النتائج 1 إلى 5 من 5

الموضوع: خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..

هذا أحد المواقع الثانوية الخاصة بتبليغ دعوة الإمام المهدي المنتظر ناصر محمد اليماني والتي لا تتضمن أية أقسام خاصة ولا رسائل ولا عضويات وبالتالي لا يمكن المشاركة فيها ولا استرجاع الحسابات المفقودة عبرها، يوجد هنا فقط موسوعة البيانات مع الترجمة لبعضها إلى مختلف اللغات، ولا يتواجد الإمام المهدي إلا في الموقع الرسمي الوحيد منتديات البشرى الإسلامية والنبإ العظيم، وهناك يمكنكم التسجيل والمشاركة والمراسلة الخاصة وأهلاً وسهلاً بكم.

مصدر الموضوع
  1. خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..

    مصدر المشاركة
    -1-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    17 – 12 – 2009 مـ
    12:52 صباحاً
    ــــــــــــــــــــ


    خردمندان(أولوالألباب) چه کسانی هستند و حقیقت درمورد الدّابة..
    { به پروردگار آسمان‌ها و زمین قسم که آن مانند سخن گفتن شما حق است }

    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على خ
    اتم الأنبياء والمُرسلين وآله التوابين المتطهرين والتابعين للحقّ إلى يوم الدين..
    برادر گرامی؛ بارک الله به تو ؛ چرا در یادداشتی که نوشته‌ای درباره منطق حقی که با عقل و منطق هم‌خوانی داشته باشد اظهار نظری از تو نمی‌بینم؟ و منطق آن چیزی است که خدا و پروردگار عالمیان در کتاب عزیز خود از آن سخن گفته است؛ هان و همانا که مهدی منتظر از سخن خداوند برای شما حجت می‌آورد و بر
    هان را از همین قرآن بیان می‌کند و برهانی که آورده را در همین قرآن پیدا می‌کنید. این برهانها از آیات محکم و بینه‌ای هستند که از آیات بنیانی کتاب ( ام الکتاب) به شمارآمده و عالم و جاهل‌تان آنها را می‌فهمند؛ مگر کسی که قلبش از حق منحرف شده واز آن تنگ باشد.

    سبحان الله؛ ای علمای مسلمین و ای امت مسلمان! فکر می‌کنید اگر در دوران نزول قرآن بر محمدٍ رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم بودید چه می‌کردید؟ در آن صورت از کسانی می‌بودیدکه نسبت به این قرآن عظیم به شدت کافر بودند، مگر کسی که پروردگارم به او رحم کرده و پیرو حق آمده از سوی پروردگارش باشد! چگونه است که از مهدی منتظر که با آیات کتاب خدا با شما محاجه می‌کند رومی‌گردانید، در حالی که یقین دارید این کتاب خداوند قرآن عظیم است و یقین دارید این کتاب از تحریف محفوظ می‌باشد!

    سؤالی که عقل و منطق مطرح می‌کند این است که اگر شما واقعاً در پی حق هستید و جز حق نمی‌خواهید پس چرا از سخنان پروردگار عالمیان رومی‌گردانید؛ آیا ناصر محمد یمانی را هم مثل دیگر مفسران امت می‌بینید که قرآن را از روی میل و هوای خود تفسیر می‌کند؛ آیا فکرنمی‌کنید؟ چقدر به شما یادآوری کرده وتذکر دهم که تنها کسانی از شما که دارای بصیرت باشند؛ متذکر شده و نسبت به حق بصیرت می‌یابند وآنان خردمندانند. تصدیق فرموده خداوند تعالی: { كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِّيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ } صدق الله العظيم [ص:29]

    {این کتابی است پربرکت که بر تو نازل کرده‌ایم تا در آیات آن تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند}
    خردمندان ( اولوالالباب ) چه کسانی هستند؟ آنها اهل تفکر ومنطقی عقلانی هستند که عقل انسان آن را قبول می‌کند؛ به خداوند قسم که تنها کسانی که تدبر کرده و عقل خود را حاکم می‌کنند هدایت خواهند شد و خداوند جز اینان احدی ازانسان‌ها را هدایت نخواهد کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی: :{ وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَن يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَىٰ ۚ فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (۱۸) } صدق الله العظيم [الزمر]
    {و کسانی که از عبادت طاغوت پرهیز کردند و به سوی خداوند بازگشتند، بشارت از آن آنهاست؛ پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    به فرموده خداوند تعالی توجه فرمایید:
    { فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿١٧﴾ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (۱۸) } صدق الله العظيم [الزمر]،

    {پس بندگان مرا بشارت ده! (۱۷) همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (۱۸)}
    لذا اهل منطق، کسی است که اهل تفکر است و در تمامی امور عقل خود را حاکم می‌کند. اما متأسفانه کسانی که اهل تفکر نیستند و از عقل خود استفاده نمی‌کنند؛ فرقی با حیوانات که از عقل خود استفاده نمی‌کنند، ندارند. آیا عقل عامل تمیز بین انسان و حیوان نیست؟ خداوند تعالی می‌فرماید:
    { أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ ۚ إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعَامِ بل هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا }
    صدق الله العظيم [الفرقان:44]

    {آیا گمان می‌بری بیشتر آنان می‌شنوند یا می‌فهمند؟! آنان فقط همچون چهارپایانند، بلکه گمراه‌ترند}
    لذا انسانی که تعقل نمی‌کند؛ کسی است که تفکر نکرده و عقل خود را تحکیم و حاکم نمی‌کند و متأسفانه خود را از سطح انسانی که عقل عامل کرامت اوست به حیوانی تنزل می‌دهد که عقل خود را به کار نمی‌برد، بلکه حتی از حیوان هم گمراهتر است چون از دیدن حقی که عقل و منطق آن را قبول می‌کند؛ محروم و نابیناست چراکه مشکل او این است که از عقلش استفاده نمی‌کند تا قلبش نسبت به حق بصیر گردد. بعد از آن که انسان از عقل خود استفاده کرد؛ قلبش بصیرت می‌یابد؛ چون قلب نابیناست امام عقل مبصر است و هیچ‌وقت نابینا نمی‌شود. تصدیق فرموده خداوند تعالی:‌
    { فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَٰكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ }
    صدق الله العظيم [الحج:46]

    {پس بی گمان بصیرت نا بینا نمی شود، ولیکن دلهایی که در سینه هاست؛ نابینا می شود.}
    و من امام مهدی از شما دعوت می‌کنم تا از عقل و منطق خود استفاده کنید؛ از شما دعوت می‌کنم نسبت به پیروی کورکورانه و بدون عقل و تفکر کافر شوید و ببینید آیا آنچه که پدران‌تان را بر‌ آن یافتید، از نظر عقل و منطق قابل قبول است یا نه؟ آن گاه برهان آشکاری از آیات محکم قرآن عظیم برای‌تان می‌آورم و خواهید دید برهانی که ناصر محمد یمانی می‌آورداز منظر عقل و منطق پذیرفتنی است و عقل در برابر حقی که از نزد پروردگار آمده خاضع می‌شود.


    ولی متأسفانه؛ با اینکه خداوند تعداد زیادی از علمای امت را از دعوت من آگاه نموده است هم‌چنان تردید دارند یعنی نه تصدیق می‌کنند و نه تکذیب. آیا می‌دانید چرا با وجود اینکه عقاید و احکام دینی را تغییر داده و آنها را درهم می‌کوبد و حکم حق خداوند را می‌آورد؛ ناصر محمد یمانی را تکذیب نمی‌کنند؟ چون عقل آنها برهان‌های آشکار او را قبول می‌کند و لذا جرأت نمی‌کنند ناصر محمد یمانی را تکذیب کنند چرا که عقل‌شان در برابر حق خاضع شده ولی متأسفانه قلب‌شان نسبت به حق آمده از نزد پروردگار یقین پیدا نکرده است و برای همین هم‌چنان در شک و تردید خود غوطه‌ورند تا قول خداوند فرا رسد:
    { وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ }
    صدق الله العظيم [النمل:82]

    { و هنگامی که فرمان عذاب آنها فرا رسد برای ايشان جنبنده‌اى از زمين بيرون مى‌آوريم كه با آنان سخن بگويد كه اين مردم به آيات ما يقين نمى‌آوردند }
    همانا که"دابة" رسول خداوند عیسی بن مریم صلّى الله عليه وعلى أمِّه وآل عمران وسلّم تسليماً است و همانا که دابة انسان است.

    خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِمَا كَسَبُوا مَا تَرَكَ عَلَىٰ ظَهْرِهَا مِن دَابَّةٍ وَلَٰكِن يُؤَخِّرُهُمْ إِلَىٰ أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِعِبَادِهِ بَصِيرًا }
    صدق الله العظيم [فاطر:45]

    {و اگر خدا بخواهد مردم را به سبب كارهايى كه كرده‌اند بازخواست كند، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد. ولى آنها را تا زمانى معين مهلت مى‌دهد و چون مدتشان به سر آمد، به اعمال بندگان خويش آگاه است}
    از این آیه مقصود از کلمه { دَابَّةٍ } را استنباط می‌کنیم؛ ولی شما دابة را حیوان دانسته‌اید و می‌د‌ٔانید این "دابة" بین مسلمانان و اهل کتاب حکم خواهد کرد. خداوند او را در سنین میان‌سالی از تابوت سکینه بر می‌انگیزد تا با شما سخن بگوید. او همان‌گونه که در کودکی و درگهواره با مردم سخن گفت، در میان‌سالی با آنان سخن خواهد گفت. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    { وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
    صدق الله العظيم [آل عمرآن:46]

    {و با مردم در گهواره و در میان سالی سخن مى‌گويدو از صالحان است}
    آیا فکر نکردید چرا خداوند تعالی نفرموده است: (يكلم الناس في المهد ومن المُرسلين) بلکه خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ }
    صدق الله العظيم
    {و با مردم در گهواره و در میان سالی سخن مى‌گويدو از صالحان است}؟
    چون آخرین پیامبری که به سوی مردم فرستاده شد، محمد رسول الله صلّى الله عليه وآله وسلّم است و لذا خداوند مسيح عيسى بن مريم را از صالحانی که پیرو مهدی منتظرناصر محمد یمانی هستند و وزیر گرامی او قرار خواهد داد.
    وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله ربّ العالمين..
    أخو الموقنين بآيات الكتاب أولي الألباب الإمام المهدي ناصر محمد اليماني




  2. مصدر المشاركة
    -2-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    18 – 12 – 2009 مـ
    09:47 مساءً
    ـــــــــــــــــــ


    پاسخ به " العادیات" از آیات محکمات

    بسم الله الرحمن الرحيم، وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..

    و سؤال "العادیات"؛ تو از مهدی منتظر چنین سؤال می‌کند:

    از قرآن مثالی درمورد "جهل تصدیقی" و "علم تصوری" برایم بیاور*.
    پایان سؤال.
    مهدی منتظر در پاسخ چنین می‌گوید: همانا که "جاهل" مقصود جاهل عقلی است و برهانی که جهل او را تصدیق می‌کند عمل و فعل او در جهان واقعیات و حقایق است. من چنین کسی را از بدترین موجودات می‌دانم که کر و گنگ است و از عقل خود استفاده نمی‌کند و برای همین هم خداوند این افراد را به سوی حق هدایت نمی‌نماید چون نه خیری برای خودشان دارند و نه خیری برای امت‌شان چون از عقل خود استفاده نمی‌کنند و به راهی که در آن هستند قانع‌اند و برای همین هم به جستجوی حق آمده از سوی پروردگارشان نمی‌روند. خداوند تعالی می‌فرماید:
    { إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِندَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿٢٢﴾ وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَّأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ ﴿٢٣﴾ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ ﴿٢٤﴾ وَاتَّقُوا فِتْنَةً لَّا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنكُمْ خَاصَّةً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(25) } صدق الله العظيم [الأنفال]
    { بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالی هستند که اندیشه نمی‌کنند. (۲۲) و اگر خداوند خیری در آنها می‌دانست، (حرف حق را) به گوش آنها می‌رساند؛ ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند. (۲۳) ای کسانی که ایمان آورده‌اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامی که شما را به سوی چیزی می‌خواند که شما را حیات می‌بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل می‌شود، و همه شما نزد او گردآوری می‌شوید! (۲۴) و از فتنه‌ای بپرهیزید که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد؛ و بدانید خداوند کیفر شدید دارد! (۲۵)}
    و از جمله بزرگ‌ترین جهل‌ها درکتاب؛ این است که حق آمده از پروردگار برای افراد روشن شود ولی چون کر و گنگ و کور‌ هستند،آن راه را در پیش نمی‌گیرند و خداوند تعالی می‌فرماید:
    { وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوا وَّهُم مُّعْرِضُونَ } صدق الله العظيم [الأنفال:23]
    { ولی اگر حق را به گوش آنها برساند، سرپیچی کرده و روگردان می‌شوند.}
    آیا جهلی بالاتر از این هم وجود دارد! برادر گرامی از خدا بترس؛ آیا مهدی منتظری را می‌خواهید که طبق میل شما رفتار و از امیال و هواهای شما پیروی نماید؟ اگرشما در مسیر هدایت بودید چه نیازی بود که مهدی منتظر برانگیخته شود؛ پس از خدا بترس. به درستی که من با بیان حق ذکر با شما محاجه می‌کنم. به خدا قسم که جاهل‌ترین مردم، کسانی هستند که خداوند آنها را ازامر من باخبر کرده و عقل‌شان به حق بودن آن یقین کرده ولی باز در تردید هستند؛ مگر کسی که پروردگارش به او رحم کند و از عقلش پیروی نماید که عقل نسبت به حق کور نمی‌شود.

    سبحان الله ؛ دریافته‌ایم عده زیادی از مردم احساس یکسانی دارند و آن تکذیب نکردن ناصر محمد یمانی است؛ چون می‌‌ترسند او مهدی منتظر باشد چون عقل و منطق بیانات او را می‌پذیرد و می‌بیند که برهان‌های علمی پشتوانه آنهاست و مانند فتواهایی که از روی ظن و گمان بیان می‌شوند نیست؛ ظن و گمانی که فرد را از حق بی‌نیاز نمی‌کند. با اینکه می‌بینند امام ناصر محمد یمانی در بسیاری از مسائل با آنها مخالفت می‌کند ولی علمای آنها جرأت نمی‌کنند قدم پیش بگذارند؛ چون می‌بینند که حجت‌های ناصر محمد یمانی حجت‌های باطل کننده است(لأنهم يرون حُجة ناصر مُحمد اليماني هي الحجة الداحضة،) و برای همین هم آنچه که دارند را عیان نکرده و نه او را تکذیب می‌کنند و نه تصدیق. و اما سفیهانی که ناسزا می‌گویند؛ دلیل جهل‌شان الفاظ بدی است که بر زبان می‌رانند و بدون علم و هدایت و کتابی منیر سخن می‌گویند؛ از آنان مباش که من ناصح امین شما هستم
    .
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    دشمن جهل و باطل کننده تمام ملت‌ها مگر ملت ابراهیم و هرکس که حنیفانه و مسلمانه پیرو اوست و از مشرکان نیست إمام مهدي ناصر محمد اليماني.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    * علم و جهل "تصوری" و تصدیقی" اصطلاحاتی در علم منطق هستند.




  3. مصدر المشاركة

  4. مصدر المشاركة
    -4-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    23 - 12 - 1429 هـ
    22 - 12 - 2008 مـ
    11:48 مساءً
    ــــــــــــــــــ

    أخي الفيصل اليمانـــي..

    بسم الله الرحمن الرحيم، برادر فیصل الیمانی؛ به ما خبر بده و خود را در تنگنا قرار نده؛ چه مانعی سر راه توست که تو را از این باز می‌دارد که برای مردم عالم از روی حقایق پرده برداری؟ آیا قبیله‌ات تو را تصدیق نمی‌کنند؟ یا افراد غافل قریه "الآقمر" حرف تو را باور نمی‌کنند-مگر کسانی که خداوند به آنان رحم کند-؟ یا پس چه؛ تو را چه می‌شود، یک ماهی که به ما وعده داده بودی در خلال آن نتیجه‌ای برای ما بیاوری در حال تمام شدن است؟ اما اگر قادر به این کار نیستی؛ حرجی برتو نیست برادر گرامی که خداوند کسی را بیش از توانش مکلف نمی‌سازد و می‌دانم تو با مردمی روبرو خواهی شد که جزاندکی؛ حق آمده از پروردگارشان را درک نمی‌کنند.... اگر انسان‌ها قبل از بعث و برانگیختگی؛ آنها را پیدا نکنند؛ خداوند ایشان را برمی‌انگیزد و زنده و با پای خود به میان مردم خواهند آمد تا از نشانه‌های عجیب خداوند باشند. آنها از اقوام اولیه‌اند که خداوند از نظر جسمی به آنها برتری و فزونی داده است - از نظر جسمی از مردم نسل حاضر قوی‌تر و درشت‌ترند-. خداوند "الرقیم" یعنی مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- را هم برخواهد انگیخت و او همان موجودی است(دابة ) که با انسان‌ها سخن گفته و ایشان را به پیروی از حق فرا می‌خواند و خود از تابعین و پیروان- مهدی منتظر- خواهد بود که مردم به آیات خداوند یقین نمی‌آورند.. وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين.

    و حال این شمایید که خداوند وصف شما را درعصر ظهورامام مهدی و خارج شدن "دابة" آورده است که به بیان حق آیات پروردگارتان یقین نمی‌آورید تا زمان وقوع وعده حق خداوند بر شما فرا رسد و خورشید از مغرب طلوع کرده و خداوند آنان را برانگیزد و اگر بخواهد قبل از این رخ خواهد داد که أمور به خداوند باز می‌گردد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاس كَانُوا بِآياتنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:٨٢].
    { هنگامی که فرمان وقوع عذاب فرا می‌رسد ما جنبنده‌ای-عیسی بن مریم- را از زمین برای مردمان بیرون می‌آوریم که با ایشان سخن که به آیات خدا ایمان نمی‌آوردند}
    فیصل یمانی هیچ حرجی بر تو نیست و أمور به خداوند باز می‌گردد و حکم باخداوند است و او اسرع الحاسبین است؛ مهم‌ این است که من مکان آنها و مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم-تسلیماً کثیراً را که همراه ایشان است به شما گفتم . آنها در زمان مقدر شده در کتاب مسطور از همان مکان مشخص و معلوم خارج شده و زنده و با پای خود راه خواهند رفت؛ آنها چهار وزیر گرامی من و از انبیاء هستند؛ اگر می‌دانستید!... و باز گشت أمور به خداوند است.
    تعجب من از علمای امت است که می‌دانند خداوند امام مهدی را امام رسول الله مسیح عیسی بن مریم -صلّى الله عليه وآله وسلّم- قرار داده ولی شأن امام مهدی منتظر را خوار دانسته و اینکه خود را به آنان معرفی و از شأن خود سخن بگوید را بر او حرام می‌کنند و تصور می‌کنند آنها هستند که او را شناخته و معرفی خواهند کرد!! و این امام حق است که در تمامی موضوعاتی که با آنان مخالف است؛ همگی شان را ساکت کرده و کوچک‌ترین حرکتی از ایشان سرنزده چون می‌دانند نمی‌توانند در برابر قدرت برهان آشکارآیات محکم قرآن عظیم حرفی بزنند. اگر با روایات با آنان بحث و جدال می‌کردم؛ می‌توانستند با توجه به کثرت روایات باطل با من مجادله کنند. ولی می‌دانم که حجت خداوند بر محمد و ناصر محمد و مردم‌شان؛ ذکر محفوظ از تحریف است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ} صدق الله العظيم [الحجر:٩].
    {ما خود ذکر-قرآن- را فرستاده‌ایم و خود ما حافظ آن می‌باشیم}
    {وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ} صدق الله العظيم [الزخرف:٤٤].
    {و قرآن مایه‌ی ذکر تو و قوم تو است، و از شما پرسیده خواهد شد}
    و در موارد اختلاف‌تان حکم مربوطه درآن آمده است. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بالحقّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النّاس بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ}
    صدق الله العظيم [النساء:١٠٥].
    {ما این کتاب را بحق بر تو نازل کردیم؛ تا به آنچه خداوند به تو نشان داده، در میان مردم قضاوت کنی؛}
    پس بعد آن به چه حدیثی ایمان دارید؟ وسلامٌ على المرسلين، والحمدُ لله ربّ العالمين..
    الإمام المهدي ناصر محمد اليماني.




  5. مصدر المشاركة
    -5-
    الإمام ناصر محمد اليماني
    02 - 10 - 1433 هـ
    20 - 08 - 2012 مـ
    04:04 صباحاً
    ـــــــــــــــــــــ


    إمام مهديّ منتظَر فتوا می‌دهد جنبنده‌ای که خارج شده و با مردم سخن خواهد گفت همانا عيسى ابن مريم عليه الصلاة والسلام است ..



    بسم الله الرحمن الرحيم، والصلاة والسلام على كافة أنبياء الله ورسله وآلهم الطيبين والتابعين الحقّ من ربّهم إلى يوم الدين لا نفرّق بين أحدٍ من رسله ونحن له مسلمون، أمّا بعد..


    امام مهدی از میهمان گرامیمان تائب الی الله معذرت می‌خواهد که یا به علت آگاه نشدن از سؤآلش و یا به یاد نیاوردن آن - به واسطه کثرت سؤال و جواب‌های عمومی و خصوصی- پاسخی به او نداده است. امام مهدی یک نفر است و سؤال کنندگان یک امتند... پس صبری جمیل داشته باشید..


    من به انصار امر نمی‌کنم؛ بلکه از ایشان می‌خواهم به صورت اختیاری اگر سؤالی پیدا کردند که به آن جواب نداده‌ایم؛ آن را همراه لینک آن بیان به صورت نامه خصوصی برایم بفرستند تا هر وقت که میسر شد به اذن خداوند به آن جواب دهیم؛ ای جماعت پرسشگران صبر پیشه کنید. امام مهدی در برابر حق‌ج
    ویان تکبر نمی‌کند؛ ما به پرسش‌گران پاسخ می‌دهیم بدون اینکه بدانیم چه کسی سؤال می‌کند. مهم پاسخ ماست که به کار حق‌جویان می‌آید خواه پرسش‌گر هدایت شود و یا نشود؛ ولی از جواب سؤآل او دیگر کسانی که با اخلاص و صادقانه به دنبال حق هستند، سود خواهند برد .

    و اما کسانی که از احزاب مختلف به دانش خود خرسند هستند، به آنان می‌گوییم: اگر برای‌تان روشن شود در فلان مسئله نظر و علم شما باطل است-چه می‌کنید؟- خداوند در ایات محکم کتاب خود به شما فتوا داده است که هر ادعایی به برهان نیاز دارد؛ خداوند تعالی فرموده است:
    {قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنتُمْ صَادِقِينَ}صدق الله العظيم [البقرة:111].

    { بگو: اگر راست می‌گویید، دلیل خود را (بر این موضوع) بیاورید}
    مثل این فتوا که ندانسته و بدون داشتن دلیلی از نزد خداوند و با پیروی از ظن و گمان وقتی در قرآن ذکر ناقه شده، فتوا داده‌اند که مقصود از"دابة" همان ناقة الله صالح است چون لفظ "آیة" برای آن به کار رفته است. می گوییم :

    بله نشانه ای است برای قوم نبی الله صالح که زمان و دوران آن گذشته و رفته است.

    تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}
    صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    { و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را، گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛ او را به حال خود واگذارید که در زمین خدا بخورد! و آن را آزار نرسانید، که عذاب دردناکی شما را خواهد گرفت}

    قصه قوم نبيّ الله صالح صلى الله عليه وآله الأطهار وسلم را دنبال می‌کنیم تا ببینیم آیا خداوند ناقه را به مکان رفیعی برد و از کشته شدن نجات داد و ناقه دیگری شبیه آن برایشان فرستاد تا آن را بکشند؟ پس برای عالم و عامه مسلمانان ازآیات محکم کتاب فتوای پروردگارعالمیان را می‌آوریم . خداوند تعالی می‌فرماید:
    {قَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا مِن قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَتَعْلَمُونَ أَنَّ صَالِحًا مُّرْ‌سَلٌ مِّن رَّ‌بِّهِ قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْ‌سِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ ﴿٧٥﴾ قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُ‌وا إِنَّا بِالَّذِي آمَنتُم بِهِ كَافِرُ‌ونَ ﴿٧٦﴾ فَعَقَرُ‌وا النَّاقَةَ وَعَتَوْا عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِمْ وَقَالُوا يَا صَالِحُ ائْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿٧٧﴾ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّ‌جْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٧٨﴾ فَتَوَلَّىٰ عَنْهُمْ وَقَالَ يَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِ‌سَالَةَ رَ‌بِّي وَنَصَحْتُ لَكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ ﴿٧٩﴾} صدق الله العظيم [الأعراف].

    {اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند: «آیا شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟!» آنها گفتند: «ما به آنچه او بدان مأموریت یافته، ایمان آورده‌ایم.» (۷۵) متکبران گفتند: «(ولی) ما به آنچه شما به آن ایمان آورده‌اید، کافریم!» (۷۶) سپس «ناقه» را پی کردند، و از فرمان پروردگارشان سرپیچیدند؛ و گفتند: «ای صالح! اگر تو از فرستادگان (خدا) هستی، آنچه ما را با آن تهدید می‌کنی، بیاور!» (۷۷) سرانجام زمین لرزه آنها را فرا گرفت؛ و صبحگاهان، جسم بی‌جانشان در خانه‌هاشان باقی مانده بود. (۷۸) (صالح) از آنها روی برتافت؛ و گفت: «ای قوم! من رسالت پروردگارم را به شما ابلاغ کردم، و شرط خیرخواهی را انجام دادم، ولی (چه کنم که) شما خیرخواهان را دوست ندارید!» (۷۹)}

    یعنی بنا بر حکمت الهی؛ خداوند ناقه را از کشته شدن نجات نداد و قوم صالح ناقه خداوند را کشتند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {وَإِلَىٰ ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُ‌هُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْ‌ضِ وَاسْتَعْمَرَ‌كُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُ‌وهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَ‌بِّي قَرِ‌يبٌ مُّجِيبٌ ﴿٦١﴾ قَالُوا يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْ‌جُوًّا قَبْلَ هَـٰذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِ‌يبٍ ﴿٦٢﴾ قَالَ يَا قَوْمِ أَرَ‌أَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّ‌بِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَ‌حْمَةً فَمَن يَنصُرُ‌نِي مِنَ اللَّـهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ‌ تَخْسِيرٍ‌ ﴿٦٣﴾ وَيَا قَوْمِ هَـٰذِهِ نَاقَةُ اللَّـهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُ‌وهَا تَأْكُلْ فِي أَرْ‌ضِ اللَّـهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِ‌يبٌ ﴿٦٤﴾ فَعَقَرُ‌وهَا فَقَالَ تَمَتَّعُوا فِي دَارِ‌كُمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ذَٰلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ‌ مَكْذُوبٍ ﴿٦٥﴾ فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُ‌نَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَ‌حْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَ‌بَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿٦٦﴾ وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِ‌هِمْ جَاثِمِينَ ﴿٦٧﴾ كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا أَلَا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُ‌وا رَ‌بَّهُمْ أَلَا بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿٦٨﴾} صدق الله العظيم [هود].

    { و بسوی قوم «ثمود»، برادرشان «صالح» را گفت: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید، که معبودی جز او برای شما نیست! اوست که شما را از زمین آفرید، و آبادی آن را به شما واگذاشت! از او آمرزش بطلبید، سپس به سوی او بازگردید، که پروردگارمنزدیک، و اجابت‌کننده است!» (۶۱) گفتند: «ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی! آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان می‌پرستیدند، نهی می‌کنی؟! در حالی که ما، در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان می‌کنی، در شک و تردید هستیم!» (۶۲)گفت: «ای قوم! اگر من دلیل آشکاری از پروردگارم داشته باشم، و رحمتی از جانب خود به من داده باشد اگر من نافرمانی او کنم، چه کسی می‌تواند مرا در برابر وی یاری دهد؟! پس، شما، جز اطمینان به زیانکار بودنتان، چیزی بر من نمی‌افزاید! (۶۳) ای قوم من! این «ناقه» خداوند است، که برای شما نشانه‌ای است؛ بگذارید در زمین خدا به چرا مشغول شود؛ هیچ گونه آزاری به آن نرسانید، که بزودی عذاب خدا شما را خواهد گرفت!» (۶۴) آنها آن (ناقه) را از پای در آوردند! و (صالح به آنها) گفت: سه روز در خانه‌هایتان بهره‌مند گردید؛ (و بعد از آن، عذاب الهی فرا خواهد رسید؛) این وعده‌ای است که دروغ نخواهد بود!» (۶۵) و هنگامی که فرمان ما فرا رسید، صالح و کسانی را که با او ایمان آورده بودند، به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوایی آن روز، رهایی بخشیدیم؛ چرا که پروردگارت قوی و شکست ناپذیر است! (۶۶) و کسانی را که ستم کرده بودند، صیحه فروگرفت؛ و درجای خود مردند (۶۷) آنچنان که گویی هرگز ساکن آن دیار نبودند! بدانید قوم ثمود، پروردگارشان را انکار کردند! دور باد قوم ثمود (۶۸)}


    ای مرد برایت روشن شد که قوم ثمود در برابر امر پروردگارشان عصیان کرده و به ناقه دست‌اندازی کرده و او ر
    ا پی کردند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْ‌سَلِينَ ﴿١٤١﴾ إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿١٤٢﴾ إِنِّي لَكُمْ رَ‌سُولٌ أَمِينٌ ﴿١٤٣﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٤٤﴾ وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ‌ إِنْ أَجْرِ‌يَ إِلَّا عَلَىٰ ربّ الْعَالَمِينَ ﴿١٤٥﴾ أَتُتْرَ‌كُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿١٤٦﴾ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿١٤٧﴾ وَزُرُ‌وعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿١٤٨﴾ وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِ‌هِينَ ﴿١٤٩﴾ فَاتَّقُوا اللَّـهَ وَأَطِيعُونِ ﴿١٥٠﴾ وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ‌ الْمُسْرِ‌فِينَ ﴿١٥١﴾ الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿١٥٢﴾ قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِ‌ينَ ﴿١٥٣﴾ مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿١٥٤﴾ قَالَ هَـٰذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْ‌بٌ وَلَكُمْ شِرْ‌بُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿١٥٥﴾ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿١٥٦﴾
    فَعَقَرُ‌وهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿١٥٧﴾ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُ‌هُم مُّؤْمِنِينَ ﴿١٥٨﴾ وَإِنَّ رَ‌بَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّ‌حِيمُ ﴿١٥٩﴾} صدق الله العظيم [الشعراء].

    { قوم ثمود رسولان را تکذیب کردند، (۱۴۱) هنگامی که صالح به آنان گفت: «آیا تقوا پیشه نمی‌کنید؟! (۱۴۲) من برای شما پیامبری امین هستم! (۱۴۳) پس تقوای الهی پیشه کنید و مرا اطاعت نمایید! (۱۴۴) من در برابر این دعوت، اجر و پاداشی از شما نمی‌طلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است! (۱۴۵) آیا شما تصوّر می‌کنید همیشه در نهایت امنیّت در نعمتهایی که اینجاست می‌مانید، (۱۴۶) در این باغها و چشمه‌ها، (۱۴۷) در این زراعتها و نخلهایی که میوه‌هایش شیرین و رسیده است؟! (۱۴۸) و از کوه‌ها خانه‌هایی می‌تراشید، و در آن به عیش و نوش می‌پردازید! (۱۴۹) پس از خدا بترسید و مرا اطاعت کنید! (۱۵۰) و فرمان مسرفان را اطاعت نکنید! (۱۵۱) همانها که در زمین فساد می‌کنند و اصلاح نمی‌کنند!» (۱۵۲) گفتند: تو از افسون شدگانی (و عقل خود را از دست داده‌ای!) (۱۵۳) تو فقط بشری همچون مائی؛ اگر راست می‌گویی آیت و نشانه‌ای بیاور!» (۱۵۴) گفت: «این ناقه‌ای است برای او سهمی و برای شما سهم روز معینّی است! (۱۵۵) کمترین آزاری به آن نرسانید، که عذاب روزی بزرگ شما را فرا خواهد گرفت!(۱۵۶) سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده آن را «پی» کردند؛ (و هلاک نمودند) سپس از کرده خود پشیمان شدند!(۱۵۷) و عذاب الهی آنان را فرا گرفت؛ در این، آیت و نشانه‌ای است؛ ولی بیشتر آنان مؤمن نبودند! (۱۵۸) و پروردگار تو عزیز و رحیم است! (۱۵۹)}
    بعد از پیگیری قصه نبی الله صالح و قومش و ناقه که نشانه و آیه خداوند برای آنان بود، برای‌مان روشن شد که این نشانه گذشته و تمام شده و آنها به یقین آن را کشتند. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ‌ ﴿٢٣﴾ فَقَالُوا أَبَشَرً‌ا مِّنَّا وَاحِدًا نَّتَّبِعُهُ إِنَّا إِذًا لَّفِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ‌ ﴿٢٤﴾ أَأُلْقِيَ الذِّكْرُ‌ عَلَيْهِ مِن بَيْنِنَا بَلْ هُوَ كَذَّابٌ أَشِرٌ‌ ﴿٢٥﴾ سَيَعْلَمُونَ غَدًا مَّنِ الْكَذَّابُ الْأَشِرُ‌ ﴿٢٦﴾ إِنَّا مُرْ‌سِلُو النَّاقَةِ فِتْنَةً لَّهُمْ فَارْ‌تَقِبْهُمْ وَاصْطَبِرْ‌ ﴿٢٧﴾ وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْمَاءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ كُلُّ شِرْ‌بٍ مُّحْتَضَرٌ‌ ﴿٢٨فَنَادَوْا صَاحِبَهُمْ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ‌ ﴿٢٩﴾ فَكَيْفَ كَانَ عَذَابِي وَنُذُرِ‌ ﴿٣٠﴾ إِنَّا أَرْ‌سَلْنَا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً وَاحِدَةً فَكَانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ‌ ﴿٣١﴾ وَلَقَدْ يَسَّرْ‌نَا الْقُرْ‌آنَ لِلذِّكْرِ‌ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ‌ ﴿٣٢﴾}

    صدق الله العظيم [القمر].
    { قوم ثمود نیز بیم‌دادنها و برحذر داشتنهای (پیغمبر خود صالح) را تکذیب کردند و دروغشان نامیدند. (۲۳) آنان گفتند: آیا از انسانی از خودمان پیروی کنیم که تنها هم هست؟ در صورت پیروی از او، ما گمراه و دیوانه خواهیم بود. (۲۴) آیا از میان همه‌ی ما وحی بدو شده است؟! بلکه او بسیار دروغگو و خودخواه است(۲۵) فردا خواهند دانست که بسیار دروغگوی متکبّر و خودخواه کیست. (۲۶) ما ماده شتر را برای امتحان ایشان می‌فرستیم در انتظار پایان کار آنان باش و صبر کن! (۲۷)و به آنها خبر ده که آب (قریه) باید در میانشان تقسیم شود، و هر یک در نوبت خود باید حاضر شوند! (۲۸) آنها یکی از یاران خود را صدا زدند، او به سراغ این کار آمد و (ناقه را) مجروح کرد و کشت!(۲۹) پس عذاب و انذارهای من چگونه بود! (۳۰) ما فقط یک صیحه بر آنها فرستادیم و بدنبال آن همگی بصورت گیاه خشکی درآمدند که صاحب چهارپایان (در آغل) جمع‌آوری می‌کند! (۳۱) ما قرآن را برای یادآوری آسان ساختیم؛ آیا کسی هست که متذکّر شود؟! (۳۲)}
    پس او را مجروح کرده و کشتند و کار او تمام شد وخداوند آنها را بخاطر گناهان‌شان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد. تصدیق فرموده خداوند تعالی:
    {كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا ﴿١١﴾ إِذِ انبَعَثَ أَشْقَاهَا ﴿١٢﴾ فَقَالَ لَهُمْ رَ‌سُولُ اللَّـهِ نَاقَةَ اللَّـهِ وَسُقْيَاهَا ﴿١٣﴾ فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُ‌وهَا فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَ‌بُّهُم بِذَنبِهِمْ فَسَوَّاهَا ﴿١٤﴾ وَلَا يَخَافُ عُقْبَاهَا ﴿١٥﴾}صدق الله العظيم [الشمس].

    { قوم «ثمود» بر اثر طغیان، تکذیب کردند، (۱۱) آنگاه که شقی‌ترین آنها بپاخاست، (۱۲) و فرستاده الهی [= صالح‌] به آنان گفت: «ناقه را با آبشخورش واگذارید (۱۳) ولی آنها او را تکذیب و ناقه را پی کردند (و به هلاکت رساندند)؛ از این رو پروردگارشان آنها را بخاطر گناهانشان در هم کوبید و با خاک یکسان و صاف کرد! (۱۴) و او هرگز از فرجام این کاربیم ندارد! (۱۵)}
    بیایید تا برایتان روشن کنم این مرد چرا از ظن و گمان پیروی کرده است. جواب را در فرموده خداوند تعالی پیدا می‌کنید: {وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ قَدْ جَاءَتْكُمْ بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً} صدق الله العظيم [الأعراف:73].

    { و به سوی (قوم) ثمود، برادرشان صالح را (فرستادیم)؛ گفت: «ای قوم من! خدا را بپرستید، که جز او، معبودی برای شما نیست! دلیل روشنی از طرف پروردگارتان برای شما آمده: این «ناقه» الهی برای شما معجزه‌ای است؛}

    این مرد خواهد گفت: " آیا نمی‌بینید لغت "آیه" دو جا آمده است؟ و خداوند تعالی می‌فرماید:
    {وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآَيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ} صدق الله العظيم [النمل:82]؟".

    {و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد جنبنده‌ای را از زمین برای آنها خارج می‌کنیم که با آنان تکلّم می‌کند (مسیح عیسی بن مریم) که مردم به آیات ما ایمان نمی‌آوردند}

    کسانی که دنباله‌رو ظن و گمان هستند خواهند گفت:" آیا نمی‌بینید که در دو جا از آیه ذکر به میان آمده است یکی در جایی که از ناقه یاد می‌شود یکی در جایی که از دابة سخن به میان می‌آید؟ و بر این اساس تصور می‌کنند دابة همان ناقة است. امام مهدی ناصر محمد یمانی در جواب کسانی که دنباله‌رو ظن و گمان هستند می‌گوید: این پیروی از ظن است ولی ظن کسی را از حق بی‌نیاز نمی‌کند و دلیل این گمان که ناقه همان دابة است به میان آمدن نام آیة است و چقدر مردم جاهلی هستید! این تفسیر قرآن با قرآن نیست، اشتباه می‌کنید. بلکه تفسیر قرآن با قرآن باید بی شک و تردید وهمان طور که امام مهدی ناصر محمد یمانی انجام می‌دهد، بر اساسی متین وآشکاراستوار وهمراه با برهان واضح باشد؛ به وضوح خورشید در حال طلوع... و برخلاف دروغی که نادانان به ما نسبت می‌دهند در تفاسیر ما تناقضی پیدا نمی‌شود. ما اعتراف می‌کنیم که در بیانات ما خطاهای لغوی وجود دارد و این حجت ما برشماست نه حجت شما بر ما و الحمدلله. به خدا قسم که آنها مقصود ناصر محمد یمانی را در تمام بیاناتش می‌دانند و می‌فهمند و مهم و اساس این است که آنها گفته های مرا می فهمند.

    و اما دابة به هرچیزی اطلاق می‌شود که روی زمین حرکت می‌کند چه انسان باشد و چه حیوان؛ درکتاب به همه اینها دابة گفته می‌شود؛ در تعداد زیادی از آیات محکم قرآن عظیم صحبت از "دواب" شده که مقصود آن "انسان‌ها" هستند . ودوم اینکه که مردم منتظر خروج ناقة الله صالح علیه الصلاة و السلام نیستند؛ بلکه در انتظار برانگیخته شدن امام مهدی و خروج دابة از زمین یعنی مسیح عیسی بن مریم صلی الله علیه و آله وسلم و خروج مسیح کذاب از بهشت فتنه هستند.

    ای مرد؛ بیان امام ناصر محمد یمانی را هر انسان عاقلی می‌پذیرد، چون بیان حق کتابی و ذکر و پندی برای خردمندان است و تنها بدترین جنبندگان، آنانی که گنگ و کرند و تعقل نمی‌کنند آن را انکار می‌کنند. از آنان نباش، برادر گرامی از شکرگذاران باش. خدا را حمد و ستایش کن که مقدر نموده در زمانی زندگی کنی که مهدی منتظر برانگیخته می‌شود تا مردم را از ظلمات بیرون برده و به سوی نور ببرد. این فضل عظیم خداوند بر شماست ، پس ای امت امام مهدی ناصر محمد یمانی از شکرگذاران باشید.
    وسلامٌ على المرسلين، والحمد لله ربّ العالمين..
    أخوكم الإمام المهديّ ناصر محمد اليماني




المواضيع المتشابهه

ضوابط المشاركة

  • لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
  • لا تستطيع الرد على المواضيع
  • لا تستطيع إرفاق ملفات
  • لا تستطيع تعديل مشاركاتك
  •