صفحة 2 من 2 الأولىالأولى 12
النتائج 11 إلى 14 من 14

الموضوع: مجموعه بیانات امام مهدی منتظر پیرامون رکن «زکات»

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. امام کریم؛ من مال اضافی و باقی‌مانده‌ای نزد خود ندارم؛ آیا تنها زنجیر طلایم را برای دادن زکات بفروشم؟

    مصدر المشاركة
    -11-
    الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني
    19-ربیع الاول-1433 هـ
    2012-02-11مـ

    ۲۲-بهمن-۱۳۹۰
    05:41 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=33841

    _________


    امام کریم؛ من مال اضافی و باقی‌مانده‌ای نزد خود ندارم؛ آیا تنها زنجیر طلایم را برای دادن زکات بفروشم؟

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    نوشته اصلی توسط أم عمران
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    درمورد یک دختر سؤالی دارم. او زنجیر طلایی به وزن ۱۸ گرم دارد؛ با توجه به این که قیمت آن از گرمی ۲۵۰ درهم مغربی به ۵۰۰ درهم مغربی رسیده و فرض کنیم پولی ندارد تا با آن زکات این زنجیر را بدهد؛ آیا بر او واجب است که آن را بفروشد تا دین خود را بدهد و این را در نظر داشته باشیم که کسی که طلا را گرمی ۵۰۰ درهم می‌خرد، وقتی می‌خواهد آن را بفروشد؛ قیمت اصلی آن که ۵۰۰ درهم است را به دست نمی‌آورد چون قانون خرید و فروش تاجران این است که آن را ۲۵۰ درهم کمتر می‌خرند. آیا این دختر باید زنجیر را بفروشد تا زکاتش را بدهد؛ با توجه به اینکه قیمت اصلی آن به طور کامل به دستش نمی‌رسد؛ یا راه دیگری هست. به ما فتوا بدهید. خدا خیرتان بدهد.
    درباره زکات این زنجیر طلا که وزنش ۱۸ گرم است؛ حق خداوند در آن یک‌دهم است یعنی یک گرم از ده گرم اول؛ چون هشت گرم بعدی به حد نصاب دادن زکات نرسیده است.
    اگر برداشتن یک گرم از زنجیر آن را معیوب می‌کند؛ در دین خدا حرجی بر او نیست و خداوند دستور نمی‌دهد آن را بفروشد چون حق خداوند معلوم است. بر گردنش می‌ماند تا خداوند مالی به او برساند؛ ولو بعد مدتی. سپس حق معلوم خدا را بدهد، خداوند در دین خود بر شما حرج و سختی قرار نداده و غفور و شکور است.
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني .





  2. امام هدایت‌گر شما چه می‌گویید؛ آیا به مالی که برای ادای قرض است زکات تعلق می‌گیرد؟

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    12 - 10 - 1432 هـ
    11 - 09 - 2011 مـ
    ۲۰-شهریور-۱۳۹۰ه.ش
    04:26 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    امام هدایتگر شما چه می‌گویید؛ آیا به مالی که برای ادای قرض است زکات تعلق می‌گیرد؟

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي مُحمد وآله الأطهار وجميع المُسلمين إلى يوم الدين..

    و سخن حق این است که:
    مالی که برای دادن قرض جمع می‌شود؛ زکات ندارد، چون متعلق به صاحبش نیست و حق دیگران است؛ حقی که بر گردن اوست و باید قضا کند.


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  3. بیانی برای توضیح بیشتر در مورد تعیین حد نصاب زکات

    مصدر المشاركة

    الإمام ناصر محمد اليماني

    19 - صفر - 1433 هـ
    13 - 01 - 2012 مـ
    ۲۳-دی-۱۳۹۰ه.ش.
    07:32 صباحاً
    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=32000
    ــــــــــــــــــــ


    بیانی برای توضیح بیشتر در مورد تعیین حد نصاب زکات ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي محمد رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم وجميع المسلمين إلى يوم الدين..

    این پاسخ ما به پرسشگرانی است که درمورد میزان زکات زیورآلات سؤال کرده‌اند و همان‌طور که قبلا بیان کردیم مقدار آن یک از ده است و باید بر اساس ارزش طلا در روزی که قصد جدا کردن زکات را دارند محاسبه شود نه قیمت روزی که خریداری شده‌اند.
    برای زکات اموال، سررسید مشخص نشده [
    مترجم: یعنی گذشتن مثلا یک سال برای مال معیار نیست] و حق خداوند باید در روزی که مال کسب می‌شود، کنار گذاشته شود.

    اما برای مواردی كه باید دوره‌ای مشخص بگذرد، مثل زکات شتر و گاو و سایر
    دام‌ها؛ زکات دهنده حق ندارد دامی را به عنوان زکات انتخاب کند که لاغر باشد و گوشت نداشته باشد؛ بلکه به نیکی دست نمی‌یابد [ نیکوکار نخواهد بود] ، مگر این که بهترین‌ها را جدا کند. پس کسی که ده شتر دارد؛ یک شتر نر یا ماده را که دهمین شتر است انتخاب کند. مهم نیست نر باشد یا ماده؛ بلکه باید بهترین آنها باشد؛ مگر در یک صورت و آن هم اینکه بهترین شترش؛ شتر نر باشد و غیر از آن [شتر نری] نداشته باشد؛ در اینجا خداوند بر او سخت نمی‌گیرد که این شتر را انفاق کند و با انفاق شتری غیر از این شتر نر به نیکی دست می‌یابد؛ اما به این شرط که بهترین شترش را بعد از آن شتر نر، انتخاب کند؛ چون خداوند حین دادن صدقه واجب احشام؛ لاغرترین‌ها را نمی‌پذیرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنفِقُوا مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّـهَ بِهِ عَلِيمٌ ﴿٩٢} صدق الله العظيم [آل عمران].
    {
    هرگز به نیکوکاری نائل نمی‌شوید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید؛ انفاق کنید؛ و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.}

    و اما نیمی از آیه و فرموده خداوند تعالی:

    {لَن تَنَالُواْ الْبِرّ حَتّىَ تُنْفِقُواْ مِمّا تُحِبّونَ}
    صدق الله العظيم،

    {هرگز به نیکوکاری نائل نمی‌شوید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید؛ انفاق کنید}
    مقصود صدقه واجب از احشام است و از این استنباط می‌کنیم خداوند دام لاغر را نمی‌پذیرد؛ و اما درنیمه دیگر آیه که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَمَا تُنْفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ} صدق الله العظيم،
    {و آنچه انفاق می‌کنید، خداوند از آن آگاه است.}
    مقصود انفاق داوطلبانه است؛ و خداوند به شما فتوا می‌دهد هرچیزی را به عنوان انفاق داوطلبانه می‌پذیرد و برای انفاق داوطلبانه شرط این نیست که از بهترین‌ها باشد؛ هرچیزی را انفاق کند، نیکوکاری است و به نیکی می‌رسد.
    برای مثال یکی از شما ده دست لباس داشته باشد و بخواهد از آنها به صورت داوطلبانه صدقه بدهد، اینجا خداوند برای شما شرط نکرده که بهترین را بدهید؛ خداوند صدقه داوطلبانه را [هرچه باشد] ، می‌پذیرد ولی در مورد صدقه واجب؛ باید بهترین باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {لَن تَنَالُواْ الْبِرّ حَتّىَ تُنْفِقُواْ مِمّا تُحِبّونَ}،
    هرگز به نیکوکاری نائل نمی‌شوید مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید؛ انفاق کنید}
    و شرط این نیست تمام آنچه را که دوست دارید صدقه بدهید.
    برای مثال اگر یکی از شما صد شتر داشته باشد و از میان آنها ده شتر نر و ماده بهترین باشند، خداوند فرمان نمی‌دهد همه این ده تا را بدهد؛ بلکه بین خود و پروردگارش تقسیم کند؛ یعنی پنج تا از بهترین شترهایش را بدهد و پنج تای دیگر را جایگزین کند. و حق دارد شترها را از پروردگارش بخرد به این شرط که به قیمت بازار باشد؛ چون برخی از شترها اگرصاحبشان با آنها مهربان باشد با جدایی از او دلتنگ شده و گریه می‌کنند.
    زکات دهنده حق دارد، زکات احشام را جدا کرده و سپس آن را به قیمت روز بازار بفروشد و پول آن را به عاملان [جمع کنندگان زکات] پرداخت کند؛ چون در غیراین‌صورت مجبور می‌شوند بخشی از مال را صرف غذا دادن به احشام کنند تا به دست کسانی برسد که باید آن را تحویل بگیرند .
    عاملان بیت المال مسلمین حق دارند یا عین زکات [شتر ؛ گاو؛....] را تحویل بگیرند و یا می‌توانند زکات را نقدی دریافت کنند. زکات دهنده هم حق دارد یا عین زکات را بدهد و یا قیمت نقدی آن را براساس قیمت روز بازار بپردازد؛ او امین است تا مورد زکات را براساس قیمت بازار بفروشد و باید تلاش کند آن را مطابق بهترین قیمت در بازار به فروش برساند؛ انگار که دارد برای خودش می‌فروشد باید امانت دار باشد و قیمت آن را به نماینده ولی امر مسلمین بپردازد و رسید بگیرد. شرط این نیست که حتما عین زکات را بیاورد؛ بلکه مهم این است که حق خداوند را از احشام، که نعمتی است که پروردگار به شما عنایت کرده، به صورت کامل استخراج کنید.
    هم چنین بعضی مواقع، یک زکات برای احشام و مال کافی است. برای مثال یکی از شما صد شتر دارد و می‌خواهد آن را با پول بفروشد؛ از پول فروش شترها یک‌دهمش را کنار می‌گذارد و همین به عنوان زکات شترها و مالی که از فروش آن به دست آورده کفایت می‌کند؛ برای گاو و گوسفند هم همین‌طور است. در کتاب نشانه‌ای از این که لازم باشد بیش از یک بار برای احشام زکات داد، نمی‌یابم. مثلا یک سال گذشت و صاحب شترها نگاه می‌کند ببیند همان نه شتر را دارد که از مال زکات داده شده سال قبل باقی مانده است؛ اینجا دیگر زکات مجدد ندارد چون حق خداوند معلوم شده و فرقی ندارد عین زکات باشد یا زکات نقدی، وقتی حق خدا از آن خارج شد پاک و مطهر می‌شود؛ و از هر ده دام؛ یکی باید به عنوان زکات داده شود. درمورد مثال شتر؛ اگر صاحب شترها دید [یک سال بعد از پرداخت زکات شترها] الان ده شتر دارد، زکاتی به او تعلق نمی‌گیرد. اگر دید یازده تا شده‌اند؛ زکات ندارد تا این که به ۱۹ شتر برسند. اگر تعداد شترها [مترجم:شترهای جدید که سال قبل نداشته و حال به مالش اضافه شده] ، به ده رسید و شترهایش ۲۰ تا شد باید زکات بدهد و حق خداوند یک‌دهم تعداد شترهایی است که قبلا زکات آنها را نداده باشد و ده تای اول پاک و مطهر شده‌اند و زکات ندارند؛ زکات مال فقط یک بار است و حق خداوند یک‌دهم است.
    مسلمان تا زمانی که زنده است موظف به خواندن نماز و دادن زکات است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا ﴿٣١﴾} صدق الله العظيم [مريم]،
    {تا زمانی که زنده‌ام به من سفارش به نماز دادن زکات کرده است}
    یعنی تا زنده‌ام.
    و صدقه داوطلبانه مورد قبول قرار نمی‌گیرد مگر این که صدقه واجب یعنی زکات پرداخت شده باشد؛ این درمورد ثروتمندان است؛ با این که اجر صدقه داوطلبانه نزد خداوند بیش از صدقه واجب یعنی زکات و ۶۹۰ برابر آن است. خداوند به شما فتوا داده است که زکات که صدقه واجب است، اجرش چقدر اضافه می‌شود و اگر داده شوند مانند این است که ده برابر آن را داده باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ} صدق الله العظيم [الأنعام:۱۶۰].
    { هر کس کار نیکی به‌جا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدی انجام دهد، جز مانند آن، کیفر نخواهد دید؛ و ستمی بر آنها نخواهد شد.}
    شاید محمد العربی کسی که نام عضویتش را به «نورهم يسعى بين أيديهم» تغییر داده و قبلا به صورت خصوصی در سالی که بیان زکات نوشته شد از امام مهدی سؤال کرده بود؛ بخواهد حرف مرا قطع کند و بگوید: «آیا خداوند صدقه داوطلبانه را تنها در صورتی می‌پذیرد که صدقه واجب زکات پرداخت شده باشد؟» پس در پاسخ می‌گوییم: عزیزان من این شرط تنها برای ثروتمندان است؛ خداوند قبول صدقه داوطلبانه آنها را به تأخیر می‌اندازد تا این که صدقه واجب یعنی زکات را پرداخت کنند. اما خداوند صدقه داوطلبانه فقیران را می‌پذیرد و آنها صدقه واجب ندارند؛ چون صدقه واجب مختص ثروتمندان و حق فقیران برآنان است.
    ممکن است یکی از پرسش‌گران سخن مرا قطع کرده و بگوید: «امام من؛ ولی انگار در کتاب خدا چنین می‌بینم که به مسلمانان فرمان داده شده که تمام اموال خود را در راه خدا انفاق نمایند؛ تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣٤﴾ يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ﴿٣٥﴾} صدق الله العظيم [التوبة]".
    {و کسانی که طلا و نقره می‌اندوزند و آن را در راه خدا خرج نمی‌کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده‌ (۳۴) آن روز که آن را در آتش جهنم گرم و تافته کنند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آن داغ بگذارند ؛ این همان است که برای خودتان اندوخته بودید، پس [طعم‌] اندوخته‌هایتان را بچشید (۳۵)}»
    و یکی ازبندگان زن خداوند می‌پرسد: «امام من آیا خدا به ما فرمان داده تا تمام طلا و نقره‌ای را که به دست می‌آوریم؛ انفاق کنیم؟» . در پاسخ او می‌گوییم: ای بنده خدا؛ همانا که نصیب خدا در اموال ثروتمندان؛ معلوم و مشخص است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ} صدق الله العظيم [المعارج:۲۴].
    { و آنها که در اموالشان حق معلومی است..}
    و این بنده خدا می‌پرسد: «این مقدار معلوم چقدر است؟» . امام مهدی در پاسخ این بانو می‌گوید: حق معلوم عبارت است از یک گرم از هر ده گرم، حق معلوم و مشخص شده خدا فقط یک گرم در هر ده گرم است. پس اگر صد گرم طلا یا نقره باشد؛ مقدار معلوم ده گرم است و چون با پرداخت آن، کار نیک و حسنه انجام داده، بر اساس آنچه که در کتاب آمده، مانند این است که ده برابر آن را انفاق کرده و لذا مثل این است که تمام طلا یا نقره‌ای که داشته را انفاق کرده باشد؛ با این که تنها ده گرم از صد گرم طلا یا نقره را انفاق کرده است. ولی یک‌دهم او ده برابر می‌شود و مانند این است که تمام آن طلا یا نقره‌ای که به دستش آمده را انفاق نموده است.
    همچنین [در مورد چهارپایان] هنگامی که بهترین آنها به غیر از شتر نر که برای باروری لازم باشد به عنوان زکات داده شود، دیگر بعد از این زکات ندارد و مانند این است که همه آنها را داده باشد، چون نفقه [اجباری] ده برابر می‌شود؛ و برای ۱۹ شتر یا گوسفند یا گاو تنها یک رأس به عنوان زکات داده می‌شود تا این که بشوند بیست تا؛ که اگر بیست تا شدند، باید دو راس را زکات بدهد مگر این که قبلا برای ده تای اول حق خدا را داده باشد که دراین صورت باید تنها یک رأس بدهد.
    و بیان بیشتر درمورد میزان زکات واجب به صورت خلاصه:
    حق خداوند در اموال واحشام شما معلوم و یک‌دهم است؛ پس حق او را در روزی که مال را به دست آورده و یا درو می‌کنید؛ جدا کنید. اما مواردی که یک سال باید بگذرد برای شتر و گاو وگوسفند و بز است، وقتی ده تا شدند، یکی را باید بدهد و برای هر ده تا تنها یک بار زکات می‌دهد و هر سال تنها برای تعدادی که زیاد شده‌اند، در صورتی که به حد نصاب رسیده باشند؛ زکات داده می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ} صدق الله العظيم [المعارج:۲۴].
    { و آنها که در اموال‌شان حق معلومی است..}
    اما صدقات داوطلبانه با صدقه واجب فرقشان در این است که [اجرشان]۶۹۰ برابر می‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّـهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّـهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ ۗ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٦١} صدق الله العظيم [البقرة].
    { کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد چند برابر می‌کند؛ و خدا [از نظر قدرت و رحمت] وسیع، و [به همه چیز] داناست.}
    و همان‌طور که گفتیم، اجر صدقه واجب [زکات] ده برابر می‌شود و مثل این است که تمام مالش را انفاق کرده باشد. برای مثال: اگر یکی از شما صد گرم طلا داشته باشد و نصیب خدا را که صدقه واجب زکات است کنار بگذارد؛ یعنی از هر صد گرم طلا؛ ده گرم را برای زکات جدا کند و یا یک گرم از هر ده گرم را و یا معادل قیمت آن را به صورت نقدی بپردازد؛ مانند این است که تمام آن مال را انفاق کرده باشد. و این بیان فرموده خداوند تعالی است:
    {وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلَا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّـهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿٣٤﴾ يَوْمَ يُحْمَىٰ عَلَيْهَا فِي نَارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوَىٰ بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنُوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـٰذَا مَا كَنَزْتُمْ لِأَنفُسِكُمْ فَذُوقُوا مَا كُنتُمْ تَكْنِزُونَ ﴿٣٥﴾}
    صدق الله العظيم [التوبة].

    {و کسانی که طلا و نقره می‌اندوزند و آن را در راه خدا خرج نمی‌کنند، ایشان را از عذابی دردناک خبر ده‌ (۳۴) آن روز که آن را در آتش جهنم گرم و تافته کنند و پیشانی و پهلو و پشت آنان را با آن داغ بگذارند ؛ این همان است که برای خودتان اندوخته بودید، پس [طعم‌] اندوخته‌هایتان را بچشید (۳۵)}

    ولی آیا معنایش این است که خداوند به شما امر نموده تمام طلا و نقره خود را انفاق کنید؟ پیش از این جواب دادیم؛ خدا فرمان انفاق بیش از یک‌دهم را نداده است و چون عمل حسنه ده برابر می‌شود، مثل این است که همه مال انفاق شده باشد؛ پس از شکر گزاران باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَمَا أَنفَقْتُم مِّن شَيْءٍ فَهُوَ يُخْلِفُهُ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ} صدق الله العظيم [سبأ:۳۹].
    {و هر چیزی را [در راه او] انفاق کنید، عوض آن را می‌دهد [و جای آن را پر می‌کند] و او بهترین روزی‌دهندگان است}

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  4. ای مسلمانان با پرداخت زکات اموال خود را پاک و مطهر کنید که خداوند به واسطه آن به شما برکت داده و قلب‌هایتان را پاک می‌نماید

    مصدر المشاركة
    الإمام ناصر محمد اليماني
    21 - صفر - 1433 هـ
    15 - 01 - 2012 مـ
    ۲۵-دی-۱۳۹۰
    ه.ش.
    06:05 صباحاً

    [ لمتابعة رابط المشاركة الأصليّة للبيان ]
    https://mahdi-alumma.com/showthread.php?p=32129
    ــــــــــــــــــــ

    ای مسلمانان با پرداخت زکات اموال خود را پاک و مطهر کنید که خداوند به واسطه آن به شما برکت داده و قلب‌هایتان را پاک می‌نماید.....


    نوشته اصلی توسط ابو محمد:


    بسم الله الرحمن الرحیم والصلاة والسلام علی جمیع الأنبیاء والمرسلین وعلی المهدي المنتظر صاحب علم الکتاب الإمام ناصر محمد الیماني


    سؤال: اگر زکات مال قبلا داده شده باشد [مثلاًپولی که از حقوق همسر یا فروش چهارپایان بدست آمده است] و با آن زیور آلات خریداری شود، آیا باید زکات زیورآلات داده شود؟


    سؤال مهم‌تر: از آنجا که منابع درآمد متعدد است و حساب آنها مشکل است امکان دارد بگوییم زکات برابر یک‌دهم درآمد ماهیانه یا سالیانه [برحسب نوع درآمد] است و هرگاه میزان آن در یک ماه معادل بهای ده گرم طلای ۲۴ عیار و یا در سال به ۱۲۰گرم طلا رسید بعد زکات آن را جدا کنیم؟ برای مثال کسی که مزرعه‌ای برای پرورش دام دارد، یا حوضچه پرورش ماهی دارد یا سالن پیرایش واصلاح و یا شرکت حسابداری چگونه باید زکات را کنار بگذارد؟


    والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جدي مُحمد رسول الله وآله الأطهار، وجميع أنصار الله الواحد القهار إلى اليوم الآخر، أما بعد..
    ای سؤال کننده کریم و دانا و ثابت قدم در راه راست، عزیز دل من ابومحمد کعبی، پیش از این فتوا داده بودیم که حق خداوند در اموال مسلمانان ثروتمند مشخص شده است. اگر انسان یک میلیارد دلار هم داشته باشد و
    یک‌دهم آن را که حق‌الله است کنار بگذارد، باقی دارایی او مطهر می‌شود و اگر با این پول پاکی که دارد، هزار شتر و هزار گاو و هزار بز و هزار گوسفند و هزار کیلو طلا و هزار کیلو نقره بخرد، لازم نیست مجدد برای آنها زکات بدهد؛ چرا که پولی که با آن خرید را انجام داده است، قبلا با پرداخت زکاتی که خداوند بر مسلمانان ثروتمند واجب نموده، پاک شده است. مقدار زکات، همان‌طور که پیش از این به تفصیل از آیات محکم کتاب برای خردمندان بیان شد یک‌دهم است. حال اگر یک سال گذشت و تعداد شترها زیاد شد و از نصاب گذشت، باید برای مقدار اضافه شده زکات داد. اما برای آن چه که زکات آن پیش از این داده شده، فرقی ندارد شتر باشند یا گاو یا سایر احشام نیاز به پرداخت مجدد زکات نیست؛ البته به شرطی که از پولی خریداری شده باشند که زکات آن جدا شده است. در مورد کسانی که طلا و نقره جمع و ذخیره می‌کنند، نیز همین‌طور است .اگر قبلا حق‌الله را جدا کرده باشد در امان است و تا زمانی که در مالکیت همان فرد است، نیاز به پرداخت مجدد زکات نیست.


    اگر فرد ثروتمندی میراث خود را بین فرزندانش تقسیم کند [فرقی ندارد که زنده باشد یا بعد از مرگش تقسیم صورت گیرد] ورثه باید بدانند خداوند زکات را تنها بر پدرشان واجب نکرده است، نماز و زکات پدردر نزد خداوند تنها متعلق به خود اوست و کفایت فرزندانش را نمی کند.تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿٣٩﴾ وَأَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُرَىٰ ﴿٤٠﴾ ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ ﴿٤١﴾}صدق الله العظيم [النجم]
    {و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست، ﴿٣٩﴾ و اینکه تلاش او بزودی دیده می‌شود،﴿٤٠﴾ سپس به او جزای کافی داده خواهد شد! ﴿٤١﴾}



    آیا نماز پدر، جای نماز فرزندانش را می‌گیرد و دیگر نماز بر آنها واجب نیست؟ جواب را می‌دانید: خیر... بلکه همان‌گونه که پرداخت زکات بر پدر واجب بود، بر فرزندان و وراث نیز واجب است .خداوند اموالی را که به ارث برده‌اند از پرداخت زکات معاف نکرده است، تا زمانی که جان در بدن مسلمان باشد، زکات باید پرداخته شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَأَوْصَانِي بِالصَّلاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا}صدق الله العظيم [مريم:۳۱]
    { و تا زمانی که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است!}



    پرداخت زکات وظیفه‌ای معین و ثابت است و زمان کنار گذاشتن زکات، به محض آن است که مال به دست صاحب آن برسد تا با جدا کردن زکات مالش از حق واجب خداوند طاهر شود. به اموال مسلمانان تنها یک بار زکات تعلق می‌گیرد و تنها برای مقداری که بعد از پرداخت زکات به اموال اضافه شده و به حد نصاب رسیده باید زکات پرداخت شود. شرط خداوند برای پرداخت زکات، دادن عین مال [برای مثال احشام و محصولات کشاورزی] نیست چرا که برخی مثل احشام در نزد عاملین زکات از گرسنگی خواهند مرد و برخی مثل میوه‌ها قبل رسیدن به بیت المال مسلمانان، فاسد خواهند شد. حتی اگر سالم هم برسند، فایده‌ای نخواهند داشت و قبل رسیدن حق فقرا و مسکینان به دست‌شان؛ در انبارها خراب خواهند شد.
    چیزی که می‌خواهم بگویم این است که: اگر کسی باغ پرتقال، موز، سیب یا انگور یا میوه‌های دیگری دارد، زمانی که محصول را فروخت و پول نقد بدست او آمد؛ حق خداوند یک‌دهم آن پول نقد است را کنار بگذارد و اگر چیزی نفروخت و خود و فرزندانش آن را مصرف می‌کنند؛
    باید به کسانی که درخواست می‌کنند از آن محصولات بدهد و لازم نیست تا زمانی که به پول تبدیل نشده است، چیزی از آن را برای بیت المال مسلمانان بفرستند. تنها دادن به مسکینانی که برای سیر کردن خود به مزرعه او می‌آیند بر گردن اوست و از چیزی که خداوند به او عطا کرده است در حد توانش به همه آنها بدهد و خداوند کسی را که مسکینان را از حقشان محروم کند، در دنیا از ثمره باغش محروم خواهد کرد و این تازه عذاب نزدیک‌تر و خفیف‌تر [دنیوی] اوست تا مگر به‌سوی خداوند بازگردد؛ نه عذاب بزرگ در آخرت که گریبانش را خواهد گرفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:{إِنَّا بَلَوْنَاهُمْ كَمَا بَلَوْنَا أَصْحَابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّهَا مُصْبِحِينَ ﴿١٧﴾ وَلَا يَسْتَثْنُونَ ﴿١٨﴾ فَطَافَ عَلَيْهَا طَائِفٌ مِّن رَّبِّكَ وَهُمْ نَائِمُونَ ﴿١٩﴾ فَأَصْبَحَتْ كَالصَّرِيمِ ﴿٢٠﴾ فَتَنَادَوْا مُصْبِحِينَ ﴿٢١﴾ أَنِ اغْدُوا عَلَىٰ حَرْثِكُمْ إِن كُنتُمْ صَارِمِينَ ﴿٢٢﴾ فَانطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخَافَتُونَ ﴿٢٣﴾ أَن لَّا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُم مِّسْكِينٌ ﴿٢٤﴾ وَغَدَوْا عَلَىٰ حَرْدٍ قَادِرِينَ ﴿٢٥﴾ فَلَمَّا رَأَوْهَا قَالُوا إِنَّا لَضَالُّونَ ﴿٢٦﴾ بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ ﴿٢٧﴾ قَالَ أَوْسَطُهُمْ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ لَوْلَا تُسَبِّحُونَ ﴿٢٨﴾ قَالُوا سُبْحَانَ رَبِّنَا إِنَّا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿٢٩﴾ فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ يَتَلَاوَمُونَ ﴿٣٠﴾ قَالُوا يَا وَيْلَنَا إِنَّا كُنَّا طَاغِينَ ﴿٣١﴾ عَسَىٰ رَبُّنَا أَن يُبْدِلَنَا خَيْرًا مِّنْهَا إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا رَاغِبُونَ ﴿٣٢﴾ كَذَٰلِكَ الْعَذَابُ ۖ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ﴿٣٣﴾}صدق الله العظيم [القلم]{ما آنها را آزمودیم، همان گونه که «صاحبان باغ» را آزمایش کردیم، هنگامی که سوگند یاد کردند که میوه‌های باغ را صبحگاهان [دور از چشم مستمندانّ بچینند. (۱۷) و هیچ از آن استثنا نکنند؛ (۱۸) امّا عذابی فراگیر بر [تمام] باغ آنها فرود آمد درحالی‌که همه در خواب بودند، (۱۹) و آن باغ سرسبز همچون شب سیاه و ظلمانی شد! (۲۰) صبح گاهان یکدیگر را صدا زدند، (۲۱) که بسوی کشتزار و باغ خود حرکت کنید اگر قصد چیدن میوه‌ها را دارید! (۲۲) آنها حرکت کردند در حالی که آهسته با هم می‌گفتند:» (۲۳) «مواظب باشید امروز حتی یک فقیر وارد بر شما نشود!» (۲۴) آنها صبح گاهان تصمیم داشتند که با قدرت از مستمندان جلوگیری کنند. (۲۵) هنگامی که آن را دیدند گفتند: «حقّاً» ما گمراهیم! (۲۶) بلکه ما محرومیم!» (۲۷) یکی از آنها که از همه عاقل‌تر بود گفت: «آیا به شما نگفتم چرا تسبیح خدا نمی‌گویید؟! (۲۸) گفتند: «منزّه است پروردگار ما، مسلّماً ما ظالم بودیم!» (۲۹) سپس رو به یکدیگر کرده به ملامت هم پرداختند، (۳۰) گفتند: «وای بر ما که طغیانگر بودیم! (۳۱) امیدواریم پروردگارمان [ما را ببخشد و] بهتر از آن به جای آن به ما بدهد، چرا که ما به او علاقه‌مندیم!» (۳۲) این گونه است عذاب [خداوند در دنیا]، و عذاب آخرت از آن هم بزرگ‌تر است اگر می‌دانستند! (۳۳)}اما کسانی که چند کسب دارند و از چند محل درآمدشان می رسد، لازم نیست در زحمت قرار گرفته و حق خداوند را روزانه کنار بگذارند. بلکه سود و زیان را محاسبه کرده در صورت داشتن کارمند، حقوق آنها را می‌پردازند، اگر چیزی بیش از اصل سرمایه اضافه آمد و به حد نصاب زکات رسید، بعد از پرداخت دستمزد کارمندان، باید حق‌الله واجب را کنار بگذارند و اگر ضرر کرده باشند باید به حساب خود با خدا بازگردد و ببیند آیا حق خداوند را در روزی که مالی را که با آن تجارت کرده به دست آورده جدا کرده است ؟اما درمورد کسانی که درآمدشان محدود است برای مثال حقوق بگیران، برایشان آسان گرفته می‌شود، حق خداوند به مقداری که ذخیره کرده و به حد نصاب رسیده باشد تعلق می گیرد. اما اگر درآمدش به سختی کفاف زندگی او و فرزندانش را می‌دهد، خداوند حقی در حقوق او درنظر نگرفته است و خداوند دین را برای شما سخت نمی‌کند. اما اگر کسی ولو اینکه خود و فرزندانش نیاز داشته باشند، مردم را به خود ترجیح داده و در راه خدا اعطا کند، در زمان سختی در راه خداوند انفاق کرده است؛ این افراد هستند که اجرشان از هفتصد برابر نیز بیشتر است. اگر ثروتمندان «عقبه» را به‌جا آورده [مترجم:عقبه به معنای عبور کردن از گردنه است] و با دادن دیه به اولیاء مقتولی که به ظلم کشته شده، کسی را از مرگ نجات دهند، اجرشان با خداست و مانند این است که تمام انسان‌ها را زنده کرده اند و خداوند از پشت حجاب اعلان می‌کند این بنده من، عقبه را به‌جا آورده [مترجم:از گردنه سختی‌ها یا دنیا گذشته است] و خداوند گناهان گذشته و آینده او را آمرزیده و او را در راه راست ثابت قدم می‌گرداند تا پروردگار خود را با قلبی سلیم [و عاری از شرک] ملاقات نماید. اما خداوند مردم فقیر را نیز از انجام عقبه محروم نکرده و انجام آن را برایشان آسان نموده است . اگر فقیری علی‌رغم سختی و گرفتاری، فرد مسکینی را پیدا کند که از گرسنگی در حال مرگ است و بگوید این مرد از من گرسنه‌تر است و طعام خود را به فقیر یا یتیمان نزدیک خود و با مسکینان خاک نشین داده و خود گرسنه بخوابد، اینجاست که صدای خداوند الرحمن از پشت حجاب در ملاء اعلی شهادت می دهد که گناهان گذشته و آینده فلان بنده آمرزیده شده و او عقبه را بجه‌ا آورده است؛ خداوند او را در راه راست ثابت قدم می‌گرداند تا با قلبی سلیم به دیدار پروردگار خود بشتابد. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :{فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ ﴿١١﴾ وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ ﴿١٢﴾ فَكُّ رَقَبَةٍ ﴿١٣﴾ أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ﴿١٤﴾ يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ ﴿١٥﴾ أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ ﴿١٦﴾}صدق الله العظيم [البلد]{ولی او از آن گردنه مهم نگذشت! (۱۱) و تو نمی‌دانی آن گردنه چيست! (۱۲) آزادکردن گردنی،(۱۳) يا غذا دادن در روز گرسنگی..(۱۵). يتيمی از خويشاوندان،يا مستمندی خاک‌نشين را(۱۶)}


    ای مسلمانان اموال خود را با پرداخت زکات پاک کنید تا خداوند آنرا برکت داده و قلب‌هایتان را مطهر نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ۖ إِنَّ صَلَاتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ ۗ وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿١٠٣} صدق الله العظيم [التوبة].
    {از اموال آنان صدقه‌ای بگیر تا بدان پاک و پاکیزه‌شان سازی، و برایشان طلب رحمت کن [که‌] به‌راستی درخواست رحمت تو برای آنان آرامشی است. و خدا بسیار شنوای داناست.}ای بندگان خدا! از پروردگارتان پروا کنیدو بدانید نفس هر یک از شما شیطانی است که با مصاحبش دشمنی دارد و شما را به خساست دعوت کرده و وعده می‌دهد که اگر در راه خداوند انفاق کنید، فقیر خواهید شد و خداوند به شما وعده می‌دهد که مورد مغفرت او قرار گرفته و اجر بزرگی خواهید داشت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّـهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّـهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿٢٦٨} صدق الله العظيم [البقرة].{شیطان، شما را [به هنگام انفاق] وعده فقر و تهیدستی می‌دهد؛ و به فحشا [و زشتی‌ها] امر می‌کند؛ ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می‌دهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و [به هر چیز] داناست.}
    ممکن است کسی سخن مرا قطع کرده و بگوید: «آیا نفس انسان، مانند شیطان، فرد را به انجام اعمال ناشایست فرا می‌خواند؟» . با کلام خداوند تعالی به او پاسخ می‌دهیم که :{وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ ﴿٤٠﴾ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَىٰ ﴿٤١﴾}صدق الله العظيم [النازعات]{و اما کسی که از مقام پروردگارش هراسید، و نفس [خود] را از هوس باز داشت، (۴۰) پس بی‌گمان پناهگاهش بهشت است. (۴۱)}کس دیگری باز حرف مرا قطع کرده و می پرسد: «به این ترتیب، آیا نفس صاحب خود را تشویق می‌کند که خساست بورزد و مؤمن وظیفه دارد نفس خود را از بخل بازدارد؟» . با آیات محکم کتاب به او جواب می‌دهم. خداوند تعالی می‌فرماید:{وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا} [النساء:۱۲۸]
    {و بخل در نفوس، حضور [و غلبه] یافته و اگر نیکی کنید و پرهیزگاری پیشه نمایید، همواره خدا به آنچه انجام می‌دهید بسی آگاه بوده است.}و خداوند تعالی می فرماید:{وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}صدق الله العظيم [الحشر:۹]
    {و هر کس از خسّت نفس خود مصون مانَد،از رستگارانند}وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
    أخوكم الإمام المهدي ناصر مُحمد اليماني.


صفحة 2 من 2 الأولىالأولى 12

المواضيع المتشابهه

  1. مشاركات: 2
    آخر مشاركة: 24-02-2021, 02:56 AM
  2. مشاركات: 4
    آخر مشاركة: 22-12-2018, 08:34 PM
  3. مشاركات: 9
    آخر مشاركة: 05-08-2018, 11:54 AM
  4. مشاركات: 9
    آخر مشاركة: 13-05-2015, 03:45 AM

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •