستند؛ متحسر است؟» امام مهدی در پاسخ پرسشگران می‌گوید: این، توصیفِ رحمتِ عظیمِ خداوندِ ارحم الراحمین است و محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- رحمت خداوند را برای شما توصیف کرده است. خداوند تعالی به رسول الله که صلوات و سلام بر او باد فرموده است:
    [الله أرحم بعباده من الأمِّ بولدها]
    [رحم خداوند به بنده اش بیش از رحم مادر به فرزندش است]
    و نبیِّ خداوند، یعقوب، نیز پروردگارش را چنین توصیف کرده و خدا را نسبت به فرزندش از یعقوب که پدر است مهربان‌تر می‌داند:
    {قَالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَمَا أَمِنتُكُمْ عَلَىٰ أَخِيهِ مِن قَبْلُ ۖ فَاللَّهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ﴿۶۴﴾}
    صدق الله العظيم [يوسف].
    {«آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم همان‌گونه که نسبت به برادرش اطمینان کردم ؟ و خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است}
    ای کسانی که جویای حال خداوندی هستید که بر عرش عظیم تسلط دارد، برای جواب به عقلتان رجوع کنید: «اگر خداوند حقاً ارحم الراحمین است، پس ظلم بندگان در حق خودشان برای او گوارا نیست، و باید برای آنها حزین ومتحسر باشد، به‌خصوص برای کسانی که بعد از هلاک شدن، از کوتاهی خود در پیشگاه خداوند نادم هستند و اگر خداوند حقاً ارحم الراحمین باشد، باید در نفس خود به‌خاطر ظلم بندگان درحق خودشان متحسر و حزین باشد. پس بیایید ببینیم حالِ خداوند ارحم الراحمین چگونه است؟ بندگانی که به‌خود ظلم کرده‌اند را هلاک کرده و این بنده‌ها بعد از هلاکت از کوتاهی خود پشیمان هستند. و خداوند تعالی می فرماید:
    {إِن كَانَتْ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً فَإِذَا هُمْ خَامِدُونَ ‎﴿٢٩﴾‏ يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‎﴿٣٠﴾‏ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ‎﴿٣١﴾‏ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ‎﴿٣٢﴾‏} صدق الله العظيم [يس].
    { فقط یک صیحه آسمانی بود، ناگهان همگی خاموش شدند! (۲۹) افسوس و حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)
    ای مسلمانان عزیزم شما [از آیات کتاب] در می‌یابید محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- می‌خواهد خود را با حسرت بر کافران هلاک کند، با اینکه آنان همچنان در زمان نبوت او اصرار داشتند که به نبوت و رسالتی که برایشان آورده بود کافر باشند. علی‌رغم پافشاری آنها بر کفر و عناد، باز هم محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- می‌خواهد از شدت حسرت بر آنها جان بدهد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ‎﴿٤﴾‏ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا ۖ وَلَا يَغُرَّنَّكُم بِاللَّهِ الْغَرُورُ ‎﴿٥﴾‏ إِنَّ الشَّيْطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا ۚ إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَكُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ ‎﴿٦﴾‏ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ‎﴿٧﴾‏ أَفَمَن زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَنًا ۖ فَإِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ ۖ فَلَا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَيْهِمْ حَسَرَاتٍ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ‎﴿٨﴾} صدق الله العظيم [فاطر].
    {اگر تو را تکذیب کنند پیامبران پیش از تو نیز تکذیب شدند و همه کارها به‌سوی خدا بازمی‌گردد. (۴) ای مردم! وعده خداوند حقّ است؛ مبادا زندگی دنیا شما را بفریبد و مبادا شیطان شما را فریب دهد و به [کرم] خدا مغرور سازد! (۵) البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت می‌کند که اهل آتش سوزان [جهنّم] باشند! (۶) کسانی که راه کفر پیش گرفتند، برای آنان عذابی سخت است و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست! (۷) آیا کسی که عمل بدش برای او آراسته شده و آن را خوب و زیبا می‌بیند ؟! خداوند هر کس را بخواهد گمراه می سازد و هر کس را بخواهد هدایت می‌کند؛ پس جانت به خاطر شدّت تأسف بر آنان از دست نرود؛ خداوند به آنچه انجام می‌دهند، داناست! (۸)}
    و اگر محمد رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- این چنین به‌خاطر کافران و تکذیب کنندگانی که هنوز بر کفر و عناد و تکبر خود به‌ناحق پافشاری می‌کند، متحسر و غمگین است و با وجود اصرار آنها بر کفر، صاحب آن قلب رئوف و رحیم می‌خواهد از شدت حسرت و تأسف بر آنها جان بدهد.وقتی این حال رسول الله است، پس حال خداوندی که از رسولش مهربان‌تر و پروردگار ارحم الراحمین است، چگونه خواهد بود؟ اما خداوندِ سبحان، به حق بر آنها حسرت می‌خورد؛ چون آنها ديگر بر کفر و عناد خود اصرار نمی‌ورزند و همگی می‌گویند:
    {يَـحَسْرَتَى عَلَى مَا فَرَّطتُ فِى جَنْبِ اللهِ وَإِن كُنْتُ لَمِنَ السَّـخِرِينَ} صدق الله العظيم [الزمر:۵۶]
    {افسوس بر من از کوتاهی‌هایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‌کنندگان بودم}
    در اینجاست که خداوند ارحم الراحمین در نفس خود برای آنها حزین شده و به‌خاطر تمام امت‌هایی که به خود ظلم کرده و هلاک شده‌اند حسرت می‌خورد و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ ۚ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‎﴿٣٠﴾‏ أَلَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لَا يَرْجِعُونَ ‎﴿٣١﴾‏ وَإِن كُلٌّ لَّمَّا جَمِيعٌ لَّدَيْنَا مُحْضَرُونَ ‎﴿٣٢﴾‏} صدق الله العظيم [يس].
    {افسوس و حسرت بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنان نیامد مگر اینکه او را استهزا می‌کردند! (۳۰) آیا ندیدند چقدر از اقوام پیش از آنان را هلاک کردیم، آنها هرگز به‌سوی ایشان بازنمی‌گردند (۳۱) و همه آنان نزد ما احضار می‌شوند! (۳۲)
    ممکن است احمد جعفر بگوید: «ناصر محمد، تا کی می‌خواهی با این آیه و نعیم اعظم فخر فروشی کنی؟» و امام مهدی ناصر محمد در جواب او می‌گوید: احمد! تو نمی‌دانی این آیه، دارای چه بار نورانی و عظیمی است! برای همین است که می‌بینی من قلب انصار را هراز چندگاهی با این آیه آکنده و سیراب می‌کنم و در یک لحظه که کوتاه‌تر از چشم بر هم زدنی است، آنها را به درجه‌ای بالا در نزد فرمانروای توانا و مقتدر می‌برم. با تصدیق این آیه، مقام تصدیق کننده نعیم اعظم به مقام کسانی می‌رسد که در جایگاه صدق در نزد فرمانروای توانا و مقتدر جای دارند [اشاره به آیه کریمه سوره القمر: فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِيكٍ مُّقْتَدِرٍ ‎﴿٥٥﴾‏] و این، در حالی رخ می‌دهد که تصدیق‌کننده از جلوی کامپیوتر خود تکان نخورده است! احمد، آیا می‌دانی چرا در یک لحظه به چنین درجه رفیعی می‌رسند؟ چون خداوند از حادثه‌ای که در قلب‌ بنده‌ای که حق را باور کرده، اتفاق می‌افتد آگاه است و در می‌یابد چه حادثه‌ای عظیم در قلب این بنده رخ داده است و تا خدایش راضی نشود، به ملکوت او راضی نخواهد شد و در نزد خداوند این امر مانند آن است که بنده تمام ملکوت خداوند را انفاق کرده باشد و برای همین او را به بالاترین درجه‌ها می‌رساند. تمام انصار در این درجه یکسان هستند و آنچه که باعث تفاوت مقام آنها می‌شود اعمال و انفاق آنها در راه پروردگارشان است و چقدر آنها در نزد خداوند گرامی هستند! و چقدر در نزد خداوند اینکه آنها را احمق و خام می‌خوانی عظيم است! خدا تو را ببخشد.
    برای تو به خداوند بزرگ قسم می‌خورم، خداوندی که استخوان‌های پوسیده و پراکنده را زنده کرده و پروردگار آسمان‌ها و زمین و مابین آنها و پروردگار عرش عظیم است، در میان انصار مهدی منتظر گروهی هستند که محبوب خداوند هستند و محب او [يحبهم الله و يحبونه] و به ملکوت بهشتی که به اندازه آسمان‌ها و زمین است راضی نخواهند شد، مگر خداوندشان راضی شده و متحسر و حزین نباشد. خود آنها از نفسشان باخبرند و می‌دانند امام مهدی روی نفس آنها به دروغ و بهتان قسم نخورده است، بلکه این حقیقتی راستین و با نهایت صداقت است و شکی در آن نیست .
    صلّى الله عليهم وملائكته ورسله والمهدي المنتظر وأسلِّم تسليماً.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين ..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليمانی




  4. دلایلِ علمیِ بیشتر برای تمام انصار و جویندگان حق و تمام علمای مسلمین و پیروانشان و تمامی انسان‌ها

    مصدر المشاركة
    - 14 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    07 - رمضان - 1435 هـ
    04 - 07 - 2014 مـ
    11:04 صباحاً
    ( بحسب التقويم الرسمي لأمّ القرى )
    [ لمتابعة رابط المشاركـــة الأصليّة للبيـان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=150008

    ــــــــــــــــــــ


    دلایلِ علمیِ بیشتر برای تمام انصار و جویندگان حق و تمام علمای مسلمین و پیروانشان و تمامی انسان‌ها

    بسم الله الرحمن الرحيم و صلوات و سلام بر خاتم الأنبياء والمرسلين و خاندان پاک و مطهرش و تمام انبیای پیش از او و خاندان پاکشان و تمام مؤمنان در تمام زمان و مکان تا یوم الدین و اما بعد...
    ای عزیزان من! انصار پیشگام و برگزیده، ای کسانی که محبوب خداوند هستید و محب او [قوم يحبهم الله و يحبونه]؛ این بیان در درجه اول به شما اختصاص دارد. آیا شما بيان این فرمايش حق خداوند تعالی را درک کرده‌اید که می‌فرماید:
    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‎﴿٥٢﴾‏} صدق الله العظيم [الحجّ]؟
    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را
    می‌نوشت، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲)}

    به خداوند قسم! هیچ یک از علمای مسلمین جز امام مهدی، تاکنون آن را به درستی و به حق بیان نکرده است. پس بیایید تا علت آنکه چنین حادثه‌ای، قبل از تمكين و فتح آشکار، در قلب انبیا رسولان و انصار پیشگام رخ می‌دهد،
    به شما بیاموزم.

    حقیقت را گفته و جز حق به خداوند نسبت نمی‌دهم، دلیل آن، تنها این است که انبیا و انصارشان، بعد از اینکه نسبت به حق فرستاده شده از جانب خداوند، در قلبشان به یقین رسیدند؛ تصور کردند که دیگر امکان ندارد روزی برسد که حتی ذره‌ای نسبت به حقی که توسط خدا به‌سوی آن هدایت شده‌اند، شک کنند. پس خداوند اراده نمود تا درباره علم هدایت ربانی، به انبیا و رسولان و انصار پیشگام آنها درسی بیاموزد تا بدانند خداوند بین انسان و قلب او حائل می‌شود و نباید از خود مطمئن باشند. آنها این را درک نکرده بودند که ممکن است روزی در حق آمده از جانب خداوند شک کنند و اینکه هدایت تنها به دست خداست و خداوند اراده نمود تا درس بزرگی در زمینه علم هدایت به آنها بدهد تا به یقین بدانند خداوند بین انسان و قلب او حائل می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‎﴿٢٤﴾‎‎}صدق الله العظيم [الأنفال].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید}

    به سبب
    کامل شدن يقين و سپس اعتماد کردن به خود که درباره حق گرفتار شک نمی‌شوند؛ در قلبشان نسبت به گوشه‌ای از حق آمده از جانب خداوند شک حادث شد، علت هم این بود که پیش خودشان تصور می‌کردند که دیگر نسبت به هیچ چیزی از دانسته‌های حق كه از جانب پروردگارشان است شک نمی‌کنند. پس خداوند آنها را ادب می‌كند و در باب عقیده و علم هدایت به آنها درسی می‌آموزد تا بدانند هدایت تنها از جانب خداوند بوده و او بین آنها و قلبشان حائل می‌شود
    و هر گونه که بخواهد در آن تصرف می‌کند [یا آن را به هر حالی که خود بخواهد، در می‌آورد]. پس بعد از اطمینانی که در خودشان حس کردند که دیگر درباره اعتقادشان به حق، شک به دلشان راه نمی یابد، دچار تردید شدند. پس خداوند پیرامون علم هدایت درسی به آنها داد وآنها را نسبت به پاره‌ای از حق پروردگارشان دچار تردید نمود؛ سپس آیات خود را برایشان استوار ساخت تا بدانند خداوند است که بین انسان و قلب او حائل می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ‎﴿٢٤﴾‎‎}
    صدق الله العظيم.

    {بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید}

    این حکمت بالغه‌ای است که خداوند می‌خواهد تمام انبیا و رسولان، بدون استثنا، از آن آگاه باشند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّىٰ أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ‎﴿٥٢﴾‏} صدق الله العظيم [الحجّ]
    {هیچ پیامبری را پیش از تو نفرستادیم مگر اینکه هر گاه آرزو می‌کرد، شیطان القائاتی در آن می‌کرد؛ امّا خداوند القائات شیطان را
    می‌نوشت، سپس آیات خود را استحکام می‌بخشید و خداوند علیم و حکیم است. (۵۲)}

    خداوند سبحان حکمت دیگری نیز دارد
    و آن زمانی است که انبیا با درخواست مردم خود مواجه می‌شوند که از آنها معجزه می‌خواهند تا نشانه‌ای باشد که آنها واقعا از جانب خداوند آمده‌اند و به همین خاطر نیز خداوند با معجزات به آنها کمک کرده است. انبیا در ابتدای امر تصور می‌کردند که اگر با معجزات یاری شوند؛ مردمشان واقعا هدایت خواهند شد. در ابتدای دعوت، انبیاء متوجه امر نشده بودند و به همین دلیل نیز مانند مردمانشان می‌خواستند این درخواست توسط خداوند پذیرفته شود. پس انبیا به درگاه خداوند دعا کرده و از او می‌خواستند با معجزات یاریشان نماید تا مردم آنها را باور کنند. اما نه انبیا و نه مردمشان این نکته را نمی‌دانستند حتی اگر معجزه بیاید، باز هم مردم باور نکرده و کفرشان نسبت به حق نازل شده از جانب پروردگارشان فزونی گرفته و خواهند گفت انبیا ساحرانی کارکشته و دانا هستند. در کتاب خداوند، قومی را پیدا نکردم که از انبیا درخواست معجزه کرده باشند و به آن ایمان آورده باشند. بلکه نسبت به حق نازل شده از خداوند کافرتر شده و انبیا را ساحرانی دروغگو خواندند، چرا که خداوند بین آنها و قلبشان حائل بوده و آن را از پذیرش هدایت منصرف ساخته‌است و معجزه به‌کارشان نیامده و باعث هدایتشان نشده‌است، چون همان اول حاضر نشده‌اند بدون دیدن معجزه، از عقلشان یاری گرفته و ایمان بیاورند و خداوند تعالی می‌‌فرماید:

    {وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِن جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَّيُؤْمِنُنَّ بِهَا ۚ قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِندَ اللَّهِ ۖ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ ‎﴿١٠٩﴾‏ وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصَارَهُمْ كَمَا لَمْ يُؤْمِنُوا بِهِ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَنَذَرُهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ ‎﴿١١٠﴾‏} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {تا آنجا كه توانستند، با نهایت اصرار، به خدا سوگند یاد کردند که اگر نشانه‌ای [معجزه‌ای‌] برای آنان بیاید، حتماً به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: «معجزات فقط از سوی خداست و شما از کجا می‌دانید که هرگاه معجزه‌ای بیاید [ایمان می‌آورند؟] ایمان نمی‌آورند!» (۱۰۹) و ما دل‌ها و چشم‌های آنها را واژگونه می‌سازیم؛ همان‌گونه که در آغاز، به آن ایمان نیاوردند! و آنان را در حال طغیان و سرکشی، به خود وامی‌گذاریم تا سرگردان شوند! (۱۱۰)}
    محمدٌ رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- مانند انبیای پیش از خود، اعتقاد داشت که اگر خداوند با معجزه‌ای که مردم آن را با چشم خود ببینند، او را یاری دهد؛ ایمان خواهند آورد. برای همین خداوند به نبیِّ خود اندرز می‌دهد تا از جاهلانی نباشد که از علم هدایت بی‌خبرند و بداند این خداوند است که بین انسان و قلب او حائل است. اما محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- از پروردگارش می‌خواست با معجزه‌ای تصدیق‌کننده به او یاری برساند تا همه به حقی که خداوند برایشان فرستاده است ایمان بیاورند، چرا که قومش سخت‌ترین قسم‌ها را به خداوند می‌خوردند که اگر خداوند با معجزات او را یاری نماید؛ او را باور خواهند کرد. مردم می‌گفتند: «او نبی و فرستاده پروردگار عالمیان نیست و خداوند، آن چنان که به رسولان قبلی یاری رسانده، به او کمک نخواهد کرد» و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {بَلْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ ‎﴿٥﴾‏} صدق الله العظیم[الأنبياء].
    {آنها گفتند: بلکه خواب‌هایی آشفته است! اصلاً آن را به دروغ به خدا بسته؛ نه، بلکه او یک شاعر است باید معجزه‌ای برای ما بیاورد؛ همان گونه که پیامبران پیشین فرستاده شدند!»}
    نبیّ از سخنان آنها غمگین شد و از پروردگارش درخواست نمود با معجزه‌ای از جانب خود، او را یاری کند تا مردم بدانند او به حق، نبیّ خداوند و رسول پروردگار عالمیان است. برای همین خداوند به نبیِّ خود اندرز می‌دهد از جاهلان نباشد، چون خداوند سبحان می‌داند آنها به هیچ آیه و نشانه‌ای ایمان نمی‌آورند؛ خداوند بین انسان و قلب او حائل است و هدایت شدن به دست خود انسان نیست بلکه هدایت به دست پروردگاری است که بین انسان و قلبش حائل می‌شود. لذا خداوند به نبیِّ خود اندرز می‌دهد از جاهلان نباشد و تصور نکند با‌ آمدنِ نشانه‌ی معجزه هدایت خواهند شد و جان خود را به‌خاطر حسرت خوردن بر آنها به خطر نیندازد؛ چرا که آنها همچنان بر کفر و عناد خود اصرار دارند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُكَ الَّذِي يَقُولُونَ ۖ فَإِنَّهُمْ لَا يُكَذِّبُونَكَ وَلَٰكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ‎﴿٣٣﴾‏ وَلَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِّن قَبْلِكَ فَصَبَرُوا عَلَىٰ مَا كُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّىٰ أَتَاهُمْ نَصْرُنَا ۚ وَلَا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ۚ وَلَقَدْ جَاءَكَ مِن نَّبَإِ الْمُرْسَلِينَ ‎﴿٣٤﴾‏ وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‎﴿٣٥﴾‏} صدق الله العظيم [الأنعام].
    {ما می‌دانیم که گفتار آنها، تو را غمگین می‌کند؛ ولی آنها تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ظالمان، آیات خدا را انکار می‌نمایند. (۳۳) پیش از تو نیز پیامبرانی تکذیب شدند و در برابر تکذیب‌ها، صبر و استقامت کردند و آزار دیدند، تا هنگامی که یاری ما به آنها رسید. و هیچ چیز نمی‌تواند سنن خدا را تغییر دهد و اخبار پیامبران به تو رسیده است. (۳۴) و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری تا آیه [و نشانه‌ای] برای آنها بیاوری! امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس هرگز از جاهلان مباش! (۳۵)}
    بیان حق این اندرز خداوند به خاتم الأنبیاء و مرسلین که «از جاهلان نباشد» چیست؟ این اندرز از آن جهت است که ایشان مانند مردمش تصور می‌نمود، اگر خداوند با معجزه‌ای که تصدیق کننده نبوت او باشد به وی یاری رساند؛ حتما مردمش حق نازل شده از پروردگار را خواهند پذیرفت. به همین خاطر، آنکه بین انسان و قلب او حائل است به نبی خود می‌فرماید:
    {وَإِن كَانَ كَبُرَ عَلَيْكَ إِعْرَاضُهُمْ فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن تَبْتَغِيَ نَفَقًا فِي الْأَرْضِ أَوْ سُلَّمًا فِي السَّمَاءِ فَتَأْتِيَهُم بِآيَةٍ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَمَعَهُمْ عَلَى الْهُدَىٰ ۚ فَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْجَاهِلِينَ ‎﴿٣٥﴾‏} صدق الله العظيم.
    {و اگر اعراض آنها بر تو سنگین است، چنانچه بتوانی نقبی در زمین بزنی، یا نردبانی به آسمان بگذاری تا آیه [و نشانه‌ای] برای آنها بیاوری! امّا اگر خدا بخواهد، آنها را بر هدایت جمع خواهد کرد. پس هرگز از جاهلان مباش!}
    این دلیل آشکاری است که نشان می‌دهد
    محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- از این نکته آگاهی نداشتند و مانند قوم خود تصور می‌کردند اگر خداوند با معجزه او را یاری دهد؛ مردمش به حق نازل شده از جانب خداوند ایمان می‌آورند. اما اگر نشانه و معجزات الهی می‌آمدند و مردم نسبت به آنها کافر می‌شدند، چیزی جز هلاکت‌شدن برایشان درپی نداشت. چون محققاً نبیِ بعد از آمدن معجزه، در قلب خود از دست مردمانش غضبناک شده و خالصانه از ته قلب برعلیه‌شان دست دعا بلند می‌کرد و خداوند، آن مردم را هلاک می‌ساخت و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:

    {لْ قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الْأَوَّلُونَ ‎﴿٥﴾‏ مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ‎﴿٦﴾‏} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {آنها گفتند: بلکه خواب‌هایی آشفته است! اصلاً آن را به‌دروغ به خدا بسته؛ نه، بلکه او یک شاعر است باید معجزه‌ای برای ما بیاورد؛ همان گونه که پیامبران پیشین فرستاده شدند!» (۵) تمام آبادی‌هایی که پیش از اینها هلاک کردیم[تقاضای معجزات کردند] هرگز ایمان نیاوردند؛ آیا اینها ایمان می‌آورند؟! (۶)}
    ببینید خداوند تعالی چه می‌فرماید:
    {مَا آمَنَتْ قَبْلَهُم مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا ۖ أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ ‎﴿٦﴾‏} صدق الله العظيم [الأنبياء].
    {تمام آبادی‌هایی که پیش از اینها هلاک کردیم[تقاضای معجزات کردند] هرگز ایمان نیاوردند؛ آیا اینها ایمان می‌آورند؟! (۶)}
    به همین خاطر است که خداوند از فرستادن
    معجزات [نشانه‌ها] خودداری می‌کند، چراکه انبیا و قوم آنها درابتدای امر این نکته را درک نمی‌کردند و انبیا نیز مانند مردمشان تصور می‌کردند اگر خداوند با معجزات یاریشان نماید، مردم آنها را باور می‌کنند؛ چگونه ممکن است وقتی این معجزه در برابر چشمانشان رخ دهد ایمان نیاورند! آری تصور انبیا چنین بود. اقوام انبیا برای اینکه باور کنند رسولان از جانب پروردگار عالمیان فرستاده شده‌اند، مصرانه درخواست معجزه می‌کردند و انبیا به طمع تصدیق رسالتشان، از خواسته مردمشان پیروی و از خداوند درخواست می‌نمودند تا نشانه‌های تصدیق را برایشان نازل فرماید و زمانی که خداوند با آن نشانه‌ها به آنها یاری می‌رساند، مردمانشان معجزات [نشانه‌هاّ را تکذیب کرده و می‌گفتند: «شما دیوانه نیستید، بلکه ساحری توانا هستید!». متعاقب آن، انبیائی که معجزه برایشان فرستاده شده‌بود، بر علیه قومشان دعا کرده و خداوند نیز دعایشان را مستجاب و مردمی که نشانه‌های خداوندگار را تکذیب کرده بودند؛ هلاک می‌کرد و کسانی که حقِّ نازل شده از جانب خداوند را تکذیب کرده بودند، از کرده خود پشمان می‌شدند.

    از آنجا که محمد رسول الله - صلّى الله عليه وآله وسلّم - آخرین نبی و رسول خداوند بود؛ پروردگار برای ایشان معجزه‌ای که تصدیق کننده او باشد نفرستاد تا مبادا در قلب خود نسبت به مردم خشمگین شده و بر علیه آنها به‌سوی خداوند دست بالا ببرد و در نتیجه خداوند نیز مردم را هلاک نماید. به همین دلیل خداوند از فرستادن معجزه برای تصدیق –رسالت ایشان- خودداری نمود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْسِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْسِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا﴿۵۹﴾} صدق الله العظيم [الإسراء].
    {هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات را بفرستیم جز اینکه پیشینیان آن را تکذیب کردند؛ما به [قوم] ثمود، ناقه دادیم که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند ما معجزات را فقط برای بیم دادن می‌فرستیم.}
    ممکن است یکی از عل
    مای سرشناس امت بخواهد بگوید: «ناصر محمد! از خدا پروا کن، چگونه می‌گویی محمد رسول الله و تمام انبیا، در ابتدای دعوتشان نسبت به این نکته جاهل بودند؟». مهدی منتظر ناصر محمد یمانی در پاسخ تمام کسانی که این سؤال را مطرح کنند، می‌گوید: به من گوش کن، من در مقام محبت و نزدیکی به جدم محمد رسول الله به تو ارجحیت دارم و فتوایی که برایتان دادم، به درستی از جانب پروردگار آمده‌است که او نیز مانند باقی انبیا در ابتدای دعوتش از این نکته غافل بوده است و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا
    } صدق الله العظيم [طه:۱۱۴]
    {و بگو: «پروردگارا! علم مرا افزون کن!}
    اما شما به عبادت انبیا که انسان‌هایی مانند شما هستند رو آورده‌اید.

    خطاب من، به علمای مسلم
    ین و امت آنهاست، به راستی که من امام مهدی، یاری‌رساننده به محمد و یاری‌رساننده به تمام انبیا هستم و بر خلاف خواسته شما، من به حق از خداوند سخن می‌گویم؛ می‌خواهد خوشتان بیاید و یا خوشتان نیاید، راضی باشید یا نباشید. شایسته نیست امام مهدی منتظر که از جانب خداوند برانگیخته شده‌است از خواسته‌های شما پیروی نماید و به خداوند بزرگ سوگند یاد می‌کنم که عقاید باطل شما را درهم کوبیده و آنها را مانند خاکستری که در روز توفانی به باد می‌رود؛ پراکنده خواهم کرد. رضایت و یا دوست داشتن شما نزد من، کوچکترین ارزشی ندارد. رضایت و محبت شما از من دور باد اگر، بهای آن این باشد که برای رضایتتان، بگذارم گمراه بمانید وباورم کنید بلکه عمراً باور نکنید. بهه اذن خداوند در برابرتان صبر پیشه می‌کنیم باشد که خداوند هدایتتان کند و رضایت شما برای من اهمیتی ندارد، بلکه من رضوان پروردگارم را عبادت کرده و برای او سر به سجده می‌گذارم؛ هرکسی می‌خواهد راضی باشد و هر کسی می‌خواهد خشمگین شود.
    احمد جعفر! اگر تو از شیاطین بشر نباشی، به خداوند بزرگ و غفور و رحیم قسم، دلیل شک تو به امام ناصر محمد یمانی این است که در قلبت به یقین کامل رسیده بودی که ناصر محمد یمانی بی شک‌وتردید مهدی منتظر است و پیش خود تصور می‌کردی ممکن نیست روزی به این که ناصر محمد یمانی، مهدی منتظر حق است، شک کنی و خداوند اراده نمود تا در زمینه علم هدایت این درس را به تو بیاموزد که او بین انسان و قلبش حائل است. پس از کسانی مباش که خداوند در آیه ۵۳ درباره شان می فرماید:
    {لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾} صدق الله العظيم [الحجّ].
    {تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴)}
    پیش از این برایتان فتوا داده بودیم که حتی تمام انبیا نیز به شک دچار شده‌اند و سپس خداوند آیات خود را برایشان استوار گردانیده است. عزیز من نصیحت من به شما این است که غرور تو را به گناه نکشاند و از کسانی نباشی که خداوند درباره‌شان می‌فرماید:
    {لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾} صدق الله العظيم [الحجّ].
    {تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴)}
    عیب نیست که دچار شک شده‌ای، این شک برای انبیا مکرم خدا نیز پیش آمده است؛ اما عیب این است که بعد از استوار شدن آیات کتاب خداوند، باز هم به ظلم کردن در حق خود ادامه دهی. شکرگزار باش که خداوند تو را از پیروان امام مهدی منتظر ناصر محمد قرار داده‌است. شکرگزار باش خداوند مقدر فرموده تا از دعوت مهدی منتظر در «عصر گفتگوی قبل از ظهور» باخبر شوی و شکرگزار باش که خداوند در «عصر گفتگوی قبل از ظهور» در همان ابتدای کار تو را از «انصار پیشگام برگزیده» قرار داده‌است. به‌خاطر فتنه شکی که بدان دچار شده‌ای، به گذشته خود بازنگرد. خداوند به‌خاطر این که گمان کردی، به مهدی منتظر ناصر محمد یمانی شک نخواهی کرد؛ به تو درسی عقیدتی داده‌است. خداوند اراده نموده تا بدانی خدا بین تو و قلبت حائل می‌شود و سپس، آیات خود را برایت استوار می‌سازد مگر از کسانی باشی که درباره‌شان فرموده است:
    {لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الحقّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾} صدق الله العظيم [الحجّ].
    {تا خداوند القای شیطان را آزمونی قرار دهد برای آنها که در قلب‌هایشان بیماری است و آنها که سنگدل‌ هستند و ظالمان در عداوت شدید دور از حقّ قرار گرفته‌اند! (۵۳) و هدف این بود که آگاهان بدانند این حقّی است از سوی پروردگارت و در نتیجه به آن ایمان بیاورند و قلب‌هایشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند کسانی را که ایمان آوردند، به‌سوی صراط مستقیم هدایت می‌کند. (۵۴)}
    اما در مورد قرض تو به خداوند، به تو بشارت می‌دهم به اذن خداوند، روز شنبه آن را برایت ارسال خواهیم کرد، حال یا از حساب من به حساب شما منتقل می‌شود و یا آن را از راه وسترن یونیون می‌فرستیم. اگر از راه وسترن یونیون فرستاده شد، اداره سایت از طریق پست الکترونی شماره حواله را برایت می‌فرستد و خودت این تاریخ را در نظر گرفتی که درخور هیچ مسلمانی نیست! به خداوند که انصار مهدی منتظر در مصر، از کاری که احمد جعفر کرده و درخواست پس گرفتن قرض خود به خدا را کرده، خجل هستند! ما تنها به تو اجازه می‌دهیم که به این خواسته برسی، این فقط به احمد جعفر اختصاص دارد. نام و شُهرَت [بد] تو هیچ تاثیری بر انصار در مصر نخواهد گذاشت، اگر می‌خواستم اسم چهارگانه تو را که برای بازگرداندن پول فرستاده‌ای می‌نوشتم، اما نامی را که برای خود برگزیده و با آن در برابر انصار و سایر پژوهشگران ظاهر می‌شوی «احمد جعفر» کافی است.
    هم چنین به مدیریت پایگاه امر می‌کنیم ممنوعیت ورود احمد جعفر را لغو کنند و نباید تا زمانی که گفت‌وگو بین او مهدی منتظر در جریان است، از ورود او به پایگاه ممانعت شود، مگر به دستور مهدی منتظر، پس به این امر پایبند باشید.
    و به همین ترتیب، اداره حق ندارد بدون مشورت با امام مهدی ناصر محمد، صفت انصار را از زیر اسم کسی بردارد و شما حق دخالت در این امر را ندارید.
    هم چنین بیانات هیچ یک از انصار را حذف نکنید، مگر با مشورت امام مهدی ناصر محمد. به‌جز موارد بالا، شما اداره کنندگان گرامی پایگاه؛ درباقی امور صلاحیت دارید به روشی که می‌خواهید عمل کنید
    .
    صلوات برشما، من قدر سعی شبانه‌روزی و طاقت‌فرسای شما را می‌دانم و اگاهم چگونه تلاش می‌کنید از پایگاه امام مهدی مراقبت کرده و از آن حفاظت نمایید. اما اگر اشتباهی مرتکب شوید، شایسته امام مهدی نیست که به‌ناحق با شما مدارا نماید.از این امر ناراحت نشوید و تسلیم باشید و خداوند دوستدار شما باشد.
    خطاب به علمای امت و پیروانشان می‌گویم: به راستی که ناصر محمد، مردی عاقل است و مجنون
    و نادان نیست که نداند چه می‌گوید، پس به چیزی که می‌خواهم به شما بگویم گوش دهید:
    قسم به کسی که آسمان‌های هفتگانه و نجوم را فراخ ساخت و زمین‌های هفتگانه و قمرهای آنها را از زمین مادریتان جدا نمود و آن را رام شما کرد و از آن آب و چراگاه‌ها را خارج و کوه‌ها را در آن استوار ساخت؛ من ناصر محمد، امام مهدی منتظر حق هستم و لعنت خداوند بر کسی باد که به پروردگار افترا بزن؛ نور و تاریکی در یک‌جا قابل جمع نیست. اگر کسی بگوید: «ناصر محمد! وقتی به خداوند عظیم سوگند می‌خوری مهدی منتظری، برما واجب است که بی‌هیچ شک‌و‌تردیدی تو را باور کنیم». امام مهدی ناصر محمد در پاسخ می‌گوید: اما من به خداوند شهادت می‌دهم که پروردگار برهان صدق انبیا و ائمه کتاب را در قسم خوردن آنها به خداوند عظیم نگذاشته‌است تا به واسطه آن، مردم آنها را باور کنند. بلکه دلیل حق، اقامه حجت قاطع از محکمات کتاب خداوند و داوری بین شما بر اساس آن است تا در اختلافاتتان حکم داده و تشتت و پراکندگی شما را به وحدت تبدیل نمایم و شما را از فرقه‌فرقه شدن بازدارم که در دین خداوند تقسیم مسلمانان به گروه‌های مختلف دینی و درگیری و نزاع
    آنها با یکدیگر حرام است و همین هم باعث ناتوانی و از بین رفتن شوکتتان شده است.
    ای مسلمانان! شما را برخود و علمایتان شاهد می‌گیرم، سال ۲۰۱۴، ده سال می‌شود که از علمای مسلمین دعوت می‌کنم، حکمیت کتاب خداوند قرآن عظیم را بپذیرند تا در موارد مورد اختلاف بر اساس آن بین شان حکم کنیم، و اگر نتوانم در موارد اختلاف بر اساس آیات محکم کتاب خداوند حکم کنم، پس ناصر محمد، امام مهدی منتظر نیست و اگر حاضر به پذیرش حکم کتاب خداوند نشوید؛ من تا زنده‌ام حاضر نیستم شما را جز به قرآن عظیم، به چیز دیگری دعوت نمایم. شاهد باشید و حکم با خداوند است که بهترین جدا کننده حق و باطل است.
    شاید یکی از کسانی که اهل تفکر نیست بخواهد سؤال کند: «در سیره آمده است که مهدی منتظر در کنار بیت المعمور و در مسجد الحرام ظهور می‌کند نه پشت صفحه کامپیوتر»! درجواب افرادی از این دست، که از عقل خود استفاده نمی‌کنند؛ می‌گوییم: به راستی که مهدی منتظر، بعد از آن که مورد تصدیق قرار گرفت، برای بیعت، در بیت عتیق حاضر خواهد شد و قبل از آن زمان «گفتگو در دوران پیش از ظهور» خواهد بود. بعد از آنکه مهدی منتظر را تأیید کردید، در بیت عتیق حاضر خواهد شد. یا مگر شما هم مانند شیعیان اثنی عشری ادعا می‌کنید خداوند، مهدی منتظر را درحالی‌که جبریل در سمت راست و میکائیل در سمت چپ اوست، بر خواهد انگیخت و این دو شهادت می‌دهند او امام مهدی است!! هیهات که چقدر قلب هایتان شبیه کسانی است که می‌گفتند:
    {فَلَوْلَا أُلْقِيَ عَلَيْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ﴿۵۳﴾}
    [الزخرف].

    {چرا دست‌بندهای طلا به او داده نشده، یا اینکه چرا فرشتگان دوشادوش او نیامده‌اند}
    باز می‌گفتند:
    {وَقَالَ الَّذِينَ لَا يَرْجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَا أُنزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَائِكَةُ أَوْ نَرَىٰ رَبَّنَا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنفُسِهِمْ وَعَتَوْا عُتُوًّا كَبِيرًا ﴿٢١﴾ يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلَائِكَةَ لَا بُشْرَىٰ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُجْرِمِينَ وَيَقُولُونَ حِجْرًا مَّحْجُورًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [الفرقان].
    {و کسانی که امیدی به دیدار ما ندارند گفتند: «چرا فرشتگان بر ما نازل نشدند و یا پروردگارمان را با چشم خود نمی‌بینیم؟!» آنها درباره خود تکبّر ورزیدند و طغیان بزرگی کردند! (۲۱) امّا روزی که فرشتگان را می‌بینند، روز بشارت برای مجرمان نخواهد بود و می‌گویند: «ما را امان دهید، ما را معاف دارید!» (۲۲)}
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني


صفحة 2 من 2 الأولىالأولى 12

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •