صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة
النتائج 1 إلى 10 من 13

الموضوع: احکام مربوط به ازدواج؛ طلاق و یتیمان و حرام بودن ازدواج متعه-موقت-...

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. احکام مربوط به ازدواج؛ طلاق و یتیمان و حرام بودن ازدواج متعه-موقت-...

    مصدر المشاركة
    - 1 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 04 - 1430 هـ
    21 - 04 - 2009 مـ
    02:37 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    بیان مهم و بشارت برای مؤمنان
    ازدواج و طلاق و احکام مربوط به آنها ..

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خاتم الأنبياء النبي الأميّ وآله الطيبين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين، وبعد..
    خداوند تعالى می‌فرماید:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٢٤﴾} صدق الله العظيم [النساء].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (۲۲) حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها که ملک یمین هستند اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    واما بیان حق؛ برای کسی که حق را می‌خواهد، سزاوارنیست که جز حق به خدا نسبت داده شود و شایسته است از حق پیروی گردد و بعد از حق چیزی جز گمراهی نیست:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم،
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    در این آیه خداوند ازدواج پسر با همسران پدرش را حرام می‌کند؛ فرقی ندارد از پدر طلاق گرفته باشند یا پدر از دنیا رفته باشد:
    {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً}
    صدق الله العظيم.

    {عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    سپس خداوند زنانی که جزو محارم هستند و ازدواج با آنها حرام است را در آیات محکم خود بیان می‌کند:
    حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم.
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است.}
    سپس ازدواج با زنانی که جزو این دسته نیستند را برای شما حلال می‌کند اما به شرط این که بر اساس شرع خداوند که در کتاب آمده ازدواج تحکیم شود و با پاک‌دامنی باشد؛ با دو یا سه یا چهار زن؛ و اگر از این بترسید که نتوانید عدالت را اجرا کنید به یک همسر قناعت شود؛ پس خداوند از زنانی که بر شما حرام هستند سخن می‌گوید و سپس به غیر از آنها را بر شما حلال می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظیم
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید}

    یعنی به جز موارد معین شده می‌توانید با دیگر بانوان بر اساس شریعت اسلامی ازدواج کنید؛ با پاک‌دامنی نه این که با آنان زنا کرده و در برابرش به آنها مزد بدهید؛ بلکه خداوند برشما حلال می‌کند که از اموال‌تان برای ازدواج شرعی استفاده کرده و با زنان آزاد مؤمن تا حداکثر چهار زن ازدواج کنید و همین برای شما بس است مگر ملک یمین باشد(زنانی که از همسران کافر خود گریخته و به مسلمانان پناه آورده باشند). تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً} صدق الله العظيم،[النساء:۳]
    { با زنانی که برای شما پاک است ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید،}
    پس اگر با وی ازدواج کرده و هم‌بستر شدید؛ حقی که برایش مقرر کردید؛ واجب است پرداخته شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و اگر بعد مشخص کردن این حق واجب؛ به توافق رسیده و همسر بخواهد از برخی از حقوقی که برگردن شوهرش گذاشته بگذرد؛ آن مال بر شوهرش حلال و گواراست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً (4)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!}

    و اگر قبل از آن که مرد از همسرش کام گیرد یعنی قبل از این که با اونزدیکی کند؛ زن درخواست طلاق کند؛ حق واجبی که برایش مقرر شده-مهریه- ساقط می شود چون وقتی شوهرش با او هم بستر نشده -در حالی که خدا این کار را برایش حلال کرده است- و زن درخواست طلاق دارد و طالب جدایی است؛ اینجا حق واجب زن-مهریه- به کل ساقط می‌شود؛ چطور قبل از نزدیکی شوهر با او درخواست طلاق دارد و مهریه را هم می‌خواهد؟ باید در برابر طلاق حق شوهر را به او پس دهد. اما اگر مرد قبل ازهمبستر شدن با زن درخواست طلاق کند و زن چنین درخواستی نداشته باشد؛ نصف حق زن - نصف مهریه- باید به او پرداخت شود و نصف دیگر به شوهر برمی‌گردد که خواسته زنش را طلاق دهد در حالی که زن درخواست طلاق ندارد. اینجا مرد باید نصف اجر ازدواج-مهریه- را پرداخت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    { و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید؛ طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    و بیان حق این فرموده خداوند تعالی:

    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ}؛
    { مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد.}
    یعنی مگر این که زنی که شوهرش او را طلاق داده از این نصف مهریه بگذرد. خداوند او را مخیر کرده و اگر خودش بخواهد از این حق- نصف مهریه مقرر شده- بگذرد و یا کسی که امر نکاح به دست اوست و ولی زن است از آن بگذرد چون همسرش با او نزدکی نکرده و کام نگرفته است ولی خداوند بر او واجب می‌کند و باید نصف اجری که قبل از ازدواج بر آن توافق کرده بودند را بپرداز البته به شرطی که مرد خواهان طلاق باشد نه زن؛ در این صورت باید نصف مهریه‌ای که بر آن توافق کرده بودند پرداخت شود.
    مهم این است که اگر مرد قبل از نزدیکی خودش درخواست طلاق بدهد ، در این صورت براو واجب است نصف آن چه که بر سر آن توافق کرده بودند به زن مطلقه بپردازد؛ مگر زن و یا کسی که نکاح بر عهده اوست و ولی زن است به دلیل این که مرد با همسرش نزدیکی نکرده؛ از آن بگذرند. همانا که خداوند آن را برای ادب کردن شوهرمقرر نموده و هم چنین برای این که جلوی زیاد شدن طلاق گرفته شود. ولی به زن مطلقه اختیار داده شده که اگر خواست آن نصف مهریه را که قبلا بر آن توافق کرده بودند بگیرد و یا این که اگر خواست به شوهر بازگرداند. سپس خداوند مردم را آگاه می‌کند که این گذشت به تقوا نزدیک‌تر است و اجرشان با خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    {و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    اما اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد و با او نزدیکی کرده و از زن کام گرفته باشدو زن نخواهد طلاق بگیرد؛ مرد حق ندارد کمترین چیزی از او بگیرد ولو این که “قنطاری”(یک کیلو طلا ) به زن داده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20].
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    اما اگر زن درخواست طلاق کند و همسرش با او نزدیکی کرده باشد؛ نصف حق (مهریه) به شوهرش باز می‌گردد(یعنی اگر مهریه را به زن داده باشد زن باید نصف آن را پس بدهد) و نصف دیگر به مرد داده نمی‌شود چون با زن نزدیکی کرده است فرقی ندارد همسرش باکره بوده باشد یا خیر؛ مهریه کامل به شوهر برگردانده نمی‌شود چون با زن ازدواج کرده و با او همبستر شده است. زن مانند مرد نیست؛ او باکره بوده و حال باکره نیست؛ چگونه ممکن است ولو زن درخواست طلاق کند؛ تمام مهریه به مرد برگردانده شود؟ بعضی از مردان لئیم وقتی می‌خواهد زن‌شان را طلاق دهند؛ چون می‌دانند اگر بخواهند او را طلاق دهند و زن درخواست طلاق نداشته باشد؛ حقش ساقط شده و مهریه کامل به زن تعلق می‌گیرد ولو “قنطاری”(یک کیلو) از طلا باشد؛ پس زن را ازحقوق زناشویی‌اش- همبستر شدن و خرجی- محروم می‌کند تا زن از معاشرت با همسرش متنفر شده و درخواست طلاق بدهد تا نصف حقی که قبل از ازدواج بر سر آن توافق کرده بودند به خودش ( مرد ) برگردد. اما خداوند چنین مردانی را می‌شناسد و برای همین هم کناره گرفتن از زن و محروم کردن او از حقوقش را تا جایی که زن مجبور به درخواست طلاق گردد را بر مرد حرام کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید!}
    درصورت درخواست طلاق از سوی مرد؛ حق واجب زن ساقط نمی‌شود مگر این که زن مرتکب گناه فاحش-زنا- شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    هم چنین ای جماعت مؤمنان؛ خداوند برشما حرام کرده که مرد با زنی که او را نمی‌خواهد و مرد هم می‌داند زن او را نمی‌خواهد به زور و اجبار ازدواج کند ؛ خداوند چنین کاری را در کتاب برشما حرام کرده است و کسی که چنین کند به خود ظلم نموده است.تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست از که زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها کراهت داشتید چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!}
    و بیان حق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا} صدق الله العظيم،
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!!}
    مقصود خداوند از: {أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا}؛ یعنی درحالی که زن نمی‌خواهد به زور با او ازدواج کنید چون مرد بعد از مرگ زنش از او ارث می‌برد و وقتی زن بمیرد مرد وارث او می‌شود. در اینجا مقصود ازدواج است چون برخی از دختران وقتی پدرشان می میرد برادر پدر یعنی عمو ولی امرشان می‌شوند سپس دختر را برای پسرش می‌گیرد -حتی اگر دختر او را نخواهد -تا میراث به مرد دیگری نرسد!!
    خداوند به شما امر می‌کند زنان را وقتی تمایل ندارند با شما ازدواج کنند، آنها را به زور به عقد ازدواج خود در نیاورید. فرقی ندارد پدرش را با پول به فتنه بندازید و یا او و پدرش را به زور وادار کنید تا دختر را علی رغم میلش به عقد او درآورد در حالی که می‌داند دختر او را نمی‌خواهد این از نظر شرعی مجاز نیست. فتوای مهم و حق این است که نمی‌توان با زور با زنی ازدواج کرد که آن مرد را نمی‌خواهد؛ و اگر چنین کنند ظلم بزرگی در حق او مرتکب شده است چون ازدواج مثل خرید و فروش اتوموبیل نیست؛ بلکه ازدواج ملحق شدن دو روح است و اگر الفت نباشد وزندگی زن با مرد در سختی باشد و او را دوست نداشته باشد در معرض فتنه قرارگرفته و ممکن است مرتکب گناه زنا شود و پدرش را شرمنده کرده و برای شوهرش فرزندی بیاورد که از ذریه او نیست. پس برحذر باشید و دخترانتان را که می‌خواهند پاکدامن باشند؛ مجبور نکنید به گناهی بزرگ کشیده شوند. او را به کسی شوهر دهید که دوست دارد ولو این که از نظرشما فقیر باشد. برای انسان زندگی در کوخ با کسی که دوستش دارد بهتر و خوش‌تر از این است که در قصری فاخر با کسی زندگی کند که دوستش ندارد. این باعث می‌شود در معرض زنا قرار گیرد؛ مهم این است که شوهر دادن دخترتان به مردی که دوست ندارد بر شما حرام است.
    و اما اگر مرد از زن خوشش نیاید؛ اگر مرد زنش را نخواهد و بخواهد او را طلاق دهد و برای این که نصف حق -مهریه- به خودش بازگردد؛ او را از حقوقش محروم کند تا زن درخواست طلاق کند؛ این هم مجاز نیست. اگر از زن خوشش نمی‌آید و می‌خواهد طلاقش دهد با این که زنی پاک دامن و دین دار و در راه درست و راست قرار دارد و فقط مرد از او خوشش نمی‌آید با این که زن پاک دامن و دین‌دار است و شاید چون به زن دیگری علاقه پیدا کرده که از این زن زیباتر است و می‌خواهد با آن زن ازدواج کند و برای همین می خواهد همسر اولش را با این که دین دار است طلاق دهد و شاید از او فرزندانی هم داشته باشد ولی به خاطر فتنه محبت به زنی دیگر از او اکراه دارد و به خاطر فتنه عشق به زن دیگر می‌خواهد زنش را طلاق دهد؛ بداند چه بسا از چیزی اکراه داشته باشد ولی آن برایش خیر زیادی داشته و ذریه او هم برایش خیر زیادی داشته باشند؛ پس در پی زن دین دار و پاک دامن باش عزیز من.
    و اما زنی که ( آن مرد ) فکر می‌کند به او علاقه دارد و به خاطر او از زن اولش بیزار شده است؛ این زن دین دار نیست چون اگر دین دار بود چرا باید به آن مرد اجازه می‌داد همسر اولش را طلاق دهد و می‌گفت:" چطور زنی را می خواهی طلاق بدهی که هیچ گناهی ندارد و نمی‌خواهد از تو طلاق بگیرد؟ در پیشگاه خدا تو چنین اجازه‌ای را نداری. خدا ازدواج با چهار زن را برای تو حلال کرده است ولی فرمان داده که عدالت را بین آنها رعایت کنی و اگر می‌ترسی نتوانی عدالت را رعایت کنی پس به یک زن اکتفا کن و زن تو ارجح تر است که مادر فرزندانت است". در این زن و ذریه او خیرزیادی هست و اگر با این زن ازدواج کند و زن اولش را هم نگه دارد؛ این نور علی نور است و ذریه آنها پاک خواهند بود و شیطان در ذریه آنها شریک نمی‌شود. اما اگر با وجود این که همسر اول او دین دار است او را طلاق دهد و از محبت خود به زنی دیگر پیروی نماید و او را با زن اولش عوض کند؛ بداند دراین زن خیری برایش نیست؛ خیر در همسر اولش است که به خاطرعلاقه به ازدواج با زنی دیگر؛ از او خوشش نمی آید. بداند بی شک و تردید، خیر او درهمسری است که از او خوشش نمی‌آید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شيئاً وَيَجْعَلَ اللَّهُ فِيهِ خَيْرًا كَثِيرًا} صدق الله العظيم [النساء:19]،
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید!! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند. و با آنان، بطور شایسته رفتار کنید! و اگر از آنها کراهت داشتید چه بسا چیزی خوشایند شما نباشد، و خداوند خیر فراوانی در آن قرار می‌دهد!}
    چون مرد همسرش را تحت فشار می‌گذارد تا زن درخواست طلاق کند تنها برای این که مرد کس دیگری را دوست دارد و می‌خواهد او را جای همسرش بیاورد.
    درمورد کسانی که بیش از یک همسر دارند هم اگر بین آنها عدالت را رعایت نکنند؛ به آنها بشارت می‌دهم به خاطر عدم رعایت عدالت بین همسران‌شان، گرفتار فقر خواهند شد که دعای زن مظلوم مستجاب خواهد شد. وقتی می‌بیند شوهرش با همسر دیگرش خوب رفتار می‌کند و از او دریغ می‌کند؛ دعا می‌کند خداوند مالش را ببرد و او را حقیر و فقیر کند؛ خداوند هم دعایش را مستجاب می‌کند چون مظلوم است و همان طور که آن مرد این زن را از چیزهایی که به همسر دیگرش می‌دهد محروم کرده است؛ خدا نیز او را از رزق محروم می‌کند و وعده فقربه کسانی که عدالت را رعایت نمی‌کنند تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم [النساء:3].
    {با زنانی که برای شما پاکند ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا به ملک یمین اکتفا کنید که این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    و این وعده فقر یه کسانی است که بیش از یک همسر دارند و عدالت را رعایت نمی‌کنند:
    فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم [النساء:3].
    { اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید، و یا به ملک یمین اکتفا کنید که این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}

    و معنی فرموده خداوند تعالی: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا} صدق الله العظيم؛ یعنی به تقوا نزدیک‌تر است تا به خاطر عدم رعایت عدالت میان همسران‌تان دچار فقر نشوید؛ و این فقر رخ نمی‌دهد مگر این که همسر مظلومش بر علیه او دست دعا بلند کند . ولی اگر همسرش دعا نکرد ولی او را عفو هم نکرد؛ بعد از مرگ جزایش را خواهد دید و روز قیامت به خاطر عدم رعایت عدالت به سوی عذاب بزرگی رانده خواهد شد او از فرمان پروردگارش سرپیچی کرده است. پروردگار او را برحذر داشته بود که اگر می‌ترسد عدالت را رعایت نکند؛ به یک همسر اکتفا نماید. و برخی از کسانی که نمی‌دانند؛ کلام خدا را طبق میل خود تفسیر می کنند و می‌گویند:" شما قابل سرزنش نیستید چون نمی‌توانید عادلانه رفتار کنید؛ مگر خداوند تعالی نفرموده است:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ} صدق الله العظيم [النساء:129]؟".
    { و نمی‌توانید عدالت را بین زنان رعایت کنید}
    پس مرد به ظلم در حق همسر دیگرش ادامه می‌دهد و گمان می‌کند این فتوای خداوند است که او ولو حریص باشد که به عدالت رفتار کند، نمی‌تواند. از خدا بترسید؛ همانا که در این آیه مقصود محبت است و خدا در سینه یک مرد دو قلب قرار نداده است و این به اسلوب و روش همسرداری زن وحکمت بالغه او بازمی‌گردد؛ او نباید همسرش را در خلوت اذیت کند؛ تا شوهرش او را بهشتی لذت بخش ببیند که با مهربانی رفتار کرده و شوهرش را با محبت در آغوش می گیرد نه مانند یک موجود جامد و بی‌روح. و هم چنین با درخواست‌های خود قبل از نزدیکی؛ اوقات شوهرش را تلخ نکند. زن حکیم صحیتی نکرده و چیزی که شوهرش را مکدر می‌کند از او نمی‌خواهد، مگر بعد از این که زمینه اسایش و راحتی او را فراهم کرد و باعث شد لبخند برلبش بیاید.چون اگر مرد عصبانی شود؛ کنار می‌کشد و نمی‌خواهد با همسرش نزدیکی کند و با او عشق بازی هم نمی‌کند. پس اگر زن می‌خواهد چیزی بگوید آن را به تأخیر بیندازد؛ به خصوص اگر فکر می‌کند اوقات شوهرش تلخ خواهد شد. پس چیزی نمی‌گوید مگر بعد از این که همسرش را شادمان و راضی و روح همسرش را آرام کرد و قلبش را به دست آورد. این یک زن عاقل است که قلب شوهرش را از میان دیگر همسرانش به دست می‌آورد.
    مرد نمی‌تواند همسرانش را به یک اندازه دوست داشته باشد؛ ولی خداوند بین شما مودت و رحمت را مقرر فرموده و لذا اگر یکی از همسران محبت را ببرد؛ دیگری رحمت را خواهد داشت و این رحمت تمام همسران دیگر او را نیز شامل می‌شود رحمت درجه پایین‌تری از محبت و عشق است ولی عاشق نمی‌تواند بیش از یک نفر را دوست داشه باشد وابداً نمی‌تواند در قلبش محبت را تقسیم کند و این مقصود فرموده خداوند تعالی است:
    {وَلَن تَسْتَطِيعُوۤاْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ ٱلنِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُم} صدق الله العظيم [النساء:129]
    {شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید!}.
    مرد اجازه ندارد کاملا به سمت یک زن تمایل داشته باشد؛ اگر یکی را دوست دارد؛ می تواند در تمام موارد از خرجی و نوبت شب با آنها یک‌سان رفتار کند و به زنی که بیشتر دوستش دارد بیش از همسر دیگر ندهد تا به آنها ظلم نکرده باشد.
    این استنباط ما از شریعت ازدواج در دین حنیف اسلام است. و خدا را به شهادت می‌گیرم من در کتاب خدا هیچ چیز در تأیید ازدواج موقت -متعه - پیدا نکرده و نسبت به ازدواج متعة (صیغة موقت ) کافرم؛ این شریعت شیطان است و به هیچ وجه شریعت خداوند رحمن نیست. و آن چه که باعث گمراه شدن شما از حق شده این است که در معنی کردن این فرموده خداوند تعالی از فرمان شیطان پیروی کرده و از روی ظن و گمان چیزی را که نمی‌دانستید به خداوند نسبت داده‌اید:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}صدق الله العظيم [النساء:24].
    { اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    از خدا حیا کنید! چگونه گمان می‌کنید در این آیه خداوند ازدواج متعه (موقت ) را برای شما حلال کرده است ای جماعت شیعیان؟ شما چیزی که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده به دروغ به خدا نسبت داده وبه او افترا زده‌اید. ای جماعت اهل سنت شما هم به خدا نسبت دروغ داده‌اید آنجا که گفته‌اید ازدواج موقت -متعه - حلال بود و سپس خداوند آن را حرام کرد! آیا از خدا نمی‌ترسید ؟ بلکه درهیچ یک از کتب پیامبران از اولی تا آخرین‌شان که نبی امی امین است؛ برهانی برای این کار نازل نشده است.
    ای امت اسلام دلیل شما برای ازدواج متعه این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا}
    صدق الله العظيم [النساء].
    { اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}
    سبحان الله! چگونه با پیروی از
    فرمان شیطان که گفته چیزی را که نمی‌دانی به خدا نسبت دهید؛؛سخن خدا را از موضعش تحریف می‌کنید؟ بفرمایید. ما به تفصیل این آیه را از کتاب توضیح دادیم با این که از آیات محکم است. بعد از این که خداوند تمام زنانی که ازدواج با آنها برشما حرام است-محارم و غیره - را بیان کرد؛ سپس ازدواج با زنانی غیر از گروه‌های یاد شده را برشما حلال می‌کند تا بر اساس شریعت شناخته شده و معروف اسلامی با آنها ازدواج کنید. شیطان با این فرموده خداوند تعالی شما را فریب داده است:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}
    !
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر آنها را بپردازید}
    خدا با شما بجنگد! اسم ازدواج را متعه گذاشتید و کلام خدا را از موضع مورد نظر تحریف کردید. اما من مقصود از این را برای‌تان توضیح دادم؛ مقصود این است که اگر زن درخواست طلاق کرد و شوهرش بر طبق آن چه که خدا برایش حلال کرده، به حق از او کام نگرفته بود؛ برای زن اجری نیست و فتوا می‌دهد که حق مرد باید کامل به خود او بازگردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ} صدق الله العظيم؛
    {مگر آنکه بترسید حدود دین خدا را راجع به احکام ازدواج نگاه ندارند، در چنین صورت زن مهر خود به شوهر (برای طلاق) ببخشد بر آنان روا باشد.}
    یعنی حق مرد به او بازمی‌گردد. ولی اگر از همسرش کام گرفته بود و زن طلاق خواست؛ نصف حق بازمی‌گردد ولی اگر بعد از نزدیکی مرد درخواست طلاق کند تا زن دیگری جای او بگیرد؛ حق ندارد هیچ چیز از حق زنش را ضایع کند ولو این که مهریه زن “قنطاری” از طلا باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم؛[البقرة:۲۲۹]
    {بعد از نزدیکی ( کام گرفتن) با آنان مهر آنها را بپردازید}
    یعنی اجر زن را به صورت کامل به او بدهد و هیچ چیز ازحق زن کم نکند ولو "قنطاری"از طلا به او داده باشد؛ "القنطار" معادل یک کیلو طلاست و مرد حق ندارد کمترین چیزی از آن کم کند این اجر ازدواج همسرش است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم.
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    لذا کام گرفتن ( استمتاع ) یعنی نزدیکی کردن با همسر؛ ولی شما متعه را ازدواج قرار دادید و اسم آن را ازدواج موقت ـ زواج متعه- گذاشته‌اید؛ ای کسانی که به خدا افترا زده و چیزی را که حلال نکرده به او نسبت می‌دهید؛ از خدا به کجا می‌خواهید پناه ببرید؟ فرقی بین ازدواج موقت -متعه- و روسپی‌گری نیست؛ یعنی زنا کند و پولش را بدهد و برود؟ اهل سنت هم از این موضوع مبری نیستند چون می‌گویند در زمان رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- ازدواج متعه حلال بوده و بعد حرام شده است! خدا را به شهادت می‌گیرم؛ کسانی که در این امت از خدا می‌ترسند را به شهادت می‌گیرم که اهل سنت و شیعیانی که ندانسته به خدا نسبت می‌دهند؛ دروغ می‌گویند و من از تمام علمای شیعه و اهل سنت دعوت می‌کنم تا در پایگاه امام ناصر محمد یمانی بر سر میز گفتگو حاضر شوند.




    حال به سراغ احکام طلاق در کتاب می‌آییم:




    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖوَاتَّقُوا اللَّـهَ رَبَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرًا ﴿١﴾فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَأَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا الشَّهَادَةَ لِلَّـهِ ۚ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا ﴿٢﴾وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا﴿٣﴾وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِن نِّسَائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَاللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ ۚ وَأُولَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ﴿٤﴾ذَٰلِكَ أَمْرُ اللَّـهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ ۚ وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ﴿٥﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].
    { ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید؛ و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید؛ نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند! (۱) و چون عده آنها سرآمد، آنها را به طرز شایسته‌ای نگه دارید یا به طرز شایسته‌ای از آنان جدا شوید؛ و دو مرد عادل از خودتان را گواه گیرید؛ و شهادت را برای خدا برپا دارید؛ این چیزی است که مؤمنان به خدا و روز قیامت به آن اندرز داده می‌شوند! و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‌کند، (۲) و او را از جایی که گمان ندارد روزی می‌دهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را می‌کند؛ خداوند فرمان خود را به انجام می‌رساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازه‌ای قرار داده است! (۳) و از زنانتان، آنان که از عادت ماهانه مأیوسند، اگر در وضع آنها شک کنید، عده آنان سه ماه است، و همچنین آنها که عادت ماهانه ندیدند(منظم عادت نمی‌شوند)؛ و عده زنان باردار این است که بار خود را بر زمین بگذارند؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند کار را بر او آسان می‌سازد! (۴) این فرمان خداست که بر شما نازل کرده؛ و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند گناهانش را می‌بخشد و پاداش او را بزرگ می‌دارد! (۵)}
    واما بیان حق وسزاوار نیست که جز حق به خدا نسبت داده شود؛ ای مسلمانان؛ خداوند به شما فرمان داده است وقتی زنی را طلاق می‌دهید؛ تنها زمانی از نظر شرعی طلاق و جدایی قطعی است که مدت طلاق -عده- تمام شود که این مدت بجز برای زنان مطلقه باردار و زنانی که همسرشان از دنیا رفته سه ماه است و زن مطلقه هم چنان
    برگردن شوهرش است-ولو هزار بار بگوید طلاقش داده- تا این که -این مدت بگذرد- و آن گاه جدایی و طلاق شرعی است. تنها بعد از گذشت این زمان که سه ماه است می‌گوییم طلاق صورت گرفته است. برای زن حلال است تا تمام شدن این مدت و جاری شدن طلاق و جدایی در خانه همسرش بماند. یعنی تا زمانی که این مدت به سر نیامده؛ زن هم چنان همسر مرد باقی می‌ماند؛ این مدت برای زنی که عادت ماهیانه می‌شود و حامله نیست؛ سه ماه است و اگر قبل از سر آمدن این مدت به توافق برسند و از طلاق گرفتن منصرف شوند؛ زن بر شوهرش حلال است. طلاق زمانی است که این مدت تمام شود. ( این زمان عده برای زنان مطلقه سه ماه و برای زنانی که شوهرشان از دنیا برود چهار ماه و ده روز و برای زنان باردار؛ تا به دنیا آمدن فرزندشان است).


    برای زنان مطلقه حلال است در خانه همسرشان بمانند و تا زمانی که آن مدت برای هریک از زنان به سر نیامده اگر بخواهند از طلاق دست کشیده و به سوی هم بازگردند؛ برای هم حلال هستند. قبل از تمام شدن عده طلاق حق ندارند زن را از خانه شوهر بیرون کنند؛ زنان هم حق ندارند خارج شوند؛ بلکه باید در خانه‌اش بماند تا مدت مذکور تمام شود و تا تمام شدن مدت عده هنوز همسر شوهرش به حساب می‌آید. تا زمانی که عده طلاق به سرنیامده وزمان جدایی نرسیده، حق ندارند او را از خانه همسرش به زور بیرون کنند؛ مگراین که گناه فاحش-زنا- مرتکب شده باشد. ای جماعتی که در حق این زنان مسلمان و مؤمن ؛خواهران دینی امام مهدی؛ ظلم می‌کنید از خدا بترسید. به آنها ظلم نکرده وبلافاصله بعد از طلاق و قبل تمام شدن عده؛ آنها را از خانه شوهرشان بیرون نکنید؛ آنها هم مجاز نیستند قبل از تمام شدن عده از خانه شوهر خارج شده و به منزل خانواده خود بروند که این تعدی از حدود الهی است و هرکس به حدود الهی تعدی کند به خود ظلم کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید؛ نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}
    و هدف از ماندن زن در خانه همسر این است که شاید عصبانیت شوهر فروکش کند و پشیمان شده وقبل از تمام شدن عده از طلاق صرف نظر کند و آنها آشتی کرده و به هم بپیوندند و محبت و رحمتی بسیار بزرگ‌تر از گذشته میان آنها بازگردد. این حکمت ماندن زن در خانه هسمرش است و زن حق ندارد از خانه شوهر خارج وبه منزل خانواده‌اش برگردد؛ چون حتی اگر زن و شوهر تصمیم به بازگشت بگیرند؛ غرور و تعصب خانواده را به گناه می‌کشاند و مانع می‌شوند. برای همین خداوند فرمان داده تا در خانه‌شان بمانند که منظورهمان خانه شوهرشان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً} صدق الله العظيم.
    {نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}
    و در این ماندن؛ حکمتی نهفته تا شاید خدا بعد از این چیزی بخواهد و آن صرف نظر کردن از طلاق و بازگشت آنها به آغوش یک‌دیگر است البته قبل از آن که موعد و زمان جدایی فرا برسد؛ و اگر توافق کردند و قبل از رسیدن این زمان آشتی کردند؛ به سوی هم بازگردند واین ابداً ابداً ابداً طلاق محسوب نمی‌شود مگر عده تمام شده باشد.
    و وقتی مهلت سه ماه تمام شد و هنوز به توافق نرسیده و آشتی نکرده‌اند؛ حتی اگر یک روز بگذرد؛ دیگر به هم حلال نیستند مگر با عقد شرعی جدید از سوی کسی که عهده‌دار نکاح زن و ولی اوست. این اولین طلاق به حساب می‌آید؛ حتی اگر مرد بگوید "تو را سه طلاقه کردم". این بدعتی است که خداوند برهانی برای آن نازل نفرموده است و از نظر شرعی این یک طلاق به حساب می‌آید و هم چنین طلاق زمانی از نظر شرعی طلاق است که آن مهلت تمام شده و مرد هنوز مصر باشد جدا شود. در اینجاست که طلاق شرعی و جدایی رسمی می‌شود؛ یعنی طلاقی در کار نیست مگر عده تمام شده باشد و قبل آن توافق و آشتی صورت نگرفته باشد. بعد از تمام شدن این مهلت اجازه هست که زن از خانه شوهرش بیرون شود و اینجا طلاق صورت گرفته و این تنها یک نوبت طلاق به حساب می‌آید.
    اگر عده تمام شد و زن از خانه شوهرش خارج شد و به منزل اقوام خود رفت و شوهرش خواست او را بازگرداند و زن هم خواست بازگردد؛ مادامی که زن بخواهد به نزد شوهرش بازگردد ،
    ولیّ امر زن حق ندارد جلوی عقد نکاح را بگیرد؛ چون شوهرش برای عقد کردن او به دیگران ارجح است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ أَن يَنكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْاْ بَيْنَهُم بِالْمَعْرُوفِ} صدق الله العظيم [البقرة:232].
    {و هنگامی که زنان را طلاق دادید و عدّه خود را به پایان رساندند، مانع آنها نشوید که با همسران (سابق) خویش، ازدواج کنند! اگر در میان آنان، به طرز پسندیده‌ای تراضی برقرار گردد.}
    و ازدواجی در کار نیست مگر با عقد شرعی از ولی زن که امرنکاح به دست اوست و ولیّ امر زن است؛ و مجاز نیست بدون اجازه ولیّ زن؛ نکاح صورت گیرد. ولیّ زن حق دارد دوبار اجازه عقد بدهد؛ همان طور که طلاق هم فقط دو مرتبه است. ازدواج بدون عقد امکان ندارد و عقد شکسته ( باز ) نمی‌شود مگر عده تمام شده باشد. و اگر عده گذشت و شوهر خواست زن را بازگرداند؛ باید برای بازگرداندن مجدد زن؛ او را عقد کند. و اگر برای بار سوم طلاقش داد و مهلت سه ماه تمام شد و گذشت؛ باید از منزل شوهرش خارج شود و دیگر بر او حلال نیست مگر با مرد دیگری ازدواج کند و اگر زن از شوهر جدیدش جدا شد و مدت عده گذشت و از خانه او خارج گردید و به منزل اقوام بازگشت؛ اگر شوهر اول خواست می‌تواند او را برگرداند؛ بعد از این که با مرد دیگری ازدواج کرد-و طلاق گرفت و عده تمام شد- می‌توان با عقد شرعی از سوی ولی زن؛ او را بازگرداند.
    شاید یکی از علمای امت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبرکن صبرکن؛ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ} صدق الله العظيم [البقرة:229]"،
    {طلاق، دو مرتبه است؛ باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند ، یا با نیکی او را رها سازد}
    پس امام مهدی ناصر محمد یمانی در پاسخ به حق فتوا می‌دهد که: البته که همین طور است؛ عقد دوبار و طلاق هم دوبار است. قبل از این که به تفصیل جوای سؤالت را بدهم؛ امام مهدی ناصر محمد یمانی می‌خواهد از تو سؤالی بکند و جوابش را می‌خواهد جناب شیخ محترم: به من فتوا بده آیا اگر مرد زنش را برای بار سوم طلاق داد آیا سه ماه عده را برایش حساب می‌کنید یا می‌تواند قبل از تمام شدن این مدت با کسی دیگری که بخواهد ازدواج کند؟ جواب‌تان معلوم است:" خدایا خیر؛ باید عده طلاق که سه ماه است تمام شود". پس سوال دیگری از شما دارم: آیا خداوند به شما اجازه داده قبل از تمام شدن عده سه ماه زنان مطلقه؛ او را از خانه شوهرش بیرون کنید؟ و جواب: خداوند بیرون کردن او را قبل از تمام شدن عده حرام کرده است و اگر طلاق بار سوم است؛ سه ماه درخانه شوهرش می‌ماند تا عده تمام شود. بعد که این سه ماه که نود روز است گذشت و آفتاب نودمین روز غروب کرد؛ در این زمان عده طلاق سوم تمام می‌شود و دیگر زن به شوهرش حلال نخواهد شد؛ مگر زن با مرد دیگری ازدواج کند؛ چون عقد دوبار است نه سه بار.آیا نمی‌بینید که ظالمید؟ ای مسلمانان درمورد ارحام و همسران‌تان از خدا بترسید باشد که رستگار شوید.


    اما زنی که ازدواج کند و همسرش با او نزدیکی نکرده باشد؛ عده ندارد و اگر خواست زن را طلاق بدهد وبا جماع با او نزدیکی نکرده بود؛ عده‌ای بر زن نیست؛ پس بدون نزدیکی زن عده ندارد.پس با کمال احترام و به نیکی او را رها کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جميلاً} صدق الله العظيم [الأحزاب:49]،
    {
    ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّه‌ای برای شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید؛ آنها را با هدیه مناسبی بهره‌مند سازید و بطرز شایسته‌ای رهایشان کنید.}

    و
    نصف چیزی را که با هم شرط کرده بودند را به زن بپردازد.تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى} صدق الله العظيم [البقرة:237]
    {و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست}
    و خداوند شما را آگاه فرموده مادامی که شوهر از زن کام نگرفته باشد؛ به تقوا نزدیک‌تر است که از این حق گذشت کنید و زن بعد از خروج از خانه شوهرمستقیماً می‌تواند ازدواج کند و ولیّ زن حق دارد با توجه به این که حکم عده برای این زن وجود ندارد او را به عقد کسی دیگر درآورد.
    ای امت اسلام؛ من شما را در برابر تمام علمای امت به شهادت می‌گیرم؛ هر کس در مورد دستور ازدواج و طلاق در شرع امام مهدی که همان شریعت محمد رسول الله -صلّى الله عليه وآله وسلّم- است اعتراضی دارد؛ اجازه ندارد سکوت کند. بر اساس کتاب خدا حکم می‌کنیم واگر من با شرع حقی که از سوی پروردگارتان درآیات محکم کتابش آمده است؛ به حق برشما غلبه کردم یا هیچ نزد خود احساس ناراحتی و سختی نکرده و حکمیت حق در میان‌تان را پذیرفته و تسلیم آن می‌شوید و یا به احکام ازدواج و طلاق در قرآن عظیم کافر می‌گردید. و اگر برای گفتگو حاضرشدید و از ایات محکم کتاب خدا ثابت کردید شرع ناصر محمد یمانی مخالف آن چیزی است که خداوند نازل کرده است؛ حال که من با احکام طلاقی که برخلاف احکام شرعی خداوند در کتابش است حکم دادم ؛ انصارم اجازه ندارند به پیروی از من ادامه دهند. اما اگر احکام حق خداوند در آیات محکم کتابش پیرامون طلاق را ثابت کردم ولی به حق آمده از نزد پروردگارشان اعتراف نکردند و به ظلم در حق زنان ادامه دادند؛ چه از پیروان تورات باشند و انجیل یا قرآن؛ به آنها هشدار می‌دهم که عذاب شدیدی از سوی خدا در انتظارشان است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [المائدة:47]
    {و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، فاسقند}
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ} [المائدة:44]

    {و آنها که بر طبق آنچه که خدا نازل کرده حکم نمی‌کنند، کافرند}
    {وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ} [الْمَائِدَةِ:45].

    {و هر کس بر طبق آنچه که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.}
    صــدق الله العظيـــــم
    اگر حکم طلاق را به حق و درست اجرا کنید؛ نسبت طلاق در جهان اسلام ۹۵ ٪ کاهش خواهد یافت؛ ار من پیروی کنید باشد که مورد رحمت خداوند قرار گیرید



    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو علماء المُسلمين وأمّتهم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.


    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ





  2. مصدر المشاركة
    - 2 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    01:44 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    پاسخ امام درمورد زنان شوهرداری که ازدواج با آنان حلال است..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    سلامُ الله عليكم أحبتي الأنصار السابقين الأخيار، وسلامُ الله على أخي الكريم فضيلة الشيخ أحمد عيسى إبراهيم، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين.

    سؤال احمد عیسی چنین است:
    وسؤال: این گروه از زنان که به آنها {إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ} گفته شده و از زنانی که ازدواج با آنها حرام است مستثنی شده‌اند و روشن شده که نکاح با آنان حلال است چه کسانی هستند؟
    درپاسخ او به حق چنین می‌گوییم که خداوند تعالی می‌فرماید:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد مَهری را که پرداخته‌اید مطالبه کنید همان‌گونه که آنها مهر زنانشان را که از آنان جدا شده‌اند از شما مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!}
    احمد عیسی فتوا درمورد سؤالت را دقیقاً در این فرموده خداوند تعالی پیدا خواهی کرد:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}
    لذا این "محصنات" زنان شوهرداری هستند که به خدا ایمان آورده و همسران کافر خود را ترک کرده و به سوی مسلمانان مهاجرت کرده‌اند. خداوند به مسلمانان فرمان می‌دهد آنها را به کافران بازنگردانند چون دیگر بر آنها حلال نیستند چون همسران‌شان کافرند و برای همین خداوند مسلمانان را از بازگرداندن این زنان به شوهرانشان منع و ازدواج مؤمنین با آنها را حلال شمرده است:

    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10]،
    {ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}
    موضوعی که احمد عیسی درمورد آن سؤآل کرده تمام است.

    حکم حق دیگری را هم اضافه می‌کنیم؛ مؤمنان حق ندارند به همسران کافر این زنان ظلم کنند ؛ منظور همسران زنانی است که به سوی مسلمانان مهاجرت کردند؛ بلکه به مؤمنان امر می‌شود آن چه که کافران به این زنان داده‌ا
    ند ( مهریه ) را به آنها بازگردانند و سپس کسی که مال کافر را پس داده با زن ازدواج کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {آنها را بسوی کفّار بازنگردانید؛ نه آنها برای کفّار حلالند و نه کفّار برای آنها حلال؛ و آنچه را همسران آنها (برای ازدواج با این زنان) پرداخته‌اند به آنان بپردازید؛ و گناهی بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید}

    هم چنین خداوند فرمان تبادل زنان بین مسلمانان و کافران را داده است؛ مؤمنان زنان کافر خود را رها کنند تا به سوی کفار بروند و به زن مؤمنی که درعقد کافران است اجازه رفتن به سوی مؤمنان داده شود و هریک نفقه‌ای را که به زن داده‌اند به طرف مقابل بازگردانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الممتحنة:10].
    {و زنان کافر را در همسری خود نگه ندارید (و اگر کسی از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد ) مَهری را که پرداخته‌اید مطالبه کنید همان‌گونه که آنها مهر زنانشان را که از آنان جدا شده‌اند از شما مطالبه کنند؛ این حکم خداوند است که در میان شما حکم می‌کند، و خداوند دانا و حکیم است!}


    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.





  3. مصدر المشاركة


    - 3 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    11 - 08 - 1431 هـ
    23 - 07 - 2010 مـ
    03:10 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    بیان حق بیشتری درمورد آیات کتاب خداوند

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    السلام عليكم فضيلة الشيخ الكريم أحمد عيسى إبراهيم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في الأولين وفي الآخرين وفي الملأ الأعلى إلى يوم الدين، وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..

    بخشی از بیان احمد عیسی را با رنگ قرمز در اینجا نقل می‌کنیم:
    خواهش می‌کنم بیانی که برای این فرموده خداوند تعالی آورده شده را شرح و توضیح بفرمایید: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    وسؤال این است:
    1. آیا این فرموده: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} شامل تمام زنان نمی شود خواه محصنه مؤمن یا ملک یمین مثل دختران همسر؛ دختران مؤمن؛بندگان صالح؛ و کنیزان و ...
    2. آیا این گفته نیز شامل آنها نمی شود: فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ....} ؟
    3. بیان می‌گوید " اسْتَمْتَعْتُم نه "تمتعتم"؛ مقصود از "استمتاع" چیست؟
    4. بیان توضیح می‌دهد که "استمتاع" فقط برای مردان است نه کسانی که به همسری‌شان درآمده‌اند؛ آیا این یعنی نزدیکی؟ با علم به این که در این حالت هر دو طرف لذت می‌برند؟
    5. اگر مقصود از "استمتاع" نزدیکی بود؛ لذت بردن بین هر دوطرف مطرح می‌شد ولی در بیان آمده است فما استمتعتم بهن (از کسانی که کام گرفتید ) و یا فما استمتع بعضكم ببعض (آن چه از یک‌دیگر کام گرفتید ) .
    6. منتظر جواب شما هستیم و سپس گفتگو را کامل خواهیم کرد. با عرض تحیت..
    پایان نقل قول.
    سؤال احمد عیسی درست درمورد این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، با انان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و مقصود خداوند از : {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ چیست. یعنی بجز زنانی که ذکر شد؛ یعنی بجز مادر و دختر و زن پدر و عروس و عمه که خواهر پدر است و خاله که خواهر مادر است و خواهران رضاعی و زنان محصنه که همان زنان متأهل هستند و لذا ازدواج با آنها حرام است مگر ملک یمین. سپس خداوند تعالی می‌فرماید: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ} صدق الله العظيم؛ یعنی بجز موارد یاد شده. چون از زنانی نام برده شده که خداوند ازدواج با آنان را حرام نموده است .سپس خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    صدق الله العظيم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خودبا آنان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    ولی به شرط محکمی که در کتاب آمده است بنگر:

    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم؛
    {با اموال خود، با آنان ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید}
    یعنی ازدواج باید بر اساس شریعتی باشد که خداوند برای انسان مقرر فرموده است نه از راه زنا و برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظيم،
    {ازدواج کنید و از زنا، خودداری نمایید}
    و " تحصین" یعنی ازدواج براساس کتاب خدا و سنت حق رسولش؛ ولی آن چه که باعث فریب شما شده است این فرموده خداوند تعالی در آیات محکم کتابش است:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید.}
    امام مهدی از جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم وهمه شیعیان سؤآلی دارد: اگر زنی قبل از این که شوهرش با او نزدیکی کند؛ درخواست طلاق نماید، آیا خداوند به شما دستور داد تا اجرش-مهریه- را به او بپردازید؟ جواب را در آیات محکم کتاب و در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید: {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید.}
    پس اگر قبل از کام گرفتن و نزدیکی درخواست طلاق کند؛ خداند گرفتن مهریه از مرد را حلال نمی‌کند چون این ظلم در حق اوست. برای همین خداوند تعالی می فرماید:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ}
    صدق الله العظيم،
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید.}

    اما اگر بعد از نزدیکی؛ زن درخواست طلاق کرد؛ نصف مهری که روی ان توافق کرده بودند به زن تعلق می‌گیرد و ما پیش از این در یکی از بیانات به صورت مفصل آن را توضیح دادیم که در ادامه آن را نقل می‌کنیم:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم،
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، هرگز ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    در این آیه خداوند ازدواج پسر با همسران پدرش را حرام می‌کند؛ فرقی ندارد از پدر طلاق گرفته باشند یا پدر از دنیا رفته باشد:
    {إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتاً وَسَاء سَبِيلاً} صدق الله العظيم.
    {عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است.}
    سپس خداوند زنانی که جزو محارم هستند و ازدواج با آنها حرام است را در آیات محکم خود بیان می‌کند:
    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾} صدق الله العظيم.
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است.}
    سپس ازدواج با زنانی که جزو این دسته نیستند را برای شما حلال می‌کند اما به شرط این که بر اساس شرع خداوند که در کتاب آمده ازدواج تحکیم شود و با پاک‌دامنی باشد؛ با دو یا سه یا چهار زن؛ و اگر از این بترسید که نتوانید عدالت را اجرا کنید به یک همسر قناعت شود؛ پس خداوند از زنانی که بر شما حرام هستند سخن می‌گوید و سپس به غیر از آنها را بر شما حلال می‌کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ} صدق الله العظیم [النساء:24].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید}
    یعنی به جز موارد معین شده می‌توانید با دیگر بانوان بر اساس شریعت اسلامی ازدواج کنید؛ با پاک‌دامنی نه این که با آنان زنا کرده و در برابرش به آنها مزد بدهید؛ بلکه خداوند برشما حلال می‌کند که از اموال‌تان برای ازدواج شرعی استفاده کرده و با زنان آزاد مؤمن تا حداکثر چهار زن ازدواج کنید و همین برای شما بس است مگر ملک یمین باشد(زنانی که از همسران کافر خود گریخته و به مسلمانان پناه آورده باشند). تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً} صدق الله العظيم،[النساء:۳]
    { با زنانی که برای شما پاک است ازدواج نمائید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می‌ترسید عدالت را (درباره همسران متعدد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید،}
    پس اگر با وی ازدواج کرده و هم‌بستر شدید؛ حقی که برایش مقرر کردید؛ واجب است پرداخته شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    و اگر بعد مشخص کردن این حق واجب؛ به توافق رسیده و همسر بخواهد از برخی از حقوقی که برگردن شوهرش گذاشته بگذرد؛ آن مال بر شوهرش حلال و گواراست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً (4)} صدق الله العظيم [النساء].
    {و مهر زنان را (بطور کامل) بعنوان یک بدهی به آنان بپردازید! (ولی) اگر آنها چیزی از آن را با رضایت خاطر به شما ببخشند، حلال و گوارا مصرف کنید!}
    و اگر قبل از آن که مرد از همسرش کام گیرد یعنی قبل از این که با اونزدیکی کند؛ زن درخواست طلاق کند؛ حق واجبی که برایش مقرر شده-مهریه- ساقط می شود چون وقتی شوهرش با او هم بستر نشده -در حالی که خدا این کار را برایش حلال کرده است- و زن درخواست طلاق دارد و طالب جدایی است؛ اینجا حق واجب زن-مهریه- به کل ساقط می‌شود؛ چطور قبل از نزدیکی شوهر با او درخواست طلاق دارد و مهریه را هم می‌خواهد؟ باید در برابر طلاق حق شوهر را به او پس دهد. اما اگر مرد قبل ازهمبستر شدن با زن درخواست طلاق کند و زن چنین درخواستی نداشته باشد؛ نصف حق زن - نصف مهریه- باید به او پرداخت شود و نصف دیگر به شوهر برمی‌گردد که خواسته زنش را طلاق دهد در حالی که زن درخواست طلاق ندارد. اینجا مرد باید نصف اجر ازدواج-مهریه- را پرداخت کند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    { و اگر آنان را، پیش از آن که با آنها آمیزش‌جنسی کنید؛ طلاق دهید، در حالی که مهری برای آنها تعیین کرده‌اید، (لازم است) نصف آنچه را تعیین کرده‌اید (به آنها بدهید) مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد. و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    و بیان حق این فرموده خداوند تعالی:
    {إَلاَّ أَن يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ}؛ صدق الله العظيم؛
    { مگر اینکه آنها (حق خود را) ببخشند؛ یا آن کس که گره ازدواج به دست اوست، آن را ببخشد.}
    یعنی مگر این که زنی که شوهرش او را طلاق داده از این نصف مهریه بگذرد. خداوند او را مخیر کرده و اگر خودش بخواهد از این حق- نصف مهریه مقرر شده- بگذرد و یا کسی که امر نکاح به دست اوست و ولی زن است از آن بگذرد چون همسرش با او نزدکی نکرده و کام نگرفته است ولی خداوند بر او واجب می‌کند و باید نصف اجری که قبل از ازدواج بر آن توافق کرده بودند را بپرداز البته به شرطی که مرد خواهان طلاق باشد نه زن؛ در این صورت باید نصف مهریه‌ای که بر آن توافق کرده بودند پرداخت شود.
    مهم این است که اگر مرد قبل از نزدیکی خودش درخواست طلاق بدهد ، در این صورت براو واجب است نصف آن چه که بر سر آن توافق کرده بودند به زن مطلقه بپردازد؛ مگر زن و یا کسی که نکاح بر عهده اوست و ولی زن است به دلیل این که مرد با همسرش نزدیکی نکرده؛ از آن بگذرند. همانا که خداوند آن را برای ادب کردن شوهرمقرر نموده و هم چنین برای این که جلوی زیاد شدن طلاق گرفته شود. ولی به زن مطلقه اختیار داده شده که اگر خواست آن نصف مهریه را که قبلا بر آن توافق کرده بودند بگیرد و یا این که اگر خواست به شوهر بازگرداند. سپس خداوند مردم را آگاه می‌کند که این گذشت به تقوا نزدیک‌تر است و اجرشان با خداست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ} صدق الله العظيم [البقرة:237].
    {و گذشت کردن شما (و بخشیدن تمام مهر به آنها) به پرهیزکاری نزدیکتر است، و گذشت و نیکوکاری را در میان خود فراموش نکنید، که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، بیناست!}
    اما اگر مرد بخواهد همسرش را طلاق دهد و با او نزدیکی کرده و از زن کام گرفته باشد و زن نخواهد طلاق بگیرد؛ مرد حق ندارد کمترین چیزی از او بگیرد ولو این که "قنطاری"(یک کیلو طلا ) به زن داده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِنْ أَرَدْتُمْ اسْتِبْدَالَ زَوْجٍ مَكَانَ زَوْجٍ وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً فَلا تَأْخُذُوا مِنْهُ شيئاً أَتَأْخُذُونَهُ بُهْتَاناً وَإِثْماً مُبِيناً} صدق الله العظيم [النساء:20]
    {و اگر تصمیم گرفتید که همسر دیگری به جای همسر خود انتخاب کنید، و یک قنطار ( یک کیلو طلا ) (بعنوان مهر) به او پرداخته‌اید، چیزی از آن را پس نگیرید! آیا برای بازپس گرفتن مهر آنان، به تهمت و گناه آشکار متوسل می‌شوید؟! }
    اما اگر زن درخواست طلاق کند و همسرش با او نزدیکی کرده باشد؛ نصف حق (مهریه) به شوهرش باز می‌گردد(یعنی اگر مهریه را به زن داده باشد زن باید نصف آن را پس بدهد) و نصف دیگر به مرد داده نمی‌شود چون با زن نزدیکی کرده است فرقی ندارد همسرش باکره بوده باشد یا خیر؛ مهریه کامل به شوهر برگردانده نمی‌شود چون با زن ازدواج کرده و با او همبستر شده است. زن مانند مرد نیست؛ او باکره بوده و حال باکره نیست؛ چگونه ممکن است ولو زن درخواست طلاق کند؛ تمام مهریه به مرد برگردانده شود؟ بعضی از مردان لئیم وقتی می‌خواهد زن‌شان را طلاق دهند؛ چون می‌دانند اگر بخواهند او را طلاق دهند و زن درخواست طلاق نداشته باشد؛ حقش ساقط شده و مهریه کامل به زن تعلق می‌گیرد ولو “قنطاری”(یک کیلو) از طلا باشد؛ پس زن را ازحقوق زناشویی‌اش- همبستر شدن و خرجی- محروم می‌کند تا زن از معاشرت با همسرش متنفر شده و درخواست طلاق بدهد تا نصف حقی که قبل از ازدواج بر سر آن توافق کرده بودند به خودش ( مرد ) برگردد. اما خداوند چنین مردانی را می‌شناسد و برای همین هم کناره گرفتن از زن و محروم کردن او از حقوقش را تا جایی که زن مجبور به درخواست طلاق گردد را بر مرد حرام کرده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید!}
    درصورت درخواست طلاق از سوی مرد؛ حق واجب زن ساقط نمی‌شود مگر این که زن مرتکب گناه فاحش-زنا- شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا وَلَا تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    { ای کسانی که ایمان آورده‌اید! برای شما حلال نیست که از زنان با اجبار و اکراه ( از طریق ازدواج ) ارث ببرید! و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    {أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}
    لذا برای‌تان روشن شد مقصود از "استمتاع" بی شک و تردید نزدیکی کردن است و هم چنین برای‌تان روشن شد اگر زن قبل از نزدیکی از شوهرش طلاق بخواهد؛ چیزی به او تعلق نمی‌گیرد و خداوند به شوهرش دستور نمی‌دهد مهریه او را بدهد مگر مرد درخواست طلاق داشته باشد. اما تا زمانی که مرد با همسرش نزدیکی نکرده باشد؛ در صورت درخواست طلاق از سوی زن؛ مهریه به او نمی‌رسد؛ به چه حقی می‌خواهد آن را بگیرد؟ برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    : {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    { و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است. (۲۴)}

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام ناصر محمد اليماني.



  4. مصدر المشاركة
    - 4 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    12 - 08 - 1431 هـ
    24 - 07 - 2010 مـ
    12:12 صباحاً
    ــــــــــــــــ

    پاسخ کوبنده با برهان علمی ازآیات محکم قرآن عظیم برای کسی که می‌خواهد راه راست را در پیش گیرد...
    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    احمد عیسی مقصودت چیست که بخشی از کلام خدا را حذف می‌کنی تا موافق آن چیزی باشد که تو می‌خواهی؛ برای مثال حذف تمام کسانی که ازدواج با نها حرام شده؟ بیانت را در ادامه می‌آوریم:

    {إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً}
    و سؤال این است که چرا آیاتی را حذف می‌کنی که در آنها زنانی که ازدواج با ایشان برای شما حرام است؛ ذکر شده‌اند؟ و تنها این قسمت از فرموده خداوند تعالی را می‌گذاری که:
    {إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {مگر آنها که ملک یمین هستند(زنان مسلمانی که از کفار گریخته و به مسلمانان پناه آورده‌اند) اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است..}
    احمد عیسی همانا که خداوند زنانی که ازدواج با آنها برای مؤمنان حرام است؛ ذکر کرده و زمانی که سخن از حرمت ازدواج با زنانی می‌شود که به واسطه ازدواج محصنه هستند؛ زنان مؤمنی را استثناء می‌کند که شوهران‌شان کافرند و بر کفر خود اصرار دارند و برای همین این زنان همسران‌ کافرشان را ترک کرده و به سوی مسلمانان هجرت می‌کنند. خداوند از بین زنان محصنه-شوهردار- ازدواج با این گروه از زنان محصنه را برای مؤمنین حلال می‌کند. و اما فرموده خداوند تعالی: {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ}؛ مقصود اضافه بر مواردی که خداوند حلال کرده نیست؛ بلکه بجز زنانی است که خداوند ازدواج با ایشان را حرام کرده است که این زنان هستند:

    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴿22﴾ حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أمّهاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22-23-24].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، ازدواج نکنید! مگر آنچه درگذشته انجام شده است؛ زیرا این کار، عملی زشت و تنفرآور و راه نادرستی است. (۲۲) حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛)}
    این زنان برشما حرامند و حق ازدواج با هیچ یک از آنان را ندارید ولی گروهی از زنان محصنه-شوهردار- استثناء شده‌اند که می‌توانید بر اساس کتاب خدا و سنت حق رسولش با آنها ازدواج کنید. خداوند تعالی می‌فرماید:

    {وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿24﴾ وَمَن لَّمْ يَسْتَطِعْ مِنكُمْ طَوْلًا أَن يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُم مِّن فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ۚ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُم ۚ بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ ۚ فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَيْرَ مُسَافِحَاتٍ} صدق الله العظيم [النساء].
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)و آنها که توانایی ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، می‌توانند با زنان پاکدامن با ایمان از ملک یمین ازدواج کنند خدا به ایمان شما آگاه‌تر است؛ آنها را با اجازه اهل‌شان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید؛ به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند،}
    سبحان الله! این آیاتی که خداوند محرمات ازدواج را در آن بیان نموده از آیات محکم و ام الکتابند:
    {وَلَا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُم مِّنَ النِّسَاءِ} صدق الله العظيم [النساء:22].
    {با زنانی که پدران شما با آنها ازدواج کرده‌اند، ازدواج نکنید!}
    و ازدواج نکنید با:{أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الأخ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿23﴾ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ} صدق الله العظيم [النساء].

    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛)مگر ملک یمین باشنداینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است}
    سپس خداوند ازدواج با زنانی بجز گروه‌های ذکر شده را برای شما حلال فرموده است:

    {وأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}؛
    {اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید.}
    یعنی ازدواج با زنانی غیر از آنها که ذکر شد از راه ازدواج شرعی و بر اساس شریعت اسلامی برای شما حلال است. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:
    {مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ}،
    { در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید.}
    آیا این آیه نیاز به بیان و تشریح دارد؟ خیر؛ خداوند به تفصیل درمورد حرام وحلال ازدواج توضیح داده است ولی تو می‌خواهی حرام بعد از حرام را حلال کنی یعنی تو می خواهی زنای با غیر محارم را که خداوند آن را حرام نموده ، حلال کنی . که مساوی همان چیزی است که شما نام آن را ازدواج متعه-ازدواج موقت- گذاشته‌اید. ولو قسم هم بخوری من می‌دانم تو از شیعیان هستی؛ و قسم تو را باور نمی کنم زیرا می‌خواهی به صورت غیر مستقیم ازدواج متعه را ثابت کنی ولی در ظاهر نمی خواهی برای ازدواج متعه برهان بیاوری... به پروردگارم قسم که هرگز چنین نیست؛ قصد تو این است که برای ازدواج متعه- موقت- برهان آورده و آن را برای مسلمانان حلال کنی... هیهات هیهات ولی من امام مهدی به حق فتوا می‌دهم که خداوند در قرآن عظیم هیچ برهانی برای ازدواج متعه-ازدواج موقت- نازل نفرموده است و لعنت خدا بر دورغ‌گویانی باد که حرام خدا را حلال می‌کنند و آگاهانه به خدا نسبت دروغ می‌دهند؛ خداوند نسبت به کسانی که ندانسته به خدا نسبت داده و هم خود و هم امت‌شان را گمراه می‌کنند، خشمگین است. پس گفتگویمان را بر ازدواج متعه متمرکز می‌کنیم و اگر توانستی برهانی برای آن از قرآن بیاوری؛ ناصر محمد یمانی دروغ‌گویی گستاخ خواهد بود نه مهدی منتظر و اگر ناصر محمد یمانی با حکم خدا از آیات محکم قرآنش شما را ساکت کرد و از آن روگرداندید؛ همان چیزی بر سرتان می‌آید که بر سر روگردانان از حکمیت بر اساس کتاب خدا می‌آید.
    اما این که گفته‌ای: آیا نمی‌بینید من از کتاب خدا برایتان حجت می‌آورم. و من می‌گویم: به کسی که با قرآن عظیم با من محاجه می‌کند؛ خوشامد می‌گویم و به خداوند بزرگ؛ پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه بین آنهاست و به پروردگار عرش عظیم قسم که اگر تمام بندگان خدا در ملکوت آسمان‌ها و زمین جمع شوند تا با قرآن عظیم با مهدی منتظر ناصر محمد یمانی محاجه کنند؛ نتیجه آن چیزی جز غلبه من بر آنان با برهان علمی از آیات محکم کتاب خدا قرآن عظیم نخواهد بود و شرط صادقانه ما این است که برهان علمی مرا -چه جن و چه انس- هرکسی که با زبان عربی مبین آشنا باشد؛ بفهمد و من از راست‌گویانم.
    ای امت اسلام؛ شیعیان و اهل سنت درامر ازدواج متعه-ازدواج موقت- دروغ گفته و بهتان بسیار زشت و بزرگی به پروردگارشان زده‌اند. ممکن است یکی از علمای اهل سنت بخواهد سخن مرا قطع کرده و بگوید:" صبر کن صبر کن ناصر محمد یمانی؛ چه کسی به تو گفته که علمای اهل سنت ازدواج متعه را حلال کرده‌اند؟" ناصر محمد یمانی درپاسخ می‌گوید: شما هم دراین گناه و افترا زدن به خداوند شریک هستید چون می‌گویید اول خداوند آن را حلال کرده بود ولی بعد حرام شد! ای لعنت بر کسانی که به خدا افترا زده و می گویند این حلال است و این حرام بدون این که دانشی از نزد خدا داشته باشند؛ کسانی که به خداوند نسبت دورغ بزنند رستگار نخواهند شد.

    بیایید تا - از کتاب خداوند-برای شما العادون ( متجاوزان ) ؛ کسانی که به حدود الهی تعدی کرده‌ و به گناه زشت زنا که کاری بسیار ناپسند است دست می زنند را استنباط کنیم. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵)مگر از همسران یا ملک یمین( زنان مسلمانی که از کافران گریخته و به مسلمانان پناه می‌آورند) که در این صورت جای ملامت ایشان نیست. (۶) اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند (۷)}
    به فرموده خداوند تعالی بنگرید:

    {فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم،
    {اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند}
    ولی احمد عیسی ابراهیم " وَرَاءَ ذَلِكَ " را برای مردم حلال کرده و کلام خداوند تعالی را فراموش می‌کند که فرموده است:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ (6) فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ (7)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    { و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵)مگر از همسران یا ملک یمین( زنان مسلمانیکه از کافران گریخته و به مسلمانان پناه می‌آورند) که در این صورت جای ملامت ایشان نیست. (۶) اشخاصی که غیر از این را دنبال کنند، متجاوز بشمار می‌آیند (۷)}
    برادر گرامی از خدا بترس؛ فتوای جناب شیخ ابن مسعود در مورد شما درست است که گفته بود از کسانی هستی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند. برادر گرامی از خدا بترس؛ والله که من تنها زمانی خشمگین می‌شوم که می‌بینم؛ آشکارا حرام خدا را حلال می‌کنید؛ آیا تقوا نمی‌کنید؟ اگر برهان علمی از ایات محکم قرآن عظیم داری از خشم و عصبانیت امام مهدی نترس. هر ادعایی نیاز به برهان دارد؛پس اگر راست می‌گویی، با برهان علمی دهان امام ناصر محمد یمانی را ببند. اگر پرسیده بودی چرا از دست تو عصبانی شده‌ایم؛ ما با اخلاق نیکوبه حق برایت فتوا می‌دهیم. ولی شیخ احمد عیسی ابراهیم؛ من می‌بینم که انگار با فتوایت می‌خواهی آن چه راکه خدا در آیات محکم کتابش قرآن عظیم حرام کرده را حلال کنی. تا زمانی که با قرآن با من گفتگو کنی؛ حتما ناصر محمد یمانی به اذن خداوند علیم و حکیم؛ تو را خاموش خواهد کرد و اگر تو حق را می‌گویی و راه راست را تو نشان می‌دهی؛ پس ناصر محمد یمانی را خاموش ساز؛ و گفتگو ادامه دارد.


    ای انصار پیشگام برگزیده؛ در گفتگوهای امام مهدی منتظر، تماشاگر باشید؛ فکر نمی کنم تماشاگران در میدان بازی فوتبال شرکت کنند. این درخواست حقی است برای کسانی که بر سر میز گفتگوی مهدی منتظر ناصر محمد یمانی حاضر و مهمان هستند؛ مگر این که در جواب پرسش‌گران بیانات ناصر محمد یمانی را نقل شود . ولی کسانی که برای گفتگو می‌آیند؛ کار آنها را به مهدی منتظر واگذار کنید و من به اذن خداوند علیم و خبیر قادرم به حق از آیات محکم ذکر آنان را خاموش سازم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.





  5. مصدر المشاركة

    - 5 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:07 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــــ


    صبرکن صبرکن احمد عیسی از حد خود جلوتر نرو...


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..

    شیخ محترم! چیزی را که نمی‌دانی به خداوند نسبت مده! این ندانسته به خدا نسبت دادن تو؛ اطاعت از فرمان شیطان است. این امر خداوند الرحمن نیست . و حال به سراغ بیان حق کلام خداوند تعالی برویم که می‌فرماید:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    جناب شیخ احمد عیسی خداوند شما را حفظ نماید؛ فتوا درمورد بیان حق این آیات را برای شما خواهم آورد و شایسته نیست جز حق به خداوند نسبت داده شود. ما در خلال بیان این آیات به تمام مسلمانان اعلان می‌کنیم جدا کردن مادر از فرزندان یتیمش برشما حرام است و هرکس بین مادر و فرزند یتیمش که هنوز به سن رشد نرسیده؛ جدایی بیندازد؛ به حدوود الهی تعدی کرده و ظلم بسیار بزرگی در حق خود نموده
    است و فریاد خواهد زد وای بر من که هلاک شدم و در شعله‌های سوزان آتش می‌سوزد{ اشاره به آیات کریمه سوره انشقاق: فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا ﴿١١﴾ وَيَصْلَىٰ سَعِيرًا ﴿١٢﴾} جدایی انداختن بین مادر و فرزندان یتیمش که پدر را از دست داده و جز مادر کسی را ندارند؛ از بزرگ‌ترین جرایم درکتاب خداست؛ گناه این کار نزد خداوند بسیار بزرگ است.

    و برای همین خداوند شما را از جدا کردن فرزندان یتیم از مادرشان نهی می‌فرماید؛ بلکه فرمان می‌دهد اگرکسی از شما خواست با مادر یتیمان ازدواج کند؛ فرزندان و اموال آنها را هم برعهده بگیرد و باید میثاق محکمی ببندد که در حق یتیمان با قسط رفتار کند. خداوند به او فرمان می‌دهد اموال یتیمان را با اموال خودش مخلوط نکند؛ بلکه اموال آنها را کنار بگذارد و تنها بخشی از آن را برای نفقه و تربیت و تعلیم مناسب آنها بردارد. ولی اگرمی‌ترسد درمورد یتیمان قسط را رعایت نکند؛ بگذارد زن با فرزندانش بماند و شایسته نیست با او ازدواج کرده و فرزندانش را نزد اقوام بگذارد که مبادا در مورد آنها رعایت قسط را نکند. چون در این صورت بین آنها و مادرشان جدایی انداخته و باعث شده از طرف مادر هم یتیم شوند و به این ترتیب خطای بسیار بزرگی مرتکب شده است و کودکانی که آنها را از مادرشان جدا کرده اید بزرگی این جرم را می دانند و برای همین هم می‌بینید که خداوند در آیات محکم کتاب شما را از جدا کردن فرزندان یتیم از مادرشان نهی می‌فرماید. این فرمان را دراین کلام خداوند تعالی می‌یابید:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و اما بیان حق فرموده خداوند تعالی:

    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً}
    صدق الله العظيم [النساء:2].

    {{ مال يتيمان را به يتيمان دهيدو اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است}
    برای همین خداوند به کسی که می‌خواهد با مادر یتیمان ازدواج کند؛ فرمان می‌دهد فرزندانش و ارث آنها را نیز با آنها بیاورد تا آنها به سن رشد برسند ودرحضور شاهد، حق‌شان را به آنها بدهد؛ و کسی که ثروتمند است
    از خوردن مال یتیم خودداری ورزد و کسی که فقیر است به اندازه عرف مصرف کند و مال یتیم را صرف تربیت و تعلیم آنها نماید. ولی اگر می‌ترسد نتواند با یتیمان عادلانه رفتار کند؛ سزاوار و شایسته نیست بین آنها و مادرشان جدایی بیندازد؛ زنان زیادی هستند که خداوند ازدواج با آنها را برای مسلمانان حلال نموده و می‌تواند با دو یا سه یا چهار زن ازدواج کنند. و این بیان حق این فرموده خداوند تعالی است:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيدو اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید؟و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و یا مگرنمی‌دانید بیان حق این فرموده خداوند تعالى چیست:
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء}صدق الله العظيم [النساء:3].

    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، به نكاح درآوريد.}
    و مقصود خداوند این است که به شما اجازه داده نشده که بین مادر و فرزندانش جدایی بیندازید و یکی از شما با او ازدواج کند و او را از فرزندان یتیمش جدا کند؛ به هیچ وجه چنین حقی ندارید؛ بلکه اگر می‌ترسید نتوانید عدالت را در حق فرزندان یتیمش رعایت کند؛باید از آن زن چشم پوشیده و او را برای فرزندانش بگذارید؛ جز او زنان زیادی هستند که خداوند ازدواج با آنها را برای شما حلال کرده است و می‌توانید با دو، سه و یا چهار زن ازدواج کنید و این بیان حق فرموده خداوند تعالی است:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)} صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}
    و اما فرموده خداوند تعالی:
    {وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافاً وَبِدَاراً أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيّاً فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيراً فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيباً}صدق الله العظيم [النساء:6].
    {يتيمان را بيازماييد تا آنگاه كه به سن زناشويى رسند، پس اگر در آنان رشدى يافتيد اموالشان را به خودشان واگذاريد. و از بيم آنكه مباد به سن رشد رسند اموالشان را با اسراف و شتاب مخوريد. هر كه توانگر است عفت ورزد و هر كه بينواست به آن اندازه كه عرف تصديق كند بخورد. و چون اموالشان را تسليمشان كرديد كسانى را بر آنان به شهادت گيريد و خدا براى حساب كافى است}
    این به کسی اختصاص دارد که تربیت یتیمان و خوراک و پوشاک و تعلیم آنها را برعهده می‌گیرد. فرقی ندارد وصی باشد و یا کسی که وصی از او در برابر ازدواج با مادر یتیمان پیمان محکمی گرفته باشد؛ حال چه کسی می‌تواند در بیان این آیه سخنان مهدی منتظر را رد و نفی کند؟

    ای امت اسلام؛ ما هم چنان درمورد بیان آیات کثیری از قرآن عظیم -که شما آن را مهجور گذاشته‌اید- سکوت کرده‌ایم. بعضی را تشریح کرده و در مورد بعضی ایات دست نگه داشته‌ایم تا دین خداوند در نظرتان غریب نیاید. چون شما دیگر بر حق نیستید و برای همین هم حق برای‌تان غریب است؛ ولی اکثرتان نمی‌دانید.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام ناصر محمد اليماني.





  6. مصدر المشاركة

    - 6 -
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - 08 - 1431 هـ
    26 - 07 - 2010 مـ
    12:43 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــــ




    سلام الله عليكم ورحمته وبركاته ...

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    برادر پرسش‌گر؛ به امامت نگو: ولی شما در مورد نکات بسیار مهمی غفلت کردید که همان ملک یمین است . با توجه به صفت زیر نامت می‌بینم؛ تواز انصار پیشگام برگزیده هستی و حق داری در مورد موضوعی که متوجه نشدی سؤال کنی و بگوئی ای امام در مورد ملک یمین برایمان فتوا بده و امام مهدی در پاسخ تو به حق می‌گوید: آنها هم جزو یتیمان هستند؛ چون خانواده واقعی خود را ندارد چون ملک یمین زنی است که ایمان آورده ولی خانواده‌اش کافرند و زن آنها را ترک کرده و مهاجرت کرده و به نزد مؤمنان آمده است و لذا او هم یتیم ( بی خانواده ) است واسلام در مورد آنها به ما سفارش زیادی کرده تا به نیکی با آنان رفتار شود. پیش از این درمورد آنها فتوا داده‌ایم ولی حال وقت آن است که درمورد یتیمانی که صاحب اموال هستند فتوا دهیم ای مرد؛ خداوند تعالی می‌فرماید:


    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ (3) وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً(4)}صدق الله العظيم [النساء].


    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنیدو اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳) مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود. (۴)}


    و حال وقت بیان یتیمان در این آیه است چون می‌بینم احمد عیسی می‌خواهد این حکم را استنباط کند که ازدواج با بیش از یک زن بر مؤمنان حرام است مگر این که با مادرانی که فرزند یتیم دارند ازدواج کنند! و برای همین برما واجب شد که این آیه را تفصیل کنیم. ما همچنان بعضی از بیان آن را برای پاسخ به تردید کنندگانی که ندانسته به خدا نسبت می‌دهند نگه می‌داریم.
    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.





  7. مصدر المشاركة
    - 7 -
    الإمام ناصر محمد اليماني

    16 - 08 - 1431 هـ
    28 - 07 - 2010 مـ
    01:29 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    دانش بیشتر از محکمات قرآن درباره-تعداد- همسران مؤمنان
    بیان حق فرموده خداوند تعالى: {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ}
    صدق الله العظيم ..


    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    آن چه که در ادامه می‌آید نقل قولی از بیان أحمد عيسى إبراهيم است که با رنگ قرمزمشخص شده :

    فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ) مقصود از "واحدة"‌در اینجا چیست؟ و ملک یمین در اینجا یعنی چه؟ و آیا برای ما حلال است که در یک زمان هم یک همسر داشته و هم ملک یمین داشته باشیم؟ با سلام
    .
    امام ناصر محمد اليماني درجواب شما به حق فتوا می‌دهد مقصود از "واحد" در این فرموده خداوند تعالی چیست:
    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً (2) وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ(3)} صدق الله العظيم [النساء].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد یا و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است. (۲) اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید (۳)}
    و اما بیان مقصود خداوند تعالی :
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى}{اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد}در اینجا فرزندان یتیم زن بیوه مدنظر هستند چون در برابر فرزندان یتیم زن بیوه مسؤلیت بسیار بزرگی برعهده خواهد بود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوباً كَبِيراً}
    صدق الله العظيم [النساء:2].
    { مال يتيمان را به يتيمان دهيد و اموال بد (خود) را، با اموال خوب (آنها) عوض نکنید و اموال آنها را همراه با اموال خويش مخوريد، كه اين گناهى بزرگ است.}
    و اما فرموده خداوند تعالی: {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى}{اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد}؛
    در اینجا خداوند امر می‌کند برای این
    که ( مرد ) به عدم رعایت قسط در مورد فرزندان زن بیوه گناه و ظلمی بر گردنش نیفتد؛ از ازدواج با او صرف نظر کند و خداوند او را در مضیقه نگذاشته که حتما با زن بیوه‌ای که مادر یتیمان است ازدواج کند؛ بلکه خداوند ازدواج با زنان مسلمان و مؤمن باکره و غیر باکره را حلال کرده و می‌تواند با دو؛ سه یا چهار زن ازدواج کند، مگر بترسد نتواند بین زنان آزادش عادلانه رفتار کند که در این صورت به یک همسر آزاد قناعت نماید. برای همین خداوند تعالی می‌فرماید:‌
    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى فَانكِحُواْ مَا طَابَ لَكُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3].
    { اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، از زنان هر چه شما را پسند افتد، دو ، و سه و چهار به نكاح درآوريد. و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید}
    یعنی به جای ازدواج با زن بیوه‌ای که مادر یتمیان است؛ با زنان دیگر-باکره یا غیرباکره- ازدواج کند حال با دو؛ سه یا چهار زن مگر بترسد نتواند عادلانه با آنها رفتار کند و تمام توجه خود را چه از نظرمخارج و چه از نظر روابط زناشویی به یکی معطوف نماید. در اینجا خداوند فرمان می‌دهد برای این که با امر خدا در مورد رعایت عدالت میان زنانش مخالفت نکرده باشد؛ به یک همسر اکتفا نماید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌

    {وَلَن تَسْتَطِيعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَيْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ كَانَ غَفُوراً رَّحِيماً} صدق الله العظيم [النساء:129].
    {شما هرگز نمی‌توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید تا او را همانند زنی بلاتکلیف ( نه شوهردار ونه بی شوهر ) رها نمایید و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.}
    مقصود این است که در قلب‌تان از نظر میزان محبت نمی‌توانید بین آنها عدالت رعایت کنید چون قلبتان دست خودتان نیست. ولی خداوند شما را ازاین که تمام خرجی و نوبت شب را به زنی که دوست دارید اختصاص داده و دیگری را رها کنید به طوری که در وضعیت معلقی بماند و نه متأهل باشد و نه مطلقه چون این زن حقوق زناشویی‌اش را به خاطر ظلم همسرش از دست داده و شوهرش به کسی که بیشتر دوست دارد میل کرده و علاوه بر محبت بیشتر؛خرجی و نوبت شب را هم به او اختصاص می‌دهد واین مقصود خداوند تعالی از این فرموده است:
    {فَلاَ تَمِيلُواْ كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ}،{ولی تمایل خود را بکلّی متوجّه یک طرف نسازید تا او را همانند زنی بلاتکلیف ( نه شوهردار ونه بی شوهر ) رها نمایید و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.}
    و همسر دیگر بلاتکلیف و مظلوم می‌شود و از حقوق زناشویی‌اش محروم. در اینجاست که خداوند فرما می‌دهد یا او را به خوبی نگه دارید و یا با احسان رهایش کنید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يحلّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229].
    { باید به طور شایسته همسر خود را نگاهداری کند یا یا با نیکی او را رها سازد (و از او جدا شود). و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه به آنها داده‌اید، پس بگیرید}
    چون طلاق از جانب مرد بوده است نه زن و اگر طلاقش بدهد گرفتن آن چه که به او عطا کرده- مهریه و...- حرام است چون از او کام گرفته وبرای همین هم خداوند گرفتن اجر زن را بر مرد حرام کرده تا این فرمان الهی به شوهر در آیات محکم کتاب اجرایی شود:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {بعداز کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید}
    یعنی اگر چیزی از اجر زن بر گردن مرد مانده باید به او پرداخت شود چون ممکن است قسمتی از اجر زن به او پرداخت نشده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً} صدق الله العظيم [النساء:24].
    {بعد از کام گرفتن از آنان مهر واجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.}
    مگر این که زن بخشی از مهریه خود را با رضایت خاطر به شوهرش ببخشد که در این صورت استفاده از آن برای مرد روا ست. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَيْءٍ مِّنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَّرِيئاً} صدق الله العظيم [النساء:4].
    {مهر زنان را به طيب خاطر به آنها بدهيد. و اگر پاره‌اى از آن را به رضايت به شما بخشيدند بگيريد كه خوش و گوارايتان خواهد بود.}
    مهم این است که اگر با زن نزدیکی کرده باشد بعد او را طلاق دهد؛ حق ندارد اجر زن -مهریه- را به او ندهد مگر در یک حالت که زن مرتکب گناه زشت زنا شده باشد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:

    {وَلاَ تَعْضُلُوهُنَّ لِتَذْهَبُواْ بِبَعْضِ مَا آتَيْتُمُوهُنَّ إِلاَّ أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ} صدق الله العظيم [النساء:19].
    {و آنان را تحت فشار قرار ندهید که قسمتی از آنچه را به آنها داده‌اید (از مهر)، تملک کنید! مگر اینکه آنها عمل زشت آشکاری انجام دهند.}
    و این بیان مختص زنان آزاد است چون خداوند به شوهر فرمان داده تا با عدالت میان آنان رفتار کند و اگر می‌ترسد نتواند و چیزی بر گردنش بماند به یک زن آزاد بسنده کند به اضافه زنانی که ملک یمین او هستند و این زنان (الإماء) جز خدا و شوهرشان کسی را ندارند چون خانواده اصلی خود را ندارد و این "امة" خانواده نداشته و بین زنان یکی از مسلمانان زندگی می‌کند و اگر بخواهد با او ازدواج کند و یا خان
    واده‌ اش باشد؛ یعنی ولی امر اوست و می‌تواند او را به عقد مرد دیگری درآورد؛ خداوند به شما سفارش کرده که به نیکی با آنهار فتار کرده و اجرت مورد توافق آنها رابدهد؛ تا زمانی که از نظر معیشت و لباس تکفل او را داشته باشد؛ بر آن مرد حلال است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون].
    {و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵) تنها آمیزش جنسی با همسران و ملک یمین‌شان را دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند؛ (۶)}
    و این جواب سؤال جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم محترم از آیات محکم کتاب است که پرسیده بود:
    بیان فرموده خداوند تعالى چیست :{فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ}
    و به سراغ بیان فرموده خداوند تعالی می‌آییم: {ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]،
    { این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    "العائل" کیست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى} صدق الله العظيم [الضحى:8].{ و تو را فقیر یافت و بی‌نیاز نمود، }
    لذا بیان حق فرموده خداوند تعالی:{ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم،{ این بهتر از آن است که گرفتار فقر شوید}
    این بهتر از آن است تا فقیر نشود، چون تنها کسی که قدرت مالی برای دادن نفقه داشته باشد با دو یا سه یا چهار زن ازدواج می‌کند ولی اگر عدالت را بین زنانش رعایت نکند؛ یکی از آنها برعلیه او دعا کرده و از خدا می‌خواهد او را حقیر و فقیر کند ؛ پس مرد باید بداند وقتی مظلومی دعا کند؛ بین او و خداوند حجابی نیست و دعایش مستجاب است و بعد از مدتی به خاطر دعای زن مظلومش؛مالش از دستش می‌رود.
    می‌دانم جناب شیخ احمد از این سخنش چه مقصودی دارد:
    مقصود از "واحدة"‌در اینجا چیست؟ و ملک یمین در اینجا یعنی چه؟ و آیا برای ما حلال است که در یک زمان هم یک همسر داشته و هم ملک یمین داشته باشیم؟ با سلام.
    او گمان می‌کند مصود از "واحدة" یک زن است فرقی ندارد آزاد باشد یا ملک یمین و سپس می‌خواهد فتوا دهد که مردان مسلمان حق ندارند بیش از یک همسر اختیار کنند مگر در یک صورت. می‌خواهد بگوید داشتن زن آزاد و ملک یمین حلال نیست مگر در یک صورت و آن هم این که مرد با زنی بیوه ازدواج کند مگر بترسد عدالت را رعایت نکند که در این صورت به یک زن اکتفا نماید. سپس می‌گوید این تصدیق فرموده خداوند تعالی است:
    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]
    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}
    مقدمتا در پاسخ او می‌گوییم: جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم اگر چنین است؛
    مقصود خداوند تعالی از این فرموده چیست:
    {وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ (5) إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ(6)} صدق الله العظيم [المؤمنون]


    {و آنها که دامان خود را حفظ می‌کنند؛ (۵) تنها آمیزش جنسی با همسران و ملک یمین‌شان را دارند، که در بهره‌گیری از آنان ملامت نمی‌شوند؛ (۶)}؟
    ای مرد چطورمی‌خواهی این فرموده خداوند تعالی:


    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم [النساء:3]،


    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، }


    و این فرموده را : {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم [النساء:3]


    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}


    با هم درآمیزی ؟
    اما پیش از این به حق فتوا دادیم:



    {وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِي الْيَتَامَى} صدق الله العظيم؛


    {اگر شما را بيم آن است كه در كار يتيمان عدالت نورزيد، }


    مقصود یتیمانی است که پدرشان را از دست داده‌اند و فرزندان زن بیوه هستند. اما فرموده خداوند تعالی:


    {فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ} صدق الله العظيم،


    { و اگر بيم آن داريد كه به عدالت رفتار نكنيد تنها يك زن بگيريد يا به با ملک یمین ازدواج کنید این بهتر از آن است که گرفتار فقر گردید.}


    زنانی دیگری غیر از بیوگان هستند که شما از ترس عدم رعایت قسط در حق اولادشان؛ از ازدواج با آنها صرف نظر کرده‌اید. اگر مقصودت این است برادر من چنین مکن و ندانسته به خدا نسبت مده.



    امام مهدی به جناب شیخ احمد ابراهیم نصیحت می‌کند هرچقدر یک آیه قرآن درنظرت محکم بیاید؛ به ظاهر آن تکیه نکن؛ باید به صورت عام درعلم کتاب خدا قرآن عظیم رسوخ داشته باشی تا بیانت از قرآن متناقض نباشد و چیزی را که نمی‌دانی به یقین حقی است که از نزد پروردگارعالمیان آمده؛ بر زبان نرانی. درباره تفسیراز روی ظن- که کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند- برایت مثالی خواهم آورد بیان حق قرآن از خود قرآن است. خداوند تعالی می‌فرماید:



    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77].


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست}
    اول تفسیر بیان حق این فرموده خداوند تعالی را می‌آوریم:


    {أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ} صدق الله العظيم؛


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت}


    مقصود خداوند این است که در آخرت نصیبی ندارند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: {وَمَن كَانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيَا نُؤتِهِ مِنْهَا وَمَا لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِن نَّصِيبٍ} صدق الله العظيم [الشورى:20].


    {و کسی که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمی از آن به او می‌دهیم امّا در آخرت هیچ بهره‌ای ندارد! }


    و حال سراغ این فرموده خداوند تعالی می‌آییم:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ} صدق الله العظيم،


    { خداوند با آنان سخن نمی‌گوید}


    اگر بخواهی بر اساس ظاهر آیه آن را تفسیر کنی؛ آن گاه باعث شدی کلام خداوند سبحان و تعالی متناقض به نظر بیاید چون در آیه‌ای دیگر فتوا داده شده که خداوند با اهالی آتش سخن می‌گوید؛ که با بیان تو برای آیه اول متضاد است؛ چون خداوند تعالی می‌فرماید:


    {أَلَمْ تَكُنْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُم بِهَا تُكَذِّبُونَ (105) قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَكُنَّا قَوْماً ضَالِّينَ (106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ (107) قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُكَلِّمُونِ (108) إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِّنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ (109) فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيّاً حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِي وَكُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ (110) إِنِّي جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُوا أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ(111)} صدق الله العظيم [المؤمنون].


    {آیا آیات من بر شما خوانده نمی‌شد، پس آن را تکذیب می‌کردید؟! (۱۰۵) می‌گویند: «پروردگارا! بدبختی ما بر ما چیره شد، و ما قوم گمراهی بودیم! (۱۰۶) پروردگارا! ما را از این (دوزخ) بیرون آر، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم!» (۱۰۷) (خداوند) می‌گوید: «دور شوید در دوزخ، و با من سخن مگویید! (۱۰۸) گروهی از بندگانم می‌گفتند: پروردگارا! ما ایمان آوردیم؛ ما را ببخش و بر ما رحم کن؛ و تو بهترین رحم کنندگانی! (۱۰۹) امّا شما آنها را به باد مسخره گرفتید تا شما را از یاد من غافل کردند؛ و شما به آنان می‌خندیدید! (۱۱۰) ولی من امروز آنها را بخاطر صبر و استقامتشان پاداش دادم؛ آنها پیروز و رستگارند!» (۱۱۱)}


    پس فرموده خداوند تعالی برایت روشن می‌شود:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ} صدق الله العظيم [آل عمران:77]،


    { آنها بهره‌ای در آخرت نخواهند داشت؛ و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد و آنها را (از گناه) پاک نمی‌سازد؛ و عذاب دردناکی برای آنهاست}
    برایت روشن می‌شود در این آیه کلمات متشابه وجود دارد که عبارتند از:


    {وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ} صدق الله العظيم؛


    {و خداوند با آنها سخن نمی‌گوید و به آنان در قیامت نمی‌نگرد}


    مقصود این نیست که خداوند با وحی تکلیمی با آنان سخن نمی‌گوید؛ بلکه منظور این است خداوند با وحی با قلب آنان سخن نگفته و به آنها تفهیم نمی‌کند که مانند آدم -که الصلاة و السلام بر او همسرش باد- با کلماتی که خدا با وحی تفهیم به قلب آنان القا کرد از او درخواست رحمت کنند:


    {فَتَلَقَّى آدَمُ مِن رَّبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ} صدق الله العظيم [البقرة:37].


    {سپس آدم از پروردگارش کلماتی دریافت داشت؛ (و با آنها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه‌پذیر و مهربان است}


    این کلمات چه بودند؟ جواب را در آیات محکم کتاب پیدا می‌کنی:


    قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ} صدق الله العظيم [الأعراف:23].


    { گفتند: «پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم! و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی، از زیانکاران خواهیم بود}


    این کلماتی بود که آدم و همسرش از خداوند دریافت کردند. اما اگر به گفته‌های برخی از مفسرین رجوع کنید می‌بینید حدیثی را از پیامبر نقل می‌کنند که به دورغ به ایشان نسبت داده شده و از آن به عنوان سندی برای تفسیر قرآن استفاده می‌کنند:
    (وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال ‏"‏سألت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال‏:‏ سأل بحق محمد، وعلي، وفاطمة، والحسن، والحسين، ألا تبت علي فتاب عليه‏")


    ‏النجار از ابن عباس نقل می‌کند از رسول الله صلى الله عليه وسلم سؤآل کردم این کلماتی که آدم از پروردگارش دریافت کرد و توبه‌اش پذیرفته شد چه بود. فرمودند: به حق محمد و علی و فاطمة و حسن و حسین از تو می‌خواهم توبه مرا بپذیری و خداوند پذیرفت.
    خداوند برای این افترا زنندگان کافی است. به هر حال بدان در کتاب به حق درمورد وحی تفهیمی از سوی پروردگار به قلب فتوا وجود دارد؛ که آن را در این فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنی:


    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم [الشورى:51].


    { و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب، یا رسولی می‌فرستد و بفرمان او آنچه را بخواهد وحی می‌کند؛ چرا که او بلندمقام و حکیم است!}
    و اما فرموده خداوند تعالی:


    {وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً}؛


    یعنی انسان را نسزد که خداوند با او آشکارا سخن گوید؛ سخن گفتن خداوند با بشر یا از راه وحی به قلب است و اما این فرموده خداوند تعالی:


    {أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ}،


    مقصود وحی تکلیمی با صوت از پس حجاب است


    و اما این فرموده خداوند تعالی:


    {أَوْ يُرْسِلَ رَسُولاً فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ} صدق الله العظيم،


    مقصود رسول گرامی خدا جبريل عليه الصلاة والسلام است که به سوی هر بنده‌ای که خدا بخواهد فرستاده می‌شود و خداوند تعالی می‌فرماید:


    {إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (19) ذِي قُوَّةٍ عِندَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ (20) مُطَاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ (21) وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍ(22)} صدق الله العظيم [التكوير].


    {که این (قرآن) کلام فرستاده بزرگواری است [= جبرئیل امین‌] (۱۹) که صاحب قدرت است و نزد (خداوند) صاحب عرش، مقام والائی دارد! (۲۰) در آسمانها مورد اطاعت و امین است! (۲۱) و مصاحب شما [= پیامبر] دیوانه نیست! (۲۲)}


    جناب شیخ احمد عیسی ابراهیم؛ همانا که امام مهدی از تو عذر خواهی می‌کند؛ عزیز من مقصود من این نیست که تو از شیاطین بشر هستی؛ ما از تو سؤال کردیم آیا تو آن مردی هستی که درمورد علم میراث لینکی گذاشته‌ای؟ اما باور کردیم که شما نبودید پس در موردت قضاوت نمی‌کنیم و گمان کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. و برای همین هم از شما سؤآل کردیم . من حکم نکردم که تو از شیاطین بشر هستی؛ بلکه از علمای والامقام امتی. اما به من اجازه بده تا نتیجه گفتگو بین من و شما را پیشاپیش اعلان کنم؛ امام ناصر محمد یمانی با برهان علمی به اذن خدا بر تو غلبه خواهد کرد و اگر نکردم؛ مهدی منتظر نیستم. اگر با برهان علمی ملجم بر تو غلبه نکنم مهدی منتظر نیستم چون نشانه خلیفه‌ای که خداوند به عنوان امام برای مردم برمی‌گزیند قاعدتا باید این باشد که او را از نظرعلمی بر آنان برتری دهد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ} صدق الله العظيم [البقرة:247].


    {خدا او را بر شما برگزیده، و او را در علم وسعت بخشیده است.}
    و از آنجا که من امام مهدی برگزیده پروردگار عالمیان هستم؛ باید مرا از نظر علمی به شما برتری داده باشد چون این شیعیان و اهل سنت نیستند که خلیفه خداوند امام مهدی را انتخاب می‌کنند؛ هیچ بنده‌ای از بندگان خدا حق ندارد به جای خدای سبحان خلیفه انتخاب کند که این جاه طلبی بزرگی است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:


    {وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ}صدق الله العظيم [القصص:68].


    { پروردگار تو هر چه بخواهد می‌آفریند، و هر چه بخواهد برمی‌گزیند؛ آنان (در برابر او) اختیاری ندارند؛ منزه است خداوند، و برتر است از شریکانی که برای او قائل می‌شوند!}
    به ما اجازه بده اول گفتگوی خود درمورد فرائض ( میراث ) را به انجام برسانیم و به نتیجه برسیم و سپس گفتگو را در سایر موارد ادامه دهیم. پس آنجا درمورد گفتگو پیرامون فرایض سؤالی از شما می‌کنیم . پس یا شما بیان حق واین آیه را که شک و تردیدی در ان نباشد به من خبر بده و یا من بیان حق آن را به تو یاد خواهم داد و از سوی پروردگار عالمیان آن را به تفصیل و بدون این که شکی در آن راه داشته باشد؛ توضیح خواهم داد.

    وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني.

    ــــــــــــــــــــــ




  8. مصدر المشاركة
    -8-

    الإمام ناصر محمد اليماني
    25 - 08 - 1428 هـ
    08 - 09 - 2007 مـ
    01:32 صباحاً
    ــــــــــــــــــــــ


    فتوای امام درمورد تحریم ازدواج متعه-موقت- و ازدواج عرفی ..
    فتوا از امام مهدی:ازدواج چهار بار است و لاغیر. اگر هم می‌ترسید ظلم کنید به یک نفر بسنده نمایید و خداوند برای ازدواج متعه-موقت - هیچ برهانی نازل نفرموده است؛ بلکه این کار زنا و بدکاری است....

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلام ٌعلى المرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين، السلامُ علينا وعلى عباد الله الصالحين، ثمّ أمّا بعد..


    تنها می‌توان با چهار زن ازدواج کرد و لاغیر و اگر می‌ترسید در حقشان ظلم کنید تنها به یک همسر اکتفا نمایید؛ در قرآن عظیم و در سنت محمد-صلی الله علیه و آله و سلم- چیزی به عنوان ازدواج متعه- ازدواج موقت- وجود ندارد و خداوند برای آن برهانی نازل نفرموده است؛ این زنا و عملی بسیار زشت است.


    اگر در آیات سوره تدبرکنید در می یابید خداوند ابتدا حکم مربوط به زنانی را می‌آورد که ازدواج با آنان حرام است تا بعد از ذکر محارم ؛ خداوند ازدواج با بقیه زنان را برایٔتان حلال نماید به شرط اینکه با پاکدامنی و ازدواج باشد نه با زنا و این ازدواج در شریعت اسلامی برای زنان آزاد است. و هرکس از قرآن عظیم بیانی برای ازدواج متعه بیاورد او را خاموش ساخته و به حق دهانش را می‌بندم .پس هرکس ازدواج متعه را حلال می‌داند برای گفتگو در این باره تشریف بیاورد و خواهیم دید چه کسی از روی علم و هدایت با کتاب منیر سخن می‌گوید و چه کسی بدون علم و هدایت و کتاب منیر خداوند مجادله می‌کند. والسلامُ على من اتبع الهادي إلى الصراط ــــــــــ المستقيم.
    خداوند تعالی می‌فرماید:

    {حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ وَبَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُم مِّنَ الرَّضَاعَةِ وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُم مِّن نِّسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُم بِهِنَّ فَإِن لَّمْ تَكُونُوا دَخَلْتُم بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَحَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَن تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ غَفُورًا رَّحِيمًا ﴿٢٣﴾وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۖ كِتَابَ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ ۚ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ ۚ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ ۚ إِنَّ اللَّـهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا ﴿٢٤﴾صدق الله العظيم [النساء].
    {حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و عمه‌ها، و خاله‌ها، و دختران برادر، و دختران خواهر شما، و مادرانی که شما را شیر داده‌اند، و خواهران رضاعی شما، و مادران همسرانتان، و دختران همسرتان که در دامان شما پرورش یافته‌اند از همسرانی که با آنها آمیزش جنسی داشته‌اید -و چنانچه با آنها آمیزش جنسی نداشته‌اید، (دختران آنها) برای شما مانعی ندارد- و (همچنین) همسرهای پسرانی که از نسل شما هستند (-نه پسرخوانده‌ها-) و (نیز حرام است بر شما) جمع میان دو خواهر کنید؛ مگر آنچه در گذشته واقع شده؛ چرا که خداوند، آمرزنده و مهربان است. (۲۳)و زنان شوهردار (بر شما حرام است؛) مگر آنها که ملک یمین هستند اینها احکامی است که خداوند بر شما مقرّر داشته است. اما زنان دیگر غیر از اینها برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی که پاکدامن باشید و از زنا، خودداری نمایید. و با زنانی که ازدواج می‌کنید،بعد از کام گرفتن از آنان مهرواجب آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. خداوند، دانا و حکیم است.. (۲۴)}}
    امام کسانی که ندانسته به خداوند نسبت می‌دهند از کلام خداوند:
    فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً}، استفاده می‌کنند. در حالی که مقصود این است که اگر زنی را طلاق دادید که با او نزدکی نکرده‌اید؛ از نظر مادی حکمش با زنی که با وی نزدیکی کرده‌اید تفاوات دارد. اما ازدواج عرفی همان ازدواج متعه-موقت- و اصلاح جدیدی برای زناست
    ؛ حسبی الله و نعم الوکیل؛ پس چه کسی هست که به مجادله در این مورد برخیزد تا او را به حق خاموش سازم.
    والسلامُ على من اتَّبع علمَ الهُدى من العالمين.
    الإمام ناصر محمد اليماني.




  9. مصدر المشاركة
    - 9 -

    الفتوى الحقّ في قوله تعالى:
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}

    صدق الله العظيم ..



    یادداشت اصلی توسط ابو هبی نوشته شده است:


    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته
    این آیه را برای ما چگونه تفسیر می‌کنید:
    {الزَّانِي لَا يَنكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِ‌كَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِ‌كٌ ۚ وَحُرِّ‌مَ ذَٰلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿٣﴾}
    صدق الله العظيم [النور]
    و در این ایام شاهد این هستیم که زنان پاک و طاهر با کسانی ازدواج می کنند که کاملا عکس آنها هستند؛ یا برعکس؟


    برکت خدا بر تو باد امام ما

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المُرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين، وبعد..

    برادر پرسش‌گر در اینجا مقصود از نکاح؛ نزدیکی از راه زنا و نکاح غیر شرعی است و این کار بر مؤمنان حرام است
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..

    أخوك؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.
    ــــــــــــــــــــــ



  10. مصدر المشاركة

    -10-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    14 - 08 - 1433 هـ
    04 - 07 - 2012 مـ
    07:25 صباحاً
    ـــــــــــــــــــ








    تا زمانی که عده طلاق تمام نشده باشد؛ طلاق در حد یک سخن لفظی است و از نظر شرعی جاری نشده است؛ ای جماعت مؤمنین به زنان ظلم نکنید..

    نوشته اصلی توسط آمنت بنعیم رضوان الله
    آنچه که در ادامه با رنگ قرمز می‌آید نقل قولی از بیان امام مهدی است. ایشان که سلام خدا بر او باد می‌فرماید:
    نوشته اصلی توسط امام ناصر محمد یمانی:
    اگر برای بار سوم طلاق داده شد در خانه شوهرش می‌ماند تا سه ماه زمان عده تمام شود.
    و فرمان خداوند این است که این زن دیگر نمی‌تواند به سوی این مرد بازگردد مگر با کسی دیگر ازدواج کرده و طلاق بگیرد. در این صورت می‌تواند به عقد مرد اول درآید...
    سؤال به ذهنم رسید: چرا با وجود این که اجازه بازگشت و رجوع ندارند؛ باید در منزل شوهرش بماند؟ وقتی نمی‌توانند رجوع کنند؛ ماندنش چه فایده‌ای دارد... و مشروط به ازدواج زن با مرد دیگر است... لطفا به ما جواب دهید.
    و سلام علی المرسلین و الحمدلله رب العالمین.
    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على جَدّي مُحمدٍ رسول الله وآله الطّيّبين والتابعين للحقِّ إلى يوم الدين، أمّا بعد..
    خداوند تعالی می‌فرماید:



    { يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاء فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ } صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید، آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید}
    سپس دانستید که طلاق با گفتن آن به هیچ وجه جاری نمی‌شود و باید عده شرعی بگذرد تا طلاق به حساب آید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم
    { آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید ، و حساب عدّه را نگاه دارید}
    و اگر بار اول زن را طلاق داد و از تصمیمش بازنگشت تا مدت عده گذشت؛ برای بازگرداندنش باید با اجازه ولی امر زن دوباره او را عقد کرد و این یک طلاق به حساب می‌آید. و اگر بار دوم طلاقش داد و تا بعد از گذشتن زمان عده بر سر تصمیمش ماند؛ این می‌شود طلاق دوم و اگر به صورت نهایی-طلاق سوم- او را طلاق داد؛ این هم تا زمانی که عده تمام نشده طلاق شرعی نیست چون با وجود این که برای بار سوم طلاقش داده ولی از نظر شرعی دو بار او را طلاق داده است مگر این که عده طلاق نهایی بگذرد. اگرزمان عده گذشت و شوهرش قبل از تمام شدن این مدت رجوع نکرد؛ اینجا دیگر "طلاق خلعان" ( طلاق نهائی یا سه طلاقه) صورت گرفته و تا زمانی که با مرد دیگری ازدواج نکند؛ -و طلاق نگیرد- بر شوهر اول حلال نمی‌شود.
    مادر من می‌بینم که می‌گویی:" ماندن او درخانه همسرش فایده ای ندارد چون طلاق خلعان(سه طلاقه کردن)؛ آخرین طلاق است." در پاسخت می‌گویم: مادر من طلاق خلعان هم باید عده‌اش بگذرد تا از نظر شرعی طلاق به حساب آید چون بعد از رجوع از طلاق دوم؛ هنوز در عقد شوهرش است؛ آیا خبر و بیان حق ذکر را درک کردید؟ به حدود الهی تعدی نکرده و زنان را از خانه‌های‌شان بیرون نکنید مگر بعد از گذشتن زمان عده چون تا این زمان نگذرد؛ بی شک و تردید زن ازنظرشرعی هنوز در عقد شوهرش است. حتی اگر یکی از شما به زنش بگوید من تو را یک میلیون بار طلاق دادم؛ تا عده نگذرد؛ زن هنوز در عقد شوهرش است.
    و زمان عده را حساب کنید تا گناه زشت زنا رخ ندهد؛ چون وقتی عده گذشت؛ طلاق قطعی است و اگر بعد از گذشت زمان عده؛ مرد به زن نزدیک شود؛ بدون این که ولی امر زن؛ او را به عقد مرد درآورده باشد؛ این عمل زناست که راهی بسیار زشت و بد است. چون عقد دوبار و طلاق دوبار است و تنها با گذشتن عده؛ طلاق از نظر شرعی درست به حساب می‌آید.
    پس به یاد داشته باشید: بلافاصله بعد از گفتن لفظ طلاق؛ از نظر شرعی طلاق صورت نگرفته است؛ باید عده بگذرد. برای همین هم خداوند تعالی می‌فرماید: {فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ} صدق الله العظيم [الطلاق:1].
    {آنان را تا وقت عدّه طلاق دهید، و حساب عدّه را نگاه دارید}

    "طلاق خلعان" هم همین طور است و مانند طلاق اول و دوم عده دارد و تنها تفاوت آن در این است که بعد از تمام شدن عده اگر خواست زن را بازگرداند؛ دیگر زن بر او حلال نخواهد بود مگر با مردی دیگر ازدواج کند. اما مرد می‌تواند قبل از تمام شدن عده طلاق خلعان -ولو یک روز مانده به تمام شدن آن- با زن تماس داشته باشد چون هنوز عده طلاق سر نیامده و تنها دوبار طلاق شرعی صورت گرفته است و می‌تواند زن را به خوبی نگاه دارد و یا با احسان رهایش کند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    {الطَّلاَقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَن تَأْخُذُواْ مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً} صدق الله العظيم [البقرة:229].
    { طلاق دو بار است (بعد از دو مرتبه طلاق، یکی از دو کار را باید کرد ) نگاهداری (زن) به گونه‌ی شایسته (و عادلانه) یا رهاکردن (او) با نیکی و برای شما حلال نیست که چیزی از آنچه بدیشان داده‌اید بازپس بگیرید}


    چون طلاق تنها در حد لفظ است و تا عده آن نگذرد از نظر شرعی معتبر نیست. حتی "طلاق خلعی"( سه طلاقه) هم عده دارد و زن تا زمانی که عده تمام نشده اجازه ازدواج ندارد.
    بستگان زن حق ندارند او را قبل از تمام شدن عده از خانه شوهرش بیرون بیاورند چون هنوز در عقد مرد به حساب می‌آید. شوهرش هم حق ندارد قبل از تمام شدن عده، زن را از خانه‌ی خود و خانه‌ی او بیرونش کند. زن هم حق ندارد قبل از تمام شدن عده از خانه شوهرش بیرون برود؛ باشد که خداوند امر تازه‌ای مقرر فرماید و شوهر قبل از تمام شدن عده؛از طلاق دادن زن صرف نظر کند. پس ای جماعت مسلمانان به قانون طلاق پای‌بند باشید. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ ۖ وَاتَّقُوا اللَّـهَ
    رَ‌بَّكُمْ ۖ لَا تُخْرِ‌جُوهُنَّ مِن بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُ‌جْنَ إِلَّا أَن يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ ۚ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّـهِ ۚ وَمَن يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّـهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ۚ لَا تَدْرِ‌ي لَعَلَّ اللَّـهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَٰلِكَ أَمْرً‌ا ﴿1﴾} صدق الله العظيم [الطلاق].

    {ای پیامبر! هر زمان خواستید زنان را طلاق دهید،
    تا زمان عدّه، آنها را طلاق گویید و حساب عدّه را نگه دارید؛ و از خدایی که پروردگار شماست بپرهیزید نه شما آنها را از خانه‌هایشان بیرون کنید و نه آنها بیرون روند، مگر آنکه کار زشت آشکاری انجام دهند؛ این حدود خداست، و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خویشتن ستم کرده؛ تو نمی‌دانی شاید خداوند بعد از این، وضع تازه فراهم کند!}

    خدایا بیان حق کتاب را ابلاغ کردم؛ خدایا شاهد باشد.

    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله رب العالمين..
    أخوكم؛ الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.

    پیوست: طبق فرمایشات امام؛ طلاق خلعان به طلاقی گفته می‌شود که دیگر رجوع ندارد مگر زن با مرد دیگری ازدواج کرده و طلاق بگیرد( اصطلاح فارسی آن: سه طلاقه).





صفحة 1 من 2 12 الأخيرةالأخيرة

المواضيع المتشابهه

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •